۱-۸-محدودیتهای پژوهش ۸
۱-۹-روش گردآوری اطلاعات ۸
۱-۱۰-جنبه جدید بودن و نوآوری طرح ۹
۱-۱۱-تعریف واژگان ۹
۲-۱-مقدمه ۱۲
۲-۲-قسمت اول: مروری بر ادبیات استراتژی مدیریت استعداد ۱۲
۲-۲-۱-روند پیدایش استراتژی مدیریت استعداد ۱۳
۲-۲-۲-مفهوم استعداد ۱۵
۲-۲-۳-تعریف استراتژی مدیریت استعداد ۱۶
۲-۲-۴-فرایند استراتژی مدیریت استعداد ۱۸
۲-۲-۴-۳-بکارگیری استعدادها ۲۲
۲-۲-۴-۴-توسعه استعدادها ۲۴
۲-۲-۴-۵-نگهداری از استعدادها ۲۵
۲-۲-۵-ابعاد استراتژی مدیریت استعداد ۲۷
۲-۲-۵-۱-مدیریت عملکرد ۲۷
۲-۲-۵-۲-پرورش کارکنان ۲۹
۲-۲-۵-۳-ابعاد پرورش کارکنان ۳۰
۲-۲-۵-۴-ارتباطات ۳۱
۲-۲-۵-۵-مسیرهای ارتباطی ۳۲
۲-۲-۵-۶-جو و فرهنگ باز ۳۳
۲-۲-۵-۷-پاداش و قدردانی ۳۴
۲-۲-۶-بانک استعداد ۳۶
۲-۲-۷-چالشهای استراتژی مدیریت استعداد ۳۷
۲-۳-قسمت دوم:مروری بر ادبیات تعلق خاطر کارکنان ۳۹
۲-۳-۱-تعریف تعلق خاطر کارکنان ۴۰
۲-۳-۲-محرک های تعلق خاطر کارکنان ۴۱
۲-۳-۳-ابعاد تعلق خاطر کارکنان ۴۲
۲-۳-۴-استراتژی های متناسب جهت افزایش تعلق خاطر کارکنان ۴۳
۲-۳-۵-مزایای افزایش تعلق خاطر کارکنان ۴۵
۲-۳-۶-سطح تعلق خاطر کارکنان در کشورهای مختلف ۴۵
۲-۴-قسمت سوم: رابطه استراتژی مدیریت استعداد و تعلق خاطر کارکنان ۴۶
۲-۴-۱-مدل پژوهش ۴۷
۲-۵-قسمت چهارم:پیشینه و تاریخچه موضوع پژوهش ۴۸
۲-۵-۱-مطالعات انجام شده در داخل کشور ۴۸
۲-۵-۲-مطالعات انجام شده در خارج از کشور ۵۰
۲-۶-خلاصه ۵۳
۳-۱-مقدمه ۵۵
۳-۲-روش پژوهش ۵۵
۳-۳-مراحل انجام پژوهش ۵۶
۳-۴-جامعه آماری ۵۶
۳-۵-حجم نمونه ۵۷
۳-۶-ابزار سنجش (گردآوری داده ها) ۵۷
۳-۷-روایی و پایایی (اعتبار) پرسشنامه ۵۸
۳-۸-روش آماری ۵۸
۳-۹-آزمونهای آماری مورد استفاده ۵۹
۳-۹-۱-ضریب همبستگی اسپیرمن (ρ) ۵۹
۳-۹-۲-آزمونهای مجموع رتبه ها:کروسکال-والیس (آزمون H) 59
۳-۹-۳-آزمون مان-ویتنی(Mann–Whitney) 60
۳-۹-۴- آزمون رگرسیون خطی ۶۰
. ۶۱
۴ـ۱مقدمه ۶۲
۴-۲ ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه آماری ۶۲
۴-۲-۱ وضعیت افراد پاسخدهنده از نظر سن ۶۲
۴ـ۲ـ۲ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر جنس ۶۳
۴-۲-۳ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر تحصیلات ۶۳
۴-۲-۴ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر میزان درآمد ۶۳
۴-۲-۵ وضعیت افراد پاسخدهنده از نظر سابقهی کاری ۶۴
۴-۲-۶ وضعیت افراد پاسخ دهنده از نظر سمت سازمانی ۶۴
۴-۳ آزمون فرضیات تحقیق ۶۵
۴-۴ سوالات خارج از چارچوب فرضیات ۷۲
۵-۱-مقدمه ۷۶
۵-۲-نتایج کلی پژوهش ۷۶
۵-۳-بحث و چرایی نتایج ۷۷
۵-۴-سوالهای خارج از چارچوب ۷۸
۵-۵-نتایج اطلاعات جمعیت شناختی ۸۰
۵-۶-محدودیتها و مشکلات پژوهش ۸۱
۵-۷-پیشنهادهای پژوهش ۸۲
۵-۸-پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ۸۴
۵-۹-خلاصه پژوهش ۸۴
فهرست منابع و مآخذ ۸۷
ضمائم ۹۵
ضمیمه الف) پرسشنامه تحقیق ۹۵
ضمیمه ب) جداول نرم افزار spss. 99
مقدمه
با ظهور اقتصاد دانایی محور، منابع انسانی که به عنوان عاملی رقابتی و راهبردی مطرح شده است نقش مهمی در بقاء سازمان و افزایش بهرهوری آن ایفا می کند. به دنبال افزایش تقاضای کارفرمایان برای جذب نیروهای ماهر و نیز افزایش عرضه و تمایل کارکنان توانمند برای تصاحب مشاغل با ارزش، جنگ میان سازمانها برای جذب بهترین این استعدادها آغاز شده است. در این جنگ، هر یک از سازمانهای موفق در پی آن هستند تا با بهبود استراتژیها، خطمشیها و رویههای خود به نحوی استعدادهایی که برای تداوم حیات اقتصادی آنها ضروری هستند را جذب نموده، توسعه داده و نگهداری کنند. لذا موضوع اساسی برای سازمانها در این حوزه، این است که بتوانند توانمندیهای مورد نیاز خود را تشخیص داده و سپس استعدادهای موجود و بالقوه را در بین کارکنان داخل و خارج سازمان شناسایی نمایند؛ به بیان دیگر سازمانها باید قادر باشند تا بر استعدادها مدیریت کنند. در این فصل ابتدا به بیان مسئله پژوهش پرداخته و سپس اهمیت و ارزش پژوهش و اهدافی که از پرداختن به آن دنبال میشود، بیان میگردد. در ادامه فرضیات، قلمرو پژوهش، روش پژوهش، محدودیتها، روش گردآوری اطلاعات، جنبه نوآوری و در نهایت تعاریف واژگان کلیدی پژوهش آورده شده است.
۱-۲-بیان مسئله پژوهش
یکی از عوامل مهم پایین بودن سطح بهرهوری در سازمانها را میتوان عدم وجود تعلق خاطر[۱] در کارکنان دانست.بدین معنی که کارکنان آنطور که باید در کار خود درگیر نمیشوند و یا به اصطلاح دل به کار نمیدهند. تعلق خاطر کارکنان مفهومی است که اغلب در ارتباط با پیامدهای مثبت شغل از قبیل تعهد سازمانی، رضایت شغلی، انگیزش، افزایش تندرستی و عملکرد مطرح میشود. نتایج تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ توسط گراسیا[۲]، سالانوا[۳]، گراو[۴] و سیفر[۵] در میان ۸۰۰۰ واحد تجاری در ۳۶ کمپانی انجام شد نشان میدهد رابطه مثبتی بین تعلق خاطر کارکنان، رضایت مشتریان، وفاداری، سودآوری، بهرهوری و گردش شغلی وجود دارد. بورک[۶]و همکاران(۲۰۱۳) با استناد به مطالعات متعدد انجام شده در این زمینه عنوان کردند که تعلق خاطر کارکنان موجب افزایش عملکرد کارکنان و رضایت مشتریان میشود. همچنین باکر[۷]و دمورتی[۸] بیان کردهاند که کارکنان دارای تعلق خاطر عملکرد بهتر و نیز تمایل بیشتری برای انجام فعالیتهای اضافه بر سازمان از خود نشان میدهند(باکر و همکاران، ۱۹۴:۲۰۰۸).
طبق مدل شاوفلی[۹] و باکر تعلق خاطر کارکنان یک حالت ذهنی مثبت نسبت به کار است که شامل سه مولفه سرزندگی[۱۰]، فداکاری[۱۱] و مجذوب شدن[۱۲] در کار میباشد. سرزندگی به معنی سطوح بالای انرژی و انعطاف پذیری ذهنی حین کار تعریف میشود، یعنی تمایل برای کوشش در یک کار و مداومت بر آن حتی در صورت بروز مشکلات. مولفه فداکاری را با خصوصیاتی همچون احساس مهم بودن، افتخار، شور و شوق، الهام و چالشی بودن تعریف میکنند و بالاخره مجذوب شدگی به معنی غرق شدن کامل در کار به کار میرود تا حدی که کندن آن فرد از کارش امری مشکل باشد(شاوفلی و باکر، ۲۰۰۳).
کارکنان دارای تعلق خاطر سطوح بالاتری از انرژی و تطبیق با شغل خود نشان میدهند که به نوبه خود تاثیر مثبتی روی عملکرد شغلی و گردش مالی سازمان خواهد داشت(باکر و دمورتی، ۲۰۰۸؛ باکر، شاوفلی، لیتر[۱۳] و تاریس[۱۴]، ۲۰۰۸) سازمانهای امروز نیاز به کارکنانی با انرژی و مشتاق دارند. کسانی که نسبت به شغلشان اشتیاق و علاقه زیادی دارند. کارکنان دارای تعلق خاطر به طور کامل مجذوب شغلشان میشوند و تکالیف شغلیشان را به طرز مطلوبی به انجام میرسانند. برخی بر این عقیده هستند که میزان تعلق خاطر کارکنان میتواند نتایج کارکنان، موفقیت سازمان و عملکرد مالی سازمان را تحت تاثیر قرار دهد(هارتر[۱۵]، اشمیت[۱۶] و هایز[۱۷]، ۲۰۰۲). با وجود این نتایج نظرسنجیهای انجام شده توسط شرکتهای نظرسنجی و مشاوره نظیر موسسه گالوپ، تاورز پرین، واتسون ویات، هریس و. نشان میدهد که میزان تعلق خاطر کارکنان در سازمانها بسیار پایین و حتی رو به کاهش است(فدرمن[۱۸]، ۲۰۰۹) و عمده سازمانها از کمبود تعلق خاطر رنج میبرند که این موضوع موجب تحمیل هزینههای گزافی به سازمانها شده است.
بورک، ۲۰۱۳ عنوان میکند که تعلق خاطر کارکنان مفهوم مهمی است که سازمانها برای شکوفا کردن استعدادهای کارکنان خود باید مدنظر قرار دهند. از سوی دیگر مدیریت استعدادها[۱۹] عبارت است از مجموعهای از فرایندهای طراحی شده که تضمین میکند کارکنان در شغلهای موجود در سازمان به طور مناسب گردش میکنند(چلوها[۲۰] و سواین[۲۱]، ۲۰۰۵). به عبارت دیگر شخص مناسب در زمان مناسب در شغل مناسب قرار دارد(کسلر[۲۲]، ۲۰۰۲). مدیریت استعدادها به عنوان نگرشی هوشمندانه به منظور جذب، پرورش و نگهداری افراد نخبه و استفاده از استعداد و شایستگی آنان به منظور تامین نیازها و اهداف حال و آینده سازمان تعریف میشود(علامه و قاسم آقایی،۱۳۸۷ ). کارکنان متخصص و با انگیزه راهی برای دستیابی به رشد و پیشرفت میباشند اما هنوز بعد از گذشت دو دهه از عمر دانش مهندسی مجدد و تمرکز زدایی سازمانها، کارکنان نه تنها توانمند نشدهاند بلکه بسیار خسته و تحلیل رفته به نظر میرسند و رهبران همچنان به جای تاکید بر سرمایه انسانی فقط بر فرایند کار و نتایج بازار تمرکز دارند و تصمیمات آنها در زمینه مدیریت استعداد مناسب نیست.
مدیریت موثر استعدادها موجب افزایش تندرستی(بارخویزن[۲۳] و استانز[۲۴]، ۲۰۱۰)، رضایت شغلی(ماگولگو[۲۵]، بارخویزن و لیسن یاهو[۲۶]، ۲۰۱۳)، قرارداد روانشناختی(متیلا[۲۷]، بارخویزن و موکگل[۲۸]، ۲۰۱۳)، انرژی سازمانی(مپفو[۲۹]، بارخویزن، ۲۰۱۳) و کاهش تمایل به ترک خدمت(بارخویزن و ولدزمن[۳۰]، ۲۰۱۲؛ دو پلسیس[۳۱]، استانز و بارخویزن، ۲۰۱۳)خواهد شد.
طراحی و پیاده سازی این مجموعه فرایندها یعنی مدیریت استعداد میتواند محیطی را در سازمان فراهم کند که در آن محیط کارکنان احساس تعلق خاطر بیشتری بکنند. چنانچه بورک و همکاران، (۲۰۱۳)عنوان میکنند که اقدامات تاثیرگذار مدیریت منابع انسانی از جمله مدیریت استعداد میتواند موجب افزایش سطح تعلق خاطر کارکنان شود و این افزایش در سطح تعلق خاطر به نوبه خود موجبات افزایش سطح کیفی خدمات ارائه شده به مشتریان و به تبع آن ارتقا عملکرد کلی سازمان را فراهم میآورد. بر طبق تحقیقی که توسط بهاتناگار[۳۲]،(۲۰۰۷) انجام شد سیاستها و اقدامات موثر مدیریت استعدادها نشان دهنده تعهد به سرمایه انسانی است که به نوبه خود میتواند منجر به ایجاد سطوح بالاتری از تعلق خاطر میان کارکنان شود. در حقیقت بسیاری از سازمانها برنامههای مدیریت استعداد خود را با هدف افزایش تعلق خاطر کارکنان و کاهش ترک خدمت آنها به انجام میرسانند(راپر[۳۳]، ۲۰۰۹).
لذا این پژوهش در پی پاسخگویی به این سوال میباشد که آیا پیاده سازی استراتژی مدیریت استعدادها در شهرداری کرج به عنوان جامعه آماری پژوهش میتواند موجبات افزایش تعلق خاطر کارکنان شهرداری را فراهم آورد؟
در این پژوهش برای بررسی و سنجش استراتژی مدیریت استعداد از مدل پنج مولفهای سوئیم[۳۴] استفاده شده است. این مدل شامل مولفههای ۱)مدیریت عملکرد[۳۵] ۲)پرورش کارکنان[۳۶] ۳)پاداش و قدردانی[۳۷] ۴)جوّ و فرهنگ باز[۳۸] ۵)ارتباطات[۳۹] میباشد(سوئیم، ۲۰۰۹).
