۱-۳-۶-۲-۱- ریشه های تاریخی پیدایش و زوال دولت مطلقه. ۲۹
۲-۳-۶-۲-۱- توجیه نظری پیدایش دولت مطلقه. ۲۹
۳-۳-۶-۲-۱- عوامل موثر بر پیدایش دولت مطلقه. ۳۰
۴-۳-۶-۲-۱- ویژگی های دولت مطلقه. ۳۰
۷-۲-۱- مفهوم مدرنیته. ۳۲
۱-۷-۲-۱- مدرنیته در اندیشه ی ماکس وبر. ۳۳
۲-۷-۲-۱- مفهوم دولت مدرن. ۳۴
۳-۷-۲-۱- جامعه شناسی تاریخی دولت مدرن. ۳۴
نتیجه گیری ۳۶
بخش سوم: مبانی نظری هویت ۳۷
مقدمه. ۳۷
۳-۱- مبانی نظری هویت ۳۷
۱-۳-۱-تعریف هویت ۳۷
۲-۳-۱- فلسفه وجودی هویت ۳۹
۳-۳-۱- مروری بر دیدگاه های نظری هویت ۳۹
۱-۳-۳-۱- دیدگاه مدرنیستی. ۳۹
۲-۳-۳-۱- دیدگاه جاوید انگاری یا کهن گرائی. ۴۰
۳-۳-۳-۱- دیدگاه زیست شناختی. ۴۱
۴-۳-۳-۱- دیدگاه مارکسیستی در تبین هویت ها ۴۱
۵-۳-۳-۱- دیدگاه های کلاسیک در موضوع هویت ۴۱
۴-۳-۱- رویکردهای مدرن به هویت ۴۲
۱-۴-۳-۱- نظریه آنتونی گیدنز. ۴۲
۲-۴-۳-۱- نظریه فردریک بارث ۴۳
۳-۴-۳-۱- پسا ساخت گرایی و هویت ۴۳
۴-۴-۳-۱- مکتب کنش متقابل نمادین و هویت ۴۳
۵-۳-۱- انطباق و سازگاری هویتی. ۴۵
۶-۳-۱- مفهوم هویت ترکیبی. ۴۶
۷-۳-۱- عوامل موثر بر آینده هویت ۴۷
۸-۳-۱- بررسی رابطه ی قدرت و هویت ۴۷
۹-۳-۱- جهانی شدن و هویت ۴۸
۱۰-۳-۱- هویت قومی. ۵۰
۱۱-۳-۱- شکل گیری مفهوم دولت – ملت ۵۱
۱۲-۳-۱- هویت ملی و مفهوم آن. ۵۴
نتیجه گیری ۵۵
فصل دوم:ماهیت دولت در ایران
مقدمه. ۵۶
۱-۲- فرهنگ سیاسی در ایران و ماهیت دولت در ایران. ۵۶
۲-۲- فرهنگ سیاسی قبل از اسلام ۵۶
۳-۲- فرهنگ سیاسی ایران بعد از اسلام ۵۸
۴-۲- فرهنگ سیاسی ایران در دوره ی معاصر. ۵۹
۵-۲- پیشینه ی ساخت دولت مدرن در ایران. ۶۱
۶-۲- ساخت سیاسی دولت ملی در ایران. ۶۲
۷-۲- نگاه پاتریمونالیستی به ماهیت دولت ایران. ۶۵
فصل سوم: هویت ملی در ایران
مقدمه. ۶۷
۱-۳- تاسیس هویت ملی در ایران. ۶۷
۲-۳- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم ۶۷
۳-۳- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم ۶۸
۴-۳- فرایند هویت سازی در ابتدای شکل گیری دولت مدرن. ۶۸
۵-۳- بنیانهای سیاسی جامعهی سنتی ایران. ۶۹
۶-۳- ورود اندیشه ناسیونالیسم به ایران. ۷۰
۱-۶-۳- ناسیونالیسم قومی در ایران. ۷۱
۷-۳- هویت مدرن در پرتومدرنیسم ایرانی. ۷۲
۸-۳- نقش نخبگان در توجیه هویت مدرن ایران. ۷۳
۹-۳- نخبگان سیاسی وادبیات قوم مدارانه. ۷۴
۱۰-۳- سیاست های قومی و تاثیر آن بر هویت ملی. ۸۰
۱-۱۰-۳- سیاست قومی دولت ایران در قبال اقوام ۸۴
۲-۱۰-۳- سیاست های قومی قبل ازدولت مدرن. ۸۴
۱-۲-۱۰-۳- سیاسیت قومی در دوره ی قاجار. ۸۵
۲-۲-۱۰-۳- سیاست های قومی دوران مشروطه. ۸۵
فصل چهارم: نا کارآمدی دولت مدرن در ساخت هویت ملی
۱-۴- مراحل اولیه تشکیل دولت ملی در ایران. ۸۸
۲-۴- سیاست قومی رضا شاه در ایران. ۸۸
۳-۴- مصادیق سیاست های قومی رضا شاه در ایران. ۹۲
۴-۴-توصیف وضع مناطق قومی در ایران بعد از رضا شاه ۹۲
۵-۴- سیاست های قومی پهلوی دوّم ۹۴
نتیجه گیری ۹۷
منابع. ۹۹
مفهوم دولت مدرن عبارت است از تغییر و تحولاتی است که نیمه دوم قرن هیجده و اوایل قرن نوزده در اروپا اتفاق افتاد و موج آن به کشورهای دیگر از جمله ایران رسید. جنبش مشروطیت در ایران که واکنشی در مقابل این تحولات بود به دلایل متعددی نتوانست دولت مدرن در ایران رابه معنای واقعی کلمه تشکیل دهدو به تبع آن هویت ملی راجایگزین هویتهای قومی و قبیله نماید. در عوض نوعی استبداد جایگزین آن گردید. به این دلیل ما شاهد تنوع تعاریف این نوع هویت در یک صد سال اخیر در جامعه ی ایران بودیم بطوری که اغلب در فرهنگ سیاسی ایرانیان به غلط هویت ملی با هویت نژادی و زبانی آمیخته می شود و تصوری صحیحی از آن تا کنون حتی نزد نخبگان سیاسی حاصل نشده است.
واژگان کلید: دولت مدرن- هویت ملی
در معنای جدید آن تقسیم بندی جهان به واحدهای سیاسی بر اساس مرزبندی جغرافیایی منجر به خلق مفهومی به نام هویت ملی گردید. رفته رفته دولتهای جدید التأسیس با پذیرش هنجارهای سرمایهداری و قوانین و مقررات اقتصاد جهانی، مطلقگرایی سیاسی را کنار گذاشته و انعطاف بیشتری در پذیرش ارزشهای ناشی از مدرنیسم و لیبرالیسم در حوزههای اجتماعی و اخلاقی از خود نشان دادند.
اما این وضع در کشورهای جهان سوم روند فوقالذکر را طی نکرد و در بازههای زمانی مختلف بین گشایش سیاسی و استبداد نوسان نمود. در ایران بعد از نهضت مشروطه، همراه با اولین مراحل پیدایش مدرنیته و تشکیل دولت شبه مدرن ملی تقابل بین سنت و مدرنیسم به خشونت گرائید و سطوحی از منازعات قومی و قبیلهای همراه با تهاجم به کلیهی مظاهر سنتگرایی از طرف دولت نوظهور، موجی از واگرایی قومی و قبیلهای را در ایران فراهم آورد. ونتوانست مفهوم مدرن هویت ملی را به درستی جایگزین سایر هویتهای مادون، نظیر هویت زبانی، قومی، قبیلهای، نژادی و مذهبی نماید. بدین ترتیب در همان اوایل پیدایش هویت ملی در ایران، نوعی چالش بین این هویت با سایر هویتها آغاز شد. پژوهنده در این تحقیق مدعی است که طرح مسئله هویت ملی در ایران و تلاش برای نهادینه کردن آن از سوی دولت شبه مدرن رضا خان، به درستی انجام نگرفت و به جای آن هویت قومی از سوی دولت و نظریه پردازان آن زمان تبلیغ و تثبیت شد. بعدها این برداشت از ظهور مشروطه تا پیدایش انقلاب اسلامی از سوی بسیاری از اندیشمندان، نظریه پردازان و سیاستمداران مورد تائید قرار گرفت و تا کنون هیچ مصالحهای بین نخبگان سیاسی حاکم و سایر اقلیتهای قومی بر سر این مفهوم حاصل نشده است.
از سوی دیگر، به دلیل اینکه در ساخت سیاسی ملت – دولت زندگی میکنیم، ضروری است که بدانیم چه نسبتی میان هویتهای مختلف با هویت ملی برقرار میشود و تا چه حد امکان یافتن راههای گریز برای جلوگیری از اختلاف بین آنها وجود دارد، به گونهای گه هیچ سطحی از هویت سطوح دیگر را تحت الشعاع قرار ندهد.
بررسی رابطه بین تاسیس دولت مدرن در ایران و هویت ملی
هویت ملی و دولت مفاهیم مدرنی هستند که در اثر تغییر و تحولات قرن ۱۷ وارد حوزه ی علوم انسانی شدند به این ترتیب که دولت در سه حوزه ی اقتصادی شامل توسعه صنعتی و رشد نظام سرمایه داری به همراه درهم ریختگی اقتصاد سنتی و ایجاد بازار ملی و هم در حوزه ی علوم سیاسی متاثر از انقلاب فرانسه و دیدگاههای مونتسکیو و در بعد فرهنگی مدیون توسعه ی تکنولوژیکی وسایل ارتباط جمعی و آموزش همگانی پدیدار شد. بنابراین دولت مدرن در اروپا حاصل ضرورتها و تکامل در سه حوزه ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بعد از انقلاب صنعتی بود. برای تشکیل چنین دولتی فرایندهای زیر طی شده اند.
۱-مرحله ملت سازی[۱]
۲-مرحله دولت سازی[۲]
۳-تدوین معیارهای صحیح جهت توزیع عادلانه ی منابع
۴-ترک علایق ماقبل مدرن و سیاست گذاری خارج از علایق شخصی و گروهی.
برای طی مراحل فوق مستلزم ضروریات ساختاری برای رسیدن به یک جامعه ی ملی است بدیهی است این مراحل جنبه ی انتزاعی نداشته بلکه در یک زمینه ی اجتماعی و فرایندی تجربی به همراه گذر از یک مرحلهی آزمون و خطا و رسیدن به خرد جمعی یا رسیدن به یک هم رایی درباره تعاریف مشترکی نظیر فرد، جامعه، مالکیت، سیاست قدرت و. می باشد.
اما هویت ملی به تبع تشکیل دولتهای مدرن بوجود آمد چرا که تا قبل از پیدایش دولتهای مدرن، آنچه که ساخت سیاسی جوامع را تشکیل می داد، مرزبندیهای قومی بود. اما زایش هویت ملی به عنوان پدیدهای اجتماعی و سیاسی، خود آگاه و مستقل و تکوین این هویت و تحقق آن در چارچوب دولتهای ملی جدید، بستگی به میزان رعایت حقوق شهروندی و برابری انسانها به عنوان عضوی از یک دولت ملی دارد. هر اندازه مفهوم هویت از عناصر نژادی، زبانی، قومی، قبیله ای، دینی، طبقاتی، جنسی و تباری فاصله گیرد به مفهوم هویت ملی و مفهوم مدرن ملت نزدیک می شود و از واگرایی ملت کاسته می گردد.
در ایران قبل از شکل گیری دولت مدرن یا شبه مدرن، رؤسای قبایل، طوایف و عشایر در مناطق جغرافیایی دارای اختیارات و قدرت زیادی بودند حتی تمرکز گرایی دولت ایلی قاجار هم نتوانست از حوزه نفوذ و قدرت این رهبران بکاهد زیرا این دولت، دولتی ملوک الطوایفی بود و از لحاظ نظامی و مالی به قبایل و رؤسای آنها اتکا داشت آنچه که در ایران باید اتفاق می افتاد تضعیف هویت های مادون و برجستگی هویت مافوق (هویت ملی) نسبت به سایر هویت ها است. گر چه انقلاب مشروطه تا حدودی توانست زمینه ساخت هویت ملی را در شکل جدید آن در فرهنگ سیاسی ایران رواج دهد، اما به دلایلی چند از قبیل فقر، بی سوادی، جدایی جغرافیایی و همه گیر نبودن نهضت، این مفهوم نتوانست در ذهن عامه مردم ایران نضج گیرد و عاقبت در اثر برخورد با دیوار ستبر سنت گرایی متلاشی شد آنچه بعد از شکست جریان مشروطه خواهی رخ داد، بر خلاف شکل گیری دولتهای قرن ۱۷ و ۱۸ اروپا که حاصل سنتز نیروهای داخلی بود، نوعی یورش همگانی و تضاد خشونت آمیز بین آنچه در ظاهر مدرن است و آنچه که سنتی می نمود. حاصل این تضاد عدم امکان زیست سیاسی پایدار و مبتنی بر گفتمان معقول ومشارکت جو بین دولت و سایر اقوام ایرانی است یورش خشونت آمیز به نظم سنتی چند ساله و تلاش سرکوب گرایانه ی رضا خان به منظور ایجاد یک جامعه ی فارغ از سنت دقیقاً بر خلاف مدلهای غربی ایجاد دولت –ملت بود چرا که در مدل غربی دولت از دل دگرگونیهای نظام سنتی بیرون آمد. در این تحقیق پژوهنده مدعی است که سنتز دولت – ملت و پیدایش مفهوم هویت ملی در ایران حاصل یک توافق همگانی نبود بلکه در اثر سرکوب و تضاد بوجود آمده است .پروسه ی ساخت هویت ملی از همان ابتدا گروههای قومی و قبیله ای ایران را به چالش کشید و نوعی مقاومت منفی در مقابل تکوین هویت ملی در معنای مدرن آن ایجاد نمود نتیجه ی این فرایند نگاه غیر خودی به مفهوم دولت از سوی جامعه ی قومی ایران بود بطوری که بین هویت ملی در معنای صحیح آن و سایر هویت ها ایجاد شکاف عمیق نمود در نتیجه پروژه ی توسعه در تاریخ ایران به دلیل این ساخت متباین نتوانست خلا ایجاد شده بین دولت و ملت را پر نماید.
هر چند که رضا خان و بعد از وی فرزندش تلاش فراوانی نمودند تا مولفه های هویت ملی را از افسانه های ایران باستان بگیرند و این خلا هویتی را پر نمایند، اما به دلیل تصنعی بودن این اسطوره ها و تکریم و تقدس آنها از سوی قدرت مرکزی مورد پذیرش عموم قرار نگرفتند وعاقبت در اثر چالشی های داخلی و خارجی این مفاهیم همراه با رویداد انقلاب اسلامی در ایران متلاشی شدند.
آنچه که در پژوهش فعلی مورد نظر است دریافت رابطه ی بین تشکیل دولت مدرن در ایران و افزایش یا کاهش همگرایی ملی است در این تحقیق دولت مدرن در ایران به دولتی اطلاق می شود که بعد از شکست انقلاب مشروطه و رسیدن رضا خان به قدرت آغاز می شود و سعی در ایجاد وحدت ملی بر اساس مرزهای جغرافیایی ایران دارد محقق به دنبال دریافت و فهم این رابطه است که اساسا دولت مدرن در ایران به معنی و مفهوم واقعی آن تشکیل شده است یا خیر؟ و اگر هم تشکیل شده باشد زایش هویت ملی در ایران چگونه بوده است؟
از آنجایی که مفاهیمی مانند هویت، ملت و دولت مفاهیمی سیال بوده و از جامعه ای به جامعه ی دیگر تا حدودی متفاوتند، راه را بر برداشت های متفاوت از این مفاهیم باز
مطلب دیگر :
پایان نامه : مهارتهای مؤثر در ارتباطات زناشویی
می کنند و هر گروه و یا تفکری بر حسب اصول و مبادی و فلسفه وجودی خود گاهی تعریف های متباین از اصطلاحات بالا را با سایر احزاب و گروههای دیگر ارائه می نماید.
