۳-۳ روش جمع آوری داده ها ۹۷
۴-۳ جامعه آماری ۹۸
۵-۳ حجم نمونه و روش نمونه گیری ۹۸
۶-۳ شیوه تحلیل داده ها ۱۰۰
۷-۳ سطح تحلیل،واحد تحلیل و واحد مشاهده ۱۰۰
۸-۳ اعتبار ۱۰۰
۹-۳پایایی ۱۰۱
۱۰-۳ سنجش و عملیاتی کردن متغیرهای پژوهش ۱۰۳
۱-۱۰-۳ تعریف نظری و عملیاتی متغیرمستقل پژوهش ۱۰۴
۲-۱۰-۳تعریف نظری و عملیاتی متغیروابسته پژوهش ۱۱۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل
۱-۴ توصیف ۱۱۹
۱-۱-۴توصیف متغیر های زمینه ای ۱۱۹
۱-۱-۱-۴ جنسیت ۱۱۹
۲-۱-۱-۴ تحصیلات ۱۲۰
۳-۱-۱-۴ سن ۱۲۱
۴-۱-۱-۴ وضعیت تاهل ۱۲۲
۵-۱-۱- ۴ شغل ۱۲۳
۶-۱-۱-۴ درآمد ۱۲۴
۷-۱-۱-۴ وضعیت اقتصادی ۱۲۵
۸-۱-۱-۴ استفاده از رادیو ۱۲۶
۹-۱-۱-۴ استفاده از تلویزیون ۱۲۷
۱۰-۱-۱-۴ فیلم های داخلی ۱۲۸
۱۱-۱-۱-۴ ماهواره ۱۲۹
۱۲-۱-۱-۴ اینترنت ۱۳۰
۱۳-۱-۱-۴ فیلم های خارجی ۱۳۱
۱۴-۱-۱-۴ متغیر مصرف رسانه ای ۱۳۲
۲-۱-۴ توصیف گویه ها ۱۳۳
۱-۲-۱-۴ بعد اعتقادی هویت دینی ۱۳۳
۲-۲-۱-۴ بعد مناسکی هویت دینی ۱۳۴
۳-۲-۱-۴ بعد احساسی – عاطفی هویت دینی ۱۳۵
۴-۲-۱-۴ بعد پیامدی هویت دینی ۱۳۶
۵-۲-۱-۴ بعد فرهنگی هویت دینی ۱۳۷
۶-۲-۱-۴ بعد تعلقی هویت دینی ۱۳۸
۷-۲-۱-۴ بعد اجتماعی هویت دینی ۱۳۹
۸-۲-۱-۴ بعد جراحی زیبائی مدیریت بدن ۱۴۰
۹-۲-۱-۴ بعد رویه های لاغری و تناسب اندام مدیریت بدن ۱۴۱
۱۰-۲-۱-۴ بعد مد ووضعیت پوشش ۱۴۲
۱۱-۲-۱-۴ بعد مراقبت های آرایشی – بهداشتی مدیریت بدن ۱۴۳
۳-۱-۴ توصیف ابعاد ۱۴۴
۱-۳-۱-۴ توصیف بعد اعتقادی ۱۴۴
۲-۳-۱-۴ توصیف بعد مناسکی ۱۴۵
۳-۳-۱-۴ توصیف بعد احساسی ۱۴۶
۴-۳-۱-۴ توصیف بعد پیامدی ۱۴۷
۵-۳-۱-۴ توصیف بعد فرهنگی ۱۴۸
۶-۳-۱-۴ توصیف بعدتعلقی ۱۴۹
۷-۳-۱-۴ توصیف بعد اجتماعی ۱۵۰
۸-۳-۱-۴ توصیف بعدجراحی پزشکی ۱۵۱
۹-۳-۱-۴ توصیف بعد رویه های لاغری و تناسب اندام ۱۵۲
۱۰-۳-۱-۴ توصیف بعدمد و ضعیت پوشش ۱۵۳
۱۱-۳-۱-۴ توصیف بعد مراقبت های آرایشی-بهداشتی ۱۵۴
۴-۱-۴ توصیف مفاهیم ۱۵۵
۱-۴-۱-۴ مفهوم هویت دینی ۱۵۵
۲-۴-۱-۴ مفهوم مدیریت بدن ۱۵۶
۲-۴ تجزیه و تحلیل ۱۵۷
۳-۴ تحلیل رگرسیونی ۱۷۸
۱-۳-۴. ۱۷۸
۲-۳-۴. ۱۷۹
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
منابع ۱۸۹
پیوست ها ۱۹۹
چکیده انگلیسی ۲۰۵
مطلب دیگر :
۱۴
