<p>۵- مقدمه. ۷۸<br />۵-۱- خلاصه تحقیق . ۷۸<br />۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۸۲<br />۵-۳- پیشنهادات ۸۳<br />۵-۴- محدودیت های تحقیق ۸۵<br />۵-۵- پیشنهاد برای تحقیقات آتی ۸۵<br />منابع ۸۶<br />چکیده<br />خانواده یکی از دیرپاترین نهادهای اجتماعی است و به عقیده بسیاری از صاحبنظران،تاریخی به قدمت حیات اجتماعی دارد. با توجه به تغییرات صورت گرفته در خانواده ایرانی،تا حدود زیادی ساختار قدرت درون خانواده تغییر یافته است. کمتر مردان در مرکز تصمیم گیریهای خانواده و جامعه اند.آنها در کنار زنان و دیگر اعضای خانواده درامور متعدد تصمیم گیری می کنند.بدین لحاظ در بیشتر مواقع برای محققان خانواده در دوره جدید این پرسش مطرح می شود که توزیع قدرت در خانواده (ایرانی)چگونه است؟آیا ساختار سنتی (پدر سالاری )وجود دارد یا اینکه صورتهای جدید ایجاد شده است؟با توجه به اینکه بخش بزرگی از زنان امروزه تحصیلکرده و شاغل بوده و دارای درآمد اختصاصی می باشند،حال مسأله تحقیق این است که؛آیا درآمد زن تأثیری بر ساختار توزیع قدرت در خانواده دارد؟برای سنجش این موضوع از نظریه های جامعه شناسی منابع ارزشمند،تفکیک نقش ها،سیستم ها ،گیدنز و کاستلز استفاده شده است. جامعه آماری زنان متأهل شهر ورامین و حجم نموه ۳۸۶ نفر بوده که به شیوه احتمالی طبقه ایی شناسایی شده اند. از مهم ترین یافته تحقیق می توان به تأثیر درآمد زنان بر شکل گیری نوع خاصی از توزیع قدرت اشاره کرد که در حوزه های اوقات فراغت و رفت و آمد خانوادگی زنان قدرت مستقل دارند. در حوزه تربیت فرزندان قدرت مشارکتی است و در حوزه تصمیم های اقتصادی نیز قدرت سمت و سوی قطبی پیدا می کند. یعنی خانم های شاغل مستقل و آقایان نیز مستقل عمل می کنند.<br />کلید واژه ها :ساختار قدرت در خانواده،تغییرات خانواده،منابع ارزشمند،قدرت<br />۱-مقدمه<br />خانواده یکی از دیرپاترین نهادهای اجتماعی است و به عقیده بسیاری از صاحبنظران، تاریخی به قدمت حیات اجتماعی دارد.در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه، کانون اصلی حفظ سنت، رسوم،ارزشهای والا و مورد احترام، شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی مبدأ بروز عواطف انسانی کانون صمیمانهترین روابط میان افراد و مهد پرورش فکر ، اندیشه ،اخلاق و تعالی روح بشر به حساب آورد.<br />شاید خانواده به لحاظ همین نقشی که در زندگی بشر ایفا میکند،همواره یکی از موضوعات مورد علاقه اندیشمندان اجتماعی بوده و هر یک به فراخور تخصص و زمینه فکری خویش به اندیشه و پژوهش در ابعاد مختلف آن پرداختهاند.موضوع چگونگی توزیع قدرت در خانواده از مباحث مورد علاقه مردم شناسان و جامعه شناسان بوده و می باشد.مردم شناسان خانواده های اولیه را در دوران کوتاهی زن سالار و در دوران بعدی را مردسالار نامیده اند. امروزه جامعه شناسان با توجه به فرایند صنعتی شدن و شاغل شدن خانم ها و به تبع آن کسب درآمد در خصوص توزیع قدرت از هرم قدرت چندگانه در خانواده نام می برند که در
آن والدین و فرزندان سهم دارند. با توجه به تحولات مذکور این تحقیق در نظر دارد،ساختار قدرت در خانواده های ورامین مورد مطالعه قرار دهد.<br />۱-۱-بیان مساله<br />در طول تاریخ، قدرت در خانواده گاه به مرد و گاهی به زن تفویض شده و پدرسری و مادرسری شکل گرفته است.در گذر زمان،پدر یا مادر نقشهای متنوعی یافتند و بهتبع آن، قدرتی عظیم را از آن خویش ساختند.اما تفاوت در این بوده که خانواده مادرسر شیوع کمتری داشته است(ساروخانی، ۱۳۸۴).<br />جامعه امروزی ایران با آنچه که در حدود ۱۵۰ سال پیش بود،تفاوتهای آشکاری پیدا کرده است. این تفاوتها در تمام شئون زندگی به چشم میخورند. شرایط زندگی شهری با پیچیدگیهای خود بر روابط میان افراد حاکمیت دارد. سازمانها و نهادهای جدید بوجود آمدهاند و شرایط زندگیزنان با آنچه که در قبل بود قابل مقایسه نیست. آمارهای زنان تحصیلکرده روز به روز بیشتر می شود.بخشی از زنان متأهل امروزه شاغل می باشند و دارای درآمد مستقل می باشند. شکل خانواده از گسترده به هستهای تغییر یافته و افکار جدید در مورد اعضای جامعه گسترش یافته است.با وجود این دگرگونیها برخی عدم تعادل ها در عرصه اجتماعی و خانواده وجود دارد.برخی نگرشهای سنتی در خصوص،جنسیت ،پایگاه اجتماعی زن و توزیع قدرت همچنان وجود دارد.تداوم این نگرش های سنتی به خصوص در مورد توزیع قدرت در خانواده،خود محوری و خودرأیی به جای مشورت و همفکری می تواند،تأثیرات سویی بر نگرش های کودکان و فرایند مردم سالاری و توسعه شود. بررسی ها و مشاهدات جامعه شناسانه،امروزه نشانگراین امر است،هرچند در برخی خانواده ها همچنان پدرسالاری وجود دارد،اما پدیده جدیدی به نام خود رأیی و تک رأیی زنان و نوجوانان در حال شکل گیری می
مطلب دیگر :
