دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی عوامل موثر بر مشارکت سیاسی روستاییان از سال ۱۳۷۸به بعد

۲)متغیرهای مستقل.۷۰
-احساس با قدرت بودن(تاثیر گذار بودن)۷۰
-اعتماد(به دولت،به شوراها و اعضای آن).۷۰
-کاهش وابستگی روانی به دولت(نداشتن نگرش پدرمآبانه یا آقا بالاسری نسبت به دولت).۷۱
ب)تعریف عملیاتی.۷۱
معرفی روستای موردنظر.۷۵

 

روش تحقیق و تکنیک جمع آوری اطلاعات۷۶
جامعه و نمونه آماری..۷۷
روش تجزیه و تحلیل. ۷۸
 اعتبار وپایایی پرسشها و سوالات تحقیق..۷۸
 
فصل چهارم:یافته های پژوهش
الف)یافته های توصیفی۸۰
ب)یافته های تبیینی۱۰۷
 
فصل پنجم:نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
نتیجه گیری.۱۲۲
ارائه پیشنهادات۱۲۷
منابع.۱۲۸

ضمائم
پرسش نامه۱۳۵
مقدمه:
با تمام شدن جنگ جهانی دوم دولت ها و کشورهای اروپایی به دنبال راهی برای حل بحران های ناشی از جنگ و حرکت به سوی توسعه بودند و راه ها و استراتژی های گوناگونی را طرح ریزی کردند تا بتوانند به توسعه برسند.در روند تکاملی نظریه های توسعه که از طرف این کشورها مطرح شد مفاهیم جدیدی مطرح می کردند،که بتوانند ضعف های قبلی نظریات خود را بپوشانند از جمله این مفاهیم:مشارکت (سیاسی،اجتماعی،فرهنگی) مردم،توسعه مردمی،نهادهای محلی ومردمی(مثل شوراها، انجمن های مردم نهاد)بود.
واژه های«مشارکت»و«مشارکت مردمی»برای اولین بار در اواخر دهه ۱۹۵۰پا به عرصه ظهور گذاشت. افراد فعالی که به قطار توسعه پیوسته بودند تا به مردم ستمدیده کمک کنند،واقعیتی را در پیش خود می دیدندکه با انتظارات اولیه آنها کاملا فرق داشت.این باعث شد که بیشتر شکست های طرح های توسعه به فقدان مشارکت مردم در فرایند طراحی و اجرای این طرح ها نسبت داده شود.اکثریت قاطع آنها در جهت مخالفت با استراتژی عمل«از بالا به پایین»گام برداشته و از مشارکت و روش های تعامل مشارکتی به عنوان یکی از جنبه های ضروری توسعه حمایت کردند.بر مبنای پیشنهادات بسیاری از کارشناسان تعدادی از سازمان های کمک دهنده عمده بین المللی تاکید کردند که طرح های توسعه به خاطر کنار گذاشتن مردم با شکست مواجه شده اند.کشف جدید این بود که اگر مردم محلی وارد گود شوند و به طور فعالانه در طرح ها مشارکت داشته باشند،موفقیت بیشتری با هزینه کمتری-حتی از نظر مالی-بدست خواهد آمد.اجماعی که بین برنامه ریزان،سازمانهای غیر دولتی و دست اندرکاران به وجود آمد،تغییرات مهمی را در روابط بین گروه ها و افراد فعال در فرایند توسعه ایجاد کرد.واژه ای که قبلا توسط اقتصاددانان،برنامه ریزان و سیاست مداران نادیده گرفته می شد،اینک ناگهان معنای منفی خود را از دست داده بود.حتی«شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل متحد»به کشورهای عضو خود پیشنهاد کرد که«مشارکت را به عنوان سیاستی اساسی در استراتژی های توسعه ملی قلمداد کنند».بدین ترتیب امروزه مشارکت یکی ازمقبولترین مفاهیمی است که حتی حکومت های سرکوبگر کوشیده اند آنرا به عنوان یک هدف ترویج کنند(رهنما،۱۱۷:۱۳۷۷).
فرایند مشارکت به عنوان فراگرد توانمند سازی برسه ارزش بنیادی سهیم کردن مردم در قدرت،راه دادن به نظارت بر سرنوشت خویش وبازگشودن فرصت های

 پیشرفت به روی مردم تاکید دارد.یکی ازباارزش ترین جنبه های مشارکت،ازمیان بردن درحاشیه بودن،انسداد وشکوفا نمودن نیروی ابتکار وخلاقیت در انسانها است.انسانها زمانی بیشتر به خود اعتماد پیدا می کنند وبیشتر آرمان های خلاق ارائه می دهند که در زمینه ی تصمیم گیری مشارکت پیدا کنند(غفاری،۱۳۸۶:۱۳)به نظر آلموندAlmond)) و پاول(Pawel)فعالیت های مشارکت جویانه آن دسته ازفعالیت هایی است که شهروند معمولی می کوشد ازراه آنها بر روی سیاستگذاری اعمال نفوذ کند(آلموند وپاول۱۳۸۰:۱۳۸).

مشارکت سیاسی را فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران وشرکت مستقیم وغیر مستقیم در سیاست گذاری تعریف کرده اند.نلسون وهانتینگتون مشارکت سیاسی را فعالیت اعضای جامعه برای تاثیر گذاری بر سیاست های عمومی دانسته اند.در بیشتر تعاریف صورت گرفته از مشارکت سیاسی،خصیصه ی حاکمیت مردم در انتخابات ودخالت در تصمیم گیری ها واداره ی امور کشور ومشارکت آگاهانه وقدرتمندانه مردم درکلیه ی نهادهای اجتماعی است (مصفا،۲۰:۱۳۷۵به نقل از غفاری،۳۰:۱۳۸۶).
شوراها به عنوان یک بازوی فعال در جامعه هستندوبه عنوان نهادهای مدنی نقش مهم در بین مردم ودر توسعه وسازماندهی کشور دارند.شکل گیری شوراهای اسلامی شهری وروستایی یکی از تحولات مهم تاریخ معاصر ایران را رقم زد،زیرا از یکسو راه اندازی شوراها از ابتدای انقلاب اسلامی همواره یکی از آرمانها وآمال مهم بوده است واز سوی دیگر ربط مستقیم وظایف شوراها بازندگی تک تک افراد وتآثیر آن درنهادمند ساختن مشارکت اجتماعی وسیاسی مردم ودخالت آنهادر سرنوشت خود،جایگاه برجسته ای را در مجموعه جریان های اجتماعی به شوراها می بخشد.(خوش فر،۲۹۴:۱۳۸۲)
شوراها در زمینه ی توانایی جلب همکاری های مردم ویا به کمک طلبیدن آنها در حل مسائل منطقه ای نیز نقش مهمی را می توانند به عهده گیرند.عواملی چون عادت کار جمعی وبه سرانجام رساندن امور باکمک یکد یگر پیشینه ای طولانی در روستاها دارد.در روستاها مردم عادت داشتند که کارها را به صورت همیاری تا مرحله ی اجرا پیش ببرند،روستاهای ما نیازمند یک تشکل می باشند که زندگی آنها را سراسری کند واین فقط ازشورا برمی آید که نماینده ی آنهاست ونیز در زمینه ی مشارکت اجتماعی نیز شوراها تنها راه حل هستند.(پیران،۸۱:۱۳۸۲).
شوراهای اسلامی ازلحاظ  اصولی ونظری واجد سه قابلیت مهم اندکه منطبق اند بر الزامات پارادایم جدید توسعه:۱)تشکیل شوراهای روستایی راهی است برای افزایش سرمایه ی اجتماعی در نقاط روستایی کشور
۲)شوراهای روستایی مهم ترین سازوکار برای تقویت دموکراسی مشارکتی در روستاها به شمار می آید.
۳)شوراهای روستایی راهی برای توانمند سازی مردم روستاهاست.(زاهدی،۱۴۳،۱۳۸۲)

مطلب دیگر :


شوراها نیز تبلور ظهور گفتمان مشارکت سیاسی هستند وزمینه را برای توزیع قدرت وکوچکتر شدن ساختار وحوزه ی عمل دولت رافراهم می کند.شوراها نیز جزء نهادهای سیاسی-اجتماعی هستند که اگرچه تعریف وماهیت آنها واز لحاظ تعریف عملی ووظیفه ای باید یک نهاد اجتماعی ومدنی باشند اما بیشتر در حوزه ی سیاسی نمود پیدا کرده است (طالب،۱۶۳:۱۳۸۸).
شوراهای اسلامی روستایی جزء آخرین شیوه های مدیریت روستایی در ایران بوده است وگام های موثری در جهت توسعه اجتماعی-اقتصادی،جلب مشارکت روستاییان ومدیریت روستایی برداشته است (طالب،۳۰۲:۱۳۸۷).

-بیان مساله: 
مشارکت سیاسی یکی از مباحث مهم در حوزه ی توسعه ی سیاسی است.واز طرفی دیگر یکی ازشاخص های توسعه ی سیاسی در کشورها به شمار می رود وتوسعه ی سیاسی خود یکی از ابعاد توسعه ی همه جانبه است.از این رو پرداختن به مقوله ی مشارکت سیاسی می تواند روشنگر یکی از ابعاد توسعه یافتگی باشد.این موضوع به ویژه بعد از دهه ی ۷۰که نظریه های توسعه شکل گرفته بود مطرح شد.از نظر تاریخی در ایران صرفنظر از بعد سیاسی،مشارکت در امورمختلف در شهرها وروستاها کم وبیش وجود داشته است.
از نظر سیاسی واداری در دوران باستان پس از حمله ی اسکندر،بخشی ازآداب ورسوم یونانیان ازجمله تشکیل مجلس نمایندگان،شوراها ومشاوره های روستایی،نهادهای اجتماعی روستایی وارد زندگی ایرانیان شد.در دوران جدید،نخستین الگوی مشارکت که باالهام از تحولات کشورهای اروپایی مانند فرانسه در ایران پیاده شد،تاسیس مجلس شورای ملی بود.در دوران معاصر،انقلاب مشروطیت،نهضت ملی شدن صنعت نفت،انقلاب اسلامی سال۵۷وبرگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوم خردادسال۷۶و۲۲خردادسال۸۸از جمله برهه هایی بوده اند که مشارکت سیاسی ویا بهتر بگوییم مشارکت در امور سیاسی در آنها به حداکثر رسیده است.(وثوقی،۱۱۲:۱۳۸۳)
از طرف دیگر پیدایش هر نهادی درجامعه ،اذهان عمومی را متوجه ضرورت وجودی آن می سازد ودر واقع هیچ نهادی در جامعه شکل نمی گیرد ،مگر اینکه جای خالی وضرورت آن احساس شده باشد.بنابراین،می توان نتیجه گرفت تاچنین مقدمه ای فراهم نشود ،هیچ نهادی پایدار نمی ماند.پدیده ی تفکر شورا ونظام شورایی کشور درچندین سال قبل وتجربه ی عملی آن درسال های اخیر،از این ضرورت حکایت می کند وبیانگر خواست پنهان وآشکار جامعه ومردم در جهان نوین امروزی برای برخورداری از نهادهای مدنی مناسب بااقتصاد این عصر تلقی می شود.نکته ی مهم آن است که تفکر شورا ونظام شورایی،همانند دیگر مفاهیم جوامع نوین  ومدنی،نه یک فرصت وانتخاب بلکه یک مرحله ازرشد فکری وفرهنگی هرجامعه به شمار می آید.مشارکت واقعی مردم در برنامه ریزی،تصمیم سازی،اجرا وارزشیابی پیامدهای یک برنامه از مفاهیم مهم وبا ارزشی است که تحقق تفکر ونظام شورایی رابیشتر می سازد.براین اساس،قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در راستای بستر سازی برای تحقق به مشارکت واقعی مردم در سرنوشت خود واجرای دموکراسی به معنا ومفهوم واقعی آن،ابزارهایی را تدارک دیده است(پاپزن وعلی بیگی،۳۸:۱۳۸۵).
با توجه به اینکه انتخابات شوراهای روستایی یکی از راه های مشارکت (سیاسی) روستاییان است ودرواقع یک زمینه ای فراهم میکند که روستاییان می توانند ابراز وجود کنند ویا عقیده خود را بیان کنند ویا این احساس را داشته باشند که نظرشان مهم است مسئله ی اساسی شناسایی عوامل موثر برمشارکت مردم روستایی در انتخابات شوراهای روستایی است که این عوامل می تواند برگرفته از عوامل اجتماعی،سیاسی ویا فرهنگی واقتصادی باشد.و مهمتر ازآن توجه به این مسئله که نگرش به شورو مشورت در  قانون اساسی ما با نگاه مدرن به شورا به عنوان یکی از نمودهای دموکراسی به معنای غربی تفاوت وجود دارد.درقانون مشورت با اعضای جامعه را تاکید کرده است اما مسئولیت و تصمیم گیری را بر عهده حاکم جامعه گذاشته است،یعنی حاکم جامعه تصمیم نهایی را می گیرد و می تواند نظرش بسیار تاثیر گذار باشد، اما در دموکراسی غربی اصل تصمیم گیری را بر عهده مردم و اکثریت آنها گذاشته است.
-ضرورت واهمیت مسئله:
در باب اهمیت موضوع باید گفت که جامعه ی ایران به خصوص در صدسال اخیر دچار تحولات اساسی شده است که به تعبیری ناشی از قدم نهادن به مرحله ی مدرنیسم است.همزمان با درگیر شدن هرچه بیشتر جامعه با پیامد مدرنیسم ،برخی مفاهیم ودستاوردهای آن مانند انتخابات آزاد،قانون اساسی وحکومت قانون نیز وارد عرصه های زندگی اجتماعی وسیاسی ایرانیان شده است.این ارزشها در تقابل جدی با ارزشهای پدر سالارانه واقتدار گرایانه ای قرار گرفته است که ناشی از سنت دیرینه ی حکومت های مطلقه از نوع استبداد شرقی است.در چند دهه ی اخیر نیز موضوع مشارکت سیاسی در روستاها به دلیل پدید آمدن گروه های جدید روستایی که دارای تحصیلات بالاتر وبرخوردار از وسایل ارتباط جمعی (که خود منجر به آگاهی روستاییان از مسائل مختلف می شود که ممکن است تاثیر مثبت یا منفی در توجه به مسائل مختلف داشته باشد)،امکانات اقتصادی بیشتری هستند ابعاد تازه تری پیدا کرده است.
از طرف دیگر ما می توانیم اهمیت موضوع را در دو قالب کلی مورد بررسی قرار دهیم:
۱.مشارکت سیاسی ونقش آن در توسعه ی سیاسی کشور،که خود نشان دهنده ی میزان اهمیت مردم به اتفاقات سیاسی ومیزان دخالت وشرکت آنها در این اتفاقات است ودر بعضی از مواقع نشان دهنده ی میزان رضایت مردم از دولت یاآن حکومت است وهمچنین می تواند نشان دهنده ی میزان ابراز وجود مردم در مسائل واتفاقات سیاسی ومیزان اهمیت شرکت مردم در این اتفاقات از طرف حکومت یا دولت باشد.
۲.شوراها به طور عام وشوراهای روستایی به طورخاص:شوراها یکی از راه های مداخله یا مشارکت مردم در تصمیماتی است که در جامعه صورت میگیرد ودرروستاها نیز برای اینکه مردم روستایی احساس کنند دارای اهمیت هستند یانظرشان مهم است شوراهای روستایی یکی از راه های جلب رضایت و اهمیت دادن به روستاییان است.
از طرف دیگر نیز این موضوع مورد اهمیت است که به نظر می رسد در روستاها به عنوان اجتماعاتی مبتنی بر روابط شخصی وخویشاوندی (نزدیک به تعریف تونیس از اجتماع)وباتفکیک اجتماعی کم(در معنای موردنظر دورکیم)وخلاصه به علت  اجتماعی-فرهنگی وجغرافیایی خاص اش،سیاست ومشارکت سیاسی معنای ویژه ای داشته باشد متفاوت ازشهرهاست.به این ترتیب که سیاست ومشارکت سیاسی در روستاها بیشتر اعمال روزمره ی زندگی وروابط مستقیم قدرت است.در این حالت دلالت سیاست بیشتر ناظر برملزومات عینی زندگی خواهدبود.یعنی زندگی درروستامنظومه ای همگون ونامتمایزUndifferentiated)) یاکمتر تمایز یافته از شئون مختلف زندگی است وروابط شخصی وچهره به چهره محل انعکاس این زندگی است که طبعا تنیدگی شئون اجتماعی،فرهنگی واقتصادی وسیاسی را در هم ایجاب می کند(یعنی همان جنبه هایی که دراین پایان نامه ازآنها به عنوان عوامل موثر بر مشارکت میخواهیم استفاده کنیم)،به این ترتیب سیاست نیز معنایی معادل اعمال روزمره وچهره به چهره خواهد داشت واین بابرداشت از مشارکت سیاسی یا بهتر بگوییم امر سیاسی در شهرها تفاوت دارد.بدین گونه می توان انتظار داشت که امر سیاسی در شهرها در نقطه ی مقابل آن چه ذکر شد قرارگیرد.در شهرامرسیاسی بیشتر در معنای خاص آن حضور دارد.یعنی به عنوان حوزه ای منفک ومشخص از حیات اجتماعی به همراه روابط ومعنای خاص خودش(فکوهی،۳۴:۱۳۸۳).همانگونه که بالاندیه درکتاب«انسان شناسی سیاسی»بیان می کند یکی ازآثار استعمار به عنوان نیروی تجددبخش،بربافت سیاسی جوامع سنتی،فروکاستن سیاست یا سیاست زدایی بوده است.یعنی تغییرهر امر سیاسی به صورت یک مساله فنی در حوزه ی صلاحیت بوروکراتیک وخروج آن از زندگی روزمره ی مردم.به عبارت دیگر در طی فرایند مدرنیزاسیون شان سیاسی حیات اجتماعی جوامع سنتی وجهه ای متمایز ومشخص به خود می گیرد وازحالت سنتی که در زندگی روزمره وروابط چهره به چهره متجلی می شد،خارج می شود.شوراهای(روستایی)نیز میتواند یکی از این نمادهای مدرنیزاسیون یا مشارکت جدید باشد که وارد زندگی روستاییان شده است (همان:۳۵).
-اهداف (یاسوالات تحقیق):
اهدافی که نگارنده دارد در قالب سوالات زیر مطرح شده است وآنرا می توان به دو دسته ی اهداف اصلی واهداف فرعی تقسیم کرد.
الف)اهداف اصلی(یا سوالات اصلی):
-مهم ترین عوامل تاثیر گذار برمشارکت سیاسی روستاییان از سال ۱۳۷۸(یعنی سالی که قانون تشکیل شوراها وانتخابات آن اجرا شد)چه بوده است؟که ما این عوامل را در ابعاد اقتصادی،سیاسی،فرهنگی واجتماعی بررسی خواهیم کرد وآن را در زمینه ی شرکت مردم در انتخابات شوراهای روستایی نشان می دهیم.

بررسی عوامل مؤثر بر انواع خشونت در میان تماشاگران مسابقات فوتبال

۳-۳-۱- تعریف عملیاتی احساس تعلق اجتماعی ۷۱
۳-۴- سرمایه فرهنگی ۷۲
۳-۵- تعریف عملیاتی سرمایه فرهنگی ۷۳
۳-۶- اعتقادات مذهبی ۷۳
۳-۶-۱- تعریف عملیاتی ۷۳
۳-۷- روش تحقیق ۷۴
۳-۷-۱- روش و تکنیک تحقیق ۷۴
۳-۷-۲- جامعه آماری ۷۵
۳-۷-۳- نمونه تحقیق ۷۵
۳-۷-۴- ابزارهای تحقیق ۷۶
۳-۷-۵- شیوه تحلیل داده ها ۷۷
۳-۷-۶- اعتبار و روایی ابزار سنجش ۷۷
فصل ۴- تحلیل داده­ها و آزمون فرضیه­ها ۸۰
۴-۱- مقدمه. ۸۰
۴-۲- آمار توصیفی ۸۱
۴-۳- آمار استنباطی ۱۲۲
۴-۳-۱- بررسی فرضیه فرعی اول ۱۲۲
۴-۳-۲- بررسی فرضیه فرعی دوم ۱۲۳
۴-۳-۳- بررسی فرضیه فرعی سوم ۱۲۵
۴-۳-۴- بررسی فرضیه فرعی چهارم ۱۲۷
۴-۳-۵- بررسی فرضیه فرعی پنجم ۱۲۹
۴-۳-۶- بررسی فرضیه فرعی ششم ۱۳۱
۴-۳-۷- بررسی فرضیه هفتم ۱۳۲


۴-۳-۸- بررسی فرضیه هشتم ۱۳۴
۴-۳-۹- بررسی فرضیه نهم ۱۳۶
فصل ۵- نتیجه  گیری و پیشنهادات ۱۴۰
۵-۱- نتیجه گیری ۱۴۰
۵-۲- پیشنهادات ۱۴۵

۱-۱-             مقدمه

شناخت ورزش در یک چهارچوب جامعه شناختی نیاز به توصیف آن به عنوان یک پدیده اجتماعی را مطرح می‌سازد.بین جامعه شناسایی که به بررسی و مطالعه ورزش پرداخته اند توافق نظر درباره ارائه تعریفی از ورزش وجود ندارد،وحتی بعضی با این استدلال که مفهوم ورزش نشان از برساخته ای اجتماعی دارد که در فرهنگ های مختلف و زمان های گوناگون تعریف متفاوت دارد ارائه تعریف از ورزش را غیر ممکن دانسته اند.بعضی جامعه شناسان،ورزش را نهادی اجتماعی می دانند که هسته اصلی آن را رقابت مبتنی بر مهارت و استراتژی تشکیل می دهد(صدیق سروستانی،۱۳۷۲ :۵۰)
نیکسون و فری ورزش را رقابت فیزیکی نهادی شده ای می دانند که در یک ساختار رسمی سازمان یافته یا جمعی انجام پذیرد.
در مجموع می توان گفت ورزش نهادی اجتماعی است که می تواند شیوه زندگی اکثر قریب به اتفاق مردم را تحت تأثیر قرار دهد(همان،۱۳۷۲ :۴۷ )بنابراین فعالیت های ورزشی فعالیت های رسمی و نهادی شده هستند به این معنا که جزئی منظم و هدفمند از زندگی اجتماعی به شمار می‌‌‌‌‌آیند.
جامعه شناسی ورزش رشته ای جدید است که مانند سایر رشته های جامعه شناسی به تفسیر و پیش بینی واقعیت های اجتماعی و چگونگی دگرگونی آنها می‌پردازد.علاوه بر این ،در این رشته فراگردهای اجتماعی نیز مورد بررسی قرار می گیرد،فراگرد‌های اجتماعی نیروهای پویایی  هستند که در کنش متقابل با یکدیگر می توانند عناصر موجود در ساختار و فرهنگ اجتماعی را تقویت کرده و یا اینکه آنها را به شکل تازه ای درمی‌آورند.از جمله فراگردهای اجتماعی که در  نهاد ورزش صورت می گیرد می توان به رقابت،مبادله اجتماعی،تخصیص منابع،روابط منزلتی،قدرت کجروی،کنترل،ستیز،همکاری،سازگاری،جامعه پذیری،عملکرد گروهی و خشونت و پرخاشگری اشاره کرد(نیکسون و فری[۱]،۱۹۹۶ :۷)
به این ترتیب باید گفت جامعه شناسی ورزش به ارتباط بین ورزش و جامعه می پردازد و نه به افراد، بلکه به محیط های اجتماعی توجه دارد.

مطلب دیگر :


در بین فعالیت های گوناگون ورزشی بی تردید ورزش فوتبال پرطرفدارترین و پربیننده ترین رشته ورزشی است. فوتبال بیش از اینکه یک ورزش ساده باشد پدیده ای پیچیده است که باید مانند سایر پدیده های اجتماعی به آن نگاه کرد(فتحی،۱۳۶۳).
در طی مطالعاتی‌که تحلیلگران اجتماعی درباره ارزش ها و الگو های رایج در ورزش فوتبال داشته اند، یکی از مسائل مهمی که توجه آنها را جلب کرده ،حوادث و رویدادهای خشونت بار مربوط به این ورزش است که هر از چندگاهی جلوه هایی از آن را می‌توان در بازی های داخلی و بین المللی مشاهده کرد. با توجه به حساسیتی که روی این ورزش وجود دارد،متأسفانه در موارد زیادی مشاهده شده است که عده ای از تماشاگران فوتبال پس از بازی و در حین آن به دلایلی اقدام به اعمال خشونت آمیز از قبیل دشنام،پرتاب اشیاء و مواد آتش زا به داخل زمین و درگیر شدن با هواداران تیم مقابل،تخریب اموال دولتی و خصوصی می کنند که این حرکات صدمات و پیامدهای مختلفی را برای یک تیم،تماشاگران و یا حتی کشور به همراه دارد.
ورزش فوتبال نه تنها دارای بعد تفریحی و ورزشی است بلکه دارای ابعاد فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و حتی سیاسی نیز می باشد.بنابراین خشونت در آن توسط بازیکنان و یا تماشاگران علاوه بر محدودیت هایی که برای یک تیم یا یک کشور از طرف مجامع ملی و بین المللی بوجود می آورد،تبعات منفی اقتصادی،سیاسی و اجتماعی را نیز به همراه دارد.از نظر فرهنگی این گونه برخوردهای ناشایست می تواند وجهه فرهنگی مردم یک جامعه را نزد دیگر جوامع تغییر داده و سبب ارائه تصویر نامناسب از ارزش های یک جامعه گردد.علاوه بر آن ممکن است ضررهای مالی و جانی را به همراه داشته باشد،که نمونه‌ آن در موارد زیادی در کشور ایران قابل مشاهده است. تجاری شدن هرچه بیشتر ورزش در جهان نشان دهنده ی این امر است که آرمان های اولیه ی ورزش در حال از میان رفتن است و جنبه ی ضد ورزشی آن پدیدار شده است. در واقع سالهاست که رشته های ورزشی مخصوصا فوتبال از آن حالت ورزشی به عنوان سلامت جسم و جان و گذران اوقات فراغت خارج شده و رفته رفته جریان ورزش آماتوری به ورزش حرفه ای تبدیل شده است (کشمیری،۲۸:۱۳۸۱).
اوباشگری به عنوان آشکارترین جلوه اجتماعی خشونت در ورزش فوتبال به شکل امروزین خود ابتدا در دهه ی ۱۹۶۰ و در عرصه رقابت های فوتبال بریتانیا مورد توجه قرار گرفت و به عنوان معضل مطرح گردید.در دهه ی ۱۹۸۰ اوباشگری به صورت پدیده ای رایج در اکثر کشورهای اروپایی درآمد و در این دهه برنامه ریزی تاکتیکی و ساختار نظامی بدیل به ویژگی رفتاری اوباشگری شد.اوج فاجعه اوباشگری اروپایی به سال ۱۹۸۱ مربوط می شود.زمانی که برخورد مصیبت بار طرفداران دو تیم باشگاهی لیورپول از انگلیس و یوونتوس از ایتالیا در جریان برگزاری رقابت برای فتح جام قهرمانی باشگاه های اروپا در ورزشگاه شهر بروکسل رخ داد و طی آن ۳۸ نفر کشته و ۲۰۰ نفر زخمی شدند . در حال حاضر تقریباً هر هفته در ورزشگاه‌ها یا محیط های پیرامون آن در بسیاری از کشورها رفتار خشونت آمیزی رخ می‌دهند(رحمتی،۵۷:۱۳۸۲)
سابقه برگزاری دیدارهای باشگاهی فوتبال ایران به اوایل دهه ۱۳۵۰ شمسی باز می‌گردد، که مسابقات قهرمانی باشگاه‌های کشور تحت عنوان جام تخت جمشید آغاز گردید.آغاز خشونت و پرخاشگری در فوتبال کشورمان به سال ۵۲ برمی‌گردد، که در جریان بازیهای باشگاهی بین برخی از ورزشکاران-نه تماشاگران-درگیری هایی رخ داد.پس از آن  گاه و بیگاه در جریان برخی از بازیها بین تیم رقیب،یا بین بازیکنان تیم رقیب،یا بین بازیکنان و مربیان با داوران برخوردهای خشونت آمیز رخ داد.اما این برخوردها هیچگاه به تماشاگران سرایت نکرد و تماشاگران و طرفداران تیمها جز در چارچوب هنجارهای مربوط به خود در داخل ورزشگاه‌ها که در نهایت به شعارهای توهین آمیز ختم می‌شد با یکدیگر به شکل فیزیکی درگیر نمی‌شدند.افزون بر این،موارد مربوط به خرابکاری و آشوب گری به میزانی تقریباً طبیعی و در حد قابل اغماض رخ می داد.
نخستین درگیری جدی بین تماشگران مسابقات فوتبال به آبان ماه ۱۳۵۸ مربوط می‌گردد.در این تاریخ در جریان بازی دوستانه بین دو تیم استقلال و پرسپولیس در استادیوم آزادی تهران  در اواخر بازی در حالی که نتیجه به سود تیم استقلال بود،طرفداران تیم پرسپولیس به درون بازی هجوم آوردند و بازی نیمه تمام قطع گردید.پس از آن در سال ۶۱ آشوبها و اغتشاشات طرفداران فوتبال مجدداً نمودار شد.در تاریخ ۲۶ شهریور و در جریان بازی دو تیم استقلال و تهران جوان در حالی که نتیجه مساوی بود با هجوم تماشاگران به درون زمین بازی نیمه تمام ماند.از این تاریخ به بعد عرصه رقابت های باشگاهی فوتبال در شهر تهران شاهد افزایش شعارهای توهین آمیز از جانب طرفداران دو تیم استقلال و پرسپولیس علیه همدیگر و بازیکنان تیم حریف و داوران مسابقات بود.اولین حادثه اوباشگری فوتبال که به اغتشاش اجتماعی انجامید به بازی بین دو تیم پرسپولیس با پاس مربوط می شود که قرار بود در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۶۳ در ورزشگاه شهید شیرودی انجام شود.ازدحام بیش از حد تماشاگران در ورزشگاه شیرودی باعث شد که مسئولان هیأت فوتبال تهران بازی را لغو و به تأخیر انداختند.در پی این تصمیم تماشاگران حاضر در ورزشگاه که تعداد آنها بیش از ۳۰ هزار نفر برآورد می شد به داخل زمین هجوم آوردند.دیرک های دروازه را از جا کندند و زمین چمن را به آتش کشیدند .به دنبال دخالت مأموران پلیس،تماشاگران به بیرون ورزشگاه رفتند و به اموال عمومی آسیب رساندند.در پی این حادثه بازی های باشگاهی فوتبال شهر تهران تعطیل اعلام شد.از اوایل دهه ۱۳۷۰ و همزمان با آغاز مسابقات قهرمانی باشگاه های کشور در برخی از مسابقات تماشاگران و طرفداران تیمها مبادرت به انجام حرکات و رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه کرده اند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پرتاب سنگ از سوی تماشاگران به داخل زمین در جریان بازی دو تیم استقلال اهواز و پرسپولیس در ورزشگاه اهواز(۱۳۷۲)
  • درگیری بازیکنان دو تیم پرسپولیس و استقلال در سال ۷۳ که باعث شد بازی بعدی این دو تیم در بندرعباس و بدون تماشاگر برگزار شود.
  • بازی دو تیم استقلال و فجر سپاسی در آبان ماه ۱۳۷۸ به علت اغتشاش و سنگ پرانی تماشاگران نیمه تمام ماند.
  • در جریان بازی استقلال و پرسپولیس در سال ۱۳۷۹ بازیکنان دو تیم به زدوخورد با یکدیگر پرداختند.کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هفت بازیکن از دو تیم را از دو بازی تا ۱۸ ماه محروم کرد.

بررسی عوامل جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در مناطق آزاد تجاری _صنعتی ایران

عوامل جذب ، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، مناطق آزاد[۲] (EPZ) ، ایران، جذب سرمایه گذاری داخلی ، مزایای سرمایه گذاری خارجی ، نرخ بهره ، نرخ تورم
۱_۱_ مقدمه
توسعه اقتصادی نیازمند سرمایه گذاری در بخشها و فعالیتهای مختلف اقتصادی است. بدون سرمایه گذاری در طرحهای زیربنایی و روبنایی نمی توان انتظار گسترش اشتغال، تولید و رفاه اقتصادی را داشت. امروزه بسیاری از کشورهای جهان، تمایل شدیدی به جذب سرمایه های خارجی پیدا کرده اند. یکی از راه های مفید و مناسب بدین منظور ایجاد « مناطق پردازش صادرات » یا مناطق آزاد تجاری صنعتی است. مناطق پردازش صادرات به عنوان برداشتی جدیدتر از مناطق آزاد,  یک مکان جغرافیایی برون بوم   به نسبت کوچک در داخل کشور است که هدف از ایجاد آن , جذب صنایع صادرات گرا با ارائه شرایط مطلوب برای تجارت و سرمایه گذاری است.در مورد EPZ ها تعاریف گوناگونی وجود دارد ; اما وجه مشترک تمام تعاریف این است که این مناطق اغلب در نزدیک بنادر بین المللی یا فرود گاه ها بنا می شوند , واردات مواد خام , تولیدات واسطه ای , تجهیزات و ماشین آلات برای تولیدات صادراتی مشمول حقوق گمرکی نیست و  در آنجا بنگاه های خارجی تولید کننده ی کالا های صنعتی , از شمار زیادی از انگیزه های مالی بهره می برند و این نواحی صنعتی , اغلب در محدوده ده تا سیصد هکتاری محصور شده و در آن , برای بنگاه ها شرایط مناسب وآزاد کسب وکار فراهم شده است.از دهه ۱۹۵۰EPZ ها بطور فزاینده ای , هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه , به مثابه ابزاری برای بهبود سرمایه گذاری مستقیم خارجی صادرات گرا ایجاد شده اند ; در حقیقت , اغلب برندگان جذب FDI , حداقل یک EPZ   (اغلب بیش از یک منطقه ) برای ایجاد صنایع صادراتی ایجاد کرده اند که در بین کشورهای در حال توسعه , بیشتر این مناطق در آسیا واقع شده اند. اهداف اولیه از ایجاد منطقه آزاد بدین شرح است : ۱_ ایجاد در آمد ارزی به وسیله بهبود صادرات کالاهای غیر سنتی ; ۲_ اشتغال زایی برای کم نمودن بیکاری یا مشکلات ناشی از بیکاری یا مشکلات ناشی از بیکاری در کشور و درآمد زایی ۳_ جذب FDI و انتقال تکنولوژی , انتشار دانش و اثراتتظاهری که این موارد به مانند کاتالیزوری برای بنگاه های داخلی در گیر در تولید کالاهای غیر سنتی عمل می کند.در مناطق آزاد , به طور نامحدود واردات مواد خام  , داده های واسطه ای و کالاهای سرمایه ای به صورت معاف از حقوق گمرکی برای تولیدات صادراتی مهیا بوده و تشریفات زائد دولتی کمتر و انعطاف پذیری قوانین کار برای بنگاه ها در مناطق , نسبت به بازار داخلی بیشتر است.از سوی کشور میزبان , به بنگاه های EPZ ها, بخشودگی و معافیت مالیاتی و امتیاز اعطا می شود و در

 این مناطق , خدمات ارتباطی و سایر زیر ساختها, مطلوبتر از حد متوسط مابقی اقتصاد میزبان , موجود است . از نظر مالکیت , بنگاه های این مناطق , می توانند داخلی, بین المللی

مطلب دیگر :

ارتباطات بین فردی - دانلود فایل های پایان نامه

 یا به صورت سرمایه گذاری مشترک باشند.

۱_۲_ بیان مسئله
نکته اساسی که از بعد نظری و تجربیات کشورها می توان دریافت , نقش برجسته FDI در فعالیتهای  EPZ ها ست; به عبارتی , تمام اهداف مورد انتظار از مناطق ,شامل ایجاد درآمد ارزی وبهبود صادرات _ که منجر به نام گذاری مناطق آزاد به عنوان مناطق پردازش صادرات شده _ در گروی جذب FDI است و بدون جذب آن یا جذب کم آن , این اهداف به نحو شایسته تحقق نمی پذیرند. نرخ تورم بالا و جذب کم سرمایه گذاری داخلی به مناطق آزاد , نشانگر زنگ خطری برای کشور است که این موضوع از یک سو باعث کاهش سرمایه گذاری خارجی به مناطق و از سوی دیگرجذب کم سرمایه گذاری داخلی نیز به دلیل اثر مکملی آن بر جذب مستقیم خارجی , جذب مستقیم سرمایه گذاری خارجی به مناطق را کاهش می دهد.
۱_۳_ضرورت تحقیق
ضرورت تحقیق از آن جهت است که با تو جه به رکود اقتصادی که کشور با آن مواجه است جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی می تواند مرهمی قوی برای بهبود وضعیت بیمار اقتصادی کشور باشد و موجبات رشد و شکوفایی اقتصادی را فراهم سازد.
۱_۴_اهمیت تحقیق
اهمیت تحقیق از آن جهت است که جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی باعث تقویت بخش تولید و بخش صادرات شده وبه دنبال آن موجب کاهش بیکاری و بالا بردن در آمد ارزی کشور ورونق اقتصادی می شود.
۱_۵_ اهداف تحقیق
۱_۵_۱_  شرایط و محیطی که با عث ایجاد انگیزه در سرمایه گذار کشور مبدا برای FDI  در کشور مقصد می شود .
۱_۵_۲_ شناسایی محدودیتهای ایران در جذب FDI .
۱_۵_۳_ علل عدم موفقیت ایران در جذب FDI .
۱_۵_۴_ تعیین کننده های مکان FDI در کشور میزبان .
۱_۶_سوالات پژوهش
۱_۶_۱_ عوامل موثر بر جذب سرمایه گذاری خارجی چیست؟
۱_۶_۲_ چرا شرکتها تمایل دا رند به جای صدورکالاها و خدمات و فروش داراییهای خلق شده خود که به   صورت داراییهای تکنولوژیکی و مهارتهای مدیریت و باز اریابی است ، در خارج سرمایه گذاری کنند؟
۱_۶_۳_ عوارض ناشی از FDI در چه بخشهایی از کشور میتواند نمایان شود ؟

بررسی علل مهاجرت افغان ها به ایران

۲-۱۴-۶- بیکاری و نقش آن در مهاجرت   .72
۲-۱۵- اشتراکات تاریخی – فرهنگی ایران و افغانستان  .73
۲-۱۵-۱- فرهنگ مشترک . ۷۵
۲-۱۵-۲- زبان مشترک  .77
۲-۱۵-۳- دین مشترک ۷۸
۲-۱۶- پیشینه تحقیق ۸۳
۲-۱۶-۱- تحقیقات داخلی ۸۴
۲-۱۶-۲- تحقیقات خارجی ۹۲
۲-۱۷- مبانی نظری ۹۸
۲-۱۷-۱- حوزه های مطالعاتی مهاجرت ۹۹
۲-۱۷-۲- دیدگاه اقتصادی مهاجرت: .۱۰۱
۲-۱۷-۲-۱- الگوی اقتصادی دوبخشی توسعه .۱۰۵
۲-۱۷-۲-۲- نظریه سرمایه گذاری انسانی و هزینه ـ فایده .۱۰۶
۲-۱۷-۲-۳- نظریه اسکوتز و شاستاد .۱۱۱
۲-۱۷-۲-۴- نظریه مایکل تودارو (مدل هریس ـ تودارو) .۱۱۲
۲-۱۷-۳- نظریه کارکردگرایی .۱۱۳
۲-۱۷-۴ مدل دافعه ـ جاذبه ۱۱۵
۲-۱۷-۴-۱- نظریه راونشتاین  .115
۲-۱۷-۴-۲- نظرات استافر و زیپف ۱۱۸
۲-۱۷-۴-۳- نظریه اورت اس . لی  .119
۲-۱۷-۴-۴- نظریه لاوری و راجرز ۱۲۲
۲-۱۷-۵- دیدگاه سیاسی مهاجرت .۱۲۴
۲-۱۷-۶- دیدگاه اجتماعی مهاجرت .۱۲۵
۲-۱۷-۷- دیدگاه فرهنگی مهاجرت ۱۲۷
۲-۱۷-۸- مدل شبکه ای .۱۲۹
۲-۱۷-۹- مدل رفتاری .۱۳۵
۲-۱۷-۱۰- مدل سیستمی ۱۳۸
۲-۱۷-۱۱- مدل وابستگی .۱۴۰
۲-۱۷-۱۲- نظری های روانشناختی مهاجرت ۱۴۲
۲-۱۷-۱۳- مدل معیشتی ۱۴۵
۲-۱۷-۱۴- مدل محرومیت نسبی .۱۴۷
۲-۱۸- چهارچوب نظری تحقیق .۱۴۸
۲-۱۹- مدل مفهومی تحقیق ۱۵۲
۲-۲۰- فرضیه های تحقیق ۱۵۲
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
۳-۱- مقدمه ۱۵۴
۳-۲- مفهوم تحقیق ۱۵۴
۳-۳- فرایند تحقیق ۱۵۴
۳-۴- نوع و روش تحقیق .۱۵۵
۳-۵- واحد و سطح تحلیل .۱۵۵
۳-۶- جامعه و نمونه آماری ۱۵۶
۳-۷- روش و ابزار  جمع آوری اطلاعات .۱۵۷
۳-۸- ابزار تحقیق .۱۵۸
۳-۹- متغیرهای تحقیق ۱۵۹
۳-۹-۱- تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق .۱۶۰
۳-۹-۲- شاخص سازی مؤلفه های پرسشنامه .۱۶۳
۳-۱۰- تعیین روایی و پایایی پرسشنامه .۱۶۷
۳-۱۱- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ۱۶۹
۳-۱۱-۱- آمار توصیفی ۱۶۹
۳-۱۱-۲- آمار استنباطی ۱۶۹
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه .۱۷۱
۴-۲- تجزیه و تحلیل آمار توصیفی تحقیق .۱۷۲
۴-۳- آزمون آمار استنباطی تحقیق ۲۰۱
۴-۳-۱- فرضیه های اصلی . ۲۰۱
۴-۳-۲- فرضیه های فرعی ۲۰۳
فصل پنجم: نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری .۱۱۰
۵-۳- پیشنهادات تحقیق .۲۱۵
۵-۴- محدودیت های تحقیق ۲۲۰
فهرست منابع ۲۲۱
الف) منابع فارسی ۲۲۱
ب) منابع انگلیسی ۲۲۵
فهرست پیوستها ۲۲۷
– مقدمه
گذشته از سابقه ی تاریخی مهاجرت انسان، موضوع مهاجرت پس از انقلاب صنعتی، در اثر تحولات شگرف اقتصادی ـ اجتماعی و رشد علم و تکنولوژی، به عنوان یک مسئله مهم اجتماعی در جوامع بشری، بیشتر مورد توجه دانشمندان و دولتمردان حوزه های مختلف قرار گرفت. جمعیت شناسان معمولاً مهاجرت را در دو نوع: (مهاجرت داخلی و خارجی یا بین المللی) دسته بندی نموده اند، که مهاجرت مردم افغانستان در ردیف مهاجرت بین المللی قرار گرفته است. علت اینکه مهاجرت بین المللی، کانون توجه بسیاری از دانشمندان و دولتمردان حوزه های اجتماعی، اقتصادی و. قرار گرفته است، عمدتاً ناشی از افزایش چشمگیر تعداد مهاجرین در سطح جهان در دوران معاصر است. بر اساس آمار سازمان ملل، «در سال ۲۰۱۰ مهاجران بین المللی ۳.۱ درصد جمعیت جهان را تشکیل داده اند»(زرقانی و موسوی ۱۳۹۲: ۱۶) و نرخ تغییر سالیانه آنها به خصوص در کشورهای توسعه یافته در حال افزایش بوده است(مایگویت[۱]،۲۰۰۸ : ۶۳۷؛ زرقانی و موسوی ۱۳۹۲: ۱۶). به همین سبب «برخی دانشمندان، مفاهیمی همچون: عصر مهاجرت (کاستلز و میلر، ۱۹۹۸)[۲] و شهر جهانی(ساسن[۳]،۲۰۰۱) را مطرح کرده اند»(به نقل از فروتن،۱۳۹۱: ۷۴). علل مهاجرت نیز وابسته به ویژگی های مختلف شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی افراد جامعه، متفاوت است. اگرچه علل مهاجرت های بین المللی، از یک کشور، نسبت به کشور دیگر، متفاوت اند، ولی به صورت کلی صاحب نظران، مهاجرت را بیشتر متأثر از عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و طبیعی مناطق مبدأ و مقصد دانسته اند. چنانکه کوک و بلانگر، بر این عقیده اند که: «فقر یا عدم امنیت اقتصادی و سیاسی، عدم تساهل و مدارا، تحصیلات و اشتغال، فاجعه ها و حوادث طبیعی همواره از عوامل اصلی ایجاد موج های مهاجرتی بوده اند»(کوک و بلانگر، ۲۰۰۶: ۱۴۵). یا به عبارت دیگر و به صورت عموم می توان چنین بیان نمود: «کشش تقاضا، فشار عرضه و عوامل شبکه ای، از جمله عواملی هستند که یک مهاجر را به حرکت واقعی تشویق می کنند»(مارتین،۱۳۸۶: ۶).
علل مهاجرت مردم افغانستان به ایران و سایر کشورها نیز گوناگون بوده و نمی توان آن را تنها به سه دوره جنگ های خارجی و داخلی(اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگهای داخلی، و دوره حکومت طالبان) که گرچه باعث مهاجرت دسته جمعی چندین میلیون نفر به خارج از کشور، بخصوص ایران و پاکستان گردید، منحصر ساخت. مردم افغانستان، بخصوص نیروی کار آن، قبل از دوران جنگ نیز بخاطر کارگری به ایران مهاجرت می کردند. جانسون، نویسنده ی کتاب “افغانستان کشوری در تاریکی”، نوشته است: «قبل از هجوم آوارگان به ایران، که در اثر جنگ شوروی آواره شده بودند، ۶۰۰ هزار افغانی در آنجا کار می‌کردند که در اثر رونق ناشی از ترقی ناگهانی بهای نفت به ایران کشانده شده بودند»(جانسون ۱۳۸۱: ۷۰). وی در خصوص عودت مهاجرین نیز بر این عقیده است: «بسیاری از مهاجرینی که به افغانستان عودت نموده اند، از روی رغبت نبوده، بلکه در اثر فشار حکومت ایران بازگشت نموده اند. زیرا زندگی در ایران به مراتب بهتر از افغانستان است، و آنان به روش زندگی شهری، خدمات بهداشتی، مدارس برای پسران و دختران و انتخاب مواد غذایی در فروشگاه‌ها عادت کرده بودند. یک افغانستانی شاغل در ایران می‌تواند به آسانی یک خانواده به جا مانده در افغانستان را اداره کند و از این‌رو، انگیزه‌های اقتصادی قوی برای اقامت در ایران داشته باشد»(جانسون ۱۳۸۱: ۷۰). پس از ختم جنگ در افغانستان، از سال ۲۰۰۱ تا کنون نیز، روند مهاجرت های دوره ای جوانان و نیروی کار آن کشور به ایران به صورت گسترده جریان داشته است. مهاجرینی که هدف از مهاجرتشان تنها بخاطر فرار از جنگ و ناامنی بود، پس از چند مدتی که جنگ در کشور پایان می یافت، اکثراً دوباره به افغانستان بر می گشتند. نظر به برخی آمارها «از سال ۲۰۰۲ بدینسو، ۶/۵ میلیون مهاجر افغانی از پاکستان و ایران، به افغانستان بازگشت نموده اند»(سایتو، ۱۳۸۷: ۵). اما آن عده مهاجرینی که دوباره به افغانستان بر نگشتند و حتی با وجود روی کار آمدن دولت جدید که زمینه عودت آنها نیز فراهم گردید، ولی هنوزهم حاضر به بازگشت نیستند، علت عدم بازگشت این افراد، برای فعلاً جنگ و فشارهای سیاسی نیست، بلکه عوامل اقتصادی ـ اجتماعی بیشتر تأثیرگذار اند. “مونسوتی” که در زمینه مهاجرت افغان ها در کشور پاکستان تحقیقات انجام داده است، بر این باور است: «ظاهراً، خانواده های افغان ساکن در ایران و پاکستان، در شرایطی که عوامل جاذبه فرصت های کاری و امکانات بهتر، از عوامل دافعه ی این کشورها قوی باشند، تصمیم به ماندن می گیرند. با وجود اعمال فشار از سوی دولتهای میزبان برای خارج شدن افغان ها از طریق وضع مقررات سخت و شدید، بسته شدن کمپ های پناهندگان، کاهش میزان خدمات رسانی و بوجود آمدن یک محیط شدیداً نامطلوب برای افغان ها، هنوز هم بیش از ۲.۱۵ میلیون افغان ثبت نام شده، از سال ۲۰۰۷ بدین سو در پاکستان و ایران باقی مانده اند»(سایتو و پامیلا، ۱۳۸۶، ۱۷). بنابراین، علل عدم بازگشت مهاجرینی که ابتدا در اثر جنگ به ایران مهاجرت کرده بودند، ولی برای فعلاً ، عامل جنگ تبدیل به عوامل اجتماعی ـ اقتصادی گردیده است. عامل جنگ در مهاجرت افغان ها که در گذشته ها به عنوان محرک اصلی مهاجرت به شمار می رفت، امروزه در روند مهاجرت (چه داخلی و چه خارجی)، یا در روند بازگشت مهاجرین به کشور خود، دیگر به آنصورت موضوعیت و نقش ندارد. زیرا پس از سقوط طالبان، تا کنون بیش از سیزده سال از دوره حکومت جدید سپری شده، که ظاهراً در این دوره، یک امنیت نسبی در کشور برقرار بوده و جنگ یا عوامل سیاسی که باعث آواره شدن افراد جامعه و یا مانع بازگشت مهاجرین شده باشد، وجود نداشته است. آمار بازگشت مهاجرین به افغانستان نشان می دهد که روند مهاجرت مردم افغانستان، یک مرحله ای و وابسته به دوره ی خاص نبوده، بلکه یک نوع مهاجرت دورانی(زنجیره ای) و متحرک است؛ زیرا اکثر مهاجرینی که به افغانستان بازگشت می نمودند، پس از یک مدت زندگی، دوباره دست به مهاجرت می زدند؛ چون شرایط زندگی در افغانستان از لحاظ امکانات رفاهی و زمینه های کاری، نسبت به ایران، در حد خیلی پایین قرار دارد. مهاجرینی که سالها زندگی خود را به ایران در رفاه و آسایش گذرانده و با محیط و فرهنگ ایرانی عادت کرده اند، در کشوری مثل افغانستان که نه امکانات رفاهی وجود دارد و نه امنیت شغلی، زندگی برای آنها سخت می گذرد. از سوی دیگر، مهاجرت به ایران، برای برخی از مردان جوان و نیروی کار افغانستان، مثل یک نوع مسافرت، رسم و رواج پیدا کرده است.

 بسیاری از خانواده های فقیر افغانستان سعی می کنند همیشه یکی از پسران یا مردان شان که توانایی کار کردن را داشته باشد، منحیث یک وسیله جاری کمک مالی، به صورت دوره ای در ایران مصروف کار باشد، تا از این طریق، معیشت زندگی خود را تأمین نمایند. بسیاری از مهاجرین افغانی که امروزه در حاشیه شهرهای ایران به سر می برند، کسانی هستند که قبل از اقدام به مهاجرت، یا از شرایط زندگی مناسب بهره مند نبودند، و یا اینکه در اثر جنگ و ناامنی، ملک و دارایی و خانه های آنها از بین رفته بود. اگرچه در برخی نقاط کشور هنوز هم ناامنی از قبیل(انتحاری، ترور، انفجار ماین و.) وجود دارد، اما این ناامنی ها را نمی توان تنها عامل اصلی عدم بازگشت مهاجرین و یا مهاجرت های فردی جوانان و نیروی کار افغانستان به ایران که در یک دهه اخیر بیشتر به صورت دوره ای(زنجیره ای) رواج پیدا کرده است، دانست. در این تحقیق، علاوه بر مهاجرت های گروهی که در اثر سه دوره ج

نگ و ناامنی صورت گرفته بودند، علل مهاجرت های دوره ای جوانان و نیروی کار مردم افغانستان به ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است.
۱-۲- بیان مسئله
با توجه به اینکه به نظر می رسد در مورد مهاجرت مردم افغانستان به ایران، تا حدی تحقیقات انجام گرفته است، ولی مطالعات عمیق نظری و تجربی از جهت کمی و کیفی به صورت کافی انجام نشده است، بلکه بیشتری تحقیقات در این زمینه، بررسی های میدانی، اسنادی و گزارش های تحقیقی هستند که اکثراً به پیامدهای مهاجرین، سازگاری و انقطباق آنها با جامعه مقصد، مسئله ی بازگشت مهاجرین به کشور خود و. پرداخته اند. اما در مورد علل مهاجرت آنها به ایران با توجه به شرایط مبدأ و مقصد، به خصوص مهاجرت های دوره ای (زنجیره ای) نیروی کار، که با هدف تأمین معیشت زندگی خانواده های خود در افغانستان، که علاوه بر مهاجرت های گروهی، از گذشته ها تا به امروز ادامه داشته است، این یکی از نخستین تحقیقاتی است که در ایران، این مسئله را مورد بررسی قرار داده است. به هر اندازه که تا کنون این تحقیقات را بررسی نمودم، ویژگی این تحقیق بیشتر متمرکز بر نگرش خود مهاجرین نسبت به علل مهاجرتشان به ایران، با توجه به شرایط مبدأ و مقصد است. یعنی عواملی دافعه که در کشور مبدأ(افغانستان) باعث مهاجرت ساکنین آن گردیده و عواملی که باعث جذب مهاجرین به کشور مقصد( ایران) گردیده، مورد توجه این تحقیق قرار دارند. در مورد مهاجرت، نظریه پردازان دیدگاه ها و نظریات متفاوتی ارائه نموده اند، اما در این تحقیق به این نکات، اهمیت داده شده است. مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای دور و نزدیک، به ویژه ایران، از آن نظر که زائیده عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، بخصوص مسئله فقر و بیکاری بوده، قابل توجه است. چنانکه برخی از صاحب نظران بر این باورند که «مهاجرت ها بیشتر بخاطر فرار از فقر و ناامنی صورت می گیرند»(اسکلدون[۴]، ۲۰۰۸: ۱۲). در خصوص سرچشمه و علل اصلی این نوع مهاجرت، که محوریت این تحقیق را نیز تشکیل داده است، می توان به ساختار قدرت  و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر کشور افغانستان اشاره نمود، که در

مطلب دیگر :

بایگانی‌های دانشجویی - سبز اندیشان کارون -تجربه هایی برای فردای بهتر

 طول تاریخ خود، شاهد جنگها و درگیری های عدیده ی داخلی و خارجی، ناامنی های اجتماعی و. بوده است، که در نتیجه آن، ستون فقرات اقتصاد کشور در هم شکسته شده و شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی، وضعیت زندگی افراد جامعه را با مشکلات مواجه ساخته که این مسئله باعث مهاجرت تعداد زیادی از افراد جامعه گردیده است. اولین مهاجرت و جابجایی دسته جمعی افغانستانی ها به ایران به دهه ۱۸۵۰ و دو دهه اخیر قرن ۱۹میلادی باز می گردد. اما مهاجرت بی سابقه  مردم افغانستان، ابتدا در دوران حمله ارتش سرخ شوری (۱۹۷۸ – ۱۹۸۵)؛ مرحله دوم، پس از شعله ورشدن نزاع های داخلی از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ و مرحله سوم، در زمان “حکومت طالبان” از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ رخ داده است. گذشته از آن، مردم افغانستان بخصوص شیعیان و نیروی کار آن کشور، در دوره های مختلف تاریخی به خاطر زیارت اتبات عالیه و کارگری، به ایران مهاجرت می کردند. دولت و مردم ایران علی رغم تمام مشکلات موجود طی سه دهه اخیر با پذیرایی از مهاجرین افغانستان، توانستند نمونه موفق یک کشور مهاجر پذیر را نشان دهند؛ در حالیکه ایران نیز خود از جمله کشورهای مهاجر فرست به حساب می آید، ولی بازهم مرزهای خود را به روی مهاجرین افغانستان باز گذاشتند، که در «طی این مدت، بیش از سه میلیون افغانی به ایران مهاجرت کردند»(باریکانی،۱۳۸۶: ۱۸۲؛ صادقی، ۱۳۸۶: ۷). اشتراکات زبانی و نزدیکی فرهنگی و مذهبی در کنار “سیاست درهای باز” باعث شد تا بسیاری از مهاجرین افغانی، ایران را برای اقامت انتخاب کنند(زاهدی[۵] ، ۲۰۰۷: ۲۲۵). بر این اساس، سازمان ملل، ایران را بعد از پاکستان، دومین کشور پذیرای مهاجرین و پناهندگان افغانی دانسته است(کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل[۶] ، ۲۰۰۷). طرح آمایش ۱۳۸۴ که برای مهاجرین افغانی در ایران انجام گرفته بود، بر این مدعا نیز صحت می گذارد، طبق بررسی این طرح آمایش، از مجموع ۱۰۲۱۳۲۳ نفر مهاجر افغانی سرشماری شده، از نظر قومی، ۳۹ درصد هزاره، ۲/۲۱ درصد تاجیک، ۵/۸ درصد پشتون و بقیه از قومیت های دیگر بودند. از لحاظ مذهبی نیز ۴/۵۸ درصد را شیعه و ۴/۴۱ درصد را سنی و ۲/۰ درصد را سایر ادیان تشکیل داده بودند(محمودیان،۱۳۸۶: ۴۹). نظر به تحقیقات دیگری که با همکاری دانشگاه تهران و مرکز ارزیابی تحقیقات افغانستان، در سه شهر تهران، مشهد و زاهدان در سال ۱۳۸۴ انجام شده بود، ۴۷ درصد افغانی های مقیم ایران را هزاره، ۳۰ درصد را تاجیک، ۱۳ درصد را پشتون و ۱۰ درصد باقی را ازبک ها، ترکمن ها، بلوچ ها و. تشکیل داده بودند(عباسی[۷] و دیگران، ۲۰۰۵). در مورد اینکه کدام اقشار و طبقات مردم افغانستان بیشتر به ایران مهاجرت کرده اند، باید اذعان نمود که در ابتدای مهاجرت های گروهی، از همه اقشار و طبقات ساکن در مناطق مختلف شهری و روستایی آن کشور[۸]، به ویژه مناطق مرکزی، شامل این مهاجرین بودند، ولی پس از چند مدتی، بسیاری از مهاجرینی که از نظر ثروت یا تخصص، موقعیت مناسبی داشتند، از اینجا دوباره به کشورهای که از لحاظ پیشرفت و توسعه یافتگی در جایگاه بالایی قرار داشتند رفتند، چون ایران را از لحاظ پیشرفت و توسعه یافتگی، برای سرمایه گذاری آنقدر مناسب نمی دیدند. بصورت عموم، بیشتر اقشار و طبقات متوسط و کم توان (غالباً فارسی زبانها، بخصوص شیعیان)، به دلیل نداشتن استطاعت مالی، تخصص کافی و عدم آشنایی به غیر از زبان فارسی، که توان رفتن به کشورهای مترقی تر را نداشتند و برای یافتن کار راحت و در دسترس، ایران را مقصد مهاجرت خود قرار داده و در همینجا باقی ماندند.

