دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی رابطه هویت دینی و مدیریت بدن در بین جوانان ۲۴-۱۵ شهرستان کاشان

۳-۳ روش جمع آوری داده ها ۹۷
۴-۳ جامعه آماری ۹۸
۵-۳ حجم نمونه و روش نمونه گیری ۹۸
۶-۳ شیوه تحلیل داده ها ۱۰۰
۷-۳ سطح تحلیل،واحد تحلیل و واحد مشاهده ۱۰۰
۸-۳ اعتبار ۱۰۰
۹-۳پایایی ۱۰۱
۱۰-۳ سنجش و عملیاتی کردن متغیرهای پژوهش ۱۰۳
۱-۱۰-۳ تعریف نظری و عملیاتی متغیرمستقل پژوهش ۱۰۴
۲-۱۰-۳تعریف نظری و عملیاتی متغیروابسته پژوهش ۱۱۲
فصل چهارم:  تجزیه و تحلیل
۱-۴ توصیف ۱۱۹
۱-۱-۴توصیف متغیر های زمینه ای ۱۱۹
۱-۱-۱-۴ جنسیت ۱۱۹
۲-۱-۱-۴ تحصیلات ۱۲۰
۳-۱-۱-۴ سن ۱۲۱
۴-۱-۱-۴ وضعیت تاهل ۱۲۲
۵-۱-۱- ۴ شغل ۱۲۳
۶-۱-۱-۴ درآمد ۱۲۴
۷-۱-۱-۴ وضعیت اقتصادی ۱۲۵
۸-۱-۱-۴ استفاده از رادیو ۱۲۶
۹-۱-۱-۴ استفاده از تلویزیون ۱۲۷
۱۰-۱-۱-۴ فیلم های داخلی ۱۲۸
۱۱-۱-۱-۴ ماهواره ۱۲۹
۱۲-۱-۱-۴ اینترنت ۱۳۰
۱۳-۱-۱-۴ فیلم های خارجی ۱۳۱
۱۴-۱-۱-۴ متغیر مصرف رسانه ای ۱۳۲
۲-۱-۴ توصیف گویه ها ۱۳۳
۱-۲-۱-۴ بعد اعتقادی هویت دینی ۱۳۳
۲-۲-۱-۴ بعد مناسکی هویت دینی ۱۳۴
۳-۲-۱-۴ بعد احساسی – عاطفی هویت دینی ۱۳۵
۴-۲-۱-۴ بعد پیامدی هویت دینی ۱۳۶
۵-۲-۱-۴ بعد فرهنگی هویت دینی ۱۳۷
۶-۲-۱-۴ بعد تعلقی هویت دینی ۱۳۸
۷-۲-۱-۴ بعد اجتماعی هویت دینی ۱۳۹
۸-۲-۱-۴ بعد جراحی زیبائی مدیریت بدن ۱۴۰
۹-۲-۱-۴ بعد رویه های لاغری و تناسب اندام مدیریت بدن ۱۴۱
۱۰-۲-۱-۴ بعد مد ووضعیت پوشش ۱۴۲
۱۱-۲-۱-۴ بعد مراقبت های آرایشی – بهداشتی مدیریت بدن ۱۴۳
۳-۱-۴ توصیف ابعاد ۱۴۴
۱-۳-۱-۴ توصیف بعد اعتقادی ۱۴۴
۲-۳-۱-۴ توصیف بعد مناسکی ۱۴۵
۳-۳-۱-۴ توصیف بعد احساسی ۱۴۶
۴-۳-۱-۴ توصیف بعد پیامدی ۱۴۷
۵-۳-۱-۴ توصیف بعد فرهنگی ۱۴۸
۶-۳-۱-۴ توصیف بعدتعلقی ۱۴۹
۷-۳-۱-۴ توصیف بعد اجتماعی ۱۵۰
۸-۳-۱-۴ توصیف بعدجراحی پزشکی ۱۵۱
۹-۳-۱-۴ توصیف بعد رویه های لاغری و تناسب اندام ۱۵۲
۱۰-۳-۱-۴ توصیف بعدمد و ضعیت پوشش ۱۵۳
۱۱-۳-۱-۴ توصیف بعد مراقبت های آرایشی-بهداشتی ۱۵۴
۴-۱-۴ توصیف مفاهیم ۱۵۵
۱-۴-۱-۴ مفهوم هویت دینی ۱۵۵
۲-۴-۱-۴ مفهوم مدیریت بدن ۱۵۶
۲-۴ تجزیه و تحلیل ۱۵۷
۳-۴ تحلیل رگرسیونی ۱۷۸
۱-۳-۴. ۱۷۸
۲-۳-۴. ۱۷۹
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
منابع ۱۸۹
پیوست ها ۱۹۹
چکیده انگلیسی ۲۰۵


