بند سوم. تفاوت مفهوم و کاربرد سوءاستفاده از حق و قاعده لاضرر ۳۴
گفتار دوم. حیله و تقلب و تدلیس در حقوق ایران و انگلیس. ۳۶
بند اول. شباهت مفهومی نظریه حیله و تقلب، با منع سوءاستفاده از حق ۳۶
بند دوم. شباهت ساختار مفهوم سوء عرضه (تدلیس)و مفهوم سوءاستفاده از حق ۳۷
گفتارسوم. مفاهیم معامله به قصد فرار از دین و جهت معامله ومعامله صوری در حقوق ایران و انگلستان ۴۲
بند اول. مفهوم معامله به قصد فرار از دین و تمایز آن با سوءاستفاده از حق ۴۲
بند دوم. مفهوم نظریه جهت نامشروع ۴۴
بند سوم. معامله صوری در نظام حقوقی ایران و انگلستان ۴۶
بخش دوم . معیار های نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات مقامات اداری در قوانین و رویه قضایی ایران و انگلستان ۵۱
فصل اول. معیار های نظارت قضایی در قوانین و رویههای قضایی ایران و انگلستان ۵۲
گفتار اول. معیارهای نظارت قضایی در قانون و رویه دیوان عدالت اداری ایران ۵۳
بند اول. معیارهای موجود در قانون دیوان عدالت اداری و قوانین مرتبط ۵۳
بند دوم. معیار های نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات در آراء دیوان عدالت اداری ۵۶
الف. اصل تناسب ۵۷
ب. اصل قانونی بودن ۵۷
گفتار دوم. معیار های نظارت قضایی در رویه دادگاه های اداری انگلیس. ۶۱
فصل دوم. بررسی تطبیقی معیارهای نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات در حقوق انگلستان با نظام حقوق اداری ایران ۶۴
گفتاراول. نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات مقامات اداری در انگلستان و رویه دیوان عدالت اداری ۶۶
بند اول. قلمرو نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات مقامات اداری ۶۶
بند دوم. سوءاستفاده از اختیارات مقام اداری و قاعده خروج از صلاحیت ۶۷
گفتار دوم. معیار های نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات درحقوق انگلستان در تطبیق با رویه حاکم بر دیوان عدالت اداری ۷۰
بند اول. معیارهای نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات استناد شده در دادگاه های اداری انگلستان و کاربرد آن ها در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ۷۲
۱.قانون مداری در رویه دیوان عدالت اداری ۷۲
۲.مفهوم اصل عقلائی بودن و تناسب آن با رویه دیوان عدالت اداری ۷۴
الف .هدف نا مناسب ۷۶
ب. رویه نا مناسب و بکارگیری عوامل مرتبط ۷۷
بند دوم. نظارت قضایی و معیار سوءاستفاده از اختیار در آراء شعب دیوان عدالت اداری ۷۸
نتیجه گیری ۸۳
فهرست منابع ۸۵
با گسترش مفهوم اداره و نقش پررنگ نهادها و مقامات اداری در زندگی روزمره شهروندان دیگر تردیدی در ضرورت وجد گستره وسیعی از صلاحیتها چه اختیاری و چه تکلیفی برای مقامهای اداری وجود ندارد؛ آنچه در این شرایط اهمیت مییابد نحوه و کیفیت نظارت قضایی بر اعمال این صلاحیتهاست.
گاه رخ میدهد که اعمال صلاحیتهای اختیاری کاملاً در چارچوب قانون بوده و با رعایت تمام موازین و مقررات همراه بوده اما با بررسی دقیق و موشکافانه محرز میشود که این اعمال نهتنها در راستای منافع عمومی نبوده بلکه در جهت و منافع شخصی، فشارهای احزاب و . بوده است. این قبیل اعمال صلاحیتها ضرورت شناسایی مفهوم سوءاستفاده و گستره ابعاد آن در اقدامات مقامات اداری را نمایان میکند. این مفهوم را میتوان در حقوق انگلستان مفهومی شناختهشده بشمار آورد.
سوءاستفاده به انگیزه و محرک مقام اداری برمیگردد مقام اداری چرا باید عملی را بهموقع اجرا گذارد سؤال که میتواند مطرح شود این است که یک مقام اداری به چه علت یک عمل را انجام میدهد؟ با نتایج حاصل از بررسی قضیه APPH v Wednesbury Corporation(1997) یک دلیل برای اینکه سوءاستفاده از اختیار رخ دهد را می توان این عنوان کرد که مقام اداری به وقایع و حقایقی اعتبار بخشد که درواقع در مسیر پرونده نباید در نظر گرفته میشدند. دومین مورد زمانی است که مقام اداری حتی با رعایت تمام جوانب امر تصمیم اتخاذ کند، که هیچ مقام اداری معقولی در
شرایط برابر چنین تصمیمی نخواهد گرفت، که این امر از زمان قضیه CCSU v Minister for the Civil Service(1984) اغلب با عنوان غیرمنطقی[۱](بیخردی) یاد میشود.[۲]
در نظام حقوقی ما با توجه به اهمیت روزافزون این بحث میتوان با وحدت ملاک از رویههای موجود در انگلستان مفهوم سوءاستفاده را شناسایی نمود و با ایجاد نهادهای نظارتی مناسب یا گسترش نهادهای موجود از نفوذ سوءاستفاده در تصمیمات مقامات اداری و تحتالشعاع قرار دادن منافع عمومی جلوگیری کرد.
در قانون دیوان عدالت اداری ایران به عنوان نهادی که وظیفه نظارت قضایی بر اعمال اداره را بر عهده دارد مفهوم سوءاستفاده بهعنوان دلیلی برای بیاعتبار کردن اقدامات و تصمیمات مقامات اداری مورداستفاده قرارگرفته است، اما در رویه دیوان نشانی از استناد به این مفهوم و شناسایی آن در قالب نظارت قضایی یافت نمیشود. هرچند مفهوم سوءاستفاده از صلاحیت دارای سابقه چشمگیری نیست، اما با بررسی سیر کنونی رویه دیوان عدالت اداری به نظر میرسد این مفهوم اهمیتی دوچندان یافته است.
سوءاستفاده عنوان عامی است که از حقوق فرانسه وارد حقوق ایران شده است و این عنوان در مفهوم ساده و ابتدایی، استفاده از صلاحیت به مفهوم عام(اختیاری یا تکلیفی) مغایر هدف اعطاء صلاحیت شناخته میشود. در حقوق عمومی مقام اداری دارای صلاحیتهای گسترده اختیاری هستند که اعمال این صلاحیتها گاه در چارچوب قانونی میتواند مغایر با منافع عمومی و با انگیزه های سوء مانند تمایل فردی، خواسته های گروهی، فشار احزاب و . اعمال شود. درواقع، در سوءاستفاده از اختیارات مقام اداری تصمیم خویش در لفافهای از قانونمداری و منافع عمومی ولی برای تامین منافع شخصی و گروهی اتخاذ می کند. لذا، پیچیدگی و اهمیت موضوع، نظارت دقیق قضایی
مطلب دیگر :
بایگانیهای پایان نامه ها و مقالات - منبع دانلود فایل های پایان نامه ارشد
را میطلبد و نظامهای گوناگون حقوقی معیارهای متنوع و فنی را برای این نوع نظارت در نظر
گرفتهاند. فقدان نظارت موثر بر این امر و نواقص فراوان در معیارهای احراز سوءاستفاده از اختیارات نیاز به این پژوهش را دوچندان میسازد.
منطق نظارت پس از عملی شدن یک اقدام بر نظارت در حین اجرا نیز صادق است افزون بر این هر یک از قوای حکومتی موظف است بر عملکرد و اقدامات مقامات و نهادهای تحت اداره ی خود نظارت کند. این نوع نظارت را نظارت درون قوه ای می نامند. با این حال، هدف از ایجاد نظام نظارت و تعادل این است که به نظارت درون قوه ای اکتفا نشود زیرا با اینکه انجام عمل و نظارت در دو مرحله ی جداگانه صورت می گیرد ولی اختیار و مسئولیت انجام عمل و نظارت بر این عمل در نهایت درون یک قوه متمرکز است و همچنان احتمال سوءاستفاده یا اهمال کاری در آن قوه وجود دارد. بنابراین با وجود چنین اتحادی احتمال دستیابی به هدف مورد نظر قانونگذار از نظارت پایین می آید. به دیگر سخن هدف اصلی و نهایی این بوده است که نوعی نظارت برون قوهای بر اقدامات هر یک از شعبههای حکومت وجود داشته باشد.
