فهرست مطالبصفحهفصل اول : کلیات تحقیق .۱۱-۱- مقدمه.۲۱-۲- ضرورت انجام تحقیق۵۱-۳- اهداف تحقیق.۵۱-۴- سؤالات تحقیق.۶۱-۵- فرضیه های تحقیق.۶۱-۶- روش تحقیق و منابع مورد استفاده۶۱-۷- محدودیت های تحقیق.۶فصل دوم : پایه های نظری و پیشینه تحقیق.۷۱-۲-۲-۱- سرمایه انسانی۸
۱-۲-۲-۱-
۲-۱-۱. تعاریف سرمایه انسانی و شناخت اجمالی اجزای آن
۸۲-۱-۲. جایگاه سرمایه انسانی در رشد و توسعه اقتصادی۱۲۲-۲- مبانی نظری و روند تحولات تاریخی.۱۳
۲-۳-
|
پیشینه تجربی تحقیق
۲۳فصل سوم : برآورد سرمایه انسانی در استان های ایران.۲۶۳-۳-۱- مقدمه.۲۷۳-۲- روش میانگین سال های تحصیل.۲۸۳-۳- روش گذشته نگر(هزینه ای).۳۷۳-۴- رابطه بین سرمایه انسانی و تولید ناخالص داخلی۵۰فصل چهارم : نتیجه گیری و پیشنهادات.۵۷فصل پنجم : منابع و مأخذ۶۳فصل ششم : پیوست نرم افزاری و جداول.۶۸
مقدمه
بی گمان یکی از مهمترین دستاوردهای پژوهش و نظریه پردازی علمی در قرن گذشته، تأکید فزاینده بر جایگاه و نقش آموزش و پرورش در فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورهاست. محققان و نظریه پردازان بسیاری در آثار خود، تأثیر تلاش های بشری در حوزه آموزش و پرورش را بر رفاه، سعادت، بهزیستی و ارتقای سطح زندگی مردمان جوامع مختلف به تصویر کشیده اند. حمایت گسترده صاحب نظران حوزه های تعلیم و تربیت و توسعه از فعالیت های آموزشی و پرورشی سبب شده است تا امروزه کمتر کسی در خصوص اهمیت و جایگاه نظام تعلیم و تربیت بر توسعه کشورها تردیدی به خود راه دهد (وودهال، ترجمه فتحی ۱۳۸۱).
مهارت ها و دانش در یک فرد به عنوان سرمایه انسانی تلقی می شود. تمام انسان ها دارای اندازه معینی از سرمایه انسانی هستند و این سطح سرمایه انسانی به صورت عمده متأثر از آموزش و تربیت است ( موماو، مولن و مارتن[۱] ۲۰۰۲)
هرچند که سابقه رفتارانسان در خصوص تخصیص منابع به آموزش جهت کسب دانش و مهارت(باروری و شکوفایی اندیشه ) به قرن ها قبل بر می گردد اما مطالعه نظام مند این رفتار به دوره ای کمتر از پنجاه سال محدود می شود؛ یعنی زمانیکه اقتصاددانان برای کشف علل متفاوت بودن رشد اقتصادی در زمان ها و بین کشورهای مختلف، متوجه عامل “آموزش” شدند که در نتیجه این توجهات، شاخه ای از علوم تحت عنوان علم اقتصاد آموزش در سال ۱۹۶۰ میلادی بنیان نهاده شد (نادری ۱۳۸۳ ،۱۱). یکی از اهداف عمده آموزش افزایش رشد اقتصادی جامعه از طریق بهبود کارایی نیروی انسانی است.
مفهوم سرمایه انسانی محور بسیاری از تحقیقات در اقتصاد آموزش و پرورش است. این مفهوم در سایر شاخه های اقتصاد نیز که در مواردی با اقتصاد آموزش و پرورش وجه اشتراک دارند مطرح بوده است (متوسلی و آهنچیان 1381، ۴۳).
طرفداران نظریه سرمایه انسانی معتقد بودند که آموزش سبب ارتقاء کیفیت عامل انسانی و لذا افزایش بهره وری افراد می شود. به عبارت دیگر، زمانیکه سطح آموزش نیروی کار یک کشور ارتقاء یابد، انتظار می رود بهره وری نیروی کار و به تبع آن رشد اقتصادی آن کشور نیز افزایش یابد (نادری 1383، ۱۱). جوهره نظریه سرمایه انسانی
براین پندار قرار گرفته است که مردم وقت و منابع خود را در طرق مختلفی، نه فقط برای لذت بردن از حال، بلکه برای دستیابی به بازده های پولی و غیر پولی در آینده به کار می گیرند یعنی اینکه آنها ممکن است در حال، نسبت به انجام هزینه های بیشتر در امور بهداشتی و با دستیابی به سطح آموزش ها بیشتر اقدام کنند تا بتوانند آینده بهتری را برای خود به ارمغان آورند (ستاری فر 1382؛ بلاگ[۲] 1976).
در نظریه سرمایه انسانی، نقش آموزش در توسعه اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. گری بکر[۳] ( ۱۹۶۴)، شولتز[۴] (۱۹۵۹و۱۹۶۱)، دنیسون[۵] ( ۱۹۶۲) برای اولین بار به بررسی نقش پر اهمیت آموزش در رشد اقتصادی پرداخته اند. از دیدگاه این اقتصاددانان، آموزش از طریق افزایش ذخیره سرمایه انسانی، باعث رشد کارایی نیروی کار می گردد و سپس موجبات رشد اقتصادی را فراهم می سازد. شولتز می گوید: سرمایه گذاری آموزشی هزینه مصرفی نیست بلکه سرمایه گذاری در ظرفیت کارای انسان ها جهت تولید کالای مادی است. لذا، سرمایه گذاری آموزشی گونه ای سرمایه گذاری با نرخ بازدهی اقتصادی زیاد است که به صورت افزایش محصول حاصل از هر واحد کار کارگر و سرمایه تعریف می شود. از این رو، اقتصاددانان درصدد یافتن راه عملی برای اندازه گیری مشارکت آموزش در رشد اقتصادی برآمدند (افشاری 1377، ۷۸-۶۱).
پروفسور فردریک هاربیسون[۶] از دانشگاه پرینستون معتقد است: ” منابع انسانی . پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد. سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند. در حالیکه انسان ها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند، از منابع طبیعی بهره برداری می کنند، سازمان های اجتماعی – اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعه ملی را به جلو می برند. به وضوح کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.” ( تودارو[۷] ۱۹۹۶، ۳۷۸ )
در میان اقتصاددانان مسئله رشد اقتصادی و عوامل مؤثر بر آن از زمان های گذشته مورد توجه و اهمیت بوده است. با گذشت زمان و ایجاد فراز و نشیب هایی در تاریخ اقتصادی کشورها، اندیشه های جدید وارد حوزه فکری و اندیشه های رشد اقتصادی شده است (نجمی 1385).
کوزنتس[۸] در بررسی های خود اشاره می نماید که مطالعه رشد اقتصادی در بلند مدت در جوامع گوناگون میسر نمی باشد مگر آنکه مفهوم “سرمایه” و “تشکیل سرمایه” چنان وسیع، جامع و گسترده تلقی شود که سرمایه گذاری در بهداشت وآموزش و پرورش را نیز شامل گردد. وی تأکید می نماید که مطالعه رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن سرمایه انسانی غیر ممکن به نظر می رسد (عمادزاده 1371، 29و۶۱ ؛ کوزنتس 1961 ).
مدل های رشد و توسعه، قبلا مبنای خود را بر این قرار داده بودند که نیروی کار فعال در فرایند توسعه، از کیفیت برابر و همسانی برخوردار است، بنابراین فرض بر این بوده که هر نیروی کاری مانند نیروی کار دیگر در بازدهی و تولید نقش یکسان و برابری را ایفا می کند. اما به مرور مشخص شد که این فرض صحیح نیست، بلکه مهارت ها، عادات، رفتار و دانش نیروی کار است که تعیین کننده اصلی در فرایند تولید بوده و کمیت نیروی کار از اهمیت چندانی برخوردار نیست. به همین جهت در دهه های اخیر، تئوری های اقتصادی دیگر نیروی کار را یکسان و برابر ندیده و تفاوت های بسیاری را برای نیروی کار قائلند. لذا امروزه دیگر نقش دو نیروی کار در تولید برابر فرض نمی شود مگر آنکه از نظر سرمایه انسانی از کیفیت برابری برخوردار باشند. مدل های جدید رشد یعنی مدل های رشد درون زا، از سرمایه انسانی به عنوان عامل درونزای رشد استفاده می کنند و موجب تفاوت هایی با الگوهای سنتی رشد می شوند. تشخیص میزان سرمایه انسانی که نقش اساسی در رشد جوامع توسعه یافته ایفا کرده است، در روشن ساختن و توضیح چگونگی رشد اقتصادی این جوامع از اهمیت زیادی برخوردار بوده و تجربه ای برای کشورهای در حال توسعه خواهد بود. بر این اساس در هر جامعه این مسئله مطرح می شود که با چه معیارهایی می توان سطح سرمایه انسانی را برای جامعه مورد نظر نشان داد (ستاری فر 1382) .