وجود این برداشت های متفاوت بخصوص هنگامی که جامعه ملی متکثر باشد و حاکمیت در دست یک گروه قومی خاص قرار گیرد سبب تضاد و افزایش واگرایی در این جامعه می شود. بدین ترتیب اهمیت اتفاق نظر بر تعاریف مشترک از مفاهیم فوق سبب می شود تا فضای سیاسی آن جامعه برای پذیرش و مشارکت سایر گروههای قومی شفافتر شود و راه را برای مشارکت گروههای مختلف و تشکیل جامعه مدنی مبتنی بر تفاهم و انعطاف پذیری هموار نماید.پژوهشهای متعددی در زمینه تفاهیم دولت، هویت، ملیت و قومیت تاکنون توسط پژوهش گران داخلی و خارجی صورت گرفته و یک بُعد یا ابعاد مختلف این مفاهیم را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار داده اند. بعضی از این دیدگاهها واقع بینانه تر بوده و به دور از تعصبات قومی و یا نژادی به مسئله هویت دولت توجه داشته اند. بعضی هم با فرض یکسان بودن تحولات جهانی گرایش به تعمیم پذیری نتایج ملاحظات گروهی و قومی و با توجه به هویت های تاریخی اقدام به بررسی موضوع نموده اند از جمله ی این منابع:
بررسی رابطه ی تاسیس دولت مدرن و شکل گیری هویت ملی
الف: آشنایی با ساخت دولت مدرن در ایران
ب: آشنایی با چگونگی شکل گیری هویت ملی
ج: آشنایی با عوامل موثر بر عدم شکل گیری هویت مدرن در ایران
تاسیس دولت مدرن در ایران چگونه سبب عدم شکل گیری هویت ملی گردید
الف: ساخت دولت مدرن در ایران چگونه بوده است؟
ب: تاچه اندازه هویت ملی ایران به تبع تاسیس دولت ملی شکل گرفته است؟
ساخت دولت مدرن در ایران مانع شکل گیری هویت ملی شده است.
فرضیه اول: ساخت دولت مدرن در ایران غیردموکراتیک و اجباری بوده است.
دولت مدرن : شکل جدیدی از دولت است که حاصل انقلابهای دموکراتیک اواخر قرن ۱۸ و ابتدای قرن ۱۹ یعنی انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ و سپس سایر انقلابهای اروپایی می باشد. این دولت برخلاف دولتهای باستانی مشروعیت خود را از خداوند یا اشرافیت خونی نمی گیرد بلکه حاصل تفاهم عمومی است.
در این فرایند (دولت سازی) قدرتهای محلی تضعیف شده یا بطور کلی تحت الشعاع یک قدرت مرکزی قرار می گیرند بطور کلی فرایند دولت-ملت سازی مدرن عبارت است از گذر از هویت های سنتی-اجتماعی به سوی هویت همبسته تر و یکپارچه تر که سرانجام در قالب مفهوم کلاسیک کشور – ملت متبلور می شود (دلیرپور، ۱۳۸۰: ۵۳)
پیدایش دولت مدرن در ایران با پایان دولت قاجار و شکست جریان مشروطه آغاز می شود. گرچه پایه های تئوریک این دولت از انقلاب مشروطه گذاشته شده بود ولی تطبیق عملی این تئوری در ایران با روی کارآمدن رضا شاه صورت گرفت.
همگرایی ملی: همگرایی با مفاهیمی چون وفاق، همنوایی و انسجام رابطه نزدیک دارد. این مفهوم در حوزههای مختلف علوم اجتماعی کاربرد دارد. وقتی جامعهای را به عنوان یک سیستم در نظر گیریم که دارای تمایل ذاتی به تعادل و ثبات باشد، در آن صورت گرایش به منازعات و تضاد امری نامعقول به نظر میرسد (مقصودی، ۲۲:۱۳۸۰).
در فرهنگ علوم اجتماعی تعریف همگرایی اینگونه بیان شده است: تمایل اندیشهها، افکار، گرایشها و بینشهای متمایز به نقطه مشترک که مورد پذیرش همهی افراد خواهد بود.
۲۲
نظریه ثبات هژمونیک۲۳دیدگاه های نظری در خصوص موجودی ذخایر نفت و نظریه اوج تولید۲۵ذخایر نفت جهان۲۶عرضه نفت و نظریه اوج تولید۲۷اهمیت نفت و جایگاه آن در تامین انرژی جهان۳۳وابستگی آمریکا به نفت از گذشته تا آینده۳۵اهمیت نفت خاورمیانه و عراق برای آمریکا ۳۷جایگاه عراق در استراتژی نفتی آمریکا ۴۰استراتژی قدرت های بزرگ برای تسلط بر منابع نفت ۴۷استراتژی شرکت های نفتی چند ملیتی و نقش لابی گری آنها ۴۸عنوانصفحهاهداف استراتژیک آمریکا در عراق ۵۰هژمونی دلار ۵۲کنترل رقبا و قدرت های منطقه ای ۵۳تامین امنیت جریان عرضه و انتقال با ثبات نفت ۵۵برآیند فصل دوم ۵۷فصل سوم – تروریسم و افراط گرایی داعش در عراق۶۱مقدمه۶۲شکل گیری گروه داعش۶۳رهبر گروه۶۴نحوه پیدایش داعش۶۵عوامل خیزش داعش۶۶افزایش رقابتها و حمایت های منطقه ای از داعش۶۹همسویی داعش با اهداف اسرائیل۷۰دلایل تجزیه عراق به زعم آمریکا۷۱راهبردهای آمریکا در قبال گروه تروریستی داعش۷۳پیامدهای داخلی تحرکات داعش در عراق۷۶برآیند فصل سوم ۷۹فصل چهارم – شناخت وضعیت سرزمینی و فرهنگی و قومی کشور عراق۸۲مقدمه۸۴جغرافیای عراق و خاورمیانه۸۶اقتصاد عراق۸۷کشاورزی عراق۸۹عنوانصفحهتاریخچه فرهنگی عراق۹۰جامعه شناسی سیاسی عراق ۹۳وحدت و همبستگی قومیتهای مختلف در عراق۹۶جنگ و اقتصاد عراق۹۸مولفه های تاثیرگذار در سیاست داخلی و خارجی عراق ۱۰۰دشواری های ژئوپلیتکی و اختلاف های مرزی عراق ۱۰۸محورهای استراتژی حضور آمریکا در عراق۱۱۲بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای عراق۱۱۵اسرائیل و طرح بنان۱۲۲تروریسم و افراط گرایی مرکز ثقل سازماندهی جنگ ایدئولوژیک در عراق۱۲۴تاثیر پذیری امنیت انرژی از بحران داعش۱۳۳برآیند فصل چهارم۱۳۶جمع بندی تحقیق۱۳۸فهرست منابع مورد استفاده در تحقیق۱۴۴Abstract۱۵۰
فهرست نقشه ها
| عنوان | صفحه |
| نقشه شماره یک – منطقه هارتلند و بیضی استراتژیک انرژی | ۱۴ |
| نقشه شماره دو – وضعیت طراحی شده برای کشورهای اسلامی و عرب خاورمیانه و طرح تجزیه آنها | ۷۲ |
| نقشه شماره سه – وضعیت راهبردی عراق در خاورمیانه | ۸۶ |
| نقشه شماره چهار – وضعیت پراکندگی قومیتهای مذهبی و فرقه ای عراق | ۹۱ |
فهرست جداول
| عنوان | صفحه |
| جدول شماره یک – مقایسه حجم ذخایر نفت و گاز خلیج فارس با سایر مناطق جهان | ۲۷ |
| جدول شماره دو – برآورد موسسه اسپو در باره نفت متعارف جهان | ۲۹ |
| جدول شماره سه – برآورد موسسه هوبرت در خصوص نفت متعارف اثبات شده و رسیدن زمان اوج تولید | ۲۹ |
| جدول شماره چهار- رتبه بندی تولید نفت مناطق جهان | ۳۱ |
| جدول شماره پنج – ذخایر و میزان تولید گروه های نفتی عمده در جهان در سال ۲۰۰۳ | ۳۲ |
| جدول شماره شش – ذخایر نفت اثبات شده خاورمیانه | ۳۹ |
| جدول شماره هفت – اطلاعات اساسی کشور عراق در سال ۲۰۱۳ | ۸۳ |
| جدول شماره هشت – اطلاعات اقتصادی و نفتی عراق در سال ۲۰۱۳ | ۸۹ |
فهرست نمودارها
| عنوان | صفحه |
| نمودار شماره یک – فراوانی ذخایر اثبات شده نفت متعارف در مناطق مختلف جهان | ۳۰ |
| نمودار شماره دو – نمودار حجم تولید نفت مناطق نفت خیز جهان | ۳۱ |
| نمودار شماره سه – ذخایر نفت اثبات شده در کشورهای خاورمیانه | ۳۹ |
چکیده
سرزمین عراق در منطقه خاورمیانه و حوزه نفتخیز خلیج فارس قرار دارد ، این منطقه با داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز ، کانون تجارت انرژی جهان بوده و نقش فوق العاده ای در اقتصاد و سیاست و روابط بین الملل ایفا می کند . در چهار دهه اخیر این منطقه نا بسامانی های فراوانی را متحمل شده است و اوضاع سیاسی و اقتصادی آن دستخوش تغییرات عدیده ای گردیده است . رقابت بر سر منابع نفت و انرژی این منطقه ، از جمله مسایلی است که در تحولات آینده جهان اثر بسزایی خواهد داشت . علاوه بر آن ، با توجه به رقابت کشورهای قدرتمند پیرامون نفت ، نقش این منطقه در معادلات ژئو پلیتیک و ژئو اکونومیک آینده جهان کلیدی تر خواهد شد . تسلط بر منطقه خاورمیانه و خلیج فارس برای هر بازیگر بزرگ و ابر قدرت جهانی ، امری حیاتی تلقی می شود و امروزه ضعیف ترین کشور این حلقه ، بر حسب اتفاق دومین دارنده ذخایر نفت جهان یعنی عراق است و سلطه بر عراق ، تسلط بر قسمت اعظمی از خاورمیانه و خلیج فارس را به همراه خواهد آورد . ذخایر نفت عراق به علت وضع تحریم های سازمان ملل متحد و جنگ طولانی مدت با ایران ، با عدم سرمایه گذاری لازم برای اکتشاف منابع نفت ، مواجه گردیده ، که در صورت برقراری امنیت و استقرار زیر ساخت های مورد نیاز و با کشف ذخایر جدید ، عراق به رتبه ای هم سنگ با عربستان در زمره ذخیره و تولید نفت با ظرفیتی معادل ۲۲۰ میلیارد بشکه دست یابد . عراق در سال ۲۰۱۴ با ظرفیت تولید ۴/۳ میلیون بشکه در روز به دومین کشور صادر کننده نفت اوپک تبدیل شده و قابلیت قرار گرفتن در زمره تولید کنندگان بزرگ جهان را دارد . اما با ظهور داعش در عراق زمینه افزایش تولید نفت با مشکلات فراوانی مواجه شده است و برخی از پروژه های بزرگ عراق که از اهمیت حیاتی برخوردار است با موانع متعددی روبرو گردیده و دستیابی عراق به ظرفیت کامل ، در زمینه صدور نفت را سخت و دشوار نموده است .
برقراری امنیت انرژی و کنترل مراکز حیاتی و استراتژیک جهان و در دست داشتن بازار نفت و کنترل بازیگران اصلی عرصه تولید و مصرف از پایه های اساسی اعمال هژمونی اقتصادی و محدود سازی رقبا است که توسط قدرتهای بزرگ و آمریکا بطور اخص در این منطقه دنبال میشود .
کلید واژگان: ژئوپلیتیک ،ژئواکونومی ،امنیت انرژی ،نفت عراق،هژمونی اقتصادی،استراتژی نفتی قدرت های بزرگ
پیشگفتار
نفت خام بعنوان یکی از مهمترین منابع تامین انرژی جهان و یکی از نیازهای اصلی جوامع بشری امروز است و بهیمن دلیل تاثیر شگرفی بر منازعات و روابط بین الملل دارد . با تغییر گرایش جهان پس از وقوع انقلاب صنعتی از مصرف ذغال سنگ به نفت ، حساسیت این کالای اقتصادی در تامین انرژی جهان پررنگ تر شد و به این کالای تجاری و اقتصادی صبغه ای سیاسی داد . به گونه ای که با گذشت زمان و افرایش وابستگی کشورهای توسعه یافته و صنعتی و کشورهای در حال توسعه به تامین نفت و انرژی به یک مساله حیاتی در جهان مبدل گشت . خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس PG5[1] که حدودا نیمی از ذخایر نفت جهان را در اختیار دارند درکانون انرژی جهان قرار گرفتند و از موقعیت استراتژیکی و راهبردی برخوردار شدند . کشور عراق نیز بعنوان دومین دارنده ذخایر عظیم نفتی با داشتن ۱۴۴ میلیارد بشکه نفت اثبات شده ، مورد توجه قدرت های بزرگ واقع شد .
افزایش مصرف ، همزمان با افول ذخایر نفتی در سایر نقاط جهان بر اهمیت مضاعف کشورهای حوزه خلیج فارس بعنوان مهمترین مرکز تامین انرژی جهان ، افزود و بستری فراهم کرد که طراحان سیاست خارجی آمریکا در تلاش برای تسلط بر منابع نفت وگاز این منطقه بر آیند و از آن بعنوان یک اهرم قدرت برای کنترل رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای (اروپا و چین و ژاپن) استفاده نمایند . رقابت در سلطه بر منابع انرژی این منطقه از جمله مسائلی است که در تحولات آینده جهان نقشی کلیدی و حساس را ایفا خواهد کرد.
آمریکا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ، با خلق دشمن جدیدی بنام تروریسم ، زمینه را برای حضور گسترده نظامی در خلیج فارس و اشغال عراق فراهم کرد تا الگوهای اعمال قدرت خود را پس از فروپاشی کمونیسم ، قوام بخشیده و در پناه آن به اهداف توسعه طلبانه سیاست خارجی خود در قالبی متفاوت ، تحت نظم نوین جهانی در نظام بین الملل دست یابد . اشغال عراق هرچند به بهانه نابودی تروریسم ، حذف سلاح های کشتار جمعی و رهانیدن مردم عراق از سلطه حکومت دیکتاتوری صدام صورت گرفت ، اما پر واضح است که یکی از عوامل مهم و اساسی در حمله و اشغال عراق سلطه بر ذخایر نفت آن بوده است ، چرا که عراق بیشترین ذخایر نفت جهان را پس عربستان در اختیار دارد و این ذخایر به تنهایی بیش از مجموع ذخایر موجود قدرت های بزرگ ایالات متحده و روسیه و چین است و می تواند وابستگی نفتی روز افزون ایالات متحده را در سالهای آتی تامین نماید .
منطقه خاورمیانه در چهار دهه اخیر شاهد تحولات و نابسامانی های فراوان همراه با جنگ و خونریزی بوده است و اوضاع سیاسی و اقتصادی مناسبی ندارد و این موضوع باعث گردیده که آمریکا با شرکای منطقه ای و حکومت های غیر مردمی و حامی خود در این منطقه حضوری فعال و نظامی داشته باشد . بینش ژئو پلیتیک بر انگیزنده سیاست خارجی آمریکا ، در تامین منافع ملی این کشور ، همانا سلطه و برتری کامل بر هر گونه رقیب بالقوه است و ایالات متحده برای رسیدن به این هدف نه تنها باید قادر به اعمال هژمونی سیاسی ، نظامی و اقتصادی در هر نقطه از جهان باشد بلکه باید منابع ثروت جهان را که مهمترین آن نفت و ذخایر انرژی می باشد راتحت کنترل داشته باشد تا بتواند از این شریان حیاتی در جهت منافع خود و کنترل و تحدید رقبا استفاده نماید.