باشد،که عده ای آن را فرزند سالاری و زن سالاری جدید می نامند(مهدوی،۱۳۸۲و گروسی ۱۳۸۷).<br />خود رأیی و خود محوری یا استبداد از سوی هر کدام از اضلاع خانواده پدر،مادر یا فرزندان با اصول علمی،مبانی انسانی و اسلامی سازگار نمی باشد.<br />با توجه به تغییرات صورت گرفته در جامعه و خانواده در جهان و ایران ،تا حدود زیادی ساختار قدرت درون خانواده تغییر یافته است. کمتر مردان در مرکز تصمیم گیریهای خانواده و جامعه اند.آنها در کنار زنان و دیگر اعضای خانواده درامور متعدد تصمیم گیری می کنند.بدین لحاظ در بیشتر مواقع برای محققان خانواده در دوره جدید این پرسش مطرح می شود که توزیع قدرت در خانواده (ایرانی)چگونه است؟آیا ساختار سنتی (پدر سالاری )وجود دارد یا اینکه صورتهای جدید ایجاد شده است؟<br />با توجه به اینکه بخش بزرگی از زنان امروزه تحصیلکرده و شاغل بوده و دارای درآمد اختصاصی می باشند،حال مسأله تحقیق این است که؛آیا درآمد زن تأثیری بر ساختار توزیع قدرت در خانواده دارد؟از این رو مسأله تحقیق، این است که توزیع قدرت در خانواده های شهر ورامین چگونه است؟<br />۱-۲-ضرورت تحقیق<br />خانواده ازجایگاه رفیعی درحیات اجتماعی برخوردار است چرا که از یک سو نخستین گروهی است که ازآن برمی خیزیم و در درون آن بادنیا آشنا می شویم و از سوی دیگر ، بیشترین تأثیر را بر کودک که دوران اولیه حیات را می گذراند وارد می سازد و این تأثیر تا پایان حیات پایایی دارد ؛ دوم آنکه از روزنه حیات اجتماعی هرگز جامعه ای به سلامت دست نمی یابد، مگر آنکه از خانواده هایی سالم برخوردار باشد.<br />چگونگی توزیع و نحوه اعمال قدرت در شکلگیری و رشد شخصیت افراد، اجتماعیشدن فرزندان، عزت نفس، انسجام و حتی احساس رضایت،احساس بیگانگی و تنهایی و خوشبختی زناشویی اثر میگذارد(مهدوی و صبوری خسروشاهی، ۱۳۸۲).<br />هیگن نیز از صاحب نظران نظریه نوسازی نوع نظام خانوادگی افراد و شیوه های تربیتی والدین را به عنوان عامل اصلی بی تحولی جوامع سنتی و عدم توسعه اجتماعی و اقتصادی آنها بیان نموده است.به نظر وی «نقطه آغازین تربیت و اجتماعی شدن کودک نقش زیادی در رفتار آینده او دارد،به گونه ای که ممکن است مانع نوآوری و یا پذیرش نوآوری شود. از دیدگاه هیگن ،ایستایی و سکون جوامع سنتی معلول ایجاد شخصیتی واپس گرا و استبدادی در افراد است که توأم با تنبیهات سخت برای کسانی است که دستورهای اعلام شده را مراعات نمی کنند همراه است.هیگن معتقد است که سرمایه گذاری در دوران کودکی به جای اینکه معطوف به سکون ،اطاعت و فعالیت های باز دارنده باشد،باید مشوق کار ،فعالیت و خلاقیت باشد»(به نقل از وحیدا و نیازی ،۱۳۸۳: ۱۲۴).<br />بنابراین نوع روابط میان نقش های مختلف در خانواده و به تبع آن تفوق هر یک ازگونه های ساخت قدرت و یا شیوه های تربیتی (استبدادی ،دمکراتیک و )منجر به بروز رفتارهای متفاوت از سوی فرزندان در عرصه اجتماعی خواهد شد.<br />بر هم خوردن ترتیب سلسهمراتب قدرت در خانواده، موجب عامل بروز کشمکش و تنازع قدرت در خانواده میگردد (جی هی لی، ۱۳۷۵، ص ۱۷۷).<br />همچنین نتایج این تحقیق می تواند ،مورد استفاده دستگاه های اجرایی وسیاست گذاری همچون ،آموزش وپرورش ، معاونت اجتماعی وزارت کشور ، وزارت رفاه وتأمین اجتماعی . قرارگیرد.<br />۱-۳-اهداف تحقیق<br />این تحقیق دارای یک هدف اصلی و چند هدف فرعی می باشد.<br />الف: هدف اصلی<br />بررسی ساختار قدرت در خانواده و رابطه ی آن با در آمد زنان<br />ب- هدف های فرعی<br />-بررسی تأثیر تحصیلات زوجین برساختارقدرت درخانواده</p>
۱-۵-۲ سوالات فرعی تحقیق .۱۱
۱-۶ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها۱۲فصل دوم :مبانی نظری تحقیق .۱۴۲-۱ ادبیات مفهومی تحقیق۱۵۲-۲ سرمایه اجتماعی .۱۶۲-۳ مفهوم سرمایه اجتماعی .۱۸۲-۳-۱ سرمایه اجتماعی .۱۹۲-۳-۲ پیشرفت تحصیلی .۱۹۲-۳-۳ اعتماد۱۹۲-۳-۴ همیاری۱۹۲-۳-۵ روابط اجتماعی۱۹۲-۳-۵-۱ وضعیت فرهنگی خانواده .۲۰۲-۳-۵-۲ آرامش روانی و عاطفی خانواده۲۰۲-۳-۵-۳ نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آنان۲۰۲-۳-۵-۴ آموزشی های تقویتی .۲۰۲-۳-۵-۵ انجام منظم تکالیف درسی در منزل۲۰۲-۳-۵-۶ آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان۲۰۲-۳-۵-۷ رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس۲۱۲-۳-۶ تعریف سرمایه اجتماعی از نگاه صاحب نظران .۲۱۲-۳-۷ اهمیت سرمایه اجتماعی .۲۶۲-۳-۸ زمینه تاریخی سرمایه اجتماعی۲۷۲-۳-۹ ابعاد سرمایه اجتماعی .۲۷۲-۳-۱۰ شاخص سرمایه اجتماعی۲۸۲-۳-۱۰-۱ مشارکت اجتماعی .۲۸۲-۳-۱۰-۲ انسجام اجتماعی۲۹۲-۴ مقایسه سرمایه اجتماعی با سرمایه فیزیکی و انسانی۳۱۲-۴-۱ جنبه منفعت اقتصادی سرمایه اجتماعی۳۱۲-۴-۲ جنبه منفعت عمومی سرمایه اجتماعی۳۲۲-۴-۳ نحوه ایجاد ، حفظ و نابودی سرمایه اجتماعی۳۳۲-۴-۳-۱ فروبستگی .۳۳۲-۴-۳-۲ ثبات۳۴۲-۴-۳-۳ ایدئولوژی .۳۵۲-۴-۳-۴ عوامل دیگر۳۵۲-۵ نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی۳۵۲-۵-۱ نقش سازمانهای بخش دولتی.۳۶۲-۶ پیامدهای مثبت سرمایه اجتماعی.۳۶۲-۷ پیامدهای منفی سرمایه اجتماعی.۳۸۲-۸ سرمایه اجتماعی و حیثیت دموکراتیک گروه های اجتماعی۳۸۲-۹ انگیزش.۳۸۲-۹-۱ انواع انگیزش۳۸۲-۹-۲ انگیزش و یادگیری.۳۹۲-۹-۳ انگیزش و شخصیت۳۹۲-۹-۴ عوامل موثر بر انگیزش۴۰۲-۹-۴-۱ نقش نیازها و سایق ها۴۰۲-۹-۴-۲ اصل تقویت۴۱۲-۹-۴-۳ خود پنداره و انگیزش.۴۱۲-۹-۴-۴ اهمیت دوستان۴۱۲-۹-۴-۵ ارتقا انگیزش۴۲۲-۹-۴-۵-۱ آگاهی شاگردان از هدف های درس۴۲۲-۹-۴-۵-۲ رفاقت یا رقابت۴۲۲-۹-۴-۵-۳ استفاده از شیوه های نوین تدریس.۴۲۲-۹-۴-۵-۴ استفاده بجا از تشویق های کلامی و صراحت بازخورد.۴۲۲-۹-۴-۵-۵ آسان به دشوار بودن روال آموزش۴۳۲-۹-۴-۵-۶ ملموس کردن آموزش.۴۳۲-۹-۴-۵-۷ مشارکت در یادگیری توسط فراگیران۴۳۲-۹-۴-۵-۸ بازخورد به موقع.۴۳۲-۹-۴-۵-۹ تکالیف متناسب با سطح توانایی فراگیر.