۱ـ۸. تعریف نظری واژگان تحقیق. ۹
۱ـ۹. تعریف عملیاتی واژگان تحقیق. ۱۰
۱ـ۱۰. قلمرو تحقیق. ۱۱
۱ـ۱۰ـ۱. قلمرو مکانی تحقیق. ۱۱
۱ـ۱۰ـ۲. قلمرو زمانی تحقیق. ۱۱
فصل دوم
مقدمه. ۱۳
بخش اول: سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS) 14
۲ـ۱ـ۱. عصر اطلاعات. ۱۴
۲ـ۱ـ۲. سیستمهای اطلاعات مدیریت و سیستمهای اطلاعاتی. ۱۵
۲ـ۱ـ۳. روند تکامل MIS. 18
۲ـ۱ـ۴. نقش تفکر سیستمی در سیستمهای اطلاعات مدیریت. ۲۰
۲ـ۱ـ۵. داده ۲۱
۲ـ۱ـ۶. اطلاعات. ۲۱
۲ـ۱ـ۷. دانش ۲۲
۲ـ۱ـ۸. فرایند تبدیل داده به دانش ۲۳
۲ـ۱ـ۹. نقش اطلاعات در سازمان. ۲۴
۲ـ۱ـ۱۰. انواع اطلاعات با توجه به سطوح مدیریت. ۲۴
۲ـ۱ـ۱۰ـ۱. اطلاعات برنامههای راهبردی. ۲۴
۲ـ۱ـ۱۰ـ۲. اطلاعات برنامههای راهکاری. ۲۵
۲ـ۱ـ۱۰ـ۳. اطلاعات برنامههای عملیاتی. ۲۵
۲ـ۱ـ۱۱. انواع اصلی اطلاعات کسب و کار. ۲۶
۲ـ۱ـ۱۲. نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت در تصمیمگیری. ۲۷
۲ـ۱ـ۱۳. جایگاه ساختاری سیستمهای اطلاعاتی در سازمان. ۲۹
۲ـ۱ـ۱۴. طبقهبندی سیستمهای اطلاعاتی از نظر کاربرد ۳۰
۲ـ۱ـ۱۴ـ۱. سیستمهای اطلاعات مدیریتی (MIS) 30
۲ـ۱ـ۱۴ـ۲. سیستمهای اطلاعات تولید گزارش (RIS) 30
۲ـ۱ـ۱۴ـ۳. سیستمهای اطلاعات مدیران ارشد (EIS) 31
۲ـ۱ـ۱۴ـ۴. سیستمهای اطلاعات راهبردی (SIS) 32
۲ـ۱ـ۱۴ـ۵. سیستمهای اطلاعات پشتیبان تصمیم (DSS) 32
۲ـ۱ـ۱۴ـ۵ـ۱. اهمیت DSS. 33
۲ـ۱ـ۱۴ـ۵ـ۲. ویژگی DSSها ۳۳
۲ـ۱ـ۱۴ـ۵ـ۳. ابزارها و کاربردهای DSSها ۳۴
۲ـ۱ـ۱۴ـ۶. سیستمهای پردازش تبادلات یا تراکنشها (TPS) 35
۲ـ۱ـ۱۴ـ۷. سیستمهای اطلاعات اداری (OIS) 36
۲ـ۱ـ۱۴ـ۸. سیستمهای مدیریت منابع انسانی (HRS) 37
۲ـ۱ـ۱۴ـ۹. سیستمهای اطلاعات حسابداری (AIS) 37
۲ـ۱ـ۱۴ـ۱۰. سیستمهای اطلاعات تجاری (BIS) 38
۲ـ۱ـ۱۴ـ۱۱. سیستمهای اطلاعات تولید (PIS) 39
۲ـ۱ـ۱۴ـ۱۲. سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) 40
۲ـ۱ـ۱۴ـ۱۳. سیستمهای اطلاعات اسنادی (DIS) 40
۲ـ۱ـ۱۵. فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) 41
۲ـ۱ـ۱۶. مزایا و محدودیتهای استفاده از سیستمهای اطلاعات مدیریت در سازمان. ۴۱
۲ـ۱ـ۱۶ـ۱. فواید و مزایا ۴۲
۲ـ۱ـ۱۶ـ۲. محدودیتها ۴۲
۲ـ۲ـ۱. تصمیمگیری. ۴۴
۲ـ۲ـ۲. نقش تصمیمگیری در مدیریت. ۴۵
۲ـ۲ـ۳. انواع تصمیمگیریها ۴۶
۲ـ۲ـ۴. مدلهای تصمیمگیری. ۴۸
۲ـ۲ـ۴ـ۱. مدل کلاسیک/عقلایی تصمیمگیری. ۴۹
۲ـ۲ـ۴ـ۲. مدل رفتاری تصمیمگیری (عقلانیت محدود) ۵۱
۲ـ۲ـ۴ـ۲ـ۱. نتایج حاصل از عقلانیت محدود ۵۲
۲ـ۲ـ۵. اطلاعات و تصمیمگیری. ۵۵
۲ـ۲ـ۵ـ۱. نقش اطلاعات در تصمیمگیری. ۵۵
۲ـ۲ـ۵ـ۲. شرایط محیطی. ۵۷
۲ـ۲ـ۵ـ۳. حجم اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری. ۵۷
۲ـ۲ـ۵ـ۴. آزمونهای اطلاعات. ۵۷
۲ـ۲ـ۶. تصمیمگیری فردی. ۵۸
۲ـ۲ـ۷. تصمیمگیری گروهی. ۶۰
۲ـ۲ـ۷ـ۱. روشهای تصمیمگیری گروهی. ۶۰
۲ـ۲ـ۷ـ۱ـ۱. روش طوفان مغزی. ۶۰
۲ـ۲ـ۷ـ۱ـ۲. روش گروه اسمی یا گروه کاغذی. ۶۱
۲ـ۲ـ۷ـ۱ـ۳. روش دلفی. ۶۱
۲ـ۲ـ۸. مقایسه تصمیمگیری فردی و گروهی. ۶۱
۲ـ۲ـ۸ـ۱. مزیتهای تصمیمگیری گروهی. ۶۲
۲ـ۲ـ۸ـ۲. معایب تصمیمگیری گروهی. ۶۲
۲ـ۲ـ۹. مشکلات و تنگناهای تصمیمگیری. ۶۳
بخش سوم: آشنایی با حوزه علمیه قم )دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) ۶۷
۲ـ۳ـ۱. معاونت آموزش و دانشگاه باقرالعلوم(ع) ۶۷
۲ـ۳ـ۲. معاونت پژوهشی و موسسه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. ۶۷
۲ـ۳ـ۳. معاونت فرهنگی و تبلیغی. ۶۸
۲ـ۳ـ۴. موسسه بوستان کتاب. ۶۸
۲ـ۳ـ۵. موسسه فرهنگی فردوس وسف ۶۹
۲ـ۳ـ۶. صندوق قرض الحسنه دفترتبلیغات اسلامی. ۷۰
۲ـ۳ـ۷. مرکز امور بین الملل. ۷۱
۲ـ۳ـ۸. مرکز ملی پاسخ گویی به سوالات دینی. ۷۲
فصل سوم
۳ـ۱. مقدمه. ۷۴
۳ـ۲. هدف تحقیق. ۷۴
۳ـ۳. روش تحقیق. ۷۵
۳ـ۴. فرضیات تحقیق. ۷۵
۳ـ۵. متغیرهای تحقیق. ۷۶
۳ـ۵ـ۱. متغیر مستقل. ۷۶
۳ـ۵ـ۲. متغیر وابسته. ۷۶
۳ـ۶. جامعه آماری. ۷۶
۳ـ۷. روش نمونهگیری و تعیین حجم نمونه. ۷۸
۳ـ۸. روش گردآوری دادهها ۸۰
۳ـ۹. ابزار جمع آوری دادهها ۸۰
۳ـ۹ـ۱. اجزای پرسشنامه. ۸۰
۳ـ۹ـ۲. مقیاس لیکرت. ۸۱
۳ـ۹ـ۳. روایی (اعتبار) پرسشنامه. ۸۲
۳ـ۹ـ۴. پایایی پرسشنامه. ۸۳
۳ـ۱۰. روشهای آماری مورد استفاده ۸۳
۳ـ۱۰ـ۱. آزمون t تکنمونهای. ۸۳
۳ـ۱۰ـ۲. آزمون رتبهبندی فریدمن. ۸۴
۳ـ۱۰ـ۳. استفاده از آزمونهای تکمیلی. ۸۶
۳ـ۱۰ـ۴. آزمون ویلکاکسون. ۸۷
۳ـ۱۰ـ۵. ضریب همبستگی رتبهای (اسپیرمن) ۸۸
فصل چهارم
مقدمه. ۹۱
بخش اول: بررسی ویژگیهای جمعیتی پاسخدهندگان. ۹۲
نمودار ۴ـ۱ـ۱. نمودار درصد پاسخدهندگان برحسب دانشگاه محل خدمت. ۹۳
۴ـ۱ـ۲. میزان تحصیلات پاسخدهندگان. ۹۳
۴ـ۱ـ۳. وضعیت سنی پاسخدهندگان. ۹۴
۴ـ۱ـ۴. سابقه خدمت پاسخدهندگان. ۹۶
۴ـ۱ـ۵. سمت شغلی پاسخدهندگان. ۹۷
بخش دوم: بررسی فرضیات تحقیق. ۹۹
۴ـ۲ـ۱. بررسی ارتباط «بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت» و «تصمیمگیری». ۹۹
۴ـ۲ـ۲. ضریب همبستگی اسپیرمن. ۹۹
۴ـ۲ـ۹. خلاصه نتایج آزمونهای صورتگرفته. ۱۰۷
بخش سوم: مقایسه و رتبهبندی مؤلفههای «تصمیمگیری». ۱۱۰
۴ـ۳ـ۱. آزمون فریدمن. ۱۱۰
۴ـ۳ـ۲. مقایسه مؤلفههای «تصمیمگیری». ۱۱۰
فصل پنجم
۵ـ۱. مقدمه. ۱۱۵
۵ـ۲. مرور فرضیات و نتایج آماری فرضیات. ۱۱۵
۵ـ۳. تحلیل نتایج فرضیات. ۱۱۶
۵ـ۴. پیشنهادات. ۱۱۷
منابع
منابع و مآخذ ۱۲۰
منابع فارسی. ۱۲۰
منابع انگلیسی. ۱۲۱
سایتهای اینترنتی. ۱۲۲
چکیده تحقیق
امروزه، سیستمهای اطلاعات مدیریت نقش بسزایی در سازمانها بهطور کلی در حوزه علمیه قم و واحدهای تابعه اعم از موسسات و سازمانهای آموزشی و پژوهشی بهطور خاص دارند. بررسی جایگاه و وضعیت این سیستمها در محیطهای آموزشی و تأثیرگذاری آنها بر فعالیتهای مدیران این سازمانها، با توجه به نقش آموزش و یادگیری در جوامع، اهمیت بسزایی دارد. از اینرو ، مسئله اصلی در پژوهش ، تأثیر به کارگیری سیستم اطلاعات مدیریت بر تصمیمات مالی مدیران حوزه علمیه استان قم میباشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر روش، پیمایشی ـ میدانی به شمار میآید. روایی و پایایی پرسشنامههای مورد استفاده که یکی مربوط به
سیستمهای اطلاعات مدیریت و دیگری مربوط به تصمیمگیری است، مورد تأیید قرار گرفته است ؛ بهطوری که روایی آنها از سوی استاد راهنما و افراد متخصص تأیید شد و پایایی (آلفای کرونباخ) آنها نیز، با بهره گرفتن از ۱۴ پرسشنامه اولیه که بهطور آزمایشی میان مدیران مربوطه توزیع شده بود، بهترتیب ۹۵۱/۰ و ۹۸۳/۰ به دست آمد که بیانگر پایایی بسیار بالای پرسشنامهها میباشد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها توسط نرمافزار SPSS ، بیانگر تأیید فرضیات فرعی و فرضیه اصلی تحقیق می باشد که بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت بر تصمیمات مالی مدیران حوزه علمیه قم مورد بررسی قرار گرفت . نتایج این پژوهش، یافتههای اُبی، فابونمی و آدِبایو را در مورد تأثیرگذاری استفاده از سیستمهای اطلاعاتی بر تصمیمگیری در سازمان ها و موسسات آموزشی، تأیید میکنند.
واژههای کلیدی:
اطلاعات ، سیستمهای اطلاعات مدیریت، تصمیمات ، شناسایی مسئله ، شناسایی و ارزیابی راهحلها ، انتخاب راهحل ، اجرای راهحل ، ارزیابی نتایج ، مدیران
مقدمه
یکی از مهمترین وظایف مدیران ، تصمیمگیری است. نوبل[۱] و هربرت سایمون[۲] (۱۹۶۰) معتقدند که فرایند تصمیمگیری مترادف با مدیریت است ، بهطوری که تصمیمگیری هسته و شالوده تمام وظایف مدیریتی است و تصمیمگیری قطعاً برای دستیابی و حفظ مزیت رقابتی شرکت یا سازمان ضروری است (سلی،[۳] ۱۹۹۸: ۱؛ به نقل از: سرلک و فراتی، ۱۳۸۷: ۱۲۶ـ۱۲۷). به گفته بارنارد،[۴] تصمیمگیری، اصل و اساس وظایف مدیر را تشکیل میدهد و مهارت مدیر در تصمیمگیری خود را در کارایی وظایف و در کیفیت خدماتی که او ارائه میدهد ، نمایان میسازد (سعادت، ۱۳۷۲: ۴).
دلایل متعددی برای پشتیبانی سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS)[5] از تصمیمگیری وجود دارد که برخی از متداولترین آنها شامل فایق آمدن بر محدودیتهای فکری انسان در پردازش و ذخیرهسازی اطلاعات ، تسهیل ارتباطات و تبادل دانش ، کاهش هزینه ، پشتیبانی فنی و حمایت از کیفیت تصمیمها در سازمان میباشد (برگرفته از: سرلک و فراتی، ۱۳۸۷: ۱۳۳ـ۱۳۴).
