دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر کاهش نشانه‌های اضطراب

ب) نظریه روان تحلیل‌گری ۱۱

ج) نظریه رفتاری: یادگیری- رفتاری نگر. ۱۴

د) نظریه پدیدارشناختی و وجودی ۱۷

دیدگاه شناختی. ۱۷

نظریه یادگیری شناختی – اجتماعی. ۱۹

تعریف فوبی (هراس). ۲۱

علائم اضطراب اجتماعی. ۲۳

جنبه‌های ادراکی. ۲۳

جنبه‌های رفتاری ۲۴

جنبه‌های فیزیولوژیکی. ۲۴

همایندی مرضی. ۲۵

ویژگی‌های بالینی هراس اجتماعی. ۲۵

اختلال‌های اضطرابی فوبیک. ۲۶

تداوم اختلال هراس اجتماعی. ۲۶

مؤلفه‌های هراس (اضطراب) اجتماعی. ۲۸

بعد فیزیولوژیکی. ۲۸

فیزیولوژی اضطراب ۲۸

بعد رفتاری ۲۹

بعد شناختی. ۲۹

الگوی شناختی اختلال هراس اجتماعی. ۳۰

ماهیت تفکر منفی در افراد مبتلا به هراس اجتماعی. ۳۲

رفتارهای ایمنی موقعیتی. ۳۳

درمان هراس اجتماعی. ۳۵

الگوی تعاملی. ۳۸

تأثیر درمان شناختی در هراس اجتماعی. ۴۰

درمان شناختی ـ رفتاری ۴۴

توصیف درمان شناختی ـ رفتاری ۴۴

نظریه‌های درمان شناختی ـ رفتاری ۴۶

۱- نظریه روان‌درمانی ـ شناختی بک. ۴۶

۲- نظریه عقلانی ـ عاطفی الیس ۴۷

الگوهای رایج درمان اختلال هراس ۴۷

۱- حساسیت‌زدایی تدریجی (منظم) ۴۷

۲- آرمیدگی عضلانی. ۵۱

پسخوراند زیستی. ۵۱

کنترل نفس‌نفس‌زدن. ۵۲

آموزش ابراز وجود ۵۲

تحقیقات خارجی ۵۳

تحقیقات داخلی ۵۷

جمع‌بندی ۶۲

فصـل سوم: روش پژوهش ۶۳

روش تحقیق ۶۳

شرکت کنندگان. ۶۳

ابزار اندازهگیری ۶۳

پرسشنامه‌ی هراس اجتماعی. ۶۳

مقیاس اضطراب بک. ۶۴

روش اجرای پژوهش ۶۴

روش‌های آماری تحلیل داده‌ها ۶۴

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش ۶۶

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۶۶


تحلیل داده‌ها ۶۷

بررسی مفروضات تحلیل‌های آماری ۶۷

– نرمال بودن توزیع متغیرها در جامعه. ۶۷

بررسی فرض همگنی واریانس‌های متغیرهای پژوهشی. ۶۸

بررسی فرض همگنی رگرسیون متغیرهای پژوهشی ۶۹

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری ۷۱

فرضیه ۱. ۷۱

فرضیه ۲. ۷۲

پیشنهادها ۷۴

پیشنهادهای پژوهشی. ۷۴

محدودیت‌های پژوهش ۷۴

تبیین نهایی ۷۵

منابع و مآخذ۷۶

منابع فارسی ۷۶

منابع لاتین. ۷۸

پیوست‌ها ۸۲

مقیاس هراس اجتماعی کانور. ۸۲

پرسشنامه اضطراب بک. ۸۳

چکیده

اضطراب یکی از شایع‌ترین اختلالات نوروتیک است که همه انسان‌ها در شرایط مختلف آن را تجربه می‌کنند. این مطالعه به منظور بررسی اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری بر کاهش اضطراب و افزایش کنش‌وری تحصیلی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال هراس اجتماعی انجام شده است. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود، جامعه پژوهش یکی از مدارس مشهد بود که ۲۸ دانش آموز (۱۴ تا ۱۹ سال) مبتلا به هراس اجتماعی از بین دانش‌آموزان مشهد بر اساس نمره آزمون هراس اجتماعی و بر مبنای نمونه‌گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی جایگزینی به دو گروه (آزمایش ۱۴ نفر و کنترل ۱۴ نفر) تقسیم شدند. در این مطالعه قبل از اجرای مداخله، تمامی ‌آزمودنی‌ها توسط پرسشنامه‌های مقیاس اضطراب و هراس اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفتند، سپس از میان کسانی که دارای هراس اجتماعی بودند، به‌طور هدفمند ۲۸ نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (۱۴ نفر گروه آزمایش و ۱۴ نفر گروه کنترل) و بعد از اجرای متغیر مستقل گروه‌درمانی شناختی رفتاری، پرسشنامه اضطراب مجدداٌ اجرا شد. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل استنباطی داده‌ها از شاخص‌های آماری مانند تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که اضطراب و کنش‌وری تحصیلی دانش‌آموزان در پس‌آزمون گروه آزمایش تفاوت معناداری

مطلب دیگر :

۵ خوراکی تقویت کننده مغز

 داشته است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که درمان شناختی ـ رفتاری می‌توان در بهبود سلامت روان‌شناختی و کنش‌وری تحصیلی دانش‌آموزان مورد کاربرد قرار گیرد.

کلید واژه‌ها: درمان شناختی ـ رفتاری، ‌اضطراب، هراس اجتماعی، کنش‌وری تحصیلی.

فصل اول: مقدمه تحقیق

بیان مسأله

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیت‌هایی که قبلاً استرس زا بوده‌اند یا طی آن‌ها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همه انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شدید غیرعادی و مشکل‌ساز است. تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد و افراد میان‌سال و سال‌خورده بیشتر دیده می‌شود (سوخودولسکی[۱] و همکاران، ۲۰۱۳). تشخیص اضطراب و درمان آن در کودکان و نوجوانان بسیار مهم است، چون شخصیت آنان طی این دوره شکل می‌گیرد. بسیاری از کودکان زمانی که در شرایط جدیدی قرار می‌گیرند، دچار اضطراب می‌شوند و واکنش‌های متعددی را از خود بروز می‌دهند (دیکن و آبرامویچ[۲]، ۲۰۰۴). بایستی گفته شود، که اضطراب در بین انسان‌ها وجود دارد، هر موجود با هوشی، اضطراب‌دارد، می‌توان گفت که اضطراب یک حالت طبیعی بدن است، انواع متعدد مسائل زندگی فردی، اجتماعی و جسمانی ایجاب می‌کند که به طور دایم از خود سازگاری نشان دهیم، غیر از اضطراب چه چیزی ما را بر جلو بر می‌دارد و هر انسانی که فکر می‌کند دارای سهمی از اضطراب است و به طور کلی می‌توان گفت ۱۰ درصد اضطراب‌ها برای یک انسان عادی، ضرورت دارند اما متاسفانه این درصد همیشه پایین نیست. به هر حال، انسان‌ها دارای سهمی از اضطراب هستند که از پائین‌ترین حد تا بالاترین حد گسترده شده است. به همین خاطر نیاز است تا به اهمیت و گستردگی مسئله پرداخت شود (گنجی، ۱۳۷۶).

اختلال اضطرابی اجتماعی اختلالی شایع، مزمن و ناتوان کننده است. ویژگی اصلی اختلال اضطراب اجتماعی، ترس آشکار و مستمر از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی است که شخص در معرض دید اشخاص ناآشنا، یا احتمالاً در معرض توجه دیگران قرار می‌گیرد. فرد از این واهمه دارد کاری انجام دهد که موجب تحقیر یا شرمندگی او شود. قرار گرفتن در معرض موقعیت‌های اجتماعی ترس‌آور در آن‌ها تقریبا همیشه به اضطراب منجر می‌شود. اجتناب، اضطراب انتظاری، یا پریشانی در موقعیت‌های اجتماعی یا عملکردی به طور قابل توجهی با فعالیت‌های عادی، کارکرد شغلی، تحصیلی یا فعالیت‌ها و روابط اجتماعی فرد تداخل می‌کند (نورتون و پرایس[۳]، ۲۰۰۷).

با مرور تحقیقات همه­گیرشناسی، شیوع اضطراب اجتماعی در طول زندگی در کشورهای غربی بین ۷ تا ۱۲ درصد کل جمعیت برآورد شده است (فورمارک[۴]، ۲۰۰۲؛ کسلر و همکاران[۵]، ۲۰۰۵). اختلال تقریباً به طور برابر در مردان و زنان وجود دارد و اضطراب اجتماعی غالبا در نوجوانی شروع می­شود (آیرز[۶] و همکاران، ۲۰۰۷). اضطراب اجتماعی غالباً با اختلال بی­قراری مفرط، لالی، فرار از مدرسه، اضطراب جدایی، بازداری رفتاری و کمرویی همراه است. اگر اختلال درمان نشود، غالباً دوره­ های مزمن و بی­وقفه­ای را در پی دارد و منجر به اختلال جدی در عملکرد شغلی و اجتماعی می­گردد (دیوید سون، هاگس، جرج و بلیزر[۷]، ۱۹۹۳؛ لیبو وتیز، گرمان، فیر و کلین[۸]، ۱۹۸۵؛ اشنیر[۹] و همکاران، ۱۹۹۴؛ اشنیر، جانسون، هورنیگ، لیبوویتز و ویزمن[۱۰]، ۱۹۹۲؛ استین و کین[۱۱]، ۲۰۰۱؛ استین، تارگرود و واکر[۱۲]، ۲۰۰۰؛ استین، واکر و فورد[۱۳]، ۱۹۹۶).

شیوع اختلال اضطراب اجتماعی در بین دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان بیشتر است. این اختلال سومین اختلال روانی و شایع‌ترین اختلال اضطرابی است. اختلال اضطراب اجتماعی اکثرا در اوایل کودکی یا نوجوانی شروع می‌شود و یک دوره بدون وقفه را طی می‌کند. بیشتر افراد دارای فوبی اجتماعی به دنبال درمان نیستند و حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد افراد دارای اختلال تشخیص ثانویه اختلال‌های همایندی مانند فوبی اختصاصی، آگورافوبیا، افسردگی اساسی و سوءمصرف و وابستگی به الکل را دریافت می‌کنند (چو و هاریسون[۱۴]، ۲۰۰۷). افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی در مقایسه با افراد بدون اختلال روانی دستمزد پایین‌تر، احتمال پایین‌تر اخذ مدرک دانشگاهی، داشتن یک شغل مدیریتی، فنی یا حرفه‌ای، ناتوانی بیشتر در ارتباطات خانوادگی، عاشقانه و اجتماعی و سابقه اقدام به خودکشی را در طول عمر دارند (اولاتوجنی[۱۵] و همکاران، ۲۰۱۰).

