۲-۱-۳-۱- علل فردی. ۱۶
۲-۱-۳-۲- علل خانوادگی. ۱۶
۲-۱-۳-۳- علل آموزشگاهی. ۱۷
۲-۱-۳-۴- علل اجتماعی. ۱۷
۲-۱-۴- آفرینندگی، هوش و پیشرفت تحصیلی. ۱۷
۲-۱-۵- ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. ۱۷
۲-۱-۶- پیامدهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۷- انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۸- عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی. ۱۸
۲-۱-۹- علل فردی منفی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. ۲۰
۲-۲- خستگی. ۲۱
۲-۲-۱- استعداد خستگی. ۲۳
۲-۲-۲- خستگی شناختی. ۲۴
۲-۲-۳- نارسایی شناختی. ۲۵
۲-۳- ماهیت خشم. ۲۹
۲-۳-۱- تعریف خشم. ۳۱
۲-۳-۲- تفاوت های فردی و جنسیتی در خشم. ۳۵
۲-۴- سوابق پژوهشی. ۳۶
۲-۴-۱- سوابق داخلی. ۳۶
۲-۴-۲- سوابق خارجی. ۳۷
۲-۴-۳- جمع بندی از نتایج پژوهش ها ۳۸
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- مقدمه. ۴۰
۳-۲- روش شناسی تحقیق. ۴۱
۳-۳- جامعه آماری. ۴۱
۳-۴- روش نمونه گیری و حجم نمونه. ۴۱
۳-۵- ابزار های اندازه گیری. ۴۱
۳-۶- شرح کامل روش گردآوری اطلاعات ۴۲
۳-۷- روشها و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها ۴۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه. ۴۴
۴-۲- یافته های موجود در پژوهش. ۴۵
۴-۳- یافته های جمعیت شناختی. ۴۵
۴-۴- یافته های توصیفی. ۴۶
۴-۵- یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش. ۴۷
۴-۵-۱- فرضیه های تحقیق. ۴۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری. ۵۲
۵-۲- جمع بندی. ۵۶
۵-۳- محدودیت های تحقیق. ۵۶
۵-۴- پیشنهادات ۵۶
۵-۴-۱- پیشنهادات پژوهشی. ۵۶
۵-۴-۲- پیشنهاد کاربردی. ۵۷
مطلب دیگر :
شرکت تندیس تولید کننده برترین محصولات سلولزی و بهداشتی
منابع مورد استفاده ۵۸
پیوست ها ۶۷
چکیده انگلیسی. ۷۴
– مقدمه
از بارزترین ویژگی های هر انسانی داشتن توانایی یادگیری است که همین ویژگی پدید آورنده پیشرفت و تمّدن امروزی بوده است. زندگی تحصیلی، یکی از مهم ترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد (سیف، ۱۳۹۰). پیشرفت تحصیلی همچون بسیاری از پدیده ها از ترکیب عواملی چون خانه، مدرسه و جامعه به وجود می آید. در کل پیشرفت تحصیلی عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل از آن با هدف های آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوشش یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده اند (سیف، ۱۳۹۰). از پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از ابعاد پیشرفت در نظام آموزشی تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود. پیشرفت تحصیلی عبارتند از میزان یادگیری آموزشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمون های مختلف درسی مانند دیکته و ریاضی سنجیده می شود (اندرسون[۱]، ۲۰۰۲). پیشرفت تحصیلی نتیجه تاثیر یک عامل نیست چنان که ویژگی های فردی دانش آموز، سلامت جسم روانی، انگیزش و توانایی فرد، محیط روانی خانه و مدرسه، گروه همسالان و انتظارات معلم، خاستگاه اجتماعی دانش آموز، ساختار آموزشی و. از جمله موارد اساسی در این زمینه به شمار می رود (گلشنی فومنی، ۱۳۸۶).
یکی از عوامل احتمالی موثر در عملکرد تحصیلی دانش آموزان استعداد خستگی[۲] است. خستگی به عنوان احساسات نسبتاَ ثابت از فقدان علاقه و دشواری در تمرکز بر فعالیت های در دست اقدام تعریف می شود. این احساسات باعث می شوند تا فرد برای حفظ یا بازگشت توجّه، تلاش خودآگاهانه زیادی را از خود نشان دهد (فیشر[۳]، ۱۹۹۳). بعضی از محققان معتقدند که مشکلات مربوط به توجّه از ویژگی های اصلی استعداد خستگی محسوب می شوند (فیشر، ۱۹۹۳؛ همیلتون[۴]، ۱۹۸۱). در این حالت، فرد قادر به حفظ توجّه خود بر روی تکالیف در دست انجام نیستند و با اینکه باید تلاش فوق العاده ای جهت حفظ توجّه به عمل آورند. بنابرین باید توجّه داشت که حفظ توجّه عنصر رفتاری اصلی استعداد خستگی است (دمراد-فری و لایرد[۵]، ۱۹۸۹).
وجود نشانه های خستگی بر بسیاری ازجنبه های زندگی افراد تاثیر می گذارد و موجب می شود دامنه توجّه فرد کاهش پیدا کرده، ضریب خطا افزایش پیدا کند و فرد مورد نظر در فعّالیت های روزانه خود دچار نارسایی هایی می شود که از آن جمله می توان به نارسایی شناختی اشاره کرد. نارسایی شناختی عبارت است از ناتوانی فرد در تکمیل تکالیفی که به طور طبیعی قادر به انجام آن است . نارسایی های شناختی شامل حواس پرتی، مشکلات مربوط به حافظه، اشتباهات سهوی و عدم یادآوری اسامی است (والاس[۶]، ۲۰۰۴). به عبارت دیگر نارسایی شناختی مجموعه اشتباهات شناختی هستند که در هنگام انجام تکالیفی رخ می دهند که فرد معمولاَ آن ها را به شکل موفقّیت آمیزی انجام می دهد. برودبنت اولین کسی است که این اصطلاح را مطرح کرد (برودبنت، کوپر،فیتزگرالد وپارکز[۷]، ۱۹۸۲). در مطالعات مختلف، بین نارسایی های شناختی و عملکرد در تکالیف، همبستگی معناداری به دست آمده است (مانلی، رابرتسون، گالاوی و هاوکینز[۸]، ۱۹۹۹). نارسایی های شناختی با خواب آلودگی، اضطراب و فشار کاری همراه است (وادسفورد[۹]، ۲۰۰۳؛ ملامد و اوکسنبرگ[۱۰]، ۲۰۰۲؛ اسلامی و اریزی، ۲۰۰۷؛ نولتینگ، برگر، شیفورست، گنز وکوردت[۱۱]، ۲۰۰۲) همچنین بین نارسایی های شناختی، اضطراب، فشار روانی (مکاسی[۱۲]، ۲۰۰۶)، خستگی، خواب آلودگی (مکاسی، ۲۰۰۷) و اختلالات عاطفی (سالیوان و پاینه[۱۳]، ۲۰۰۷) رابطه بدست آمده است.