مطلب دیگر :
اولین مولفه استراتژی مدیریت استعداد مدیریت عملکرد است. مدیریت عملکرد فرایندی است که طی آن مدیران در صدد هستند تا با بالا بردن کیفیت عملکرد تیمها و افراد،دسترسی به اهداف و مقاصد فعلی و آتی سازمان را میسر سازند. یکی از جنبههای مهم این فرایند، ارتباط بین سرپرستان و کارکنان است، به نحوی که این ارتباط زمینه درک کامل اهداف سازمان و شناخت راههای متفاوت برای دستیابی به اهداف سازمان را فراهم کند.
دومین مولفه استراتژی مدیریت استعداد، پرورش کارکنان میباشد. پرورش کارکنان تلاشی برای به روز رسانی دانش، مهارت و توانایی کارکنان است. طبق پژوهشهای انجام شده، با حفظ افراد با استعداد در سازمان، هزینهها به شدت کاهش مییابد. یکی از راههای حفظ کارکنان ایجاد فرصتهای است تا آنان بتوانند مهارتهای جدید را آموخته و تواناییهای خود را پرورش دهند.
سومین مولفه مدیریت استعداد، پاداش و قدردانی میباشد. سازمانها از طریق استراتژیها، خطمشیها و فرایندها ارزش کارکنان خود را تعیین مینمایند و بر طبق این مصوبات افرادی که برای دستیابی به اهداف سازمان همکاری نمودهاند را شناسایی و تشویق میکنند(آرمسترانگ[۴۰]، ۲۰۱۰)
جوّ و فرهنگ باز چهارمین مولفهی مدیریت استعداد میباشد. ویژگیهای درونی نسبتا پایدار و احساس و ادراک جمعی افراد از آن ویژگی ها، خصوصیاتی هستند که جوّ سازمانی را تعریف مینمایند(علیخانی،۱۳۸۸). هولوزکی[۴۱](۲۰۰۲)بیان میدارد که اعتماد به افراد سازمان و ایجاد جوّ سازمانی مطلوب، موجب تلاش بیشتر افراد برای کسب،خلق، توسعه و تسهیم فرهنگ یادگیری در سازمان میگردد و بدین ترتیب موجبات پرورش کارکنان مستعد و افزایش تعهد کارکنان نسبت به سازمان را فراهم نموده و عملکرد سازمان را بهبود میبخشد.
آخرین مولفه مدیریت استعداد، ارتباطات است. ارتباطات به معنای تبادل اطلاعات و ایدهها در سازمان میباشد(آرمسترانگ، ۲۰۱۰). وجود ارتباط سالم در سازمان به کارکنان اجازه میدهد تا در مورد شیوههای درست انجام کار آگاهی حاصل نموده و حوزههایی که نیاز به بهبود دارند را تشخیص داده و اصلاح نمایند. همچنین از طریق ارتباطات میتوانند اولویتهای سازمانی را شناخته و از توقعات سازمان و سرپرستشان درک بهتری بدست آورند(اسمیتر[۴۲] و لاندن[۴۳]، ۲۰۰۹).
۱-۳-اهمیت و ارزش پژوهش
امروزه اغلب سازمانها بنا به دلایلی از قبیل کاهش استعدادهای در دسترس، ضعف در حفظ استعدادهای برجسته موجود، بالا رفتن نرخ ترک خدمت کارکنان و استراتژیهای منابع انسانی ضعیف با بحران استعداد مواجه هستند(فیلیپس[۴۴] و راپر، ۲۰۰۹). بسیاری از کارشناسان این عصر را عصر کارکنان دانشی مینامند. اکنون شرکتها بر پایه مهارتها و استعدادهای کارکنان خود با هم رقابت میکنند و میدانند که با جذب و نگهداشت بهترین و با استعدادترین کارکنان، میتوانند به بالاترین سهم بازار رسیده و سود خود را افزایش دهند. این سرمایههای دانشی با سرمایههای عصر صنعتی مانند مانند تجهیزات و موجودی متفاوت هستند.سرمایههای دانشی در بر گیرنده دانش و تجربه هر کارمند در سازمان است.
به زعم اندیشمندان اگرچه هر سازمانی میتواند از هر منبع مزیت رقابتی خود به منفعت کوتاه مدت دست یابد، لیکن مدیریت اثربخش منابع انسانی میتواند برای سازمان منبع مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند. دسترسی آسان به سرمایه مالی، فناوریهای پیشرفته و سایر منابع سازمانی به راحتی از سوی رقبا قابل تقلید و دسترسی است در صورتی که با جذب، استخدام، پرورش، انگیزش و . نیروی انسانی با استعداد و توانمند، سازمان میتواند به مزیت رقابتی پایدار و غیر قابل تقلید دست یابد(هینن[۴۵] و او نیل[۴۶]، ۲۰۰۴).
شهرداری کرج نیز از این قائده مستثنی نبوده چنانچه این سازمان بنا بر اظهارات شهردار کرج علم محوری را مبنای گسترش همه جانبه آموزش و تربیت نیروی انسانی خود میداند. این مسئول از دیگر برنامهها و سیاستهای مهم که شهرداری نسبت به انجام آن تاکید دارد را بهره گیری از نیروهای کارآ، متبحر، کارشناس و متخصص عنوان کرده و گفته است: “کارکرد موثر نیروهای انسانی در نهایت منجر به پژوهش، خلاقیت، نوآوری و کشف استعدادهای بزرگی میشود که باید اذعان داشت همه مدیران ارشد برای مدیریت بر عرصههای تحت تعهد خود اعم از خرد و کلان به آن نیاز مبرم دارند”(ترکاشوند، به نقل از پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، ۱۳۹۲) .
این در حالی است که شواهد و آمارهای رسمی و غیر رسمی در کشور حاکی از نرخ پایینبهرهوری منابع انسانی و سهم اندک سرمایههای انسانی در تولید ناخالص ملی است. اقتصاد ناپایدار،کاهش تعداد کارکنان ماهر، جهانی شدن و به تبع آن رقابت در جذب و حفظ کارکنان دانشی و آمار بالای کهولت سن در بین منابع انسانی و. از جمله چالشهایی هستند که سازمانهای امروزی با آن دست و پنجه نرم میکنند. در واقع،در حرفهای که هنوز میزان آمادگی سازمان در برابر تهدیدهایی همچون کمبود نیروی کار مستعد و توانمند و نیز توان رقابت پذیری در جانشینی چنین منابعی به سبب از کار افتادگی، ماموریت و بازنشستگی کارکنان تعیین نشده باشد، احتمال غافلگیری و مواجهه با عرضه نیروی کار محدود در چند سال آتی و در نهایت استخدام کارکنان بی کفایت و نامناسب بسیار بالا میرود.
به زعم بسیاری از اندیشمندان، کمبود عرضه منابع انسانی توانمند در مقابل افزایش تقاضای آن،نبرد مستمری را بین سازمانها ایجاد کرده است که هرگز تمامی ندارد و تنها سلاح پیروزی در آن، تجهیز سازمان با منابع انسانی با استعداد و توانمند از طریق جذب، انگیزش و نگهداشت مستمر است(مک کینزی[۴۷]، ۲۰۰۱).
بنابراین مدیریت استعداد به دو دلیل کلی اهمیت پیدا میکند: اول اینکه اجرای مدیریت استعداد موثر موجب کشف و نگهداری موفقیت آمیز استعدادها میشود و دوم اینکه کارکنان با استعداد برای پستهای کلیدی آینده انتخاب میشوند که امروزه مورد دوم با نام جانشین پروری شناخته میشود که توجه بسیاری از سازمانها را به خود جلب کرده است. سازمانهای دولتی نیز باید به این مسئله توجه کنند که مدیریت استعداد میتواند آنها را در جذب، پرورش و توسعه نسل بعدی رهبران عمومی یاری رساند.
از طرفی دیگر شکل گیری جنبش روانشناسی مثبت گرا نیاز به انجام پژوهشهای سازمانی مثبت گرا و رفتار سازمانی مثبت گرا را تشویق می کند. روانشناسی سنتی به مطالعه و بررسی بیماریهای روانی و ابعاد ناسالم زندگی انسانها میپردازد در حالی که روانشناسی مثبت گرا با تمرکز بر ابعاد سالم زندگی، حالات، صفات و رفتارهای مثبت درصدد کمک به افراد برای برخورداری از شادی و بهرهوری در زندگی و شکوفاسازی قابلیتهای انسانی است. صاحب نظران این حوزه،تعلق خاطر را یکی از مولفههای مورد توجه روانشناسی مثبت گرا ذکر کرده اند.به منظور تبیین اهمیت موضوع میتوان از دو منظر به مقوله تعلق خاطر کارکنان نگاه کرد:
الف)وضعیت تعلق خاطر کارکنان در سازمانها و هزینههای ناشی از فقدان تعلق خاطر کارکنان
ب)نحوه ارتباط و تاثیرگذاری تعلق خاطر کارکنان بر نتایح عملکردی مربوط به کسب و کار و کارکنان
در ارتباط با مورد الف، آمار و شواهد حاصل از انجام پژوهشهای پیمایشی و نظرسنجیهای انجام شده نشان میدهد که سطح تعلق خاطر در میان کارکنان بسیار پایین بوده و این خود هزینههای زیادی را در قالب زیانهای مستقیم و همچنین زیانهای مربوط به بهرهوری از دست رفته به سازمان تحمیل کرده است. نتایج مطالعات انجام شده درباره تعلق خاطر کارکنان که توسط شرکتها و موسسات معتبری چون سازمان گالوپ، تاورزپرین، مرسر و . انجام شده است گواهی بر این مدعاست.
در ارتباط با مورد ب، نتایج مطالعات انجام شده از رابطه مستقیم و همبستگی بالای سطح تعلق خاطر کارکنان و نتایج عملکردی سازمان و کارکنان حکایت دارد. به عنوان مثال هارتر و همکارانش در سال ۲۰۰۶ با بهره گرفتن از یک فرا تحلیل نشان دادند که واحدهای کسب و کاری که در آنها افراد تعلق خاطر بیشتری دارند ۸۳ درصد شانس عملکرد بالا و یا بالاتر از میانگین را دارند و در مقایسه با آنها کسب و کارهایی که در آنها افراد تعلق خاطر کمتری دارند تنها ۱۵ درصد شانس عملکرد بالا را دارند. نتایج پژوهش در موسسه مالی قرن جدید آمریکا نشان داد که در بخش فروش کارکنان فاقد تعلق خاطر نسبت به کارکنان دارای تعلق خاطر ۲۸ درصد فروش کمتری داشتند. افراد دارای تعلق خاطر کم نیز ۲۳درصد فروش کمتر نسبت به افراد دارای تعلق خاطر داشتند(سیجتز[۴۸]، جرارد[۴۹] وکرایم دن[۵۰]، ۲۰۰۶).
۱-۴-اهداف پژوهش
هدف اصلی
تعیین تاثیر استراتژی مدیریت استعدادها بر تعلق خاطر کارکنان شهرداری شهر کرج
اهداف فرعی
۱.تعیین تاثیر ارتباطات بر تعلق خاطر کارکنان
۲.تعیین تاثیر پرورش کارکنان بر تعلق خاطر کارکنان
۳.تعیین تاثیر پاداش و قدردانی بر تعلق خاطر کارکنان
۴.تعیین تاثیر مدیریت عملکرد بر تعلق خاطر کارکنان
۵.تعیین تاثیر جو و فرهنگ باز بر تعلق خاطر کارکنان
۱-۵-فرضیات پژوهش
فرضیه اصلی: استراتژی مدیریت استعداد بر تعلق خاطر کارکنان شهرداری کرج تاثیر دارد.
فرضیات فرعی:
۱.مولفه ارتباطات برتعلق خاطر کارکنان تاثیر معنی داری دارد.
مولفههای استراتژی مدیریت استعداد(مدیریت عملکرد، پرورش کارکنان، پاداش و قدردانی، ارتباطات، جو و فرهنگ باز)بر مولفههای تعلق خاطر کارکنان(سر زندگی، فدایی شدن، مجذوب شدن)تاثیر معنی داری دارند.
