بخش اول: استراتژی بازاریابی۱۱
بخش دوم: پیادهسازی زنجیره تامین و عملکرد آن
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
۵ .۵. ملاحظات و محدودیتهای پژوهش ۱۲۵
منابع و ماخذ
منابع فارسی ۱۳۰
منابع انگلیسی ۱۳۳
ضمایم
مقدمه
تغییرات سریع و اجتناب ناپذیر در دنیای امروز به دلیل پدیده جهانی شدن و پیشرفت سریع علوم در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و صنعتی به ویژه در دو دهه اخیر، تحولات فناورانه شگرفی را در زمینههای اطلاعات و ارتباطات به همراه داشته است. سرعت شتاب این تغییرات در ابعاد مختلف، مدیران را به بهبود فرایندهای داخلی سازمانها و شرکتها در جهت حفظ توان بقا در جهانی که هر روز رقابتیتر میشود، رهنمون ساخته است. سازمانها به شیوههای مختلف به بازنگری و بازبینی استراتژیهای خود پرداخته و رمز بقا را در رضایت مندی هر چه بیشتر مشتریان خود یافتند. لذا شرایط رقابت پذیری، انعطافپذیری و تنوع محصولات مورد توجه سازمانهای تولیدی قرار گرفت. در این راستا یکی از فلسفههایی که مورد توجه قرار گرفت، فلسفه مدیریت زنجیره تامین بوده است. از سویی دیگر استراتژیهای بازاریابی و هماهنگی بین آنها در پیشبرد اهداف سازمانها در اجرای فرایند زنجیره تامین خود بسیار با اهمیت است.
زنجیرههای تامین زنجیرههای ارزشی هستند که که محدوده تامین کننده تا مشتریان نهایی را در بر میگیرد. مدیریت زنجیره تامین نیازمند یکپارچگی و هماهنگی فرایند کسب و کار در طول زنجیره تامین به منظور پاسخگویی به تغییرات تقاضا در مشتریان نهایی است. (لمبرت[۱]، ۲۰۰۰) با توجه به اینکه یکپارچگی و هماهنگی فرایند بازاریابی در طول زنجیره تامین کمتر مورد توجه قرار گرفته است، (جوتتر[۲]، ۲۰۱۰) پرداختن به این موضوع ضرورت مییابد. این مقاله تحقیقی است پیمایشی که در آن به بررسی هماهنگی استراتژیهای بازاریابی شرکتها و ارتباط آنها با پیاده سازی زنجیره تامین بررسی خواهد شد. در این تحقیق عملکرد زنجیره تامین به عنوان متغیر وابسته تحقیق در نظر گرفته شدهاست و در پی آن هستیم که اثر استراتژیهای بازاریابی و پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین را در بهبود عملکرد زنجیره تامین در سازمانهای مورد مطالعه بررسی کنیم.
یکپارچگی و هماهنگی فرایند بازاریابی در طول زنجیره تامین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. (جونتر[۳]،۲۰۱۰) فلینت[۴] معتقد است که استراتژیهای بازاریابی موفق در آینده آنهایی خواهند بود که در طول زنجیره تامین کاملا هماهنگ و یکپارچه باشند. توانایی هماهنگی و یکپارچگی رضایت مشتریان نهایی در زنجیره تامین را موجب خواهد شد. (فلینت، ۲۰۰۴) اگرچه هماهنگی و یکپارچگی زنجیره تامین هزینه زیادی را به دنبال دارد، اما ما معتقدیم که کل هزینه مرتبط با مشتری نهایی از طریق یک واکنش متمرکز توسط همه شرکای زنجیره تامین به نیازهای در حال تغییر مشتریان نهایی به حداقل برسد. (رین برد[۵]، ۲۰۰۴) موفقیت زنجیره تامین، نیازمند هماهنگی و یکپارچگی یکایک شرکتها و اجرای یک گرایش مشترک نسبت بازار است. (جوتنر، ۲۰۰۷) گرین[۶] و دیگران معتقدند که یکپارچگی و هماهنگی استراتژیهای بازاریابی در طول زنجیره تامین باعث بهبود مستمر در تحقیقات این حوزه میشود. (گرین، ۲۰۱۲) با توجه به تحقیقات انجام شده، پژوهشهای اندکی در رابطه با هماهنگی استراتژیهای بازاریابی و پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین صورت گرفته است و بررسی این دو متغیر از نیازهای اساسی سازمانها در محیط پیچیده کنونی است، لذا تحقیق حاضر با در نظر گرفتن متغیرهای مذکور در پی ارائه راهکارهای نوینی در بحث بازاریابی استراتژیک و مدیریت زنجیره تامین خواهد بود.
این پژوهش دو هدف عمده را دنبال میکند. هدف اول بررسی وضعیت هماهنگی استراتژی بازاریابی در صنایع شیمیایی استان زنجان و هدف دوم بررسی هماهنگی استراتژیهای بازاریابی در ساختار مدیریت زنجیره تامین و عملکرد آن.
سوال اساسی تحقیق: آیا استراتژی بازاریابی قوی یک سازمان در پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین بهرهور و بهبود مزیت رقابتی و همچنین عملکرد زنجیره تامین تاثیری اساسی خواهد داشت؟
سوال اصلی ۱. آیا استراتژیهای بازاریابی اثر مثبت و معناداری بر پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین دارد؟
سوال فرعی۱.۱. آیا استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر مشارکت تامینکنندگان استراتژیک دارد؟
سوال فرعی ۱. ۲. آیا استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر ارتباط با مشتریان دارد؟
سوال فرعی ۱. ۳. آیا استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر سطح تسهیم اطلاعات دارد؟
سوال فرعی ۱. ۴. آیا استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تسهیم اطلاعات دارد؟
سوال فرعی ۱. ۵. آیا استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر اولویتبندی فعالیتها در زنجیره تامین دارد؟
سوال اصلی ۲. آیا سازمانهایصنایع شیمیایی با توان بالایی در پیاده سازی زنجیره تامین سطح بالایی از عملکرد را در زنجیره تامین خواهند داشت؟
فرضیه اصلی ۱: استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین دارد.
فرضیه فرعی ۱. ۱. استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر مشارکت تامینکنندگان استراتژیک دارد.
فرضیه فرعی ۱. ۲. استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر ارتباط با مشتریان دارد.
فرضیه فرعی ۱. ۳. استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر سطح تسهیم اطلاعات دارد.
فرضیه فرعی ۱. ۴. استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تسهیم اطلاعات دارد.
فرضیه فرعی ۱. ۵. استراتژیهای بازاریابی در شرکتهای صنایع شیمیایی اثر مثبت و معناداری بر اولویتبندی فعالیتها در زنجیره تامین دارد.
فرضیه اصلی ۲. سازمانها در صنایع شیمیایی با توان بالایی در پیاده سازی زنجیره تامین سطح بالایی از عملکرد را در زنجیره تامین خواهند داشت.
در این بخش به روششناسی پژوهش از جمله ابزار و شیوه گردآوری دادهها، نحوه تجزیه و تحلیل دادهها و مباحث دیگر پرداخته شده است.
این پژوهش از حیث هدف تحقیق، تحقیقی توصیفی و از لحاظ نتیجه پژوهش از نوع کاربردی میباشد. زیرا از نتایج به دست آمده از این تحقیق میتوان در پیادهسازی مدیریت زنجیره تامین به شکل موثر و همچنین بهبود استراتژیهای بازاریابی و مزیت رقابتی سازمانها استفاده کرد. با توجه به این که شیوه تجزیه و تحلیل دادهها از نوع آماری میباشد، این تحقیق از نظر فرایند تحقیق از نوع کمی میباشد. در این تحقیق یک ساختار مفهومی و نظری کلی با بهره گرفتن از آزمونهای تجربی و آماری در یک صنعت خاص مورد آزمون قرار خواهند گرفت پس از نظر منطق تحقیق این پژوهش از نوع قیاسی[۷] میباشد.( کرمی[۸] ، ۲۰۱۱)
روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانهای است. در این تحقیق با مراجعه به منابع کتابخانهای از جمله کتابها، مقالات داخلی و خارجی معتبر و پایاننامهها مبانی نظری و ادبیات تحقیق جمع آوری خواهد شد. همچنین برای جمع آوری دادههای این پژوهش از دادههای بدست آمده از پژوهش میدانی از طریق ابزار پرسشنامه نظرات کارشناسان جمع آوری و تجزیه و تحلیل خواهد شد.
۲-۴-۱.مطالعات داخلی۱۵
۲-۴-۲.مطالعات خارجی.۱۸
۲-۵. مبانی نظری.۲۰
۲-۶.نام و نشان ملی سمند بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند) .۲۳
۲-۷.وفاداری به نام ملی سمند بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند)۲۸
۲-۸.آگاهی از نام ملی سمند بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند) ۳۷
۲-۹.کیفیت درک شده از نام ملی سمند بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند)۳۹
۲-۱۰.پیوند های ملی از نام ملی سمند بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند).۴۵
۲-۱۱.دیگر داراییهای اختصاصی که از نام سمند بدست آمده بر نام ونشان شرکت ایران خودرو در بازار ( خودرو سمند)۴۷
۲-۱۲. ایران خودرو:.۵۱
۲-۱۳.مدل پژوهش: مدل ارزش ویژه نام تجاری دیوید آکر.۵۲
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱.مقــدمه.۵۶
۳-۲.روش پژوهش۵۶
۳- ۳. متغیرهای پژوهش و الگوی مفهومی پژوهش.۵۷
۳- ۴. مراحل انجام پژوهش۵۷
۳- ۵. جامعه و نمونه آماری۵۸
۳- ۶. تعیین حجم نمونه ۵۸
۳- ۷. ابزار جمعآوری ۵۸
۳-۷-۱.روایی ابزار اندازه گیری ۵۹
۳-۷-۲.پایایی پرسشنامه.۵۹
۳- ۸. روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات۶۰
۳-۹.ساختار پرسشنامه.۶۶
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات
۴-۱.مقدمه.۶۹
۴-۲.آمار توصیفی ۷۰
۴-۳.آزمون فرضیه های پژوهش به کمک تحلیل رگرسیون خطی ساده۷۶
۴-۴.بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته به کمک رگرسیون خطی چندگانه.۸۰
۴-۵.اعتبار سنجی مدل پژوهش با مدل معادلات ساختاری.۸۲
۴-۵.مدل کلی پژوهش (مدل مفهومی)۹۵
۴-۶.یافته های جانبی۱۰۳
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادها
۵-۱.مقدمه ۱۱۰
۵-۲.نتایج پژوهش ۱۱۰
۵-۳.پیشنهادها ۱۱۲
۵-۶.پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ۱۱۴
۵-۸.منابع ۱۱۵
پیوست
پرسشنامه.۱۲۲
چکیده:
امروزه، سرمایه اصلی بسیاری از کسب وکارها، نام های تجاری آنهاست.گرچه کارخانه ها ونیروی انسانی ممکن است از بین بروند، ولی نام شرکت ها همچنان باقی می ماند، نامی که سابقه ی آن نزدعموم، یکی از ارزشهای پایدار است. یکی از با ارزش ترین داراییهای هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت می باشد. هر چه ارزش نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد ، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند. نظارت و کنترل مداوم این مفهوم به عنوان یک گام ضروری در مدیریت اثر بخش آن می باشد. در شرایط پر رقابت بازارهای کنونی به دست آوردن جایگاه مناسب در ذهن مصرف کننده به گونه ای که مصرف کننده وفادار شرکت باشد، از اهمیت بهسزایی برخوردار است. لذا این پژوهش به بررسی تاثیر نام و نشان ملی بر نام و نشان شرکتهای ایرانی در بازار هدف درشرکت ایران خودرو در استان کرمانشاه می پردازد. برای این منظور یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی براساس مدل مطرح گردید براساس فرضیه ها پرسشنامهای با طیف لیکرت و به تعداد ۲۶ سوال طراحی شد و میان ۳۰۰ نفر از مشتریان شرکت های ایران خودرو استان کرمانشاه به صورت طبقهای و سپس به طور تصادفی ساده توزیع گردید. به منظور بررسی فرضیه های آماری ازآزمون اسپیرمن و بهمنظور رتبه بندی آنها از آزمون فریدمن استفاده شده است . در آمار تحلیلی این پژوهش از مدل معادلات ساختاری شامل تحلیل عاملی تأییدی(CFA) و بهطور اخص از تکنیک تحلیل مسیر با بهره گرفتن از نرم افزار لیزرل LISREL)) استفاده شده است. در این پژوهش متغیر های وفاداری، آگاهی وکیفیت درک شده به ترتیب دارای بیشترین تاثیر و متغیرهای پیوندهای ملی و دیگر دارایی های اختصاصی تاثیری بر نام و نشان ملی ندارند.