یکی از عوامل دیگر که می تواند عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد خشم می باشد. بر اساس توافق بسیاری از صاحب نظران، خشم یکی از هیجان های اصلی بشر است که بعد از ترس بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده است. در مورد خشم تعاریف متعددی از سوی فلاسفه و روانشناسان ارائه شده است، ولی در تمام آنها می توان دو نکته مشترک را مشاهده کرد: ۱- عامل اصلی بروز خشم، تهدیدها و ناکامی ها و موانعی است که سر راه افراد قرار می گیرد، ۲- هدف خشم اغلب دفاع، جنگ و تخریب است (ملکی، ۱۳۸۵). نتایج مطالعات نشان داده است پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی دارد (عطاری، حقیقی و خانه کشی ، ۱۳۸۱) همچنین معتمدین و عبادی (۱۳۸۶) در پژوهش خود به بررسی رابطه باورهای غیر منطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پرداختند نتایج نشان داد بین پرخاشگری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی معنی داری بدست آمد. اریک، داهلن-ریان، مارتین و میندی[۱۴] (۲۰۰۴) به بررسی رابطه استعداد خستگی در پرخاشگری و خشم با واسطه رفتارهای تکانشی و هیجان خواهی پرداختند نتایج نشان داد استعداد خستگی با پرخاشگری رابطه معنی داری دارد و همچنین استعداد خستگی، ویژگی های خشم و کنترل خشم و تکانشگری و هیجان خواهی را پیش بینی می کند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر مقایسه استعداد خستگی، نارسایی شناختی و خشم در بین دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی بالا و پایین در مقطع تحصیلی متوسطه در نیمسال تحصیلی ۹۴-۹۳ در شهر اردبیل است.
۱-۲- بیان مساله
زندگی تحصیلی، یکی از مهمترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد. در این بین یکی از مسایل و مشکلات اساسی زندگی تحصیلی افراد و نظام آموزشی آن کشور، مساله افت تحصیلی و پایین بودن سطح عملکرد تحصیلی دانش آموزان آن کشور است. این پدیده، علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش می نماید. منظور از افت تحصیلی، کاهش عملکرد تحصیلی درسی فراگیرنده از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. عوامل مختلفی بر عملکرد تحصیلی افراد تاثیر می گذارند که متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم کرده اند (زهراکار،۱۳۸۶).
۲-۱-۴. نظریههای روانشناختی پیرامون اضطراب کودکی ۲۰
۲-۱-۴-۱. دیدگاه روانکاوی ۲۰
۲-۱-۴-۲. دیدگاه رفتاری ۲۲
۲-۱-۴-۳. دیدگاه شناختی ۲۳
۲-۱-۴-۴. دیدگاه بین فردی ۲۳
۲-۲. موضعگیریهای نظری درخصوص افسردگی کودکان. ۲۵
۲-۲-۱. تعریف افسردگی ۲۶
۲-۲-۲. علائم و نشانههای بالینی افسردگی ۲۸
۲-۲-۳. همهگیرشناسی و سیر افسردگی ۲۸
۲-۲-۴. نظریههای افسردگی ۳۱
۲-۲-۴-۱. نظریههای زیست شیمیایی افسردگی ۳۱
۲-۲-۴-۲. نظریههای روانکاوی افسردگی ۳۲
۲-۲-۴-۳. نظریههای یادگیری افسردگی ۳۳
۲-۲-۴-۴. نظریههای شناختی افسردگی ۳۳
۲-۲-۵. شکلگیری افسردگی در کودکان ۳۶
۲-۲-۶. پدیدارشناسی افسردگی کودکان. ۳۷
۲-۲-۶-۱. نشانههای وابسته به افسردگی ۳۷
۲-۲-۶-۲. نشانههای وابسته به رنج افسردهوار. ۳۷
۲-۲-۶-۳. نشانههای دفاعی علیه افسردگی ۴۵
۲-۲-۶-۴. رفتارهای معادل افسردگی ۴۷
۲-۳. موضعگیری نظری درخصوص خودکارآمدی والدینی ۴۹
۲-۳-۱. تعریف خودکارآمدی والدینی ۴۹
۲-۳-۲. نقش خودکارآمدی والدینی ۵۲
۲-۳-۳. عوامل موثر بر خودکارآمدی والدینی ۵۴
۲-۳-۳-۱. وضعیت اجتماعی- اقتصادی ۵۹
۲-۳-۳-۲. خصوصیات والدین ۶۲
۲-۳-۳-۳. خصوصیات کودک ۶۲
۲-۴. موضعگیری نظری درخصوص آموزش تعامل والد- کودک ۶۵
۲-۴-۱. ماهیت و نقش تعامل والد – کودک ۶۵
۲-۴-۲. نظریههای مختلف پیرامون تعامل والد – کودک ۵۴
۲-۴-۲-۱. نظریه اریکسون ۵۹
۲-۴-۲-۲. نظریه راجرز. ۶۲
۲-۴-۲-۳. نظریه فروید. ۶۲
۲-۴-۳. درمان تعامل والد- فرزند بر اساس رویکرد تحولی- تفاوتهای فردی مبتنی بر ارتباط ۶۵
۲-۴-۳-۱. رشد هیجانی کارکردی (D) 65
۲-۴-۳-۲. تفاوت های فردی (I). 79
۲-۴-۳-۳. روابط و تعاملات (R). 81
۲-۴-۴. درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک ۸۱
۲-۴-۵. درمان تعامل والد- کودک برای کودکان دارای اختلالات اضطرابی ۹۰
۲-۵. موضعگیریهای نظری پیرامون بازی درمانی ۹۲
۲-۵-۱. تعریف بازی ۹۵
۲-۵-۲. کاربردهای مختلف بازی در درمان کودکان ۷۳
۲-۵-۲-۱. افزایش درک تشخیصی ۷۴
۲-۵-۲-۲. خلق اتحاد درمانی ۷۴
۲-۵-۲-۳. تسهیل بیان کلامی و برون ریزی تنش و مطالب ناهشیار. ۷۸
۲-۵-۲-۴. اهمیت تکاملی بازی ۷۹
۲-۵-۲-۵. ورود به دنیای کودک از طریق تجربیات بازی ۸۱
۲-۵-۳. تعریف بازی درمانی ۸۱
۲-۵-۴. تجربه کودک در بازی درمانی ۹۰
۲-۵-۵. اهمیت بازی درمانی ۹۲
۲-۵-۵-۱. نقش بازی در رشد شناختی کودکان ۹۵
۲-۵-۵-۲. ارزش درمانی بازی ۱۰۳
۲-۵-۵-۳. نقش بازی در رشد جسمانی ۱۰۴