هرچند در اعمال صلاحیتهای اختیاری آزادی عمل و ابتکار بیشتری به مقام اداری داده میشود ولی اعطای صلاحیت اختیاری به معنای اتخاذ اقدامات و تصمیمات خودسرانه و دلبخواهانه نیست و اداره حق سوءاستفاده از این وضعیت را ندارد. مقام اداری نمیتواند با استناد به عناوینی چون «مصلحت» و «مقتضیات» اداری از قدرت خود سوءاستفاده کند.[۳]
نظارت قضایی بر سوءاستفاده از صلاحیتهای اختیاری مقامات اداری، ابزاری جهت کنترل اعمال نهادهای عمومی میباشد. این ابزار را میتوان بهعنوان یکی از ملزومات رسیدن به دولت قانون مدار و حکمرانی خوب مورد بررسی قرار داد. در سوءاستفاده از اختیارات مقام اداری تصمیم خویش در لفافهای از قانونمداری و منافع عمومی ولی برای تامین منافع شخصی و گروهی اتخاذ می کند. لذا، پیچیدگی و اهمیت موضوع، نظارت دقیق قضایی را میطلبد و نظامهای گوناگون حقوقی معیارهای متنوع و فنی را را برای این نوع نظارت در نظر گرفتهاند. فقدان نظارت موثر بر این امر و نواقص فراوان در معیارهای احراز سوءاستفاده از اختیارات نیاز به این پژوهش را دوچندان میسازد
مفهوم سوءاستفاده در نظارت قضایی بر اعمال صلاحیتهای مقامات اداری تنها مفهومی نام برده شده در قانون دیوان عدالت اداری است و جایگاه شایسته خودرا در رویه دیوان نیافته است با توجه به پیش بینی این مفهوم در قانون دیوان عدالت اداری و با بهره گیری از تجربیات نظامهای حقوقی دیگر همچون انگلستان که دارای رویه کارآمد تر در برخورد بااین مفهوم است میتوان مفهوم سوءاستفاده رادر چارچوب نظارت قضایی بر صلاحیتهای مقامات اداری معیاربندی کرد.
هدف از این پژوهش شناسایی مفهوم سوءاستفاده و بررسی مصادیق آن دراعمال صلاحیتهای مقامات اداری ایران است. برای این منظور و جلوگیری از گسترش سوءاستفاده و شناسایی معیارهای مناسب نظارت قضایی از رویههای موجود و اصول نظارتی نظام حقوق اداری در حقوق انگلستان بر سوءاستفاده های مقامات از صلاحیتشان بهره میگیریم.
رویه کنونی در نظام حقوق اداری انگلستان رو به سویی دارد که با بهره گرفتن از تعدادی از اصول کلی حقوقی همچون قانونی بودن و اصولی همچون انصاف تصمیمات مقامات اداری توسط نهادهای نظارتی سنجیده میشود و دامنه سوءاستفاده از صلاحیتهای مقامات اداری کاسته میشود؛ با معیارهایی از قبیل قانونیت، عقلانی بودن عمل مقام اداری و یا رعایت اصولی همچون اصل انصاف دستاوردهای شایستهای در پیشگیری از سوءاستفاده از اختیارات و نظارت بر آن داشته است. همچنین از معیارهای متفاوتی همچون خواندن بین خطوط قانون و بسط حقوق عمومی برای نگه داشتن دولت در مسیرخط مشی ها طراحی شده استفاده میشود. معیارهایی که مبتنی بر استعداد قضایی و اصول غیر سیاسی است لذا قابلیت استفاده در نظام های حقوقی مختلف از جمله نظام حقوقی ایران را دارد.
الف. پرسش اصلی
نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات مقام اداری در دو نظام حقوقی ایران و انگلستان چگونه صورت میگیرد؟
ب. پرسشهای فرعی
– با وجود شناسایی سوءاستفاده از صلاحیتهای مقامات اداری در قانون دیوان عدالت اداری، مفهوم فوق در رویه قضایی این مرجع چه نمودی یافته است؟
گفتار نخست: نظارت سیاسی ۲۲
گفتار دوم : نظارت قضایی و حقوقی ۲۷
بند نخست: نظارت قضایی ۲۷
بند دوم: نظارت حقوقی ۳۰
گفتار سوم: نظارت اداری ۳۴
بند نخست: راه های کنترل اداری ۳۵
بند دوم: اهداف کنترل اداری ۳۶
بند سوم: شاخص های نظارت اداری ۳۷
گفتار چهارم: نظارت از طریق کمیسیون اصل نود۳۹
مبحث سوم: کلیات مفهومی و اقسام فساد. ۴۴
گفتار نخست : تعریف فساد. ۴۴
گفتار دوم : اقسام فساد. ۴۶
بند نخست : تقسیم بندی فساد از حیث درجه و ماهیت. ۴۶
بند دوم: تقسیم بندی فساد از حیث میزان و دفعه. ۴۸
گفتار سوم: نقش نهادهای نظارتی در ارتباط با فساد. ۵۰
بند نخست: حوزه نظارت و بازرسی نهادهای فراقضایی ۵۰
بند دوم: تاثیر نهادهای نظارتی بر کاهش فساد. ۵۲
فصل دوم: ساختار تشکیلاتی و حقوقی کمیسیون اصل نود و نهادهای بازرسی فراقضایی مدرن (آمبودزمان) ۵۵
مبحث نخست : مبانی قانونی و صلاحیتهای کمیسیون اصل نود. ۵۶
گفتار نخست : مبانی قانونی کمیسیون اصل نود. ۵۷
گفتار دوم : اعتبار و جایگاه کمیسیون اصل نود در ایران ۵۸
مبحث دوم : صلاحیت ، رویه و تشکیلات کمیسیون اصل نود. ۵۹
گفتار نخست : چگونگی رسیدگی کمیسیون اصل نود به شکایات. ۶۰
گفتار دوم : گستره نظارت کمیسیون اصل نود. ۶۱
گفتار سوم : بررسی ابهام عبارت «طرز کار» در اصل نود قانون اساسی ۶۲
بند نخست: ادله شمول عبارت «طرز کار» به امور کلی و سیاست های کلان ۶۴
بند دوم: ادله شمول عبارت «طرز کار» به امور جزیی ۶۵
گفتار چهارم: تشکیلات کمیسیون اصل نود. ۶۷
بند نخست: از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تا سال ۱۳۶۵ ۶۸
بند دوم: از زمان تصویب قانون نحوه اجرای اصل نود قانون اساسی ۶۹
مبحث سوم: آمبودزمان و میزان همپوشانی نهادهای نظارتی فراقضایی مندرج در قانون اساسی ۷۱
گفتار نخست : تاریخچه آمبودزمان، اهمیت و نقش آن در حمایت از حقوق شهروندان ۷۱
بند نخست:تاریخچه آمبودزمان ۷۱
بند دوم: تعریف و اهمیت نهاد آمبودزمان ۷۴
بند سوم: نقش آمبودزمان ها در حمایت از حقوق شهروندان ۷۷
گفتاردوم: رسیدگی فراقضایی و ضمانت اجرای نهاد آمبودزمان ۷۹
بند نخست : رسیدگی به شکایات به روش فراقضایی ۸۱
بند دوم: رسیدگی خود جوش ۸۲
بند سوم : اشتراکات آمبودزمان ها ۸۴
گفتار سوم: بررسی وجوه اشتراک نهاد آمبودزمان و کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۸۷
فصل سوم: ضمانت های اجرایی و جایگاه مبارزه با فساد در ساز و کارهای کمیسیون اصل نود و نقش قوانین و مقررات در کاهش فساد. ۹۱
مبحث نخست: کارکردهای کمیسیون اصل نود در ارتباط با فساد و بررسی نمونه هایی از گزارشهای کمیسیون در رابطه با مفاسد اقتصادی. ۹۲
گفتار نخست: ورود کمیسیون اصل نود به پیگیری پرونده های مفاسد اقتصادی پیرو فرمان رهبری ۹۲
گفتار دوم: بررسی نمونه هایی از گزارش های کمیسیون اصل نود به مجلس و دیوان عدالت اداری ۹۵
مبحث دوم: ضمانت های اجرایی ، محدودیت های کمیسیون اصل نود و بررسی طرح اصلاح ساختار کمیسیون اصل نود قانون اساسی. ۱۰۴
گفتار نخست: ضمانت های اجرایی تصمیمات کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۰۵
بند نخست: ضمانت های اجرایی موجود در قوانین برای کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۰۷
بند دوم: دلایل اثرگذاری فزونتر ضمانت های اجرایی معنوی کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۰۹
گفتار دوم: محدودیت های کمیسیون اصل نود و بررسی حقوقی طرح اصلاح ساختار کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۱۰
بند نخست: محدودیت های عملکردی کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۱۱
بند دوم: بررسی طرح اصلاح ساختار کمیسیون اصل نود قانون اساسی ۱۱۲
مبحث سوم: بررسی فساد از منظر کاستی ها در قوانین و مقررات. ۱۱۵
گفتار نخست : تاثیر شکلی قوانین بر میزان فساد. ۱۱۶
بند نخست : صراحت قانون و قابلیت اجرایی آن ۱۱۶
بند دوم: ضمانت اجراهای قوانین و سهولت دسترسی به آنها ۱۱۸
گفتار دوم : تاثیر محتوای حقوقی قوانین بر افزایش یا کاهش فساد در جامعه. ۱۲۰
بند نخست: افزایش هزینه گرایش به فساد. ۱۲۱
بند دوم: کاهش نقش دخالت دولت. ۱۲۲
گفتار سوم : نقش مقررات اخلاقی شغلی در کاهش فساد اداری و مالی ۱۲۵
مبحث چهارم: تاثیر قوه قانونگذار در مبارزه با فساد. ۱۲۷
گفتار نخست: احتراز از تورم قوانین و ایجاد واکنش موثر در ارتباط با فساد. ۱۲۸
گفتار دوم: تصویب قوانین کارامد. ۱۳۰
گفتار سوم: برقراری نهادهای مستقل مبارزه با فساد. ۱۳۲
نتیجه گیری: ۱۳۶
منابع و مواخذ
مقدمه
الف: تعریف و بیان مسأله تحقیق
بحث نظارت و بازرسی یکی از مهمترین بحث ها در حقوق عمومی و بالاخص حقوق اداری محسوب می شود، زیرا با انجام بازرسی و نظارت اداری موثر از طریق نهادهای صالح و
مطلب دیگر :
پایان نامه با موضوع مردم شناسی، تاریخ هنر، مبلمان شهری، هنر ایران
قانونی می توان نتایج ارزشمندی را در نظام اداری مشاهده نمود. از این رو دولتهای گوناگون در ایجاد نهادهای نظارتی و اعطای اختیار کافی به آنها در راستای تحقق در نظارت و دستیابی به سلامت اداری و اقتصادی سعی جدی داشته اند. اصل نود قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را شاید بتوان صریح ترین اصل قانونی در تبیین جایگاه نظارتی مجلس شورای اسلامی و گام مهمی در جهت پاسخگو کردن نهادهای حکومتی به مردم دانست. آنجا که تأکید دارد هرکس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه و یا قوه قضاییه داشته باشد فرد می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب، نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.