چکیده
مقدمه:در اواخر قرن بیستم بدن به یکی از مهمترین عرصه های چالش سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی بدل شده و در مباحث و رشته های دانشگاهی برای خود جایگاهی در خور یافته است. دنیای کنونی، دنیای روابط کوتاه و مقطعی است و لذا افراد خود را با ویژگیهای ظاهری و آشکار می‌پذیرند و ظاهر فرد نشان دهنده‌ی هویت فردی اوست بعبارتی منبع اصلی و اولیه شکل گیری ارتباط و تفسیر معنای هر چیزی ظواهر خواهند بود.از آنجا که شکل گیری هویت همان متمایز کردن خویشتن است ،با تنظیم بدن می توان خود را از دیگران متمایز کرد. بدن در دوره ی کنونی به رسانه ای برای هویت تبدیل گشته است.هدف از این پژوهش” بررسی رابطه بین هویت دینی و مدیریت بدن جوانان شهرستان کاشان” است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز می‌باشد. همچنین نظریات افرادی چون: فوکو، ترنر، شیلینگ، الیاس، فدرستون و. نیز در مبانی نظری مطرح شده است .
روش: این پژوهش با روش کمی (پیمایش) و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه و با مقیاس پنج گزینه ای لیکرت  انجام شده است . جامعه آماری آن شامل جوانان ۲۴-۱۵ سال شهرستان کاشان در سال ۱۳۹۲ می‌باشد. حجم جامعه آماری بر اساس گزارش مرکز آمار ایران برابر با ۶۲۵۷۳ است که حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران ۳۸۲ نفر برآورد گردید. روش نمونه گیری ، سهمیه ای است .داده‌ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار spss در دو سطح آمار توصیفی(جداول یک بعدی ،دو بعدی و نمودارها) وآمار استنباطی(همبستگی ،تحلیل واریانس،رگرسیون چند متغیره و.) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
پایایی و روائی:پایائی تحقیق حاضر پس از انجام آزمون مقدماتی و نهایی به دست آمده است.به صورتیکه با بهره گرفتن از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی مفهوم مدیریت بدن ۸/۸۲ درصدو مفهوم هویت دینی ۱/۹۴ درصد است.از آن جایی که ،پایایی بالای ۷۰ درصد پایائی قابل قبولی است ،پایائی دو متغیر وابسته و مستقل پژوهش حاضر در سطح بالا و قابل قبولی است.همچنین برای سنجش اعتبارویا روائی از نظرات اساتید جامعه شناسی و متخصصین مربوطه بهره گرفته شده است.
یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان می دهد که مدیریت بدن در میان جوانان جامعه آماری در حد متوسط و هویت دینی در حد خوبی است. فرضیه اصلی پژوهش تایید می شود که بین مفهوم هویت دینی وابعاد آن با مدیریت بدن رابطه معنادار ولی غیر مستقیمی وجود دارد. همچنین میان مصرف رسانه ای و مدیریت بدن رابطه معنادار و مستقیمی برقرار است. بین متغیرهای سن، درآمد، جنسیت و تاهل با مدیریت بدن رابطه‌ی معنادار وجود داشته ولی بین متغیرهای شغل و تحصیلات با مدیریت بدن رابطه‌ای مشاهده نشد.
واژه‌های کلیدی: مدیریت بدن، جامعه شناسی بدن،هویت ،هویت دینی، جوانان
۱-۱مقدمه:

مطلب دیگر :