کشور عراق پس از تهاجم نظامی و اشغال آن توسط آمریکا در سال 2003 و حتی پس از خروج نیروهای آمریکایی با نا امنی گسترده ای مواجه گردیده است و این موضوع امکان سرمایه گذاری و توسعه صنعت نفت عراق با مشکل جدی مواجه کرده است . تحرکات گروه افراط گرای داعش و تسلط این گروه بر برخی از شهرهای عراق و در دست گرفتن میادین نفتی و فروش نفت ارزان قیمت باعث اختلال در فرایند تولید و توسعه میادین نفتی و همچنین بهم ریختگی مکانیزم در بازار نفت شده است . این گروه با فروش نفت بصورت غیر قانونی و خارج از بازار های شناخته شده بین المللی ، ضمن کسب در آمد و صرف آن در جمع آوری تسلیحات و اقدامات تروریستی خود ، باعث ایجاد نا امنی و ترویج تروریسم در کشورهای منطقه شده است .
در این پایان نامه سعی خواهد شد بر نقش قدرت های بزرگ در دسترسی و تسلط بر منابع نفتی خاورمیانه و عراق ، پرداخته و ارتباط بین منافع ملی آمریکا و امنیت انرژی و تحرکات داعش در عراق که همسو با اهداف استراتژیک آمریکا درتجزیه و تضعیف کشورهای اسلامی و عراق است ، را بررسی نمائیم .
فصل اول
کلیات طرح تحقیق
1-1) بیان مساله
امروزه در میان کارشناسان حوزه انرژی تردیدی در اهمیت ذخایر نفت خاورمیانه وجود ندارد و این منطقه در خلال چند دهه اخیر همواره مورد توجه قدرتهای بزرگ و کشورهای توسعه یافته بوده است . از نیمه دوم قرن بیستم که به تدریج تقاضا و تامین انرژی جهان از منطقه خاورمیانه رو به افزایش گذاشت اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک این منطقه افزایش یافت و طراحان سیاست خارجی قدرتهای بزرگ و به ویژه آمریکا را برآن داشت که با حضور مستقیم و اعمال سلطه بر این شریان اصلی تامین انرژی جهان تسلط خود را در این منطقه استحکام بخشند. اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ توسط آمریکا که بدنبال حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و خلق دشمن جدیدی بنام تروریسم صورت پذیرفت نیز در همین راستا بوده است و پس از خروج نیروهای اشغالگر آمریکا از عراق نیز همواره با اتکاء به این نکته که کشور عراق محل بروز و ظهور تروریسم است ، بر ادامه حضور نیروهای خود در این منطقه اصرار داشته است و این حضور با شکل گیری گروه تروریستی داعش تقویت گردیده و بصورت گسترده تری در این کشور تداوم یافته است . سرعت اتفاقات در عراق در چند ماهه اخیر بسیاری از معادلات در بازرا نفت و میزان عرضه و تقاضای این کالای استراتژیک را دستخوش تغییرات اساسی کرده است . پیشروی سریع گروه تندرو و افراطی دولت اسلامی عراق وشام ، موسوم به گروه داعش در سرزمین عراق و تصرف مناطق سنی نشین در این کشور و اشغال شهر بزرگ موصل و تسلط کامل این گروه بر استان نینوا و قسمتهایی از استان الانبار و صلاح الدین ، منجر به ایجاد نگرانی از اختلال در عرضه نفت عراق را فراهم آورد و این سئوال را ایجاد نموده است که افزایش قدرت داعش با تسلط بر منابع انرژی و نفت عراق چه ابعاد داخلی و بین المللی را در بازار نفت خواهد داشت و آیا این گروه با تکیه به درآمدهای نفتی حاصل از فروش منابع نفت عراق ، تقویت گردیده و با ایجاد بحرانهای سیاسی و نظامی در عراق بهانه ای برای حضور مداوم آمریکا و تامین منافع ملی سلطه گران را فراهم خواهد آورد ؟
دراین تحقیق تلاش شده که با لحاظ نمودن موقعیت استراتژیک کشور عراق و تعریف مفاهیم ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقه خاورمیانه و خلیج فارس به سیاست گذاری
قدرت های بزرگ و علی الخصوص آمریکا ، برای حضور در این منطقه و اعمال سلطه بر ذخایر نفت و انرژی تاکید گردد و از این رهگذر ، اشغال عراق توسط آمریکا و برخورد دو گانه با پدیده تروریسم و گروه سلفی و افراط گرای داعش مورد واکاوی قرار گیرد .
2-1) اهمیت و ضرورت تحقیقمطلب دیگر :
داستان StarCraft Ghost؛ بازی انقلابی بلیزارد که هیچگاه روشنایی روز را ندید [قسمت اول]
بررسی تحولات منطقه خلیج فارس و علی الخصوص کشور عراق پرداخته و جریانات حادث شده در این کشور و اثرات متقابل نفت و انرژی بر سیاست خارجی آمریکا را بررسی نماید و در این رهگذر نقش گروه داعش که همگام با منافع ملی آمریکا حرکت کرده و آسیب های جدی به زیر ساختهای کشور عراق و منطقه وارد آورده است را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد .
۵-۱) سئوال اصلی و سئوالات فرعی مرتبط با موضوع تحقیق۶-۱) فرضیه
۱-۶-۱ ) فرضیه اصلی : دسترسی به درآمدهای نفتی و منابع و ذخایر نفت عراق ادامه حیات گروه داعش را تقویت نموده و ضمن ایجاد بحران سیاسی و نظامی ، باعث اجرای نقشه شوم آمریکا در تجزیه عراق خواهد شد.
۲-۶-۱) فرضیه فرعی : ایجاد تفرقه های قومی و مذهبی در عراق با هدف تجزیه این کشور و کاهش قدرت حاکمه مرکزی است .
۳-۶-۱) فرضیه فرعی : توسعه عراق در همگرایی قومی و وحدت سیاسی و هزینه کردن در آمدهای نفتی در زیرساختهای کشاورزی و صنعتی این کشور است . در حالیکه در حال حاضر این در آمدها هزینه جنگ و در گیری های قومیتی می گردد .
۷-۱) تعریف مفاهیم
ژئوپلیتیک – ژئواکونومی –ژئواستراتژیک – عراق و داعش – امنیت انرژی
۱-۷-۱) ژئو پلیتیک
مفهوم ژئوپلیتیک که معادل فارسی آن “سیاست جغرافیایی ” است ، رویکرد یا دیدگاهی است برای تبیین سیاست بین المللی که سعی دارد تا رفتار سیاسی و توانایی های نظامی را برحسب محیط جغرافیایی توضیح دهد . بر طبق این رویکرد ، ژئوپلیتیک با درجات مختلف بیانگر تاثیر جغرافیا بر امور سیاسی و تاریخی است(۱۹۸۸Plano&Alton,) . بنابر این ژئوپلیتیک توجه خود را بر عوامل جغرافیایی که بر شکل گیری سیاست ها موثرند ، معطوف می دارد (میر حیدر، ۱۳۶۹،۱۸)و در واقع دانشی است که روابط میان دولت ها و سیاست های اتخاذ شده آنها در حوزه جغرافیا را مورد مطالعه قرار می دهد و تعریف علمی آن یک مفهوم ترکیبی از سه عنصر اصلی ، جغرافیا و قدرت و سیاست را شامل می شود . پس بطور خلاصه می توان گفت ” ژئو پلیتیک عبارت است از علم روابط متقابل جغرافیا ، قدرت و سیاست و کنش های ناشی از آن و ترکیب آنها با یکدیگر ” (حافظ نیا ، ۱۳۸۵،۳۷)
۲-۷-۱) ژئواکونومی
ژئواکونومی در ادبیات فارسی به مفهوم “جغرافیای اقتصادی” است و به سرزمین ها و جغرافیای طبیعی اتلاق می شود که در اقتصاد جهانی نقش داشته باشد . تحلیل راهبردهای اقتصادی بدون در نظر گرفتن سود تجاری کوتاه مدت که از طرف دولتها به منظور تقویت اقتصاد ملی یا بخش های حیاتی ان و به منظور بدست آوردن کلیدهای کنترل آن ، که از طریق ساختار سیاسی اعمال می شود را ژئواکونومی می گویند . ژئو اکونومی از ترکیب سه عنصر جغرافیا ، قدرت و اقتصاد تشکیل گردیده است و ژئواکونومی همانند ژئوپلیتیک می باشد که در آن سیاست جای خود را به اقتصاد داده است(عزتی و ویسی ، ۱۳۸۵: ۲۹ ) .
۳-۷-۱ ) ژئو استراتژیک
ژئو به معنای جغرافیا و زمین و استراتژی به معنای راهبرد یا روش اجرا است که دستیابی به اهداف و ماموریت ها را با بهره گرفتن از منابع و مقدورات ممکن می سازد. به عبارت دقیق تر استراتژی در تئوری و عمل به مفهوم استفاده و تهدید به استفاده از قدرت سازمان دهی شده ، برای کسب اهداف و مقاصد سیاسی است (۱۹۹۹:۵،Gray). از این رو ژئو استراتژی اصطلاحا” به علمی گفته می شود که وظیفه کشف روابط بین یک راهبرد و محیط جغرافیایی آن را دارد و با تعیین قلمرو جغرافیایی استراتژیهای نظامی را به منظور هدایت صحیح عملیات پایه ریزی می نماید . ودر واقع این علم راهبردی جغرافیایی است که سیاست خارجی دولتها و سازمانهای بین المللی ، با عنایت به عامل سرزمینی و توزیع جغرافیایی قدرت بر اساس آن شکل می گیرد .
۴-۷۱-۱) عراق و داعش
عراق کشوری بزرگ و بازیگری مهم در عرصه بین الملل است این کشور با داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز طبیعی نقش کلیدی در تامین انرژی جهان دارد و دومین کشور دارنده منابع نفت است و از لحاظ ساختار اجتماعی بافتی نا همگون دارد و از قومیتهای مختلف تشکیل شده است . از همین رو این کشور مورد تعرض بیگانگان و اشغال قرار گرفته است و عرصه تاخت و تاز قدرت های بزرگ ، برای دست یابی و سلطه بر منابع نفت و انرژی این کشور واقع شده است . حربه ها و دست آویز های مختلفی برای استقرار نظامی و تامین امنیت انرژی در این کشور بکار گرفته شده است و اخیرا این کشور دچار بحران های خشونت بار تروریستسی و گروه های به ظاهر مذهبی رادیکال گردیده است که به شدت حاکمیت عراق و منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. این گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام است که فعالیت خود را ابتدا با نام جماعت التوحید و الجهاد با امضای یک پیمان وفاداری با اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده آغاز کرد و در ابتدا سازمان خود را به نام پایگاه و مبنای جهاد در کشور دو رودخانه نام نهاد و سپس به مجمع شورای مجاهدین تغییر نام یافته و پس از آن در اوایل سال ۲۰۰۶ نام حلف المطلبین و چندی بعد نام دولت اسلامی عراق را برگزید و با شکل گیری بحران سوریه و انجام فعالیتهای نظامی در آن کشور به دولت اسلامی عراق و شام ” داعش ” تغییر نام داد گروه داعش یک سازمان تروریستی است که با حمایت غرب به خصوص آمریکا و انگلیس و حمایت های مالی بعضی از کشورهای منطقه نظیر عربستان و قطر به رهبری ابومصعب زرقاوی تاسیس شده و هم اکنون تحت رهبری ابوبکر البغدادی بعنوان خلافت اسلامی قسمتی از کشور عراق و شهر موصل را به تصرف خود در آورده است و بر چاه های نفت این منطقه مسلط شده اند .
۵-۷-۱ ) امنیت انرژی
بررسی های آماری بیانگر آن است که میزان نیاز جهان و کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه به انرژی در سالهای پیش رو همواره افزایش یافته و رو به تزاید خواهد گذاشت و اهمیت نفت بعنوان یک منبع انرژی برای حداقل سی سال آینده ادامه خواهد یافت . از همین رو قدرتهای بزرگ که عمدتا کشورهای توسعه یافته و با مصرف انرژی بالا می باشند ، در صدد هستند که این جریان و انتقال ، در یک مسیر مطمئن و با ثبات و کمترین آسیبی ادامه یابد . امپریالیسم آمریکا نیز بعنوان بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان ، دغدغه ی چگونگی تامین نفت و انرژی را در سرلوحه سیاست گذاری خود قرار داده است و به دو جهت در برقراری امنیت انرژی و تامین با ثبات نفت قدم بر می دارد ، نخست اینکه دارای بزرگترین اقتصاد جهان است و به تبع آن بالاترین سطح مصرف انرژی و نفت در این کشور اتفاق می افتد و دوم اینکه برای تسلط بر رقبای خود و اعمال هژمونی اقتصادی و سیاسی ، می بایست نبض بازار نفت و شریانهای اصلی تامین را در اختیار داشته باشد تا بتواند در اعمال سلطه بر رقبای خود فائق آید . لذا در همین زمینه بحث امنیت انرژی همپای امنیت ملی آمریکا و تامین منافع ملی این کشور با رویکرد تامین امنیت انرژی پایش و دنبال می گردد .
8-1) متغیرها
۱-۸-۱ ) متغیر مستقل
-فروش نفت و درآمدهای نفتی
– ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک نفت عراق
۲-۸-۱) متغیر وابسته
-بی ثباتی و بحران
-تضعیف حکوت مرکزی عراق
۹-۱) روش تحقیق و جمع آوری اطلاعات
روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق بر اساس اسناد مکتوب ، کتاب های منتشر شده و به روش کتابخانه ای و اسنادی است و از گرد آوری از منابع گوناگون منجمله کتاب ، مجلات ، مقالات ، گزارش ها و روزنامه های خبری و سایتهای اینترنتی و اطلاعات آماری و نموداری با تکیه بر داده های تاریخی و قرائن و شواهد موجود ثبت شده ، استفاده گردیده است .