۲-۱- پیشینه نظری:۱۴۲-۱-۱-کیفیت زندگی۱۴۲-۱-۱-۱- تاریخچه کیفیت زندگی۱۴۲-۱-۱-۲- مفهوم کیفیت زندگی۱۹۲-۱-۱-۳- ابعاد کیفیت زندگی۲۶۲-۱-۱-۴- دیدگاه های نظری مربوط به کیفیت زندگی۴۶۲-۱-۱-۵- عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی۶۱۲-۱-۱-۶- جمع بندی کیفیت زندگی۷۰۲-۱-۲- معنویت۷۲۲-۱-۲-۱- تاریخچه مفهوم معنویت۷۲۲-۱-۲-۲- تعاریف معنویت۷۶۲-۱-۲-۳- ابعاد معنویت۸۴۲-۱-۲-۴- تفاوت دین و معنویت۸۷۲-۱-۲-۵- ویژگیهای معنویت و تجارب معنوی۹۱۲-۱-۲-۶- انواع معنویت۹۲۲-۱-۲-۷- رویکردهای مختلف به معنویت۹۴۲-۱-۳- رابطه معنویت با کیفیت زندگی۱۰۵۲-۲- پیشینه پژوهشی۱۱۲۲- ۲- ۲- مطالعات داخلی۱۱۲۲- ۲- ۱- مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور۱۱۴۲-۳- چارچوب نظری و فرضیات تحقیق۱۲۳ فصل سوم: روش شناسی۱۳۳مقدمه۱۳۳۳ـ ۱ ـ مبانی روش تحقیق۱۳۴۳-۲- تعریف متغیرها۱۳۴۳-۲-۱- متغیرهای زمینه ای۱۳۴۳-۲-۲- متغیر مستقل گرایشهای معنوی۱۳۶۳-۲-۳- متغیر وابسته کیفیت زندگی۱۴۰۳-۳- روش تحقیق۱۴۴۳-۴- ابزار گردآوری داده ها۱۴۵۳-۵- جامعه و نمونه آماری۱۴۷۳-۵-۱- جامعه آماری۱۴۷۳-۵-۲- حجم نمونه۱۴۸۳-۵-۳- روش نمونه گیری۱۴۹ فصل چهارم: یافته های پژوهش۱۵۱مقدمه۱۵۱۴-۱- توصیف یافته ها۱۵۱۴-۲- آزمون فرضیات۱۶۹۴-۳- تحلیل رگرسیون۱۸۶ فصل پنجم: بحث در یافته ها۱۹۰مقدمه۱۹۰۵-۱- مرور نتایج پژوهش۱۹۰۵-۲- محدودیت های پژوهش۱۹۸۵-۳- پیشنهادات۱۹۸منابع۲۰۱پیوست:پرسشنامه کیفیت زندگی و گرایشهای معنوی۲۱۶
مقدمه
زندگی بهتر چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ با چه روش هایی می توان سطح کیفیت زندگی را ارتقا بخشید؟ چگونه می توان خوب زندگی کرد؟ این پرسشها و پرسشهایی از این دست مدتهای مدیدی است ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. انسان از دیر باز در پی پاسخگویی به این سوالات بوده است. تاریخچه اینگونه پرسشها که در واقع پرسش از زندگی سعادتمند و خوشبختی می باشد به سرآغاز تاریخ باز می گردد. انسان همواره در این آرزو بوده است که زندگی بهتر و راحتتری داشته باشد. متخصصان علوم اجتماعی و رفتاری در پی یافتن پاسخ و رسیدن به این غایات، نهایت سعی خود را می کنند. بهکامی، مثبت اندیشی، رضایت از کار، تولید و بهره وری و در نهایت، جامعه کامیاب نیز از جمله این غایات هستند. شاید به جرأت بتوان گفت که تلاش بشر در این زمینه، مختص زمان و مکان خاص نبوده است و انسان دارای میراث مشترکی است که حقیقت واحدی را پی می گیرد. مرور تعلیمات شرق دور از سه قرن پیش از میلاد مسیح تا آرای فلاسفه قدیم یونان و از تعلیمات ادیان ابتدایی تا آموزه های پیامبران حاکی از این واقعیت است.
