دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

گونه‌شناسی انواع خانواده‌های بازنمایی شده در فیلم‌های تلویزیونی

میرساردو و صداقت در مطالعه‌ی چگونگی نمایش نقش و منزلت زنان و مردان در سریال‌های تلویزیونی ایرانی و خارجی (پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران) سریال‌های ایرانی و خارجی پخش شده در فاصله زمانی ۸ تا ۱۱ شب شبکه‌های یک، دو، سه و پنج سیما در تابستان و پاییز ۱۳۸۳ را مورد تحلیل قرار داده‌اند  و به این نتیجه رسیده‌اند که در سریال‌های خارجی نمایش داده شده هیچ نقش فرهنگی از سوی بازیگران نقش اول ایفا نشده است و زنان در همه‌ی این سریال‌ها دارای پایگاه اقتصادی مستقل و اکتسابی بوده‌اند.  در سریال‌های ایرانی مورد مطالعه‌ی این پژوهش، زنان در تمام صحنه‌ها منفعل و وابسته به نمایش درآمده‌اند همه‌ی آن‌ها از لحاظ اقتصادی ب

ه پدر یا برادر خود وابسته بوده‌اند.  همچنین نتایج پژوهش حاکی از برتری میزان تحصیلات زنان بر مردان، بالا بودن منزلت شغلی مردان نسبت به زنان (در سریال‌های داخلی

مطلب دیگر :

دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره حقوق بشر

)، تایید و تثبیت نقش‌های قالبی بر اساس جنس، تسلط خانه و امور خانوادگی برای زنان و محل کار و شغل برای مردان و برتری میزان اقتدار مردان بر زنان در سریال‌های مورد مطالعه بوده است (میرساردو و صداقت، ۱۳۸۶: ۲۹-۵۶).  بنا بر نتایج این پژوهش گونه‌ی مسلط خانوادگی نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی مبتنی بر تفکیک نقش‌های جنسیتی و روابط نابرابر و موقعیت فرودست زنان بوده است.

