دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

– بررسی برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه استان ایلام

۲-۶- یادگیری

۲-۶-۱- تعریف یادگیری۴۴

۲-۷-  نگاهی تاریخی به سلامت و بیماری۴۷

۲-۸- تعریف بهداشت.۴۹

۲-۹- طیف سلامت- بیماری۵۰

۲-۱۰- اهمیت برنامه ریزی در بهداشت۵۲

 

۲-۱۱- ضرورت و اهمیت آموزش بهداشت در جامعه و مدرسه۵۵

۲-۱۲- عوامل تعیین کننده رفتارهای بهداشتی۵۸

۲-۱۳- عوامل مؤثر در آموزش بهداشت.۶۲

۲-۱۴- تغذیه

۲-۱۴-۱- اهمیت تغذیه در بهداشت و سلامتی۶۴

۲-۱۴-۲- نیازهای تغذیه ای نوجوانان۶۸

۲-۱۴-۳- ویژگی های رفتارهای غذایی نوجوانان.۷۱

۲-۱۴-۴- عوامل مؤثر در ایجاد عادات غذایی.۷۲

۲-۱۴-۵- اختلال های خوردن نوجوانان۷۴

۲-۱۴-۶- عوارض شایع تغذیه در کودکان و نوجوانان .۷۶

۲-۱۴-۷- اهمیت تغذیه در تعلیم و تربیت و یادگیری.۷۷

۲-۱۵- بررسی مسائل مربوط به قاعدگی و بهداشت این دوران

۲-۱۵-۱- تعریف قاعدگی۸۰

۲-۱۵-۲- توضیحات در زمینه قاعدگی۸۰

۲-۱۵-۳- فرهنگ جامعه و بهداشت دوران قاعدگی۸۱

۲-۱۵-۴- عوامل مؤثر بر تشدید مشکلات دختران در دوران قاعدگی .۸۳

۲-۱۵-۵- مراقبتهای بهداشتی دوران قاعدگی ۸۴

۲-۱۶- پیشینه پژوهشهای انجام شده

۲-۱۶-۱- پژوهشهای مربوط به داخل کشور.۸۷

۲-۱۶-۲- پژوهشهای مربوط به خارج کشور.۹۳

۲-۱۷- جمع بندی.۹۶

 

فصل ۳: روش پژوهش

۳-۱- مقدمه.۹۸

۳-۲- روش انجام پژوهش.۹۹

۳-۳- جامعه آماری پژوهش۹۹

۳-۴- نمونه و روش نمونه گیری.۱۰۰

۳-۵- روش و ابزار جمع آوری اطلاعات پژوهش.۱۰۱

۳-۶- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.۱۰۳

 

فصل ۴: یافته های پژوهش

۴-۱- مقدمه.۱۰۶

۴-۲- شاخص های توصیفی.۱۰۷

۴-۳- شاخص های استنباطی۱۰۹

 فصل ۵: بحث و نتیجه گیری

۵-۱- مقدمه۱۴۰

۵-۲- نتیجه گیری.۱۴۱

۵-۳- بحث.۱۴۶

۵-۴- پیشنهادها

۵-۴-۱- پیشنهادهای اجرایی.۱۵۳

۵-۴-۲-  پیشنهادهای پژوهشی.۱۵۳

۵-۵- محدودیت ها۱۵۴

منابع

منابع فارسی

منابع لاتین

پیوست

پرسشنامه

چکیده لاتین

 


– مقدمه

در دنیای امروز داشتن مسأله جزئی از زندگی فردی و اجتماعی انسانها محسوب می شود (پروند، ۱۳۸۵: ۴۸). و جهان سرشار از مسائلی است که نیازمند راه حلهای جدید است (جویس، کالهون و هاپکینز[۱]، ترجمه مهر محمدی و عابدی، ۱۳۸۵: ۱۱۸). و انسان از بدو تولد تا آخرین لحظات حیات با مسائل مختلفی مواجه می شود. بعضی از این مسائل را فرد خود بوجود می آورد و معمولاً خود نیز قادر به حل و فصل بعضی از آنهاست و بعضی از مسائل دیگر را جامعه و زندگی اجتماعی برای او بوجود می آورد که فرد به تنهائی قادر به حل و فصل آنها نیست. پیشرفت و تحولات صنعت و تکنولوژی همراه با دست آوردهای رفاهی اش مسائل و مشکلات تازه ای برای انسان امروز و فردا بوجود آورده است (پروند، ۱۳۸۵: ۴۸). این پیشرفتها در حوزه سلامت و مسائل بهداشتی نیز علاوه بر رفاه، گاه پدید آورنده مشکلاتی همچون بیماری های نوپدید، بیماری های جنسی، رفتارهای تغذیه ای غلط و عادات غیر بهداشتی در بین نوجوانان، تولد نوزادان با وزن کم و مشکلات و بیماری هایی است که گریبانگیر این خانواده ها و کودک نه تنها در ایام کودکی بلکه در نوجوانی و بزرگسالی خواهد شد، از آنجایی که سلامت جسمی، روحی و اجتماعی هر یک از افراد جامعه به عنوان مهمترین سرمایه شمرده می شود ( ایرانپور، ۱۳۸۱: ۱)، و یکی از ارکان پیشرفت و توسعه اجتماعی و اقتصادی هر کشور، داشتن نیروی انسانی سالم و کارآمد است، آموزش و پرورش نیروهای انسانی سالم، به ویژه کودکان و نوجوانان در هر کشور از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است ( صادقی، ۱۳۷۰: ۱)، می توان گفت که این مهم بیشتر از هر نهادی از عهده نهاد تعلیم و تربیت بر می آید زیرا نظام های آموزشی از مهم ترین و زیربنایی ترین نظام های هر کشور برای تربیت سرمایه های انسانی و توسعه همه جانبه و پایدار محسوب می شوند (علیخانی، ۱۳۸۳: ۲).  بخشی از جمعیت نظام های آموزشی را نوجوانان تشکیل می دهند و در اهمیت این دوران می توان گفت: نوجوانی یکی از مهمترین و پرارزش ترین دوران زندگی هر فرد است زیرا سرآغاز تحولات و دگرگونیهای جسمی، روانی و حضور در فعالیت های اجتماعی برای آنان است، این دوران، زیربنا و جهت دهنده دوره های بعدی زندگی در بزرگسالی و سالمندی است (احمدی، ۱۳۷۶: ۲-۱). بسیاری از رفتارهای ناسالم بهداشتی که در بزرگسالی ظاهر می شوند در سالهای اولیه زندگی یا در دوران نوجوانی شکل می گیرند، آموزش رفتارهای بهداشتی مثبت در سنین نوجوانی در مقابل تغییر رفتارهای بهداشتی در دوران بزرگسالی، هزینه کمتری بدنبال دارد و کیفیت زندگی نیز در مراحل بعدی از طریق کاهش بیماری و پیشرفتهای خود مراقبتی به میزان زیادی افزایش می یابد (ایرانپور، ۱۳۸۱: ۲). توجه به بهداشت دختران به ویژه در این دوران از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این دوران زمان اکتساب قدرت باروری است، زمانی است که تغییرات دینامیک در مغز و غدد باعث تغییرات جسمانی، روحی و رفتاری فرد شده و برنامه باروری وی پی ریزی می گردد، بسیاری از مشکلات نازایی، بیماری های عفونی، ازدواجهای ناموفق، حاملگی های مخاطره آمیز، مرگ و میر و معلولیتها از این دوران نشأت می گیرند (احمدی، ۱۳۷۶: ۲). علاوه بر مسائل ذکر شده دختران نوجوان به علت مشکلات تغذیه ای و دریافت ناکافی آهن از طریق رژیم غذایی جزء گروه های آسیب پذیرند که بخش عمده ای از مبتلایان به فقر آهن و کم خونی ناشی از آنرا تشکیل می دهند (حیدرنیا و همکاران، ۱۳۸۱: ۳۳). سوء تغذیه عامل اصلی ضعف و ناتوانی جسمی نوجوانان می باشد، کودکان و نوجوانان مبتلا به سوء تغذیه ضمن ناتوانی جسمی، آمادگی کافی برای آموزش گرفتن و استفاده از امکانات را ندارند (رجایی و همکاران، ۱۳۸۰: ۱۲۸). با توجه به نکات ذکر شده و با عنایت به اینکه دقت در بهداشت دختران تأثیر مستقیمی بر خانواده و کودکان آنها و جامعه خواهد داشت، مطالعاتی در این باب و بررسی آگاهی، دانش و عملکرد دختران نوجوان اطلاعاتی بدست می دهد تا بر اساس آن برنامه های آموزشی، رسانه ها و نهاد تعلیم و تربیت نقاط قوت خود را تقویت و نقاط ضعف برنامه های خود را اصلاح نمایند و این به بهتر زیستن حال و آینده شخص کمک می نماید (پویه، ۱۳۷۵: ۱). زیرا برنامه های صحیح می توانند سبب ایجاد دانش در فرد شوند (ایرانپور، ۱۳۸۱: ۵). ایجاد دانش و حساسیت در دانش آموزان نسبت به رشد خود در زمینه های گوناگون به نظر می رسد برای مقابله با رشد نابسامانی های فردی و اجتماعی در آنها مفید واقع شود اما این به تنهایی کافی نمی باشد زیرا گاه دانش آموزان از طریق محتواهای آموزشی به آگاهی در خور توجهی می رسند، اما این آگاهی تغییری در رفتار آنها ایجاد نمی کند، دلیل این مطلب روشن است زیرا طبیعت انسان طوری است که برای انجام عملی نیاز به سه رکن شناخت، مهارت و شور و شوق دارد، به عبارتی زمانی که عوامل شناختی، عاطفی و عوامل مهارتی در کنار هم قرار می گیرند باعث انجام عملی می شود (تیموری، ۱۳۸۲: ۴-۳). بنابراین در این امر، بررسی هر سه وجه شناخت، نگرش و عملکرد افراد مهم می باشد.

این پژوهش نیز به علت اهمیت این مسئله به بررسی هر سه رکن آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در دو حوزه بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی پرداخته است.

۱-۲- بیان مسأله

آنچه طراحان و برنامه ریزان درسی برای رشد و تربیت فراگیران طراحی و برنامه ریزی می کنند‏‎‏‎‍،. برنامه درسی رسمی است، برنامه رسمی هدفهای آموزشی مدون و آشکار دارد و اصول و روش های یاددهی و یادگیری متناسب با هدفها و محتوا تعیین و پیشهاد می شود و در مورد ارزشیابی نیز تصمیم گیری هماهنگی به عمل می آید. پرسش اساسی این است که آیا مجموعه یادگیریهای دانش آموز محدود به برنامه درسی رسمی است؟ آیا می توان عوامل موثر در شکل گیری تجربه ها را تحت کنترل در آورد و جز تأثیر و دخالت برنامه درسی آشکار از تأثیر عوامل دیگر مانع شد؟ چنین چیزی در عمل ناممکن است (ملکی، ۶۴:۱۳۸۸).