واکنش دانش آموزان در برابر مدرسه و فعالیتهای کلاسی متفاوت است. این واکنش در برخی با اشتیاق، در برخی با اکراه و در برخی با امتناع همراه است. از لحاظ مقدار انرژی که دانش آموزان بکار می‌گیرند، زمینه‌ای که می‌خواهند کار کنند و یا تداوم در زمینه یا کار مورد نظر بین آنها تفاوت وجود دارد. این تفاوتها به مفهوم بهداشت روان ارتباط دارد. بنابراین در نظر گرفتن بهداشت روان در برانگیختن، جهت دادن وتداوم بخشیدن رفتار دانش آموز در فرایند آموزش و پرورش از اهمیت خاص برخوردار است. در واقع، یکی از عوامل توجیه کننده پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که استعداد یکسانی دارند، بهداشت روان است. به عبارتی در بین دانش آموزان افرادی یافت می‌شوند که از بهداشت روان بهتری برخوردارند. این علاقه و انگیزش، پیشرفت آموزشگاهی آنها را توجیه می‌کند. و این در حالی است که نبود اختلالات روانشناختی، از معانی عمومی بهداشت روان محسوب می‌کرد. بنابراین نبود اختلالات روانی می‌تواند سبب ساز پیشرفت آموزشگاهی و یا کنشوری بهینه تحصیلی دانش آموزان شود. و در نقطه مقابل، وجود اختلال‌های روانشناختی نظیر اضطراب می‌تواند نارسا کنش‌وری تحصیلی را در پی داشته باشد (کسلر و همکاران[۱۶]، ۲۰۰۵).

افت از نظر لغت به معنای کمبود کمی و کم وکاست و نقصان است منظور از افت تحصیلی دانش آموزان کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموزان از سطح رضایت بخش به سطحی نا مطلوب است: همچنین افت تحصیلی در لغت به معنای ضایعات منابع کردن که بیشتر از نظر اقتصاددانان مطرح شده است اما در بعضی از متون فارسی کلمه ترک تحصیل نیز معادل افت تحصیلی در نظر گرفته شده است. به عبارتی افت تحصیلی عبارت است از نزول از یک سطح بالاتر به سطح پایین‌تر در تحصیل و آموزش. افت تحصیلی به معنای دقیق آن زمانی است که فاصله قابل توجهی بین توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درس و پیشرفت تحصیلی مشهود است. اگر چه این تعریف می‌تواند همه کسانی را که به دنبال شکستهای پی درپی از تحصیل عقب مانده‌اند و یا به اصلاح مردود شده‌اند را در برگیرد اما مفهوم افت تحصیلی صرفاً در تجدیدی خلاصه نمی‌شود، می‌تواند شامل هر دانش آموز و هر دانشجوی شود که اکتساب‌های دانشجویی و آموزشگاهی او کمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست. افت تحصیلی علاوه بر اینکه موجب اتلاف منابع مالی و انسانی فراوانی می‌شود اثرات سود روحی و روانی زیادی را نیر بر دانش آموزان خانواده‌های آنها وارد می‌سازد بعضی از این آثار شخصیت و رفتار دانش آموزی را تغییر داد و برخی دیگر موجب فرار از مدرسه می‌شود. تکرار پایه تحصیلی از این جهت افتتحصیلی محسوب می‌گردد که موجب کاهش ظرفیت ثبت نام در پایه تکرار شده می‌گردد و از پذیرش دیگر دانش آموزان در آن پایه جلوگیری به عمل می‌آید و یا باعث به وجود آمدن تراکم دانش آموزان در آن پایه می‌گردد این موضوع هم باعث تحمیل هزینه‌های پیشرفت تحصیلی به نظام آموزش و پرورش می‌گردد و هم به عنوان یک عامل شدید افت تحصیلی مضاعف می‌شود که باعث ترک تحصیل می‌گردد.

دوران تحصیل، که سال‌های رشد دانش‌آموز را به خود اختصاص می‌دهد دوران سرنوشت‌ساز و شخصیت‌ساز اوست. دانش‌آموز در این سال‌ها تجارب مختلفی کسب می‌کند، واکنش‌های گوناگونی را از معلمان در مدرسه و از والدین در خانه دریافت می‌کند و در مقابل قضاوت‌های مختلف دیگران نسبت به خود و برداشت‌های خود از واکنش‌های خود از دیگران به تصور ثابتی درباره خودش می‌رسد. در نهایت، دانش‌آموز با تشکیل یک مفهوم خود مثبت یا منفی، به صورت فردی با اطمینان، دارای عزت نفس بالا، مصمم و بردبار، یا به صورت فردی نامطمئن، نامصمم دارای اعتماد نفس پایین، مضطرب و بی‌تحمل در می‌آید. همه این ویژگی‌های شخصیتی که شالوده سلامت روانی یا بیماری روانی فرد را می‌ریزند در سال‌های تحصیل در مدرسه شکل می‌گیرند، هرچند مطالعات انجام شده در این باره فراوان نیست،‌ اما پژوهش‌های محدود در نمونه دانش آموزی که درباره تأثیر نمره‌های معلمان بر مفهوم خود تحصیلی و سلامت روانی دانش‌آموزان انجام گرفته شواهد تأییدکننده بیشتری به دست آمده است. اگر محیط مدرسه برای دانش‌آموز شواهدی که حاکی از شایستگی و لیاقت او در کار مدرسه باشد، در طی چندین سال، خصوصاً در سال‌های نخست تحصیل فراهم آورد و این تجارب موفقیت‌آمیز در چهار، پنج سال بعد تکرار ‌شود، برای مدت نامحدودی در فرد نوعی مصونیت در برابر بیماری‌های روانی ایجاد می‌شود. چنین فردی قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج و عذاب بر بحران‌ها و فشارهای شدید زندگی غلبه کند، احساس او از شایستگی و مهارت‌های شخصی و فنی‌اش که بعضی از آنها را در مدرسه آموخته است وی را قادر خواهد کرد تا در مقابله با موقعیت‌های بحرانی زندگی، روش‌های واقع‌بینانه‌ای را به کار برد. بنابراین در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش اموزان، ضروری است که عوامل سبب ساز مشکلات تحصیلی و روانشناختی دانش آموزان شناخته و درمان گردد. مطالعه حاضر نیز در همین جهت انجام گرفته است.

اثربخشی آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران بر اضطراب دختران پایه پنجم

پایایی آزمون ۴۹

شیوه تجزیه تحلیل داده ها . ۵۰

فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش . ۵۲

یافته های استنباطی . ۵۴

فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ۶۱

فرضیه اصلی پژوهش ۶۲

فرضیه فرعی اول . ۶۳

فرضیه فرعی دوم . ۶۳

نتیجه گیری ۶۴

محدودیت ها ۶۴

پیشنهادات . ۶۴

پیشنهادات پژوهشی ۶۴

پیشنهادات کاربردی ۶۵

منابع . ۶۶

پیوست(۱) . ۷۳

پیوست(۲) . ۸۷

پیوست ( ۳ ) ۸۹

مقدمه

مراحل زندگی کودک از تولد تا جوانی به چند مرحله تقسیم می شود . شناسایی هر یک از این مراحل و پی بردن به خصوصیات کودک در هر سنی انتظارات والدین را از کودکان مشخص می نماید . در نتیجه والدین پس از شناسایی هر مرحله می توانند به طور مناسب تری با کودکان رفتار نمایند. ۱- مرحله تولد تا پنج سالگی ۲- مرحله آموزشگاهی ۳- مرحله نوجوانی (شفیع آبادی،۱۳۷۰(.

اصطلاح نوجوانی[۱] به معنای « رسیدن به بزرگسالی » است . شروع آن با بلوغ است و با عهده دار شدن مسئولیتهای بزرگسالی پایان می یابد . واژه بلوغ[۲] به اولین مرحله ی نوجوانی اطلاق می شود ، یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود. در اوایل قرن حاضر ج . استانلی هال[۳] ، موسس انجمن روانشناسی آمریکا و پدر مطالعه علمی درباره نوجوانی این  دوران را با قدری احساسات توصیف کرد. او آن را دوران « طوفان و تنش » شدید و نیز دوران توانایی فوق العاده جسمانی ، عقلی و عاطفی می دانست  (ماسن[۴]، ترجمه یاسایی، ۱۳۸۴) .

نوجوانی به دروه گذار از کودکی به بزرگسالی اطلاق می شود و تقریبا از ۱۲ سالگی آغاز و تا اواخر دهه دوم زندگی ، یعنی رسیدن به رشد جسمانی کم و بیش کامل ، ادامه می یابد. طی این دوره ، نوجوان به بلوغ جنسی می رسد و هویت فردی خود را جدا از هویت خانواده بنا می نهد . بلوغ ، دوره تکامل جنسی است که طی آن کودک از نظر زیستی به بزرگسالی برخوردار از توانایی تولید مثل تبدیل می شود و دوره آن معمولا ۳ تا ۴ سال است . بلوغ با دوره رشد بسیار سریع جسمانی ( جهش رشد نوجوانی ) شروع می شود و با رشد تدریجی اندامهای تناسلی و ویژگی های جنسی ثانوی ( رشد PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) ها در دختران ، رویش ریش در پسران و نمایان شدن مو در اندام های تناسلی در هر دو جنس ) همراه است. تحقیقات نشان داده است که بلوغ اثرات مهمی بر تصویر فرد از بدن خویش ، عزت نفس ، خلق و رابطه او با والدین و اعضای غیرهمجنس می گذارد ( اتکینسون[۵]و همکاران،۲۰۰۰،ترجمه براهنی و همکاران ،۱۳۸۴).

از نظر اریکسون[۶] نوجوان به نحوی بارز جذب و متوجه خود است. نوجوانان به مسایلی از قیبل اینکه آنان چه کسی هستند و دیگران در مورد آنان چگونه می اندیشند و آنان را چگونه می بینند و در آینده چه خواهند شد توجه دارند. آنان از نظر جنسی به سوی دیگران جذب می شوند و حتی عاشق شده و عشق را تجربه می کنند (کرین [۷]،ترجمه فدایی۱۳۸۷).

