دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی میزان تعارض نقش مدیران­گروه دانشگاه تبریز و عوامل مرتبط با آن

۲-۵-۴- مرحله چهار: نتیجه ۴۶
۲-۶- شیوه ­های مقابله با تعارض ۴۶
۲-۶-۱- رقابت ۴۷
۲-۶-۲- همکاری ۴۷
۲-۶-۳- اجتناب ۴۷
۲-۶-۴- سازش ۴۷
۲-۶-۵- مصالحه ۴۸
۲-۶-۶- پیامدهای تعارض ۴۸
۲-۷- ابهام نقش و اضافه باری نقش ۵۰
۲-۸- جمع­بندی چارچوب نظری ۵۱
۲-۱۰- پیشینه­ی تحقیق ۵۶
۲-۱۰-۱- پیشینه­ی داخلی ۵۶
۲-۱۰-۲-  پیشینه­ی خارجی تحقیق ۵۸
۲-۱۱- مدل تحلیلی تحقیق ۶۲
۲-۱۲- فرضیه ­های تحقیق ۶۴


۳-۱- مقدمه ۶۷
۳-۲- نوع مطالعه و روش پژوهش ۶۷
۳-۳- سطح تحلیل ۶۷
۳-۴- واحد تحلیل ۶۷
۳-۵- ابزار جمع آوری اطلاعات ۶۷
۳-۶- جامعه و حجم نمونه ۶۸
۳-۶-۱- نمونه آماری و شیوه تعیین حجم نمونه ۶۸
۳-۶-۲- روش نمونه گیری و تخصیص نمونه ۶۸
۳-۷- اعتبار و پایایی وسیله اندازه ­گیری ۶۹
۳-۷-۱- بررسی اعتبار ابزار اندازه ­گیری ۶۹
۳-۷-۲- بررسی پایایی ابزار اندازه ­گیری ۶۹

مطلب دیگر :


۳-۸- تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه ­ها ۷۰
۳-۹- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ۷۱
۴-۱- مقدمه ۸۱
۴-۲- یافته­ های توصیفی تحقیق ۸۱
۴-۲-۱- توزیع فراوانی جنسیت: ۸۱
۴-۲-۲- توزیع فراوانی درجه علمی: ۸۱
۴-۲-۳- توزیع فراوانی نسبت وقت صرف شده برای مدیریت و استادی: ۸۲
۴-۲-۴- توزیع فراوانی نحوه انتخاب برای مدیرگروهی: ۸۳
۴-۲-۵- توزیع فراوانی گروه علمی: ۸۴
۴-۲-۶- توزیع فراوانی سبک رهبری: ۸۵
۴-۲-۷- توصیف متغیرهای زمینه‌ای: ۸۶
۴-۲-۸- توصیف متغیرهای اصلی تحقیق: ۸۷
۴-۲-۹- بررسی نرمال بودن توزیع نمرات متغیرها: ۸۸
۴-۱۰- بررسی تاثیر متغیرهای تحقیق بر تعارض نقش ۱۰۴
۵-۱- مقدمه ۱۱۰
۵-۲- نتایج تحقیق ۱۱۰
۵-۲-۱- جمع بندی نتایج توصیفی تحقیق ۱۱۰
۵-۲-۲- جمع­بندی یافته­ های اسنتباطی تحقیق ۱۱۳
۵-۳- یافته­ های نظری تحقیق ۱۱۸
۵-۴- پیشنهادهای تحقیق ۱۱۹
۵-۴-۱- پیشنهادهای پژوهشی تحقیق ۱۲۰
۵-۴-۲- پیشنهادهای کاربردی تحقیق ۱۲۱
۵-۵- محدودیت­ها و موانع تحقیق ۱۲۲
۵- ۶- ملاحظه­های اخلاقی تحقیق ۱۲۲

مقدمه

کان[۱] (۱۹۶۵) معتقعد است که سازمان عبارت است از مجموعه ای از نقش­ها. وقتی نقش­ها بر روی یکدیگر اثر می­گذارند، نقش­های متداخل حاصل می­شود. بنابراین به طور دقیق­تر، سازمان عبارت است از مجموعه­ نقش­های متداخل. به نظر وی تداخل نقش­ها موجب ابهام و تعارض می­شود (کان، ۱۹۶۵؛ به نقل از مشبکی، ۱۳۸۵: ۲۰۲). کار مدیرگروه در آموزش عالی یک کار منحصر به فرد است چون مملوء از تعارض است. بر خلاف بسیاری از ساختار سازمان­های دیگر که تصمیم­ها توسط مدیران گرفته می­شود و برای اجرا به کارکنان انتقال داده می­شود، قدرت تصمیم گرفتن در آموزش عالی بیشتر با اساتید است(young, 2007: 1). در بسیاری موارد مدیران­گروه­ توسط اعضای هیئت علمی در دانشکده انتخاب می­شوند در نتیجه هر کدام از اساتید انتظار دارند که مدیرگروه­ آن­ها را در تحقق اهداف­شان کمک کند. مدیرگروه یک پیوند مهم و ضروری بین اساتید و اداره مرکزی است و در میان مجموعه ­ای از ارزش­ها، مسئولیت­ها و نقش­های متعارض به دام می­افتد (همان منبع).

بررسی مکانیسم های اجتماعی تعیین کننده­ سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی در بین جوانان شهر همدان

۳-۸) روش گردآوری داده­ ها ۴۴
۳-۹) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی ۴۴
۳-۹-۱) متغیر وابسته. ۴۴
۳-۹-۱- ۱)تعریف مفهومی  بازدارندگی ۴۴
۳-۹-۱- ۲) تعریف عملیاتی متغیر وابسته. ۴۵
۳-۹-۲)  متغیرهای مستقل ۴۶
۳-۹-۲- ۱) تعریف مفهومی  و عملیاتی پایگاه اقتصادی-اجتماعی ۴۶
۳-۹-۲- ۲)  تعریف مفهومی و عملیاتی فشار ساختاری- اجتماعی ۴۶
۳-۹-۲- ۳)  تعریف مفهومی و عملیاتی وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی ۴۷
۳-۹-۲- ۴) تعریف مفهومی و عملیاتی آگاهی از قوانین. ۴۷
۳-۹-۲- ۵) تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل در قالب جدول. ۴۸
۳-۹-۳) متغیرهای واسطه­ای. ۴۹
۳-۹-۳-۱) تعریف مفهومی و عملیاتی اثرپذیری مجازات­های رسمی ۴۹
۳-۹-۳-۲) تعریف مفهومی و عملیاتی ناکامی منزلتی ۴۹
۳-۹-۳-۳)  تعریف مفهومی و عملیاتی کنترل­های اجتماعی. ۵۰
۳-۹-۳-۴) تعریف عملیاتی متغیرهای واسط در قالب جدول. ۵۱
۳-۱۰) اعتبار و پایایی. ۵۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱) مقدمه ۵۶
۴-۲) توصیف متغیرهای زمینه­ای تحقیق. ۵۶
۴-۲-۱) توزیع پاسخگویان برحسب جنسیت ۵۶
۴-۲-۲) توزیع پاسخگویان برحسب سن. ۵۷
۴-۲-۳) توزیع پاسخگویان برحسب داشتن سابقه گواهینامه ۵۷
۴-۲-۴) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل. ۵۸
۴-۲-۵) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت سواد ۵۸
۴-۲-۶) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اشتغال. ۵۹


