دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

مطالعه نوع پوشش ارائه شده ازخود توسط کاربران زن شبکه اجتماعی فیس بوک

<p>۴-۱ آمار توصیفی  94<br />4-1-1 تفکیک نمونه بر حسب میزان share موسیقی : ۹۵<br />۴-۱-۲ تفکیک نمونه بر حسب تعداد صفحات سبک موسیقی لایک شده توسط کاربران : ۹۶<br />۴-۱-۳ تفکیک نمونه بر حسب پوشش لباس غالب عکس های کاربران. ۹۷<br />۴-۱-۴ تفکیک نمونه بر حسب پوشش مو در عکس های کاربران زن. ۹۸<br />۴-۱-۵ تفکیک نمونه بر حسب پوشش بدن در زنان. ۱۰۰<br />۴-۱-۶ تفکیک نمونه بر حسب پوشش بدن در زنان. ۱۰۰<br />۴-۱-۷ تفکیک نمونه بر حسب تعداد صفحات لایک شده در حوزه کتاب ۱۰۲<br />۴-۱-۸ تفکیک نمونه بر حسب ملیت نویسنده کتاب های لایک شده ۱۰۳<br />۴-۱-۹ تفکیک نمونه بر حسب سبک‌های لایک شده ۱۰۴<br />۴-۳ آمار استنباطی  105<br />4-3-1  یافته های استنباطی. ۱۰۵<br />۴-۳-۱-۱  « آیا بین مدیریت بدن کاربران شبکه های اجتماعی و نوع پوشش تفاوت معنا داری وجود دارد؟» ۱۰۵<br />۴-۳-۱-۳  “ آیا بین میزان سرمایه فرهنگی(موسیقی، کتاب) کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی و پوشش (مو، مدیریت بدن، لباس ) تفاوت معنا داری وجود دارد؟” ۱۰۸<br />فصل پنجم خلاصه بحث و نتیجه گیری  112<br />5-1-دستاوردهای پژوهش    113<br />5-2-نتایج پژوهش    121<br />5-2-1 نتایج توصیفی. ۱۲۱<br />۵-۲-۲- تبین نتایج. ۱۲۳<br />۵-۳-محدودیت های پژوهش. ۱۲۴<br />۵-۴- پیشنهادها ۱۲۶<br />منابع و ماخذ  127<br />چکیده<br />سبک زندگی (Life Style)‏ برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. سبک‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی‌ها همه و همه تصورها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می‌کنند. بوردیو با مفهوم «فضای اجتماعی» سبک های زندگی مختلف را نشان می دهد. فضای اجتماعی به این ترتیب ساخته می شود که عاملان و گروه های اجتماعی براساس حجم و میزان سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی با برخی افراد اشتراکاتی می یابند و با برخی دیگر فاصله پیدا می‌کنند. شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان رسانه های نوین در ایران تاثیر بسزایی در سبک زندگی ایرانیان داشته است.  انقلاب ارتباطات، نوع جدیدی از ارتباطات مجازی را که خالی از روح حاکم بر روابط واقعی اجتماعی است به وجود آورده است. شبکه های اجتماعی مجازی با توجه به خاصیت نمادی بودن، روایت کننده نوعی از سبک زندگی کاربران خود هستند. در این  پژوهش، نویسندگان به دنبال تبیین و ارائه روایتی توصیفی از نوع پوشش زنان ایرانی در  شبکه اجتماعی فیس بوک هستند. براساس نظریه دو فضایی شدن سعیدرضاعاملی به نظر می‌رسد شبکه های اجتماعی مجازی بستر ایجاد حوزه عمومی شکل نگرفته در فضای واقعی شده است. بوردیو شاخص مهم بررسی سبک زندگی در شبکه های اجتماعی، بازنمایی پوشاک، گفت و گو و مصرف فرهنگی شامل موسیقی، کتاب آن لاین و موارد دیگر می داند. در این پژوهش براساس فرمول کوکران ۳۸۴ اکنت کاربران شبکه های اجتماعی فیس

 بوک و با تکنیک تحلیل محتوا مورد تحقیق قرار گرفت. در این پژوهش بعد از ارائه توصیفی پوشش زنان ایرانی در فیس بوک میزان تاثیرگزاری سرمایه فرهنگی و مصرف فرهنگی بر پوشش و مدیرت بدن بررسی شده است.<br />کلمات کلیدی: شبکه های اجتماعی، سبک زندگی مجازی، مصرف فرهنگی، دو فضایی شدن، حوزه عمومی<br />۱-۱- بیان مسئله<br />انقلاب ارتباطات، نوع جدیدی از ارتباطات مجازی را که خالی از روح حاکم بر روابط واقعی اجتماعی است به وجود آورده است. از طریق ماهواره، اینترنت و. جهان جدیدی به موازات جهان واقعی به وجود می آید. رسانه­ های الکترونیکی مخاطبان وسیع و متکثری دارند که مجموعه‌هایی از حیث محتوای نمادین را به این مخاطبان عرضه می‌کنند. در چنین شرایطی فضای مجازی شکل می‌گیرد و فرهنگ‌ها همه از طریق واسطـه‌های الکتـرونیکی منتقـل می شوند و مفاهیـم زمان و مکـان معانی تازه‌ای پیدا می‌کنند.(عاملی، ۱۳۸۷:۴۸) فواصل زمانی و مکانی عملاً از میان برداشته می‌شوند و انتقال اطلاعات، داده‌ها و سرمایه‌ها و امکان ارتباط همزمان میان افراد در نقاط مختلف به‌وجود می‌آید. شبکه های اجتماعی مجازی با توجه به خاصیت نمادی بودن، روایت کننده نوعی از سبک زندگی کاربران خود هستند.<br />سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. سبک‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی‌ها همه و همه تصورها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می‌کنند. سبک زندگی فرد، اجزای رفتار شخصی او نیست، لذا غیر معمول نیستند. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی‌شان را آزادانه انتخاب کنند.(خادمیان، ۱۳۹۰: ۲۰) در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند. به نوعی گروه‌های اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده و یک سبک خاص را تشکیل می دهند.<br />براساس نظر عاملی(۱۳۸۷) در مقاله دو فضایی شدن به نظر می‌رسد شبکه های اجتماعی مجازی بستر ایجاد حوزه عمومی شکل نگرفته در فضای واقعی شده است.در این تحقیق به دنبال آن هستیم. شاخص مهم بررسی سبک زندگی در شبکه های اجتماعی در این تحقیق بازنمایی پوشاک است.  در این تحقیق به دنبال مطالعه و پاسخ به این سوال هستیم که کاربران زن شبکه اجتماعی فیس بوک در ایران چه حجابی را از خود به نمایش در می آورند؟<br />۱-۲- ضرورت و اهمیت تحقیق<br />امروزه با گسترش کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در زندگی روزمره شاهد شکل‌گیری نسل جدیدی از ابزارهای اینترنتی هستیم که امکانات بیشتری را برای روابط متقابل، مذاکره، گفت‌وگو و به طور کلی ارتباط دوسویه فراهم آورده است. وب ۲ ناظر به شکل‌گیری اینترنت محاوره‌ای است که امکان برقراری ارتباطات چندسویه میان کاربران شبکه جهانی اینترنت را فراهم ساخته است. شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به عنوان مهم‌ترین مصادیق این امر، به محلی برای حضور اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و زنان و مکان تبادل آرا و افکار ایشان و تامین نیازهای متناسب با زندگی اجتماعی زنان علی الخصوص زنان خانه دار تبدیل شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی اینترنتی علاوه بر اینکه مرجع تامین بسیاری از نیازهای فرهنگی و اجتماعی اعضای خود هستند، این امکان را برای اعضا فراهم می‌کنند که همزمان با انجام سایر فعالیت‌های اجتماعی از

مطلب دیگر :



پایان نامه مدیریت در مورد : نظریه ناهمسازی چندگانه[۱] ( MDT)

 طریق رایانه یا تلفن همراه فعالیت خود را در این جوامع مجازی نیز پیگیری کنند. جذابیت شبکه‌های اجتماعی اینترنتی از یک سو و سهولت فعالیت در این دسته از جوامع از سوی دیگر سبب می‌شود تا تفاوت میان عضویت و حضور در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و تغییرات مربوطه به سبک و حضور در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و تغییرات مربوط به سبک زندگی جوانان عضو به عنوان یک پرسش جدی برای پژوهشگران عرصه فرهنگ و ارتباطات مطرح شود.مفهوم سبک زندگی که امروزه به یکی از مفاهیم بنیادین در تحلیل‌های اجتماعی تبدیل شده (ربانی و شیری،۱۳۸۸:۲۱۰-۱۱)، یکی از حوزه‌های جدید و مهم مطالعاتی محسوب می‌شود که در سال‌های اخیر توجه عده قابل ملاحظه‌ای از محققان اجتماعی را به خود جلب کرده است. (شکوری،۱۳۸۵: ۲۸) براساس تعریف لسلی و دیگران «رفتارهایی که با قشربندی حیثیتی و اعتباری مرتبط است، سبک زندگی نامیده می‌شوند. سبک زندگی فقط آنچه یک فرد دارد نیست؛ بلکه چگونگی نمایش آنها توسط فرد است. سبک زندگی هم الگوهای مصرف را شامل می‌شود و هم قدرتی که از این ناحیه کسب می‌شود. سلیقه، آداب معاشرت و مد نشانه‌های داشتن جایگاهی در نردبان اجتماعی و نمادهای مرتبط با سبک زندگی هستند» (لسلی و همکاران، ۱۹۹۴: ۳۶۸). براساس تعاریف گفته شده، مفهوم سبک زندگی، امنیت اجتماعی  ناظر به شیوه زندگی افراد بوده و در ارتباط با موضوع شبکه‌های اجتماعی اینترنتی از دو نظر حائز اهمیت است:<br />۱- تغییر جایگاه استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در سرانه مصرف اعضای شبکه‌های اجتماعی اینترنتی به خصوص زنان<br />۲- تغییر نمادهای فرهنگی ناظر به شیوه زندگی در نتیجه عضویت و حضور در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی که مواردی نظیر سبک پوشش زنان، ادبیات زنان افراد و شیوه برقراری ارتباط با دیگران را شامل می‌شود.<br />زنان در جامعه ایرانی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند، زنان ایرانی به دلیل محدویت ها در سبک زندگی گرایش خاصی به شبکه های اجتماعی پیدا کرده اند. به نظر می رسد دلیل گرایش زنان در ایران به شبکه های اجتماعی کمی متفاوت تر باشد به همین دلیل ضروری است برای توصیفی از چگونگی بازنمایی پوشش زنان کاربر شبکه های اجتماعی فیس بوک با بهره گرفتن از شاخص های سبک زندگی و پوشاک به تحقیق در این خصوص پرداخته شود.<br />۱-۳- اهداف تحقیق<br />۱-۳-۱- هدف اصلی<br />هدف اصلی این تحقیق مطالعه نوع  پوشش ارائه شده ازخود کاربران زن شبکه اجتماعی فیس بوک است.<br />1-3-2- اهداف فرعی<br />شناسایی نحوه پوشش کاربران زن ایرانی در فضای مجازی<br />شناسایی نحوه سرگرمی کاربران زن ایرانی در فضای مجازی<br />شناسایی نحوه زندگی کاربران زن ایرانی در فضای مجازی<br />۱-۳-۳-اهداف کاربردی:<br />مقایسه موارد و مسائل  و مشکلات حریم خصوصی در فضای  مجازی با حریم خصوصی معیار و ارائه واقعیت ها<br />ارائه راهکارهای بهبود حریم خصوصی در شبکه های اجتماعی<br />۱-۴- سؤالات تحقیق</p>

<p>سبک مدیریت بدن و اندام کاربران زن ایرانی در شبکه های اجتماعی مجازی چگونه است؟<br />آیا بین مدیریت بدن کاربران زن شبکه های اجتماعی و نوع پوشش تفاوت معنا داری وجود دارد؟<br />آیا بین میزان سرمایه فرهنگی(موسیقی، کتاب) کاربران زن ایرانی شبکه های اجتماعی و پوشش (مو، مدیریت بدن، لباس )تفاوت معنا داری وجود دارد؟<br />آیا سرمایه فرهنگی کاربران زن ایرانی شبکه های اجتماعی بر مدیریت بدن آنان اثرگذار است؟<br />آیا سرمایه فرهنگی کاربران زن ایرانی شبکه های اجتماعی بر نوع پوشش آنان اثرگذار است؟<br />۱-۵- تعریف مفاهیم تحقیق</p>