۱-۲- ضرورت انجام تحقیق
امروزه تمام کشورها به دنبال ارتقای کیفیت نیروی کار خود می باشند. زیرا معتقدند که تولید بیشتر و کیفیت بالاتر، تنها در گرو نیروی کار با صلاحیت است. می دانیم که
مطلب دیگر :
خرید از سوپرمارکت آنلاین روکولند در تهران [رپورتاژ آگهی]
تابع تولید تئوریک y=f (L,K) شامل نیروی کار به صورت فیزیکی است. نیروی کار در این تابع به صورت نفر- ساعت یا اشتغال تمام وقت در نظر گرفته می شود. در بسیاری از مواقع در مطالعات بازار کار لازم است که نیروی کار تقسیم بندی شود ( تمام وقت، نیمه وقت و نیروی کار بیکار) .
از طرف دیگر در تحلیل های اقتصادی از قبیل تولید و رفاه اجتماعی نتایج استخراج شده از کاربرد نیروی کار سنتی (L) گمراه کننده می شود. در واقع در تمام کاربردهای خرد و کلان تابع تولید، آنچه که واقعا مفید می باشد، سرمایه انسانی (H) و سرمایه فیزیکی(K) است و تابع تولید به صورت Y=f(H,K) مفید واقع می شود.
همچنین می دانیم که قابلیت های نیروی کار تحت تأثیر آموزش توسعه می یابد و آموزش های مستمر سبب می شود که مهارت ها و قدرت تولید نیروی کار ارتقاء یافته و آن را به صورت سرمایه انسانی در آورد. هرچه افراد از آموزش بیشتری برخوردار باشند، توانایی مشارکت بیشتری در تولید دارند و به همان اندازه دریافتی ها و درآمد آنها نیز افزایش می یابد.
نقش مؤثر سرمایه انسانی در رشد اقتصادی سال هاست که توسط ادوارد دنیسون[۹] و تئودور شولتز[۱۰] آزمون گردیده و مدت هاست که در کشورهای گوناگون سنجش شده است (عمادزاده 1379، 3-23).
امروزه تأثیر گذاری سرمایه انسانی بر روی رشد اقتصادی یک مقوله پذیرفته شده است.این پژوهش می کوشد تا میزان سرمایه انسانی را در ایران تعیین نماید. هرچند به دلیل کیفی بودن سرمایه انسانی، شاخص های مختلفی برای سنجش و ارزیابی سرمایه انسانی مورد استفاده اقتصاددانان و پژوهشگران اقتصادی واقع شده است (نجمی 1385) ولی میزان این متغیر مهم در تابع تولید به صورت پولی برای کل کشور و به تفکیک استان دراین پژوهش برای اولین بار برآورد خواهد شد که امید است در کارهای محققان و پژهشگران درآینده مفید واقع گردد.
۱-۳- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق برآورد ارزش پولی سرمایه انسانی در ایران است.
از اهداف فرعی این طرح می توان به مقایسه میزان سرمایه انسانی در بین استانهای مختلف ایران اشاره کرد.
۱-۴- سؤالات تحقیق
۲-۵ مروری بر مطالعات انجام شده.۴۱
۲-۵-۱ مطالعات خارجی۴۲
۲-۵-۲ مطالعات داخلی۴۵
۳- فصل سوم- ابعاد و مولفه های بیماری هلندی در اقتصاد ایران
۳-۱ مقدمه. ۴۸
۳-۲ بیماری هلندی در اقتصاد ایران.۴۸
۳-۳ روند درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت و گاز۵۱
۳-۴ بیماری هلندی در بخش مالی.۵۳
۳-۴-۱ سهم نفت از درآمدهای عمومی بودجه.۵۵
۳-۴-۱-۱ رانتی شدن اقتصاد.۵۶
۳-۴-۲پرداخت های جاری و عمرانی.۶۰
۳-۴-۳ سهم نفت از تولید ناخالص داخلی.۶۲
۳-۵ بیماری هلندی دربخش پولی۶۵
۳-۵-۱ رشد نقدینگی .۶۲
۳-۵-۲ قیمت نسبی کالاهای غیر قابل مبادله به قابل مبادله۶۴
۳-۶ بیماری هلندی در بخش واقعی.۶۶
۳-۶-۱ واردات .۶۶
۳-۶-۲ صادرات غیر نفتی۷۰
۳-۶-۳ سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی بدون نفت.۷۱
۳-۶-۴ سهم بخش ساختمان از تولید ناخالص داخلی بدون نفت۷۳
۳-۷ صندوق ذخیره ارزی۷۵
۴- فصل چهارم- برآورد روند بیماری هلندی در اقتصاد ایران با بهره گرفتن از منطق فازی
۴-۱ مقدمه.۷۹
۴-۲ معرفی متغیرهای مدل.۸۰
۴-۳ مراحل انجام کار۸۲
۴-۴ روش شناسی مدل.۹۸
۴-۵ جزئیات تحلیل.۹۰
۴-۶ فازی سازی متغیرها۹۰
۴-۷ ایجاد پایگاه قواعد فازی براساس شواهد تجربی.۹۲
۴-۸ شبیه سازی سیستم های فازی بیماری هلندی در اقتصاد ایران.۹۴
۴-۸-۱استخراج روند شاخص مالی بیماری هلندی.۹۴
۴-۸-۲ استخراج روند شاخص پولی بیماری هلندی.۹۵
۴-۸-۳ استخراج روند شاخص واقعی بیماری هلندی.۹۷
۴-۸-۴ استخراج روند شاخص بیماری هلندی.۹۸
۴-۹ آزمون فرضیه۱۰۰
۵- فصل پنجم- جمع بندی و نتیجه گیری
۵-۱ مقدمه.۱۰۲
۵-۲ خلاصه و نتیجه گیری۱۰۲
۵-۳ پیشنهادات۱۰۸
ضمیمه الف. ۱۱۸
۱-۲ تعریف مساله
افزایش قیمت نفت و به تبع آن درآمدهای نفتی به عنوان فرصت تاریخی برای کشورهای صادرکننده نفت که اکثرا دارای اقتصادهای در حال توسعه می باشند به شمار می آید تا از این طریق بتوانند خود را از چنبره فقر و مشکلات حاد اقتصادی رهایی داده و به سمت توسعه حرکت نمایند. در این میان اگر چه افزایش درآمدهای نفتی منابع مالی کافی در اختیار این کشورها قرار می دهد تا به تجهیز منابع برای پروژه های سرمایه گذاری و رفع موانع ساختاری اقتصاد بپردازند، اما اثرات جانبی این افزایش درآمدها شیرینی افزایش قیمت نفت را بر کام این اقتصادها تلخ کرده است. یکی از مهمترین مکانیزم های اثرگذاری منفی درآمدهای نفتی بر اقتصاد کشورهای نفتی بیماری هلندی[۱] است، که در اکثر این اقتصادها مشاهده می گردد.
بطور کلی رونق صادرات در یک بخش از اقتصاد مانند نفت همانند یک شمشیر دولبه عمل می کند، با افزایش قیمت نفت و درآمد نفت، درآمدهای ارزی یک کشور افزایش می یابد، در این حالت درآمد ملی و رشد اقتصادی آن کشور افزایش می یابد و موجب بالا رفتن سطح زندگی مردم می شود، اما از طرف دیگر می تواند رشد متوازن بخش های اقتصادی را مختل کند، به این معنا که بخش های غیر قابل مبادله[۲] (بخشی که تولیدات آن در معرض رقابت بین المللی نیست) گسترش می یابد و بخش قابل مبادله[۳] را تضعیف می کند. در ادبیات اقتصادی به این پدیده بیماری هلندی گفته می شود (اسمعیل[۴]، ۲۰۰۵). این پدیده برای نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ وارد ادبیات اقتصادی گردید و به وضعیتی اشاره دارد که در پی کشف ذخایر عظیم گاز در دریای شمال (محدوده هلند) و افزایش درآمدهای ارزی ناشی از صادرات آن، ارزش پول ملی هلند تقویت گردید که به موجب آن، از مزیت رقابتی بسیاری از صنایع این کشور کاسته شد و صنایع این کشور تضعیف گردید. بعدها اقتصاددانان این پدیده را با عنوان بیماری هلندی نام گذاری کردند.