در فرهنگ بشری زیبائی جزء مفاهیم مثبت محسوب می شود. زیبایی و زیباسازی بدن یا خودآرایی، ظاهر آرایی و مفاهیم مجاور آن ، مثل : مد ، لباس و . از دیرباز در تمام تمدن ها و فرهنگ ها در مرکز تجربه انسانی قرارداشته است در گذشته نگاه ویژه ای به زیبائی نمی شد و بیشتر به عنوان صفتی برای مسائل ماوراءالطبیعه و همچنین طبیعت استفاده می شد.این بدان معنی نیست که در گذشته زیبائی برای انسان ها مهم نبوده است بلکه بدین معنی است که زیبائی در گذشته برای زنان و مردان دغدغه نبوده است و توجه زیادی به این مسئله نمی شد. اما این مفاهیم در سه دهه اخیر توجه خاص جامعه شناسان، محققان مطالعات فرهنگی و اقتصاددانان به خاطر توجه روزافزون افراد به خصوص جوانان به مسئله زیبائی را به خود جلب نموده است.
زیبائی برای فرد کارکرد های روانی – اجتماعی دارد شاید بتوان با اهمیت ترین کارکرد زیبایی را تسریع و تسهیل برقراری یک رابطه اجتماعی خوب و مناسب دانست.از آنجایی که در عصر کنونی روابط میان افراد به روابطی سرد و مقطعی،سطحی و زودگذر تبدیل شده است ومانند گذشته روابط عاطفی،عمیق و گرم نیست لذا ظاهر افراد می تواند به عنوان مهمترین ملاک برای ارزیابی طرف مقابل باشد و این گواهی بر این مدعاست که بدن ما خواه ناخواه تاثیرات زیادی در روابط اجتماعی دارد.در جامعه در حال تغییر امروزی همبستگی اجتماعی افراد بر اساس تفاوت و گروه بندی های اجتماعی و فردی شکل گرفته است. در این جامعه پویا و پرشتاب که افراد از خاستگاه وجایگاه اجتماعی همدیگر اطلاعی ندارند در اولین برداشت ها و برخورد با یک نفر ظاهر ونماد و نشانه های خارجی اهمیت زیادی در قضاوت افراد نسبت به یکدیگر دارد.بدن مکانی است که در آن افراد تفاوت های جنسیتی، نژاد و قومی و طبقاتی را متجلی می کند. امروزه شاهد توجه روزافزون افراد به بدن خود می‌باشیم. بدن به عنوان وسیله ای می باشد که نمایشگر هویت افراد است. در این جامعه افراد با تغییر ویژگی های ظاهری بدن خود سعی در ساخت بدنی را دارند که از نظر ظاهر، آرایشی و پوشش مورد قبول نظام اجتماعی قرار بگیرد.انسان گرایش به این دارد که زیبا باشد و در نظر دیگران نیز زیبا جلوه کند . برای همین حداکثر سعی اش را می کند تا با ظاهری زیبا در جامعه حضور یابد. امروزه نه تنها در جوامع توسعه یافته مثل آلمان و چین و . بلکه در جوامع در حال توسعه ای مثل ونزوئلا ، ایران و . دغدغه و وسواس خاصی بر قیافه و ظاهر شخص در افراد پدید آمده است ؛ بطوریکه افراد از آخرین دستا وردهای پزشکی و جدیدترین محصولات و خدمات زیبایی، به منظور عبور و نگهداری دارایی ها و سرمایه های فیزیکی خود بهره می برند و بر جذابیت و زیبایی خود می افزایند (شهابی، ۱۳۸۹: ۱۱)این نشان از این دارد که زیبا سازی بدن و یا به زبان جامعه شناسانه مدیریت بدن درمیان افراد جوامع به خصوص جوانان در ابعاد مختلف آن از جمله: جراحی های زیبائی،رویه های لاغری وتناسب اندام، مد و وضعیت پوشش و مراقبت های آرایشی –بهداشتی  روبه افزایش است.دلیل این ادعا را نیز می توان اینگونه گفت که :زمانی اقدام کنندگان به جراحی های زیبائی بیمار بودند و به دلیل آسیبها و صدمات و جراحات پیش آمده حاضر به انجام جراحی زیبائی می شدند.واغلب به صورت پنهانی و مخفیانه بود و از انجام آن شرمگین بودند، اما امروزه جراحی های زیبائی شیوع و افزایش بیش از حد  یافته است و این در حالی است که این عمل ها  در بیشتر موارد غیر ضروری  است و مانند گذشته به صورت مخفیانه نیست و بر عکس به صورت آشکارا و بعنوان یک صفت برای تمایز میان خود و دیگران استفاده می کنند.و این حکایت از افزایش توجه به بدن دارد.در عصر حاضر کمتر کسی است که به زیبائی اهمیت ندهد و دست به مدیریت بدن نزند. زیبائی در عصر کنونی به کالایی مهم بدل شده است و این سبب شده است که بدن دیگر فقط یک بعد جسمانیت و یا فیزیولوژیک نداشته باشد بلکه بعد اجتماعی و فرهنگی نیز پیدا کند.
ما در عصربه قول گیدنز مدرنیته متاخر و شاید پست مدرن زندگی میکنیم .در این زمان می توان شاهد تغییر سبک های زندگی،ارزش ها وهنجار های نوجوانان وجوانان امروزی نسبت به دوره قبل خود بود . پیشرفت در علوم مختلف از جمله : بیوشیمی،پزشکی ، ژنتیک،ورزش، تغذیه و رژیم های غذایی این تصور را در اذهان عمومی به وجود آورده که می توان بدن را مدیریت کرد و دخل و تصرف هایی در آن داشت .در عین حال توجه به بدن، پدیده ای مدرن نیست که فقط به دلیل ظهور سوژه مدرن به وقوع پیوسته باشد. مردم شناسان از پیش بدن را یک پدیده اجتماعی ضروری تلقی می کرده اند . در جوامع ما قبل مدرن بدن به مثابه یک هدف و نشانه بسیار مهم و همه جا حاضر برای نماد گرایی تلقی می شد. خال کوبی ، داغ کردن و نشانه گذاشتن روی جسم یا حتی نقاشی به روی آن سنتی قدیمی محسوب شده است . (غراب ،۳۴:۱۳۸۶)
مدیریت بدن ، ازطریق اعمال و کردارهایی مثل جراحی های زیبائی،رویه های لاغری ،مد و . بیان می شود . از این رهگذر تمایزات رفتاری و نگرشی افراد را نیز می توان از طریق تفسیر الگوهای مدیریت ظاهرشان درک کرد.بدین ترتیب نوع مدیریت بدن افراد به عنوان وسیله ای برای تمایز بخشیدن هویت آنان ، اهمیت و مرکزیت می یابد. بدین سان ، هویت افراد در مدرنیته متأخر بیش تر در فرهنگ بصری یا دیداری و نمودهای عینی همچون بدن آنان نهفته است . (ابراهیمی و بهنوئی گدنه ، ۱۶:۱۳۸۹ )