مطالعه جامعه شناختی رابطه سبک‌زندگی زنان شهر تهران و قربانی‌شدن

<p>مهارت‌های به کار گرفته شده در خلال مصاحبه: ۵۸<br />مهارت‌های به کار گرفته شده پس از مصاحبه. ۵۹<br />کدگذاری و مقوله‌بندی ۶۰<br />تحلیل و تفسیر داده‌ها ۶۲<br />مشاهده. ۶۲<br />حجم نمونه به استناد اشباع نظری: ۶۳<br />اعتماد پذیری و معقول بودن روش: ۶۴<br />اول قابل اعتبار بودن(باور‌پذیری). ۶۵<br />دوم قابل انتقال بودن(انتقال‌پذیری): ۶۵<br />سوم وابستگی داشتن(اطمینان‌پذیری): ۶۵<br />چهارم قابل تأیید بودن: ۶۵<br />تصدیق‌پذیری: ۶۶<br />فصل چهارم: یافته‌های تحقیق ۶۸<br />مقدمه. ۶۹<br />بخش نخست: یافته‌های توصیفی ۷۰<br />سن ۷۰<br />اشتغال. ۷۰<br />تحصیلات ۷۱<br />موقعیت مادری ۷۱<br />پایگاه اقتصادی- اجتماعی ۷۲<br />بخش دوم‌: یافته‌های تحلیلی ۷۳<br />متغیرهای زمینه‌ای: ۷۳<br />مبحث اول: سبک‌زندگی ۷۶<br />۱.پایگاه اقتصادی- اجتماعی ۷۸<br />۲.پوشش و آرایش. ۷۹<br />جمع‌بندی: پوشش و آرایش در انواع سبک‌زندگی ۸۴<br />۳.اعتقادات مذهبی ۸۶<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و وضعیت اعتقادی ۹۱<br />۴.اوقات فراغت ۹۱<br />۵.نحوۀ گذران اوقات فراغت ۹۳<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و اوقات فراغت ۹۶<br />۶.زنان و حضور در بیرون از منزل ۹۶<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و حضور در بیرون از منزل ۱۰۲<br />۷.رویکردها زنان نسبت به جنسیت ۱۰۲<br />جمع‌بندی: رویکردها نسبت به جنسیت و سبک‌زندگی ۱۰۶<br />اعتقادات رفتاری قالبی ۱۰۷<br />اعتقادات رفتاری قالبی در خصوص قصور زنان در قربانی‌شدنشان. ۱۰۹<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و اعتقادات رفتاری قالبی ۱۱۱<br />اعتقادات در خصوص ارتباط با جنس مخالف ۱۱۱<br />جمع‌بندی سبک‌زندگی و ارتباط با جنس مخالف: ۱۱۷<br />جمع‌بندی انواع سبک‌زندگی زنان: ۱۱۸<br />مؤلفه‌های سطوح مختلف سبک‌های زندگی زنان. ۱۱۸<br />سطوح سبک‌زندگی زنان: ۱۱۹<br />انواع سبک‌زندگی زنان. ۱۲۰<br />مبحث دوم: درک و تصور زنان از قربانی‌شدن. ۱۲۶<br />۱.تعریف قربانی‌شدن ۱۲۷<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و تعریف قربانی‌شدن ۱۳۱<br />۲.قربانی‌شدن زنان در زندگی ۱۳۱<br />شرایط علّی مفهوم قربانی‌شدن. ۱۴۰<br />۳.سبک‌زندگی و مصادیق قربانی‌شدن: ۱۴۲<br />جمع‌بندی سبک‌زندگی و مصادیق قربانی‌شدن ۱۴۶<br />مبحث سوم‌: ترس‌ها ‌ و هراس‌ها ‌ و راهکارهای مواجهه با آن. ۱۴۷<br />مقدمه. ۱۴۷<br />۱.زنان از چه چیزهایی می‌ترسند: ۱۴۸<br />جمع‌بندی: سبک‌زندگی و ‌ترس‌ها و ‌هراس‌ها: ۱۵۳</p>

<p>ترس‌های موردی و راهکارهای مقابله با آن. ۱۵۳<br />۳.ترس از آزار جنسی و راهکارهای مواجهه با آن ۱۵۷<br />۴.ترس از استیلای مذکر و راهکارهای مواجهه با آن ۱۵۹<br />۵.ارتباط سبک‌زندگی و راهکارهای پیشگیری از موقعیت های هراس‌زا ۱۶۲<br />نتیجه‌گیری ۱۶۴<br />سطوح فردی، میانی و کلان. ۱۶۷<br />سبک‌زندگی جسورانه‌: ۱۶۷<br />سبک‌زندگی محافظه‌کارانه: ۱۷۰<br />سبک‌زندگی مصلحت‌اندیش: ۱۷۳<br />فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۱۷۷<br />مقدمه. ۱۷۸<br />بحث و نتیجه‌گیری ۱۷۸<br />راهکارها  و پیشنهادات ۱۸۷<br />محدودیت‌های پژوهش. ۱۹۱<br />فهرست منابع ۱۹۳<br />فهرست منابع فارسی ۱۹۴<br />فهرست منابع انگلیسی ۲۰۱<br />ضمائم. ۲۰۸</p>

<p>مقدمه<br />در حوزه مسائل اجتماعی جرم و قربانی جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده‌است. مفهوم قربانی و قربانی‌شدن از تقابل کلماتی نظیر متخلف، جرم، حادثه و قربانی شکل می‌گیرد. نگاهی به پیشینۀ تحقیقات حوزه جرم‌شناسی و دادگستری نشان می‌دهد که قربانی‌شناسی تا دهه ۱۹۷۰ در حاشیه جریان اصلی جرم‌شناسی قرار داشته است. این موضوع را می‌توان معلول آن دانست که در دورانی نظیر دهه ۵۰ میزان جرایم ثبت شده در کشورهایی مانند انگلستان و ولز آنقدر اندک و ناچیز بود که رها کردن قربانی‌شناسی در حاشیۀ رشته جرم‌شناسی کار بسیار ساده‌ای بود، به‌طوری که جرم مشکل اجتماعی فرعی در نظر گرفته می‌‌شد که مدیریت آن به کارشناسان اعم از جرم‌شناسان که برای آموزش عموم فعالیت می‌کردند و سیاسیون محول شده بود. جرم شناسان اولیه به صورت بالینی به مطالعه جرم می‌پرداختند و مجرمین را به صورت قائم به ذات و مجزا و مستقل از بافت اجتماعی و تاریخی مورد مطالعه قرار می‌دادند(هویل و یانگ به نقل از پل راک ۱۳۹۳، ۲۳).  بر اساس این دیدگاه مجرمان به دلیل ویژگی‌های ذاتی که دارند مستعد انجام جرم هستند و دست به جرم می‌زنند. به طوری که مجرمان را بی‌اختیار و ناگزیر به انجام جرم قلمداد کرده در واقع نظریه «مجرم مادرزاد» سرلوحه کار این محققان بوده است(رابینگتن و اینبرگ ۱۳۸۶).<br />در اواخر دهه ۵۰ جرایم به یکباره افزایش یافت به طوری که برخی به تعاریف ارائه شده از جرم و قربانی و غیره شک کردند. بدین شکل نگرش جدیدی تحت عنوان شکاکیت در جرم‌شناسی ایجاد شد که می‌توان آن را انقلاب شکاکیت در جرم‌شناسی نامید. این گروه به کل مفاهیم را زیر سؤال برده و به جای مجرم مفاهیم جدیدی نظیر کلمۀ منحرف را عنوان کردند و می‌پرسیدند منحرف نسبت به چه کسی، یا منحرف از چه چیزی  و غیره. (هویل و یانگ به نقل از پل راک ۱۳۹۳، ۲۵-۲۹). نظریه‌هایی نظیر انگ‌زنی با این رویکرد مطرح شدند و تحقیقاتی نیز بر همین اساس انجام شد(رابینگتن و اینبرگ ۱۳۸۶).<br />جامعه‌شناسان ارتکاب جرم را ناشی از ویژگی‌های ساختاری مثل نابرابری اقتصادی و تفاوت‌های فرهنگی قلمداد می‌کردند و قربانیان جرایم به صورت کاملاً تحلیلی مورد مطالعه قرار می‌گرفتند(هویل و یانگ به نقل از پل راک ۱۳۹۳، ۲۳). شاید بتوان گفت جامعه‌شناسان برای اولین بار مجرمان را نیز به عنوان قربانیانِ ساختار جامعه معرفی کردند.<br />در همین راستا مارکسیست‌ها و رادیکال‌ها مجرمان را جنبه‌ای از اختلالات و بی‌نظمی اجتماعی دنیای کاپیتالیسم می‌دانستند و معتقد بودند که این‌ها قربانی نیستند بلکه طبقه قلع و قمع شده کارگران صنعتی هستند که به هوشیاری رسیده‌اند و به اشتباه دست به جرم زده‌اند و در نهایت آن‌ها را قربانیان نالایق و محرومی قلمداد می‌کردند که در واکنشی گاه درستکارانه و در مواردی مالکانه و فردگرایانه ناشی از محرومیت و آسیب‌های ناشی از نظام سرمایه‌داری دست به جرم زده‌اند (همان، ۲۳) و تعاملگرایان و پدیدارشناسان جرم را به عنوان ساختارهای سمبلیک ایجاد شده در تعامل جدل‌آمیز با افراد قدرتمند تلقی می‌کردند، که باز هم کنترل ملاک کار بود و جرم و قربانیان اصلاً به حساب نمی‌آمدند و اهمیت نداشتند(همان). عدم توجه به قربانیان به قدری بغرنج بود و اهمیت کمی داشت که از منظر تعاملگرایان تعابیر متفاوتی در مورد قربانیان وجود داشت، به‌طوری که آن‌ها را با مشخصات متناقضی نظیر افراد آسیب دیده و همچنین غیر قابل اطمینان و اعتبار معرفی می‌کردند.<br />با نفوذ شکاکیون و بروز چند صدایی از جانب ایشان، در حوزۀ جرم‌شناسی، تعاریف و مفاهیم متعددی علاوه بر جرم و انحراف در خصوص قربانیان نیز شکل گرفت. به‌طوری‌که گارلند در نوشته‌های خود از مفاهیمی نظیر منافع و احساسات قربانیان، قربانیان واقعی، خانواده‌های قربانیان، قربانیان بالقوه به عنوان شاخصهای تفکیک در اغنای دعاوی جزایی مورد استفاده قرار می‌دهد(همان ۲۸-۲۹) که در اینجا قربانیان جرائم قانونی نیز مد نظر هستند.<br />اولین مقالات در خصوص مسئولیت قربانیان را می‌توان در مطالعات ولفگنگ در مورد قتل و تحقیقات دانشجویش امیر در مورد تجاوز جستجو کرد. در این راستا جرم‌شناسان اولیه‌ای نظیر هنتیگ، میندلسون، شافر و سایرین در خصوص محدودیت‌های جرم‌شناسی در رابطه با مسئولیت اساسی قربانی، قربانیان مقصر

 و قربانی‌گرایی صحبت به میان آورده و مدت مدیدی حجم وسیعی از فهرست مطالبی که با کلمه قربانی اشتراکاتی داشتند را جمع آوری کرده و در یک دائرﮤ المعارفی در سال ۱۹۷۵ به چاپ رسانده‌اند(همان ۲۴-۲۵).<br />در مجموع مفهوم قربانی تقریبا در تمامی ادبیات نظری از دیدگاه جرم‌شناسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌است. نظریه‌پردازان متعددی در خصوص قربانیان صحبت کرده‌اند. برخی آن‌ها را معلول شرایط دانسته و برخی نیز نظیر هنتیگ و میندلسون و شافر و غیره به قصور قربانی در راستای قربانی‌شدن‌شان پرداخته‌اند. مبحث قصور قربانی تا بدانجا مورد توجه واقع شد که برخی نظیر ولفگنگ بر این موضوع پافشاری کرده و اعتقاد راسخ دارند قربانی بعضا می‌تواند تحریک کنندۀ مجرم و جرم علیه خود باشد(ولفگنگ ۱۹۵۸). این نوع نظریه‌ها تداعی‌گر دو موضوع است: اول برخی قربانیان دارای سبک‌زندگی تحریک کننده‌ای هستند که آنها را به قربانیان آماده تبدیل می‌کند. و دوم مفهوم قربانی‌شدن فرای مفهوم جرم‌شناسی است. هرچند در ابتدای این تحقیق قربانی شدن به مفهوم قربانی جنسی شدن دردر نظر گرفته شده بود اما پس از جمع‌ آوری داده‌ها، مفهومی پهن دامنه‌ای از قربانی شدن استخراج شد که قربانی‌جنسی شدن هم یکی از آنها بود. لذا در این تحقیق مفهوم قربانی‌شدن از بعد مسئلۀ اجتماعی بودن آن مد نظر قرارگرفته است. وقتی به مفهوم قربانی‌شدن با دید جامعه شناختی نگاه شود مفهوم آن از حالت جرم شناختی محض خارج شده و به عنوان یک مسئله در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل از منظر زنان تعریفی متکثر از این مفهوم ارائه می‌شود. مفهوم قربانی‌شدن بین زنان طیف وسیعی از احساسات را در بر می‌گیرد که آن را از مفهوم جرم شناختی آن خارج کرده و مفاهیمی نظیر حرمان زندگی، آسیب‌پذیری و سلب منابع و اختیارها را نیز پوشش می‌دهد. آنچه در این پژوهش از قربانی‌شدن و ارتباط آن با سبک‌زندگی می‌خوانید مفهوم قربانی‌شدن زنان از نگاه جامعه‌شناختی را در بر می‌گیرد و با نگاه تک بعدی جرم‌شناسی به آن فاصله دارد، به‌طوری که ممکن است جرمی که به لحاظ قانونی جرم باشد اتفاق نیافتاده ولی مسائلی در زندگی زنان پیش آمده که فرد را دچار حرمان کرده‌است و فرد خود را قربانی آن می‌داند. در واقع این تحقیق در پی آن است که نشان دهد چه نوع سبک‌زندگی باعث می‌شود که زنان  قربانی شوند. در خصوص سبک‌زندگی نیز تعاریف بی‌شماری وجود دارد که هر یک ابعادی خاص را مورد توجه قرار داده‌اند. در این پژوهش ابتدای امر سبک‌زندگی معادل طرز رفتار در حوزه عمومی مورد توجه قرار گرفت. هرچند در هنگام انجام تحقیق مباحثی از حوزه خصوصی افراد نظیر اعتقادات و وضعیت اعتقادی غیره اهمیت یافت و جزئی از مولفه‌های سبک زندگی قرار گرفت.<br />لازم به ذکر است عوامل متعدد ساختاری، فرهنگی، اقتصادی، محیطی و غیره  می‌تواند بر قربانی شدن زنان تأثیرگذار باشد که سبک‌زندگی یکی از آنهاست و به طور  صد درصدی نمی‌توان قربانی شدن را فقط و فقط ناشی از سبک‌زندگی دانست. با علم به این واقعیت در تحقیق حاضر محقق در پی کشف ارتباط سبک زندگی زنان و قربانی شدن ایشان بوده و هیچ یکجانبه‌نگری مد نظر ایشان نبوده است.</p>