فتحی در تقسیم بندی خود به هشت نوع برنامه درسی اشاره کرده است که یکی از آنها، برنامه درسی یاد گرفته شده است، وی این نوع برنامه درسی را به شکل زیر تعریف می کند:

برنامه درسی آموخته شده عبارت است از آنچه که واقعاً بچه ها از کل تجربیات در انتهای یک برنامه درسی معین فرا گرفته اند و این چیزی است که شناسایی و فهم آن به علت تعدد و تکثر متغیرهای اثرگذار بر آن بسیار دشوار و پیچیده است. آن چه که بچه ها واقعاً یاد می گیرند همان چیزی نیست که تجویز، تدریس یا حتی آزمون شده است.

به تصویر کشیدن برداشت و فهم دانش آموزان از برنامه درسی رسمی و پنهان و نحوه ترکیب آموخته ها، مرتبط ساختن آنها با یادگیری قبلی و آنچه که در خارج از محیط مدرسه ( از طریق رسانه های ارتباط جمعی، اینترنت، فعالیت های سیاسی و اجتماعی و .) فرا گرفته اند بسیار دشوار است و حتی نمی توان آن را به کل دانش آموزان تعمیم داد، چه آن که هر یک از یادگیرندگان دارای تجربیات متفاوت، باورهای ایدئولوژیک و نگرش ها و بینش های متفاوت هستند و به همین دلیل از یک درس معین که توسط معلم در کلاس تدریس می شود، معانی و برداشت های متفاوتی خواهند داشت (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۸: ۷۱).

در مدارس گروه زیادی از جمعیت به ویژه قشر آسیب پذیر متمرکز هستند که هدف مشترکشان آموزش و یادگیری است، و از این لحاظ در بهترین شرایط سنی و آمادگی جسمی و روحی قرار دارند، و علاوه بر تعلیم پذیری، نقش مهمی در انتقال دانش به خانواده و اجتماع دارند.

علاوه بر این موارد، مدرسه یک نهاد بنیادی در فراهم آوردن توسعه بهداشت کودکان و جامعه می باشد، امروزه بهداشت مدارس یکی از مهمترین و اساسی ترین برنامه های جهانی بهداشت است، بهداشت مدارس شامل یک سلسله فعالیتها و اقدامات مستمر و پیوسته است که هدف آن تشخیص، تأمین، حفظ و ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی دانش آموزان و کارکنان مدرسه است.

اهمیت فراگیری مسائل بهداشتی و به تبع آن رعایت آنها در زندگی هر فرد تا بدانجاست که، ماده بیست و پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر که یکی از قدیمی ترین حقوقی است که در قانون اساسی بسیاری از کشورهای جهان آمده است بیان می کند « هر کس حق دارد از استانداردهای کافی زندگی از نظر سلامت و رفاه برای خود و خانواده اش برخوردار باشد» (پرویزی،۱۳۷۵: ۱).

در همین راستا جوان [۲](۱۹۹۰)، نیز در تقسیم بندی خود از مهارتهای زندگی، آن را به سه دسته شامل مهارت های زندگی روزمره، مهارت های اجتماعی شخصی و مهارت های حرفه ای تقسیم نموده است، وی بهداشت و سلامتی را در دسته مهارت های زندگی روزمره قرار داده است (رضایی، ۱۳۸۸: ۳۸).

بایستی به این نکته توجه داشت که رعایت بهداشت یکی از ارکان اساسی حفظ سلامت اجتماعات به ویژه جوامع انسانی است، رعایت بهداشت و اصول سلامتی به عنوان عامل اصلی رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی مطرح  است که به افراد جامعه، زندگی سالم و دور از بیماری را نوید می دهد، در جامعه با رعایت بهداشت فردی مناسبِ افراد، می توان از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری کرد (مهرابی توانا و همکاران، ۱۳۸۷: ۲۹۳) .

استانهوپ و لانکستر[۳] (۱۹۸۸) با تأکید بر اهمیت دوران کودکی و نوجوانی می نویسند: احتمالاَ بیش از سایر اقشار جامعه، این قشر از برنامه های ناقص و ناکافی بهداشتی مدارس آسیب می بینند (پرویزی، ۱۳۷۵: ۱).

همانطور که ذکر شد هدف از آموزش کمک به ایجاد یادگیری در دانش آموزان است، اما یادگیری موضوع مشخص و واحدی نیست، به همان نسبت که یادگیریها متنوع هستند، هدفهای آموزشی هم گوناگون اند. هدفهای متعدد آموزشی در سطوح مختلف تحصیلی نیاز به نوعی سازمان و نظم و ترتیب دارد، طبقه بندی هدفهای آموزشی به همین منظور تهیه شده اند. یکی از این طبقه بندیها طبقه بندی بنجامین بلوم است، در این طبقه بندی، هدفهای آموزشی ابتدا به سه دسته کلی با نامهای حوزه  شناختی[۴]، حوزه عاطفی[۵]  و حوزه روانی –حرکتی[۶] تقسیم شده اند، و هر یک از این حوزه ها یا حیطه ها هم شامل تعدادی طبقه است (سیف، ۱۳۸۵: ۱۳۶).

در زمینه این طبقه بندی در بعد مسا یل بهداشتی کنگی می نویسد: دانش و معلومات از جمله عواملی است که در ایجاد سلامتی نقش بسیار مهمی بر عهده دارد. در این رابطه ماهلر(۱۳۶۶) می نویسد: اولین وظیفه مسئولین آموزش بهداشت، ارتقاء سطح آگاهی فردی و اجتماعی افراد جامعه است. زیرا مدرسه مکانی مناسب برای آموزش بهداشت است، دانش آموزان به دانش و مهارتهای کافی، طرز تلقی ها و ارزش هایی که سلامتشان را اعتلا بخشد احتیاج دارند، اگر محیط مدرسه، انتقال دهنده رفتارهای بهداشتی نبوده و منابعی نیز در اختیار نداشته باشد تا بوسیله آن بتواند مهارت های بهداشتی را تمرین نموده، در این صورت آموختن و ارزشیابی مسایل سلامتی و بهداشت بسیار مشکل خواهد بود (کنگی، ۱۳۷۴: ۱۵۳و۲۰). اما نکته مهم دیگری که قابل بحث می باشد این است که علاوه بر آگاهی هایی که مدرسه به دانش آموز می دهد آگاهی ها و گرایشات افراد جامعه نیز می تواند بر رفتارهای بهداشتی دانش آموزان تأثیرگذار باشد که این مسئله وظیفه نهاد آموزش و پرورش را در زمینه رسیدن به سطح مناسبی از حوزه ها (شناختی و.) سنگین تر می سازد. زیرا افزایش آگاهی و ایجاد نگرش مطلوب و تغییر رفتار دانش آموزان می تواند نقش تعیین کننده ای در تحول بهداشت جامعه داشته باشد (پوستفروشان، ۱۳۸۳: ۵-۴).

اما در میان مقاطع تحصیلی، یکی از دوره های مهم، حساس و موثر در زندگی فردی و اجتماعی آدمی دوره متوسطه است. در دوره متوسطه، قدرت یادگیری دانش آموزان به حد اعلای خود می‌رسد و به مرحله ادراک ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و معنوی می‌رسند؛ از این رو این دوره در نظام تعلیم و تربیت کشورهای مختلف اهمیت زیادی دارد. دوره متوسطه از لحاظ مبانی فلسفی، زیستی، روانی و اجتماعی دوره بسیار مهمی است، از این رو هر نوع نارسایی و خلل در این دوره مستقیماً بر عملکرد و کیفیت هر دو حلقه آموزش، عمومی و عالی، تأثیر بسزایی خواهد داشت. و بدلیل اهمیت این دوره، برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و هماهنگی همه جانبه ای را برای تحقق اهداف این دوره می طلبد.

بنابراین دوره متوسطه دوره ای است که در آن دانش آموزان گروه سنی چهارده تا هفده یا هجده ساله تحصیل می کنند و به دلیل تنوع برنامه ها و تعدد رشته های تحصیلی فرصت انتخاب دارند.

صافی برخی از ویژگیهای دانش آموزان دوره متوسطه را به شرح ذیل بیان می کند:

۱- پایان یافتن وابستگی شدید به والدین و تمایل به رهایی تدریجی از این وابستگی و داشتن استقلال فردی

۲- افزایش روحیه ارزشگذاری به امور فرهنگی، هنری و علمی

۳- احساس توانایی تأثیرگذاری و ایفای نقشهای مفید اجتماعی و شرکت در زندگی گروهی

۴- پرداختن به قضاوت، سنجش و ارزیابی دوباره اشخاص، اشیاء و پدیده ها و داشتن نوعی شک و تردید در باورها و اعتقادات برای دوباره سازی آنها (صافی،۱۳۸۶ :۹۲-۹۰).

به رده سنی دانش آموزان دوره متوسطه نوجوان اطلاق می شود. نوجوانی همچنین دوران پرتلاطمی است که تغییرات شدید جسمانی، جنسی و روان اجتماعی را در بردارد، نیازهای تغذیه ای آنها افزایش می یابد، روش زندگی آنان که پایه و اساس بیماریهای حال و آینده است تعیین می گردد (عطاءالهی،۱۳۸۴: ۴-۳).

بعد از خانواده، مدرسه مهمترین نقش را در سلامت افراد دارد، دانش آموزان در مدرسه علاوه بر یادگیری مهارت خواندن و نوشتن، دانشها، نگرشها و رفتارهای جدید را می آموزند این رفتارها علاوه بر تأثیر بر سلامت فردی نقش تعیین کننده ای در سلامت خانواده و جامعه دارد. برای توسعه سلامت دانش آموزان و کارکنان مدارس، خانواده ها و افراد جامعه، مدرسه جایگاه ویژه ای دارد (مردانی،۱۳۸۶: ۱). در باب اهمیت رعایت رژیم غذایی درست و صحیح در این سن می توان به این نکته اشاره کرد که، تنها یکی ازعوارض عدم رعایت اصول تغذیه صحیح که بسیار شایع می باشد و به ویژه در بین نوجوانان و دانش آموزان دختر سنین دبیرستانی مشاهده می شود ابتلا به کم خونی فقر آهن است نیاز به آهن در دختران نوجوان به علت رشد و شروع عادت ماهیانه افزایش می یابد و یک رژیم غذایی نامتناسب، دختران نوجوان را سریعاَ در معرض خطر کم خونی ناشی از کمبود آهن قرار می دهد بهبود وضع تغذیه از اقدامات ضروری و مهم در جهت ارتقاء سطح بهداشت عمومی جامعه به شمار می آید برای دستیابی به چنین هدفی نخست لازم است وضع موجود بررسی شود (عبدالهی،۱۳۷۰: ۲-۱).