۲-۵-۵-۴. نقش بازی در رشد روانی- اجتماعی و ارتباط با همسالان ۱۱۷
۲-۶. یافتههای پژوهشی در خصوص موضوع تحقیق ۱۱۸
فصل سوم: روش تحقیق ۱۱۹
۳-۱. طرح پژوهش ۱۲۷
۳-۲. جامعه. ۱۱۹
۳-۳. حجم نمونه. ۱۲۷
۳-۴. روش نمونهگیری ۱۳۹
۳-۵. ابزار تحقیق ۱۱۹
۲- مقیاس افسردگی کودکان ۱۲۷
۳- مقیاس خودکارآمدی والدینی ۱۳۹
۳-۶. روش اجرای تحقیق ۱۱۹
۳-۷. روش تجزیه و تحلیل دادهها ۱۲۷
۳-۸. ملاحظات اخلاقی ۱۳۹
فصل چهارم: یافته های آماری تحقیق ۱۱۹
۴-۱. مقدمه. ۱۲۰
۴-۲. بررسی جمعیت شناختی ۱۳۹
۴-۳. بررسی توصیفی اطلاعات. ۱۱۹
۴-۴. تجزیه و تحلیل استنباطی دادهها ۱۲۷
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ۱۱۹
۵-۱. بحث و نتیجهگیری ۱۲۷
۵-۲. جمع بندی نهایی ۱۱۹
۵-۳. محدودیت های پژوهش ۱۲۷
۵-۴. پیشنهادهای پژوهش ۱۳۹
منابع ۱۱۹
چکیده انگلیسی ۱۳۹
مقدمه
توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق کودکان و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقق یک زندگی پویا و سالم برای آنها، ضامن سلامتی جامعه برای سالهای آینده به شمار می رود. کودکان از اقشار مستعد جامعه و سازندگان آینده کشور خویش میباشند و سطح سلامت آنها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیتهای تحصیلی شان در آینده خواهد داشت. بنابراین امروزه تلاش در جهت شناخت آسیبشناسی روانی در کودکان به عنوان یک هدف ویژه برای بهبود جامعه به شمار میرود (چراغ ملایی، خسروی و بنی جمال،۱۳۸۹).
دوران کودکی به خاطر نقش و اهمیتی که در زندگی انسان دارد، در هر زمان مورد توجه دانشمندان، روانشناسان و نویسندگان آن عصر بوده است. روانشناسان مختلف نحوهگذران این دوران را تعیین کننده زندگی روانشناختی فرد در بزرگسالی دانستهاند. همه این اشارات و توجهات نشان دهنده اهمیتی است که این دوره از زندگی میتواند داشته باشد. این دوره را همچنین میتوان مرحله مهمی در اکتساب رشد روانی- اجتماعی تلقی کرد (رابین و کاپلان[۱]،۲۰۱۰).
یکی از مشکلات عمده که تاثیر بازدارنده و مهمی بر کارآمدی و پویایی کودکان دارد و از شکلگیری سالم هویت و نیز شکوفایی استعدادها و قوای فکری و عاطفی در آنان جلوگیری میکند، بروز علائم آسیب شناسی روانی از قبیل اضطراب و افسردگی است. از مهمترین موانع سازگاری کودکان با محیط های اجتماعی از قبیل مدرسه و همسالان، علائم اضطراب و افسردگی میباشد. در سی سال گذشته به علائم آسیب شناسی روانی کودک به عنوان یک مسئله خیلی مهم و مورد علاقه توجه شدهاست و پژوهشهای گستردهای در جهت درک این پدیده، عوامل موثر بر آن و مداخلات مفید برای کاهش آن انجام شده است (کویدمیر و دمیر[۲]،۲۰۰۸). علائم اضطراب و افسردگی از مشکلاتی هستند که کودکان زیادی از آن رنج میبرند و به مشکلاتی از قبیل افت تحصیلی و ناتوانی در استفاده از تواناییهای بالقوه کودک منجر میشوند (منتظرغیب و قدسی،۱۳۸۸).
با توجه به آثار نامطلوب اضطراب و افسردگی بر جنبههای مختلف سلامت و رشد روانی کودکان، بررسی مداخلات تاثیر گذار بر این متغیرها از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا محقق در تحقیق حاضر بر آن شد تا به بررسی و مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد- کودک و بازیدرمانی کودک محور بر علائم اختلالات اضطرابی و افسردگی کودکان دبستانی و خودکارآمدی والدین آنها بپردازد.
۱-۲. بیان مسئله
مطلب دیگر :
از دیدگاه بسیاری از پایهگذاران علم روانشناسی، دوران کودکی، دوران سرنوشت سازی است که نحوه گذران آن، تعیینکننده چگونگی زندگی بزرگسالی بشر است. بااینوجود تا چندی پیش به مشکلات روانشناختی کودکان اهمیت لازم داده نمیشد و مباحث آسیبشناسی روانی بیشتر حول محور بزرگسالان قدم برمیداشت؛ اما امروزه ثابت شده است که در دوران کودکی نیز انسان استعداد زیادی برای ابتلا به انواع بیماریهای روانی دارد. یکی از مشکلات روانشناختی گریبانگیر کودکان، اضطراب[۳] است. اضطراب یکی از شایعترین اختلالات در میان کودکان است (لوبی[۴]،۲۰۱۳).
در دورههایی از رشد تقریباً همه کودکان وقتی از مراقبان اصلی خود دور میشوند و یا در محیطی جدید و ناآشنا قرار میگیرند، اضطراب را تجربه میکنند. در حقیقت بروز گونههای خاصی از اضطراب، مانند اضطراب جدایی در سالهای نوپایی کودک (۱۸ تا ۲۴ ماهگی) از دیدگاه رشدی امری عادی است؛ نوپایان اغلب در لحظههای جدایی از والدین گریه میکنند، به آنها میچسبند و قشقرق راه میاندازد (عباسی و همکاران،۱۳۸۹)؛ اما علائم اضطراب در برخی کودکان در مراحل بعدی رشدی بهصورت نابهنجار ادامه مییابد و عملکرد روانی- اجتماعی آنها را مختل میکند. در چنین مواقعی باید علائم را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد و آنها را در طبقات تشخیصی اختلالات اضطرابی گنجاند (انجمن روانپزشکی امریکا[۵]، ۲۰۱۳).