۴۳۲-۹-۴-۵-۱۰ استفاده از مشوق های درونی و بیرونی.۴۴۲-۱۰ عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان.۴۴۲-۱۰-۱ تاکید بر رشد عقلانی۴۴۲-۱۰-۲ جو عاطفی مدرسه.۴۴۲-۱۰-۳ پیش فرض های معلمان در مورد شاگردان.۴۵۲-۱۰-۴ نگرش معلم .۴۵۲-۱۰-۵ عقب ماندگی آموخته شده۴۵۲-۱۰-۶اثرات پیشرف تحصیلی۴۶۲-۱۱ علل ترک تحصیل.۴۶۲-۱۲ راه های کاهش شکست در تحصیل.۴۶۲-۱۳ عوامل موثر بر رشد تحصیلی و حرفه ای.۴۷۲-۱۳-۱ ادراک و برداشت نوجوان نسبت به حرفه های مختلف.۴۷۲-۱۳-۲ شرایط اقتصادی و اجتماعی.۴۷۲-۱۳-۳ تاثیر و نفوذ والدین۴۸۲-۱۳-۴ شخصیت فرد۴۸۲-۱۴ پیشرفت تحصیلی.۴۸۲-۱۴-۱ انگیزیش.۴۸۲-۱۴-۲ خود کارامدی.۴۹۲-۱۴-۲-۱ تعریف خودکارامدی۵۱۲-۱۴-۲-۲ انواع خود کارامدی۵۱۲-۱۴-۲-۳ ابعاد خود کارامدی ادراک شده۵۲۲-۱۴-۲-۳-۱ سطح۵۲۲-۱۴-۲-۳-۲ عمومیت۵۳۲-۱۴-۲-۳-۳ نیرومندی.۵۳۲-۱۴-۲-۴ منابع باورهای خودکارامدی۵۳۲-۱۴-۲-۴-۱ تجارب مسلط.۵۳۲-۱۴-۲-۴-۲ تجارب جانشینی.۵۴۲-۱۴-۲-۴-۳ قانع سازی کلامی.۵۴۲-۱۴-۲-۴-۴ حالت های فیزیو لوژیکی و هیجانی۵۵۲-۱۴-۲-۴-۵ تجارب تصویر سازی ذهنی۵۵۲-۱۴-۲-۵ خودکارامدی بالا و پایین۵۵۲-۱۴-۲-۶ خودکارامدی ، انگیزش و اسناد۵۶۲-۱۴-۲-۷ جنسیت و خودکارامدی۵۷۲-۱۴-۲-۸ خودکارامدی و پیشرفت تحصیلی.۵۷۲-۱۴-۲-۹ تاثیر زمینه های فرهنگی و اجتماعی روی باورهای خودکارامدی۵۸۲-۱۴-۲-۹-۱ نقش باورهای خودکارامدی در انگیزش افکار و انتخاب اهداف آگاهانه.۵۸۲-۱۴-۲-۹-۲ تحلیل تحولی باورهای خودکارامدی در گستره زندگی۵۹۲-۱۴-۲-۱۰ تاثیر بافت خانواده بر باورهای خودکارامدی۵۹۲-۱۴-۲-۱۱ تاثیر دوستان و همسالان۵۹۲-۱۴-۲-۱۲ نقش مدرسه.۵۹۲-۱۴-۲-۱۳ رشد خودکارامدی بواسطه تجارب مرحله گذار نوجوانی.۶۰۲-۱۴-۲-۱۴ خودکارامدی مرتبط با بزرگسالی۶۰۲-۱۴-۲-۱۵ ارزیابی مجدد خودکارامدی با افزایش سن۶۰۲-۱۴-۲-۱۶ راهبردهای بهبود خودکارامدی.۶۱۲-۱۴-۲-۱۷ پیشرفت تحصیلی۶۲۲-۱۴-۲-۱۸ عوامل مهم تاثیر گذار بر پیشرف تحصیلی.۶۳۲-۱۴-۲-۱۹ رابطه سرمایه اجتماعی و انگیزه پیشرفت تحصیلی۶۵۲-۱۵ پیشینه مطالعاتی۶۷۲-۱۵-۱ مطالعات خارجی.۶۷۲-۱۵-۲ مطالعات داخلی.۷۰۲-۱۶ نتیجه گیری از مطالعات انجام شده.۷۴۲-۱۷ مبانی نظری.۷۴۲-۱۷-۱ نظریه های مربوط به سرمایه اجتماعی.۷۴۲-۱۷-۱-۱ نظریه ریمون بودون۷۴۲-۱۷-۱-۲ نظریه ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود۷۵۲-۱۷-۱-۳ نظریه کانوی.۷۵۲-۱۷-۱-۴ نظریه هارالامپوس.۷۶۲-۱۷-۱-۵ نظریه لکسون۷۷۲-۱۷-۱-۶ نظریه لنسکی۷۷۲-۱۷-۱-۷ نظریه یان رابرتسون.۷۸۲-۱۷-۱-۸ نظریه دیدگاه سنت انتقادی مکتب قدرت۷۸۲-۱۷-۲ نظریه های مربوط به انگیزش تحصیلی.۷۸۲-۱۷-۲-۱ الگوی اتکینسون.۷۸۲-۱۷-۲-۲ نظریه مک کلند۷۹۲-۱۷-۲-۳ نظریه مراحل مختلف زندگی(گریوز).۸۰۲-۱۷-۲-۴ نظریه زیستی – تعلق – رشد۸۰۲-۱۸ چهرچوب نظری تحقیق۸۱۲-۱۸-۱ نظریه مک کللند.۸۱۲-۱۸-۲ الگوی اتکینسون۸۲۲-۱۸-۳ نظریه پیربوردیو۸۲۲-۲۰ مدل نظری تحقیق.۸۳۲-۱۹ فرضیات تحقیق.۸۴۲-۱۹-۱ فرضیه اصلی.۸۴۲-۱۹-۲ فرضیات فرعی۸۵فصل سوم: روش شناسی تحقیق۸۶مقدمه۸۷۳-۱ روش تحقیق۸۷۳-۲ نوع تحقیق.۸۸۳-۳ روش گردآوری داده ها.۸۸۳-۴ قلمرو تحقیق.۸۹۳-۴-۱ قلمرو موضوعی تحقیق.۸۹۳-۴-۲ قلمرو مکانی .۸۹۳-۴-۳ قلمرو زمانی .۸۹۳-۵ تعاریف اصطلاحات.۸۹۳-۵-۱ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها.۸۹۳-۵-۱-۱ سرمایه اجتماعی۸۹۳-۵-۱-۲ پیشرفت تحصیلی.۸۹۳-۵-۱-۳ اعتماد.۹۰۳-۵-۱-۴ همیاری۹۰۳-۵-۱-۵ روابط اجتماعی.۹۰۳-۶ جامعه آماری، برآورد نمونه، روش نمونه گیری۹۱۳-۷ اعتبار و پایایی ابزار۹۳۳-۷-۱ اعتبار.۹۳۳-۷-۲ پایایی.۹۴۳-۸ ابزار گردآوری داده ها۹۶۳-۹ روش تجزیه و تحلیل داده ها۹۷فصل چهار: تجزیه و تجلیل یافته ها.۹۸مقدمه.۹۹۴-۱ تحلیل های آماری توصیفی.۹۹۴-۲ تست نرمال بودن.۱۰۵۴-۳ آزمون۱۰۶۴-۳-۱ فرضیه اصلی۱۰۶۴-۳-۲ فرضیه فرعی۱۱۳۴-۳-۳ فرضیه فرعی دوم.۱۱۴۴-۳-۴ فرضیه فرعی سوم.۱۱۵۴-۳-۵ فرضیه فرعی چهارم.۱۱۵۴-۳-۶ فرضیه فرعی پنجم۱۱۶۴-۳-۷ فرضیه فرعی ششم۱۱۷فصل پنجم :نتیجه گیری و پیشنهادات۱۱۹مقدمه۱۲۰۵-۱ نتایج مربوط به فرضیه های تحقیق .۱۲۰۵-۱-۱ فرضیه اول۱۲۰۵-۱-۲ فرضیه دوم.۱۲۰۵-۲ پیشنهادات پژوهش.۱۲۱۵-۳ محدودیت های پژوهش.۱۲۱
چکیده
موفقیت تحصیلی افراد از موضوعات مهمی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی است . نیاز به پیشرفت یکی از نخستین انگیزه هایی است که به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است . همچنین در خانواده هایی که والدین با کتاب، روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد. یکی از ابعاد مهم هر توسعهای توجه به سرمایههای اجتماعی است. از اینرو سرمایهاجتماعی، یکی از مهمترین شاخصههای رشد و توسعه هر جامعهای به شمار میآید. اعتماد اجتماعی، ارزشهای اجتماعی، امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آگاهی و شناخت، انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی. به عقیده برخی صاحب نظران، اعتماد مهمترین بعد سرمایه اجتماعی است و ابعاد دیگر را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. اعتماد مبادلات را در زمینه های مختلف جامعه (شامل: اعتماد به خود، خانواده، دوستان، نهادهای رسمی و غیر رسمی و همچنین مشاغل اجتماعی)، ارزیابی می کند. هدف پژوهش ازنوع میدانی است که مبتنی پارادایم ِِپژوهشی آمیخته بوده و با بهره گرفتن ازروش پژوهشی کیفی و کمی انجام شده است .