کلید واژه: نام ونشان ملی، سمند، شرکت ایران خودرو، وفاداری، کیفیت درک شده
۱-۱.مقدمه:
امروزه، سرمایه اصلی بسیاری از کسب وکارها، نام های تجاری آنهاست.گرچه کارخانه ها ونیروی انسانی ممکن است از بین بروند، ولی نام شرکت ها همچنان باقی می ماند، نامی که سابقه ی آن نزدعموم، یکی از ارزشهای پایدار است. برای دهه ها، ارزش یک شرکت برحسب املاک، سپس داراییهای مشهود، کارخانه ها و تجهیزاتش اندازه گیری میشد. با این حال در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی یک شرکت، جایی بیرون از آن، یعنی در ذهن مشتریان قرار دارد(عبیری،۱۳۸۶ :۱۸). مشکلاتی که امروزه مدیران بازاریابی را به خود مشغول کرده، عبارت است از آنکه تلاش آنها برای خلق و نگهداری برند فاقد برنامه ریزیهای لازم بوده، به دلیل عدم شناخت ویژگی های نام تجاری و عدم شناخت روش های صحیح مدیریت نام تجاری نمی توانند به صورت اثربخشی، محصول را با نام تجاری پیوند بزنند. اغلب مدیران بازاریابی و یا مدیران برند، مفاهیم بازاریابی را از قبیل شناخت نیازهای مشتری ، موضع یابی ، فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی به خوبی می دانند و تجربه فراوانی در اجرای آنها دارند، اما در مجموع آنچه آنها را در بازاریابی محصولات و خدمات دچار مشکل می کند، آن است که نمی توانند مفاهیم بازاریابی را در راه ارتقای ارزش نام تجاری به کار گیرند. اینها همه از آنجا ناشی میشود که آنها شناخت درستی از نام تجاری به عنوان یکی از مهمترین دارایی های نامشهود شرکت ندارند و برداشت آنها از دارایی صرفاً شامل چیزهایی است که درنظر می آید وقابل لمس است. همان گونه که علم مدیریت سازمان می تواند مدیران موسسات تولیدی را با بهره گرفتن از ابزارهای مدیریتی نظیر هدف گذاری ، برنامه ریزی، هماهنگی، بسیج منابع و امکانات وکنترل یاری دهد تا به اهداف سازمان دست یابد. علم مدیریت برند نیز مدیران را قادر می سازد تا برنامه ریزی صحیحی در راستای دستیابی به اهداف نام تجاری بکنند، به گونهای که بدون به هدردادن منابع میزان دستیابی به اهداف بیشینه شود. برخورداری از برندی قدرتمند در موفقیت فعالیت های پژوهش و توسعه، راه گشا است و تصورات سازمان از آینده فعالیت ها و خلاقیت ها را در جهت ارزش آفرینی کسب و کار هدایت می کند. برند های برتر قادرند هیجانات و عواطف مصرف کنندگان خود را برانگیزند. مصرف کنندگان به این نام ها اعتماد داشته و بیش از سایر برند ها از آنها انتظار خلق ایده های برتر و نوآوری در محصولاتشان را دارند. نام های تجاری از نظر توان وارزشی که در بازار دارند، با هم متفاوتند. در یک سو نام های تجاری هستند که خریداران در بازار اصلا با آنها آشنایی ندارند و در سوی دیگر نام های تجاری هستند که خریداران نسبت به آنها آگاهی کامل دارند. ورای این، نام های تجاری با درجه مقبولیت بسیارزیاد قرار می گیرند ونام هایی که خریداران برای خرید آنها مقاومتی از خود نشان نمی دهند. پس از این نام تجاری وجود دارد که رجحان نسبت به آنها زیاد است. سرانجام نام هایی وجود دارد که وفاداری نسبت به آن زیاد است(کاتلر، ۱۳۸۴: ۴۸۳). پژوهش گر در این پژوهش با ارائه ی تعریف از نام و نشان ملی و با روشن کردن مساله و اهمیت و ضرورت آن در نزد صنعت ایران خوردو و با تبیین فرضیات و اهداف موضوع را مورد بررسی و تعریف قرار می دهد. در مدلهای مرسوم نام و نشان تجاری کالا، ارزش ویژه نام و نشان بهوسیله عملکرد اقتصادی در دورههای مالی تعریف و ارزیابی میشود. امروزه علاقه به پژوهش در زمینه اخلاقیات بازاریابی و مسائل اجتماعی و قدرت اجتماع در حال رشد است و نامهای تجاری در خیلی از جنبههای زندگی انسان مرسوم هستند. نامهای تجاری در سبک زندگی و فرهنگ تاثیر داشته و حتی معرف آن هستند. نامهای تجاری در حال نفوذ به زندگی شخصی افراد هستند و ممکن است ارزشها، اعتقادات، سیاستها و حتی روح افراد را تحت تاثیر قرار دهند. ایجاد نام و نشان تجاری فراتر از زمینه بازاریابی و تبلیغات رفته است و به همان اندازه که ساختاری اقتصادی دارد ساختاری اجتماعی نیز دارد. تبلیغات یک عامل نمایان بازاریابی است اما نام و نشان، مرکز ارتباطات بازاریابی است و اغلب چالشها در تبلیغات از استراتژی نام و نشان نشأت میگیرد.
۱-۲.بیان مسأله
یکی از با ارزش ترین داراییهای هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت می باشد. هر چه ارزش نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد ، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند. نظارت و کنترل مداوم این مفهوم به عنوان یک گام ضروری در مدیریت اثر بخش آن می باشد(یاردل، ۱۳۸۹ :۳۲). حفظ و انتخاب بهترین نام و نشان تجاری یکی از مهم ترین دغده هایی است که شرکت به دنبال آن می باشد.در این پژوهش برآن هستیم تا تاثیر نام و نشان ملی را در صنعت خودرو که یکی از مهم ترین صنایع هر کشوری محسوب میشود. را مورد بررسی قرار دهیم هر نام و نشان شناخته شده برای شرکت دارای ارزش بسیار می باشد. آکر از جمله کسانی است که در پی حل مشکل شرکت ها به خصوص در زمینه نام و نشان تجاری بوده و اعتقاد دارد. که نام و نشان ملی تاثیر خود را در چند زمینه دارا خواهد بود که عبارتند از ؛ وفاداری: ایجاد یک تعهد قوی در خرید مجدد یا نگهداری مجدد یک کالا یا خدمت به صورت همیشگی است. کیفیت ادراک شده: داوری و قضاوت مصرف کننده در خصوص ارجحیت و مزیت یک محصول، با توجه به هدفی که آن محصول داشته است.آگاهی از برند: عبارت است از توانایی خریدار بالقوه جهت تشخیص و به خاطرآوردن اینکه یک برند عضوی از یک طبقه کالایی خاص است تداعی های ذهنی: تداعی برند هر چیز مرتبط با برند در ذهن است و می تواند شامل ذهنیت مصرف کننده، ویژگیهای محصول، موارد مصرف، تداعی های مربوط به سازمان، شخصیت برند و سمبل ها باشد. در سبز فایل که دوران ادغام و تحصیل شرکت هاست( عبیری ،۱۳۸۶ :۳۵)، ارزش نام و نشان تجاری یک عامل کلیدی و تعیین کننده در ارزش شرکت و ارزش بازار سهام میباشد. و این به سبب قدرتی است که یک نام تجاری در کسب مشتری جدید و حفظ مشتریان موجود دارد . اگر نام ونشان تجاری دارای ارزش ویژه بالایی باشد، شرکت می تواند در سایه ی وجود آن هزینه بازاریابی را کاهش دهد. زیرا مشتریان نسبت به آن آگاه و وفادار هستند ، هنگام مذاکره و چانه زدن با توزیع کنندگان و خرده فروشان شرکت از موضع قوی تری برخوردار است، و به شرکت اجازه می دهد قیمت ها را بالاتر تعیین کند زیرا از نظر خریداران، محصولی با این نام و نشان دارای کیفیت بیشتری است.شرکت می تواند در سایه ی وجود آن بر دامنه محصولات خود بیافزاید زیرا خریداران نسبت به آن اعتماد دارند و همین عامل می تواند در برابر قیمت محصولات رقیب از محصولات شرکت دفاع کند . همچنین مشتریان با پیشنهاد خرید نام و نشان تجاری به دیگران در جذب مشتریان جدید شرکت را یاری می کنند. شناسایی ابعاد مختلف یک نام و نشان تجاری و چگونگی تأثیر آن بر رفتار و عکس العمل مصرف کنندگان، به شرکت ها کمک می کند تا برنامه های بازاریابی خود را هر چه بهتر و مؤثرتر تدوین و اجرا کنند. در این پژوهش به دنبال این هستیم که دریابیم نام و نشان ملی می تواند بر نام ونشان شرکت های ایرانی در بازار هدف به خصوص نام و نشان سمند در شرکت ایران خودرو استان کرمانشاه تاثیر داشته باشد . و واژه ی سمند به عنوان یکی از نام های اصیل ایرانی می تواند بازار خوبی را برای شرکت ایران خودرو فراهم نماید.
۱-۴.اهداف مشخص پژوهش:
اهداف کلی :
تعیین عوامل که بر محصولات شرکت های تولیدی و خدماتی بخصوص عواملی که بر نام و برند محصول ارائه شده به بازار موثر هستند
اهداف ویژه:
شناخت سازه های تاثیرگذار نام و نشان ملی و وفاداری به نام ونشان سمند و میزان اثرگذاری آن در بازار ایران خودرو
اندازه گیری سازه های تاثیرگذار نام و نشان ملی و کیفیت درک شده از نام ونشان سمند و میزان اثرگذاری آن بازار ایران خودرو
رتبه بندی سازه های تاثیرگذار نام و نشان ملی و پیوندهای نام ونشان سمند و میزان اثرگذاری آن بازار ایران خودرو
طراحی مدل سازه های تاثیرگذار نام و نشان ملی و آگاهی از نام ونشان سمند و میزان اثرگذاری آن بازار ایران خودرو
اهداف کاربردی:
بررسی تاثیر عوامل موثر بر برند خودروی سمند بخصوص نام و نشان ملی در شرکت ایران خودرو در استان کرمانشاه
۱-۵.فرضیه های پژوهش:
۱-۶.قلمرو پژوهش
قلمرو موضوعی پژوهش:
در این پژوهش تاثیر نام و نشان ملی بر نام و نشان شرکت های ایرانی در بازار هدف خودرو(سمند) مطالعه خواهد شد.
۱-تعریف مفهومی
نام و نشان : نشانه هایی هستند که که برای معرفی کالاها و محصولات صنعتی و خدماتی از لحاظ کیفیت و ضمانت جنس آنها مورد استفاده قرار می گیرد این علائم ممکن است اسامی نشانه ها و یا شکل ها باشد(کاپفرر، ژان نوئل ،۲۰۰۷، ۶۴).
ارزش ویژه نام و نشان ملی : مجموعه ای از داراییها ومهارت هایی که با نام ونشان تجاری در ارتباط است(آکر ،۱۳۸۶: ۲۴۱).
آگاهی از برند: عبارت است از توانایی خریدار بالقوه جهت تشخیص و به خاطرآوردن اینکه یک برند عضوی از یک طبقه کالایی خاص است .آگاهی از برند همراه با تداعی زیاد برند باعث ایجاد یک تصویر مشخص از برند میگردد. (کاتلر، فیلیپ،۲۰۰۹، ۸۵).
بازار هدف :به بخشی از بازار گفته میشود که فروشندگان هدف فروش محصول یا خدمات را به آنها دارند طبیعی است که کالا یا خدمات مورد نظر، برای این دسته از افراد ایجاد شدهاست(مقیمی،۱۳۹۰: ۲۰۱).