اضطراب در کودکان حالتی است که با احساس وحشت مشخص میشود و با علائم جسمی که بیانگر افزایش فعالیت دستگاه عصبی خودمختار است، همراه است. اضطراب بر عملکرد جسمانی و شناختی اثرگذار است و موجب تحریفهای ادراکی میشود (سادوک و سادوک،۱۳۹۱). اضطراب معمولاً بهعنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف میشود. کودک مضطرب خصوصاً در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است و ترکیبی از این علائم را نشان میدهد: طپش قلب، تنگی نفس، شبادراری، جویدن ناخن، اسهال، بیاشتهایی، سستی، سرگیجه، تعریق، بیخوابی، تکرار ادرار و لرزش بدنی (رومر و اورسیلو،۲۰۰۲ ). اضطراب یک حالت خلقی منفی است که با علائم جسمی مانند تنش عضلانی و اندیشناکی[۶] نسبت به آینده مشخص میشود (بارلو، ۲۰۰۷). اضطراب یک علامت هشداردهنده است که خبر از خطری قریبالوقوع میدهد و شخص را برای مقابله آماده میسازد. ترس که یک علامت هشداردهنده مشابه است، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک میشود: ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی و از نظر منشأ بدون تعارض است، اما اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشأ همراه با تعارض است (سادوک و سادوک، ۱۳۹۰).
تحقیقاتی که در زمینه اضطراب کودکان انجام شده است، نرخ شیوع این اختلال در کودکی را ۵/۱۳ درصد گزارش نمودهاند (سادوک و سادوک،۱۳۹۱). پژوهشهای مرتبط با علائم اضطراب کودکان در دو مسیر به انجام رسیدهاند. یک دسته از این پژوهشها به بررسی عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری اضطراب کودکان پرداختهاند و دسته دیگر تأثیرات علائم اضطرابی را بر رشد روانی- اجتماعی کودکان موردتوجه قرار دادهاند. پژوهشهایی که به بررسی عوامل تأثیرگذار در ایجاد علائم اضطرابی کودکان پرداختهاند، از یکسو این اختلالها را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانیهای خانوادگی دانسته اند (شنیدر[۷] و همکاران، ۲۰۱۱) و از سوی دیگر، به محرکهای محیطی نامناسب مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، نابسامانی در خانواده، عدم مراقبت و دلسوزیهای مادر، دلبستگی ناایمن در دوران کودکی و استرس والدین نسبت دادهاند (پاندینا[۸]، بیلدر[۹] و کیت[۱۰]، ۲۰۰۷). همچنین، نبود تعامل مناسب بین کودک و والدین، محرومیت هیجانی در دوران کودکی، نبود تکیهگاهی که نیازهای مراقبتی و رشدی کودک را برآورده سازد، والدین غیر پاسخگو، اعتماد کم و فاصله زیاد بین والدین و فرزند، نبود همدردی مشترک در مسائل استرسزا، در سوق دادن کودکان به سمت علائم اضطراب از نقش تعیین کننده و انکارناپذیری برخوردارند (پری[۱۱]، ۲۰۰۷).
تحقیقاتی که به بررسی تأثیرات اضطراب بر رشد روانی- اجتماعی کودکان پرداختهاند، حاکی از این هستند که اضطراب نهتنها در زمان بروز باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه استقلال کودک در محیطهای بازی و تحصیلی میگردد، بلکه شکلگیری مهارتهای اجتماعی که اساس پیشرفت تحصیلی و شغلی او در آینده هستند را با مانع مواجه میسازد. این تحقیقات نشان داده است که کودکان مبتلا به اضطراب در بزرگسالی نسبت به کودکانی که اضطراب را نشان ندادهاند، وضعیت روانشناختی نامناسبتری دارند و بیماریهای روانی بیشتری را گزارش میکنند (پترسون و کارتر[۱۲]،۲۰۰۷؛ نقل از کندال،۲۰۱۳).
بخشی از مطالعاتی که در رابطه با تأثیرات بلندمدت اضطراب کودکان انجام شده است، نشان دادهاند که تجربه اضطراب در دوره کودکی، مشکلاتی را برای افراد ایجاد میکند که علاوه بر ناراحتیهای شخصی، ممکن است بر چگونگی پیشرفت تحصیلی و اجتماعی آنها در دوره نوجوانی و بزرگسالی نیز، تأثیرات منفی داشته باشد (فینوکان و مرکر،۲۰۰۶). از سوی دیگر، تحقیقات طولی مختلف حاکی از این است که تجربه نشانگان اضطراب در دوران کودکی، پیشایند گرایش به مصرف مواد مخدر و دیگر اختلالات روانی است و درصورتیکه فرایند درمان اضطراب به درستی انجام نگیرد، افت شدید سازگاری اجتماعی پیشبینی میشود (زولونسکی و همکاران،۲۰۰۶).
بر اساس گزارش لاست[۱۳] (۲۰۰۶؛ نقل از کندال،۲۰۱۳) سهچهارم کودکانی که از مدرسه گریزانند مبتلا به اختلال اضطراب میباشند و در صورت عدم اقدام بهموقع برای درمان ممکن است این کودکان بهطور ثانوی دچار اختلالات روانی شدید شوند. اختلالات اضطرابی به نظر میرسد چنانچه درمان نشود دارای سیری مزمن خواهد بود (لوینسون، هولمدنوما، اسمال، سیلی و جوینر[۱۴]، ۲۰۰۸؛ نقل از کندال،۲۰۱۳)؛ بنابراین با توجه به تأثیرات منفی اضطراب بر جنبههای مختلف زندگی روانشناختی کودکان، پرداختن به آن و شناسایی مداخلات تأثیرگذار بر آن از اهمیت بسزایی برخوردار است.