تاریخچه پیدایش مفهوم کیفیت زندگی به دوران ارسطو در ۳۸۵سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. در آن دوران ارسطو زندگی “خوب” یا “بد” یا “خوب انجام دادن کارها” را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است، لیکن در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف پرداخته است و ذکر نموده است سلامتی که در یک فرد بیمار باعث شادی می شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می کند یکسان نیست و به طور مشخص بیان نموده است که شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت
به هر حال در آن زمان شادی یا شادمانه زیستن معادل با آنچه که امروز کیفیت زندگی نام دارد تلقی می شد؛ ولی اصطلاح “کیفیت زندگی” تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود. مفهوم کیفیت زندگی از جمله مسایل مهمی است که ابتدا با گسترش همه جانبه فناوری و فرایند صنعتی شدن در کشورهای غربی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت. گسترش روزافزون فرایند صنعتی شدن که خود را با تولید انبوه کالاها و خدمات متنوع در بعد کمی نشان میدهد، مشکلات زیادی برای بشر مدرن به همراه آورد. درحقیقت، همگام با افزایش جمعیت، شهرنشینی و تمرکز صنایع، سرمایه ها، امکانات و خدمات شهری رشد کرده و شهرهای بزرگ به کلان شهرهای کنونی تبدیل شده اند و مشکلات دشوار و پیچیده ای پدید آمد. .(نجات،۱۳۸۷: ۵۸)
از جمله این مشکلات می توان به پدیده آلودگی هوا و تخریب محیط زیست اشاره کرد که با اضافه شدن فشارها و استرس های روانی، صدمات جبران ناپذیری به بشر وارد کرده است. به همین دلیل توجه بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران به مفهوم کیفیت زندگی معطوف شد تا از این طریق تلاش هایی در راستای ارتقای شرایط زندگی و بهبود بخشیدن به بعد کیفی زندگی بشر صورت گیرد. کیفیت زندگی یکی از مفاهیم بنیادی مطرح در حوزه مطالعات اجتماعی است. امروزه کیفیت زندگی به عنوان عنصر کلیدی در سیاستگذاری و بررسی سیاست های عمومی مورد بحث قرار می گیرد. تغییر عقیده از اینکه فقط پیشرفت های علمی، پزشکی، تکنولوژی می تواند زندگی را بهبود بخشد، به این باور که بهزیستی فردی، خانوادگی، اجتماعی و جامعه از ترکیب این پیشرفت ها به همراه ارزشها و ادراکات فرد از بهزیستی وشرایط محیطی به وجود می آید، از منابع اولیه گرایش به کیفیت زندگی است (Schalock & etal , 2002: 456).
مفهوم کیفیت زندگی دامنه بسیار گسترده ای را در بر می گیرد که طیف وسیعی از شاخصها را شامل می شود از تغذیه و پوشاک گرفته تا مراقبت های بهداشتی، محیط اجتماعی و محیط مادی پیرامون. اگر چه کیفیت زندگی در بعضی از منابع به سطح زندگی ترجمه شده ولی سطح زندگی و پیشرفت مادی فقط یکی از پایه های کیفیت زندگی را شامل می شود. درواقع مفهوم کیفیت زندگی یک متغیر مرکب است که از چندین متغیر متأثر می گردد. تغییر در سطح درآمد مردم، شرایط زندگی، وضع سلامت، محیط، فشار روحی و روانی، فراغت، شادمانی خانوادگی، روابط اجتماعی و چندین متغیر دیگر نظیر آن به شکل مرکب کیفیت زندگی و تغییرات آن را تعیین میکند.
از حدود دهه پنجم قرن بیستم، مفهوم کیفیت زندگی در مطالعات اجتماعی در مورد اقشار مختلف از زنان،کودکان و معلولان مورد بحث قرار گرفته است. باتوجه به اینکه بخش اعظم جمعیت کشورمان را گروه سنی جوانان تشکیل می دهند لذا بررسی کیفیت زندگی و عوامل تأثیر گذار بر آن، خصوصاً در میان جوانان از اهمیت بالایی برخوردار است. از سویی دیگر با در نظر گرفتن اهمیت و نقش دین و خصوصاً باورها و نگرشهای معنوی در زندگی انسان، بررسی رابطه این نوع گرایشات با کیفیت زندگی جالب توجه می نماید. از این رو در این پژوهش به بررسی روابط بین این دو متغیر پرداخته می شود.