مکانیزم بروز بیماری هلندی در کشورهای صادرکننده نفت از طریق دو اثر جابجایی منابع[۵] و اثر مخارج[۶] صورت می گیرد. برای توضیح این پدیده نخست، کالاها به دو دسته تقسیم می شوند:
۱-کالاهای قابل مبادله[۷]: کلیه کالاهایی که از نظر بین المللی مورد مبادله قرار می گیرند، که شامل کلیه کالاهای صادراتی و وارداتی می شود و قیمت این نوع کالاها در بازارهای بین المللی تعیین می شود.
۲-کالاهای غیر مبادله[۸]: کالاهایی که به دلیل حجم زیاد، ارزش کم، هزینه های بالای حمل و نقل و یا به دلیل کنترل های بازرگانی دولت در بازارهای جهانی مبادله نمی
مطلب دیگر :
شوند و فقط در داخل کشور قابل مبادله می باشند. بنابرین در نرخ های مبادله ثابت، قیمت این کالاها بین کشورها متفاوت خواهد بود.
افزایش یکباره درآمدهای ارزی ناشی از صادرات نفتی باعث بروز مازاد تراز پرداخت ها و افزایش تقاضای کل می گردد، با فرض جذب این مازاد در اقتصاد از کانال سیاست های پولی و مالی، طرف تقاضای اقتصاد به سرعت افزایش می یابد. با فرض نرمال بودن هر دو کالای قابل مبادله و غیر قابل مبادله ( یعنی کشش درآمدی هر دو نوع کالا بزرگتر از صفر باشد)، تقاضای هر دو نوع کالا افزایش می یابد. بدیهی است که پس از افزایش طرف تقاضای اقتصاد، میزان ترقی قیمت ها در نهایت بستگی به واکنش عرضه دارد. از آنجایی که عرضه کالاهای غیر قابل مبادله در کوتاه مدت بی کشش است و در مقابل عرضه کالاهای قابل مبادله از طریق واردات قابل افزایش است، لذا قیمت های نسبی کالاهای غیر قابل مبادله افزایش می یابد. اگر نرخ ارز واقعی به صورت قیمت نسبی کالاهای غیر قابل مبادله به قابل مبادله REXR= PN/PT تعریف شود، بنابراین قیمت نسبی کالاهای غیرقابل مبادله به قابل مبادله یا نرخ ارز حقیقی افزایش می یابد. افزایش قیمت نسبی کالاهای غیر قابل مبادله (و سودآوری آن) سبب می شود که منابع قابل تحرک از سایر بخش های اقتصاد خارج شده و جذب بخش غیر قابل مبادله شود. انتقال منابع به بخش های سود آور به اثر جابجایی موسوم است و تضعیف بخش های قابل مبادله و تغییر قیمت های نسبی به عنوان اثر مخارج شناخته می شود. درآمد قابل تصرف بالاتر، سودآوری و قیمت نسبی بالاتر برای کالاهای غیر قابل مبادله، به علاوه تولید پایین تر کالاهای قابل مبادله به خاطر قیمت های نسبی پایین تر، موجب افزایش واردات، کاهش صادرات غیر نفتی و از بین رفتن تراز بازرگانی می شود (طبری، ۱۳۷۲). از طرفی تبدیل ارزهای حاصله به پول ملی سبب افزایش پایه پولی و تورم نقدینگی می شود که از دیگر پیامدهای بروز بیماری هلندی در کشورهای صادرکننده نفت می باشد.1-2-2 سوال تحقیق
۳-۷-۳. رویکرد تمرکز ضعیف بر فقر 24
۳-۸. تحلیلهای تجمیع توابع و سنجشهای فقر، مبتنی بر اطلاعات 24
۳-۹. تصریح مدل 25
۳-۱۰. خلاصه فصل 27
فصل چهارم : نتایج اندازهگیری فقرچندبعدی در استانهای ایران
۴-۱. مقدمه 29
۴-۲. تحلیل نتایج مناطق شهری به تفکیک استانها. ۳۳
۴-۳. تحلیل نتایج مناطق روستایی به تفکیک استانها 62
۴-۴. خلاصه فصل 87
فصل پنجم : جمعبندی و تحلیل نتایج
۵-۱. مقدمه..۸۹.
۵-۲. نتایج 89
۵-۲-۱. نتایج فقر شهری 90
۵-۲-۲. نتایج فقر روستایی 91
۵-۳. پیشنهادات اجرایی 92
۵-۳-۱. پیشنهادات اجرایی برای مناطق شهری 92
۵-۳-۲. پیشنهادات اجرایی برای مناطق روستایی 94
۵-۴. یشنهادات تکمیلی 95
منابع و مأخذ.۹۷
فقر یکی از بزرگترین و بحثبرانگیزترین موضوعات مطرح در کشورهای درحالتوسعه جهان به شمار میرود. هرروز برشمار افرادی که درآمد روزانه کمتر از دو دلار دارند افزوده میشود و گروههای وسیعی از مردم فاقد بهداشت و درمان مناسب هستند. به عبارتی، فقر و تبعات منفی حاصل از آن، توسعه انسانی را محدود میسازد و فقرا نیز اغلب با منتهای درجه آسیبپذیری در حوزه فقدان سلامتی، آشفتگی اقتصادی و بیماریهای طبیعی و مواجهاند. در حقیقت، صدمات ناشی از فقر بسیار گسترده و طولانیمدت هست.
مطلب دیگر :
اندازه گیری فقر برای برنامه ریزی و سیاستگذاری از اهمیت فراوانی برخوردار است، لذا مسئله اصلی این است که؛ اندازه فقر، چقدر میباشد؛ بنابراین به اندازه گیری فقر نهتنها از بعد درآمد، بلکه بر اساس سایر ابعاد، خواهیم پرداخت. با توجه به اهمیت موضوع فقر، در دهههای اخیر مطالعات زیادی در مورد ابعاد گوناگون فقر و شرایط زندگی و رفاه انسانها با رویکردهای مختلف انجامشده است. در مراحل اولیه اندازه گیری فقر، محققین، فقر را تنها از دید درآمد بررسی میکردند؛ اما با تحقیقات بیشتر دریافتند که بعد درآمدی بهتنهایی نمی تواند شاخص مناسب و کاملی برای اندازه گیری فقر باشد و عوامل دیگری مانند تحصیلات، سلامت، شغل، مسکن، تغذیه و سایر مؤلفه های رفاهی نیز دارای اهمیت هستند.
سن[۱] (۱۹۸۸)، بر محدودیتهای رویکرد فقر درآمدی تأکید می کند؛ به این شرح که فقر، فقط محرومیت درآمدی نیست، بلکه شامل اشکال دیگر محرومیت نیز میباشد. چهبسا فردی به لحاظ درآمدی فقیر نباشد، اما از اشکال دیگر محرومیت همچون بیماری یا معلولیت جسمانی رنج ببرد و یا دچار تبعیضهای نژادی، جنسیتی، فرهنگی یا سیاسی باشد. بهصرف دسترسی به درآمد بالاتر از خط فقر، نمیتوان نتیجهگیری کرد که فرد موردنظر، فقیر نیست. چهبسا، وی از یک بیماری همچون بیماری کلیوی، رنج میبرد و بنابراین، برای انجام هزینه های دیالیز، ناگزیر باشد بخش عمدهای از درآمد خود را صرف معالجه کند و بهاینترتیب، چهبسا، چنین فردی در زمره فقرا قرار گیرد. هر یک از این عوامل می تواند مانعی برای رشد ظرفیتها و قابلیتهای وی باشد. به همین دلیل، سن رویکرد قابلیتی را در مقابل رویکرد درآمدی به فقر، مطرح می کند که در آن، ابعاد مختلف قابلیتی، شامل دسترسی به تغذیه کافی، حداقل آموزش، توانایی پیشگیری از بیماریهای قابلپیشگیری، توانایی دسترسی به سرپناه کافی و توانایی مشارکت در فرایندهای سیاسی میباشد. بنابراین، تعریف جدیدی از فقر با عنوان “فقر چندبعدی” مطرح شد. فقر چندبعدی، رویکرد جدیدی از فقر است که فقر را، نهتنها از بعد درآمدی، بلکه از جنبه سایر ابعاد مانند سلامت، مسکن، آموزش، درآمد، تغذیه و . بررسی می کند و درنهایت توصیف واقعبینانهتری از فقر را بیان می کند.