از نشانگان آسیبشناسی روانی که در میان کودکان مبتلا به اضطراب بهوفور مشاهده میشود و در اکثر موارد با اختلالات اضطرابی همبودی دارد، افسردگی است. افسردگی، اختلالی است که خصوصیت اول و عمده آن تغییر خلق است و شامل یک احساس غمگینی است که از یک ناامیدی خفیف تا احساسات یأس شدید ممکن است نوسان داشته باشد. این تغییر خلق نسبتاً ثابت و برای روزها، هفتهها ماهها و یا سالها ادامه دارد و برای این تغییر خلق تغییرات مشخصی در رفتار، نگرش، تفکر، کارایی، اعمال بدنی وجود دارد. افسردگی از تواناییهای زیستی، جسمانی، فعالیت و اراده شخص میکاهد و با پیش آوردن اختلالهای ذهنی اعتمادبهنفس او را متزلزل میکند. در کودک بهنجار افسردگی شدید تنها در پی یک عام اندوهبار مانند از دست دادن یکی از عزیزان یا شکست در یکی از جنبههای زندگی و یا ناامیدی بروز میکند. زمانی میتوان افسردگی را بیماری دانست که از نظر شدت و مدت با عامل اندوهبار پیشآمده در زندگی کودک تناسبی نداشته باشد (سادوک و سادوک،۱۳۹۱).
افسردگی یکی از شایعترین مشکلات حیطه سلامت روان در جهان و علائم افسرده ساز رایجترین شکایات کودکان و نوجوانان است. میزان شیوع افسردگی در طی عمر برای نوجوانان در سراسر دنیا ۱۴ درصد تخمین زده شده است، اما میزان شیوع افسردگی کودکی و نوجوانی در ایران بهطور دقیق مشخص نیست و علت آن عدم انجام یک تحقیق کامل و مبتنی بر نمونهگیری صحیح در کل کشور است. این میزان در تحقیقات مختلف و بر مبنای پرسشنامههای مختلف محقق ساخته، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه افسردگی کودکان کواکس (CDI) بین ۱۰ تا ۳۰ درصد برآورد شده است (بانکی، امیری و اسعدی،۱۳۸۸). با توجه به شیوع گسترده افسردگی در کودکان و نوجوانان، گاهی اوقات از آن بهعنوان بیماری سرماخوردگی در میان اختلالات روانپزشکی کودکان یاد میشود (استافر،۲۰۰۰). به دلیل اینکه تقریباً دوسوم کودکان افسرده به بزرگسالان مبتلا به افسردگی اساسی تبدیل میشوند و ۱۰ تا ۱۵ درصد آنها از این طریق به زندگی خود خاتمه میدهند، پرداختن به اختلال افسردگی در کودکان و شناسایی روشهای درمانی اثربخش بر کاهش آن از اهمیت بسزایی برخوردار است (سگال، ویلیامز و تیزدل، ۲۰۰۲).
از دیگر عواملی که تأثیر قابلملاحظهای بر شکلگیری اختلالات اضطرابی در کودکان دارد، ویژگیهای روانشناختی والدین آنها علیالخصوص خودکارآمدی است. بسیاری از رفتارهای انسان با سازوکارهای نفوذ بر خود، برانگیخته و کنترل میشوند. در میان مکانیسمهای نفوذ برخود، هیچکدام مهمتر و فراگیرتر از باور به خود کارآمدی شخصی نیست. اگر فردی باور داشته باشد که نمیتواند نتایج مورد انتظار را به دست آورد و یا به این باور برسد که نمیتواند مانع رفتارهای غیرقابلقبول شود، انگیزه او برای انجام کار کم خواهد شد. اگرچه عوامل دیگری وجود دارند که بهعنوان برانگیزندههای رفتار انسان عمل میکنند، اما همه آنها تابع باور فرد هستند. خودکارآمدی، توان سازندهای است که بدان وسیله، مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف، بهگونهای اثربخش ساماندهی میشود (بندورا،۲۰۰۶). خودکارآمدی به داشتن مهارت یا مهارتها مربوط نمیشود، بلکه به داشتن باور به توانایی انجام کار در موقعیتهای مختلف، اشاره دارد. خودکارآمدی عبارت است از باور فرد، در این خصوص که توانایی انجام تکالیف را دارد یا خیر. خودکارآمدی بر روشن شدن لیاقت و قابلیت فرد، برای کنار آمدن مؤثر با بسیاری از موقعیتهای تنشزا مبتنی است (شوارزر و لوزیسیزک، ۲۰۰۵) و دربرگیرنده احساس خوشایند فرد در انجام تکالیف است که بهطور فراگیری با انگیزش و انجام موفقیتآمیز تکالیف در تمامی انسانها مرتبط است (سالیوان و مالیک،۲۰۰۰).
بهطور خاص خودکارآمدی والدین تأثیر گستردهای بر کیفیت ارتباط والد با فرزندش دارد (کلارک،۲۰۰۷). خودکارآمدی والدینی به میزان صلاحیت و شایستگیای گفته میشود که والدین در مدیریت مشکلات فرزندشان احساس میکنند (ماش[۱۵] و جانستون[۱۶]،۲۰۰۵). والدین بهمنظور احساس خودکارآمدی نیازمند دانش و اطلاعات در زمینه تکنیکهای مؤثر مراقبت از کودک هستند. آنها بایستی به تواناییهای خود اعتماد کرده و مطمئن باشند که عملکردشان تأثیر مثبتی بر رفتارهای کودک میگذارد (کولمن[۱۷] و کاراکر[۱۸]،۲۰۰۳؛ تتی[۱۹] و گلفند[۲۰]،۲۰۰۷). خودکارآمدی والدینی یک ساختار شناختی مهم در ارتباط با عملکرد والدین است. خودکارآمدی والدینی به ارزیابی والدین نسبت به توانایی خود در ایفای موفقیتآمیز نقش والدگری اطلاق میشود؛ بنابراین افرادی که به تواناییها و مهارتهای خود در نقش والدگری اعتماد داشته باشند، خودکارآمدی بالاتری را احساس میکنند (جونز[۲۱] و پرینز[۲۲]،۲۰۰۵).
خودکارآمدی والدینی تأثیر به سزایی بر نحوه تعاملات والد- کودک و کیفیت والدگری دارد. بر این اساس والدینی که خودکارآمدی بالاتری دارند، گرایش بیشتری به استفاده از روشهای مثبت والدگری مثل پاسخگو بودن، حساس بودن، گرمی، تحریککنندگی، استفاده از سبکهای کارآمد سازگاری و مراقبت بدون تنبیه دارند. برعکس والدینی که خودکارآمدی پایینتری دارند، گرایش به استفاده از شیوههای خشن، تهدیدآمیز، پرخاشگرانه و استفاده از سبکهای ناکارآمد سازگاری دارند (سندرس[۲۳] و وولی[۲۴]،۲۰۰۵؛ کولمن و کاراکر،۲۰۰۳).