کمیسیون اصل نود قانون اساسی مانند دیوان عدالت اداری با قواعد حقوقی و قضایی احاطه نشده است و در رسیدگی به شکایات شهروندان از انعطاف بیشتری برخوردار است. البته لازم به ذکر است که در مفهوم نظارت و همینطور در اصطلاح «طرزکار قوای سه گانه» مصرح در اصل نود قانون اساسی ابهاماتی موجود است چراکه بر سر این مساله که آیا کمیسیون اصل نود فقط به امور کلی رسیدگی می کند و یا به امور جزیی و موردی نیز می پردازد توافقی وجود ندارد چراکه مفهوم نظارت به طور صریح و دقیق در قانون اساسی تعریف نشده و بدین سبب نیازمند ایضاح و تفسیر است. به نظر می رسد منظور از نظارت، اجمالاً کنترل است که برای تبیین مفهوم نظارت باید این مفهوم را از اجرا و اعمال اختیار تفکیک کرد. بدین معنا که به لحاظ منطقی، ابتدا باید یک مقام یا نهاد، اختیار قانونی خود را اعمال کند یا به بیان ساده اقدامی صورت دهد، تا اساساً نظارت برآن معنا یابد. در درجه دوم لازم است مفهوم نظارت از رسیدگی قضایی تفکیک گردد. نظارت همیشه به منظور پیگیری قضایی انجام نمی شود و ممکن است صرفاً یک سلسله آثار سیاسی و فرهنگی به دنبال آورد. با این حال در پاره ای موارد نظارت به رسیدگی قضایی منتهی می گردد که در نتیجه آن ممکن است شخص یا مقامی به ارتکاب عمل خلاف محکوم، و متحمل جبران خسارت یا مجازات گردد.
ماده ۵ قانون نحوه اجرای اصل ۹۰ قانون اساسی نیز مقرر می دارد: کمیسیون صرفاً به شکایاتی که از روش و طرزکار مجلس با قوای مجریه و قضاییه باشد رسیدگی می کند. چنانچه ملاحظه می گردد همان عبارت اصل نود را بازگو می کند و در کاهش ابهام آن تأثیر بسزایی ندارد. موافقان و مخالفان هر دو دیدگاه چه شمول اصطلاح طرزکار صرفاً به امور کلی، با ورود امور جزیی به این دایره شمول دلایل و استدلال های خاص خود را دارا می باشند. سابقه چنین نظارتهایی به پیش از انقلاب باز می گردد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی زمینه برای بروز و ظهور این قانون فراهم شد تا آنجا که کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون اصل نود در مجلس شورای اسلامی شکل گرفت تا سه قوه اصلی نظام را زیر چتر نظارتی مجلس بنشاند.
کمیسیون اصل نود قانون اساسی را با آمبودزمان ( نهاد نظارت و بازرسی )، را که امروزه یکی از مکانیسم های نظارتی مهم در جهان می باشد، قابل قیاس دانسته اند. آمبودزمان امروزه جایگاه مهمی در بحث نظارت و حاکمیت قانون به خود اختصاص داده است. وظایف و اختیارات آمبودزمان از حدود آزادی ها فراتر می رود و هرنوع تخطی از قانون را دربر می گیرد، چنانچه هرکس می تواند با تقدیم دادخواست کتبی، هرگونه شکایتی را بدون هیچگونه تشریفاتی نزد آمبودزمان طرح کند و یا با آنها قرار ملاقات بگذارد و برای تقدیم شکوائیه شرایط محدودکننده ای از لحاظ شخص شاکی و میزان نفع شاکی از طرح شکایات و غیره وجود ندارد. از ویژگی آمبودزمان تعامل آن با پارلمان می باشد که دارای صلاحیت رسیدگی به شکایات شهروندان علیه نهادهای عمومی و دولتی است. این نهاد، صالح در حدود توصیه نامه و ارائه گزارش از عملکرد خود است و تصمیمات آن مستقیماً فاقد قوه لازم الاجرا می باشد، ولی این تصمیمات می تواند منجر به تصمیمات قضایی و سیاسی علیه مقامات و نهادهای خاصی گردد. اینکه تاچه میزان ارگانهایی چون کمیسیون اصل ۹۰ و سازمان بازرسی کل کشور با نهاد آمبودزمان هماهنگ است به لحاظ میزان وابستگی این نهادها به قدرت جای تأمل دارد.
البته قلمرو رسیدگی مجلس بسیار وسیع است و با اینکه اصل نود نیز با کلمه «هرکس» شروع می گردد، یعنی هر شخص طبیعی یا حقوقی ممکن است صاحب شکایت باشد اما این اجازه عام متضمن این نکته نیست که هرکس شکایتی را می تواند به مجلس بدهد و تقاضای رسیدگی کند. بلکه این رسیدگی مشروط به این علت است که موضوع مورد شکایت در صلاحیت مجلس بوده، یعنی باید شکایت از طرز کار مجلس یا قوه قضاییه یا قوه مجریه باشد، و در موارد ممکن ابتدا در مراجع صالحه قضائی مطرح و مورد بررسی قرار گرفته شده باشد. صراحت موجود در این اصل تا حد زیادی بیانگر جایگاه مهم و حساس کمیسیون اصل نود در رسیدگی به شکایات مردمی و نظارت بر سه قوه دارد، اما مروری اجمالی بر عملکرد این کمیسیون در دوره های اولیه مجلس نشان می دهد کمیسیون اصل نود در این دوره ها رویکردی به نسبه منفعلانه و غیرنظارتی داشته و چندان در مسیر اجرای این اصل حرکت نمی کرده است و از حدود سال های ۱۳۷۸ به بعد به دلیل تغییرات حاصله در فضای سیاسی حاکم بر کشور تحولاتی در فعالیتهای این کمیسیون ایجاد شد. حجم شکایات و درخواست های ارسال شده به این کمیسیون خصوصاً از سوی چهره های سیاسی افزایش یافت و کمیسیون وارد فاز جدیدی از فعالیت شد. این کمیسیون در مجلس هفتم و هشتم رویکرد جدی تری در بعد نظارتی اتخاذ کرد و از مسائل خرد و منطقه ای وارد مسائل کلان شد و نظارت بر ساز و کارهای عملیاتی و عملکرد سه قوه جز دستور کارهای اصلی کمیسیون قرار گرفت.
مجلس هشتم حتی در اقدامی برای محکم کردن جایگاه کمیسیون اصل نود مصوب کرد که سایر دستگاه های نظارتی، همچون دیوان محاسبات و سازمان بازرسی همواره یک نسخه از گزارشها و نتایج بررسیهای خود درباره تخلفات و موضوعات مهم در دست بررسی را دراختیار این کمیسیون قرار دهند تا به نحوی از ظرفیتهای این کمیسیون در مسیر پیگیری پرونده ها استفاده کنند.
مستند به اختیارات و وظایف فوق در اجرای فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادی، کمیسیون اصل نود قانون اساسی، با تشکیل کارگروه مبارزه با مفاسد اجتماعی، اقدام به جمع آوری و طبقه بندی پرونده ای مهم مشمول فرمان مقام معظم رهبری به منظور برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی نمود که از پرونده ای مهم موجود در کمیسیون اصل نود می توان به حوزه هایی چون: زمینه بانکها، بیمه ها و مسائل ارضی، صنایع، مخابرات، کشتیرانی و . نفت و گاز و پتروشیمی، فرهنگی و اجتماعی، قضایی و امنیتی، خودرو تقسیم گردید که جهت رسیدگی به آنها در هر حوزه کارشناسی با وظایف مشخص تعیین گردیدند. با این اوصاف به نظر می رسد، کمیسیون، از دور هشتم مجلس به بعد وارد بعد نظارتی _خصوصاً نظارت اقتصادی _ برعملکرد سه قوه شده است. تا جایی که بحث تبدیل کمیسیون اصل نود به دیوان نیز مطرح گشته است که البته موافقان و مخالفان خود را داراست.