بهطور کلی رابطه اتخاذ تصمیمات و سیستمهای اطلاعاتی عبارتاند از:
خوانندگان در این فصل با عناصر و اجزای تحقیق حاضر، بهطور کلی، آشنا میشوند؛ بهطوری که مطالعه این فصل، آنها را قادر میسازد یک دید جامع و فراگیر از این پژوهش به دست آورند و این میتواند آنها را به مطالعه فصلهای بعدی ترغیب کند. مطالب این فصل شامل بیان مسئله؛ ضرورت انجام تحقیق؛ فرضیات ، اهداف و روششناسی تحقیق؛ محدودیتهای تحقیق؛ تعریف نظری و عملیاتی واژگان و قلمرو تحقیق است.
۱ـ۲. بیان مسئله
بررسی و تحلیل نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت (MIS) در سازمانها از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه چگونگی جمع آوری ، ذخیره ، پردازش ، انتشار و استفاده از اطلاعات در جهت رسیدن به اهداف سازمانی، امری حیاتی به شمار میآید. دانشگاه و مراکز آموزشی و پژوهشی نیز از این امر مستثنا نیستند و هر گونه تحقیق و پژوهش در رابطه با چگونگی بهکارگیری سیستمهای اطلاعاتی در آنها، میتواند گام مؤثری در جهت بهرهبرداری هر چه بیشتر از این سیستمها بردارد.
با توجه به اینکه در دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مشکلات و نواقصی در بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت وجود دارد، پژوهش حاضر میکوشد با ارزیابی جایگاه و نقش سیستمهای اطلاعاتی در این سازمان و تأثیرات آنها بر تصمیمات مدیران مربوطه ، اشکالات موجود را ارزیابی کرده و پیشنهاداتی در جهت رفع و یا کاهش آنها ارائه کند. عمده مسائل و مشکلات موجود در واحدهایی که در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم است عبارتاند از:
بنابراین، مسئله اصلی تحقیق حاضر را میتوان اینگونه بیان کرد: آیا تأثیرات بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت بر تصمیمات مالی مدیران حوزه علمیه قم چگونه است ؟ گفتنی است در پژوهش حاضر، تأثیرات این سیستمها بر کل فرایند تصمیمگیری، شامل شناسایی مسئله، شناسایی و ارزیابی راهحلها، انتخاب راهحل، اجرای راهحل و ارزیابی نتایج مد نظر قرار گرفته است.
۱ـ۳. ضرورت انجام تحقیق
امروزه هر سازمانی اعم از انتفاعی و غیرانتفاعی، از وجود بیثباتی، ناشناختههای متغیرهای چرخههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در وحشت است، بهطوری که مدیران همواره با جستجو و کاوش درباره عوامل و پدیدههای آن میکوشند تا درصدد مقابله با این عوامل برآیند و تأثیرپذیری سازمان را از تلاطم امواج و نوسانات این ناملایمات کاهش دهند (مؤمنی، ۱۳۸۰: ۳۳۱ـ۳۳۲). در چنین شرایطی، بخش اعظمی از موفقیت در تصمیمگیری که اساس فرایند مدیریتی است، به اطلاعاتِ در دسترس بستگی دارد و بخشی، وابسته به کارکردهایی است که اجزای فرایند به شمار میروند (آجایی[۶] و فادکمی اف.،[۷] ۲۰۰۷: ۱۱۰). بنابراین، مدیران و تصمیمگیرندگان میتوانند با بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت که وظایف جمع آوری، پردازش، ذخیره و انتشار اطلاعات در سازمان را بر عهده دارند، بر محیط متغیر و پیچیده امروز فایق آیند.
تاکنون تحقیقات و پژوهشهای زیادی پیرامون سیستمهای اطلاعات مدیریت بهطور عام، و رابطه آن با تصمیمگیری در سازمانها بهطور خاص، انجام گرفته، اما میتوان گفت بستر مطالعاتی بیشتر آنها، محیطهای غیر حوزوی (غیر دانشگاهی و غیرآموزشی) بوده است. تفاوت پارامترهای اطلاعاتی و تصمیمگیری در یک سازمان دانشگاهی و آموزشی با دیگر مؤسسات و شرکتها، لزوم توجه بیشتر را به محیطهای دانشگاهی و آموزشی نشان میدهد. پرواضح است که جایگاه سیستمهای اطلاعاتی در این محیطها و نقش آنها در ارائه اطلاعات جهت تصمیمگیری مدیران، اهمیت بالاتری نسبت به دیگر سازمانها دارد؛ چراکه مأموریت اصلی سازمانهای پژوهشی و دانشگاهی
مطلب دیگر :
پایان نامه درمورد هوش سازمانی؛ارزیابی عملکرد
که تولید علم و بالندگی افراد است، در میان همه جوامع از ارزش بیشتری برخوردار است و این امر، مدیران این سازمانها را وامیدارد تا در انجام فعالیتهای مدیریتیشان که زیربنای همه آنها تصمیمگیری است، دقت و توجه بیشتری داشته باشند. همچنین، ارزیابی و بررسی تأثیرات بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت بر تصمیمگیری مدیران حوزه علمیه، میتواند نگرش و دید تازهای را پیشروی توسعهدهندگان و کاربران سیستمهای اطلاعاتی قرار دهد و آنها را با منافع و مزایا، و حتی مشکالات بهکارگیری این سیستمها در چنین سازمانهایی آشنا سازد.
گفتنی است عدم توجه یا کمتوجهی به انجام چنین پژوهشهایی میتواند باعث عقبماندگی سازمانهای آموزشی و پژوهشی از دیگر سازمانها و شرکتها شود، بهطوری که هر روزه شاهد افت کیفیت در تمام جنبهها و وظایف این سازمانها خواهیم بود؛ به عبارت دیگر، اگر تحقیقات و بررسیهای اندکی در مورد سیستمهای اطلاعات مدیریت و تأثیرات آنها در محیطهای دانشگاهی و پژوهشی انجام گیرد، ممکن است مدیران و همه کسانی که در این سازمانها فعالیت میکنند و بهنوعی با سیستمهای اطلاعاتی سروکار دارند، با تمام منافع و مزایا، و حتی محدودیتهای بهکارگیری این سیستمها آشنا نشوند و به همین دلیل نتوانند بهخوبی از عهده وظایف مدیریتی و اطلاعاتی خود برآیند.
بنابراین، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن ضرورتِ توجه به این موضوع، بر آن است تا نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت در تصمیمگیری مدیران حوزه علمیه قم را بررسی و تحلیل کند.
۱ـ۴. فرضیات تحقیق
این پژوهش شامل یک فرضیه اصلی است که آن را میتوان بر اساس مدل عقلایی فرایند تصمیمگیری (برگرفته از: هَچ،[۸] ۱۳۸۵: ۲/۴۳۸) به پنج فرضیه فرعی بسط داد:
۱ـ۴ـ۱. فرضیه اصلی
بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و تصمیمات مالی مدیران حوزه علمیه قم رابطه معنیداری وجود دارد.
۱ـ۴ـ۲. فرضیات فرعی
ـ بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و شناسایی مسئله رابطه معنیداری وجود دارد؛
ـ بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و شناسایی و ارزیابی راهحلها رابطه معنیداری وجود دارد؛
ـ بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و انتخاب راهحل رابطه معنیداری وجود دارد؛
ـ بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و اجرای راهحل رابطه معنیداری وجود دارد؛
ـ بین بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت و ارزیابی نتایج رابطه معنیداری وجود دارد.
۱ـ۵. اهداف تحقیق
این تحقیق به منظور تحقق اهداف زیر انجام میشود:
۱ـ۵ـ۱. هدف اصلی
افزایش شناخت مدیران از تأثیرات بهکارگیری سیستمهای اطلاعات مدیریت بر تصمیمات مالی در محیطهای علمی و فرهنگی و بهرهمندی از نتایج آن.
۱ـ۵ـ۲. اهداف فرعی
ـ شناخت بهتر سیستمهای اطلاعات مدیریت و تأثیرات حاصل از بهکارگیری آنها؛
ـ آشنایی با مشکلات سیستمهای اطلاعات مدیریت و چگونگی رفع و یا کاهش آنها؛
ـ آشنایی با فرایند تصمیمگیری و مدلهای اتخاذ تصمیم در سازمان؛
ـ شناسایی نقش سیستمهای اطلاعات مدیریت در هر کدام از مراحل فرایند تصمیمگیری.
۱ـ۶. روششناسی تحقیق
۱ـ۶ـ۱. روش تحقیق
پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی است و از نظر روش، پیمایشی ـ میدانی به شمار میآید. به عبارت دیگر، موضوع این تحقیق، بررسی شرایط موجود سیستمهای اطلاعات مدیریت و رابطه آن با تصمیمگیری مالی مدیران در حوزه علمیه (دانشگاهها و مؤسسات) میباشد و دادهها از طریق توزیع پرسشنامه در میان تعدادی از مدیران مربوطه جمع آوری شدهاند.
۱ـ۶ـ۲. روش گردآوری دادهها
در این تحقیق از دو روش کتابخانهای و میدانی برای جمع آوری دادهها استفاده شده است. در روش کتابخانهای با مطالعه کتب و مقالات، مطالب مربوط به ادبیات موضوع جمع آوری شده و در روش میدانی، با تجزیه و تحلیل پرسشنامههای توزیعشده، دادهها گردآوری شدهاند.
۱ـ۶ـ۳. روش تجزیه و تحلیل دادهها
در پژوهش حاضر برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS[9] و از روشهای آمار توصیفی و استنباطی، شامل آزمون t تکنمونهای، آزمون فریدمن[۱۰] و ضریب همبستگی اسپیرمن[۱۱] استفاده شده است.
۱ـ۶ـ۴. جامعه آماری و حجم نمونه
جامعه آماری این تحقیق، مدیران حوزه علمیه قم، به تعداد ۱۵۵ نفر و در سمتهای شغلی ریاست، قائممقام، معاون، مدیر و سرپرست میباشند که با بهره گرفتن از فرمول ، ۷۸ نفر از این مدیران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدهاند.
۱ـ۷. محدودیتهای تحقیق
طبیعتاً هر پژوهشی در حین انجام با یکسری محدودیتها و موانع مواجه میشود. این تحقیق نیز از این امر مستثنا نبوده و با محدودیتهایی به شرح زیر روبهرو بوده است:
۱ـ۸. تعریف نظری واژگان تحقیق
اطلاعات: دادههای مربوط و هدفدار هستند که از پردازش، سازماندهی و ترکیب دادهها ایجاد میشوند تا آگاهی بیشتری را به فرد منتقل کنند (هویدا و بهنامیراد، ۱۳۸۷).
سیستمهای اطلاعات مدیریت: سیستمی یکپارچه و مبتنی بر رایانه است که اطلاعات لازم برای حمایت از عملیات و تصمیمگیری را فراهم میکند. عناصر اصلی این سیستم عبارتند از: ۱. سیستمی یکپارچه برای خدمت به تعداد زیادی کاربر، ۲. سیستمی رایانهای که نرمافزارهای اطلاعاتی را از طریق پایگاه اطلاعات به هم مرتبط میکند، ۳. رابط بین کاربر ـ ماشین که به جستجوهای فوری و موقتی پاسخ میدهد، ۴. ارائه اطلاعات به تمام سطوح مدیریتی و ۵. پشتیبانی از عملیات و تصمیمگیری (آواد،[۱۲] ۱۹۸۸: ۵؛ به نقل از: سرلک و فراتی، ۱۳۸۷: ۲۲).
تصمیمگیری: تصمیمگیری را میتوان به عنوان فرایندی تعریف کرد که شامل تعریف مسئله، ارزیابی راهحلها، اتخاذ تصمیم (انتخاب راهحلها)، اجرای تصمیم و ارزیابی نتیجه است (بووی،[۱۳] ۱۹۹۳: ۱۷۲؛ به نقل از: فیضی، ۱۳۸۴: ۶۸).
شناسایی مسئله: مسئله عبارت است از چیزی که از توان سازمان برای رسیدن به هدف میکاهد؛ به دیگر سخن، مسئله بر وضعیتی دلالت دارد که سازمان را از کسب اهدافش بازمیدارد (رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۴۸). برای حل یک مسئله، ابتدا باید آن را شناخت و تعریف صحیحی برای آن ارائه کرد؛ یعنی ابتدا باید تعیین شود که چه وضعیتی بر وجود مسئله دلالت دارد و کدام مسئله باید حل شود (رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۳۴ـ۱۳۵).
شناسایی و ارزیابی راهحلها: حل مطلوب مسائل عمده، در گرو شناسایی و تعیین راهحلهای ابتکاری و بدیع است. پس از آنکه مدیر، مجموعهای از راهحلهای مطلوب را ایجاد و جمع آوری کرد، باید آنها را از حیث نحوه اثرگذاری و کارکردشان در حل مسئله ارزیابی کند (برگرفته از: رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۵۰).
انتخاب راهحل: راهحل مناسب بر مبنای میزان اطلاعات موجود در دسترس مدیر، قدرت قضاوت وی، و موازنهای که مدیر میان متغیرهای گوناگون برقرار میکند، انتخاب میشود (رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۵۱).
اجرای راهحل: اعتبار یک تصمیم یا راهحل، وابسته به آن است که قابل اجرا باشد. گاهی این تصور نادرست پیش میآید که با اتخاذ تصمیم، اجرای آن قطعی است؛ در حالی که اگر کارکنان مایل (یا قادر) به اجرای آن نباشند، آن تصمیم، تصمیمی مطلوب و مؤثر نخواهد بود (رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۵۲).
ارزیابی نتایج: مرحله نهایی فرایند تصمیمگیری، ارزیابی نتایج و فراهم کردن بازخورد درباره تصمیم و اجرای آن است. این کار میزان تطابق نتایج با انتظارات را نشان میدهد که در صورت لزوم، مدیران تغییراتی را برای اصلاح تصمیم یا اجرای آن اعمال کنند. اگر تصمیم اصلی نتایج مطلوب را به بار نیاورد ممکن است ناشی از درست تعریف نشدن مسئله باشد و شاید نیاز به جایگزینی راهحل دیگری به جای راهحل انتخابشده باشد (فیضی، ۱۳۸۴: ۸۸).