کارکردهای حزبی مرجعیت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

۲-۱-۴- نقش تشریفاتی احزاب موجود ۳۱
۲-۱-۵- وابستگی احزاب به بیگانگان ۳۱
۲-۱-۶- فقدان امنیت و وجود احساس ناامنی ۳۲
۲-۲- علل فرهنگی ۳۲
۲-۲-۱-  بدبینی و ناآگاهی عمومی نسبت به جایگاه احزاب ۳۳
۲-۲-۲- ضعف روحیه کار جمعی ۳۳
۲-۲-۳- فرهنگ سیاسی مبتنی بر انفعال ۳۳
۲-۳- علل اجتماعی ۳۴
۲-۳-۱- فقدان تحولات بنیادین ساختاری ۳۴
۲-۳-۲- فقدان طبقات اجتماعی متمایز ۳۵
۲-۳-۳- وجود نهادهای رقیب سنتی ۳۵
۲-۴- علل مذهبی ۳۵
۲-۴-۱- اعتقاد به مشروطیت دینی نظام حاکم ۳۵
۲-۴-۲- نهاد دین جایگزین احزاب ۳۶
۲-۴-۳- مرجعیت به مثابه یک نظام شبه حزبی ۳۷
ت- جایگاه مرجعیت در فرهنگ سیاسی تشیع ۳۸
۱- فرهنگ سیاسی تشیع ۳۸
۲- تاریخچه مرجعیت ۴۱
۳- نقش مرجعیت در جامعه‌پذیری سیاسی ۴۶
۳-۱- مفهوم جامعه پذیری سیاسی ۴۷
۳-۲- بسترهای جامعه‏پذیری سیاسی مردم از طریق مراجع ۴۹
۳-۲-۱-  مرجعیت دینی ۴۹
۳-۲-۲- رهبری سیاسی ۵۰
۳-۲-۳- نظام آموزشی ۵۱
جمع بندی ۵۲
فصل سوم: نقش مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۵۴
مقدمه ۵۵
الف- نقش ساختاری مرجعیت در اسلام به عنوان واسطه ۵۶
۱- مرجعیت و تقلید در اسلام ۵۹
۱-۱- مفهوم اجتهاد ۶۰
۱-۲- مرجعیت در قرآن ۶۰
۱-۳- مرجعیت در سنت پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) ۶۱
۲- نقش مرجعیت در ساختار اجتماعی جامعه ۶۲
۲-۱- کارگزاران مراجع در جامعه ۶۴
۲-۲- باز تولید قدرت مرجعیت از طریق وسایل ارتباطی در جامعه ۶۵
۲-۳- تقلید پل ارتباطی مردم و مراجع ۶۶
ب– دلایل واسطه بودن مرجعیت بین مردم و حکومت ۶۷
۱- ایدئولوژی و مکتب اسلام ۶۸
۲- تشکیلات و ساختار مرجعیت ۷۰
۲-۱- حاکمیت دوگانه رسمی‌ و غیر رسمی ۷۱
۳- استقلال مالی از دولت ۷۱
۴- شخصیت کاریزمایی مراجع ۷۴
۵- جایگاه مردمی‌ مرجعیت در مقابل حکومت ۷۵
۵-۱- مرجعیت شیعه ملجا مردم ۷۷
جمع بندی ۷۸
فصل چهارم: ابزارهای مرجعیت برای جامعه پذیری سیاسی مردم از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۸۰
مقدمه ۸۱
الف- جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق خطابه ۸۲
۱- نقش و مفهوم خطابه و منبر ۸۳
۲- نمونه‌هایی از خطابه‌هایی تاثیرگذار ۸۴
۲-۱-  سخنرانی امام در روز عاشورا ۸۴
۲-۲- سخنرانی‌های آیت‌الله فلسفی به نمایندگی از آیت‌الله بروجردی ۸۵
۲-۳- سخنرانی‌های علامه بهلول به درخواست آیت‌الله اصفهانی ۸۶
ب-جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق فتوا ۸۶
۱- مفهوم و نقش فتوا ۸۶
۲-  بیان نمونه‌هایی از فتاوای تاثیرگذار ۸۷
۲-۱- فتوای آخوند خراسانی در مورد وجوب آموزش نظامی ۸۷
۲-۲- فتوای سیدمحمدکاظم طباطبایی در دفاع از ممالک اسلامی ۸۸
۲-۳- فتوای امام خمینی (ره) در مورد حرمت تقیه ۸۸
پ- جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق بیانیه ۸۹
۱- مفهوم و نقش بیانیه ۸۹
۲- نمونه‌هایی از بیانیه‌های تاثیر گذار ۹۰
۲-۱- بیانیه سیدطباطبایی یزدی در حمایت از شیخ فضل‌الله نوری ۹۰
۲-۲- بیانیه سید طباطبایی در تشویق مردم به استقلال اقتصادی ۹۰
۲-۳- بیانیه امام خمینی(ره) در اعلام عزای عمومی عید نوروز ۴۲ ۹۱
۲-۴- بیانیه آیت‌الله گلپایگانی در اعتراض به اصول ششگانه انقلاب سفید ۹۲
ت-جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق تجمعات سیاسی ۹۳
۱- مفهوم و نقش تجمعات سیاسی ۹۳
۲- نمونه‌هایی از تجمعات سیاسی تاثیرگذار ۹۴
۲-۱- تجمع و تحصن در دانشگاه تهران برای بازگشت امام خمینی(ره) ۹۴
۲-۲- راهپیمایی ۱۷ شهریور ۹۵
ث- جامعه‌پذیری مردم از طریق شاگرد پروری ۹۶
۱- مفهوم و نقش شاگرد پروری ۹۶
۲- نمونه‌هایی از شاگردان مراجع ۹۷
۲-۱- شاگردان مرحوم آخوند خراسانی ۹۷
۲-۲- شاگردان آیت‌الله بروجردی ۹۸
۲-۳- شاگردان امام خمینی(ره) ۹۸
ج- جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق رسانه‌ها ۹۹
۱- مفهوم و نقش رسانه‌ها ۹۹
۲- انتشارکتاب ۹۹
۲-۱- تنبیه الامه و تنزیه المله ۱۰۰
۲-۲- تذکره‌ الغافل و ارشاد الجاهل ۱۰۰
۲-۳- کشف المراد ۱۰۱
۲-۴- حرمت مشروطه ۱۰۱
۲-۵- کلمه حق یراد بهاالباطل ۱۰۲
۲-۶- قانون مشروطه مشروعه ۱۰۲
۲-۷- کشف الاسرار امام خمینی(ره) ۱۰۳
۲-۸- آیت‌الله بهشتی و طرح کلی حکومت اسلامی ۱۰۴
۳- رادیو. ۱۰۵
۳-۱- سخنرانی آیت‌الله فلسفی به درخواست آیت‌الله بروجردی در رادیو ۱۰۵
چ-جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق مهاجرت ۱۰۶
۱- مفهوم و نقش مهاجرت ۱۰۶
۲- نمونه‌هایی از مهاجرت‌های تاثیر گذار ۱۰۷
۲-۱- مهاجرت صغری ۱۰۷
۲-۲- مهاجرت کبری ۱۰۸
۲-۳- مهاجرت علما به تهران بعد از دستگیری امام خمینی(ره) ۱۰۹
ح- جامعه‌پذیری سیاسی مردم از طریق نظریه‌پردازی سیاسی ۱۱۰
۱- مفهوم و نقش نظریه‌پردازی سیاسی ۱۱۰
۲- نمونه هایی از نظریه‌پردازی سیاسی تاثیرگذار ۱۱۱
۲-۱- شورا در اسلام ۱۱۱
۲-۱-۱-نظریه‌پردازی آیت‌الله نایینی در مورد شورا ۱۱۲
۲-۲- مشروطیت ۱۱۴
۲-۳-  ولایت فقیه ۱۱۵
جمع بندی ۱۲۰
فصل پنجم :نقش مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۱۲۳
مقدمه ۱۲۴
الف- تاثیرگذاری در تصمیم سازی سیاسی از طریق تماس با رجال سیاسی ۱۲۵
۱- مفهوم تماس با رجال سیاسی و راه‌های تماس ۱۲۵
۱-۱- ارسال نامه ۱۲۵
۱-۱-۱- نامه آیت‌الله خویی در مخالفت با شرکت زنان در انتخابات ۱۲۵
۱-۱-۲- نامه‌ آیت‌الله گلپایگانی در اعتراض به حکومت نظامی و سرکوب مردم ۱۲۶
۱-۱-۳- نامه آیت‌الله گلپایگانی در حرمت صدور نفت به کشورهای حامی شاه ۱۲۷
۱-۱-۴- نامه آیت‌الله حائری به رضا شاه ۱۲۸
۱-۱-۵- نامه امام خمینی (ره) در اعتراض به اصلاحات دولت هویدا ۱۲۹
۱-۱-۶- نامه آیت‌الله گلپایگانی در رد شائبه حمایت از بختیار ۱۳۰
۱-۲- ارسال نماینده ۱۳۱
۱-۲-۱- آیت‌الله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با بهائیت ۱۳۱
۱-۲-۲- آیت‌الله بهبهانی واسطه مراجع و دربار در مواجهه با قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی ۱۳۱
۱-۲-۳- آیت‌الله فلسفی نماینده آیت‌الله بروجردی در مواجهه با فعالیت‌های ضد دینی دربار ۱۳۳
ب-تاثیر گذاری در سیاستگذاری از داخل نظام حاکم ۱۳۵
۱- مفهوم سیاستگذاری از داخل نظام حاکم ۱۳۵
۲- مصادیقی از سیاستگذاری‌ها از طریق حضور در نظام حاکم ۱۳۶
۲-۱- آیت‌الله مدرس نماینده مردم در مجلس ۱۳۶
۲-۱-۱- ورود مدرس به مجلس به عنوان مجتهد طراز اول ۱۳۶
۲-۱-۲- اعتراض مدرس به اولتیماتوم روس‌ها ۱۳۷
۲-۱-۳- مخالت مدرس با به تعویق انداختن انتخابات مجلس ۱۳۷
۲-۱-۴- تدبیر مدرس در مبارزه با استعمار در مجلس سوم ۱۳۸
۲-۱-۵- مخالفت علیه کابینه صمصام السلطنه ۱۳۹
۲-۱-۶- مخالفت با قرارد با انگلیس‌ها ۱۳۹
۲-۱-۷- مجلس چهارم و نائب رئیسی مدرس ۱۴۰
۲-۱-۸- مبارزه مدرس با رضا خان ۱۴۱
۲-۱-۹- مدرس و ریاست جمهوری رضاخان ۱۴۲
۲-۱-۱۰- استیضاح رضاخان ۱۴۴
۲-۱-۱۱- مخالفت آیت‌الله مدرس با سلطنت رضا شاه ۱۴۴
۲-۲- آیت‌الله کاشانی در مجلس ۱۴۵
۲-۲-۱- مخالفت آیت‌الله کاشانی با نخست وزیری سپهبد رزم‌آرا ۱۴۶
۲-۲-۲- آیت‌الله کاشانی و دولت مصدق ۱۴۷
۲-۲-۳- مخالفت آیت‌‌الله کاشانی با رفراندوم انحلال مجلس ۱۴۸
جمع‌بندی ۱۴۹
فصل ششم:  نقش مرجعیت در انتقاد از حکومت و اعتراض علیه آن از مشروطه تا انقلاب اسلامی ۱۵۱
مقدمه ۱۵۲
الف-  نمونه‌هایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل سیاسی داخلی ۱۵۴
۱- از مشروطه تا پهلوی اول از ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴ ۱۵۴
۱-۱- اعتراض‌های آخوند به روند الحادی مشروطیت و فرمان اخراج تقی‌زاده ۱۵۴
۱-۲- اعتراض آیت‌الله سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی نسبت به مشروطه وارداتی ۱۵۵
۲- دوره پهلوی اول رضاشاه، (از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) ۱۵۶
۲-۱- انتقاد آیت‌الله اصفهانی به نوسازی دستگاه قضایی ۱۵۶
۳- دوره پهلوی دوم از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ ۱۵۷
۳-۱- اعتراض امام خمینی (ره) به اعدام رهبران فدائیان اسلام ۱۵۷
۳-۲- اعتراض مرجعیت به لایحه انجمن‌های ایالتی ولایتی ۱۵۷
۳-۳- اعتراض امام خمینی (ره) و مراجع به رفراندوم لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی ۱۶۳
۳-۴- انتقاد مرجعیت نسبت به واقعه فیضیه ۱۶۷
۳-۵- اعتراض آیت‌الله گلپایگانی به تبعید امام خمینی (ره) ۱۷۰
۳-۶- اعتراض آیت‌الله گلپایگانی به حزب رستاخیز ۱۷۱
۳-۷- انتقاد آیت‌الله گلپایگانی به کشتار مردم در ۱۹دی ۱۷۲
۳-۸- انتقاد آیت‌الله گلپایگانی به کشتار مردم در ۱۷ شهریور ۱۷۴
ب- نمونه‌هایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل سیاسی خارجی ۱۷۴
۱- از مشروطه تا پهلوی اول ۱۷۴
۱-۱- اعتراض آخوند خراسانی به اشغال‌گری‌های روس و انگلیس ۱۷۴
۱-۲- اعتراض آیت‌الله سید محمد کاظم طباطبایی به اشغال بیگانگان ۱۷۹
۲- دوره پهلوی اول ۱۷۹
۲-۱- اعتراض علما به دولت در رابطه با مسائل فلسطین و رابطه با اسرائیل ۱۷۹
۳- دوره پهلوی دوم ۱۸۳
۳-۱- اعتراض علما به دولت در رابطه با مسائل فلسطین و رابطه با اسرائیل ۱۸۳
۳-۲- اعتراض مراجع به کاپیتولاسیون ۱۸۵
ج-نمونه‌هایی از انتقاد و اعتراض مرجعیت علیه حکومت در مسایل فرهنگی و مذهبی ۱۸۸
۱- دوره پهلوی اول ۱۸۸
۱-۱- اعتراض مراجع در مقابل قانون نظام اجباری و ابلاغیه ضدمذهبی رییس‌الوزرا ۱۸۸
۱-۲- اعتراض مراجع در تغییر پوشش مردان و کشف حجاب ۱۹۱
۲- پهلوی دوم ۱۹۴
۲-۱- مخالفت آیت‌الله بروجردی با تغییر قانون اساسی ۱۹۴
۲-۲- اعتراض آیت‌الله بروجردی به گسترش بهائیت ۱۹۵
۲-۳- اعتراض آیت‌الله بروجردی به حمل مشعل در مسابقات ورزشی ۱۹۶