بررسی نهادهای نظارتی فراقضایی که در منابع حقوقی مورد بررسی قرار گرفته اند، کمیسیون اصل نود تا حد بسیاری محجور مانده است و عملکرد این کمیسیون نیزجز دو سه دوره اخیر بیشتر جنبه تشریفاتی داشته است. تعدادی از آثاری که به نحو مستقیم یا غیر مستقیم به حوزه نظارت فراقضایی به ویژه کمیسیون اصل نود ، در جهت مبارزه با فساد پرداخته شده بدین شرح می باشد:
فصل دوم ـ معایب و مزایای این نظام مالیاتی و تأثیرات آن بر درآمدهای عمومی دولتی و به تبع آن مالیه عمومی— ۱۱۳
نتیجه گیری و پیشنهادات
مقایسه نظام مالیات بر ارزش افزوده ایران با کشورهای سوئیس و ایالات متحده آمریکا—————————– ۱۲۴
فهرست منابع و مأخذ —————————- ۱۳۵
Abstract—————————————– 140
چکیده
هر کشوری به منظور بهبود ساختار اقتصادی و ثبات نیازمند درآمدهای پایدار و دائمی است که میتواند موفقیت دولت را در برنامه ریزی و سیاستگذاریهای بلند مدت افزایش دهد. در بین انواع منابع دولت، مالیات به عنوان منبع دائمی و قابل پیش بینی، همواره مورد توجه دولتمردان بوده است. اعمال مالیات چه به جهت کسب درآمد و چه به منظور ابزاری جهت سیاست گذاری آثار متفاوتی را در اقتصاد تحمیل میکند. مالیاتها از یک سو، با توجه به اصابت مالیاتی بر شرایط توزیعی جامعه تأثیرگذار هستند و ازسوی دیگر با جابجایی منابع از بازاری به بازار دیگر، آثار تخصیصی را به همراه دارند. یکی از این نوع مالیاتها که در کشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای در حال توسعه در حال اجرا است، مالیات بر ارزش افزوده است.
این مالیات، نوعی مالیات چند مرحلهای که در مراحل مختلف زنجیره، واردات، تولید ـ توزیع بر اساس درصدی از ارزش افزوده کالاهای تولیدی یا خدمات ارائه شده اخذ میشود. خصوصیات سیستماتیک این مالیات میتواند بسیاری از مشکلات اقتصادی جامعه مانند کسری بودجه دولت، کمبود سرمایه گذاری و مواردی از این قبیل را برطرف نماید فلذا این نوع مالیات به عنوان مهم ترین منبع درآمدهای عمومی یا منابع مالی دولت از جنبههای مختلف اقتصادی و حقوقی بحث بر انگیز است و سعی برآن است با توجه به ابعاد مختلف آن با تکیه بر نظام مالیاتی ایران و همچنین از آنجایی که عنوان قانون به خود گرفته است مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. لذا بر این اساس سرفصلهای این پایان نامه در دو بخش تدوین شده است بخش اول تحت عنوان «سابقه مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای مختلف»، مشتمل بر دو فصل به مباحث پایهای و مقدماتی اجرای مالیات بر ارزش افزوده و شکل گیری این نظام میپردازد که بستر لازم برای ورود به مباحث وضع و اجرایی این قانون را فراهم میکند اختصاص یافته است، بخش دوم راجع به «بررسی مبانی مالیات بر ارزش افزوده در ایران است که با تکیه بر قوانین مالیاتی ایران و با توجه به نظام بودجهریزی ایران بررسی میگردد.
مقدمه
در کشور عزیزمان ایران نیز از طرفی به موجب قانون اساسی وظایف و مسئولیتهای بسیار سنگینی بر دوش دولت نهاده شده است که انجام این وظایف، بار مالی سنگینی را در بر خواهد داشت و از طرف دیگر در سند چشم انداز بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران (ابلاغی مقام معظم رهبری)[۱] و هم چنین قوانین برنامه سوم[۲] و برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران[۳] بر کاهش و نهایتاً قطع هزینههای جاری دولت به نفت و تأمین آن از محل درآمدهای مالیاتی و هم چنین اختصاص عواید نفت برای توسعه سرمایهگذاری تأکید شده است در بند ۴ بخش اقتصادی سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران، اصلاح نظام مالیاتی در جهت برقراری عدالت در گرفتن مالیات، توجه به ضرورت تولید و سرمایهگذاریهای تولیدی و ایجاد انگیزههای مردمی در پرداختن مالیات و افزایش نسبت مالیات در درآمدهای دولت مورد تاکید قرار گرفته است.[۴]بنابراین، متناسب با این رهنمودهای کلی و با توجه به کوچک بودن پایه مالیات در نظام مالیاتی ایران و تامین بخش عمده درآمدهای مالیاتی از منبع درآمد افراد، فشار مالیاتی بر سرمایه و کار مترتب میگردد این امر بر خلاف اهداف بلند مدت توسعه کشور است و باعث بروز مشکلاتی از قبیل سرمایه، بیکاری و. میباشد. در همین راستا به منظور اصلاح ساختار مالیاتی، قانون مالیات بر ارزش افزوده، پس از بررسیهای کارشناسی و با بهره گرفتن از نظرات نمایندگان بخش خصوصی و همچنین سایر بخشهای دولتی و تجربیات کشورهای مختلف (از جمله اجرای مرحلهای) در تاریخ ۱۷/۲/۱۳۸۷ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و از تاریخ ۱/۷/۱۳۸۷ به طور کامل لازمالاجراء گردیده است. متناسب با مفاد این قانون، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات بر مصرف و براساس اصل مقصد و با نرخ ۳ درصد[۵] پیش بینی شده و به منظور کاهش هزینههای اجرایی وصول و هم چنین حمایت از اقشار آسیبپذیر در ماده (۱۲) آن معافیت بسیاری از کالاهای اساسی جامعه که در سبد مصرف خانوار قرار دارد و ارائه خدمات ضروری نظیر خدمات پزشکی، حمل و نقل، آموزش، پژوهشی و. در نظر گرفته شده است.
مالیات بر ارزش افزوده، نوعی مالیات چند مرحلهای است که در مراحل مختلف زنجیره واردات، تولید ـ توزیع برکالاهای وارد شده، تولید شده و یا خدمات وارد شده یا ارائه شده اخذ میگردد. به عبارتی دیگر مالیات بر ارزش افزوده از طرفی به عنوان یک مالیات چند مرحلهای متعلق به کالاها و خدمات و به مثابه یک مالیات بر فروش عمومی تلقی میگردد که نهایتاً توسط مصرف کننده نهایی پرداخت میشود. لذا از این دیدگاه که بار مالیاتی به مصرف کننده منتقل میگردد حایز اهمیت است و از طرف دیگر چون بر خلاف سایر مالیات ها که در آن پرداخت کننده مستقیماً با سازمان مالیاتی مرتبط است، در این نوع مالیات افرادی که به عنوان مؤدی محسوب میشوند پرداخت کننده اصلی مالیات نیستند و با بخش مالیاتی برای وصول این مالیات همکاری میکنند. استقرار این نظام مالیاتی موجب انتقال پایه مالیاتی از درآمد به مصرف میگردد و درآمدهای مالیاتی را افزایش میدهد. در برخی از کشورها به این نوع مالیات، مالیات بر کالا و خدماتGST[6] نیز گفته میشود. فرایند وصول این مالیات به صورت خوداظهاری و از طریق ثبت نام در نظام مالیات بر ارزش افزوده و ارائه اظهارنامه مالیاتی صورت میپذیرد و سازمان امور مالیاتی از طریق نظام حسابداری و ممیزی اظهارنامههای تسلیم شده، در چارچوب روش اعتبار نسبت به وصول مالیات اقدام می کند. استفاده از روش اعتبار مالیاتی این امکان را به مؤدیان میدهد تا خالص مالیات را محاسبه و به خزانه دولت واریز نمایند بدین صورت که هر فروشنده در هنگام فروش کالا وارائه خدمات مشمول، مالیات مورد نظر را بر صورت حساب افزوده و آن را همراه با قیمت کالا و خدمات از مشتری دریافت می کند، اولین فروشنده، مالیات را یک جا به دولت پرداخت میکند و در مراحل بعدی هر فروشنده، مالیات را یک جا به دولت پرداخت میکند و در مراحل بعدی هر فروشنده فقط مابالتفاوت مالیات، یعنی مالیات دریافتی پس از کسر مالیات خود را به حساب خزانه واریز میکند و این عمل طی یک دوره معمولاً دو ماهه انجام میپذیرد.
مالیات بر ارزش افزوده انواع گوناگون دارد و به روشهای مختلف نیز محاسبه میگردد. در ایران مالیات بر ارزش افزوده از نوع مصرف میباشد که در این روش کلیه مخارج تولید و سرمایهگذاری از پایه مالیاتی حذف و فقط کالاها و خدمات مصرفی مبنای وصول قرار میگیرند. ذکر این نکته ضروری است که مالیات بر ارزش افزوده انواع گوناگون دارد و معمولاً مالیات بر ارزش افزوده به سه دسته تقسیم میشود:[۷]
که روشهای محاسبه آن نیز متفاوت است و هر کدام دارای ویژگیهایی میباشد که غالباً در زمره مباحث اقتصادی محسوب میشوند. مالیات موضوع قانون مالیات بر ارزش افزوده ایران نوعی مالیات بر مصرف کالاها و خدمات است که در طی مراحل زنجیره واردات، تولید و توزیع اعمال میگردد و مصرف کنندگان نهایی پرداخت کننده واقعی آن میباشند و فعالان اقتصادی صرفاً عامل انتقال بار مالی مالیات و عوارض مذکور به مصرف کنندگان بوده و هیچگونه وجهی از محل درآمدها یا فروش خود پرداخت نمینمایند.
در این پایان نامه در دو بخش به مطالعه نظام مالیات بر ارزش افزوده در ایران و تبیین جایگاه آن در حقوق مالیاتی و حقوق مالی ایران و مطالعه اختصاصی آن با نگرش تطبیقی با سایر نظامهای مالیاتی در دنیای کنونی پرداخته میشود.