۴-۲-۷) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت درآمد و هزینه. ۵۹
۴-۲-۸) توزیع پاسخگویان برحسب سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی ۶۰
۴-۲-۹) توزیع پاسخگویان برحسب سطح ناکامی منزلتی ۶۱
۴-۲-۱۰) توزیع پاسخگویان برحسب فشار ساختاری- اجتماعی در بین  رانندگان جوان. ۶۱
۴-۲-۱۱) توزیع پاسخگویان برحسب وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی. ۶۲
۴-۲-۱۲) توزیع پاسخگویان برحسب سطح آگاهی از قوانین. ۶۳
۴-۲-۱۳) توزیع پاسخگویان برحسب کنترل­های اجتماعی در بین رانندگان جوان. ۶۳
۴-۲-۱۴) توزیع پاسخگویان برحسب سطح اثرپذیری مجازاتهای رسمی ۶۴
۴-۲-۱۵) توزیع پاسخگویان برحسب سطح پایگاه اقتصادی- اجتماعی. ۶۵
۴- ۳) تحلیل استنباطی. ۶۵
۴-۳- ۱) تحلیل­های دو متغیره ۶۵

مطلب دیگر :


۴-۳-۱-۱) تحلیل رابطه سابقه داشتن گواهینامه با اثرپذیری مجازات­های رسمی. ۶۵
۴-۳-۱-۲) تحلیل رابطه میزان تحصیلات با میزان آگاهی از قوانین راهنمایی و رانندگی ۶۶
۴-۳-۱-۳) تحلیل رابطه فشار ساختاری- اجتماعی و اثرپذیری مجازات­های رسمی با بازدارندگی از قوانین. ۶۶
۴-۳-۱-۴) تحلیل رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی و وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی با بازدارندگی قوانین       67
۴-۳-۱-۵) تحلیل رابطه کنترل­های اجتماعی و ناکامی منزلتی و آگاهی از قوانین راهنمایی و رانندگی با ۶۸
۴-۳-۱-۶) تحلیل رابطه فشار ساختاری- اجتماعی و آگاهی از قوانین و پایگاه اقتصادی- اجتماعی با اثرپذیری مجازاتهای رسمی        69
۴-۳-۱-۷) تحلیل رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی با وابستگی فرد به خانواده و نهاد های اجتماعی ۶۹
۴-۳-۱-۸) تحلیل رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی با کنترلهای اجتماعی ۷۰
۴-۳-۱-۹) تحلیل رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی با ناکامی منزلتی. ۷۰
۴-۳-۲) مقایسه سطح بازدارندگی قوانین بر اساس جنسیت ۷۰
۴-۳-۳) آزمون فرضیات ۷۱
۴-۳-۳-۱) فرضیه اول. ۷۱
۴-۳-۳-۲) فرضیه دوم ۷۳
۴-۳-۳-۲-۱) رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و ناکامی منزلتی ۷۳
۴-۳-۳-۲-۲) رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی. ۷۴
۴-۳-۳-۲-۳) ناکامی منزلتی و بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی. ۷۵
۴-۳-۳-۳) فرضیه سوم ۷۶
۴-۳-۳-۳-۱) رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان و کنترل های اجتماعی ۷۶
۴-۳-۳-۳-۲) رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی رانندگان و سطح بازدارندگی قوانین. ۷۷
۴-۳-۳-۳-۳) رابطه بین کنترل های اجتماعی و سطح بازدارندگی قوانین راهنمایی و رانندگی. ۷۸
۴-۳-۳-۴) فرضیه چهارم ۷۹
۴-۳-۳-۴-۱) رابطه بین وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی و خود کنترلی رانندگان. ۷۹
۴-۳-۳-۴-۲) رابطه بین وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی و بازدارندگی قوانین. ۸۰
۴-۳-۳-۴-۳) رابطه بین خود کنترلی رانندگان و بازدارندگی قوانین. ۸۱
۴-۳-۳-۵) فرضیه پنجم ۸۱
۴-۳-۳-۵-۱) رابطه بین فشارهای اجتماعی و تاثیر مجازات­های رسمی. ۸۲
۴-۳-۳-۵-۲)رابطه بین فشارهای اجتماعی و سطح بازدارندگی قوانین . ۸۲
۴-۳-۳-۵-۳) رابطه بین اثرپذیری مجازات­های رسمی و سطح بازدارندگی قوانین. ۸۳
۴-۴) تحلیل عوامل موثر بر سطح بازدارندگی از قوانین راهنمایی و رانندگی ۸۴
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱) مقدمه ۹۳
۵-۲) خلاصه یافته­ ها ۹۳

بررسی مقایسه ای رابطه سرمایه اجتماعی با هویت ملی در دو شهر کرمانشاه و جوانرود

ابزار تحقیق .     116
متغیر وابسته: هویت ملی     116
متغیر  مستقل :سرمایه اجتماعی .    121
پایگاه اقتصادی و اجتماعی .    .124
منغیرهای زمینه ای .   124
اعتبار و پایایی    125
روش های تجزیه و تحلیل داده ها  .129
فصل چهارم: نتایج و یافته‌های تحقیق.   131
مقدمه.  132
تحلیل توصیفی داده ها   132  
تحلیل های استنباطی   151 
فصل پنجم: بحث و پیشنهادات..   162     
نتایج حاصل از تحلیل های آمار استنباطی    164   
محدودیت ها...   169
پیشنهادات  .170
منابع.   171
پیوستها و ضمایم.   173
مقدمه:
 
همانطور که قابل مشاهده است با توجه به تنوع قومی که در ایران وجود دارد و یکی از نمونه های استثنایی در میان کشورهای دنیا است و نیاز به حفظ نظم موجود که از لوازم اصلی آن تقویت هرچه بیشتر هویت ملی است که بتوان از تهدیدهای روزافزون فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و اثرات آن را تا حدودی کاهش داد تا این قومیتها قابلیت ها و تلاش های خود را معطوف به مای ایرانی و کشور با سابقه شان کنند. در این عرصه تاکید بر داشته های فرهنگ خودی میتواند از مناسبترین راه حل ها باشد.
اندیشمندان علوم اجتماعی هر کدام از نقطه نظری به تعریف هویت پرداخته اند مثلا گیدنز هویت را عبارت میداند از: خود شخص آن طور که شخص خودش را تعریف می کند.از نظر او هویت انسان در کنش متقابل با دیگران ایجاد شده و در جریان زندگی پیوسته تغییر می کند.
کشور ما در حال گذار است و با تحول و مسایل خاصی روبه روست مساله اساسی این است که امروزه مردم با مشکلات موجود در جامعه که خود برگرفته از نابسامانی هویتی ناشی از عدم جدایی کامل از هویت گذشته و اتصال به هویت جدید است این امر در میان اقلیتها به خصوص موجب می شود تا نسبت به فرهنگ حال و گذشته خویش احساس تعلق کمتری داشته باشند و موجب بحران هویتی شود.
از دید برخی صاحبنظران شواهد بسیاری دلالت دارد که شتاب و گستردگی تحولات جهان معاصر سبب شده تا هویت جوانان به خصوص دایما در حال تغییر و بحران باشد و زمینه ای در جهت سردرگمی ها –نابسامانیهای هویتی- عدم تعهد- پایمالی منافع ملی و پیدایش بحران هویت گردد(عبدالهی- ۱۳۷۵: ۱۵۸).
با توجه به مطالبی که گفته شد مشاهده می شود که هویت ملی را میتوان یکی از مهمترین شاخص هایی دانست که موجب همبستگی اجتماعی می شودو هویت ملی در اینجا به معنای مجموعه به هم پیوسته ای از ویژگیهای فرهنگی – سیاسی –تاریخی و جغرافیایی است که طی آن افراد در قبالش احساس همبستگی –تعهد و وفاداری میابد.