<p>طرح مسئله<br />گسترش حضور زنان در جامعه و تصرف پست‌های مختلف و کسب پایگاه‌های اقتصادی-‌اجتماعی  در کشور حرف نویی نیست. زنان هر روزه از منزل خارج می‌شوند، به کار و تحصیل و فعالیت می‌پردازند و تلاش می‌کنند دوشادوش مردان به پیش روند. امروزه زنان بیش از هر زمان دیگر در فضاهای عمومی‌ظاهر می‌شوند. اگرچه حضور آن‌ها در فضا‌های عمومی‌نقطه مثبتی است که به یُمن مبارزات طولانی برای آن‌ها حاصل شده‌است اما از طرفی مانند هر امر دیگری مشکلات خاص خود را داشته‌است. تحقیقات مختلف(روباتام ۱۳۸۷، صادقی فسایی و حمیدی ۱۳۸۷، نهاوندی و آهنگرسله‌بنی ۱۳۸۷، رجب‌لاریجانی ۱۳۸۹) و تجربه زیسته زنان نشان می‌دهد که ترس از آزارهای جنسی در فضاهای عمومی‌برای زنان امری جدی است. اگرچه زنان در مقایسه با مردان کمتر قربانی جرائم مختلف می‌شوند ولی تحقیقات نشان می‌دهد(استانکو۱۹۹۲) که زنان بیشتر از مردان از قربانی‌شدن می‌هراسند و همان‌طور که ذکر شد بیشترین و جدی ترین ترسِ زنان، ترس از آزار‌های جنسی است.<br />محقق در پژوهشی تحت عنوان«بررسی احساس امنیت جنسی بانوان تهرانی»(۱۳۸۷) به بررسی میزان در معرض بودن بانوان تهرانی به هر یک از جرائم جنسی در اماکن عمومی‌پرداخت.  نتایج حاکی از آن بوده که اکثر بانوان دائم در معرض تعرض‌های جنسی کلامی‌و غیر‌کلامی‌ هستند و این منجر به کاهش احساس امنیت آن‌ها شده و میزان احساس امنیت پایین‌تر از حد انتظار است. بعلاوه بر حسب نتایج  پایگاه اقتصادی-‌‌ ‌اجتماعی زنان بر میزان احساس امنیت آنان تأثیرگذار است در حالی که تفاوت معنی‌داری در بین سنین مختلف مشاهده نشد  و زنان با تحصیلات مختلف نیز تفاوت چندانی در خصوص سوژۀ تعرض قرار گرفتن، نداشتند. (آهنگرسلابنی ۱۳۸۷). این یافته‌ها این سؤال را به ذهن محقق متبادر ساخت که چه چیزهای دیگری غیر از مطالب آزمون شده در تحقیق، زنان را بیشتر در معرض خطر تعرض‌ها قرار می‌دهد؟ آیا سبک‌زندگی زنان تأثیری بر این موضوع دارد؟<br />تحقیقات زیادی در خصوص سبک‌زندگی قربانیان جرائم انجام شده، اما کمتر به مفهوم قربانی‌شدن به معنی یک مسئله اجتماعی پرداخته‌شد و بیشتر در حوزۀ جرم‌شناسی مورد مداقه قرار گرفته‌است. از طرفی در این رساله درپی کشف ارتباط مفهوم قربانی‌شدن (از بعد جامعه شناختی آن) و قربانی‌شدن زنان شهر تهران بودیم که کمتر در تحقیقات پیشین به آن توجه شده‌است. جرم‌شناسی کلاسیک بیش از آنکه بر قربانی تأکید کند، با یک نگاه مجرم محور به بررسی جرائم پرداخته است. نگاهی قربانی محور نگاه جدیدی است که در طی ۳۰ سال اخیر رایج شده، اما در اکثر موارد به قربانیان جرایم پرداخته و به مسائلی که باعث می‌شود قربانی شدن فرد می‌شود و ولی جرمی (به معنی جرایمی که در قانون مشخص شده و برای آن کیفر در نظر گرفته شده‌است) اتفاق نیافتاده، کمتر پرداخته‌شده‌است. روزانه در جهان جنگ، بیماری، اعتیاد، تصادف‌های جاده‌ای و بسیاری موارد دیگر قربانیان زیادی می‌گیرند که زنان نیز از آن مستثنی نیستند. در جنگ‌ها زنان به اشکال مختلف قربانیان بی‌دفاع هستند، خواه خود در هنگام وقوع جنگ در محل حضور داشته باشند و آسیب جسمی، جنسی، روحی و روانی ببینند و خواه همسران‌شان برای مبارزه رفته و آسیب ببینند و زن مجبور به گذران دوران بیوه‌گی و یا پرستاری از همسر معلولش شود(نظیرآنچه در زندگی همسران شهدا و جانبازان

مطلب دیگر :



بهترین لپ‌تاپ‌های بازار ۲۰۱۶

 جنگ تحمیلی مشاهده می‌کنیم)، در نهایت زنان قربانی خواهند بود. نمونه بارز آن را در کشور خودمان می‌توان یافت. در دوران جنگ تحمیلی  7000 زن به شهادت رسیدند. بیشتر این شهیدان در شهرها و در حملات موشکی عراق، جان خود را از دست داده‌اند. اما کم هم نبودند زنانی که در جریان مقاومت مدنی از شهر[۱] به فیض شهادت رسیده‌اند. بیشترین میزان شهیدانِ زن در دو استان خوزستان و کردستان به ثبت رسیده‌، یعنی استان‌های مرزی که عراق حملۀ زمینی به آن‌ها داشته است. ۵۰۰ نفر از این افراد، رزمنده بودند. آمارها نشان می‌دهد در کل کشور نزدیک به ۵۷۳۵ جانباز زن وجود دارد که بیش از نیمی از آنان، جانباز بالای ۲۵ درصد هستند. درباره تعداد اسرای زن جنگ تحمیلی، آمار روشنی منتشر نشده، اما برخی منابع از رقم ۱۷۱ اسیر زن در طول جنگ هشت ساله سخن می‌گویند. ۵۵۰ هزار مادر و همسر شهید، جانباز و آزاده نیز داریم( جام جم، ۱۳۹۳) که زندگی همه این افراد دستخوش آسیب‌های ناشی از جنگ شده و در واقع قربانیان جنگ هستند.<br />اعتیاد از جمله مسائل دیگری است که در کشور قربانی می‌گیرد و زنان در آن جایگاه خاصی دارند. وجۀ زن معتاد و میزان پذیرش وی در جامعه و خانواده به مراتب خدشه پذیرتر از مرد معتاد است. زن معتاد مایه آبروریزی خانواده بوده و انگ‌های دیگری نیز به راحتی به او چسبانده می‌شود. به راحتی طلاق داده می‌شود و از خانواده طرد می‌گردد. زن چه خودش درگیر اعتیاد باشد و چه همسرش در نهایت خود را قربانی آن می‌داند، زیرا مجبور است مشکلات ناشی از اعتیاد نظیر بیکاری، فقر و غیره را در زندگی تحمل کند.<br />تصادف‌های جاده‌ای از دیگر آسیب‌هایی است که در کشور به صورت عمومی وجود دارد. در طول ۱۰ سال گذشته، ۲۳۵۰۵۰ (دویست و سی و پنج هزار و پنجاه)نفر بر اثر تصادفات رانندگی در کشور جان باختند و ۲۲۲۱۰۰۰ (دو میلیون و دویست و بیست و یک هزار) نفر نیز مجروح شدند(رجانیوز۱۳۹۳). زنان به طور مضاعف از تصادف‌های جاده‌ای آسیب می‌بینند. در تصادف‌های جاده‌ای چه خود زن آسیب دیده باشد و چه همسر و فرزندش، زن قربانی تصادف است. وقتی زن‌ها دچار نقص عضو و یا آسیب‌های جسمی‌شدید می‌شوند کافی است که این مشکل شش‌ماه طول بکشد، قوانین حمایت از خانواده به مرد به راحتی اجازه تعدد زوجات را می‌دهد. تازه این در مواردی است که مرد مسئولیت پذیری و وجدان بیشتری داشته باشد و به دلیل نقص عضو زن را طلاق ندهد و زن بی‌سرپناه و بی‌درآمد به حال خود رها نشود! در مواردی که مرد آسیب می‌بیند در اکثر موارد زن تا پایان عمر از مرد آسیب دیده پرستاری می‌کند و اگر مرد خانواده فوت شود، باز هم این زن است که با آن اندیشه و احساس خاص زنانه‌اش می‌ماند و از کیان خانواده دفاع می‌کند و بچه‌ها را بزرگ می‌کند و وقتی پای گفتگویش می‌نشینی خود را قربانی تصادف‌های جاده‌ای می‌داند، و باز هم  این فکر در ذهنتان خطور می‌کند آیا همه زن‌ها در اینگونه موارد یکجور فکر می‌کنند؟<br />در بازجویی‌ها، دادگاه‌ها و زندان‌ها کم نیستند قضات و بازجوها و کارکنان سازمان زندان‌ها و قوۀ قضائیه که در کار خود با زنان مجرمی سر و کار دارند که در جواب تمام حرف‌ها و نقدها یک جمله جواب می‌دهند«مادر نیستی که بفهمی، باید مادر باشی جگرگوشه‌ات دچار مشکل باشد تا بفهمی»(ابراهیمیان ۱۳۹۳) وقتی زنان در رفت و آمدها و گفتگوهای خود چنین بیان می‌کنند که«باید زن باشی، چادری باشی، در این شهر زندگی کنی، رانندگی کنی، بچه داشته باشی، کار کنی، درس بخوانی و همسر باشی و بروی و بیایی تا یاد بگیری که زن بودن در این شهر چقدر سخت است و باید همه جوره زنانگی‌ات را حفظ کنی تا بتوانی بین همۀ این‌ها توازن برقرار کنی و خودت و حیثیتت را هم حفظ کنی»(مصاحبه شماره۴۵) در پای چنین زندگی‌ای فقط و فقط یک اندیشۀ زنانه با امضای زنانه وجود دارد که سبک‌زندگی خود را می‌طلبد. سبک‌زندگی‌ای که متفاوت از سبک‌زندگی و اندیشۀ مردانه است.<br />نظریه‌های متفاوتی حول محور سبک‌زندگی وجود دارد از ماکس وبر تا زیمل و وبلن و بوردیو و سایر نظریه‌پردازان که همگی به شیوه‌های مصرف و ذائقه‌های افراد و طبقات اجتماعی و غیره تأکید داشتند. سبک‌زندگی مستلزم مجموعه‌ای از عادت‌ها و جهت‌گیری‌ها  است. بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی، پیوند بین گزینش‌های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تأمین می‌کند (گیدنز، ۱۳۸۲، ص۱۲۱). باسرمن[۲] سبک‌زندگی را الگویی از مصرف می‌داند که دربردارندۀ ترجیح‌ها، ذائقه و ارزش‌هاست. هم‌چنین«ارل[۳]»آن را الگویی فردی از گزینش‌ها و فعالیت‌ها تعریف کرده و مایک فدرستون اشاره می‌کند که واژه‌ی سبک‌زندگی در درون فرهنگ معاصر، به نوعی فردیت، ابراز وجود و خودآگاهی سبک‌گرایانه اشاره دارد. به زعم فدرستون بدن، لباس‌ها، طرز بیان، فراغت، ترجیحات خوردن و نوشیدن، خانه، اتومبیل، انتخاب محل برای تعطیلات و غیره به عنوان شاخص‌های سبک‌زندگی به حساب می‌آید (ربانی، ۱۳۸۷‌:۴۵). به باور گیدنز شیوۀ زندگی مجموعه‌ای کم و بیش جامع از عملکردهاست که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد؛ چون نه‌تنها نیازهای جاری او را برآورده می‌سازند، بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران متجسم می‌سازد (گیدنز، ۱۳۷۷‌:۱۲۰).<br />با توجه به آن‌چه گفته شد به نظر می‌رسد زنان سبک‌زندگی خاص خود را برمی‌گزینند که با توجه به وضعیت جسمی و بیولوژیکی، خاصیت مادر بودن و عادات و عرف در جامعه با مردها تفاوت‌هایی دارد. زن بودن و اندیشه زنانه به تنهایی کافی است که سبک‌زندگی‌‌ای را برگزیند تا هم به او احساس امنیت دهد، هم نیازهای جاری او را برآورده کند و هم یک روایت خاص از هویت شخصی او ارائه دهد. به نظر می‌رسد در بسیاری موارد همان سبک‌زندگی خاص زنانه که یک اندیشه زنانه در پس آن است و نیازهای خاص زنان خود عاملی می‌شود برای قربانی‌شدن ایشان.  و دوباره لازم است اینجا تأکید شود که قربانی‌شدن به مفهوم جامعه شناختی آن مد نظر است نه آنچه در قوانین جزایی تحت عنوان قربانی در مقابل مجرم قرار می‌گیرد. از طرفی زنان ایران شرایط خاص خود را دارند. کشور ما کشوری اسلامی است که پوشش زنان و قضاوت‌های عوام در خصوص انواع پوشش و حجاب زنان احتمالاً ترجیح‌ و سبک‌های مختلفی را در زندگی زنان رقم می‌زند. از طرفی شهر تهران کلان شهری است که گمنامی مد نظر زیمل در آن به راحتی مشاهده می‌شود. افراد در آن زندگی می‌کنند هر روز با وسایل نقلیه عمومی رفت آمد می‌کنند بدون اینکه یکدیگر را بشناسند. آدم‌ها در شهرهای بزرگ گمنامند و گمنام زندگی می‌کنند. زنان شهر تهران نیز از این قضیه مستثنی نیستند. با عنایت به آنچه گفته شد و با توجه به تمامی این شرایط آیا می‌توان دسته‌بندی‌ای برای سبک‌زندگی زنان شهر تهران ارائه کرد؟ چه نوع سبک‌زندگی‌ای زنان را مساعد قربانی‌شدن می‌کند؟ اصلاً زنان پایتخت قربانی‌شدن را چگونه تعریف می‌کنند و اگر خود را قربانی می‌دانند قربانی چه چیزهایی معرفی می‌کنند؟ پاسخگویی به این سؤالات فقط با یک روش ژرفانگر و موشکافانه امکان‌پذیر است. روش تحقیقی که بتوان به واسطه آن در عمق مسئله غور کرد، همه جوانب را دید و ارتباطات آن را درک کرد روشی کیفی است. روشی که تک بعدی به موضوع ننگرد، به دنبال چگونگی پدیده باشد و محقق را محدود به یک نگاه سطحی نکند. به همین جهت روش انجام این پژوهش کیفی انتخاب شد، تا محقق به واسطه آن بتواند از تکنیک‌های مختلف بهره برده و در اعماق نظرات و دیدگاه‌های زنان در خصوص سبک‌زندگیشان غوطه‌ور شود. انواع سبک‌زندگی زنان را به اعتبار گفته‌های خودشان دسته‌بندی کند و از چند و چون آن اطلاع یابد. یکی دیگر از دلایل انتخاب روش کیفی برای انجام این پژوهش، باز بینی مفهوم قربانی‌شدن به استناد تجربۀ زیستۀ زنان است. چرا که به نظر می‌رسید شناخت قربانی‌شدن با یک نگاه جامعه‌شناختی و متفاوت از جرم‌شناختی نیاز به یک تحقیق با روشی کیفی دارد، و فقط با این روش می‌شد رابطۀ سبک‌زندگی با قربانی‌شدن را جستجو کرد. لذا ماهیت موضوع و مسئلۀ تحقیق ایجاب می‌کرد که روش کیفی برای انجام این پژوهش به کار گرفته شود.</p>