در دوران معاصر و در جامعه سکولار و غیر دینی کنونی، بدن رکن اساسی « هویت یابی و جلوه ی خود» است .بدن در عصر حاضر رابطه ای مستقیم با هویت یابی افراد پیدا کرده است چراکه بدن اصلی ترین واسط میان فرد و دنیای خارج است .وجود انسانی در بدو امر دارای یک جلوه و نمای بدنی است البته اعضای مختلف ظاهری بدن فرد دارای ارزش های مساوی چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و چه به لحاظ روانی نیستند  .طبیعی است که صورت و سر دارای ارزش های بیشتری در فرهنگ های مختلف باشد.افراد برای هویت یابی خویش دست به دستکاری در بدن خویش می زنند و احساس هویت شخص ،بیش از هر چیز دیگری در بدن فرد و به خصوص در صورت وی متجلی می شود و مدیریت صورت و چهره بیش از هر جای دیگر بدن است چرا که صورت قابل مشاهده ترین جایی است که افراد در روابط اجتماعی از خود بروز می دهند.بعبارت دیگر در جامعه شهری کنونی مصرف و مصرف گرائی مبنائی برای هویت یابی است و در این جامعه صورت ظاهری اشیاء برای مردم جنبه بسیار مهمی خواهد داشت .از میان این ظواهر بدن در دسترس ترین عاملی است که می توان نمایشگر شکل های هویت باشد و بدین سان به یک اصل هویتی تبدیل گردد و می توان گفت در عصر حاضر بدن ، لباس ها ، طرز بیان، اوقات فراغت، ترجیحات خوردن و آشامیدن ،خانه ،اتومبیل،انتخاب محل برای تحصیل و زندگی ،مسافرت ها و به عنوان شاخص های هویت فرد به حساب می آیند.
۲-۱بیان مساله :
با توجه به گسترش جهانی شدن و رواج مدرنیته ،ما در عصری قرار گرفته ایم که می توان از آن به عنوان جامعه بدنی (ترنر ، ۱۹۹۶) و یا عصر بدن (هنکوک و همکاران ، ۲۰۰۰) سخن گفت . جامعه مدرن به تدریج از فضای اولیه خود خارج و وارد دنیای مدرنیته متأخر شده و کم کم از حالت تولید خارج و به محیطی مصرفی تبدیل شده است(ابراهیمی،بهنوئی گدنه،۱۳۸۹). از جمله حوزه هایی که افراد در دوران جدید به آن اهمیت زیادی می دهند حوزه مدیریت بدن و ظاهر است که افراد برای تمایز بخشی و جلب توجه آن را مهم تلقی می کنند.
نگاهی به سلسه مراتب ارزشهای اجتماعی جوامع مختلف در دوره های گوناگون نشان می دهد ، زیبایی یکی از ارزشهای مهم اجتماعی با مصادیق و جلوه های بسیار متنوع است و معمولاً بر آن تأکید بسیار زیادی می شود به گونه ای که محرومیت از آن باعث محرومیت از بسیاری از مزایای اجتماعی می شود . یکی از رایج ترین شیوه های زیبا شدن ، دخل و تصرف آدمی در بدن خویش است که اصطلاحاً از آن بعنوان مدیریت بدن یا مدیریت ظاهر یاد می شود .امروزه در جامعه و فرهنگ خودمان دخترها و پسرهایی را مشاهده می کنیم که بدن خودشان را مدیریت کرده اند پسرهای با موهای مدل دار و اتو کشیده، ابروهای تیغ زده ، پوشیدن شلوارهای جین و بلوزهای مارک دار ، باشگاه های زیبایی اندام و . همچنین دخترهایی با آرایش زیاد، بینی های جراحی شده ، چشم های لنز گذاشته شده ، رژیم های درمانی- غذایی و. گواه این مدعاست. در این دیدگاه بدن به مثابه محصول طبیعی آفرینش لزوماً در زیباترین شکل ممکن نیست بلکه می تواند بسیار بهتر از آن چیزی باشد که هست، بنابراین فرد می کوشد تا آن جایی که برایش میسر است شکل طبیعی بدن خود را به شکل پذیرفته شده اجتماعی آن نزدیک کند.(حیدری چروده و کرمانی،۱۳۹۰) این موارد باعث توجه جامعه شناسان به مقوله بدن شده است و باعث شده بدن انسان در سال های اخیر به موضوعی داغ در جامعه شناسی تبدیل گردد.
از سوی دیگر بافت فرهنگی جامعه ما یک بافت دینی و ارزشی است که ارزشهای دینی و اسلامی در آن اولویت های ویژه ای داراست. دین از اولین و مهمترین نهادهایی بوده است که به بدن عنایات خاصی داشته و آن را در کانون توجهات خود قرار داده است. اسلام دین آراستگی است احادیث و آیات و روایات فراوانی در مورد زیبایی و زیبا بودن در دین اسلام داریم از آن جمله می توان به جمله معروف خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد (الکافی،ص۴۳۸) اشاره کرد.همچنین خداوند در قرآن می فرمایند: «هرگاه به مسجد می روی، خود را بیارای و زینت کن». (اعراف: ۳۱) » این ها نشان از این دارد که همه ابعاد مربوط به زندگی در جامعه ما رنگ و بوی دینی دارد.انسان یک موجود چند بعدی است .انسان موجودی مادی – معنوی است همان رابطه ای که در این تحقیق به دنبال آن هستم یعنی بدن به عنوان یک مقوله مادی و دین به عنوان یک مقوله فرا مادی و معنوی .اسلام دینی است که جامع و کامل در همه شاخه های زندگانی بشری نظریه و سبک دارد .از جمله در مورد مدیریت بدن ،که می توان از آن جمله به سبک پوشش اسلامی ،سبک چهره آرایی اسلامی و . اشاره داشت. سبک زندگی اسلام منظومه‌ای گسترده است که در تمام زوایای زندگی انسان الگو معرفی می‌کند. سبک زندگی اسلامی و به صورت دقیق تر سبک پوشش اسلامی ،سبک چهره آرایی اسلامی،سبک مراقبت های آرایشی –بهداشتی اسلامی و.مطابق دستورات دین اسلام است به طور مثال پوششی که در دین اسلام و در کتاب آسمانی ما قرآن آمده است ، نوعی از پوشش است برای حفظ کرامت انسانی ،حفظ و مصون ماندن از هوا و هوس و . و  به طور کلی یک پوشش برای سعادت زندگی فردی و اجتماعی است ، پوششی که در عین داشتن خصوصیات مورد نیاز یک پوشش ، پوششی تعالی بخش و کامل باشد.هدف اسلام از بیان نوع پوشش زنان و مردان ، ارائه یک پوشش مناسب برای سعادت دنیوی و اخروی است. حال مسأله ای که در پژوهش حاضر مورد بررسی است پارادوکسی است که بین زیبایی جوانان کنونی در عصر حاضر و زیبایی مورد نظر دین اسلام و هویت جوانان وجود دارد.در این پژوهش می خواهیم به مطالعه این مسأله بپردازیم که تا چه اندازه میان هویت دینی جوانان و مدیریت بدنشان رابطه وجود دارد ؟بعبارت دیگر تا چه حد هویت دینی افراد در مدیریت بدنشان تاثیر گذار است؟
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق

بررسی رابطه گرایشهای معنوی با کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه شاهد

۱۴

۲-۱- پیشینه نظری:۱۴۲-۱-۱-کیفیت زندگی۱۴۲-۱-۱-۱- تاریخچه کیفیت زندگی۱۴۲-۱-۱-۲- مفهوم کیفیت زندگی۱۹۲-۱-۱-۳- ابعاد کیفیت زندگی۲۶۲-۱-۱-۴- دیدگاه های نظری مربوط به کیفیت زندگی۴۶۲-۱-۱-۵- عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی۶۱۲-۱-۱-۶- جمع بندی کیفیت زندگی۷۰۲-۱-۲- معنویت۷۲۲-۱-۲-۱- تاریخچه مفهوم معنویت۷۲۲-۱-۲-۲- تعاریف معنویت۷۶۲-۱-۲-۳- ابعاد معنویت۸۴۲-۱-۲-۴- تفاوت دین و معنویت۸۷۲-۱-۲-۵- ویژگی‌های معنویت و تجارب معنوی۹۱۲-۱-۲-۶- انواع معنویت۹۲۲-۱-۲-۷- رویکردهای مختلف به معنویت۹۴۲-۱-۳- رابطه معنویت با کیفیت زندگی۱۰۵۲-۲- پیشینه پژوهشی۱۱۲۲- ۲- ۲- مطالعات داخلی۱۱۲۲- ۲- ۱- مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور۱۱۴۲-۳- چارچوب نظری و فرضیات تحقیق۱۲۳    فصل سوم: روش شناسی۱۳۳مقدمه۱۳۳۳ـ ۱ ـ مبانی روش تحقیق۱۳۴۳-۲- تعریف متغیرها۱۳۴۳-۲-۱- متغیرهای زمینه ای۱۳۴۳-۲-۲- متغیر مستقل گرایشهای معنوی۱۳۶۳-۲-۳- متغیر وابسته کیفیت زندگی۱۴۰۳-۳- روش تحقیق۱۴۴۳-۴- ابزار گردآوری داده ها۱۴۵۳-۵- جامعه و نمونه آماری۱۴۷۳-۵-۱- جامعه آماری۱۴۷۳-۵-۲- حجم نمونه۱۴۸۳-۵-۳- روش نمونه گیری۱۴۹  فصل چهارم: یافته های پژوهش۱۵۱مقدمه۱۵۱۴-۱- توصیف یافته ها۱۵۱۴-۲- آزمون فرضیات۱۶۹۴-۳- تحلیل رگرسیون۱۸۶  فصل پنجم: بحث در یافته ها۱۹۰مقدمه۱۹۰۵-۱- مرور نتایج پژوهش۱۹۰۵-۲- محدودیت های پژوهش۱۹۸۵-۳- پیشنهادات۱۹۸منابع۲۰۱پیوست:پرسشنامه کیفیت زندگی و گرایشهای معنوی۲۱۶