وفاداری: وفاداری برند روابط داخلی، ارزش نام تجاری و هویت آن، ارتباط با مصرف عمومی، تمامیت آن و چشم انداز آن را مورد بحث قرار می دهد.به طور خلاصه برای مدیران وفاداری برند در ایجاد و ارتباط خالق نام و نشان تجاری، اهمیت دارد (ویلیام،۲۰۰۷: ۳۷).
وفاداری یک واژه قدیمی است که تعهد عمیق به کشور، خانواده یا دوستان را توصیف می کند و برای اولین بار با واژه ی «وفاداری به نام تجاری » وارد بازاریابی شد. وفاداری مشتریان از جنبه های مختلفی تعبیر شده است (ایست ودیگران ۲۰۰۰)
۲-تعریف عملیاتی:
نمره ای که فرد در آزمون تاثیر نام و نشان سمند بر شرکت ایران خودرو در بازار خودرو سمند از طریق پرسشنامه کسب می کند.
بازار هدف:
به میزان و تعداد فروش نمایندگی های ایران خودرو که در آن شرکت با بهره گرفتن از نام سمند بر روی خودروی سمند به فروش محصولات خود می پردازد که این نیز با طرح پرسشنامه ای که پژوهش گر ساخته است انجام می شود.
آگاهی از برند:
آگاهی از برند برای بازارهای مختلف متفاوت است. برخی بازارها نیاز دارند تا مشتری نام آن ها را بشناسد(شناخت) یا آن ها را به خاطر بیاورد(به یاد آوردن).بعضی دیگر نیاز دارند تنها برند موجود در ذهن مشتری باشد(چیرگی برند). برخی شرکت ها نیازمندند که مشتری علت وجودی آن ها را بداند یا حداقل ایده ای راجع به آن ها داشته باشد . آشنا و ترغیب شدن به نام و نشان سمند که از طریق تبلیغات از انواع مختلف آن( بنر ، آگهی تلویزیونی،پوستر و بازاریابان) توسط نمایندگی های ایران خودرو به وجود می آید که این نیز با طرح پرسشنامه ای که پژوهش گر ساخته است انجام می شود.
وفاداری:
به ذهنیت مثبت ایجاد شده که با توجه به استفاده از ماشین سمند و ارائه ی خدمات پشتیبانی و تفاوت قیمت نسبت به دیگر محصولات و کیفیت خودرو از طریق نمایندگی های ایران خودرو در مشتریان به وجود می آید و این نیز با توجه به پرسشنامه طرح شده قابل انجام است. در رابطه با مشتری هایی به کار می رود که پیش تر از کالا استفاده کرده اند.
کیفیت درک شده :
کیفیتی که در اثر استفاده مداوم مشتریان از خودروی سمند و خدمات پشتیبانی این خودرو نسبت به دیگر محصولات به وجود می آید .
پیوند های ملی :
به اعتقادات قلبی و فکری گفته می شود. که از زمان های گذشته سرچشمه گرفته و تا به حال ادامه دارد.
دیگر داراییهای اختصاصی نام تجاری
به استفاده شرکت ایران خودرو از برند سمند در دیگر محصولات و دیگر کشورها اشاره دارد .
۲-۱.مقدمه:
امروزه، سرمایه اصلی بسیاری از کسب وکارها، نام های تجاری آنهاست.گرچه کارخانه ها ونیروی انسانی ممکن است از بین بروند، ولی نام شرکت ها همچنان باقی می ماند، نامی که سابقه ی آن نزدعموم، یکی از ارزشهای پایدار است. برای دهه ها، ارزش یک شرکت برحسب املاک، سپس داراییهای مشهود، کارخانه ها و تجهیزاتش اندازه گیری می شد. با این حال در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی یک شرکت، جایی بیرون از آن، یعنی در ذهن مشتریان قرار دارد.
۱-۹-۱- از لحاظ هدف :. ۱۶
۱-۹-۲- از لحاظ اجرا : ۱۶
۱-۱۰-قلمرو تحقیق. ۱۷
۱-۱۰-۱- قلمرو مکانی: ۱۷
۱-۱۰-۲- قلمروهای زمانی تحقیق :. ۱۷
۱-۱۰-۳- قلمرو موضوعی ۱۷
۱-۱۱- جامعه ونمونه آماری تحقیق ۱۷
۱-۱۲- ابزار و نحوه گردآوری داده ها ۱۸
۱-۱۳- ابزار و نحوه تجزیه وتحلیل داده ها ۱۸
۱-۱۴- واژه های کلیدی تحقیق: ۱۹
فصل دوم: ادبیات تحقیق ۲۱
۲-۱-مقدمه : ۲۲
۲-۲-ضرورت شناخت انسان ۲۳
۲-۳-نقش مدیران استراتژیک در سازمان ۲۵
۲-۴- اهمیت و ضرورت بکارگیری تفکر و بصیرت درکارها. ۲۶
۲-۵-ویژگی های تصمیمات و برنامه های مبتنی بر تفکرو بینش استراتژیک ۲۷
۲-۵-۱- اتکال به خداوند و طلب یاری از او در امر تصمیم گیری ۲۷
۲-۵-۲-مشارکت و مشاوره در تصمیم گیری ۲۸
۲-۵-۳-موقع شناسی، تدبیر و آینده نگری در تصمیم گیری. ۲۹
۲-۵-۴-ثبات، پایداری و قاطعیت در تصمیم گیری ۲۹
۲-۶-ابعاد تفکر استراتژیک. ۳۰
۲-۶-۱-دیدگاه و جهت گیری سیستمی:. ۳۰
۲-۶-۲-عزم استراتژیک:. ۳۱
۲-۶-۲-۱-داشتن چشم انداز،اهداف و ارمان های روشن و گویا ۳۲
۲-۶-۲-۲-استفاده حداکثری از امکانات موجود در راستای تحقق اهداف: ۳۲
۲-۶-۲-۳-تبادل نظر با نیرو های سازمانی در جهت رفع موانع و مشکلات ۳۳
۲-۷-۳-پیشروی بر اساس اصول علمی: ۳۳
۲-۷-۳-۱-ارزشها ۳۳
۲-۷-۳-۲-ساختارها ۳۴
۲-۷-۳-۳-سبک رهبری ۳۵
۲-۷-۳-۴-فرایندها ۳۶
۲-۷-۳-۵-توزیع اطلاعات ۳۶
۲-۷-۴-فرصت طلبی هوشمندانه ۳۷
۲-۷-۴-۱-افزایش رقابت ۳۷
۲-۷-۴-۲-اثرات فناوری بر محیط کار ۳۸
۲-۷-۴-۳- ضرورت پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و تقاضا برای کیفیت برتر ۳۸
۲-۷-۴-۴-نیاز به کارکنان با مهارت بالا ۳۹
۲-۷-۴-۵-ضرورت انعطاف پذیری سازمان ها ۳۹
۲-۷-۵- تفکر در زمان ۳۹
۲-۷-۵-۱-بهره مندی از فرصت های گذشته برای تدوین اهداف اینده ۴۰
۲-۷-۵-۲-اعتقاد به ارتباط نقاط قوت فعلی سازمان با عملکرد گذشته ۴۱
۲-۷-۵-۳-اعتقاد به ارتباط نقاط ضعف فعلی سازمان با عملکرد گذشته ۴۱
۲-۸- مهارت های مدیریتی ۴۲
۲-۸-۱-مهارت های فنی ۴۲
۲-۸-۱-۱- داشتن علم و سواد کارکردن با کامپیوتر : ۴۳
۲-۸-۱-۲-دارا بودن توان محاسباتی و عددی: ۴۳
۲-۸-۱-۳-تدوین برنامه ریزی های موثر: ۴۳
۲-۸-۱-۴-اشنایی و تسلط کافی به علوم بودجه ریزی،حسابداری و مالی: ۴۳
۲-۸-۱-۵- مهارت کافی در امور اداری مربوط به گزینش و کارکنان: ۴۳
۲-۸-۱-۶- شناخت دقیق شیوه های جدید انجام امور: ۴۶
۲-۸-۱-۷-توانایی در ارتقا سطح جایگاه و منزلت سازمان: ۴۶
۲-۸-۱-۸-استفاده کارامد از امکانات و تجهیزات در دسترس : ۴۶
۲-۸-۱-۹-دارا بودن مدرک تحصیلی مرتبط: ۴۶
۲-۸-۱-۱۰-داشتن لیاقت وتجربیات کاری مفید و موثرو مرتبط : ۴۷
۲-۸-۱-۱۱-داشتن تخصص ومهارت در وظایف محوله ۴۹
۲-۸-۱-۱۲-توانایی در به کارگیری فن اوری های جدید: ۵۰
۲-۸-۱-۱۳- توانایی انجام پژوهش مرتبط با حوزه کاری: ۵۰
۲-۸-۲-مهارت های انسانی ۵۱
۲-۸-۲-۱-داشتن اخلاق حسنه با افراد ۵۱
۲-۸-۲-۲- تقوای کاری ۵۲
۲-۸-۲-۳-تواضع و فروتنی در برخورد با افراد ۵۶
۲-۸-۲-۴-توانایی در شناخت دقیق نیاز های مادی و معنوی کارکنان ۵۷
۲-۸-۲-۵-مشورت و مشارکت با کارکنان ۵۷
۲-۸-۲-۶-توانمندی حفظ اعتبار سازمانی از نگاه انتظارات مشتریان ۵۸
۲-۸-۲-۷-مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر افراد ۵۸
۲-۸-۲-۸- اعتقاد وتعهد در کار ۵۹
۲-۸-۲-۹-داشتن سعه صدر در برخورد با مشکلات ۵۹
۲-۸-۲-۱۰-استفاده از ظرفیت ها و قابلیت های کارکنان ۶۰
۲-۸-۲-۱۱-تلاش در جهت افزایش آگاهی و رشد معرفت افراد سازمان: ۶۱
۲-۸-۲-۱۲- ایجاد انگیزه در کارکنان ۶۲
۲-۸-۲-۱۳-توانایی در ایجاد یک محیط تفاهم توام با همکاری برای کارکنان ۶۴
۲-۸-۲-۱۴-توانمندی در شناخت تعارضات سازمانی میان کارکنان و حل وفصل ان ها ۶۴
۲-۸-۳- مهارت های ادراکی ۶۶
۲-۸-۳-۱- عامل وحدت آفرین: ۶۶
۲-۸-۳-۲- شناخت پیچیدگی ها ی کلی سازمان و درک روابط میان اجزای آن ۶۷
۲-۸-۳-۳-شناسایی اولویت ها و نیاز های اساسی سازمان در حال و آینده : ۶۷
۲-۸-۳-۴-داشتن خلاقیت و نواوری در فرایند انجام امور ۶۷
۲-۸-۳-۵-ریسک پذیری و توانمندی در مدیریت مخاطرات درچالش های فراروی ۶۷
۲-۸-۳-۶- شناخت دقیق فرصت ها و تهدید های فراروی محیطی ۶۸
۲-۸-۳-۷-توانایی شناخت میزان تاثیر تغییرات محیطی بر فعالیت های سازمان ۶۸
۲-۸-۳-۸-مهارت در تجزیه و تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری درست بر اساس آن ۶۸
۲-۸-۳-۹-توانایی طراحی مدل های ذهنی از موقعیت ها ی پیرامون سازمان ۶۸
۲-۸-۳-۱۰- نهادینه سازی قوانین وشعائراسلامی ۶۹
۲-۸-۳-۱۱-خوف و رجاء ۷۰
۲-۸-۳-۱۳- اخلاص ۷۳
۲-۸-۳-۱۴- توکل به خدا ۷۴
۲-۸-۳-۱۵- خدمتگذاری ۷۵
۲-۸-۳-۱۹- امانتداری ۷۶
فصل سوم: روششناسی تحقیق ۷۹
۳-۱-مقدمه ۸۰
۳-۲-نوع روش تحقیق ۸۱
۳-۳- فرضیه های تحقیق: ۸۲
۳-۴ – جامعه آماری ۸۲
۳-۵- حجم نمونه ۸۳
۳-۶- روش و ابزار گرد آوری داده ها ۸۴
۳-۷- ترکیب سوال ها در فرضیه های تحقیق ۸۵
۳-۸- روایی و پایایی پرسشنامه ۸۵
۳-۸-۱ روایی پرسشنامه ۸۵
۳-۸-۲- پایایی پرسشنامه ۸۶
۳-۹- مقیاس های مورد استفاده ۸۹
۳-۱۰- آزمون های آماری ۹۰
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها ۹۱
۴-۱- مقدمه ۹۲
۴-۲- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها ۹۲
۴-۲-۱- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها بر حسب سن ۹۳
۴-۲-۲- تجزیه و تحلیل توصیفی داده ها بر حسب میزان تحصیلات ۹۴
۴-۲-۳- تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب متغیر سابقه کاری ۹۵
۴-۲-۴-تجزیه و تحلیل داده ها بر حسب نوع استخدام ۹۶
۴-۳- آزمون تحلیل واریانس فریدمن ۱۰۶
فصل پنجم: نتایج ، راهکارهای تحقیق و پیشنهادات ۱۰۹
۵-۱- مقدمه ۱۱۰
۵-۲- نتیجه تحقیق: ۱۱۱
۵-۳- مقایسه با تحقیقات دیگربه صورت کلی. ۱۱۵
۵-۴- پیشنهاد ها و راه کارهای تحقیق ۱۱۶
۵-۴-۱- پیشنهادات وراهکارهای کلی تحقیق. ۱۱۶
۵-۴-۲-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ها ۱۱۸
۵-۴-۲-۱-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه اول تحقیق ۱۱۹
۵-۴-۲-۲-پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه دوم تحقیق ۱۲۰
۵-۴-۲-۳- پیشنهادات و راهکارهای مرتبط با فرضیه ویژه سوم تحقیق ۱۲۱
۵-۴-۳- پیشنهاد به محققان آینده ۱۲۲
۵-۵- محدودیتهای تحقیق ۱۲۳
فهرست منابع و مأخذ: ۱۲۵
پیوست ها : ۱۲۹
چکیده :
پژوهش حاضر در صدد بررسی میزان تاثیر مهارت های مدیریتی(شامل مهارت های فنی، انسانی و ادراکی) برسطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می باشد. با توجه به این هدف ،سوال اصلی این پژوهش اینست که ایا مهارت های مدیریتی (مهارت های فنی ،انسانی و ادراکی )بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشند؟ در راستای سوال اصلی تحقیق ،فرضیه های ویژه تحقیق عبارتند از : ۱- مهارت های فنی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.۲- مهارت های انسانی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.۳-مهارت های ادراکی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر گذار می باشد.با عنایت به هدف تحقیق و نحوه روابط بین متغیر های اصلی ،پژوهش حاضر،از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، توصیفی – پیمایشی (میدانی) است. جامعه آماری این پژوهش، مدیران رده های عالی و میانی شاغل در مجموعه شهرداری کاشان می باشد. برای جمع آوری داده های مربوط به مبانی نظری و استخراج عوامل و شاخص های اولیه از منابع کتابخانهای و اینترنتی و جهت گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز به منظور بررسی فرضیه ها از پرسشنامه استفاده شده است.به منظور تایید پایایی(اعتبار) از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده که میزان آن برای متغیر تفکر استراتژیک ۸۵۶/۰، متغیر مهارت های مدیریتی ۹۳۶/۰ وبرای کل پرسشنامه ها ۸۵۵/۰ است. به منظور بررسی فرضیه ها از آزمون ضریب رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد تشکیل دهنده مهارت های مدیریتی شامل مهارت های فنی، انسانی و ادراکی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان تاثیر معناداری دارند.به عبارت دیگر کلیه فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.