<p>سؤالات تحقیق<br />سؤال اصلی:<br />چه رابطه ای بین سبک‌زندگی و قربانی‌شدن زنان وجود دارد؟<br />سؤالات فرعی:</p>

<p>سبک‌زندگی زنان چگونه است؟</p>


مطالعه تطبیقی عوامل جامعه ­شناختی مؤثر بر میزان رضایت از کیفیّت زندگی شهری

<p>۲-۳-۳-۱- عبدالمحیط و همکاران ۶۰<br />۲-۳-۳-۲- داس ۶۱<br />۲-۳-۳-۳-  شافرو همکاران ۶۲<br />۲-۳-۳-۴- سراج­الدین و همکاران ۶۳<br />۲-۳-۳-۵- سانتوس و مارتینز ۶۴<br />۲-۳-۳-۶- اولنگین و همکاران ۶۵<br />۲-۳-۳-۷- مدل مک­کریا و همکاران ۶۶<br />۲-۳-۳-۸- محمد مصطفی ۶۷<br />۲-۴- چارچوب نظری تحقیق ۶۸<br />۲-۵- فرضیات پژوهش ۷۲<br />فصل سوم<br />۳-۱- مقدمه ۷۵<br />۳-۲- روش تحقیق ۷۶<br />۳-۳- جامعه­ آماری ۷۷<br />۳-۴- روش نمونه گیری ۷۷<br />۳-۵- حجم نمونه ۷۸<br />۳-۶- واحد تحلیل ۷۹<br />۳-۷- روش گردآوری داده­ ها ۷۹<br />۳-۸- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ۸۰<br />۳-۸-۱- متغیر وابسته ۸۰<br />۳-۸-۲- متغیرهای مستقل ۸۱<br />۳-۸-۲-۱- احساس امنیت ۸۱<br />۳-۸-۲-۲- هویّت شهری ۸۱<br />۳-۸-۲-۳- حس تعلّق مکان ۸۳<br />۳-۸-۲-۴- سرزندگی شهری ۸۳<br />۳-۸-۲-۵- سرمایه اجتماعی ۸۴<br />۳-۹- سنجش اعتبار و روایی پرسشنامه ۸۵<br />۳-۹-۱- اعتبار ۸۵<br />۳-۹-۲- روایی ۸۵<br />۳-  10- روش تجزیه و تحلیل داده­ ها ۸۶<br />۳-۱۱- روش­های سنجش کیفیّت زندگی شهری ۸۷<br />فصل چهارم<br />۴-۱- مقدمه ۹۱<br />۴-۲- آمارهای توصیفی ۹۲<br />۴-۲-۱- سیمای کلی جامعه ۹۲<br />۴-۲-۲- محل تمرکز اشتغال  (درون شهری- برون شهری) ۹۳<br />۴-۲-۳- مهم­ترین دلیل اقامت ۹۴<br />۴-۲-۴- سکونت­گاه قبلی ۹۵<br />۴-۲-۵- رضایت از محل سکونت ۹۵<br />۴-۲-۶- تمایل به مهاجرت ۹۸<br />۴-۲-۷- دلیل تمایل به مهاجرت معکوس ۹۹<br />۴-۲-۸- رفت و آمد به مادر شهر ۱۰۱<br />۴-۲-۹- مهمترین جذابیت و مزیت­های مادر شهر ۱۰۲<br />۴-۲-۱۰- مهمترین تفاوتهای شهر جدید با مادرشهر ۱۰۳<br />۴-۲-۱۱- میزان تعلّق  مکان ۱۰۴<br />۴-۲-۱۲- میزان سرزندگی شهری ۱۰۵<br />۴-۲-۱۳- میزان هویّت شهری ۱۰۸<br />۴-۲-۱۴- مؤلفه­ های هویّت شهری ۱۰۸<br />۴-۲-۱۵- میزان سرمایه اجتماعی ۱۱۴<br />۴-۲-۱۶- رضایت از کیفیّت زندگی شهری ۱۱۶<br />۴-۲-۱۷- توزیع نرمال متغیر وابسته (میزان رضایت از کیفیّت زندگی شهری) ۱۱۷<br />۴-۲-۱۸- مشکلات ۱۱۸<br />۴-۲-۱۹- نیازها ۱۲۲<br />۴-۳- آمار استنباطی ۱۲۷<br />۴-۳-۱- تفاوت میانگین­ها ۱۲۷<br />۴-۳- ۲- تجزیه و تحلیل­های دو متغیره ۱۳۰<br />۴-۳- ۲-۱- فرضیه اول: حس تعلّق  مکانی و میزان رضایت از کیفیّت زندگی شهری ۱۳۰<br />۴-۳-۲-۲- فرضیه دوم: سرزندگی شهری و رضایت از کیفیّت زندگی شهری   131<br />4-3-2-3- فرضیه سوم: احساس امنیت اجتماعی و رضایت از کیفیّت زندگی شهری ۱۳۲<br />۴-۳- ۳- تجزیه و تحلیل چندمتغیره ۱۳۳<br />۴-۳-۳-۱- فرضیه چهارم: به نظر میرسد مدت سکونت از طریق تعلّق  مکانی که ایجاد می­ کند بر افزایش رضایت از کیفیّت زندگی شهری تأثیر می­گذارد.   134<br />4-3-3-2- فرضیه پنجم: به نظر میرسد هویّت شهری از طریق تعلّق  مکانی که ایجاد میکند بر افزایش رضایت از کیفیّت زندگی شهری تأثیر می­گذارد.   136<br />4-3-3- 3- فرضیه ششم: به نظر میرسد سرمایه اجتماعی از طریق احساس امنیتی که ایجاد می­ کند بر افزایش رضایت از کیفیّت زندگی شهری تأثیر می­گذارد. ۱۳۹<br />۴-۵- قابلیت­ها و تنگناهای مؤثر بر رضایت شهروندان صدرا و عالیشهر   141<br />فصل پنجم<br />۵-۱مقدمه ۱۵۱<br />۵-۲ خلاصه روند پژوهش ۱۵۲<br />۵-۳ نتایج توصیفی ۱۵۳<br />۵-۴ نتایج استنباطی ۱۵۶<br />۵-۵ محدودیت­های پژوهش ۱۶۱<br />۵-۶ پیشنهادات ۱۶۲<br />۵-۷ پیشنهادات کاربردی ۱۶۲<br />۵-۸ پیشنهادهای پژوهشی ۱۶۳<br />مقدمه<br />شهرها همواره تحت تأثیر نیروها و عوامل گوناگونی شکل گرفته و گسترش می­یابند. شهر در اساس پدیده­ای اقتصادی اجتماعی و جمعیتی است و انسان­ها برای کار و زندگی و ارتباطات، در پهنه­ای محدود و کما بیش متراکم گرد هم می­آیند و کم کم شهر را پدید می­آورند. شهرها با تحولات اجتماعی، تغییرات جمعیتی، تغییرات اقتصادی و نوآوری­ها، با افزایش جمعیت به شدت توسعه می­یابد و نظام و سازمان کالبدی شهرها دستخوش تغییرات اساسی می­شود که یکی از پیامدهای این تغییرات، ایجاد شهرهای جدید است. شهرهای جدید پس از جنگ جهانی دوم الگویی برای کمک به حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و محیطی شهرهای بزرگ بودند. این الگو، توزیع جمعیت و اشتغال را در کل فضا ارائه داد. ایده شهرهای جدید نه فقط در کشورهایی که به سرعت شهرنشین شدند، بلکه برای ایجاد سازماندهی فضایی، جذب سرریزهای جمعیتی، کنترل رشد مادرشهرها، عدم تخریب زمین­های کشاورزی و توسعه نواحی عقب افتاده، ایجاد فضای مناسب برای اسکان کارگران بخش صنعت و تمرکززدایی ایجاد شد. در کشور ایران نیز به دلیل رشد شتابان جمعیت، تراکم بیش­ از اندازه جمعیت در کلان­شهرها، عدم تجهیز فضاهای شهری متناسب با رشد جمعیت و عدم رشد زیرساخت­ها، احداث شهرهای جدید در

 دستور کار وزارت مسکن و شهرسازی قرار گرفت. برنامه ­ریزی شهرهای جدید در پاسخ به شرایط اجتماعی و اقتصادی بارها جرح و تعدیل شده است. در حال حاضر در مورد موفقیت یا عدم موفقیت این برنامه اظهارات متفاوتی وجود دارد. وزارت مسکن و شهرسازی و خصوصاً شرکت عمران شهرهای جدید بر موفقیت این برنامه تأکید دارند و از سوی دیگر منتقدان و متخصصان در مورد عدم کارایی و عدم موفقیت این سیاست، نظریات متعددی را ارائه داده­اند. این شهرها با توجه به ویژگی­های خاصی که دارند، از لحاظ کیفیّت محیطی دچار مشکلاتی ازجمله امنیت، دسترسی، سرزندگی، هویّت شهری و از همه مهم­تر تعلّق مکان شده ­اند و عوامل سازنده کیفیّت محیط در این شهرها عملکرد مناسبی نداشته و در رضایتمندی مردم از محیط زندگی­شان تأثیر منفی داشته است، به طوری­که همواره شاهد اسکان اقشار کم درآمد و مهاجرت معکوس در این شهرها هستیم. و سکونتگاه­هایی را به وجود آورده است که نیازهای روزانه شهروندان را برآورده نمی­سازد و موجب نارضایتی آنها شده است. مفهوم کیفیّت زندگی که از دهه۱۹۶۰به ادبیات طراحی شهری کشورهای در حال توسعه وارد شده است؛ مفهومی است که برای شهروندان ارزش بیشتری قائل می­شود. شهر را مکانی برای بودن و زیستن در نظر می­گیرد. بنابراین، بازشناسی رضایت از کیفیّت زندگی شهری می ­تواند پیامد نامطلوب بی­توجهی به اصول و معیارهای کیفیّت محیط و نقشی که این معیارها در ارزیابی مثبت یا منفی نسبت به وضعیت سکونت خود دارند را ترمیم کند. در چنین شرایطی بررسی عملکرد شهرهای جدید و بازبینی نتایج حاصل از میزان رضایتمندی شهروندان از محیط زندگی ضروری به نظر می­رسد. بنابراین، در این پژوهش تلاش شد، میزان رضایتمندی و عواملی که به طور مستقیم و غیر

مطلب دیگر :