از آنجایی که دانش آموزان می توانند به عنوان یک گروه منسجم و در دسترس و آموزش پذیر تحت پوشش برنامه های آموزش بهداشت و مراقبتهای بهداشتی قرار گیرند، این در حالی است که حتی بسیاری از مدارس شهری ما در زمینه بهداشت محیط، کنترل های بهداشتی و میزان شیوع بیماریهای واگیر با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.

برای ارزیابی صحیح در این مورد نخست باید امکانات و شرایط بهداشتی موجود در سطح جامعه را مورد بررسی قرار داده و سپس سهمی را که از این امکانات به مدارس می رسد تعیین کرد. تأمین بهداشت فردی و اجتماعی تنها مشروط و موکول به تأمین اعتبارات مالی کافی نیست، کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف مدیریتها، عدم هماهنگیها و همکاریهای بین بخشی، فقدان نظام مشخص و اثربخش بهداشتی و درمانی و عوارض مسایل ناخواسته ای چون جنگ از جمله عوامل بازدارنده هستند (اسیری، ۱۳۶۹: ۱).

از آن جایی که در برنامه درسی یاد گرفته شده، درک و تجربه دانش آموزان نیز مهم می باشد و آنچه که دانش آموزان از برنامه درسی می فهمند از دانش آموزی به دانش آموز دیگر متفاوت می باشد و از طرفی بهداشت فردی یکی از مسایلی است که ذهن بسیاری از دانش آموزان را مشغول کرده است و به دلیل عدم ارزشیابی رسمی در این حوزه و تأثیر بسیار مهم تعاملات در تغییر میزان آگاهی ها و وضعیت نگرش و در نهایت شیوه رفتار دانش آموزان و ویژگی خاص دانش آموزان این مقطع، در این پژوهش بر آن شدیم که به برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی دانش آموزان مقطع متوسطه بپردازیم، تا پس از گردآوری اطلاعات به بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان در زمینه بهداشت فردی با تأکید بر دو حوزه بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی و همچنین به مقایسه پایه ها و رشته های تحصیلی در این موارد بپردازیم .

۱-۳- ضرورت انجام پژوهش

آموزش و پرورش بستری است که با فراهم کردن زمینه ها و عوامل لازم برای به فعلیت رساندن همه استعدادهای بالقوه انسان، زندگی سالم و رضایت بخشی را فراهم می کند. توجه به مسایل و فاکتورهای فیزیکی، بهداشتی، ایمنی و روانی در محیط های آموزشی موثرترین و اساسی ترین عامل رشد طبیعی از نظر جسمی و روانی و فراگیری مطالب در دانش آموزان است، از آنجایی که دانش آموزان جمعیت بزرگی از کشور را شامل می شوند و با توجه به محبوبیت و مقبولیت اجتماعی معلمین و برخورد مستمری که با قشر گسترده دانش آموزان دارند، در صورت آموزش صحیح می توانند نقش مهمی در به حرکت درآوردن دانش آموزان برای موفقیت برنامه های مراقبت بهداشتی و تحقق اهداف آن داشته باشند (بخشی،۱۳۸۲: ۳-۲).

از این جهات ممکن است مدارس دارای کمبود هایی باشند، اما آنچه مهم است میزان یادگیری دانش آموزان است؛ که ممکن است بخشی از آن فارغ از نقش مستقیم مدرسه حاصل شده باشد. سنجش میزان یادگیری دانش آموزان در حوزه بهداشت فردی زمینه لازم برای تصمیم گیری های مناسب را فراهم می کند. بنابراین دستیابی به آموزش صحیح جهت پیشبرد وضع بهداشتی دانش آموزان نیازمند انجام یک بررسی از برنامه یاد گرفته شده بهداشت فردی است. زیرا یکی از اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی، اهداف زیستی است که یکی از موارد آن آموزش و مراعات بهداشت فردی و جمعی است (شورای تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش، ۱۳۶۷: ۴۸).

با توجه به اینکه کلیه ابعاد زندگی بشر به نوعی آمیخته با مسایل بهداشتی است و فهم آن ها و برگرفتن تجربه های دقیق و علمی لازمه رسیدن به سطحی از سلامتی می باشد، اما دوران نوجوانی دوره پرتلاطمی است که با تغییرات ژرف روانشناختی، زیست شناختی و اجتماعی همراه می باشد، عدم شناخت نوجوان در رابطه با مسائل بهداشتی می تواند پایه گذار بسیاری از مشکلات جسمی و اختلالات رفتاری گردد (شهر آرای ،۱۳۸۴: ۲۷-۲۶).

آگاهی شخص به مسائل و اطلاعات بهداشتی و عملکرد صحیح موارد بهداشتی، باعث برخورداری از زندگی آمیخته با نشاط و شادابی جسمی، روحی و روانی خواهد شد، در باب اهمیت بهداشت فردی، می توان اظهار داشت که رعایت آن می تواند به بهتر زیستن حال و آینده شخص بینجامد، و در نهایت سبب تأمین بهداشت و توسعه اقتصادی و اجتماعی در جامعه گردد (پویه ،۱۳۷۵: ۱). فاکتورهای بهداشت فردی شامل بهداشت کلیه اعضای بدن می باشد اما با توجه به اینکه نوجوانی سنی است که سومین و آخرین دوره رشد و متابولیسم سریع در این سالها اتفاق می افتد، و در حقیقت دوران نوجوانی با شاخص های رشد و نیاز بیشتر به مواد مغذی نسبت به سایر دوران زندگی مشخص می شود (فلاح و همکاران، ۱۳۸۴: ۱). و با توجه به اینکه قاعدگی یکی از پدیده های مهم در مراحل تکامل جنس مؤنث محسوب می شود (نعمتی و سکا، ۱۳۷۹: ۱). عدم آموزش مناسب، اطلاعات غلط، شرم و یا پرهیز از بحث پیرامون بهداشت دستگاه تناسلی موجب افت آگاهی و عملکرد دختران نسبت به بهداشت دوران قاعدگی می شود (نوروزی کومره و کمالی، ۱۳۷۹: ۱). بنابراین دو فاکتور مهم که در مدارس دخترانه پرداختن به آن ها مهم می باشد، بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی می باشد. لذا محقق از بین عوامل مختلف این دو عامل را برای پژوهش انتخاب نموده است.


پیامدهای زیانبار مشکلِ تغذیه ای، از جمله کاهش ضریب هوشی، کاهش قدرت یادگیری، اختلال در رشد جسمی و در نهایت کاهش توانمندیهای ذهنی و جسمی، روند توسعه کشورها را به خطر انداخته است. آمارهای جهانی نشان می دهد که ۳۵۰ میلیون نفر کودک در سنین قبل از مدرسه و در دوران مدرسه به علت کمبود آهن و کم خونی با مشکلات یادگیری و افت تحصیلی مواجه هستند. و کمیت و کیفیت یادگیری از عوامل گوناگونی مانند سطح هوش عمومی، امکانات زندگی، امکانات آموزشی، آرامش روانی، انگیزه و بالاخره سلامت جسمی تأثیر می پذیرد، بنابراین تغذیه رابطه مستقیمی با یادگیری دارد و نباید بی اهمیت تصور شود (سالاری و همکاران، ۱۳۸۳: ۱۲-۱۱).

از دلایل دیگر ابتلاء به بیماری ها و ضعف عمومی بدن در این سن، رژیم های غذایی به منظور کاهش وزن می باشد که نوجوانان، بسیاری از این دستورات غذایی را در اثر تعامل، برخورد ها، کنش ها و واکنش ها از همسالان و گروه های دیگر جامعه که فاقد درجه علمی می باشند دریافت می دارند، اگر چه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این عوارض به صورت کمی محاسبه نشده ولی لازم است که به این نکته توجه شود که این بیماری ها مسبب اتلاف منابع و مراقبت های بهداشتی، کاهش بهره وری و بالاخره کاهش ظرفیت جسمی و روانی بخش بزرگی از جامعه می باشد.

دلوریان زاده و حسین زاده معتقدند که: تغذیه سالم در یادگیری مؤثر است و باعث رشد تحصیلی و افزایش بازدهی در سرمایه گذاری آموزشی و در نهایت بهره وری ملی می شود، علاوه بر این موارد تغذیه سالم نه تنها بر رشد جسمی و یادگیری دانش آموزان تأثیر دارد بلکه بر رشد ذهنی و اصلاح ناهنجاریهای رفتاری آنان نیز مؤثر است، بنابراین، اطلاع یافتن از وضع تغذیه دانش آموزان سبب برنامه ریزی بهتر در بخش آموزش و پرورش و سیاست گذاریهای بهداشتی خواهد شد (دلوریان زاده و حسین زاده، ۱۳۸۴: ۲-۱). ایوانوویک نیز توجه به تغذیه نوجوانان را به علت اهمیت آن در دو بعد سلامتی و پیشرفت تحصیلی مهم می داند (Ivanovic; 1989).

فلاح و همکاران بر اهمیت تغذیه به ویژه در دوران نوجوانی تأکید می ورزند: « نوجوانی یکی از مهمترین و حساسترین دوره های رشد انسان محسوب می شود، در این مرحله رشد به نسبت یکنواخت دوره کودکی، به طور ناگهانی افزایش می یابد. این تغییرات ناگهانی، نیازهای تغذیه ای ویژه ای ایجاب می کند. نوجوان در حدود ۲۰% قد و۵۰% وزن دوران بزرگسالی را در این دوره بدست می آورد» ( فلاح و همکاران، ۱۳۸۴: ۲). یکی دیگر از فواید توجه به امر تغذیه به ویژه در دختران نوجوان این است که، آنان مادران آینده هستند و مفاهیم تغذیه ای آموخته شده به آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و می تواند نقش مهمی در سلامتی خانواده و کودکان آنها داشته باشد (Georgia; 1991. WHO; 1989).

از موارد دیگر مربوط به بهداشت فردی که پرداختن به آن مهم می باشد ، بهداشت دوران قاعدگی است.

بروز پاره ای از مشکلات روانی و جسمی در دوره های خاصی از قاعدگی زنان و طبیعت تکرار شونده آن باعث شده تا از دیر باز به این مسئله توجه شود (تارتاری و همکاران،

مطلب دیگر :

۱۰ نوع محتوایی که باعث افزایش بازدید سایت تان خواهند شد

 ۱۳۸۶: ۱۳). زیرا کمبود اطلاعات در این زمینه در میان قشر نوجوان که گاه به دلایل فرهنگی می باشد عوارض وخیمی را در پی دارد، علاوه بر دلایل فوق الذکر احمدی (۱۳۷۷) در پژوهشی به دلایل متعدد فرهنگی و اجتماعی، بررسی دختران را در مقایسه با پسران واجد اهمیت بیشتری می داند، « ویژگیهای بلوغ دختران و شرایط جسمی و روانی این دوران و نیازهای مربوطه و از همه مهمتر نقش اساسی که آنها در باروری و تولید نسل دارند بر تمامی دوره زندگی آنان تأثیر بسزایی دارد. بدین ترتیب تأمین سلامت کامل آنان و رفع نیازهای بهداشتی و حفاظت در مقابل بیماریها و صدماتی که در طی دوران جوانی آنها را تهدید می کند و استفاده بهینه از خدمات بهداشتی و آموزشی موجود و ارتقاء سطح آگاهی های آنان ضروری می باشد».