روش مطالعه از سویی توصیفی وازسوی دیگرتحلیلی بود . برای ابزار گرد آوری داده ها علاوه براستفاده از منابع کتابخانه ای از پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس است که شامل ۲۹ جمله ناتمام می باشد که آزمودنی با تکمیل هر جمله ناقص پرسشنامه را تکمیل می کند .همچنین پرسشنامه سرمایه اجتماعی براساس گروه کندی دارای ۱۵ سوال است که هر سه سوال یک بعد از ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد، ارتباطات اجتماعی غیررسمی، بخشش و روحیه داوطلبی، معاشرت ها و دوستی ها، مشارکت مدنی) را مورد بررسی قرار میدهد. اما بخش دیگر تحقیق که منجر به پاسخگویی به سؤالات تحقیق شود و فرضیههای تحقیق را آزمون کند به صورت میدانی صورت میگیرد. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر پاکدشت به تعداد۴۰۰ نفرمربوط به سال ۹۲- ۹۱ می باشند .
از فرضیه های تحقیق نتیجه گیری می شود که بین مولفه های سرمایه اجتماعی(اعتماد ،روابط اجتماعی پیوندهای اجتماعی ،همیاری ،مشارکت ،معاشرت ) باسایر ابعاد پیشرفت تحصیلی همبستگی ورابطه ای معنا داروجوددارد
کلید واژه :سرمایه اجتماعی ،پیشرفت تحصیلی ،اعتماد اجتماعی ، انگیزه ، دانشجویان دانشگاه پیام نور
سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که امروزه در بررسی های اقتصادی ،اجتماعی جوامع مدرن مطرح شده است.این مفهوم به پیوندها و ارتباطهای میان اعضای یک شبکه بعنوان یک منبع با ارزش اشاره دارد که باخلق هنجارها و ارتباطات دوسویه موجب تحقیق اهداف اعضا میشود. طرح این مبحث در بسیار از مباحث اجتماعی نشان دهنده اهمیت و نقش این سرمایه در توسعه جامعه بوِزه در توسعه اجتماعی ” آموزشی ” است. سرمایه اجتماعى همواره مبتنى برعوامل فرهنگى – اجتماعى است و شناسایى آن به عنوان یک سرمایه – چه در سطح کلان و چه در سطح فرد – داراى اهمیت است؛ همچون منبعى که افراد و گروه هایا مکان ها براى نیل به نتایج مطلوب روى آن سرمایه گذارى مى کنند. سرمایه اجتماعى پیشرفت تحصیلى را آسان میسازد و به شیوه هاى گوناگون سبب تقویت آموزش و تحصیلات فرد مى شود. طى چند دهه گذشته، فرسایش شدیدى در سرمایه اجتماعى موجود برای جوانان، هم در خانواده و هم در بیرون از آن (شغل، امنیت اقتصادی، شایسته سالاری و.) روى داده است. تقویت سرمایه اجتماعی بعنوان یک انگیزه در دانشجویان سبب پیشرفت تحصیلی آنان خواهد شد. انگیزش چیزی است که ما را به جنبش و تحرک وادار و کمک می کند تا تکلیف خود را کامل کنیم .یکی از عوامل انگیزشی جانداران نیاز ها و سائق های حاصل از آنها می باشد (شهر آرای ، ۱۳۸۶).نیاز های هر سطح باید حداقل کمی ارضا شوند تا اینکه نیازهای سطح بعدی بصورت انگیزه نقش آفرین رفتار درآید (اتکینسون و همکاران ، ۱۳۸۵).نیاز به پیشرفت عبارتست از: میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جستجو کردن «موفقیت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می کند (مک کللند، اتکینسون، کلارک و لوول،۱۹۵۳،به نقل از محمد زاده،۳۸۴ ). آن چه در تمام موقعیتهای پیشرفتی مشترک است این است که شخص می داند عملکرد آتی او ارزشیابی معناداری از شایستگی فردی اوست. معیارهای برتری به این علت نیاز پیشرفت را برمی انگیزند که عرصه بسیار معناداری برای ارزیابی میزان شایستگی فرد تأمین می کنند (مارشال ریو ، ۱۳۸۲).
باتوجه به موارد ذکر شده به نظر می رسد که بسیاری از دانشجویان دانشگاه ها به دلیل داشتن افکار بدبینانه و منفی نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی ناشی از و فرسایش سرمایه اجتماعی نسبت به آینده خودشان ناامید هستند و خطر ابتلا به مسائل روانی مانند افسردگی بیش از بیش سلامت آن ها را تهدید می کند. جمعیت قابل توجهی از دانشجویان نسبت به مشکلاتشان نگاه مبالغه آمیز و آشفته کننده دارند و خودشان را به عنوان فردی که هیچ کنترلی بر محیط و یا بر رفتارهای مخرب خود ندارند می پندارند. لذا برای اینکه دانشجویان از روحیه مثبت نگرانه درباره خود و دیگران و دنیا برخوردار شوند و خود را مفید و اثر بخش دانسته و بتوانند زندگی خود را با اندیشه ای روشن، دیدی واقع بینانه تر و با اطمینان سپری کنند، نیاز به مداخله و آموزش برای آنان بیش از هر زمان دیگری احساس می شود تا آن ها به امید و انگیزه بیشتری به تحصیل بپردازند .لذا تحقیق حاضربا توجه به نکات فوق و تاثیری که انگیزه پیشرفت می تواند داشته باشد، پرداختن به آن امری مهم واساسی دانسته و درصدد توصیف و تبیین عوامل مؤثر برسرمایه اجتماعی و انگیزه پیشرفت دانشجویان دانشگاه پیام نور پاکدشت می باشد.
موفقیت تحصیلی افراد از موضوعات مهمی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی است . نیاز به پیشرفت یکی از نخستین انگیزه هایی است که به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است(مک کلند،اتکینسون،کلارک، لاول :۱۹۵۳).پژوهش درباره این انگیزه امروزه نیز ادامه دارد (اسپنس ، ۲۰۱۱).افرادی که نیاز به پیشرفت در آنها نیرومند است، می خواهند کامل شوند و عملکرد خود را بهبود بخشند . آنان وظیفه شناسند و ترجیح میدهند کارهایی را انجام بدهند که چالش برانگیز باشد و به کاری دست بزنند که ارزیابی پیشرفت آنان به نحوی، خواه با مقایسه آن باپیشرفت سایر مردم یا بر حسب ملاک های دیگر امکان پذیر باشد . به بیان رسمی تر، پیشرفت رفتاری مبتنی بر وظیفه است که اجازه میدهد عملکرد فرد طبق ملاکهای وضع شده درونی یا بیرونی موردارزیابی قرار گیرد که در برگیرنده فرد در مقایسه با دیگران است یا به نحو دیگری در بر
گیرنده، نوعی ملاکهای عالی است انگیزش پیشرفت را دربسیاری از حوزه های فعالیت مثل شغل، مدرسه، هنرهای خانگی یا مسابقات ورزشی و قهرمانی میتوان مشاهده کرد . انگیزش پیشرفت تحصیلی درمحیط تحصیلی به رفتارهایی اطلاق میگردد که منجر به یادگیری وپیشرفت میشود . انگیزش پیشرفت با عوامل بسیاری در ارتباط ا ست که میتوان دو مقولهویژگی های آموزشگاهی و اجتماعی را از مهمترین آنها دانست ( اسپنس و هلم رایش ، ۲۰۱۱).