۱-۱- بیان مسأله
چندین اندیشه کلیدی مفهوم کیفیت زندگی را بیان می کند. اولین اندیشه این است که افراد درباره کیفیت زندگی نظرات منحصر به فردی دارند و به روش زندگی
فعلی، تجربیات گذشته، امید به آینده، و آرمانهای آنان بستگی دارد. دومین اندیشه این است که کیفیت زندگی به عنوان یک ساختار چند بعدی در بر گیرنده ابعاد مختلف است. در سومین اندیشه، کیفیت زندگی شامل دیدگاه های عینی و ذهنی است.
در سالهای اخیر کیفیت زندگی[۱](QOL) توجه محققین را به خود جلب کرده است. کیفیت زندگی مفهومی وسیع تر از سلامتی است(عبدالهی و محمد پور، ۱۳۸۵: ۴۵). شاخصهای کیفیت زندگی عبارت از: ۱- سلامت روان، ۲- سلامت بدن، ۳- زندگی مناسب خانوادگی، ۴- زندگی مناسب اجتماعی، ۵- آب و هوا و فضای مناسب، ۶- امنیت شغلی، ۷- دارا بودن آزادی، ۸- تساوی جنسی،مطلب دیگر :
بررسی تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن
اجتماعی وسیاسی به کار می رود. شاید به همین وجه باشد که مایکل تودارو بر آن بود که “توسعه” را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروه های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته ، خارج شده وبه سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی ومعنوی بهتر است سوق می یابد.(روکس برو، ۱۳۷۰: ۸)
سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۳، کیفیت زندگی را به عنوان ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی در حوزه های فرهنگی و نظام آموزشی که در آن زندگی می نمایند و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی هایشان تعریف کرده است.یکی از متغیرهایی که به نظر می رسد بر روی کیفیت زندگی تأثیرگذار باشد نگرش مذهبی افراد یا به عبارت کلی تر میزان دینداری و کشش افراد به سمت معنویت می باشد.
دین برای آدمی موهبتی الهی است که او را به یک فلسفه حیات مسلح می کند. دین نیازها و خواسته های بنیادین روانی ، به ویژه نیاز به عشق و جاودانگی، را تحقق می بخشد. باورهای دینی همواره در طی تاریخ حیات بشر با او همراه بوده اند و در هیچ دوره و زمانی بشر بدون اعتقادات دینی نبوده است. به عقیده فرانکل بنیانگذار مکتب معنی درمانی در واقع یک احساس مذهبی عمیق ریشه دار در اعماق ضمیر ناهشیار همه انسانها وجود دارد(شریفی و همکاران، ۱۳۸۷: ۷۷)
با وجود اینکه برای عده بیشماری تأثیر مثبت مذهب بر سلامت جسم و روان امری مسلم بشمار می آید، درباره تأثیر اعتقادات مذهبی بر انسان دیدگاه های ضد و نقیضی وجود دارد(مالتاوی و دی، ۲۰۰۰) . مثلاً بر خلاف ارزیابی منفی فروید و الیس از نقش و تاثیر مذهب، افرادی چون جیمز ، یونگ، آلپورت، مازلو، آدلر و فرام با نگرشی مثبت از پیامدهای جهتگیری مذهبی بر بهداشت روانی سخن گفتهاند( معتمدی و همکاران، ۱۳۸۴: ۱۲۳). بر خلاف الیس، که بر این باور است که دینداری با تفکر غیر عقلانی و اختلالات عاطفی همراه است(الیس، ۱۹۸۰: ۴۵) ، بسیاری از پژوهشگران(کوئینگ و همکاران، ۲۰۰۱: تورسن و هریس، ۲۰۰۲) نشان دادند که عقاید و باورهای مذهبی بر سلامت جسمی و روانی افراد تأثیر مثبت دارند.
پژوهشها نشان می دهند که بین مذهب و معنابخشی زندگی، علائم سلامت جسمی و روانی و بین انجام دادن مناسک دینی و مرگ و میر رابطه محکمی وجود دارد. به این صورت که مذهبی بودن و انجام اعمال مرتبط با آن خطرهای مرتبط با مرگ و میر را کم می کند. انجام دادن مناسک دینی و پیوند اجتماعی مستحکم برخاسته از مذهبی بودن در تأثیر مثبت مذهب بر سلامتی نقشی مثبت دارد(ویلیامز و استرن هال، ۲۰۰۷؛ جمالی، ۱۳۷۹: ۱۳۲)
به همین ترتیب و با در نظر گرفتن نظریات اندیشمندان بزرگ جامعه شناسی درباره رابطه دین و زندگی انسان میتوان به اهمیت این متغیر روی کیفیت زندگی پی برد، بنابراین پژوهش حاضر میکوشد به تبیین این ارتباط بپردازد.
۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق
ایران کشوری است که قسمت اعظم آن را جوانان تشکیل می دهند و توجه به کیفیت زندگی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. جامعه جوان ایرانی امروز ذائقه ها، تمایلات و سبک زندگی خاص خودشان را دنبال میکنند که پاسخ دادن به آنها فراتر از مسائل مادی و تأمین غذا، پوشاک و مسکن می باشد.
تاکنون تحقیقات زیادی پیرامون کیفیت زندگی که بیشتر بر جنبه های عینی و مادی همچون درآمد، غذا و مسکن تأکید داشته اند، انجام شده است و به طور عام پذیرفته شده است که کیفیت زندگی بوسیله عوامل مادی غیر ذهنی تحت تأثیر واقع می شوند و موضوعات تحقیقی، بیشتر بر روی این موارد متمرکز شده است، بنابر این لازم میباشد که به جنبه های زیبا شناختی کیفیت زندگی نیز توجه شود. به طور کلی می توان گفت که انگیزشهای مردم طیف وسیعی از نیازهای ابتدایی به نیازهای پیشرفته را شامل می شود. زمانی که نیازهای اولیه برآورده می شود افراد به طور طبیعی به سمت نیازهای بالاتر حرکت می کنند. نیازهای اقتصادی و امنیتی، نیازهای سطح پایین تر را ارضا می کنند. (kim,2008:85)
با توجه به مسائل مطرح شده در بیان مسأله، آسیب های اجتماعی موجود در جامعه نظیر اعتیاد، خودکشی و ، تحقیقات انجام شده بر روی کیفیت زندگی مردم در کشورهای مختلف توسط موسسات بین المللی و رتبه نامطلوب کشورمان در میان کشورهای دیگر ضرورت هرچه بیشتر تحقیقات پیرامون این موضوع در کشور را توجیه می نماید. همچنین لزوم پرداختن به این موضوع در جامعه شناسی به منظور آزمون نظریه های اجتماعی که به صورت تلویحی به تبیین کیفیت زندگی پرداختهاند ضروری می باشد، بالابردن میزان کیفیت زندگی در میان مردم نه تنها از تکالیف اساسی دولتهای رفاهی و عاملی برای ثبات سیاسی دولتهای در حال توسعه میباشد، بلکه افزایش بهره وری اقتصادی را نیز در پی خواهد داشت.
کیفیت زندگی انسان امروزی ابعاد گسترده ای پیدا کرده و در آینده نه چندان دور پیچیده تر و گسترده تر نیز خواهد شد، همچنان که روند گذشته تا حال مؤید این مطلب است. این پیچیدگی و گستردگی خود نتیجه افزایش آگاهی بشر به عوامل پیدا و پنهان است که زندگی وی را دستخوش تغییر کرده است. ابعاد کیفیت زندگی بشر امروز را شاید بتوان به طور کلی به شرح زیر بیان کرد: سرعت(استفاده هر چه بهتر از زمان، تنوع و انعطاف، پاسخ به نیازهای عملکردی، گذران اوقات زندگی، کار، فراغت، کسب آگاهی و . . . )، امنیت، ایمنی وسلامت(صدیقی،۱۳۸۶: ۳۴).