بخش نخست به بررسی سابقه مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای مختلف مشتمل بر، پیشینه و جایگاه مالیات بر ارزش افزوده در سایر نظامهای مالیاتی از جمله اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در سوئیس و همچنین مطالعه نظام مالیاتی ایالات متحده آمریکا که تاکنون این نظام مالیاتی را در سطح فدرال اتخاذ ننموده میپردازد و در بخش دوم با توجه به استقرار این سیستم مالیاتی در حقوق مالیاتی ایران ضمن بررسی آثار حقوقی و برشمری تکالیف قانونی مؤدیان و سازمان مالیاتی و هم چنین نحوه رفع اختلافات مطروحه و ضمانت اجرایی آن، به بررسی تطبیقی قانون مالیات بر ارزش افزوده با قوانین مالیات بر ارزش افزوده در سایر کشورهای جهان پرداخته میشود.
در این پژوهش به بررسی قانون مالیات بر ارزش افزوده با رویکرد شناسایی نقایص حقوقی، افزایش ضمانتهای اجرا و بهبود ظرفیت آن پرداخته شده و صرف نظر از این که مالیات بر ارزش افزوده برای اولین بار در یک کشور اجرا گردیده و آثار اقتصادی متعددی نیز بر جای گذاشته و ضمن این که اعمال این سیستم سبب افزایش تورم و آثار قیمتی را به همراه داشته؛ هدف این تحقیق صرفاً ارائه مسائل حقوقی در زمینه مورد بحث است، این تحقیق سعی در پاسخ به سوالات زیر دارد:
در نتیجه گیری ضمن ارزیابی قانون مالیات بر ارزش افزوده و میزان تبعیت آن با اصول حاکم بر مالیاتها، مزایا و معایب اجرای این نظام مالیاتی در ایران نیز بررسی میگردد.
بخش اول ـ سابقه مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای مختلف
مالیات بر ارزش افزوده به دلیل نداشتن تاریخچه طولانی در ادبیات اقتصادی و فراتر از آن نداشتن سابقه طولانی در اجرا، سهم چندانی در مالیه عمومی نداشته است به گونه ای که کمتر از ۵۰ سال پیش، از آن تنها در حد یک نظریه نام برده میشد. اما امروزه تجربه موفق کشورهایی که این نظام جدید مالیاتی را در کنار و یا به عنوان جایگزین سایر نظامهای مالیاتی به کار گرفتهاند سبب گردیده است تا از آن به عنوان انقلابی نوین در ادبیات مالیه عمومی یاد شده و کشورهای مختلف بکوشند تا با استقرار نظام بهینه مالیات بر ارزش افزوده از مزایا و دستاوردهای آن استفاده نمایند. مزایای استفاده از این نظام مالیاتی در مقایسه با سایر نظامهای مالیاتی به حدی است که استقرار و استفاده از آن را اجتناب ناپذیر میسازد.[۹]
مالیات بر ارزش افزوده برای نخستین بار توسط فون زیمنس در سال ۱۹۱۸ به منظور فائق آمدن بر مسائل مالی کشورآلمان پس از جنگ جهانی اول طرح ریزی گردید. آدامز آمریکایی نیز در سال ۱۹۲۱ طرح مشابهی را ارائه نمود. لیکن علی رغم علاقه و تمایل شدید برخی کشورها در خصوص استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده، این مالیات به
طور رسمی تا سال ۱۹۵۴ در هیچ کشوری به کار گرفته نشد. در سال ۱۹۵۴ ابتدا کشور فرانسه و به دنبال آن به تدریج کشورهای دانمارک و آلمان این نوع مالیات را در نظام مالیاتی کشور خود معرفی و اجرا نمودند. در منطقه آسیا، کره جنوبی نخستین کشوری است که در سال ۱۹۷۷ با کمک صندوق بین المللی پول توانست این مالیات رادر نظام مالیاتی خود پیاده نماید. در حال حاضر نظام مالیات بر ارزش افزوده در بیش از ۱۴۰ کشور جهان مستقرگردیده است. هم اکنون در کشورهای همجوار ما ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، پاکستان، هند، بنگلادش، لبنان، اردن، مصر، نپال و سریلانکا این نظام مالیاتی را مستقر نمودهاند. [۱۰]
با نگاهی مختصر به تاریخچه استقرار و کاربرد نظام مالیاتی فوق میتوان گفت که ازسال ۱۹۵۴ به بعد کشورهای مانند آلمان فرانسه و دانمارک به عنوان پیشگامان به کارگیری این نظام مالیاتی جدید، نسبت به جایگزین نمودن نظام فوق به جای سایر مالیاتها اقدام کردند و سپس در دهه ۷۰ قرن بیستم سایر اعضا جامعه اروپا نیز نسبت به استقرار نظام مالیاتی فوق همت گماردند به گونه ای که امروزه این نظام مالیاتی در اکثر کشورهای جامعه اروپا نقشی قابل توجه در تامین منابع در آمدی دولتها به شمار می آید.[۱۱]
مالیات بر ارزش افزوده هنوز هم مالیاتی نسبتاً جدید به شمار میآید. این نوع از مالیات نخستین مرتبه چهل سال قبل و در قالب نوعی مالیات جامع ملی در کشور فرانسه به اجرا درآمد.[۱۲] از آن زمان به بعد، قانون مالیات بر ارزش افزوده به عنوان شکل اصلی مالیات غیر مستقیم از سوی بسیاری از کشورها در نقاط مختلف دنیا و در مراحل گوناگون توسعه اقتصادی اعمال شده است.[۱۳]به ویژه باید گفت که مالیات بر ارزش افزوده یکی از رایجترین شکلهای مالیات در ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپایی به شماره میآید.[۱۴] قانون مالیات بر ارزش افزوده از سوی کشورهای ژاپن [۱۵]چین[۱۶]کانادا[۱۷] کره[۱۸]و بسیاری از دیگر کشورهای آسیا، آمریکای شمالی و جنوبی، آفریقا اتخاذ شده و همچنین تقریباً در تمامی کشورهای اروپا [۱۹]و اتحاد شوروی سابق[۲۰] به اجرا در آمده است. به علاوه روند توسعه اتحادیه اروپایی، در کنار اصلاح قوانین نامزدهای بالقوه عضویت در اتحادیه، موجب گسترش نوعی یک روندی در شکل اجرای مالیات بر ارزش افزوده در اروپا شده است.[۲۱] در میان کشورهای بزرگ تنها آمریکا و استرالیا[۲۲] هستند که مالیات بر ارزش افزوده را در سطح فدرال ندارند. (بخشی از دلیل امر مشکلاتی است که در معرفی این نوع از مالیات در سطح دولتهای فدرال ایجاد می شود)، البته هر دو کشور نحوه اجرای این نوع از مالیات را به طور دقیق در دست بررسی دارند.
قابل توجه آن که، بسیاری از کشورهای که هنوز فاقد مالیات بر ارزش افزوده اند کشورهایی کوچک هستند. [۲۳] مطلوبیت مالیات بر ارزش افزوده برای کشورهای کوچک به ویژه جزیرههای کوچک، مسألهای است که هر روز بیش از پیش هویدا میگردد.
میانگین جمعیت کشورهای فاقد مالیات بر ارزش افزوده (به استثنای هند و ایالات متحده آمریکا) ۶/۷میلیون نفر است، و در مقایسه با آنها، میانگین جمعیت کشورهای دارای مالیات بر ارزش افزوده ۳/۳۸ است. علاوه بر این، پیش از یک چهارم کشورهای فاقد مالیات بر ارزش افزوده را اقتصاد جزیرههای کوچک تشکیل میدهد. تجربه کشورهای مختلف در زمینه مالیات بر ارزش افزوده به ناچار متفاوت بوده است. برای مثال، کشور مالت مالیات بر ارزش افزوده ای را که در سال ۱۹۹۵ اتخاذ کرده بود ( ۲/۳ ،۵/۷) لغو و سپس در آغاز سال ۱۹۹۹ دوباره به آن روی آورد اما در موارد دیگر از قبیل باربادوس مالیات بر ارزش افزوده را عموماً موفقیت آمیز شمردهاند.