۴-۲-۲ بررسی سیاست خارجی ایران در دوره اصولگرایی عدالت محور:
سیاست خارجی آرمانگرا . . .۱۷
۴-۲-۸ اصول رفتاری سیاست خارجی دولت اصولگرای محمود احمدی نژاد
۱۱. . . ییارگلوصا ۱-۸-۲-۴
۱۲. . . یهاوخ تلادع ۲-۸-۲-۴
۶
۴-۲-۴ الگوهای رفتاری سیاست خارجی دولت اصولگرای محمود احمدی
نژاد: با تاکید بر پرونده هسته ای .۱۴
۴-۲-۴-۱ باز تعریف روابط با غرب . . ۱۴
۴-۲-۴-۲ سیاست نگاه به شرق . ۱۸
۴-۲-۴-۸ سیاست جهان سوم گرایی . . ۱۷
۴-۲-۴-۴ مسئله هسته ای در دولت اصولگرا: با تاکید بر سبک رهبری
سعید جلیلی . .۱۱
۴-۸ چگونگی ظهور گفتمان اعتدال گرایی . ۱۰۷
۴-۸-۱ ویژگی های فردی – شخصیتی حسن روحانی و کارگزاران دولت
اعتدال . 110
4-8-2 بررسی سیاست خارجی ایران در دوره اعتدال گرایی: سیاست
خارجی توسعه گرا . ۱۱۴
۴-۸-۸ اصول سیاست خارجی دولت حسن روحانی . 118
4-8-4 الگوهای رفتاری سیاست خارجی دولت اعتدالگرای روحانی: با
تاکید بر پرونده هسته ای . . ۱۱۷
۴-۸-۴-۱ تلاش برای خروج از محور امنیتی شدن
۴-۸-۴-۲ مذاکره با آمریکا . . ۱۱۱
۴-۸-۴-۸ تلاش برای بهبود روابط با اروپا . . 111
4-8-4-4 بهبود روابط با کشورهای همسایه . . .۱۲۰
۴-۸-۴-۸ مسئله هسته ای در دولت اعتدال گرا: با تاکید بر سبک
رهبری محمد جواد ظریف . . . .121
نتیجه گیری فصل چهارم . .127
7
فصل پنجم: نتیجه گیری پایانی پژوهش .۴۲۳
فهرست منابع و ماخذ ۴۹۶
۸
چکیده پژوهش :نوشتار حاضر به عنوان رساله کارشناسی ارشد علوم
سیاسی به بررسی مقایسه ای سبک های رهبری تصمیم گیرندگان
دو دولت اصولگرا و اعتدال گرا یعنی سعید جلیلی و محمد
جواد ظریف در قبال پرونده هسته ای پرداخته است . این
پژوهش با تکیه بر الگوی نظری » فیلیپ استانفورد کوهن«
درباره تقسیم بندی سبک های رهبری ،بر دو نوع سبک رهبری
یعنی استعلاگرایانه و مدیریتی تمرکز کرده است. بر مبنای
این تمهید نظری،استدلال پژوهش حاضر به عنوان فرضیه آن
است که سبک رهبری سعید جلیلی در قبال پرونده هسته ای
استعلاگرایانه و ایدئالیستی بوده ؛ در حالیکه محمد جواد
ظریف بر سبک رهبری مدیریتی در موضوع هسته ای تمرکز
نموده است. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که اتخاذ
سبک رهبری استعلاگرای جلیلی مانع از شکل گیری توافق
هسته ای ایران با کشورهای غربی گردیده و حتی در مواقعی
ناامنی های شدیدی را بر کشور تحمیل نمود و ماحصل آن
اعمال تحریم های گسترده علیه ایران بوده است. در حالیکه
سبک رهبری مدیریتی محمد جواد ظریف در قالب گفتمان
اعتدال منجر به حل و فصل منازعه هسته ای ایران با
کشورهای غربی گردیده و تا حد زیادی از فشارهای جامعه
جهانی علیه ایران کاسته شده است.
کلید واژه ها:سبک رهبری- امنیت ملی- اصولگرایی- اعتدال-
پرونده هسته ای- سعید جلیلی- محمد جواد ظریف- کشورهای
غربی- دیپلماسی هسته ای.
۹
فصل اول : کلیات پژوهش
۱۰
۴-۴ طرح مساله
مسئله امنیت ملی یکی از مهم ترین دلمشغولی های بازیگران در
نظام بین الملل مبتنی بر آنارشی است. این مسئله تابعی از عوامل
و متغیرهای مختلفی است که هریک از این عوامل و متغیرها می
توانند نقشی حیاتی در امنیت ملی یک کشور ایفا نمایند. جمهوری
اسلامی ایران نیز به عنوان یک بازیگر در نظام جهانی از این
قاعده مستثنی نیست و رهبران این کشور همواره پیرامون مباحث
امنیت ملی و ابعاد آن حساسیت های ویژه ای داشته اند. در این
میان یکی از مهم ترین موضوعاتی که در بیش از یک دهه گذشته
امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با مسئله و چالش مواجه ساخته
است، مسئله هسته ای می باشد. مسئله هسته ای ایران بدون شک یکی
از مهم ترین موضوعات سیاست بین الملل در دهه های اخیر بوده
است. اهمیت مسئله هسته ای بیش از آنکه ناشی از افزایش قابلیت
علمی- تکنیکی ایران در تکمیل چرخه سوخت هسته ای باشد، محصول
باز خورد این قابلیت تکنیکی در نظام امنیتی منطقه ای و
بین المللی است. بحران هسته ای ایران و غرب در اواخر دولت
اصلاحات شکل گرفت. گفتمان اصلاحات که دمکراسی خواهی و توسعه
سیاسی در سیاست داخلی و تنش زدایی و تعامل را در سیاست خارجی
به عنوان مبنای کنش خود تعریف نموده بود، در صدد حل و فصل
بحران هسته ای برآمد . براساس این زمینه گفتمانی، دولت اصلاحات
تلاش نمود کنش ها و واکنش های خود در سطح بین المللی را به
عنوان دولتی مسئولیت پذیر تعریف نماید. اما گفتمان هسته ای
۱۱
دولت اصلاحات به شدت از سوی گفتمان رقیب اصولگرایی مورد انتقاد
قرار می گرفت. براین اساس، پیروزی محمود احمدی نژاد در
انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۱۱ منجر به چرخش گفتمانی در موضوع
هسته ای گردید. عدالت طلبی و استکبار ستیزی مبنای کنش گفتمان
اصولگرایی در سیاست خارجی به شمار می رفت. از این رو گفتمان
اصولگرایی درصدد برجسته سازی مسئله هسته ای بود. چرا که این
گفتمان با تمرکز بر مسئله هسته ای به دنبال هژمونیک کردن
گفتمان خود در سیاست خارجی بود. این برجستگی به خوبی در
سخنرانی های انتخاباتی محمود احمدی نژاد و هم چنین موضع گیری
ها و سیاستهای وی در دوران ریاست جمهوری اش قابل مشاهده است.
اما افزایش تحریم های بین المللی و مشکلات اقتصادی ناشی از آن
موجب شد، گفتمانهای رقیب اصولگرایی، انتخابات ریاست جمهوری
سال ۱۳۹۲ را فرصتی مناسب برای به حاشیه راندن گفتمان هسته ای
اصولگرایان قلمداد کنند. بنابراین انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲
به جدالی گفتمانی بر سر موضوع هسته ای بدل گردید. حسن روحانی
و سعید جلیلی به عنوان حاملان اصلی دو گفتمان رقیب، بر سر موضوع
هسته ای در شعارها و مناظرات انتخاباتی ضمن برجسته سازی دال
مرکزی گفتمان هسته ای خود در پی شالوده شکنی از دال مرکزی
گفتمان رقیب و به حاشیه راندن آن بودند. این کشمکش گفتمانی بر
سر موضوع هسته ای در انتخابات ریاست جمهوری با هژمونیک شدن
گفتمان روحانی خاتمه یافت. در چنین فضایی این پژوهش به دنبال
بررسی مقایسه ای سبک های رهبری تیم هسته ای دولت محمود احمدی
۱۲
نژاد با محوریت سعید جلیلی و تیم هسته ای دولت حسن روحانی با
محوریت محمد جواد ظریف در قبال پرونده هسته ای به عنوان یک
موضوع امنیتی است. در واقع شناخت سبک های رهبری این دو گروه
نسبت به مسئله امنیتی پرونده هسته ای مهم ترین مسئله این پژوهش
محسوب می شود.
۲-۱ پیشینه و ادبیات موضوع
بررسی مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و سیر تطور آن در
دولتهای مختلف از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون همواره مورد بحث
و بررسی محققان و دانش پژوهان قرار گرفته است و از این حیث
آثار و منابع گسترده ای در این زمینه وجود دارد. اما موضوع
این پژوهش فاقد ادبیات گسترده ای می باشد. جستجوهای اولیه
محقق پیرامون این موضوع نشانگر آن است که تحقیقات زیادی
پیرامون این مسئله صورت نگرفته است و لذا محقق در این زمینه
با فقر ادبیات بحث مواجه است و محقق امیدوار است که ارائه
چنین آثاری بتوانند خلاء پژوهشی این حوزه را مرتفع نمایند. در
ذیل به معرفی برخی از این آثار میپردازیم :
۱۳
۱-سید جلال دهقانی فیروز آبادی و مهدی عطائی )۱۸۱۸ (،» گفتمان
هسته ای دولت یازدهم« ، فصلنامه مطالعات راهبردی،سال
هفدهم،شماره ۱ .
۲-قدرت احمدیان و سعیدسادات احمدی )۱۸۱۸ (، » مناقشه هسته ای
ایران: لیبرالیسم نهادگرا در مقابل نئورئالیسم« ، پژوهشنامه
علوم سیاسی،سال نهم،شماره ۸ .
۸-حسین ولی پور)۱۸۱۸ (، گفتمانهای امنیت ملی در جمهوری اسلامی
ایر ان، تهران:پژوهشکده مطالعات راهبردی.
۴- هادی آجیلی و علی اسماعیلی)۱۸۱۲ (،» عدالت و امنیت ملی در
روابط بین الملل: رویکردی اسلامی« فصلنامه مطالعات راهبردی،سال
مطلب دیگر :
دانلود مقاله مطالعات پیرامون عوامل موثربر تعهد سازمانی
امنیت را می توان دور و مصون بودن از خطرات و تهدیدات دانست.
به اعتقاد لیپمن » ملتی می تواند ادعا و احساس امنیت داشته
باشد که برای دوری از جنگ مجبور نباشد ارزش ها و هنجارهای
۱۶
حیاتی خود را فدا کند و حتی اگر جنگ هم در گرفت با پیروزی در
آن قادر به پاسداری از این ارزش ها باشد )بیلیس،۱۸۱۸ : ۸۷۲ (.
سبک های رهبری : نحوه و روش اداره و هدایت یک کشور در قالب
الگوهای رهبری مطرح می شود . به طور کلی سبک رهبری عبارت است
از نحوه و روش اجرای برنامه ها که هر یک از این سبک ها با
توجه به عوامل گوناگونی طبقه بندی شده اند .تقسیم بندی های
متعددی از سبک های رهبری صورت گرفته است. اما الگویی از سبک
رهبری، که چارچوب نظری این پژوهش بر پایه آن شکل گرفته است
الگوی چهارگانه استفان کوهن است .کوهن از چهار سبک رهبری به
شرح زیر نام می برد:
الف :رهبری استعلاگر ا که جاه طلبی هایی ورای کشورش دارد.
ب: رهبری قهرمان : جاه طلبی های این رهبر محدود به کشور خود است
و نگاهش به خود بعنوان پدر بنیانگذاری
است که مردم را از حکومت ستم پیشه آزاد کرده است .
ج :رهبری مدیریتی :این نوع رهبری به دنبال پیشبرد امور از طریق
سازش و محافظه کاری ست.
۱۷
د: رهبری اقتصادسالار : گونه ای دیگر از رهبری ، سبک رهبری
اقتصادسالار است که معمولأ از همکاری بوروکراسی های عمومی مدنی
و گاهأ نظامی تشکیل شده اند .
کوهن همه رهبران را در یکی از این چهار گروه جای
می دهد .از نظر کوهن، رهبر استعلاگرا، در تلاش برای اشاعه ارزش
هایی است که خود آن ها را نیک میپندارد . او خود را مناسبترین
شخص برای رهبری و هدایت تمام دنیا میداند . در مقابل در الگوی
مدیریتی، رهبر یک مدیر به تمام معنا است. او برای حل مشکلات و
کنار زدن موانع دست به برنامه ریزی میزند و تلاش دارد آن ها را
کنترل و مدیریت کند(۲۰۰۶ ,Cohen) .
4-7 اهداف پژوهش
پژوهش حاضر در راستای مسئله اصلی خود در تلاش است که به صورت
آکادمیک سبک های رهبری امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در
دولتهای احمدی نژاد و روحانی و با بررسی کنش های رفتاری سعید
جلیلی و محمد جواد ظریف در پرتو مسئله هسته ای بررسی نماید.
اما به طور مشخص می توان اهد اف پژوهش را در موارد زیر بر شمرد:
۱۸
-تبیین تأثیرات نقش افراد در سیاستگذاری خارجی و امنیتی.
-بررسی تأثیرات نقش سیاستگذاران در سرنوشت و زندگی روزمره
مردم.
-شناخت سبک های رهبری در مقوله مهمی مانند امنیت ملی.
۴-۶ متغییر های پژوهش
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات دو متغییره می باشد؛ بدین صورت که
سبک های رهبری جلیلی و ظریف به عنوان متغیر مستقل شناخته می
شوند، و پرونده هسته ای ایران به عنوان یک موضوع امنیتی به
عنوان متغیر وابسته مدنظر است. محقق در صدد ارزیابی تأثیرات
سبک رهبری متفاوت جلیلی و ظریف در مسئله هسته ای و سمت و
سوهای آن است. از این رو می توان گفت که در نتیجه سبک های
رهبری متفاوت این دو دولتمرد، پرونده هسته ای ایران از یک
مسئله کاملاً امنیتی در شور ای امنیت به یک پرونده حل و فصل شده
تبدیل شده است.
۲-۸ روش تحقیق
روش تحقیق حاکم بر این پژوهش توصیفی – تحلیلی است، و برای
تحلیل این پژوهش از الگوی سبک های رهبری فیلپ کوهن بهره گرفته
می شود.در این نوشتار ، برای تحلیل فرضیه اصلی سه سطح از یک
۱۹
پژوهش مورد نظر بوده است: در سطح اول منابع مرتبط با موضوع
شاما کتب ، مقالات ، مجلات، پایان نامه ها و دیگر منابع گردآوری
می شود ، در سطح دوم ، مطالب گردآوری شده را طبقه بندی می کنیم
و به روش فیش برداری مورد استفاده قرار می دهیم ، و در سطح
سوم به تحلیل مطالب پرداخته می شود تا به نتایج مورد نظر دست
پیدا کنیم.
۴-۳ نوآوری پژوهش
آثار موجود پیرامون موضوع این نوشتار هریک به صورت مجزا به
مقوله امنیت ملی ایران و مسئله هسته ای پرداخته اند. از این
رو به نظر می رسد که نگاه ترکیبی این پژوهش به دو مسئله امنیت
ملی و مسئله هسته ای ایران مهم ترین نوآوری این نوشتار باشد.