شناخت درمانی تی بک ” ۳۸
تحریف های شناختی ” ۴۱
اهداف درمان ” ۴۳
ارزیابی در شناخت درمانی ” ۴۴
روش اجرای جلسات درمان شناختی ” ۴۴
تشخیص افکار منفی ” ۴۵
چالش کلامی با افکار خودآیند ” ۴۷
پیشینه ی پژوهشی ” ۴۹
فصل سوم : روش پژوهش
روش پژوهش صفحه ۶۱
معرفی و تعریف عملیاتی متغیرها ” ۶۱
جامعه آماری ” ۶۱
نمونه ،روش و ابزار های نمونه گیری ” ۶۱
اعتبار و روایی ابزار های مورد نظر ” ۶۲
فصل چهارم : یافته های پژوهش
داده های آمار توصیفی صفحه ۷۲
داده های آمار استنباطی ” ۷۷
محدودیت های پژوهش ” ۸۲
پیشنهادها ” ۸۳
منابع ” ۸۴
مطلب دیگر :
اپل رسما از آیفون ۱۰ (iPhone X) رونمایی کرد
مقدمه
امروزه جهش صنعتی جوامع و به تبع آن تخصصی شدن علوم و فنون می طلبد که افراد جهت کسب تخصص در علوم و رشته های تحصیلی ، وارد دانشگاه شوند و با توجه به انبوه جمعیت نوجوان در کشور ما ، ادامه تحصیل در دانشگاه ها به آرزوی بیشتر دانش آموزان و خانواده های آن تبدیل شده است. حال بدیهی است در میان این همه داوطلب کنکور ،هر ساله با توجه به ظرفیت محدود دانشگاه ها عده کمی می توانند از سد کنکور گذشته و وارد دانشگاه شوند . خود این شرایط و انتظارات جمعیِ والدین و جامعه سبب شده که هر ساله خبر برگزاری کنکور، حتی به تیتر اول رسانه های کشور در آید. طبیعی است در چنین فضایی هر مدرسه و خانواده ای بر آن است دانش آموز و فرزند خود را آماده روانه این آزمون کند . تعداد و رشد قارچ گونه مؤسسات آموزشی آزاد از این حکایت دارد که این آمادگی از منظر دانش آموز و اولیا ی مدرسه به انباشت و یادگیری مطالب درسی تعبیر شده و به شرایطی که دانش آموز در آن اطلاعات و دانش های خود را انتقال می دهد کمتر توجه شده و خود همین مسأله سبب شده بسیاری از داوطلبان شرایط روانی لازم جهت شرکت در آزمون را در خود مهیا نکنند و از این سبب نتوانند آنطور که باید مطالب آموخته شده را به پاسخ نامه انتقال دهند.
در این پژوهش ، تلاش شده موضوع اضطراب به عنوان یکی از پارامترهای مهم در فرایند برگزاری آزمون ها مورد توجه قرار گیرد وتأثیر آرام سازی عضلانی و درمان شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان پیش دانشگاهی بررسی گردد. به عبارتی سعی شده کارایی این دو روش درمانی در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان در یک جامعه آماری در شهر کرمانشاه بررسی و مورد مقایسه گردد. البته در این میان تفاوت های جنسی به عنوان متغیر تعدیلگر نیز لحاظ شده است . امید آنکه این پژوهش به عنوان یک گام کوچک در عرصه ای بزرگ ومهم ، مورد قبول اساتید محترم وصاحب نظران واقع گردد .
چکیده
هدف از اجرای این تحقیق بررسی مقایسه کارایی دو روش درمانی درمان شناختی رفتاری و آرام سازی عضلانی در کاهش اضطراب امتحان بود . نمونه تعداد ۹۰ نفر از دانش آموزان دختر و پسر بودند که از میان افراد دارای اضطراب بالا به شیوه ی نمونه گیری تصادفی انتخاب و در ۶ گروه ۱۵ نفری قرار داده شدند. برای سنجش اضطراب ، آزمون اضطراب امتحان قاسم زاده(۱۳۷۵) استفاده گردید.
نتایج نشان داد: تفاوت تأثیر درمان شناختی رفتاری و آرامش عضلانی در کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان معنادار نمی باشد . اما میزان اضطراب آزمودنی های شرکت کننده در هر کدام از روش های درمانی مذکور به تنهایی در مقایسه با گروه گواه ،کاهش معناداری را نشان می دهد. همچنین آزمون تحلیل دو عاملی فرضیه ی اثر متقابل جنسیت و روش های درمانی را تایید نکرد.
واژه های کلیدی: درمان شناختی رفتاری ، آرام سازی عضلانی
بیان مسأله
در حالیکه تدریس و یادگیری مطالب آموزشی به عنوان عوامل پیش برنده یا بازدارنده دانش آموزان در میدان فعالیت و آزمون های آموزشی مورد توجه والدین ، معلمان و پژوهشگران هست ، با این وجود تغییر حالت های روانی و برانگیختگی آشکار فراگیران در مقابله با وضعیت خاص بعضی از آزمون ها کمتر مورد توجه بوده است .
پژوهش های مختلفی در سطوح جهانی به بررسی اضطراب امتحان پرداختند . کسیدی و جانسون[۱] ( ۲۰۰۲ ) در پژوهشی که به بررسی اضطراب امتحان [۲] در میان دانش آموزان پرداختند ، دریافتند که سطوح بالای «اضطراب امتحان » به طور معنی داری با نمرات پایین در درس امتحانی رابطه داشتند . همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین سطوح متعادل برانگیختگی هیجانی با نمرات بالا در آزمون رابطه وجود دارد .
در پژوهشی دیگر در همین راستا یونسوک هونگ [۳] ( ۲۰۰۳ ) به بررسی اثرات زمانی ، اضطراب امتحان ، تصور دشواری آزمون و عملکرد امتحانی در میان دانشجویان لیسانس پرداخت . او بیانمی دارد : تصور دانشجویان از دشواری آزمون در برانگیختگی نگرانی و تهییج پذیری آنها اثر مستقیم دارد . نتایج این مطالعه حاکی است نگرانی آزمودنی ها از دشواری آزمون نسبت به دشواری واقعی آزمون اثر بیشتری بر عملکرد آنها دارد . به عبارتی نگرانی آنها از دشواری آزمون، سبب اضطراب در آنان خواهد شد .