۱-۶-قلمرو پژوهش
هر پژوهشی در سه قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی صورت میگیرد. قلمرو موضوعی مکانی و زمانی پژوهش حاضر نیز عبارتند از:
قلمرو موضوعی: در حوزه مدیریت منابع انسانی و حوزه انگیزش
۲- فصل دوم : مبانینظری و پژوهشی . ۱۳
۲-۱ مقدمه ۱۴
۲-۲- تعریف تصمیم گیری. ۱۴
۲-۳- ماهیت و اهداف تصمیم گیری. ۱۴
۲-۴- مراحل فرایند تصمیم گیری ۱۵
۲-۵- فرایند منطقی حل مسئله ۱۷
۲-۶- مدلهای تصمیم گیری ۱۹
۲-۷- درخت اخذ تصمیم ۲۱
۲-۸- مدل باز تصمیم گیری. ۲۱
۲-۹- مدل لیند بلوم ۲۱
۲-۱۰-روش های تصمیم گیری. ۲۲
۲-۱۱- مراتب تصمیم گیری ۲۳
۲- ۱۲- الگوهای تصمیم گیری. ۲۴
۲- ۱۳- مفهوم اثربخشی ۲۵
۲-۱۴- کلید های طلائی برای تصمیم اثر بخش. ۲۵
۲-۱۵- فرایندهای تصمیم گیری. ۳۲
۲-۱۶- رابطه اطلاعات و تصمیم گیری اثر بخش. ۳۴
۲-۱۷- نقش مدل اطلاعات راهبردی در تولید اطلاعات با کیفیت بالا ۳۸
۲-۱۸- مفهوم مدل اطلاعات راهبردی ۳۹
۲-۱۹- تعریف مدل اطلاعات راهبردی ۴۱
۲-۲۰- تبدیل داده به اطلاعات ۴۲
۲-۲۱- اهداف تدوین مدل اطلاعات راهبردی ۴۲
۲-۲۲- اجزای اساسی مدل اطلاعات راهبردی ۴۳
۲-۲۳- هفت مسئله اصلی که توسط هوش تجاری در سازمان هدف قرار گرفته اند ۴۳
۲-۲۴- رابطه مدل اطلاعات راهبردی با معماری سازمانی ۴۴
۲-۲۵- معماری سازمانی ۴۴
۲-۲۶- چارچوب زاکمن ۴۵
۲-۲۷- انواع چارچوبهای معماری سازمانی ۴۶
۲-۲۸- تشریح چارچوب زاکمن. ۴۷
۲-۲۹- جنبههای مختلف هر سیستم ۵۰
۲-۳۰- نماهای مختلف هر سیستم. ۵۱
۲-۳۱- مزایای چارچوب زاکمن در مقایسه با دیگر چارچوبها ۵۳
۲-۳۲- مشخصات کلی چارچوب زاکمن. ۵۳
۲-۳۳- هوش تجاری. ۵۴
۲-۳۴- محیط انباره داده ۶۰
۲- ۳۵- محیط تحلیل. ۶۳
۲-۳۶- تعریف انبار داده ها (DW ). 64
۲-۳۷- ویژگیهای اصلی انباره داده ۶۴
۲-۳۸- معماری انبار داده ها (DW). 67
۲-۳۸-۱- شمای کلی معماری انباره داده . ۶۸
۲-۳۹- چالش سازمانها در استفاده از داده ها( ضرورت استفاده از هوش تجاری) ۷۱
۲-۴۰- مکعب های داده ۷۳
۲-۴۱- نقش مدل اطلاعات راهبردی در تولید اطلاعات استراتژیک ۷۶
۲-۴۲- سیستم های عملیاتی و کاربرد آنها. ۷۷
۲-۴۳- سیستم های حمایت کننده از تصمیم در مقابل سیستم های عملیاتی ۷۸
۲-۴۴- Data Mart. 78
۲-۴۵- زیر ساختار انبار داده ها . ۷۹
۲-۴۶- داشبورد – نشانگر سازمانی دیداری وکمک آن به تصمیم گیری اثر بخش. ۷۹
۲-۴۷- داشبوردچیست؟ ۸۰
۲-۴۸- انواعداشبوردهای سازمانی. ۸۱
۲-۴۹- ویژگیهایداشبورد. ۸۲
۲-۵۰- مزایایتجهیزسازمانبهداشبورد ۸۳
۲-۵۱- پیشینه تحقیق ۸۵
۲-۵۲- تاثیر ادبیات موضوع بر پژوهش. ۱۰۰
۲-۵۴- مدل مفهومی اطلاعات راهبردی. ۱۰۳
۲- ۵۵ – دلایل منطقی و چگونگی تشکیل مدل مفهومی اطلاعات راهبردی ۱۰۴
فصل سوم: روش شناسی تحقیق ۱۰۵
۳-۱- بخش اول: مقدمه :. ۱۰۶
۳-۲- نوع و روش پژوهش ۱۰۶
۳-۳- متغیرهای پژوهش. ۱۰۷
۳-۳-۱- متغیّرمستقل (مدل اطلاعات راهبردی) ۱۰۷
۳-۳-۲- متغیّر میانی یا واسط. ۱۰۸
۳-۳-۳- متغیّر وابسته )نظام تصمیم گیری). ۱۰۸
۳-۴- جامعه آماری ۱۰۸
۳-۵- تقسیم بندی کلی اماکن عمومی از حیث نظارت و قوانین ۱۰۹
۳-۶- پلیس ۱۱۰
۳-۷- نظارت. ۱۱۱
۳-۸- نمونه آماری ۱۱۱
۳-۹- روش و ابزارگرد آوری اطلاعات ۱۱۲
۳-۱۰- روایی / اعتبار ابزار سنجش. ۱۱۳
۳-۱۱- پایایی/ قابلیت اعتماد ابزار سنجش . ۱۱۳
۳-۱۲ – متغیرها و مولفههای پژوهش. ۱۱۴
۳- ۱۳ – روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ۱۱۷
بخش دوم :
۳-۱۴- مراحل تدوین مدل اطلاعات راهبردی و تشکیل بانک اطلاعات صنفی کشوری ۱۱۷
۳-۱۵- روش های شناسایی فرایندهای کلیدی سازمان ۱۲۲
۳-۱۶- اطلاعات متقاضیان ۱۲۶
۳-۱۷- مهمترین اطلاعات مرتبط با موجودیت اتحادیه ها و مجامع امور صنفی. ۱۲۷
۳-۱۸- منابعداده های درونی و بیرونی سازمان. ۱۲۸
۳-۱۹ -استخراج ، تبدیل و بارگذاری داده هاETL(Extract Transfer Loading). 129
۳-۲۰- تجمیعداده. ۱۳۰
۳-۲۱- تحلیلداده هایجمعآوریشده ۱۳۰
۳-۲۲- ارائهاطلاعات. ۱۳۰
۳-۲۳- نمونه اطلاعات قابل ارائه توسط مدل اطلاعات راهبردی( بانک اطلاعات صنفی کشوری). ۱۳۱
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها . ۱۳۳
مقدمه . ۱۳۴
۴-۱- سیمای آماری پاسخگویان ۱۳۴
۴-۲- توصیف متغیرها . ۱۳۸
۴-۲-۱- متغیر مستقل مدل اطلاعات راهبردی . ۱۳۸
۴-۲-۱- ۱- مؤلفه اطلاعات صحیح ۱۳۹
۴-۲-۱- ۲- مؤلفه اطلاعات بموقع. ۱۴۰
۴-۲-۱- ۳- مؤلفه اطلاعات مرتبط. ۱۴۱
۴-۲-۱- ۴- مؤلفه اطلاعات دقیق . ۱۴۲
۴-۲-۱- ۵- مؤلفه اطلاعات کیفی . ۱۴۳
۴-۲-۲- متغیر وابسته نظم فیزیکی (مادی) ۱۴۴
۴-۲-۳- متغیر وابسته نظم اجتماعی ۱۴۵
۴-۳ – بررسی رابطه ضریب همبستگی بین متغیرهای تحقیق با بهره گرفتن از جداول دو بعدی . ۱۴۶
۴-۴- آزمون فرضیه های تحقیق . ۱۵۴
۴-۴-۱- بررسی روابط بین متغیرهابا بهره گرفتن ازآزمون آماری تحلیل واریانس(ANOVA) . 154
۴-۴-۲- تحلیل رگرسیونی متغیرها ۱۵۵
۴-۴-۳- بررسی میزان همبستگی بین متغیر ها و مولفه های تحقیق. ۱۵۷
۴-۴-۴- ضریب اشتراک هریک از مواد با کل . ۱۵۸
فصل پنجم- نتیجه گیری و پیشنهادها ۱۶۰
۵-۱- مقدمه. ۱۶۱
۵-۲- نتیجه گیری از پژوهش ۱۶۱
۵-۲-۱- سوال اول پژوهش ۱۶۱
۵-۲-۲ – سوال دوم پژوهش. ۱۶۱
۵-۳- خلاصه پژوهش. ۱۶۲
۵-۴- نتیجهگیری و بررسی یافتهها ۱۶۴
۵-۴-۱- فرضیه اصلی شماره یک : ۱۶۴
۵-۴-۱-۱ – فرضیه فرعی شماره یک ۱۶۵
۵-۴-۱-۲- فرضیه فرعی شماره دو. ۱۶۵
۵-۴-۱-۳- فرضیه فرعی شماره سه. ۱۶۶
۵-۴-۱-۴- فرضیه فرعی شماره چهار. ۱۶۶
۵-۴-۱-۵- فرضیه فرعی شماره پنج ۱۶۷
۵-۴-۲- فرضیه اصلی شمار دو. ۱۶۷
۵-۴-۲-۱- فرضیه فرعی شماره یک. ۱۶۸
۵-۴-۲-۲- فرضیه فرعی شماره دو. ۱۶۸
۵-۴- پیشنهاداتی مبتنی بر یافتههای پژوهش ۱۶۹
۵-۵- پیشنهادات تجربی محقق ۱۷۶
۵-۶- پیشنهادات برای محققین آینده. ۱۷۷
منابع . ۱۷۸
ضمائم ۱۸۲
چکیده انگلیسی . ۱۸۸
-۲- مقدمه :در جامعه مدرن امروزی ، سازمانها نقش و ماموریت های فراتر از نقش های سنتی گذشته ایفا می کنند و به آنها نیز وظایف جدیدی محول گشته است ، در جوامع متمدن سازمانها از نهادهایی صرفا اداری ، صنعتی وخارج شده و به صورت نهادهای اجتماعی – سیاسی در آمده اند .عموما اطلاعات ابتدا به صورت داده های خام و غیر تحلیلی به شکل گسترده ، حجیم و پراکنده بین منابع و پایگاه های داده ای گوناگون و عموما ناهمگون ذخیره می شوند. با بهره گرفتن از فناوری انباره داده ، اطلاعات قابل تحلیل در سازمان جمع آوری شده و از این طریق ابزارهای هوش تجاری می توانند به سهولت گزارش های پویا ، پیشخوانهای حاوی اطلاعات تحلیلی و به صورت کلی وضعیت سازمان را نشان دهند . لازم به ذکر است از طریق این گزارش ها و پیشخوان های حاوی اطلاعات تحلیلی ، مدیران در تمامی سطوح یک سازمان می توانند تصمیمات آگاهانه تر و هوشمندتری اتخاذ کنند. از دستاورد های این طرح می توان به تسهیل و بهبود تصمیم سازی و تصمیم گیری امکان به اشتراک گذاری اطلاعات به صورت سطح بندی شده ، پیش بینی شرایط آتی سازمان و تحلیل وضعیت کسب و کارهای سازمان و اتخاذ تصممیات هوشمندانه تر اشاره کرد. انتقال تجارب کشورهای پیشرفته در زمینه انباره سازی و هوش تجاری به کشور، پیاده سازی و استقرار یک معماری کامل شامل منابع داده نامتجانس تا گزارش های تحلیلی ، آشنا ساختن سازمان های متوسط و بزرگ با مزایای استفاده از این راهکار و زمینه سازی صادرات راهکار با قیمت تمام شده ارزان تر از اقدامات مشابه کشورهای صاحب این فناوری از جمله ویژگی های برجسته این طرح می توان برشمرد. انتظار می رود با بهره گرفتن از راهکاری همچون هوش تجاری بتوان کسب و کارهای موجود را صحیح تر مدیریت ، آگاهانه تر با سایر رقبا رقابت و هزینه ها را کنترل کرد. دوره بهره برداری طرح مخازن داده ها و کسب و کار هوشمند حدود پنج ساله برآورد شده است. |
۱- بیان مساله:
هوشمندی کسب و کار و یا سیستم Business Intelligence (B.I ) به عنوان یک رویکرد به محیط های کسب و کار این امکان را می دهد تا راندمان کسب و کار خود را با تقویت قابلیتهای تصمیم گیری بهبود بخشند. این قابلیتها با بکارگیری اطلاعات مشتریان ، تامین کنندگان و پروسه های داخلی کسب و کار ، ایجاد تمرکز اطلاعاتی و استاندارد سازی و تحلیل آنها با ابزار های خاصی صورت می گیرد.
معمولا محیط های کسب و کار برای ارزیابی محیط اطراف خود به جمع آوری اطلاعات می پردازند نظام اطلاعات راهبردی (هوشمندی کسب و کار) از طریق ارائه اطلاعات دقیق ، مرتبط و به موقع به سازمانها کمک می نماید تا در مواقع نیاز تصمیمات بهتری اتخاذ نموده و بتوانند در پیش بینی های دقیق و طراحی مدل استراتژیک خود از آن استفاده نمایند .
(Daniel Andersson . Business Intelligence – Impact on decision support and decision making.(
امروزه محیط های کسب و کار ، پیچیده تر و تغییرات بسیار سریعتر از قبل شده و این پدیده آنها را مجبور می نماید تا تصمیمات مدیریتی سریع ، استراتژیک و عملیاتی اتخاذ نمایند ، و این ، نیاز به جمع آوری اطلاعات بهنگام و مناسب دارد لذا مدیران به ارزش اطلاعات موجود فضای کسب و کار خود واقف می شوند و با بهره گرفتن از ابزار مختلف و استخدام تحلیلگران ذیصلاح اقدام به تشکیل انبار داده قابل تحلیل (Data Warehouse) بمنظور پشتیبانی تصمیمات متخذه می نمایند.
برنامه ریزی و سیاستگذاری راهبردی و عملیاتی جامعه اصناف به دلیل پیچیدگی و تغییرات زیاد یک امر بسیار پیچیده و دشوار است که پلیس نظارت بر اماکن عمومی به عنوان ضابط در جامعه اصناف کشور با آن مواجه است ، این رساله به دنبال راهکار مناسب تسهیل در امر برنامه ریزی و سیاستگذاری است .
اتخاذ سیاستهای کلان در پلیس نظارت بر اماکن عمومی به علت نبود بستر اطلاعات صنفی یکپارچه و تحلیل پذیر یکی از چالشهای اساسی این پلیس می باشد در صورت عدم رفع این مشکل ، سازمان نمی تواند در خصوص برقراری نظم در سطح اصناف تصمیم گیریهای موثری اتخاذ نماید .
ایجاد بستر اطلاعات صنفی یکپارچه و تحلیل پذیر یک ابزار بسیار مناسب پشتیبانی تصمیم است و رویکرد هوشمندی کسب و کار به عنوان یک چارچوب مناسب جهت دسترسی به بستر اطلاعاتی فوق مطرح است .
این مطالعه بر آن است تا به نقش ایجاد مدل اطلاعات راهبردی در نظام تصمیم گیری پلیس نظارت بر اماکن عمومی برای کمک به اتخاذ تصمیمات موثرتر به منظور برقراری نظم در سطح اصناف بپردازد .
وجود سیستم های اطلاعاتی باعث تولید اطلاعات راهبردی می گردد و جایگاه مدل اطلاعات راهبردی در نظام تصمیم گیری پلیس نظارت بر اماکن عمومی نیاز به تحلیل دارد ، لذا تحقیق حاضر به دنبال پاسخگوئی به سوالات زیر می باشد :
۱-۳- سوالات تحقیق :
۱-۴- سابقه تحقیق :
داخلی : تحقیقات داخلی ، بیشتر به طراحی سیستم های اطلاعات مدیریت و نقش آنها در بهبود کارآیی و اثر بخشی تصمیمات در برخی سازمانها و مراکز تولید صنعتی می پردازند و کمتر به موضوع تحقیق حاضر پرداخته اند عناوین تحقیقات مذکور به شرح ذیل می باشد :
(سید یوسف احدی سرکانی ) دانشکده مدیریت دانشگاه تهران .
لیکن طبق اطلاع واصله تا زمان انجام این تحقیقدر دو سازمان بانک ملی ایران و شهرداری تهران ( سامانه ۱۳۷)در داخل کشور اقداماتی در خصوص طراحی پروژه هوش تجاری صورت پذیرفته است .
جستجو و کنکاش پیرامون موضوع تحقیق، حاکیست در کتابخانه های ملی ایران و دانشگاه تهران سابقه ای مشاهده نگردید ، همچنین طی بررسی در سایتهای معتبر داخلی حاوی لیست پایان نامه ها و مقالات و پژوهشهای مراکز داخلی علمی ، هیچ مطلبی پیرامون موضوع تحقیق یافت نگردید . اما طی جستارهایی که در مقالات و پژوهشهای خارجی در دنیای مجازی صورت گرفت مطالب مرتبط ذیل مورد امعان نظر قرار گرفت :
لازم به یادآوری است ، عدم معرفی منابع بیشتر در این فصل، به منزله نبود انجام تحقیق در سایر موسسات علمی و پژوهشی در این زمینه نمی باشد .
۱-۵- ضرورت تحقیق :
برنامه ریزی و سیاستگذاری راهبردی و عملیاتی جامعه اصناف به دلیل پیچیدگی و تغییرات زیاد یک امر بسیار پیچیده و دشوار است که پلیس نظارت بر اماکن عمومی به عنوان ضابط در جامعه اصناف کشور با آن مواجه است ، این رساله به دنبال راهکار مناسب تسهیل در امر برنامه ریزی و سیاستگذاری است .