دوره ی نوجوانی ، دوره ی پرتنش و بسیار مهم در زندگی است چرا که نه تنها جسم بلکه توان روانی نیز در طی این دوره ی حساس زندگی دچار تحول اساسی می شود و سازگاری با چنین تغییراتی بر جسم و روان فشار می آورد. منظور از اضطراب یا فشار روانی ، محرک های درونی و بیرونی زیان ناخوشایندی است که می تواند جنبه ی فیزیولوژیک یا روانی داشته باشد. این دوره با روند افزایش بیماری های روانی و همچنین ابتلا به آسیب های روانی و اجتماعی همراه است. نوجوانی سن بحران رشدی است و در این دوره افزایش انواع استرس ها و آسیب پذیری روانی ، اجتماعی و زیستی با کاهش مهارت های مقابله ای همراه می شود ( نوری،کلیشادی،ضیاءالدینی، ۱۳۸۹).

هر فردی حتی از دوره کودکی برای خود ایده آلی از قد، شکل و ابعاد بدنی دارد. بسیاری از این ایده آل ها تحقق پیدا نمی کند و از آنجا که کودکان بدون اطلاعات کافی وارد دوره بلوغ می شوند ، نگرانی زیادی در مورد ظاهر جسمانی خود دارند. برای یک نوجوان هر شکلی از تفاوت با همسالان می تواند منبع نگرانی ایجاد کند. با توجه به اینکه تعداد بسیار کمی از نوجوانان در زمینه بلوغ و ویژگی های آن اطلاعات کافی دریافت می کنند، تغییرات سریع دوره بلوغ می تواند موجب نگرانی و سردرگرمی در نوجوان شود و شرم و حیا یا عدم تعامل با والدین نیز باعث شود که نوجوان نگرانی ها و اضطراب خود را پنهان کند که این میتواند زمینه ساز بروز آسیب های بسیاری در این دوره و در آینده نوجوان شود  (کرباسی و وکیلیان, ۱۳۸۸).

والدین و خانواده نقش حیاتی در شکل دادن به درک نوجوان از هویت جنسی و اجتماعی ایفا می کنند. والدین نیاز به توانایی دارند تا قادر باشند جنبه های فیزیکی و رفتاری غریزه جنسی انسان را به فرزندان خود نشان دهند و فرزندان نیاز دارند که مجهز و آگاه به دانش و مهارت هایی باشند تا بتوانند در مورد غریزه جنسی ، روابط و بیماری های مربوط به مسایل جنسی تصمیم گیری های مسئولانه ای داشته باشند. خانواده ها می توانند انتخاب کنند که ؛ کودکان را تنها بگذارند تا آنها راهشان را در میان انبوه اطلاعات جزیی و غلط ، محتوای موجود در اینترنت یا اطلاعات دریافتی از همسالان را بدون توجه به درستی یا نادرستی اطلاعات به دست آمده پیدا کنند ، یا اینکه با چالشی روبرو شوند که شفاف سازی ، دانش خوب و تربیت جنسی علمی مبتنی بر ارزش های جهانی ، احترام و حقوق بشر را فراهم میکند. تربیت جنسی جامع می تواند تغییر بنیادینی در مسیر شیوع بیماری ها ایجاد کند و نوجوانان در مورد توقعاتشان از تربیت جنسی بهتر و بیشتر اگاه می شوند.

باتوجه به برنامه راهنمای بین المللی آموزش جنسی که در سال ۲۰۰۹ توسط سازمان یونسکو منتشر شد ، مولفه های مهم تربیت جنسی شامل این موارد هستند؛  ( یونسکو[۸]،۲۰۰۹ ).

  • روابط : خانواده ، دوستی – عشق و روابط عاشقانه، بردباری و احترام، ارتباط مدت دار و ازدواج
  • ارزش ها ، نگرش ها و مهارت ها : ارزش ها و نگرش ها و منابع آموزش جنسی، تاثیر همسالان در رفتار جنسی، تصمیم گیری، مهارت امتناع در روابط، دریافت حمایت و کمک
  • فرهنگ ، جامعه و حقوق بشر : جنسیت ، فرهنگ و حقوق بشر، جنسیت و رسانه ها ، ساختار جنسیتی جامعه ، خشونت مبتنی بر جنسیت
  • توسعه انسانی : آناتومی و فیزیولوژی جنسی و باروری ، تولید مثل ، بلوغ ، تصویر بدنی ، حفظ حریم خصوصی
  • رفتار های جنسی : مسایل جنسی ، جنسیت و چرخه زندگی جنسی، رفتارهای جنسی
  • مسایل جنسی و بهداشت باروری : پیشگیری از بارداری ، درک و شناخت بیماری های مقاربتی، HIV ، مراقبت و درمان

با توجه به مواردی که در جدول یونسکو به عنوان مولفه های تربیت جنسی آورده شده و با در نظر گرفتن فرهنگ کشور و تفاوتهای فرهنگی موجود ، به نظر می رسد از بین این ۶ محور در کشور ما بتوان از محورهای ا – روابط ۲ –  ارزش ها ، نگرش ها و مهارت ها و محور ۴ – توسعه انسانی در آموزش مولفه های تربیت جنسی استفاده کرد.


بیان مساله

فرد بالغ کیست ؟ دستیابی به معیار قطعی و قضاوت فراگیر برای پاسخ به این پرسش کار آسانی نیست. در واقع معیار یکسانی برای همه کس و در همه جا وجود ندارد. بلوغ پدیده ای چند بُعدی و مقوله ای زیستی ، روانی ، اجتماعی ، فرهنگی و تاریخی است . بلوغ به رشد جسمی و جنسی ،  احساس هویت شخصی نوجوان ، نگرش و طرز تلقی والدین و افراد نزدیک خانواده و فامیل نسبت به فرد ، نگرش دوستان و همسالان ، رسوم و قواعد فرهنگی و دینی ، مقررات و قوانین اجتماعی و بلاخره استقلال شخصی فرد بستگی دارد ( لطف آبادی, ۱۳۸۸).

متاسفانه تعداد بسیار کمی از نوجوانان در زمینه بلوغ و ویژگی های آن اطلاعات کافی دریافت میکنند. همچنین شرم و حیای مقابل والدین و نوجوانان و خودداری نوجوانان از صحبت با بزرگترها و مخالفت با ایشان که یکی از ویژگی های این دوره است ، مانع می شود تا والدین بتوانند اطلاعات کافی در اختیار فرزندان خود قرار دهند . همین امر موجب می شود تا نوجوانان نگرانیها واحساسات خود را پنهان کرده و با  اضطراب ، نگرانی و سر در گمی خود تنها بمانند. مثلا قائدگی برای دختران حتی هنگامی که برای آن آماده باشند ضربه ای محسوب می گردد و اثر این ضربه هنگامی که دختر نوجوان نسبت به آن بی اطلاع باشد به مراتب بیشتر است. از آنجا که کودکان بدون اطلاعات کافی به دوره بلوغ می رسند نگرانی زیادی در مورد ظاهر جسمانی خود دارند. به نظر آنان ظاهر جسمانی نقش مهمی در مقبولیت اجتماعی فرد بازی می کند . از این رو کوتاهی یا بلندی قد، جوشهای صورت ، چاقی یا لاغری ، PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)های بزرگ در مردان و کوچک در زنان همه می توانند منابعی از ایجاد نگرانی برای نوجوانان باشد (کرباسی و وکیلیان, ۱۳۸۸) . به عقیده برخی از روانشناسان اگر نوجوان بتواند به صورت آگاهانه اطلاعاتی در مورد خودش به والدین بدهد ، والدین میتوانند به طور موثرتری بر نوجوانشان مدیریت و کنترل داشته باشند و فقدان نظارت کافی یکی از عواملی است که باعث مشکلات نوجوان می شود (نیک روش،خسروی،کاظمی،۱۳۸۷) .

از خانواده و نقش و اهمیت آن تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که صرف نظر از تفاوتهایی که بین آنها وجود دارد همگی هدف مشترکی به نام « انسان سازی » را دنبال میکنند . به طور کلی رسالت خانواده « تبدیل منابع انسانی به سرمایه های انسانی » است . نظامهای تربیتی جهان ، رسالت خانواده را پروراندن فرزندانی پرسشجو می دانند که می خواهد از قید بی شمار و گوناگونی وجودی اش رها گردد، تکامل همه جانبه را هموار سازد و به رموز موقعیت فردی و اجتماعی خود و دنیای متغیری که در آن زندگی می کند تا آنجا که ممکن است آشنا شود ، چگونه با دیگران زیستن را فرا گیرد و زندگی خود و دیگران را با عشق و دانش شکوفا سازد. کودکان به دو صورت از والدین خود یاد میگیرند :

الف – تقلید : یادگیری به صورت آگاهانه

ب- همانند سازی : یادگیری به صورت نا آگاهانه

بدین ترتیب فرزند به گونه ای آگاهانه یا نا آگاهانه ، تربیت را از والدین و اطرافیان خود یاد می گیرد.

تربیت [۹]عبارت است از : پروراندن و از قوه به فعل رساندن ، به بیان دیگر تربیت ، کوشش و تلاش آگاهانه انسان برای ایجاد تغییرات مطلوب است و دارای ابعاد متعدد : جسمی ، روحی – روانی ، عقلی ،ذهنی ، اجتماعی ، فرهنگی ، عاطفی ، سیاسی ، اخلاقی ، اقتصادی ، علمی و. است . تربیت ضرورت حیات انسان است . به طور کلی انسان محصول تربیت است (خورشیدی،۱۳۸۱) .

یکی از حوزه های چالش انگیز تعلیم و تربیت در جوامع مختلف ، از جمله جامعه ما تربیت جنسی[۱۰] است که همواره به دلیل وجود پاره ای از ابهام ها و سوءتفاهم های نظری و فکری و پاره ای از موانع اجرایی با مشکلات فراوانی دست به گریبان بوده و همین امر زمینه ساز ایجاد و بروز بسیاری از معضلات اجتماعی و انحرافات رفتاری در میان نسل جوان و به تبع آن صرف هزینه های سنگین جهت مقابله با این انحرافات نهادها و سازمانهای ذیربط است.(امینی،تمنایی،پاشایی،۱۳۹۰)

مطلب دیگر :


تربیت جنسی در واقع ارائه یک سری اطلاعات ضروری روانشناختی ، جسمانی و دینی در مورد مسائل جنسی مربوط به هر فرد و نیز ارائه اطلاعات و آگاهی هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با جنس مخالف است. در تربیت جنسی افراد مسن تر اجتماع و آنهایی که بیشتر راجع به مسائل جنسی اطلاعات و معلومات دارند با افرادی که در این زمینه اطلاعات یا رشدی ندارند برخورد می کنند تا رشد بیشتری در آنها به وجود آورند و از این راه به پیشرفت زندگی انسانی از نظر مسائل و برخوردهای جنسی کمک کنند. بنابراین در تربیت جنسی سه عامل اساسی بهداشت جنسی ، اخلاق جنسی و آینده جنسی را باید مد نظر قرار داد(رهنما،علیین، محمدی، ۱۳۸۶).