بالا بودن بازده درآمدی مالیات بر ارزش افزوده در این کشورها همراه است که تحت شرایط یکسان مالیات بر ارزش افزوده در اقتصادهای عمدتاً متکی بر تجارت بین المللی بازده بالاتری دارد. بین اندازه کشور و اهمیت تجارت رابطه مشخصاً معکوسی وجود دارد. به این ترتیب طبق انتظار اقتصادهای کوچک و عمدتاً متکی بر تجارت کارآیی بالاتری دارند. «فلسفه مالیات بر ارزش افزوده ایجاد همبستگی و ارتباط منطقی در ساختار و سهولت اجرا و وصول مالیات میباشد و حامیان استقرار این نظام مالیاتی معتقدند که این نوع مالیات خصوصاً یکی از کارآمدترین نظامهای مالیاتی است»[۲۴]
به دلیل این معرفی سریع و همه جانبه مالیات بر ارزش افزوده قوانین اجرایی آن با بهره گیری از انواع و اقسام اصطلاحات به تصویب رسیده و در هر کشوری شکل خاص خود را دارد. تایت به حق این نوع از مالیات را پدیده مالیاتی بی همتا خوانده است.[۲۵] به همین دلیل فرصت چندانی برای تکامل مجموعه واژگانی مورد توافق همگان یا
مطلب دیگر :
https://urlscan.io/result/701afb77-b1ad-47a8-9c3d-266177161684/
اتخاذ رهیافتی مشترک وجود نداشته است.[۲۶] نام «مالیات بر ارزش افزوده»، اصطلاحی بینالمللی نیست. این اصطلاح در زبان انگلیسی به دو شکل «مالیات بر افزوده ارزش» و «مالیات بر افزوده ـ ارزش» وجود دارد.[۲۷] هر دو سبک نگارش برابر نهاده اصطلاح اصلی به زبان فرانسه است[۲۸] و میتوان استدلال کرد که بهترین ترجمه برای این اصطلاح فرانسوی الاصل ajoutee de tax عبارت است از مالیات بر ارزش افزوده که البته در زبان انگلیسی رایج نیست، در کشورهای دیگر نیز از «مالیات برکالا و خدمات» استفاده میشود. همان طور که قبلاً نیز گفته شد، در سراسر این فصل از عبارت مالیات بر ارزش افزوده استفاده میشود[۲۹] اصطلاح «مالیات بر ارزش افزوده» بر عبارت مالیات بر کالا و خدمات ارجحیت دارد، زیرا ماهیت منحصر به فرد این نوع از مالیات را به شکل بهتری بیان می کند.
همچنین باید این نکته را در ذهن داشت که برخی از انواع این اصطلاحات را نمیتوان به خوبی به زبانهای دیگر ترجمه کرد. در نتیجه به دلیل نبود واژگان مشترک، نوعی نوسان ذاتی شکل میگیرد. نام «مالیات بر ارزش افزوده» اصطلاحی بین المللی نیست. این اصطلاح در زبان انگلیسی به دو شکل «مالیات بر افزوده ارزش» و مالیات بر افزوده – ارزش
به ویژه باید گفت که هیچ سازمان بین المللی وجود ندارد که نقش خاص نظارت بر عملکرد مالیاتهای بر ارزش افزوده را در میان کشورهای مختلف مثلاً به شیوه نقش نظارتی کمیته امور مالی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی [۳۰] بر قراردادهای اجتناب از اخذ مالیات مضاعف و نقش اتحادیه بین المللی گمرکات (با نام سابق شورای همکاری گمرکات) درجمع آوری عوارض گمرکی داشته باشد. اگر چه کمیسیون اروپایی این کار را در قالب اتحادیه اروپایی انجام می دهد.[۳۱] اما باید گفت فاقد صلاحیت جهانی لازم برای نظارت بین المللی بر نحوه اجرای قانون مالیاتی فوق است. البته باید گفت که به رغم وجود تفاوت در اسامی و اصطلاحات مختلف، مالیات بر ارزش افزوده در سراسر جهان از مبنایی مشترک برخوردار است و در این فصل نیز همین مبنای مشترک محور مطالعه قرار میگیرد.
در بسیاری از کشورها چند نوع و درصد مختلف برای این مالیات وجود دارد. مثلا آلمان: مالیات استاندارد ۱۹٪ و برای موادغذایی، مطبوعات و کتاب ۷٪ و اجرت پزشک صفر٪ ولی دارو ۱۹٪ است. کمترین سطح مالیات بر ارزش افزوده را در اروپا سوئیس با ۸٪ و بالاترین را ایسلند با ۲۵،۱٪ داراست. در کشورهای دیگر جهان نیز بین ۴ تا ۲۵٪ رایج است (ژاپن ۵٪، ترکیه ۱٪، ۸٪ و ۱۸٪، سوئیس صفر تا ۸٪، ایالات متحد آمریکا صفر تا ۱۰٪)
هدف از این فصل، منحصراً محدود به ساختار حقوقی لازم برای اجرای این نظام با توجه به پیاده سازی این نظام از سوی سایر کشورها است.
سیاست های کلی نظام (ابلاغی توسط مقام معظم رهبری) روزنامه رسمی شماره ۱۷۹۹۵ مورخ ۱۵/۹/۱۳۸۵.[۱]
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، مصوب سال ۱۳۷۸ مجلس شورای اسلامی.[۲]
قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی.[۳]
روزنامه رسمی شماره ۱۷۹۹۵ مورخ ۱۵/۹/۱۳۸۵، ۵.[۴]
[۵] نرخ مالیات بر ارزش افزوده به موجب تبصره (۲) ماده (۱۱۷) قانون برنامه پنجم توسعه افزایش یافته است.
[۶] ْGood and Services TaX
[۷] (ضیایی بیگدلی، محمد تقی، جایگاه مالیات بر ارزش افزوده در اصلاح نظام مالیاتی، نشریه علوم سیاسی مجلس و راهبرد، زمستان۱۳۸۳ شماره ۴۵
[۸] ۱- Product type of Value Added Tax
۲- Income type of Value َََAdded Tax
۳- Consumption type of Value Added Tax
دکتر بیگدلی محمد تقی ضیایی، بلداچی فرهاد طهماسبی، مالیات بر ارزش افزوده مالیاتی مدرن، انتشارات پژوهشکده امور اقتصادی ، چاپ سوم ۱۳۸۸ تهران [۹]
[۱۰] ضایی بیگدلی، پیشین، ص۲۳
[۱۱]ثورنی، ویکتور، ملانظر مرتضی (مترجم)، طراحی و نگارش قانون مالیاتی، سازمان امور مالیاتی کشور، سال ۱۳۸۲
[۱۲]منبع پیشین، مالیات موسوم به مالیات بر ارزش افزوده در سال ۱۹۵۴ معرفی شد. برای بحث و بررسی راجع به سوابق و روند تکاملی ین نوع از مالیات ر.ک. به صفحه قبل از ص ۲۰۰۰ (۱۹۹۴) مصوبه کلی در تیتر شماره ۲، فصل اصلی قانون عمومی مالیات قرار دارد قانون عمومی مالیات فرانسه ماده ۲۵۶،و پس از آن
[۱۳] منبع پیشین برای مطالعه دقیق در این زمینه .ر.ک. کتاب آلن ثایت،به نام مالیات بر ارزش افزوده اجرای بین المللی و مشکلات فراروی (۱۹۸۸) از سال ۱۹۸۸ به بعد چندین کشور که در آن زمان فاقد مالیات بر ارزش افزوده بودند، بتدریج این نوع از مالیات را به اجراء در آورده اند.هیچ یک از کشورهایی که در کتاب تایت به عنوان دارنده مالیات بر ارزش افزوده ذکر شدهاند، این نوع از مالیات را فسخ نکردهاند. به عکس همواره نوعی تمایل برای گسترش نرخ ارزش افزوده و کاهش استثنائات وجود داشته است.
[۱۴] منبع پیشین همه کشورها عضو اتحادیه اروپایی باید مقررات مورد توافق مالیات بر ارزش افزوده را به اجرا در آورند مقررات اصلی در سلسله ای از دستورالعملها و مقررات اتحادیه اروپایی یافت میشود که مهمترین آنها عبارتند از دستورالعمل شورای نخست به شماره ۲۲۷/۶۷ آوریل سال ۱۹۶۷، در زمینه هماهنگ سازی مقررات کشورهای عضو در زمینه مالیاتهای و گردش سرمایه سال ۱۹۷۱ او جی (قانون شماره ۷۱) ۱۳۰۱ [از این پس دستور عمل نخست مالیات بر ارزش افزوده جامعه اروپایی، نامیده میشود] و دستورالعمل شورای ششم به شماره ۳۸۸/۷۷ مورخ ۱۷ ماه مه ۱۹۷۷، در زمینه هماهنگ سازی مقررات کشورهای عضو در زمینه مالیاتهای بر گردش سرمایه- نظام مشترک مالیات بر ارزش افزوده. مبنای هماهنگ تشخیص مالیات، سال ۱۹۷۷ او جی(قانون شماره ۱۴۵)۱[از این پس دستور ششم مالیات بر ارزش افزوده جامعه اروپایی، نامیده می شود.] برای مطالعه تجزیه و تحلیل دقق این مقررات و دیگر جنبه های مربوط قانون اتحادیه اروپایی ر.ک. کتاب بی جی تیرا و جولی کاجوس،قانون اتحادیه اروپایی مالیات بر ارزش افزوده(۱۹۹۵).
[۱۵]بهترین اصطلاح به کار رفته در زبان انگلیسی برای مالیات بر ارزش افزوده است که در ژاپن همانا مالیات بر مصرف بوده اما ماهیتاً نوعی مالیات بر ارزش افزوده شبیه به مالیات موصوف در این فصل است. برای مطالعه شرحی کامل در این زمینه به زبان انگلیسی.ر.ک. اثر وزارت دارایی به نام نگاهی به انواع مالیات در ژاپن صص ۷۵- ۱۴۱(۱۹۹۲) همچنین ر.ک.اثر الان استیک به نام مالیات بر مصرف پس از گذشت شش سال بالندگی نوعی از مالیات منحصر بفرد،۱۱ یادداشتهای بین المللی مالیات ۱۳۷۹(۱۹۹۵).