جمع بندی ۱۹۷
نتیجه‌گیری ۱۹۹
منابع ۲۰۹
پیوست‌ها ۲۱۸
الف- بیان مسأله
اسلام به خصوص مذهب شیعه، حوزه دین را فراگیر می‌داند، به گونه‌ای که دین طرز تلقی و شیوه نگرش فرد به همه امور زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد(ربانی، ۱۳۸۴: ۲۵). ساختار جامعه ایرانی چه قبل از اسلام و چه پس از گسترش اسلام جامعه‌ای که مذهبی بوده و دارای ویژگی‌هایی بوده که آنرا با سایر جوامع غیر دینی متمایز می‌کند. نفوذ روح مذهبی در تمام هنجارها، رفتارها، آداب و سنن و عادات اجتماعی جامعه ایران قابل رویت است؛ نهاد سیاست هم از این قاعده مستثنی نیست.
در بخش سیاست بیشتر نهادهای تحت پوشش آن مانند وزارت، قضاوت، امور دیوانی، اوقاف و بعضی مراکز آموزشی یا به طور مستقیم به دست اولیا مذهبی مدرسه اداره می‌شدند و یا تحت تاثیر تعالیم دینی قرار داشتند.بدون تردید تعالیم اجتماعی اسلام عامل نیرومندی در نزدیک سازی و پیوند امور اجتماعی و سیاسی با اعتقادات دینی مردم بود.
بطور کلی مدل فرهنگ سنتی جامعه ایرانی مدلی مذهبی بوده که تمامی شئون اجتماعی را تحت نفوذ خود داشته است. بالطبع نهاد سیاست و تمام عناصر و نهادهای وابسته بدان نیز نمی‌توانستند از قلمرو نفوذ دین خارج باشند و در سیطره آن قرار نگیرند.
اگر در اسلام سنی قدرت سیاسی خلفا شام و بغداد قدرتی مشروع و حتی دینی تفسیر می‌شد، اسلام شیعی از روزگار نخست هرگونه قدرتی خارج از محدوده امامت را غیرمشروع می‌دید و سر ناسازگاری با آن داشت. از نقطه نظر فقهای شیعه و به‌ویژه از عصر شیخ طوسی، مشروعیت دینی جامعه مؤمنان با حضور فقیهانی تضمین می‌شد که در عصر غیبت کبرای امام عصر (عج) محل مراجعه مؤمنان در امور دینی خویش قلمداد می‌شدند و آن هم به دلیل اجازه‌ای بود که آنان در عصر غیبت از ناحیه امام عصر (عج) بدان نائل آمده بودند.
مرجعیت یکی از نهادهای دیرینه متعلق به حیطه جامعه ایران است که در فرایندی انتخابی، کاملا طبیعی و مردمی بر اساس ضوابط و شرایط خاصی به وجود می‌آید و تداوم می‌یابد. به همین دلیل نهادی پایدار بوده و در همه زمان‌ها تا حدودی از تعرض‌های بنیاد برافکن در امان مانده است(باقی، ۱۳۸۳: ۱۸۵).
در تمام دوره‌ی تاریخ مذهبی ایران، به ویژه از عصر صفویه به بعد که مفهوم تازه‌ای از مرجع شکل گرفت، جامعه مذهبی ایران تابعی از مرجعیت دینی به شمار می‌آمد.

مطلب دیگر :

سلنا گومز

 بدین معنا که در تصمیم‌گیری‌های عمومی جامعه غیر از آنچه که به حکومت مربوط می‌شد، قدرت مرجعیت در آنها به ایفای نقش می‌پرداخت. این بخش به لحاظ تاثیرگذاری در جامعه سازوکار مخصوصی داشت و همان گونه که ساختمان دارالحکومه و دارالاماره در اختیار نماینده دولت مرکزی بود، «بیت مرجعیت» به عنوان مرکز ثقل این بخش از تصمیم‌گیری‌ها عمل می‌کرد.

افزون بر این، آنکه به طور طبیعی در جوامع دینی میان سررشته‌داران دین با عامه متدینین رابطه‌ای وجود دارد که در جامعه شیعی بر اساس مفهوم تقلید شکل می‌گیرد. لزوم زنده بودن مجتهد، مسلمان شیعه معتقد را در ارتباطی نزدیک با رهبر مذهبی زنده خود قرار می‌دهد و طبعا او را به عنوان عضوی از یک مجموعه متشکل و متحد در می‌آورد(جعفریان، ۱۳۸۷: ۳۵).
درباره اجتهاد در اندیشه شیعه، تعریف‌های زیادی ارائه شده است، اجتهاد گفتمان ویژه‌ای است که با پیوند نظام‌وار بین عناصر چهارگانه کتاب، سنت، اجماع و عقل، چونان دستگاهی به تولید و آفرینش احکام و قواعد زندگی و طبعا زندگی سیاسی شیعه می‌پردازد؛نوعی فرایند فکری است که با گذار از نظام معنایی ایجاد شده، احکام مشروع و الزام آوری برای زندگی سیاسی شیعه تولید می‌کند و لاجرم، شرایط امکان و نتایج خاصی در اندیشه و عمل سیاسی شیعیان بر جای می‌نهد(فیرحی، ۱۳۸۸: ۲۹۱).
اهمیت اجتهاد تا جایی است که فیرحی اجتهاد را به مثابه یک گفتمان در جامعه شیعی تعریف کرده است.«اجتهاد به مثابه گفتمانی است که در یک سوی آن توده بی‌شمار مقلدان و در سوی دیگر آن مرجع تقلید قرار دارد و مناسبات بین این دو کانون قدرت همواره در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران حایز اهمیت بوده است.» (فیرحی، ۱۳۸۸: ۲۹۱).
تنها گروهی که در ایران توانستند با از بین بردن قدرت حاکمه دست به انقلاب بزنند و پس از آن حکومتی بر مبنای احکام اسلام بنا نهند روحانیون بودند. با وجود اینکه عوامل بیشماری در پیروزی انقلاب ایران دخیل هستند یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار را باید حضور مراجع عظام و در رأس آنها امام خمینی(ره) بدانیم.
اگر در جامعه فقه سنی و حکومتهای معتقد به تسنن، فقیهان آرزومند تحقق و عمل سیاسیون به احکام سلطانی مطابق با شرع بودند و گاه تنها این هدف در حد نظری جلوه می‌کرد، در تشیع و دست کم از عصر صفوی به بعد، مشروعیت حکومتها با ولایت فقیهان پیوندی استوار داشته است یا دست کم قدرتهای سیاسی نمی‌توانستند آنها را در نظر نیاورند.
این امر به دلیل آموزه‌های اندیشه دینی سیاسی تشیع بوده است. در جنگهای ایران و روس، در قضیه تنباکو، ملی شدن صنعت نفت، مخالفت آیت‌الله مدرس با قرارداد ۱۹۱۹ و نیز در انقلاب مشروطه تأثیر تمام عیار این اندیشه به روشنی دیده شد و در انقلاب اسلامی تجلی کامل آن هویدا گشت.
در واقع در طول تاریخ اندیشه سیاسی ایران مراجع تقلید به خصوص از عصر صفویه به بعد نقشی اساسی و مهم در کنش‌های سیاسی مردم ایفا کرده‌اند، می‌توان گفت در وقایع تاریخی و کنش‌های سیاسی مراجع در مرکز توجه مردم قرار داشته‌اند و آنها بودند که مردم را تحریک، سازماندهی و بسیج می‌کردند. بسیاری از این کارکردها را در سایر کشورها احزاب سیاسی ایفا می‌کنند.
نگاهی به تاریخچه احزاب سیاسی در ایران که از سال‌های مشروطه با تشکیل حزب اجتماعیون عامیون اشکال سازمان یافته‌ای به خود گرفت تا به امروز بیانگر این مهم است که تشکیل احزاب در کشور دارای موانع ساختاری، تاریخی، فرهنگی و قانونی جدی است. تجربه‌ تحزب در ایران به خوبی نشان می‌دهد که این پدیده نتوانسته به طور مطلوب کارویژه‌ها و اهداف مورد نظر را تأمین کند و معمولاً در نحوه‌ شکل‌گیری، تداوم حیات حزب، کارویژه‌های عضوگیری و تعیین خط مشی‌ها و. با نقصان‌هایی همراه بوده است (اخوان کاظمی،۱۳۸۸: ۵).
احزاب در غرب صورت تکوین یافته شوراها و سندیکاهای کارگری و گروه‌های نفوذ هستند(نوذری،۱۳۸۱: ۲۷). اما در کشور ما هیچ گاه چنین احزابی به وجود نیامد، یکی از عوامل ناپایداری احزاب سیاسی در ایران، نقش فرهنگ سنتی، اعتقادات مذهبی و نهادهای وابسته آن است.
جامعه ایران جامعه‌ای حزب گریز است و ما در تاریخ اجتماعی ایران نتوانسته‌ایم به تحزب در معنای غربی آن دست یابیم. و برخی از تحلیل‌ها حاکی از این است که فرهنگ ایرانی مغایر با کنش جمعی سازمان یافته است در حالی که در چارچوب مرجعیت و در شبکه مرجع – مقلد در انقلاب اسلامی ایران کنشی جمعی از نوع سازمان یافته آن منجر به پیروزی انقلاب ایران شد. سوالی که مطرح است این است که مرجعیت چگونه کارکردهای احزاب در بستر تاریخ تحولات سیاسی معاصر ایران را انجام داده است؟
مرجعیت به عنوان رهبری مذهبی همواره در تاریخ سیاسی ایران دارای نقش‌ها و کارکردهای متفاوتی بوده‌است. تحقیق حاضر در نظر دارد به تبیین و توصیف این نقش‌ها و کارکردها بپردازد.
ب- اهمیت و ضرورت تحقیق
فواید نظری
۱- توسعه ادبیات علمی مربوط به نقش و جایگاه سیاسی مرجعیت.
۲-  مطالعه مناسبات قدرت بین مراجع، توده‌ها و حکومت.
۳-  بررسی کارکردهای حزبی مراجع در ایران.
۴- ارتقا دانش سیاسی موجود و لزوم توجه به ساز و کارهای مذهبی در پیشبرد اهداف سیاسی.
فواید عملی
۱- ایجاد زمینه برای سایر پژوهشگران برای ادامه تحقیقات مفصل و مستقل در این حوزه.
۲- استفاده از نتیجه تحقیق در ارائه راهکار و پیشنهاد به سیاستگذاران کشور.
۳- توصیف جایگاه مرجعیت در نظام سیاسی ایران.
پ-هدف های تحقیق
هدف اصلی
شناخت کارکردهای حزبی مرجعیت از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی
 اهداف فرعی
۱- شناخت مبانی نظری مربوط به فرهنگ سیاسی تشیع، مرجعیت و احزاب سیاسی.
۲- شناخت جایگاه مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی.
۳-  شناخت ابزارهای مرجعیت در جامعه پذیری سیاسی مردم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
۴- شناخت نقش مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
۵- شناسایی نقش مرجعیت در انتقاد از حکومت و اعتراض علیه آن از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی.
ت-سوال های تحقیق
سوال اصلی
کارکردهای حزبی مرجعیت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران چیست؟
سوالات فرعی
۱- مبانی نظری مربوط به فرهنگ سیاسی تشیع، تاریخچه مرجعیت و احزاب سیاسی در ایران چیست؟
۲- مرجعیت به عنوان واسطه بین مردم و حکومت از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی ایران چه نقشی داشته است؟
۳- مرجعیت از چه ابزارهایی برای جامعه‌پذیری سیاسی مردم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی استفاده کرده است؟
۴- مرجعیت در سیاستگذاری و تصمیم سازی سیاسی نظام حاکم از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی چه نقشی داشته است؟
۵- مرجعیت چه نقشی در انتقاد علیه حکومت و اعتراض علیه آن از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی داشته‌اند؟
ث-تعریف مفاهیم
مقلد: مقلد کسی است که رای مجتهد را بدون آن که مطلع باشد و بر او لازم باشد که از آن اطلاع یابد، اخذ می‌کند( جعفریان،۱۳۸۷: ۱۷۰).
مرجع تقلید: مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع الشرایطی گفته می‌شود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند.
نهاد مرجعیت: نهاد مرجعیت تنها شخص مرجع نیست بلکه نهادی متشکل از مقلدان، روحانیون و مراجع است که در شبکه مرجع – مقلد فعالیت می‌کنند.
حزب: در این تحقیق حزب نهادی متشکل و سازمانمند است که به عنوان واسطه بین مردم و حکومت ظاهر شده، به جامعه پذیری سیاسی مردم می‌پردازد و در فرایند نظام سازی سیاسی نقش دارد و در شرایط لزوم به انتقاد و اعتراض علیه سیاست‌های دستگاه حاکمه می‌پردازد.

عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری قشربندی اجتماعی در اهواز

۳- ۶- شیوه نمونه گیری. ۵۵
۳- ۷- تعیین حجم نمونه. ۵۶
۳- ۸- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق. ۵۷
۳- ۹- تعیین روایی و پایایی. ۵۷
۳- ۹- ۱- روایی (اعتبار). ۵۷
۳- ۹- ۲- پایایی. ۵۸
۳- ۹- ۲- ۱- محاسبه آلفای کرونباخ. ۵۹
۳- ۱۰- روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۶۰
۳- ۱۱- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای جمعیت شناختی. ۶۱
۳- ۱۲- تعریف مفهومی و عملیاتی دیگر متغیرهای مستقل ۶۲
۳-۱۳- متغیر وابسته : قشربندی اجتماعی. ۶۹
۳-۱۴- جمع بندی فصل. ۷۱
۴-۱- مقدمه. ۷۲
۴-۲- آمار توصیفی. ۷۲
۴-۲-۱- توصیف ویژگی های جمعیت نمونه. ۷۲
۴-۲-۱-۱- متغیر سن. ۷۳
۴-۲-۱-۲- متغیر جنسیت. ۷۴
۴-۲-۱-۳- متغیر وضعیت تاهل. ۷۵
۴-۲-۱-۴-متغیر تحصیلات. ۷۵
۴-۲-۱-۵-متغیر قومیت. ۷۷
۴-۲-۱-۶- متغیر میزان درآمد خانواده. ۷۸
۴-۲-۲-۲- آماره های توصیفی سایر متغیرهای مستقل تحقیق. ۷۹
۴-۳-۱- آزمون فرضیه های تحقیق. ۸۱
۴-۳-۱-۱- آزمون فرضیه نخست. ۸۱
۴-۳-۱-۲- آزمون فرضیه دوم. ۸۲
۴-۳-۱-۴- آزمون فرضیه چهارم. ۸۳
۴-۳-۱-۵- آزمون فرضیه پنجم. ۸۵
۴-۳-۱-۶- آزمون فرضیه ششم. ۸۵
۴-۳-۱-۷- آزمون فرضیه هفتم. ۸۶
۴-۳-۲-آزمون متغیرهای زمینه ای با متغیر قشربندی اجتماعی. ۸۷
۴-۳-۲-۱- آزمون فرضیه نخست. ۸۷
۴-۴- ضرایب همبستگی تفکیکی بین متغیرهای مستقل و وابسته. ۸۸
۴-۵- یافته ها و تحلیل های رگرسیون چند متغیره تحقیق. ۹۰
۵-۱- مقدمه. ۹۴
۵-۲- نتایج تئوریکی فرضیات و مقایسه نتایج با پیشینه و نظریات تحقیق   95
۵-۳- پیشنهادات راهبردی. ۹۹
۵-۴- پیشنهادات پژوهشی. ۱۰۰
۵-۵- محدویت ها. ۱۰۱


۵-۶- خلاصه فصل. ۱۰۳
منابع فارسی. ۱۰۳
منابع انگلیسی. ۱۰۸

چکیده:
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی موثر بر شکل گیری قشربندی اجتماعی شهروندان شهر اهواز می باشد. این تحقیق به صورت پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه می باشد جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان ۱۵ سال و بالاتر شهر اهواز که حجم نمونه براساس فرمول کوکران  384نفر تعیین شد. از لحاظ زمانی این پژوهش در سال ۱۳۹۲-۱۳۹۱ اجرا شده است.نتایج تحقیق نشان می­دهد که تمامی متغیرهای مستقل این پژوهش با متغیر شکل گیری قشربندی اجتماعی رابطه معناداری دارند. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می­دهد که تنها سه متغیر سبک زندگی، میزان درآمد خانواده و سرمایه فرهنگی معنادار بوده اند که در مجموع ۳۱ درصد از تغییرات مربوط به شکل گیری قشربندی اجتماعی را این سه متغیر تبیین می کنند.

