۳-۳ شیوهی تحلیل اطلاعات ۸۰
۳-۴ میدان مطالعه ۸۱
۳-۵ شیوههای ارزیابی کیفیت و اعتباریابی پژوهش ۸۴
فصل چهارم: یافتههای پژوهش ۸۶
مقدمه۸۶
۴-۱ توصیفی از زندهگی دینی اولیه ۸۷
۴-۱-۱ باورهای دینی ۸۷
۴-۱-۲ مناسک دینی ۸۹
۴-۱-۳ اخلاق دینی ۹۱
۴-۱-۴ ایمان دینی ۹۱
۴-۲ سفر از جهان سنتی به جهان مدرن ۹۳
۴-۳ باورها و الزامات کنونی ۱۰۸
۳-۴-۱ نوگروی غیرحاد: روایت دینداران بازاندیش ۱۰۸
۴-۳-۲ نوگروی حاد: روایت بازاندیشان غیردیندار ۱۱۶
فصل پنجم: نتیجهگیری ۱۲۲
مقدمه۱۲۲
۵-۱ ملاحظاتی نظری در باب نتایج پژوهش ۱۲۴
۵-۲ پیشنهادهای پژوهشی۱۳۵
۵-۳ محدودیتهای پژوهش ۱۳۷
کتابشناسی.۱۳۸
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1 بیان مسأله
«هیچ جامعهی شناختهشدهای نیست که در آن شکلی از دین وجود نداشته باشد، اگرچه اعتقادات و اعمال مذهبی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر فرق می کند» (گیدنز، ۱۳۷۸: ۵۱۴) و تغییراتی هم در آن بهوجود آمده و در برخی دورهها بهکلی دگرگون شده است. به دنبال عصر روشنگری نیز تغییرات شتابانی در حوزه دین بهوجود آمد؛ فرایند فراگیر نوسازی[۱] که بهصورت نیرویی بیبدیل در کشورهای حامل مدرنیته در آمده بود به همراه تبیینها و تفسیرهای غیردینی که از طبیعت، جامعه و هستی انسان توسط نظریه های جدید علمی و نحلههای فکری رایج ارائه میشد، بنیان بسیاری از اندیشه های دینی را متزلزل ساخته نفوذ و حضور اجتماعی دین را به چالش می
کشید و کارویژههایی را که در گذشته بر عهده دین بود، بر عهده نهادهای غیردینی مینهاد.
از آغاز دوره جنگهای ایران و روس که جامعهی ایران در مدار مدرنیته قرار میگیرد تغییرات و تحولات بسیاری، چه در سطح کلان سیاسی و چه در معیشت مردم و نوع نگرش و روابط آنها با دیگران به وقوع میپیوندد. این فرایند، به ورود (عمدتن نامتوازن) نهادهای مدرن و تفکیک آنها در جامعه منجر شده است. همگام با ظهور و تفکیک نهادهای مدرن در جامعه، مجموعههای[۲] آگاهی (زیست جهان یا جهان معنایی) مرتبط با هر یک از آنها نیز در جامعه ظاهر و از هم تفکیک شده اند. بهعبارتی، همزمان با تغییر در ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نظامهای اندیشهگی مردمان هم دستخوش تغییر شده و بینشها و نگرشهای جدیدی در جامعه نضج گرفته است. بنابراین جامعه ایران وضعیت متکثر و متضادی را هم در سطح ساختاری و هم در سطح ذهنی تجربه می کند.مطلب دیگر :
(برگر، برگر و کلنر، ۱۳۸۷: ۸۷). این وضعیتی است که هماکنون در جامعه ما مشاهده میشود. در حال حاضر نهتنها جامعه ما چندپاره شده است، بلکه عرصه دینی نیز دیگر متشکل و یکدست نیست. برعکس، در ایران معاصر گرایشهای دینی مختلفی وجود دارد که در بسیاری مواقع منافع و جهتگیریهای متضادی از خود بروز میدهند (محدثی، ۱۳۸۶: ۸۵). بدینترتیب، زیست جهان ایرانی که از غنای دینی بسیاری برخوردار بود، با ورود مجموعههای آگاهی مدرن به بازتعریف خود و ارتباط خود با آنها می پردازد و همزمان زمینه برای رشد انواع تفاسیر از دین فراهم میشود و این وضعیت در نهایت به تحول در پایبندی دینی مردمان و ظهور انواع سبکهای دینداری میانجامد.