کلیدواژه ها: مهارت های فنی، مهارت های انسانی،مهارت های ادراکی ،تفکر استراتژیک ، شهرداری
۱-۱- مقدمه
امروزه مدیران عالی بسیاری از سازمانها اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی ، شرکتها و نهادها ، زمان ، منابع مالی، انسانی، انرژی و کالبدی قابل توجهی را صرف تدوین استراتژیها و تعیین راهبردهای اساسی سازمانهای خود می کنند ولی اکثر آنها از عدم اجرای مطلوب استراتژیهای خود سخن می گویند . چشم اندازی که این مدیران برای سازمان خود تصویر می کنند برای خود آنها کاملاً روشن و مبرهن است ولی آگاهی و درک کارکنان آنها از این چشم انداز بسیار کم و همسوئی و همدلی آنها برای تحقق اهداف منبعث از این چشم انداز ، بسیار کمتر است .
بنابراین ، مدیران عالی همواره در جستجوی راه اصلی برای حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود بوده اند و در این میان باتوجه به افزایش مشکلات و تحولات سریع محیطی نیاز به ارائه راه حلهای بهتر و استفاده از ابزارهای قوی تر از برنامه ریزی استراتژیک خودنمائی می کند چرا که مدیران با تفکر استراتژیک با فهم و درک بهتر از برنامه استراتژیک عملکرد موثرتری خواهند داشت و می توان گفت تفکر استراتژیک به عنوان مکملی برای برنامه ریزی استراتژیک ، رویکرد مناسب « راهبری » سازمان محسوب می شود و می توان جهت مقابله سیستماتیک با معضلات به درک فرصتهای تخصیص بهینه منابع کمیاب و دستیابی به نتایج مورد انتظار کمک نماید بعبارت دیگر برای هماهنگی با تغییرات روز افزون و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی نیاز به تغییر در روش تفکر و تحول ذهنی و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی مدیران سازمانها می باشد و وقتی سازمان با مشکلات جدید مواجه می شود ، راه حلهای قدیمی کارائی خود را از دست می دهند .
شاید یکی از مهمترین متغیر های موثر برسطح تفکر استراتژیک مدیران ، مقوله مهارتهای مدیران می باشد که در این راستا مهارتهای گوناگونی مطرح می باشند لیکن ما در این تحقیق در نظر داریم مهارتهای فنی ، انسانی و ادراکی و تأثیر آنها را بر سطح تفکر استراتژیک مورد مطالعه قرار دهیم .
۱-۲- بیان مسئله
لازمه تدوین یک برنامه ریزی استراتژیک و هدفمند داشتن تفکر استراتژیک و راهبردی است یعنی تفکری که همراه با بینش و بصیرت بوده و اینده نگری و حتی شاید اینده سازی رامورد توجه قرار دهد .بدین لحاظ اندیشمندان زیادی به این مقوله توجه نموده ، تلاش نموده اند تا این تفکر را به گونه ای مفهوم سازی و توصیف نمایند برای مثال از دیدگاه اوهم۱ ( ۱۹۸۲ ) تفکر استراتژیک مبنای چشم انداز سازمان بوده و استراتژی سازمان را در جهت آن به حرکت در می آورد . و از دیدگاه همل۲ ( ۱۹۹۸ ) تفکر استراتژیک معماری هنرمندانه یک استراتژی بر مبنای خلاقیت و شهود انجام می گیرد (زارعی،۱۳۸۹).
بنابر این می توان ادعا کرد که برنامه ریزی و اینده نگری دو عنصر تفکیک ناپذیر اند و بعبارت بهتر داشتن بینش و بصیرت ، لازمه برنامه ریزی های درست و کارامد محسوب می گردد همانگونه که در متون دینی ما به ویژه ایات قران کریم و روایات معصومین(ع) به نقش و جایگاه تفکر راهبردی یا استراتژیک در قالب اصطلاحاتی چون تدبیر، بصیرت و دور اندیشی و اینده نگری در تصمیم سازی ها و برنامه ریزی ها تاکید بسیاری شده است. بعنوان نمونه خداوند متعال در قرآن به پیامبر خود می فرماید :” قل هذه سبیلی أدعو إلى الله على بصیره أنا ومن اتبعنی “(یوسف،۱۰۸) به مومنان اعلام کن که راه خدا دعوت به توحید خالص همراه با بصیرت و بینایی است ولذا همه مردم جهان را به سوى این طریقه فراخوان. در این آیه حضرت یوسف(ص) مأموریت پیدا می کند که آیین و روش و خط خود را مشخص کند سپس اضافه می کند من این راه را بی اطلاع یا از روی تقلید نمی پیمایم بلکه از روی آگاهی و بصیرت خود و پیروانم و همه مردم جهان را به سوی این طریقه می خوانم (مکارم شیرازی،۱۳۷۲ ) در واقع این از وظایف یک رهبر راستین است که با صراحت برنامه ها و اهداف خود را اعلام کند . ولذا داشتن بینش و بصیرت و اینده نگری مانند نوری است که به انسان بینش اجتماعی می دهد که با افراد مختلف وگروه های گوناگون و حوادث و پیشامدهای رنگارنگ چگونه برخورد کند و راه رهبری و مدیریت صحیح را ارائه می نماید و لذا همه پیامبران الهی از خداوند شرح صدر و نور بصیرت می خواستند (عباس نژاد، ۱۳۸۴).
لذا می توان گفت که بکارگیری تدبیر و بصیرت و دور اندیشی نیازمند یک سری از مهارتهایی می باشد که شاید بتوان گفت رمز موفقیت در یک مدیریت بخردانه ومنطقی است و لذا توجه جدی به افزایش سطح مهارتهای افراد سازمانی به ویژه مدیران سازمانها برای برخورداری از یک سطح بالایی از هوشمندی و درایت و تدبیر در انجام موثر کارها ضروری به نظر می رسد.به این لحاظ اندیشمندان دیدگاه ها و نظریه های متعددی پیرامون مهارتهای مورد نیاز مدیران ارائه نموده اند از جمله نظریه مهارت های سه گانه فنی انسانی و ادراکی که از سوی کاتز (۱۹۹۵) مطرح و ارائه گردیده است.که مبنای ابعاد مهارت های مدیران در تحقیق حاضر است .از دیدگاه این نظریه پرداز ، مدیریت هر سازمانی باید در وهله اول در انجام وظایف کاری خود از دانایی و توانایی ویژه برخوردار باشد که لازمه ان ورزیدگی و تبحر در کاربرد فنون و ابزار ویژه و همچنین شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است که این امر تحقق همان مهارت فنی است ضمنا یک مدیر شایسته باید از مهارت انسانی برخوردارباشد که همانا داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کارها بوسیله دیگران ،فعالیت موثر بعنوان عضو گروه،درک انگیزه های افراد و تاثیر گذاری بر
مطلب دیگر :
رفتار انان می باشد و در نهایت مهارت ادراکی که همانا توانایی درک پیچیدگی های کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیل دهنده کار و فعالیت سازمانی بصورت یک کل واحد می باشد.
لازم بذکر است که به اهمیت داشتن این مهارت ها برای هر فردی که در مقام ریاست ،مدیریت یا رهبری یک سازمان یا یک جامعه قرار دارد در متون دینی ما یعنی قران کریم و روایات معصومین (ع نیز توجه زیادی معطوف شده است و صریحا امده است که یک مدیر شایسته باید مهارتهای ویژه ای از جمله تخصص ، اگاهی ، خوش خلقی ،احترام به افراد، سعه صدر،رفق و مداراو. داشته باشد که در ادامه به چند استناد در این زمینه بسنده می شود :
امام علی (ع) می فرمایند: “وَاَکْثِرْمُدارَسَهَ الْعُلَماءِ وَمُنافَثَهَ الْحُکَماءِ فی تَثْبیتِ ماصَلَحَ عَلَیهِ اَمْرُ بَلادِکْ” : و با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان فراوان در میان نه ، در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد.(نهج البلاغه، نامه ۵۳ )
در این نامه امام علی (ع)گوشزد می نماید که یکی از مهارت های مدیران می تواند کسب دیدگاه ها و نظرات افراد متخصص باشد که همین امر می تواند یک مهارت انسانی محسوب شود.در جایی دیگر
پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که بدون علم و آگاهی برای مردم فتوا و نظری دهد جایگاهش از آتش خواهد بود. (الحر العاملی، ۱۳۹۱ ه ق). و باز پیامبر اعظم فرمود: کسی که بدون دانش و آگاهی کاری را انجام دهد، فسادش بیشتر از صلاحش خواهد بود (کلینی، ۱۳۷۲).از این احادیث می توان برداشت کرد که بینش و بصیرت در کار به ویژه برای مدیران اهمیت زیادی دارد و یک نوع تفکر استراتژیک محسوب می گردد.