 
۱-۱- مقدمه
قشربندی اجتماعی[۱] فرایندی است که از طریق آن جایگاه اعتبار و حیثیت افراد جامعه متناسب با فرهنگ آن جامعه تعیین و مشخص می شود. منزلت اجتماعی یا پایگاه اجتماعی یکی از ابعاد قشربندی اجتماعی است. از نظر توسلی (۱۳۶۹). پایگاه اجتماعی ، مرتبه یا ارزش هر فرد در محیط گروهی، سازمانی یا اجتماعی را منعکس می کند. چلبی معتقد است: منزلت یا پرستیژ با مفاهیمی نظیر شهرت ، اعتبار، حیثیت، آبرو ، نفوذ، تایید اجتماعی و احترام هم خانواده است (چلبی ، ۱۳۷۵ :۱۸۷)
قشربندی اجتماعی مفهوم جامعه شناختی عامی است که بیانگر سلسله مراتب اجتماعی در نطام ها و ساخت های مختلف اجتماعی در جامعه می باشد (توسلی

مطلب دیگر :

بایگانی‌های روانشناسی - مقالات علمی

 ،۱۳۸۹)اصطلاح قشربندی از زمین شناسی گرفته شده و عبارت است از دسته بندی ترتیبی انسان ها بر اساس تمایزات در وضعیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و یا رتبه بندی افراد بر اساس مجموعه ی کیفیت های مطلوبی که این افراد به طور مشترک دارا هستن. بنابراین قشر بندی اجتماعی بر تقسیم جامعه به طبقاتی که افراد آن دسترسی نابرابر به فرصت ها و پاداش های اجتماعی دارند دلالت می کند .مردم در مناسـبات متقـابل خود با دیگران ، آنان را از نظر پایگـاه اجـتماعی در موقـعـیت های بالا و یا پایین طبقه بندی می کنند، به همین لحاظ جامعه دارای بخـش های متفـاوت و متشکل از قـشـرهای گوناگون می شود که با نظام سـلسله مـراتبی مو جود مطابقـت دارد ( سحر خیز ،۱۳۸۹) قـشربندی اجتماعی نیز از کـنـش مـتقابل میان افراد جامعه به وجـود می آیـد .کلیه اجتماعات بشری مبتنی بر طبقه بندی وسلسله مراتبی است که اغلب بسیار پیچیده ودارای صور گوناگونی است.از خلال این این طبقه بندی وسلسه مراتب به صورت کم بیش طبقاتی اجتماعی ظهور می کنند واین طبقات ، برمبنای تعریف امانوئل مونیز[۲] دسته ها و رده هایی را تشکیل می دهند که از جهت حیثیت با یکدیگر مساوی نیستند واعضای هر دسته از حیث رابطه با سایر دسته ها ، یا در مرحله پایین تر ویا در مرحله بالاتری قرار دارند .

نابرابری اجتماعی ناظر به وضعیتی است که در آن ، منابع وخدمات ارزشمند به طور مساوی در دسترس افراد قرار نمی گیرد. معنای اولیه نابرابری به تمایز بین افراد اشاره دارد، به نحوی که بین زندگی آنها ،به ویژه از نظر حقوق وفرصت های زندگی،پاداش ها وامتیازات،اختلافات آشکار وپنهان زیادی وجود داشته باشد.(گرب ،۱۳۷۷: ۱۰)
قشربندی اجتماعی نظامی است که افراد را بر حسب میزان برخورداری شان از کیفیت های مطلوب رتبه بندی کرده و آنها را در طبقات اجتماعی متناسب با وضعیت شان جای می دهد. این کیفیت های خوشایند را فرهنگ هر جامعه ای مشخص می کند.(کوئن،۱۳۷۷: ۱۷۸). در حقیقت قشر بندی اجتماعی رده بندی گروه ها و افراد بر حسب سهم آنان از دستاوردهای مطلوب و حائز ارزش اجتماعی است. (ساروخانی ،۱۳۷۰: ۷۳۱).گرب قشربندی اجتماعی را پیوستار[۳] نبردبانی متشکل از مقوله هایی مجزا دانسته است.(گرب ، ۱۳۷۹: ۱۲۹).تامین هم قشربندی اجتماعی را توزیع افراد هر گروه اجتماعی یا جامعه بر روی یک «مقیاس موقعیت»[۴]  تعریف کرده است. (تامین،۱۳۸۵: ۲۱).
اگر بخواهیم در یک جمع بندی تعریفی از قشربندی اجتماعی ارائه دهیم باید بگوییم قشربندی اجتماعی مجموعه ای است سازمان یافته که درآن افراد وگروه های انسانی تحت تاثیر نابرابری های اجتماعی در سطحی از سلسله مراتب دستیابی به منابع با ارزش زندگی قرار می گیرند.تا اینجا تلاش کردیم تعریفی از نابرابری و قشربندی اجتماعی ارائه دهیم.برای آنکه درک روشن تری از بحث داشته باشیم بهتر است در مقام مقایسه این دو مفهوم به این نکته اشاره کنیم که نابرابری اجتماعی مجموعه ای از تفاوتهای میان افراد وگروه ها از نظر میزان دسترسی به منافع مادی ونمادین است حال آنکه قشربندی اجتماعی نظامی منسجم ورتبه بندی شده مبتنی برهمین نابرابری های اجنماعی است.همچنین مناسبات بین نابرابری اجتماعی و قشربندی اجتماعی مناسباتی دوسویه ودیالکتیکی است . همانطور که نابرابری ها عامل شکل گیری قشربندی اجتماعی هستند ،نظام قشربندی اجتماعی هم به نوبه خود نابرابری های اجتماعی را بازتولید می کنند.
اکنون این پرسش مطرح است که قشربندی اجتماعی افراد وگروه های اجتماعی چگونه و بر اساس چه معیاری امکان پذیر است؟ اندیشمندان حوزه قشربندی اجتماعی معیارهای متفاوتی را برای این منظور ارائه کرده اند.گرب عقیده دارد در  اکثر موارد پژوهشگران معرفی عینی از رتبه ی اقتصادی همچون درآمد، میزان تحصیلات و سطح شغلی را استفاده می کنند. (گرب ، ۱۳۷۹: ۱۲۹). تامین چهار معیار قدرت، مالکیت، ارزیابی اجتماعی و پاداش روانی را پیشنهاد کرده است. (تامین،۱۳۸۵: ۲۱).ساروخانی هم قدرت، ثروت و پایگاه را به عنوان معیارهای رایج سنجش وتعیین قشربندی اجتماعی معرفی می کند. (ساروخانی ،۱۳۷۰: ۷۳۱).
اگرچه بین معیارهای معرفی شده برای تعیین قشر اجتماعی افراد وگروه ها تفاوتهایی به چشم می خورد اما گرایش کلی بسیاری از پژوهشگران قشر بندی اجتماعی در جهتی است که از سویی نابرابری ها را با شاخص های عینی مانند میزان درآمد وسطح تحصیلات بررسی کرده وازسوی دیگر شاخص های ذهنی چون احترام یا حیثیت اجتماعی را مورد سنجش ومطالعه قرار دهند
۱-۲- بیان مساله
در تمام جوامع پیچیده ، جوامعی که دارای تقسیم کار اجتماعی هستند، دسترسی مردم به امکانات و تسهیلات زندگی و برخوداری از شان و حرمت(پرستیژ) اجتماعی، کم و بیش نابرابر است. قشربندی اجتماعی، واژه عامی است برای وصف ساختارهای منظم این نوع نابرابری اجتماعی، یا به عبارت دیگر دسته بندی سلسله مراتبی توزیع نابرابر پاداش های مادی و نمادی است. در جوامع ماقبل سرمایه داری ف نابرابری ها و قشربندی اجتماعی عمدتا پیامد نابرابری های ذاتی به شمالر می آمد و امری طبیعی یا تقدیر الهی محسوب می شد (کرامپتون ،۱۹۹۳). به عنوان مثال ارسطو در کتاب سیاست، بردگی را امری طبیعی و سودمند می داند: » آیا کسی هست که طبیعت او را برای بردگی در نظر گرفته باشد و برای او چنین وشغی متناسب و درست نباشد؟. هم لازم و هم سودمند است که برخی فرمانروایی کنند و برخی فرمانبری. برخی از مردم دم زدن برای عبودیت و برخی برای حکومت معین شده اند»
در سبز فایل، از زمان ظهور و گسترش مدرنیسم ، نظام اعتقادات سنتی ، از جمله اعتقاد به طبیعی یا مقدر بودن نابرابری های اجتماعیمورد تایید قرار گرفت. در مخالفت مستقیم با این اعتقاد که انسان به طور طبیعی یا مقدر به دینا می آید، این اعتقاد پا گرفت که حکم انسانیت همه انسان ها برابر زاده می شوند نه نابرابر. بدین ترتیب مفروض داشتن برابری انسان ها، بر مفروض داشتن نابرابری های اجتماعی چیره شد. پرسش هایی نظیر « اگر برابری وضعیت طبیعی اسنان است چرا نابرابری اجتماعی وجود دارد؟» ، اگر همه افراد داری حقوق طبیعی اند چرا که برخی دیگران تفوق دارند؟ از جمله موضوعات اصلی تاملات نظری شد( همان ، ۳). به طور کلی جریان های عمده جامعه شناسی با دو دیدگاه نظری متفاوت به این پرسش ها پاسخ داده اند: یکی دیدگاه کارکردگرایی و دیگری دیدگاه تضاد .در دیدگاه کارکردگرایی قشربندی اجتماعی داری کارکردی مثبت برای حفظ تعادل نظام اجتماعی جامعه به شمار می آید (تامین، ۱۳۸۸) . قشربندی ، مکانیسمی به شمار می آید که جایگاه های اجتماعی[۵] توسط افراد شایسته را تضمین می کند. اما در دیدگاه تضاد توزیع نابرابر قدرت، مالکیت و پرستیژ ، نوعی امتیاز اجتماعی به شمار می آید که نخبگان و سرآمدان جامعه به زیان منافع اکثریت افراد جامعه آن را به خود اختصاص داده اند. در هر جامعه ای که امکان تولید مازاد فراهم می آید، عده ای بیش از دیگران به ثروت و قدرت ( که متقابلا همدیگر را تقویت می کنند) دست می یابند و به اتکای همان ثروت و قدرت همواره در پی حفظ جایگاه رفیع شان هستند، در حالی که دیگران می کوشند جایگاه­شان را ارتقا بخشند. از این رو قشربندی اجتماعی سرچشمه کشمکش و تضاد دائمی در جامعه است و مایه تضعیف یگانگی اجتماعی و مانعی در راه رشد و شکوفایی جامعه می شود ( تامین ، ۱۳۸۸ :۱۹).
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد،  در تحقیق حاضر در پی پاسخگویی به این سول اصلی هستیم که چه عواملی بر شکل گیری قشربندی اجتماعی موثر است ؟ و سهم هر یک از این عوامل در تبیین شکل گیری قشربندی اجتماعی موجود در میان شهروندان شهر اهواز تا چه اندازه می باشد ؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
دستیابی به منابع ارزشمند و کمیابی مانند ثروت، قدرت دانش و منزلت ، افراد را در لایه های مختلف سلسله مراتب جای می دهد؛ و به این ترتیب جایگاه آن ها در جامعه یا به عبارت پایگاه  پایگاه اجتماعی – اقتصادی آان را تعیین می کند. پایگاه اجتماعی – اقتصادی همانند یک قالب یا ظرف اجتماعی است که در چارچوب آن شیوه مواجهه افراد با محیط اجتماعی ساخته و پرداخته می شود.
تاثیر نظام قشربندی جامعه بر الگوهای فکری و رفتاری مردم، موضع مهمی است که از سال ها پیش از جنبه های مختلف توجه جامعه شناسان کلاسیک( در راس آن ها مارکس ، وبر ، و پاره تو) و جامعه شناسان معاصر( مانند دارندوف ، لنسکی ، پولانتزاس ، رایت ، پارکین و گیدنز) را به خود جلب نموده است.
جامعه شناسان تاکنون دریافته اند که تقریبا هر جنبه ای از زندی ما انسان ها از جمله بهره هوشی ، موفقیت تحصیلی ، معیارهای تغذیه ، عقاید سیاسی، بیماری هایی که از آن رنج می بریم و حتی نوع عادت های ما در روابط جنسی ، با پایگاه ما در سلسله مراتب اجتماعی مان مرتبط است( رابرتسون ، ۱۳۷۲ :۲۰۴).
به رغم اهمیتی که قشربندی جامعه و گستردگی نفوذ آن بر پدیده ­ها و امور اجتماعی مختلف ، مطالعه اختصاصی آن چندان مورد توجه محققان ایرانی قرار نگرفته است. در اغلب پژوهش ها وضعیت طبقاتی یا پایگاه اجتماعی – اقتصادی به منزله یک متغیر زمینه ای یا مداخله کننده بررسی شده و به منزله یک متغیر مستقل و مجزا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.