مدیران: میتوان گفت که «مدیر کسی است که مسئولیت عملکرد یک یا چند نفر در سازمان را به عهده دارد». مدیران با مجموعه متنوعی از عناوین به منزله سرپرست، رهبر گروه، رئیس بخش، مدیر اداره، معاون و مانند آن، انجام وظیفه میکنند و کارکنان را به کار میگیرند (رضاییان، ۱۳۸۷: ۱۸).
۱ـ۹. تعریف عملیاتی واژگان تحقیق
اطلاعات: مجموعهای از دادههای خام، پردازششده و بهطور کلی، هر آنچه که آگاهی و دانش مدیران را تشکیل میدهد.
۱-۷-۳-قلمرو مکانی . ۱۰
۱-۸ واژههای کلیدی تحقیق ۱۱
فصل دوم : ادبیات تحقیق
۲-۱-مقدمه فصل ۱۵
۲-۲- ماهیت و مفهوم کیفیت ۱۵
۲-۳-مفهوم کیفیت خدمات ۱۶
۲-۴- تعریف کیفیت خدمات . ۱۷
۲-۵-ویژگیهای اصلی خدمات . ۲۲
۲-۶ سنجش کیفیت خدمات ۲۳
۲-۷-کیفیت خدمات فناوری اطلاعات ۳۶
۲-۸- ویژگی خدمات فناوری اطلاعات . ۲۶
۲-۹- رویکردهایی به مدیریت کیفیت خدمات . ۲۷
۲-۱۰-رضایت مشتری و کیفیت خدمات . ۲۹
۲-۱۱- رضایت مشتری به عنوان نتیجه کیفیت خدمات ۳۱
۲-۱۲- رابطه کیفیت خدمات و رضایت مشتریان ۳۱
۲-۱۳—تعریف آموزش ضمن خدمت ۳۶
۲-۱۴-اهمیت آموزش ضمن خدمت ۳۷
۲-۱۵-شرایط موردنیاز آموزش کارکنان ۳۸
۲-۱۶-مزایای آموزش ضمن خدمت کارکنان . ۴۱
۲-۱۷- فناوری اطلاعات بهعنوان یک نواوری . ۴۴
۲-۱۸-نقش فناوری اطلاعات در سازمان ۴۶
۲-۱۹-سابقه تحقیق ۴۷
۲-۱۹-۱-مطالعات داخلی . ۴۷
۲-۱۹-۲-مطالعات خارجی ۵۰
فصل سوم : روششناسی تحقیق
۳-۱-مقدمه فصل ۵۶
۳-۲-نوع روش تحقیق ۵۷
۳-۳-جامعه اماری ۵۸
۳-۴- شیوه نمونهگیری و تعیین حجم نمونه ۵۹
۳-۵-ابزار و نحوه گردآوری دادهها ۶۱
۳-۵-۱-پرسشنامه سنجش آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات ۶۱
۳-۵-۲-پرسشنامه سنجش کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی ۶۱
۳-۶-ترکیب سؤالها در فرضیههای تحقیق . ۶۲
۳-۷-روایی و پایایی پرسشنامهها . ۶۲
۳-۷-۱-روایی پرسشنامهها ۶۲
۳-۷-۲-پایایی پرسشنامهها . ۶۳
۳-۸-مقیاسهای مورداستفاده . ۶۶
۳-۹- ابزار و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها ۶۷
فصل چهارم : تجزیهوتحلیل دادهها
۴-۱-مقدمه . ۶۹
۴-۲-تجزیهوتحلیل توصیفی دادهها ۶۹
۴-۲-۱-متغیر سن کارکنان . ۷۰
۴-۲-۲- متغیر سن مشتریان . ۷۱
۴-۲-۳- متغیر جنسیت کارکنان . ۷۲
۴-۲-۴- متغیر جنسیت مشتریان ۷۳
۴-۲-۵- متغیر تحصیلات کارکنان ۷۴
۴-۲-۶- متغیر تحصیلات مشتریان . ۷۵
۴-۲-۷- متغیر سابقه کاری کارکنان . ۷۶
۴-۲-۸- متغیر نوع استخدام کارکنان . ۷۷
۴-۳-تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها ۷۸
۴-۳-۲-تجزیه و تجلیل داده های مرتبط با فرضیه اصلی تحقیق ۷۹
۴-۳-۳- تجزیه و تجلیل داده های مرتبط با فرضیه ویژه اول تحقیق ۸۰
۴-۳-۴-تجزیه و تحلیل داده های مرتبط با فرضیه ویژه دوم تحقیق . ۸۲
۴-۳-۵-تجزیه و تجلیل داده های مرتبط با فرضیه ویژه سوم تحقیق . ۸۳
۴-۳-۶-تجزیه و تجلیل داده های مرتبط با فرضیه ویژه چهارم تحقیق . ۸۵
۴-۳-۷-تجزیه و تجلیل داده های مرتبط با فرضیه ویژه پنجم تحقیق ۸۶
فصل پنجم : نتایج و پیشنهادات و راهکارهای تحقیق
۵-۱-مقدمه . ۹۰
۵-۲- خلاصه و نتیجه تحقیق ۹۱
۵-۳-مقایسه با تحقیقات دیگر ۹۷
۵-۴- پیشنهادات و راهکارهای تحقیق ۹۸
۵-۴-۱- پیشنهادات و راهکارهای مربوطه به هر فرضیه ۹۹
۵-۴- ۲-پیشنهادات و راهکارهای کلی . ۱۰۵
۵-۴-۳- پیشنهادات به محققان آینده . ۱۰۵
۵-۵- محدودیتهای تحقیق ۱۰۶
منابع و مأخذ
الف –منابع فارسی ۱۰۷
ب-منابع لاتین . ۱۱۰
پیوستها
نمونهای از فرم پرسشنامههای تحقیق ۱۱۳
چکیده:
پژوهش حاضر، درصدد بررسی تأثیر بکارگیری آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات بر کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی در ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی(میدانی) است. جامعه آماری این پژوهش، دارای دو طبقه جامعه اماری کارکنان و مشتریان بودهاند که جامعه اماری کارکنان شامل کلیه کارکنان شاغل در ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان می باشند که تعداد آنها در زمان انجام تحقیق حاضر۴۶۰ نفر بودهاند که از این تعداد با کمک فرمول تعیین حجم نمونه مورگان و به شیوهای تصادفی تعداد۲۱۰ نفر انتخاب گردیدند و جامعه اماری مشتریان شامل کلیه مشتریان مراجعهکننده( که بهطور مستمر و مداوم از خدمات ثبتی این ادارات استفاده نمودهاند) به ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان بودهاند که تعداد آن ها در زمان انجام تحقیق حاضر بالغ بر ۱۴۰۰نفر بودهاند. که به شیوه تصادفی تعداد ۳۰۲نفر انتخاب شدند. برای آزمون فرضیهها از دو پرسشنامه یکی برای سنجش میزان بکارگیری آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات و دیگری برای سنجش کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی بدست آمد. برای سنجش روایی پرسشنامهها از نظر خبرگان (روایی صوری)استفاده شد و مورد تایید آنها قرار گرفت. همچنین به منظور تایید پایایی(اعتبار) از آزمون آلفای کرونباخ استفادهشده است که مقدار محاسبه شده آن برای پرسشنامه سنجش میزان بکارگیری آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات ۷۲۴/۰ برای پرسشنامه سنجش کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی ۷۳۷/۰ که مقادیر بدست آمده نشاندهنده اعتبار بالای پرسشنامهها هست. بهمنظور آزمون نرمال بودن متغیرها از آزمون کولموگروف- اسمیرنف استفادهشده و بهمنظور بررسی فرضیهها از آزمون ضریب رگرسیون استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بکارگیری آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات بر کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی در ادارات ثبت اسناد املاک استان اصفهان تأثیر معنیداری دارد.
کلیدواژه: آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات ، کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی ، ادارات ثبت اسناد املاک استان اصفهان
۱-۱ -مقدمه فصل
امروزه مقوله کیفیت خدمات در سازمانها به یک موضوع مهم تبدیلشده است چراکه مدیران سازمانهای امروزی کاملاً واقف هستند که برای کسب مزیت رقابتی و بدست آوردن منافع مطلوب سازمانی نیاز دارند تا مشتریان خود را حفظ نمایند . از سوی دیگر مطالعه و بررسی عوامل تأثیر گذار بر ارتقای سطح کیفی خدمات سازمانی به یک دغدغه مهمی تبدیلشده است که شاید یکی از این عوامل مقوله آموزشهای ضمن خدمت بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات باشد .با عنایت به این مطلب ،موضوع تحقیق حاضر یعنی “بررسی بکارگیری آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات بر کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی در ادارات ثبت اسناد املاک استان اصفهان “شکل گرفت . آنچه در این فصل بهطورکلی مطرح گردیده است ،شامل مواردی کلی از موضوع تحقیق حاضر میباشد که از بیان مسالها موضوع شروع میشود و به اهمیت موضوع ،نوع روش تحقیق،هدفها و فرضیهها ،مدل مفهومی ، و در نهایت واژه های کلیدی طرح خاتمه می یابد.
۱-۲-بیان مساله:
موضوع کیفیت خدمات در کلیه سازمان های خدماتی به یک مساله و موضوع بسیار حیاتی تبدیل شده است ، چرا که این مقوله می تواند تاثیر بسیار مهمی بر مزیت رقابتی سازمان داشته و از سوی دیگر باعث شود تا موقعیت و جایگاه یا به عبارت بهتر برند سازمانی بهبود یابد .لذا با عنایت به این مطلب، پژوهش حاضر به این موضوع در سطح ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان می پردازد .در این راستا محقق با توجه به اینکه از نیرو های شاغل در یکی از ادارات تابعه سازمان ثبت اسناد و املاک استان اصفهان بوده و مقوله کیفیت خدمات در ثبت الکترونیکی پرونده های اسناد و مدارک شهروندان مراجعه کننده به این ادارات از موضوع و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، انجام پژوهش حاضر را مناسب تلقی نمود و با مطالعه و بررسی های انجام گرفته توسط محقق دریافت که یکی از مهمترین مقوله های موثر در ارتقای کیفیت خدمات ثبت الکترونیک در ادارات ثبت اسناد و املاک با عنایت به نقش و اهمیت بهره گیری از فناوری های روز ؛ مقوله اموزش های مستمر و دوره ای ضمن خدمت فناوری
مطلب دیگر :
پایان نامه شیوه جبران خسارت/تعهد به وجه نقد
اطلاعات در این زمینه می باشد ؛ لذا متغیر مستقل و تاثیرگذار در این تحقیق اموزش های ضمن خدمت فناوری اطلاعات در نظر گرفته شده است. فناوری اطلاعات به آن دسته از فناوری هایی اطلاق می گردد که فرد را در ضبط، ذخیره، پردازش، بازیابی، انتقال و دریافت اطلاعات یاری میدهند و در یک بیان ساده تر فناوری اطلاعات به معنای بکارگیری انواع فناوری ها بهمنظور انتقال اطلاعات است. فناوری اطلاعات را ابزاری برای ذخیره کردن، پردازش و ارائه الکترونیکی اطلاعات با بهره گرفتن از تعدادی رسانه نیز تعریف کردهاند. کاربرد فناوریهای جدید اطلاعات و ارتباطات، تحولات شگفتانگیزی در کار و زندگی مردم به وجود آورده است. فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی به سرعت ساختار اجتماعی و شیوههای زندگی مردم را تغییر داده است.
یکی از دگرگونیهایی که به تازگی ادارات و به خصوص ادارات ثبت اسناد و املاک را تحت تأثیر قرار داده است موضوع ثبت الکترونیکی اسناد است که با توجه به تازگی این پدیده بعضاً دیده میشود که کارکنان این ادارات در این زمینه بازده کاری خوبی را از خود نشان نمیدهند. با توجه به آنچه رفت موضوع اصلی مورد بررسی در این تحقیق، افزایش کیفیت ارائه خدمات ثبت الکترونیکی در ادارت ثبت اسناد و املاک استان اصفهان است که یکی از راهحلها برای دستیابی به این مهم آموزش ضمن خدمت کارکنان این ادارات خواهد بود. در واقع مسئله مهم پایین بودن کیفیت ارائه اینگونه خدمات از سوی کارکنان مسئول این بخش است که گمان میرود آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات (فناوری اطلاعات) به این کارکنان گامی در پیشبرد افزایش کیفیت خدمات باشد.