بنابراین از آنجایی که شرط مهم برای رشد و شکوفایی هر جامعه ای وجود افراد آگاه، کارآمد و خلاق است، لذا پرورش و تقویت انگیزه پیشرفت سبب ایجاد انرژی و جهت دهی مناسب رفتار، علایق و نیازهای افراددر راستای اهداف ارزشمند و معین میشود.کسانی که انگیزه پیشرفت بالادارند، می خواهند کامل شوند و کارکرد خود را بهبود بخشند. آنان وظیفه شناس اند و ترجیح می دهند کارهایی انجام دهند که چالش برانگیز باشد و به کاری دست زنند که ارزیابی پیشرفت شان به گونه ای (خواه در مقایسه با پیشرفت دیگران یا خواه بر پایه ملاک های دیگر)، شدنی باشد. این افراد از عزت نفس برخوردارند،مسئولیت فردی را ترجیح می دهند و دوست دارند که به گون های ملموس از نتایج کار خود آگاه شوند.در پژوهش حاضر سعى بر این است که عوامل مؤثر بر موفقیت و پیشرفت تحصیلى دانشجویان از جهت سرمایه اجتماعى خانواده ها و اجتماع بررسى شود. با توجه به تنزل روابط اجتماعى و خانوادگى و نقش مهمى که کمیت و کیفیت این روابط بر پیشرفت تحصیلى دانشجویان دارد، بررسى کمیت و کیفیت روابط در درون خانواده و اجتماع ورابطه آن با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه مورد مطالعه بر اساس پژوهشهای پیشین، مسئله این پژوهش است.
از دیرباز مسآله از بین بردن افت آموزش یا پیشرفت تحصیلی مورد بحث و تفحص متخصصان تعلیم و تربیت بوده و همواره در پی آن پیشنهادات، راهکارها و سیاست هایی به همین منظور وجود داشته تا بتواند جلوی این معضل فرهنگی را گرفته و استفاده بهینه از امکانات مالی و منابع محدود کشور به عمل آید تا شاید برای همیشه این مشکل اساسی آموزش زدوده شود و دیگر شاهد حیف و میل شدن بیهوده بودجه های نظام آموزشی خود نباشیم. (ناهاپیت و گوشال ، ۱۹۹۸).
موضوع جلوگیری از افت تحصیلی یا کوشش در جهت پیشرفت تحصیلی بالنفسه از اهمیت ویژه یی برخوردار است و همواره مورد توجه تمامی مسوولان نظام آموزشی قرار گرفته است و سعی و تلاش دارد بتواند با بسیج نیروهای کارا و کارآمد سطح علمی و فرهنگی افراد را ارتقا داده و مراکز و موسسات صنعتی، علمی و تجاری جامعه را از وجود متخصصان آگاه و توانمند بهره مند سازد. از این جهت سعی و تلاش همه ما این بوده که در یاری رساندن به این هدف ارزشمند تا جایی که می توانیم در این راه خود را مسوول دانسته و تلاشی بسیار ناچیز ولو در ارائه یک راهکار کوچک انجام داده یا با یادآوری و انجام و اجرای شیوه ها و برنامه های خاص آموزشی راه رسیدن به این هدف را تسهیل بخشیم. (ناهاپیت و گوشال ، ۱۹۹۸).
نظر به یافته ها و پژوهش هاى گذشته،پیشرفت تحصیلى در سطوح مختلف، عمدتاً متأثر از خاستگاه اجتماعى و متغیرهایى همچون سرمایه اجتماعى وویژگى هاى فردى همچون هوش و استعداد تحصیلى است که خود متأثر از زمینه اجتماعى افراد است. بررسى پژوهش هاى انجام شده در داخل و خارج از کشورنشان مى دهد که به عنوان یک یافته مشترک و عام، حتى در کشورهاى توسعه یافته و پیشرفته، دسترسى به موفقیت تحصیلى متأثر از زمینه هاى اجتماعى – اقتصادى افراداست. سرمایه اجتماعی به سه بُعد : ساختاری ، شناختی و ارتباطی تقسیم می شود(ناهاپیت و گوشال ، ۱۹۹۸).
لذا ضرورت دارد علاوه بر توجه به زمینه های مذکور در تحقیقات، به متغیرها و کلیدواژه هایى همچون ابعاد سرمایه اجتماعى(ساختاری،شناختی،ارتباطی) که در مباحث و نظریه هاى اخیر جامعه شناسى آموزشی مطرح شده است و از اهمیت نظرى بالایى نیز برخوردارند، نیز توجه شود.امری که دراین پژوهش مورد توجه محقق قرار گرفته است.
بدیهی است که کشور ما به مطالعات و تحقیقات مربوط به آموزش و پرورش نوجوانان و کودکان نیاز فراوان دارد و در این میان لازم است به مسائل و مشکلات مهمی که به نحوی به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان لطمه می زند توجه لازم مبذول گردد. لذا تحقیقاتی ارزنده و معضل گشا در این زمینه برای رسیدن به وضع نسبتا مطلوب و ضروری به نظر می رسد که از طریق یافتن راه های پیشرفت تحصیلی از جنبه های عوامل موثر خانوادگی , آموزشی و پرورشی در این مسیر قدم های موثر و راهگشایی در جهت حل این مشکل بزرگ برداشته شود که مهمترین و پر اهمیت ترین بررسی ها و دست آوردها از مسائل و عوامل خانوادگی در جنبه های پیشرفت تحصیلی از هدفهای عمده و اساسی ما در این تحقیق می باشد .( مرادی ، علیرضا ،۱۳۸۰ )
۱-۴-۱-هدف اصلی تحقیق :
شناخت رابطه اثرات سرمایه اجتماعی و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان ، می باشد.
۱-۵- سوالات تحقیق
۱-۵- ۱- سوال اصلی تحقیق:
آیا سرمایه اجتماعی با انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور پاکدشت رابطه ای معنادار دارد؟
۱-۵-۲- سوالات فرعی تحقیق:
تعاریف اصطلاحات
۱-۶- تعریف نظری وعملیاتی متغیرها
تعریف نظری :
اصطلاحى است که گاه در معناى وسیع به کار مى رود و ثروت اجتماعى و یا حتى درآمد اجتماعى از آن برمى آید .
تعریف عملیاتی:
برای سنجش سرمایه اجتماعی ، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد .
3-10 روش تجزیه و تحلیل 66
فصل چهارم 67
تجزیه و تحلیل داده ها ۶۷
۴-۱یافته های توصیفی 68
4-2 یافته های تبیینی 82
تحلیل رگرسیون 102
فصل پنجم 108
نتیجه گیری و پیشهادات 108
5-1 مقدمه 109
5-2 بحث و نتیجه گیری 111
5-3 پیشنهادات 119
5-4 محدودیتهای تحقیق 119
پیوست 127
قرن یست ویکم به دلیل وقوع تحولات جهان سوم، گسترش وسایل ارتباط جمعی و پیشرفتهای تکنولوژیک از نظر تحلیلگران مسائل اجتماعی، عصر توجه به عوامل و شرایط دگرگونیهای اجتماعی محسوب میشود. تمام جوامع، چه به صورت ناگهانی و چه به صورت آرام و نامحسوس، هر روز تغییراتی را که کم وبیش به گذشتهاش هماهنگی داشته و طرح و مسیر کم وبیش مشخصی را تعقیب می کنند به خود میبیند(گیروشه، ۱۳۷۵: ۴). به همین دلیل بررسی زمان حال برای یک جامعه در حال گذار می تواند وسیلهای برای نظارهی آینده باشد. هر جامعهای در حالتی از تلاطم یا دگرگونی به سر میبرد و آنچه را که در آینده پدید خواهد آمد باید پیوندهایی با زمان حال داشته باشد. این دگرگونیها و تغییرات در یک فرایند تاریخی رخ می دهند و به معنای جریان مداوم یکسری از حوادث، پدیده ها و کنشهایی هستند که در مجموع به تغییر اجتماعی میانجامند. حال اینکه این عوامل و حوادث چه هستند؟ چگونه شکل میگیرند؟ چطور باعث ایجاد تغییر در جامعه میشوند؟ و چه تغییراتی را ایجاد می کنند؟ و. مجموعه سؤالاتی است که ذهن جامعهشناسان را به خود مشغول کرده است.