با توجه به تجارب پژوهشگر در حوزه بهداشت و درمان، بسیاری از خانواده ها در مناطقی زندگی می کنند که حتی از پایین ترین سطح امکانات بهداشتی محروم می باشند و با توجه به تجارب کاری در حوزه بهداشت مدارس بسیاری از دانش آموزان اطلاعات و آگاهی های بهداشتی آنها در سطح بسیار پایینی می باشد به طوری که گاه در مراجعات خود، از ابتدایی ترین مسائل بهداشت فردی سؤال می پرسند که انتظار می رود با توجه به گستردگی پیام های بهداشتی در رسانه ها از آن ها مطلع باشند، از طرفی تعداد زیادی از مدارس در سطح کشور از وجود نیروی مراقبین و کارشناسان بهداشت مدارس  محروم می باشند، یکی از اقدامات مهمی که بایستی در جهت برنامه ریزی های آتی بهداشتی در مدرسه انجام شود لزوم توجه و بررسی میزان آگاهی و نگرش و عملکرد دانش آموزان می باشد، زیرا با بررسی و ارزشیابی از سه حیطه مذکور می توان به توصیف وضع موجود و فاصله آن با وضعیت مطلوب اقدام کرد، اهمیت بررسی این نوع از برنامه درسی (برنامه درسی یاد گرفته شده) در حوزه بهداشت فردی از یکسو به علت ماهیت خود برنامه درسی یاد گرفته شده است که بخشی از آن در سایه تجربیات، عکس العمل های دانش آموزان بر مبنای علائق، ارزشها، توانمندیها، تجارب قبلی، زمینه ها و انگیزه ها متغیر می باشد. از طرفی ماهیت خود برنامه های بهداشتی است که پرداختن به آنها در کتابهای درسی و در قالب هدفهای مدون به میزان ناچیزی مشاهده می شود و نادیده گرفتن این امر در قالب آموزشهای کلاسیک (رسمی) میتواند زمینه کسب تجربیات خارج از مدرسه بیشتری را برای دانش آموز فراهم سازد که صحت علمی این تجربیات ممکن است نامشخص باشد. که به حق عدم توجه به آن میتواند پایه گذار بسیاری از مشکلات روحی، روانی، تحصیلی، اجتماعی و شغلی ودر خانواده و جامعه باشد، از طرفی دیگر عدم حضور متخصصین امور بهداشتی در مدارس و عدم همکاری های لازم بین بخشی (مراکز بهداشتی مناطق و ادارات آموزش و پرورش) سبب نادیده گرفتن این بخش از مسایل آموزشی شده است، از سویی دیگر بالا رفتن هزینه های درمان نسبت به پیشگیری، مسئولین وزارت بهداشت و آموزش و پرورش را ملزم می نماید که بررسی هایی در زمینه بهداشت مدارس به عمل آورند تا جامعه با عوارض آن همچون کاهش نیروهای انسانی سالم که میتوانند چرخهای پیشرفت جامعه را در دست بگیرند مواجهه نشود و این برنامه ریزی ها ابتدا به ساکن نیازمند بررسی وضعیت دانش آموزان و نیازهای آنها و تعیین اهداف و چشم اندازها و روش های آنان در فهم مسائل بهداشتی و شیوه های ایجاد عادات بهداشتی سالم در آنها می باشد. که یکی از مراحل انجام کار، بررسی وضع موجود همراه با بررسی میزان آموخته های دانش آموزان می باشد که این آموخته ها در بسیاری از مواقع در برخورد و تعاملات اجتماعی تبدیل به نگرش و به دنبال آن یک رفتار و یا عادت در فرد شده است. که بدون توجه به این عوامل قطعاً ترسیم و دستیابی به اهداف مطلوب غیر ممکن می باشد. اهمیت دیگر این بررسی را امینی به این صورت بیان می دارد که رسیدن به هدفهای واقعی آموزش و پرورش که منجر به ایجاد تغییرات مهمی در رفتار و نگرش دانش آموزان می گردد و به کسب مدارج علمی، پرورش فکر و مهارت های فنی منتهی می شود نیاز به برنامه ریزی های گوناگون و همه جانبه دارد که فقط یکی از آنها مربوط به تهیه و تنظیم کتاب درسی مطلوب است، درحالیکه دستیابی به بسیاری از اهداف مطلوب دیگر در قالب برخورد با معماهای علمی می باشد، با طی کردن یک دسته از این قبیل روشها است که دانش آموزان به کسب مهارتهای ذهنی و فنی نایل می آیند و در کاربرد آنها در زندگی و به هنگام برخورد با صحنه های جدیدتر و پرمسئولیت تر عادت می کنند، بدیهی است که این نوع یادگیری ها را که در جهت پاسخگویی به نیازهای فرد و جامعه است نمی توان فقط از راه مطالعه کتاب درسی و به خاطر سپردن محتوای آن به دست آورد (امینی، ۱۳۷۵: ۲۱). و از طرفی به چالش انداختن ذهن دانش آموز در رابطه با مسائلی که ممکن است حتی به صورت جزئی در کتابهای درسی به آن توجهی نشده چه بسا زمینه ساز دستیابی به اهدافی عالی تر و نزدیک تر شدن به اهداف مصوب و مدون تعلیم و تربیت شود، یکی از این مباحث، مسائل بهداشتی می باشد، اهمیت بررسی این جنبه از تعلیم و تربیت دانش آموزان به دلایلی از جمله ارتباط این حوزه با سایر حوزه های زندگی فردی و اجتماعی کلیه دانش آموزان و در مقیاس بزرگتر خانواده های آنها دو چندان می شود، زیرا بسیاری از نوجوانان به علت تعاملات با همسالان در معرض بروز رفتارهای ناسالم بهداشتی می باشند، و همین امر فرد را از دستیابی به اهداف – حتی ابتدایی – تعلیم و تربیت باز می دارد، و این مسئله اهمیت توجه به برنامه درسی یاد گرفته شده دانش آموز و بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد او را بیشتر می کند، تا با شناسایی مشکلات بهداشتی و به دنبال آن مشکلات تحصیلی – که گاه ریشه آن در مسائل بهداشتی و حوزه تندرستی می باشد – در دانش آموز، به عنوان گامی نوین در کمک به برنامه ریزان حوزه تعلیم و تربیت و برنامه ریزان درسی جهت ایجاد راهکارهای تازه در تدارک برنامه های غیر رسمی (فوق برنامه) به صورتی جدی تر و تدوین و تألیف کتب درسی در سایه توجه به ویژگی های نوجوان و مسائل روزمره آنها که بهداشت فردی یکی از مهمترین آنها می باشد و توجه مراکز تربیت معلم در پرورش معلمانی که به عوامل مؤثر بر درک دانش آموزان توجه بسیار مبذول دارند، باشد زیرا فرد نوجوان به دلیل روابطی که با همسالان و گروه های خاص دارد پذیرای مطلق سخنان معلم نمی باشد بلکه بسیاری از مقبولات ذهنی خود را خارج از حیطه مدرسه و به صورت غیر رسمی دریافت می نمایند.

از دیگر دلایل پژوهشگر در پرداختن به این موضوع، علاقه، رشته تحصیلی و تجارب پژوهشگر در زمینه بهداشت مدارس و پی بردن به لزوم اهمیت بررسی برنامه های درسی در مدارس می باشد.

۱-۴- اهداف پژوهش

اهداف کلی این پژوهش عبارت است از:

– بررسی برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه استان ایلام

– ارائه پیشنهادات به مسئولین آموزش و پرورش، برنامه ریزان و کارشناسان بهداشت مدارس جهت بهبود برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها

اهداف جزئی

– بررسی میزان آگاهی دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– بررسی وضعیت نگرش دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– بررسی میزان عملکرد دانش آموزان در رابطه با مسایل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی)؛

– مقایسه دانش آموزان بر حسب رشته تحصیلی در رابطه با مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی )؛

– مقایسه دانش آموزان بر حسب پایه تحصیلی در رابطه با مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی ).

۱-۵- سوالات پژوهش

سؤال کلی

برنامه درسی یاد گرفته شده بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) در دبیرستان‌های دخترانه استان ایلام چگونه است ؟

سؤالات جزئی

– میزان آگاهی دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چقدر است؟

– وضعیت نگرشی دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چقدر است؟

– میزان عملکرد دانش آموزان در رابطه با بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی) چه مقدار است؟

– آیا دانش آموزان در رشته های تحصیلی مختلف در مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی ) تفاوت دارند ؟

– آیا دانش آموزان در پایه های های تحصیلی مختلف در مسائل بهداشت فردی (بهداشت تغذیه، بهداشت دوران قاعدگی ) تفاوت دارند ؟

 

۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها و اصطلاحات

برنامه درسی یاد گرفته شده

تعریف نظری: عبارت است از آن چه که دانش آموزان یاد می گیرند، یا یادگیری های نهایی که در عملکرد هایشان در آزمون ها و سایر سنجش ها نشان داده می شود (فتحی و اجارگاه ، ۱۳۸۸: ۶۴).

تعریف عملیاتی: امتیازی که دانش آموز از پاسخگویی به سؤالات آگاهی، نگرش و عملکرد بهداشت فردی در دو حوزه تغذیه و قاعدگی کسب می کند.

بهداشت فردی

تعریف نظری: کلیه فعالیتهایی که یک فرد برای تأمین، حفظ و ارتقای تندرستی خود انجام می دهد (پویه، ۱۳۷۵: ۳۴).

تعریف عملیاتی: امتیازی است که با بهره گرفتن از پرسشنامه محقق ساخته بهداشت فردی به دست آمده است. در این پژوهش منظور از بهداشت فردی، بهداشت تغذیه و بهداشت دوران قاعدگی می باشد.