[۱۶] جمهوری خلق چین، چند سالی دارای نوعی از مالیات بر ارزش افزوده بود، اما به تازگی اقدام به اصلاح و گسترش این نوع از مالیات کرده است. مقررات جاری مربوط به این نوع از مالیات را می توان در قوانین موقت جمهوری خلق چین راجع به مالیات بر ارزش افزوده، یافت که در تاریخ ۱۳ دسامبر سال ۱۹۹۳ از سوی شورای دولت به تصویب رسیده است. (قانون مالیات بر ارزش افزوده چین)، و اصول و قواعدی برای اجرای آن تعیین شده است.وزارت دارایی، اصول و قواعد دقیق مربوط به اجرای مقررات موقت جمهوری خلق چین در زمینه مالیات بر ارزش افزوده (مورخ ۲۵ دسامبر سال ۱۹۹۳)، تجدید چاپ در اداره مالیات خارجی، دفتر مالیاتی ملی، مجموعه ای از قوانین و مقررات جمهوری خلق چین ۱۰۹(۱۹۹۴)(با زبان چینی با ترجمه انگلیسی).
[۱۷] «مالیات بر کالا و خدمات» (قانون مبتنی بر درآمد کانادا)در سال ۱۹۹۰ به تصویب رسید و مورخ یک ژانویه سال ۱۹۹۱ به مرحله اجرا در آمد. این قانون مبتنی بر قانون مالیات بر کالا و خدمات نیوزلند بود که نخستین مرتبه در سال ۱۹۸۵ از سوی دولت نیوزلند تصویب و اجرا شد. هم اکنون اصلاحات عمده ساختاری و جزئیات مالیات کانادا در دست اقدام است.
[۱۸] این مالیات به زبان انگلیسی در قالب مالیات بر ارزش افزوده ترجمه شده است و در سال ۱۹۷۶ در قالب قانون مالیات بر ارزش افزوده به تصویب رسید (قانون مالیات بر ارزش افزوده کره)این قانون تا حد زیادی از نسخه ساده شده مالیات بر ارزش افزوده مورد اجرا در جوامع اروپایی در همان سالها تبعیت میکند.(اتحادیه اروپایی فعلی).
[۱۹] به استثای قلمروی جمهوری فدرال سوسیالیستی سابق یوگسلاوی و نیز برخی از کشورهای بسیار کوچک اروپایی، باید گفت هم اکنون مالیات بر ارزش افزوده در تمامی کشورهای اروپایی به اجرا در آمده است. یا در حال بررسی برای اجرا است. یکی از کشورهای پر اهمیتی که بتازگی مالیات بر ارزش افزوده را به اجرا گذاشته است، سوییس میباشد. در این کشور سه بار برای اجرای مالیات بر ارزش افزوده همه پرسی شده که مردم پاسخ منفی دادند و در همه پرسی چهارم رأی مساعد مردم گرفته شد. قانون سوییس (نسخه فرانسوی) عبارت است از مقررات Federal Act on Value Added Tax مورخ ۲۲ ژوئن سال ۱۹۹۴، قانون سوییس تا حد زیادی از مالیات بر ارزش افزوده اتحادیه اروپایی تبعیت میکند.
[۲۰] شکل روسی مالیات بر ارزش افزوده(قانون مالیات بر ارزش افزوده روسیه)و انواع مالیات بر ارزش افزوده جاری در دیگر کشورهای اتحاد شوروی سابق، مسایل خاصی را به دنبال می آورد که از جمله می توان به روابط جاری در میان کشورهای مشترک المنافع اشاره کرد. برای تجزیه و تحلیل برخی از مسایل،ر.ک. مقاله ویکتوریا پی سامرز و امیل ام سانلی به نام تجزیه و تحلیل مالیاتهای بر ارزش افزوده در روسیه و دیگر کشورهای اتحاد شوروی سابق در سند کاری صندوق بین المللی پول شماره ۱/۹۵ (ژانویه سال ۱۹۹۵).
ب: قراردادهایویژهالکترونیکی ۱۳
مبحثسوم: عدمامکانیامحدودیتدرانعقادبرخیازقراردادهابهصورتالکترونیکی ۱۵
الف: عدمامکانانعقادبرخیازقراردادهابهصورتالکترونیکی ۱۵
ب: محدودیتدرانعقادبرخیعقودبهصورتالکترونیکی ۱۷
ج: عدمامکانعملیانعقادبرخیقراردادهابهصورتالکترونیکی ۱۸
قراردادهایBOT (Build, Operate, Transfer) 19
قراردادکلیددردست (Turnkey) 19
قراردادمشارکتانتفاعییاجویتونچر(Joint venture) 20
قراردادبازخریدمحصول(buy back) 20
فصلدوم: محدودیتهاوموانعحقوقیمرتبطباامنیتمبادلات. ۲۱
مبحثاول: مشکلاتمربوطبهتشخیصهویتواهلیتمتعاملین،تنظیماسناد،امضاءوگواهیالکترونیکی ۲۱
الف: تشخیصهویتواهلیتمتعاملین ۲۱
ب: مشکلاتمربوطبهتنظیماسنادالکترونیکی ۲۲
ج: مشکلاتمرتبطباامضاءالکترونیکی ۲۴
د: محدودیتهاوموانعثبتالکترونیکیوتنظیمسندرسمیالکترونیکی ۲۸
مبحثدوم: مشکلاتمربوطبهایجابوقبولوتشخیصزمانومکانوقوععقد. ۳۰
الف: ایجابوقبولدرقراردادهایالکترونیکی ۳۰
۲: مشکلاتمربوطبهتوالیایجابوقبولدرقراردادهایالکترونیکی ۳۳
۳: رجوعازایجاب. ۳۵
ب: خطاواشتباهدرارسالدادهپیامیکهحاویایجابباشد. ۳۶
مبحثسوم: ابهامدرمفهومارسالووصولوتشخیصزمانومکانانعقادقرارداد. ۳۶
الف: اهمیتتشخیصزمانومکانوقوععقددرقراردادهایالکترونیکی ۳۷
ب: مشکلاتتشخیصزمانومکانوقوععقددرقراردادهایالکترونیکی ۳۸
مبحثچهارم: خلأهایقانونیومحدودیتهایمرتبطباتعارضقوانینومقررات. ۴۰
الف: خلأهایقانونیدرتجارتالکترونیکیومحدودیتهایمرتبطباآن ۴۰
ب: مشکلاتمربوطبهتعارضهایقوانینومقررات. ۴۱
بخشدوم: موانعومحدودیتهایفنیساختاریواجتماعیدرانعقادقراردادهایالکترونیکیوارائهراهکارهایرفعیاکاهشمحدودیتها ۴۵
فصلاول: مشکلاتفنیوساختاریدرانعقادقراردادهایتجارتالکترونیکی ۴۶
مبحثاول: مشکلاتفنیمربوطبهسیستمهایارتباطاتالکترونیکی ۴۷
الف: مشکلاتمربوطبهصفحهکلیدها ۴۷
ب: مشکلاتمربوطبهسیستمهایزیرساختکلیدعمومیوخصوصی ۴۸
ج: عدمانطباقنرمافزارهابابرخیازسختافزارهاوسیستمهایعامل ۴۹
مبحثدوم: مشکلاتمربوطبهامنیتدرمحیطسایبری ۵۱
الف: هککردنوکلاهبرداریالکترونیکیوامنیتدادهها ۵۲
ب: مشکلاتمربوطبهامنیتدادههادرفضایسایبری ۵۴
مبحثسوم: مشکلاتساختاریدرانعقادقراردادهایالکترونیکی ۵۶
الف: فقداناستانداردهایلازمفنیدربرخیازکشورها ۵۶
ب: عدمانتقالتکنولوژیبهروزتوسطکشورهایتوسعهیافته. ۵۹
ج: موانعومحدودیتهایمرتبطبامسائلاجتماعی ۵۹
فصلدوم: راهحلهایرفعموانعومحدودیتهایانعقادقراردادهایالکترونیکی ۶۱
مبحثاول: راهکارهایرفعویاکاهشموانعومحدودیتهایحقوقی ۶۲
الف: رفعموانعومحدودیتهایعقودتشریفاتی ۶۲
ب: راهکارهایمشکلاتمربوطبهتشخیصهویتمتعاملینواهلیتآنها ۶۳
ج: راهحلهایابهامدردعوتبهایجابازایجابعاموتوالیایجابوقبولدرمعاملاتتجارتالکترونیکی ۶۵
د: راهحلهاوراهکارهایمربوطبهامضاءوگواهیالکترونیکی ۶۷
مبحثدوم: راهکارهایرفعیاکاهشموانعومحدودیتهایفنیوساختاری ۶۸
الف: مبارزهجهانیباهکرهاوکلاهبرداریاینترنتیوایجاداطمیناندرمعاملاتالکترونیکی ۶۸
مطلب دیگر :
ب: راهکارهایعدمانطباقسختافزارهاونرمافزارها ۶۸
ج: تلاشدرگسترشفرهنگعمومیدرانجاممعاملاتالکترونیکی ۷۰
نتیجهگیری ۷۱
منابعومأخذهابهزبانفارسی ۷۵
کتابها ۷۶
مقدمه
ضرورت گسترش تجارت الکترونیکی واقعیتی انکارناپذیر است هر ساله نقش این نوع از تجارت در اقتصاد جهانی بارزتر و آشکارتر میگردند. انعقاد قراردادهای تجاریبهصورت الکترونیکی لازمه تجارت الکترونیکی است و تفکیک آنها از یکدیگر دشوار میباشددر خصوص انعقاد قراردادها بهصورت سنتی کتب و رسالات فراوان نگارش یافته و اهلفن تمامی جزئیات را موردبررسیقراردادهاند؛ اما در قراردادهای الکترونیکی عدم حضور فیزیکی طرفین معامله به استفاده از واسطههای الکترونیکی در انعقاد آنها ابهامات فراوانی را موجب گشته است. این ابهامات به همراه خلأهای موجود در قوانین و مقررات الکترونیکی و کنوانسیونهایبینالمللی موجبات بروز اشکالاتی اساسی در انعقاد قراردادها بهصورت الکترونیکی را موجب گردیدهاند.