فقر چندبعدی در مناطق شهری استانهای ایران چقدر است؟
فقر چندبعدی در مناطق روستایی استانهای ایران چقدر است؟
ازنظر فقر چندبعدی، فقیرترین منطقه شهری ایران مربوط به کدام استان است؟
ازنظر فقر چندبعدی، فقیرترین منطقه روستایی ایران مربوط به کدام استان است؟
رتبهبندی مناطق شهری استانهای ایران ازلحاظ فقر درآمدی و فقر چندبعدی یکسان است؟
رتبهبندی مناطق روستایی استانهای ایران ازلحاظ فقر درآمدی و فقر چندبعدی یکسان است؟
ازآنجاکه موضوع فقر یکی از مهمترین مباحث مربوط به هر کشوری است لذا در این پژوهش به دنبال اهداف زیر هستیم تا بتوانیم با ارائه تصویر واضحتری از وضعیت فقر کشور، مسئولین را در جهت برنامهریزی و سیاستگذاریهای آتی، یاری نماییم.
۴-۴-۷ تشکیل الگوها و دادههای تابلویی )مقطعی- سری زمانی(.۷۸
۴-۴-۸ محاسبه کشش درآمدی و کشش قیمتی برق برای دهکهای مختلف هزینهای۸۳
۴-۴-۹ محاسبه شاخصهای تغییر رفاه.۸۴
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات۸۶
۵-۱ مقدمه۸۷
۵-۲ محاسبه حداقل معاش.۸۸
۵-۲-۱ برآورد حداقل معیشتها برای گروههای کالایی.۸۸
۵-۳ آزمون فرضیهها۸۹
۵-۳-۱ فرضیه اول۸۹
۵-۳-۲ فرضیه دوم ۹۰
۵-۴ تحلیل کلی نتایج۹۰
۵-۵ پیشنهادات۹۰
۵-۶ محدودیتها۹۱
منابع و مآخذ۹۲
پیوست۹۹
تعریف مسئله و بیان سؤالهای اصلی تحقیق
به طور سنتی سیاستهای اقتصادی در ایران بر مبنای دسترسی آسان به انرژی در قیمتهای بسیار پایین برای تأمین مالی برنامههای توسعه اقتصادی کشور بنا گردیده است(فرزانگان، مارک وادت؛۲۰۰۹)[۱] ،که این عامل منجر به استفاده بیش از اندازه از انرژی گردیده است. همانطور که نمودار شماره یک نشان میدهد، میزان مصرف داخلی انرژی در ایران در مقایسه با استاندارهای بینالمللی بسیار بالا میباشد و نهایتاً رشد تقاضای انرژی بسیار فراتر از نرخ رشد درآمد سرانه در اکثر کشورهای با درآمد پایین و یا درآمد بالا میباشد.
نمودار ۱: رشد مصرف انرژی توسط خانوارها و بخشهای منتخب در سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶
ماخذ:اصلاح قیمت های حاملهای انرژی در جمهوری اسلامی ایران. مترجم: حسنزاده،علی ( به نقل از برآورد صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا)
مصرف انرژی بر حسب رشد درآمد سرانه از رشد متوسطی )حدود چهار درصد در سال( برای سالهای ۱۹۷۸ 2002 ) برخوردار بوده است )یعنی چهار برابر سریعتر از میزان آن در کشورهای با درآمد بالا و پایین).[۲] در دوره زمانی (۲۰۰۲-۲۰۰۳) میزان مصرف نفت در ایران (۵/۱ میلیون بشکه در روز) مشابه میزان مصرف نفت در کشور اسپانیا می باشد، با این تفاوت که در آن دوره تولید ناخالص داخلی اسپانیا شش برابر ایران بوده است[۳].
از طرفی بهای ارزان انرژی منجر به تشویق به استفاده ناکارا و زیاد از منابع انرژی بر و همچنین مصرف مازاد درآمد انرژی گردیده است.( ماریاما و اکلمن[۴]،به نقل از حسن زاده؛ ۲۰۰۹). میزان مصرف انرژی در تولید الکتریسیته در ایران، بیشتر از متوسط کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه ((OECD[5] میباشد[۶].
بهای ارزانقیمت انرژی به طور بسیار نامناسبی منافع خود را به گروههای ثروتمند میرساند و آثار مخربی را بر محیطزیست وارد می کند. خانوارهای ثروتمند که استطاعت داشتن واحدهای مسکونی بزرگتر را دارند و از وسایل انرژیبر و اتومبیلهای بزرگتر بهرهمند میباشند، به طور نامناسبی از ثروت سوختهای فسیلی )هیدروکربن) سود میبرند.
با توجه به موارد بالا افزایش قیمتهای حامل انرژی در اقتصاد ایران امری اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اما نکتهای که در اینجا بسیار مهم است و دولتمردان باید بیش
از هر موضوعی بدان توجه داشته باشند این حقیقت است که تمام سیاستهای اقتصادی دولت میتواند به نوعی بر رفاه خانوارهای اقتصادی تأثیرگذار باشد. وضع مالیات، پرداخت یارانه، اصلاحات آموزشی، برنامههای بهداشتی، مقررات زیستمحیطی، دگرگونی در نظام تأمین اجتماعی، هدفمند کردن یارانهها و آزادسازی تجاری همگی سیاستهایی هستند که از راههای گوناگون بر رفاه اقتصادی تأثیرگذار میباشند.
بیتردید تغییرات قیمتی را باید از مهمترین عواملی که به عنوان مکانیزم انتقال سیاستهای دولت بر رفاه اقتصادی عمل میکند، دانست. با تغییر در قیمتها ، ترجیحات مصرفکنندگان تغییر کرده و تخصیص منابع متحول میشود. بنابراین دولتها همواره در اعمال اینگونه سیاستگذاریها باید به این امر توجه کنند که این سیاستگذاریها و تعدیلات قیمت چگونه بر رفاه افراد تأثیر میگذارند. حال با توجه به اینکه بیشتر سیاستهای دولت از طریق مکانیزم تغییر قیمتهای نسبی انجام میپذیرد(فلاحی، ۱۳۹۲)، لذا لازم است اثرات این تغییرات قیمت بر رفاه اقتصادی مورد سنجش قرار گیرد.سؤال اول: آیا افزایش قیمت برق بر مصرف برق در بخش خانگی شهری اقتصاد ایران موثر میباشد؟
سؤال دوم: آیا اثرگذاری افزایش قیمت برق بر رفاه دهکهای مختلف درآمدی شهری در کشور یکسان میباشد؟
۱-۳ ضرورت انجام تحقیق
مفهوم رفاه در طول سال های اخیر به صورت جدی مورد علاقه جامعه شناسان، اقتصاددانان و سایر رشته های مرتبط با توسعه قرار گرفته است .در واقع از دهه ۱۹۸۰ به بعد در تعریف رفاه اجتماعی تغییر و تحول بسیاری پدید آمده است .( هزارجریبی، صفری شالی؛ ۱۳۹۰ ) متون مرتبط با جامعه شناسی و اقتصاد نشان می دهد که رفاه و بهزیستی (به معنای بهتر زیستن ) تنها به اقشارآسیب پذیر و یا گروه خاصی از افراد جامعه محدود نمی شود، بلکه ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. همان طور که در تعریف سازمان بهداشت جهانی به سلامت از جنبه مثبت آن تأکید شده است و فردی واجد سلامت شناخته می شود که به لحاظ زیستی، روانی و اجتماعی از شرایط معینی
مطلب دیگر :
برخوردار باشد، همین شرایط در شکل گسترده تر در مورد رفاه افراد نیز صدق می کند .
بنابراین، رفاه اجتماعی در هر جامعه از اساسی ترین نیازهای اجتماعی است که افراد جامعه باید از آن برخور دار باشند. رفاه باعث خلق امنیت، احساس آرامش و اطمینان همه جانبه نسبت به حال و آینده است. بنابراین تأمین رفاه شهروندان را باید یکی از مهمترین وظایف دولتها دانست.فرضیه اول: افزایش قیمت برق بر مصرف برق در بخش خانگی شهری اقتصاد ایران موثر میباشد.
فرضیه دوم: افزایش یکسان قیمت برق باعث کاهش بیشتر رفاه دهکهای درآمدی پایین نسبت به دهکهای درآمدی بالا در بخش شهری اقتصاد ایران میشود .
۱-۵ اهداف اصلی تحقیق
اهداف اصلی این پژوهش عبارتاند از:
بررسی آثار افزایش قیمت برق در سطح مصرف برق در بخش خانگی شهری در ایران
بررسی آثار افزایش قیمت برق بر سطح رفاه دهکهای مختلف درآمدی خانوارهای شهری در ایران
۱-۶ نتایج مورد استفاده پس از انجام تحقیق
نتایج حاصل از این پژوهش میتواند به عنوان راهنمایی برای سیاستگذاران اقتصادی در صنعت واقع گردد، بدین ترتیب که سیاستگذاران میتوانند نگرش و همچنین نحوه عملکرد خویش را نسبت به افزایش قیمت برق ، بصورت یکسان را اصلاح نمایند.