مسئولین واحدهای سازمانی، ناگزیرند به موقعیت و موفقیت سازمان خود بیاندیشند و یکی از گزینه ها برای بالاتر بردن رشد علمی سازمان حضور کارکنان در دوره های آموزشی ضمن خدمت است. سرپرستان معتقدند که دوره های آموزشی ضمن خدمت می تواند قابلیت های دانشی و مهارتی و نگرش مناسبی را در کارکنان پرورش دهند. تحقیق پیشرو تأثیر این آموزشها بر کیفیت ارائه خدمات را بررسی میکند و نتایج آن خواهد توانست راه گشای اداره های تابعه سازمان ثبت اسناد و املاک استان اصفهان برای افزایش کیفیت ارائه خدماتشان گردد. لذا سوال اصلی تحقیق حاضر این است که:” بکارگیری اموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات کارکنان چه تاثیری بر سطح کیفیت خدمات ثبت الکترونیک در ادارات ثبت اسنتاد و املاک استان اصفهان دارد؟”
۱-۳-اهمیت وضرورت تحقیق:
از جمله سازمان های خدماتی دولتی که در زمینه ارائه خدمات ثبتی( به ویژه خدمات ثبتی الکترونیک) به شهروندان انجام وظیفه می نماید ؛ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور است که شاید بتوان گفت ارائه کیفیت خدمات مطلوب در این زمینه می تواند نقش بسزایی در جلب رضایت شهروندان داشته باشد .با عنایت به این مطلب، لزوم ارتقای مستمر کیفیت خدمات ثبتی الکترونیک در این سازمان ، اهمیت ویژه ای دارد. باتوجه این امر که، محقق از کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک بوده و همواره در تلاش بوده است تا خدمات ثبتی در حد مطلوب به مراجعین ، ارائه دهد. لذا انجام تحقیق حاضر می تواند
اهمیت و ضرورت داشته باشد .از سوی دیگر ، با عنایت به اینکه محقق در طول سال های انجام وظیفه خود در سازمان ثبت اسناد و املاک دریافت که ،عامل مهمی می تواند تاثیر مثبتی در افزایش کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی داشته باشد،مقوله بکارگیری اموزش های ضمن خدمت فناوری اطلاعات است ( لازم بذکر است که ، این اموزش ها به صورت دوره ای برای کارکنان این سازمان برگزار می شود) چرا که اگر این نوع اموزش ها به صورت هدفمند و کارامد برگزار شود مسلما می تواند تاثیر بسزایی در ارتقای کیفیت خدمات ثبت الکترونیک در این سازمان داشته باشد .به عبارت دیگر، امروزه منابع انسانی اموزش دیده و باتجربه می توانند نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات سازمانی داشته دارندسازمانهایی که با دید مثبت به آموزش ضمن خدمت می نگرند به این نکته توجه دارند که توجه به کارکنان به عنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه و دارایی سازمان ، پدیده ای است که در دو دهه اخیر رشد فراوان داشته است . امروزه با رشد روزافزون فناوری اطلاعات و پیچیده تر شدن مشاغل، بر اهمیت آموزش کارکنان در این حوزه نیز افزوده شده است . تافلر، مهمترین فعالیت و راه رویارویی با تحولات عظیم در زندگی آینده را برای پذیرش تغییر، آموزش می داند. آموزش مؤثر و پرمایه به افراد کمک می کند تا آنها بتوانند به رشد و توانایی کافی در شغل خود دست یابند و با کارایی بیشتری کار کنند. بدیهی است که افراد هر چقدر از دانش و آموزش بهتر در مورد کار خود برخوردار باشند فرایند یادگیری آنها بهتر است و به ارائه اندیشهها و نظریات مفیدتری برای بهبود کار میپردازند. (الحسینی، ۱۳۸۹، ).
بطور کلی می توان اذعان نمود که اهمیت و ضرورت انجام تحقیق حاضر ، از یک سو به دلیل اهمیت و ضرورت توجه به مقوله کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می باشد. از سوی دیگر لزوم توجه جدی به مقوله اموزش های ضمن خدمت کارکنان پیرامون فناوری اطلاعات در این سازمان می باشد که می تواند ضمن کسب تجربیات ارزشمند شغلی در سایه اموزش ، عملکرد شغلی ان ها را افزایش داده و به صورت غیر مستقیم بر کیفیت خدمات ارائه شده به مراجعین بیفزاید و باعث رضایتمندی هرچه بیشتر ارباب رجوعان گردد. بطو کلی می توان اذعان کرد که انجام تحقیق حاضر می تواند زمینه را برای بهبود سطح کیفی خدمات ثبت الکترونیک در ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان هموار نموده و از طریق بهره گیری و عملی نمودن یافته ها و ونتایج تحقیق حاضر از سوی مسئولین امر در هنگام اخذ تصمیم گیری های اتیه در این حوزه ، هموار سازد ضمن اینکه کلیه سازمان های خدماتی که در راستای بهبود کیفیت خدمات الکترونیک در تلاش هستند ، می توانند از اموزش های ضمن خدمت کارکنان در حوزه فناوری اطلاعات برای بهبود سطح کیفی خدمات الکترونیک یا غیر الکترونیک سازمانی خود بهره گیری نمایند.
۱-۴ اهداف تحقیق
اهداف تحقیق حاضر شامل یک هدف کلی و پنج هدف ویژه می باشد.
۱-۴-۱ هدف کلی تحقیق
۱-۶-۲ فرضیه های ویژه:
۱-۸ قلمرو تحقیق
قلمرو تحقیق شامل قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی می باشد که به صورت زیر توضیح داده می شود:
۱-۸-۱ قلمرو موضوعی
تحقیق حاضر از حیث متغیر وابسته یعنی کیفیت خدمات ثبت الکترونیکی در قلمرو مدیریت رفتار سازمانی و از جهت متغیر مستقل یعنی بکارگیری اموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات نیز در قلمرو مدیریت منابع و مدیریت رفتار سازمانی قرار می گیرد
۱-۸-۲ قلمرو زمانی
تحقیق حاضر از جهت زمانی؛ از خرداد سال ۱۳۹۳ شروع شده و در بهمن ۱۳۹۳ به پایان رسیده است
۱-۸-۳ قلمرو مکانی
قلمرو مکانی تحقیق شامل کلیه ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان می باشد که مبنای گرداوری داده های میدانی برای ازمون فرضیه ها بوده است .
۱-۱۲- واژگان کلیدی تحقیق
واژههای کلیدی تحقیق حاضر شامل موارد ذیل هست که قبلاً شرح داده میشوند:
-آموزش ضمن خدمت :
تعریف نظری: آموزش ضمن خدمت عبارت است از بهبود نظامدار و پیوسته استخدامشدگان ازنظر دانش، مهارتها و رفتارهایی که به رفاه آنان و سازمان محل خدمتشان کمک میکند. آموزش ضمن خدمت، ایجاد توانایی بیشتر تولید، افزایش کارایی در شغل کنونی و کسب شرایط بهتر برای دست یافتن به مقامات بالاتر میتواند باشد (ابطحی، ۱۳۸۵)
تعریف کاربردی: برنامه های آموزش ضمن خدمت فناوری اطلاعات برای کارکنان در راستای تقویت یادگیری و توانمند سازی کارکنان ایجاد توانایی بیشتر در ارائه خدمات ثبت الکترونیکی با کیفیت تر در زمینه اسناد و مدارک ثبتی شهروندان مراجعین به ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان می باشد.
– کیفیت خدمات:
تعریف نظری: درجه اختلاف بین ادراک مشتریان و انتظارات آنها از خدمات ارائه شده توسط سازمان است .(اعرابی،۱۳۸۲).
تعریف کاربردی: منظور از کیفیت خدمات در سازمان ثبت اسناد و املاک ، کیفیت یا مطلوبیت ارائه خدمات ثبت الکترونیک اسناد و مدارک ثبتی به شهروندان مراجعه کننده به ادارات ثبت اسناد و املاک استان اصفهان می باشد.
۴-۵-۲-۲- مداخله. ۳۱
۵-۵-۲-۲- ارزشیابی. ۳۲
۶-۲-۲- بازاریابی اجتماعی در حوزه سلامت. ۳۴
۷-۲-۲- گامهای یک برنامه بازاریابی اجتماعی (Birkinshaw M . 1993) 34
۷-۲-۲- محدودیتهای برنامههای بازاریابی اجتماعی (Birkinshaw M . 1993) 36
۷-۲-۲- نظریه ها و مفاهیم کلیدی در بازاریابی اجتماعی. ۳۸
۳-۲- مروری بر اهمیت تحقیق. ۴۱
۴-۲- مروری بر نتایج تحقیقات گذشته. ۴۲
۵-۲- مدل مدیریت تصویر (هویت بصری) سازمانی. ۴۵
۶-۲- تعریف نگرش :. ۴۸
۷-۲- مدل نظری مقدماتی. ۴۹
فصـل سوم. ۵۳
۱-۳- متغیرهای تحقیق. ۵۳
۲-۳- فرضیههای پژوهش. ۵۴
۳-۳ – ابزار تحقیق. ۵۶
۴-۳- روایی و پایایی. ۵۷
۱-۴-۳- روایی تحقیق. ۵۷
۲-۴-۳- پایایی تحقیق. ۵۸
۵-۳- تبیین جامعه تحقیق. ۶۰
۶-۳- روش نمونه گیری و حجـم نمونه. ۶۱
روش نمونهگیری:. ۶۱
۷-۳- روش گردآوری اطلاعات. ۶۱
۸-۳- روش تجزیه تحلیل اطلاعات. ۶۲
فصـل چهارم. ۶۶
۱-۴- مقدمه. ۶۷
۲-۴- تجزیه و تحلیل سوالات جمعیت شناختی نمونه های مورد مطالعه ۶۷
۲-۲-۴- شناخت پاسخگویان براساس سن. ۶۸
۳-۲-۴- جمعیت شناختی پاسخگویان بر اساس تحصیلات. ۶۹
۴-۲-۴- جمعیت شناختی پاسخگویان بر اساس درآمد. ۷۰
۳-۴- آزمون فرضیه های تحقیق. ۷۱
فصـل پنجم. ۸۸
۱-۵- مقدمه. ۸۹
۲-۵ – نتایج پژوهش:. ۹۰
۳-۵ – مدل تحلیلی از نتایج تحقیق :. ۹۴
۴-۵ – محدودیت های تحقیق:. ۹۵
۵-۵ – پیشنهادات. ۹۵
۶-۵ – پیشنهاد به سایر:. ۹۶
منابع :. ۹۸
پیوستها :. ۱۰۰
چکیده:
هدف پژوهش بیان مفهوم و اهمیت بازاریابی اجتماعی و ضرورت گسترش آن برای موفقیت با توجه به اهمیت مسئولیت های اجتماعی سازمان هاست. همچنین به نقشی که بازاریابی اجتماعی میتوانند در محافظت از تصویر مثبت شرکت یا سازمان ایفا کنند.
تعدادی از بررسیهای صنعتی در کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده، انگلستان، استرالیا و نیوزلند، به منظور تعیین تاثیر بازاریابی اجتماعی در تعیین نگرش مصرف کننده انجام شده است. نتایج همه این بررسیها حدودا مشابه بوده و نتایج زیر حاصل شده است:
مصرف کنندگان یک هویت بصری (تصویر) مثبت نسبت به شرکتی که از اهدافشان حمایت می کند را بیان نمودند، علاوه بر آن، اکثر مصرفکنندگان خرید یک محصول هدفدار (حمایتی) را ترجیح میدهند، در صورتی که قیمت کالا و کیفیت با هم برابر باشند، مشتریان به احتمال زیاد یک نام تجاری یا خرده فروش مرتبط با یک هدف خوب را انتخاب می کنند. تحقیقاتی در سراسر جهان با این موضوع انجام شده است، با این حال هنوز کمبود تحقیقات تجربی در این زمینه مخصوصا در ایران وجود دارد. بنابراین موضوع مورد بررسی در این پژوهش: تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی سازمان هلال احمر بر روی نگرش مردم نسبت به تصویر آن سازمان است. بنابراین مسئله و سوال مورد بررسی در این پژوهش بشرح ذیل میباشد.
کلید واژه ها: برنامه های بازاریابی اجتماعی، سازمان هلال احمر ، تصویر ذهنی
۱-۱- مقدمـه
در ابتدای این فصل به ارائه کلیاتی راجع به موضوع تحقیق پرداخته و سپس به بیان مسأله، در ادامه به ضرورت و اهمیت این تحقیق پرداخته شده است ، در نهایت چهارچوب مفهومی تحقیق تدوین و فرضیه های تحقیق متناسب با آن ارائه شده است.
۲-۱- تعریف موضوع
تعدادی از بررسیهای صنعتی در کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده، انگلستان، استرالیا و نیوزلند، به منظور تعیین تاثیر بازاریابی اجتماعی در تعیین نگرش مصرف کننده انجام شده است. نتایج همه این بررسیها حدودا مشابه بوده و نتایج زیر حاصل شده است. مصرف کنندگان یک هویت بصری (تصویر) مثبت نسبت به سازمان یا شرکتی که از اهدافشان حمایت می کند را بیان نمودند. علاوه بر آن، اکثر مصرفکنندگان خرید یک محصول هدفدار (حمایتی) را ترجیح میدهند، در صورتی که قیمت
مطلب دیگر :
کالا و کیفیت با هم برابر باشند، مشتریان به احتمال زیاد یک نام تجاری یا خرده فروش مرتبط با یک هدف خوب را انتخاب می کنند. با این حال هنوز کمبود تحقیقات تجربی در این زمینه مخصوصا در ایران وجود دارد. بنابراین موضوع مورد بررسی در این پژوهش: تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی بر روی نگرش مشتری نسبت به تصویر سازمان هلال احمر است.
۳-۱- بیان مسأله
فیلیپ کاتلر در سال ۱۹۷۱ با انتشار مقاله خود در مجله بازاریابی، با پیشنهاد واژه بازاریابی اجتماعی این تعریف را برای آن ارائه کرد: “بازاریابی اجتماعی طراحی، مداخله و کنترل برنامههایی است که در جستجوی افزایش قابلیت پذیرش نسبت به یک ایده یا عمل اجتماعی در یک گروه مخاطب هستند”.
بازاریابی اجتماعی و مفاهیم مرتبط قدرت بیشتری نسبت به سایر اشکال بازاریابی سنتی دارد، به دلیل آنکه آنها تعامل عاطفی و منطقی با مصرف کننده به وجود میآورند. بازاریابی اجتماعی ذهن مصرف کننده را درگیر میکند و پس از آن یک رابطه قویتر و پایدارتر را ایجاد می کند. بعضی از تحقیقات نشان میدهد که یک رابطه مثبت بین بازاریابی اجتماعی و نگرش مصرف کنندگان نسبت به آن شرکت یا سازمان وجود دارد.
هدف پژوهش بیان مفهوم و اهمیت بازاریابی اجتماعی و ضرورت گسترش آن برای موفقیت با توجه به اهمیت مسئولیت های اجتماعی سازمان هاست. همچنین به نقشی که بازاریابی اجتماعی میتوانند در محافظت از تصویر مثبت شرکت یا سازمان ایفا کنند.