مقوله هویت ملی و ابعاد آن یکی از مهمترین مسایل و چالشهای فرهنگی می باشد که از دوران گذشته به ویژه در سده های اخیر یعنی پس از آشنایی ایرانیان با مغرب زمین همواره وجود داشته است و غالبا به صورت تعارض بین هویت ملی و مذهبی بوده است.
در حقیقت هویت ملی همچون شمشیر دو لبه ای است که هم جنبه های مثبت و هم منفی دارد . تاکید بیش از حد بر ملیت در دوره هایی از تاریخ به شدت مطرح بوده و حتی باعث بروز جنگهای مختلفی بوده است و چگونگی رشد هویت ملی به صورت یک مساله است و مساله ای عام که شامل حال ایران هم میشود(شمشیری- ۱۳۸۷ :۱۶).
در مورد زمینه تاریخی هویت ملی  باید اشاره کرد که پرداختن به هویت ایرانی از دوره ساسانیان تا دوره اسلامی و دوره صفویه تا انقلاب مشروطه کاربردی درست است چون مفهوم هویت ملی ایرانی نتیجه مراودات ایرانیان با کشورهای غربی – هند – ترکیه و اعراب است. در واقع هویت ملی در سبز فایل که دولتهای ملی ابتدا در اروپا و آنگاه در آمریکا و آسیا و آفریقا سر بر آوردند و مفاهیم جدید ملت و دولت رونق پیدا کرد و در ایران هم مفهوم نوین ملت وارد کلام سیاسی روشنفکران عصر روشنگری ایران شد و در انقلاب مشروطه و پس از آن رواج پیدا کرد(احمدی-۱۳۸۳: ۱۵۷  ).
اما در بعد سرمایه اجتماعی باید خاطر نشان کرد که این مفهوم در ادبیات توسعه در دهه ۱۹۹۰ به بعد اوج گرفت وبه عنوان یکی از عوامل عمده در توسعه محلی و ملی مطرح شده است.
دغدغه تنزل روابط اجتماعی از جمله موضوعاتی است که به کرات در جامعه شناسی کلاسیک و معاصر به چشم می خورد. جامعه شناسان اولیه درباره انتقال از گمین

مطلب دیگر :

پایان دنیا در ۲۱ می ۲۰۱۱ !!!

 شافت به گزل شافت و رسمی شدن روابط و یا تاثیر زندگی شهری بر حیات انسانی نظرات فراوانی داشته اند. به نظر زیمل فرایندهایی مثل تقسیم کار فزاینده- عقلانیت مفرط و سلطه روزافزون سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی در شهرها شده است.به موازات افزایش افراد روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به نوع دیگری از روابط می دهد. به اعتقاد زیمل نتیجه چنین وضعی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است(شارع پور-۱۳۷۹ : ۱۵).

پس سرمایه اجتماعی را می توان ویژگیهای زندگی اجتماعی –شبکه ها – هنجارها و اعتقاد دانست که مد نظر پوتنام است و اعتقاد دارد که مشارکت کنندگان در این گروه ها را قادر به کار موثرتر باهمدیگر برای تعقیب اهداف مشترک می کند(putnam-1993a:  56).
بنا به مطالب مطرح شده و اهمیت مقوله هویت ملی و تهدیدهای روزافزونی که این شاخص را دنبال میکند و نوسان آن در میان افراد واقشار مختلف و پایین بودن اینگونه روابط از طرفی و نازل بودن سطح سرمایه اجتماعی در ایران بر اساس پیمایشهای صورت گرفته لازم به نظر میرسد که رابطه هویت ملی با سرمایه اجتماعی و انواع جدید و قدیم را مورد ارزیابی قرار داده شود تا ضمن بالا بردن سطح سرمایه اجتماعی جدید در جامعه همچنین به حفظ داشته های ملی نیز به صورت فراگیر اقدام شود. همچنین مفهوم سرمایه اجتماعی نشان دهنده آن است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه با ملت و هنجارهای حاکم بر اآن میتواند به عنوان منبعی برای افراد آن گروه با ملت عمل کند. سرمایه اجتماعی بر نگرشها –باورها و طرز تلقی ها هم موثر است و از طرق مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر میزان هویت ملی افراد تاثیر می گذارد یعنی نگرش افراد به ملت و ایجاد روابط و هویت ملی به عنوان یک رفتار در نظر گرفته می شود .
در واقع سرمایه اجتماعی با زمینه سازی و دادن آگاهی نسبت به لایه ها و انواع خرده نظامهای سیاسی –اقتصادی- جامعه ای و فرهنگی جامعه که ناشی از شبکه روابط انسانی و تعامل با دیگران است و در اختیار قرار دادن مزایا و مضرت های هر کدام از این لایه ها و نوع جهت گیری را مشخص میکند و هویت مجزایی که در این مسیر تولید میشود را متاثر می سازد که یکی از این هویتها هویت ملی برای حفظ ثبات و نظم اجتماعی حاضر و جاری در جامعه مفید میباشد. (رضایی-۱۳۸۴: ۱۳)
باتوجه به نتایج حاصل از طرح ملی پیمایش ارزشها و نگرش ایرانیان شهرستان کرمانشاه از نظر شدت احساس هویت ملی از حد میانگین کشوری پایینتر بوده و با۳۳.۹ درصد جزء مراکز استانهای با رتبه پایین به شمار می آید و در زمینه سرمایه اجتماعی هم(اعتماد به خانواده و دوستان و اقوام و خویشان) نشان می دهد که میزان سرمایه اجتماعی در سطح پایینتری از میانگین کل است و در خصوص خانواده ۳۰.۷درصد – در مورد دوستان ۳.۳ درصد و در مولفه اعتماد به اقوام و خویشان صرفا ۴.۱ درصد به صورت کامل ابراز و احساس اعتماد داشته اند . مشاهده می شود که در حوزه سرمایه اجتماعی وضعیت مناسبی وجود ندارد.
با بررسی اثرات میزان سرمایه اجتماعی بر هویت ملی جوانان دو شهر کرمانشاه به عنوان مرکز استان و وجود نهادهای غیر دولتی در سطح شهر و داشتن مذهب شیعه و از طرفی شهر جوانرود به عنوان شهری با ساختار قومی کردی و مذهب تسنن میتوان با بهره گرفتن از یافته های تحقیق در صورت پایین بودن هویت ملی ضمن به مشارکت بیشتر در آوردن جوانان در عرصه جامعه به ایجاد نگرش مثبت در مردم منطقه کمک کرد و با برجسته کردن اشتراکات فرهنگی و تاریخی موجود به پویایی فرهنگی و تقویت تعلق مردم به هویت ملی اقدام کردو به نوعی از تکثر قومی و مذهبی موجود به سمت وحدت بیشتر جامعه سیر نماید تا همزمان بتوان در مقابل پدیده هایی مثل تهاجم فرهنگی و فرار مغزها و تفرقه های فکری و سیاسی ممانعت به عمل آورند. پس آنچه موجب انتخاب این دو شهر شده است همگونی نسبی و تفاوت در مذهب می باشد که قادر است ما را به نتایج قابل اتکایی رهنمایی کند.
۱-۲-ضرورت و اهمیت تحقیق:
پاسخ به پرسش در باب کیستی و چیستی آدمی همواره دغدغه ذهنی بشر بوده و فکر انسان را به خود مشغول داشته است. هر کس با توجه به توانایی های خود کوشش کرده که پاسخی مناسب به آن دهد اما ابهام ذاتی نهفته در این پرسشها پیامدهای زندگی مدرن و تغییرات شتابان اجتماعی در عرصه های مختلف حیات جامعه و عضویت افراد در نهادهای اجتماعی به عنوان وجهی از سرمایه اجتماعی و تفاوت سلایق فردی پاسخها را با دشواری روبه رو ساخته است(دوران-۱۳۸۷: نه).
در طول تاریخ چندهزار ساله ایران همواره انواعی از هویت برجستگی خاصی یافته است . این انواع به صورت کلی شامل: هویت فردی- دینی- قومی – محلی- ملی- جهانی – جنسی – نسلی و . بوده است. در سده های اخیر هویت ملی پس از پیدایش دولت ملتهای جدید در اروپا مورد توجه جوامع مختلف قرار گرفت. هویت ملی که در واقع نوعی از هویت جمعی است که نتیجه آن احساس پایبندی – دلبستگی و تعهد به اجتماع و گروه است ومقصود از پایبندی – اعتقاد و دلبستگی به ارزشهاست و مقصود از تعهد نیز همراهی در جهت توسعه و تثبیت ارزشها و هنجارها در گروه مربوطه است(رزازی فر- ۱۳۷۹:  104) .
هویت ملی که به مفهوم جدید پس از انقلاب مشروطه و تماس با غرب در ایران رواج گرفت بنابر نظر نویسندگان معاصر از سه حوزه تاثیر گرفته که شامل: ایران- اسلام و غرب است(داوودی-۱۳۷۹:  55) و در سده اخیر تعارضاتی بین این سه منبع هویتی به وجود آمده است به طوریکه مثلا بحران هویتی که در سالهای اخیر با عنوان تهاجم فرهنگی در ادبیات سیاسی و اجتماعی بیان می شود برگرفته از غرب است شیخاوندی هویت ملی را تقریبا آخرین هویت اکتسابی میداند که فرد طی فرایند جامعه پذیری از طریق خانواده – مدرسه و رسانه کسب می کنند(شیخاوندی-۱۳۷۹-۱۳) ضمنا با توجه به جوانی جمعیت ایران و موج هویت جویی که به خصوص از انقلاب مشروطه آغاز شده و با انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ تشدید پیدا کرده است و همچنین گسترش شهرنشینی و پیچیده تر شدن روابط انسانی و تحولات پر شتاب جهانی لزوم پرداختن به سرمایه اجتماعی و اثرات آن روی هویت ملی در جهت ارتقا و تثبیت نظم اجتماعی در کشور را ضروری می سازد.
در این محدوده پیمایشهای متعددی صورت گرفته که در حوزه سرمایه اجتماعی به عنوان نمونه در پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی جوانان که توسط موسوی مدیریت شده نتایج حاصله نشان از سرمایه اجتماعی پایین و روبه متوسط  در میان جوانان اشاره دارد و شکل سرمایه هم به صورت درون گروه یا قدیم است که بیشتر مشارکت و اعتماد در محدوده دوستان – فامیل و آشنایان است.و بالاترین نمره را اعتماد بین فردی کسب کرده است.