مطالعات نشان میدهد که هنوز ترس و اضطراب در زمینه صحبت از تربیت جنسی در جوامع وجود دارد و اختلاف نظر در چگونگی و چرایی ارائه آموزشهایی در زمینه تربیت جنسی در مدارس دیده می شود. اما تاثیر آموزشهای جنسی مبتنی بر خانواده بر سلامت نوجوانان و ارتباط صحیح کودک و والدین قویاً نشان داده شده است ( ابوالقاسمی،مرقاتی خویی،تقدیسی،۱۳۸۹) .

با توجه به مسایل مطرح شده و مشاهداتی که محقق در مدارس ابتدایی از دختران در آستانه بلوغ داشت ، از تعاملاتشان با یکدیگر ، اضطراب و  نگرانی های آنها از تغییرات جسمانی که اطلاعات درستی از آنها نداشتند و تنها با گفتگوهای خصوصی باهم  اطلاعات کم و اکثرا اشتباهی از همسالان خود دریافت می کردند، روابط آنها در سنین ابتدایی بلوغ با والدین شان به ویژه رابطه مادر با دختر ، درک کمی که از عشق و ارتباط آن با تشکیل خانواده در آینده در این سنین وجود دارد، عدم وجود مفاهیم تربیت جنسی و مسایل مربوط به تغییرات بلوغ در دورس دوره ابتدایی و متوسطه اول و دوم و همینطور عدم توجه مسئولان مدرسه و آموزش و پرورش به این بعد مهم رشدی دانش آموزان ، همچنین با درک فاصله بین نسلی که در حال حاضر در خانواده ها شاهد آن هستیم و نیز فضای متفاوتی که نسل جدید با آن مواجه است به علاوه آگاهی کم مادران از مسایل مربوط به تربیت جنسی ، بلوغ و تغییرات مربوط به آن ،محقق با این سوال مواجه شد که :

  • آیا آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران تاثیری بر اضطراب دختران در آستانه بلوغ خواهد داشت؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

بلوغ با تغییرات مهم جسمی و جنسی همراه است و  وظیفه تربیتی مربی ( خانواده ) در این دوره آن است که اولا نوجوانان را از وقوع این تغییرات که آنان را غافلگیر و غالبا نگران می کند آگاه سازد و ثانیا از ظهور برخی از انحرافهای معمول سائقه جنسی جلوگیری کند و هرگاه به چنین انحرافهایی برخورد ،آنها را به راه راست باز آورد . جهالت و شتابزدگی جنسی دو خطر بسیار بزرگ در این مرحله از رشد آدمی است . (لطف آبادی ،۱۳۸۸). بنابر این یکی از مهمترین جنبه های تربیت که هم می توان آن را در قالب یک امر جداگانه ی تربیتی و هم در بستر سایر حوزه های تربیتی مورد مطالعه قرار داد ، تربیت جنسی است . تربیت جنسی خود ابعاد مختلفی دارد که باید از سنین کودکی در مورد کودک اعمال شود.تربیت جنسی ارائه یک سلسله اطلاعات ضروری، روانشناختی، جسمانی و دینی درباره مسایل جنسی مربوط به هر فرد و نیز ارائه اطلاعات و آگاهی هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است.(رهنما،علیین، محمدی،۱۳۸۶)

تربیت جنسی نوجوانان مسئله پراهمیتی است . زیرا دنیای روانی جوانان روز به روز همراه با رشد علمی و اقتصادی و موفقیتهای فرهنگی دنیای امروز غنی تر می شود.صرف نظر از عادات خوب که در جریان تربیت به وجود می آید ، نوجوانان را نباید با رویدادهای جنسی شان تنها گذاشت .لازم است به موقع به کودک خصوصیات دوره انتقالی را توضیح داد ، او را روشن کرد و راه جلوگیری از احساس جنسی فوق العاده را که در وی بیدار می شود به او آموخت و کمک کرد تا جای خود را در جهان جالب و زیبای مشغولیاتی که می تواند کمک به جلوگیری از تحریکات جنسی نماید ، پیدا کند. پدران و مادران و معلمان باید به دقت تظاهر جنسی کودکان و نوجوانان را دنبال کنند تا به موقع تدابیر لازم را اتخاذ کرده و اگر لازم است از کمکهای پزشکی نیز استفاده نمایند. (کوچتکوف[۱۱],ترجمه تقی زاده،۱۳۶۴)

توجه والدین و نهادهای آموزشی جامعه به آموزش کودکان و نوجوانان در زمینه امور جنسی ، از بروز جرائم و انحرافات جنسی تا حد زیادی پیشگیری میکند و میل کودک و نوجوان را به تجربه نادرست امور جنسی کاهش میدهد. برای آنکه والدین بتوانند کودک و نوجوان خود را درست تربیت کنند ، باید با شیوه های صحیح تربیت و نیز تشخیص موارد نادرست رفتارهای جنسی کودکان و نوجوانان آشنا شوند تا به موقع فرزندان خود را از لغزشهای جنسی و رفتارهای غیر عادی باز دارند.

والدین و معلمان باید همواره به خاطر آورند که آموزش امور جنسی ، به طور تدریجی و هماهنگ با رشد کودک و نوجوان انجام میگیرد و تعجیل یا کندی در اجرای آن کار نادرستی است. کودکان و نوجوانان در طرح پرسش های مربوط به امور جنسی دوست دارند واقعیت را بشنوند . از این رو ، والدین در پاسخگویی به پرسش های جنسی کودکان و نوجوانان ، در عین صراحت باید پاسخها را به گونه ای ساده ارائه دهند که در خور فهم و درک آنان باشد. (شفیع آبادی،۱۳۷۰).

مطلع ساختن کودکان که باید به صورتی مقدماتی و در دوره دبستان آغاز شود ، در دوره بلوغ اهمیت بیشتری پیدا می کند و در عین حال وضع جدید و متفاوتی به خود می گیرد . روش اساسی در برخورد با مسائل جنسی این است که در هر دوره از رشد فرد و با توجه به سطح رشد و نیازها و وضعیت محیط اجتماعی – فرهنگی وی اطلاعات لازم و راهنماییهای ثمر بخش در اختیار فرد قرار گیرد . آنچه به ویژه در دوران نوجوانی اهمیت دارد اجتناب از گفتگوها و مباحث جمعی در باره مسائل جنسی است که موجب آشفتگی ذهن و التهاب بیجا می شود ، در این دوره بیشتر به بحث و گفتگو و راهنمایی انفرادی باید پرداخت .

پسران و دختران در آستانه بلوغ نسبت به بلوغ قریب الوقوع باید آگاه شوند . این وظیفه اساسا بر عهده پدر و مادر است، اما اگر آنان خود را برای انجام این وظیفه قادر نمی بینند ، باید فرد دانا و مجرب دیگری را مأمور این کار کنند. مسائلی از قبیل بروز نخستین عادات ماهیانه در دختران و نخستین احتلام در پسران را باید همراه با معنای مادر شدن یا پدر شدن برای آنان توضیح داد و فلسفه و اهمیت و زیبایی آن را باید برایشان توضیح داد. به این ترتیب پدر و مادر و مربی در فکر نوجوان خود ، زندگی جنسی و خانوادگی را به هم نزدیک می کنند واز این راه  نمی گذارند میان قلمرو جسم و سایر قسمتهای حیات شکاف خطرناک امروزی به وجود آید. باید به نوجوان آموخت تا نه تنها نفرتی از بدن خود نداشته باشد بلکه آن را به عنوان یک عنصر اساسی در شخصیت خود به شمار آورند و ارزشمند شمارند.

درباره خطاها و بازی های جنسی و خودشیفتگی که غالباً در نوجوانان مشاهده می شود ، لازم است به جای احساس گناه و تنفر از خود ، سعی شود تا با فراهم آوردن فعالیتهای سالم ورزشی ، هنری ، تحصیلی ، فرهنگی و مذهبی شرایطی فراهم کرد که خطاهایی رخ ندهد . عتاب و خطابها و نطقهای اخلاقی و ایجاد احساس شرم در نوجوان فایده ای ندارد . باید تدابیر عملی برای اشتغال نوجوانان به فعالیتهای مناسب و مورد علاقه آنان اتخاذ شود. اینکه اعتراض کرده و گفته اند تربیت جنسی جز این که کنجکاوی جوانان را به حد افراط تحریک کند فایده ای ندارد ، بی اساس به نظر می رسد . حتی وقتی براثر خطاهای مربی خطری پیش آید ، خطر بسیار کمتر از آن است که بگذاریم نوجوانان از روی اتفاق یا از راه گفت و شنود هایی که با رفقای مسن تر و پیش رس تر از خود می کنند و یا زا طریق کتابها و مجلات و غیره با این امور آشنا شوند.

اصول تعلیم و تربیت با موازین اخلاق انسانی همخوانی دارد و با رهنمودهای دینی نیز مغایرتی ندارد . در تعالیم دینی و اسلامی خویشتن داری ، مقاومت در برابر وسوسه ها ، تأخیر در کامروایی ، صبر در سختیها ، رفتار جامعه پسند ، قبول مسولیت اعمال ، بالا بردن معرفت و شناخت خود از نتایج رفتار ، و بالاخره رشد وجدان اخلاقی و تصعید نیروهای بدنی در مسیر کمالات انسانی را در تربیت به طور عام و در تربیت جنسی به طور خاص به عنوان راه حل هایی برای نوجوانان و جوانان است (لطف آبادی، ۱۳۸۸) .   در حقیقت، مقصود از تربیت جنسی ، از دیدگاه اسلامی این است که فرد را به گونه ای تربیت کنیم که وقتی به سن بلوغ رسید، حلال و حرام را در مسائل جنسی تشخیص دهد ؛ به وظایف زناشویی و همسری آگاه باشد ؛ از بی بند و باری بپرهیزد  راه و رسم عفت اسلامی خلق و خوی او باشد (فقیهی،شکوهی یکتا، پرند،۱۳۸۷).