همچنین در سوره ال عمران( ایه پنجاه و نه ) خداوند، مهارت رفق و مدارا را برای پیامبر خود گوشزد می نماید و می فرماید:به واسطه رحمت الهی ،نسبت به انان نرم خو شدی ، که اگر تند خو و سخت دل بودی از اطرافت پراکنده می شدند.همچنین در روایتی حضرت علی(ع)می فرمایند:وسیله و ابزار ریاست و مدیریت سعه صدر است(نهج البلاغه،حکمت ۱۷۶).که به نوعی هم مهارت انسانی و هم مهارت ادراکی است.
رسول خدا (ص) فرمود: در قیامت چیزی را در نامه عمل نمی گذارند که افضل از حسن خلق باشد.( کلینی،۱۳۷۲)
ولذا مدیر و رهبرشایسته به فرموده معصومین (ع) ، باید دارای حسن خلق، تواضع و فروتنی باشد، با روی خوش، مهربانی، مهر و محبت، تبلیغ و ارشاد نماید.
با توجه به روایات فوق که دربرگیرنده یک سری از ویژگی ها و خصوصیات لازم برای افراد مسئول به ویژه مدیران رده عالی سازمان ها می باشد می توان دریافت که این ویژگی ها به نوعی بیانگر توانایی ها و مهارت هایی است که می توان انرا تحت عنوان مهارت های مدیریتی نام برد.برای مثال توجه به نظرات افراد در سازمان یا تواضع و فروتنی در برخورد با افراد که مورد تاکید در متون دینی ما می باشد یک نوع مهارت انسانی محسوب می گردد. از سوی دیگر می توان دریافت که داشتن توانمندی و مهارت های مورد نیاز برای مدیریت به ویژه مهارت های انسانی و ادراکی در سازمان، می تواند راه را برای ارتقای استراتژیک فکر نمودن مدیر هموار سازد. زیرا اگر مدیری این نوع مهارت ها را نداشته باشد، شاید نتواند بصیرت و بینش استراتژیک و راهبردی داشته باشد و راهبردی فکر کند. وچه بسیار که در مواجهه با مشکلات نتواند راهبردی عمل نموده و همانند مدیران استراتژیست تهدید ها را به فرصت های مطلوب تبدیل نماید. لذا مدیری با داشتن این مهارت ها ،می تواند دارای دیدگاه و افق استراتژیک مطلوب تری نسبت به مدیران غیر ماهر باشد .برای مثال یکی از ابعاد تفکر استراتژیک مورد توجه مولفه بینش استراتژیک است که با مهارت های ویژه ای بهبود می یابد.لذا در مجموع باعنایت به نقش و تأثیر مهارت های مدیریتی در ارتقاء سطح بصیرت و بینش وبطور کلی تر تفکر استراتژیک مدیران سازمانها که هم از دیدگاه عقلی و نظری قابل استدلال است و هم در اموزه های دینی ماامده است ، پژوهش حاضر اولاً: به شناخت و مطالعه میزان وضعیت مهارت های مدیریتی و تفکر استراتژیک در مدیران( بصورت یک مطالعه موردی در شهرداری کاشان ) بر اساس شاخص های تشکیل دهنده تفکر استراتژیک مبتنی بر نظریه لیدکا(۱۹۹۸)پرداخته و از سوی دیگر: درصدد است تا میزان تاثیر مهارت های مدیریتی را بر سطح تفکر استراتژیک این مدیران ارزیابی نماید لذا با عنایت به این هدف در این تحقیق به شناخت و تبیین میزان تأثیر مهارتهای مدیریتی بر سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می پردازد .آنچه مهم است این است که در این تحقیق محقق بدنبال آن است که خلاء تفکر استراتژیک که بطور محسوسی در مجموعه مورد نظر نمایان است را بررسی و راه های پرکردن آن را با بهره گرفتن از مهارتهای عنوان شده مرتفع نماید .
لازم بذکر است که محقق برای سنجش میزان وجود تفکر استراتژیک و مهارتهای مورد نیاز در مدیران شهرداری کاشان از شیوه کاربردی و پیمایشی استفاده می نماید لذا بدین منظور از ابزار پرسشنامه مبتنی بر نظریه های فوق الذکر بهره گیری می نماید تا بتواند از یک سو وضعیت موجود تفکر استراتژیک را از لحاظ شاخص هایی همچون نگرش سیستمی ،عزم استراتژ یک، فرصت طلبی هوشمندانه،پیشروی بر اساس اصول علمی و تفکر در زمان و مهارتهای تحقق این نوع تفکر را که شامل سه مهارت فنی انسانی و ادراکی می باشد در میان اعضای جامعه اماری مورد مطالعه و شناسایی قرار دهد و از سو ی دیگر با توجه به وضعیت موجود در شهرداری کاشان میزان تاثیر این مهارتها را در بروز و تحقق تفکر استراتژیک مدیران مورد مطالعه قرار دهد.لذا سوال اصلی تحقیق حاضر اینست که:”تاثیر مهار تهای مدیریتی(فنی، انسانی و ادراکی) بر ارتقای سطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان چگونه می باشد؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
سازمان های امروزی همواره با مشکلات و مسایلی مواجه هستند که وظایف مدیریت این سازمانها را دو چندان می سازد.بدیهی است بهترین و مفید ترین راه برای حل مناسب و معقول مشکلات و چالش های فرارویری، پیش بینی صحیح انها و سپس انتخاب راه کار مناسب و معقول برای مقابله با ان هاست و لذا اگر مدیران قبل از روبه رو شدن با هر گونه مشکل ان را پیش بینی کرده باشند تلاش خواهند کرد تا از بروز ان مشکل پیشگیری نمایند و چنانچه پیشگیری از وقوع مشکل نیز غیر ممکن باشدسعی
می نمایند تا راه کار مناسبی را برای مقابله صحیح و اصولی با مشکلات و حل وفصل انها در نظر بگیرند.
نکته مهم در اینجا این است که شاید تنها راه شناسایی دقیق مشکلات و پیش بینی صحیح انها داشتن توان تفکر و بصیرت و بینش راهبردی و استراتژیک است ما ممکن است از خود پرسیده باشیم که چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافته اند و یا برخی از شرکتهای کوچک و گمنام به یکباره به جایگاه های ممتازی در صحنه رقابت بین المللی رسیده اند ؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سوالات را باید در مفاهیمی به نام استراتژی و تفکر استراتژیک جستجو کرد .تفکر استراتژیک مدیر را قادر میسازد تا بفهمد چه عواملی در دستیابی به اهداف موردنظر موثر است و چگونه این عوامل موثر برای مشتری ارزش میآفریند؟ (مقدسی،۱۳۸۷).
مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنی پویا، آینده نگر ، جامع نگر و اقتضائی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است . تفکر استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند . این شیوه تفکر و مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد وفعالیت هایش به گونه ای در آید که اعمال نفوذ نماید و بدینگونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل در آورد(عابدی،۱۳۸۵) .
یکی از مهمترین منافع تفکر استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هرچه بیشتر مدیران و کارکنان می شود و همچنین از منافع بزرگ دیگر آن این است که موجب فرصتی می شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود . تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می شوند در فرایندهای تصمیم گیری مشارکت کنند . خلاقیت ، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدینگونه اثربخشی آن افزایش خواهد داشت(عابدی وهمکاران،۱۳۸۵).
باتوجه به مطالب پیش گفته یکی از خلاء های بزرگ در سازمانهای پیچیده و متنوع بخصوص شهرداریها ایجاد دیدگاهی است که بر پایه آن مدیران و کارکنان با دورنگری و آینده نگری در دنیای متحول و سراسر تغییر تصمیمات به موقع و مناسب را اتخاذ نمایند لذا ایجاد تفکر استراتژیک و دیدگاهی به روز از ملزومات بسیار ضروری و مورد تأکید در شهرداریها می باشد(عابدینی،۱۳۷۵) . از نظر کاربردی تفکر استراتژیک در شهرداری کمک می کند تا مدیران از روش منظم تر ، معقولتر و منطقی تر راه ها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نمایند و بدینگونه استراتژیهای بهتری را تدوین نمایند .حال به منظور ایجاد این تفکر لاجرم ارتقاء سطح آموزش و مهارتهای مدیران ، دست اندرکاران و برنامه ریزان شهرداری قطعی است بدین منظور شهرداری ناگریز است با بکارگیری فنون مختلف سطح آگاهی ها و مهارتهای مدیران خود را آن چنان تغییر دهد تا بصورت فزاینده ای نسبت به مسائل پیش رو با دیدگاهی کاملاً روشن و به روز نسبت به تغییرات و پیچیدگی ها اقدام نمایند . در تحقیق حاضر برای بخش مهارتهای مدیریتی مدیران شهرداری کاشان از مدل رابرت ال کاتز ( ۱۹۹۵ ) استفاده شده است که مهارتهای مدیریتی را شامل سه مهارت فنی،ادراکی وانسانی می داند .مهارت فنی شامل توانایی به کاربردن دانش ، فنون و ابزارهایی است که لازمه انجام وظایف خاصی است و از طریق تجربه ، تحصیل و کارورزی کسب می شود . مهارتهای انسانی شامل توانایی در زمینه ایجاد تفاهم و همکاری و انجام کار بوسیله دیگران و فعالیت موثر به عنوان عضو گروه ، درک انگیزه های افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان و مهارت ادارکی شامل توانایی درک پیچیدگی ها و مشکلات سرتاسر سازمان و اقدام براساس هدفهای کل سازمان است (علاقه بند،۱۳۷۵)
با بررسیهای انجام شده و مطالعات صورت گرفته در جامعه اماری مورد مطالعه (شهرداری کاشان) علیرغم اقدامات با ارزش و مفیدی که در خصوص تهیه برنامه های راهبردی ،چشم اندازها و برنامه های استراتژیک صورت میگیرد لیکن خلا تفکر استراتژیک ورصد برنامه ها و تغییرات فزاینده و سریع داخلی و خارجی ، وضعیت رقبا و تعهدات قانونی از یک طرف،و وجود اهتمام مناسب و انگیزه لازم در جهت ارتقا مهارتهای مورد نیاز به منظور بهبود تفکر استراتژیک در بین مدیران و کارکنان از طرف دیگر، بطور محسوسی مشهود میباشد.باعنایت به نقش و تأثیر مهارتهای مدیریتی سه گانه یعنی مهارت فنی ، انسانی و ادراکی در ارتقاء سطح تفکر استراتژیک مدیران سازمانها ، پژوهش حاضر اولاً به بررسی و سنجش وضعیت مهارتهای مدیریتی و تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان پرداخته و سپس به تبیین میزان تأثیر مهارتهای مدیریتی برسطح تفکر استراتژیک مدیران شهرداری کاشان می پردازد. آنچه مهم است این است که در این تحقیق محقق بدنبال آن است که خلاء تفکر استراتژیک که بطور محسوسی در مجموعه مورد نظر نمایان است را بررسی و راه های پرکردن آن را با بهره گرفتن از مهارتهای عنوان شده مرتفع نماید .
با توجه به مطالب گفته شده بالندگی یک سازمان صرفاً به خود مدیر،تفکرات و تصمیمات او به تنهایی بستگی ندارد، بلکه به مهارتهای فنی،انسانی وادراکی مدیران بستگی دارد. (حسینی،۱۳۸۷).
سازمان هایی موفق و اثربخش خواهند بود که رهبران آنها با اتخاذ مهارتهای مدیریتی خود ونفوذی که بر کارکنان دارند، بتوانند آنها را برانگیزند و تلاش های آنها را در جهت تحقق اهداف وتعالی سازمان همسو و منسجم کنند. لذا برای دستیابی به چنین امری سازمان ها نیازمند رهبرانی با داشتن چشم انداز وتفکر استراتژیک خواهند بود، که این تفکررا در سطح سازمان توسعه دهند و مزیت رقابتی برای سازمان خلق کنند . چرا که مدیران با تفکر استراتژیک می توانند جهت مقابله سیستماتیک با معضلات به درک فرصت های تخصیص بهینه منابع کمیاب و دستیابی به نتایج مورد نظر کمک نمایندو برای هماهنگی با تغییرات روزافزون و گام برداشتن در جهت اهداف سازمانی، نیاز به تغییر در روش تفکر و تحول ذهنی مدیران سازمانها می باشد (رحمان سرشت،۱۳۸۷) .