نمونهای از این تغییرات بهوجودآمده در دینداری مردمان را برای مثال میتوان در اقبال بسیاری از جوانان به گرایشهای معنوی نوپدید مشاهده کرد؛ پدیدهای که به نظر میرسد در وضعیت مدرن بیش از هر زمینهی دیگری مجال بروز پیدا کرده است. امروزه در بسیاری از فضاهای شهری از جمله تهران شاهد تمایلاتی مبنی بر گرویدن به جمعهای متنوع عرفانی و روانشناختی هستیم؛ «جمعهایی با ویژهگیهای ساختاری و عاطفی متفاوت و پیوندهای نزدیک و صمیمانه» و «فضای علاقه و همکاری با یکدیگر»؛ چیزی که بهندرت میتوان در میان اجتماع پیروان دین رسمی یافت. تنوع نسبی شکل و محتوای این جریانها نشان میدهد که متن مردم به شیوه های مختلف، چه از طریق «ابداع و نوآوری» در شکل اجتماعی سنتی قدیمی و چه در «وارد کردن» سبکهای مختلفی از شرق و غرب، در صدد تولید فضاهای خاص و متنوعی در درون خود هستند که هم به نوعی در زندهگی فکری و روحی آنها تأثیرگذار بوده و هم اجتماعات کوچکی را برایشان بهوجود آورد که دستکم در دورهای از زندهگی، تا حدی نسبت به آن تعلق پیدا کنند (شریعتی مزینانی، باستانی و خسروی، ۱۳۸۶: ۱۸۹-۱۸۸).۲- اندیشه رهایی از استبداد (آزادی).۱۰۴
3- اندیشه ایجادنظام جمهوری اسلامی.۱۰۸
ج- کارکرد ایدئولوژی انقلابی.۱۱۰
1- نقد وضع موجود۱۱۴
1-2- نفی وضعیت سیاسی نظام پهلوی ۱۱۶
1- 3- نفی وضع اجتماعی در دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی.۱۱۹
1-4- نفی وضع اقتصادی دهه های ۴۰ و ۵۰ شمسی.۱۲۰
2- ترسیم وضع مطلوب.۱۲۴
2-1- ترسیم نظام آتی حکومتی مبتنی بر اندیشه حکومتی تشییع (ولایت فقیه)۱۲۴
۲-۲- ترسیم نظام اجتماعی مدینه النبی بر اساس عدالت اجتماعی .۱۲۶
عنوان صفحه
جمع بندی.۱۲۷
فصل چهارم: مولفهها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه۱۳۱
مقدمه.۱۳۲
الف- خاستگاه ایدئولوژی در انقلاب کبیر فرانسه۱۳۳
۱- لیبرالیسم۱۳۸
2- ناسیونالیسم۱۴۰
3- سکولاریسم۱۴۱
4- اومانیسم .142
ب- ایدئولوگ های انقلاب .۱۴۴
1- روبسپیر.۱۴۵
2- دانتون.۱۴۷
3- ولتر.۱۴۷
ج- شرایط اجتماعی و سیاسی.۱۵۲
۱-آسیب پذیری سلطنت لویی شانزدهم۱۶۱
۲- شرایط اقتصادی فرانسه در نیمه اول قرن هجدهم و نیمه دوم تا سال ۱۷۸۹.۱۶۲
۳- طبقات اجتماعی فرانسه در زمان انقلاب و چگونگی به وجود آمدن طبقه بورژوازی۱۶۵
چ- عناصر ایدئوژی انقلاب فرانسه.۱۶۹
عنوان صفحه
1- اندیشه آزادی۱۷۳
2- اندیشه برابری.۱۷۴
3- اندیشه برادری.۱۷۵
ح- کارکرد ایدئولوژی انقلابی۱۷۶
1- نفی وضع موجود.۱۷۷
1-1- نفی وضع سیاسی نظام سلطنت لویی شانزدهم.۱۷۸
1-2- نفی وضع طبقات اجتماعی فرانسه قرن هجدهم.۱۸۱
1-3- نفی وضع اقتصادی فرانسه قرن هجدهم۱۸۲
2- ترسیم وضع مطلوب۱۸۶
2-1- ترسیم حکومت جمهوری سکولار.۱۸۶