۱-۳ روش پژوهش ۱۲۰
۲-۳ جامعه آماری ۱۲۱
۳-۳ حجم نمونه و روش نمونه گیری ۱۲۱
۴-۳ تکنیک جمع آوری داده ها ۱۲۴
۸-۳ سنجش متغیرها و عملیاتی کردن پژوهش ۱۲۴
۹-۳ تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش ۱۲۶
۶-۳ اعتباریا روایی ۱۳۵
۷-۳ اعتماد یا پایایی ۱۳۶
۵-۳ شیوه تحلیل داده ها ۱۳۷
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها ۱۳۹
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ۱۸۳
۱-۵ بحث و نتیجه گیری ۱۸۴
۲-۵ پیشنهادات ۱۹۲
۳-۵ محدودیتها ۱۹۳
منابع و مآخذ ۱۹۴
پیوست ۲۰۵
مقدمه
دموکراسی به عنوان یکی از بهترین شیوه های حکومتی از ابتدای شکل گیری جوامع و تمدن ها همواره موردتوجه اندیشمندان و آرمان ملت ها بوده است.امروزه نیز دموکراسی به عنوان یکی از مشخصه های بارز مدرنیته و جهان مدرن به شمار می رود و می توان آن را مهمترین هدف جوامع و یکی از معیارهای اصلی در رشد و توسعه سیاسی آن قلمداد کرد. در زمینه لزوم برقراری دموکراسی، ویژگی های منحصر به فرد دموکراسی، دلایل برتری دموکراسی بر دیگر شیوه های حکومتی و مسایلی دیگر در این حوزه، مطالعات و بررسی های فراوانی صورت گرفته است. به طوری که «مبحث نظری گذار به دموکراسی و زمینه های اجتماعی آن مهمترین مبحث در جامعه شناسی سیاسی به شمار می رود.» (بشیریه، ۱۳۸۴: ۹) اما به طور کلی، دیدگاه های نظری سطح کلان در مورد دموکراسی به طور عمده بر پیش نیازها یا شرایط ساختاری لازم برای گذار به دموکراسی و یا استقرار آن تاکید نموده اند.(عبداللهی و حسین بر، ۱۳۸۵: ۷) درواقع بیشتر استقرار دموکراسی از بالا مورد بررسی قرار گرفته است و شکل گیری دموکراسی در سطوح خرد و در میان افراد جامعه کمتر مورد توجه بوده است. در حالی که، وقتی از دموکراسی و لزوم رسیدن به آن به عنوان یک روش حکومتی سخن می رانیم، باید شرایطی را نیز برای رسیدن به این هدف داشته باشیم و یا اگر فاقد آنیم، برای ایجاد و القای آن همت گماریم. حکومت های دموکراتیک مبتنی بر دموکراسی، برای تحقق اهدافی که مدنظر آن هاست، احتیاج به شهروندان دموکراتیک دارند.(میرابراهیمی،۱۳۸۱: ۸) همان گونه که هانتینگتون معتقد است، جهت گیری های هنجاری شهروندان پیش شرط تحولات دموکراتیک به شمار می رود. در واقع دوام و قوام دموکراسی به وجود شهروندان دموکراتیک یا متمایل به آرمان های دموکراتیک وابسته است. (موحد و دلبری، ۱۳۸۳: ۱۳۷) بدین اعتبار، استقرار و دوام دموکراسی، بدون شهروندانی دموکراتیک که دارای ارزش های دموکراتیک بوده و با آگاهی کامل از حقوق سیاسی خود در جامعه خواهان مشارکت فعال در امور سیاسی جامعه باشند، میسر نخواهد بود.در نتیجه، اولین گام در راه رسیدن به دموکراسی در جامعه وجود شهروندان دموکراتیک می باشد. با توجه به اهمیت شهروندی دموکراتیک در یک نظام سیاسی، شناخت عوامل تأثیرگذار در رشد و گسترش آن ضرورت می یابد. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر این مقوله، سرمایه اجتماعی است. این مفهوم به طور کلی به پیوندها و ارتباطات مبتنی بر اعتماد بین مجموعه های انسانی و سازمان به عنوان منبعی ارزشمند اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء می شود. ایده محوری آن در واژه روابط خلاصه می شود و به عنوان یک اهرم
توفیق آفرین مطرح و مورد اقبال فراوانی نیز واقع شده است. اعضای جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آن قادر به همکاری با یکدیگر می شوند و به این طریق چیزهایی را کسب می کنند که به تنهایی قادر به کسب آن نمی باشند و یا با دشواری بسیار موفق به کسب آن ها می شوند. (وزیری، ۱۳۸۷: ۳) بدین ترتیب، سرمایه اجتماعی با چنین تأثیر فزاینده ای می تواند در ارتباط با پدیده های اجتماعی گوناگونی مطرح گردیده و عملکرد مثبتی از خود بروز دهد. در نتیجه، می توان انتظار داشت با افزایش سرمایه اجتماعی در میان افراد جامعه شاهد گسترش روز افزون ارزش های دموکراتیک و در نتیجه مشارکت فعال در جامعه همراه با رشد و توسعه سیاسی خواهیم بود.
2-1 بیان مسألهمطلب دیگر :
اهداف فرعی :
۵-۱ سوألات پژوهش
سوألات اصلی :