تربیت جنسی مباحث متعددی را ( از پاسخ گویی به سوالات کودکان در زمینه مسایل جنسی و آموزش بهداشت جنسی و مراقبت از خود تا اطلاع رسانی و آگاهاندن نوجوانان از مسایل بلوغ ، تغییرات جسمی ، روانی و مسایل مربوط به عشق ورزیدن و. ) شامل می شود. اگر والدین وظیفه خود را به درستی انجام ندهند ، کودکان و نوجوانان با دوستان خود درباره امور جنسی گفتگو خواهند کرد و یا به مطالعه کتابها و مجلاتی در این زمینه خواهند پرداخت که ممکن است اطلاعات حاصله نادرست و گمراه کننده باشد و به ایجاد ناراحتی ها و اختلالات گوناگون بیانجامد. (شفیع آبادی،۱۳۷۰)  در متون دینی نیز به منظور پیشگیری از انحرافات جنسی و پرورش رفتارهای سالم جنسی در کودکان و نوجوانان ، به والدین به عنوان نزدیکترین فرد به آنان آموزشهایی داده شده است (مرقاتی خویی،ابولقاسمی، تقدیسی،۱۳۹۲).

برطبق راهنمای بین المللی آموزش جنسی که توسط یونسکو در سال ۲۰۰۹ منتشر شده ، مهمترین اهداف برنامه تربیت جنسی در مدارس شامل موارد مطرح شده در جدول زیر می باشد؛

 

اهداف پژوهش

  • تعیین اثربخشی آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران بر کاهش اضطراب دختران پایه پنجم و ششم شهرستان قدس.
  • فرضیه اصلی
  • آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران بر اضطراب دختران پایه پنجم و ششم موثر است.
  • فرضیه های فرعی
  • آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران بر اضطراب صفت ( پنهان ) دختران پایه پنجم و ششم موثر است.
  • آموزش مولفه های تربیت جنسی به مادران بر اضطراب حالت ( آشکار ) دختران پایه پنجم و ششم موثر است.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها :

اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس بر کاهش استرس، افکار خودآیند منفی

افکار خودآیند منفی ۱۹

سازمان سلسله مراتبی تفکر. ۲۰

خصوصیات افکار خودآیند. ۲۱

ماهیت افکارخودآیند منفی ۲۲

انواع تفکر منفی و تحریفات شناختی ۲۲

افکار منفی و رفتارها ۲۳

موضع گیری‌های نظری در خصوص استرس. ۲۴

استرس و ناباروری ۲۴

استرس. ۲۴

انواع استرس. ۲۵

تاثیرات استرس. ۲۶

پاسخ‌های احتمالی استرس بر سلامت ۲۶

موضع گیری‌های نظری در خصوص مدیریت استرس. ۲۷

منابع مختلف مبارزه با استرس. ۲۸

انواع مقابله کارآمد. ۲۹

اهداف طراحی برنامه مدیریت استرس. ۳۱

مؤلفه‌های مدیریت استرس. ۳۲

جمع بندی ۳۳

فصل سومروش پژوهش. ۳۴

طرح پژوهش. ۳۴

شرکت کنندگان. ۳۴

ابزارهای پژوهش. ۳۵

مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ۳۵

مقیاس افکار خودکار منفی ۳۵

پرسشنامه اضطراب، افسردگی و استرس. ۳۵

شیوه اجرای پژوهش. ۳۶

خلاصه محتوای جلسات ۳۶

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۳۷

فصل چهارمیافته‌های پژوهش. ۳۸

بررسی جمعیت شناختی ۳۸

بررسی توصیفی داده‌ها ۳۹

بررسی استنباطی فرضیه‌ها ۴۰

آزمون فرضیه اول. ۴۰

آزمون فرضیه دوم. ۴۱

آزمون فرضیه سوم. ۴۲

فصل پنجمبحث و نتیجه‌گیری ۴۳

بحث و نتیجه گیری نهایی ۴۳

جمع بندی نهایی ۴۵

محدودیت‌ها ۴۶

پیشنهادات ۴۷

منـابع ۴۸

منابع فارسی ۴۸

منابع لاتین ۵۳

پیوست ۵۷

پیوست ۱ (پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی) ۵۷

پیوست ۲ (مقیاس افکار خودکار منفی) ۶۲

پیوست ۳ ( مقیاس افسردگی، استرس و اضطراب) ۶۳

پیوست ۴ (پروتکل آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی – رفتاری) ۶۵

Abstract 90

چکیده

یکی از انتظارات و اهدافی که افراد در تشکیل خانواده دارند، داشتن فرزند است که این امر می‌تواند بنیان خانواده را تحکیم بخشد. ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم در زندگی است که منجر به مشکلات روانی و تجربیات استرس‌زای هیجانی می‌شود و بر ابعاد مختلف زندگی افراد تاثیر می‌گذارد. برای مقابله با واکنش‌های روانی ناشی از ناباروری، روش‌های مختلفی وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس بر کاهش استرس، افکار خودآیند منفی و افزایش کیفیت زندگی زنان نابارور می‌باشد. پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری زنان ناباروری بودند که در مهر ماه ۱۳۹۳ به کلینیک نوین شهر مشهد مراجعه کرده بودند. ۲۴ زن نابارور با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (۱۲ نفر) و کنترل (۱۲ نفر) قرار گرفتند. طی ۱۰ جلسه، هر جلسه به مدت یک ساعت و سی دقیقه، آموزش گروهی مدیریت استرس (شناختی ـ رفتاری) برای

 گروه آزمایش انجام پذیرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله‌ای دریافت ننمود. ابزار به کار رفته در این پژوهش، مقیاس کفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، مقیاس افکار خودکار منفی و پرسشنامه اضطراب، افسردگی و استرس DASS-21 بود. یافته‌های توصیفی نشان می‌دهد که آموزش مدیریت استرس، باعث کاهش افکار خودآیند منفی و استرس می شود و همچنین کیفیت زندگی زنان بارور گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل افزایش می دهد. نتایج تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان می‌دهد که تفاوت بین دو گروه، معنی دار است (۰۵/۰>P). نتایج پژوهش حاکی از اثر بخشی آموزش مدیریت استرس بر کاهش استرس، کاهش افکار خودآیند منفی و همچنین افزایش کیفیت زندگی زنان نابارور می‌باشد.

 کلمات کلیدی: مدیریت استرس، استرس، افکار خودآیند منفی، کیفیت زندگی، ناباروری

 فصل اول: مقدمه پژوهش

ازدواج یک پدیده‌ی اجتماعی است که نه تنها در ثبات و نظم جامعه نقش دارد بلکه نوعی سلامت جسمی و روانی را برای افراد جامعه به دنبال دارد (صادقی، باباپور و صالحی، ۱۳۸۶). یکی از انتظارات و اهدافی که افراد در تشکیل خانواده دارند، داشتن فرزند است که این امر می‌تواند بنیان خانواده را تحکیم بخشد، نیاز عاطفی و روحی افراد را برطرف نماید و در نهایت موجب تداوم نسل گردد ( عباسی شوازی، عسگری خانقاه و رازقی نصرآباد، ۱۳۸۴). برای اغلب زنان، مادر شدن نشانه‌ی جنسیت مونث و برای مردان، پدر شدن نشانه‌ی بارز قدرت مردانگی بشمار می‌رود؛ و برای اغلب زوج‌ها، پدر و مادر شدن نشانه‌ی عشق آنان به یکدیگر است (جونز[۱]، ۱۹۷۷؛ به نقل از موسوی فر و شفیقی، ۱۳۸۳).  ناباروری[۲] در سراسر جهان و در همه فرهنگ‌ها به عنوان یک تجربه استرس زا، بحرانی و تهدید کننده ثبات فردی، زناشویی، خانوادگی و اجتماعی شناخته شده است (کاوینگتون[۳] و هامربرنز[۴]، ۲۰۰۷). سازمان بهداشت جهانی (WHO[5]) از ناباروری به عنوان یک معضل بهداشت عمومی در سراسر دنیا نام برده است (بویوین[۶]، بونتینگ[۷]، کالینز[۸] و نیگرن[۹] ، ۲۰۰۷). ناباروری نیز یکی از مشکلات فردی و اجتماعی است که می تواند افراد مبتلا را در معرض فشارهای روانی گوناگون قرار دهد (قربانی و میلانی‌فر، ۱۳۸۸). ناباروری یک رویداد منفی بسیار مهم زندگی است که تاثیرات مخربی روی کیفیت زندگی [۱۰]افراد می‌گذارد (چوبفروش‌زاده، کلانتری و مولوی، ۱۳۸۹). همچنین ناباروری باعث افکار منفی این افراد نسبت به خود و زندگی می شود. علی‌رغم اعتقاد برخی از مردم، مبنی بر نقش خود زوجین در ناباروری، برخی استرس را نیز عامل ایجاد ناباروری می‌دانند (اریکا و تیلور[۱۱]، ۲۰۰۲). بر اساس شواهد موجود عوامل روانی می‌تواند در نتیجه‌ی برخی از درمان‌های ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه‌ی استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمک گذاری می‌تواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد (رجوعی، ۱۳۷۶). با وجود تاثیر پذیری در هر دو جنس، به نظر می‌رسد که زنان نابارور، سطوح بالاتری از استرس و آشفتگی روانی را تجربه می‌کنند (ماتسوبایاشی[۱۲] و همکاران، ۲۰۰۴؛ ویس[۱۳]، ماتجو [۱۴]و اوربانک[۱۵]، ۲۰۰۴؛ ویشمن[۱۶] و همکاران، ۲۰۰۹). مدیریت استرس کمک می‌کند که از افکار و موقعیت‌هایی که باعث استرس می‌شوند آگاه‌تر شویم. همچنین تکنیک‌های موثری را برای مقابله با استرس فراهم می‌کند (آنتونی و همکاران، ۲۰۰۷؛ به نقل از آل محمد و همکاران، ۱۳۸۸). لذا ناباروری به نوبه‌ی خود می‌تواند روی تمامی‌ جنبه‌های زندگی انسان تاثیرگذار باشد. بنابراین در پژوهش حاضر سعی بر این است که با آموزش مدیریت استرس به شیوه‌ی شناختی ـ رفتاری بتوان کیفیت زندگی این افراد را بهبود بخشید و همچنین باعث کاهش استرس و افکار خودآیند منفی آنها شد تا باعث آرامش خاطر آنها شود.