بررسی وضعیت یادگیری سازمانی و ارائه راه های بهبود آن در دبیرستانهای شهرتهران در سال تحصیلی ۹۲-۹۳

۲-۱- یادگیری؛ تعاریف و مفاهیم ۱۳

۲-۲- اهمیت و ضرورت یادگیری ۱۴

۲-۳- سطوح یادگیری در سازمان ۱۵

۲-۳-۱- یادگیری فردی. ۱۵

۲-۳-۲- یادگیری تیمی. ۱۵

۲-۳-۳- یادگیری فرابخشی. ۱۶

۲-۳-۴- یادگیری سازمانی. ۱۶

۲-۴- مفاهیم و تعریف یادگیری سازمانی: ۱۷

۲-۵- تاریخچه مفهوم یادگیری سازمانی ۲۰

۲-۶- اهمیت یادگیری در سازمانها ۱۲۱

۲-۷- مزایای یادگیری سازمانی ۲۳

۲-۷-۱ بهبود عملکرد. ۲۳

۲-۷-۲- بهبود خلاقیت و نو آوری در سازمان. ۲۴

۲-۷-۳- حفظ مزیت رقابتی. ۲۴

۲-۷-۴- توسعه سازمان. ۲۵

۲-۷-۵- توسعه مدیریت دانش. ۲۵

۲-۸- مؤلفه های یادگیری سازمانی ۲۵

۲-۸-۱- چشم انداز مشترک. ۲۶

۲-۸-۲- فرهنگ سازمانی. ۲۶

۲-۸-۳- ساختار سازمانی. ۲۷

۲-۸-۴- یادگیری تیمی یا گروهی. ۲۷

۲-۸-۵- تفکر سیستمی . ۲۷

۲-۸-۶- توسعه شایستگی کارکنان. ۲۸

۲-۸-۷- استراتژی. ۲۸

۲-۸-۸- اشتراک دانش. ۲۹

۲-۸-۹- رهبری مشارکتی. ۲۹

۲-۹- انواع یادگیری سازمانی ۳۰

۲-۹-۱- یادگیری انطباقی. ۳۱

۲-۹-۲- یادگیری پیشگیرانه (آینده نگر). ۳۲

۲-۹-۳- یادگیری عملی. ۳۲

۲-۹-۴- یادگیری تحلیلی. ۳۲

۲-۹-۵- یادگیری ترکیبی. ۳۲

۲-۹-۶- یادگیری ساختاری. ۳۳

۲-۹-۷- یادگیری نهادی. ۳۳

۲-۹-۸- یادگیری تک حلقه ای. ۳۳

۲-۹-۹- یادگیری دو حلقه ای. ۳۴

۲-۹-۱۰- یادگیری سه حلقه ای. ۳۵

۲-۹-۱۱- یادگیری ارثی. ۳۵

۲-۹-۱۲- یادگیری تجربی. ۳۵

۲-۹-۱۳- یادگیری نیابتی. ۳۶

۲-۱۰- ویژگیهای یادگیری در سازمان ها ۳۶

۲-۱۱- مدل های یادگیری در سازمانی ۳۷

۲-۱۱-۱-مدل یادگیری سازمانی دنتون. . ۳۸

۲-۱۱-۲-مدل یادگیری سازمانی مارکوات . ۳۹

۲-۱۱-۳-مدل یادگیری سازمانی توماس. . ۳۹

۲-۱۱-۴-مدل یادگیری سازمانی کراینتر و همکاران.. ۴۱

۲-۱۲- موانع فراروی توسعه یادگیری در سازمان ها ۴۱

۲-۱۲-۱- عدم تمایل به یادگیری. ۴۲

۲-۱۲-۲- مقاومت در برابر تغییر. ۴۳

۲-۱۲-۳- موانع ساختاری. ۴۳

۲-۱۲-۴- موانع فرهنگی. ۴۳

۲-۱۲-۵- عدم تعهد مدیران به یادگیری عمیق. ۴۴

۲-۱۲-۶- باورهای مدیران. ۴۴

۲-۱۲-۷- سیاسی بودن محیط درونی سازمان. ۴۴

۲-۱۲-۸- عدم وجود استراتژی روشن. ۴۴

۲-۱۲-۹- فقدان اعتماد در سازمان. ۴۵

۲-۱۲-۱۰- عملکرد مداری و فقدان زمان یادگیری. ۴۵

۲-۱۲-۱۱- داشتن تفکر غیر سیستمی و جزئی نگر. ۴۵

۲-۱۲-۱۲- کاهش انگیزه های یادگیری. ۴۶

۲-۱۲-۱۳- محیط انحصاری و غیر رقابتی. ۴۶

۲-۱۳- عوامل مؤثر بر توسعه یادگیری در سازمان ها ۴۶

۲-۱۳-۱- اعتماد سازمانی. ۴۸

۲-۱۳-۲- رهبری تحولی. ۴۹

۲-۱۳-۳- رهبری معنوی. ۴۹

۲-۱۳-۴- سرمایه اجتماعی. ۵۰

۲-۱۳-۵- هوش سازمانی. ۵۱

۲-۱۳-۶- فرهنگ سازمانی. ۵۱

۲-۱۳-۷- ساختار سازمانی. ۵۲

۲-۱۳-۸- توانایی‏های فردی (کارکنان یادگیرنده و خلّاق). ۵۲

۲-۱۳-۹- سرمایه فکری. ۵۲

۲-۱۳-۱۰- هوش هیجانی. ۵۳

۲-۱۳-۱۱- مدیریت کیفیت فراگیر. ۵۳

۲-۱۴- سازمان های یادگیرنده ۵۴

۲-۱۴-۱- مفاهیم وتعاریف سازمان یادگیرنده.. ۵۴

۲-۱۴-۲- ویژگی های سازمان یادگیرنده. ۵۶

۲-۱۴-۳- تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادکیرنده.. ۵۷

۲-۱۵- مدیریت دانش ۶۱

۲-۱۶- دانش سازمانی ۶۱

۲-۱۷- فرایند یادگیری سازمانی از دیدگاه صاحب نظران مختلف ۶۱

۲-۱۷-۱- . فرایند یادگیری سازمانی هابز.. ۶۱

۲-۱۷-۲-. فرایند یادگیری سازمانی جانک مین چاو.. ۶۳

۲-۱۷-۳- فرایند یادگیری سازمانی هربرگ.. ۶۴

۲-۱۷-۴- فرایند یادگیری سازمانی کراسن ۶۴

۲-۱۷-۵- فرایند یادگیری سازمانی پاولوسکی ۶۴

۲-۱۸- بخش دوم : تحقیقات ۶۵

2-18-1- تحقیقات داخلی ۶۵

2-18-2- تحقیقات خارجی ۶۷

۲-۱۹- مدل مفهومی پژوهش ۶۸

فصل سوم؛ روش پژوهش

۳-۱- نوع و روش پژوهش ۷۲

۳-۲- جامعه آماری پژوهش ۷۲

۳-۳- روش های گردآوری اطلاعات ۷۴

۳-۴- تعیین روایی و پایایی ابزارهای اندازه گیری پژوهش ۷۵

۳-۴-۱ روایی پرسشنامه. ۷۵

۳-۴-۲ پایایی پرسشنامه ها. ۷۶

۳-۵- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۷۶

فصل چهارم؛ تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱- توصیف آماری داده‌ها ۸۰

۴-۱-۱- توزیع آماری نمونه بر حسب جنسیت. ۸۰

۴-۱-۲- توزیع آماری نمونه بر حسب تحصیلات. ۸۱

۴-۱-۳-  توزیع آماری نمونه بر حسب سنوات خدمت. ۸۲

۴-۱-۴- توزیع آماری نمونه بر حسب سن. ۸۳

۴-۲- بررسی توصیفی سؤالات و مؤلفه ها پرسشنامه یادگیری سازمانی: ۸۴

4-2- 1- بررسی توصیفی مؤلفه  چشم انداز ۸۵

4-2- 2- بررسی توصیفی مؤلفه فرهنگ سازمانی ۸۶

4-2- 3- بررسی توصیفی مؤلفه کار و یادگیری تیمی ۸۷

4-2- 4- بررسی توصیفی مؤلفه اشتراک دانش ۸۸

4-2- 5- بررسی توصیفی مؤلفه  تفکر سیستمی ۸۹

4-2- 6- بررسی توصیفی مؤلفه  رهبری مشارکتی ۹۰

4-2- 7- بررسی توصیفی مؤلفه  توسعه شایستگی های کارکنان ۹۱

4-2- 8- بررسی توصیفی مؤلفه  ساختار ۹۲

4-2- 9- بررسی توصیفی مؤلفه استراتژی ۹۳

4-2- 1-  توصیف وضعیت کلی یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران   سال تحصیلی ۹۳-۹۲ ۹۴

4-2- 1-مقایسه توصیفی وضعیت موجود یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران   سال تحصیلی ۹۳-۹۲    94

۴-۳- آمار استنباطی: تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش ۹۵

۴-۳-۱- سؤالات تحقیق. ۹۵

۴-۳- یافته های جانبی پژوهش ۱۰۲

 

فصل پنجم؛ بحث و نتیجه گیری

۵-۱- نتیجه گیری ۱۰۷

۵-۱-۱- نتایج توصیفی. ۱۰۷

۵-۱-۲- نتایج استنباطی. ۱۰۸

۵-۲ پیشنهادات ۱۱۲

۵-۲-۱ پیشنهادات کاربردی. ۱۱۲

۵-۲-۲- پیشنهادات پژوهشی. ۱۱۶

فهرست منابع

منابع فارسی ۱۱۸

منابع لاتین ۱۲۳

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت یادگیری سازمانی و ارائه راه های بهبود آن در دبیرستانهای شهرتهران در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ با بهره گرفتن از روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق را  کلیه دبیران مدارس متوسطه شهر تهران تشکیل می دهد که بر اساس آخرین آمار و اطلاعات تعداد این اعضاء ۹۷۷۰ نفر می باشد که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای ۳۶۹ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیرهای مورد استفاده در پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته یادگیری سازمانی استفاده گردید. روایی محتوایی پرسش­نامه ها مورد تأیید متخصصان قرار گرفته است. پایایی پرسش­نامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، ۹۰/۰ برآورد گردید. برای تجزیه و تحلیل از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی(t تک متغیره و  t وابسته) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میانگین نظرات پاسخ گویان در خصوص وضعیت موجود یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستانهای شهر تهران در حد گزینه متوسط به لحاظ آماری معنادار بوده است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین نظرات پاسخ گویان در خصوص وضعیت مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستانهای شهر تهران در حد گزینه زیاد به لحاظ آماری معنادار بوده است. در نهایت نتایج نشان داد بین وضعیت موجود و مطلوب یادگیری سازمانی و تمامی ابعاد آن تفاوت معناداری وجود دارد.