۲-۱۲-۱)بعد فرهنگی.۴۴
۲-۱۲-۲)بعدسیاسی۴۵
۲-۱۲-۳)بعداجتماعی.۴۵
۲-۱۳)مخاطب شناسی جنگ نرم ۴۵
۲-۱۳-۱)نخبگان فکری کشورهدف.۴۵
۲-۱۳-۲)مردمان کشورهدف۴۶
۲-۱۴) نظریه پردازان اصلی جنگ نرم۴۶
۲-۱۴-۱)جوزف نای۴۶
۲-۱۴-۲)نیکولاس لومان۴۸
۲-۱۴-۳)نظریات و نظریه پردازان پست مدرن.۴۹
جمع بندی فصل دوم۵۱
فصل سوم:امنیت وامنیت اجتماعی
۳-) امنیت۵۳
۳-۱)مفهوم امنیت۵۳
۳-۲) دیدگاههای مختلف در خصوص امنیت.۵۵
۳-۲-۱)دیدگاه سنتی.۵۵
۳-۲-۲)دیدگاه مدرن.۵۵
۳-۳) اقسام امنیت از لحاظ ساختاری. ۵۵
۳-۳-۱)امنیت فردی.۵۶
۳-۳-۲)امنیت اجتماعی۵۶
۳-۴) مفهوم امنیت اجتماعی ۵۷
۳-۵)نظریهپردازان و امنیت اجتماعی۵۸
۳-۵-۱)پارسونز و امنیت اجتماعی۵۸
۳-۵-۲)مارکس و امنیت اجتماعی.۵۹
۳-۵-۳)تونیس و امنیت اجتماعی۶۰
۳-۶) بعد اجتماعی امنیت. ۶۰
۳-۷) هنجارهای اجتماعی و امنیت اجتماعی.۶۱
۳-۷-۱)هنجارهای دینی.۶۱
۳-۷-۲)هنجارهای رسمی۶۱
۳-۷-۳)هنجارهای سنتی(غیر رسمی)۶۲
۳-۸) ابعاد امنیت اجتماعی۶۳
۳-۸-۱)امنیت اجتماعی(بعد عینی) ۶۴
۳-۸-۲)امنیت اجتماعی(بعد ذهنی) ۶۵
۳-۹) مشکلات حوزه امنیت عینی. ۶۶
۳-۹-۱)بیکاری۶۶
۳-۹-۲)تورم۶۷
۳-۹-۳)اعتیاد.۶۷
۳-۹-۴)فقر۶۷
۳-۹-۵)فرار ازخانه۶۷
۳-۹-۶)جدائی زن و شوهر۶۸
۳-۹-۷)مهاجرت۶۸
۳-۹-۸)فرارنخبگان کشور۶۸
۳-۹-۹)فاصله یا شکاف طبقاتی.۶۹
۳-۹-۱۰)جرائم اقتصادی.۶۹
۳-۹-۱۱)سوءاستفاده نخبگان.۶۹
۳-۹-۱۲ (رشد سریع)جمعیت.۶۹
۳-۹-۱۳)حاشیه نشینی.۷۰
۳-۱۰) مشکلات حوزه امنیت ذهنی ۷۰
۳-۱۰-۱)بی سازمانی اجتماعی.۷۰
۳-۱۰-۲)ازخود بیگانگی۷۱
۳-۱۰-۳)نابرابری اجتماعی۷۲
۳-۱۰-۴)بی هنجاری.۷۲
۳-۱۰-۵)شکاف نسلی.۷۳
۳-۱۰-۶)اخلال در سرمایه اجتماعی۷۴
جمع بندی فصل.۷۵
فصل چهارم:ابزارهای جنگ نرم(فضای مجازی):
4-1) رسانهها۷۸
۴-۲)مطبوعات۸۰
۴-۳)شبکه های رادیوئی۸۱
۴-۴)شبکه های تلویزیونی۸۱
۴-۵)اینترنت.۸۲
۴-۶)ایمیل۸۲
۴-۷)ماهواره ها.۸۳
۴-۸)ادبیات مکتوب:داستان کوتاه ورمان.۸۳
۴-۹)نشریات۸۴
۴-۱۰)عرصه هنر.۸۴
۴-۱۱)انیمیشین.۸۵
۴-۱۲)بازهای ریانه ای۸۶
۴-۱۳)اسباب بازی۸۶
4-14)نمادهاومدها۸۶
۴-۱۵)استفاده ازظرفیت مراکزعلمی۸۷
۴-۱۶)استفاده از ظرفیت های بین المللی۸۹
۴-۱۷)تاثیر فضای مجازی در نارضایتی خانوادگی۸۹
۴-۱۷-۱)اعتیاد به اینترنت.۹۰
۴-۱۷-۲)تعارض ارزش ها.۹۰
۴-۱۷-۳) گسترش ارتباطات نامتعارف میان جوانان۹۰
۴-۱۷-۴)شکاف نسل ها.۹۰
۴-۱۷-۵)سوء استفاده جنسی۹۱
۴-۱۷-۶)انزوای اجتماعی.۹۱
۴-۱۸)تقابل و رویارویی در فضای مجازی.۹۲
۴-۱۹)توانمندی ایران به لحاظ رسانه ای۹۳
۴-۲۰)آسیب پذیری ساختار رسانه ای در ایران۹۴
جمع بندی فصل چهارم.۹۵
فصل پنجم: تاثیر جنگ نرم بر امنیت اجتماعی ایران(در دوران احمدی نژاد):
5-1)زندگی نامه محمود احمدی نژاد۹۸
۵-۱-۱)بیانات هشت سال اخیرحضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی درباره نقاط قوت و ضعف دولت. ۱۰۰
۵-۲) تأثیر جنگ نرم بر سیاست و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۰۱
۵-۲-۱) فتنه.۱۰۳
۵-۲-۲) فتنه۸۸۱۰۳
۵-۳)علل افزایش جنگ نرم غرب به ویژه ایالات متحده آمریکادر دولت نهم و دهم۱۰۶
۵-۴) تأثیر جنگ نرم بر خانواده و نتایج آن بر امنیت اجتماعی۱۰۹
۵-۵) تاثیر جنگ نرم بر رشد اعتیاد و مواد مخدر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۱۲
۵-۶) تاثیر جنگ نرم بر رشد بیکاری و نتایج آن بر امنیت اجتماعی۱۱۶
۵-۷)تاثیر جنگ نرم بر رشد تورم و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۱۸
۵-۸)تاثیر جنگ نرم بر رشد فقر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۲۰
۵-۹)تاثیر جنگ نرم بر فرهنگ و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۲۲
۵-۹-۱)استحاله فرهنگی۱۲۲
۵-۹-۲) سستی اعتقادات.۱۲۴
۵-۹-۳)ازخود بیگانگی۱۲۵
۵-۹-۴) ویژگی های تهاجم فرهنگی .۱۲۶
۵-۹-۵)عوامل تهاجم فرهنگی ۱۲۶
۵-۹-۶)شیوه های تهاجم فرهنگی.۱۲۷
۵-۹-۹)مراحل تهاجم فرهنگی۱۲۸
۵-۹-۱۰)ابزارهای تهاجم فرهنگی.۱۲۹
۵-۹-۱۱)بسترهای تهاجم فرهنگی .۱۳۱
۵-۱۰) سایر اقدامات دشمن۱۳۲
۵-۱۰-۱)گسترش عمق و دامنه جنگ های اطلاعاتی۱۳۲
۵-۱۰-۲) رفع خلأ اطلاعاتی پیرامون تأسیسات هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی ایران.۱۳۲
۵-۱۰-۳)شستشوی مغزی پناهندگان ایرانی و کاربست هدفمند آنها در شبکه های جاسوسی۱۳۲
۵-۱۰-۴) تأسیس میز مخصوص مطالعات ایران۱۳۳
5-10-5)ایجاد و توسعه هدفمند جنگ های فرقه ای در محیط امنیتی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران.۱۳۳
5-10-5-1)تلاش وهابیون برای شبهه افکنی در فرایض حج.۱۳۳
۵-۱۰-۵-۲) افزایش تبلیغات گروه های ضاله در برخی نواحی استان های مرزی۱۳۳
۵-۱۰-۵-۳)توجیه «مداخلات بشردوستانه» با ابزار مانور تبلیغاتی۱۳۳
۵-۱۰-۵-۳-۱) کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل۱۳۳
۵-۱۰-۵-۳-۲) سازمان «دیده بان حقوق بشر.۱۳۴
۵-۱۰-۵-۳-۳) پارلمان اتحادیه اروپا۱۳۴
۵-۱۰-۵-۳-۴)حمایت از ایجاد و گسترش شایعه های براندازانه.۱۳۴
نتیجه گیری و پیشنهاد۱۳۵
منابع :۱۳۷
فهرست جداول:
جدول شماره 1،۲.انواع جنگ.۲۰
جدول شماره ۲،۲ . ویژگیهای نبرد اطلاعات استراتژیک.۴۴
جدول شماره ۱،۵ . نقاط قوت دولت نهم و دهم.۱۰۰
جدول شماره ۲،۵.نقاط ضعف دولت نهم ودهم.۱۰۱
جدول شماره ۳،۵. مدل تاثیر جنگ نرم بر خانواده و نتایج آن بر امنیت اجتماعی (طلاق).۱۱۲
جدول شماره ۴،۵.تاثیر جنگ نرم بررشد اعتیاد و نتایج آن بر امنیت اجتماعی۱۱۶
جدول شماره ۵،۵. تاثیر جنگ نرم بررشد بیکاری و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۱۸
جدول شماره ۶،۵. تاثیر جنگ نرم بررشدتورم و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۲۰
جدول شماره ۷،۵. تاثیر جنگ نرم بررشدفقر و نتایج آن بر امنیت اجتماعی.۱۲۲
جدول شماره ۸،۵. مدل تاثیر جنگ نرم برفرهنگ ونتایج آن برامنیت اجتماعی۱۳۱
چکیده:
جنگ نرم حالت تنش ودرگیری شدیدی است که بین کشورها درعرصه بینالملل ظاهر میشود وازمختصات آن میتوان به مانورهای سیاسی، مشاجرههای دیپلماتیک، جنگهای روانی، مخاصمههای ایدئولوژیکی، جنگ اقتصادی ورقابت برای کسب وقدرت نام بردکه هدفهای این تهاجم می تواند تضعیف روحیه،وحدت ملی،ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، نافرمانی مدنی،افزایش ناکارآمدی حاکمیت وتضعیف اراده مقاومت درمردم باشدجنگ نرم ازابعادمختلف برامنیت اجتماعی کشورها تاثیر گذاشته و به اعتقادات ، باورها و ارزشهای اساسی یک جامعه، حمله می شود؛ زیرا در صورت تغییر باورهای بنیادین جامعه قالبهای تفکر واندیشه آن دگرگون شده والگوهای رفتاری جدیدشکل میگیردو رفتارهای چالشی و ساختارشکنانه، جایگزین رفتار های متعادل جامعه میگردد. تردید، دودلی، بدبینی و احساس ناکارآمدی نسبت به ساختار سیاسی نظام درجنگ نرم شکل میگیرد.جنگ نرم،عرصه عرضه نمادها ومناسک فرهنگی گوناگون و متعارض، رویارویی آموزه ها وباورها وتفسیرهای دینی متفاوت ومتضاد و تقابل ارزشها و رفتارها و گرایشهای معنوی رنگارنگ است. جنگ نرم از طریق ابعاد عینی،ذهنی وفرهنگی درامنیت اجتماعی جوامع تاثیر میگذارد چرا که مقوله امنیت اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مقولههای اجتماعی درهر جامعهای ازاهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است. امنیت اجتماعی با ارزشهای جامعه، پیوند ناگسستنی و در صورتی که امنیت اجتماعی در جامعه حفظ شود؛ ارزشهای جامعه حفظ گردیده و به عبارت دیگر، امنیت جامعه به معنی وضعیتی است که در آن ارزش های جمعی حفظ میگردد.یکی از مهمترین عواملی که باعث تضعیف امنیت اجتماعی می شود جنگ نرم است جنگ نرم با تغییر در ارزش های جامعه و اخلال درروند درونی شدن ارزشها باعث تضعیف امنیت اجتماعی میشود.جامعهای در مقابل جنگ نرم می تواند امنیت اجتماعی خود را حفظ کندکه ضمن درونی کردن ارزشهای خود بتواند در مقابل اقدامات مجری جنگ نرم، ارزش های خود را حفظ نماید.جنگ نرم از طریق اخلال درمجموعه هنجاری جامعه و تضعیف ارزش های جامعه،باعث همنوایی افراد جامعه با ارزش های جامعه دیگر می شود.در این میان جنگ نرم کشورهای غربی با همراهی ایالات متحده آمریکا علیه ایران در دوران ریاست جمهوری محموداحمدی نژادبا ایجاد تغییردرعوامل فرهنگی،سیاسی واجتماعی مانند افزایش بیکاری، افزایش فقر، افزایش اعتیادومواد مخدردر جامعه وافزایش تورم به دنبال هدف قراردادن نظام ارزشی جامعه ایران از طریق استحاله فرهنگی،تردید در مبانی نظام،نابسامانی،از خود بیگانگی،نا به هنجاری وشکاف نسلی به دنبال تضعیف و تهدید امنیت اجتماعی در ابعاد گوناگون بوده است.[۱]
در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن دست به اقداماتی علیه جمهوری اسلامی ایران همانند کودتای نوژه، فاجعه طبس، جنگ هشت ساله، جنگ های داخلی زد که می توان از آن با عنوان جنگ سخت یاد کرد اما پس از ناکامی در این خصوص، تهدیدات دشمن تغییر روش داد به گونه ای که در ادبیات جدید دیپلماسی یا در عرصه های سیاسی از آن با عنوان جنگ نرم یاد می شود.
جنگ نرم عبارت از هر اقدام غیرخشونتآمیز است که ارزشها و هنجارها را مورد هجوم قرار داده و در نهایت، منجر به تغییر در الگوهاى رفتارى وخلق الگوهاى جدیدى شود که با الگوهاى رفتارى نظام حاکم، تعارض داشته باشد. لازم به ذکر است که زمینههاى تهدید نرمافزارى مانند موانع ساختارى مشروعیت یا بحران مشروعیت می تواند منجر به شکلگیری یا تشدید تهدیدات نرمافزاری و حتی سختافزاری مانند حمله نظامی شود. جنگ نرم در صورتى شکل مىگیرد که کسانى که به آن تن مىدهند اساساً احساس و ادراک تهدید از آن نداشته باشند، بلکه آن را مطلوب و تسلیم در برابر آن را اولویت خود بدانند. این اولویت میتواند با عمد یا ترغیب، آموزش و پرورش و فرهنگسازی انجام شود. اینگونه تهدید نرم که در واقع، نقطه مقابل قدرت شرطی است، با تغییر اعتقادات افراد و ملتها، اساسیترین کارکردها را در دگرگونی فرهنگ، اقتصادوسیاست کشورها ایفا مىکند (کالبرایت، ۱۳۷۱: ۶۵).
امروزه جنگ نرم، موثرترین، کارآمدترین، کم هزینه ترین، خطرناک ترین وپیچیده ترین نوع تهدید علیه ارزش ها وامنیت اجتماعی یک کشور است. که موثرتر است؛ چون می توان با کمترین هزینه، باحذف لشکرکشی واز بین بردن مقاومت های طیف شناسی جنگ ، بر مبنای«ابزار و روش تحمیل اراده» است. بر مبنای این شاخص جنگ، شامل جنگ نرم و جنگ سخت است. این نوع تفکیک ابتدا در مورد تفکیک قدرت، به قدرت نرم و سخت، از سوی جوزف نای انجام شده، و سپس دردهه ی اخیرازسوی اندیشمندان تکامل یافته است.
جنگ نرم، استفاده دقیق و برنامه ریزی شده از قدرت نرم علیه نظام های سیاسی مورد هدف، به منظورتاثیرگذاری بر باورها و ارزش های بنیادین و با هدف دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف جنگ سخت، یعنی تضعیف، مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است، ولی ابزار و روشهای این براندازی متفاوت است.
اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام میشود و نظام دفاعی و امنیتی یک کشور فرو میریزد، در جنگ نرم تلاش میشود با تأثیرگذاری بر باورها و ارزشهای یک ملت، اندیشه و الگوی ادارهی یک کشور که هویت دهنده به نظام سیاسی است به چالش کشیده شود. تلاش دشمن در براندازی نرم با پروژهی بیاعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، به نتیجه خواهد رسید. جنگ نرم، روشی برای تحمیل اراده و تأمین منافع است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روشهای خشونتآمیز اعمال میشود. ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم بهویژه، قدرت اقناعگری وهمراه سازی است که اغلب با بهره گرفتن از ابزارهای ارتباطی ورسانه ها ودانش روانشناختی تلاش میشود تا در هویتهای فکری وفرهنگی مخاطب تردید ایجاد شود، حوزه عمل این جنگ، افکار، اعتقادها، باورها، ارزشها، علائق و گرایشهای جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامه ریزی می کند.در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق میشود. به عبارت دیگر جنگ نرم، جنگ تخریب الگو است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزشهای اساسی نظام سیاسی، الگوی آن نظام را در عرصههای گوناگون اجتماعی ناکارآمد میسازد (نائینی، ۱۳۸۹: ۷۸).
امنیت اجتماعی از نیازهای اولیه ایمنی هر نظام از جمله نظام سیاسی است. همه اشخاص وارکان جامعه،نیازمند امنیت اجتماعی هستندواز فقدان آن متضرر میشوند.امنیت اجتماعی به مثابه روح حیاتبخش ارتباطات افراد و نیروهای اجتماعی است. فضای مبتنی بر امنیت اجتماعی از لحاظ روانی، فکری، بستر پیشرفت سیاسی، اقتصادی، علمی وفرهنگی را فراهم میسازد و برتکوین وثبات ساختارها و روابط سیاسی مؤثر است.