تحقیق رایگان با موضوع آموزش و پرورش، نقش برجسته، نماز جماعت

 مستقیم رضایتمندی از کیفیّت زندگی را در ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، تحت تأثیر قرار می­دهد، در دو شهر جدید صدرا و عالیشهر به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار گیرد. به این منظور مجموع فرایند پژوهش در پنج فصل تنظیم گردید که عبارتند از: ۱- فصل اول: بیان مسئله، ضرورت و اهمیت موضوع، کنکاشی بر شهرهای جدید و اهداف کلی و جزئی تحقیق. ۲- پیشینه داخلی و خارجی مرتبط با رضایتمندی و شهرهای جدید، مبانی و چارچوب نظری تحقیق. ۳- روشناسی تحقیق اعم از حجم نمونه، جامعه آماری، تعاریف عملیاتی و نظری متغیرها، روایی و پایای. ۴- نتایج توصیفی در قالب فراوانی، درصد، میانگین و نمودار و جداول و نتایج استنباطی شامل استفاده از آزمون­های t دو نمونه مستقل برای سنجش تفاوت میانگین­های متغیرها در شهر جدید عالیشهر و صدرا، رگرسیون دو متغیره و تحلیل مسیر.۵- نحوه فرایند انجام تحقیق، تحلیل از مجموع نتایج توصیفی و استنباطی، محدودیت­های پژوهشی و در نهایت ارائه راه­کارها و پیشنهادات کاربردی در جهت بهبود وضعیت ساکنین و پیشنهادات پژوهشی برای انجام مطالعات بعدی صورت گرفته است.<br />۱-۲- بیان مسئله<br />رشد جمعیت در شهرها و به ویژه در کلان شهرها مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی فراوانی برای ساکنین به دنبال داشته است. تراکم جمعیت در این کلان شهرها سرطان­گونه و هزینه­ های گسترش عمودی و افقی و نیز هزینه­ های ناشی از حل مشکلات کلان شهرها نیز بسیار بود.<br />در پاسخ به این مسائل، ایجاد شهرهای جدید[۱] یکی از سیاست­های راه­حلی برای تعادل­بخشی و تمرکززدایی جمعیت کلان شهرها بود که توسط وزارت مسکن و شهرسازی در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ در دست اقدام قرار گرفت. هدف این شهرها در طرح جامع شهرهای جدید جذب سرریز جمعیت تعریف شده است، هدفی که یکی از دغدغه­های مهم مدیریت این شهرها است و از مؤلفه‌های مهمی­که می‌تواند به این هدف کمک کند، رضایتمندی ساکنین از کیفیّت خدمات ارائه شده است.<br />به عبارتی میزان جذب جمعیت در نوشهرها با باور مردم، نحوه استقبال متقاضیان و درجه مطلوبیّت خدمات شهری ارتباط دارد، از سوی دیگر پس از شروع اسکان، شهروندان شهر جدید متقاضی تمام خدمات، به صورت یک­جا و همزمان و با کیفیّت شهر مادر هستند، یعنی متقاضیان زمین و مسکن در شهرهای جدید، مسکن به هر شکلی را نمی‌خواهند و وجود حداقلی از تجهیزات شهری، مسکن متناسب و خدمات عمومی و رفاهی را خواستارند. بربی و وایز[۲] معتقدند که یکی از عواملی که مردم از انتخاب شهرهای جدید احساس رضایت می‌کنند، ارضای هدف‌های عمده‌ای است که خانواده‌ها با نقل مکان به شهر جدید درصدد دستیابی‌ به آنها هستند (زبردست، جهانشاهلو،۱۳۸۶: ۱۰-۹).<br />اما شواهد حاکی است که در این شهرها سرزندگی حلقه­ای مفقوده است. فقدان ارتباطات یا حتی نبود این ارتباطات با شدت پایین در فضاهای شهری شهرهای جدید، نشان از زوال زندگی شهری و روزمرگی روزافزون دارد. فضاهای عمومی، نیاز ذاتی شهروندان به برقراری روابط اجتماعی و ایجاد روابط چهره به چهره را در درون اجتماع و کالبد شهر فراهم نمی­آورد و وجود ساختمان­های خالی از سکنه ساده‎ترین راه برای تشخیص عدم سرزندگی در شهرهای جدید است.  بحران هویّت یا بی­هویّتی در شهرهای جدید از سایر مشکلاتی است که کیفیّت زندگی ساکنین را با چالش روبرو کرده است. طراحی شهری صرفاً در جهت تاًمین نیازهای فعلی ساکنین است و سطوح بالاتر نیازهای آنها را در نظر نگرفته است تا محیط مسکونی بتواند بستر مناسب و با کیفیّتی مطلوب فراهم کند. مبانی شکل­ گیری شهر جدید به انسان و انگیزه­های سلسه مراتبی آن توجهی نکرده است.<br />یکی از عوامل دیگری که بر رضایت از کیفیّت زندگی شهروندان شهر جدید تأثیر به سزایی دارد سرمایه اجتماعی آنها است. به دلیل تحرک زیاد جمعیت در این شهرها مناسبات همسایگی و اعتماد متقابلی بین افراد شکل نمی­گیرد و افراد از میزان حمایت اجتماعی کمی برخوردارند. سطح همکاری و خودیاری و شرکت در شبکه ­های اجتماعی به شدت پایین است و در نتیجه چنین شرایطی افراد علاقه­ای به مشارکت در حل مسائل اجتماعی ندارند و در نتیجه چنین شرایطی کیفیّت زندگی افراد و به تبع آن رضایت از کیفیّت زندگی پایین می­آید. احساس تعلّق به شهر در این شهرها کم است و فرد ارتباط مثبت با محیطی برقرار نمی‌کند. مجموعه عوامل مذکور کیفیّت زندگی و میزان رضایت شهرندان شهرهای جدید را پایین آورده است.<br />رضایت از محل سکونت مبتنی است بر تصور فرد درباره­ی این قضیه که اجتماع محلی چقدر در جهت اهداف و نیازهای شخصی عمل می­ کند و فرد تا چه حد در مواجهه با محل سکونت خرسند می­شوند و اینکه آیا نوعی احساس ارتباط اجتماعی وجود دارد یا نه (گلابی و همکاران،۱۳۹۲: ۱۳۰).<br />شاخص رضایتمندی سکونتی را می­توان به عنوان یک پیش ­بینی­کننده کلیدی در زمینه ادراک‎های فردی از مفهوم «کیفیّت زندگی»، شاخص جابجایی سکونتی اولیه که نیازهای سکونتی را تغییر داده و بر تغییر محیط سکونت تأثیر می­گذارد، معیار سنجش برای ارزیابی میزان موفقیت ساخت و سازهای انجام شده به وسیله بخش­های خصوصی و عمومی و نیز ابزار سنجش ادراک­های ساکنان نسبت به کفایت نداشتن وضعیت فعلی محیط سکونت خود به منظور بهبود شرایط سکونتی آن­ها به کار برد (عبدالمحیط و همکاران[۳]، ۲۰۱۰: ۱۹).</p>