کلید واژه ­ها: یادگیری سازمانی، سازمان یادگیرنده ،چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، توسعه شایستگی کارکنان، رهبری مشارکتی، استراتژی، کار و یادگیری تیمی، تفکر سیستمی و اشتراک دانش

۱-۱- مقدمه:

گسترش فرایند جهانی شدن و فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی و همچنین تغییرات ناشی از آنها، شرایط حاکم بر سازمان ها را به فضایی رقابتی بدل کرده است. فضایی که به شدت ناهمگون و غیرقابل پیش بینی است. بنابراین در این فضای رقابتی، سازمان هایی موفق خواهند بود که بتوانند با بکارگیری این فناوری های نوین و پیشرفته و سازگاری با آنها، حداکثر استفاده را از منابع موجود خود ببرند. در این زمینه سازمان های یادگیرنده با داشتن ویژگی های منحصر به فردی مانند سازگاری با محیط، تنوع طلبی، ریسک پذیری، آموزش و یادگیری مداوم در سازمان، ارائه ایده ها و دیدگاه های نوین به طور مستمر و نهادینه شدن فرهنگ پیشرفت و نوآوری در سازمان،  نه تنها به سرعت می توانند با تغییرات ناشی از گسترش فرایند جهانی شدن و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی سازگار و هماهنگ شوند،  بلکه به طور موثری می توانند باعث ایجاد تغییرات در محیط سازمان شده و حتی در مواقعی آن را در راستای اهداف خود هدایت کنند (مرشدی، ۱۳۹۲). در واقع می توان گفت که سرعت روزافزون رشد و نوآوری در تمامی زمینه های علمی و فنی و تاثیرات آنها بر تمام فرایندهای سازمانی،همچنین تسلط شرایط رقابتی بر محیط متغیر کسب و کار،  فرایند یادگیری در سازمان را به اساسی ترین عامل حفظ  مزیت رقابتی سازمان ها در قرن حاضر بدل کرده است،تا جایی که عدم توجه به فرایند یادگیری در سازمان ها و چشم پوشی از مزیت های آن ،چالش های متعدد در سایه آینده ای مبهم را پیش روی آنها قرار می دهد.البته اگرچه یادگیری برای سازمان ها و اعضای آنها ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب می شود،ولی این تنها یک روی سکه است و روی دیگر آن که به مراتب پراهمیت تر و ضروری تر است، ایجاد زمینه و  بستر یادگیری است (زارع خلیلی و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۸۷).

امروزه، روش های قدیمی اداره سازمان ها پاسخگوی تغییرات سریع محیط نیستند. حوزه مدیریت در سراسر دنیا شاهد تغییرات پردامنه و زیربنایی شده است و از شیوه سنتی بیرون آمده، متحول شده و همه اعضای سازمان در امور جاری مشارکت داده شده است. هر عضو سازمان به جای اینکه فقط در جهت افزایش کارآیی تلاش کند باید پیوسته مطالب جدیدی بیاموزد و بتواند در حوزه و قلمرو فعالیت خود مسائل را شناسایی و حل کند. این تغییرات محیطی مستلزم آن است که افراد سازمان ها بتوانند

 بیاموزند و حل مسئله کنند و به عبارتی یادگیرنده باشند (جنوی و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۲۱۷).

در حقیقت، در دنیای متلاطم کنونی که تغییرات محیطی رشد روزافزونی دارند، سازمان ها نه تنها می خواهند در آینده پابرجا بمانند، بلکه خواهان حفظ قدرت خود نیز هستند. بدین منظور سازمان ها بایستی دائما با تغییرات محیطی همگام بوده و همگامی با تغییرات در گرو یادگیری سازمانی می باشد. موضوع یادگیری سازمانی اخیرا در حوزه رفتارسازمانی و مدیریت استراتژیک توجهات زیادی را به خود جلب کرده است (لویس[۱]، ۲۰۰۶، ص۲۸۳).

 

۱-۲- بیان مسئله:

امروزه سازمان ها در فضایی متلاطم و متغیر قرار گرفته اند و انبوه تحولات، سازمان ها را با اشکالات زیادی روبرو نموده است؛ رویارویی با امواج پیاپی تغییر، به شکل فناوری های نوین در روابط اجتماعی سازمان مشهود است. در چنین عصری باید برای ادراه سازمان ها به نوآوری و بهره گیری از دستاوردهای علمی و فنی بشر همت گماشت و راه را برای نوآوری و ارائه طرح های مناسب در این سازمان ها هموار کرد. هر قدر عدم اطمینان محیطی بالا باشد، سازمان ها نیاز بیشتری به دانش و آگاهی گسترده از عوامل محیطی دارند تا بتوانند خود را با تغییرات و تحولات محیطی منطبق کنند. در چنین شرایطی تنها راه چاره ی سازمان های آینده تبدیل خود به یک سیستم یادگیرنده دائمی است تا بتوانند نیازهای محیطی را تشخیص داده و ابزار لازم را جهت تطبیق خود با محیط فراهم آورند و بدین وسیله به حیات خود ادامه دهند. یادگیری سازمانی پاسخی به محیط کاری متغیر، پویا و غیر قابل پیش بینی می باشد. ماهیت یادگیری سازمانی در واقع استفاده از توانایی خارق العاده ی افراد سازمان است. بنابر این برای تداوم نیروی انسانی ماهر با کیفیت بالا و لزوم پاسخگویی مداوم و مرتبط با نوآوری هایی که صورت می پذیرد به یک سازمان آموزشی یادگیرنده نیاز داریم تا یاد بگیرد، رشد کند و ساختارهای مؤسساتی را که مانع روند رشد درون مدرسه می شوند، بشکنند (زارعی متین و همکاران، ۱۳۸۲،ص ۵۰).

امروزه آموزش و پرورش به عنوان نقطه عطفی در تحول جوامع مختلف تلقی شده و نقش بسزایی در توسعه و پیشرفت کشورها ایفا می کند.از سوی دیگر تحرکات وپویایی های ناشی از رشد وتوسعه فنا وری ها وصنایع جدید وبه تبع آن لزوم قرار گرفتن در این مسیر پرشتاب، لازمه هر سازمان آموزشی پویایی است(گاروین،۲۰۰۰).تغییرات و چالش های فراوان دنیای کنونی ایجاب می کند که سازمان با قدرت یادگیری وبه روز رسانی خود باشد تا بتواند با تحولات سریع خودرا منطبق کند وبه موقع به محرک های محیطی پاسخ دهد و با کسب دانش وآگاهی به صورتی گسترده وپویا وزنده در حوزه بهسازی وتوسعه سازمانی به حیات خود ادامه دهد(لوپز همکاران ،۲۰۰۵).

تغییر و تحول در دهه اخیر و افزایش روزافزون رقابت، پیچیدگی، پویایی و عدم اطمینان از شرایط محیطی باعث شده تا سازمان های بزرگ نتوانند با شرکت های کوچک که از انعطاف پذیری، سرعت و نوآوری بالایی برخوردارند رقابت کنند به همین خاطر در چنین شرایطی حیات و بقای سازمان های بزرگ در گرو تحولی اساسی است که افراد

مطلب دیگر :

پایان نامه درباره هوش اخلاقی/:ایجاد اعتماد سازمانی

 خلاق و نوآور را هر چه بیشتر در کشور پرورش داده و فرهنگ سنتی را به فرهنگ یادگیرنده تغییر دهد. بنابراین در عصر حاضر سازمان ها و نهادهای متولی توسعه باید مدیرانی واجد شرایط برای برنامه ریزی، نوآوری، خلاقیت را گردهم آوردند و با این تدبیر مهم توسعه سازمان را سامان بخشد. بنابراین آنچه کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه را در جهت افزایش بهره وری، پیشرفت و ترقی مدد می رساند همانا استفاده از فرصت ها در رقابت با سایر کشورها است ولی آیا سازمان ها توانسته اند خودشان را با جهان واقعی و محیط خارج از خود تطبیق دهند مسلماً جواب مثبت نخواهد بود چراکه تنبلی موجود در ادارات بصورت عدم بهره وری و کارایی، بوروکراسی متورم و نارضایتی مردم نمود آشکار این قضیه است. یکی از دلایل آشکار آن عدم وجود یادگیری به معنای عام در سازمان های دولتی می باشد. (موغلی و مالکی طبس، ۱۳۸۸، ص ۹۹).

سازمان های آموزشی، سازمان های خاص آموزش و یادگیری هستند که هدف نهایی آن ها تحقق یادگیری و پرورش انسان ها و ایجاد رفتارهای نسبتاً پایدار در دانش آموزان است. اگر در سازمان های دیگر، آموزش و یادگیری وسیله ای برای تحقق سایر هدف های سازمانی مثل تولید مصنوعات و کالاها و ارائه خدمات می باشد، سازمان های آموزشی خاص انسان سازی و تغییر رفتار هستند. بر این اساس کاربرد اصطلاحات سازمان یادگیرنده، سازمان دانش آفرین و سازمان تحقق دهنده ی یادگیری سازمانی برای سازمان های آموزشی از اصالت و درستی بیش تری نسبت به سازمان دیگر برخوردار است(میرکمالی، ۱۳۸۹، ص ۲۸۲). آموزش همواره وسیله ای مطمئن برای بهبود کیفیت عملکرد وحل مشکلات سازمانی است و فقدان آن معضلات متعددی را در سازمان ایجاد می کند. به همین دلیل به منظور تربیت وتجهیز نیروی انسانی سازمان ها وبهسازی وبهره گیری موثرتر از این نیرو ها ،آموزش همواره به عنوان تاثیر گذارترین عامل مد نظر است (صفاری وهمکاران ،۱۳۸۸). در جهان کنونی آموزش ، یاددادن و یادگیری در سازمان یکی از مکانیزم های اصلی توسعه منابع انسانی بوده و مورد توجه بسیاری از صاحب نظران ومدیران آموزشی قرار گرفته است (مولایی ،۱۳۸۸). .سازکارها یا راهبردهای مناسب در جهت حرکت به سمت تحقق یادگیری در سازمان وجود دارد. در همین زمینه ضرورت دارد که ابتدا وضعیت موجود یادگیری در سازمانهای آموزشی را بسنجیم و سپس به ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن بپردازیم.

لذا با توجه به مطالب مطرح شده ، چنانچه نظام آموزش و پرورش بخواهد در چنین شرایطی به دنبال نوآوری باشد و خود را با تغییرات فزآینده عصر حاضر سازگار سازد، باید بسترها و زمینه های لازم را برای توسعه و بهبود یادگیری سازمانی فراهم کند و توسعه وگسترش یادگیری را جزو اولویت های خود قراردهد. بنابر این پژوهش با این مساله مواجه است که وضعیت موجود یادگیری سازمانی در دبیرستانهای متوسطه شهر تهران چگونه است و چه بستر و زمینه هایی باید فراهم باشد تا وضعیت یادگیری سازمانی در آموزش و پرورش بهبود پیدا کند.امید است که مدیران آموزش وپرورش شهر تهران بتوانند از نتایج این پژوهش اطلاعات ودانش لازم کسب کنند.

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق:

تغییرات سریع محیط ، صنعت ، مشتریان ، ارباب رجوع ، رقبا، همکاران ، محصولات وخدمات همگی نیروهایی هستند که بر سازمان اثر می گذارند ونیاز به برتری را موجب می شوند(سنگه،۲۰۰۸). دراین بین ، شناخت محیط ، تشخیص  و درک تحولات وآگاهی از فرصت ها ، تهدیدها ، محدودیت ها ، وامکانات که از ضروریات سازمان ها محسوب می شوند(تقوی،۲۰۱۰).