امنیت اجتماعی باعث انسجام، پویایی وتوانمندی جامعه و تحکیم کیان نظام سیاسی در برابر آسیبهای درونی و تهدیدهای بیرونی بهویژه در شرایط متحول منطقه وجهان است.امنیت اجتماعی به معنی حفظ نظام اجتماعی وسیاسی در وضعیتی است که جامعه، خانواده، فرد و حکومت در مقابل آسیبها و تهدیدهای اجتماعی ایمن بوده و به سلامت زندگی خود مطمئن باشد. با استقرار امنیت اجتماعی در کشور، اطمینان و امید انسانها افزایش مییابد و میل به پیشرفت و کوشش برای زندگی سالم در آنها بارور میشود.با پیشرفت فناوری، دامنه امنیت اجتماعی ازمقولههای رفاهی، بهداشتی و اقتصادی فراتر رفت و مباحثی از قبیل هستی فرد و جامعه، هویت وشخصیت موضوعیت یافت و دستیابی به آن برای نظام اجتماعی و نظام سیاسی اولویت یافت.بنابراین؛ امنیت اجتماعی یکی از مقولاتی بوده که در حیات جامعه بسیار تأثیرگذار است و عوامل متعددی در تقویت و تضعیف آن دخیل هستند. امنیت اجتماعی با ارزش های جمعی انسان در زندگی اجتماعی ارتباط نزدیک دارد و جنگ نرم در صدد است تا افراد اقشار جامعه هدف را با خود همراه نماید. ارزش های جمعی نقطه پیوند میان امنیت اجتماعی وجنگ نرم است چرا که ارزش های جمعی ازیک سو عامل همبستگی و وفاق جامعه می باشد و از سوی دیگر چون ارزش های جمعی باعث هنجارمندی روابط افراد در عرصه های گوناگون حیات عمومی انسان میشود، عامل تقویت امنیت اجتماعی است. استقرار ارزش های جمعی باعث افزایش استحکام هنجارهاوکاهش هنجارشکنی در جامعه و نظام شده و ثبات، تعادل و امنیت اجتماعی از این طریق تقویت می گردد و جنگ نرم با تضعیف مجموعه ارزش و هنجاری جامعه باعث اختلال در سیستم امنیتی جامعه می گردد.استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ مبتنی بر اقدامات غیر نظامی ونرم درکنار تهدید به اقدام نظامی است.
کلید خوردن جنگ نرم علیه ایران در مقطع فعلی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از آمریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید، ایران مرکز اصلی ایجاد و گسترش این تنفر است. پروژه و پدیده جنگ نرم که هماکنون به عنوان پروژهای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین و اجرا است، در شاخصهایی مانند ایجاد نابسامانی اقتصادی، گسترش به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانهای، عملیات روانی برای ناکارآمد جلوه دادن دستگاه اداری واجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روشهای مدنی وتزلزل درامنیت اجتماعی این نظام متبلور میشود. درفرایند جنگ نرم، عوامل براندازی از زمینه های موجود درجامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند یا به طور مجازی در ایجاد نارضایتی و آشفتگی افکار عمومی وسپس بهره برداری ازآن میکوشند.
تئوری نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ نرم وبر هم زدن امنیت اجتماعی پس از پشت سر گذاشتن جنگ سخت وارد مرحله عملیاتی گردیده و تغییر استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران وانتقال منطقه نبرد از میادین نظامی به اذهان مردم ایران وناامن ساختن روان جامعه وبرهم زدن امنیت اجتماعی ازاصلیترین دغدغههای پژوهش حاضر است لذا شناخت لازم از سامانههای اصلی جنگ نرم وآشنایی با استراتژیها و تاکتیکهای دشمن علیه امنیت اجتماعی می تواند نحوه تقابل هوشمندانه وبا بصیرت جمهوری اسلامی ایران را در پی داشته باشد. مسأله این پژوهش، جنگ نرم وچگونگی تأثیر آن برامنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ است.
۱-۲- علل انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:
مبحث جنگ نرم در سیاست و حکومت از موضوعات عمده حوزه مطالعاتی جامعه شناسی سیاسی و نوسازی ودگرگونی سیاسی است از این روشناسایی انگیزه ها ،دلایل واهداف جنگ نرم در سیاست به ویژه درکشورهای درحال توسعه مانند ایران می تواند مارادر فهم بهترمشکلات این نظام ها در زمینه مدیریت سیاسی اجتماعی وسیاستگذاری های کلان حکومتی یاری نماید.
جنگ نرم پدیده ای است که با ایجاد جامعه مجازی واز اوائل سال ۱۹۹۰ به مرور و همزمان با رشد ماهواره واینترنت و کمرنگ شدن مرزهای ملی اقتصادی ، فرهنگی وسیاسی سیر تکوینی خود را طی می کند لذا پرداختن به نقش آن در سیاست وحکومت این دوره می تواند دردرک بهترسیاست وفرهنگ جامعه ایران موثر افتد. اهمیت پژوهش حاضر این است که میان ارزشهای جامعه و نقصان و ضعف در آنها با امنیت اجتماعی ارتباط برقرار کند واز این طریق متوجه شود که جنگ نرم علیه جامعه ایران، از چه طرقی ارزش های موجوددرجامعه ما را مورد هدف قرار می دهد وچه آثاری را به همراه خواهد داشت.
از جمله دلایل عمده انتخاب موضوع توسط پژوهشگر بررسی تأثیر جنگ نرم در جامعه ایران بوده چرا که کشورهای غربی وقتی که نتوانستند بعد ازحمله نظامی عراق وحمایت های جهانی به ویژه غرب ودررأس آن ایالات متحده آمریکا، نظام جمهوری اسلامی ایران راساقط نمایند از این راه وارد شده وقصد دارند باجنگ نرم نسبت به اضمحملال نظام اسلامی و ارزش های آن اقدام نمایند و این موضوع با توجه به اهمیت آن علاقه وکنجکاوی پژوهشگروتوصیه استادراهنمابه واکاوی اوضاع واحوال زمانه وآشوبی که درارزش های جوانان ایرانی درحال شکل گیری است ونیز نشان دادن اهداف دشمنان ایران اسلامی انتخاب گردید.
۱-۳- پیشینه تحقیق:
در خصوص این موضوع که رابطه دو عامل (جنگ نرم و امنیت اجتماعی) بر همدیگر در جامعه ایران دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بین سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲مورد بررسی قرار میگیرد، به صورت موردی تحقیقی صورت نگرفته است.البته پژوهشهایی حول محورهای این تحقیق صورت گرفته که این پژوهشها در ۳ قالب کتاب، مقاله و پایان نامه به شرح ذیل قابل تقسیم میباشند.
کتابها:
مؤسسه ابرار معاصر تهران ۵ عنوان تحقیقاتی در زمینه جنگ نرم به این شرح منتشر نموده است:
جنگ نرم ۱: ویژه جنگ رایانهای(ضیاییپرور، ۱۳۸۳)پس از ارائه تعاریف از موضوع جنگ رایانهای، به بررسی تکنیکهای مورد استفاده در این نوع از نبرد نرم پرداخته است.
جنگ نرم ۲ : ویژه جنگ رسانهای (ضیایی پرور، ۱۳۸۳)ضمن ارائه وکاربردهای مفاهیم جنگ رسانهای، به بررسی ابزارهای مورد استفاده این نوع ازنبرد درعصر کنونی پرداخته وتأثیررسانههای نوین برفضای ایران رامورد بحث وتحلیل قرار میدهد.
جنگ نرم ۳: نبرد در عصر اطلاعات(عبدالله خانی، ۱۳۸۶)به تعاریف، تاریخچه،نظریهها، استراتژیها و تاکتیکها، ابزار وروشهای جنگ اطلاعات، پرداخته است
.جنگ نرم ۴: جنگ روانی و فریب استراتژیک(ابراهیمی خوسفی، ۱۳۸۶) که تعریف،تاریخچه، روشها، مصادیق جنگ روانی به خصوص درتهاجم آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، تبارشناسی فریب استراتژیک، روشهای انکار و فریب در جنگ محتوای این مجلّد را تشکیل میدهد.
کتاب «مقدمهای بر جامعهشناسی امنیت» دانش نظری و عملی امنیت اجتماعی را بسط داده است و میتواند اثری ارزشمند برای محققان حوزه امنیت و جامعه بهشمار آید این کتاب ترجمهای است از کتابی با عنوان «امنیت، هویت و منافع، جامعهشناسی روابط بینالملل»، نوشته بیل مک سویینی که توسط دکتر محمد علی قاسمی و محمدرضا آهنی ترجمه شده است، این کتاب توسط دکتر اصغر افتخاری ویرایش و بازبینی شده و وی مقدمهای درباره جامعهشناسی امنیت با عنوان «جامعهشناسی امنیت، رویکردی جامع» بر آن افزوده است.
کتاب مجموعه مقالات چالش های اجتماعی ایران که توسط پژوهشهای فرهنگی واجتماعی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک جهت شناسایی، بررسی و تحلیل کارشناسانه تهدیدات و آسیبهای اجتماعی کشور و ارائه پیشنهادات راهبردی در جهت اتخاذ تصمیمات کلان، در قالب چندین مقاله به بررسی فرصتها و تهدیدات اجتماعی از منظرهای گوناگون پرداخته است.
در هریک از مقالات که به یکی از مسائل اجتماعی و تهدیدات و فرصتهای ناشی از آن میپردازد، تلاش شده است با واکاوی موضوع مورد نظر و نتیجهگیری از مباحث مطرح شده، راهکارهای لازم جهت استفادههای کاربردی ارائه شود.
کتاب «مردم، دولتها، هراس» اثر باری بوزان و یا مقالاتی که توسط «ال ویور»، «لمیتر» و «روی پل» به رشته تحریر درآمده است و یا مکاتبی چون مکتب کپنهاگ و یا فراساختارگرایان که در این زمینه بحث کردهاند؛ اولاً به تعریفی مشخص از مفهوم اجتماع دست نه زدهاند وحتی در بعضی موارد، اجتماع را به جمعهای خیلی کوچک که جهت حفظ و بقای خود تلاش می کنند تقلیل دادهاند. در ثانی، اصولاً به علت تفاوتهای ماهوی و بسیار زیادی که بین جوامع مختلف وجود دارد، نمیتوان موارد و شاخصههای جوامع غربی رادرخصوص جامعه ایران صادق دانست.
کتابهایی نیز در زمینه امنیت ملی در ایران نگارش شده، به دلیل اینکه امنیت ملی مفهومی عامتر از امنیت اجتماعی است، در این منابع به مفهوم امنیت اجتماعی چندان توجهی نشده است.
کتابی نیز توسط دکترنویدنیا در زمینه امنیت اجتماعی تدوین شده است که به بحث امنیت اجتماعی به صورت کلی پرداخته و در خصوص اینکه منظور از امنیت اجتماعی در ایران چیست سخنی به میان نیامده است.
مقالات:
مقاله جنگ نرم و مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران (قربانزاده سوار و ناطقی، ۱۳۹۲) که در شماره ۳۲ فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی منتشر گردیده است؛ فرهنگ و آیین هر جامعه، ملت و کشوری را متضمن باورها، ارزشها، هنجارها، آداب، رسوم، هستها و نیستها و بایدها و نبایدهایی دانسته که هویت آن به شمار میآید.
در این مقاله از جمله اهداف عاملان جنگ نرم غرب را، به حاشیهراندن فرهنگ ملی و دینی انسانها و حاکمیت فرهنگ اومانیستی، سکولاریستی لیبرال دموکراسی در فرایند جهانیسازی وحکومت برجهان تشریح نموده ومحور اصلی جنگ نرم را، تحریک نیروهای فرهنگی،اجتماعی وسیاسی کشورهای دارای شکافهای فکری، جناحی وروشی برشمرده واذعان نموده که بدینوسیله نیروهای متعارض، مؤلفه های ستیزش خود را به ساختار سیاسی منتقل وشکافهای ساختاری راتشدید می نمایند همچنین نویسنده عاملان به ذکر این مطلب پرداخته که جنگ نرم با القای اطلاعات ویژه به مخاطبان میکوشند تا بر نظام عاطفی و هیجانی، باورهای دینی، ارزشهای فرهنگی و رفتارهای اخلاقی افراد و گروههای جامعه هدف تأثیر بگذارند و بی تفاوتی، بدبینی، نفرت و خشم مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و در نهایت، مقبولیت مردمی و مشروعیت دینی نظام سیاسی را از بین ببرند و جنگ نرم غرب را عاملی در خلق بحرانهای اعتقادی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی به منظور تضعیف مشروعیت و مقبولیت جمهوری اسلامی ایران، دانسته است.
مقاله جنگ نرم و جمهوری اسلامی ایران (قربانزاده سوار و ناطقی، ۱۳۹۰) که در شماره ۳۱ فصلنامه عملیات روانی منتشر گردیده است
نویسنده پس از شناسایی مفهوم جنگ نرم، جایگاه، کاربرد و مصادیق آن در روابط بین الملل و به کارگیری آن توسط قدرت های بزرگ از جمله آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، این فرضیه را به اثبات رسانیده که راهبرد دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی مبتنی بر اقدامات غیرنظامی و تهدید نرم در کنار تهدید به اقدام نظامی است و هدف اصلی دشمنان از چنین اقداماتی را تضعیف حاکمیت ایران دانسته است.
مقاله ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ و ﻓﺮآﻳﻨﺪ آﺳﻴﺐ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﻣﻨﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ (آقایی و تیمورتاش، ۱۳۸۹) آﺳﻴﺐ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را دارای ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻨﺸﺎءﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ دانسته و آن را دارای ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ ﻣﻲداند ﻛﻪ از ﺟﻤﻠﻪ آنﻫﺎ ﺑﻪ اﻳﺠﺎد ﻧﺎاﻣﻨﻲ ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ اﺷﺎره ﻛﺮده ﺑﻪ ﺑﻴﺎن دﻳﮕﺮآﺳﻴﺐﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﻮدﻛﺸﻲ، ﻃﻼق، اﻋﺘﻴﺎد، ﺳﺮﻗﺖ، اﻧﻮاع ﺟﺮاﺋﻢ اﺻﻮﻻ ﻧﺸﺎن ﻛﮋﻛﺎرﻛﺮدی و ﻧﺎرﺳﺎﻳﻲ دﺳﺘﮕﺎهﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻋﺪم اﻳﻔﺎی ﺻﺤﻴﺢ وﻇﺎﻳﻒ آنهااﺳﺖ.
نویسنده اﻳﻦ آﺳﻴﺐ ﻫﺎ را ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز آﺛﺎر و ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺳﻮﺋﻲ در ﺟﺎﻣﻌﻪ میداند ﻛﻪ ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻳﻜﻲ از آن ﻫﺎﺳﺖ. در اﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻼش ﻣﻲﮔﺮدد در ﺣﺪ اﻣﻜﺎن ﻣﻔﻬﻮم و ﻣﺎﻫﻴﺖ آﺳﻴﺐ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و راﺑﻄﻪ آنﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد ﻟﺬا ﻧﺨﺴﺖ ﻣﻔﻬﻮم آﺳﻴﺐﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﭙﺲ ﻣﻔﻬﻮم و ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻣﻨﻴﺖ و ﻧﺎاﻣﻨﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ راﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ آنﻫﺎ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮد.
از جمله سایر مقالات میتوان به بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی جنگ نرم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران (ماهپیشانیان، ۱۳۸۹)، نقش عوامل خارجی در تحولات جمهوریهای شوروی سابق؛ مطالعه موردی دخالت آمریکا در تحولات گرجستان(محمدی، ۱۳۸۹)، تحلیل عملیات روانی در بستر انقلابهای رنگی(جمالی، ۱۳۸۸) اشاره کرد.