بررسی گفتمان­های توسعۀ اجتماعی از منظر اعضای هیأت علمی گروه­های علوم اجتماعی دانشگاه­های دولتی استان تهران

تعریف مفهومی شاخص­های توسعۀ اجتماعی. ۷۰
تعریف عملیاتی شاخص­های توسعۀ اجتماعی. ۷۰
اعضای هیأت علمی. ۷۰
فصل سوم؛ روش شناسی۷۱
روش شناسی. ۷۲
شیوۀ انجام تحقیق. ۷۲
نظریۀ مبنایی. ۷۳
جامعۀ آماری. ۷۶
نمونۀ تحقیق. ۷۶
شیوۀ نمونه گیری در روش گراندد تئوری. ۷۶
نمونه گیری : شیوۀ انتخاب اطاع­رسان­ها(مصاحبه­شوندگان) در این پژوهش   78
تکنیک جمع­آوری داده­ ها. ۷۹
تکنیک گردآوری داده­ ها در این پژوهش. ۸۰
اعتبار تحقیق۸۰
قلمرو و محدودۀ تحقیق. ۸۱
محدودۀ زمانی تحقیق. ۸۱
قلمروی مکانی تحقیق. ۸۲
محدودۀ محتوایی و موضوعی تحقیق. ۸۲
فصل چهارم؛ تحلیل داده­ ها۸۳
تحلیل داده­ ها. ۸۴
حساسیت نظری. ۸۶
کدگذاری. ۸۷
کدگذاری باز. ۸۷
کدگذاری محوری. ۹۰
پدیدۀ «سنت­گریزی» ۹۳
پدیدۀ « بی­برنامه‌گی و بلاتکلیفی» ۹۸
پدیدۀ «طرد اجتماعی و محرومسازی» ۱۰۳
پدیدۀ « تنبلی، بی­خیالی و بدبینی» ۱۱۰
پدیدۀ «فقدان مشارکت اجتماعی» ۱۱۷
پدیدۀ «توسعه­نیافتگی ‌فرهنگی» ۱۲۲
پدیدۀ «توسعۀ نامتوازن» ۱۲۸
پدیدۀ « توسعۀ نیازمحور» ۱۳۴
کدگذاری گزینشی. ۱۳۹
یاداشت تحلیلی۱۴۰
شرح توصیفی یا روایت داستان تحلیل داده‌های این تحقیق۱۴۰
فرایند حرکت از توصیف به مفهوم پردازی.۱۴۱
مقولۀ مرکزی. ۱۴۳
شرایط علّی پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۴۴
شرایط مداخله‌گر پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۴۷
راهبردهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۵۰
پیامدهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۵۱
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری۱۵۳
بحث و نتیجه ­گیری. ۱۵۴
پیشنهادات. ۱۶۱
منابع. ۱۶۲
پیوست
فهرست جداول
جدول شمارۀ ۲-۱ مقایسۀ ویژگی­های دو انگارۀ سنتی و مدرن توسعه.۴۶
جدول شمارۀ ۴-۱ داده ­های اولیه.۸۸
جدول شمارۀ ۴-۲ مقوله­ها۸۹
جدول شمارۀ ۴-۳ شیوه مفهوم سازی از داده‌‌های خام۸۹
جدول شمارۀ ۴-۴ پدیده‌‌ها۹۰
جدول شمارۀ ۶ جدول مفاهیم ۱۶۹
جدول شمارۀ ۷ جدول مقوله ها. .۱۹۱
جدول شمارۀ ۸  چک لیست سؤال‌ها.۱۹۸
جدول شمارۀ ۹ اسامی اساتید مصاحبه شونده و زمان مصاحبه ۲۰۱
  فهرست نمودارها
نمودار شماره ۳-۱ فرایند تدوین نظریه.۸۲
نمودار شمارۀ ۴-۱ مدل پارادایم۹۳
نمودارشمارۀ ۴-۲ مدل پارادیمی پدیدۀ « بی‌توجهی به سنت‌ها و بافت فرهنگی = سنت‌گریزی »۹۷
نمودارشمارۀ ۴-۳  مدل پارادایمی ‌پدیدۀ  « بی برنامه‌گی و بلاتکلیفی».۹۸
نمودارشمارۀ ۴-۴  مدل پارادایمی پدیدۀ « طرد اجتماعی و محروم سازی»۱۰۳
نمودار شمارۀ ۴-۵. مدل پارادایمی پدیده‌ی « تنبلی، بی خیالی و بدبینی مردم».۱۱۰
نمودار شمارۀ ۵-۶  مدل پارادایمی پدیده « فقدان ‌مشارکت اجتماعی». ۱۱۷
نمودار شمارۀ ۴-۷ مدل پارادایمی‌پدیده « توسعه نیافتگی‌فرهنگی»۱۲۲
نمودار شمارۀ ۴-۸ مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نامتوازن».۱۲۸
نمودار شمارۀ ۴-۹  مدل پارادایمی‌پدیده « توسعۀ نیازمحور»۱۳۴
نمودار شمارۀ ۴-۱۰ مقوله هسته‌‌‌ای : توسعۀ اجتماعی.۱۴۲
مقدمه[۱]
در طول تاریخ و از دیرباز همیشه مفهومی‌از پیشرفت و ترقی در ذهن بشر وجود داشته است. اما مفهوم امروزی توسعه‌ که دارای بار معنایی مشخصی می‌باشد قدمت آنچنانی ندارد. شاید اگر بخواهیم معنایی تخصصی برای‌‌‌این مفهوم پیدا کنیم باید به دوران بعد از مدرنیزاسیون اشاره کرد، که به تدریج‌‌‌این اصطلاح در راستای اهدافی خاص به کار برده شد. توسعه در ابتدا یعنی در دهه‌‌های ۱۹۶۰-۱۹۷۰ در معنای توسعۀ اقتصادی به کار برده می‌شد به تدریج وارد حوزه‌‌های دیگر اجتماعی، سیاسی و  فرهنگی شد. در جریان انقلاب صنعتی و تکنولوژیکی با منسوخ شدن شیوۀ زندگی تمدن گذشته و از بین رفتن ارزش‌ها و هنجارهای آن،‌‌‌این مفهوم وارد حوزۀ علوم مختلف شد. در نتیجه مفهوم توسعه از دیگر دستاوردهای مدرنیته است که به همراه مفاهیم وابسته و نزدیک به آن از یک طرف از طریق فرایند استعمار (یعنی عامل بیرونی) و از طرف دیگر از طریق اعزام دانشجو از کشورهای کمتر توسعه یافته به کشورهای قطب اول (یعنی عامل درونی) وارد کشورهای توسعه نیافته شد. می‌توان ادعا کرد که اصطلاح توسعه فریب آمیزترین مفهومی‌است که از طرف کشورهای جهان اول به کار برده شد تا از‌‌‌این طریق بتوانند ضمن‌‌‌اینکه جای پایی محکم برای خود فراهم کنند بتوانند راه نفوذ دستاوردها و محصولات فرهنگی خود را از طریق تهاجم ( اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم تعامل فرهنگی) فراهم بسازند. به این خاطر مفهوم توسعه فریب‌آمیز است که  اولاَ با ارزش‌ها و فرهنگ جامعه در ارتباط است، دوماً در درون آن پیچیدگی معنا و محتوا وجود دارد، سوماً به ظاهر مثبت و خواستنی است.