2-2- ترسیم وضع برابری اجتماعی برای همه طبقات به خصوص طبقه سوم۱۸۸
2-3- فراهم آوردن شرایط اقتصادی برای بالندگی طبقه سوم۱۸۹
جمع بندی.۱۹۲
فصل پنجم : مقایسه مولفه ها و ویژگیهای ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی وانقلاب فرانسه۱۹۶
مقدمه.۱۹۷
فصل اول
مطلب دیگر :
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
فواید نظری
فواید عملی
پ- هدف های تحقیق
هدف اصلی
۱- شناخت وجوه تشابه و تفاوت ایدئولوژی درانقلاب اسلامی ایران و فرانسه
اهداف فرعی
1- شناخت ِمبانی نظریِ ایدئولوژی درمطالعات انقلاب
2- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران
3- شناخت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه
4- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
۵- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ت- سؤال های تحقیق
سوال های اصلی
۱-ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و فرانسه چه شباهت ها و تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟
سوال های فرعی
1- مبانی نظری ایدئولوژی در مطالعات چیست؟
2- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران چیست؟
3- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب فرانسه چیست؟
4- مولفه ها و ویژگی های ایدئولوژی انقلابی در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه چه وجوه تفاوت و تشابهی با هم دارند؟
۵- شناخت وجوه تشابه و تفاوت مولفه ها و ویژگی های ایدئولوگ های انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه
ث – روش انجام تحقیق
روش به کار رفته در این تحقیق، کیفی و مقایسه ای و از نوع تحلیل اسنادی است. در این روش، ایدئولوژی در دو انقلاب (انقلاب اسلامی ایران و انقلاب فرانسه) مورد مقایسه قرار می گیرد. در روش مقایسه ای وجوه تفاوت و تشابه دو پدیده تا حدودی مشابه مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این روش دستیابی به دانش در خصوص مزیت ها و کاستی های دو پدیده و نیز دستیابی به نظریه در حد امکان است.
ج- ابزارگردآوری اطلاعات
ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق استفاده از منابع کتابخانه و کتب و مقالات و پایان نامه های مرتبط به موضوع مورد تحقیق و اسناد و مدارک موجود می باشد.
چ- پیشینه تحقیق
اخوان مفرد (۱۳۸۰) در «مقاله ایدئولوژی در نظریه های انقلاب»کنکاشی می کند در شناختن مفهوم ایدئولوزی وتعیین کارکردها وجایگاه آن در نظریه های انقلاب و فرق مقاله اخوان مفرد با پایان نامه حاضر آن است که در این پایان نامه همه عناصر پدید آورنده ایدئولوژی ها و نقش ایدئولوگ ها اعم از دینی وغیر دینی درانقلاب ایران وفرانسه بررسی خواهد شد.