پایان نامه ها:
پایان نامه تأثیر جنگ نرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (ناطقی، ۱۳۹۰) به راهنمایی قربانعلی قربانزاده سوار جنگ نرم را باطرح اهداف بدیع وکاربرد ماهرانه ابزارهای فرهنگی،ارتباطی، به عنوان خط تعارض اصلی میان بازی گران عرصه بینالملل با تکیه بر نیروهای داخل کشورها دانسته و جنگ نرم را امروزه به پدیدهای محوری در سیاست بینالملل شرح داده است. در فضای جنگ نرم را، تکنولوژیهای جدید ارتباطی مانند خبر و اطلاعات که بایستی در راستای ارائه خدمات سریع و روزآمد به انسانها در سطح داخلی و بین المللی باشد، زمینهساز بروز اختلالات در عرصه سیاست داخلی و خارجی کشورها تشریح نموده است.
در این پژوهش نویسنده در بررسی نقش و تأثیرات جنگ نرم بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به برقراری ارتباط میان ماهیت، ابعاد، شیوهها و ابزارهای جنگ نرم و امنیت ملی توجه کرده و همچنین درصدد یافتن متغیر واسطی بوده که جنگ نرم را بر امنیت ملی پیوند دهد. این متغیر واسط همان اذهان و افکار بازیگران عرصه امنیت ملی است که با کمک مفهوم مشروعیت نظام، قابل ارزیابی میباشد.
این بازی گران دریک برداشت کلی،از یک سو،عبارت از نخبگان و تصمیمگیران امنیت کشور،جامعه ومردم کشور، نهادهای امنیت ملی و شخصیتها و نیروهای داخل و خارج از قدرت حاکم هستند که به شیوهها و با ابزارهای مختلف بر امنیت ملی اثر میگذارند و از طرف دیگر، در طرف مقابل عبارت از رهبران حکومت حریف، مردم کشور حریف، نهادهای تصمیمگیرندهی امنیت ملی،نیروهای اجتماعی اثرگذارواثرپذیر و مانند اینها در جامعه حریف وهمچنین همهی این بازیگران در طرف ثالث از قبیل کشورها و سازمانهای بیطرف و متحدان خودی و حریف ذکر گردیده است.در این اثر به این موضوع اشاره شده که حریف به وسیلهی جنگ نرم، با اثرگذاری بر ارزشها،
هنجارها و نگرشهای جامعه سعی می کند رفتار مردم جمهوری اسلامی ایران را بهگونهای تغییر دهد که در مرحلهی اول، مشروعیت سیاسی نظام و در مرحله بعد، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به خطر بیافتد و از آنجا که هیچ حکومت کشوری بهویژه در دنیای جدید، قادر به پیشبرد اهداف ملی خود نیست مگر آنکه پشتیبانی ملت و جامعه را به همراه داشته باشد و بدینوسیله، مشروعیت نظام سیاسی خود را افزایش دهد، تقویت ارزشها و باورهای عمومی نظام و جامعه، نقش مهمی در حفظ و توسعه امنیت ملی کشور دارد. به نوبه خود، همین باورداشتها و به بیان دیگر، مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، آماج جنگ نرم حریف در حال حاضر میباشد. در چنین فضایی، هر چه پشتیبانی مردم یک جامعه از حکومت خود بیشتر باشد احتمالاً آن کشور در رقابت با حریفان و پیشبرد اهداف و منافع خود از توفیق بیشتری برخوردار خواهد بود.
پایان نامه کارشناسیارشد اهداف جنگ نرم آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران(باقری،۱۳۹۰)به راهنمائی محمدرحیم عیوضی وقوع انقلاب اسلامی در ایران را عامل فرو ریختن یکی از ستون های اصلی حافظ منافع آمریکا در منطقه میداند و اشاره مینماید که اقدامات نظامی،تروریستی و تحریم های اقتصادی و غیره نتوانست انقلاب اسلامی را در مقابل آمریکا به زانو در آورد و از طرفی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران توانسته بود گفتمان انقلاب اسلامی را در جهان مطرح و نقش بازیگری فعال و موثر برای آن در صحنه بین الملل اتخاذ نماید و حضور ایران منافع آمریکا را با چالش مواجهه نماید. نویسنده موقعیت بعد ازانقلاب اسلامی را باعث این امر میداند که آمریکا تضعیف ایران را در راس سیاست خارجی خویش قرار دهد و برای مهار قدرت جمهوری اسلامی ایران از راهبرد نرم استفاده نماید؛ لذا براساس نظر نویسنده هدف نرم غرب به ویژه آمریکا علیه ایران تقابل با قدرت نرم به منظورسرنگونی انقلاب اسلامی است و در این رساله تلاش شده است جنگ نرم غرب به ویژه آمریکا و در ابعاد مختلف و با رویکردی موثر و در مواجهه با قدرت نرم جمهوری اسلامی تحلیل و ارزیابی گردد.مطلب دیگر :
دانلود پایان نامه مقاله رشته کامپیوتر
1-جنگ نرم عمدتاً آنجایی عملیاتی میشود که به کارگیری نیروی نظامی به صرفه نیست و به مراتب هزینه های کمتری داشته باشد.
۲-جنگ نرم از سوی کشورهای غربی ودررأس آن ایالات متحده آمریکا علیه جامعه ایران در حال شکل گیری و اجرا میباشد.
۳-کشورهای غربی به دنبال تغییر در باورها و ارزش های ملت ایران و همراه نمودن ملت ایران با اهداف خود و در نهایت از این طریق خدشه وارد کردن به نظام جمهوری اسلامی ایران است.
جنگ نرم با هدف قرار دادن نظام ارزشی جامعه ایران در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ از طریق استحاله فرهنگی، تردید در مبانی نظام، نابسامانی، از خود بیگانگی، نا به هنجاری و شکاف نسلی به دنبال تضعیف و تهدید امنیت اجتماعی در ابعاد گوناگون می باشد.
جنگ نرم[۲] عبارت از هر اقدام غیرخشونتآمیز است که ارزشها و هنجارهای جامعه هدف را مورد هجوم قرار دهد تا در صورت پیروزی، منجر به تغییر در الگوهای رفتاری و خلق الگوهای جدید شود که با الگوهای رفتاری نظام حاکم تعارض دارد(کرمی، ۱۳۸۷: ۳).
جنگ نرم، نوعی جنگ سرد برای استحالهی فرهنگی جامعه است(ساندرس، ۱۳۸۲: ۲۳).
جنگ نرم، مجموعه تدابیر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشورهای عامل است که بر نظرات، نگرشها، انگیزشها و ارزشهای مخاطبان آماج اعم از حکومتها، دولتها، گروهها و مردم کشورهای خارجی تأثیر میگذارد و در بلندمدت موجب تغییر منش و کنش فردی و اجتماعی آنان میگردد(الیاسی، ۱۳۸۷: ۱۲).
جنگ نرم، استفاده از قدرت نرم علیه نظامهای سیاسی هدف، به منظور تأثیر بر باورها و ارزشهای بنیادین با هدف دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری متداول در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آنها است(نائینی، ۱۳۸۹: ۹۰).
امنیت:
امنیت از نظر تجربی اصطلاحی نسبی است و در حوزه تحقیقاتی روابط بین الملل پذیرفته شده است که این مفهوم بر حسب بیش یا کم [۳] به جای همه یا هیچ[۴] تحلیل شود و از نظر تاریخی، امنیت به عنوان ارزش پایه (محوری)و هدف نهائی رفتار دولت تلقی شده است.
والتز می گوید در آنارشی امنیت عالی ترین هدف است.
بالدوین می گوید به طور سنتی تحلیلهای امنیتی در زمینه سیاست خارجی روی ابعاد نظامی متمرکز شده است. از این رو تهدیدات ملحوظ در وضعیتهای جنگی و نزدیک به منازعه حشونت آمیز، باعث مسائل امنیتی ملی جدی برای رهبری سیاسی می شود(ایوانزو و نونام، ۱۳۹۱: ۷۴۳).
مفهوم خاص «امنیت» عبارت است از: مصونیت کامل جان، مال و ناموس مردم از هرگونه تعرض و گزند که مهمترین ضروریات زندگی اجتماعی است و تأمین آن، یک اصل و برای سلامت و بقای هر جامعه، حیاتی است(قربانحسینی، ۱۳۷۶: ۳۰).امنیت از اولین و ضروریترین نیازهای جامعه بشری محسوب میشود. این نیاز از زمانی که بشر قدم به عرصه حیات نهاد، پدید آمده است. از جمله مسائل مهمی که از دیرباز تاکنون در اشکال مختلف، مطرح بوده است، مسأله امنیت میباشد که موضوعات مربوط به آن در گذر زمان، تنوع و تعدد بسیاری یافته است (لرنی، ۱۳۸۳: ۱).
پاتریک مورگان در اینباره میگوید: امنیت مانند سلامتی یا منزلت، نوعی شرایط است که به آسانی تعریف و تحلیل نمیپذیرد.
مک سوئیتی[۵] امنیت را واژهی لغزنده و بیثبات میخواند که در گسترهی گیجکننده ای از زمینه های متنوع ودر جهت اهداف چندگانه بهوسیلهی افراد، شرکتها، حکومتها و متخصصان آکادمیک به کار رفته است و در این فضا مجموعه ای از چیزها، مردم، وسایل، اهداف، حوادث خارجی و احساسات درونی منظور شده است (کیوانحسینی، ۱۳۷۹: ۸۴).
امنیت یعنى چه؟ یعنى موجود زنده چیزى را در اختیار دارد، حیات دارد، لوازم و وسائل حیات را هم دارد. باید امنیت داشته باشد، تا آنچه را دارد از او نگیرند یعنى از ناحیهی یک دشمن، از ناحیهی یک قوهی خارجى، آنچه دارد از او سلب نشود (مطهری، ۱۳۷۳: ۱۳).
امنیت انواع مختلف دارد: ۱) امنیت فردی؛ ۲) امنیت اجتماعی؛ ۳) امنیت ملی؛ ۴) امنیت جهانی و بینالمللی (کمیجانی، ۱۳۷۸: ۹۳). امنیت اجتماعی، که در این گفتار به آن خواهیم پرداخت به حالتی اطلاق میشود که در آن مردم جامعه فارغ از تهدید به موجب آن، فعالیتهای اجتماعی خود را در محیط آرام انجام دهند.
قدرت نرم:
جوزف نای[۶] از پیشگامان طرح نظریهی قدرت نرم در سال ۱۹۸۹ عنوان میکند: قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و زمانی یک کشور به قدرت نرم دست مییابد که اطلاعات و دانایی را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونهای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. قدرت نرم، فقط تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزشهای عمومی را شامل میشود و هدف قدرت نرم، جهتدهی افکار عمومی مخاطبان در خارج از کشور و سپس داخل کشور است (نای، ۱۳۸۳: ۲۳).
قدرت نرم عبارت از توانایی کسب مطلوب مقصود و هدف از طریق جاذبه، نه از طریق اجبار یا تطمیع است. قدرت نرم از جذابیت فرهنگی، ایدهآلهای سیاسی و سیاستهای یک کشور ناشی میشود (نای، ۱۳۸۳: ۸۳).
فناوری اطلاعات در دنیا و سیاست بینالملل امروز، خود را در مفهوم قدرت نرم[۷] آشکار می کند. قدرت نرم در یک کلام، محصول و برآیند تصویرسازی مثبت از خود، ارائه چهرهی موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی، تأثیرگذاری غیرمستقیم همراه با رضایت بر دیگران، ارادهی دیگران را تابع خود کردن، کسب آرام موقعیت، ایجاد صمیمت و مؤلفه هایی نظیر آن است (بیگی، ۱۳۸۸: ۳۰).
قدرت نرم در عرصه بینالملل، به آن دسته از قابلیتها و تواناییهای کشور اطلاق میشود که با ابزارهای فرهنگی، ارزشی و اخلاقی بهصورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر میگذارد. علاوه بر این، قدرت نرم در بعد داخلی بهواسطهی مشروعیت سیاسی دولت ایجاد میشود و با افزایش اعتماد، وفاق و همبستگی ملی، افزایش مییابد. قدرت نرم دارای وجوه مسالمتآمیز و غیرمسالمتآمیز میباشد که لازم به توضیح است که در این پژوهش از وجه غیرمسالمتآمیز قدرت نرم به جنگ نرم تعبیر شده است.
با تمرکزبر امنیت انسانها، امنیت اجتماعی[۸] نمایان میشود(بوزان، الی ویور و پاپ دوویلد، ۱۳۸۶: ۱۸۳).از دهه هشتاد قرن بیستم، مفهوم محدود امنیت، وسعت یافت ومسایل اقتصادی،اجتماعی وزیستمحیطی را شامل شد(لرنی، ۱۳۸۳: ۲۰).اصطلاح امنیت اجتماعی را اولین بار، باری بوزان[۹]در کتاب «مردم، دولتها و هراس» در سال ۱۹۹۱ به کار برد(روی، ۱۳۸۳: ۶۹۲). امنیت اجتماعی به مفهوم فنی کلمه در سال ۱۹۹۳، توسط ال ویور[۱۰] و لمیتر[۱۱] تحت عنوان مکتب کپنهاگ مطرح شد.
واژگان امنیت جامعگی[۱۲]، امنیت اجتماعیشده[۱۳] و امنیت اجتماعی بر امنیت جامعه دلالت دارد(ربانی خوراسگانی و قاسمی، ۱۳۸۶: ۲).برخی امنیت اجتماعی را یکی از ابعاد امنیت ملی[۱۴] و در کنار ابعاد زیستمحیطی و اقتصادی آن قلمداد نموده اند.
برخی آن را همسنگ امنیت ملی دانسته اند. از منظر دیگر، امنیت اجتماعی عبارت از تأمین شرایط و امکاناتی است که اقشار مختلف مردم به موجب آن، فعالیتهای اجتماعی خود را در محیط آرام انجام دهند (MC Sweeney, 1999: 4).
بعضی امنیت اجتماعی را حفظ جان، مال، ناموس، آبرو و تأمین آرامش روانی مردم تلقی میکنند. برداشت برخی از این واژه، حفظ پایههای قدرت و اقتدار حاکمان و دولتمردان است.
در حالی که عده دیگر امنیت رادر گسترش مشارکت مردم وبروز نهادهای مدنی جستجو میکنند.از اینرو،برخی با اشاره به دگرگونی معنایی امنیت،از انقلاب در مفهوم امنیت اجتماعی سخن میگویند(نویدنیا، 1385: 132).
بهاختصار، امنیت اجتماعی، مصونیت شهروندان جامعه از مزاحمت، ترس، تهدید، اضطراب و وضعیتی است که در آن ارزشهای حیاتی جامعه تهدید شود.