مانند همهی جوامع در حال دگرگونی در دهههای اخیر، جامعه ایران نیز دچار دگرگونی در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و. شده است. ایران کشوری است که اغلب زنان آن تا دو دههی پیش سبک زندگی سنتی داشتند. اما در دو دههی اخیر به دلیل پایان یافتن جنگ، تولد نسلی جدید بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ که ارزشها و نگرشهای متفاوتی نسبت به نسلهای قبلی از خود به نمایش گذاشتند و اهتمام به امور روزمره و خردگرایانه، توجه به تحصیل و اشتغال، تغییر ذائقهی زیباشناختی، تغییر در ارزشهای دینی و فرهنگی، تأثیرات جهانیشدن و ارتباطات جهانی از طریق وسایل ارتباط جمعی(اینترنت، تلویزیون، ماهواره و.)، زنان کمکم از زندگی سنتی فاصله گرفتهاند و به دلیل افزایش تحصیلات و رفاه اجتماعی تغییرات اساسی در سبک زندگی[۱] خود به وجود آوردهاند؛ به طوری که امروزه بیشتر راه یافتهها به دانشگاهها را زنان تشکیل میدهند و این مسئله بهطور طبیعی در سبک زندگی زنان تأثیرات مهم و اساسی ایجاد میکند. وجود این تفاوتها سبب شکلگیری خردهفرهنگ مختص زنان شد که تا حدی با فرهنگ هنجاری و غالب تعارض نشان میداد و هویتهای تازهای را شکل داده است؛ توجه به رسانههای برونمرزی و تماشای سریالهای تلویزیونهای ماهوارهای، تغییر ذائقهی زنان در مصرف موزیک، فیلم، لباس، آرایش، اشتغال و غیره نشان دهندهی تحولات فرایندهای اجتماعی و در نتیجه سبک زندگی است. در دهههای اخیر، زنان که هم حضور بیشتری در عرصههای شغلی و تحصیلی یافتهاند و هم در اثر تغییر سبک زندگی غالباً مسئولیت خرید و تهیهی اقلام مصرفی خانواده ها را برعهده گرفتهاند، بیشتر مخاطب تبلیغات مصرفی شده و نحوهی حضور و الگوهای ارزشی و نگرشی و رفتاری آنها تأثیرات فردی و اجتماعی مهمتری بر جای گذارده است (رفعت جاه، ۱۳۸۶، ۸-۱۳۷).
بررسیهای متعددی در خصوص این تحولات در سالهای اخیر صورت گرفته است. در اغلب این پژوهشها جامعه هدف، کلانشهرها بوده است. در حالی که شهرهای کوچک کشور نیز به عنوان جامعه در حال گذار دستخوش این تغییرات و دگرگونیها بوده است ولی در تحلیلهای جامعهشناختی مورد توجه قرار نگرفته اند
شهر ایلام، مرکز استان ایلام، بهرغم آنکه در زمرهی شهرهای صنعتی و بزرگ ایران نیست، لیکن در دو دههی اخیر شاهد وقوع تحولات اقتصادی، زمینهای و اجتماعی-فرهنگی بوده است. نیروهای محرکه و علل وقوع این تحولات هرچه باشد(نوسازی اقتصادی دههی هفتاد، پیشرفتهای صنعتی کل کشور، جهانیشدن ارتباطات و.)، حاصل آن دگرگونی در حیات اجتماعی گروه زنان در ابعاد مختلف(فعالیتهای فراغت، الگوهای مصرف و خرید، رفتارهای خانوادگی، مدیریت بدن و غیره) است. مطالعه تجربی گونههای مختلف سبک زندگی در میان این گروه اجتماعی زمینه درک تحولات فرهنگی- اجتماعی و مسائل و معضلات زندگی شهری را فراهم میسازد.
سبک زندگی یکی از مفاهیمی است که در نیمه دوم قرن بیستم مورد توجه جدی و اقبال جامعهشناسان قرار گرفت. بررسی پیشینههای تجربی در زمینه سبک زندگی در
ایران نشان میدهد که سابقه پژوهش در این زمینه به کمتر از بیست سال میرسد البته از سال ۱۳۸۰ تاکنون اقبال محققان به سوی این موضوع بیشتر شده است. به گفته فاضلی (۱۳۸۲) گستردگی ابعاد و پیچیدگی موضوع موجب شده است که مرزهای محدودکننده این موضوع لغزنده و مبهم باشد و لذا برداشتهای متفاوتی از این موضوع و قلمرو آن به وجود آید که در بررسیها قابل مشاهده است.
مفهوم سبک زندگی اولین بار در سال ۱۹۲۹ توسط آلفرد آدلر روانشناس اجتماعی، مطرح شد و پس از یک دورهی افول، مجدداً از سال ۱۹۶۱ مورد اقبال اندیشمندان؛ بهخصوص جامعهشناسان قرار گرفت. با طرح مباحث مربوط به مدرنیته، هویت، مصرف و انگیزههای مصرفکنندگان از سوی جامعهشناسان بستر مناسبی جهت رشد مطالعات و تحقیقات تجربی در این زمینه فراهم شد. این گسترش با محوریت نظریات و آرای جامعهشناسانی همچون ماکس وبر، گیدنز، وبلن، بوردیو، پیترسون و. انجام گرفت.مطلب دیگر :
خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه در عرصهی فرهنگ انجام دهد.
مسأله رابطه بین سبک زندگی و سرمایه فرهنگی محور اصلی مباحثی است که امروزه در جامعه شناسی به طور عام و در جامعه شناسی فرهنگ و مطالعات فرهنگی بهطور خاص مطرح است. تلاشهای نظری-تجربی محققانی مانند بوردیو، گیدنز، هال، چینی، سوبل و پانتام در زمرهی بارزترین نمونههای بسط تأمل جامعهشناسانه در وضعیت نوین مدرنیتهی پسین هستند. در بدنه معرفت و پیشینه کلاسیک جامعه شناسی برای تحلیل سبک زندگی و ارزشها و نگرشهای فرد یا گروه به نقش متغیر طبقه و یا منزلت اجتماعی- اقتصادی(SES) توجه می شد، اما از دههی ۱۹۷۰ به این سو، همزمان با رشد و گسترش فرایندهی کالاهای مصرفی و تبلیغات تجاری و وسایل ارتباط جمعی، مطالعه مصرف و رابطه آن با سبک زندگی و معنا بخشی و ارزشها و نگرشهای حاکم بر زندگی روزمرهی افراد در کانون اصلی تلاشهای جامعهشناسان و پژوهشگران مطالعات فرهنگی قرار گرفته است. کالایی شدن فرهنگ و پیوند خوردن آن با سلطه و مکانیسمهای بازتولید نظام سرمایهداری موضوع محوری پژوهشهایی بوده است که درصدد تبیین کیفیت زندگی و نحوهی معناسازی و هویت یابی انسانها در متن زندگی روزمرهی مدرن برآمدهاند. مسأله اصلی این پژوهش تبیین مناسبات بین سرمایه فرهنگی و سبک زندگی در میان زنان شهر ایلام است. به بیان دیگر، قصد این جستار علمی تبیین وضعیت کنونی زنان ایلام با تکیه بر مفاهیم سرمایه فرهنگی و سبک زندگی است. این مفاهیم یا متغیرها نه فقط در عالَم واقع بلکه حتی در سطح تحلیلی نیز به شیوهای دیالکتیکی درهم تنیدهاند، لذا لازمهی بهکارگیری آنها برای مطالعه تجربی یک وضعیت اجتماعی، تشریح و تدقیق آنها در قالب رویکردهای نظری منسجم و روشن است. پیشفرض ما این است که سبکهای زندگی جزء لاینفک زندگی اجتماعی روزمره در جهان مدرن هستند و نقشی اساسی در تعاملات بین افراد دارند. سبکزندگی، برخلاف فرهنگ، به معنای ” شیوه کلی زندگی” یک گروه یا قوم یا ملت نیست، بلکه عبارت است از ” مجموعه کردارها و نگرشهایی که در یک زمینه اجتماعی خاص معنا دارند”(چنی، ۲۰۰۲: ۴-۶). سبکهای زندگی همان الگوهای کنشاند که افراد بر اساس آنها از هم متمایز میشوند، الگوهایی که به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده اند و در لباس پوشیدن، غذا خوردن، شیوه های صحبت کردن و محیط دلخواه برای ملاقات دیگران، جلوه می کنند. این رفتارها بازتابگر هویتهای شخصی، گروهی و اجتماعیاند(فاضلی، ۱۳۸۲: ۶۱-۸۴)مطالعات سبک زندگی در دو یا سه دههی گذشته دائماً در علوم اجتماعی قوت یافته است. گروه مهمی از این مطالعات محصول تحولی است که در فاصلهی دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ میلادی رخ داد. در طول این دوران زنان به منزلهی اصلیترین مصرفکنندگان عطر، جواهرات، لباس، محصولات مربوط به کودکان، اسباب و اثاثیهی منزل و. شناخته میشدند. بررسی سبک زندگیهایی که مبتنی بر مصرف این گونه محصولات بود، دل مشغولی بزرگ خیلی از پژوهشهای سبک زندگی و به تبع آن توجه به نقش جنسیت بوده است.