۲-۲-۳- انواع استرس و استرسزاها ۲۷
۲-۳- ذهنآگاهی. ۲۸
۲-۳-۱- تعریف ذهنآگاهی. ۲۸
۲-۳-۲- تاثیرات ذهنآگاهی. ۳۰
۲-۳-۳- حالات ذهنآگاهی. ۳۲
۲-۴- طرحوارههای هیجانی. ۳۲
۲-۴-۱- تعریف طرحوارههای هیجانی. ۳۲
۲-۴-۲- مدل طرحوارههای هیجانی. ۳۴
۲-۴-۳- ابعاد طرحوارههای هیجانی. ۳۷
۲-۵- استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۴۱
۲-۵-۱- تعریف استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۴۱
۲-۵-۲- اثربخشی استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۴۳
۲-۶- نظمجویی شناختی هیجان. ۴۵
۲-۶-۱- تعریف هیجان. ۴۵
۲-۶-۲- تعریف تنظیم هیجان. ۴۸
۲-۶-۳- تعریف نظمجویی شناختی هیجان. ۵۰
۲-۶-۴- راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان. ۵۱
۲-۶-۵- کارکردهای نظمجویی شناختی هیجان. ۵۴
فصل سوم : روششناسی پژوهش. ۵۷
۳-۱- طرح پژوهش. ۵۸
۳-۲- جامعه آماری. ۵۸
۳-۲-۱- حجم نمونه، روش نمونهگیری. ۵۹
۳-۳- گزارش بالینی بیماران. ۶۰
۳-۳-۱- زوج اول، نظمجویی شناختی هیجان. ۶۰
۳-۳-۲- زوج دوم، نظمجویی شناختی هیجان. ۶۱
۳-۳-۳- زوج سوم، استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۶۱
۳-۳-۴- زوج چهارم، استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۶۲
۳-۳-۵- زوج پنجم، استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی همراه با نظمجویی شناختی هیجان. ۶۲
۳-۴- ابزارهای پژوهش. ۶۳
۳-۴-۱- پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) 63
۳-۴-۲- پرسشنامه ذهنآگاهی بائر و همکاران (FFMQ) 64
۳-۴-۳- پرسشنامه استرس کوهن (PSS) 64
۳-۴-۴- مقیاس طرحواره هیجانی لیهی (LESS) 65
۳-۵- ساختار درمان. ۶۵
۳-۵-۱- استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۶۵
۳-۵-۲- نظمجویی شناختی هیجان. ۶۸
۳-۶- روش تجزیه و تحلیل دادهها ۷۴
فصل چهارم : یافتهها ۷۵
۴-۱- توصیف آماری متغیرهای پژوهشی. ۷۶
۴-۲- یافتههای مربوط به سؤالات پژوهش. ۹۱
۴-۲-۱ سؤال اول. ۹۱
۴-۲-۲- سؤال دوم ۹۵
۴-۲-۳- سؤال سوم. ۹۹
فصل پنجم : بحث و نتیجهگیری ۱۰۴
۵-۱- سؤالات پژوهش. ۱۰۵
۵-۱-۱- سؤال اول. ۱۰۵
۵-۱-۲- سؤال دوم ۱۰۶
۵-۱-۳- سؤال سوم ۱۰۸
مطلب دیگر :
پایان نامه استقلال قضایی و بی طرفی قضایی
۵-۲- نتیجهگیری. ۱۰۸
۵-۳- محدودیتهای پژوهش. ۱۰۹
۵-۴- پیشنهادهای پژوهش. ۱۱۰
۵-۴-۱- پیشنهادها برای پژوهشهای آینده ۱۱۰
۵-۴-۲- پیشنهادهای کاربردی. ۱۱۰
منابع ۱۱۱
منابع فارسی. ۱۱۲
منابع انگلیسی. ۱۱۳
پیوستها ۱۳۸
پیوست ۱ : استرس زدایی مبتنی بر ذهنآگاهی. ۱۳۹
پیوست ۲ : نظمجویی شناختی هیجان. ۱۶۵
پیوست ۳ : پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی. ۱۷۶
پیوست ۴ : پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران. ۱۷۹
پیوست ۵ : مقیاس استرس ادراک شده کوهن. ۱۸۲
پیوست ۶ : پرسشنامه طرحوارههای هیجانی لیهی. ۱۸۴
تعارض زناشویی بخشی از زندگی روزمره و تعاملات صمیمانه زوجین و جزئی اجتناب ناپذیر از زندگی آنها است (هورن مالرز[۱]، ۲۰۱۰) و نقش مهمی در رضایت از روابط، کیفیت زندگی و بهزیستی زوجین دارد (وود[۲] و همکاران، ۲۰۰۵). تعارض زوجین از جنبههای سلامت روانی و جسمانی زوجین و سلامت خانواده نیز حائز اهمیت است (فینچام[۳] و بیچ[۴]، ۱۹۹۹). احتمال ابتلا به درد مزمن (ورمن[۵] و همکاران، ۲۰۱۵)، پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن[۶] و همکاران، ۲۰۱۴)، افسردگی (بیچ و همکاران، ۱۹۹۰؛ به نقل از پرولکس[۷] و همکاران، ۲۰۰۷)، تغییرات سطوح هورمونهای استرس و کورتیزول (روبلز[۸] و همکاران، ۲۰۰۶)، اختلالات خوردن (ون دن بروک[۹] و همکاران، ۱۹۹۷)، سوء مصرف الکل (مورفی[۱۰] و اوفارل[۱۱]، ۱۹۹۴) و اختلالات اضطرابی (مک لئود[۱۲]، ۱۹۹۴) در زوجین متعارض بیشتر است.
تعارض زناشویی اثری منفی بر فرزندان و سایر اعضای خانواده نیز دارد (هینانت[۱۳] و همکاران، ۲۰۱۳) و همبستگی نیرومندی با بروز رفتار ناسازگارانه از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری[۱۴]، ۱۹۸۲)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ[۱۵] و همکاران، ۱۹۹۵) و انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست[۱۶] و اینسلی[۱۷]، ۱۹۹۸) دارد.
درمانهای متعددی در حوزه زوج درمانی با هدف افزایش کیفیت زندگی، بهبود رضایت از رابطه و کاهش نارضایتی زوجین مورد استفاده قرار گرفتهاند (اولری[۱۸] و همکاران، ۲۰۱۴)، از جمله رفتار درمانی شناختی (داتیلیو[۱۹]، ۲۰۱۰)، درمان هیجانمدار (جانسون[۲۰]، ۲۰۰۸)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (عرب نژاد[۲۱] و همکاران، ۲۰۱۴) و . .