۴- گفتمان ائتلافمحور. ۸۹
۵-گفتمان مصالحهگرایی. ۹۰
۶-گفتمان اعتمادسازی. ۹۰
۷- گفتمان امنیت دستهجمعی. ۹۱
۸- گفتمان تعادلگرایی سازنده ۹۲
جمعبندی.۹۰
فصل چهارم: گفتمان اعتدالگرایی و سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران
مقدمه ۹۵
اصول و محورهای سیاست خارجی دولت اعتدالگرا ۹۵
سیاست حسن روحانی در پرونده هستهای و تحریمها ۱۱۷
روند مذاکرات هستهای در دولت یازدهم ۱۳۱
ایران در جهان چند جانبه ۱۳۷
تحقق ظرفیت بالقوه ایران. ۱۴۱
اعتدال و امید ۱۴۴
مسیر پیشرو. ۱۴۶
روحانی و طرح مجدد گفتمان تنش زدایی در سیاست خارجی. ۱۴۹
چالشهای پیش روی دولت تدبیر و امید در سیاست خارجی. ۱۵۸
جمعبندی و نتیجه گیری ۱۵۹
چالشها ۱۶۲
منابع. ۱۶۴
در این پژوهش، گفتمان اعتدالگرایی در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. این گفتمان که بهمثابه یکی از خرده گفتمانهای گفتمان کلان اسلامگرایی در سالهای پس از انقلاب اسلامیایران به عنوان بخشی از ویژگیهای گفتمان اسلامیوجود داشته، در دولت یازدهم نمود عینی یافته و استراتژی کارآمدی در راستای سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران جهت برآمدن از مشکلات پیشروی جمهوری اسلامیایران محسوب گردیده است. یکی از شاخصترین سازوکارهای تعادل در سیاست خارجی در گفتمان اعتدال، توازن بین واقعگرایی و آرمانگرایی یا به بیان دیگر واقع بینی و آرمانخواهی بوده است. رویارویی مؤثر و کارآمدی آن با جهان کنونی، درک واقعیتها جهت حل مشکلات داخلی از جمله تحریمها، چالشهای بین المللی موجود و سمتگیریهای جامعهی بینالمللی علیه جمهوری اسلامیایران از ویژگیهای عمدهی آن به شمار رفته است یافته های پژوهش بیانگر موفقیت نسبی دولت اعتدالگرایی در زمینه سیاست خارجی از جمله پیگیری جدی مذاکرات هستهای و تعامل بیشتر با نظام بینالملل بمنظور رفع برخی از مشکلات جمهوری اسلامیایران بوده است.
کلید واژگان: گفتمان اعتدالگرایی، سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران، توازن واقعگرایی و آرمانگرایی
حسن روحانی ضمن تأکید و تمرکز بر سیاست خارجی، اصول و محورهای سیاست خارجی خود را در چارچوب «تعامل سازنده با جهان» معرفی مینمایند و از آن به عنوان کلیدی برای حل مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور یاد مینمایند. اصول و محورهای ایدهی تعامل سازنده با جهان شامل محورهایی همچون دوری از تنش و تنشزدایی، عقلانیت و تدبیر در عرصه سیاست خارجی، اعتمادسازی، بهبود چهره، تصویر و پرستیژ ایران در عرصه جهانی، دیپلماسی فعال و پویا، تلاش برای متوازن نمودن و بهبود با کشورهای جهان به ویژه با کشورهای همسایه و در صورت وجود شرایط منطقی مذاکرهی دوجانبه و از موضع احترام متقابل با آمریکا میباشد. درنهایت به باور روحانی هدف نهایی همهی این موارد، از بین بردن شرایط کنونی در عرصه سیاسی-امنیتی و فراهم نمودن فضا برای رشد و توسعهی اقتصادی کشور در چارچوب اسناد بالادستی و بهویژه چشمانداز ایران ۱۴۰۴ است. بر این اساس روحانی وظیفهی اصلی دولت در عرصه سیاست خارجی را فراهم نمودن شرایط برای رشد و توسعهی اقتصادی و در نتیجه افزایش قدرت سخت ونرم در حوزههای اقتصادی، سیاسی و نظامیمیدانند. به باور ایشان در نهایت این امر می تواند باعث ایجاد الگوی سیاسی و اقتصادی مناسبی در کشور گردد که دیگر کشورها نیز متمایل به الگوبرداری از آن خواهن شد. با این چشمانداز، نگارنده تلاش مینماید با انجام این تحقیق بنیادی و نظری به روش کتابخانه ای و جمع آوری اسناد و بررسی آثار، شعار اعتدالگرایی را با توجه به گفتمان اسلام گرایی در عرصه سیاست خارجی مورد واکاوی قرار دهد. این پژوهش ابتدا به مقدمه پرداخته و سپس وارد کلیات پژوهش میگردد و سپس ضمن بررسی چارچوب مفهومیو مبانی نظری پژوهش، سیاست خارجی جمهوری اسلامی را مورد واکاوی قرار میدهد و در مرحلهی بعدی سیاست خارجی اعتدالگرای حسن روحانی را مورد کنکاش قرار میدهد و سرانجام به نتیجه گیری می پردازد.
| فصل اول |
کلیات تحقیق
گفتمان در عرصه سیاست خارجی به مفهوم نظام و ساختار معنایی مسلط بر آن است که روش ویژهای از کنش و الگوی رفتاری را امکانپذیر مینماید. از اینرو، گفتمان سیاست خارجی برآیند ایستارهای عمومینهادینه شدهی مورد پذیرش یا چارچوب معنایی منحصر بفردی است که در شرایط خاصی پدیدار میشود و جهتگیری نسبت به روابط بینالملل را هدایت مینماید. در این راستا، بعد ازپیروزی انقلاب اسلامیایران درسال ۱۳۵۷ تا زمان فعلی گفتمانهای گوناگونی برسیاست خارجی جمهوری اسلامیایران حاکم شده است که با تسلط هریک ازاین گفتمانهارفتاروراهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران دگرگون گردیده است. هرچند برمبنای برخی ازرویکردهای گفتمانی،عامل یاکارگزارانسانی خوددردرون گفتمان تعریف میشودودرچهارچوب آن رفتارمیکند. دولت یازدهم با عنوان نمودن شعار اعتدالگرایی زمینه های بروز گفتمان جدیدی با همین عنوان را بوجود آورده که در حوزه سیاست خارجی بمانند عرصه داخلی دنبال شده که با عنایت به مشکلات منطقهای وهمینطور عرصه بین الملل موقعیت خاص خود را خواهد یافت. از ویژگیهای این گفتمان رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی و دنیای سیاست امروز و درک واقعیتها جهت حل مشکلات داخلی از جمله تحریمها و چالشهای بیالمللی موجود و جهتگیریهای جامعه بین المللی علیه جمهوری اسلامیایران میباشد، که حاصل خرد جمعی، کارشناسانه، مبتنی بر تصمیم گروهی، درک مشکلات فعلی، براساس واقعیت و به دنبال بدست آوردن حداکثر منافع از فرصتهای پیشرو میباشد. لذا این پایان نامه بر آنست تا با بررسی الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت حسن روحانی که براساس اعتدالگرایی و رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی می باشد نشان دهد چگونه اتخاذ رویه اعتدال گرایی می تواند کسب حداکثری منافع از فرصتهای موجود را به دنبال داشته باشد.
اما تحول گفتمانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران بیانگر این واقعیت است که رؤسای جمهور نقش تعیین کنندهای در تدوین و تعریف گفتمان سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامیایران ایفا میکنند.
بر این اساس، با انتخاب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ملت ایران، میتوان طبق رویه پیشین پیشبینی کرد که گفتمان و به تبع آن رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم متحول و دگرگون خواهد شد. با توجه به اینکه رئیس جمهور منتخب خود را اعتدالگرا خوانده و پیشینه ایشان نیز این ادعا را به خوبی تأیید میکند، گفتمان سیاست خارجی دولت یازدهم نیز در چهارچوب گفتمان اعتدال تعریف میشود. از اینرو، گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت تدبیر وامید، را به درستی میتوان گفتمان اعتدال نامید؛ به گونهای که رفتارها و راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم نیز در قالب گفتمان اعتدال تعریف و تدوین میگردد.
با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهورملت ایران،میتوان طبق رویه پیشین پیش بینی کردکه گفتمان وبه تبع آن رفتارسیاست داخلی وخارجی جمهوری اسلامیایران در دولت یازدهم متحول ودگرگون خواهدشد. باتوجه به اینکه رئیس جمهورمنتخب خودرااعتدالگراخوانده است،گفتمان سیاست دولت یازدهم نیزدرچهارچوب گفتمان اعتدال تعریف میشودبه گونهای که رفتارهاوراهبردهای سیاست جمهوری اسلامیایران دردولت یازدهم نیزدرقالب گفتمان اعتدال تعریف وتدوین میگردد.بنابراین لازم است به بررسی این گفتمان و ابعاد و ویژگیهای آن پرداخت تا از این منظر با آن به خوبی آشنا شد.از آنجا که این گفتمان پس از روی کار آمدن دولت یازدهم در عرصه سیاست جمهوری اسلامیایران جایگاهی خاص یافته است هنوز تحقیقات و پژوهشهای مدونی درباره آن نشده است.لذا ضروری به نظر میرسد برای آگاهی از سیر تطور گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمان اعتدال گرایی نیز به عنوان گونه ای دیگر از گفتمان یا خرده گفتمان در دل گفتمان انقلاب اسلامیو فراتر از آن، درون گفتمان اسلامگرایی بررسی شود.همچنین این گفتمان بر سیاستهای داخلی و حوزههای فرهنگی و اجتماعی و نیز عرصه خارجی در سطح منطقه ای و بین المللی تاثیراتی را با خود به همراه دارد که لازم است همه این موارد بررسی شود.
با عنایت به وجود گفتمانهای مختلف در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران، بروز گفتمان اعتدالگرایی در زمان کنونی که حاصل و راه علاج مشکلات کنونی جمهوری اسلامیایران میباشد و میتوان گفت تنها استراتزی و راه برون رفت از مشکلات سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران میباشد که مثابه وزنه و تعادل کننده سیاستهای نسنجیده دوره های پیشین و بنبستهای کنونی میباشد و می تواند گره مشکلات پیشرو را بگشاید، بنابراین پژوهش در این راستا، در حد خود، اثری جدید محسوب میشود. همچنین با توجه به پیشینههای بسیار اندک پژوهش در زمینه اعتدالگرایی، نیز دلیلی دیگر جهت نوآوری پایان نامه کنونی قلمداد میشود.
مطلب دیگر :
بایگانیهای پایان نامه ها و مقالات - منبع دانلود فایل های پایان نامه ارشد
– بررسی کارآمدی گفتمان اعتدالگرایی در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران.
-شناخت مبانی نظری گفتمان اعتدالگرایی دولت یازدهم.
– شناخت ابعادخارجی گفتمان اعتدالگرایی.
الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی حسن روحانی بر چه اساسی میباشد و این رویکرد حاصل چه عواملی است؟
– سؤالات فرعی
1- نقش و کارکرد گفتمان، در سیاست خارجی چیست؟ و در این راستا، اعتدالگرایی بمثابه یک گفتمان چه نقشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایفا نموده است؟
۲- اصول و مبانی سیاست خارجی اغتدالگرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کدامند ؟
الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت حسن روحانی براساس اعتدالگرایی و رویارویی مؤثر و کارآمد با جهان کنونی می تواند کسب حداکثری منافع از فرصتهای موجود را به دنبال داشته باشد.
بر اساس تعریف دانشنامهی روابط بین الملل سیاست خارجی عبارت است از: «راهبرد یا بخشی از یک نقشهی کاربردی برای تصمیم گیری در یک کشور دربرابر کشورهای دیگر یا نهادهای بین المللی، برای دست یافتن به اهداف ویژهی ملی که در اصطلاح به آن منافع ملی میگویند»(Plano & Olton,1982:6 ؛ امینی و انعامیعلمداری، ۱۳۹۱: ۳۹۷-۳۹۴). سیاست خارجی به معنی دنبال کردن هدفهای کشور در محیط بینالمللی و در رابطه با جامعهها، دولتها و کشورهای دیگر است. سیاست خارجی، راهنمای موضعگیری در جهان است؛ و مجموعهای از اهداف بینالمللی و راههای رسیدن به آنها را شامل میشود(آشوری، ۱۳۵۴ ؛ شیرازی، ۲۲ دیماه ۱۳۹۳). سیاست خارجی : عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرحریزی شده توسط تصمیمگیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین المللی است. بهطور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بین المللی از سوی دولتها انجام میپذیرد. سیاست خارجی می تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولتها باشد(مقتدر،۱۳۲:۱۳۸۵-۱۳۱ ؛ کشاورز شکری و صادقیان، ۸۱: ۱۳۹۲) و در تعریفی دیگر میتوان اینطور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت بر میگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوهی نگرش دولت را نسبت به جامعه بین المللی، سیاست خارجی میگویند(خوشوفت،۱۴۵:۱۳۷۵ به نقل از: ابوالحسنی، ۶/ ۴/۱۳۹۴).
گفتمان[۲]
گفتمان حاصل مطالعه زبان بهعنوان یک پدیده اجتماعی یارویکرد جامعهشناختی به مقوله زبان است ودلالت برآن داردکه متن امری اجتماعی است که درخلال روابط اجتماعی و نه بیرون ومستقل ازآن تکوین پیدامیکند و در تولید و تغییر و باز تولید ابژههای زندگی اجتماعی سهیم است (فرقانی، ۱۳۸۲: ۶۳). این معناخودمستلزم آن است که گفتمان دریک رابطه فعال معنیبخش وهویت ساز باواقعیت ونیزبهمثابه کنشهایی که بهطورمنظم موضوعهایی راکه درباره آنان صحبت میشود،شکل میدهند،نگریسته شود. بااین بیان،یک گفتمان چیزی است که چیزدیگرراتولیدمیکندونه چیزی که درخود،ازخودوبرای خودوجودیافته ومیتواندبهگونهای منفک وبریده ازهمه چیزموردتحلیل قرارگیرد. این،رویکردتأسیسی به گفتمان است که میتوان آنرادیدگاه “میشل فوکو” دانست(تاجیک،۱۳۸۳: ۱۴).
مشی سیاسی اعتدالی بیش ازهمه درتقابل با مشی افراطی قرار میگیردوبامشیهای اصلاح طلبی ومحافظه کاری روشن اندیش هم پوشانی دارد (اکبری و کشوریان، ۱۳۹۲: ۱۴).گرچه برخی صاحبنظران بر این باورند که اعتدالگرایی یک گفتمان نیست بلکه یک روش و خط مشی در عرصه سیاسی است (غلامرضا کاشی، ۱۳۹۲: ۱۸) اما به نظر میرسد این روزها اعتدال در محدوده وسیعی از زبان کاربردی توسط دولت، رسانهها و مردم به صورت گفتاری و نوشتاری به کار میرود. همچنین مردم از آن برای برقرارکردن ارتباط میان اندیشههاوباورهای ابیان احساسات به طور تعاملی و با کنش متقابل با یکدیگر بهره میگیرند.از این رو، اعتدالگرایی مطرح شده از سوی دولت یازدهم هر سه بعد اصلی یک گفتمان را دارد که اگر به باور برخی تحلیلگران هنوز نتوانسته است جایگاه خود را بیابد اما به زودی خود را در قالب گفتمان اعتدالگرایی نشان میدهد.
اعتدالگرایی به عنوان یک مشی و روش سیاسی یکی از خرده گفتمانهای کلان از گفتمان اسلامگرایی است که طی سالهای پس از انقلاب نیز به عنوان بخشی از ویژگیهای گفتمان اسلامیوجود داشت. با این همه، به دنبال روی کار آمدن دولت یازدهم و پررنگ کردن این مشی سیاسی به نظر میرسد به دلیل بکارگیری وسیع اعتدال در زبان کاربردی دولت،رسانههاومردم به صورت گفتاری و نوشتاری و همچنین بهره گیری از آن برای برقرارکردن ارتباط میان اندیشهها و باورهای ابیان احساسات به طورتعاملی وباکنش متقابل بایکدیگر کم کم هر سه بعد اصلی یک گفتمان را خواهد یافت و به زودی خودرادرقالب گفتمان اعتدالگرایی نشان میدهد.( مهیمنی، ۱۳۹۲: ۱۴) .
روش پژوهش در این پایان نامه ، توصیفی-تحلیلی میباشد. بهمنظور دست یافتن به اهداف مطالعاتی و ارائه پاسخی مناسب برای سؤالات مطرحشده در این پایاننامه، تحقیق حاضر و همچنین گردآوری دادهها بر اساس روش کتابخانهای و بهرهبرداری از منابع مکتوب فارسی، لاتین، معتبر و روزآمد انجام شده است.