۱-۷-۲-قابلیت۸
۱-۷-۳-عملکرد۸
۱-۷-۴بازاریابی۸
۱-۸-۵-ارزیابی عملکرد بازاریابی.۹
۱-۸-ساختار مدل۱۰
۱-۱۰- محدودیت های تحقیق۱۳
۱-۱۱- سازماندهی تحقیق.۱۳
فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع
۲-۱- مقدمه۱۶
۲-۲- مبانی نظری .۱۶
۲-۲-۱-تاریخچه بازاریابی.۱۶
۲-۲- ۲- تعریف بازار یابی.۱۸
۲-۲-۳-نیاز ۱۹
۲-۲-۴-خواسته.۲۰
۲-۲-۵-تقاضا ۲۰
۲-۲-۶-کالا .۲۱
۲-۲-۷-مبادله ۲۱
۲-۲-۸-معامله ۲۱
۲-۲-۹-بازار .۲۲
۲-۴- انواع بازاریابی ۲۳
۲-۴-۱-بازاریابی خود .۲۳
۲-۴-۲-بازاریابی سازمان ۲۴
۲-۴-۳-بازاریابی مکان ۲۴
۲-۴-۴-بازاریابی ایده.۲۴
۲-۵)محیط بازاریابی .۲۵
۲-۶- ا ستراتژی بازاریابی ۲۸
۷-۲ – رویکردهای تحلیلی در تدوین استراتژی بازاریابی.۳۰
۲-۸ – آمیخته بازاریابی .۳۵
۲-۹- تفاوت نیازها و خواسته ها.۳۸
۲-۱۰-تفاوتهای بین بازاریابی و فروش…۴۱
۲-۱۱-ریشه و تعریف قابلیت سازمان.۴۴
۲-۱۲-سطوح قابلیت ها۴۷
۲-۱۳-قابلیت های سازمان.۴۸
۲-۱۳- مطالعات تجربی ۵۲
۲ -۱۳-۱- مطالعات داخلی۵۲
۲ -۱۳-۲-مطالعات خارجی.۵۶
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
۳-۱- مقدمه ۶۰
۳-۲-روش تحقیق ۶۰
۳-۳-مدل تحقیق ۶۰
۳-۴-فرضیه های تحقیق ۶۳
۳-۵-جامعه آماری.۶۳
۳-۶-نمونه و روش نمونه گیری۶۴
-۷-۳ ابزار گردآوری اطلاعات.۶۴
۳-۸- روایی و پایایی پرسشنامه.۶۵
۳-۹- روش تجزیه وتحلیل داده ها.۶۸
۳-۱۰-خلاصه فصل.۶۸
فصل چهارم :یافته های تحقیق
۴-۱-مقدمه.۷۱
۴-۲- توزیع فراوانی جنسیت۷۱
۴-۳- توزیع فراوانی مدرک تحصیلی.۷۲
۴-۴- توزیع فراوانی سمت.۷۳
۴-۵- توزیع فراوانی بانک۷۴
۴-۶- شاخصهای توصیفی سن:. .۷۶
۴-۷-شاخصهای توصیفی متغییرها . . ۷۷
۴-۸- بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها: . ۷۸
۴-۹-فرضیات.۷۹
فصل پنجم: جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها
۵-۱ مقدمه ۹۳
۵-۲ یافته های توصیفی ۹۳
۵-۳- نتیجه گیری وتوصیه های سیاستی ۹۴
۵-۴-محدودیت های تحقیق ۹۷
۵-۵-پیشنهادات ۹۷
منابع ومآخذ
الف) منابع فارسی ۹۵
ب) منابع انگلیسی ۹۸
– مقدمه
باگسترش روزافزون اقتصاد خدماتی، سازمانها برای کسب و حفظ مزیت رقابتی پایدار به دنبال راهکارهایی نوین برای استفاده از منابع در سازمان متبوع خود و تقویت قابلیت هامی باشند. سازمانها در مسیر تطبیق خود با تغییرات مداوم ناگزیرند منابع و قابلیت های خود را تقویت وحمایت نمایند. برای رسیدن به این منظور می بایست از اهرم هایی برای تسهیل وتقویت این فرایندها استفاده و بسترهای لازم را برای آن فراهم نمایند. در این بین اهمیت منابع سازمانی مطرح می شود و نقش تعیین کننده قابیلت های سازمان بیش از پیش روشن تر شده است.
۱-۲- بیان مساله
در محیط رقابتی کسب و کار امروز، عمده نگرانی و تکاپوی سازما نها در جهت بقا، توسعه و پیشرفت فراگیر آنها شکل میگیرد.(آرمسترانگ،۱۹۹۱،۵۷)۱ در راستای این هدف خطیر مباحث مربوط به عملکرد بازاریابی و بهبود آن در سطح واحدها و چه در سطح کارکنان و مدیران یکی از مباحث عمده در مدیریت میباشد .(کاسیو،۱۹۹۵،۳)۲هر مدیر و مسؤل سازمان یا ذینفعی میخواهد که اطلاعاتی در ارتباط با نحوه عملکرد بازاریابی واحدها و سازمان مطبوع خود در مقایسه با سایر واحدهای مشابه و یا سایر رقبا در آن صنعت به دست آورد، که استفاده از این اطلاعات می تواند به شناسایی نقاط ضعف و قوت آنها کمک نماید و جایگاه منابع و قابلیت های موجود در سازمان مطبوع خود را بشناسد و استراتژی استفاده از منابع خود را طراحی کند و در سطح مطلوبی از منابع استفاده و قابلیت های خود را شکوفا کند.
در سال ۱۹۷۰ مسایل محیطی تحرک بسیاری را در جامعه های آکادمی و تجاری بوجود آورد این تحرکات باعث شد سازمان های تجاری و بازاریابی به تحقیقات زیادی در این زمینه بپردازند. اگرچه کارهای ارزشمندی در این راستا انجام شده بود ولی تحقیقات دقیق تری را برای این امر لازم بود. یک مسئله که توجه خاصی را طلب می کند نقش ممتاز منابع و قابلیت های سازمانی در توسعه محیطی و نقش ممتاز رقابت تجاری بر آن هست. اگر چه تحقیقات قبلی تمرینات زیادی را برای بالا بردن ظرفیت رقابتی در نظر گرفته است ولی توجه کمی نسبت به محیط های بازاریابی و منابع و استراتژی و و نتایج کاری آن شده است.زیرا مطالعات روی مدیریت محیطی اکثرا متمرکز بر پایه های ساختاری می باشد تا عملکرد بازاریابی. یک عامل قابل تامل در این بخش بازاریابی می باشد که در دهه های اخیر رشد بی سابقه ای داشته است که تاثیر زیادی در جذب منابع در سازمان و چگونگی استفاده از آن را دارد و در محیط بازار تغییر و تاثیرات بسزایی را ایجاد می کند و منعکس کننده جایگاه منابع و قابلیت های سازمانی در عملکرد بازاریابی می باشد که تغییرات زیادی را متحمل شده که از حالت سنتی به مدرن تغییر یافته است.
پیوند جدانشدنی بازاریابی ، بانکداری است که در آن مسایل محیطی نقش یکتایی را ایفا می کند.تمام کارهای بانکداری در بر دارندهی فعالیت های کوچکی است که هر یک منابع محدودی را به کار می برند و بر روی محیط اثرات تعیین کننده ای را دارند و با توجه به همین تاثیرات در محیط قانون گذاری در صنعت بانکداری تحت تاثیر قرار می گیرد. مشتریان مستقیما تحت تاثیر خدمات بانک ها و در نتیجه محیط شان هستند.اگرچه روابط بین بانکداری ومحیط بررسی شده است ولی مشکلات محیطی کمتری حل شده است بررسی این مسایل حیاتی و مهم است. ما در این تحقیق به بررسی تاثیر منابع و قابلیت های سازمانی و تاثیر آن بر عملکرد بازاریابی می پردازیم. برای
مطلب دیگر :
بدست آوردن اثر محرک ها و نتایج استراتژی محیطی یک چارچوب ذهنی وجود دارد که شامل دو ساختار میباشد. اولین ساختار تمرکز بر منابع (مانند:فیزیکی ،آموزشی و تجربی)و قابلیت ها (مانند:ارتباط ساختار،پاسخ و سنجش تکنولوژی وچشم انداز مشترک و.) دارد و دومین مسئله موقعیت مکانی و نوع مالکیت را نشان می دهد که چگونه بر عملکرد بازاریابی تاثیر خواهد داشت.
مدل ما بر پایه تحقیقRBV استوار است که بر منابع به عنوان محرک های کلیدی عملکرد بازاریابی تاکید دارد که در ادامه بصورت مفصل در مدل تشریح خواهد شد.
۱-۳- اهمیت و ضرورت مطالعه
نتایج حاصل از این تحقیق می تواند به عنوان الگویی برای مدیران بانکها باشد. تا با بهره گرفتن از نتایج تحقیق و شناخت اهمیت ابعاد مختلف نقش منابع و قابلیت های سازمانی در عملکرد بازاریابی ، بتوانند گامی موثر در جهت ارتقا عملکرد بردارند. دانشجویان دانشگاهها می توانند از این تحقیق به عنوان یکی از منابع پژوهشی استفاده نموده و تحقیقات دیگری را در جهت کاملتر نمودن نتایج این تحقیق انجام دهند
۱-۴- اهداف
اهدف این تحقیق عبارت است از:
هدف اصلی:
تعیین تأثیر منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازار یابی .
اهداف فرعی:
۱- تعیین تأثیر منابع فیزیکی سازمان درعملکرد بازار یابی .
۲- تعیین تأثیر منابع آموزشی سازمان درعملکرد بازار یابی .
۳- تعیین تأثیر منابع تجربی سازمان درعملکرد بازار یابی .
۴- تعیین تأثیر چشم اندازمشترک درعملکرد بازار یابی .
۵- تعیین تأثیر ارتباط ساختار درعملکرد بازار یابی .
۶- تعیین تأثیر پاسخ از سنجش تکنولوژی درعملکرد بازار یابی .
۷- تعیین تأثیر موقعیت مکانی و نوع مالکیت به عنوان عوامل تعدیل کننده ای ما بین منابع وقابیلت های سازمانی و عملکرد بازاریابی .
۱-۵- فرضیه ها
فرضیه اصلی:
منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازار یابی تاثیر دارد.
فرضیه های فرعی:
۱- منابع فیزیکی سازمان درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۲- منابع آموزشی سازمان درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۳- منابع تجربی سازمان درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۴- چشم انداز مشترک درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۵- ارتباط ساختار درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۶- پاسخ و سنجش تکنولوژی درعملکرد بازار یابی تاثیرمثبت ومعنی داری دارد.
۷- موقعیت مکانی و نوع مالکیت نقش تعدیل کننده ای در بین منابع وقابیلت های سازمانی و عملکرد بازاریابی دارد.
۱-۶- روش تحقیق
نوع تحقیق
روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی می باشد روش تحقیق حاضر بر اساس هدف ، کاربردی می باشد. هدف تحقیقات کاربردی توسعه ی دانش در یک زمینه ی خاص است .تحقیق حاضر بر اساس تحقیقات زمینه یابی، مقطعی است. چارچوب مفهومی منابع و قابلیت های سازمانی که تحقیق حاضر بر مبنای آن انجام می گیرد در شکل شماره۱ ارائه شده است . در این چارچوب مفهومی منابع فیزیکی، منابع آموزشی، منابع تجربی، چشم انداز مشترک،ارتباط ساختار، پاسخ/سنجش تکنولوژی متغیر مستقل بوده و عملکرد بازاریابی متغیر وابسته میباشد . همچنین با توجه به موقعیت مکانی در بازار و نوع مالکیت ، عملکرد بازاریابی را با تعدیل کنندگی این دو عامل می سنجیم.
-جامعه و نمونه آماری
در این تحقیق جهت سنجش مدل، روسای بانک بعنوان تاثیر گذاران بر عملکرد بازاریابی انتخاب شدند . جامعه آماری تحقیق جهت جمع آوری داده ها، شعبات بانک های مختلف استان آذربایجان شرقی می باشند. و از روش نمونه گیری خوشه ای برای اعضای جامعه آماری استفاده خواهد شد.
-قلمرو تحقیق
به منظور بررسی تاثیر منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازار مرزهای زیر مشخص گردیده است:
الف) قلمرو موضوعی تحقیق :در مدلهای ارائه شده در ارتباط عملکرد بازاریابی، مدل Fig به دلیل اهمیت وکاربرد بیشتر آن، در بررسی تاثیر منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازاریابی به عنوان قلمرو موضوعی تحقیق مطرح شده است.