جامعهی در حال گذاری مثل ایران نیز در دهههای اخیر، تحولات زیادی را در زمینهی پدیده مصرف تجربه کرده است. طبق آمارهای رسمی منتشر شده در سال ۱۳۸۸، متوسط انرژی مصرفی در ایران بیش از ۲ برابر متوسط جهانی است. این در حالی است که نسبت انرژی مصرف شده به کالاهای تولید شده، ۸ برابر کشورهای پیشرفته است. ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا مقام اول است. ۸۰ درصد از زنان و ۶۰ درصد از مردان به انجام عمل زیبایی تمایل دارند. رئیس انجمن جراحان پلاسیتک و زیبایی بیان میکند که ۶۰ تا۷۰ درصد از تقاضاهای جراحی زیبایی بهویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشور زنانی را داریم که بیش از ۹ بار بینی خود را به تیغ جراحی سپردهاند و در واقع از بینیشان چیزی باقی نمانده است. طبق این آمار حدود ۹۰ درصد از کسانی که بینی خود را جراحی می کنند، دچار مشکلات تنفسی میشوند. ایرانیها از نظر رشد مصرف لوازم آرایش، رتبهی سوم را در دنیا دارند. در کشور ما تنها ۱۰ درصد از لوازم آرایش موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده اند. سن مصرف لوازم آرایش به ۱۵ سال رسیده است در حالیکه در کشورهای توسعهیافته، تمایل به آرایش بیشتر در زنان مسن دیده میشود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست دادهاند(ترکاشوند، ۱۳۸۸).
با گسترش مطالعات سبک زندگی، اطلاعات دقیقتری را میتوان راجع به گروههای اجتماعی به دست آورد. زنان از جمله گروههای اجتماعی مهم محسوب میگردند که با توجه به نقش مادری در خانواده و سایر نقشهای جنسیتی، یکی از اصلیترین عناصر فرایند هویتییابی و جامعهپذیری فرزندان و نسل آینده جامعه هستند و بر هویت نسلهای آتی جامعه تأثیرگذارند. ضرورت رصد تحولات در سبک زندگی از این منظر نیز قابل توضیح است که چه بسا به دلیل تأثیرپذیری زنان از ارزشها و نگرشها و الگوهای رفتاری بیگانه و ناسازگار با هویت دینی و ملی جامعه ایرانی، روندی را شاهد باشیم که پیوند منطقی نسلها و انسجام هویتی جامعه را تهدید و مخدوش سازد و به جهت همین اهمیت است که در تمامی چالشها و معضلات اجتماعی وقتی در پس ریشهیابی مسائل اجتماعی به مباحث تربیتی برمیخوریم، زنان (بالاخص در جامعهیایران) اولین کسانی هستند که بیشترین مطالبات از آنها صورت میگیرد و باید پاسخگوی چگونگی سبک زندگی(ارزشها، نگرشها و رفتارهای) نسل جدید باشند.
همچنین از آنجا که اثرگذاری فرهنگی بر جامعه زنان صرفاً از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزشها در سطح نهادهای رسمی نیست و برنامه ریزی فرهنگی نیز نیازمند شناخت محیط عمل انسان است. انسانها به سبب برخورداری از توان ذهنی، ارزشها و نگرشهای خود، اقدام به تفسیر برنامه ها می کنند و واکنش نشان می دهند، بنابراین پیششرط هرگونه برنامه ریزی فرهنگی، شناخت جامعه مورد نظر، جهت پیش بینی تفاسیر و واکنشهای احتمالی است. به تعبیر دیوید چنی، هرگونه سیاست اجتماعی که به تغییر و مدیریت اجتماعی توجه دارد باید متوجه منظومه خاص و سلسله مراتب معنادار چشماندازهای سبک زندگی باشد(چنی، ۱۳۷۸: ۶۱). منطق این گفته چنی را میتوان در ارتباط تنگاتنگ سبک زندگی با ساختار اجتماعی و چالشها و فرصتهای مهیا شده از سوی ساختار برای افراد، پیامد شیوه زندگی برای آنها و خصوصاً توان بالقوه شیوه زندگی برای ایجاد تغییرات در نظام اجتماعی و پیامدهای اجتماعی رفتارهایی که سازنده شیوه زندگی هستند جست و جو کرد(فاضلی، ۱۳۸۲: ۱۵۶).
چکیده
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین بررسی رابطه بین باورهای مذهبی و رفتارهای پرخطردختران دانش آموز مقطع متوسطه در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ میباشد. نقش مذهب در پیشگیری از رفتارهای پرخطر از گذشته شناخته شده است. پژوهش های مختلف اثرات مثبت باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخطر گزارش کرده اند. با توجه به نقش مذهب بعنوان عامل محافظ در برابر رفتارهای پرخطر به خصوص در قشر نوجوان این تحقیق برآن شد که رابطه بین باورهای مذهبی با رفتارهای پرخطر را در این قشر آسیب پذیر مورد بررسی قرار دهد.