 بیان مسأله

در حقیقت والد شدن مرحله‌ی مهمی از رشد روانی ـ جنسی و اجتماعی زنان و مردان محسوب می‌شود و مشخص کننده‌ی بسیاری از اهداف آنها در آینده و تکمیل کننده‌ی نیاز آنان است (شرود[۱۷]، ۲۰۰۴؛ درادزل[۱۸] و اسکرپیولک[۱۹]، ۲۰۰۹). تحقیقات نشان می‌دهند طی دوران جوانی و میانسالی حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد زنان و مردان در پی فرزند دار شدن هستند (آیرلند[۲۰]، ۱۹۹۳؛ به نقل از دنیلاک[۲۱]، ۲۰۰۱). اگرچه بیشتر زوجین طی ۱۲ ماه نخست، موفق به تحقق چنین امری می‌شوند، اما حدود ۱۷ درصد از آنان با مشکل عمده ای به نام ناباروری رو به رو خواهند شد (آلبریچ[۲۲]، کویل[۲۳] و لیبر[۲۴]، ۱۹۹۰؛ به نقل از دنیلاک، ۲۰۰۱)؛ که پس از انجام آزمایشات لازم و درمان، حدود ۳ تا ۵ درصد از آنان همچنان بدون فرزند باقی خواهند ماند (بالن[۲۵] و باس[۲۶]، ۲۰۰۴؛ کرائیچ[۲۷]، گارنفسکی[۲۸] و ولیتسترا [۲۹]، ۲۰۰۸).

مطلب دیگر :


ناباروری، یک تجربه‌ی استرس‌زاست و از نظر پزشکی، به عنوان ناتوانی برای بارور شدن بعد از یکسال (یا بیشتر) آمیزش جنسی منظم بدون جلوگیری از حاملگی یا به عنوان ناتوانی برای به دنیا آوردن یک کودک زنده، اگر تعدادی بارداری وجود داشته باشد، تعریف شده است (به نقل از نیکلز[۳۰]، پیس-نیکلز[۳۱]، بکوار[۳۲]و ناپیر[۳۳] ، ۲۰۰۰). ناباروری اگرچه یک بیماری نیست، ولی از آنجایی که تمام جنبه‌های زندگی فرد را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد (هارت[۳۴]، ۲۰۰۲)، می‌تواند باعث اختلال‌های مهم جسمانی و عاطفی گردد (بهرامی و همکاران، ۱۳۸۹). ناباروری، دید فرد نسبت به خودش، روابطش و حتی چشم اندازی که از آینده در ذهن دارد را متاثر می‌سازد (هارت، ۲۰۰۲؛ به نقل از ظریف گلباریزدی، ۱۳۹۰).

مشکل ناباروری در دنیای امروز به صورت یک نگرانی اجتماعی درآمده و با معضلات روانشناختی و اجتماعی متعددی همراه است. این پدیده به عنوان حادثه‌ای استرس‌زا، هیجان آور و ناکام کننده برای زوجین به خصوص زنان مطرح می‌باشد (شاکری، حسینی، گلشنی، صادقی و فیض الهی، ۱۳۸۵). تقریباً یک زوج از هر شش زوج، ناباروری را در بعضی از مراحل زندگی شان تجربه می‌کنند (اسپیراف،۱۹۹۱؛ به نقل از رمضانی و میردامادی، ۱۳۸۱). مطابق آمارها ایران دارای یک و نیم میلیون زوج نابارور می‌باشد (عباسی شوازی و همکاران، ۱۳۸۴). شیوع ناباروری در ایران نزدیک به آمار جهانی است و ۲/۱۳ درصد می‌باشد (دریکوند مقدم، دل پیشه و سایه میری، ۱۳۹۲). چنین نتایج آماری، ضرورت درمان‌های روانشناختی را برای زوجین نابارور که اکنون تبدیل به بخش گسترده‌ای از جامعه نسبت به گذشته شده‌اند، خاطر نشان می‌سازد.

ناباروری با در بر داشتن بیشتر شرایط یک حادثه بحران ساز، همچون طول مدت، شدت شرایط، پیش بینی ناپذیر بودن و قابل کنترل نبودن شرایط، می‌تواند بحرانی چند سویه را در زندگی افراد نابارور پدید آورد (نیلفروشان و همکاران، ۱۳۸۴؛ به نقل از ظریف گلباریزدی، ۱۳۹۰). در واقع، هنگامی که آرزوی فرزند دار شدن با شکست مواجه می‌شود افراد با ابهام دوسویه‌ای روبه رو می‌شوند؛ از سویی، به طور روانشناختی میل برای فرزند دار شدن وجود دارد اما از سوی دیگر، به طور جسمانی چنین میلی امکان پذیر نیست. این ابهام استرس فراوانی را به افراد (زن یا شوهر) تحمیل می‌کند (بروک[۳۵]، امری[۳۶]، ویشمن[۳۷] و ترن[۳۸] ، ۲۰۱۰).

در واقع، استرس حاصل از ناباروری به نوبه خود بر کیفیت زندگی افراد و رضایت زنان از خود و زندگی مشترکشان تأثیر منفی دارد (فکز[۳۹] و همکاران، ۲۰۰۳). کیفیت زندگی، درجه احساس اشخاص از توانایی‌هایشان در مورد کارکرد‌های جسمی، عاطفی و اجتماعی است (لموایکس[۴۰]، ۲۰۱۱). سازمان بهداشت جهانی (۲۰۰۶) در تعریف جامعی از کیفیت زندگی آن را به عنوان درک فرد از وضعیت کنونی‌اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می‌کند و ارتباط این دریافت‌ها با اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت‌های مورد نظر فرد تعریف می‌کند (سازمان جهانی بهداشت[۴۱]، ۲۰۰۶؛ باولینگ[۴۲] و زاهاوا[۴۳] ، ۲۰۰۴). متغیر‌های روانی اثرات مستقیمی ‌روی کیفیت زندگی می‌گذارند در حالی که متغیر‌های فیزیولوژیکی به طور غیر مستقیم و از طریق متغیر‌های روانی، اثر خود را بر کیفیت زندگی اعمال می‌کند (اندرسون[۴۴] و بارکهارد[۴۵] ، ۱۹۹۹). کیفیت زندگی زنان نابارور تحت تاثیر تفکرات غیر منطقی در خصوص داشتن فرزند و فشار هزینه درمان ناباروری و میزان فشار اطرافیان برای بچه دار شدن قرار می‌گیرد (علامی، امانتی، شکرآبی، حقانی و رمضان زاده، ۱۳۸۷). کاتولی[۴۶] و همکاران (۲۰۰۴) تاثیر منفی ناباروری را بر کیفیت زندگی زناشویی زنان ایتالیایی نشان دادند.

بر اساس مدل شناختی، تفسیر یک موقعیت (و نه خود موقعیت) به شکل یک فکر خودآیند در آمده و روی هیجان‌ها، رفتارها و واکنش‌های روانشناختی اثر می‌گذارد. بدیهی است که برخی رویدادهای خاص تقریباً همگان را ناراحت می‌کند، مثلاً شکستن حریم شخصی، طرد شدن یا شکست، هر کسی را ناراحت می‌کند. ولی کسانی که دچار اختلالات روانی هستند، اغلب شرایط منفی و حتی مثبت را سوء تعبیر می‌کنند (بک[۴۷]، ۱۹۹۵؛ به نقل از فتی و فریدحسینی، ۱۳۹۰). افکار خودآیند منفی رشته افکاری هستند که موازی با افکار آگاهانه و آشکار ما جریان دارند (بک[۴۸]، ۱۹۶۴).

افکار خودآیند منفی[۴۹] برداشت منفی و طرز تلقی بدبینانه در مورد خود، محیط و آینده است که به طور خودکار و خود به خود، خارج از اراده‌ی فرد با سرعت زیاد به ذهن خطور کرده و احساس را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افکار خودآیند منفی کیفیتی ذهنی است که روی توانایی شخص در برخورد با تجارب زندگی اثر گذاشته، هماهنگی درونی را مخدوش می‌سازد (زحمتکش و زمانی، ۱۳۸۶). افکار خودآیند منفی، افکار وابسته به موقعیت و ناخواسته‌ای هستند که در شرایط تجربه پریشانی‌های هیجانی مثل اضطراب و افسردگی به ذهن فرد وارد می‌شود. این افکار برای فرد معقول و منطقی به نظر می‌رسند و بیرون کردن آنها از ذهن بسیار دشوار است. افکار خود آیند منفی اغلب خارج از هشیاری فوری فرد قرار دارد. اما از طریق مجموعه‌ای از پرسش‌های استاندارد شناخت درمانی می‌توان آنها را به سطح توجه و هشیاری فوری آورد. مانند: وقتی دیر به جلسه رسیدی، چه چیزی از ذهنت می‌گذشت؟، مراجع پاسخ می‌دهد: من همیشه دیر می‌رسم، من آدم بی نظمی هستم، همکارانم به دیده‌ی حقارت به من می‌نگرند (نینان و دراین، ۱۹۵۳؛ به نقل از شاطرلو، ۱۳۸۸).

درمان با شیوه‌های نوین باروری، پیچیده و توام با استرس فراوان است؛ به طوری که استرس و پیامدهای روانی آن ممکن است عامل مزاحمی در موفقیت درمانی محسوب می‌شود (نور بالا و همکاران، ۱۳۸۶؛ به نقل از ظریف گلبار یزدی، ۱۳۹۰). تقریباً هر نوع استرس، موجب یک افزایش فوری و بارز در ترشح هورمون محرک فوق کلیوی، توسط غده هیپوفیز قدامی، و به دنبال آن ظرف چند دقیقه منجر به افزایش شدید در ترشح کورتیزول از چند قشری غدد فوق کلیوی می‌شود (هال [۵۰]، ۲۰۰۰). درمان ناباروری بدون موفقیت، فشار (استرس) قابل توجه ی ایجاد می کند (لین[۵۱]، ۲۰۰۲).