توسعه دارای ابعاد و جنبه‌‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. ‌‌‌این اصطلاح در لغت به معنای گستردن، شکوفا شدن و ترقی یافتن است. بعد از تخصصی شدن در علوم اجتماعی از جنبه‌های مختلفی  مورد بررسی، مطالعه و ارزیابی صاحب نظران‌‌‌این حوزه قرار گرفت. حتی در جریان‌‌‌این کاربرد گسترده، توسعه، به رشتۀ علمی‌تخصصی تبدیل شده و به گرایش‌های مختلفی را در خود پذیرفته است[۲]. امروزه‌‌‌این مفهوم به عنوان پیشوند برای موضوعات کمتر تخصصی شده‌ای از جمله توسعۀ صنعتی، توسعۀ علمی‌و توسعۀ ورزشی هم به کار می‌رود. گسترش‌‌‌این کاربردهای مختلف حاکی از اهمیت موضوع توسعه و ابعاد آن است.
مفهوم و معنای توسعه بر خلاف مفهوم رشد که دارای جنبۀ کمی ‌است از معنای کیفی هم برخوردار است و دارای بار ارزشی می‌باشد. در نتیجه باید دو بعد اساسی برای توسعه در نظر بگیریم؛ یکی‌‌‌اینکه توسعه مقوله‌ای ارزشی است، دیگری‌‌‌اینکه توسعه مفهومی‌چند بعدی است ( ازکیا، غفاری،۱۳۸۶: ۲۴). توسعه بیشتر به معنای تغییر کیفی ارزش‌ها، هنجارها، باورها، افکار، روابط و تعاملات، ساختارها و نظام و تبدیل آن‌ها به شیوه‌ای جدید از سنخ آن‌ها متناسب با شرایط جامعه است. در اغلب نظریه‌های توسعه، توسعه به معنای گذار از جامعۀ سنتی به جامعۀ نوین در نظر گرفته می‌شود؛ از جمله نظریۀ تونیس که توسعه را تغییر جامعه از گمنشافت به گزلشافت می‌داند یا نظریه دورکیم که توسعه را دگرگونی جامعه از حالت مکانیکی به حالت ارگانیکی می‌داند. در نتیجه مفهوم توسعه بر فرایند دگرگونی اجتماعی تأکید دارد. دگرگونی اجتماعی به معنای ‌‌‌ایجاد تغییر در شاخص‌های زندگی، مثلاً کاهش فقر، افزایش رفاه، بهبود سطح زندگی مردم، گسترش آموزش و پرورش و توسعۀ انسانی، افزایش برابری و عدالت، افزایش امید به زندگی، گسترش مشارکت شهروندان در فرایندهای سیاسی، کاهش نابرابری‌‌ها در قدرت، کاهش نابرابری‌های اجتماعی، گسترش آزادی، دسترسی به تسهیلات بهداشتی و سلامتی افراد است. ‌‌‌این جنبه از توسعه در نظریه صاحب نظران علوم اجتماعی بر جنبۀ خاصی از توسعه تاکید دارد که آن را معادل توسعۀ اجتماعی در نظر می‌گیرند.
پارادایم توسعه از آغاز شکل‌گیری تاکنون گفتمان‌های متعددی در حوزه‌های مختلفی از جمله اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی، روان شناسی را در درون خود پرورانده است. همین امر باعث شد که توسعه به یک گرایش مستقل در علوم اجتماعی تبدیل شود و گفتمان‌ها، نظریه‌ها و متفکران مخصوص به خود را پیدا کند. یکی از دلایل تعدد بحث‌های توسعه‌ای در بینابینی بودن‌‌‌این رشته می‌باشد. به طورکلی گفتمان‌های مختلفی در زمینۀ توسعه مطرح شده‌اند، هریک از‌‌‌این گفتمان‌ها به فراخور علایق ،تمایلات و توانایی‌های متفکران وابسته به خود به بررسی جامعه و ارزیابی و تجزیه و تحلیل مسائل مختلف اجتماعی دست زده‌اند. هر گفتمانی برای نیل به توسعه و توسعۀ اجتماعی شیوه‌‌های خاص،  طرح‌ها و برنامه‌های  متفاوت، راه حل‌های جداگانه و استدلالات مختلفی برای برخورد با مسائل، آسیب‌ها و تنگناهای اجتماعی ارائه داده است. هدف همۀ گفتمان‌های توسعه ‌‌‌این است که برای محقق نمودن توسعه و ترقی به گونه‌ای خاص جامعه را مهندسی کنند. بنابراین می‌توان خوش بین باشیم و بگوییم گفتمان‌های مطرح شده در حوز‌ۀ توسعه برای رفع مسائل و مشکلات به وجود آمده‌اند و ‌‌‌این اشتراک تمام نظریه های مطرح شده است اما آن‌ها در طرح‌ها، برنامه‌ها و شیوه‌های تصمیم‌گیری با هم متفاوتند. بعضی از ‌‌‌این گفتمان‌ها در واکنش به گفتمان مسلط موجود به وجود آمده‌اند زیرا به زعم آن‌ها گفتمان مسلط نتوانسته جامعه را از ورطۀ مشکلات و مسائل نجات دهد یعنی به تعبیری از مد افتاده شده و باید مدل جایگزین برای آن را پیدا کرد، در نتیجه برای جبران نارسایی‌های گفتمان‌های قبلی، خود برای تحقق توسعه، با برنامه‌ها و طرح‌‌های جدید وارد حوزه نظریه‌پردازی می‌کردند. ‌‌‌این چنین است که در دهه‌های اخیر با تنوع دیدگاه‌ها و متفکران در حوزه‌‌های مختلف توسعه برخورد کردیم.