یکی از درمانهای موثر در این حوزه که در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی است (ویگینز[۲۲]، ۲۰۱۲) که اثربخشی آن در بهبود بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی زوجین تایید شده است (نیکلیسک[۲۳] و کویجپرس[۲۴]، ۲۰۰۸). تاثیر استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی بر افزایش رضایت از رابطه، پذیرش همسر و شادمانی بیشتر زوجین نیز به تایید رسیده است (کارسون[۲۵] و همکاران، ۲۰۰۴).
امروزه پژوهشگران بر نقش درمانهای مبتنی بر هیجان در درمانهای زوجمدار و کاهش تعارضات زناشویی تاکید دارند (دالگلیش[۲۶] و همکاران، ۲۰۱۴) و نقش نظمجویی هیجانها را در بهبود روابط زوجین و کاهش اختلافات موثر میدانند (ویگینز، ۲۰۱۲).
یکی از عواملی که باعث افزایش رضایت زندگی و کاهش تعارضات زوجین میشوند، ذهنآگاهی است (بورپی[۲۷] و لانگر[۲۸]، ۲۰۰۵). ذهنآگاهی همچنین به بهبود عملکرد و رضایت جنسی از رابطه زناشویی نیز میانجامد (بروتو و همکاران، ۲۰۰۸) که خود یکی از عوامل افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارضات زوجین است (ونر[۲۹]، ۲۰۱۰؛ یه[۳۰] و همکاران، ۲۰۰۶).
عامل موثر دیگر در افزایش تعارض زوجین و کاهش سلامت روانی آنها، استرس است (چو[۳۱]، ۲۰۱۴؛ فینچام، ۲۰۰۳). استرس بر سلامت، بهزیستی و کیفیت زندگی خانوادگی و شغلی افراد تاثیر میگذارد (کومپیر[۳۲] و کوپر، ۱۹۹۹). بنابر این کاهش استرس میتواند نقش موثری در کاهش تعارضات و اختلافات زناشویی داشته باشد.
ارتباط نسبتا معناداری میان طرحوارههای هیجانی و رضایت از رابطه و کاهش اختلافات در میان زوجین وجود دارد (میرز[۳۳]، ۲۰۱۲). طرحوارههای هیجانی نقش مهمی در ارتباطات بین فردی به ویژه رابطه زناشویی ایفا میکنند (لیهی[۳۴]، a2007). اما پژوهشهای اندکی در خصوص درمانهای موثر بر طرحوارههای هیجانی وجود دارد.
همچنان که اشاره شد پژوهشهای متعددی در خصوص درمانهای موثر بر افزایش کیفیت زندگی، افزایش رضایت از زندگی و بهزیستی زوجین انجام شده است که در کاهش تعارضات آنها موثر است، اما پژوهشها در خصوص درمانهای کارامد برای استرس، ذهنآگاهی و طرحوارههای هیجانی، که پیشتر به نقش مهم آنها در تعارض زوجین اشاره کردیم، بسیار اندک است. بنابر این شناسایی درمانهای موثر در این حوزه بسیار حائز اهمیت است.
گاهی حتی یک درخواست ساده میتواند در نظر یکی از زوجین نادیده انگاشته شدن هویت، ارزش یا جایگاه او قلمداد گردد (نادسون-مارتین[۳۵] و هونرگارت[۳۶]، ۲۰۱۵). تعاملات زناشویی، اعم از مثبت یا منفی، میتواند پیامدهای جسمانی حتی در زندگیهای زناشویی طولانی مدت و در زوجین سالخورده داشته باشد (کیکولت- گلاسر[۳۷] و همکاران، ۱۹۹۷). عناصری مانند نارضایتی، اختلاف و تعارض زناشویی تاثیر نیرومندتری از عناصری مانند عشق، رضایت یا هماهنگی بر بهزیستی فردی هر یک از زوجین دارد (پرولکس و همکاران، ۲۰۰۷).
تعارض زناشویی یکی از مهمترین عوامل بروز طلاق است، امری که امروزه بیش از مرگ یکی از زوجین، به خاتمه دادن زندگی مشترک زناشویی منجر میشود (پینسوف[۳۸]، ۲۰۰۲)؛ در عین حال تاثیر عمیقی بر بهزیستی فردی دارد (اولری و اسمیت[۳۹]، ۱۹۹۱) و میتواند زمینهساز ابتلا به بیماریهای جسمانی مانند بیماریهای قلبی و عروقی (وود و همکاران، ۲۰۰۵)، درد مزمن (ورمن و همکاران، ۲۰۱۵)، بیماریهای روانشناختی مانند افسردگی (بیچ و همکاران، ۱۹۹۸)، و سوء استفاده جسمی و روانشناختی توسط یک یا هر دو زوج (اولری و همکاران، ۱۹۹۴) شود.
نتایج یک پژوهش توسط کیکولت- گلاسر و همکاران (۱۹۹۷) نشان داد زوجینی که عملکرد ایمنی ضعیفتری داشتند در حین تعارض زناشویی رفتار منفیتری داشتند و اختلاف نظرهای معمول خود را منفیتر از زوجین دیگر برداشت میکردند (روبلز و همکاران، ۲۰۰۶؛ کیکولت- گلاسر و همکاران، ۱۹۹۷).
تعارض زوجین به تعارض در خانواده و تعارضات شغلی دامن میزند (ویدانوف[۴۰]، ۲۰۰۰) و مشکلات متعددی از جمله پریشانی روانشناختی و اختلال خواب (ژاکوبسن و همکاران، ۲۰۱۴)، استرس در فرزندان (هینانت و همکاران، ۲۰۱۳)، مختل شدن پاسخهای روانشناختی و امنیت هیجانی فرزندان (هارولد[۴۱] و همکاران، ۲۰۰۴)، بروز رفتار ناسازگارانه و ناسازگاریهایی از جمله خشم، اختلال سلوک و اضطراب در فرزندان (امری، ۱۹۸۲)، تخریب یا تضعیف رابطه والد- فرزندی (پترسون[۴۲] و زیل[۴۳]، ۱۹۸۶؛ شمیر[۴۴] و همکاران، ۲۰۰۱؛ کینگ و همکاران، ۱۹۹۵؛ هریست و اینسلی، ۱۹۹۸)، مشکلات هیجانی متعدد فرزندان (امری، ۱۹۸۲)، تشدید مشکلات رفتاری در مدرسه و در اوقات فراغت (کینگ و همکاران، ۱۹۹۵)، انزوای اجتماعی و خشم فرزندان (هریست و اینسلی، ۱۹۹۸) را به دنبال خواهد داشت.