فصل سوم : روش تحقیق
روش تحقیق ۲۴
نمونه گیری. 26
تکنبک مردم نگاری. ۲۸
شیوه تحلیل. ۳۱
قابلیت اعتماد ۳۲
فصل چهارم : یافته های تحقیق
مقدمه ۳۴
یافته های میدانی تحقیق در حال حاضر. ۳۴
یافته های مربوط به ریشه و منشأ قوم بلوچ ۳۵
تاریخچه زندگی قوم بلوچ در اسناد ۳۶
ریشه های قوم بلوچ در یافته های میدانی شفاهی ۴۰
یافته های حاصل از بررسی حافظه جمعی نخبگان بلوچ. ۴۷
عناصر برجسته محور فرهنگی در حافظه جمعی پاسخگویان ۵۱
آموزش ۵۱
آموزش ملا مکتبی. ۵۱
منزلت آموزشی. ۵۴
آموزش و ترک تحصیل زن و مردی ۵۵
مدارس نجات بخش. ۵۷
دین ۵۹
ترید و تفسیر های خلاف واقع ۵۹
سال دیوانگی ۶۲
مذهب های قانون گریز ۶۳
خرافات جایگزینی برای کارها. ۶۴
رسومات بلوچی. ۶۷
پوشش همیشگی ۶۹
قیام جنگجویان سرحد. ۷۱
سال سیاه. ۷۲
ثبت بی شناسنامه ۷۳
رسانه ی بلوچی ۷۴
جعبه ی صوت. ۷۵
عناصر برجسته محور اقتصادی در حافظه جمعی پاسخگویان ۷۶
اقتصاد خانی ۷۶
مبادله کالا به کالا ۷۷
خرید و فروش غلام و کنیز ۷۸
مهاجرت گسترده ۷۹
نهاد ها و حوادث مهم و تأثیر گذار. ۸۱
نداری مردم ۸۲
ظلم غیر بومی ها ۸۳
قاچاق چاره ی راه. ۸۴
مرم آماده بخور. ۸۵
عناصر برجسته سیاسی حافظه جمعی پاسخگویان ۸۶
ظلم خان ها. ۸۶
مردم مسلح خرابکار ۸۸
طرح احرار ۹۰
کینه ی شتری ۹۱
اذهان برتری جوی ۹۲
عناصر برجسته محوراجتماعی حافظه جمعی پاسخگویان ۹۳
رفتارهای اجتماعی بلوچ ۹۳
حرف، حرف سردار. ۹۴
طبقات اجتماعی ۹۵
زنان کم رنگ ۹۶
ازدواج اجتماعی. ۹۷
ویژگی های بلوچ ۹۹
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
وقایع نگاری ۱۰۱
مطلب دیگر :
تحلیل و نتیجه گیری. ۱۰۲
فهرست منابع و مآخذ. ۱۰۷
فهرست جداول و نمودارها. ۱۱۲
مقدمه و طرح مسئله
ما هر روزه در پهنه ی این جهان شاهد تغییر و تحولات گسترده ای در جوامع و اجتماعات گوناگون هستیم؛ درگیری ها، کشمکش ها، اختلافات، تنازعات قومی همگی بخش هایی جدایی ناپذیر از جهان پر طمطراق امروزی گشته اند. تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی که در گذشته رخ داده است، موجب شکل گیری یک حافظه خاص از گذشته می شود . تحولات گذشته که در واقع حافظه آن جامعه است، متأثر از بافت گروه های اجتماعی است. این در جامعه است که افراد معمولاٌ حافظه خود را بدست می آورند، همچنین در جامعه است که افراد به طور معمول به یادآوری و تشخیص، بومی و محلی ساختن حافظه های خود می پردازند (۱۹۹۲:۳۸،halwachs) و این امر نقش اساسی در درک آینده یک جامعه دارد.