عوامل اجتماعی موثر برگرایش جوانان به شبکه های اجتماعی مجازی

<p>۴-۳-۹-رابطه بین مدت عضویت در شبکه و متغیرهای مستقل ۱۰۸<br />۴-۴-آزمون فرضیه ۱۰۹<br />۴-۴-۱- آزمون پیرسون بین سرمایه اجتماعی و گرایش به شبکه های اجتماعی ۱۰۹<br />۴-۴-۲-آزمون پیرسون بین اعتماد به شبکه و گرایش به شبکه های اجتماعی ۱۱۰<br />۴-۴-۳- آزمون پیرسون بین احساس صمیمیت در شبکه و گرایش به شبکه های اجتماعی ۱۱۰<br />۴-۴-۴- آزمون پیرسون بین آگاهی از شبکه و گرایش به شبکه های اجتماعی ۱۱۱<br />۴-۴-۵- آزمون پیرسون بین پایگاه اجتماعی و گرایش به شبکه های اجتماعی ۱۱۱<br />۴-۵-رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام ۱۱۲<br />۴-۵-۱-تحلیل رگرسیون ۱۱۲<br />۴-۵-۲-تحلیل مسیر ۱۱۳<br />فصل پنجم ۱۱۹<br />۵-۱- مقدمه ۱۲۰<br />۵-۲- جمع بندی نتایج آماری ۱۲۱<br />۵-۳-بحث و نتیجه گیری ۱۲۲<br />۵-۳- پیشنهادات تحقیق ۱۲۶<br />۵-۴- محدودیات تحقیق ۱۲۷<br />چکیده :<br />شبکه های مجازی دنیای وسیع و پیچیده‌ای است که گروه‌ها و افراد مختلف با گرایش‌ ها، باور ها و اعتقادات گوناگون با توجه به ویژگی انتخابی بودن و همه جایی بودن در سراسر دنیا افراد را با انگیزه های حرفه ای و شغلی، دوست یابی، علایق مشترک در حوزه های مختلف در فضایی مجازی دور هم جمع می­ کنند و شبکه های اجتماعی مجازی با اتکای به ظرفیت فرامتنی خود از گردآوری، ساماندهی، ذخیره سازی و نشر اطلاعات در اشکال صوت، تصویر و متن و رقم مبتنی بر ابزار رایانه ای و مخابراتی برای جذب افراد بهره می برند. این تحقیق درصدد شناسایی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق به شبکه های  اجتماعی است. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر نظریه هابرماس، نظریه ولمن و نظریه شکاف آگاهی تیکنو-دونوهو می باشد. روش تحقیق پیمایشی وابزار پژوهش پرسشنامه می باشد که بر روی ۳۶۴ نفر از دانشجویان واحد تهران شرق از طریق نمونه گیری طبقه ای نامتناسب انتخاب شده اند صورت گرفته است. اطلاعات بدست آمده با بهره گرفتن از آمار استنباطی و آزمون های (رگرسیون خطی، ضریب پیرسون، اسپیرمن،‌کندال و.) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس دیدگاه اکثر پاسخگویان میزان حمایت دریافتی از شبکه های مجازی(۹/۵۴ درصد)، میزان سرمایه اجتماعی(۳/۷۵درصد)، آگاهی اینترنتی(۶/۵۳ درصد)، احساس صمیمیت بین اعضای شبکه(۲/۶۳ درصد) و میزان اعتماد به شبکه (۹/۶۵ درصد) درحد متوسط و میزان استفاده (۵/۷۲ درصد) و گرایش به شبکه های مجازی(۸/۶۴ درصد) در حد پایینی قراردارد. مطابق یافته‌ها؛ بین گرایش به شبکه های اجتماعی و متغیرهای سرمایه اجتماعی (۲۸/۰=r )،اعتماد به شبکه (۱۶/۰=r )، احساس صمیمیت (۴۱/۰=r ) و آگاهی اینترنتی ( ۳۸/۰=r )  و بین میزان استفاده از شبکه های مجازی و متغیرهای سن (۲۰/۰=rs )، درآمد (۱۶/۰-=rs )، احساس صمیمت (۳۶/۰=rs )، آگاهی اینترنتی (۲۶/۰=rs )، اعتماد به شبکه  (13/0=rs ) و سرمایه اجتماعی  (27/0=rs ) رابطه معنادار وجود دارد ولی بین پایگاه اجتماعی پاسخگو وگرایش به شبکه های مجازی(۵۸/۰(sig= رابطه وجود ندارد. بر اساس ضرایب بتا  22/0 B = متغیر صمیمیت بین اعضای شبکه مجازی (۲۲درصد) از تغییرات و نوسانات گرایش به شبکه اجتماعی مجازی  را تبیین می کند و به عبارتی هر چه افراد در شبکه های مجازی بیشتر احساس صمیمت می کنند به شبکه ها گرایش بیشتری دارند.<br />کلید واژه:گرایش به شبکه اجتماعی مجازی،عضویت،احساس صمیمیت،اعتماد، سرمایه اجتماعی، آگاهی.<br />فصل اول:<br />–مقدمه:<br />– بیان مساله:<br />– اهمیت و ضرورت تحقیق:<br />– اهداف تحقیق:<br />– سوالات تحقیق:<br />– فرضیات تحقیق:<br />– تعاریف مفهومی و عملیاتی تحقیق:</p>
<p>مقدمه:<br />شبکه های اجتماعی مجازی فضایی است که اعضای آن درباره یک موضوع از طریق ارسال پیام گردهم می­آیند که در آن تلاش می­شود که مکان های فیزیکی را به خوبی ارتباطات رو در رو مدل سازی کنند و در آن افراد نه فقط به اطلاعات بلکه به دیگر افراد برای گفتگو، بحث و تبادل نظر دسترسی دارند(بورت[۱]،۲۰۰۵:۱۶). در چند سال اخیر شبکه های اجتماعی مجازی با محبوبیت جهانی رو به رو شده اند به طوری که میلیون ها نفر از سراسر دنیا در این شبکه ها عضویت دارند و روابط انسانی، نوع همکاری، وابستگی حرفه ای و بسیاری امور اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در بستر این شبکه ها ایجاد یا دنبال می­ کنند. بنابراین به لحاظ گستره کاربری می­توان گفت در فضای شبکه های اجتماعی مجازی چیزی بیش از یک فضای اطلاعاتی جهانی وجود دارد. برخی معتقدند که یک «بافت اجتماعی» جدید در حال ساخته شدن است و نیاز دارد که ما فناوری را به منظور کارکردی کردن خدمات تحت وب به رسمیت بشناسیم(اندرسون[۲]،۲۰۰۶: ۲). سایت های شبکه اجتماعی مطابق مطالعات بین المللی باعث ایجاد فرصت هایی برای کاربران می­گردد. طرفداران نظریه شبکه بر این باورند که وجود شبکه های اجتماعی به صورت حایلی در مقابل فشارهای درونی عمل می­ کنند به نحوی که با فراهم آوردن حمایت عاطفی، دوستی ها و فرصت هایی برای اعمال اجتماعی معناداری در قالب سرمایه اجتماعی اثر بسیار مهم و موثری بر عزت نفس افراد و افزایش توان مقابله با مشکلات و افسردگی ها دارد و در نهایت به احساس سلامت روانی افراد جامعه منجر می شود(توسلی و کلاریجانی، ۱۳۹۱: ۹۲).  شبکه هایی که مبتنی بر فناوری وب۲ فعالیت می­ کنند و با اجتماع گرایی مجازی نقش اساسی در معادلات رسانه ای جهان بازی می­ کنند. این وب سایت ها علاوه بر قابلیت شبکه سازی مجازی امکان استفاده از فرصت های مختلف در فضای اینترنت را اعم از جستجو، خواندن و به اشتراک گذاری اخبار، آپلود عکس و فیلم، نوشتن یادداشت ها و عضویت درگروه های مختلف تحرک سیاسی را فراهم کرده است و این امر باعث اقبال کاربران اینترنتی به شبکه های اجتماعی شده است. فضای مجازی بسته به ساخت های اجتماعی شکل می­یابد و رشد فناوری، همگرایی رسانه ای و مسائل مربوط به آن در شرایط اجتماعی گوناگون برون داده های متفاوتی داشته است(رحمانزاده و حقیقی، ۱۳۹۱: ۱۳۴).<br />شبکه های اجتماعی مجازی به لحاظ عمومیت یافتن در میان کاربران و با گستره وسیع جغرافیایی در درون مرزهای ملی تبدیل شدن به یک ارتباط خصوصی و شخصی و فارغ بودن از هر نوع کنترل از سوی مراجع قدرت را در جوامع به وجود آورده اند. شبکه های اجتماعی مجازی مکان هایی هستند که در آنها افراد فرصت پیدا می­ کنند تا خود را معرفی کرده و ویژگی های شخصیتی خود را بروز داده و با سایرین ارتباط برقرار کرده و در این محیط ها این ارتباطات را حفظ نمایند. این سایت ها به طور بالقوه ای چه در سطح روابط بین فردی و چه درسطح روابط اجتماعی توانایی ایجاد تغییرات اساسی در زمینه زندگی اجتماعی هر فرد را دارا می باشند. در اغلب موارد مهمترین تأثیر  اینگونه سایت ها را حفظ و ارتقای روابط گذشته می­دانند و از سویی منجر به ایجاد شکل گیری جدیدی از روابط بین فردی می شود. گرایش به سایت های شبکه های اجتماعی در تمام دنیا با سرعت قابل توجهی رو به رشد است که بر زندگی آنلاین و آفلاین کاربران اینترنتی آنچنان تأثیر گذار بوده اند که شکل های ارتباطات اجتماعی نیز در میان کاربران دگرگون شده است با توجه به قابلیت ها و امکانات هر یک از شبکه های اجتماعی و سرویس های ارائه شده توسط سایت ها اثرات آنها بر کاربران عمیق تر می­گردد و افراد بیشتر به سمت و سوی شبکه های مجازی گرایش می­ یابند به نحوی که گاهاً یک کاربر به طور همزمان در چند شبکه اجتماعی عضویت دارد آن هم به صورت فعال. جوانان به کمک شبکه های مجازی و وسایل ارتباطی نوین شیوه های متفاوتی را جهت حفظ رابطه ی خود با دوستان و آشنایان، برقراری رابطه های جدید و انتشار اطلاعات و اندیشه های خود پیدا کرده اند در حقیقت شبکه های مجازی بستر مناسبی را برای حفظ روابط آفلاین و روابط آنلاین و گسترش و بسط روابط در زندگی واقعی فراهم کرده اند.<br />به اعتقاد عاملی امروزه «فناوری ها و صنایع ارتباطات[۳]» به طور همزمان همه چیز را دستخوش تغییر کردند و به باز تعریف آنها پرداختند جامعه امروز به یمن صنعت همزمان ارتباطات در حال تجربه ی نوع تازه ای از شبکه ای شدن و شبکه ای بودن است. همزمانی با بی سیمی فناوری های ارتباطات و اطلاعات نوع تازه ای از جامعه شبکه ای را به وجود آورده است(عاملی، ۱۳۸۸: ۵). بنابراین جذابیت شبکه های اجتماعی اینترنتی از یک سو و سهولت فعالیت در این دسته از جوامع از سوی دیگر سبب شده تا میزان حضور و عضویت در شبکه های مجازی افزایش یابد. کاهش فشار اجتماعی برای پیروی از قضاوت دیگران موجب می شود تا هر فردی امکان گزینش نحوه ی اظهار خود را داشته باشد و رفتاری کاملاً متفاوت از خود واقعی شان نشان دهد. بر اساس نظر جان سولر[۴]، افراد از آن رو شیفته‌ یک شیء یا فرد یا فعالیتی خاص می‌شوند که نیازی را در آنها ارضا کند. طبق این نظریه افراد با گرایش به شبکه‌های اجتماعی تا حدی نیازهای خود را برآورده می‌کنند. مثلاً افراد با کاوش در ابعاد فنی شبکه‌های اجتماعی مجازی، توانایی بالقوه‌ی ذهنی خود را ابراز می‌کنند یا با ابعاد مختلف شخصیت خود که پیش از این پنهان بود، آشنا می‌شوند و عقاید و نیازهای هنری خود را بیان و به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا می‌کنند و. از سویی شبکه‌های اجتماعی محملی برای گریز از واقعیت و وسیله‌ای برای ارضای نیازهای روانی است. چنانچه برخی از کاربران شبکه‌ اجتماعی برای رهایی از تنش روزمره و ایجاد فراغت، به سمت این فضا می‌روند. شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز می‌توانند اوقات خوشی را برای آنان فراهم کنند تا فرد بتواند ضمن برخورداری از این قابلیت، نگرانی‌ها و تنش‌های خود را با دوستان خود مطرح و در نهایت به‌گونه‌ای از طرف آنان حمایت اجتماعی[۵] دریافت کنند.<br />انتخابی بودن و همه جایی بودن این شبکه ها به کاربران این امکان را می دهد که بتوانند با یکدیگر در سراسر دنیا با هم ارتباط برقرار کنند و بر حسب ساعات کاری و آزادی خود می توانند در برنامه و فضاها شرکت کنند این امر ناشی از مجموعه کارکردها و نقش هایی است که ابزارهای ارتباطی برای کاربران  به ارمغان آورده اند. پیشرفت فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در زندگی بشر سهم به سزایی داشته است و افراد به انگیزه[۶] خاص و برای پاسخگویی نیازی به سراغ شبکه های اجتماعی مجازی می روند. حال در این تحقیق سعی خواهد شد که در وهله اول عوامل اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان دانشگاه واحد تهران شرق را به عنوان روشنفکران جامعه بررسی کرد و در وهله بعدی با مرور تاریخچه شبکه های اجتماعی و ادبیات تحقیقی و بر اساس دیدگاه های ارتباطی و شبکه ای نقش هر یک از عوامل بدون جهت گیری بر میزان گرایش دانشجویان به انواع شبکه های اجتماعی مجازی را وارسی کنیم به طور مثال می خواهیم بدانیم آیا میزان آگاهی[۷]و سواد رسانه ای[۸] یا پایگاه اجتماعی کاربران بر میزان گرایش و حضور آنان در شبکه های مجازی تأثیر ی
 دارد یا نه؟ به طور کلی انگیزه اصلی کاربران از استفاده از انواع شبکه های مجازی(وایبر، لاین، وی چت، تانگو، اینستاگرام،تلگرام و) چیست و بر میزان روابط و سرمایه ارتباطی[۹] و اجتماعی آنان در دنیای واقعی و مجازی چه تأثیری می­گذارد و یا چقدر اعتماد[۱۰] و احساس راحتی و صمیمت[۱۱] در شبکه های مجازی منجر به گرایش دانشجویان به شبکه های اجتماعی گردیده است؟ اینها سوالاتی می باشند که سعی گردیده در این تحقیق به آنها پاسخ داده شود.</p>
<p>بیان مساله:<br />فضای مجازی دنیای وسیع و پیچیده‌ای است که گروه‌ها و افراد مختلف با گرایش‌ ها، باور ها و اعتقادات گوناگون در آن زندگی می‌کنند. واژه «زندگی» در این فضا به اشتباه به کار نرفته است چرا که این دنیا توأمان و همگام با دنیای واقعی و شاید بیشتر بر وجود آدمی و باورهایش اثر می‌گذارد. فضای مجازی مکانی است که فرد می تواند فعالیت های دنیای واقعی خود را وارد کند. از خصوصیات بارز این فضا بی مکانی و بی زمانی است. از بین رفتن فاصله مکانی و افزایش بی سابقه توان انسان ها برای مبادله و مراوده با یکدیگر فرایند هویت یابی جمعی افراد را دگرگون کرده است(منتظرقائم،۲۳۱:۱۳۸۱). یکی از وجوه بارزی که فضای مجازی یا به طورخاص اینترنت و شبکه های مجازی را از سایر رسانه ها جدا کرده است، خصیصه تعاملی بودن در این فضا است که امکان مشارکت بیشتر مخاطب را فراهم ساخته است. تعاملی بودن در چند ویژگی نمود پیدا می­ کنند که، مهم ترین آنها عبارت اند از: پاسخگویی به کاربران، امکان اضافه کردن اطلاعات توسط کاربر و امکان جمع آوری اطلاعات می­باشد. وجود ایمیل برای پاسخگویی، وجود پیوندهایی برای ایجاد ارتباط فعال و سریع بودن پیوندها از جمله ابزارهای ایجاد تعامل است(یغمایی،۴۳:۱۳۸۹). امروزه تعامل اجتماعی افراد به فضای مجازی کشیده شده است و ارتباطات مجازی بخش عمده‎ای از دلایل استفاده کاربران از این فضاست. ارتباطات مجازی عمدتاً در قالب مفهوم ارتباطات با واسطه کامپیوتری درک می‎شود. دامنه این ارتباطات مجازی از ایمیل، چت و وبلاگ‌نویسی فراتر رفته و شبکه‎هایی برای کاربرد همه اشکال ذکرشده به منظور داشتن تعاملات اجتماعی کامل‎تر و همه‌جانبه‎تر میان افراد ایجاد شده است؛ این اشکال جدید رسانه‎های اجتماعی نام دارند(خلقتنی، ۱۳۸۹ :۱).  با اینکه عمر شبکه‌های اجتماعی از یک دهه تجاوز نمی‌کند، اما به تمامی ابعاد و عرصه‌های زندگی استفاده‌کنندگانشان ورود کرده و شده عضوی تأثیر گذار در زندگی شخصی، کاری و خانوادگی‌شان. یکی از آسیب‌های این عضو جدید، خودمانی شدنش با ماست و اینکه همه‌جوره با او راحتیم.عادی شدن انتشار عکس‌های خصوصی و خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی، موجب شده کسانی که اعتقاداتشان و یا فرهنگ و تربیت خانوادگی‌شان در ابتدا اجازه چنین کارهایی را به آنها نمی‌داد نیز به این سمت کشیده شوند. خسروی کارشناس مسائل اجتماعی معتقد است این اپیدمی سبب شده قبح وارد کردن نامحرم‌ها و غریبه‌ها به حریم خصوصی در بین جوان‌هایی که معتقدتر هستند نیز بشکند و آنها هم کم‌کم و رفته‌رفته به جمع منتشرکنندگان عکس خصوصی در شبکه‌های اجتماعی افزوده شوند. چراکه در غیر این صورت، متهم به داشتن افکار دگم و متحجرانه خواهند شد و از دایره دوستان و همسالانشان بیرون خواهند رفت(مهاجری،۳:۱۳۹۲). فضاهای مجازی راه های ارتباطی ما با یکدیگر را تحت تأثیر  قرار داده است. اینترنت کاربران اینترنتی را دعوت می­ کند تا به تفکر، تجربه بازی، ‌فعالیت گروهی پرداخته و ارتباط های دیجیتالی خود را بازیابند به این ترتیب افراد از محدودیت خودهای جسمانی خویش رها شده از زمان و مکان فراتر می روند و قلمروی مشترکی برای خود و گروه شکوفایی می سازند. آنها در دنیای شبکه ای غرق شده، مبدل به مولفه ای سازنده از آن می شوند و بخش اعظم هویت خود را در مفهومی فرامتنی و نسبی از متصل بودن به دیگران به دست می آورند همچنین برای تجسم افکار و احساسات خود و تبدیل آنها به خود دیجیتالی اشتراکی و در عین حال همچنان شخصی از تکنولوژی اینترنتی استفاده می­ کنند(پور ضرابیان حقیقی،۱۳۹۰: ۴۶-۴۳).<br />در حقیقت شبکه های مجازی با انواع اطلاعات و امکاناتی در اختیار کاربران قرار می­دهد که گروه های مختلفی را با انگیزه های حرفه های و شغلی، دوست یابی، علایق مشترک در حوزه های مختلف در فضایی مجازی دور هم جمع می­ کنند. امروزه اغلب افراد یا اعضای خانواده های آنها درشبکه هایی نظیرلاین، وایبر، توییتر، وی چت و عضویت دارند. شبکه های اجتماعی مجازی همچون هر پدیده اجتماعی دارای اثرات مثبت(آموزش و یادگیری، رونق کسب و کار، انتشار سریع اطلاعات،افزایش مهارت ها، افزایش گروه های دوستی و تعاملات اجتماعی،سرگرمی) تأثیر ات منفی (ترویج اخبار و شایعات نادرست، وابستگی مجازی، کمرنگ شدن فرهنگ خودی و رونق یافتن فرهنگ جهان،کاهش تغییر ارزش های اخلاقی) است. در واقع فارغ از پیامدها و دیدگاه مثبت یا منفی نسبت به دنیای مجازی شبکه های اجتماعی مانند هر محصول تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی بدون اجازه و به عنوان محصول وارداتی وارد خانه، محل کار و حتی در حوزه فردی و خصوصی ما وارد شده است. افراد به انگیزه های متفاوت وبرای دستیابی به هدف مشخصی حال سرگرمی یا اطلاعاتی و. عضو این شبکه های می شوند گاهاً این شبکه ها چنان با زندگی کاربران خود عجین می گردند که به عنوان عضوی از اعضای خانواده کاربران تبدیل می شوند. شبکه های اجتماعی آنلاین با از بین بردن مرزهای جغرافیایی و فاصله های زمانی و مکانی، آن چنان در میان وسایل ارتباطی جای خود را باز کرده که نه تنها جوانان بلکه همه افراد از گروه های سنی مختلف را به خود جذب کرده و هر روز با گسترش روز افزون اینترنت بیشتر از روزهای گذشته اثرات استفاده از آن برای همگان مشخص می شود و به طور مداوم رو به رشد است.<br />چنانکه از دیدگاه عاملی، شبکه ای شدن جامعه امروز، معنای همه چیز و هر چیزی را مورد باز اندیشی قرار داده و مفاهیم تازه ای را نیز ایجاد کرده است. اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و حتی مفاهیم عام تری همچون مکان و زمان نیز در این فرایند دگرگون شده یا همچنان در حال دگرگونی هستند و معانی و تعاریف نو و جدیدی به خود گرفته اند(عاملی، ۱۳۸۸: ۴). این تحقیق به دنبال یافتن عوامل اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های مجازی می باشد که از این تحقیق دو سوال اساسی منتج می­گردد: ۱- میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی چقدر است؟۲- عواملی اجتماعی که منجر به گرایش جوانان به شبکه آنلاین می شود کدامند. در حقیقت این تحقیق در پی آن است که بداند آیا میزان اعتماد به شبکه های مجازی یا احساس صمیمت در بین اعضای شبکه، سرمایه اجتماعی و روابط کاربر در دنیای واقعی و مجازی و سطح آگاهی کاربران از امکانات و خدمات شبکه های مجازی آیا در میزان یا گرایش به استفاده از شبکه های مجازی تأثیر  دارد یا نه؟</p>
<p>۱-۳-     اهمیت وضرورت پژوهش :<br />جهان انسانی به موازات پیشرفت و بهره مندی از فناوری نوین ارتباطات و اطلاعات و شکل گیری شبکه های اجتماعی مجازی، با سرعت و پرشتاب، در حال گذار به یک جامعه ی شبکه ای است. شبکه های اجتماعی به مثابه پدیده ای نوین از نسل جدید وب، توانسته است با بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی،آرمان های انسانی را در همه ی حوزه ها گسترش دهد  به طوری که با توجه به برخورداری از ظرفیت های مناسب، شرایط را برای توسعه در تمامی ابعاد
مطلب دیگر :


 اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ایجاد می­ کنند. شبکه های اجتماعی مجازی با اتکای به ظرفیت فرامتنی خود از گردآوری، ساماندهی، ذخیره سازی و نشر اطلاعات در اشکال صوت، تصویر و متن و رقم متنی بر ابزار رایانه ای و مخابراتی بهره می برند(اکبری تباری،۱۳۹۱: ۳). کاستلز[۱۲] معتقد است که، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به همه فضاهای اجتماعی، سازمانی و فردی در جوامع بشری وارد شده و شیوه زندگی روزمره، کار و معرفت او را به درجات گوناگون تحت تأثیر  قرار داده اند. برخورداری از این فناوری ها، به مثابه وقوع یک چرخش پارادایمی در زندگی فردی و اجتماعی انسان است که در آن حتی مفاهیم کهن نیز با هندسه معرفتی جدیدی قابل شناخت هستند. به تعبیر کاستلز فناوریهای نوین اطلاعات، نقاط دور عالم را در شبکه های جهانی به همدیگر پیوند می دهند، همه ساختارها و فرایندهای مادی و معنوی بشری دگرگون می شوند(کاستلز، ۱۳۸۰: ۴۸). در جامعه جدید، اطلاعات تکنولوژی عاملان اجتماعی هستند که در تمامی عرصه های زندگی مردم (کاربران تکنولوژی) رسوخ کرده است و  اطلاعات تنها  کالایی است که در اقتصاد حرف اول را می­زند که در  اختیارکشورهای قدرتمند است.<br />این پیشرفت بستری مناسب برای دستیابی عموم مردم به اطلاعات علمی، صنعتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره فراهم ساخته و فوائد و آثار بسیار زیادی در زمینه های گوناگون داشته و پیشرفت های علمی و تحقیقاتی زیادی به همراه داشته است. در عین حال سوء استفاده از این امکانات ارزشمند مخاطرات و پیامدهای جدی در زمینه های مختلف از جمله نقص حریم شخصی را در پی داشته است. نگرانی انسان ها از تجاوز دیگران به حریم شخصی را در پی داشته است. نگرانی انسان ها از تجاوز دیگران به حریم شخصی و دستیابی آنان به اطلاعات شخصی ایشان یا نظارت بی مورد بر اعمال و رفتار با تفکرات آنها موجب سلب آسایش، آرامش و امنیت ایشان می شود(محسنی و همکاران،۷۴:۱۳۸۵). افراط در استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی روابط چهره به چهره را کاهش می­دهد و روابط عاطفی و اجتماعی  و خانوادگی را سست تر می­ کند. زمانی را که کاربران صرف ارتباط با لاین می­ کنند به قیمت از دست دادن زمان برای سایر فعالیت­های اجتماعی است. شبکه های مجازی تجربه­ای مجازی را صرف نظر از فرهنگ زندگی آف لاین در اختیار ما می­نهد.خرید، سفر، کار همگی در خانه انجام می­شود حتی می­توانید درمان خود را نیز در خانه ببینید. تغییر مسیر زندگی از فضای واقعی به فضای مجازی منجر به تغییر الگوی فکری و رفتاری افراد به خصوص جوانان می­گردد. تأثیر ات متفاوت و سریع این تکنولوژی بر تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی بی­تردید در راستای تغییر و تکمیل یا تخریب این ابعاد می­باشد. اهمیت پرداختن به این موضوع زمانی دو چندان می­گردد که در کشور ما بخش عظیمی از کاربران آن را جوانان تشکیل می­دهد. جوانان به عنوان پتانسیل و سرمایه اجتماعی جامعه محسوب می­شوند که تغییرات اجتماعی و فرهنگی این نسل منشأ دگرگونی دیگر ابعاد جامعه می­باشد. در این تغییرات نقش تعیین کننده ­ای بر کیفیت تعامل و ارتباطات و نظم اجتماعی دارد. اثرات نامطلوب شبکه های مجازی بر روابط یا حتی فردگرایی افراد همچون استفاده از آن اینترنت آنچنان مشهود نیست شاید به ظاهر شبکه های مجازی باعث روابط فردی هم شود اما تنها در حالت کیفی. آنچه درباره­ی این وسیله ارتباطی حائز اهمیت است برخورداری آن نمی­باشد بلکه نحوه استفاده از آن است. پرداختن به موضوع میزان گرایش و استفاده از شبکه های  اجتماعی مجازی در بین دانشجویان باعث می شود تابه تصویر تمام نمایی از انگیزه و علت گرایش جوانان به شبکه های مجازی دست یابیم و به این طریق خلاء اطلاعاتی و امکاناتی را تا حدودی سازمان دهیم و دریابیم که چگونه در یک دوره کوتاه زمانی توانسته چنین کاربران جهانی رابه خود معطوف کند.<br />۱-۴-اهداف تحقیق:<br />۱-۴-۱- هدف کلی:<br />تعیین و شناسایی عوامل اجتماعی موثر به گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />۱-۴-۲- اهداف  جزیی:</p>
<p>تعیین و شناسایی رابطه سرمایه اجتماعی با گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />تعیین و شناسایی رابطه اعتماد به شبکه با گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />تعیین و شناسایی رابطه احساس صمیمیت با گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />تعیین و شناسایی رابطه آگاهی از شبکه ها با گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />تعیین و شناسایی رابطه پایگاه اجتماعی با گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی<br />۱-۵- سوالات تحقیق:<br />۱-۵-۱- سوال اصلی:<br />عوامل  اجتماعی موثر بر گرایش دانشجویان واحد تهران شرق برشبکه های اجتماعی مجازی کدامند؟<br />۱-۵-۲- سوالات فرعی:</p>
<p>آیا بین سرمایه اجتماعی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد؟<br />آیا بین اعتماد به شبکه های مجازی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد؟<br />آیا بین میزان احساس صمیمیت در شبکه های مجازی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد؟<br />آیا بین میزان آگاهی از شبکه های مجازی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد؟<br />آیا بین پایگاه اجتماعی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد؟<br />فرضیات تحقیق:<br />۱- بین سرمایه اجتماعی  و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد.<br />۲- بین اعتماد به شبکه های مجازی  و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی  رابطه وجود دارد.<br />۳- بین احساس صمیمیت در شبکه های مجازی  و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد.<br />۴- بین آگاهی از شبکه ها  و  میزان گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد.<br />۵- بین پایگاه اجتماعی و گرایش دانشجویان واحد تهران شرق به شبکه های اجتماعی مجازی رابطه وجود دارد.<br />۱-۷-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیر های پژوهش:<br />۱-۷-۱-تعریف مفهومی شبکه اجتماعی مجازی:<br />شبکه اجتماعی یک ساختار متمرکز اجتماعی از گره ها می باشد که اغلب به عنوان فرد یا سازمان تشکیل شده است. این گروه ها، توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به هم متصل می شوند. در تحلیل شبکه های اجتماعی گره ها، همان افراد درون شبکه ها هستند و رشته ها، روابط میان آنها است. در واقع یک شبکه اجتماعی نگاشتی از تمام رشته های مربوط میان گره ها است(احسان پوری و عقیلی، ۱۳۸۹: ۳۰). شبکه اجتماعی مجازی زنجیره ای از ارتباطات و گره های شبکه اجتماعی یا حضور غیر فیزیکی افراد در یک محل مجازی است. در شبکه اجتماعی مجازی ارتباط افراد و سازمان ها یا گروه ها رو در رو و بدون واسطه نیست بلکه به ابزاری به نام اینترنت بستگی دارد. این روزها وقتی صحبت از شبکه اجتماعی در اینترنت می شود در واقع در حال صحبت از نوع مجازی و غیر قابل لمس شبکه ای از ارتباطات انسانی هستیم(فرجی، ۱۳۹۱: ۳).<br />۱-۷-۱-۱-تعریف عملیاتی شبکه اجتماعی مجازی:<br />برای سنجش میزان استفاده از شبکه های مجازی(وایبر، وی چت، تانگو، لاین و.) از سوال باز استفاده می شودکه منظور مدت زمان استفاده در روز و مدت زمان آشنایی با شبکه مجازی ومیزان استفاده از انواع شبکه هاست.<br />۱-۷-۲- تعریف مفهومی سرمایه اجتماعی[۱۳]:<br />سرمایه اجتماعی شبکه بر منابع ابزاری و حمایتی موجود در شبکه ها که از طریق دستیابی به پیوندهای اجتماعی در دسترس فرد قرار می­گیرند و از این طریق فرد می تواند به طیف وسیعی از حمایت های گوناگون دسترسی یابد، اطلاق می گردد. سرمایه اجتماعی در سه بعد ویژگی‏های ساختی، ویژگی‏های تعاملی و ویژگی‏های کارکردی شبکه مورد بررسی قرار گرفته است. در بعد ساختی سرمایه اجتماعی شبکه، اندازه شبکه و ترکیب شبکه مطرح می‏شود که شاخص‏های این بعد می‏باشد. منظور از اندازه شبکه، تعداد افرادی است که فرد به طور غیررسمی در شبکه روابط خود با آن‏ها در تعامل و ارتباط است.منظور از ترکیب شبکه، نسبت‏های مختلف هر یک از اعضا در شبکه فردی می‏باشد که این متغیر از تعدادخویشاوندان دور و نزدیک، دوستان، همسایگان و همکاران ساخته شده است. در بعد تعاملی، فراوانی تماس افراد، شیوه تماس آن‏ها با هم و صمیمیت در رابطه به عنوان شاخص‏ها و مولفه‏های این بعد مطرح می‏باشند. منظور از فراوانی تماس، دفعات ارتباطی است که افراد با هر یک از اعضای شبکه خود دارند و اینکه هر چند وقت یکبار با آن‏ها در تماس و ارتباط می‏باشند. منظور از شیوه تماس، روش برقراری ارتباط با اعضای شبکه (شیوه‏های تماس رودررو و حضوری،تلفنی و اینترنت) و میزان برقراری ارتباط با اعضای شبکه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در بعد کارکردی سرمایه همان حمایت های دریافتی از اعضای شبکه و ارائه حمایت به آنها در قالب ۴ نوع حمایت عاطفی، مشورتی، مصاحبتی، عملی و اطلاعاتی است (باستانی و صالحی هیکویی، ۱۳۸۶: ۷۷).</p>

بررسی تاثیر مولفه های جهانی شدن بر مدیریت بدن زنان

<p>مقدمه<br />در میان مفاهیم جامعه شناسی واژه ای که در دهه ی پایانی قرن بیستم(دهه ی ۱۹۹۰میلادی) رشد و گسترش چشمگیری داشته جهانی شدن[۱] است. جهانی شدن فرایندی از تحول است که مرزهای سیاسی و اقتصادی را کمرنگ می کند، ارتباطات را گسترش می دهد وتعامل فرهنگ را افزون می نماید. گروهی از اندیشمندان علوم اجتماعی همچون گیدنز[۲] و واترز، جهانی شدن را شدت گیری مناسبات و روابط اجتماعی در ابعاد جهانی می دانند که مکان های دور از هم را به یکدیگر پیوند می زند به طوری که هر رویداد یا اتفاقی که در بُعد محلی شکل می گیرد از حوادث سایر مکان ها متأثر است و خود نیز قادر است در حوادث مکان های دیگر تأثیر بگذارد (طاهرخانی،۱۳۸۳: ۹۵). جهانی شدن ماهیت تجربه های زندگی روزمره ی ما را از بیخ و بن تغییر می دهد. چون جوامعی که ما در آنها زندگی می کنیم دستخوش دگرگونی های ژرفی می شوند. این وضعیت مارا وادار به تعریف دوباره ی جنبه های خصوصی و شخصی زندگی هایمان می کند. جنبه هایی مثل خانواده، نقش های جنسیتی، روابط جنسی، هویت شخصی، کنش های متقابل ما با دیگران، روابط و مناسبات ما با کار و بدن (گیدنز،۱۳۸۹). در این میان چیزی که به سرعت در حال افزایش است که در دوره جدید با تحولات جهانی شدن بیشتر شاهد آن هستیم توجه به مسئله ی بدن است. بدن انسان واسطی میان فرد و دنیای خارج است، اعم از فعالیت های دریافتی واحساسی، آداب واصول رفتاری و سنن روابط متقابل، ژست ها و قیافه سازی ها، تظاهردر صحنه ها، بازی ها و حرکات مرتبط با جذب و دفع دیگران، فنون بدن سازی، تربیت بدنی و. . وجود انسان در بدو امر دارای یک مظهر بدنی است (محسنی،۱۳۸۵: ص۲۳).<br />مسئله بدن و تصور از آن بیشتر موضوعی فرهنگی است که به ارزش ها و هنجارهای جامعه بر می گردد. دگرگونی در این مؤلفه های فرهنگی موجب می شود تا رفتارهای اعضای جامعه نیز به دنبال آن دچار دگرگونی شوند. از انواع توجهات بیمارگونه به بدن و زیبایی که خود را در جراحی های گسترده، مصرف بی بدیل محصولات آرایشی و بهداشتی، مُد، رژیم های لاغری و چاقی، تناسب اندام و انواع دیگر اقدامات زیبایی(ارتودنسی، لیپوساکشن، پیوند مو، بوتاکس، بوتالیزو.) نمایان ساخته، نشان می دهد تا چه حد مسئله ی مدیریت بدن افزایش یافته و مهم شده است (فتحی و رشتیانی،۱۳۹۲: ۸۱).<br />در این راستا تحقیق حاضر با مدنظر قرار دادن سه مؤلفه از جهانی شدن یعنی سبک زندگی، سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه ای مدرن  سعی در واکاوی  و بررسی رابطه این مفهوم با سازه مدیریت  بدن دارد. در این فصل تحت عنوان “کلیات تحقیق” به بیان مسئله پرداخته و در ادامه اهمیت و ضرورت تحقیق و همچنین اهداف اصلی وفرعی و سؤالات تحقیق  ذکر شده است.<br />۱-۱بیان مسئله<br />بحث از بدن همواره یکی از بحث های مطرح در تاریخ اندیشه آدمی بوده است. پیش از مطرح شدن علوم اجتماعی و انسانی، جایگاه این بحث بیشتر در اندیشه های دینی بود. البته مواجهه بشر با مقوله بدن کاملاً امری فرهنگی است. آموزه های دینی و غیردینی  وارد شده درباره بدن در فرهنگ های مختلفی نمود یافته اند که باعث پیدایش اشکال مختلفی از برخورد با بدن و خصوصاً بدن زنانه شده اند (اباذری و حمیدی،۱۳۸۷: ۱۲۷). جذابیت جسمانی ازجمله موضوعاتی است که در دوران مدرن استانداردهای جدیدی پیدا کرده است و رفتارهای گوناگون بهداشتی نظیر بدنسازی، رژیم های غذایی، تجهیزات ورزشی مختلف برای مراقبت از بدن پدیدار شده است (فاضلی،۱۳۸۲: ۱۴۱). به نظر می رسد در دوره ی جدید با تحولات جهانی شدن، بیش از حد به مسئله ی بدن توجه شده است که می توان به پاره ای عوامل اشاره کرد: سیاسی کردن بدن توسط فمینیست ها، عوامل جمعیت شناختی، رشد فرهنگ مصرفی، پیدایش تکنولوژی های جدید و حرکت به سوی مدرنیته (اباذری و حمیدی،۱۳۸۷: ۱۳۱). مسئله بدن بیشتر موضوعی فرهنگی است که به ارزش ها و هنجارهای جامعه برمی گردد.  بر اثر تماس های مستقیم و یا با واسطه فرهنگ های مختلف با یکدیگر، عناصر فرهنگی هر جامعه در جامعه دیگر وارد می شوند (خواجه نوری، ۱۳۸۵).<br />در جامعه معاصر افراد تشویق می شوند تا از طریق رفتارهای مصرفی روی بدنشان کار کنند و آن را مانند پروژه ای در دست اقدام بدانند که هویت شخصی شان براساس آن شکل می گیرد. افراد با دستکاری ویژگی های ظاهری و مرئی بدن و فاصله گیری از مفهوم “بدن طبیعی” مبادرت به ساختن بدن اجتماعی می کنند (ارمکی و چاوشیان:۱۳۸۱ ص۳۴ ). مدیریت بدن به معنای نظارت و دستکاری مستمر ویژگی های ظاهری و مرئی بدن است که به کمک معرف های کنترل وزن (ازطریق ورزش، رژیم غذایی و دارو) دستکاری پزشکی(جراحی پلاستیک و بینی) و میزان اهمیت دادن به مراقبت های بهداشتی و آرایشی(استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و ادوکلن، آرایش ناخن و لنز رنگی برای خانم ها) به شاخصی اساسی تبدیل شده است (ابراهیمی وضیاءپور،۱۳۹۱: ۱۲۵).<br />هنگام صحبت از این مفهوم بیشتر به ناخشنودی افراد از وضعیت جسمانی شان توجه می شود. بنابراین کمتر به توصیف افرادی پرداخته می شود که از وضعیت جسمانی خود رضایت دارند. مسائل مربوط به تصور بدن به طور سنتی از دل مشغولی های زنان بوده است. زنان همواره در مقایسه با مردان توجه بیشتری به بدن و ظواهر فیزیکی خود داشته اند. آنان پول، زمان و انرژی زیادی را مصرف می کنند تا ظاهرشان را از طریق فعالیت های مختلف به شکل آرمانی درآورند. ازمنظر جامعه شناسانه قدرمسلم است که نوع کنترل  و نظارتی که بر بدن اعمال می شود نظمی را دنبال می کند که جامعه درپی آن است، آن گونه که به تعبیر فوکو «بدن زنان به عنوان سرمایه ای اجتماعی تحت تأثیر فشار اجتماعی که ارزش و فرم آن را تعیین می کند تغییر شکل می دهد و این تغییر شکل بر منزلت یا وضع اجتماعی آنان کمک شایان توجه می کند».<br />بروز حساسیت بیش از حد در مورد بدن و ظاهر آن بیشتر منجر به بروز مشکلاتی در بدن نظیر بی نظمی در تغذیه، کاهش اعتماد به نفس، لاغری، آسیب های بدنی و . شده