۱-۷ استفادهکنندگان از نتیجه پایاننامه
این پژوهش می تواند در صورت صلاحدید هر یک از ارگانهای زیر به عنوان یک پژوهش علمی مورد استفاده قرار گیرد:
دولت، وزارت اقتصاد، وزارت نیرو، وزارت رفاه و کار و امور اجتماعی، شرکت تولید و توزیع برق ایران (توانیر)
۱-۸ روش و ابزار گردآوری اطلاعات
روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای بوده و دادههای مورد استفاده از مرکز آمار و بانک مرکزی ایران تهیه گردیده است.
۱-۹ جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق
در این پژوهش با بهره گرفتن از مدل تقاضای تقریباً ایده آل و استخراج کشش قیمتی و درآمدی به بررسی تأثیرات افزایش قیمت برق بر رفاه خانوارهای شهری در اقتصاد ایران پرداخته شده است. این در حالی است که در مطالعات مشابه صورت گرفته در ایران اثرات افزایش قیمت سوختهایی همچون بنزین که بر خلاف برق بعنوان یک کالای تقریباً بدون جانشین (یعنی اینکه انرژی برق و سایر سوختهای جایگزین نمیتوانند به راحتی جانشین یکدیگر شوند (لطفعلی پور و لطفی (۱۳۸۳)) محسوب میشود، به نسبت دارای جانشینهای مناسبی میباشد، بررسی شده است.
۱-۱۰ قلمرو تحقیق
قلمرو مکانی مطالعه فوق کل مناطق شهری کشور ایران را در بر میگیرد و همچنین از بعد زمانی این مطالعه از داده های بین سالهای ۸۶ تا ۹۱ اقتصاد ایران را در بر میگیرد.
۱-۱۱ جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری این پژوهش کل بخش خانگی شهری اقتصاد ایران را شامل میشود.
فصل دوم مطالعات نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱) مقدمه. ۱۲
۲-۲) مدیریت زنجیره تامین. ۱۳
۲-۲-۱) تاریخچه مدیریت زنجیره تامین ۱۴
۲-۲-۲) سیر تکاملی زنجیره تأمین ۱۴
۲-۲-۳) ضرورت مدیریت زنجیره تامین ۱۶
۲-۲-۴) فرایندهای زنجیره تأمین ۱۷
۲-۲-۵) مدلهای زنجیره تأمین ۱۹
۲-۲-۶) شاخصه های عملکرد زنجیره تأمین ۲۵
۲-۲-۷) بررسی مفهوم مدیریت زنجیره عرضه با توجه به مکاتب موجود. ۲۷
۲-۲-۸) اندازه گیری کارایی زنجیره تأمین ۳۱
۲-۲-۹) شناخت زنجیره های تامین ۳۳
۲-۲-۱۰) فناوری اطلاعات در مدیریت زنجیره تامین ۳۴
۲-۲-۱۱) زنجیره تأمین چابک. ۳۸
۲-۲-۱۲) فرایندهای اصلی یک زنجیره تامین ۴۲
۲-۲-۱۳) فعالیت های زنجیره تامین ۴۵
۲-۲-۱۴) انتخاب تامین کننده در زنجیره تامین ۴۷
۲-۲-۱۵) نگرشهای سنجش عملکرد زنجیره عرضه. ۴۹
۲-۲-۱۶) ابعاد ساختاری، محرک ها و محدودیت های زنجیره تامین ۵۰
۲-۲-۱۷) ارزیابی ارزش زنجیره تامین ۵۲
۲-۲-۱۸) فازهای تصمیم گیری در زنجیره تامین ۵۵
۲-۲-۱۹) مفهوم سازی یک زنجیره تامین خدمات ۵۶
۲-۲-۲۰) زنجیره تامین سبز. ۵۸
۲-۳) پیشینه تحقیق. ۶۰
۲-۳-۱) پیشینه تحقیق داخلی ۶۰
۲-۳-۲) پیشینه تحقیق خارجی ۶۱
۲-۴) جمع بندی و نتیجه گیری ۶۳
فصل سوم روش اجرای تحقیق
۳-۱) مقدمه. ۶۶
۳-۲) روش تحقیق. ۶۷
۳-۲-۱) روش تحقیق بر اساس هدف تحقیق ۶۷
۳-۲-۲) روش تحقیق بر اساس ماهیت و روش تحقیق ۶۷
۳-۳ ) جامعه آماری تحقیق. ۶۷
۳-۴) روش نمونه گیری ۶۸
۳-۵ ) حجم نمونه. ۶۸
۳-۶) روش جمع آوری داده ها ۶۹
۳-۷) ابزار سنجش و نحوه طراحی آن. ۷۰
۳-۸ ) مقیاس و طیف ابزار اندازه گیری تحقیق. ۷۱
۳-۹) آزمون کفایت نمونه. ۷۲
۳-۱۰) روایی و پایایی ابزار اندازه گیری ۷۲
۳-۱۰-۱ ) روایی (اعتبار) پرسشنامه. ۷۳
۳-۱۰-۲ ) پایایی (قابلیت اعتماد) پرسشنامه. ۷۳
۳-۱۱) نرمال بودن جامعه. ۷۴
۳-۱۲ ) روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها ۷۵
۳-۱۲-۱) تحلیل مدل معادلات ساختاری ۷۵
۳-۱۲-۲) ماتریس اهمیت – عملکرد. ۷۷
فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها
۴-۱) مقدمه. ۸۰
۴-۲ ) آمار توصیفی. ۸۱
۴-۲-۱) جنسیت پاسخ دهندگان. ۸۲
۴-۲-۲) سن پاسخ دهندگان. ۸۲
۴-۲-۳) سطح تحصیلات پاسخ دهندگان. ۸۳
۴-۲-۴) سابقه خدمت پاسخ دهندگان. ۸۳
۴-۲-۵ ) توصیف متغیرهای تحقیق ۸۴
۴-۳)آمار استنباطی. ۸۷
۴-۳-۱) بررسی روابط بین متغیرها ۸۷
۴-۳-۲) برآورد و آزمون مدل. ۸۸
۴-۴) معیارهای برازش مدل. ۸۹
۴-۵) تحلیل عاملی تاییدی یا تحلیل مدل اندازه گیری ۹۰
۴-۵-۱) سنجش مدل اندازه گیری مدیریت زنجیره تامین داخلی ۹۱
۴-۵-۲) سنجش مدل اندازه گیری مدیریت زنجیره تامین مرتبط ۹۲
۴-۵-۳) سنجش مدل اندازه گیری پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین ۹۴
۴-۵-۴) سنجش مدل اندازه گیری اجرای مدیریت زنجیره تامین ۹۶
۴-۶) برازش کلی مدل و فرضیات تحقیق. ۹۷
۴-۶-۱) مدل پایه تحقیق در حالت اعداداستاندارد. ۹۷
۴-۶-۲) مدل پایه تحقیق در حالت اعداد معنی داری ۹۸
۴-۶-۳) شاخصهای برازندگی فرضیات اصلی ۱۰۰
۴-۶-۴) تحلیل مسیر های مستقیم و غیر مستقیم حاصل از مدل ساختاری تحقیق ۱۰۱
۴-۷) آزمون فرضیه ها ۱۰۲
۴-۸) بررسی آزمون فرضیه های اثرات غیرمستقیم. ۱۰۴
۴-۹) بررسی ماتریس اهمیت- عملکرد. ۱۰۵
فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱) مقدمه. ۱۱۲
۵-۲) خلاصه نتایج. ۱۱۳
۵-۳) نتایج و دستاوردهای حاصل از تحقیق. ۱۱۶
۵-۴) پیشنهادات تحقیق. ۱۲۰
۵-۵ )پیشنهادات کاربردی ۱۲۰
۵-۵-۱) پیشنهادات کاربردی مدیریت زنجیره تامین داخلی ۱۲۰
۵-۵-۲) پیشنهادات کاربردی مدیریت زنجیره تامین مرتبط ۱۲۱
۵-۵-۳) پیشنهادات کاربردی پذیرش فرایندهای مدیریت زنجیره تامین ۱۲۲
۵-۶ ) محدودیت های تحقیق. ۱۲۳
۵-۷) پیشنهادات برای تحقیقات آتی. ۱۲۳
منابع و مآخذ
پیوست
Abstract
چکیده
مدیریت کارآمد زنجیره تامین به یک شرکت امکان می دهد تا تولید و انتقال محصولات در کل مسیر تولید و توزیع را، از تامین مواد اولیه یا قطعات گرفته تا قرار دادن محصول تمام شده در اختیار مشتریان،هماهنگ سازند. با توجه به محیط رقابتی، امروزه مدیریت زنجیره تامین به عنوان عاملی استراتژیک در موفقیت سازمان ها شناخته شده است و می تواند اثرات مثبت و محسوسی بر فعالیت های سازمان داشته باشد. پروژه های بخش گاز نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین کنندگانی از سازمان های دیگر هستند و عملکرد یک پروژه تحت تأثیر فعالیت های سایر سازمان هایی قرار می گیرد که یک زنجیره تأمین را تشکیل می دهند.