گذشته ی هر گروه بخشی از هویت آن را تشکیل می دهد، در واقع هر گروه اجتماعی برای تعریف هویت خود ناچار از بررسی و درک حوادثی که در خاطره جمعی از وقایع برجسته آن گروه باقی مانده و هنوز هم زنده است و به افکار آنها جهت می دهد، است. هر گروه اجتماعی وقایع برجسته خود از گذشته را به شکلی متمایز از گروه دیگر تعریف می کند تا خود را از غیر خودی متمایز کند. افراد با بازیابی از گذشته، در حال بازسازی هویت خود در میان کشورهای تازه استقلال یافته، نیاز فوری به ایجاد ثبات در یک جامعه پر هرج و مرج، نیروی محرک برای فهم و تفسیر خصوصیات برجسته آن کشور می باشد. در پی جنبش های ملی هر ملت جدید، درگیر در ساختن دوباره هویت و فرهنگ ملی است که ریشه های آن در گذشته (۱۹۹۵:۳،zerubavel) است.هر جا که بحران و تعارضاتی به وجود می آید جهت ایجاد وحدت و انسجام و یکپارچگی نیاز به یک نقطه مشترکی بین اعضاء جامعه است، اینجاست که افراد با تکیه بر خاطرات وحدت بخش خود (در درون یک بستر ویک حافظه مشترک) سعی در حل و پوششی برای شکاف موجود میباشند.
رابطه میان حافظه، تحولات گذشته، وقایع برجسته و منازعات همچنین مهم است و این به خاطر نقش بالقوه ای است که در کمک به حل منازعات دارند زیرا در صوتیکه این گروه های قومی با یک حس قربانی شدن رها شوند، به صورت یک مانع قدرتمندی بر سر راه روش های سنتی ایجاد و برقراری صلح و کاربرد دیپلماسی عمل می کند که این به نوبه ی خود باعث ایجاد ادراک بی عدالتی می شود که موجب منازعات بالقوه در آینده خواهد شد(غفاری نسب،۲۰۱۱)
زمانی که گروه های اجتماعی مختلف با یکدیگر در گیر می شوند این خود سبب نوعی کینه تازه و همیشگی می شود . پس اگر بخواهیم منازعات قومی را کنترل کنیم باید نقش گذشته جمعی را در قومیت های کنونی درک کنیم (همان، ۲۰۱۱) اهمیت مسئله قومیت در جوامع با تنوع نژادی و فرهنگی به حدی است که می تواند امنیت جوامع را تهدید و یا تضمین نماید . با توجه به این که دولت ها به منظور ادامه ی حاکمیت خود به دنبال امنیت ملی هستند بنابراین موفقیت آنها تا حد زیادی به روش ها و نحوه ی ایجاد انسجام و تعامل اجتماعی بستگی دارد، که در مقابل قومیت اتخاذ می کند . ولی اگر دولت ها موفق به تعریف مجدد از روابط میان گروه ها ی اجتماعی مبتنی بر همزیستی مسالمت آمیز و برابری نگردد، تنش های موجود همچنان به صورت یک مشکل دائمی در حیات سیاسی باقی خواهد ماند. (رضوی آل هاشم۲۰۰۹)
گروه های قومی هر چه منافع و حقوق شهروندی خود را در تعارض با حقوق ملی ببینند و اعضای گروه تمایزات نژادی و زبانی و مذهبی خود را با اعضای غیر گروه خودی به روشنی دریابند، شکاف عمیق تری را میان خود و دیگران احساس خواهند کرد. افزایش میزان خشونت در قرن بیستم، این قرن را پر حادثه ترین قرن تاریخ بشریت کرده است (ذکایی۲۰۱۱) بسیاری از دانشمندان معتقدند که منازعات بین گروهی یک بخش گریز نا پذیر از زندگی اجتماعی انسان است. تاریخ مملو از منازعات گروهی مداوم و متعدد می باشد(۲۰۰۳, Bar tal ) این امر سبب شد که همه ی جوامع انسانی ناچار از سنجش ارزش ها، نهاد ها و دورنمای گذشته خود هستند. در چندین رشته علمی، فرایندهای یاداوری و فراموشی را با مسئله ی منازعه ی قومی پیوند داده اند اندیشوران نشان داده اند که چگونه می توان حافظه و خاطرات را در جهت مشروعیت بخشیدن و مشروعیت زدایی از نهادهای اجتماعی به کار برد(۲۰۰۳, Devine wright)