تعدادی از بررسیهای صنعتی در کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده، انگلستان، استرالیا و نیوزلند، به منظور تعیین تاثیر بازاریابی اجتماعی در تعیین نگرش مصرف کننده انجام شده است. نتایج همه این بررسیها حدودا مشابه بوده و نتایج زیر حاصل شده است:
مصرف کنندگان یک هویت بصری (تصویر) مثبت نسبت به شرکتی که از اهدافشان حمایت می کند را بیان نمودند، علاوه بر آن، اکثر مصرفکنندگان خرید یک محصول هدفدار (حمایتی) را ترجیح میدهند، در صورتی که قیمت کالا و کیفیت با هم برابر باشند، مشتریان به احتمال زیاد یک نام تجاری یا خرده فروش مرتبط با یک هدف خوب را انتخاب می کنند. تحقیقاتی در سراسر جهان با این موضوع انجام شده است، با این حال هنوز کمبود تحقیقات تجربی در این زمینه مخصوصا در ایران وجود دارد. بنابراین موضوع مورد بررسی در این پژوهش: تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی سازمان هلال احمر بر روی نگرش مردم نسبت به تصویر آن سازمان است. بنابراین مسئله و سوال مورد بررسی در این پژوهش بشرح ذیل میباشد.
آیا برنامه بازاریابی اجتماعی سازمان هلال احمر بر نگرش مردم به تصویر آن سازمان تاثیر مثبت دارد؟
۴-۱- ضرورت و اهمیت موضوع تحقیق
بازاریابی اجتماعی حوزه و قلمرو علم جدیدی است که میکوشد با بهره گرفتن از فنون بازاریابی تجاری، اهداف و مقاصد اجتماعی را تحقق بخشد .براساس مفهوم بازاریابی اجتماعی، مدیران بازاریابی سازمانها ناگزیرند در تعیین راهبردها و خط مشیهای بازاریابی خود عوامل مهمی نظیر خواستهای مصرفکنندگان و منافع جامعه در کوتاه مدت و بلندمدت را در نظر بگیرند. علیرغم این که این حوزه در مقایسه با بازاریابی تجاری بسیار نوپا است، اما نقش و اهمیت آن در توسعه اجتماعی موجب شده است تا شدیداَ مورد توجه و اقبال عمومی قرار گیرد. بازاریابی اجتماعی در دهه ١٩٧٠ به عنوان یک حوزه علمی کامل و مستقل پا به عرصه گیتی نهاد. فیلیپ کاتلر و جرالد آلتمن دو تن از ا ندیشمندان و صاحبنظران مشهور بازاریابی، این حوزه علمی جدید را معرفی کردند.
آنها عقیده داشتند که مفروضات و مفاهیم بازاریابی تجاری میتواند برای فروش اعتقادات، باورها، نگرش ها و رفتارهای انسانی مورد استفاده قرار گیرد. اصرار کاتلر و آلتمن بر این نکته بود که تفاوت عمده و اساسی بازاریابی اجتماعی با سایر حوزه های بازاریابی در اهداف و مقاصد بازاریابی اجتماعی و تشکیلات آن متجلی است .رسالت اصلی بازاریابی اجتماعی تأثیرگذاری بر رفتارهای اجتماعی و انسانی است . در بازاریابی اجتماعی کسب سود و منافع شخصی اولویت اصلی به شمار نمی رود. به عبارت دیگر، تأکید بازاریابی اجتماعی تنها ارضاء نیازها و خواستههای افراد اجتماع از طریق فرایند مبادله و داد و ستد نیست؛ بلکه هدف و مقصد والاتری دارد و آن تأثیرگذاری بر اعمال و رفتار افراد در اجتماع است.
۵-۱- هدف مطالعه
الف. هدف کلی
هدف اصلی این تحقیق آگاهی از میزان تاثیرگذاری برنامه بازاریابی اجتماعی سازمان هلال احمر بر نگرش مردم نسبت به تصویر سازمان.
ب. اهداف فرعی
اهداف فرعی این تحقیق :
– آگاهی از میزان تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی سمبولیک، نمادسازیهای بصری و سایر چیزهای قابل لمس سازمان هلال احمر بر نگرش مردم به تصویر سازمان
– آگاهی از میزان تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی رفتاری (مدیریت رفتار، رفتار کارمندان و سایر چیزهای قابل لمس) سازمان هلال احمر بر نگرش مردم به تصویر سازمان
– آگاهی از میزان تاثیر برنامههای بازاریابی اجتماعی ارتباطی (مخابراتی) (ارتباطات اولیه، ثانویه و ثالث) سازمان هلال احمر بر نگرش مردم به تصویر سازمان
۶-۱- چارچوب مفهومی تحقیق و ایجاد فرضیه ها
مدل اولیه استفاده شده در این پژوهش مدل Balmer and Gray (2000) و مدل Stuart (1999) در شکل ۱-۱ ارائه شده است. برنامه بازاریابی اجتماعی، به عنوان متغیرهای مستقل تحقیق در این زمینه در نظر گرفته شده اند. متغیر وابسته نگرش مشتریان نسبت به تصویرسازمانی از این سازمان است.
مطالعه حاضر فقط بر نگرش مردم در مقابل تصویر سازمان تمرکز می کند. در این خصوص تنها مشخصات برنامههای بازاریابی اجتماعی (احساسات و اعتقادات ) که عامل مهمی از دید محقق در شکلگیری نگرش هستند، بررسی میشود. بنابراین مدل اصلاح شده در این تحقیق استفاده میشود، که در شکل ۱-۱ نشان داده شده است.
چارچوب مفهومی برای مطالعه حاضر، همانطور که در شکل ۱-۱ نشان داده شده است، نگرش مشتریان نسبت به تصویر سازمانی از هویت و مشخصات بازاریابی اجتماعی سازمان تاثیر میپذیرد. هویت مشخصات بازاریابی اجتماعی سازمان به نوبه خود از سه بخش عمده: نمادسازی، رفتار مدیریت و کارکنان و در نهایت ارتباطات تشکیل شده است.
عناصر نمادها شامل هویت بصری و سایر عوامل ملموس مانند محصولات، ارائه خدمات، کیفیت خدمات و تاریخچه است. به غیر از مدیریت و رفتار کارکنان، رفتار سازمانی در خدمات سایر عوامل ملموس را در بر میگیرد.
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه ۱۲
۲-۱- پیشینه پژوهش ۱۳
۲-۱-۱-پیشینه پژوهش در جهان ۱۳
۲-۱-۲- پیشینه پژوهش در ایران ۱۶
۲-۲- مبانی نظری تحقیق ۱۸
۲-۲-۱ بازارگرایی ۱۸
۲-۲-۲- دیدگاه های بازارگرایی ۲۱
۲-۲-۲-۱- دیدگاه کهلی و جاورسکی ۲۱
۲-۲-۲-۲- دیدگاه نارور و اسلاتر ۲۳
۲-۲-۲-۲- ۱-رقیب گرایی ۲۵
۲-۲-۲-۲- ۲- هماهنگی بین بخشی ۲۵
۲-۲-۲-۲- ۳-نتایج بازارگرایی ۲۵
۲-۲-۲-۲- ۴-پیش زمینه های بازارگرایی ۲۸
۲-۲-۳- رویکرد هوشمندی بازار کوهلی و جاورسکی ۲۹
۲-۲-۴- بازارگرایی در برابر مشتری گرایی ۲۹
۲-۱-۵- بازارگرایی در برابر بازاریابی خارجی ۳۰
۲-۲-۶- بازاریابی درونی و بازارگرایی ۳۱
۲-۲-۷- نقش میانجی بازارگرایی ۳۱
۲-۲-۸ نوآوری ۳۴
۲-۲-۹ انواع طبقه بندی نوآوری ۳۵
۲-۲-۱۰- شاخص های سنجش نوآوری ۳۷
۲-۲-۱۱- نوآوری سازمانی ۳۷
۲-۲-۱۲- نقش اعتماد در نوآوری سازمانی ۴۰
۲-۲-۱۳- سیر تحول نوآوری ۴۱
۲-۲-۱۴- مدلهای نوآوری سازمانی ۴۲
۲-۲-۱۴-۱- مدل آبرنسی کلارک: ۴۲
۲-۲-۱۴-۱ – مدل هندرسون کلارک ۴۳
۲-۲-۱۵- ویژگیهای سازمانهای نوآور ۴۴
۲-۲-۱۶- فرایند نوآوری در سازمان ۴۵
۲-۲- ۱۷- مفهوم عملکرد بانکی ۴۷
۲-۲-۱۸ – مدل عوامل مؤثر بر بهبود عملکرد بانکها ۴۸
۲-۲-۱۹- مؤلفههای افزایش قدرت بانکها در جذب منابع مالی ۴۸
۲-۲-۱۹-۱- (فناوری) اطلاعات و ارتباطات: ۴۸
۲-۲-۱۹-۲-مهارتهای نیروی انسانی: ۴۹
۲-۲ -۱۹-۳-تنوع خدمات بانکی: ۴۹
۲-۲-۱۹-۴-کیفیت خدمات بانکی: ۵۰
۲-۲-۲۰-رضایت مشتریان از کارکنان بانک: ۵۰
۲-۲-۲۰-۱-مطلوبیت محیط داخلی بانک: ۵۱
۲-۲-۲۰-۲-مطلوبیت محل استقرار مکانی بانک: ۵۱
۲-۲-۲۰-۳-استفاده از شاخصهای CAMEL: 52
۲-۲-۲۰-۳-۱- کفایت سرمایه: ۵۲
۲-۲-۲۰-۳-۲-کیفیت داراییها : ۵۳
۲-۲-۲۰-۳-۳-کیفیت مدیریت: ۵۳
۲-۲-۲۰-۳-۴-درآمدها ۵۳
۲-۲-۲۰-۳-۵- نقدینگی ۵۴
۲-۲-۲۱-۱-ریسک اعتباری ۵۴
۲-۲-۲۱-۲-ریسک نقدینگی ۵۵
۲-۲-۲۱-۳-ریسک نرخ سود مالی ۵۵
۲-۲-۲۱-۴-ریسک توانایی ۵۵
۲-۲-۲۲-بهینه گزینی ۵۵
۲-۲-۲۲-۱-اندازه بانک ۵۵
۲-۲-۲۲-۲-کنترل هزینه ها ۵۶
۲-۲-۲۲-۳-ساختار سپرده ها ۵۶
۲-۲-۲۲-۴- بهره وری کارکنان ۵۶
۲-۲-۲۲-۵-اهرم مالی ۵۶
۲-۲-۲۲-۶-توسعه درآمدهای کارمزد ۵۷
۲-۲-۲۳ بازار گرایی و نوآوری ۵۷
۲-۳- مدل مفهومی ۵۸
فصل سوم: روش تحقیق
مقدمه ۶۱
۳-۱. روش تحقیق ۶۱
۳-۲. جامعه آماری مورد پژوهش: ۶۲
۳-۳. حجم نمونه آماری ۶۲
۳-۴. روشها و ابزار گردآوری اطلاعات ۶۴
۳-۵. روایی ابزار ۶۵
۳-۵-۱. روش بررسی اسناد و مدارک ۶۵
۳-۵-۲.روش میدانی ۶۶
۳-۶.مقیاسهای اندازهگیری متغیرها ۶۶
۳- ۷. مقیاس اندازهگیری نگرشها ۶۶
۳-۷-۱. مکان بررسی: طبیعی و ساختگی ۶۶
۳-۷-۲. واحد تجزیه و تحلیل:افراد ، زوجها، گروه ها، سازمانها ۶۷
۳-۷-۳. افق زمانی: بررسی مقطعی در برابر بررسی دورهای ۶۷
۳-۸ . روش تجزیه و تحلیل دادهها ۶۷
۳- ۹. روشها و فنون آماری مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل مشاهدات ۶۷
۳-۱۰. پایایی ۶۸
۳- ۱۰- ۱. ثبات سنجهها ۶۸
۳-۱۰-۲. سازگاری درونی سنجهها ۶۸
۳-۱۱. روایی ۶۹
۳- ۱۱- ۱. روایی محتوا: ۷۰
۳- ۱۱- ۲. روائی وابسته به معیار: ۷۰
۳- ۱۱- ۳. روائی سازه ( مفهومی): ۷۰
۳-۱۲.آزمون فرض نرمال بودن متغیرها: ۷۰
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه ۷۳
۴-۱- آمار توصیفی ۷۳
۴-۱-۱ -جنسیت ۷۳
۴-۱-۲-وضعیت تاهل ۷۴
۴-۱-۳ -تحصیلات ۷۵
۴-۱-۴-وضعیت سنی ۷۷
۴-۱-۵ -سابقه کاری ۷۷
۴-۲ – آزمون فرضیات تحقیق ۷۹
۴-۲-۱-آزمون فرضیه اصلی پژوهش ۷۹
۴-۲ – ۲- آزمون فرضیه فرعی اول ۸۰
۴-۲-۳- آزمون فرضیه فرعی دوم ۸۰
۴-۲-۴ -آزمون فرضیه فرعی سوم ۸۱
۴-۲-۵ -آزمون فرضیه فرعی چهارم ۸۲
۴-۳- رتبهبندی ابعاد بازارگرایی ۸۳
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- جمع بندی ۸۵
۵-۲-یافته ها ۸۵
۵-۲-۱- یافته های حاصل از آزمون فرضیه اصلی تحقیق: ۸۵
۵-۲-۲- یافتههای حاصل از آزمون فرضیه فرعی اول: ۸۸
۵-۲-۳- یافتههای حاصل از آزمون فرضیه فرعی دوم: ۹۰
۵-۲-۴- یافتههای حاصل از آزمون فرضیه فرعی سوم: ۹۱
۵-۲-۵- یافتههای حاصل از آزمون فرضیه فرعی چهارم: ۹۲
۵-۲-۵-۱ بحث و تفسیر فرضیه فرعی چهارم ۹۲
۵-۴-پیشنهادها ۹۳
۵-۵-محدودیت های تحقیق ۹۴
۵-۵-۱ محدویت ذاتی ۹۴
۵-۵-۲ محدودیت اجرائی ۹۴
۵-۶- پیشنهادها برای تحقیقات آتی ۹۵
منابع ۹۶
منابع فارسی ۹۶
پیوست ها ۱۰۲
چکیده انگلیسی ۱۱۷
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازارگرایی بر نوآوری در خدمات در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان میباشد جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان رسمی شاغل در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان به تعداد ۲۴۰ نفر تشکیل می دهند که طبق جدول مورگان – کرجسی(۱۹۷۲) تعداد ۱۴۸ نفر به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در تحقیق مورد نظراز دو پرسشنامه استاندارد بازارگرایی نارور و اسلاتر[۱](۱۹۹۰) و نوآوری خدمات که ترکیبی از پرسشنامه های جیمنز-جیمنز و دیگران (۲۰۰۸)، پنیادز ۲۰۰۶)، پراجگو و سوهل (۲۰۰۶) (به نقل از چوپانی، ۱۳۹۰) میباشد، استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(جهت نمایش اطلاعات جمعیت شناختی) و آمار استنباطی استفاده شده است. با توجه به فاصلهای – عددی بودن متغیرهای پژوهش و از سوی دیگر نتیجه آزمون کلوموگروف – اسمرینوف جهت آزمونهای استنباطی تحقیق از آزمون رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج نشان داد بازارگرایی و مولفههای آن (مشتریگرایی،رقیبگرایی، پاسخگویی و رضایت مشتری) بر روی نوآوری خدمات بانکی تاثیر مثبت و معناداری دارد که در این بین نقش مولفه رقیبگرایی بیشترین و مولفه مشتریگرایی کمترین میباشد.