اتخاذ سیاستهای کلان در پلیس نظارت بر اماکن عمومی به علت نبود بستر اطلاعات صنفی یکپارچه و تحلیل پذیر یکی از چالشهای اساسی این پلیس می باشد در صورت عدم رفع این مشکل ، سازمان نمی تواند در خصوص برقراری نظم در سطح اصناف تصمیم گیریهای موثری اتخاذ نماید .
ایجاد بستر اطلاعات صنفی یکپارچه و تحلیل پذیر یک ابزار بسیار مناسب پشتیبانی تصمیم است و رویکرد هوشمندی کسب و کار به عنوان یک چارچوب مناسب جهت دسترسی به بستر اطلاعاتی فوق مطرح است .
این مطالعه بر آن است تا به نقش ایجاد مدل اطلاعات راهبردی در نظام تصمیم گیری پلیس نظارت بر اماکن عمومی برای کمک به اتخاذ تصمیمات موثرتر به منظور برقراری نظم در سطح اصناف بپردازد .
وجود سیستم های اطلاعاتی باعث تولید اطلاعات راهبردی می گردد و جایگاه مدل اطلاعات راهبردی در نظام تصمیم گیری پلیس نظارت بر اماکن عمومی نیاز به تحلیل دارد .
اطلاعات رکن اساسی تصمیم گیری در مسائل اداری و سازمانی است ، لذا اطلاعات برای مدیران بسیار با ارزش بوده و به عنوان یک ضرورت مطلق در سازمانهای بزرگ و کوچک مطرح می باشد . وجود اطلاعات مورد نیاز و بموقع باعث بهبود تصمیم گیری مدیران و آشنایی آنان با محیط خارجی می گردد .
اطلاعات پایه و اساس تصمیم گیری است ، جریان اطلاعات همانند جریان خون برای حیات سازمان ضروری است . لذا ارزش و اهمیت اطلاعات مشخص می گردد .
از آنجائیکه مدیران عالی ، سیاستگذاری و تصمیمات استراتژیک را در سازمان انجام می دهند و بیشتر با سازمانهای خارج ارتباط دارند ، لذا لازمه این امر ، وجود اطلاعات بموقع ، دقیق ، مربوط و صحیح می باشد ، برای تامین این منظور نیازمند یک مکانیزم و ابزاری هستیم که بصورت مداوم و منظم اطلاعات مورد نظر را به موقع در اختیار مدیران سازمان قرار دهد .
یکی از این مکانیزم ها ، هوش تجاری است با توجه به رشد روز افزون بکارگیری استفاده از سیستم های پشتیبانی تصمیم ، لازم است که نسخه بهبود یافته سیستم پشتیبانی تصمیم ( هوش تجاری ) مخصوص سازمان ، طراحی و اجرا گردد .
با توجه به گسترش روز افزون تکنولوژی اطلاعات و پیامدهای آن بر سازمانها ، ضروت دارد که تاثیر این تکنولوژی بر سطوح مختلف مدیریت به ویژه تصمیم گیران عالی سازمانها مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد .
لذا به دلیل اهمیت این موضوع ، ما بر آن شدیم نقش تدوین مدل اطلاعات راهبردی در بهبود اثر بخشی نظام تصمیم گیری پلیس نظارت بر اماکن عمومی را مورد کنکاش قرار دهیم .
۱-۶- اهداف تحقیق :
۱-۷- فرضیه ها:
فرضیه اصلی شماره ۱ :
۱- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی ، سازمان را در اتخاذ تصمیمات اثر بخش یاری می دهد .
فرضیه های فرعی:
۱-۱- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی از طریق ارائه اطلاعات صحیح ، اثر بخشی تصمیمات را بالا می برد .
۱-۲- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی از طریق ارائه اطلاعات بموقع ، اثر بخشی تصمیمات را بالا می برد .
۱-۳-پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی از طریق ارائه اطلاعات مرتبط ، اثر بخشی تصمیمات را بالا می برد .
۱-۴- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی از طریق ارائه اطلاعات دقیق ، اثر بخشی تصمیمات را بالا می برد .
۱-۵- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی از طریق ارائه اطلاعات کیفی ، اثر بخشی تصمیمات را بالا می برد .
فرضیه اصلی شماره۲ :
۲-پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی ، سازمان را در راستای برقراری نظم در صنوف یاری می دهد .
فرضیه های فرعی :
۲-۱-پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی در سازمان از طریق بالا بردن اثر بخشی تصمیم گیری باعث بهبود نظم فیزیکی در صنوف می گردد .
۲-۲- پیاده سازی مدل اطلاعات راهبردی در سازمان از طریق بالا بردن اثر بخشی تصمیم گیری باعث موجب بهبود نظم اجتماعی در صنوف می گردد .
۱-۸- قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی این تحقیق نیمه اول سال ۱۳۸۹ می باشد .
۱-۹- قلمرو مکانی :
در سطح ستاد پلیس نظارت بر اماکن عمومی و رده های تابعه در مراکز استانهای سراسر کشور .
۱-۱۰- قلمرو موضوعی :
از نظر موضوعی ، موضوع پژوهش حاضر مربوط به معماری سازمانی می باشد که به بررسی نقش مدل اطلاعات راهبردی در اثر بخشی تصمیمات پلیس نظارت بر اماکن عمومی ، پرداخته است .
موضوع اصلی تدوین مدل اطلاعات راهبردی است که با بهره گرفتن از چارچوب معماری سازمانی زاکمن و با تجمیع منابع داده ای داخل و خارج سازمان به کمک فناوری های انباره داده و هوش تجاری و نرم افزارهای تحلیل و گزارشگیری در سازمان تولید می گردد .
۱-۱۱- محدودیت های تحقیق :
۱-۱۲- کلمات کلیدی :
اطلاعات راهبردی- مدل – مدل اطلاعات راهبردی- اثر بخشی – تصمیم گیری – انباره داده – داشبورد مدیریتی – هوش تجاری (کسب و کار)
۱-۷-۱-۱بانکداری الکترونیکی.۸
۱-۷-۱-۲ تحلیل وضعیت.۸
۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی۸
۱-۷-۲-۱ بانکداری الکترونیکی۸
۱-۷-۲-۲تحلیل وضعیت۸
۱-۸روش شناسی تحقیق. ۹
۱-۸-۱ نوع پژوهش.۹
۱-۸-۲ فرایند اجرای پژوهش۹
۱-۹ مدل مفهومی تحقیق. ۱۰
۱-۱۰ روش های گرد آوری داده ها ۱۰
۱-۱۱ روایی و پایایی.۱۲
۱-۱۱-۱ روایی.۱۲
۱-۱۱-۲پایایی.۱۲
۱-۱۲جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه ۱۲
۱-۱۳روش ها وابزار تجزیه و تحلیل داده ها.۱۲
۱-۱۴ قلمرو تحقیق۱۳
۱-۱۴-۱قلمرو موضوعی تحقیق.۱۳
۱-۱۴-۲ قلمرو مکانی تحقیق۱۳
۱-۱۴-۳ قلمرو زمانی تحقیق.۱۳
فصل دوم: مبانی نظری تحقیق
۲- مبانی نظری پژوهش ۱۵
۲-۱ مقدمه ۱۵
۲-۲ تعاریف بانکداری الکترونیک ۱۶
۲-۲-۱ بانک. ۱۶
۲-۲-۲ انواع بانک در ایران. ۱۶
۲-۲-۳ بانکداری الکترونیکی. ۱۷
۲-۲-۴ بانکداری الکترونیک در ایران ۱۷
۲-۲-۵ انواع خدمات الکترونیک قابل استفاده توسط بانکها۱۸
۲-۲-۶ ابزارهای بانکداری الکترونیکی در ایران. ۱۹
۲-۳ خدمات بانکداری الکترنیکی قابل ارائه در بانک مسکن ۲۲
۲-۴ نگاهی به وضعیت بانکداری الکترونیکی در مقابل بانکداری سنتی ۲۵
۲-۵ بستر های بانکداری الکترونیکی. ۲۶
۲-۵-۱ بسترهای نرم افزاری ۲۶
۲-۵-۲ بستر های سخت افزاری. ۲۶
۲-۶ مزایا و معایب بانکداری الکترونیکی . ۲۶
۲-۶-۱ مزایای بانکداری الکترونیکی . ۲۶
۲-۶-۲ معایب بانکداری الکترونیکی ۲۷
۲-۷ چالش های بانکداری الکترونیکی در ایران . ۲۷
۲-۷-۱ الگوی مفهومی چالش های بانکداری الکترونیکی در ایران۲۹
۲-۸ بانکداری الکترونیکی و مدیریت ریسک ۲۹
۲-۹ تحلیل های آماری بانک مرکزی ۳۱
۲-۱۰ مدیریت استراتژیک ۳۸
۲-۱۰-۱ فرایند مدیریت استراتژیک ۳۹
۲-۱۰-۲ مزایای مدیریت استراتژیک ۴۰
۲-۱۱ تعریف برنامه ریزی. ۴۱
۲-۱۱-۱ تعریف برنامه ریزی استراتژیک ۴۲
۲-۱۱-۲ برنامه ریزی استراتژیک ۴۲
۲-۱۱-۳ مزایای برنامه ریزی استراتژیک. ۴۶
۲-۱۲ مفهوم استراتژی ۴۷
۲-۱۲-۱ تدوین استراتژی. ۴۸
۲-۱۲-۱-۱ چارچوب جامع تدوین استراتژی ۴۹
۲-۱۲-۲ مدلهای تدوین استراتژی ۵۰
۲-۱۲-۲-۱مدل هاروارد ۵۰
۲-۱۲-۲-۲مدل ذینفع ها. ۵۱
۲-۱۲-۲-۳مدل BCG (گروه مشاوران بوستون).۵۲
۲-۱۲-۲-۴ مدل GE (جنرال الکتریک) ۵۳
۲-۱۲-۲-۵ مدل تحلیل رقابتی پورتر ۵۳
۲-۱۲-۲-۶ مدل دیوید. ۵۵
۲-۱۲-۲-۷ مدل برایسون. ۵۶
۲-۱۳ تجزیه و تحلیل و انتخاب استراتژیک۵۸
۲-۱۳-۱ فنون تجزیه و تحلیل استراتژیک ۵۹
۲-۱۴ معرفی تحلیلSWOT. 61
۲-۱۴-۱ نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدات. ۶۴
۲-۱۴-۲ مراحل انجام آنالیزSWOT ۶۵
۲-۱۴-۳ ماتریسهای مورد استفاده در روش تحلیلSWOT. 65
۲-۱۵ پیشینه تحقیق ۶۶
فصل سوم:روش تحقیق
۳- روش پژوهش. ۷۵
۳-۱ نوع پژوهش ۷۵
۳-۲ جامعه آماری پژوهش ۷۵
۳-۳ روش نمونه گیری و حجم نمونه . ۷۶
۳-۴روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۷۸
۳-۵ روایی و پایایی ابزار پژوهش. ۸۰
۳-۵-۱ روایی. ۸۰
۳-۵-۲ پایایی ۸۰
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده های پژوهش
۴- تجزیه و تحلیل داده های پژوهش ۸۳
۴-۱ یافته های توصیفی. ۸۳
۴-۲ تجزیه توصیفی داده ها. ۸۴
۴-۲-۱ تدوین ماتریس SWOTجهت تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و خارجی ۸۴
۴-۲-۲ مقایسه متناظری EFEو IEFو تدوین استراتژی های متناظر ۹۰
۴-۲-۳ ماتریس داخلی و خارجی(IE) انتخاب استراتژی های ترجیحی ۹۴
۴-۲-۴ ارزیابی موقعیت و اقدام استراتژیک(SPACE). 95
۴-۲-۵ برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) 99
فصل پنجم:خلاصه پژوهش و بحث و نتیجه گیری
۵- خلاصه پژوهش، بحث و نتیجه گیری.۱۰۶
۵-۱ مقدمه ۱۰۶
۵-۲ خلاصه پژوهش. ۱۰۶
۵-۳ بحث و نتیجه گیری ۱۱۳
۵-۴خلاصه پیشینه پژوهش۱۱۶
۵-۵ محدودیت ها و موانع. ۱۱۷
۵-۶ پیشنهاد هایی مبتنی بر نتایج تحقیق فعلی. ۱۱۷
۵-۷ پیشنهادهایی برای محققان آینده ۱۱۹
منابع ومأخذ
منابع فارسی ۱۲۱
منابع انگلیسی ۱۲۴
چکیده انگلیسی.۱۲۶
پیوست ها وضمایم
پیوست الف
جدول آمار مقایسه استان ها ۱۲۸
پیوست ب
پرسشنامه اولیه ۱۸۲
پیوست ج
پرسشنامه اصلی.۱۸۵
۱بیان مسأله اساسی تحقیق
توسعه و کاربری فن آوری اطلاعات در حوزه های مختلف به ویژه در حوزه بانکداری، حاصل قابلیت های فن آوری اطلاعات است که امروزه در دنیای کسب وکار با اقبال فراوان روبرو شده است. انسان هزاره سوم در تلاش است با شتاب دادن به روند توسعه و کاربری فن اوری اطلاعات در بخش های مختلف نظام اجتماعی از الگوی سنتی فاصله گرفته و الگوی جدیدی متناسب با الزامات عصر اطلاعات ایجاد کند (نورمحمد و همکاران،۱۳۸۷).
در سالهای اخیر به موازات گسترش روزافزون فن آوری های اطلاعاتی و ایجاد فرصت های جدید در صنعت بانکداری، موجبات توجه بیشتر به مقوله بانکداری الکترونیکی فراهم گردیده است (لگزیان و همکاران،۱۳۸۹). رقابت شدیدی که با افزایش تعداد بانکها به وجود آمده است موجب شده تا یکی از بهترین راه های افزایش سودآوری، کاهش هزینه ها باشد، که بانکداری الکترونیک می تواند در این زمینه بسیار اثرگذار عمل نماید.
بانکداری الکترونیک به سبب نقش آفرینی در توسعه تجارت الکترونیک، کیفیت ارائه خدمات بانکی، صرفه جویی در وقت میلیون ها مشتری، کاهش معضلات اجتماعی و . از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است (نوری،۱۳۸۷). با گسترش اینترنت و سایر درگاه های الکترونیکی، بانکها نیز سعی د ارند مراجعه فیزیکی مشتریان را کاهش داده و حتی الامکان امور بانکی روزمره آنها توسط یکی از درگاه های الکترونیکی انجام گیرد. در این پژوهش سعی خواهد شد وضعیت بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران بر مبنای شناخت عوامل داخلی و خارجی (نقاط ضعف،قوت،فرصت ها،تهدیدها) مورد بررسی قرار گیرد.همچنین متناسب با داده های تحلیل انجام شده استراتژی ترجیهی برای توسعه بانکداری الکترونیک انتخاب گردد.در پایان سعی خواهد شد تا با بهره گرفتن از مدل هاروارد
مطلب دیگر :
پایان نامه روانشناسی با موضوع : زنان سرپرست خانوار
ماتریس SWOT جهت توسعه بانکداری الکترونیک توصیه های استراتژیک پیشنهاد گردد.