استرس از موضوعاتی است که در قرن اخیر به عنوان یکی از عمده ترین حوزه‌های روانشناختی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. براین اساس موضع گیری‌های متفاوتی درباره تعریف آن وجود دارد، که می‌توان آنها را در سه سطح طبقه بندی کرد؛ رویکرد اول روی محیط تاکید کرده و استرس را به عنوان یک محرک معرفی می‌کند، محرکی که موجب احساس تنش می‌شود. رویکرد دوم استرس را به عنوان یک پاسخ در نظر می‌گیرد و آن را به عنوان واکنش‌های نامعین روانی فیزیولوژیکی که به دلیل تغییرات آزارنده ایجاد شده اند، معرفی می‌کند. این رویکرد بر نشانگان عمومی سازش مبتنی است. در رویکرد سوم بر چگونگی ادراک فرد از موقعیت تاکید می‌شود و استرس را به شبکه وسیع عواملی مانند محرک، پاسخ، ویژگی‌های فردی، ارزشیابی‌ها و سبک‌های سازش نسبت می‌دهند که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. با این حال تعریف استرس هرچه باشد، اغلب دانشمندان اتفاق نظر دارند که بروز استرس فرد را وادار می‌کند تا در جهت تغییر موقعیت خود یا سازش یافتگی با آن گام بردارد (استورا[۵۲]، ۲۰۰۷؛ به نقل از دادستان، ۱۳۸۶). هدف نهایی درمان بیماری‌های مرتبط با استرس، صرفا بهبود شرایط فیزیکی نیست بلکه دستیابی به کیفیت زندگی و کشف راه جدیدی برای شاد زیستن می‌باشد (موراکامیا[۵۳] و همکاران، ۲۰۰۶).

پس از وقوع حادثه مهارتهای مقابله‌ای پا به میان می‌گذارد تا فرد با کوشش‌ها و تلاش‌هایی که انجام می دهد تطابق با محیط را بالاتر برد و از پیامدهای ناخوشایند شرایط فشارزا جلوگیری کنند (لازاروس[۵۴] و فولکمن[۵۵]،  ۱۹۸۴؛ به نقل از نادری و همکاران، ۱۳۹۰). طبق تحقیقات انجام شده وقایع استرس‌زا انسان را از نظر هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی تحت تأثیر قرار می‌دهد، لذا برای سازگاری و تطابق با محیط، بشر نیازمند آگاهی و مجهز شدن به مهارت‌هایی است که او را در مقابله با استرس یاری کند، زیرا اگر استرس خارج از سطح تحمل شخص باشد، سلامتی او را به مخاطره می‌اندازد (پارسامنش و همکاران، ۱۳۹۰).

با توجه به اینکه استرس، جزء جدانشدنی زندگی بشر است، برنامه‌هایی برای مقابله مؤثر با استرس و مهار استرس وجود دارد که به آن “مدیریت استرس[۵۶]” گفته می‌شود (آنتونی[۵۷]، ایرونسون[۵۸] و اشنایدرمن[۵۹]، ۲۰۰۷ ؛ به نقل از آل‌محمد و همکاران، ۱۳۸۸). درمان شناختی ـ رفتاری مدیریت استرس به خانواده‌ای از درمان‌های مدیریت استرس اطلاق می‌شود که بر رویکرد شناختی، رفتاری متمرکز است. مدیریت استرس توانایی افراد را برای کاهش استرس و سازگاری مناسب با موقعیت‌های استرس آور افزایش می‌دهد. این مداخله مرکب از عناصری از قبیل افزایش آگاهی در مورد استرس، آموزش تن آرامی، شناسایی افکار ناکارآمد، بازسازی شناختی، آموزش حل مسأله، آموزش مهارت‌های ابراز وجود، مدیریت خشم، مدیریت خود و برنامه ریزی فعالیت‌ها می‌باشد (لیندن[۶۰]، ۲۰۰۵). آن چه در حال حاضر حائز اهمیت است، روش‌هایی است که بتواند اثربخشی مداخلاتی چون مدیریت استرس را به حداکثر ممکن برساند و جنبه‌های مختلف انسان را تحت پوشش خود قرار دهد. باید به افراد کمک شود تا هم نسبت به علایم و نشانه‌های استرس آگاهی یافته و هم شیوه‌های مناسبی برای مقابله اتخاذ نمایند(پارسامنش و همکاران، ۱۳۹۰). طیف وسیعی از درمان‌های روان شناختی شامل درمان‌های شناختی رفتاری، مدیریت استرس، پسخوراند زیستی، روان درمانی حمایتی، کنترل خشم، بازسازی شناختی در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء سلامت روان اثربخش بوده‌اند (دیویسون[۶۱]، نیل[۶۲] و کرینگ[۶۳]، ۲۰۰۴).

با توجه به اینکه ناباروری یک موضوع شایع و تا حدی تاثیر گذار در زندگی فردی و اجتماعی است و از طرفی کیفیت زندگی، افکار خودآیند منفی و استرس را تحت تاثیر قرار می دهد. درمان هایی در این راستا بکار گرفته شده است، حال ما به دنبال این مسئله هستیم که ببینم؛ آیا با آموزش مدیریت استرس، زنان نابارور می‌توانند از استرس‌ها و هجوم افکار خودآیند منفی در زندگی خود بکاهند؟ آیا می‌توان با آموزش مدیریت استرس به این افراد باعث افزایش کیفیت زندگی آنها شد؟

فرضیات پژوهش

  1. آموزش مدیریت استرس به شیوه گروهی باعث افزایش معنادار کیفیت زندگی زنان نابارور گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می‌شود.
  2. آموزش مدیریت استرس به شیوه گروهی باعث کاهش معنادار افکار خودآیند منفی زنان نابارور گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می‌شود.
  3. آموزش مدیریت استرس به شیوه گروهی باعث کاهش معنادار استرس زنان نابارور گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می‌شود.

 تعریف عملیاتی متغیرها

ناباروری

اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش در آمیختگی فکر-عمل

ازدواج، خانواده، طبقه اجتماعی و تحصیلات. ۱۷

سیر اختلال ۱۷

درمان اختلال وسواسی-جبری. ۱۷

تعریف درمان ACT. 18

مبنای فلسفی ACT. 18

زمینه گرایی عملکردی. ۱۸

مبنای نظری ACT. 19

نظریه چهارچوب رابطه‌های ذهنی. ۱۹

فرایند‌های زیر بنایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ۲۱

پذیرش. ۲۱

گسلش شناختی. ۲۱

خود به عنوان زمینه: حسی متعالی از خود. ۲۱

ارتیاط با زمان حال ۲۱

ارزشها ۲۲

عمل متعهد ۲۲

آمیختگی شناختی. ۲۴

ارزشیابی. ۲۴

اجتناب تجربه‌ای. ۲۴

دلیل آوری. ۲۴

درهم آمیختگی فکر- عمل و اختلال وسواسی- جبری. ۲۶

سرکوبی فکر و اختلال وسواس فکری-عملی. ۲۸

کیفیت زندگی و اختلال وسواسی-جبری. ۳۰


جمع بندی و نتیجه گیری. ۳۴

فصل سومروش پژوهش ۳۵

طرح پژوهش. ۳۵

شرکت کنندگان (جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری) ۳۵

ابزار پژوهش. ۳۷

مقیاس وسواس فکری- عملی ییل براون (YBOCS) 37

پرسشنامه وسواسی- اجباری مادزلی (MOCI) 37

مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی. ۳۷

مقیاس تجدید نظر شده باور آمیختگی فکر- عمل. ۳۸

سیاهه فرونشانی افکار. ۳۸

روند اجرای پژوهش. ۳۹

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۳۹

خلاصه پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی وسواس (توهیگ، ۲۰۰۴): ۴۰

فصل چهارمیافته‌های پژوهش ۴۲

مقدمه. ۴۲

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۴۲

بررسی جمعیت شناختی. ۴۳

بررسی فرضیه‌ها ۴۳

فرضیه‌های اصلی. ۴۴

فرضیه اول: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان وسواس فکری و وسواس عملی و وسواس کلی تفاوت معناداری وجود دارد. ۴۴

فرضیه دوم: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان وسواس کلی و وسواس شستشو تفاوت معناداری وجود دارد. ۴۶

فرضیه سوم: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت محیط، سلامت روابط اجتماعی و کیفیت زندگی کلی تفاوت معناداری وجود دارد. ۴۸

فرضیه چهارم: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان درهم آمیختگی فکرعمل اخلاقی، درهم آمیختگی فکرعمل احتمال رخداد برای خود و درهم آمیختگی فکرعمل احتمال رخداد برای دیگران تفاوت معناداری وجود دارد. ۵۰

فرضیه پنجم: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان فرونشانی افکار تفاوت معناداری وجود دارد. ۵۲

فصل پنجمبحث و نتیجه‌گیری. ۵۴

مطلب دیگر :


مقدمه. ۵۴

بحث و نتیجه گیری. ۵۴

محدودیت‌های مطالعه. ۶۳

پیشنهادات. ۶۳

منــابع. ۶۴

منابع فارسی. ۶۴

English Refernces. 66

پیوست‌ها ۷۱

مقدمه

اختلال وسواسی ـ اجباری (OCD[1]) یک نارسایی عصبی نسبتاً شایع است که افراد زیادی با علائم و نشانگان مختلف آن را تجربه می‌کنند و به همین علت برای دریافت کمک به روانپزشکان، کلینیک‌ها و مراکز مشاوره روانی مراجعه می‌کنند (کاپلان و سادوک[۲]، ۲۰۰۳؛ روزنهان، سلیگمن و والکر[۳]، ۲۰۰۱). بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی اختلال وسواس- اجبار دهمین عارضه‌ای است که فرد را به سوی معلولیت (ناتوانی) سوق می‌دهد و همراه با تخریب عملکرد اجتماعی و کیفیت پایین زندگی است (اسلامی‌نسب، ۱۳۸۳). اختلال وسواس شستشو[۴] شایع ترین تابلوی بالینی اختلال وسواسی- اجباری است (دی سیلوا و راچمن[۵]، ۱۹۹۹؛ به نقل از اندوز، صاحبی و طباطبایی، ۱۳۸۱).

یکی از ویژگی‌های روانشناختی که تحت تاثیر اختلال وسواسی قرار می‌گیرد کیفیت زندگی می‌باشد. مفهوم کیفیت زندگی[۶] طی قرن‌های متمادی همواره موضوعی چالش برانگیز و متأثر از نوع جهان بینی افراد بوده است (غفاری و رضایی، ۱۳۹۲). از سوی دیگر برخی شواهد نشان می‌دهند که هم آمیختگی فکر- عمل[۷] (مثل راشین[۸]، مرکل باخ[۹]، موریس و اسپن[۱۰]، ۱۹۹۹؛ به نقل از راسین، دیپس تراتن[۱۱]، مرکل باخ و موریس، ۲۰۰۱) و هم فرونشانی فکر[۱۲] (بررسی کنید پوردن[۱۳]، ۱۹۹۹) در شناسایی بیماری وسواس فکری ـ عملی نقش دارند.