در محیط کسب و کار امروزى، تغییرات با گام هاى سریع به وقوع مى پیوندند. سازمانها در عرصه رقابت در محیط کسب و کار جهانى ملزم هستند تا نسبت به تغییرات مستمر واکنش مطلوب داشته باشند و یا از بین بروند. یک سازمان به منظور برترى یافتن از سایر سازمانها باید منابع انسانى را توسعه داده و میزان اطلاعات و دانش در دسترس را افزایش دهد (خانعلیزاده و همکاران، ۱۳۸۹، ص۲۲ ). بنابراین بزرگترین امتیاز رقابتى در دنیاى جدید کسب و کار، یادگیرى است. سازمانهایى که در آن افراد سریع تر یاد مى گیرند، با سرعت بیشترى خود را با شرایط محیطى تطبیق مى دهند. با عدم یادگیرى افراد ، سازمان هزینه هاى سنگین ندانستن یا دوباره کارى و عدم کارآیى و به هدر دادن منابع و مهارت ها را متحمل شده و شاهد از دست دادن اعتماد به نفس در افراد و کاهش درآمد به دلیل عدم نوآورى خواهد بود؛ اما درصورت یادگیرى و تعهد به آن، سود سازمان افزایش یافته و افراد به جاى نیروى کار تبدیل به سرمایه هاى سازمان مى شوند (دستگردى، ۱۳۸۷ ، ص ۲۲).

در واقع می توان گفت که یکی از دلایل عمده شکست سازمان ها عدم استفاده مطلوب از منابع ،فقر یادگیری می باشد. اینکه سازمان ها دچار ضعف در یادگیری هستند یک مساله تصادفی نیست و به نحوی مدیریت آن ها برمی گردد. تحقیقات مختلف نیز رابطه تنگاتنگ توان یادگیری با موفقیت سازمان ها را نشان داده است.با توجه به این امر یکی از مهم ترین مهارت های مدیران فراگیری چگونگی یادگیری می باشد.در نهایت همان طور که یادگیری برای رشد افراد اساسی است برای سازمان ها اهمیت زیادی دارد و ارزش وجایگاه هر سازمان را میزان اندوخته ی دانش مفید و توان یادگیری آن سازمان تعیین می کند. بنابراین یادگیری سازمانی از نظر میزان اهمیت در رده موضوعات مهم قرار می گیرد(نوروزی ،۱۳۸۸)

در عصر حاضر، تغییر که حاصل ابداعات بشر است، تمام جوامع را در هم پیچیده و عصر ما «عصر تغییر» نامیده شده است. همه سازمان ها، اعم از آموزشی، اقتصادی، سیاسی، . در آماج این تغییر هستند. نظام های آموزشی هم، که خود بانی تغییرات وسیع اجتماعی هستند، در این گردونه در مواجهه با تغییر قرار دارند و تغییر برای آنها گریزناپذیر است. هلر اظهار می دارد: « امروز نظام های آموزشی نمی توانند به مدت طولانی نسبت به نوآوری ها بی اعتنا باشند، لذا بایستی شهامت پذیرفتن نوآوری ها را داشته باشند و مقاومتی نشان ندهند. مدارس به منزله ی واحدهای عملیاتی رسمی نظام آموزشی و پرورشی، نقش و جایگاه مهمی در تحقق اهداف آموزشی و نیل به آرمان های عالیه آموزش و پرورش ایفا می کنند. آنچه مهم است، مجهز شدن مدیران و معلمان آموزشی به مهارت ها، فنون و دانش لازمه ی تغییر است (زارعی متین و همکاران، ۱۳۸۲،ص ۴۹).

در حقیقت، سازمان های آموزشی سازمان های پویایی هستند که علاوه بر آن می تواند خطاهای خود را اصلاح کنند، توانایی تغییر در دانش ها و ارزش های سازمانی خود را نیز آن چنان دارند که می توانند هر زمان با به دست آوردن مهارت های جدید ظرفیت حل مسئله خود را حفظ کنند. مدارس باید محیط های یادگیری مناسبی به وجود آورند که منجر به تجربه های سازنده که همان یادگیری است، شود. این محیط ها باید، علاوه بر تجربه، به تفکر درباره ی تجربه نیز بپردازند تا معلمان و دانش آموزان بتوانند به عنوان دانشگر، اصول، مفاهیم و نظریه ها را استخراج (دانش) و به نوبه ی خود در موقعیت های واقعی و جدید به کار گیرند(میرکمالی، ۱۳۸۹، ص ۲۸۳).

بطور کلی می توان گفت که یادگیری در سازمان ها باعث می شود که کارکنان بطور مستمر ظرفیت خود را توسعه دهند و الگوهای تازه فکریشان را پرورش دهند. هرگاه افراد توانایی ها وظرفیت های خود را بشناسند و آن ها را دائما رشد وتوسعه بدهند،خلاق تر می شوند.لذا به همین منظور، پژوهش حاضر به بررسی وضعیت موجود یادگیری سازمانی وراهکارهای بهبود آن در دبیرستان های شهر تهران می پردازد. با نظر سنجی از دبیران می خواهیم شکاف بین وضعیت وجود و مطلوب یادگیری سازمانی از نظر آنان را مشخص کنیم .

 

با توجه به تحقیقات انجام شده در سال های اخیر در دنیا و با توجه به اهمیت یادگیری سازمانی در سازمان های امروز و تأثیر مثبت آن در زمینه های گوناگون آموزشی و همچنین ضرورت بررسی یادگیری به عنوان یکی از عوامل مهم اثربخشی سازمان های آموزشی، چنانچه آموزش و پرورش شهر تهران بخواهد در چنین شرایطی  یادگیرنده باشد و خود را با تغییرات فزاینده عصر حاضر سازگار سازد، باید ابتدا وضعیت موجود یادگیری سازمانی در مدارس متوسطه تهران سنجیده شود و آن را با وضعیت مطلوب مقایسه کرد و سپس به ارائه راهکارهایی جهت توسعه و بهبود آن پرداخت.

۱-۴- اهداف و سوالات تحقیق:

۱-۴-۱- اهداف تحقیق:

الف) هدف اصلی

  • مشخص کردن وضعیت یادگیری سازمانی وارائه راه های بهبود آن در دبیرستان های شهر تهران

ب)اهداف فرعی

  1. مشخص کردن وضعیت موجود یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن در دبیرستان های شهر تهران
  2. مشخص کردن وضعیت مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران
  3. مشخص کردن تفاوت بین وضعیت موجود و مطلوب یادگیری سازمانی و مؤلفه های آن (چشم انداز مشترک، فرهنگ سازمانی ، ساختار سازمانی ، توسعه شایستگی کارکنان، رهبری مشارکتی، استراتژی، کار و یادگیری تیمی، تفکر سیستمی و اشتراک دانش) از نظر دبیران دبیرستان های شهر تهران
  4. ارائه راهکارهایی جهت ارتقای یادگیری سازمانی در دبیرستان های شهر تهران

 

۱-۴-۲- سوالات پژوهش:

الف) سوال اصلی:

بررسی و تحلیل فناوری و نسبت آن با نظریه های انسان شناختی در تعلیم و تربیت

خداوند قوه عقل و تفکر را در وجود بشر نهاد تا به واسطه آن در جستجوی حقایق و کشف مجهولات عالم پیرامون خویش و ماورای هستی باشد. نیاز به جستجوگری و کاوش در این موجود ذی شعور، از ابتدای آفرینش برای کسب اطلاعات، در طبیعت و ذات او به ودیعه نهاده شده است. انسان، در جستجوی حقایق علمی، به دانشی رسید که توانست طبیعت را به زیر سلطه خود درآورد و در این زمینه به پیروزی های درخشانی رسید. همچنین ورود فناوری به عرصه فعالیت های بشری و گسترش روز افزون آن در قرن حاضر، ابزار بسیارکارآمدی در اختیار متخصصان و متولیان تعلیم و تربیت به منظور تغییر و بهبود روش های یاددهی- یادگیری، تعالی بخشی به اهداف تربیتی و اصلاحات آموزشی داده است. اما با تأکید یک جانبه ای که بشر بر تکنیک و مصرف مواد گذاشت، پیوستگی اش را با خود و زندگی از دست داد. با از دست دادن ایمان مذهبی و ارزش های انسانی، تأکید خود را بر ارزشهای تکنیکی و مادی قرار داد و قابلیت تجربیات عمیق احساسی، و رنج و سرمستی ای که همراه آنست، از دست او رفت. ماشینی که انسان ساخت، آنچنان نیرومند شدکه خود، برنامه هایش را طرح ریخت، و اکنون نیز تفکر انسان را هم در قلمرو خود گرفته است.
کامپیوتر ها باید در نظام اجتماعی مورد نظر ما، که زنده بودن و شادمانی مرکز ثقل و هدف آن است، بخشی از کارهای عملی جامعه را به عهده گیرند نه آنکه به صورت سرطانی شروع به ویران سازی کنند و سرانجام نظام را بکلی از پا درآورند. ماشین ها  و کامپیوترها باید وسایلی باشند در خدمت اهدافی که خرد و اراده انسان آنها را تعیین و انتخاب می کند. ارزشهایی که معلومات و آمار لازم برای برنامه ریزی بر اساس آنها گردآوری می شوند، و در نتیجه در نحوه برنامه ریزی کامپیوترها اثر می گذارند، باید بر پایه دانش و اطلاعات درباره طبیعت انسان، و تظاهرات مختلف و محتمل مربوط به آن و بهترین اشکال رشد انسان و نیازهای واقعی او که باید با چنین رشدی ارتباط داشته باشد، گردآوری شوند. به تعبیر دیگر، این انسان است که سرچشمه و ریشه اصلی ارزشها است و نه تکنیک و فن؛ و باز این بالاترین سطح رشد انسان است که باید در هر برنامه ریزی اساس کار قرار گیرد و نه آنکه موضوع حداکثر تولید به عنوان معیار برنامه ریزی باشد. با وجود آنکه جامعه های انسانی با نیروی تمام به سمت جامعه تکنولوژیکی در حال حرکت است و با آنکه برخی، بر اساس حساب احتمالات، فکر می کند، اجتماع جدید برنده است، احتمال شکست این جامعه غیر بشردوستانه وجود دارد؛ به شرط آنکه تعداد روزافزونی از مردم، از خطر تکنولوژی که بر سر فردیت انسان و رندگی معنویش سایه انداخته، آگاهی پیدا کنند، و به شرط آنکه مردم مصمم گردند آزادی خود را با تغییر جهت این تحول، دوباره اعاده دهند.
بیان مسئله:
عدم توجه کافی به بنیانهای فلسفی با ریشه های تاریخی ارزشهای معنوی و مادی موجب شده با رویکرد علوم جدید برخوردی منفعل داشته باشیم. تا هنگامی که مفاهیم متعالی نزد ما صرفاً بازدهی بیشتر، سهولت کاربردی -ترورسیدن به اهداف اقتصادی و مانند آن داشته باشند، قطعاً به دلیل عدم شناخت عمیق از فناوری دچار مشکلاتی خواهیم بود. در دنیای معاصرکه تمامی امور زندگی به نحوی با فناوری مدرن در ارتباط است، به جای نگاه سطحی به فناوری باید به مفهوم آن پرداخت و به جایگاه فناوری در دنیای کنونی و رابطه ای که با انسانها برقرار می کند اندیشید و با توجه به تغییراتی که فناوری در جامعه، جهان و ارزشهای آدمی به وجود میآورد، جایگاه آن را بین انسان و جهان تعیین کرد. فناوری با سرعت و بدون توقف جریان دارد و این در حالی است که بعد از گذشت سالهای بسیار از فناوری ما هنوز ماهیت آن را بدرستی نمی دانیم(وفامهر وخبره،۱۳۸۶،صص۳۴-۳۵).
فناوری قدرت شگرفی در اختیار انسان قرار می دهد فناوری همچون علم ابزار بی طرفانه ای است که می تواند خادم اهداف انسانی ثمربخش، یا ابزاری برای استثمار