کلید واژه ها: بازارگرایی، نوآوری در خدمات، رقیبگرایی، مشتریگرایی
مقدمه
بازارگرایی، مجموعه ای از رفتارهای پاسخگویی و پیشگامی سازمانی است که سازمانها بر عهده میگیرند تا مشتری محور باشند و به صورتی پیوسته و فعال با بهره گرفتن از دانش، تجربه و فرصتهای موجود در بازار تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا با ایجاد نوآوری در محصول و فرایند، نیازها و خواسته های آشکار و پنهان مشتریان را برطرف کنند نارور و اسالتر (۲۰۰۴). نارور و اسالتر بازارگرایی را از نظر ساختاری و مفهومی به سه جزء مشتریگرایی، رقیبگرایی و هماهنگی میان وظیفه ای تقسیم کردهاند.
نوآوری مفهوم پیچیدهای است که از منابع گوناگون مشتق میشود و انواع آن به صورتهای مختلف تعریف شده است. در یکی از تقسیم بندیهای شناخته شده، نوآوری، به دو دسته نوآوری در محصول و نوآوری در فرایند تقسیم میشود نوآوری در محصول، در برگیرنده ارائه کالا و خدمات جدید در سازمان است، درحالیکه نوآوری در فرایند، شامل نوآوری در ابزار و روشهایی نظیر تکنیکهای تولید یا بازاریابی کالاها و خدمات است که از طریق آن، محصولات و خدمات به سازمان ارائه میشوند. نوآوری در محصول و نوآوری در فرایند اغلب در پیوند با یکدیگر روی می دهند؛ زیرا فرایندهای جدید میتوانند تولید محصولات جدید را امکانپذیر سازند و محصولات جدید نیز توسعه فرایندهای جدید را ممکن میسازند.
امروزه شناخت و پیش بینی نیازهای مشتریان برای بانکها جهت مزیت رقابتی و بخشبندی بازار یک ضرورت است. مشتری عامل کلیدی و محوری در تقویت چابکی بانکها قلمداد میشود و جهتگیری کلیه اهداف، استراتژیها و منابع حول محور جذب و نگهداری مشتری میباشد. حفظ و تقویت وفاداری مشتریان برای بانک هایی که دغدغه حفظ و توسعه جایگاه رقابتی خویش را در بازار دارند، چالشی استراتژیک تلقی میشود؛ بنابراین وفاداری مشتریان کلید موفقیت تجاری بانک محسوب میشود بدین معنا که با افزایش وفاداری مشتریان میتوان انتظار داشت سهم بازار و میزان سود دهی ارتقا مییابد. درک بازار با برنامه ریزی و اتخاذ استراتژیهای مناسب جهت وفادار کردن مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آنها منافع بلند مدت برای بنگاههای اقتصادی را سبب میشود (حمیدی زاده و غمخواری، ۱۳۸۸). دو مسئله مهمی که بر روی رضایت مشتری و در نهایت وفاداری او اثرگذار است توجه شرکت به بازاریابی و نوآوری در عملکرد و خدمات ارائه شده به مشتری است. این موضوع نشان میدهد که یک فرمول برنده، داشتن نوآوری زیاد به همراه بازاریابی وسیع است. نوآوری صرفا در خلق محصولات جدید و بهتر نیست بلکه همچنین توسعه نظامهای بهتر و مفاهیم جدید کسب و کار است. بازاریابان نقش حیاتی در بروزرسانی نوآوریها، تخمین ظرفیت بالقوه آنها و شناسایی ترکیبات یا ویژگیهای آنها و برنامه های عرضه کالای جدید و جا انداختن آن ایفا میکنند (کاتلر، ۱۳۸۶).
۱-۱- بیان مسئله
رشد سریع بنگاههای اقتصادی، تغییرات سریع، ابهام محیطی و پارهای مسایل دیگر باعث شده است که بحث نوآوری در سازمانها و از جمله صنعت بانک از اهمیت بالایی
مطلب دیگر :
برخوردار باشد.در بازار رقابتی امروز، بسیاری از سازمانها در حال از دست دادن مشتریان خود هستند اما این از دست دادن مشتریان به معنای از بین رفتن نیاز مشتریان نیست بلکه انها، نیاز خود را از جای دیگری تامین مینمایند. خرید مجدد مشتریان امروزه به عنوان یک موضوع مهم مورد توجه مدیران قرار گرفته است.دردنیای رقابتی امروز همه موسسات تجاری و خدماتی در پی دستیابی به سهم بازار بیشتر، از هر ترفندی برای دستیابی به اهدافشان استفاده مینمایند. از جمله: نوآوری در خدمات، کسب رضایت و اعتماد مشتریان و نیز ارائه خدمات تخصصی و مطلوب برای حفظ آنها به عنوان منبع درا مد، که آنها را در رجوع دوباره شان به موسسه تشویق میکند.
منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است. نوآوری به دگرگونیهای عمده در زمینه پیشرفتهای تکنولوژیک یا ارائه تازهترین مفاهیم مدیریت یا شیوه های تولید، اطلاق میشود. نوآوری پدیدهای واقعاً چشمگیر و جنجالی است. نوآوری عموماً پدیدهای نادر است که فقط در عدهای خاص میتوان آن را سراغ گرفت.
هالت (۱۹۹۸) اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرایندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد. نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلندمدت را میسر سازد. به عبارتی نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا در میآورد. بنابراین، در یک تعریف کلی میتوان نوآوری را به عنوان هر ایدهای جدید نسبت به یک سازمان و یا یک صنعت و یا یک ملت و یا در جهان تعریف کرد. (خداداد حسینی، ۱۳۷۸، :۴۸). نوآوری در خدمات میتواند در چهار بعد ۱. خدمت جدید، ۲. تعامل با مشتری، ۳. تحویل خدمت و ۴. تکنولوژی روی دهد(ریاحی،۱۳۸۴: ۴۹).
یکی از کلیدهای موفقیت در بازارهای رقابتی و نوآوری در ارائه خدمات این است که برنامه های بازاریابی خلاقی به کار گرفته شود تا اینکه نیازهای مشتریان و گرایش های بازاریابی در هر لحظه قابل مشاهده باشد. بازارگرایی از جمله تواناییها و قابلیت هایی است که به شرکتها اجازه میدهد تا مزیت موقعیتی خوبی به دست آورند، به عبارت دیگر بازارگرایی به عنوان فلسفه و رفتاری به سوی تعیین و درک نیازهای مشتریان هدف و سازگاری پاسخ سازمان ادراک میشود، به این منظور که آنها نیازها را بهتر از رقبا برآورده نموده و در نتیجه مزیت رقابتی ایجاد مینمایند (جیمز[۲]،۲۰۰۷: ۶۳) .
بازارگرایی عاملی تعیین کننده در ایجاد مزیت رقابتی در بانکها به شمار میرود. بنابراین بانکها در کنار توجه به مشتریان بیرونی خود باید به کارکنان خود به عنوان مهمترین دارایی نامشهود خود نیز توجه نمایند. توجه به عوامل موثر در کارایی داراییهای نامشهود (کارکنان) مانند مهارت شغلی، رضایت شغلی، امنیت شغلی و قابلیتهای باطنی میتواند نقش مهمی در حفظ مزیت رقابتی بانکها ایفا نماید. با توجه به تغییر و تحولات گسترده در زمینه های مختلف کسب و کار نیاز بانکها به افزایش سطح کیفی محصولات و خدماتشان افزایش یافته است. بنابراین در این راستا بانکها نیازمند توسعه توانمندیهای سازمانی در جهت ارائه محصولات و خدمات با کیفیت بالا هستند. کارکنان به عنوان مشتریان داخلی بانکها نقش اساسی را بر عهده دارند.
با توجه به اهمیت روزافزون بخش خدمات در چشمانداز اقتصادی، اهمیت کارکنان خدماتی در فرایند ارائه خدمات اثربخش مورد بحث بیشتری قرار گرفته است. در سازمانهای خدماتی همچون بانکها، لازمه ارائه خدمت شایسته به مشتریان جذب کارکنان مستعد و همچنین آموزش و ایجاد انگیزش در آنان است عدم توجه به مشتری راهی به سوی نابودی برای هر کسب و کاری محسوب میشود. بنابراین بازارگرایی پیش نیاز عملیات موفق یک کسب و کار میباشد لذا بانکها میتوانند از طریق توجه به بازارگرایی و نوآوری ارزش برتری برای مشتریان فراهم کرده و بدین وسیله وفاداری مشتری را ارتقا دهند که این امر بانک را قادر میسازد تا به مزیت رقابتی در مقایسه با دیگر بانکها دست یابد و بر همین اساس عملکرد بهتری نسبت به رقبایش کسب کند. مسئله تحقیق حاضر این است که نو آوری در بانک صادرات شهرستان کاشان پایین است . پس لازم است بررسی شود آیا از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت نوآوری بانک نیز استفاده شود یا خیر .در صورت مثبت بودن پاسخ می توان از بازارگرایی برای بالا بردن ظرفیت نوآوری و در نتیجه موفقیت بانک در بازارهای رقابتی استفاده کرد. در تحقیق حاضر با بررسی بر روی بازارگرایی و نوآوری در خدمات به دنبال این سوال اصلی است که آیا تاثیر بازارگرایی بر نوآوری در خدمات در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان معنادار است؟
۱-۲- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
امروزه سازمانها با فرصتها و چالشهای بسیاری مانند شدت یافتن رقابت جهانی، افزایش عدم اطمینان محیطی، تقاضای فزاینده برای محصولات جدید، تغییرات سریع الگوی مصرف و بازارهای نوظهور روبهرو هستند. سازمانهای کوچک و متوسط، بهدلیل محدودیت منابع و سرمایه بهشدت تحتتأثیر تغییرات محیطی قرار میگیرند، به علاوه بازار محصولاتشان پیوسته در حال تغییر و جهانی شدن است. بنابراین، به جهت ماندگاری و کسب مزیت رقابتی پایدار، سازمانها باید سازوکارهای لازم برای بهبود مستمر محصولات، خلق محصولات و بازارهای جدید و بهره برداری سریع از فرصتها را فراهم سازند. در دنیای امروز مزیت رقابتی پایدار زمانی به وجود میآید که سازمانها بتوانند برای مشتریانشان پاسخ ارزشمند، پایدار و برتر ایجاد کنند(نارور و اسلاتر[۳]،۱۹۹۰) از طرفی، سرعت و شدت رقابت محیطی، سازمانها را مجبور کرده است که همواره در بازار به دنبال فرصتهای جدید باشند. گرایش کارآفرینانه فرایندی سازمانی است که سازمان از طریق ترکیب منابع موجود، راه های جدیدی برای توسعه و تجاریسازی محصولات جدید، حرکت به سمت بازارهای جدید و ارائه خدمات جدید به مشتریان خلق کرده و سازمان را برای بقا و عملکرد بهتر یاری میرساند. بنابراین، در شرایط ناپایدار و رقابتی کنونی، بازارگرایی و گرایش کارآفرینانه برای موفقیت سازمانها امری ضروری محسوب میشود(هاگست و مورگان[۴]،۲۰۰۸).
نتایج تحقیقات نشان میدهد سازمانها برای دستیابی به مزیت رقابتی بلندمدت، به نوآوری نیاز دارند(نایدو[۵]،۲۰۱۰) و برای نوآوری، نیازمند شناخت و درک صحیح از محیط خود هستند و برای این منظور باید پیوسته مشتریان و رقبای خود را زیر نظر داشته، اطلاعات حاصل از آنها را تجزیه و تحلیل کنند. بازارگرایی به هماهنگی همه فعالیتها و بخشهای سازمان در راستای شناخت و تأمین نیازهای مشتریان به منظور ایجاد ارزش برتر برای آنها تأکید دارد (کوهلی و چاوسکی[۶]،۱۹۹۰). به موازات ارزشآفرینی برای مشتریان، سازمانهای بازارگرا با تمرکز بر رقبا و شناخت نقاط قوت و ضعف جاری و آتیشان به خصوص درمورد استراتژیها و ظرفیتهای بلندمدتشان خود را در برابر آنان ارزیابی می کنند (دی و وینزلی[۷]،۱۹۸۸) این کار به آنها کمک می کند با محیط منطبق شده و مزیتهای رقابتی خود را توسعه دهند بازارگرایی با تمرکز بر بیرون سازمان، رویکردی از بیرون به درون دارد. بدین ترتیب، سازمانها از این طریق به نیازهای مشتریان پی برده و برای ایجاد ارزش برتر برای آنها دست به نوآوری میزنند (نایدو،۲۰۱۰) از اینرو، سازمان با ایجاد بازارگرایی، نسبت به اطلاعات بازار پاسخگو شده و این شروع فعالیتهای نوآوری در سازمان است؛ زیرا با گسترش بازارگرایی، شرکت نیازهای مشتریان جدید را شناسایی کرده و آنها را در محصولات و فرایندهای جدید به کار میگیرد بر همین اساس، مانزانو و ویال به این نتیجه رسیدند که بازارگرایی بر نوآوری اثرگذار بوده و در نتیجه، شرکتها با نشان دادن رفتار بازارگرایی بیشتر، خصیصههای بر آن مقدم است (مانزانو و ویلا[۸]،۲۰۰۵) نوآورانه بیشتری خواهند داشت.