هدف این پژوهش بهبود اجرای مدیریت زنجیره تامین در بین کارکنان شرکت گاز استان گیلان، در نمونه ای سهمیه ای به تعداد ۱۳۳ نفر بود. برای آزمون فرضیه ها؛ از روش مدلسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart PLS 2 LISREL 8.8 و SPSS 22 استفاده شده است.
یافته ها نشان داد عوامل دخیل در مدل زنجیره تامین بر بهبود اجرای زنجیره تامین تاثیر مثبت دارد، هم چنین در بررسی تحلیل اهمیت- عملکرد یافته ها حاکی از آن بود که در برخی از سنجه ها اتلاف منابع وجود دارد که مدیران زنجیره لازم برنامه و استراتژیهایی را در راستای بهبود وضعیت کنونی اتخاذ نماید. علاوه بر آن نتایج حاکی از آن است، تعدادی از سنجه ها در سازمان وجود دارد که جزو نقاط قوت سازمان به حساب می آید و دارای عملکرد خوبی در اجرا نیز می باشد.
واژگان کلیدی
مدیریت زنجیره تامین، مدیریت زنجیره تامین داخلی، مدیریت زنجیره تامین مرتبط، پذیرش فرایندهای مدیریت زنجیره تامین، اجرای زنجیره تامین، تحلیل اهمیت- عملکرد
) مقدمه
مدیریت زنجیره تامین نه تنها به بررسی راه های ترویج هزینه در سراسر کانال های عرضه کالا و خدمـات می پردازد، بلکه باید بین تقاضای روز افزون مشتریان برای ارائه خدمات به موقع و کارآمد موازنه ایجاد کرده و از تحولات سریعی که در عرضه فناوری صورت می گیرد نیز، غافل نباشد. به عبارتی، مدیریت کارآمد زنجیره تامین به یک شرکت امکان می دهد تا تولید و انتقال محصولات در کل مسیر تولید و توزیع را،از تامین مواد اولیه یا قطعات گرفته تا قرار دادن محصول تمام شده در اختیار مشتریان،هماهنگ سازند. فن آوریهای پیشرفته چه ازجنبه های فرایندهای سازمانی و چه از جهت ارتباطات،کلید مدیریت زنجیره تامین امروزی هستند که با بهره گرفتن از این فناوری می توان موجودی انبار را به حداقل رساند و محصول را به موقع تحویل داد. در این راستا به کاربردن خردمندانه فناوری برای انتقال هدایت شده اطلاعات به این معنی است که تولید کننده گان می تواند به حداقل ها اکتفا کرده و فقط به تعداد مورد نیاز تولید و روانه انبار کنند و مرتبا” جای خالی محصولات تحویل شده به مشتری را پر نماید. تحویل سریع و مطمئن این فایده را نیز دارد که موجودی انبار با صرفه ترین حد خود حفظ شود . باگسترده شدن استفاده از فناوری های پیشرفته،تبدیل شدن زنجیره تامین به شبکه تامین وبا ورود بخش های منابع و تهیه تدارکات به اینترنت،لازم است شرکت ها با مدیریت کار آمد اطلاعات را به کار برند. امروزه هیچ شرکتی نمی تواند از مدیریت زنجیره تامین چشم پوشی کرده و انتظاربقاداشته باشد از اینرو،اندیشه زنجیره تامین به یک اندیشه رایج در همه شرکت های عمده درسراسر جهان تبدیل شده است و اگر تا چند سال پیش،دسترسی به بازار جهانی فقط در اختیار بزرگترین وموفق ترین شرکت ها بود، امروزه به برکت وجود فناوری پیشرفته از جمله اینترنت،حتی کوچک ترین شرکت ها نیز می توانندبه بازارها ونمایشگاهای اینترنتی وارد شده و کالای خود را به بهترین قیمت ها و شرایط عرضه کنند.
با توجه به محیط رقابتی امروزمدیریت زنجیره تامین به عنوان یک عامل استراتژیک در موفقیت سازمان ها شناخته شده است ومی تواند اثرات مثبت و محسوسی بر فعالیت های سازمان داشته باشد. تحولات روز افزون تکنولوژی، تغییر شرایط بازار، تغییر شیوه کسب و کار، انتظارات متفاوت و متغیر مشتریان و. از عوامل موثر بر تغییر زنجیره تامین شده است. در این محیط تجاری، نوآوری در محصولات و فرایندهای سازمانی به عنوان عاملی حساس و حیاتی در موفقیت شرکت ها مطرح است. یکی اززمینه های نو آوری که مورد توجه و تمرکز بیشتری بوده است، اتخاذ فناوری اطلاعات است. فن آوری اطلاعاتی جدید، این قابلیت را دارد که بر ساختار سازمانی، استراتژی شرکت، مبادله مکاتبات و ارتباطات،روش های عملیاتی،روابط خریدار – عرضه کننده و قدرت چانه زنی تاثیر گذارد، همچنین این امکان را دارد که بهروری، انعطاف پذیری سازمان را افزایش دهد.
قبل از هر چیز لازم است تا در ابتدایی ترین فصل، کلیاتی درباره تحقیق موردنظر ارائه گردید. از این رو در این فصل سعی بر آن بود که با بیان مسئله اصلی تحقیق و تشریح مختصر موضوع و همچنین بیان ضرورت و فرضیات تحقیق که در واقع راهنمای اجرایی در مسیر تحقیق است به کلیات تحقیق اشاره شود. همچنین برای تمرکز تحقیق لازم است که قلمرو از بعد موضوعی، مکانی و زمانی بیان شود تا تحقیق در همین راستا پیش رود و در پایان فصل نیز با تعریف اصلاحات و واژه ها به رفع ابهامات و روشن تر شدن هر چه بهتر موضوع سعی شده است.
۱-۲) بیان مساله
در فضای کنونی اقتصاد جهانی که به سرعت در حال تغییر است، فشار به سازمان ها برای یافتن راه های جدید ایجاد ارزش برای مشتریان از طریق زنجیره تامین در حال افزایش است. سازمان ها به این نتیجه رسیده اند که برای افزایش و بهبود در سودآوری و کاهش هزینه ها باید روابط خود را با مشتریان تقویت کنند(عادل آذر و همکاران، ۱۳۹۱).
در فضای رقابتی تجارت امروز دنیا، شرکتها و سازمانها با بهره گیری از انواع فناوری و علوم مدیریت، اقدام به ایجاد مزایای رقابتی از طریق ابزارهای مدیریت داده و مدیریت دانش و بهینه سازی روندهای سازمانی مانند تولید و یا ارتباطات سازمان میکنند. یکی از مهمترین علوم مدیریتی که در این زمینه مباحث بسیار سودمندی را مطرح کرده است، مدیریت زنجیره تامین است. با بهره گیری از این ابزار هر سازمان قادرخواهد بود روابط تجاری خود را با بهینه سازی تبادل اطلاعات با همکاران تجاری نظیر تامین کنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان محصولات و پیمانکاران حمل و نقل کالا توسعه دهد. بدین ترتیب شرکت های خدماتی موفق خواهند شد تا در زمان بسیارکمتری مسئولیت های خود را انجام دهند و زمان و هزینه های اتلافی را پایین آورد(نقاده، ۲۰۱۲).