برای درمان این اختلال علاوه بر درمان‌های دارویی، درمان‌های روانشناختی متعددی نیز در طول سال‌های متوالی ابداع شده است. امروزه با نسل سوم این نوع درمان‌ها مواجه هستیم که آن را می‌توان تحت عنوان کلی مدل‌های مبتنی بر پذیرش نامید؛ مانند درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان فراشناختی و درمان پذیرش و تعهد (هایس[۱۴]، ۲۰۰۴).

با توجه به مطالب بیان شده و با توجه به اینکه تا کنون اثر بخشی این درمان بر روی درهم آمیختگی فکر-عمل و فرونشانی فکر و بهبود کیفیت زندگی بررسی نشده هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی در آمیختگی فکر – عمل، فرونشانی فکر و افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال وسواس شستشو می‌باشد.

اثر بخشی درمان تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه (tDCS) بر کاهش ولع مصرف مواد

روش انجام پژوهش ۳۸
شرکت کنندگان ۳۸
ابزارهای پژوهش ۳۹
آزمون ولع القایی با نشانه ۳۹
مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی ۳۹
‏۱دستگاه تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز ۴۱
الکترود دستگاه تحریک فراجمجمه ای الکتریکی مغز ۴۲
روند اجرای پژوهش ۴۲
پروتکل درمان ۴۳
‏ سیستم تقسیم بندی بین المللی ۱۰-۲۰. ۴۳
شرکت کننده در دریافت تحریک الکتریکی فراجمجمه ای مغز ۴۴
شیوه تحیل داده های پژوهش ۴۴
فصل چهارم ۴۵
یافته‌های پژوهش ۴۵
اطلاعات جمعیت شناختی ۴۵
جدول ۴-۱. ویژگیهای جمعیت شناختی شرکت کننده ها ۴۵
یافته های استنباطی ۴۶
فرضیه اول: میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون،بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت. ۴۶
جدول ۴-۲. شاخص های توصیفی مربوط به میزان ولع ۴۶
جدول ۴-۳. نتایج آزمون اندازه گیری مکرر برای میزان ولع ۴۶
جدول ۴-۴. نتایج آزمون بنفرونی درون گروهی برای مقایسه میزان ولع در سه مرحله ۴۷
فرضیه دوم: خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواد یافت می شود.   ۴۷
جدول ۴-۵. شاخص های توصیفی مربوط به مولفه های خلق و خو ۴۸
جدول ۴-۶.نتایج آزمون اندازه گیری مکرر برای مولفه های خلق و خو   ۴۸
جدول ۴-۷. نتایج آزمون بنفرونی درون گروهی برای مقایسه مولفه های خلق و خو در سه مرحله ۴۹
فصل پنجم ۵۰
بحث و نتیجه گیری ۵۰


فرضیه اول: میزان ولع القایی در مرحله پیش آزمون در مقایسه با مرحله پس آزمون، بعد از تحریک الکترکی مغز کاهش خواهد یافت. ۵۲
فرضیه دوم: خلق و خوی افراد وابسته به مت آمفتامین در مرحله پیش آزمون در مقایسه با پس آزمون، بعد از تحریک الکتریکی مغز بهبود خواهد یافت.   ۵۳
جمع بندی ۵۴
محدودیت های پژوهش ۵۵
پیشنهاد های پژوهش ۵۵
پیوست ها ۵۶
الف)رضایت نامه ۵۶
ب) تصاویر مربوط به آزمون ولع القایی ۵۷
ج) پرسشنامه عاطف مثبت و عاطفه منفی ۵۸
فهرست منابع ۵۹
چکیده
هدف: وابستگی به مواد یک بیماری مغزی عود کننده و مخرب است که با روش های تحریک مغزی می توان از عود های مکرر و ولع مصرف پیشگیری کرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان به روش تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم از روی جمجمه(tDCS) بر کاهش ولع مصرف مت آمفتامین و بهبود خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتامین بود. روش: بدین منظور ۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری ولع مصرف از آزمون کامپیوتری ولع القایی استفاده شد و همچنین به منظور اندازه گیری خلق و خو ،پرسشنامه عاطفه مثبت و عاطفه منفی(PANAS) مورد استفاده قرار گرفت. شدت جریان ۲ میلی آمپر به مدت ۲۰ دقیقه طی ده جلسه در ده روز متوالی به  صورت تحریک آنودی به نقطه۳F (LDLPFC) وارد شد. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش های آمار توصیفی، آزمون اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی استفاده شد. یافته ها: طبق نتایج این پژوهش در میزان ولع افراد وابسته به مت آمفتامین از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون کاهش معنادار مشاهده شد. بین مرحله پیش آزمون و پیگیری،پس آزمون و پیگیری  در میزان ولع تفاوت معناداری مشاهده نگردید.در مولفه عاطفه مثبت و عاطفه منفی تفاوت معنادار بین مراحل آزمون مشاهده شد. در عاطفه مثبت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا داری دیده شد، به عبارتی عاطفه مثبت شرکت کنندگان بهبود معنادار داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه مثبت تفاوت معنادار مشاهده نشد. نتایج برای برای عاطفه منفی نیز مش
ابه عاطفه مثبت بود. بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا دار مشاهده شد، به عبارتی عاطفه منفی شرکت کنندگان کاهش معنادار داشته است.بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه منفی تفاوت معنادار مشاهده نشد.نتیجه گیری: درمان بوسیله tDCS می تواند در کاهش ولع مصرف مت آمفتامین و همچنین بهبود خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتامین موثر واقع شود.
کلید واژه ها: ولع القایی، عاطفه مثبت و عاطفه منفی،مت آمفتامین،tDCS
فصل اول
مقدمه پژوهش
کشور ما از دیرباز با معضل سوءمصرف مواد و آسیب های جسمی و روانی و زیان های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن دست به گریبان بوده است. اما امروزه با مشکل

مطلب دیگر :

پایان نامه شیوه جبران خسارت/حقق اختیار تقلیل ثمن - ایده یاب نوین : تجربه ها و آموزش ها

 جدیدی در این حوزه روبه رو هستیم و آن تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از مواد سنتی به مواد صنعتی است و این پدیده در نوع خود چالش های جدیدی را می طلبد . چر ا که مواد صنعتی بر خلاف مواد سنتی از مرز جغرافیایی مشخصی وارد کشور نمی شوند و لابراتورهای کوچک و ناامن خانگی به محل های ساخت و تولید این مواد تبدیل گشته اند (محمدی،۱۳۹۰).سوءمصرف مت آمفتامین  یا شیشه که یک ماده صد در صد صنعتی است در کشور ما حدود یک دهه است که آغاز شده و مصرف آن در سال های اخیر رشد فزاینده ای در میان سوءمصرف کنندگان مواد داشته است. قیمت این ماده، در حال کاهش و مصرف آن رو به افزایش است(اختیاری،۱۳۸۸).مواد ارزان و مجاز موجود در بازار مثل، الکل ، بنزین، آستون، آمونیاک، نمک آشپزخانه، محلول های اسیدی باز کننده فاضلاب ها ، قرص های سرماخوردگی و یا هر داروی دیگرِ دارای افدرین [۱] یا سودوافدرین[۲] ، از مواد اولیه سازنده شیشه هستند که این امر خود باعث فراوانی تولید و در نتیجه افزایش مصرف این ماده شده است. لازم به ذکر است که با تغییرات اندک در میزان و نوع ترکیبات استفاده شده، می توان به انواع مختلفی از شیشه دست یافت(مهلینگ[۳]،۱۳۹۰).

آمفتامین ها و مت آمفتامین ها در بدن، سازوکار فعالیتی مشابهی دارند. هر دو موجب آزادسازی انتقال دهنده های مونوآمینی یعنی دوپامین، سروتونین و نوراپینفرین می شوند؛ و سطوح این مواد را در فضای برون سلولی افزایش می دهند(فترسون و لنتون[۴]،۲۰۰۴). مت آمفتامین ها به ویژه رهاسازی دوپامین را در استریاتوم[۵]  افزایش میدهند. این بخش شامل هسته دمدار، پوتامن و استریاتوم بطنی و سرشار از گیرنده های دوپامینی است. استریاتوم بطنی دربردارنده هسته آکامبنس[۶] است که ناحیه های مورد توجه در مطالعه اعتیاد است. دوپامین به عنوان انتقال دهنده مسئول لذت در همه داروهای اعتیادآور،درنظرگرفته می شد (گاوو[۷] و همکاران،۲۰۰۳)؛و امروزه به عنوان انتقال دهنده مؤثر بر خواست انگیزشی دارو، درنظر گرفته می شود. خواست انگیزشی حالتی است که به مصرف دارو منجر میشود(سالامون[۸] و همکاران،۲۰۰۷).
ولع مصرف در پدیده بازگشت پس از درمان، حفظ موقعیت مصرف،و وابستگی به مواد نقش مهمی دارد. در فرایند درمان معتادان، پس از رسیدن به حالت پرهیز، میل شدیدی برای تجربه دوباره اثرات ماده روانگردان دیده می شود .  بنابراین تشخیص و درمان این پدیده بالینی به عنوان یکی از عوامل شکست درمان دارای اهمیت است)آبرامز[۹]،۲۰۰۰).

بیان مسئله

در حال حاضر درمان اعتیاد،به عنوان خط اول دفاع در جنگ علیه بیماری های رفتاری مانند ایدز و هپاتیت و یکی از مهمترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان به شمار می رود.(بزمی،۱۳۹۰).
طبق گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد، ایران دارای بیشترین معتاد نسبت به جمعیت ،در بین کشورهای جهان است،که آمار داخلی معتادان از ۲میلیون تا ۴میلیون نفر متغیر می باشد.در طرح ملی شیوع شناسی مصرف مواد مخدر در بین شهروندان ایرانی که در سال ۱۳۹۰ توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی و با حمایت مالی دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شد،نتایج تحقیق نشان داد که میزان مصرف تریاک(اوپیوم[۱۰]) در این نمونه ۱۵۰۰۰ خانواری ۰۲/۵۲ بوده است که بعد از آن شیشه(مت آمفتامین) با ۲۲/۲۶ در جایگاه دوم قرار دارد(قنبری برزیان و همکاران۱۳۹۰).