مسئله ی دیگری که باید به آن اشاره شود اینست که اگرچه مهاجرین افغانستان در ایران به عنوان طبقه کارگر شناخته شده اند، ولی در حقیقت اینطور نیست؛ بلکه در میان این مهاجرین، تعداد قابل توجهی از سرمایه داران، نخبگان  و چهره های فرهنگی نیز حضور داشتند و هنوزهم دارند. وجود مراکز متعدد آموزشی، فرهنگی، ادبی، سیاسی و برگزاری گردهمایی ها و جشنواره ها در شهرهای مختلف ایران توسط مهاجرین، نشان دهنده ی حضور قابل توجه این افراد به ایران است. به طور مثال: «از سال ۱۳۵۷ به این سو، بیش از ۲۰۰ عنوان نشریه و بیش از هزار عنوان کتاب، توسط مهاجرین افغانستان در ایران انتشار یافته است»(جعفری خانقا، ۱۳۸۲: ۱۱۷). امروزه مهاجرین افغانی، چه به صورت قانونی و چه غیر قانونی، در جمهوری اسلامی ایران حضور گسترده داشته و با وجودی اینکه بیش از یک دهه از دوران حکومت جدید در افغانستان می گذرد، ولی هنوزهم مهاجرین ساکن در ایران علاقه ی برگشتن به کشور خود را ندارند. مهمتر از همه اینکه مهاجرت های فردی جوانان و نیروی کار آن کشور به ایران به صورت دوره ای و اکثراً غیر قانونی، هنوزهم ادامه دارد و همچنان کسانی که با گذرنامه بخاطر زیارت و سیاحت وارد ایران می شوند نیز اکثراً دوباره بر نمی گردند. در این پژوهش، به بررسی علل مهاجرت مردم افغانستان به ایران پرداخته و در پی پاسخ به این سوال هستیم که: کدام عوامل بیشتر بر مهاجرت مردم افغانستان بخصوص مهاجرت های دوره ای به ایران نقش دارند؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
آنچه که در فرایند مهاجرت مردم افغانستان قابل تأمل بوده و بیشتر بر اهمیت بحث مهاجرت می افزاید، چرایی، علل و انگیزه های مهاجرت آنها است، که بستگی به عوامل طبیعی، شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع مبدأ و مقصد دارد. اگرچه تحقیقاتی گذشته در این زمینه، روند مهاجرت آنها به ایران را در سه دوره مهاجرتهای گروهی ناشی از جنگ، محدود ساخته اند؛ در حالیکه وجود عوامل مهم دیگر، از قبیل بروز مخاطرات محیطی (خشکسالی، سیل و.)، احساس ناامنی (حوادث انتحاری، انفجار ماین، ترور و تهدید توسط گروه های تروریستی و.) رفع نیازمندیهای زیستی ـ بیولوژیکی، دسترسی به امکانات و تسهیلات معیشتی، رفاهی، دستیابی به شغل بهتر و درآمد بیشتر، رفع فقر و بیکاری از لحاظ اقتصادی، برآوردن احتیاجات فرهنگی ـ اجتماعی، تحصیل و. نیز از مهم ترین انگیزه های مهاجرت مردم افغانستان محسوب می شوند، که این محرک های حرکتی  می توانند، ریشه در هردو جامعه مبدأ و مقصد داشته باشند.
روند مهاجرت مردم افغانستان به ایران، با توجه به ترکیب قومی و منطقه ای مهاجرین در حرکت از جامعه  مبدأ (مناطق مختلف شهری ـ روستایی، گوناگونی قومی، سطح تحصیلات و.) و انتخاب محل سکونت در جامعه مقصد، نشان می دهد که تنها یک عامل خاص بر مهاجرت آنها دخالت نداشته، بلکه عوامل مختلف در این روند نقش داشته اند. مهاجرت افغانستانی ها به ایران، از جمله مهاجرت های است که علل آن خیلی پیچیده و مختلف بوده و بر این اساس، تحقیق در مورد آن، نیازمند مطالعات دقیق و داشتن معلومات کافی از هردو جامعه مبدأ و مقصد مهاجرت می باشد.
یکی از ویژگی های این تحقیق که بر اهمیت آن بیشتر می افزاید، این است که علاوه بر عوامل سیاسی مؤثر بر مهاجرت های گروهی افغانستانی ها، سایر عواملی را که به آنها اشاره گردید، نیز مورد بررسی قرار داده است. به خصوص مهاجرت های دوره ای (زنجیره ای) نیروی کار افغانستان به ایران، که در طی یک دهه اخیر، به صورت فردی و خانوادگی، در میان خانواده های فقیر و متوسط کشور بیشتر رواج یافته است، از جمله مسائل مهم و جدید هستند که مورد توجه این تحقیق قرار گرفته اند.
نکته ی مهمی که اشاره به آن ضروری به نظر می رسد، اینست که امروزه در افغانستان، علاوه بر مهاجرت نیروی کار، روند مهاجرت نخبگان، تحصیل کرده ها و حتی مقامات ارشد دولتی نیز رو به افزایش است. همچنین در این اواخر، در اثر حوادث طبیعی و ناامنی ها، مهاجرت داخلی مردم افغانستان نیز افزایش یافته است؛ که این مهاجرت داخلی، بر میزان مهاجرت به خارج از کشور، بخصوص به کشورهای همسایه( ایران و پاکستان) نیز تأثیرگذار بوده است.
یکی از مسایلی قابل توجه که در مورد مهاجرت مردم افغانستان به ایران وجود دارد این است که دولت ایران ، با بیش از بیست سال پذیرایی از مهاجرین افغانستان که بعد از پاکستان، دومین کشور مهاجرپذیر در منطقه به شمار رفته است؛ در قسمت مدیریت مهاجرین، در طی این دوره و همچنین در پروسه ی بازگشت آنها به افغانستان، با وجودی امضای قرارداد سه جانبه با کمیساریای عالی ملل متحد در امور پناهندگان و دولت افغانستان، و همچنین با وجودی استفاده از سیاست های سخت گیرانه(ایجاد محدودیت های شغلی، آموزشی و.)، به منظور بازگشت مهاجرین به کشور خودشان، به آن صورت موفق نبوده است. بنابراین، در مورد برنامه ریزی جهت کنترل و مدیریت روند مهاجرت مردم افغانستان به ایران، به خصوص مهاجرت های غیر قانونی و پروسه بازگشت مهاجرین به کشور خود، هردو دولت ایران و افغانستان، در قدم نخست، با بهره گرفتن از تحقیقات انجام شده در این مورد، باید علل اصلی این مهاجرت را با توجه به عوامل و ویژگی های مختلف مبدأ و مقصد، ریشه یابی نموده و سپس از این طریق به راه حل های مناسب جهت کنترل و مدیریت آن اقدام نمایند. در غیر این صورت، مدیریت و یا کنترل روند مهاجرت افغانستانی ها به ایران و دست یافتن به یک نتیجه مطلوب، دشوار به نظر می رسد.
علی رغم مشکلات موجود، بازهم مسئله ی شناخت “علل مهاجرت مردم افغانستان به ایران” از نظر جامعه شناختی، یک ضرورت علمی محسوب می گردد، تا که از این طریق بتوانیم به چگونگی ابعاد گوناگون مهاجرت دسترسی یابیم. بنابراین، امید می رود که این تحقیق، به عنوان یک راهنما و منبع تحقیقی برای پژوهشگران این حوزه در آینده مورد استفاده قرار گرفته و با ارائه پیشنهادات و راه حل های مناسب، جهت کنترل و مدیریت مهاجرت و نیز فراهم ساختن زمینه بازگشت مهاجرین افغانستان به کشور خود، بتواند مشکلات مهاجرین را به درستی و واقع بینانه تبیین نماید. بصورت کلی چند مورد از ضرورت های نظری و عملی این تحقیق را قرار زیر خلاصه می نماییم:
۱-۳-۱- ضرورت نظری:

  • شناسایی علل مهاجرت مردم افغانستان به ایران، با توجه به شرایط جوامع مبدأ و مقصد، به خصوص مهاجرت دوره ای (زنجیره ای) جوانان و نیروی کار.
  • شناسایی ویژگی های فردی، منطقه ای و قومی مهاجرین افغانستان در ایران.
  • شناسایی نظریات و دیدگاه های مهاجرتی در مورد علل مهاجرت مردم افغانستان به ایران.

۱-۳-۲- ضرورت عملی:

  • استفاده و بهره وری در جامعه از نتایج بدست آمده از این تحقیق.
  • ارائه راه کارها در زمینه برنامه ریزی منظم، جهت حل مشکلات مهاجرین.
  • ارائه راه کارهای مناسب برای مسئولین و برنامه ریزان امور اجتماعی که در این زمینه فعالیت دارند، در خصوص برنامه ریزی درست جهت فراهم ساختن زمینه عودت مهاجرین به کشور خود.