۱-۲ اهمیت و ضرورت انجام
یقیناً برای رسیدن به یک وضعیت ایده آل ابتدا لازم است تا وضعیت فعلی مورد تحلیل و سنجش قرار گیرد تا بتوان با شناخت عوامل مهم اثرگذار بر روند بهبود فرایند بانکداری الکترونیک ،به یک استراتژی مناسب دست یافت. از آنجایی که نیازهای مختلف در افراد با توجه به شرایط زندگی اجتماعی ایجاد می گردند و نهادهای اجتماعی نیز به دنبال راه حلی برای ارضاء این نیازها می باشندموجب پدید آمدن رقابت تکنولوژیک گشته و هر روز یک تکنولوژی جدید جایگزین تکنولوژی قبلی خواهد شد و نباید تصور کنیم که با دستیابی به بانکداری الکترونیک به آخر خط بانکداری رسیده ایم. چرا که با ایجاد شرایط و وضعیت جدید اجتماعی نیازهای جدیدی به وجود آمده و متعاقباً ارضاء نیاز جدید معطوف به داشتن استراتژی مناسب خواهد بود. از آنجایی که طی تحقیقات مختلف صورت گرفته در زمینه بانکداری الکترونیک(حمیدی زاده و همکاران،۱۳۸۶ و گیلانی نیا و همکاران،۱۳۸۸)، اکثر محققان بدنبال شناسایی چالش ها و مشکلات و یا میزان پذیرش و استقبال مشتریان از بانکداری الکترونیک بوده اند که عموماً منتج به ارائه یک راه حل کاربردی و استراتژیک در این زمینه نشده اند. در این تحقیق تلاش خواهد شد تا با بررسی وضعیت موجود و تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت ها و تهدیدهای خارجی، ضمن تدوین استراتژی ترجیحی،برای توسعه بانکداری الکترونیک در بانک مسکن استان مازندران توصیه های استراتژیک ارائه گردد.
۱-۳ مرور ادبیات و سوابق
با توجه به نمونه های ذکر شده و نگاهی گذرا به تحقیقات صورت گرفته می توان به این نتیجه رسید که عوامل فرهنگی، زیرساختی و امنیتی جزء مشترک همه آنها بوده است و اما نکته ای که می تواند جلب توجه کند وجود پیشنهادات عمومی و کلی و عدم ارائه یک مدل استراتژیک کاربردی در این تحقیقات می باشد.
۱-۴اهداف مشخص تحقیق
برای اجرای این تحقیق ۴ هدف اصلی موردنظر است و شامل:
۱- بررسی وضعیت عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران.
۲- بررسی وضعیت عوامل خارجی (فرصت ها و تهدید ها) بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران.
۳- شناسایی و تحلیل استراتژی های ترجیحی جهت بهبود وضعیت بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران.
۴- پیشنهاد توصیه های استراتژیک برای بهبود وضعیت بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران.
۱-۴-۱هدف کاربردی
با توجه به اینکه این پژوهش در شعب بانک مسکن استان مازندران صورت خواهد گرفت. نتایج حاصل از آن می تواند کمک شایانی جهت تدوین یک استراتژی مناسب برای توسعه و بهبود کیفی و کمی وضعیت بانکداری الکترونیک در شعب بانک مسکن استان مازندران گردد.
۱-۵ سولات تحقیق
۱-۵-۱پرسش اصلی تحقیق (مسأله تحقیق)
– وضعیت بانکداری الکترونیک در شعب بانک مسکن استان مازندران چگونه است؟
۱-۵-۲ سؤالات فرعی تحقیق
سؤالات موردنظر جهت انجام این پژوهش تحت ۳عنوان اصلی خواهد بود.
۱- وضعیت عوامل داخلی (نقاط ضعف و قوت) و خارجی(فرصت و تهدید) بانکداری الکترونیکی در شعب بانک مسکن استان مازندران چگونه است؟
۲- با ترکیب عوامل مربوط به وضعیت داخلی و خارجی، استراتژی های ترجیهی برای توسعه نظام بانکداری الکترونیک در بانک مسکن استان مازندران در کدام ناحیه قرار می گیرد؟
۳- متناسب با داده های مربوط به تحلیل وضعیت و استراتژی ترجیحی مربوطه چه توصیه های استراتژیک را برای توسعه بانکداری الکترونیک در شعب بانک مسکن استان مازندران می توان پیشنهاد نمود؟
۱-۶ فرضیه های تحقیق
در این پژوهش جهت دستیابی به نتایج کاملتر و عدم محدودیت در یک وضعیت خاص، فرضیه ای در نظر گرفته نشده و سعی می گردد با سؤال روند پژوهش ادامه یابد.
۱-۷ تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
۱-۷-۱ تعاریف مفهومی
۱-۷-۱-۱ بانکداری الکترونیک
بانکداری الکترونیک یا برخط یا اینترنتی، عبارت است از فراهم آوردن امکاناتی برای کارکنان در جهت افزایش سرعت و کارایی آنها در ارائه خدمات بانکی در محل شعبه و همچنین فرایندهای بین شعبهای و بین بانکی در سراسر دنیا و ارائه امکانات سختافزاری و نرمافزاری به مشتریان که با بهره گرفتن از آنها بتوانند بدون نیاز به حضور فیزیکی در بانک، در هر ساعت از شبانه روز (۲۴ ساعته) از طریق کانالهای ارتباطی ایمن و با اطمینان عملیات بانکی دلخواه خود را انجام دهند)سلیمانی و همکاران،۱۳۸۹).
۱-۷-۱-۲ تحلیل وضعیت
ابزار مورد استفاده مدیران جهت بررسی محیط داخلی وخارجی به منظور درک قابلیت های شرکت،مشتریان و محیط رقابتی خود((Dictionary of marketing terms,2008.
۱-۷-۲تعاریف عملیاتی
۱-۷-۲-۱بانکداری الکترونیک
دراین تحقیق منظور از بانکداری الکترونیک دستگاه های خود پرداز،اینترنت بانک،موبایل بانکینگ،کارت بانکی و pos فروشگاهی می باشد.
۱-۷-۲-۲ تحلیل وضعیت
۲-۲ مبانی نظری۱۲
۲-۲-۱ منابع تامین مالی کوتاه مدت ۱۲
۲-۲-۱-۱ منابع اصلی تامین مالی کوتاه مدت ۱۳
۲-۲-۱-۱-۱ اعتبار تجاری ۱۳
۲-۲-۱-۱-۲ وام بانکی ۱۴
۲-۲-۱-۱-۳ وامهای فصلی ۱۴
۲-۲-۱-۱-۴ تامین مالی مقدماتی ۱۵
۲-۲-۱-۱-۵ نرخ بهره وامهای بانکی ۱۵
۲-۲-۱-۱-۵-۱ نرخ بهره چیست ۱۵
۲-۲-۱-۱-۵-۲ علت های وجود این نرخ های متفاوت ۱۶
۲-۲-۱-۱-۵-۳ رجحان زمانی ۱۶
۲-۲-۱-۱-۵-۴ امکان غیر نقدینگی ۱۶
۲-۲-۱-۱-۵-۵ امکان نکول ۱۶
۲-۲-۱-۱-۵-۶ تورم ۱۷
۲-۲-۲ اسناد تجاری ۱۷
۲-۲-۲-۱ وامهای تضمین شده ۱۸
۲-۲-۲-۲ حسابهای در یافتنی به عنوان وثیقه ۱۸
۲-۲-۲-۳ حسابهای دریافتنی به جای وثیقهگذاری ۱۸
۲-۲-۲-۴ موجودیها به عنوان وثیقه ۱۸
۲-۲-۲-۵ وامهاى کوتاهمدت بدون تضمین ۱۹
۲-۲-۲-۶ حد اعتبار ۱۹
۲-۲-۲-۷ اعتبار در حساب جارى ۲۰
۲-۲-۲-۸ وامهاى یک ماهه ۲۱
۲-۲-۳ هزینه تامین مالی ۲۱
۲-۲-۴ عمل نوسانی (چرخشی) ۲۲
۲-۲-۵ عمل تسویه حساب ۲۲
۲-۲-۶ اهداف تامین مالی کوتاه مدت ۲۲
۲-۲-۷ منابع بیبهره ۲۳
۲-۲-۷-۱ حسابهای پرداختنی ۲۳
۲-۲-۷-۲ منابع تعهدی ۲۴
۲-۲-۸ منابع سود دار بدون وثیقه ۲۴
۲-۲-۸-۱وامهای بانکی خود پرداز(بی وثیقه) ۲۴
۲-۲-۹ مشخصات تامین مالی کوتاه مدت بانک ۲۵
۲-۲-۹-۱ حد اکثر مقدار وامگیری ۲۵
۲-۲-۹-۲ تسویه حساب سالانه ۲۶
۲-۲-۹-۳ قواعد محدود سازنده ۲۶
۲-۲-۹-۴ موازنه غرامت ۲۶
۲-۲-۹- ۵ رسید پرداخت شخصی ۲۶
۲-۲-۱۰ منابع کوتاه مدت بی وثیقه بانکی ۲۷
۲-۲-۱۰-۱ اوراق تجاری ۲۷
۲-۲-۱۰-۲ وامهای شخصی (خصوصی) ۲۷
۲-۲-۱۰-۳ پیش پرداخت نقدی مشتری ۲۷
۲-۲-۱۰-۴ منابع کوتاه مدت تضمینی ۲۸
۲-۲-۱۰-۴-۱ انبار موقتی ۲۸
۲-۲-۱۰-۴-۲ انبار مرکزی ۲۹
۲-۲-۱۰-۵ وام دریافتی ودیعه ۲۹
۲-۲-۱۰- ۶ حق تصرف وام متغیر ۳۰
۲-۲-۱۱ مؤسسات سرمایهدار ۳۰
۲-۲-۱۲ تضمین تامین مالی با صورت حسابهای قابل وصول ۳۱
۲-۲-۱۲-۱ گرو گذاری براتهای قابل وصول ۳۱
۲-۲-۱۲-۱-۱ انتخاب صورت حسابها ۳۱
۲-۲-۱۲-۱-۲ تعدیلهای اعتباری ۳۲
۲-۲-۱۲-۱-۳ تعیین درصد ۳۲
۲-۲-۱۲-۱-۴ دریافت پول ۳۲
۲-۲-۱۲-۱-۴-۱ بر مبنای عدم آگاهی ۳۲
۲-۲-۱۲-۱-۴-۲ بر مبنای آگاهی ۳۳
۲-۲-۱۳ تامین مالی میان مدت ۳۵
۲-۱۳-۱ قرارداداعتباری مدور ۳۵
۲-۱۳-۲ وام دورهای ۳۵
۲-۱۳-۳ اجاره ۳۵
۲-۱۳-۴ وامهای بانک تجاری ۳۶
۲-۱۳-۴-۱ وثیقه ۳۶
۲-۱۳-۴-۲ مشارکت ۳۶
۲-۱۳-۴-۳ نرخ ثابت در مقابل نرخ متغیر ۳۶
۲-۲-۱۴ وامهای شرکتهای بیمه ۳۷
۲-۲-۱۵ وامهای شرکتهای مالی و سازندگان تجهیزات ۳۷
۲-۲-۱۶ وام دهی نقدینگی جاری در برابر بهای موجودی ۳۷
۲-۲-۱۷ ابزارهای ویژه تامین مالی بلندمدت ۳۸
۲-۲-۱۷-۱ سهام عادی ۳۸
۲-۲-۱۷-۲ مزایای انتشار سهام عادی ۳۸
۲-۲-۱۷-۳ موارد با اهمیت در انتشار سهام عادی ۳۹
۲-۲-۱۷-۴ سهام ممتاز ۳۹
۲-۲-۱۷-۵ اوراق قرضه ۴۰
۲-۲-۱۸ مشکل اوراق قرضه در بانکداری بدون ربا ۴۱
۲-۲-۱۹ اوراق مشارکت ۴۲
۲-۲-۲۰ اوراق بهادار قابل تبدیل به اوراق مشارکت یا اوراق قرضه ۴۵
۲-۲-۲۱ انواع روشهای تامین مالی خارجی ۴۸
۲-۲-۲۱-۱ روشهای قرضی استقراضی ۴۸
۲-۲-۲۱-۱-۱ فاینانس ۴۹
۲-۲-۲۱-۱-۳ فاینانس خودگردان ۵۰
۲-۲-۲۱-۱-۵ خطوط اعتباری ۵۱
۲-۲-۲۱-۱-۶ وامهای بینالمللی ۵۲
۲-۲-۲۲ روشهای غیر قرضی (سرمایهگذاری) ۵۲
۲-۲-۲۲-۱ سرمایهگذاری مستقیم خارجی ۵۲
۲-۲-۲۳ مزایای سرمایهگذاری مستقیم خارجی ۵۳
۲-۲-۲۴ انواع روشهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی ۵۳
۲-۲-۲۵ معاملات جبرانی ۵۴
۲-۲-۲۶ معاملات تهاتری ۵۴
۲-۲-۲۷ خرید متقابل ۵۴
۲-۲-۲۸ افست ۵۴
۲-۲-۲۹ بیع متقابل ۵۴
۲-۲-۳۰ صکوک ۵۵
۲-۲-۳۱ ویژگیهای صکوک، تفاوتها و شباهتهای آن با اوراق قرضه ۵۵
۲-۲-۳۲ تئوری سلسله مراتبی روشهای تأمین مالی ۵۹
۲-۲-۳۳ حسابداری مخارج تامین مالی ۶۰
۲-۲-۳۳-۱ هدف ۶۰
۲-۲-۳۳-۲ دامنه کاربرد ۶۰
۲-۲-۳۳-۳ مخارج تامین مالی ۶۰
۲-۲-۳۴ منابع مالی بانکها در ایران ۶۴
۲-۲-۳۵ ساختار سرمایه ۶۴
۲-۲-۳۶ تئوریهای ساختار سرمایه ۶۴
۲-۲-۳۶-۱ رویکرد خالص (NI)1 65
۲-۲-۳۶-۲ رویکرد سود خالص عملیاتی(NO2)2 65
۲-۲-۳۶-۳ رویکرد سنتی۱ ۶۶
۲-۲-۳۶-۴ رویکرد مودیلیانی و میلر(M& M) 66
۲-۲-۳۶-۵ نظریهی ساختار سرمایه در چارچوب مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای CAPM 67
۲-۲-۳۷ اهمیت ساختار سرمایه ۶۸
۲-۲-۳۸ عوامل مؤثر بر ساختار سرمایه ۶۸
۲-۲-۳۹ هزینهی سرمایه ۶۹
۲-۲-۴۰ هزینهی سهام عادی ۶۹
۲-۲-۴۱ هزینهی سود انباشته ۷۱
۲-۲-۴۱ هزینهی بدهی ۷۱
۲-۲-۴۲ هزینهی سرمایه در شرکتهای ایرانی ۷۲
۲-۲-۴۳ میانگین موزون هزینهی سرمایه ۷۴
۲-۲-۴۴ هزینهی نهایی سرمایه ۷۴
۲-۲-۴۵ ساختار سرمایهی بهینه ۷۵
۲-۲-۴۶ عوامل تعیینکنندهی ساختار سرمایهی بهینه ۷۵
۲-۲-۴۷ ساختار سرمایهی بهینه در بانکها ۷۶
۲-۲-۴۸ نرخ کفایت سرمایه ۷۷
۲-۳ پیشینهی تحقیقات انجام شده ۷۷
۲-۳-۱ تحقیقات داخلی ۷۷
۲-۳-۲ پیشینهی خارجی ۷۹
فصل سوم: روششناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه ۸۳
۳-۲ روش تحقیق ۸۳
۳-۳ جامعهی آماری ۸۴
۳-۴ روش و ابزار گردآوری اطلاعات ۸۴
۳-۵ روشهای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش ۸۵
۳-۵-۱ داده های پانل (داده های تابلویی) ۸۵
۳-۵-۲ روشهای تخمین مدلهای ادغام شده ۸۶
۳-۵-۳ آزمون F لیمر ۸۷
۳-۵-۴ آزمون هاسمن ۸۷
۳-۵-۵ مدل اثر ثابت (FEM) 88
۳-۵-۶ مدل اثرات تصادفی (REM)یا مدل تصحیح خطا (ECM) 88
۳-۵-۷ آزمون ریشه واحد پانل ۸۹
۳-۵-۸ آزمون هم جمعی پانل دیتا ۸۹
۳-۵-۸-۱ آزمون هم جمعی پدرونی ۹۰
۳-۵-۹ مفهوم سطح معناداری ۹۱
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه ۹۳