با افزایش پیچیدگی و گستردگی اجرای عملیات گازرسانی به روستاهها و شهرها و صنایع بزرگ ، تامین و نگهداری شبکهها و ایستگاه ها و سایر تاسیسات و برقراری جریان پیوسته گاز طبیعی برای مصرف کنندگان و در نهایت افزایش فشار مشتریان برای بروزرسانی و مکانیزه نمودن خدمات پس از فروش، هزینه های روز افزونی را در پی داشته است و بررسی و مطالعات میدانی در این زمینه نشان میدهد که عدم هماهنگی در اجرای فرایندهای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان یکی از عوامل مشکلات فوق الذکر می باشد. کیهارا(۲۰۰۱) تشخیص داده است که مدیریت زنجیره تامین یکی از بهترین ابزارها برای بهبود عملکرد سازمان. ویلا(۲۰۰۱) مدیریت زنجیره تامین را بعنوان مدیریت اطلاعات کاربردی و مالی در تبدیل مواد خام به محصول و ارتباط با تامین کنندگان مواد، صنعت گران، توزیع کنندگان و مصرف کنندگان تعریف کرد. مدل پذیرش و اجرای مدیریت زنجیره تامین بوسیله بچتل و جارایام (۱۹۹۷) چن و پاول راج(۲۰۰۴)، کوپر و همکارانش(۱۹۹۷) و یا منترز و همکارانش(۲۰۰۱) بررسی شده است. اما آزمایش کمی در این زمینه انجام شده است. بررسی های تجربی اولیه بوسیله ی سیگولینی و همکارانش(۲۰۰۴)، فاست و مگنان(۲۰۰۱)، (کوتزاب و همکارانش) و ویزفر(۲۰۰۳)وتلر ودیگران (۲۰۱۲) انجام شده است. اجرای مدیریت زنجیره تامین شامل: مدیریت زنجیره تامین داخلی. مدیریت زنجیره تامین مر تبط با هم، پذیرش فرایند های مربوط به مدیریت زنجیره تامین و اجرای مدیریت زنجیره تامین درداخل سازمان ها می باشد.اجرای مدیریت زنجیره تامین در سازمان ها، بصورت مجموعه فرایندهای تجاری داخلی و خارجی شرکت ها با تامین کننده ها و مصرف کننده ها و به منظور خلق ارزش ها و اصلاح کلی کارایی زنجیره ها فهمیده می شود(کوپر و همکارانش۱۹۹۷ و لمبرت و همکارانش۱۹۹۸). سطح اجرایی مدیریت زنجیره تامین در سازمان ها، بستگی به سطح کاربردی این فرایند در داخل سازمان با تامین کنندگان
و مصرف کنندگان در خارج سازمان دارد. فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین انبوهی از محصولات، خدمات، اطلاعات موردنظر و چیزهای باارزشی را برای مصرف کنندگان بهمراه اصلاح کارایی زنجیره تامین در هشت زمینه تولید می کند(کوپر و همکارانش۱۹۹۷، کراکستون و همکارانش۲۰۰۱ و لمبرت و همکارانش ۲۰۰۵). این هشت مورد عبارتند از:۱- مدیریت ارتباط با مصرف کننده۲- مدیریت سرویس دهی(خدمات) به مصرف کننده ۳- مدیریت نیازمندی ها ۴- اجرای دستورات۵- مدیریت تولید۶- مدیریت با تامین کنندگان۷- مدیریت محصولات و تجاری سازی۸-مدیریت عملکردها. “شرایط داخلی مدیریت زنجیره تامین” برای فرایندهای مدیریت زنجیره تامین و اجرای مدیریت زنجیره تامین در داخل سازمانی شرطی اساسی است. این شرایط به تعهدات و نیروهای انسانی و منابع مالی، پشتیبانی مدیریت ارشد، اهداف داخلی، میزان کارایی و میزان مهارت نیروی کار، سیستم اطلاع رسانی داخلی، بررسی تغییرات اطلاعات، آموزش، تشکیل گروه های فرایندسازی و هم چنین بررسی رفتارها و تغییرات انجام شده “تکالیفی” که می بایست قبل از تمرکز کردن روی اقدام کلی برای فرایندهای تجاری سازی با تامین کنندگان و سایر مصرف کنندگان انجام شود، مربوط می شود. بنابراین ساختار ساززماندهی یکی از موارد استراتژیک از اجزای مدیریت زنجیره تامین و پارامترهای مدیریت فرهنگی بوده و منابع انسانی نیز از پیش نیازهای آن برای هدایت سازمان ها در یک شرایط منسجم می باشد(بتچل و جاریام، ۱۹۹۷ و چن و پائول راج، ۲۰۰۴ و کوپر و همکارانف ۱۹۹۷، منتزر و همکاران، ۲۰۰۱، سیگولینی و همکاران ۱۹۹۴، فاوست و مگنان، ۲۰۰۱ف لمبرت و دیگران ۲۰۰۵).
شرایط ارتباطی مدیریت زنجیره تامین نیازهای اساسی ای هستند که از فرایندهای اجرایی مابین سازمانهای مدیریت زنجیره تامین سرچشمه می گیرند. این شرایط شامل موارد زیر می باشند: مدیریت تقسیمبندی سیستم های طراحی کنترل، مدیریت تقسیم بندی اهداف و دیدگاه ها، ساختار سازمانی، شِمای سیستم پروژه ارتباطی، اعتمادسازی، ارتباط طولانی مدت قدرت(منظور قدرت در عملکردهاست)، سیستم منابع و ضررها، وابستگی درونی (متقابل)، اطلاعات تقسیم بندی شده در مورد وضعیت ها، اطلاعات طبقه بندی شده در مورد پیش بینی ها، اطلاعات طبقه بندی شده در مورد بهبود خدمات، فرهنگ سازمانی و بالاخره شیوه های مدیریت متعادل(چن و پل راج ۲۰۰۴، منتز و همکارانش۲۰۰۱، لمبرت و همکارانش ۱۹۹۸). پس از مشخص کردن “دلایل ریشه ای” در اجرای فرایندهای مدیریت زنجیره تامین در سازمان ها، علاقه مند هستیم تا بررسی کنیم که چقدر مدیریت زنجیره تامین در شرکت گار استان گیلان می تواند در مشخص کردن محرکها در اصلاح سطح مدیریت مدیریت زنجیره تامین موجود، لازم میباشد.
محقق به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر می باشد:
– آیا مدیریت زنجیره تامین داخلی بر مدیریت زنجیره تامین مرتبط در شرکت گازاستان گیلان موثراست؟
– آیا مدیریت زنجیره تامین داخلی بر پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تا مین در شرکت گاز استان گیلان موثراست؟
– آیا مدیریت زنجیره تامین مرتبط به هم پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثراست؟
– آیا مدیریت زنجیره تامین داخلی بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثر است؟
– آیا مدیریت زنجیره تامین مرتبط بر اجرای مدیریت زنجیره تامین در شرکت گاز استان گیلان موثر است؟
– آیا پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثر است؟
۱-۳) اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به اینکه صنعت نفت و گاز کشور تحت تحریم های خارجی قرار دارد، چالش های عدیده ای در توسعهی میادین گازی و پالایشگاه های کشور بوجود آمده است. به نظر می رسد توسعه این صنعت در افق چشم انداز سال ۱۴۰۴ با موانع و مشکلات بسیاری روبرو خواهد شد و دسترسی به اهداف تعیین شده برای هر بخش از این صنعت با اجرای روش حاضر، غیرقابل دسترس به نظر میرسد. از این روی اجرای سیستم های مدیریتی و تغییر در دیدگاه مدیریتی، بیش از پیش ضروری می باشد.
از طرفی بر اساس چشم انداز و بیانیه ماموریت شرکت گاز استان گیلان ، این شرکت قصد دارد در افق چشمانداز سال ۱۴۰۴ در استانی سبز، با ارائه خدمات کیفی و
مطلب دیگر :
دانلود پایان نامه حسابداری : مقایسه مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی با مالیات بر درآمد شخصیت های
پوشش کامل گازرسانی ، تبدیل به یکی از سه شرکت برتر گاز استانی در کشور شود.
می توان گفت که هدف نهایی این شرکت، تامین رفاه، اطمینان و رضایت هر چه بیشتر مشتریان خود در بخش های خانگی، تجاری و صنعتی می باشد. با عنایت به چالش هایی که ذکر شد، رسیدن به این اهداف با مشکل مواجه شده است. تا کنون شرکت گاز استان گیلان مدیریت زنجیره تامین کالا را اجرا نموده، ولیکن برای دستیابی به هدف گفته شده، نیازمند به بهبود در اجرای مدیریت زنجیره تامین در تمامی فرایندهای کنونی می باشد.
پروژه های بخش گاز نیازمند مواد، تجهیزات، تسهیلات و تأمین کنندگانی از سازمان های دیگر هستند و عملکرد یک پروژه تحت تأثیر فعالیت های سایر سازمان هایی قرار می گیرد که یک زنجیره تأمین را تشکیل می دهند. با توجه به توسعه و گسترش پروژه های مختلف و متنوع، به ویژه در خطوط انتقال شرکت های گاز استانی، طبق قوانین دولت این شرکت ها نباید وارد امور اجرایی شوند و باید با تأمین کنندگان و پیمانکاران برای انجام امور اجرایی قرارداد ببندند و مناقصه کنند. درنتیجه بعد جدیدی از همکاری میان شرکت های متعدد با شرکت های مسئول در بخش گاز ایجاد شده است. با توسعه روابط با تأمین کنندگان مختلف و پیمانکاران و تغییرات مکرر در قوانین و مقررات دولت، زمینه بروز ریسک های مختلف فراهم می شود که گاه با اثرگذاری آن ها بر یکدیگر، شدت پیامدها و اثرات آن بر سازمان افزایش می یابد. در پروژه های شرکت های گاز استانی نیز عواملی چون کارفرما، تأمین کننده، پیمانکار اصلی و جزئی دخیل هستند تا پروژه را به هدف نهایی آن که تحویل به موقع پروژه با کیفیت مورد نظر است، برسانند. در این پروژه ها، شرکت های گاز استانی در نقش کارفرما پروژه را تعریف می کنند و بهره بردار نهایی و استفاده کننده پروژه هستند. کارفرما برای اجرای طرح، آن را در اختیار پیمانکار اصلی پروژه قرار می دهد تا پروژه را به صورت عملیاتی شروع کند. انتخاب پیمانکار از طریق انجام مناقصه صورت می گیرد. پیمانکار اصلی نیز به نوبه خود با مشخص کردن پیمانکار فرعی، پروژه را عملیاتی می کند(شفیع زاده ،۱۳۸۹).