مقدمه
زندگی بهتر چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ با چه روش هایی می توان سطح کیفیت زندگی را ارتقا بخشید؟ چگونه می توان خوب زندگی کرد؟ این پرسشها و پرسشهایی از این دست مدتهای مدیدی است ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. انسان از دیر باز در پی پاسخگویی به این سوالات بوده است. تاریخچه اینگونه پرسشها که در واقع پرسش از زندگی سعادتمند و خوشبختی می باشد به سرآغاز تاریخ باز می گردد. انسان همواره در این آرزو بوده است که زندگی بهتر و راحت‌تری داشته باشد. متخصصان علوم اجتماعی و رفتاری در پی یافتن پاسخ و رسیدن به این غایات، نهایت سعی خود را می کنند. بهکامی، مثبت اندیشی، رضایت از کار، تولید و بهره وری و در نهایت، جامعه کامیاب نیز از جمله این غایات هستند. شاید به جرأت بتوان گفت که تلاش بشر در این زمینه، مختص زمان و مکان خاص نبوده است و انسان دارای میراث مشترکی است که حقیقت واحدی را پی می گیرد. مرور تعلیمات شرق دور از سه قرن پیش از میلاد مسیح تا آرای فلاسفه قدیم یونان و از تعلیمات ادیان ابتدایی تا آموزه های پیامبران حاکی از این واقعیت است.
تاریخچه پیدایش مفهوم کیفیت زندگی به دوران ارسطو در ۳۸۵سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. در آن دوران ارسطو زندگی “خوب” یا  “بد”  یا  “خوب انجام دادن کارها” را به معنی شاد بودن در نظر گرفته است، لیکن در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف پرداخته است و ذکر نموده است سلامتی که در یک فرد بیمار باعث شادی می شود با ثروت که فرد فقیری را شاد می کند یکسان نیست و به طور مشخص بیان نموده است که شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت
به هر حال در آن  زمان شادی یا شادمانه زیستن معادل با آنچه که امروز کیفیت زندگی نام دارد تلقی می شد؛ ولی اصطلاح  “کیفیت زندگی” تا قرن بیستم مورد استفاده قرار نگرفته بود. مفهوم کیفیت زندگی از جمله مسایل مهمی است که ابتدا با گسترش همه جانبه فناوری و فرایند صنعتی شدن در کشورهای غربی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت. گسترش روزافزون فرایند صنعتی شدن که خود را با تولید انبوه کالاها و خدمات متنوع در بعد کمی نشان میدهد، مشکلات زیادی برای بشر مدرن به همراه آورد. درحقیقت، همگام با افزایش جمعیت، شهرنشینی و تمرکز صنایع، سرمایه ها، امکانات و خدمات شهری رشد کرده و شهرهای بزرگ به کلان شهرهای کنونی تبدیل شده اند و مشکلات دشوار و پیچیده ای پدید آمد. .(نجات،۱۳۸۷: ۵۸)
از جمله این مشکلات می توان به پدیده آلودگی هوا و تخریب محیط زیست اشاره کرد که با اضافه شدن فشارها و استرس های روانی، صدمات جبران ناپذیری به بشر وارد کرده است. به همین دلیل توجه بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران به مفهوم کیفیت زندگی معطوف شد تا از این طریق تلاش هایی در راستای ارتقای شرایط زندگی و بهبود بخشیدن به بعد کیفی زندگی بشر صورت گیرد. کیفیت زندگی یکی از مفاهیم بنیادی مطرح در حوزه مطالعات اجتماعی است. امروزه کیفیت زندگی به عنوان عنصر کلیدی در سیاستگذاری و بررسی سیاست های عمومی مورد بحث قرار می گیرد. تغییر عقیده از اینکه فقط پیشرفت های علمی، پزشکی، تکنولوژی می تواند زندگی را بهبود بخشد، به این باور که بهزیستی فردی، خانوادگی، اجتماعی و جامعه از ترکیب این پیشرفت ها به همراه ارزش‌ها و ادراکات فرد از بهزیستی وشرایط محیطی به وجود می آید، از منابع اولیه گرایش به کیفیت زندگی است (Schalock & etal , 2002: 456).
مفهوم کیفیت زندگی دامنه بسیار گسترده ای را در بر می گیرد که طیف وسیعی از  شاخصها را شامل می شود از تغذیه و پوشاک گرفته تا مراقبت های بهداشتی، محیط اجتماعی و محیط مادی پیرامون. اگر چه کیفیت زندگی در بعضی از منابع به سطح زندگی ترجمه شده ولی سطح زندگی و پیشرفت مادی فقط یکی از پایه های کیفیت زندگی را شامل می شود. درواقع مفهوم کیفیت زندگی یک متغیر مرکب است که از چندین متغیر متأثر می گردد. تغییر در سطح درآمد مردم، شرایط زندگی، وضع سلامت، محیط، فشار روحی و روانی، فراغت، شادمانی خانوادگی، روابط اجتماعی و چندین متغیر دیگر نظیر آن به شکل مرکب کیفیت زندگی و تغییرات آن را تعیین می‌کند.
از حدود دهه پنجم قرن بیستم، مفهوم کیفیت زندگی در مطالعات اجتماعی در مورد اقشار مختلف از زنان،کودکان و معلولان مورد بحث قرار گرفته است. باتوجه به اینکه بخش اعظم جمعیت کشورمان را گروه سنی جوانان تشکیل می دهند لذا بررسی کیفیت زندگی و عوامل تأثیر گذار بر آن، خصوصاً در میان جوانان از اهمیت بالایی برخوردار است. از سویی دیگر با در نظر گرفتن اهمیت و نقش دین و خصوصاً باورها  و نگرش‌های معنوی در زندگی انسان، بررسی رابطه این نوع گرایشات با کیفیت زندگی جالب توجه می نماید. از این رو در این پژوهش به بررسی روابط بین این دو متغیر پرداخته می شود.
۱-۱- بیان مسأله
­چندین اندیشه کلیدی مفهوم کیفیت زندگی را بیان می کند. اولین اندیشه این است که افراد درباره کیفیت زندگی نظرات منحصر به  فردی دارند و  به روش  زندگی

 فعلی، تجربیات گذشته، امید به آینده، و آرمانهای آنان بستگی دارد. دومین اندیشه این است که کیفیت زندگی به عنوان یک ساختار چند بعدی در بر گیرنده ابعاد مختلف است. در سومین اندیشه، کیفیت زندگی شامل دیدگاه های عینی و ذهنی است.

در سالهای اخیر کیفیت زندگی[۱](QOL) توجه محققین را به خود جلب کرده است. کیفیت زندگی مفهومی وسیع تر از سلامتی است(عبدالهی و محمد پور، ۱۳۸۵: ۴۵). شاخصهای کیفیت زندگی عبارت از: ۱- سلامت روان، ۲- سلامت بدن، ۳- زندگی مناسب خانوادگی، ۴- زندگی مناسب اجتماعی، ۵- آب و هوا و فضای مناسب، ۶- امنیت شغلی، ۷- دارا بودن آزادی، ۸- تساوی جنسی،
9- امنیت و ثبات سیاسی است(اکونومیست، ۲۰۰۵ ، به نقل از عابدی،۱۳۸۵: ۵). کیفیت زندگی بیش از هر چیز امری نسبی است. برداشت افراد درباره کیفیت زندگیشان با یکدیگر یکسان نیست. بر این اساس شاید بتوان نتیجه گرفت که میان ارزیابی جوانان از واقعیت های زندگی و مطلوبیت زندگی و از آن مهمتر معیارهایی که برای ارزیابی زندگی وجود دارند، با آنچه پدران و مادران و حاکمان و مسئولان جامعه دارند، تفاوت وجود دارد و این شکاف، مدام رو به گسترش بوده و عمیق تر خواهد شد. (­خوارزمی،۱۳۸۸: ۳۵)
در دهه های اخیر جامعه شناسان توجه ویژه ای به مفهوم و واقعیت “زندگی” داشته اند، به طوری که این مفهوم در سالهای اخیر به یکی از مباحث کانونی و مرکزی این علم تبدیل شده است. طرح موضوع هایی چون  سبک زندگی، سرمایه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در زندگی، رضایت از زندگی و کیفیت زندگی جایگاه و اهمیت این توجه را نشان می دهد.کیفیت زندگی مفهومی است که از یک سو برای شناخت ویژگیهای دوران اخیر و تحولات آن و از سوی دیگربه عنوان شاخصی برای نشان دادن نتایج تحولات اقتصادی، اجتماعی وسیاسی به کار می رود(روکس برو، ۱۳۸۰: ۸) کیفیت زندگی یک اندیشه بنیادی است و به شخص و محیط زندگی او توجه کرده، به استانداردهای عالی­ می اندیشد و در بر دارنده مفاهیم مثبتی مانند خوشحالی، موفقیت، ثروت، رفاه، سلامت و رضایت است.
فیتز پتریک نیز در تعریف رفاه، اموری چون شادکامی و خوشبختی را یکی از چشم اندازهای کیفیت زندگی معرفی می کندکه سطح و عمق آن با رفاه ارتباط پیدا می‌کند. در این تعریف رفاه به عنوان یکی از مهم ترین شاخصهای توسعه حالتی است که غالباً به عنوان رضایت یا خرسندی از زندگی بیان می شود. یعنی افراد باید به طور کلی از زندگی خود و ابعاد آن راضی و شادکام باشند. فیتز پتریک برآن است که این احساس احتمالاً بدین سبب شکل می گیرد که فرد به این آگاهی و احساس می‌رسد که آرزوهایش تحقق یافته است و این احساس راحتی را وقتی که با ناکامی ها و شکست هایی مواجه می‌شود، از دست می دهد. به عبارتی دیگر ارتباط بین رفاه و کیفیت زندگی هم در سطح خرد و هم در سطح کلان قابل مشاهده است.(فیتز پتریک، ۱۳۸۱: ۲۰)
کیفیت زندگی مفهومی است که از یک سو برای شناخت ویژگیهای دوران اخیر و تحولات آن و از سوی دیگر به عنوان شاخصی برای نشان دادن نتایج تحولات اقتصادی ،

مطلب دیگر :

بررسی تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن

 اجتماعی وسیاسی به کار می رود. شاید به همین وجه باشد که مایکل تودارو بر آن بود که “توسعه” را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته های افراد و گروه های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوب زندگی گذشته ، خارج شده وبه سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی ومعنوی بهتر است سوق می یابد.(روکس برو، ۱۳۷۰: ۸)

سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۳، کیفیت زندگی را به عنوان ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی در حوزه های فرهنگی و نظام آموزشی که در آن زندگی می نمایند و در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی هایشان تعریف کرده است.
نوردون فلت[۲](۱۹۹۱) کیفیت زندگی را خشنودی از زندگی توصیف نموده است. به نظر او سنجش خشنودی افراد از طریق بررسی تجربه افراد از میزان حصول به آمال و آرزوهایشان انجام پذیر است. این تجربه ممکن است برای افراد دیگر همان معنی و مفهوم را نداشته باشد.(power,2003:70)
سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی را «درک فرد از موقعیت خویش در زندگی، در متن فرهنگی و سیستم های ارزشی که فرد در آن زندگی می کند، در رابطه با هدفها، انتظارات، استانداردها و علایق خود تعریف می کند». این تعریف ابعاد فیزیکی، روانشناختی، سطح استقلال، ارتباطات اجتماعی، ارتباط با محیط و معنویت را شامل می شود. این تعریف این دیدگاه را بیان می‌کند که کیفیت زندگی به ارزیابی ذهنی افراد از کیفیت زندگی اشاره دارد که این خود مبتنی بر زمینه‌های فرهنگی اجتماعی است(power,2003:70).
شاید بتوان گفت تنها بعد از مطرح شدن جامعه شناسی کلان، مفاهیمی نظیر احساس خوشبختی به عنوان شاخصهای پیشرفت اجتماعی در جامعه شناسی به طور اساسی مورد بررسی قرار گرفتند. روت وینهوون جامعه شناس هلندی علت اصلی چنین غفلت دراز مدتی را اولاً تا حدی ناشی از نگاه جامعه شناسانه دانشمندان این علم به علم مورد بررسی‌شان می داند. او اعتقاد دارد جامعه‌شناسان گمان می‌کنند حیات علمی‌شان تنها در گرو بررسی آسیب‌های اجتماعی می‌باشد. ثانیاً اعتقاد به تئوری نسبی بودن احساس خوشبختی و رضایت از زندگی، آن را به یک موضوع ذهنی و روانشناسی بدل نموده است که جامعه شناسان پا در حریم آن نمی‌گذارند. در حالیکه می توان ثابت نمود این مفهوم نسبی نبوده و با تغییر وضعیت محیط می توان احساس خوشبختی بیشتری را برای تعداد بیشتری از افراد فراهم آورد(وینهوون، ۲۰۰۶: ۳).
این مفاهیم(خوشبختی و رضایت از زندگی) که به عنوان ابعاد کیفیت زندگی مطرح هستند نه تنها تحت تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی قرار دارند بلکه پایین بودن میزان آنها خود در بردارنده پیامدهای ناگوار اجتماعی خواهد بود.
بر اساس مطالعات به عمل‌آمده از سوی مؤسسه مرسر[۳] ، شهر تهران در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، از لحاظ کیفیت زندگی در بین دویست و پانزده شهر بزرگ جهان، در مرتبه یکصد و هفتاد و ششم قرار گرفته است. عدم احساس خوشبختی و رضایت از زندگی می تواند مقدمه ای بر بروز آسیب های اجتماعی نظیر خودکشی، اعتیاد و. می باشد. در تحقیقی که درسال ۲۰۰۰ توسط روت وینهوون محقق دانشگاه اراسموس رتردام در هلند انجام گرفت متوسط خوشبختی در میان ۹۰ کشور دنیا مورد بررسی قرار گرفت که ایران در این مدل، جایگاه پنجاهم را کسب نمود. این آمار می تواند بیانگر مسأله بودن موضوع کیفیت زندگی و بررسی آن در کل جمعیت و لزوم پرداختن به آن در سطح اقشار و گروه های مختلف جامعه باشد. لازم به ذکر است با توجه به شاخص های احساس خوشبختی و رضایت از زندگی در بانک داده های جهانی، ایران کشوری است که در معرض خطر بوده و بیماریهایی نظیر افسردگی، استرس و ناراحتی های روحی به شدت در حال شیوع بوده و موجب بالا رفتن آسیب هایی نظیر خودکشی و اعتیاد گشته است. به طوریکه نرخ خودکشی در ایران با توجه به مذهبی بودن جامعه چیزی حدود ۶۲۵ نفر در هر صد هزار نفر است،که این آسیب به شدت رو به افزایش است(اولین همایش آسیب‌های اجتماعی ، ۱۳۸۱).
همچنین آسیبی مانند اعتیاد تبدیل به یک بحران در کشور گردیده است. هر چند آمار دقیقی در میزان معتادین وجود ندارد، اما حقیقت درگیری قشر عظیمی از جامعه در این معضل بر کسی پوشیده نیست و این تا حدی بیانگر وجود ناخرسندی و احساس عدم رضایت در کلان شهری نظیر تهران می‌باشدکه به خاطر گستردگی جغرافیایی و افزایش مهاجرت دچار در هم آمیختگی فرهنگی، بروز آنومی و به تبع آن منزوی شدن افراد گردیده است.
اینگلهارت وقتی در بررسی آمار ۱۵ ساله رضایت از زندگی در کشورهای اروپایی روندهای نسبتاً ثابت را مشاهده می کند، ابتدا آن را به تفاوتهای میان فرهنگی این کشورها ارجاع می دهد و سپس نتیجه می‌گیرد که  یکی از مهمترین علل اختلاف فرهنگی، سطح توسعه اقتصادی جامعه است: امنیت اقتصادی، احساس عمومی رضایت از زندگی را در جامعه افزایش داده و به تدریج باعث پدید آمدن یک هنجار فرهنگی نسبتاً عالی می‌شود (اینگلهارت،۱۳۷۳: ۷۸).
ابعاد و وجوه متعدد کیفیت زندگی نشان می دهد این متغیر تحت تأثیر عوامل زیادی نیز قرار دارد که هر کدام به نوبه خود حائز اهمیت  می باشند. در بسیاری از تحقیقات کیفیت زندگی از منظری روانشناختی مورد بررسی قرار گرفته شده است و به نظر می رسد ابعاد اجتماعی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است بنابراین بررسی وجوه جامعه شناختی تر آن و بررسی تأثیر برخی عوامل اجتماعی روی این متغیر اهمیت زیادی دارد.

