۱-۹- روش و ابزار گردآوری اطلاعات۸
۱-۱۰- واژه های کلیدی۹۱-۱۱- ساختار پژوهش۹فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق۱۱۲-
۲-۱- مقدمه۱۲۲-۲- ادبیات تحقیق۱۲۲-۲-۱. رابطه بین تولید و اشتغال۱۲۲-۲-۲. تاثیر تسهیلات بانکی بر اشتغال زایی بخش های اقتصادی ایران۱۶۲-۲-۳. ابعاد نظری ایجاد شغل، تخریب شغل۱۷۲-۲-۴. منابع تغییر در اشتغال۲۰۲-۲-۵. نظریه های ناهمگنی در اشتغال زایی۲۱۲-۲-۶. معرفی اعتبارات خرد۲۵۲-۲-۷. اعتبارات خرد، کاهش فقر و فرایند توسعه۳۲۲-۳- پیشینه تحقیق۳۴۲-۳-۱. تحقیقات خارجی۳۴۲-۳-۲. تحقیقات داخلی۳۹فصل سوم: روش تحقیق۴۸۳-
۳-۱- مقدمه۴۹۳-۲- روش تحقیق۴۹۳-۳- روش گرد آوری داده ها۴۹۳-۴- جامعه آماری مورد بررسی۴۹۳-۵- مدل پژوهش و متغیر های تحقیق۵۰۳-۶- روش تجزیه و تحلیل داده ها۵۲۳-۶-۱. مدل داده های ترکیبی سری زمانی – مقطعی ( پنل )۴۹۳-۶-۲. روش داده های تابلویی۵۰۳-۷- آزمون های مورد استفاده۵۳۳-۷-۱. آزمون مانایی متغیرهای مدل۵۴۳-۷-۲. آزمون معنی دار بودن مدل۵۴۳-۷-۳. آزمون معنیدار بودن ضرایب۵۵۳-۷-۴. آزمون مربوط به بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها۵۶۳-۷-۵. آزمونهای مربوط به مفروضات مدل رگرسیون خطی۵۶۳-۷-۶. فرض نرمال بودن باقیماندهها۵۶۳-۷-۷. فرض عدم وجود ناهمسانی واریانس ها میان باقیماندهها۵۷۳-۷-۸. فرض عدم وجود خطای تصریح مدل و خطی بودن مدل۵۸۳-۷-۹. فرض عدم وجود خطای تصریح مدل و خطی بودن مدل۵۹فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها۵۹۴-
۴-۱- مقدمه۶۰۴-۲- الگوی تحقیق۶۰۴-۳- برآورد الگو۶۰۴-۳-۱. برآورد الگو به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۰۶۰۴-۳-۲. برآورد الگو به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۱۶۵۴-۳-۳. برآورد الگو به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۲۶۸۴-۴- خلاصه فصل۷۴فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات۷۵۵-۱. مقدمه۷۶۵-۲. نتایج پژوهش۷۶۵-۳. پاسخ به سوالات تحقیق۷۷۵-۴. پیشنهادهای تحقیق۷۸۵-۵. 5-4-1- پیشنهادهایی برای محققان آینده۷۹منابع و ماخذ۸۰پیوست ها۸۳
اقتصاددانان همواره بر نقش اعتبارات و سرمایه در فرایند توسعه اتفاق نظر دارند. اعتبارات و سرمایه را می توان یکی از مهم ترین عوامل تبدیل ایده به محصول به شمار آورد. از طرف دیگر اعطای اعتبار به خانوارهای کم درآمد، کارآفرینان نوپا و کسانی که مایل به ایجاد کسب و کارهای کوچک هستند، همواره با ریسک زیاد بازپرداخت وام ها مواجه است. بنابراین معمولاً دولت ها از طریق سیاست های حمایتی از قبیل نرخهای بهره کم، دوره بازپرداخت طولانی، عدم گرفتن وثیقه و. سعی در حل این مسأله می نمایند. یکی از استراتژی هایی که در سال های اخیر مورد توجه صاحب نظران و سیاستگذاران برای از بین بردن فقر و کاهش بیکاری در کشورهای مختلف قرار گرفته است “اعتبارات خرد[۱]” است. اعتبارات خرد می تواند برای خرید ابزاری جدید، یک ماشین یا مغازه ای در یک بازار باشد. میلیون ها نفر از مردم فقیر و کم درآمد جهان از مزایای وام های کوچک برای بهبود زندگی خود استفاده کرده اند. مردم در طول سه دهه گذشته از این وام ها برای شروع شرکت های جدید، ایجاد مشاغل و کمک به شکوفایی اقتصادها استفاده نموده و بارها ثابت کرده اند که می توانند وام ها را به موقع بازپرداخت کنند. اما وام تنها پاسخ نیست. آنان ممکن است به خدمات مالی اساسی دیگری مانند بیمه، حساب پس انداز و سپرده سرمایه گذاری، یا توانایی انتقال پول به شخصی که در جای دیگری زندگی می کند نیاز داشته باشند. خانواده ها با دسترسی به اعتبار و این مجموعه از ابزارهای مالی که در مجموع منابع مالی خرد نامیده می شوند، می توانند براساس اولویت های خاص خود برای هزینه های مدرسه، مراقبت بهداشتی، تغذیه یا مسکن سرمایه گذاری کنند و به جای تمرکز بر بقای روزمره، برای آینده برنامه ریزی کنند. و در صورت افزایش در حجم تولید و رونق در کشور از نظر تولید و اشتغال، تقاضا برای وام های خرد افزایش می یابد و به دلیل مراجعه بیشتر به بانک ها میزان حجم کار بانکی افزایش می یابد و کمبود نیروی انسانی در بخش بانکی ضروری به نظر می رسد. اهمیت این شیوه به گونه های بوده که سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۵ را به عنوان سال اعتبارات خرد نامگذاری کرده بود. در این فصل ابتدا به بیان مسئله تحقیق و سپس ضرورت و اهمیت تحقیق و اهداف و فرضیه ها و نیز روش تحقیق از نظر متغیرهای استفاده شده و روش آماری مورد بررسی در این تحقیق بحث شده است و در نهایت کلمات کلیدی مرتبط با موضوع ارائه شده است.