ب) قلمرو مکانی تحقیق: قلمرو مکانی این مطالعه شعب بانک های استان آذربایجان شرقی است .
ج) قلمرو زمانی تحقیق: در این مطالعه از داده ها و اطلاعات روسای بانک ها در نیمه اول سال ۹۳ استفاده شده است.
-ابزار جمع آوری داده ها
در این پژوهش روش کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به موضوع پژوهش و متغیرهای مورد بررسی در آن، اطلاعات اولیه جهت آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه جمع آوری می گردد. برای اطمینان از اعتبار صوری پرسشنامه، از نظرات تعدادی از دانشگاهیان و روسای شعب بانک استفاده میشود. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای سنجش اعتبار درونی(پایایی) پرسشنامه لحاظ گردیده است.
تجزیه و تحلیل داده ها فرایند چندمرحلهای است که طی آن داده هایی که جمع آوری شده اند خلاصه، کدبندی، دسته بندی، و درنهایت پردازش میشوند تا امکان تحلیل و ارتباط بین این دادها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید. برای این امر باتوجه به نوع داده ها، سؤالات پژوهش، مقیاس و طیف متغیرها آمارهها و آزمونهای مناسب و مربوط برای تحلیلهای یک متغیره، دو متغیره و چند متغیره انتخاب میشوند.
در پژوهش حاضر از تجزیه و تحلیل یک متغیره برای شاخصهای مرکزی، پراکندگی و انحراف از قرینگی محاسبه میشود تا تصویری کلی از جامعه مورد بررسی بهدست آید. در تجزیه و تحلیل از آزمون همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون چندگانه استفاده میشود.
به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss استفاده خواهد شد.
۱-۷- تعریف مفاهیم
۱-۷-۱منابع
منابع به مواد و موجودات زنده ای اطلاق می گردد که به طور طبیعی در هر سازمانی بطور نسبی وجود دارد و اگر به طور صحیح از آنها بهره برداری و مدیریت شود ,هیچوقت تمام ویا غیر قابل استفاده نمی شوند که از یک نظر به دو دسته ملموس و ناملموس تقسیم می شود. مانند منابع فیزیکی و آموزشی و تجربی و . (واتانوپاس و تاینگام ، ۲۰۰۸).
۱-۷-۲قابلیت
رویکرد قابلیت نسبت به مدیریت منابع انسانی رویکردی جدید نیست. رومیان قدیم شکلی از تصویر قابلیت را بکار می بردند که صفات یک «سرباز رومی شایسته» را توصیف می کرد(دراگانیدیس و منتزاس،۵۲: ۲۰۰۶). اصطلاح قابلیت احتمالاً اولین بار در ادبیات روانشناسی در سال ۱۹۷۳ معرفی شد، وقتی دیوید مک کللند در مقاله خود تحت عنوان «آزمودن قابلیت بجای هوش» نشان داد که در واقع آزمون های سنتی استعداد و محتوای دانش، نه عملکرد شغلی و نه موفقیت در زندگی را پیش بینی می کند.
بنابراین بررسی برای تئوری و ابزارهایی که بتواند اثربخشی در محل کار را پیش بینی کند شروع شد. در سال ۱۹۸۲، بویاتزیس اولین بار داده های جامعی را برای ارزیابی قابلیت های شغلی جمع آوری کرد. از آن زمان، قابلیت ها عامل مهمی در فعالیت های بهسازی منابع انسانی محسوب شدند (واتانوپاس و تاینگام ، ۲۰۰۷)
۱-۷-۳عملکرد
اصطلاح عملکرد به طور گسترده در همه حوزه های مدیریت به کار می رود. به واقع ، در همه رشته ها ما از سنجه هایی برای تشریح پدیده ها، تشخص علت ها، پیداکردن روابط، پیش بینی و مقایسه ها استفاده می کنیم. اغلب، عملکرد با کارایی و اثربخشی شناخته می شود (نلی و همکاران،۱۹۹۵) و در بیشتر ادبیات هم زمان به عمل، نتایج عمل، و خروجی ارجاع داده می شود.
۳-۲ روش تحقیق .
۳-۳ متغیر های تحقیق
۳-۴ روش های گردآوری اطلاعات .
۳-۵ جامعه و نمونه آماری
۳-۶ قلمرو موضوعی و مکانی تحقیق .
۳-۷ روش سنجش روایی ابزار .
۳-۸ روش سنجش پایایی ابزار
۳-۹ روش تجزیه و تحلیل داد ها .
فصل چهارم- تجزیه و تحلیل داده های تحقیق
۴-۱ مقدمه
۴-۲ یافته های توصیفی پژوهش .
۴-۳ یافته های استنباطی پژوهش
فصل پنجم- نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱ مقدمه
۵-۲ خلاصه تحقیق
۵-۳ یافته های تحقیق
۵-۴ بحث و نتیجه گیری .
۵-۵ پیشنهادات برخاسته تحقیق
۵-۶ پیشنهادهای پژوهشی
منابع و مآخذ
پیوست ها
چکیده انگلیسی
چکیده
امروزه رمز موفقیت یک سازمان و جامعه کسب درآمد برای بقاء و ماندگاری خود می باشد. درآمد و منابع مالی به عنوان موتور محرک سازمان های ورزشی، باشگاه ها و لیگ ها شناخته می شوند. هدف از انجام این پژوهش تاثیر منابع مالی و بازاریابی ورزشی بر توسعه اداره کل ورزش و جوانان استان مرکزی می باشد.
روش پژوهش این تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بود که از نظر هدف کاربردی می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخت، استفاده گردید. جهت تعیین روائی محتوایی این پرسشنامه از چندین تن از اساتید نظر خواهی شد و پایایی آن، از روش آلفای کرونباخ به میزان ۹۰/۰ محاسبه گردید. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل حامیان ورزشی هیئت های ورزشی استان، کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان استان و اعضای هیئت علمی دانشگاه های استان مرکزی بودند در این پژوهش نمونه برابر جامعه قرار گرفت(۸۰ نفر) که در نهایت ۷۱ پرسشنامه به صورت صحیح و کامل در یافت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری یافته ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد که در بخش آمار استنباطی از آزمون های فریدمن و کروسکال والیس استفاده گردید. نتایج نشان داد مهمترین منبع تامین منابع مالی استان حامیان ورزشی(اسپانسرها) می باشند که به علت نیاز به مطرح شدن برند و کسب اعتبار، در ورزش سرمایه گذاری می کنند. همچنین نتایج نشان داد از عوامل مهم کاهش درآمد حاصل از تماشاگران عوامل تبلیغات و سطح پایین مسابقات می باشد و در نهایت نتایج نشان داد رشد صنعت ورزش استان نیاز به حضور افراد با تجربه عملی و علمی، تغییر فرهنگ جامعه و تغییر سیاست های مسئولین دارد.
واژگان کلیدی: منابع مالی، درآمد ورزشی، بازاریابی، صنعت ورزش، حامیان ورزشی
۱-۱ مقدمه
امروزه رمز موفقیت یک سازمان و جامعه کسب درآمد برای بقاء و ماندگاری خود می باشد بدون درآمد مطمئن جامعه و سازمان های مختلف رو به انحلال و نابودی رفته و نمی توانند در محیط رقابتی دوام بیاورند، درآمد مطمئن و پایدار می تواند امکانات لازم را برای رویارویی با هزینه ها و مخارج سازمان ها بوجود بیاورند. درآمد عبارتست از یک منبع مالی که به طرق مختلف به یک سازمان تزریق شده و سازمان ها توسط این درآمدها به تولید کالا و خدمات می پردازند. از بهترین گزینههای ممکن برای ایجاد تنوع در سرمایه گذاری و همچنین خلقِ منبع درآمدی منظم و دائم، فعالیت در حوزه هایی است که میتواند سودی متوسط اما با خطرپذیری بسیار کم و تضمین شده را در اختیار قرار دهد. «منابع درآمدی بالقوه» یکی از مطرحترین گزینههای موجود برای انجام این کار هستند. درآمد بالقوه در واقع درآمدی است که بدون انجام فعالیت کاری سخت و طولانی مدت به دست میآید. میزان درآمد حاصل از این طریق در اکثر مواقع دائمی و در مقایسه با حوزههای دیگر سرمایه گذاری کمتر است. معمولا” باشگاه های ورزشی برای بقاء و توسعه خود راه هایی را برای کسب درآمد خود انتخاب و مشخص می کنند. البته این راه ها معمولا” از قبل مشخص شده اند و قوانینی نیز وجود دارند تا این راه ها در چهارچوب این قوانین پیش بروند(طرح جامع ورزش کشور، ۱۳۸۲).
براساس قوانین کلی فدراسیونها، کنفدراسیونها، انجمنها و سازمانهای / وزرات خانه های ورزشی، راه های کسب در آمد یک باشگاه ورزشی می بایست در چارچوب ورزش و مسایل فرهنگی پیگیری شوند. این روش های تجاری به غیر از اینکه نباید قوانین کشورها و مناطق را زیر پا گذارند، همچنین نباید از محدوده فرهنگ و ورزش نیز خارج شوند. البته باشگاه هایی که به شرکتهای سهامی تبدیل شده اند و یا به بازار بورس کشورشان یا بازار بورس بین المللی راه پیدا کرده اند، در چهارچوب فعالیت خود می توانند تجارتهایی دیگر را نیز انجام دهند. یکی از متداولترین راه های کسب درآمد و پوشش دهی هزینه ها توسط باشگاه یا کلوبهای ورزشی، کسب حامی و اسپانسرهای مالی می باشد. باشگاه ها با جذب حامی مالی، موقعیتهای تبلیغاتی بوجود آمده توسط خود را به شرکتها و تاجران بزرگ ارائه می دهند تا در عوض منبعی برای پوشش هزینه های خود فراهم سازند. یک باشگاه ورزشی می تواند به تعداد دلخواه حامی و اسپانسر جذب کند. اما معمولا” باشگاه ها یک حامی اصلی و چند حامی جز دارند. برای مثال باشگاه بایرن مونیخ آلمان دارای یک حامی اصلی شرکت مخابرات آلمان[۱] دو حامی به اصطلاح تجهیزاتی (شرکت آدیداس) و هفده حامی دیگر شامل شرکتهای آلیانز، آودی، کوکاکولا، لوفت هانزا، زیمنس و . می باشد. حامیان مالی معمولا” هزینه های اصلی و تجهیزاتی باشگاه ها را به عهده می گیرند. البته روش معامله حامی و باشگاه می تواند بسیار متفاوت و توافقی باشد که در کشورهای پیشرفته و صاحب فوتبال قوانینی برای این نوع معاملات وجود دارد. برخی از حامیان برای مثال متعهد می گردند که استادیومی را برای باشگاه فراهم سازند. برخی دیگر با ارائه مبلغی بالا برای مدتی مشخص به باشگاه و سازمان های ورزشی از نظر مالی کمک می کنند. برخی دیگر نیز تجهیزات و امکانات ورزشی و رفاهی را ارائه می دهند. که البته همانطور که اشاره شد روش معامله می تواند کاملا توافقی باشد. در ایران در سالهای اخیر و پس از حرفه ای شدن لیگها و تورنمنت های ملی، خوشبختانه کمی جدیتر به این مسیله توجه شد. امروزه اکثر باشگاه های حرفه ای و قوی در کشور – گرچه با وجود مشکلات – دارای حامیان مالی هستند. شرکتها، تجار و صنایع بزرگ نیز به این تفهیم رسیده اند که با سرمایه گذاری در بخش ورزش می توانند هم به ورزش و سلامت کشور کمک کند و هم از موقعیتهای تجاری بوجود آمده بهره گیرند. یکی دیگر از منابع کسب درآمد توسط سازمان های ورزشی ورزشی، فروش بلیت دیدارها است. این روش یکی از کلاسیک ترین روشهاست که البته نسبت به روش های دیگر ممکن است سودی آنچنانی نداشته باشد روشی دیگر از نحوه کسب درآمد، فروش مجوز پخش دیدار به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به شبکه های و تلویزیونها است. از آنجایی که دیگر بازیهای رقابتهای مهم مثل بازیهای لیگهای کشورهای صاحب فوتبال و پیشرفته برروی شبکه و تلویزیونهای رایگان پخش نمی شود، تلویزیون یا شبکه ای که قصد پخش این دیدارها را دارد می بایست به با شگاه ها و سازمانهای وابسته مبلغی را پرداخت کند. یکی دیگر از روش های درآمدی ورزش، فروش محصولات به هواداران است، این روش امروزه برای باشگاه های بزرگ یکی از به یکی از بهترین روشها تبدیل شده است. برای مثال فروش پیراهنهای ورزشی باشگاه ها به طرفداران و یا فروش وسایل مصرفی و ورزشی که با علامت و طراحی آن باشگاه همراه است. مثلا” باشگاه بایرن مونیخ دارای فروشگاه های زنجیره ای در کشور آلمان است که لوازم مصرفی، ورزشی و . (پیراهن / لباسهای ورزشی، کیف، ساعت، جامدادی و.) که انحصارا” برای طرفداران بایرن تولید می شود را بفروش می رسانند. باشگاه های بزرگ و دارای هوادار زیاد معمولا دارای مدارس و آموزشگاه های ورزشی هستند. معمولا هزینه های ورود به این مدارس و آموزشگاه ها زیاد است. البته این موضوع به نام و اعتبار باشگاه نیز بستگی دارد. راه و روش های دیگری نیز وجود دارند که می توانند بسیار متفاوت باشند. مشارکت در طرحهای بزرگ، همکاری با شرکتها، سازمانها، شبکه ها برای اجرای طرحهای مختلف و .(رضوی، ۱۳۸۵)، (طرح جامع ورزش،۱۳۸۲)،(احسانی، ۱۳۸۷).