سیاستگذاری فرهنگی-رسانه­ای؛ مدلی برای مطالعات فرهنگی ایرانی

فصل چهارم؛ ملاحظات تونی بنت در باب مطالعات فرهنگی
مقدمه ۴۵
تونی بنت، طرح اولیه ۴۵
تولد مطالعات سیاست فرهنگی از دل انتقاد به وضع موجود ۴۷
بیرون از ادبیات؛ نقطه شروع. ۴۷
جای دادن سیاست درون مطالعات فرهنگی؛ قدم بعدی. ۴۸
بنت و بازاندیشی در تعریف فرهنگ. ۴۹
گرامشی و فوکو؛ چهره های تاثیرگذار بر بنت. ۵۳
میراث نظری گرامشی برای مطالعات فرهنگی ۵۴
فوکو و ایده حکومتمندی ۵۶
تعاریف و تاریخچه. ۵۶
هنرحکومت کردن و الزامات زمانه ۶۰
نقد مفهوم هژمونی و کاربست ایده حکومتمندی. ۶۳
جایگاه موزه­ها در سیاستگذاری فرهنگی. ۶۶
بنت و سیاست نمایش ۶۸
رویکرد ترکیبی بنت ۶۹
نقد رویکرد بنت. ۷۱
جمع بندی و نتیجه ­گیری. ۷۳

فصل پنجم؛ روش­شناسی تحقیق
مقدمه ۷۵
جامعه آماری ۷۵
دوره زمانی مورد مطالعه. ۷۶
روش تحقیق ۷۶
روش تحلیل ۷۶
روند انجام کار. ۷۷
مطالعات فرهنگی ایرانی در نگاه نخست. ۷۷

فصل ششم؛ یافته­ های تحقیق
مقدمه ۸۰
بخش اول: محورهای موضوعی ۸۱
حوزه­های موضوعی در دانشگاه­های علامه و علم و فرهنگ ۸۷
حوزه­های موضوعی در دانشگاه تهران ۹۰
بخش دوم: روش­شناسی ۹۳
نقد روش­شناختی مطالعات فرهنگی ایرانی ۹۵
مطالعات کمی و کیفی. ۹۶
از روش­شناسی تا روش. ۹۸
روش­های تحلیل متن. ۹۹
تئوری مبنایی. ۱۰۰
قوم­نگاری. ۱۰۱
مصاحبه کیفی ۱۰۱
بخش سوم: مواد مورد مطالعه ۱۰۲
مطالعات خوانش. ۱۰۵
مطالعات متن. ۱۰۷
مطالعات بازنمایی ۱۱۲
مطالعات فرهنگی از دریچه مطالعات بازنمایی. ۱۱۳
بازنمایی مطالعات بازنمایی در ایران. ۱۱۴
دو سنت مطالعات بازنمایی در ایران. ۱۱۵
موضوعات . ۱۱۶
الزامات . ۱۱۷
روش شناسی ۱۲۰
مطالعات میدانی ۱۲۱
بخش چهارم: پیشنهادات کاربردی ۱۲۵
جمع بندی و نتیجه ­گیری ۱۲۷