۱-۴) چارچوب نظری تحقیق[۱]
هر تحقیق به یک چهارچوب نظری نیاز دارد، چهارچوب نظری الگویی است که فرد محقق بر اساس آن درباره روابط بین عواملی که در ایجاد مسأله مهم تشخیص داده شده اند، نظریه پردازی می کند. چهاچوب نظری ضرورتاً نباید سخن محقق باشد و گاه به طور منطقی از نتایج تحقیقات قبلی پیرامون مسأله نشأت می گیرد. در بسیاری موارد ادغام باورهای منطقی فرد محقق و تحقیقات مرتبط منتشر شده با مسأله چهاچوب در ایجاد مبنایی برای بررسی موضوع تحقیق نقش محوری دارد. به طور کلی می توان گفت چارچوب نظری مبنایی است که تمام تحقیق بر روی آن قرار داده می شود (خاکی، غلام رضا ، ۱۳۹۰ ، ص ۱۶۳).
شکل ۱-۱ : مدل مفهومی پژوهش(Teller, Kotzab & Grant, 2012)
۱-۵) اهداف تحقیق
– سنجش مدیریت زنجیره تامین داخلی ، مدیریت زنجیره تامین مرتبط، پذیرش فرایندها مرتبط با مدیریت زنجیره تامین و اجرای مدیریت زنجیره تامین در شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر مدیریت زنجیره تامین داخلی، بر مدیریت زنجیره تامین مرتبط در شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر مدیریت زنجیره تامین داخلی بر پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر مدیریت زنجیره تامین مرتبط بر پذیرش فرایندهای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر مدیریت زنجیره تامین داخلی بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر مدیریت زنجیره تامین مرتبط بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان.
– سنجش اثر پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین بر اجرای مدیریت زنجیره شرکت گاز استان گیلان.
۱-۶) فرضیه های تحقیق
– مدیریت زنجیره تامین داخلی بر مدیریت زنجیره تامین مرتبط در شرکت گازاستان گیلان موثراست.
– مدیریت زنجیره تامین داخلی بر پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تا مین در شرکت گاز استان گیلان موثراست.
– مدیریت زنجیره تامین مرتبط بر پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثراست.
– مدیریت زنجیره تامین داخلی بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثر است.
– مدیریت زنجیره تامین مرتبط بر اجرای مدیریت زنجیره تامین در شرکت گاز استان گیلان موثر است.
– پذیرش فرایندهای مربوط به مدیریت زنجیره تامین بر اجرای مدیریت زنجیره تامین شرکت گاز استان گیلان موثر است.
۱-۷) تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق
تعریف یک مفهوم به وسیله مفاهیم دیگر که معمولا از مطالعات و نظریه های موجود نشات می گیرد و با بیانی علمی ارائه می شود. بدیهی است در هنگام تعریف ذکر منبع مورد استفاده ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در تعاریف عملی محقق به مشخص ساختن و تعریف نمودن آن متغیر و تعیین کردن عملیات و معیارهای تجربی که برای اندازه گیری و سنجش آن لازم است می پردازد.
۱-۷-۱) تعاریف مفهومی متغیرهای تحقیق
مدیریت زنجیره تامین: مدیریت زنجیره تامین عبارتست از فرایند یکپارچه سازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگ سازی فعالیت ها در زنجیره تامین تولید و عرضه محصول. (Laudon & Laudon, 2002).
مدیریت زنجیره تامین داخلی: شامل همه پردازشهای استفاده شده به وسیله یک سازمان در تبدیل داده های حمل شده به سازمان به وسیله تامین کنندگان به خروجی هاست، از زمانی که مواد وارد سازمان می شود تا زمانی که محصول نهایی برای توزیع به خارج سازمان حرکت می کند؛ فعالیتها اینجا شامل حمل مواد، مدیریت موجودی، ساخت وکنترل کیفیت است.
مدیریت زنجیره تامین مرتبط: زنجیره ای است که همه فعالیتهای مرتبط با جریان کالا وتبدیل مواد، ازمرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل کالای نهایی به مصرف کننده را شامل می شود.
پذیرش فرایندهای مدیریت زنجیره تامین: گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث میشود تا فرایندها موثرتر و کاراتر گشته و مدیریت آنها آسانتر گردد . در بحث زنجیره تامین -همانگونه که گفته شد- اهمیت موضوع هماهنگی در فعالیتها بسیار حائز اهمیت است.
اجرا مدیریت زنجیره تامین: اجرای مدیریت زنجیره تامین زمانی می تواند در سازمان ها مفید واقع شود و می تواند که به اهداف خود برسد که بتواند در تعامل با اهداف و اجزای سازمان به خوبی خود را نشان دهد(Harrison,Francis.2005).
۱-۷-۲) تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق
مدیریت زنجیره تامین داخلی: در این تحقیق؛ مدیریت زنجیره تامین داخلی، بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت که شامل ۱۳ سوال (۱ تا ۱۳ ) سنجیده شده است. از جمله شاخص هایی که برای سنجش مدیریت زنجیره تامین داخلی، به کار گرفته شده عبارت است از : سودمندی کارکنان، سودمندی منابع مالی، حمایت مدیریت ارشد، مشخص بودن اهداف داخلی، استفاده از فناوری اطلاعات، قابلیت پردازش اطلاعات، تبادل اطلاعات با سایر اعضا، آموزش لازم، افراد متشکل از زمینه های متفاوت، کسب تخصص لازم، ارتباط با سایر اعضا، اجرای متقابل وظایف، فرایند ارزیابی داخل شرکت (Kotzab et al.,2006).
مدیریت زنجیره تامین مرتبط: در این تحقیق؛ مدیریت زنجیره تامین مرتبط، بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت که شامل ۱۴ سوال (۱۴ تا ۲۷ ) سنجیده شده است. از جمله شاخص هایی که برای سنجش مدیریت زنجیره تامین مرتبط، به کار گرفته شده عبارت است از : فرایند ارزیابی سایر اعضا، وجود توافق همکاری در اهداف، وجود گروه پروژه زنجیره تامین، اثرگذار بودن تصمیمات بر سایر اعضا، تمایل به اعتماد سازی، ارتباط بلند مدت با سایر شرکتها، توزیع قدرت یکسان، توزیع سود و زیان بین شرکت و اعضا، وابستگی متقابل بین شرکت و اعضا، مبادله منابع اطلاعاتی با سایر، مبادله اطلاعات دریافتی، مبادله ارائه خدمات با کیفیت، فرهنگ همکاری با سایر اعضا، تصمیم گیری مدیران ارشد (Cigolini et al.,2004).
پذیرش فرایند مدیریت زنجیره تامین: در این تحقیق؛ پذیرش فرایند مدیریت زنجیره تامین، بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت که شامل ۸ سوال (۲۸ تا ۳۵ ) سنجیده شده است. از جمله شاخص هایی که برای سنجش پذیرش فرایند مدیریت زنجیره تامین، به کار گرفته شده عبارت است از : مطابقت سفارشات دریافتی، پیش بینی نیازهای آتی مصرف کنندگان، تنظیم ظرفیت ارائه خدمات، اطلاع رسانی به مصرف کنندگان، کمک از تامین کنندگان، توانایی جبران ضرر خدمات، راهگشایی در بهینه سازی اطلاعات، همکاری چند جانبه با تامین کنندگان (Lambert et al.,1998).
اجرا مدیریت زنجیره تامین: در این تحقیق؛ اجرا مدیریت زنجیره تامین، بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت که شامل ۳ سوال (۳۶ تا ۳۸ ) سنجیده شده است. از جمله شاخص هایی که برای سنجش اجرا مدیریت زنجیره تامین، به کار گرفته شده عبارت است از : منابع مشترک با تامین کنندگان، منابع مشترک با مصرف کنندگان، منابع مشترک در داخل شرکت (Mentzre et al.,2001).