تجارت الکترونیک به لحاظ رقابتی بودن قیمت، به همراه حذف هزینههای ترانسپورت و رفتوآمد همراه با تنوع در کیفیت خدمات، پدیدهی رو به گسترش تجارت بینالمللمیباشد. ۳۷ میلیارد یورو تجارت کالا و سرویس بهصورت الکترونیکی در سال ۲۰۱۱ میلادی به همراه رشد اقتصادی ۱ درصدی تا سال ۲۰۲۰ اهمیت فوقالعاده اینو نوع از تجارت را آشکار میسازد؛ بنابراین سعی در رفع مشکلات و موانع انعقاد قراردادها بهصورت الکترونیکی از اهمیت فوقالعاده و غیرقابلانکاریبرخوردار است. شناخت این موانع و مشکلات راه را برای کاهش و حتی رفع برخی از این موانع و مشکلات فراهم میسازد.
الف ) انعقاد قراردادهای تجاری بهصورت الکترونیکی با چه موانع و محدودیتهایی روبروست؟
ب ) چه نقصان و فقدانی در قوانین و مقررات تجارت الکترونیکی موجب محدودیتها و موانع در انعقاد قراردادها و مبادلات بهصورت الکترونیکی میگردند؟
ج ) راهکارهای کاهش یا حذف محدودیتها و موانع انعقاد قراردادهای الکترونیکی چیست؟
گفتار سوم: مفهوم داده و اطلاعات—————————————– ۱۴
گفتار چهارم: مفهوم سیستم و شبکه—————————————– ۱۶
گفتار پنجم: مفهوم اینترنت———————————————– ۱۷
گفتار ششم: مفهوم هرزهنگاری——————————————– ۱۹
گفتار هفتم: مفهوم هویت———————————————— ۲۲
الف- تعاریف عینی پندار—————————————— ۲۳
یک- تعاریف نفسی پندار————————————– ۲۴
دو- تعاریف نسبت پندار————————————— ۲۴
ب- تعاریف ذهنی پندار—————————————— ۲۴
گفتار هشتم: مفهوم هرزه نگاری هویت————————————–۲۷
بخش دوم: ویژگیهای جرایم سایبری و جرم هرزهنگاری————————- ۳۰
گفتار اول: ویژگیهای جرایم سایبری————————————— ۳۰
الف: خصوصیات سازمانی—————————————– ۳۴
ب: خصوصیات عملیاتی—————————————— ۳۴
ج: خصوصیات رفتاری——————————————- ۳۴
د: خصوصیات منابع——————————————— ۳۵
گفتار دوم: ویژگیهای هرزهنگاری—————————————– ۳۹
الف- نقاشی————————————————— ۴۱
ب- متن—————————————————– ۴۲
ج- صوت—————————————————- ۴۲
د- گوشیهای تلفن همراه—————————————– ۴۲
هـ – هرزهنگاری کاملاً گرافیکی(مجازی)——————————- ۴۳
و- تغییر و تحریف عکس و تصاویر تولیدشده توسط رایانه—————– ۴۴
بخش سوم: معیارهای شناسایی هرزهنگاری———————————– ۴۵
گفتار اول: تقسیم بندی هرزهنگاری به اعتبار سن——————————– ۴۵
گفتار دوم: تقسیم بندی هرزهنگاری به اعتبار روش تولید و توزیع——————– ۴۹
الف- استفاده از رایانه——————————————– ۴۹
ب- استفاده از اینترنت——————————————- ۴۹
یک- وب سایت———————————————— ۴۹
دو- اتاقهای گفتگو——————————————— ۵۰
سه- رایانامه————————————————— ۵۱
چهار- نامه های ناخواسته—————————————– ۵۲
پنج- اخبار یوزنت———————————————- ۵۳
گفتار سوم: تقسیم بندی هرزهنگاری به اعتبار محتوا—————————— ۵۴
گفتار چهارم: تقسیم بندی هرزهنگاری به اعتبار قوانین—————————- ۵۴
جمع بندی———————————————————- ۵۵
فصل دوم: ارکان تشکیل دهنده هرزهنگاری هویت در فضای سایبر————– ۵۶
بخش اول: عنصر قانونی———————————————— ۵۷
گفتار اول: ضرورت وجود عنصر قانونی در جرایم رایانهای ———————– ۵۷
گفتار دوم: عدم مشروعیت هرزه نگاری در فقه——————————– ۶۰
گفتار سوم: اسناد بین المللی———————————————- ۶۲
گفتار چهارم: اقدامات تقنینی داخلی—————————————- ۶۴
————————————————————— ۶۸
الف- تولید، تکثیر و توزیع آثار مستهجن(عوامل اصلی)——————– ۷۰
ب- تولید، تکثیر و توزیع آثار مستهجن(عوامل غیراصلی)——————- ۷۱
ج- تکثیر و توزیع غیرعمده آثار سمعی و بصری————————- ۷۱
د- تهیه، توزیع و تکثیر آثار مبتذل———————————— ۷۲
هـ- نگهداری نوار، دیسکتها و لوحهای فشرده آثار مستهجن و مبتذل——— ۷۲
بخش دوم: عنصر مادی و روانی —————————————— ۷۵
گفتار اول: رفتار فیزیکی———————————————— ۷۵
گفتار دوم: شرایط و اوضاع و احوال—————————————- ۷۸
گفتار سوم: عنصر روانی————————————————- ۸۱
بخش سوم: جرایم وابسته به هرزهنگاری در فضای سایبر————————- ۸۳
گفتار اول: معاونت در دسترسی به محتویات هرزه—————————— ۸۳
گفتار دوم: دستیاری در انجام یا آموزش بزه———————————– ۸۵
گفتار سوم: بررسی عناصر تشکیل دهنده هرزه نگاری هویت در فضای سایبر———– ۸۶
گفتار چهارم:نقض حق تالیف در هرزه نگاری——————————— ۹۲
جمع بندی———————————————————- ۹۴
نتیجه گیری——————————————————— ۹۵
پیشنهادات———————————————————- ۹۶
ضمائم————————————————————- ۹۷
پیوست شماره ا: قانون نحوه مجازات افرادی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیرمجاز مینمایند ۹۷
پیوست شماره ۲: قانون جرایم رایانه ای ————————————- ۱۰۲
منابع————————————————————– ۱۱۵
مقدمه
انسان امروزی با دنیایی دوگانه روبرو است. دو دنیای متفاومت که یکی ملموس است و واقعی و دیگری مجازی است و غیرواقعی و البته با ویژگی های منحصر به فرد خود که از آنان به عنوان «فضای سایبر» یاد میکند. فضای سایبر و رشد تکنولوژی و فناوری به انسان امروزی کمک میکند تا به راحتی به اطلاعات، تصاویر، فیلم ها و . دسترسی داشته و با دیگران ارتباط برقرار کند. باید پذیرفت فضای سایبر مانند دنیای واقعی با وجود تمام محاسن و مزایایی که دارد، جنبه های منفی نیز با خود به همراه دارد. امروزه علاوه بر توجه به جرایم کلاسیک و سنتی باید به جرایم نوظهور که ارمغان رشد تکنولوژی است توجه شود. حقوق کیفری ماهوی نه تنها باید تهاجم علیه ارزشهای ملموس سنتی را در برگیرد؛ بلکه باید از ارزش های ناملموس جدید جامعه اطلاعات امروزی نیز حمایت کند؛ ارزش هایی که نقض آنها، جرایم علیه محرمانگی اطلاعات، تمامیت و دسترس پذیری سیستمهای رایانه ای ( جرایم موسوم به «سی.آی.اِی») جرایم علیه حریم خصوصی، جرایم اقتصادی سایبری، هرزه نگاری اینترنتی و. را به دنبال دارد. در میان جرایم اینترنتی همچون جرایم کلاسیک دسته از جرایم است که علیه عفت و اخلاق عمومی جامعه است و در این جرم، هرچند که بزه دیده خاص، یک فرد از افراد جامعه است اما عموم افراد جامعه از ارتکاب آن به طور جدی آسیب دیده و ارزشی فراتر از سایر ارزش های جامعه را خدشه دار کرده است ماننده هرزه نگاری، روابط نامشروع، قیادت و. حال با رشد سریع تکنولوژی و دسترسی همگان به اینترنت و ویژگیهای منحصر به فرد جرایم این فضا همچون سرعت، حجم زیاد خسارات، تعداد زیاد بزه دیدگان و . به نظر میرسد ضرورت توجه پژوهشگران و جامعه حقوقی- قضایی کشور به این مهم امری بدیهی باشد که نیاز به اقامه دلیل ندارد لذا در این پایان نامه به بررسی هرزه نگاری هویت در فضای سایبر، ویژگیها و شرایط قانونی و مادی میپردازیم.
۱- بیان مسئله
دانش رایانه پیوسته در حال پیشرفت و رشد است و ما روزانه شاهد رایانه ای شدن هر چه بیشتر زندگی انسان هستیم و البته با وجود تمام محاسن و مزایایی که رشد دنیای تکنولوژی به همراه دارد باید پذیرفت که این تکنولوژی جنبه های منفی نیز دارد.