بازارگرایی نه تنها برای خارج سازمان، بلکه در داخل سازمان و نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین المللی هم مورد توجه است بازارگرایی بیشتر به عنوان یک رویکرد استراتژیک تلقی میشود که میتواند سبب بهبود عملکرد سازمانی شود. این بیان میتواند در مورد سازمانهای خدماتی و بانکها نیز به کار برده شود، چرا که آنها با تغییراتی اساسی موجه اند.اهمیت تحقیق حاضر در این است که اگر نوآوری در خدمات بانک صادرات شهرستان کاشان پایین باشد موفقیت بانک می توان در بازارهای رقابتی موجود با مشکل روبه رو می شود. پس لازم است بررسی شود آیا از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت نوآوری بانک نیز استفاده کرد یا خیر.چنانچه اشاره شد از بازارگرایی می توان برای بالا بردن ظرفیت ارائه خدمات جدید و درنتیجه موفقیت بانک در بازارهای رقابتی استفاده کرد.
۱-۳- اهداف تحقیق
۱-۳-۱- هدف اصلی
تاثیر بازارگرایی بر نوآوری در خدمات در شعب بانک صادرات شهرستان کاشان
۱-۳-۲- اهداف فرعی
۱-۴- فرضیات تحقیق
۱-۴-۱- فرضیه اصلی
بازارگرایی تاثیر معناداری بر نوآوری در خدمات دارد.
۱-۴-۲- فرضیات فرعی
۱-۵-تعاریف نظری و عملیاتی واژهها
۱-۵-۱- تعاریف نظری
بازارگرایی: کوهلی و چاورسکی(۱۹۹۰) بازارگرایی را به عنوان کاربرد و بر پایه تفکر بازاریابی معرفی کرده و معتقدند تبدیل تفکر بازاریابی به عمل باعث ایجاد بازارگرایی میشود.
۱-۸)روش تحقیق ۸
۱-۹)روشهای گردآوری اطلاعات ۹
۱-۱۰) قلمرو تحقیق ۹
۱-۱۰-۱) قلمروموضوعی ۹
۱-۱۰-۲) قلمرو زمانی تحقیق ۹
۱-۱۰-۳) قلمرو مکانی تحقیق ۹
۱-۱۱) تعاریف عملیاتی ۹
فصل دوم: ادبیات تحقیق
۲-۱) مقدمه ۱۲
۲-۲)هوش عاطفی ۱۲
۲-۲-۱) ریشههای تاریخی هوش عاطفی ۱۲
۲-۲-۲ )تعریف هوش عاطفی ۱۳
۲-۲-۳) هوش عاطفی و بهره هوشی ۱۸
۲-۲-۴)آموزش هوش عاطفی ۲۰
۲-۲-۵ )هوش عاطفی در محیط کار ۲۱
۲-۳)هوش فرهنگی ۲۴
۲-۳-۱)هوش فرهنگی و شخصیت ۲۸
۲-۳-۲) ارتباط هوش فرهنگی و موفقیت مهاجرین ۳۱
۲-۳-۳) هوش فرهنگی و تجربه بین المللی ۳۱
۲-۴)هوش هیجانی ۳۲
۲-۴-۱) تعریف نظری هوش ۳۴
۲-۴-۲)تعریف هیجان ۳۴
۲-۴-۳)تعریف هوش هیجانی ۳۵
۲-۴-۴) اهمیت هوش هیجانی: ۳۶
۲-۴-۵)تئوری (مدل)های هوش هیجانی ۳۷
۲-۴-۵-۱)رابرت استرنبرگ: ۳۷
۲-۴-۵-۲)دیدگاه گاردنر در هوش شناختی و غیر شناختی: ۳۷
۲-۴-۵-۳)کفایتهای هیجانی کارولین سارنی ۳۸
۲-۳-۵-۴)دیدگاه کوپر در هوش هیجانی: ۳۸
۲-۴-۵-۵)دیدگاه توانایی مایر، سالووی و کارسو: ۳۸
۲-۴-۵-۶)دیدگاه بار-آن در هوش هیجانی (مدل شخصیتی هوش اجتماعی و هیجانی): ۴۰
۲-۴-۵-۶-۱)مؤلفههای بین فردی ۴۱
۲-۴-۵-۶-۲)مؤلفه سازگاری (تطابق) ۴۲
۲-۴-۵-۶-۳)مؤلفه خلق و خوی عمومی یا کلی ۴۲
۲-۴-۵-۶-۴)مؤلفههای مدیریت استرس و تنش (مدیریت تنیدگی) ۴۲
۲-۴-۵-۷)دیدگاه دانیل گلمن در هوش هیجانی: ۴۳
۲-۴-۵-۸)مقایسه رویکردهای بار-آن؛ پیتر، سالووی و دانیل گلمن نسبت به هوش هیجانی ۵۰
۲-۴-۵-۹)الگوی ترکیبی (چارچوب نظری ترکیبی): ۵۱
۲-۵)هوش معنوی ۵۱
۲-۵-۱)هوش معنوی و هوش احساسی ۵۴
۲-۵-۲) هوش معنوی به عنوان یک هوش مجزا از هوشهای عمومی ۵۵
۲-۵-۳)جنبههای معنویت که معیارهایی را برای هوش بدست میدهد ۵۶
۲-۵-۴)ویژگیهای منحصر به فرد هوش معنوی ۵۷
۲-۵-۵)مفهوم سازی هوش معنوی ۵۹
۲-۵-۶)اندازهگیری هوش معنوی ۶۱
۲-۶) توانمندسازی ۶۳
۲-۶-۱)تعاریف توانمندسازی ۶۳
۲-۶-۲)دلایل توانمند سازی ۶۵
۲-۶-۲-۱)افزایش رقابت ۶۶
۲-۶-۲-۲)TQM به عنوان یکی از عناصر توانمندسازی ۶۶
۲-۶-۲-۳)تقاضا برای کیفیت بالاتر ۶۶
۲-۶-۲-۴)کارکنان ۶۷
۲-۶-۳)بک مدیریت و توانمندسازی ۶۷
۲-۶-۳-۱)دلایل عدم تمایل مدیران به توانمند سازی ۶۸
۲-۶-۳-۲)نقش رهبری تسهیل کننده در ایجاد توانمندسازی ۶۸
۲-۶-۳-۳)شیوه رهبری مدیران و توانمند سازی کارکنان با بهره گرفتن از مدل رهبری وضعی ۷۰
۲-۶-۴)ابعاد توانمند سازی ۷۲
۲-۶-۴-۱)احساس خود سامانی ۷۲
۲-۶-۴-۲)احساس شایستی (خود اثر بخشی) ۷۲
۲-۶-۴-۳)تأثیریا پذیرفتن شخصی نتیجه ۷۳
۲-۶-۴-۴)معنیدار بودن ۷۴
۲-۶-۴-۵ )اعتماد ۷۴
۲-۶-۵)سطوح توانمند سازی ۷۵
۲-۶-۵-۱)سطح ۱ : کار ۷۵
۲-۶-۵- ۲)سطح ۲: محل کار ۷۵
۲-۶-۵-۳)سطح ۳ واحد ۷۶
۲-۶-۵-۴)سطح ۴ : سازمان ۷۶
۲-۶-۶)فنون توانمند سازی ۷۶
۲-۶-۶-۱)پارادایم مدیریت ۷۷
۲-۶-۶-۲)ارزیابیهای توسعه ۷۸
۲-۶-۶-۳) تبادل شغلی ۷۸
۲-۶-۶-۴)به اشتراک گذاشتن اطلاعات ۷۹
۲-۶-۶-۵)قهرمانان توانمند سازی ۷۹
۲-۶-۶-۶)تفویض اختیار ۷۹
۲-۶-۷)مدل سازمانی بکارگیری توانمندسازی ۸۰
۲-۶-۸)رویکردها و مدلهای توانمندسازی ۸۳
۲-۶-۸-۱) رویکرد ارتباطی ۸۳
۲-۶-۸-۱-۱) مدل فورد و فوتلر ۸۴
۲-۶-۸-۱-۲)مدل مک لاگان و نل ۸۶
۲-۶-۸-۱-۳)مدل دل باون و لاولر ۸۶
۲-۶-۸-۲)رویکرد انگیزشی ۸۷
۲-۶-۸-۲-۱) مدل کانگر و کاننگو ۸۹
۲-۶-۸-۲-۲)مدل آلفرد باندورا ۹۰
۲-۶-۸-۲-۳) مدل بلانچارد، زیگارمیو زیگارمی ۹۰
۲-۶-۸-۳)رویکرد شناختی ۹۲
۲-۶-۸-۳-۱)مدل توماس و ولتهوس ۹۴
۲-۶-۸-۳-۲)مدل اسپریتزر ۹۶
۲-۷)پیشینه تحقیقات انجام گرفته ۹۸
فصل سوم: روش تحقیق
۳-۱)مقدمه ۱۰۲
۳-۲)روش تحقیق ۱۰۲
۳-۳)تحقیق کاربردی ۱۰۳
۳-۴)تحقیق توصیفی ۱۰۳
۳-۵)ابزار گرآوری داده ها: ۱۰۴
۳-۶)جامعه و نمونه آماری ۱۰۴
۳-۷)روایی و پایایی پرسشنامه ها: ۱۰۵
۳-۷-۱)آزمون روایی ۱۰۵
۳-۷-۲)آزمون پایایی ۱۰۵
۳-۸)روش تجزیه و تحلیل دادهها : ۱۰۶
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
۴-۱)مقدمه ۱۰۸
۴-۲)بررسی توصیفی ویژگیهای جمعیت شناختی ۱۰۸
۴-۲-۱)وضعیت استخدامی ۱۰۹
۴-۲-۲) میزان تحصیلات ۱۱۰
۴-۲-۳) سن ۱۱۱
۴-۳) آزمون فرضیات تحقیق ۱۱۲
۴-۳ -۱) آزمون فرضیه فرعی اول ۱۱۲
۴-۳-۲)آزمون فرضیه فرعی دوم ۱۱۴
۴-۳-۳)آزمون فرضیه فرعی سوم ۱۱۵
۴-۳-۴)آزمون فرضیه چهارم ۱۱۶
۴-۳-۵)آزمون فرضیه اصلی ۱۱۸
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱)مقدمه ۱۲۱
۵-۲) یافتههای حاصل ازتحلیل فرضیه ها ۱۲۱
۵-۲-۱) تحلیل حاصل از آزمون فرضیه اصلی: ۱۲۱
۵-۲-۲) تحلیل حاصل از آزمون فرضیه فرعی اول: ۱۲۲
۵-۲-۳) تحلیل حاصل از آزمون فرضیه فرعی دوم: ۱۲۴
۵-۲-۴) تحلیل حاصل از آزمون فرضیه فرعی سوم: ۱۲۶
۵-۲-۵) تحلیل حاصل از آزمون فرضیه فرعی چهارم: ۱۲۷
۵-۳) محدودیتهای تحقیق ۱۲۷
۵-۴) پیشنهادات تحقیق ۱۲۸
۵-۴-۱) پیشنهادات کاربردی ۱۲۸
۵-۴-۲) پیشنهادهایی برای انجام تحقیقات آتی ۱۳۰
منابع و مأخذ: ۱۳۱
ضمائم ۱۳۹
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انواع هوش مدیران بر توانمندسازی کارکنان در شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی میباشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان در شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی شامل میشود که ۳۲۰نفر را تشکیل دادهاند. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان، ۱۷۵ نفر برآورد گردیده است. این افراد به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه شامل پرسشنامه ۳۲ سوالی هوش مدیران و همچنین پرسشنامه ۲۶ سوالی سنجش توانمندسازی کارکنان بوده که قبل از توزیع روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از شاخصهای آماری رگرسیون خطی به کمک نرمافزار spss نسخه ۱۹ استفاده شده است. نتایج نشان میدهد، تمامی انواع هوش (عاطفی، فرهنگی، هنجاری و هوش معنوی) بر روی توانمندسازی کارکنات تاثیر مثبت و معنادار داشته که از بین آنها با توجه به نتیجه فرضیه اصلی از آزمون رگرسیون خطی و مقدار ضریب بتا هوش عاطفی با مقدار ۳۲۵/۰ بیشترین تاثیر را بر روی توانمندسازی کارکنان داشته و بعد از آن هوش هیجانی با مقدار ضریب بتای ۱۲۳/۰ در مرتبه دوم قرار دارد. از دید افراد جامعه مورد تحقیق هوش فرهنگی با مقدار ضریب بتای ۰۹۱/۰ کمترین تاثیر را بر روی توانمندسازی کارکنان در شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی داراست.