نسل کشی ها، جنگ های داخلی در برخی از کشورها مانند بوسنی، رواندا، ایرلند شمالی رخ داده است، این منازعات اساساٌ متفاوت از جنگ های پیشین است، زیرا امروزه مردم عادی به گونه ای فزاینده ای در خط مقدم این منازعات قرار گرفته اند . آمارهای مربوط به مرگ و میر نشان می دهد، در حالی که ۱۰ درصد از تلفات جنگ جهانی اول را مردم عادی تشکیل می دهند اما در جنگ جهانی دوم آمار تلفات عادی به ۵۰ درصد می رسد. در جنگ های اخیر تقریباٌ ۸۰ درصد از تلفات را مردم عادی تشکیل می دهد. و این مسئله چالش هایی را برای کسانی پدید می آورد که می خواهند آنها را تبیین کنند و نیز چالش های بزرگتری است که این منازعات برای کسانی پدید می آورند که می خواهند آن را کنترل کرده ویا به آنها پاسخ دهند. (کالیمز،۲۰۰۳) کشور ایران، کشوری با تنوع نژادی، قومی و فرهنگی مختلفی است. این تنوع قومی به ویژه در کشور های توسعه نیافته که هنوز جامعه مدنی با مکانیزم های خود وفق پیدا نکرده، مشکلات بیشتری را برای هویت های قومی و ملی بوجود می آورد. سوابق حوادث تاریخی مانند جدایی آذربایجان و کردستان از ایران در سال ۱۳۲۴، و برخی از صحبت های صورت گرفته راجع به عربی بودن خوزستان، و حتی خلیج فارس و ادعا های برون مرزی در این زمینه و پژواک آن در اذهان عده ای از مرز نشینان ایران، نشان می دهد که هویت ملی ایرانی، با اشکالات فرهنگی کلان روبرو بوده است. (شیخاوندی ،۱۳۸۰: ۱۱۴)
از آنجا که اقوام مختلف در طول تاریخ ایران نقش زیادی در تحولات اجتماعی داشته اند، میزان نفوذ و تأثیر آنها بافت های اجتماعی نسبتاٌ متفاوتی را برای خود تشکیل می دهند.این هویت های متضاد شکاف هایی را بین قومیت ها ایجاد می کند و تضاد هایی را به وجود می آورد که در نهایت منجر به کشمکش ها و نزاع های زیادی بین آنها می گردد. حافظه میتواند نقش مهمی را در بروز منازعه، یا بروز مجدد آن در میان اقوام ایفا کند. (غفاری نسب ،۲۰۱۱) اینکه در طی دوره های اخیر چه حوادثی بر مردم به ویژه بر قومیت های ایران گذشته و علل آنها چه بوده است بسیار اهمیت دارد. راجع به قومیت بلوچ و به طور خاص بلوچ جنوب استان کرمان در فصل بعد به صورت مفصل توضیح خواهیم داد.
بنابراین مسأله اصلی این تحقیق فهم ویژگی های تجربه تاریخی نخبگان قوم بلوچ از گذشته تاریخی ایشان است. از طریق فهم و تفسیر سخنان نخبگان قوم بلوچ منطقه جنوب استان کرمان، نظامی معنایی از تحولات سیاسی، فرهنگی، تاریخی و در واقع ویژگی های فرهنگی و اجتماعی آنها را استخراج کنیم و با بهره گرفتن از رویکرد کیفی در این تحقیق می توان تحولات اجتماعی گذشته در ذهن افراد را از طریق افرادی که درگیری و مشارکت بیشتری در رابطه با تحولات مذکور در این منطقه داشته اند درک و تفسیر کرد. با توجه به اینکه اطلاعات رسمی در هر حکومتی با آنچه بر مردم گذشته بسیار متفاوت و گاهاٌ متضاد است و حکومت ها جهت پیشبرد اهداف و منافع خود طوری برنامه ریزی می کنند که این حوادث مهم، از حافظه مردم دور بماند. در این پژوهش ما به دنبال یک فهم بهتر از واقعیت اجتماعی هستیم .ما در اینجا تلاش خواهیم کرد تا مفاهیمی را که از نخبگان این قوم بدست می آید را به صورت ساختارمند نشان می دهیم .تحقیقات کیفی با توصیف ضخیم خود از واقعیت به سادگی عبور نمی کنند و همچون آینه، انعکاس ادراک شدن های ناشناخته را در شناخته ها و ادراک شدن های شناخته را در ناشناخته ها قرار می دهد و به بازشناسی خود افراد کمک می کند (فلیک،۲۰۰۴) و در این روش ما سعی میکنیم یک مدل از تحولات اساسی گذشته این قوم را ارائه دهیم.