 بیرحمانه باشد. در عصر انرژی هسته ای، فناوری

می تواند ابزاری رهایی بخش یا ویرانگر باشد. این ابزار قدرتمند صرفاً زائده ای برای تمدن نیست، بلکه شامل نظامی از روابط است که پیوسته قالبهای اجتماعی را تغییر می دهد. عصر فناوری بازسازی مداوم اقتصاد، جامعه، آموزش و پرورش، حکومت و اخلاق را ایجاب می کند. زیرا به موازات پیشرفت فناوری، افکار غیر تخصصی در برابر خرد تربیت یافته سرتسلیم فرود می آورد(گوتک،۱۳۸۶،ص۴۶۰).
مانوئل کاستلز ضمن گشودن پای تکنولوژی به حوزه تنوع پذیری فرهنگ ها خاطر نشان می کند که خود فرهنگ ها، یعنی نظام های عقاید و رفتار ما که ساخته تاریخند با سیستم تکنولوژیک جدید دستخوش دگرگونی های بنیادین می شوند و این امر با گذشت زمان تشدید می شوند(قادری،۱۳۸۱).فناوری با اثر گذاری و تغییر حالت رفتار افراد بشر حتی در تصمیم گیری های آنها در تمام سطوح اثر می گذارد. این اثرگذاری از طریق ترویج اطلاعات جدید، روش های جدید تفکر، ترویج ایده ها و مفاهیم جدید، شیوه های جدید زندگی انجام می گیرد(حسنوی،۱۳۸۷،ص۲۷). شعاع اثرگذاری پدیده جهانی شدن نیز به همراهی فناوری شتاب و گستره بیشتری
می یابد، به گونه ای که لایه های عمیق تر اندیشه، رفتار، نگرش ها، و فرهنگ های ملل مختلف را تحت تاثیر قرار می دهد. و یکی از زمینه های مهمی که فناوری وبه دنبال آن جهانی شدن در آن تأثیر بسیار زیادی را می گذارد، نظام تعلیم و تربیت است(میرزامحمدی،۱۳۸۷ص۱۲۳). در دیدگاه مدرن فناوری امری واقعی و عینی است بنابراین به لحاظ ارزشی خنثی است؛یعنی اقدام اولیه و طبیعی آدمی برای رفع نیازمندی هایش است و رشد وتحول فناوری، تابعی از امور فرهنگی، اجتماعی و ارزشی

مطلب دیگر :

بررسی تحلیل محتوای کتب علوم تجربی دوره ابتدایی به روش ویلیام رومی درسال تحصیلی (88

 نیست(باقری،۱۳۸۱). دیدگاه انتقادی فرصتی فراهم می کندتا درباره دستاوردهای مخرب و تأسف بار فناوری که نمود آن نابرابری اجتماعی و اقتصادی است، به طور جدی فکر کنیم(ضرغامی ۱۳۸۶،ص۱۶).رویکرد پست مدرن نیز به جبر فناورانه اعتقاد دارد، یعنی فناوری را نیرو محرک اصلی فعالیتهای آدمی می داند که به زندگی او شکل می دهد، حامیان این نگرش طراحان رسانه ها و نرم افزارهای جدید هستند که رویاروی آنها حذف معلم ودستیابی به معلم فناورانه است وآموزشهای مجازی را با اشتیاق مطرح می کنند. فناوری مشخصه امروز، فناوری الکترونیک راه های متعددی را برای برقراری ارتباطات، اطلاع رسانی و دانستن در اختیار انسان قرار می دهد و در آموزش و پرورش فعلی استفاده از آن اجتناب ناپذیر است. اکنون رایانه جدیدترین اختراع فنی تاثیر عظیمی را بر فرایند آموزش و یادگیری خواهد گذاشته است(ذوفن،۱۳۸۶).

)مهرمحمدی،۱۳۸۴) فرصتهای ناشی از فناوری در تعلیم و تربیت را چنین می داند: زیر سوال رفتن اقتدار سنتی به عنوان منبع دانش و اطلاعات، از دست رفتن موضوعیت صرف انتقال اطلاعات و دانش، اتخاذ جهت گیری یادگیری مادام العمر، امکان ایجاد انعطاف و تنوع در برنامه ها و روش های آموزش با گذر از برنامه های یکنواخت، کسل کننده، استاندارد بدون در نظر گرفتن تفاوتهای فردی، ضرورت توجه به آموزه های مردم سالاری در نظام آموزش و پرورش یا تربیت شهروندی، او همچنین  تهدیدهای ناشی از فناوری در تعلیم و تربیت را  افزایش خطر انزوای اجتماعی و دمیده شدن در تنور فردیت، افزایش خطر شکل گیری هویت های نابهنجار، به خطر افتادن ارزش های مهم انسانی، تبدیل شدن فناوری اطلاعات و ارتباطات به الهه جدید یا مخدوم جدید، خطر گرایش تعلیم و تربیت به سمت برنامه های درسی استاندارد یکنواخت می داند.
(ضرغامی،۱۳۸۸) نیز فرصتهای ناشی از فناوری در تعلیم و تربیت را تسهیل شدن فرایند آموزش و دسترسی به حجم اطلاعات بیشتر در زمان کمتر و دستاورد های مثبت برای فراگیران در زمینه های دانشگاهی و حرفه  می داند. او همچنین چالشهای ناشی از فناوری در تعلیم و تربیت را یادگیری ابزاری، اندیشیدن واحد و همسان، تفکر حسابگرانه در برابر تفکر ناب می داند.
به عقیده هایدگر اگر انسان برای گذران زندگی در طبیعت دخل و تصرف می کند، این دخل و تصرف باید بر اساس نیازهایش باشد.حال آنکه نوع نیازهای انسان با توجه به جهان بینی او خواهد بود انسان برای دخل و تصرف در طبیعت نیازمند ابزار و فناوری است اما اگر فناوری را تنها به عنوان ابزار و وسیله قلمداد کند و آثار آن را نادیده بگیرد در حقیقت تسلیم آن شده است(آیدی دن،۱۳۷۷).
انسان دارای اراده و اختیار است؛ می تواند یکی از دو جهت حق و باطل را بر گزیند و با توجه به بینشی که از رابطه انسان با جهان هستی و خداوند دارد، می تواند توسط فناوری جهت گیری مادی یابد و در جهت سلطه بر دیگران برآید، یا برعکس تسلیم و فرمانبردار سلطه جویان شود و یا با بهره گیری از فناوری رشد پیدا کند و به نوعی از ارتباط با فناوری دست یابد تا به توسعه فرهنگ و تکامل خود در راستای ارزش های والای زندگی بپردازد. به همین جهت برای کسانی که به واسطه فناوری بر دیگران سلطه یافته و اهداف خود را پیش می برند، فناوری بسیار جالب خواهد بود و برای اسیران در بند فناوری این ماشین است که تاریخ را می سازد(آیدی دن به نقل ازمکنزی،۱۳۷۷).
آموزش فناوری جایگاه مسلمی در تعلیم و تربیت امروز دارد و این امر ناشی از جایگاه انکارناپذیری است که فناوری در عرصه زندگی کنونی بشر یافته است. اما همچنین که اندیشیدن و تصمیم گیری در باب هر عنصر جزئی از تعلیم و تربیت، بدون قرار دادن آن  در چارچوب بنیادی فلسفه تعلیم و تربیت میسر نیست، سخن گفتن از آموزش فناوری نیز بدون نگریستن به آن در چارچوب فلسفه تعلیم و تربیت ممکن و مطلوب به نظر
نمی رسد(باقری،۱۳۸۱،ص۷۶). و همچنین انسان برای بقا وابسته به فناوری است و فناوری جانشینی برای رفع عیوب و نواقص زیستی او محسوب می شود از این رو بررسی روابط میان انسان و فناوری از جایگاه مهمی برخوردار
می باشد. از طرفی نفوذ و تاثیر روز افزون فناوری بر هستی انسان و از طرف دیگرگسترش به کارگیری فناوری در نظام تعلیم و تربیت مستلزم بررسی اثرات انسان شناختی فناوری در تعلیم و تربیت است. پس لازم است که به بررسی ارتباط فناوری بر انسان و مبانی انسان شناختی فناوری بپردازیم و اثرات مثبت و منفی آن بر تعلیم و تربیت را بررسی کنیم.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
ضرورت نظری:
– این تحقیق به توسعه ادبیات نظری در حوزه آموزش و پرورش در خصوص فناوری آموزشی و تأثیرات فناوری بر مبانی انسان شناختی در تعلیم و تربیت و ضرورت تجدید نظر در ساختار تعلیم و تربیت در جهت توجه به جنبه های انسانی استفاده از  فناوری کمک خواهد کرد.
ضرورت کاربردی:
– نتایج این پژوهش راهنمایی برای معلمان وآموزش دهندگان تعلیم و تربیت خواهد بود تا با آگاهی از تاثیرات فناوری در ویژگیهای مختلف انسانی از جمله تفکر،ارزش،اخلاق، فرهنگ، ویژگیهای بومی و سایر ویژگی های  انسانی، در هنگام آموزش و ارائه دروس ضمن استفاده از فرصت های فناوری های آموزشی از تهدیدات آن جلوگیری کنند.
– نتایج این پژوهش راهنمایی برای  مدیران و مدیران آموزش عالی خواهد بود تا با شناسایی عوامل  تهدید کننده فناوری در زمینه مبانی انسان شناختی در جهت کاربرد مناسب، هدایت صحیح و کنترل موثر و دانش آموزان در استفاده از ادوات و ابزار فناوری عمل کنند.
 همچنین نتایج این  راهنمایی برای فعالان عرصه فناوری آموزشی خواهد بود تا آنها را متناسب با ویژگیها و مبانی درونی انسانی ارائه کنند و جامعه و نظام تعلیم و تربیت را از تهدیدهای فناوری مصون بدارند.