کلید واژه: هوش، هوش عاطفی، هوش هیجانی، هوش معنوی، توانمندسازی
۱-۱) مقدمه:
امروزه با بروز تحولات سریع محیطی در عرصه سازمان ها، نظیر استفاده از فناوری اطلاعات و شبکههای جهانی که موجب سهولت جریان اطلاعات در سطوح مختلف سازمان است، تخت شدن سازمانها (یعنی فرایند کم شدن تعداد لایههای سلسله مراتب سازمان ها، که معمولاً باعث عدم تمرکز و آزادی عمل مدیران سطوح پایینتر میگردد) و حرکت آنها به سمت ساختارهای پویایی مانند ساختارهای دایرهای و شبکه ای، افزایش میزان رقابت در دستیابی به بازار کار، خدمات و تولیدات سایر کشورها، سازمانها به سمت کاهش نیروی انسانی و افزایش سطح کیفیت نیروی کار روی آوردهاند. بنابراین سازمانها کمتر مایل به جلب اطاعت اعضاء خود از طریق اجبار هستند بلکه بیشتر به سمت تعهد درونی شده و افزایش اعتماد در سازمان هستند. همه این عوامل با یکدیگر باعث شدهاند که اهمیت فرایند توانمندسازی در سازمانها روز افزون گردد.
پژوهش حاض سعی دارد تا تأثیر انواع هوش مدیران بر توانمندسازی کارکنان در شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی رابررسی کند. در این فصل از تحقیق، محقق به طور خلاصه و با توجه به موضوع تحقیق، به بیان مساله اصلی پژوهش، ضرورت انجام تحقیق، فرضیههای تحقیق، اهداف اساسی از انجام تحقیق، روش تحقیق، روشهای گردآوری اطلاعات پرداخته، و در پایان اصطلاحات و واژههای تخصصی مطرح میگردند.
۱-۲)مساله اصلی تحقیق
در شکل سنتی سازمان ها، دارای ساختار سلسله مراتبی و قدرت تمرکز در رأس هرم، تغییرات عمدهای در حال رخ دادن است. به اعتقاد بسیاری از مدیران عالی، در محیطی که شدت رقابت جهانی و فن آوریهای نوین از ویژگیهای آن به شمار میآید، دست برداشتن از کنترل متمرکز باعث افزایش انعطاف پذیری سازمانها خواهد شد. در این میان، توانمند سازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است (پلانکت و اتنر[۱]، ۱۹۹۷). از نظر هال[۲] (۱۹۹۴) تغییرات محیط کار، سازمانها را مجبور کرده که بقای خود در دنیای متلاطم امروز در سیستم مدیریت خود بازنگری کنند و “تواناسازی کارکنان“ موضوع اصلی مربوط به عملکردهای رهبری و مدیریت شده و برای سازمانهااین امکان را فراهم ساخته که رقابتیتر شوند. (سلیمی و گودرزی، ۱۳۸۲، ۲۸۵). توانمندسازی روش ارزشمندی است که بین کنترل کامل مدیریت و آزادی عمل کارکنان توازن برقرار میکند امروزه برای پاسخ به تغییراتی که در محیط رخ میدهد سازمانها به کارکنانی توانمندتر از گذشته نیاز دارند (هاردی و سالیوان[۳]، ۱۹۹۸).
از طرفی سازمانها به منظور کسب جایگاه رقابتی در عرصه بین المللی، نیازمند انطباق سریع با تغییرات محیطی بوده و اعمال تغییرات سریع مستلزم آن است که سازمانها دارای رهبران و کارکنانی باشند که انطباق پذیر بوده و به صورت مؤثر کارکنند؛ بطور مداوم سیستمها و فرایندهای را بهبود بخشیده و مشتری مدار باشند. ازاینرو، محیط کسب و کار مدرن اقتضا میکند رهبرانی داشته باشیم که بتوانند رهبری بخردانهای ایفا کرده و بذر اعتماد را در سازمان بکارند که هدف نهایی ازاین امر،
مطلب دیگر :
پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی/دلبستگی در بزرگسالان
همانا تضمین موفقیت سازمانی و عملکرد بهینه در بازار جهانی بشدت رقابتی است (رضائیان، ۱۳۸۰، ۱۵۰). تغییر در ظرفیت رهبری عموماً نتیجه و محصول تغییرات فزاینده در زندگی سازمانی، افزایش همکاریهای مبتنی بر اعتماد و تعاملات خلاقانه فردی در محیط کاری است. در مدلهای نوین رهبری مهارت هایی همچون کمک به افراد، توانمندسازی و شنود که بهایجاد اعتماد، تعهد و اخلاق کار منجر میشوند از اهمیت فزایندهای برخوردار گشته اند (هاپکینز[۴]، ۲۰۰۷). این امر بیانگر آن است که مهارتهای متعدد رهبری نوین، نیازمند مدیریت راهبردی هیجانات است. توانایی رهبران در درک و مدیریت هیجانات و احساسات خود و دیگران، به افزایش مشارکت و تعهد کارکنان نسبت به سازمان، ارتقاء انگیزه و بهره وری آنان و در آخر سودآوری بالاتر سازمان منجر خواهد شد. در همین راستا، رهبرانی که از سطح بالاتری از هوش (عاطفی، فرهنگی، هیجانی و معنوی) برخورداراند، قادر به تدوین ارزش هایی خواهند بود که مورد قبول کارکنان و سازمان بوده و این امر فرا یند بهبود پتانسیل نیروی کار را تسهیل میکند. از اینرو این دسته از هوش میتواند به عنوان شاخصی برای شناسایی و گزینش رهبران سازمانی به حساباید.
تحقیق حاضر باتوجه به نقشی که توانمندسازی کارکنان میتواند در برداشتن موانعی که باعث میشود افراد نتوانند کارشان را به صورت مؤثر و کامل به انجام برسانند، ایفا نماید سعی دارد تانقش هوش مدیران را در توانمندسازی کارکنان شرکت خطوط لوله و مخابرات ناحیه جنوب شرقی بررسی نماید.
۱-۳)ضرورت انجام تحقیق
استفاده صحیح از نیروی انسانی به مثابه ارزشمندترین و بزرگترین ثروت هر جامعه به صورت مسئله ای حائز اهمیت همواره مورد توجه دولتها بوده است، به عبارت دیگر میتوان گفت که انسان هم هدف توسعه و هم عامل آن محسوب میشود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهی به نحوه ی اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی یافته است.
توانمندسازی مفهومی مبهم و متفاوت داشته و افراد مختلف بر اساس ویژگی های خود از آن برداشت متفاوتی دارند. این مفهوم برای نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ توجه بسیاری از صاحبنظران را به خود جلب نمود. از نتایج توانمندسازی کارکنان میتوان به بهبود رضایت شغلی و رضایت مشتری اشاره کرد. برای اجرای موفق توانمندسازی به تغییر فرهنگ سازمانی نیاز است. توانمند سازی به عنوان یک مفهوم ذهنی تاثیر به سزایی در بهره وری سازمان و اثربخضی آن داردو با اجرای آن کارکنان در کنترل و انجام وظایف خود از انعطاف بیشتری برخوردار هستند. با توجه به پیچیدگیهای محیط بیرونی سازمان و رشد فزاینده تکنولوژی و بساری عوامل دیگر تنها سازمانهای از این رهگذر قادر به عبور به سمت اهداف سازمانی هستند که بتوانند برنامه های توانمند سازی را به خوبی اجرا نمایند و این اهمیت این موضوع را دو چندان می کند این مقاله به بحث توانمد سازی پرداخته، مزایا و موانع آن را توضیح داده، برنامه های آن را تشریح کرده و در نهایت الزامات، اصول و راهکارهایی را در جهت حصول به یک برنامه توانمندسازی موفق برای سازمانها مطرح میکند بنابراین مهم است تا ویژگی مدیرانی که توانایی توانمندسازی کارکنان را دارند شناسایی شده و با تقویتاین ویژگیها در دیگر مدیران توانمند سازی دراین سازمان محقق شود.
همچنین کاربرد دیگر آن در مدیریت منابع انسانی است، به این معنا که سازمانها میتوانند در مرحله جذب مدیران، با تست هوشهای مختلفی که از متقاضیان استخدام بعمل میآورند، پیشبینی کنند، کدام یک از آنان، به طور بالقوه توانائی ساخت یک محیط توانمندساز را دارد.
۱-۴) اهداف اساسی از انجام تحقیق
بر سر راه توانمند سازی موانع و مقاومت های زیادی وجود دارد هنر مدیریت عالی سازمان این است که این مقاومتها را شکسته و توانمندسازی را با یک فرایند منطبق با اهداف سازمان و منطبق با نظام های درون سازمانی و همچنین سازگار با ساختار سازمانی در کالبد سازمان که منابع انسانی آن است به بهترین نوع ممکن نهادینه نماید. بنابراین اهدافی که از انجام این پژوهش انتظار میرود عبارتند از:
۱-۵)پیشینههای پژوهش
۱-۵-۱)پژوهشهای انجام گرفته در ایران
شعبانی(۱۳۸۷) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارائه خدمات کتابداران کتابخانه های دانشکدههای دانشگاه تهران با هدف مشخص نمودن رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارائه خدمات کتابداران دانشکدهای دانشگاه تهران از بین دو گروه کتابدار و دانشجو؛ کلیه کتابداران دانشکدهای دانشگاه تهران که با مراجعان ارتباط مستقیم و رو در رو داشتند و از بین دانشجویانی که عضو فعال کتابخانههای این دانشکدهها بودند انتخاب شدند که یافتههای مربوط به پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و کیفیت خدمات کتابداران دانشکدههای دانشگاه تهران، رابطه مستقیم معنادار برقرار است، اما تفاوت معناداری بین مردان و زنان کتابدار دربرخورداری از هوش هیجانی، ارزیابی کیفیت خدمات موجود و نیز میان کتابداران دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته کتابداری و اطلاع رسانی و افراد فاقد این تحصیلات یافت نشد.
نوبری (۱۳۸۷) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی با توانمند سازی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با هدف تعیین روابط بین هوش هیجانی و توانمندسازی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی با طرح یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی به جمع آوری اطلاعات پرداخت نتایج حاصل از پژوهش نشان میداد که ۲۱/۳۷ درصد از درصد از تغییر پذیری توانمندی کارکنان سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی ناشی از هوش هیجانی بوده است.
سلیمی، معصومه، (۱۳۸۸) در پایان نامه خود با عنوان بررسی تاثیر مهارتهای ارتباطی بر توانمندسازی کارکنان سازمان آب منطقهای استان آذربایجان شرقی به بررسی تاثیر مهارتهای ارتباطی مدیران بر توانمندسازی کارکنان سازمان آب منطقهای استان آذربایجان شرقی پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشاندهنده این بود که مدیران سازمان آب منطقهای به دلیل عدم آشنایی و شناخت کافی از ابعاد روانشناختی کارکنان نتوانستند با بهره گرفتن از مهارتهای ارتباطی خود بر توانمند سازی کارکنان تاثیر بگذارند.
۱-۵-۲)پژوهشهای انجام گرفته در خارج از ایران
نولند[۵](۲۰۰۸) در مقاله پژوهشی خود با عنوان هوش هیجانی و موفقیت رهبری تیم تازه تاسیس در صنعت روشنایی از دانشگاه کاپلا، با هدف تعیین ارتباط بین هوش هیجانی و موفقیت در توسعه محصولات این پژوهش نشان میدهدکه ضریب هوش هیجانی فردی، بین اشخاص، ارتباط منفی با سن و سطح تجربه دارد.
طبق یافتهها و نتایج پژوهشهای مربوط به هوش هیجانی که تاثیر هوش هیجانی را بر روی انواع مختلف متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار داده اند؛ میتوان چنین نتیجه گیری کرد که هوش هیجانی به عنوان متغیری مهم، تلقی شده است.
براساس نتایج پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج کشور، بین هوش و توانمندسازی، سبک رهبری تحول آفرین، موفقیت ورزشی، سبک دلبستگی ایمن، ثبات ازدواج، توانایی حل مساله، موفقیت رهبری، عملکرد رهبری، رابطه مستقیم و معنادار و مثبتی در جوامع آماری مربوط به خودشان مشاهده شده است. همچنین طبق یافته ها و نتایج پژوهشهای مربوط به توانمند سازی که تاثیر توانمندسازی را بر روی انواع مختلف متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار داده اند؛ میتوان چنین نتیجه گیری کرد که توانمند سازی به عنوان مقولهای مهم، در مدیریت سازمانها میباشد. براساس نتایج پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج کشور، بین توانمندسازی و اثربخشی، سبکهای مدیریت توانمندسازی، رفتار خلاق، شکوفایی شغلی، سطح اعتماد بین فردی، قدرت حل مساله، مسؤولیت پذیری، رابطه مستقیم و معنادار و مثبتی در جوامع آماری مربوط به خودشان مشاهده شده است. در پژوهشها هوش بیشتر در زمینه تعیین ویژگیهای لازم برای رهبری و مدیریت سازمانها مورد بحث و بررسی و مطالعه قرار گرفته است. و پژوهشها نشان دادند که کارکنان به عنوان سرمایه های سازمانی از ویژگیهای عاطفی خاصی برخوردار میباشند، متون پژوهشی و غیر پژوهشی متنوعی در حوزه هوش هیجانی سازمانها به نظر میرسد که شناسایی خصیصههای مطلوب هوش برای کارکنان در عصر حاضر نیاز به پژوهشهای بیشتری دارد، به نظر میرسد که مطالعات موردی بیشتری در بین جوامع سایر سازمانها باید انجام پذیرد تا نتایج مطلوب، استنتاج شوند. می توان گفت که رهبری و مدیریت سازمانها با توجه به موقعیت خاص خود، نیازمند مطالعات پژوهشی بیشتری میباشند؛ با توجه به پیشینههای پژوهشی میتوان چنین نتیجه گرفت که: مدیریت و رهبری سازمانها نیاز به هوش بالایی دارد با این حال، برای شناسایی ابعاد و زوایا و زمینههای لازم و تدوین برنامههای سنجش و آموش هوش هیجانی و توانمند سازی وتاثیر و تاثرات این متغیرها بریکدیگر و سایر متغیرهای سازمانی سازمانها و شرکتهای خصوصی، زمینههای مطالعات پژوهشی فراوانی وجود دارد.
۱-۷)فرضیههای تحقیق
۱-۷-۱)فرضیه اصلی
انواع هوش (عاطفی، فرهنگی، هیجانی و معنوی)مدیران بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معنیداری دارد.
۱-۷-۲)فرضیههای فرعی