 است (خواجه نوری، ۱۳۸۷). البته، این حساسیت در میان زنان، به ویژه زنان و دختران جوان در مقایسه با مردان بسیار بیشتر است(ذکائی و فرزانه، ۱۳۸۷).<br />مباحث بالا بیانگر آن است در این میان شاهد   گرایشی گسترده و عمیق به سمت ارزش های فردگرایانه، توجه بی بدیل به زوایای مختلف شخصیت، و شاید رشد نوعی خودخواهی هستیم که یا در گذشته سابقه نداشته و یا سابقه داشته اما خود را در اشکال جدیدی باز می نماید(رشتیانی و فتحی، ۱۳۹۲: ۸۱). توجه به بدن و زیبایی و موزون بودن آن امر جدیدی است که متأثر از پذیرش ارزش های فرهنگی جوامع دیگر و به ویژه جوامع غربی توسط بخش هایی از جامعه به خصوص جوانان و در این میان زنان و دختران است(خواجه نوری و همکاران، ۱۳۹۰: ۸۱).<br />بازار محصولات و خدمات ظاهرآرایی نیز براساس آمار موجود از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶ روند رو به رشدی را نشان می دهد )شهابی، ۱۳۸۹: ۶۹). البته در این زمینه آمارها در ایران بیشتر بر پایه ی برآوردهای ژورنالیستی بوده و دقیق نمی باشند، اما آن چه به صورت گسترده مورد قبول قرار گرفته، این است که مدیریت بدن در حال افزایش است(خواجه نوری و همکاران، ۱۳۹۰: ۲۳).<br />در پژوهش حاضر این مسئله در مورد شهر بابل انجام گرفته است. شهر بابل به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیک بودن به شهرهای همجوار خود با داشتن دریا و جنگل و آب و هوای مناسب و ییلاقی به نوعی توریست پذیر بوده  و نزدیک به پایتخت می باشد که سبب می شود فرهنگ پذیری زیادی از مسافرین داشته باشد. از آنجایی که سبک زندگی، سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه ای (جهانی شدن) تأثیر روزافزون و سریع خود را به پایتخت می گذارد و راه انتقال آن به شهرهای شمالی و کوچکی همچون بابل بسیار زیاد است بر این اساس مسئله مدیریت بدن موضوع مهمی است، به طوری که به تدریج لاغری پیش نیاز بدن زیبا به شمار می رود و بدن لاغر بر بدن چاق و فربه رجحان می یابد.<br />بنابراین از آنجا که بدن یکی از شاخص های نهایی و بیان های غایی جهان اجتماعی است که در آن قرار داریم، می توانیم بپذیریم که داشتن بدنی زیبا نشانه ی ارزش های اجتماعی و تا حدودی، سازوکار قدرت وکنترل اجتماعی است که عوامل گوناگونی باعث اهمیت دادن به این موضوع می شود. در این پژوهش از زاویه سه مؤلفه مهم جهانی شدن به موضوع مدیریت بدن پرداخته شده است.<br />تحقیق حاضر درآمدی است بر تأثیر مؤلفه های جهانی شدن بر مدیریت بدن زنان ۱۸تا۴۸ ساله ی شهر بابل.<br />۱-۲ اهمیت و ضرورت تحقیق<br />موضوع سنجش تأثیر مؤلفه های جهانی شدن بر مدیریت بدن از دو جنبه ی نظری و کاربردی حائز اهمیت است؛ هم تحقیقی بنیادی است که موجب شناخت بیشتر این بُعد از جامعه شناسی(جهانی شدن و جامعه شناسی بدن) می شود و هم کاربردی است که می توان از نتایج آن در برنامه ریزی و سیاست گذاری و مطالعات بعدی بهره برد.<br />بُعد نظری: سنجش سه مؤلفه ی جهانی شدن یعنی سبک زندگی، سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای مدرن بر مدیریت بدن زنان همچون سایر مؤلفه های اساسی در حوزه اجتماعی، آزمودن برخی از نظریه های اجتماعی است که به طور صریح و تلویحی به تبیین ظاهر یا مدیریت بدن می پردازد.”برایان ترنر” که در سال ۱۹۸۴ کتاب بدن و جامعه را منتشر نمود این استدلال را مطرح کرد که «بدن انسان موضوعی است که به گونه ای جدی در علوم اجتماعی مورد غفلت قرار گرفته است، به

مطلب دیگر :



پایان نامه حقوق در مورد : مسئولیت بین المللی

 ویژه در جامعه شناسی فرهنگ جدید» (محسنی،۱۳۸۵: ۲۳).  بدین ترتیب می توان گفت بدن و مقوله ی مدیریت آن یک عنصر مهم در نظریه های اجتماعی و علاوه بر این یک موضوع برای پژوهش های تجربی در فرهنگ های نوین است که می بایست عوامل تأثیرگذار بر روی آن را از زوایای گوناگون ارزیابی کرد.<br />بُعد کاربردی: مسئله جهانی شدن روند رو به رشدی است که درهمه ی جوامع درحال وقوع می باشد. جامعه ی ما باتوجه به اینکه جامعه ای درحال گذار و اصطلاحاً «رو به توسعه» می باشد، هر روز  شاهد تغییرو تحولات زیادی است که این فرایند می تواند بر بعد فرهنگی جامعه تأثیر بگذارد. جدید بودن مبحث مدیریت بدن که از مباحث «جامعه شناسی بدن» می باشد و لزوم آشنایی پژوهشگران، چشم اندازهای نظری آن و زمینه های گسترده انجام پژوهش های میدانی برخی از دلایل توجیه کننده ضرورت این نوشتار است.<br />با انجام تحقیق حاضر می توانیم میزان آگاهی زنان نسبت به پدیده ی جهانی شدن را بررسی کرده و نشان دهیم تاچه اندازه به عملکرد خود در مورد بدنشان واقفند و به آن اهمیت می دهند، همچنین عواملی چون تغییر الگوی مصرف و سبک زندگی، سرمایه فرهنگی و مصرف رسانه های مدرن چه فشارهای اجتماعی را به وجود آورده که آنها برای رسیدن به بدنی ایده آل تا این حد وقت، انرژی و پول صرف می کنند.<br />با انجام  چنین تحقیقاتی و ارائه آن به وزارتین درمان، بهداشت و آموزش پزشکی و صنعت و تجارت و نهادهای متولی امر فرهنگی از قبیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاونت امور زنان ریاست جمهوری و. می توان سیاست هایی اتخاذ کرد جهت برنامه ریزی و طرح آیین نامه هایی برای اعتدال در رفتار زنان نسبت به چهره و اندام خود و جلوگیری از جراحی های پلاستیک افراطی و غیرمهم و نامعتبر که بعضاً عوارض جانبی(جسمی و روحی) به بار می آورد. از آنجایی که تحقیقی در این رابطه با تأثیر جهانی شدن با تأکید بر مؤلفه های سبک زندگی، مصرف رسانه ای مدرن و سرمایه فرهنگی بر ابعاد مدیریت بدن یعنی جراحی زیبایی، سلامت رفتاری، آرایش و بهداشت و کنترل وزن در بین زنان ۱۸تا ۴۸ ساله شهر بابل صورت نگرفته است،  در این راستا لازم است در تحقیق حاضر برای پرکردن خلاء موجود تلاش شود  تا تأثیر این مقوله بر مدیریت بدن  مورد سنجش قرار گیرد، ضمن اینکه از متغیرهای زمینه ای نیز جهت سنجش تأثیر آنها بر مدیریت بدن استفاده خواهد شد.<br />۱-۳ اهداف تحقیق<br />۱-۳-۱ هدف کلی:</p>

<p>شناسایی رابطه و سنجش میزان تأثیر جهانی شدن بر مدیریت بدن زنان ۱۸ تا ۴۸ سال شهر بابل.<br />۱-۳-۲ اهداف جزئی:</p>

<p>سنجش تأثیر سه مؤلفه ی جهانی شدن (سرمایه فرهنگی، سبک زندگی، مصرف رسانه ای مدرن) بر مدیریت بدن زنان ۱۸ تا ۴۸سال شهر بابل.<br />تعیین رابطه بین متغیرهای زمینه ای (سن، وضعیت تأهل و.) و مدیریت بدن زنان.<br />۱-۴ سؤالات تحقیق<br />۱-۴-۱سؤال اصلی<br />در پژوهش حاضر کوشش می شود تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا جهانی شدن و شاخصه های مورد نظر آن (سبک زندگی، سرمایه فرهنگی، مصرف رسانه ای مدرن)، بر مدیریت بدن زنان تأثیر گذار است؟<br />۱-۴-۲سؤالات فرعی</p>

<p>در صورت تأثیر گذاری مؤلفه های جهانی شدن بر مدیریت بدن میزان تأثیر گذاری هر کدام از آن ها به چه اندازه است؟<br />در چه دوره ی سنی (بین ۱۸ تا ۴۸ سال) این مسئله چشمگیرتر است. به عبارتی مدیریت بدن زنان بیشتر است؟<br />آیا دختران جوان بیشتر از زنان میانسال تر به بدن خود اهمیت می دهند یا برعکس؟<br />کدامیک از مؤلفه های جهانی شدن بیشترین تأثیر را در مدیریت بدن می گذارد؟ و در نتیجه سهم هر یک از این عوامل تاچه حد است.<br />مقدمه<br />هر نظریه در واقع بیان یک اعتقاد است. دیدگاهی است که به ما اجازه می دهد جهان اطراف خود را قدری بهتر بشناسیم (کیوی و کاپنهود،۱۳۷۰). تئوری ها کمک می کند که ما محیط پیرامونی خود را به طور سیستماتیک تر ادراک کنیم و مسائل را به طور هدفمندتر کشف نماییم و این مسائل را در قالب های وسیع تر، یعنی در یک شبکه وسیع تر از روابط علی تبیین کنیم (رفیع پور،۱۳۸۵: ۱۲). چارچوب نظری هر پژوهش در واقع زیربنای هرکار تحقیقی به شمار می رود. از همین رو هر محقق سعی می کند برای پیشبرد فعالیت تحقیقی خود از یک یا چند نظریه بهره گیری کند. پژوهش حاضر برای بررسی موضوع مورد مطالعه از نظریه ی تئوری پرداز حوزه ی جامعه شناسی «آنتونی گیدنز» که این سازه ها را در نظریات خود به کار برده است، استفاده کرده است. در این راستا علاوه بر نظریه های انتخابی، ابتدا مروری اجمالی بر برخی از نظریه های حوزه ی جامعه شناسی بدن و جهانی شدن سپس روابط بین این دو موضوع ارائه می شود. مطالعات و تحقیقات مرتبط با بدن در حوزه های گوناگون و توسط صاحبنظران متعددی به انجام رسیده است. لکن مروری بر ادبیات پیشین در این بخش بیش از آن که صرفاً به بیان تحقیقات انجام شده بپردازد به دنبال بیان مواردی است که مرتبط با موضوع و بر پایه رویکردهای نظری ارائه شده در این مطالعات می باشد.<br />۲-۱- تعریف مفاهیم<br />۲-۱-۱- جهانی شدن[۳]</p>