یکی از اهداف ضمنی و در حقیقت کلید موفقیت برنامه های مربوط به “اعتبارات خرد” ایجاد و توسعه اشتغال است. بدون دسترسی افراد به شغل های مولد و پایدار تحقق اهداف متعالی غیرممکن می نماید. براین اساس در این تحقیق تلاش کرده ایم؛ اثرات اعتبار خرد را بر یکی از مهم ترین متغیرهای اقتصادی یعنی اشتغال مورد بررسی قرار دهیم( افتخاری و همکاران، ۱۳۸۵ : ۴۱). این جنبه از اعتبارات خرد به دلیل پیچیده بودن فرایند و دسترسی به آمار و اطلاعات، جزو مواردی است که تحقیقات اندکی درباره آن صورت گرفته است. البته باید خاطرنشان کرد که ممکن است کلمه “ اشتغال” به معنی شغل های تمام وقت، پایدار و دارای دستمزد مناسب نباشد. در حقیقت “اشتغال” در اقتصادهای غیررسمی به معنی استاندارد آن یک مفهوم نایاب به شمار می آید. چرا که اشتغال در اقتصاد غیررسمی اغلب در وضعیت غیر استاندارد یا به عبارت دیگر در وضعیت ناکارا و بدون دستمزد، فقدان قوانین حمایت کننده، عدم حمایت سیستم تأمین اجتماعی قرار دارد و در اغلب موارد بچه ها و اعضای خانواده به عنوان کارگر استفاده می شوند، بنابراین اگر دستیابی به منابع مالی حجم اشتغال غیراستاندارد را افزایش دهد، فعالیت مؤسسات تأمین مالی خرد بسیار مباحثه برانگیز خواهد شد. اغلب مشتریان مؤسسات تأمین مالی خرد را کسب وکارهای خانوادگی تشکیل می دهند و درک تغییرات اشتغال در این نوع از کسب و کارها همواره مشکل است. گذشته از گزارش های غیرمستند در مورد وضعیت کار کودکان، انباشت بدهی ها )گیر کردن افراد در دام وام ها( و تغییر نوع کار افراد )از فصلی به دائمی( اطلاعات زیادی در این زمینه وجود ندارد. فقدان این اطلاعات به این خاطر است که در کسب و کارهای خانوادگی تغییرات تنها ممکن است تبدیل یک شغل فصلی به شغل دائمی، بکارگیری یک کارآموز به جای یک کارگر مزد و حقو ق بگیر و یا بکارگیری فرزندان در خانه به جای رفتن به مدرسه باشد (فرجادی، ۱۳۹۰ :۲۴(.
استان سیستان و بلوچستان یکی از استان های با بیشترین آمار بیکاری در سطح کشور می باشد که نرخ بیکاری در سالهای اخیرکه رتبه اول و یا دوم در کشور داشته است. یکی از مهمترین معضلات و مشکلات در مسیر توسعه اشتغال نبود سرمایه در جریان تولید می باشد و اعتبارات خرد می تواند یکی از مهمترین عوامل تولید در کشور برای سرمایه گذاری و اشتغال محسوب شود. بیکاری معضلی مهم است که می تواند عامل معضلاتی بزرگ تر چون طلاق، نزاع، اعتیاد، افسردگی و اختلالات روانی شود که متاسفانه در حال حاضر در سیستان و بلوچستان نقش پر رنگ تری پیدا کرده است. معاون اقتصاددان وزیر کار میگوید وضعیت بیکاری در مناطق مرزی کشور وخیم است و ایجاد سالانه حداقل یک میلیون شغل جدید از مسائل مهم بازار کار محسوب میشود، با این حال، هماکنون ۱۶ استان کشور با جمعیتی بالغ بر ۳۶ میلیون نفر در مناطق مرزی واقع شده که طبق آخرین سرشماری رسمی، یک میلیون و ۷۳۰ هزار بیکار را در خود جای داده است. سیستان و بلوچستان از جمله این استان های مرزی است که با قرار گرفتن بر روی کمربند اقلیم خشک و بیابانی جوانان آن علی رغم وجود منابع غنی و متنوع طبیعی به دلیل سو مدیریت مسئولان با بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و چشم امید به همت مسئولان بی همت بسته اند (خبرگزاری مهر[۲]). سیستان و بلوچستان دارای معادن و منابع غیر فعال بسیاری است که مسئولان به راحتی می توانند با ذره ای تدبیر و احساس مسئولیت به درستی از این فرصت ها استفاده کرده و ضمن ایجاد اشتغال برای بومیان این استان نیاز های استان های دیگر را نیز بر طرف کند. براساس آمار رسمی کشور، استان سیستان و بلوچستان در ۲۰ شهر کشور از نظر بیکاری سهم بسزایی دارد که زابل با ۴۳ درصد بیکاری دومین شهر کشور است. از آنجایی که بیشتر منبع در آمد مردم منطقه سیستان از آب می باشد و با توجه به ۱۶ سال خشکسالی اخیر، مردم منطقه نمی توانند کشاورزی و صیادی نمایند و از طرفی هیچ کارگاه صنعتی و کارخانه فعالی هم در این منطقه وجود ندارد همچنین مرز ها هم که یکی از منابع اشتغال زایی مردم بود از ۴ سال پیش بسته شده است لذا با این وجود طبق امار کشوری شهرهای این استان جز ۲۰ شهر بیکار در ایران هستند. طبق امار رسمی کشور شهرستان زابل با ۴۳ درصد دومین شهر بیکار، نیکشهر سومین شهر بیکار و زهک چهارمین شهر بیکار در ایران است.(مرکزآمار ایران،۱۳۹۱). استان سیستان و بلوچستان تا سال ۹۴ دارای بیش از ۳میلیون و ۱۰۰هزار نفر جمعیت خواهد شد که ۳.۹درصد از جمعیت کل کشور را به خود تخصیص خواهد داد. عرضه نیروی کار در این استان براساس سرشماری سال ۹۰ حدود ۷۵۷هزار نفر و تا سال ۹۴ عرضه نیروی کار در این استان به ۸۴۹هزار نفر افزایش مییابد. نرخ مشارکت در استان برای سال ۹۰ معادل ۳۶.۶درصد است که در سال ۹۴ این میزان به ۳۷.۵درصد میرسد. نرخ بیکاری استان سیستان و بلوچستان را در سال ۸۵ معادل ۳۱.۵درصد در سال ۸۹ معادل ۳۶.۷درصد و در سال ۹۰ حدود ۲۷.۲درصد برآورد شده است. این آمار نشان می دهد سرمایه گذاری در استان کم می باشد و نیاز به ارائه تسهیلات خرد در زمینه مشاهده می شود.