۱-۲ بیان مسئله[۳]
    نسبی بودن ویژگی اصلی یک مسئلۀ اجتماعی است یعنی فرهنگ و هنجارهای هر جامعه‌ای مسئله دار بودن یک پدیده و یا موضوع‌‌‌ای را مشخص می‌کند و مسئله بر مبنای فرهنگ و هنجارهای آن جامعه تعریف می‌شود. بر همین مبنا توسعۀ اجتماعی در ‌‌‌ایران باید در مطابقت و هماهنگی با نهادها، هنجارها، باورها و رسوم و به طور کلی فرهنگ مردم باشد.
    توسعه [۴]مفهوم بسیارگسترده‌‌‌ای است که دارای ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، توسعۀ انسانی و توسعۀ پایدار است. بین ‌‌‌این انواع توسعه یک نوع رابطۀ متقابل و هماهنگ وجود دارد. برای رسیدن به توسعه باید تمامی ‌‌‌این انواع به تناسب و هماهنگ با هم در نظر گرفته شوند. « امروزه تلقی ما از مفهوم توسعه، فرایندی همه جانبه است(نه فقط توسعۀ اقتصادی) که معطوف به بهبودی تمامی ‌ابعاد زندگی مردم یک جامعه ( به عنوان لازم و ملزوم) است. »(دعائی ،۱۳۸۵: ۷). شیخی توسعه را جریانی می‌داندکه مستلزم ‌سرمایه، همکاری، نظارت ‌مستمر و مدیریت مطلوب می‌داند. از نظر او چنین ‌جریانی هنگامی‌که بخش‌های ‌مختلف اقتصادی-اجتماعی یک جامعه دارای همکاری‌های همه جانبه باشند، صورت می‌گیرد(۱۳۸۵: ۱۶۸). « بنابراین، توسعه زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که همۀ وجوه و جوانب آن همراه با یکدیگر و رو به جلو در تحقق باشند» (میرهاشمی‌ و دیگران، ۱۳۸۷: ۱۷۰). امروزه توسعه در حوزه‌های مختلف به کار بسته می‌شود. ضرورت مطالعه و بررسی ‌‌‌این حوزه جهت شناخت آن‌ها و تلاش در جهت رفع‌ موانع توسعه، پیشرفت و ترقی ‌انسان و جامعۀ ‌انسانی امروزه بر همگان آشکارگشته است و ارتباط تنگاتنگ توسعه با زندگی بشر را نشان می‌دهد. به طوری‌که امروزه در زمینه‌های مختلف توسعه مقالات، پایان‌نامه‌ها و تحقیقات مختلف نوشته شده است. یکی از مهمترین ابعاد توسعه، توسعۀ اجتماعی[۵] است.
در یک  نظر  می‌توان گفت تمام تلاش‌ها در زمینه توسعه و پیشرفت یک جامعه از نوع توسعۀ اجتماعی است؛ به عبارت دیگر توسعۀ اجتماعی به مثابه یک کل یکپارچه رویکردی مستقل است که در آن هم توسعۀ اقتصادی لحاظ می‌شود و هم سایر انواع توسعۀ سیاسی، فرهنگی و. . توسعۀ اجتماعی هم به معنای مجموعۀ تغییر و تحولات ساختاری در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه تلقی می‏شود و هم می‌تواند یکی از پیامدهای توانایی و ظرفیت جامعه در سازمان‏دهی به توانمندی انسان‌ها و منابع مولد برای مواجهه با فرصت‌ها و چالش‏ها پیشرو باشد. در معنای تخصصی توسعه، توسعۀ اجتماعی یعنی تغییر در مولفه‌های اساسی زندگی انسان از جمله کاهش فقر، کاهش بیکاری، افزایش درآمد. است. یعنی رسیدن به ارزش‌های مطلوب زندگی اجتماعی. ازکیا و غفاری معتقد هستند که توسعۀ اجتماعی با چگونگی وشیوۀ زندگی افراد در جامعه رابطه‌ای نزدیک و تناتنگ دارد. آن‌ها‌‌‌این بعد از توسعه را ناظر بر بالا بردن سطح زندگی می‌دانند که می‌تواند شرایط مطلوب و بهینه‌ای فراهم کند

مطلب دیگر :

چگونه با شکست احساسی پس از از دست دادنی ویرانگر مواجه شویم؟

 (۱۳۸۶: ۴۷). «توسعۀ اجتماعی درپی ‌‌‌ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد یک جامعه است که برای تحقق چنین بهبودی در پی تغییر در الگوهای دست و پاگیر و زاید رفتاری، شناختن و روی آوردن به یک نگرش، آرمان و اعتقاد مطلوب‌تری است که بتواند پاسخگوی مشکلات اجتماعی باشد »(ازکیا،۱۳۷۹: ۱۹).