در این تحقیق سعی می کنیم تحولات برجسته تاریخی قوم بلوچ جنوب کرمان، در عرصه هی مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را از میان معانی ذهنی، حافظه ایشان بررسی کنیم. حوادثی که بر قوم بلوچ در گذشته اتفاق افتاده است، تأثیر زیادی بر تعریف ایشان از هویت معاصرشان دارد و نوع نگاه آنان به مسائل زندگی امروزشان ناشی از این هویت اجتماعی است و منجر به شکل گیری مسائل مختلف شده است: ناامنی، درگیری های مردم با اشرار در منطقه، نظام های ارباب و رعیتی و درگیری بین طوایف،که همه ی این ها موجب مشکلاتی در شکل گیری هویت کلی شده است. این ها (حوادث مذکور) دوره هایی است که بر مردم گذشته است و ما در این تحقیق می خواهیم ببینیم در بستر اجتماعی دوره کنونی بلوچ جنوب کرمان چگونه تحولات گذشته را فهم می کند.
به منظور پیش بینی تغییر وتحولات آینده کندوکاو سیستم معانی مشترک از چگونگی فهم و تفسیرآنان نیاز است. این درک و فهم از گذشته از این جهت مهم است که تحولات گذشته موجب ایجاد تضادها و در نتیجه ایجاد خشونت ها در میان اقوام مختلف و طوایف موجود در یک قوم می شود.بنابراین مسئله نهایی این پژوهش این است که مردم قوم بلوچ چه فهم و درکی ازتحولات سیاسی، اجتماعی وفرهنگی گذشته دارند.
سؤالات تحقیق
در پژوهش کیفی هدف آزمون فرضیه ها نیست، بلکه یافتن فرضیه جدید، کشف روابط نا شناخته، توصیف جنبه های کشف نشده یک پدیده است. در مورد جایگاه فرضیه در روش کیفی باید این نکته را یادآور شد که هر چند در این روش پژوهش گر قصد آزمون فرضیه ای را ندارد، ولی این امر بدان معنی نیست که پژوهشگر قبل از پژوهش نداند در جست و جوی چه چیزی است. در تحقیق کیفی، در مورد فرضیه انعطاف پذیری وجود دارد. به همین دلیل اطلاعات بدست آمده، نتایج پژوهش را هدایت و فرضیه ها را شکل می دهند(منادی، مرتضی،۱۳۸۵: ش۴۷) در پژوهش کیفی، اغلب پرسش نخستین بر اساس یکی از روش های زیر بوجود می آید .مشاهده های پژوهشگر از رویدادهای واقعی و پرسش هایی در سایه تجربه های مستقیم پژوهشگر مطرح می شود(رحمت آبادی ، الهام: 1384، ش ۲۱)
در این تحقیق ما می خواهیم تجارب نخبگان قوم بلوچ در مورد برجسته ترین مقاطع، تحولات و تغییرات اجتماعی معاصر میان آنها را بررسی کنیم. تا از این طریق به یک تصویر ذهنی از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بدست آوریم. تا با توجه به این تحولات و در نظر گرفتن بافت های اجتماعی محیط کنونی بتوانیم پیامدها و راهکارهای در نظر گرفته شده توسط نخبگان آن ها را بدست آوریم. و جهت دستیابی به آن ها اهداف ذیل را دنبال خواهیم کرد.