مطلب دیگر :
تحلیل تاثیر اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی در استان
بین اعتبارات خرد ارائه شده توسط بانک ملت در استان سیستان و بلوچستان و میزان اشتغال زایی رابطه معنی داری وجود دارد.
اعتبارات خرد می تواند برای خرید ابزاری جدید، یک ماشین یا مغازه ای در یک بازار باشد. میلیون ها نفر از مردم فقیر و کم درآمد جهان از مزایای وام های کوچک برای بهبود زندگی خود استفاده کرده اند. مردم در طول سه دهه گذشته از این وام ها برای شروع شرکت های جدید، ایجاد مشاغل و کمک به شکوفایی اقتصادها استفاده نموده و بارها ثابت کرده اند که می توانند وام ها را به موقع بازپرداخت کنند. اما وام تنها پاسخ نیست. آنان ممکن است به خدمات مالی اساسی دیگری مانند بیمه، حساب پس انداز و سپرده سرمایه گذاری، یا توانایی انتقال پول به شخصی که در جای دیگری زندگی می کند نیاز داشته باشند. خانواده ها با دسترسی به اعتبار و این مجموعه از ابزارهای مالی که در مجموع منابع مالی خرد نامیده می شوند، می توانند براساس اولویت های خاص خود برای هزینه های مدرسه، مراقبت بهداشتی، تغذیه یا مسکن سرمایه گذاری کنند و به جای تمرکز بر بقای روزمره، برای آینده برنامه ریزی کنند. و در صورت افزایش در حجم تولید و رونق در کشور از نظر تولید و اشتغال، تقاضا برای وام های خرد افزایش می یابد و به دلیل مراجعه بیشتر به بانک ها میزان حجم کار بانکی افزایش می یابد و کمبود نیروی انسانی در بخش بانکی ضروری به نظر می رسد. لذا با توجه به این مطلب لزوم بررسی میزان اعتبار دهی و وام های خرد بانک ملت بر میزان اشتغال زایی می گردد که بر این اساس در این مطالعه به بررسی این موضوع در سطح استانی و برای استان سیستان و بلوستان پرداخته شده است.
نتایج حاصل ازاین پژوهش درسیاست گذاری های مدیران بخش های مختلف بانکی کشور می تواند مثمر ثمر واقع شود. هم چنین با توجه واعمال نتایج تحقیق در سیاست گذاری های بخش اقتصادی در حوزه بانکی می تواند در رشداقتصادی کشور و افزایش سودآوری و بازدهی بانکها و تشویق برای جلب اعتمادو سرمایه گذاری تاثیر گذار باشد. همچنین آگاهی و اطلاع از نوع، میزان تاثیرگذاری اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی مورد کاربرد محققین و دانشجویان در بخش مبانی نظری قرار می گیرد.
در کل می توان گفت با توجه به معضل اشتغال در کشور به عنوان یکی از مهمترین موضوعات اقتصادی، اعتبارات خرد بانک ها به شدت می تواند تاثیرگذار بوده و در جهت رشد و توسعه اقتصادی گام بردارد. لذا یکی از مهمترین توصیه های سیاستی را می توان از این موضع جهت اشتغالزایی در سطح استان استفاده کرد.
دراین مطالعه سعی شده است درچارچوب الگوهای مختلف به این سئوال پاسخ داده شود میزان تاثیرگذاری اعتبارات خرد بر میزان اشتغال زایی استان سیستان و بلوچستان در شعب بانک ملت در استان به چه میزان است؟
در این مطالعه اشتغال استان متغیر وابسته می باشد.
اعتبارات خرد ( میزان وام ها و تسهیلات خرد)، تورم، رشد اقتصادی، نرخ بهره، میزان سپرده ها، نسبت بدهی، به عنوان متغیرهای مستقل
و نیز بازده دارایی ها که از تقسیم سود خالص (سود پس از کسر مالیات) بر مجموع دارائی های بانک به دست می-آید، به عنوان شاخصی برای ساختار بانک در نظر گرفته شده است.
مدل تحقیق به صورت زیر می باشد:
Y= α+ β۱X1+β۲X2+β۳X3+ β۴X4+ β۵X5+ β۶X6+ β۷X7+
که در آن:
Y: اشتغال
X1: اعتبارات خرد ( میزان وام ها و تسهیلات خرد)،
X2: تورم
X3: رشد اقتصادی
X4: نرخ بهره
X5: میزان سپرده ها
X6: نسبت بدهی
X7: ساختار بانک
روش تحقیق توصیفی تحلیلی و استفاده از مدل اقتصادسنجی به روش داده های مقطعی و داده های تابلویی با بهره گرفتن از داده های مقطعی در شعب بانک ملت استان سیستان بلوچستان در سال های 1390 تا ۹۲ و به صورت مقایسه ای و برای روش داده های تابلویی دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲می باشد.
آزمون های مورد نیاز در این مطالعه، آزمون نرمال بودن داده ها، آزمون مانایی، آزمون هم خطی، آزمون واریانس ناهمسانی، آزمون خودهمبستگی و آزمون هم جمعی می باشند.
تولید ناخالص داخلی
تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مقیاسهای اندازه گیری در اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید میشود. در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفتهاند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمیشوند.
تشکیل سرمایهی ثابت ناخالص:
تشکیل سرمایهی ثابت ناخالص عبارت است از ارزش کل تحصیل داراییهای ثابت توسط تولیدکنندگان منهای فروش یا انتقال رایگان داراییهای ثابت درطول یک دورهی حسابداری معین، به اضافهی ارزش آنچه که توسط واحدهای نهادی بهارزش داراییهای ثابت تولید نشده، اضافه شده است. داراییهای ثابت، داراییهای ملموس و غیرملموسی هستند که از یک جریان تولید به عنوان ستانده بدست آمده و به طور مستمر ومداوم در فرایند تولیدات دیگربرای دورهی زمانی بیشتر از یکسال بهکارگرفته میشوند. بدین ترتیب داراییهای ثابت به دو دسته کلی داراییهای ثابت ملموس و داراییهای ثابت غیرملموس تقسیم میشوند.