موسایی توسعه را در سه سطح پیگیری و طبقه بندی کرد: سطح توسعه شاخص‌های رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی، سطح پیامدها و کاربردها و سطح نتایج مطلوب اجتماعی مثل برنامه‌ریزی و یا مشارکت در جهت توسعه. او هدف اولیه هر برنامه توسعه را رفع نیازهای اولیه و اساسی مردم جامعه می‌داند تا از‌‌‌این طریق بتوانند به توسعۀ همه جانبه کمک کند. هدف اساسی توسعه از نظر او ارتقائ سطح و کیفیت زندگی افراد است(۱۳۸۸: ۱۰۳). ‌‌هایامی‌تعریفی دیالکتیکی از مفهوم توسعۀ اجتماعی ارائه می‌کند. او توسعۀ اجتماعی را تکامل دیالکتیکی بین اجزای مولفه‌های نظام اجتماعی می‌داند. او اجزای نظام اجتماعی را شامل دو زیر نظام الف) فرهنگی-ارزشی، و ب) زیرنظام اقتصادی می‌داند که زیرنظام فرهنگی-ارزشی دارای دو جزئی فرهنگ و نهادها است که‌‌‌این دو جزء مولفه‌‌هایی مانند قوانین و نظام ارزشی را در بر می‌گیرد. زیرنظام اقتصادی دارای دو بعد فن آوری و منابع است. در نتیجه اجزای نظام اجتماعی عبارت‌اند از نهادها، فرهنگ، فن آوری و منابع که دارای ارتباط متقابل و دیالکتیکی با هم هستند و از این طریق جامعه را به تکامل و توسعه مواجهه می‌گردانند (۱۳۸۶: ۳۹).
اهمیت توسعه باعث شده که از چند دهه قبل کشورهای مختلف جهان به طرق مختلف وارد فاز توسعه شوند. اکثر ‌‌‌این کشورها حاضر به تغییر دادن و دگرگون کردن ساختارها و ارزش‌های حاکم بر جامعۀ خود شده‌اند تا بتوانند از ‌‌‌این طریق ترقی و پیشرفت برای جامعه خود حاصل کنند. یکی از ‌‌‌این کشورها که بیش از یک قرن است خود را با آن درگیر کرده ‌‌‌ایران است. ‌‌‌ایران از عصر قاجار پی درپی با ‌‌‌ایجاد تغییرات و اصلاحاتی و مبارزه با موانع آن دست و پنجه نرم می‌کرد. بعد از ‌‌‌این دوره است که دست به نوسازی در بعضی زمینه‌ها زده می‌شود.
از اولین تلاش­ها برای نوسازی در ‌‌‌ایران باید به تلاش­های عباس میرزای قاجار بعد از شکست در جنگ با روس که عامل شکست ‌‌‌ایران را مجهز بودن روس‌‌ها به تجهیزات و جنگ افزارهای مدرن می‌دانست یا تلاش گستردۀ امیرکبیر در دوران صدارت سه سال و سه ماه خود برای نوسازی در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و نظامی‌در دورۀ پادشاهی ناصرالدین شاه اشاره کرد. اگر چه نوسازی‌های آن‌ها به دلیل ‌‌‌این­که دست عده‌ای را از رسیدن به منافع خود کوتاه می‌کرد بعد از آن‌ها ادامه پیدا نکرد و در هر دو مورد سیاست‌های اصلاحی آن‌ها از طرف حکومت مرکزی پشتیبانی نمی‌شد ولی نیاز به دگرگونی درکشور و عقب ماندگی‌‌‌ایران نسبت به همسایه‌‌ها را آشکار کردند.
نوسازی امری است که به ‌‌‌ایجاد تغییر درحوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی منجر می‌شود. برای رسیدن به توسعه، تغییر و دگرگونی لازم و ضروری به نظر می‌رسد به طوری که دستیابی به امر توسعه و نوسازی ساختارها به ‌اندازه‌ای پر اهمیت جلوه داده شده که مسئولان و دست‌اندرکاران اکثرکشورهای درحال توسعه وکم توسعه دستیابی به این هدف را تنها راه علاج و چارۀ خود در رفع مشکلات اجتماعی و اقتصادی مختلفی جامعۀ خود می‌دانستند. از جملۀ‌‌‌این  مشکلات  می‌توان به وجود فقر گسترده، بیکاری، محرومیت، وکمبودهای غذایی اشاره کرد. «رهبران سیاسی و نخبگان اجتماعی جهان سوم در نیمۀ دوم قرن بیستم، صنعتی شدن ( لازمۀ نوسازی و توسعه) را اکسیری تلقی می‌کردند که از طریق آن رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی نظیر فقر، بیکاری و عدم امنیت درکوتاه‌ترین مدت ممکن میسر می‌شود » (زاهدی،۱۳۹۰: ۱۳۳).
به تبعیت از ‌‌‌این سیاست، زمام داران وقت‌‌‌ایران دستیابی به امر توسعه و نوسازی ساختارهای کشور را به صورت نظری در دستور کار خود قرار داده‌اند ولی ‌‌‌این مهم تا دهه‌ها بعد به صورت عملی و به طور مؤثر مورد توجه قرار نگرفت و در بعضی موارد که دست به اصلاحاتی زده شد با موانع بزرگ فرهنگی و انسانی مواجه می‌شد. کشور ما در دهه‌های اخیر تلاش بسیار کرده تا در حوزه‌های مختلف توسعه لازم را علارغم مشکلات متعدد و متنوع کسب کند. در دورۀ پهلوی اول و دوم تلاش‌هایی برای نوسازی کشور یا به تعبیری غربی کردن کشور انجام شده است. البته باید اشاره کردکه در این دوره آن چیزی که بیشتر مورد توجه بود جنبه سخت افزاری توسعه، صنعت و تکنولوژی بود تا توجه به بعد نرم افزاری آن. موفقیت توسعه در گرو توجۀ همزمان به هر دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری توسعه است. چرا که نرم افزارها یعنی فرهنگ و ارزش‌ها و شرایط  جامعه باید مهیای تغییر و دگرگونی و یا پذیرش سخت افزارها باشد. توسعه بدون توجه همزمان به هر دو بعد میسر نمی‌شود. همان طور که دیدیم در دوران رضاه شاه و محمدرضاه شاه مشکلات فراوانی در نتیجۀ اهمال کاری در این حوزه برای جامعه‌‌‌ایجاد شد و در بعضی زمینه‌ها نه تنها توسعه‌ای‌‌‌ایجاد نشد بلکه مشکلات عدیده‌ای برای مردم به وجود آورد. در این دوره مبارزۀ بین فرهنگ سنتی حاکم بر ساختار جامعه و فرهنگ مدرن و سرمایه‌داریانۀ وارداتی و به تبع آن مبارزۀ فکری و‌اندیشه‌ای حاصل از آن را در بین مخالفان و موافقان آن مشاهده می‌کنیم. البته باید اشاره کنیم که در این دوره پیشرفت‌هایی حاصله شده و در نتیجه فرهنگ پذیرش مسالمت آمیز ابزارهای و تکنولوژی‌‌های مدرن در جامعۀ سنتی‌‌‌ایران در دوره‌های بعد فراهم شد.
در مقابل‌‌‌این سیاست، در دوره‌های بعد از انقلاب رویکردی تقریباً مخالف در میدان توسعه در پیش گرفته شد؛ به این منوال که دست‌اندرکاران امر توسعه بیشتر به گفتمان فرهنگی و ارزش‌های حاکم بر جامعه توجه می‌کردند به طوری که آن جنبه از صنعت را وارد فرایند توسعه سازی کشور می‌کردند که با ارزش‌های حاکم بر جامعه در ستیز نباشند. در این دوره برای بعضی از صنایع و فن آوری‌‌ها خطوطی قرمز  قرار دادند که گذر از آن‌ها جرم و مخالف منافع ملی تلقی می‌شد. امروزه هم چنان توجه به فرایند توسعه درکانون نظریه و برنامه‌های کشور قرار دارد. برای رسیدن به توسعه، گفتمان‌ها، رویکردها و نگاه‌های مختلفی به وجود آمده است. به تعبیری گفتمان‌های توسعۀ اجتماعی متأثر  از سلیقه‌ها و علایق مختلف صاحب ‌نظران و برنامه‌ریزان و تصمیم‌ ‌سازان امور توسعه ‌است. بنابراین، از آنجایی ‌که سیاست توسعه در کشور ما با تغییر ساختارهای سیاسی جامعه تغییر می‌کند لازم است که دیدگاه اساتید که جریان ‌سازان و کنشگران اصلی در‌‌‌ایجاد فضای فکری و فرهنگی در این زمینه‌اند مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. در نتیجه مسئله‌‌‌این تحقیق بررسی‌‌‌این موضوع‌‌‌این است که از بین گفتمان‌های[۶] مختلفی که در زمینه توسعه مطرح شده‌اند از نظر اعضای هیأت علمی‌گروه‌های علوم اجتماعی دانشگاه‌های استان تهران، جامعۀ‌‌‌ایران کدام گفتمان توسعه را بیشتر پذیرفته است؟ و چگونه ‌می‌کوشد که ‌در ابعاد مختلف، شرایط مورد نیاز جامعه را برای توسعه و پیشرفت آماده کند؟
۱-۳  ضرورت و اهمیت تحقیق[۷]
 1-3-1  اهمیت نظری تحقیق
نظریه‌های اجتماعی مختلف به شیوه‌های متفاوت موضوع توسعۀ اجتماعی را مد نظر قرارداده‌اند. دلیل‌‌‌این امر آن است که از یک طرف مفهوم توسعۀ اجتماعی پیچیده و چند بعدی است و از طرف دیگر در علوم مختلف کاربردهای متفاوتی از آن به کاربرده شد. امروزه یکی از مهمترین رویکردها به توسعه‌‌‌این است که جوامع از نظر شاخصه‌های اجتماعی  توسعه درچه مرتبه‌ای قرار دارند. شاخصه‌های اجتماعی مختلفی وجود دارد که از مهمترین آن‌ها می‌توان به امید به زندگی، نرخ مرگ و میر، میزان باسوادی، سطح درآمد، رشد اقتصادی و میزان رفاه اشاره کرد.
از زمان پیدایش علم جامعه شناسی و گرایش‌های مربوط به آن از جمله توسعه، رهیافت‌های متفاوتی در زمینۀ توسعه مطرح شد. هرکدام از‌‌‌این رهیافت‌ها در دوره‌های مختلف و جوامع گوناگون به کارگرفته شده‌اند. در‌‌‌ایران نیز از زمان پیدایش اولین جرقه‌های توسعه و نوسازی تا به امروز نگاه‌های مختلفی نسبت به آن شکل گرفته است. هر کدام از‌‌‌این نگاه‌ها به نوعی بهبود زندگی انسان‌ها را در نظر می‌گرفتند و هرکدام با نگاهی متفاوت مولفه‌های توسعۀ اجتماعی، که در بالا ذکر شده‌اند، را مد نظر قرار می‌دادند. همیشه بین‌‌‌این شاخص‌ها ارتباط متقابل وجود داشته ولی امروزه با پیچیده‌تر شدن زندگی اجتماعی‌‌‌این همبستگی و ارتباط هم پیچیده‌تر شد. تنوع رویکردها و رهیافت توسعه نشانگر‌‌‌این ارتباط متقابل است زیرا زندگی اجتماعی به قدری دارای پیچیدگی است که با یک رویکرد فکری و از یک زاویه نمی‌توان آن را بررسی و مطالعه کرد. در نتیجه تنوع رویکردها نتیجۀ تنوع نگاه‌ها به امر توسعۀ اجتماعی و پیچیدگی‌‌‌این امر است. کاربرد همین نگاه‌های متفاوت باعث شده در‌‌‌ایران در هر دوره‌ای به جنبه‌هایی از توسعه توجه شود و جنبه‌های دیگری نادیده گرفته شوند. در این زمینه می‌توان با نگاهی به سیاست‌های توسعه‌ای در دورۀ قاجاربه، پهلوی و جمهوری اسلامی‌صحت‌‌‌این امر را متوجه شد. به طوری که می‌توان با بررسی زندگی اجتماعی هر دوره تفاوت در توجه به ابعاد توسعه و رویکردها را ملاحظه کرد.
در زمینۀ توسعه و توسعۀ ‌اجتماعی می‌توان به دیدگاه‌های اساتید و هیأت علمی‌دانشگاه‌ها به عنوان نشر دهندگان اصلی علم و دانش توسعه در هر جامعه‌ای اشاره کرد. به طوری که اگر در جامعه دانشگاه‌های موفق و کارآمد و اساتید برجسته و صاحب نظر وجود داشته باشد توسعه و ترقی آن جامعه می‌تواند با سرعت و سهولت بیشتری به نتیجه برسد. سریع ‌القلم در زمینه اهمیت علم در بحث توسعه معتقد است‌که «توسعه، فرهنگ علمی‌می‌طلبد. علم، زمینه برخورد سازمانی، استدلالی و منظم را با مشکلات و معضلات اجتماعی- اقتصادی فراهم می‌آورد. بنابراین در فرهنگ و آموزش اجتماعی مربوط به توسعه، برخورد علمی‌و مبنای علمی، زمینه ساز تحول دراندیشه‌ها، مکانیسم و روش‌ها است»(۱۳۹۱: ۱۸۵). با توجه به این نکات در این پژوهش هدف آن است که مفهوم توسعۀ اجتماعی از منظر هیأت علمی‌و اساتید علوم اجتماعی دانشگاه‌های دولتی استان تهران مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. رفع موانع و مشکلاتی که در زمینه توسعه درجامعه ما وجود دارد‌‌‌ایجاب می‌کند که در این باره تحقیق و بررسی به عمل‌‌‌اید. البته تلاش‌‌هایی در این باره صورت گرفته و تحقیقات و مطالعاتی انجام شده است که نشان دهنده اهمیت و ارزشی است که توسعۀ اجتماعی در توسعه کلی کشور دارد. اما در این زمینه باید مطالعات بیشترصورت گیرد تا از‌‌‌این طریق بتوان موانع ساختاری و ارزشی در دستیابی به توسعه و تعالی اجتماعی‌‌‌ایران را از سر راه برداشته و شرایط زندگی شایسته و سزاوار افراد‌‌‌این مرز و بوم را فراهم کرد.
۱-۳-۲ اهمیت عملی تحقیق

  • فراهم کردن زمینه برای پژوهش‌های مهم در زمینه توسعۀ‌ اجتماعی تا از‌‌‌این طریق بتوانیم موانع نرم افزاری و سخت افزاری را در حد توان‌‌‌این تحقیق از سر راه توسعه و به ویژه توسعۀ اجتماعی کشور برداشته یا در حد توان به آن‌ها اشاره‌ای کنیم تا شاید توانسته باشیم در این زمینه کمکی به توسعه کشور کرده باشیم.