کلید واژه ها: باورهای مذهبی،رفتارهای پرخطر،دانش آموزان دبیرستانی دختر
مقدمه:
نوجوانان مهم ترین سرمایه های هر جامعه هستند و آینده هر ملتی در دست آنهاست. دوران نوجوانی، حیاتی ترین مرحله از عمر انسان است که حساسیت ویژه ای دارد و خطر بی اعتقادی مذهبی میتواند یک عامل مهم در بوجود آمدن رفتارهای مخاطره آمیز برای آنها باشد. در روزگار ما تاثیر اعتقادات مذهبی بر کردار جوانان قابل توجه و ملاحظه است.(ساروخانی،۱۳۸۷) فقدان ایمان زنگ خطری است که ناتوانی انسان را در برابر سختیهای زندگی اعلام میدارد(رحیم زاده،۱۳۸۹) و مذهب بعنوان ابزاری برای جلوگیری از سقوط انسان به انواع رفتارهای مخاطره آمیز میتواند بسیار مفید باشد.رفتارهایی که میتواند تاثیرات زیانباری بر روی رشد کلی و سلامت نوجوانان داشته باشد یا از پیشرفت و موفقیت آینده نوجوانان جلوگیری کند.این رفتارها، به رفتارهای پرخطر اطلاق میگردد.رفتارهای پرخطر، ممکن است شامل،رفتارهایی که آسیب فیزیکی سریعی میزند،مانند خشونت و یا شامل رفتارهایی با تاثیر منفی رو به افزایش، مانند اعتیاد باشد.رفتارهای پرخطر همچنین میتواند، شکافی در رشد نوجوان ایجاد کند و یا مانع رشد طبیعی فرد و تجربه های معمولی سنین نوجوانی گردد.(گازمن و بوش،۲۰۰۷) ارتکاب به رفتارهای پرخطر در دوره های راهنمایی و دبیرستان آغاز میشود،زمانیکه فشارهای زیستی و روانی دوران بلوغ و بروز مشکلاتی در اعتقادات و مواجه با کمبود عقاید مذهبی ، زمینه را برای ارتکاب و گرایش فرد به سوی مصرف مواد مخدر ، الکل،خطرپذیری جنسی و فرار از منزل فراهم میسازد. یکی از عواملی که میتواند این رفتارها را کنترل کند، باورها و اعتقادات مذهبی نوجوان است چون باورها و اعتقادات یک شخص او را در برابر انجام رفتارهایی که حیات او را تهدید میکند مصون میسازد.همچنین ،نوجوان در این دوران با بلوغ، که یکی از مهم ترین اتفاقات زندگی هر انسانی است ، رو به رو میشود و در پی آن به جستجوی درون خویش و دنیای برونش میپرازد و نیازمند یافتن هویتی سالم و باورهایی سالم است که او را در مقابل خطراتی که در این سن تهدیدش میکند مصون سازد.نوجوان، بدلیل تجربه اندک و مهارت های ساز گاری کم، آمادگی بیشتری برای پرداختن به رفتارهای ضداجتماعی مانند دزدی،فرار از خانه، سو مصرف مواد دارد.چون نوجوانی ،مرحله ی ویژه ای از گستره ی تحول،یعنی دوره ی انسجام مفهوم “خود”میباشد،از این رو نوجوان خویش را از منظر معیارها و باورهای شخصی ارزیابی میکند.(کریمی،۱۳۹۰)
دوریز و همکاران(۲۰۰۴)فرض کردند که سبکهای هویتی که افراد در اواخر دوره نوجوانی شکل میدهند با فرایندهای مذهبی ارتباط دارد.پس،نوجوان باید حالت یکپارچه شخصی را درباره ی موضوعات وجودی از جمله نقش مذهب در زندگی شان ایجاد نمایند.کوزایان(۲۰۱۰)در بررسی عوامل روانی ایجاد کننده ی رفتارهای پرخطر سو مصرف در میان دانش آموزان گزارش کرد که رفتارهای پرخطر سو مصرف در میان دانش آموزان دبیرستانی بدتر شده (۷ تا ۸ درصد)افزایش یافته است.مذهبی بودن میتواند یک عامل حفاظت کننده و حمایتی در برابر رفتارهای پرخطر از قبیل استعمال سیگار،مصرف الکل،ماری جوانا،و مواد مخدر باشد(سانچزونائو،۲۰۰۸)کلن وارنولد هشدار می دهند که والدین نباید بگزارند انحرافات در نوجوان رسوخ کند، زیرا متاسفانه نوجوانان برای ابتلا به انواع انحرافات مستعدتر از کسب معنویات هستند.(اکبری،۱۳۸۱)البته بر طبق نظریات برخی از اندیشمندان،امروزه،توانایی انتقال باورهای مذهبی به نوجوانان به دلیل بی ثباتی زندگی زناشویی و غلبه پدیده ی دنیایی شدن والدین وجود ندارد(شریفی،۱۳۹۱)کسانی که اعتقادات دینی در آنها پررنگ است از سلامت روانی بالایی برخوردارند و همچنین در خانواده های این افراد مشکلات روحی،اعتیادو دیگر رفتارهای پرخطر کمتر دیده میشود.پس فطرت خداجویانه و نقش اعتقادات دینی بهترین سلاحی است که میتوان به ان مجهز شد.(فغانی،۱۳۸۹) به عبارت دیگر دین،مجموعه ی عقاید،قوانین و دستوراتی است که خداوند متعال برای هدایت بشر فرستاده است.(رحیم زاده،۱۳۸۹)همچنانکه، بسیاری از افراد پناهگاهی در مذهب برای رسیدن به آرامش،امید و معنا جستجو میکنند.(نام آوری،۱۳۸۹)تمامی ادیانی که از صلح و نیکو کاری صحبت میکنند نیز پیروان خود را به حسن
خلق،آرامش و صلح جویی دعوت کرده اند .دین اسلام هم برخی از اعمال را که افراد را متضرر میکند ممنوع کرده است ماننداستفاده از الکل،موادمخدر و روابط نامشروع؛ و برطبق نتایج بدست آمده ازتحقیقات ،مردم مذهبی الگوی رفتاری بهتری نسبت به مردم غیرمذهبی نشان میدهند.(همان منبع)
بر طبق موارد ذکر شده،میتوان این طور نتیجه گرفت دین و دینداری در نوع نگرش فرد،باورها و رفتارهای افراد تاثیر گذار است.(دهستانی و همکاران،۱۳۹۱)علی رغم تلاش بسیاری که در دو دهه ی اخیر، در جهت افزایش آگاهی عمومی نسبت به مضرات و خطرات رفتارهای پرخطر صورت گرفته است، همچنان روند این رفتارها ،به ویژه در میان جوانان و نوجوانان فزاینده است. مطالعات هم نشان داده ،بسیاری از رفتارهای پر خطر، از قبیل سیگار کشیدن،مواد مخدر، روابط جنسی نامطمئن، در سنین قبل از ۱۸ سالگی اتفاق می افتد. پژوهش ها، عوامل موثر بسیاری را دررابطه با رفتارهای پرخطرشناسایی و معرفی کرده اند. پژوهش حاضر، با هدف مطالعه رابطه باورهای مذهبی بعنوان عاملی مهم، درکاهش رفتارهای پرخطر انجام می شود.مطلب دیگر :
https://urlscan.io/result/28df784e-b88d-4ba5-ae8e-a67e377d9f44/
این موارد هستند.
عوامل مختلفی وجوددارد که نوجوان را در گذار سالم از این دوران حساس یاری می کند. از جمله این عوامل، مذهب است.در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی، ارزشها و استانداردهای اخلاقی برای انسان مطرح نمیشود.عقاید مذهبی نوجوانان معمولا در سنین ۱۲ تا ۲۱ سالگی شکل میگیرد و رفتار نوجوان هم به طبع آن از باورهایش نشات میگیرد.پژوهشها نشان داده که افراد با باورهای مذهبی قوی سالم ترند و همچنین باورهای آنان بعنوان یک مانع عمل کرده و جلوی رفتارهای خلاف را میگیرد.اوتینگ و بوویس(۱۹۸۶و۱۹۸۷) و اوتینگ ودونرمایر(۱۹۹۸،۱۹۹۹)، در پژوهشها و مقالات خود، درباره سبب شناسی مصرف مواد مخدر از مذهب، به منزله یک عامل حفاظت کننده موثر، در پیشگیری از مصرف مواد مخدر نام می برند. به اعتقاد آنان هویت یابی مذهبی به این معنا است که، یک فرد تا چه حد با یک مذهب آمیخته میگردد. هر چه قدر فردی با مسایل مذهبی بیشتر در آمیزد و در فعالیتهای مذهبی مشارکت بیشتری داشته باشد، هویت مذهبی در او قویتر شکل میگیرد.بنابراین نوجوانی، با هویت یابی مذهبی قوی کمتر احتمال دارد که به اعمال انحرافی نظیر مواد دست بزند.(طارمیان،۱۳۸۴)افرادی که دارای نظام ارزشی دینی قوی هستند، براساس اعتقادات و ارزشهای خود عمل میکنند ودر بسیاری از موقعیتهای زندگی بگونه ای عمل میکنند که انگار بر حوادث کنترل دارند و احساس خودکارآمدی بالاتر دارند. بنابراین به نظر میرسدچنین افرادی در مواجهه با مشکلات، کمتر دچار تعارض و تزلزل میشوند، برعکس افرادی که فاقدنظام ارزشی بوده و یا به نظام ارزشی خود پایبند نیستند، احتمال بیشتری دارد که در مواجهه بامشکلات و موانع، رفتارهای سازش نایافته ای بروز دهند.اکثر روانشناسان و صاحبنظران تعلیم و تربیت در اینکه دوره نوجوانی ،دوره رشد احساسات مذهبی است، اتفاق نظر دارند. در تعالیم عالیه اسلام نیز این مسأله ،بطور وضوح مطرح گردیده است رسول اکرم (ص) در حدیثی قلب نوجوانان و جوانان را برای پذیرش دستورات الهی دقیق و فضیلت پذیرتوصیف میفرمایند. به عبارتی دیگر، یکی از مهمترین مسائل ،تربیت نسل جوان دارای روحیه تقوی دینی و مذهبی است، جوانانی که دارای باورهای اصیل اسلامی باشند.