تعریف دانش
داﻧﺶ ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ از ذﺧﻴﺮه اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ای از اﻃﻼﻋﺎت و ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎ ﻛﻪ از ﻣﺼﺮف اﻃﻼﻋﺎت ﺗﻮﺳﻂ ﮔﻴﺮﻧﺪه اﻃﻼﻋﺎت ﺣﺎﺻﻞ میﺷﻮد. در ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ دﻳﮕﺮ ﺑﻴﺎنﺷﺪه ﻛﻪ داﻧﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﺟﺮﻳﺎﻧﻲ از ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت، ارزﺷﻬﺎ، اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻮﺟﻮد و ﻧﮕﺮﺷﻬﺎی ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ﻧﻈﺎم ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ ﺑﺮای ارزﺷﻴﺎﺑﻲ و ﺑﻬﺮه ﻣﻲ ﮔﻴﺮی از ﺗﺠﺮﺑﻴﺎت و اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ دﺳﺖ دﻫﺪ . داﻧﺶ در ذﻫﻦ ﻓﺮد ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه و ﺑﻜﺎر ﻣﻲ رود . داﻧﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﺪارک و ذﺧﺎﻳﺮ داﻧﺶ ؛ ﺑﻠﻜﻪ در روﻳﻪ ﻫﺎی ﻛﺎری، ﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ، اﻋﻤﺎل و ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ ﻣﺠﺴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮد . داﻧﺶ ﻋﺎﻣﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺮﻳﺎن ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ .ا ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﻤﻜﺎری اﻗﺘﺼﺎدی آﺳﻴﺎ و اﻗﻴﺎﻧﻮﺳﻴﻪ ﭼﻬﺎر ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺮای ﺟﺮﻳﺎن داﻧﺶ ﻗﺎﺋﻞ اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻲ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ داﻧﺶ،ایجاد دانش، انتشار دانش و مصرف دانش.
تعریف اقتصاد دانش محور
از ﻧﻈﺮ OECD اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺶ ﻣﺤﻮر اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻄﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﺗﻮزﻳﻊ و ﻣﺼﺮف داﻧﺶ و اﻃﻼﻋﺎت ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . در اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺶ ﻣﺤﻮر داﻧﺶ ﻣﺤﺮک اﺻﻠﻲ ، رﺷﺪ، اﻳﺠﺎد ﺛﺮوت و اﺷﺘﻐﺎل در ﺗﻤﺎﻣﻲ رﺷﺘﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ اﺳﺖ . ﺑﺮاﺳﺎس اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺶ ﻣﺤﻮر ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺪاد ﻣﺤﺪودی ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻓﻨﺎوری ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ واﺑﺴﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ ؛ ﺑﻠﻜﻪ در اﻳﻦ ﻧﻮع اﻗﺘﺼﺎد ﺗﻤﺎﻣﻲ اﺳﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎی اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﺑﺮ داﻧﺶ ﻣﺘﻜﻲ است. ﺣﺘﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻳﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﻣﻌﺪن و ﻛﺸﺎورزی ﻛﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺧﻮاﻧﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ داﻧﺶ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺘﻦ اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺶ ﻣﺤﻮر ﺗﻨﻬﺎ از ﻧﻮع ﻓﻨﺎوری ﻣﺤﺾ ﻧﻴﺴﺖ و داﻧﺶ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ را ﻧﻴﺰ در ﺑﺮ
مطلب دیگر :
پایان نامه نوآوری محصول:سیر تحول مدیریت دانش
ﻣﻲﮔﻴﺮد.
– محور آموزش و منابع انسانی(HC): متغیرهای این بخش کمیت و کیفیت دسترسی به دانش را نشان می دهند.در این مطالعه برای نشان دادن این محور از نرخ ثبت نام در مقطع عالی استفاده می شود.
4-4-1صرفههای اقتصادی در مقیاس ۶۸
۴-۴-۲ ستاندههای مشترک در تولید و مصرف، ۶۹
۴-۴-۳ صرفه جوییهای آماری ۶۹
۴-۵ نمونه ی مورد بررسی. .۷۲
۴-۶ نتایج آزمونهای پایایی. ۷۲
۴-۷ نتایج آزمون تشخیصی چاو ۷۵
۴-۸ نتایج تخمین مدل ۷۵
۴-۹ خلاصه فصل ۸۵
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات ۸۶
۵-۱ مقدمه ۸۷
۵-۲ خلاصه تحقیق ۸۸
۵-۳ خلاصه نتایج برآورد ۸۸
۵-۴ پیشنهادات تحقیق ۸۹
۵-۵ پیشنهاداتی برای مطالعات آینده ۹۱
فهرست منابع.۹۲
پیوست۹۹
مطالعه با موضوع شهر و کارکردهای آن در معنای امروزی رشته جدیدی می باشد ، اگرچه شهر و توجه به آن از قدمت بیشتری برخوردار است .در معنای اخیر پس از انقلاب صنعتی می باشد که شهر در کانون توجه اقتصادانان قرار می گیرد ، با این حال، شهر همیشه مشغله فکری بشر بوده است ، در دنیای کهن مطالعه شهر در آثار ارسطو ،افلاطون و آگوستین، در قرون میانه در نظریات ماکیاولی همچنین در آثار فیلسوفان قرن هفدهم مانند “بودن” مطرح شده است و در طول قرن هیجدهم شهر در تئوری اجتماعی ژان ژاک روسو بازتاب مییابد ، اما هویت جامعه و شهر پس از انقلاب صنعتی است که تغییر اساسی پیدا میکند . پس از این تغییرات ، شهر در کانون توجهات صاحبنظران رشته های مختلف جامعه شناسی، جغرافیا، اقتصاد، برنامه ریزی و اقتصاد قرار می گیرد. برای شناخت شهر عوامل کارکردی بسیاری وجود دارد. یکی از مهمترین مولفه های شناخت ساختار شهر، بررسی نظام شهری می باشد. نظام شهری عبارت است از مجموعهای از شهرکها و شهرهای وابسته به یکدیگر که ساختار نظام سکونتگاههای شهری را در یک منطقه یا کشور به وجود میآورند. یکی از مهمترین مباحث در نظام شهری، چگونگی توزیع فضایی جمعیت است. از آنجا که توزیع فضایی
جمعیت در سطح نظام شهری، از یک طرف تحت تأثیر عوامل مختلف به وجود میآید و از طرف دیگر بر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تأثیر میگذارد، این عوامل قابل بررسی و تحقیق می باشند.
در این فصل ابتدا بیان مساله تحقیق بیان میشود و در ادامه اولویت و ضرورت تحقیق، اهداف و سوال اصلی تحقیق بیان میشود. در پایان نیز روش شناسی و ساختار رساله مورد اشاره قرار میگیرد.جهان دارای اقتصادهایی بسیار متفاوت و ناهمگون است. با این وجود، رشد و توسعه اقتصادی از جمله اهدافی است که هر اقتصادی دنبال می کند. دلیل این مساله ، وجود منافع و مزایای فراوانی است که در روند رشد تحقق می یابد. اما، دستیابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار نیازمند پاسخ به این سؤال است که، چه عواملی نرخ رشد اقتصادی را تأمین می کند؟ و یا نرخ رشد اقتصادی چگونه و از طریق چه عوامل و سیاست های مختلف تحت تاثیر قرار می گیرد؟
اقتصاددانان از دیر باز برای پاسخ به چنین سؤال هایی، قسمت عمده بحثهای خود را به بیان نظریات رشد اقتصادی اختصاص داده اند. از اواخر دهه هشتاد تحقیقات زیادی در زمینه الگوهای رشد انجام گرفت که منجر به ایجاد الگوهای جدیدی به نام « الگوهای رشد درون زا » گردید. این الگوها معتقدند که ساز و کارهای درونی اقتصاد مانند آموزش، سطح مناسبی از علم و مهارت، پژوهش و. در رشد اقتصادی نقش دارند. البته هدف تئوری پردازان رشد درونزا، عدم توجه به عامل سرمایه و فناوری نیست ، بلکه معتقدند هر دوی این موارد از اجزای ضروری رشد هستند اما به کار گیری مجموعه ای از سیاست ها در کنار سرمایه و فناوری، نرخ رشد اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد. الگوهای جدید رشد، رویکرد ها و الزامات سیاستی جهت تحقق یک رشد پایدار را گسترش تجارت، توسعه سرمایه انسانی، ارتقاء بهره وری و سیاست های کارآمد دولت می دانند. به عبارت دیگر بر اساس این مطالعات، رشد اقتصادی بر اساس مجموعه ای از ساز و کارها اتفاق می افتد که در این مجموعه، غیر از نهاده های اولیه تولید ، عوامل دیگری نیز دخیل هستند. با توجه به این مسئله اگر زمینه لازم جهت کارکرد این ساز و کارها ایجاد نشود ، نمی توان یک رشد پایدار اقتصادی را انتظار داشت.
با توجه به این که اغلب کشورهای اسلامی، از جمله کشورهای در حال توسعه و یا کمتر توسعه یافته بوده و با معضلاتی همچون سطح پایین درآمد سرانه و نرخ های نازل رشد اقتصادی روبرو می باشند؛ لذا این کشورها برای رهایی از چنین مشکلاتی نیازمند رشد اقتصادی سریع و مستمر هستند. یکی از مهمترین متغیرهای موثر بر رشد اقتصادی در مطالعات جدید شهرنشینی است.
نظام شهری عبارت است از مجموعهای از شهرکها و شهرهای وابسته به یکدیگر که ساختار نظام سکونتگاههای شهری را در یک منطقه یا کشور به وجود میآورند (عظیمی، ۱۳۸۳). یکی از مهمترین مباحث در نظام شهری، چگونگی توزیع فضایی جمعیت است. از آنجا که توزیع فضایی جمعیت در سطح نظام شهری، از یک طرف تحت تأثیر عوامل مختلف به وجود میآید و از طرف دیگر بر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تأثیر میگذارد، درخور بحث و بررسی دقیق است. همزمان با افزایش درآمد و تولید در جهان، تقاضا برای خدمات شهری نیز افزایش یافته است، که به دنبال آن شهرکها و شهرها هم از نظرتعداد و هم از نظر اندازه جمعیتی رشد یافتند (فرهودی و همکاران، ۱۳۸۸). چنین افزایشی در اندازه و تعداد شهرها، در طی دوره شهرنشینی سریع یعنی از اوایل قرن نوزدهم درکشورهای توسعه یافته و از اواسط قرن بیستم در کشورهای درحال توسعه به وقوع پیوسته اما افزایش ثروت عمومی به همان میزان نبوده است. نتیجهی این امر ایجاد نابرابری در توزیع جمعیت در نظام شهری کشورها در دو قرن گذشته است ( پومین [۱]،۲۰۰۳).
مطالعات نشان میدهد که توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در نظام شهری کشورهای درحال توسعه، نامتعادلتر و نابرابرتر از کشورهای توسعه یافته بوده است. با توجه به اینکه نابرابری در اندازه جمعیتی، زمینه ساز نابرابری درسایر بخشها نظیر فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میگردد و به دنبال آن مسائل و مشکلات عدیده
مطلب دیگر :
سوءعرضه قابل تعقیب //پایان نامه تدلیس در نظام حقوقی
ای درسکونت گاههای شهری و غیرشهری به وجود میآید، بسیاری از دانشمندان در دورههای مختلف، ابعاد متفاوت نظام شهری و چگونگی توزیع جمعیت در نظام شهری را مورد بررسی قرار دادهاند (فرهودی و همکاران، ۱۳۸۸). برخی به تبیین نظام شهری پرداخته و عدهای نیز با ارائه مدلهایی سعی درشناخت میزان تعادل و شناخت چگونگی نظام شهری داشتهاند، برخی دیگر نیز راهکارهایی را در زمینه بهبود و افزایش میزان تعادل آن ارائه کردهاند. در کشور ما با افزایش تمرکز جمعیت در شهر اصلی یا چند شهر اول کشور و به هم ریختن رابطه بین روستاها، شهرکها وشهرها و افزایش نابرابری توزیع در نظام شهری و به منظور تمرکززدایی از ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مجموعه اقداماتی در چند دههی اخیر صورت گرفته است، که از آن جمله میتوان به سیاستهای معافیتهای مالیاتی برای صنایع مستقر در نقاط پیرامونی، توسعه سامانههای حملو نقل، تمرکززدایی فضایی از طریق مطالعات طرح کالبدی ملی، طرحهای آمایش منطقهای و ناحیهای اخیراً واگذاری اختیارات بیشتر به استان ها اشاره کرد که زمینهساز افزایش تولید و رشد اقتصادی را فراهم میآورد (فرهودی و همکاران، ۱۳۸۸).
در ادبیات اقتصاد شهری مطالعات مختلفی در زمینه فرایند توسعه شهری و رابطه آن با تولید و رشد اقتصادی صورت گرفته است. در این میان توسعه ی شهری دو جنبه دارد: یک جنبه ی آن خود توسعه ی شهری و شهری شدن است که در ارتباط با رشد تعداد و اندازه شهرها در یک سیستم شهری میباشد. جنبه ی دیگر آن توسعه ی شهری در ارتباط با شکل شهری شدن یا تمرکز شهری است. در هر نقطه از زمان، با توجه به سطح توسعه شهری یک کشور، ممکن است منابع به طور یکنواخت در بین شهرهای مختلف پراکنده شوند و بنابراین درجه صرفهجوییهای ناشی از مقیاس تولید کوچک گردد(فرهمند و بدری، ۱۳۹۱). حتی ممکن است منابع در یک یا چند شهر بسیار بزرگ تمرکز بیش از حد داشته باشند، که در این صورت هزینه های رفت و آمد، تراکم و کلاً هزینه های زندگی در آن شهرها بالا میرود و باعث افزایش هزینه های تولید کالاها و کاهش کیفیت ارائه خدمات شهری در آنها گردد. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که درجه بهینه ای از تمرکز شهری وجود دارد که از طریق رابطه متقابل میان منافع و هزینه های نهایی اجتماعی ناشی از تمرکز شهری حاصل میگردد. اما این تنها تمرکز شهری بیشتر یا کمتر از حد بهینه نیست که میتواند هزینه هایی را از نظر کارایی اقتصادی و نرخهای رشد ملی بر اقتصاد تحمیل کند، بلکه توزیع اندازه ی شهر که بسته به نوع و تنوع فعالیت اقتصادی نیز تغییر می کند، نقش اقتصادی شهر را بی تأثیر از خود نمی کند. با توجه به دلایل فوق و با توجه به اینکه اثر اندازه شهر (شهرنشینی) بر رشد اقتصاد به طور قطعی معلوم نیست و با توجه به مزایا و معایب مترتب بر آن انجام این تحقیق بیشتر ضرورت پیدا می کند.
هدف اصلی این مطالعه بررسی اثر شهرنشینی بر رشد اقتصادی در منتخبی از کشورهای اسلامی طی دوره زمانی ۲۰۱۱-۲۰۰۰ به روش گشتاورهای تعمیم یافته است.
2-9-2) مطالعات خارجی. ۴۳
۲-۱۰) جمعبندی. ۴۵
۳-۱) مقدمه ۵۶
۳-۲) مانایی متغیرها. ۵۶
3-2-1) آزمون ریشه واحد دیکی فولر ۵۷
۳-۲-۲) آزمون ریشه واحد دیکی فولر تعمیم یافته ۵۹
۳-۳) الگوی خودرگرسیون برداری ۶۰
۳-۴) انتخاب وقفه بهینه مدل ۶۲
۳-۵) ثبات و مانایی مدل VAR 63
۳-۶) علیت گرنجر. ۶۴
۳-۷) توابع عکسالعمل آنی. ۶۴
۳-۸) تجزیه واریانس ۶۴
۳-۹)جمعبندی. ۶۵
۴-۱) مقدمه ۶۷
۴-۲) معرفی متغیرها ۶۷
۴-۲-۱) رشد نقدینگی ۶۸
۴-۲-۲) مخارج دولت به تولید ۶۹
۴-۲-۳) تورم. ۶۹
۴-۲-۴) شاخصهای توسعه مالی بخش بانکی. ۷۰
۴-۲-۴-۱) شاخص ابزاری ۷۰
۵-۱) نتیجه گیری ۸۱
۵-۲) پیشنهادسیاستی ۸۴
۵-۳) پیشنهاد برای مطالعات آتی. ۸۵
پیوست . ۸۷
منابع ۱۰۱
چکیده انگلیسی. 107
نظام مالی کارآمد منجر به تجمیع و تخصیص بهینه منابع در اقتصاد شده و از عوامل مهم و اثرگذار بر رشد اقتصادی محسوب میشود. در یک تعریف ساده میتوان گفت زمانی که سیستم مالی وظایف خود را به خوبی انجام میدهد، توسعه مالی محقق شده است. در یک نظام مالی توسعه یافته افراد و بنگاهها میتوانند به راحتی سبد بهینهای از بدهیها را انتخاب نمایند و از طرف دیگر پساندازکنندگان پول و ثروت مازاد خود را در چرخه تولید با نقدینگی و بازده مناسب، همراه با اطمینان قرار می دهند.
سیستم مالی را از یک نگاه میتوان به واسطه مالی و بازار مالی تقسیم بندی نمود. شواهد حاکی از آن است که کشورها در مراحل اولیه توسعه، دارای سیستم مالی مبتنی بر بانک هستند. هرچه کشور در مسیر توسعه گام برمیدارد به سمت ترکیبی از سیستم بانکی و بازارهای مالی حرکت مینماید. در کشور ما نیز سیستم مالی بانکمحور بوده و بازارهای مالی در آن نقش پررنگی ندارند. در نتیجه در این تحقیق برای بررسی توسعه مالی بر سیستم بانکی متمرکز شدهایم.
یکی از مباحث مطالعاتی در یک اقتصاد، بررسی و شناسایی عوامل موثر بر توسعه مالی میباشد، تا از این طریق بتوان به توسعه بیشتر و رشد بالاتری در اقتصاد دست یافت. سیاست پولی و مالی دو متغیر اثرگذار بر توسعه مالی سیستم بانکی در کنار عواملی چون تورم و رشد تولید میباشد. در نتیجه در این تحقیق به بررسی مبانی نظری تاثیرگذاری این عوامل و اندازه گیری آنها در دوره زمانی (۱۳۵۸-۱۳۹۱) خواهیم پرداخت.
مطلب دیگر :
اقتصاددانان در مورد اهمیّت سیستم مالی در توسعه اقتصادی و مالی نظرات متفاوتی دارند. هیکس[۱] (۱۹۶۹) معتقد است که سیستم مالی از طریق تجهیز سرمایه برای طرح های بزرگ در آغاز انقلاب صنعتی نقش حیاتی داشته است. بانک های خوب با شناسایی و تامین مالی کارفرمایانی که بیشترین شانس را برای تولید محصولات جدید و یا اجرای طرح های ابتکاری دارند، موجب تقویت نوآوری های تکنیکی میشوند.