بطوری که در بالا توضیح داده شد هر راه مشروعی که بتواند منابع مالی را در ورزش گسیل دارد می تواند از راه های درآمدزایی ورزش محسوب شده و باعث افزایش سطح ارتقاء کمی و کیفی ورزش شود.
۱-۲ بیان مسأله
درآمد و منابع مالی به عنوان موتور محرک سازمان های ورزشی، باشگاه ها و لیگ ها شناخته می شوند. درآمدزایی برای توسعه ، برنامه ریزی موثر و حفظ استقلال این سازمانها ضروری می باشد، واز آسیب های که در این زمینه وجود دارد می توان به موارد زیر اشاره نمود:
دهه های گذشته، صنعت ورزش به صورت تصاعدی رشد کرده است. ورزش در سطح جهانی هم به پای خود (به عنوان درصدی از بازار) و هم به دلیل ارتباطش با مشاغل دیگر در سایر حوزه ها، جایگاه شایسته ای در بازار اقتصاد بدست آورده است( احسانی، ۱۳۸۲). در این خصوص، ساختارهای اقتصادی، ارتباط متقابلی با تربیت بدنی و ورزش پیدا کرده اند. از یک طرف، توسعه اقتصادی و اجتماعی بر ارتقاء و توسعه ورزش در کل جامعه تاثیر می گذارد؛ و از طرف دیگر، توجه کافی به تربیت بدنی و ورزش در سطوح پایه، همگانی، و قهرمانی، خود عامل موثری برای تامین نیروهای انسانی سالم و با نشاط و در نتیجه شکوفایی اقتصادی و اجتماعی است(خلجی و همکاران، ۱۳۸۶).سرمایه گذاری در اغلب کشورها، به ویژه کشورهای در حال توسعه، توسط بخش خصوصی و دولتی انجام می گیرد. سرمایه گذاری بخش خصوصی نه تنها به عنوان
مطلب دیگر :
دانلود فایل پایان نامه حقوق قانون آیین دادرسی
جزیی از تقاضای کل بلکه مهمتر از آن، منبع رشد و فرصت های شغلی در آینده است( صامتی و فرامرزپور، ۱۳۸۳).
به عنوان نمونه، در سازمان های ورزشی تحت نظر جنبش المپیک، حمایت ها و مشارکت شرکت های مختلف در جهان بسیار بیشتر از صرف کمک های مالی است. این شرکت ها، طیف وسیعی از کمک های فنی، خدمات و کارکنان، با بهترین فناوری را در اختیار سازمان های ورزشی می گذارند(راهنمای مدیریت ورزشی، ۱۳۸۳). با این وجود، همانگونه که رهبر و همکاران(۱۳۸۶) در تحقیق خود گزارش کردند عوامل مربوط به قوانین و مقررات و حاکمیت نظم و قانون؛ فقدان استراتزی معین و ستاد تصمیم گیری مشخص در عرصه اقتصاد؛ مناسب بودن شرایط خروج سرمایه از کشور؛ بالا بودن ریسک برای سرمایه گذاری های خارجی؛ موانع غیر اقتصادی مانند عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، بزرگ بودن دولت، فقدان تعریف مناسب قانون و امنیت در تولید و توزیع، ضعف بازارهای سرمایه و دسترسی به اطلاعات درست بازرگانی، وجود رانت ها و رقابت نابرابر میان بخش خصوصی و دولتی از جمله موانع سرمایه گذاری و درآمد زایی در کشور محسوب می شوند.
در حوزه ورزش کشور نیز با مطرح شدن خصوصی سازی در برنامه اول توسعه، واگذاری ورزش و امور تصدی گری آن در برنامه سوم توسعه در دستور کار دولت قرار گرفت. با این وجود، به نظر می رسد موضوع خصوصی سازی در ورزش کشور با مشکلاتی مواجه باشد(صداقتی و همکاران، ۱۳۸۹). در این خصوص عنوان شده است که سهم ورزش در اقتصاد ملی، رابطه مستقیم با میزان سرمایه گذاری در ورزش دارد که در حال حاضر با توجه به محدودیت ها و تنگناهایی که بخش خصوصی برای مشارکت در توسعه ورزش کشور دارد، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته بسیار پایین است( طرح جامع،۱۳۸۲). طی یکی از راه های سرمایه گذاری، ورود بخش خصوصی یا خصوصی سازی است. خصوصی سازی در دهه های اخیر به سوی جبهه اول اندیشه اقتصادی و سیاسی و به عنوان راهکاری قابل قبول برای افزایش تولید و دستیابی به رشد اقتصادی در کشورهای کمتر توسعه یافته حرکت کرده است. بسیاری از دولت ها نیز برای رهایی از بار سنگین این خدمات به اقدامات خصوصی سازی روی آورده اند(رضوی، ۱۳۸۴). بر این اساس، عقیده بر این است که خصوصی سازی و درآمدزایی هدفمند و هوشمند یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای رشد و توسعه اقتصادی هر کشور است و باید سرلوحه برنامه های توسعه آن قرار گیرد(یوسفی بهرام،۱۳۸۴).
بطور کلی می توان عنوان کرد امروزه ورزش حرفه ای و صنعت پیشرفته ورزش بدون درآمدزایی ورزش قادر به حیات نمی باشد. در کشور ما متاسفانه ورزش متکی به درآمد های دولتی می باشد، و همین امر به توسعه ورزش در کشورمان آسیب جدی وارد کرده است، لذا با توجه به نتایج مطالعات قبلی و چالشهای موجود این پژوهش قصد دارد که با بررسی منابع جدید درآمدزایی در استان مرکزی این موضوع را بررسی و به سوالات زیر پاسخ دهد؛ منابع سرمایه گذاری و درآمدی در ورزش استان مرکزی کدام است؟ نحوه و روش بازاریابی ورزشی در استان مرکزی چگونه می باشد؟ علل حضور حامیان ورزشی از رویدادها و مسابقات ورزشی چه می باشد؟ عوامل تاثیر گذار بر رشد صنعت ورزش استان مرکزی چه می باشد؟ عوامل کاهش در آمد حاصل از تماشاگران در رویداد های ورزشی استان مرکزی چه می باشد؟ آیا درآمدزایی ورزشی بر سطح کمی و کیفی ورزش استان مرکزی تاثیری داشته است؟
۳-۱ بیان ضرورت تحقیق
یافته های پژوهشی حاکی از آن است که ورود بخش خصوصی برای سرمایه گذاری و مشارکت در ورزش دارای مزایای بسیاری است. با این وجود، در تحقیق رضوی (۱۳۸۵) آمده است که میزان سرمایه گذاری دولت در بخش ورزش، با رشد جمعیت و متقاضیان ورزش متناسب نیست و چنانچه این روند در آینده نیز ادامه یابد، میزان کمبودها بیشتر آشکار می شود. برطرف کردن این مشکلات با میزان سرمایه گذاری دولتی میسر نیست. برای حل چنین مشکلی در بسیاری از کشورها بخش های خصوصی وارد عمل شده اند و باعث ایجاد مزایایی بسیار از جمله رشد اقتصادی شده اند.
در این رابطه، عقیده بر این است که انتقال مالکیت و کنترل شرکت به بخش خصوصی معمولا موجب افزایش و بهبود کارآیی و بهره وری بنگاه های اقتصادی در سطح خرد می شود(رضوی، ۱۳۸۵). در همین رابطه، نتایج تحقیق سلیمانی و همکاران(۱۳۹۰) نشان داد که بین اجرای برنامه خصوصی سازی و توسعه ورزش های همگانی رابطه معنی داری وجود دارد. بنابراین، خصوصی سازی در ورزش در راستای سیاست های برنامه های پنج ساله دولت، اگر به درستی صورت پذیرد می تواند ظرفیت ها و قابلیت های حوزه ورزش را افزایش داده و باعث تحول و بهره وری بهتر آن را فراهم سازد. در این خصوص، نتایج تحقیق هودا(۲۰۰۱) حاکی از آن است که اصل انتظار سود حاصل از سرمایه گذاری، مهمترین عامل جذب سرمایه گذاری مالی در ورزش است و حامیان مالی اگر مطمئن شوند که بیش از سایر گزینه ها سود خواهند برد آنگاه در ورزش سرمایه گذاری می کنند(هودا، ۲۰۰۱).
استان مرکزی یکی از قطب های صنعتی کشور محسوب می شود و دارای معادن مختلف نیز می باشد. اساس اقتصاد این استان را به ترتیب بخش های خدمات، صنعت و کشاورزی تشکیل می دهد(پارک علم و ، ۱۳۹۰)؛ که احتمالا بخش عمده ای از آنها در حوزه کاری بخش خصوصی قرار دارد، ولی به نظر می رسد با وجود ظرفیت های مناسب در حوزه های ورزش همگانی، قهرمانی و حرفه ای، شرایط و بسترهای لازم برای ورود بخش خصوصی در ورزش این استان و درآمدزایی مساعد نباشد. بنابراین، ضروری دارد مشکلات فراروی سرمایه گذاری و درآمدزایی در ورزش استان مرکزی شناسایی تا راهکارهای حل آنها بتواند به توسعه سطح کمی و کیفی ورزش استان مرکزی کمک نماید.
۱-۵ اهداف تحقیق
هدف کلی: بررسی تاثیر منابع مالی و بازاریابی ورزشی بر توسعه ورزش استان مرکزی
اهداف فرعی:
۱- شناسایی منابع سرمایه گذاری و درآمدی در ورزش استان مرکزی.
۲- بررسی نحوه بازاریابی ورزشی در استان مرکزی.
۳- شناسایی علل حضور حامیان ورزشی از رویدادها و مسابقات ورزشی
۴- شناسایی موارد رشد صنعت ورزش استان مرکزی
۵- شناسایی عوامل کاهش در آمد حاصل از تماشاگران در رویداد های ورزشی استان مرکزی
۶- بررسی تاثیر درآمدزایی ورزش بر سطح کمی و کیفی ورزش استان.
۶-۱ سوالات تحقیق
۱- منابع سرمایه گذاری و درآمدی در ورزش استان مرکزی چیست ؟
۲- نحوه و روش بازاریابی ورزشی در استان مرکزی چگونه می باشد؟
۳- علل حضور حامیان ورزشی از رویدادها و مسابقات ورزشی چه می باشد؟
۴- عوامل تاثیر گذار بر رشد صنعت ورزش استان مرکزی چه می باشد؟
۵- عوامل کاهش در آمد حاصل از تماشاگران در رویداد های ورزشی استان مرکزی چه می باشد؟
۶- آیا درآمدزایی ورزشی بر سطح کمی و کیفی ورزش استان مرکزی تاثیری داشته است؟
۱-۷ فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی:
منابع مالی و بازاریابی ورزشی بر توسعه ورزش استان مرکزی تاثیر دارد.
فرضیه های فرعی: