۲-۵-۴- مرحله چهار: نتیجه ۴۶
۲-۶- شیوه های مقابله با تعارض ۴۶
۲-۶-۱- رقابت ۴۷
۲-۶-۲- همکاری ۴۷
۲-۶-۳- اجتناب ۴۷
۲-۶-۴- سازش ۴۷
۲-۶-۵- مصالحه ۴۸
۲-۶-۶- پیامدهای تعارض ۴۸
۲-۷- ابهام نقش و اضافه باری نقش ۵۰
۲-۸- جمعبندی چارچوب نظری ۵۱
۲-۱۰- پیشینهی تحقیق ۵۶
۲-۱۰-۱- پیشینهی داخلی ۵۶
۲-۱۰-۲- پیشینهی خارجی تحقیق ۵۸
۲-۱۱- مدل تحلیلی تحقیق ۶۲
۲-۱۲- فرضیه های تحقیق ۶۴
مطلب دیگر :
کان[۱] (۱۹۶۵) معتقعد است که سازمان عبارت است از مجموعه ای از نقشها. وقتی نقشها بر روی یکدیگر اثر میگذارند، نقشهای متداخل حاصل میشود. بنابراین به طور دقیقتر، سازمان عبارت است از مجموعه نقشهای متداخل. به نظر وی تداخل نقشها موجب ابهام و تعارض میشود (کان، ۱۹۶۵؛ به نقل از مشبکی، ۱۳۸۵: ۲۰۲). کار مدیرگروه در آموزش عالی یک کار منحصر به فرد است چون مملوء از تعارض است. بر خلاف بسیاری از ساختار سازمانهای دیگر که تصمیمها توسط مدیران گرفته میشود و برای اجرا به کارکنان انتقال داده میشود، قدرت تصمیم گرفتن در آموزش عالی بیشتر با اساتید است(young, 2007: 1). در بسیاری موارد مدیرانگروه توسط اعضای هیئت علمی در دانشکده انتخاب میشوند در نتیجه هر کدام از اساتید انتظار دارند که مدیرگروه آنها را در تحقق اهدافشان کمک کند. مدیرگروه یک پیوند مهم و ضروری بین اساتید و اداره مرکزی است و در میان مجموعه ای از ارزشها، مسئولیتها و نقشهای متعارض به دام میافتد (همان منبع).
۳-۸) روش گردآوری داده ها ۴۴
۳-۹) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی ۴۴
۳-۹-۱) متغیر وابسته. ۴۴
۳-۹-۱- ۱)تعریف مفهومی بازدارندگی ۴۴
۳-۹-۱- ۲) تعریف عملیاتی متغیر وابسته. ۴۵
۳-۹-۲) متغیرهای مستقل ۴۶
۳-۹-۲- ۱) تعریف مفهومی و عملیاتی پایگاه اقتصادی-اجتماعی ۴۶
۳-۹-۲- ۲) تعریف مفهومی و عملیاتی فشار ساختاری- اجتماعی ۴۶
۳-۹-۲- ۳) تعریف مفهومی و عملیاتی وابستگی فرد به خانواده و نهادهای اجتماعی ۴۷
۳-۹-۲- ۴) تعریف مفهومی و عملیاتی آگاهی از قوانین. ۴۷
۳-۹-۲- ۵) تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل در قالب جدول. ۴۸
۳-۹-۳) متغیرهای واسطهای. ۴۹
۳-۹-۳-۱) تعریف مفهومی و عملیاتی اثرپذیری مجازاتهای رسمی ۴۹
۳-۹-۳-۲) تعریف مفهومی و عملیاتی ناکامی منزلتی ۴۹
۳-۹-۳-۳) تعریف مفهومی و عملیاتی کنترلهای اجتماعی. ۵۰
۳-۹-۳-۴) تعریف عملیاتی متغیرهای واسط در قالب جدول. ۵۱
۳-۱۰) اعتبار و پایایی. ۵۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱) مقدمه ۵۶
۴-۲) توصیف متغیرهای زمینهای تحقیق. ۵۶
۴-۲-۱) توزیع پاسخگویان برحسب جنسیت ۵۶
۴-۲-۲) توزیع پاسخگویان برحسب سن. ۵۷
۴-۲-۳) توزیع پاسخگویان برحسب داشتن سابقه گواهینامه ۵۷
۴-۲-۴) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل. ۵۸
۴-۲-۵) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت سواد ۵۸
۴-۲-۶) توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اشتغال. ۵۹
مطلب دیگر :
ابزار تحقیق . 116
متغیر وابسته: هویت ملی 116
متغیر مستقل :سرمایه اجتماعی . 121
پایگاه اقتصادی و اجتماعی . .124
منغیرهای زمینه ای . 124
اعتبار و پایایی 125
روش های تجزیه و تحلیل داده ها .129
فصل چهارم: نتایج و یافتههای تحقیق. 131
مقدمه. 132
تحلیل توصیفی داده ها 132
تحلیل های استنباطی 151
فصل پنجم: بحث و پیشنهادات.. 162
نتایج حاصل از تحلیل های آمار استنباطی 164
محدودیت ها... 169
پیشنهادات .170
منابع. 171
پیوستها و ضمایم. 173
مقدمه:
همانطور که قابل مشاهده است با توجه به تنوع قومی که در ایران وجود دارد و یکی از نمونه های استثنایی در میان کشورهای دنیا است و نیاز به حفظ نظم موجود که از لوازم اصلی آن تقویت هرچه بیشتر هویت ملی است که بتوان از تهدیدهای روزافزون فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و اثرات آن را تا حدودی کاهش داد تا این قومیتها قابلیت ها و تلاش های خود را معطوف به مای ایرانی و کشور با سابقه شان کنند. در این عرصه تاکید بر داشته های فرهنگ خودی میتواند از مناسبترین راه حل ها باشد.