فصل هفتم؛ بحث و نتیجه گیری
آن­چه گذشت. ۱۳۰
بحث و نتیجه ­گیری. ۱۳۲
پیشنهادات. ۱۳۴

منابع و مآخذ
منابع فارسی. ۱۳۸
منابع انگلیسی. ۱۴۲
پایان ­نامه­های مطالعات شده ۱۴۴

چکیده انگلیسی ۱۵۰
[۱]-  قطعه کیفر از احمد شاملو

مقدمه
حدود نیم قرن از آغاز مطالعات فرهنگی که پایگاه اولیه خود را مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام [۱]می­داند می­گذرد. در این بازه زمانی مطالعات فرهنگی دو رویکرد مطالعاتی اصلی را تجربه کرده است؛ نخست توجه به زندگی روزمره از خلال مطالعه متون ادبی و سپس استقبال از مطالعات جامعه شناختی به ویژه با تکیه بر آموزه­های گرامشی و آلتوسر.
در ایران نیز حدود یک دهه از تاسیس رشته­ای به نام مطالعات فرهنگی که در ابتدا در دانشگاه علامه طباطبایی صورت گرفت گذشته است. بررسی این تاریخ نه چندان طولانی به دلیل تمامی بحث­ها و مناقشاتی که همواره بر سر موقعیت آکادمیک این حوزه مطالعاتی و موضوعات مورد بررسی آن و گاه اساسا فلسفه وجودی­اش در وهله نخست در زادگاه آن یعنی غرب و در نگاهی جزئی­تر ایران (آنچه مدنظر ما در این پژوهش می­باشد) وجود داشته، موضوع مناسبی را برای مطالعه فراهم نموده است.
با توجه به گستردگی بحث و لزوم دقت و موشکافی در محرک و سبب اصلی نگارش این پایان نامه برآن شدم تا بخش کوچکی از پژوهش­های انجام شده در حوزه مطالعات فرهنگی در ایران از ابتدای تاسیس رشته­ای به نام مطالعات­فرهنگی در کشور را برای بررسی انتخاب نمایم. لازم به ذکر است که این رشته تنها در مقطع کارشناسی ارشد راه­اندازی شده و بدین لحاظ پایان نامه ­های نگارش یافته توسط دانشجویان این مقطع مواد مناسبی برای ارزیابی مطالعات فرهنگی در نظام دانشگاهی ما فراهم خواهد کرد.
از این منظر پژوهش پیش رو مطالعه­ای اکتشافی خواهد بود تا از خلال آن وضعیت مطالعات فرهنگی در دانشگاه­های مجری این رشته بررسی و موضوعات مورد توجه در سه دانشگاه علامه طباطبایی، تهران و علم و فرهنگ استخراج شود.
بیان مسئله
یکی از پرسش­های مهمی که پاسخ بدان نگارنده را به انتخاب موضوع فوق برای نگارش پایان نامه برانگیخته است همانی است که به ویژه در دو دهه اخیر توجه بسیاری از طرفداران، صاحب نظران و البته منتقدان حوزه مطالعات فرهنگی را به خود جلب نموده است. مشابه این پرسش را استوارت هال[۲] (۲۰۰۳، :۲۳-۱۹) در مقاله “مطالعات فرهنگی و میراث نظری آن

” با عنوان سوال از موضع و فایده مطالعات بازنمایی مطرح می­ کند. مسئله اصلی از این دیدگاه این است که مطالعات فرهنگی باید از جایگاه یک گفتمان روشنفکرانه که خود را در حصار متون گرفتار نموده فراتر رود. چرا که اگر نتواند به ایجاد دگرگونی و وادارکردن کسی به انجام کاری بینجامد به تعبیری که هال به کار می­برد نظریه بازی آن عملا مفید به فایده نخواهد بود. درواقع متن­مندی افراطی مطالعات فرهنگی و دلمشغولی­های سیاسی­اش این گونه وانمود می کند که که قدرت و سیاست صرفا اموری مربوط به زبان و متن است. این در حالی است که مسائل قدرت و امر سیاسی، همواره مسائلی گفتمانی­اند.

متاسفانه مطالعات فرهنگی در ایران نیز از ابتدا تا دوره حاضر از این مشخصه مستثنا نبوده و متن­محوری افراطی آن را در عمل فاقد تاثیرگذاری بر دگرگونی­های اجتماعی در جامعه ایرانی نموده است. در ادامه و در بخش تحلیل پایان ­نامه­ها مستندات لازم برای تایید این ادعا ارائه خواهد شد.
با این وجود نمی­توان کمک­های فکری مهم مطالعات فرهنگی به درک ما از فرهنگ، قدرت و سیاست را نادیده گرفت هرچند همچنان باید پذیرفت که سیاست­های فرهنگی مطالعات فرهنگی به عنوان اشکالی از مداخله تاثیر زیادی نداشته است. البته واکنش منفی و مقاومت­های مستمر در سطح کلان نسبت به علوم انسانی در وهله نخست و بین رشته­ای­هایی همچون مطالعات زنان و مطالعات فرهنگی در بسیاری موارد ذهن نگارنده را به این سمت معطوف می­سازد که قطعا احساس بیمی وجود دارد که متعاقب آن مقاومت­هایی شکل می­گیرد این احساس خطر نیز  می ­تواند دال بر تاثیرگذاری هرچند غیرمستقیم مطالعات فرهنگی بر تغییرات و دگرگونی­های سیاسی و اجتماعی در جامعه ایرانی می­باشد.
انتقادات نسبت به ناتوانی مطالعات فرهنگی در درگیری با سیاست فرهنگی[۳] از دهه ۱۹۹۰ میلادی به بعد در غرب و در طول سال­های اخیر در ایران( به عنوان نمونه مورد مطالعه محقق) به طرح پیشنهادات متعددی نیز انجامیده است. خواسته مک کیگان و کلنر(۱۹۹۷) مبنی بر درگیری کامل با اقتصاد سیاسی فرهنگ یعنی پرسش­هایی از مالکیت، نهادها، کنترل و قدرت در برهه تولید محصولات فرهنگی دقیقا دراینجا قابل طرح و امعان نظر می­باشد(بارکر[۴]،۱۳۸۷: ۷۵۶).
به عقیده این گروه از محققان با رهاشدن از عینیت­گرایی متنی می توان به کمک­های فکری مهمی که مطالعات فرهنگی به درک ما از فرهنگ، قدرت و سیاست کرده است می­توان اندیشید. مسئله اساسی در مطالعه جریان و وضعیت مطالعات انجام شده در این حوزه این است که سیاست­های فرهنگیِ مطالعات فرهنگی به عنوان اشکالی از مداخله بایستی بتواند خود را به مهارت­هایی تجهیز نماید که تاثیر سازنده­ای در امر سیاستگذاری فرهنگی در جوامع داشته باشند به گونه­ای که ضمن حفظ فاصله خود با سیاستگذاران و تکنوکرات­ها قادر به گفتگو و تعامل با آن­ها بوده تا از خلال این سیاست رفت و برگشتی بتواند در تغییر شرایط موجود موثر واقع شود.

ضرورت تحقیق

مطلب دیگر :


فرهنگ موضوعی بسیار پیچیده و کلان است و با تمام اجزای جامعه و حتی در سطوح وسیع­تر جامعه جهانی به طور مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط است. اهمیت انکار ناپذیر و حیاتی مقوله فرهنگ و ابزارها و کالاهای فرهنگی در شرایط کنونی جامعه انسانی در وهله نخست و جامعه ایران در وهله بعد
اقتضا می­ کند که این مقوله بیش از این مورد توجه قرار گیرد و به تبع سیاستگذاری پیرامون آن نیز باید با عنایت به حساسیت­های ویژه موضوع مورد نظر صورت گیرد.
با این وجود نه تنها در زمینه رویکرد مطالعات فرهنگی به سیاست و سیاستگذاری فرهنگی منابع فارسی چندانی در اختیار نداریم بلکه بطور کلی بحث سیاستگذاری فرهنگی در ایران چندان به مثابه یک موضوع دانشگاهی مورد توجه نبوده و دانش چندانی در این زمینه تولید نشده است.
این درحالی است که علی­رغم سابقه نسبتا قابل توجه سیاست فرهنگی در ایران، اشکال حداکثری مداخله دولت در این امر از زمان شکل­ گیری دولت-ملت مدرن تا به امروز، کمتر برای توسعه دانش شناخت و تحلیل سیاست فرهنگی، تلاش شده است. همچنین موضوع سیاست فرهنگی کمتر به نحو نظام­مند توجه روشنفکران عمومی و مستقل را به خود جلب نموده است. حاصل این امر، یعنی بی میلی دولت و روشنفکران به شناخت سیاست فرهنگی در ایران، فقر دانش نظری و البته تجربی در حیطه مذکور است. این فقر و محدودیت منابع، زمانی که پای سیاست فرهنگی از منظر مطالعات فرهنگی به میان کشیده می شود، با توجه به نوپا بودن حوزه مذکور بسیار بیشتر احساس می­شود.
از سوی دیگر ما شاهد تفوق امر فرهنگی بر امر اجتماعی در جهان معاصر هستیم جهانی که در آن قدرت در تمامی لایه های زندگی اعضای جامعه رسوخ کرده است و بیش از همه از طریق مکانیسم­های فرهنگی اهداف خود را پیش می­برد و به ابزاری برای پیشبرد اهداف سلطه جویانه دولت­ها و گروه­های فرادست مبدل گشته است. در این میان مطالعات فرهنگی که رسالت بزرگ خود را رهاسازی و حرکت به سمت تغییر برای تحقق شرایط عادلانه­تری از زندگی می­داند به تبع بایستی در سیاست­ها و اصولش بازاندیشی جدی نموده و با برقراری ارتباط با حوزه تصمیم ­گیری و حتی اجرایی، راه را برای رسیدن به آرمان­ها و مدعیاتش هموار کند.
علاوه براین شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی جامعه ایرانی به ویژه در سال­های اخیر و با عنایت دوچندان به وقایع و رخدادهای پیش و پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸که جامعه ایرانی را وارد عرصه نوینی کرد(چیزی که نطفه اولیه­اش ماه­ها و شاید سال­ها پیش منعقد شده بود) بیش از بیش ضرورت توجه به مسائل فرهنگی و ارتباط ناگزیر آن با شرایط و امور سیاسی در جامعه دانشگاهی و حوزه مطالعات فرهنگی در ایران را هویدا می­سازد.
ناکارآمدی علوم اجتماعی پس از گذشت چندین دهه موضوع مقالات، کتاب­ها و به ویژه مصاحبه­های متعددی بوده است. به گونه­ای که تعطیلی و تغییر بنیادین در این حوزه از دانش در دستور کار نهادها و سازمان­های سیاستگذار در این حوزه قرار گرفته است. وضعیت میان رشته­ای­هایی همچون مطالعات فرهنگی پس از گذشت حدود یک دهه از نهادینه شدن آن در ایران بسیار وخیم تر به نظر می­رسد. بحث بر سر سودمندی دستاوردها و نتایج حاصل از پژوهش­های اجتماعی به ویژه از منظر تاثیرات عملی بر روند زندگی مردم و رویکردهای معطوف به حل مسئله در سال­های اخیر همواره مطرح بوده است. لزوم بازنگری در جهت­های مطالعاتی و رویکردهای پژوهشی خود و نزدیک ساختن آن­ها با روند عملی سیاستگذاری در جامعه یکی از مواردی است که می ­تواند برای برون­رفت از تنگناهای موجود محل بحث قرار گیرد. ضرورت بازاندیشی در شکل و نوع رابطه علوم اجتماعی با نهاد دولت و تلاش در جهت ترتیب دادن گفتگوهایی راهگشا قطعا در تغییر سیاستهای موجود و تلخی­ها و ترشرویی­های مکرر نسبت به این حوزه تاثیرگذار خواهد بود.
با این تفاسیر این پایان نامه نقطه آغازی خواهد بود برای ورود جدی­تر به مباحث سیاستگذاری فرهنگی از سوی عالمان مطالعات فرهنگی در ایران و تلاش برای رهاشدن از مطالعات تکراری و تقلیدگونه­ای که با اتخاذ رویکردی متن محور و در موارد معدودی مطالعات میدانی و اتنوگرافی­های بیشتر مردم­نگارانه صورت گرفته­اند.
از آنجایی که بخش اعظم مطالعات فرهنگی ایرانی را پایان ­نامه­های دانشجویی تشکیل می­دهد و سهم مقالات و کتاب های منتشرشده در این میان به مراتب کم­تر می باشد برآن شدیم تا در نقد و بررسی مطالعات فرهنگی ایرانی بر این بخش متمرکز شویم.