۴-۲- آمار توصیفی ۹۳
۴-۳- آزمون ریشه واحد داده های پانل ۹۸
۴-۴- آزمون همجمعی Kao (Engle-Granger based) 101
۴-۵- معرفی متغیرها و تصریح مدل ۱۰۱
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها
۵-۱- مقدمه ۱۰۶
۵-۲- نتیجه گیری ۱۰۶
۵-۲-۱- فرضیه اصلی ۱۰۶
۵-۲-۲- فرضیه های فرعی ۱۰۷
۵-۳ یافته های جانبی پژوهش ۱۰۹
۵-۴- پیشنهادها ۱۱۰
۵-۴-۱- پیشنهادهای اجرایی(حاصل از پژوهش) ۱۱۰
۵-۴-۲ پیشنهادهای مبتنی بر آزمون فرضیات پژوهش ۱۱۳
۵-۵ محدودیتهای پژوهش ۱۱۳
منابع و مآخذ۱۱۳
منابع فارسی ۱۱۵
منابع لاتین ۱۱۷
Abstract II
چکیده
بانکها و مؤسسات مالی در راستای اهداف مالی خود برای بقا نیازمند تحلیل ساختار سرمایه و کاهش هزینه ها با بهره گرفتن از روشهای تأمین مالی هستند. ساختار سرمایه ازیکطرف با هزینه سرمایه و از طرف دیگر با ریسک اعتباری مرتبط است. بنابراین بانک با کاهش دادن نسبت سرمایه برای رسیدن به سود بیشتر و یا افزایش سرمایه برای مقابله با خطر نکول مواجه است. علاوه بر این، یک سری قوانین داخلی و بینالمللی برای شفافیت مالی مؤسسات وضعشده است که از جمله آن، قوانین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و کمیته بال است. بنگاهها به منظور اجرای پروژه های سودآور و دستیابی به حداکثر بازدهی در جهت افزایش منافع سهامداران خود، از منابع مالی مختلف بهره میگیرند. به طور کلی هدف اصلی شرکتها و مؤسسات انتفاعی کسب سود بیشتر و به دنبال آن افزایش ثروت سهامداران، قیمت سهام و در نهایت ارزش شرکت میباشد. یکی از راههای کسب سود و ارزش برای شرکتها تحلیل ساختار سرمایه است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل ساختار سرمایه بانک ملی با در نظر گرفتن هزینه های سرمایه و ریسک است. این تحقیق بر حسب هدف کاربردی و بر اساس شیوهی گردآوری دادهها توصیفی از نوع اثباتی و سعی در بررسی روابط بین متغیرهای تحقیق و اثبات یا عدم اثبات همبستگی بین آنها میباشد. جامعه آماری این پژوهش بانک ملی ایران است بدین گونه که اطلاعات کل بانک در سالهای ۱۳۸۷ تا۱۳۹۱ جمع آوریشده است. حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران ۹۰ شرکت محاسبه گردید. نتایج حاکی از آناست که به جز متغیر سپردههای پسانداز، با سطح معناداری ۶۱۶۹/۰ که بالاتر ۰۵/۰ محاسبه گردید، فرضیه های دیگر پژوهش تأیید شدند. در این بین، رابطه ساختار سرمایه و سپردههای سرمایه گذاری کوتاهمدت با در نظر گرفته هزینه، بیشترین رابطه را با ضریب ۸۴۰/۱ داشت.
کلیدواژه: ساختار سرمایه، هزینه سرمایه، ریسک، بانک ملی.
۱-۱ مقدمه
بنگاهها به منظور اجرای پروژه های سودآور و دستیابی به حداکثر بازدهی در جهت افزایش منافع سهامداران خود، از منابع مالی مختلف بهره میگیرند. توانایی بنگاه ها در مشخص نمودن منابع داخلی یا خارجی برای فراهم کردن سرمایه از عوامل اصلی رشد و پیشرفت آنها محسوب میشود. توانایی یک بنگاه در دسترسی به تأمین مالی خارجی عاملی کلیدی در توسعه، رشد و بقای آن است(رمضانی، ۱۳۸۳). دسترسی بنگاهها به تأمین مالی خارجی قدرت رقابت پذیری آنها را افزایش میدهد. به علاوه، دسترسی به منابع مالی به طور قابل توجهی رشد بنگاه را تسهیل می کند. اشاره می کنند که محدودیت های اعتباری تأثیر منفی بر مخارج نوآوری و سرمایه گذاری دارند؛ دسترسی به منابع مالی تأثیر مثبتی بر رشد بنگاه دارد. بر این اساس، یکی از مهمترین تصمیمات مالی، نحوه تأمین مالی بنگاه های اقتصادی است که نقش بسزایی در استمرار و رشد سودآوری آنها دارد(نجفی، ۱۳۸۵). توانایی بنگاهها در دستیابی به منابع مالی داخل و خارج از بنگاه به منظور سرمایه گذاری و اجرای طرح های توسعهای آن از عوامل اصلی رشد و سودآوری محسوب میشود. شرکتها اغلب هنگامی که به منابع مالی جدید نیاز دارند، یا از طریق بهره گیری از منابع داخلی بنگاه اعم از سود انباشته و ذخایر، نیاز خود را مرتفع میسازند. یا از طریق دریافت وام و اعتبارات از بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری و یا انتشار سهام و سایر انواع اوراق بهادار بدهی و سرمایهای. البته عامل مهم در تصمیم گیری بنگاهها هزینه تأمین مالی میباشد. تأمین مالی داخلی هیچگونه هزینهای برای بنگاهها در بر نداشته و می تواند در بلندمدت بنگاه را بر افق های فراتری از سودآوری برساند( مؤمنی، ۱۳۸۹).
شکلگیری سازمانها بر اساس نیاز افراد در جوامع مختلف، گرچه سازوکار خاص خود را دارد، اما آنچه مبرهن است سازمانها برای حفظ، بقا و رشد نیازمند تحلیل ساختار سرمایه چه بهصورت رسمی و یا غیررسمی هستند و یا میباشند. تغییرات سریع کنونی در محیط داخل و خارج سازمانها ازیکطرف، بقا و ماندگاری از طرف دیگر امری اجتنابناپذیر است. رکودهای اخیر و بحران ورشکستگی بانکها در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۱ که خود دلایلی بودهاند و یا عواملی میباشند که بررسی و تحلیل ساختار سرمایه و نسبت سرمایهی کافی بانکها را در عرصهی بانکداری موردتوجه قرار دادهاند و یا قرار میدهند. تا جایی که کمیتهی بال۱ برای بانکداری در سال ۱۹۸۸ مشخص کرد که سرمایهی بانک بایستی حداقل ۸ درصد ارزش موزون داراییهای ریسک دار باشد(پرسکارت، ۲۰۰۱: ۳۵).
بنابراین تقویت نسبت سرمایه در بانکها عاملی در جهت توانمند ساختن آنها برای مقابله با خطر عدم بازپرداخت تسهیلات بانکی از طرف وامگیرندگان میباشد (عاملی در مقابل ورشکستگی) و از طرف دیگر حداکثر کردن سود سهامداران موضوعی در جهت بهینه کردن ساختار سرمایه است. ازاینرو جهت بهینه کردن ساختار سرمایهی بانک، تحلیل و کاربرد منابع مختلف مالی بانکها و هزینههایی که بانک به جهت تأمین آنها متقبل میشوند و همچنین برآورد میزان هزینه هر یک از آن منابع برای مدیران مالی بانکها برای تصمیمگیری دربارهی تأمین مالی و متناسب ساختن یا پرتفوی مطلوب منابع مختلف در جهت مقابله با خطر ورشکستگی و حداکثر نمودن ارزش بانک است.
۱-۲ بیان مسئله
مطلب دیگر :
مؤسسات و بنگاههای اقتصادی به ویژه فعالان در بخش صنعت، برای ادامهی حیات و فعالیتهای تولیدی خود و همچنین توسعهی فعالیتها، به سرمایه های کلان نیاز دارند. همچنین، این مؤسسات و بنگاههای اقتصادی برای تأمین سرمایهی مورد نیاز خود وابستگی شدیدی به بازارهای مالی دارند(کوربت و جنکینسون[۱]،۲۰۰۵). نقش این بازارها در اختیار گذاشتن سرمایه های لازم برای مؤسسات و شرکتها است. یکی از نکات اساسی مورد توجه مدیران مالی بنگاههای اقتصادی، روشها و میزان تامین مالی است(بریلید و میرز[۲]،۲۰۰۹). انواع منابع تأمین مالی در کشور به دو دستهی منابع مالی بدون هزینه و منابع مالی با هزینه تقسیم بندی میشود. منابع مالی بدون هزینه شامل پیش دریافت از مشتریان، بستانکاران تجاری، سود سهام پرداختنی و هزینه های پرداختنی است. منابع مالی با هزینه به دو دستهی منابع داخلی (سود انباشته) و منابع خارجی (تسهیلات کوتاه مدت و بلندمدت و انتشار سهام جدید) تقسیم میشود(میرز[۳]، ۲۰۰۸). به طور کلی هدف اصلی شرکتها و مؤسسات انتفاعی کسب سود بیشتر و به دنبال آن افزایش ثروت سهامداران، قیمت سهام و در نهایت ارزش شرکت میباشد(هالسی[۴]، ۲۰۱۰). یکی از راههای کسب سود و ارزش برای شرکتها انتخاب روش مناسب تأمین مالی است(پنمان[۵]، ۲۰۰۹). در سالهای اخیر روشهای تأمین مالی بهدلیل مزایایی که داشته است، نظر مدیران مالی شرکتها و مؤسسات تجاری را به خود جلب کرده است( فرناندز[۶]، ۲۰۱۱). بنابراین در این پژوهش، تأثیر روشهای تأمین مالی بر شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد، و با توجه به مزایایی که روشهای تأمین مالی در این حیطه دارد، به دنبال این پرسش هستیم که آیا این روشها تأثیری بر ارزش شرکتهای پذیرفته در بورس اوراق بهادرا تهران دارند یا خیر؟
تشکیل هر سازمان، مؤسسه و یا شرکتی به دنبال برطرف نمودن نیازهای افراد، برای بقا و ماندگاری در جهان متلاطم و پررقابت کنونی نیازمند بررسی و برآورد چگونگی دستیابی به اهداف خاص خود، در راستای سودآوری امری اجتنابناپذیر است. در این راستا بانک ملی ایران نیز برای دستیابی به اهداف و همچنین تداوم حیات و فعالیت خود محتاج حداکثر نمودن سودش است و این کار از طریق افزایش درآمدها و کاهش هزینهها امکانپذیر است، که استراتژی مناسب کاهش هزینهها در ترکیب نحوهی تأمین مالی است. با توجه به اینکه یکی از اقلام هزینهها، هزینههای ثابت تأمین مالی است که برای افزایش سودآوری بانک، بایستی حداکثر تلاش در جهت تأمین مالی از طریق کسب منابع مالی ارزانقیمت (کمهزینهتر) به عمل آید. منابع تأمین مالی در ساختار سرمایه متبلور است؛ و ترکیب ساختار ۱ سرمایهبر هزینه ثابت تأمین مالی و ریسک مالی و درنتیجه بر بازده حقوق صاحبان سهام تأثیر میگذارد.
با توجه به اکثر نظریات موجود درزمینه ساختار سرمایه که به ارتباط بین ساختار سرمایه با هزینهی آن، ریسک شرکت و ارزش آن اذعان دارند(احمدزاده، ۱۳۸۴: ۵).
مدیران مالی شرکتها و واحدهای انتفاعی بهواسطهی ارتباط بین ساختار سرمایه با هزینهی سرمایه و ریسک ازیکطرف و همچنین بین هزینهی سرمایه باارزش واحد انتفاعی از طرف دیگر وجود دارد، درصدد استفاده از مکانیزم ساختار سرمایه برای کاهش ریسک مالی و افزایش سودآوری خود هستند.
تعیین ترکیب بهینهی منابع مالی جهت حداکثر کردن ارزش واحد انتفاعی در چارچوب محدودیتهای قانونی موجود در این راستا صورت میگیرد. در رابطه با ساختار سرمایهی بانک و برای مقابله با ریسک اعتباری نسبت سرمایه از موضوعات حائز اهمیت است، به همین دلیل است که استانداردهای سرمایه مبنی بر ریسک توسط کمیته بال در سال ۱۹۸۸ برای پوشش دادن ریسک اعتباری ایجاد شد(مارشال، ۱۹۹۹، ۱۲۵). از آنجائی که نرخ کفایت سرمایه در نُرم بینالمللی ۸ درصد داراییهای ریسک دار در نظر گرفته میشود. با این اوصاف ضمن بررسی عوامل مؤثر بر ساختار سرمایه در بانک ملی ایران اینکه آیا ساختار سرمایهی بانک ملی ایران بهینه است یا خیر و اینکه نحوهی ترکیب منابع مالی در چارچوب قوانین موجود داخلی و خارجی تا چه حدی مطابقت دارد و نسبت فوقالذکر در سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ محاسبه خواهد شد و بهینه بودن ساختار سرمایه طی دوره از ابعاد مختلف که برای مدیریت مالی بانک برای اتخاذ تصمیمات لازم برای حرکت در راستای بهینهسازی آن ضروری است، بررسی خواهد شد.