اندیشمندان علوم اجتماعی هر کدام از نقطه نظری به تعریف هویت پرداخته اند مثلا گیدنز هویت را عبارت میداند از: خود شخص آن طور که شخص خودش را تعریف می کند.از نظر او هویت انسان در کنش متقابل با دیگران ایجاد شده و در جریان زندگی پیوسته تغییر می کند.
کشور ما در حال گذار است و با تحول و مسایل خاصی روبه روست مساله اساسی این است که امروزه مردم با مشکلات موجود در جامعه که خود برگرفته از نابسامانی هویتی ناشی از عدم جدایی کامل از هویت گذشته و اتصال به هویت جدید است این امر در میان اقلیتها به خصوص موجب می شود تا نسبت به فرهنگ حال و گذشته خویش احساس تعلق کمتری داشته باشند و موجب بحران هویتی شود.
از دید برخی صاحبنظران شواهد بسیاری دلالت دارد که شتاب و گستردگی تحولات جهان معاصر سبب شده تا هویت جوانان به خصوص دایما در حال تغییر و بحران باشد و زمینه ای در جهت سردرگمی ها –نابسامانیهای هویتی- عدم تعهد- پایمالی منافع ملی و پیدایش بحران هویت گردد(عبدالهی- ۱۳۷۵: ۱۵۸).
با توجه به مطالبی که گفته شد مشاهده می شود که هویت ملی را میتوان یکی از مهمترین شاخص هایی دانست که موجب همبستگی اجتماعی می شودو هویت ملی در اینجا به معنای مجموعه به هم پیوسته ای از ویژگیهای فرهنگی – سیاسی –تاریخی و جغرافیایی است که طی آن افراد در قبالش احساس همبستگی –تعهد و وفاداری میابد.
مطلب دیگر :
شافت به گزل شافت و رسمی شدن روابط و یا تاثیر زندگی شهری بر حیات انسانی نظرات فراوانی داشته اند. به نظر زیمل فرایندهایی مثل تقسیم کار فزاینده- عقلانیت مفرط و سلطه روزافزون سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی در شهرها شده است.به موازات افزایش افراد روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به نوع دیگری از روابط می دهد. به اعتقاد زیمل نتیجه چنین وضعی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است(شارع پور-۱۳۷۹ : ۱۵).
پس سرمایه اجتماعی را می توان ویژگیهای زندگی اجتماعی –شبکه ها – هنجارها و اعتقاد دانست که مد نظر پوتنام است و اعتقاد دارد که مشارکت کنندگان در این گروه ها را قادر به کار موثرتر باهمدیگر برای تعقیب اهداف مشترک می کند(putnam-1993a: 56).تعریف مفهومی شاخصهای توسعۀ اجتماعی. ۷۰
تعریف عملیاتی شاخصهای توسعۀ اجتماعی. ۷۰
اعضای هیأت علمی. ۷۰
فصل سوم؛ روش شناسی. ۷۱
روش شناسی. ۷۲
شیوۀ انجام تحقیق. ۷۲
نظریۀ مبنایی. ۷۳
جامعۀ آماری. ۷۶
نمونۀ تحقیق. ۷۶
شیوۀ نمونه گیری در روش گراندد تئوری. ۷۶
نمونه گیری : شیوۀ انتخاب اطاعرسانها(مصاحبهشوندگان) در این پژوهش 78
تکنیک جمعآوری داده ها. ۷۹
تکنیک گردآوری داده ها در این پژوهش. ۸۰
اعتبار تحقیق۸۰
قلمرو و محدودۀ تحقیق. ۸۱
محدودۀ زمانی تحقیق. ۸۱
قلمروی مکانی تحقیق. ۸۲
محدودۀ محتوایی و موضوعی تحقیق. ۸۲
فصل چهارم؛ تحلیل داده ها. ۸۳
تحلیل داده ها. ۸۴
حساسیت نظری. ۸۶
کدگذاری. ۸۷
کدگذاری باز. ۸۷
کدگذاری محوری. ۹۰
پدیدۀ «سنتگریزی» ۹۳
پدیدۀ « بیبرنامهگی و بلاتکلیفی» ۹۸
پدیدۀ «طرد اجتماعی و محرومسازی» ۱۰۳
پدیدۀ « تنبلی، بیخیالی و بدبینی» ۱۱۰
پدیدۀ «فقدان مشارکت اجتماعی» ۱۱۷
پدیدۀ «توسعهنیافتگی فرهنگی» ۱۲۲
پدیدۀ «توسعۀ نامتوازن» ۱۲۸
پدیدۀ « توسعۀ نیازمحور» ۱۳۴
کدگذاری گزینشی. ۱۳۹
یاداشت تحلیلی۱۴۰
شرح توصیفی یا روایت داستان تحلیل دادههای این تحقیق۱۴۰
فرایند حرکت از توصیف به مفهوم پردازی.۱۴۱
مقولۀ مرکزی. ۱۴۳
شرایط علّی پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۴۴
شرایط مداخلهگر پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۴۷
راهبردهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۵۰
پیامدهای پدیدۀ « توسعۀ اجتماعی». ۱۵۱
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری. ۱۵۳
بحث و نتیجه گیری. ۱۵۴
پیشنهادات. ۱۶۱
منابع. ۱۶۲
پیوست
فهرست جداول
جدول شمارۀ ۲-۱ مقایسۀ ویژگیهای دو انگارۀ سنتی و مدرن توسعه.۴۶
جدول شمارۀ ۴-۱ داده های اولیه.۸۸
جدول شمارۀ ۴-۲ مقولهها۸۹
جدول شمارۀ ۴-۳ شیوه مفهوم سازی از دادههای خام۸۹
جدول شمارۀ ۴-۴ پدیدهها۹۰
جدول شمارۀ ۶ جدول مفاهیم ۱۶۹
جدول شمارۀ ۷ جدول مقوله ها. .۱۹۱
جدول شمارۀ ۸ چک لیست سؤالها.۱۹۸
جدول شمارۀ ۹ اسامی اساتید مصاحبه شونده و زمان مصاحبه ۲۰۱
فهرست نمودارها
نمودار شماره ۳-۱ فرایند تدوین نظریه.۸۲
نمودار شمارۀ ۴-۱ مدل پارادایم۹۳
نمودارشمارۀ ۴-۲ مدل پارادیمی پدیدۀ « بیتوجهی به سنتها و بافت فرهنگی = سنتگریزی »۹۷
نمودارشمارۀ ۴-۳ مدل پارادایمی پدیدۀ « بی برنامهگی و بلاتکلیفی».۹۸
نمودارشمارۀ ۴-۴ مدل پارادایمی پدیدۀ « طرد اجتماعی و محروم سازی»۱۰۳
نمودار شمارۀ ۴-۵. مدل پارادایمی پدیدهی « تنبلی، بی خیالی و بدبینی مردم».۱۱۰
نمودار شمارۀ ۵-۶ مدل پارادایمی پدیده « فقدان مشارکت اجتماعی». ۱۱۷
نمودار شمارۀ ۴-۷ مدل پارادایمیپدیده « توسعه نیافتگیفرهنگی»۱۲۲
نمودار شمارۀ ۴-۸ مدل پارادایمیپدیده « توسعۀ نامتوازن».۱۲۸
نمودار شمارۀ ۴-۹ مدل پارادایمیپدیده « توسعۀ نیازمحور»۱۳۴
نمودار شمارۀ ۴-۱۰ مقوله هستهای : توسعۀ اجتماعی.۱۴۲
مقدمه[۱]
در طول تاریخ و از دیرباز همیشه مفهومیاز پیشرفت و ترقی در ذهن بشر وجود داشته است. اما مفهوم امروزی توسعه که دارای بار معنایی مشخصی میباشد قدمت آنچنانی ندارد. شاید اگر بخواهیم معنایی تخصصی برایاین مفهوم پیدا کنیم باید به دوران بعد از مدرنیزاسیون اشاره کرد، که به تدریجاین اصطلاح در راستای اهدافی خاص به کار برده شد. توسعه در ابتدا یعنی در دهههای ۱۹۶۰-۱۹۷۰ در معنای توسعۀ اقتصادی به کار برده میشد به تدریج وارد حوزههای دیگر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شد. در جریان انقلاب صنعتی و تکنولوژیکی با منسوخ شدن شیوۀ زندگی تمدن گذشته و از بین رفتن ارزشها و هنجارهای آن،این مفهوم وارد حوزۀ علوم مختلف شد. در نتیجه مفهوم توسعه از دیگر دستاوردهای مدرنیته است که به همراه مفاهیم وابسته و نزدیک به آن از یک طرف از طریق فرایند استعمار (یعنی عامل بیرونی) و از طرف دیگر از طریق اعزام دانشجو از کشورهای کمتر توسعه یافته به کشورهای قطب اول (یعنی عامل درونی) وارد کشورهای توسعه نیافته شد. میتوان ادعا کرد که اصطلاح توسعه فریب آمیزترین مفهومیاست که از طرف کشورهای جهان اول به کار برده شد تا ازاین طریق بتوانند ضمناینکه جای پایی محکم برای خود فراهم کنند بتوانند راه نفوذ دستاوردها و محصولات فرهنگی خود را از طریق تهاجم ( اگر خوشبینانه نگاه کنیم تعامل فرهنگی) فراهم بسازند. به این خاطر مفهوم توسعه فریبآمیز است که اولاَ با ارزشها و فرهنگ جامعه در ارتباط است، دوماً در درون آن پیچیدگی معنا و محتوا وجود دارد، سوماً به ظاهر مثبت و خواستنی است.
توسعه دارای ابعاد و جنبههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. این اصطلاح در لغت به معنای گستردن، شکوفا شدن و ترقی یافتن است. بعد از تخصصی شدن در علوم اجتماعی از جنبههای مختلفی مورد بررسی، مطالعه و ارزیابی صاحب نظراناین حوزه قرار گرفت. حتی در جریاناین کاربرد گسترده، توسعه، به رشتۀ علمیتخصصی تبدیل شده و به گرایشهای مختلفی را در خود پذیرفته است[۲]. امروزهاین مفهوم به عنوان پیشوند برای موضوعات کمتر تخصصی شدهای از جمله توسعۀ صنعتی، توسعۀ علمیو توسعۀ ورزشی هم به کار میرود. گسترشاین کاربردهای مختلف حاکی از اهمیت موضوع توسعه و ابعاد آن است.
مفهوم و معنای توسعه بر خلاف مفهوم رشد که دارای جنبۀ کمی است از معنای کیفی هم برخوردار است و دارای بار ارزشی میباشد. در نتیجه باید دو بعد اساسی برای توسعه در نظر بگیریم؛ یکیاینکه توسعه مقولهای ارزشی است، دیگریاینکه توسعه مفهومیچند بعدی است ( ازکیا، غفاری،۱۳۸۶: ۲۴). توسعه بیشتر به معنای تغییر کیفی ارزشها، هنجارها، باورها، افکار، روابط و تعاملات، ساختارها و نظام و تبدیل آنها به شیوهای جدید از سنخ آنها متناسب با شرایط جامعه است. در اغلب نظریههای توسعه، توسعه به معنای گذار از جامعۀ سنتی به جامعۀ نوین در نظر گرفته میشود؛ از جمله نظریۀ تونیس که توسعه را تغییر جامعه از گمنشافت به گزلشافت میداند یا نظریه دورکیم که توسعه را دگرگونی جامعه از حالت مکانیکی به حالت ارگانیکی میداند. در نتیجه مفهوم توسعه بر فرایند دگرگونی اجتماعی تأکید دارد. دگرگونی اجتماعی به معنای ایجاد تغییر در شاخصهای زندگی، مثلاً کاهش فقر، افزایش رفاه، بهبود سطح زندگی مردم، گسترش آموزش و پرورش و توسعۀ انسانی، افزایش برابری و عدالت، افزایش امید به زندگی، گسترش مشارکت شهروندان در فرایندهای سیاسی، کاهش نابرابریها در قدرت، کاهش نابرابریهای اجتماعی، گسترش آزادی، دسترسی به تسهیلات بهداشتی و سلامتی افراد است. این جنبه از توسعه در نظریه صاحب نظران علوم اجتماعی بر جنبۀ خاصی از توسعه تاکید دارد که آن را معادل توسعۀ اجتماعی در نظر میگیرند.
پارادایم توسعه از آغاز شکلگیری تاکنون گفتمانهای متعددی در حوزههای مختلفی از جمله اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی، روان شناسی را در درون خود پرورانده است. همین امر باعث شد که توسعه به یک گرایش مستقل در علوم اجتماعی تبدیل شود و گفتمانها، نظریهها و متفکران مخصوص به خود را پیدا کند. یکی از دلایل تعدد بحثهای توسعهای در بینابینی بودناین رشته میباشد. به طورکلی گفتمانهای مختلفی در زمینۀ توسعه مطرح شدهاند، هریک ازاین گفتمانها به فراخور علایق ،تمایلات و تواناییهای متفکران وابسته به خود به بررسی جامعه و ارزیابی و تجزیه و تحلیل مسائل مختلف اجتماعی دست زدهاند. هر گفتمانی برای نیل به توسعه و توسعۀ اجتماعی شیوههای خاص، طرحها و برنامههای متفاوت، راه حلهای جداگانه و استدلالات مختلفی برای برخورد با مسائل، آسیبها و تنگناهای اجتماعی ارائه داده است. هدف همۀ گفتمانهای توسعه این است که برای محقق نمودن توسعه و ترقی به گونهای خاص جامعه را مهندسی کنند. بنابراین میتوان خوش بین باشیم و بگوییم گفتمانهای مطرح شده در حوزۀ توسعه برای رفع مسائل و مشکلات به وجود آمدهاند و این اشتراک تمام نظریه های مطرح شده است اما آنها در طرحها، برنامهها و شیوههای تصمیمگیری با هم متفاوتند. بعضی از این گفتمانها در واکنش به گفتمان مسلط موجود به وجود آمدهاند زیرا به زعم آنها گفتمان مسلط نتوانسته جامعه را از ورطۀ مشکلات و مسائل نجات دهد یعنی به تعبیری از مد افتاده شده و باید مدل جایگزین برای آن را پیدا کرد، در نتیجه برای جبران نارساییهای گفتمانهای قبلی، خود برای تحقق توسعه، با برنامهها و طرحهای جدید وارد حوزه نظریهپردازی میکردند. این چنین است که در دهههای اخیر با تنوع دیدگاهها و متفکران در حوزههای مختلف توسعه برخورد کردیم.
مطلب دیگر :
چگونه با شکست احساسی پس از از دست دادنی ویرانگر مواجه شویم؟
(۱۳۸۶: ۴۷). «توسعۀ اجتماعی درپی ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد یک جامعه است که برای تحقق چنین بهبودی در پی تغییر در الگوهای دست و پاگیر و زاید رفتاری، شناختن و روی آوردن به یک نگرش، آرمان و اعتقاد مطلوبتری است که بتواند پاسخگوی مشکلات اجتماعی باشد »(ازکیا،۱۳۷۹: ۱۹).
موسایی توسعه را در سه سطح پیگیری و طبقه بندی کرد: سطح توسعه شاخصهای رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی، سطح پیامدها و کاربردها و سطح نتایج مطلوب اجتماعی مثل برنامهریزی و یا مشارکت در جهت توسعه. او هدف اولیه هر برنامه توسعه را رفع نیازهای اولیه و اساسی مردم جامعه میداند تا ازاین طریق بتوانند به توسعۀ همه جانبه کمک کند. هدف اساسی توسعه از نظر او ارتقائ سطح و کیفیت زندگی افراد است(۱۳۸۸: ۱۰۳). هایامیتعریفی دیالکتیکی از مفهوم توسعۀ اجتماعی ارائه میکند. او توسعۀ اجتماعی را تکامل دیالکتیکی بین اجزای مولفههای نظام اجتماعی میداند. او اجزای نظام اجتماعی را شامل دو زیر نظام الف) فرهنگی-ارزشی، و ب) زیرنظام اقتصادی میداند که زیرنظام فرهنگی-ارزشی دارای دو جزئی فرهنگ و نهادها است کهاین دو جزء مولفههایی مانند قوانین و نظام ارزشی را در بر میگیرد. زیرنظام اقتصادی دارای دو بعد فن آوری و منابع است. در نتیجه اجزای نظام اجتماعی عبارتاند از نهادها، فرهنگ، فن آوری و منابع که دارای ارتباط متقابل و دیالکتیکی با هم هستند و از این طریق جامعه را به تکامل و توسعه مواجهه میگردانند (۱۳۸۶: ۳۹).