توسعه مالی یکی از پیششرطهای توسعه اقتصادی کشورها می باشد به طوری که کشوری که بخش از مالی توسعه یافته برخوردار نیست قطعا در آن منابع بین نیازها به صورت کارا تخصیص داده نخواهد شد و یا منابع کافی جهت تخصیص جمع آوری نمی شود (اخباری، ۱۳۸۵: ۱۵۵).
توسعه بخش بانکی نیز یکی از ارکان مهم توسعه مالی میباشد. در اکثر نظامهای اقتصادی، بانکها مرکز سیستم مالی و پرداختها بوده و نقش مهمی در فرایند تجهیز پسانداز، شناسایی فرصتهای سرمایه گذاری و متنوعسازی ریسک ایفا می کنند. از این رو اندازه، ساختار و کارآیی بخش بانکی به عنوان یک بعد مستقل توسعه مالی مورد توجه است. سوددهی بانکها، اعتبارات پرداختی و دسترسی آسان بخش خصوصی به اعتبارات بانکی از این بعد مورد بررسی قرار میگیرد. بر پایه مطالعات انجام شده، فعالیت بانکها در فضای رقابتی شامل مداخله کمتر دولت، تمرکز کمتر بازار و امکان بیشتر ورود بانکهای خارجی، کارآیی و رشد بیشتری خواهد داشت (دادگر و نظری، ۱۳۸۶: ۱۷).
عوامل متعددی بر توسعه بازارهای مالی مؤثر هستند که آن ها را می توان به دو دسته عمده عوامل اقتصادی (مانند رشد اقتصادی، تورم، بیمه اعتبارات، درجه باز بودن اقتصاد، آزادسازی حساب سرمایه و.) و عوامل غیر اقتصادی (مانند عوامل نهادی از جمله وضعیت سرمایه اجتماعی، حقوق مالکیت، وضعیت نظام حقوقی، فشارهای سیاسی و.) تقسیم بندی کرد (صمدی، ۱۳۸۸: ۱۲۲). در این تحقیق ما به بررسی دو عامل مهم اقتصادی اثرگذار بر توسعه مالی یعنی سیاست پولی و مالی میپردازیم.
به مجموعه ای از سیاستها که توسط مسولان پولی یک کشور برای ثبات در سطح قیمتها و رسیدن به اشتغال کامل و رشد پایدار طراحی و اجرا میشود، سیاست پولی میگویند. اهمیت و حساسیت نظام بانکی در کل نظام اقتصادی هر جامعه ، دولتها را بر آن داشته تا از طریق اتخاذ مجموعه تدابیری که که اصطلاحا سیاست پولی نامیده میشود گردش پول در جامعه را تنظیم نموده و در تامین این منظور از بانکها به صورت اهرم نیرومندی استفاده می کنند (هدایتی و همکاران۱۳۷۳:۱۰).
یکی از ابزارهای مهم سیاستی که در اختیار دولت قرار دارد سیاست مالی است. دولت در سیاست مالی تصمیم میگیرد که چه مقدار هزینه کند و چگونه آن را تامین مالی نماید. سیاست مالی را میتوان به عنوان تغییری در مالیات و خریدهای که برای دستیابی به اهداف سیاستهای کلان اتخاذ میشود، معرفی کرد. اعمال این سیاستها نیز بر عملکرد بخش مالی موثر است. جایی که کسری مالی دولت بزرگ باشد، دولتها تمایل به تامین مالی از طریق بدهی کوتاهمدت در بازارهای مالی دارند. در چنین شرایطی تئوریهای اقتصادی بیان میدارد که بزرگ شدن سهم دولت از سهم بخش خصوصی در بازارهای اعتباری میکاهد. بنابراین سیاست مالی سهلانگارانه، منجر به رشد پایین و آرام اعطای اعتبارات به بخش خصوصی میشود (آیدین و ایگان[۲]، ۵:۲۰۱۰).
به این ترتیب با توجه به نقش مهم دولت در اقتصاد ایران و بانکمحور بودن سیستم مالی کشور، ضرورت مطالعه اثرگذاری دولت بر سیستم بانکی درک میگردد. از طرفی دیگر با توجه به این واقعیت که سیاست پولی در کشور پیرو سیاست مالی میباشد، بررسی همزمان اثرگذاری این دو سیاست در کنار هم بر توسعه مالی اهمیت دارد. بر اساس ادبیات تحقیق، عامل تورم بر توسعه مالی اثرگذار است. لذا جهت تصریح درست مدل آن را نیز وارد بحث مینماییم.
ضرورت بررسی این عوامل و نحوه اثرگذاری آنها بر توسعه مالی، به دلیل اهمیت توسعه مالی در دستیابی به توسعه و رشد اقتصادی میباشد.
۳-۸-۲ اثرات ثابت و اثرات تصادفی ۵۵
۳-۸-۳ آزمون هاسمن ۵۶
۳-۹ مقدمهای بر شاخصهای فقر ۵۷
۳-۹-۱ اصول موضوعه ۵۸
۳-۹-۲ انواع شاخصهای فقر ۶۱
۳-۱۰ جمع بندی ۶۵
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته ها
۴-۱ مقدمه ۶۹
۴-۲ برآورد پارامترهای سیستم مخارج خطی با بهره گرفتن از روش دادههای ترکیبی ۷۱
۴-۳ محاسبه شاخصهای فقر در مناطق شهری استان سیستان وبلوچستان ۸۰
۴-۴ جمع بندی ۸۳
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱ نتایج و پیشنهادات ۸۷
۵-۲ پیشنهادات ۹۱
منابع و ماخذ ۹۳
فهرست جداول
جدول ۴-۱: نتایج آزمون F و هاسمن برای گروه خوراکیها و دخانیات ۷۴
جدول۴-۲: نتایج آزمون F و هاسمن برای گروه پوشاک و کفش ۷۴
جدول ۴-۳: نتایج آزمون F و هاسمن برای گروه لوازم و اثاثیه خانگی ۷۴
جدول۴-۴: نتایج آزمون F و هاسمن برای گروه بهداشت و درمان ۷۴
جدول۴-۵: نتایج آزمون F و هاسمن برای گرو سایر ۷۵
جدول ۴-۶: نتایج برآورد βi برای پنج گروه کالایی ۷۵
جدول۴-۷ : برآورد حداقل معاش گروههای کالایی ۷۷
جدول ۴-۸: حداقل معاش سالانه مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان (واحد اندازه گیری ارقام ریال میباشد) ۷۸
جدول۴-۹: نرخ رشد حداقل معاش در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان ۷۹
جدول ۴-۱۰: شاخص درصد افراد فقیر در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان ۸۱
جدول ۴-۱۱: شاخص نسبت شکاف درآمدی مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان ۸۲
فهرست نمودارها
نمودار ۵-۱: نرخ تورم و نرخ رشد سالانه حداقل معاش (درصد) ۸۹
نمودار ۵-۲: شاخص نسبت سرشمار و شاخص نسبت شکاف درآمدی (درصد) ۹۱
در دهههای اخیر کاهش فقر به یکی از مباحث مهم در متون اقتصاد توسعه تبدیل شده است. تعدادی از محققان اقتصاد همانند اموانو[۱] و همکاران ( ۱۹۹۹ ) ، بر این
به شناخت ابعاد مختلف پدیده فقر و دلایل و پیامدهای آن نیز نیاز دارد. بررسی و آگاهی از وضعیت فقر در یک جامعه اولین قدم در مسیر برنامه ریزی برای مبارزه با فقر و محرومیت است (خالدی و پرمه،۱۳۸۴؛ عرب مازار و حسینی نژاد، ۱۳۸۳ ).
اندازه گیری فقر به دو دلیل اساسی مهم است: الف) هدفمند سازی انواع کمکها به اقشار محروم آسیب پذیر؛ ب) بررسی روند و نحوهی تغییرات شدت فقر در طول زمان و یا در مکانهای مختلف.مطلب دیگر :
پوشیدنی های هوشمند؛ صنعتی رو به زوال یا حرکتی آهسته به سمت موفقیت؟ - مجله علمی پژوهشی رهاورد
۱۳۸۸ (سال پایان برنامهی چهارم ) فقر در کشور وجود نداشته باشد. یکی از عوامل موفقیت در برنامه و رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده برای این برنامه و برنامههای فقر زدایی، بررسی شناخت دقیق ماهیت فقر و عوامل موثر بر آن است.
در خصوص فقر و اندازهی آن در ایران و همچنین تاثیر سیاستهای اقتصادی مختلف بر فقر مطالعات مختلفی صورت گرفته است و نتایج این مطالعات به حوزهی تصمیم گیری منعکس شده است. اصولا یکی از معیارهای توسعهی یافتگی، سطحی زندگی و رفاه عمومی مردم جامعه میباشد و لذا برای تعیین وضعیت رفاهی جامعه، یکی از راهها تعیین خط فقر و افراد فقیر میباشد. به چند دلیل اساسی ما نیازمند تعیین خط فقر و شاخصهای آن در جامعه می باشیم:
۱-پژوهش گران و متخصصان علوم اقتصادی در هر زمان با کاوش در خصوص خط فقر میتوانند مشخص کنند که «چه تعداد» از افراد جامعه، در «کدامیک از نیازهای خانوار» و بر اثر «چه عاملی» از درآمد کافی برخوردار نیستند و لذا در سیاست گذاریهای اقتصادی به نحوی بتوانند درآمد این خانوارها را جبران نمایند.
۲- رفاه عمومی: با تعیین خط فقر میتوان مشخص کرد که معیشت در چه سطحی باید قرار داشته باشد.
۳- یکی دیگر از عوامل، بررسی تاثیر سیاست گذاریهای مختلف طی دورهی زمانی معین بر مخارج خانوار میباشد.
۴- هزینهای که برای لوازم زندگی صرف میشود، با توجه به نوسانات قیمت نمیتواند به صورت ثابت مشخص گردد لذا مجبور هستیم که با توجه به عواملی مانند نرخ تورم در هزینهی سالیانه زندگی خانواده، پس از مدت زمانی در محاسبهی خط فقر سالیانه تجدید نظر نمائیم.
علاوه بر موارد فوق تاکیدات قانون اساسی در این خصوص، قابل توجه است. چنانچه در فصل چهارم قانون اساسی چنین تصریح شده است:
برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محدودیت برآورد نیازهای انسانی در جریان رشد با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط زیر استوار میشود.
الف) تامین نیازهای اساسی (مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش) و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه.
ب) تاسیس شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار افرادی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند (در شکل تعاونی و .).
ج) تنظیم برنامهی اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار به صورتی باشد که فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی، شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار را داشته باشد.
رعایت آزادی انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلوگیری از بهره کشی از کار دیگران.
اولویت اول در فقرزایی، تعریف فقر و اندازه گیری آن میباشد. تعاریف متعددی برای فقر (حداقل معاش) موجود است که بر این اساس روش محاسبه نیز متفاوت میباشد. در این تحقیق به بررسی خط فقر نسبی و شاخصهای مرتبط با آن در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان میپردازیم، به طوری که بتوان یک تصویرکلی از وضعیت حداقل معاش جامعه شهری استان و روند تغییرات آن را مشاهده کنیم، لذا با بهره گرفتن از سیستم مخارج به برآورد خط فقر استان سیستان و بلوچستان طی سالهای ۷۹ تا ۸۸ برای نقاط شهری میپردازیم. منظور از فقر نسبی در این پژوهش، حداقل معاش است که عبارت است از « عدم توانایی خانوارها در تامین یک سطح معین از استاندارهای زندگی که در جامعه فعلی لازم و مطلوب تشخیص داده میشود».
با توجه به این امر که حداقل معاش زندگی و فقر بنا به دلایلی از جمله موقیت جغرافیایی، امکانات در دسترس و توسعه یافتگی در مناطق گوناگون متفاوت میباشد، بررسی موردی حداقل معاش و شاخصهای مرتبط با آن در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان نتایج قابل اتکاتری را بدست میدهد. همچنین مطالعه فقر در سطح استان میتواند زمینه ساز روش مناسبی برای فقرزدایی جهت نیل به توسعه پایدار و برنامه ریزی منطقهای باشد. بنابراین، بررسی آماری محاسبهی خط فقر و تجزیه و تحلیل آن در سطح استان میتواند راهنمایی برای برنامه ریزان در جهت فقرزدایی استان باشد.
سولات پژوهشی این تحقیق به صورت ذیل مطرح میشوند:
الف) حداقل معاش در استان سیستان و بلوچستان طی برنامه سوم و چهارم به چه میزان بوده است؟