۱-۳ ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
شرکتها برای اجرای پروژه های سرمایه گذاری سودآور در دسترس، تسویهی بدهیهای موعد رسیده، افزایش سرمایه در گردش و پرداخت سود به سهامداران به منابع مالی متعددی دسترسی دارند. این منابع، وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی و فروش داراییها (به عنوان منابع درون سازمانی تأمین مالی)، استقراض وام بانکی، انتشار اوراق مشارکت و انتشار سهام جدید (به عنوان منابع برون سازمانی تأمین مالی) را شامل می شوند. توانایی شرکتها در تعیین منابع مالی مناسب و تصمیم گیری صحیح در این خصوص از عوامل اصلی موفقیت شرکت به شمار میرود( لطفی، ۱۳۸۵). مهمترین هدفی که مدیریت در زمان انتخاب روش تأمین مالی باید توجه کند، افزایش ثروت سهامداران میباشد. یعنی با در نظر گرفتن هزینه هر یک از منابع مختلف تأمین مالی و آثار آن بر روی بازده و ریسک شرکت منابعی را انتخاب کند که باعث به حداقل رساندن هزینه های تأمین مالی گردد. ترکیب مناسب منابع تأمین مالی با خصوصیاتی همچون هزینه سرمایه اندک و نرخ بازده بیشتر همراه است(مؤمنی، ۱۳۸۹). بررسی مطالعات پیشین نشان میدهد اکثر مطالعات روشهای تأمین مالی و تاثیرآن بر بازده روی مواردی چون ارتباط بین گزینش منابع تأمین مالی و بازده شرکتها، ارجحیت منابع برون سازمانی تأمین مالی به منابع درون سازمانی و یا برعکس، رسیدن به یک ساختار مطلوب سرمایه و ارتباط بین ساختار سرمایه و ریسک تأکید داشته اند. با توجه به توضیحات ارائه شده و با توجه به اینکه از جمله کاربردیترین منابع برون سازمانی تأمین مالی در میان شرکتهای فعال در بورس تهران، وام بانکی و افزایش سرمایه است. وظایف اصلی مدیریت مالی، تصمیم گیری در ارتباط با تأمین مالی، سرمایه گذاری و تقسیم سود است( پنمان[۷]، ۲۰۰۹). هر یک از این تصمیمات در رابطه با هدف شرکت است و تصمیم گیری در زمینه ترکیب مطلوب این سه مورد، حداکثر کننده ارزش شرکت برای سهامداران است. بنابراین، شناسایی اولویت روشهای تأمین مالی و عوامل تأثیرگذار بر آنها و انتخاب روشهای مناسب در راستای به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران از اهمیت زیادی برخوردار است( چنگ[۸]، ۲۰۰۹).
سرمایه مناسب و کافی یکی از شرایط اساسی لازم برای حفظ سلامت نظام بانکی است و رابطه آن با سودآوری ازیکطرف و ریسک موجود در داراییها از طرف دیگر واضح و مشخص است(احمدی، ۱۳۸۹: ۱). کسب سود پایدار، حفظ و ادامهی رشد و هر نوع تصمیمات مدیریتی و استراتژیکی در محیطهای متلاطم امروزی در گروه داشتن ساختار سرمایه مناسبتر و نزدیکتر به نرمهای بینالمللی است و اینکه منابع مالی را از چه منابعی تهیه کنیم، که کمترین هزینه و کمترین ریسک را دربر داشته باشد؛ و منابع مالی را کجا سرمایهگذاری کنیم که بیشترین بازدهی را، با کمترین ریسک، به بار آورد. پس برای اینکه ساختار سرمایه چگونه تعیین شود، مطلوبتر است و از چه منابع مالی استفاده شود و آیا منابع مالی جدید در دسترس است یا خیر میطلبد ساختار سرمایه تحلیل شود. ساختار سرمایه اساس مالکیت داراییهای شرکتها و میزان کارایی آن و استفاده از بدهی و سرمایه در ساختار سرمایه رانشان میدهد. انتخاب نوع و ترکیب منابع مالی با توجه به رقابتهای موجود بین بانکهای خصوصی و دولتی و سایر مؤسسات مالی، هزینهی تأمین مالی برای آنها مهم به نظر میرسد. بنابراین بررسی و تحلیل ارتباط بین هزینههای تأمین مالی و ساختار سرمایه یاریگر مدیران مالی در تصمیمگیریهای استراتژیکی است.
۱-۴ اهداف تحقیق
۱-۴-۱ هدف اصلی
تعیین رابطه بین ساختار سرمایه بانک ملی با در نظر گرفتن هزینه های سرمایه و ریسک.
۱-۴-۲ اهداف جزئی
تعیین رابطه بین ساختار سرمایه و سپردههای سرمایه گذاری کوتاهمدت با در نظر گرفتن هزینه های آن.
تعیین رابطه بین ساختار سرمایه و سپردههای سرمایه گذاری بلندمدت با در نظر گرفتن هزینه های آن.
تعیین رابطه بین سپردههای جاری و ساختار سرمایه.
تعیین رابطه بین سپردههای پسانداز و ساختار سرمایه.
۱-۵-فرضیات تحقیق
۱-۵ فرضیه اصلی
تحلیل ساختار سرمایه بانک ملی با در نظر گرفتن هزینه های سرمایه و ریسک.
۱-۵-۱ فرضیه های فرعی
بین ساختار سرمایه و سپردههای سرمایه گذاری کوتاهمدت با در نظر گرفتن هزینه های آن رابطه معناداری وجود دارد.
بین ساختار سرمایه و سپردههای سرمایه گذاری بلندمدت با در نظر گرفتن هزینه های آن رابطه معناداری وجود دارد.
بین سپردههای جاری و ساختار سرمایه رابطه معنادار وجود دارد.
بین سپردههای پسانداز و ساختار سرمایه رابطه معنادار وجود دارد.
۱-۶ تعریف واژهها
۱-۶-۱ تعاریف مفهومی
ساختار سرمایه
به ترکیب بدهیها و حقوق صاحبان سهام، ساختار سرمایه گویند(انواری، ۱۳۸۵: ۷۹).
هزینهی سرمایه
عبارت است از متوسط هزینهی منابع مالی مورداستفادهی شرکت است(جهانخانی و اعرابی، ۱۳۸۲: ۲۱۰).
ساختار سرمایهی بهینه
نوعی ساختار سرمایه است که در آن میانگین موزون هزینهی سرمایه (WACC) شرکت حداقل و ارزش شرکت حداکثر میباشد(جهانخانی و اعرابی، ۱۳۸۲: ۲۱۰).
ریسک اعتباری۱
به عدم اطمینان در بازپرداخت وام و تسهیلات اعطای بانکها بهوسیلهی وامگیرندگان، ریسک اعتباری گویند.
۲-۱-۶ انواع حل مسئله خرید ۳۷
۲-۲ قصد خرید: ۳۸
۲-۲-۱ رابطه میان قصد خرید با رفتار خرید ۴۱
۲-۲-۲ اهمیت اطلاعات مربوط به قصد خرید برای مدیران بازاریابی ۴۳
۲-۲-۳ نحوه اندازهگیری قصد خرید: ۴۳
۲-۳ برند، ارزش ویژه برند و مدلهای سنجش ارزش ویژه برند ۴۴
۲-۳-۱ تعاریف برند ۴۵
۲-۳-۲ مدیریت برند: ۴۷
۲-۳-۳ محصولات و برندها ۴۸
۲-۳-۴ ارزش ویژه برند ۴۹
۲-۳-۵ تعاریف ارائه شده از ارزش ویژه برند ۵۰
۲-۳-۶ اهمیت ارزش ویژه برند ۵۲
۲-۳-۷ رویکردهای اندازهگیری ارزش ویژه برند ۵۳
۲-۳-۸ مدلهای ارزش ویژه برند ۵۴
۲-۴ بحران نقص محصول ۶۱
۲-۴-۱ بحران: ۶۱
۲-۴-۲ بحران نقص محصول : ۶۱
۲-۴-۳ عامل زمان در شرایط بحران نقص محصول ۶۴
۲- ۵ پیشینه تحقیق ۶۵
۲-۵-۱ اهم پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور: ۶۵
۲-۵-۲ اهم پژوهشهای انجام شده در داخل کشور: ۶۸
۲-۶ طراحی مدل مفهومی تحقیق ۷۱
فصل سوم: روش تحقیق ۷۱
۳-۱ مقدمه ۷۲
۳-۲ روش تحقیق ۷۳
۳-۳ مشخصات جامعه و نمونه آماری ۷۴
۳-۳-۱ جامعه آماری ۷۴
۳-۳-۲ نمونه آماری ۷۵
۳-۴ متغیرهای پژوهش ۷۸
۳-۵ تهیه و تنظیم پرسشنامه ۷۸
۳-۶ نحوه امتیازدهی و اندازهگیری پرسشهای پرسشنامه ۸۰
۳-۶-۱ پرسشنامه اول تحقیق ۸۰
۳-۶-۲ پرسشنامه دوم تحقیق ۸۱
۳-۷ روایی و پایایی پرسشنامه ۸۱
۳-۷-۱ روایی پرسشنامه ۸۱
۳-۷-۲ پایایی پرسشنامه ۸۲
۳-۸ روش تجزیه و تحلیل دادهها ۸۳
۳-۹ مدل معادلات ساختاری ۸۴
۳-۱۰ مقایسه Lisrel و PLS. 85
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها ۸۸
۴-۱ مقدمه ۸۸
۴-۲ توصیف دادهها ۸۹
۴-۲-۱ تحلیلهای جمعیت شناختی پژوهش ۸۹
۴-۳ بررسی و تجزیه و تحلیل مدل تحقیق ۹۵
۴-۴ تحلیل مدل اندازهگیری (تحلیل عاملی تأییدی) ۹۶
۴-۵ پاسخ به فرضیات تحقیق با بهره گرفتن از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) ۹۸
۴-۶ تحلیل و بررسی فرضیههای تحقیق ۹۹
۴-۶-۱ فرضیه اصلی اول: ۹۹
۴-۶-۲ فرضیه اصلی دوم: ۱۰۰
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادها ۱۰۲
۵-۱ مقدمه ۱۰۳
۵-۲ مروری بر یافتههای تحقیق ۱۰۴
۵-۳ بررسی نتایج حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش ۱۰۵
۵-۴ مدل نهایی تحقیق ۱۰۷
۵-۵ محدودیتهای پژوهش ۱۰۸
۵-۶ پیشنهادهای کاربردی پژوهش ۱۰۹
۵-۷ پیشنهادهایی برای انجام تحقیقات آتی ۱۰۹
فهرست مآخذ تحقیق ۱۱۲
پیوستها ۱۲۴
پیوست الف: ۱۲۴
پیوست الف-۲: ۱۲۷
پیوست ب: ۱۳۰
مقدمه و بیان مساله:
امروزه با توجه به تأکید روزافزونی که بر مشتریان بهعنوان نیروی محرکه کسب و کارها در تئوریها و برنامههای عملی بازاریابی به عمل میآید، در نظر گرفتن ارزشها، نیازها و خواستههای مشتریان بهعنوان بخشی از مدیریت برند، از اهمیت بالایی برخوردار است. چه بسا عدم رعایت نکات بسیار حساس در راهبری برند به عدم استقبال مشتریان و عدم خرید آنها و در نتیجه سقوط برند منجر شود.
منطقی است که گفته شود شرکتها به سوی دارائیهای ناملموس مانند خدمات بهتر و برندینگ بهتر برای ماندن در عرصه رقابت در حرکت هستند (بام، ۲۰۰۳). در بازاریابی، برندها نقطه اساسی تمایز میان آنچه رقبا عرضه میکنند، محسوب میشوند و هر مقدار که بازارها پیچیدهتر و پرمخاطرهتر میشوند، نیروهای محرک برندها هم، پیچیدهتر و از اهمیت بیشتری برخوردار میگردند و در موفقیت شرکتها نقشی اساسی ایفا مینمایند و بنابراین، لازم است که بهصورت استراتژیک مدیریت شوند (اگرول و رائو[۱]، ۱۹۹۶).
امروزه برندها از حالت یک ابزار تشخیص درآمدهاند و به یکی از سرمایههای اصلی شرکتها تبدیل شدهاند، بهطوری که ارزش ویژه برند، درصد بالایی از ارزش دارائیهای یک شرکت را به خود اختصاص میدهد (صادقیانی، ۱۳۸۸).
از آنجا که مصرفکنندگان مبنای تصمیم خرید خود را تصور ذهنی از برند و نه واقعیت محصولات قرار میدهند و اگرچه این بدین معنی است که برند دارای ارزش بسیار بیشتری نسبت به بخش فیزیکی عرضه شده میباشد، به علت ماهیت تغییرپذیری سریع اذهان بشری، ممکن است برند خاصی یک شبه سقوط کند (هایگ[۲]، ۲۰۰۳). بنابراین لزوم بررسی مباحث برند همپای مسائل مربوط به مشتریان آشکار است.
از طرف دیگر، نقص محصول میتواند تأثیر منفی شدیدی بر سهم بازار یک برند، تصویر برند و فروش بلندمدت آن داشته باشد. یک بحران نقص محصول همچنین میتواند بر برندهای مختلف تأثیرات متفاوتی داشته باشد بهگونهای که برخی از برندها بعد از بحران با قدرت بیشتری ظاهر میشوند در حالی که فروش برخی دیگر از برندها ممکن است کاهش پیدا کند و هیچگاه به سطح قبل از بحرانشان باز نگردد. همچنین ممکن است بحران برندهای رقیب را بهطور متفاوتی تحت تأثیر قرار دهد به گونهای که فروش برخی از آنها در طول و بعد از بحران افزایش یابد در مقایسه با دیگر برندهایی که فروششان ثابت باقی بماند یا حتی کاهش یابد که این امر بستگی به استراتژیهای بازاریابی که شرکتها اتخاذ میکنند و سطح کیفیت محصولی که در طول زمان ارائه میدهند دارد (رواِم و تیبوت[۳]، ۲۰۰۶).
زمانی که یک بحران شکل میگیرد اطلاعاتی که مشتری در مورد محصول دریافت میکند به میزان زیادی با انتظارات قبلیاش ناهمخوانی دارد لذا ممکن است فرایند تصمیم مشتری تحت تأثیر قرار گیرد (ژائو و دیگران[۴]، ۲۰۱۱).
ارزش ویژه برند یک دارایی ارزشمند و در عین حال شکننده برای شرکت است. نقش ارزش ویژه برند در شرایط شکست و بحران از دو دیدگاه متناقض قابل بررسی است: دیدگاه تعدیل کننده[۵] و دیدگاه تقویت کننده[۶].
دیدگاه سنتی بر جنبه سودمند بودن ارزش ویژه برند قوی تمرکز دارد که به اصطلاح دیدگاه تعدیل کننده نامیده میشود. این تئوری ادعا میکند کسب ارزش ویژه برند قوی جریان نقدی آینده را افزایش (اسریواستاوا و شوکر[۷]، ۱۹۹۱؛ آکر و جکوبسون[۸]، ۱۹۹۴) و کارایی بازاریابی را بهبود میبخشد (کلر، ۲۰۰۲).