اهداف تحقیق
نگارنده در این پایان نامه درصدد است تا با مطالعه پایان ­نامه­های انجام شده درحوزه مطالعات فرهنگی در ایران در مرحله نخست میدان­های تحقیق مطالعات فرهنگی در ایران را استخراج کند. با این توضیح مهم­ترین هدف تحقیق حاضر، کشف، استخراج و ارائه دسته­بندی از مولفه­های اصلی مورد توجه در تحقیقات انجام شده از سوی دانشجویان رشته مطالعات فرهنگی در دانشگاه­هایی است که مجری این رشته بوده و هستند. براین اساس پایان ­نامه­های دفاع شده از ابتدای پذیرش دانشجو در رشته مطالعات فرهنگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی از سال ۱۳۸۰، دانشگاه علم و فرهنگ و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۴ مبنای پژوهش قرار گرفته­اند. لازم به ذکر است که گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی سال گذشته منحل گردید از سویی در سال ۱۳۸۸ نیز شاهد شکل­ گیری و آغاز به کار گروه مطالعات فرهنگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کاشان بودیم که طبیعتا امکان لحاظ کردن پایان ­نامه­های اولین دانشجویان فارغ­التحصیل در این دانشگاه در مجموعه حاضر فراهم نمی­باشد.
یکی دیگر از اهدافی که نگارش این پایان ­نامه را موجب شد، معرفی جریان متاخر مطالعات فرهنگی در جهان است. جریانی که مداخله در امر سیاستگذاری فرهنگی را وظیفه اصلی خود می­داند و با این تمهید برآن است تا از حالت روشنفکری و فانتزیک و نقد صرف قدرت به درآمده و مفیدبودگی خود با قرار گرفتن در کنار نیروی مدیریتی و اجرایی نشان دهد.
بر این اساس امید آن می رود که از خلال نقد شرایط موجود و معرفی نسخه اخیر مطالعات فرهنگی در جهان با تکیه برآثار تونی بنت[۵] (متفکر استرالیایی و استاد دانشگاه وسترن سیدنی[۶] که پیشرو و پرچمدار ورود به حوزه جدید مطالعاتی در مطالعات فرهنگی می باشد) چشم انداز و دورنمایی مناسب و مفید برای پیوند میان دانش مطالعات فرهنگی و سیاستگذاری در ایران ترسیم گردد. امید است دانش تولید شده در طول نگارش این اثر به عنوان یک پرژه بنیادی شرایط لازم را برای نگارش و تدوین سیاست های مناسب فرهنگی و رسانه ای در گذر زمان در ایران فراهم شود.

بنابراین اهداف اصلی که در این پایان ­نامه دنبال می­شود به شرح زیر عبارتند از:

  • ارزیابی وضعیت مطالعات فرهنگی در ایران با معیار سودمندی و مفیدبودگی عملی (دستاوردها و ناکامی های مطالعات فرهنگی ایرانی).
  • ارائه مدلی مطلوب و کارآمد در تغییر وضعیت موجود برای مطالعات فرهنگی ایرانی.

اهداف فرعی نیز شامل موارد زیر می باشد:

  • کشف و استخراج مولفه­های اصلی مورد توجه در پایان ­نامه­های نوشته شده از سوی دانشجویان رشته مطالعات فرهنگی و ارائه دسته­بندی از آن­ها
  • معرفی نسخه اخیر مطالعات فرهنگی در جهان با تکیه برآثار تونی بنت و معرفی آن به عنوان مدلی برای مطالعات فرهنگی در کنار مدل­های پیشین
  • فراهم کردن بخشی از شرایط لازم برای نگارش و تدوین سیاست­های مناسب فرهنگی و رسانه­ای در برقراری پیوند میان دانش مطالعات فرهنگی و حوزه سیاستگذاری فرهنگی

سوالات تحقیق
آنچه در ابتدا ذهن نگارنده را درگیر نموده و به انتخاب موضوع این پایان ­نامه انجامید چشم­انداز تازه­ای است که  گروهی از منتقدان و حتی طرفدران مطالعات فرهنگی از حدود دو دهه پیش در نقد‌ آن مطرح کردند. واکنش نسبت به متن­گرایی و پوپولیسم غالب بر رویکردهای پژوهشی مطالعات فرهنگی مسائل جدیدی را پیش روی ما قرار داده­اند که بر ضرورت بازاندیشی در رویکردهای پیشین تاکید روزافزون داشته است. از سوی دیگر وضعیت مطالعات فرهنگی در ایران و واکنش­های متعددی که از داخل و خارج نظام دانشگاهی نسبت بدان شکل گرفته است سوالات متعددی را درمورد چیستی، کیفیت و دستاوردهای مطالعات انجام شده در این حوزه مطالعاتی طرح نموده ­اند.
همانطور که استوارت کانینگهام[۷]( ۲۰۰۲: ۱۳) در مقاله­ای با عنوان «مطالعات فرهنگی از منظر سیاست فرهنگی» اشاره می­ کند، به گونه دیگری به توضیح این تغییر پرداخته و به سوالات فراوانی که سیاست فرهنگی به مثابه یک زمینه مطالعاتی جدید پیش روی مطالعات فرهنگی قرار داده است. اشاره می­ کند. سوالاتی همچون؛

  • مفصل بندی سیاست و فرهنگ در جوامع مدرن غربی چگونه صورت می گیرد؟
  • آیا اساساً رابطه ای میان مطالعات فرهنگی و سیاست فرهنگی وجود دارد ؟ درصورتی که پاسخ این سوال مثبت باشد پرسش های مهمی مطرح می شود؛
  • رابطه پیش گفته میان مطالعات فرهنگی و سیاست فرهنگی چگونه است؟

با توجه به هدفی که در این پژوهش دنبال می­شود سوالات اصلی این پژوهش به شرح زیر عبارت­اند از:

  • رویکردهای موجود و غالب در مطالعات فرهنگی ایرانی کدام­اند؟ چه نقدهایی می­توان به آن­ها مطرح کرد؟
  • مولفه­های اصلی رویکرد سیاستگذاری در مطالعات فرهنگی که بنت استرالیایی بنیان­گذار آن می­باشد چیست؟