در مقابل، جریان دیگر تحقیقات برند که اصطلاحاً دیدگاه تقویت کننده نامیده میشود (بولتون و درو[۹]، ۱۹۹۸؛ گرگور و فیشر[۱۰]، ۲۰۰۸؛ آکر و دیگران، ۲۰۰۴)، جنبه منفی ارزش ویژه برند قوی تحت شرایط بحران و شکست را برجسته میکند. که این دیدگاه با ضربالمثل قدیمی “بهاندازهای که بالاترید، سختتر به زمین خواهید خورد” پشتیبانی میشود (بروکنر[۱۱] و دیگران، ۱۹۹۲).
بسیاری از تحقیقات اولیه ارزش ویژه برند، بر دیدگاه تعدیل کننده متمرکز بودند، در حالی که پژوهشهای اخیر صورت گرفته بر دیدگاه تقویت کننده استوار هستند. در این رابطه، مهم است که بدانیم داشتن ارزش ویژه برند قوی، برای یک سازمان در هنگام بحران محافظت کننده یا تهدید کننده است.
زمانی که یک شرکت شروع به توسعه محصولات متعدد میکند، نیاز دارد که تصمیم بگیرد که برای هر محصولش یک برند جدا داشته باشد یا برای کل محصولاتش یک برند واحد انتخاب کند. با توجه به رابطه بین ارزش ویژه برند و استراتژی برندسازی؛ یک استراتژی برندسازی، تصمیم استراتژیک سازمان بهمنظور ایجاد یک ارزش ویژه برند قوی است. تأثیر منفی استفاده از استراتژی برند سازی شرکتی، ممکن است بسته به سطحی که در آن ارزش ویژه برند تضعیف یا تقویت میشود متفاوت باشد (سئو و جانگ[۱۲]، ۲۰۱۳).
مطلب دیگر :
بازاریابی موفق با درک چرایی و چگونگی رفتار مصرف کننده آغاز میشود (روستا و دیگران، ۱۳۸۷). هاوکینز، مصرفکننده را یک واحد تصمیمگیری (فرد، خانواده یا شرکت) میداند که به گردآوری اطلاعات و پردازش آنها (آگاهانه یا ناآگاهانه) در پرتو موقعیت موجود پرداخته و جهت دستیابی به رضایت و بهبود سبک زندگی اقدام میکند (صمدی، ۱۳۸۶).
در محیط پویا و ناپایدار کسبوکارهای امروزی، بازاریابان باید تا جایی که میتوانند درباره مصرف کنندگان، خواستهها، تفکرات، نحوه کار آنها، اطلاعات کسب کنند. آنها باید درکی از تأثیرات شخصی و گروهی بر تصمیمات مصرف کنندگان و نحوه تصمیمگیری آنها داشته باشند.
تا اینجا به تصمیم و رفتار واقعی خرید پرداخته شد. مفهوم دیگری که جنبه ذهنی دارد و ممکن است تحت شرایطی به تصمیم خرید منجر شود و یا نشود، قصد خرید است.
بررسی اجرای قصدها، در واقع عبارت است از بررسی شیوهای که هدفهای تعیین شده به نحو مؤثری انجام میشوند. اجرای قصدها بخش مهمی از شناخت انگیزش است، زیرا تعیین کردن هدف یک چیز است اما به سرانجام رساندن آن چیز دیگری است. همه هدفها به زمان نیاز دارند، اما زمان راه را به روی مزاحمتها، مشکلات و وقفهها میگشاید (ریو، ۱۳۸۹).
بهطور مثال در مطالعهای که درباره محصولات جایگزین سازگار با محیط زیست انجام شد، ۵۳ درصد از مشتریان اعلام کردند که اگر به جای محصولات معمولی، محصولات جایگزین سازگار با محیط زیست در دسترس قرار بگیرند حتی با کمی قیمت بالاتر آنها را خواهند خرید. اما بعد از معرفی محصولات جایگزین سازگار با محیط زیست، این محصولات حتی نتوانستند ۱۰درصد از سهم خرید مشتریان را به خود اختصاص دهند (اوهمن[۱۳]، ۲۰۱۱).
متفاوت بودن ارزیابیهای قبل از خرید و قصد خرید با رفتار خرید بعدی، پدیدهای دور از ذهن و منحصر به فرد نیست. حقیقت این است که یک قصد همیشه منجر به رفتاری مطابق با آن قصد نمیشود. این مسئله بهخصوص در زمینه خرده فروشی بسیار صحیح میباشد.
تعداد کمی از پیشبینیها بر مبنای داده گردآوری شده در نقطه خرید انجام میگیرند که این مسئله خود بخشی از ویژگیهای بحث برانگیز پیشبینی قصدها در زمینه خرده فروشی را توضیح میدهد. به این معنا که این تخمینها بهواسطه گسست (فاصله) زمانی بین شکلگیری قصد و رفتار پس از آن، دچار خطا میشوند (اوهمن، ۲۰۱۱).
پژوهش پیش روی، با توجه به اهمیت مباحث مختلف و مرتبطی که مطرح شد، تلاشی در جهت بررسی تأثیر ارزش ویژه برند بر قصد خرید مشتری در شرایط بحران و همچنین بررسی تأثیر فاصله زمانی پس از بحران بر رابطه قصد خرید مشتری و رفتار واقعی خرید میباشد.
با توجه به شکلگیری بحران روغن پالم در ماههای اخیر، شرکتهای مختلف لبنی بهشدت نگران سهم بازار و اتفاقات آینده و تأثیر این بحران بر برند شرکت خود بودند. لذا نگارنده بر آن شد تا به بررسی و آزمون دو دیدگاه تقویت کننده و تعدیل کننده در مورد مثبت یا منفی بودن (تهدیدکننده یا محافظت کننده بودن) تأثیر ارزش ویژه برند قوی بر قصد خرید مشتری در شرایط بحران نقص محصول در صنعت لبنیات بپردازد. از طرف دیگر بررسی پیوند و سازگاری بین قصد خرید اعلام شده توسط مشتریان و رفتار واقعی خرید آنان بعد از گذشت مدت زمانی از بحران نیز کامل کننده این تحقیق بود. لذا سؤالات تحقیق را می توان به دو سؤال اصلی و کلیدی تقسیم کرد.
۱-۲ سؤالات تحقیق:
سؤال اول: در شرایط بحران، مشتریانی که ارزش ویژه برندشان بالا است قصد خرید خود را بیشتر کاهش میدهند یا مشتریانی که ارزش ویژه برندشان پایین است؟
سؤال دوم: بین آنچه مردم در شرایط بحران ابراز میدارند و آنچه با گذشت مدت زمانی واقعاً انجام خواهند داد، چه میزان سازگاری وجود دارد؟
۱-۳ اهداف تحقیق:
هدف اصلی این تحقیق تحلیل رفتار مشتریان در شرایط بحران از طریق بررسی تاثیر ارزش ویژه برند بر قصد خرید مشتری و همچنین بررسی رابطه قصد خرید و رفتار خرید مشتری پس از گذشت مدت زمانی از بحران میباشد تا بتوان راهکارهای مناسبی در این چارچوب ارائه نمود.
۱-۴ بررسی ادبیات و بیان فرضیات :
ارزش ویژه برند به دلیل نقش قابل توجهش بهعنوان یک دارایی کلیدی نامشهود سازمان از طرف دانشگاهیان و متخصصان بازاریابی توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
کلر و لهمن[۱۴] (۲۰۰۶) ادعا کردند که برندها انتخاب مشتریان را ساده میکنند، یک سطح خاصی از کیفیت را وعده میدهند، ایجاد اعتماد میکنند و ریسک را کاهش میدهند. آنها همچنین اشاره کردند که برندها نقش مهمی در اثربخشی تلاشهای بازاریابی مانند تبلیغات و . بازی میکنند. ارزش حاصل از این مزایا، ارزش ویژه برند نامیده میشود (کلر، ۱۹۹۳).
اکثر پژوهشهای قبلی ارزش ویژه برند، برمبنای دیدگاه تعدیل کننده، بر نقش مثبت ارزش ویژه برند بر عملکرد شرکت تمرکز داشتند (هس[۱۵] و دیگران، ۲۰۰۳؛ الیوریا-کاسترو[۱۶] و دیگران، ۲۰۰۸؛ تکس[۱۷]، ۱۹۹۷). پژوهشهای انجام شده در مورد شکست خدمات بیان میکنند که ارزش ویژه برند قوی، شرکت را در مقابل تأثیرات منفی شکست خدمات محافظت میکند (ماتیلا[۱۸]، ۲۰۰۱؛ پریلاک[۱۹]، ۲۰۰۳).
همچنین مشخص شده است که ارزش ویژه برند قوی منجر به واکنش مطلوبتر مشتری مانند افزایش رضایت از تلاشهای بازیابی بعد از شکست میشود (هس و دیگران، ۲۰۰۳). ارزش ویژه برند تأثیرات بازیابی ضعیف شکست را بر وفاداری، تعهد و اعتماد (ماتیلا، ۲۰۰۱؛ تکس، ۱۹۹۸) و تمایل به تلافی را کاهش میدهد (گرگور و فیشر[۲۰]، ۲۰۰۶). در مقابل این جریان از تحقیقات ارزش ویژه برند، تحقیقاتی شکل گرفتند که بر جنبههای منفی ارزش ویژه برند قوی در شرایط شکست و بحران تمرکز داشتند که این تحقیقات به دیدگاه مهم دیگری که دیدگاه تقویت کننده نامیده میشود اشاره دارند (سئو و جانگ، ۲۰۱۳). در حقیقت ارزش ویژه برند قوی در شرایط خاص تهدیدکننده شرکتها محسوب میشود. برای مثال، زمانی که مشتری احساس کند تلاشهای بازیابی بعد از بحران ناکافی و غیرمنصفانه است (گرگور و فیشر، ۲۰۰۸)، یا زمانی که ظرفیت یا زمان قابل توجهی برای ارزیابی دقیق شکست داشته باشد (رواِم و بردی[۲۱]، ۲۰۰۷).
مشتریانی که احساس ارتباط قوی با آن برند میکنند در شرایطی که برند نتواند انتظارات آنها را برآورده کند بیشتر از دیگران احتمال دارد دست به اقدامات تهاجمی بزنند. تلقی چنین خیانتی بهعنوان یک عامل اصلی در شکلگیری رفتارهای تلافی جویانه مشتری خواهد بود که عشق را به نفرت تبدیل میکند (گرگور و فیشر، ۲۰۰۸). مشتریانی که احساس خیانت از جانب یک برند میکنند بهاحتمال بیشتری پاسخهای نامطلوبی به آن برند نشان خواهند داد. نقش ارزش ویژه برند تقویت تأثیر خیانت درک شده میباشد، به این معنا که ممکن است احساس خیانت توسط مشتریانی که ارزش ویژه برند بالایی دارند شدیدتر درک شود. بنابراین یک بحران ممکن است احساس خیانت قویتری در مشتریان با ارزش ویژه برند بالا ایجاد کند.
بر اساس مطالب گفته شده در بالا، این تحقیق وجود یک تأثیر تعاملی بین ارزش ویژه برند (بالا در مقابل پایین) و وجود یک بحران بر قصد خرید مشتری را بررسی میکند. به عبارت دیگر، مشتریان با ارزش ویژه برند بالا (پایین) ممکن است قصد و تمایل بیشتری (کمتری) برای خرید ابراز دارند؛ اما وجود یک بحران، قصد مشتریان با ارزش ویژه برند بالا را با احتمال بیشتری نسبت به مشتریان با ارزش ویژه برند پایین کاهش میدهد. این مثالی از تبدیل عشق به نفرت است. بنابراین ما انتظار داریم مشتریان با ارزش ویژه برند بالا پاسخهای منفی بیشتری در مقایسه با مشتریان با ارزش ویژه برند پایین در شرایط بحران نقص محصول ابراز کنند از اینرو:
فرضیه ۱:
مشتریانی که ارزش ویژه برندشان بالا (پایین) است در شرایط بحران ، قصد خرید خود را، بیشتر (کمتر) کاهش خواهند داد.
تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ توسط اوهمن درباره پیوند قصد خرید مشتری و رفتار خرید مشتری انجام گرفت برخی دلایل وجود تفاوت زیاد بین آنچه مشتریان بیان میدارند که انجام خواهند داد و آنچه در نهایت واقعاً انجام میدهند را بیان نمود.
یکی از این عوامل، گسست زمانی بین شکلگیری قصد و رفتار بعدی خریدار است که وی تأثیر آن را با این نتیجه که شکاف زمانی بین شکلگیری قصد و رفتار بعدی خریدار بر پیوند قصد- رفتار تأثیر منفی میگذارد بررسی نمود (اوهمن، ۲۰۱۱).
در این تحقیق با بهرهگیری از این نتیجه، برآنیم تا به بررسی تأثیر قصد خرید مشتری بر رفتار خرید مشتری مبتنی بر فاصله زمانی پس از بحران بپردازیم. از اینرو:
فرضیه ۲:
فاصله زمانی پس از بحران بر رابطه قصد خرید مشتری و رفتار خرید مشتری تأثیر معناداری دارد.
۱-۶ مواد و روش انجام تحقیق:
پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق را مشتریان محصولات لبنی (شیر) پاستوریزه در شهر تهران تشکیل میدهند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول اندازه نمونه با جامعه نامحدود کوکران استفاده شده است.
ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق اسناد کتابخانهای، مقالات و پرسشنامه بوده است. بعد از مطالعه مقالات و بررسی ادبیات موضوع، پرسشنامه تحقیق تهیه گردید که روایی آن بهصورت صوری و محتوایی مورد بررسی قرار گرفت و برای پایایی از آزمون آالفای کرونباخ استفاده شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای تحقیق از روش تجزیه و تحلیل معادلات ساختاری استفاده گردید که بدین منظور از نرمافزارهای SmartPLS و SPSS کمک گرفته شد.
۱-۷ نوآوری و ضرورت انجام تحقیق:
با وجود تحقیقات گسترده در زمینه ارزش ویژه برند، جنبه پنهانی آنکه بهطور بالقوه شرکتها را در شرایط بحران تهدید میکند مورد بررسی قرار نگرفته است.
بهعلاوه، در زمینه رفتار مشتریان پژوهشهای گوناگونی انجام شده است. اما تاکنون کمتر تحقیقی در خصوص بررسی رفتار مشتریان با رویکرد بحران انجام گرفته است. انجام این تحقیق میتواند نتایج مفیدی را در شرایط مذکور ارائه نماید.
با توجه به مطالب مطرح شده میتوان چنین بیان کرد که امروزه شناخت دقیق رفتار و قصد خرید مصرف کنندگان مورد توجه بسیاری از محققان و شرکتها قرار گرفته است و بهعنوان یک برگه برنده برای شرکتها محسوب میشود.