یکی از متغیرهایی که به نظر می رسد بر روی کیفیت زندگی تأثیرگذار باشد نگرش مذهبی افراد یا به عبارت کلی تر میزان دینداری و کشش افراد به سمت معنویت می باشد.
دین برای آدمی موهبتی الهی است که او را به یک فلسفه حیات مسلح می کند. دین نیازها و خواسته های بنیادین روانی ، به ویژه نیاز به عشق و جاودانگی، را تحقق می بخشد. باورهای دینی همواره در طی تاریخ حیات بشر با او همراه بوده اند و در هیچ دوره و زمانی بشر بدون اعتقادات دینی نبوده است. به عقیده فرانکل بنیانگذار مکتب معنی درمانی در واقع یک احساس مذهبی عمیق ریشه دار در اعماق ضمیر ناهشیار همه انسانها وجود دارد(شریفی و همکاران، ۱۳۸۷: ۷۷)
با وجود اینکه برای عده بیشماری تأثیر مثبت مذهب بر سلامت جسم و روان امری مسلم بشمار می آید، درباره تأثیر اعتقادات مذهبی بر انسان دیدگاه های ضد و نقیضی وجود دارد(مالتاوی و دی، ۲۰۰۰) . مثلاً بر خلاف ارزیابی منفی فروید و الیس از نقش و تاثیر مذهب، افرادی چون جیمز ، یونگ، آلپورت، مازلو، آدلر و فرام با نگرشی مثبت از پیامدهای جهتگیری مذهبی بر بهداشت روانی سخن گفته‌اند( معتمدی و همکاران، ۱۳۸۴: ۱۲۳). بر خلاف الیس، که بر این باور است که دینداری با تفکر غیر عقلانی و اختلالات عاطفی همراه است(الیس، ۱۹۸۰: ۴۵) ، بسیاری از پژوهشگران(کوئینگ و همکاران، ۲۰۰۱: تورسن و هریس، ۲۰۰۲) نشان دادند که عقاید و باورهای مذهبی بر سلامت جسمی و روانی افراد تأثیر مثبت دارند.
پژوهشها نشان می دهند که بین مذهب و معنابخشی زندگی، علائم سلامت جسمی و روانی و بین انجام دادن مناسک دینی و مرگ و میر رابطه محکمی وجود دارد. به این صورت که مذهبی بودن و انجام اعمال مرتبط با آن خطرهای مرتبط با مرگ و میر را کم می کند. انجام دادن مناسک دینی و پیوند اجتماعی مستحکم برخاسته از مذهبی بودن در تأثیر مثبت مذهب بر سلامتی نقشی مثبت دارد(ویلیامز و استرن هال، ۲۰۰۷؛ جمالی، ۱۳۷۹: ۱۳۲)
به همین ترتیب و با در نظر گرفتن نظریات اندیشمندان بزرگ جامعه شناسی درباره رابطه دین و زندگی انسان می‌توان به اهمیت این متغیر روی کیفیت زندگی پی برد، بنابراین پژوهش حاضر می‌کوشد به تبیین این ارتباط بپردازد.
۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق
ایران کشوری است که قسمت اعظم آن را جوانان تشکیل می دهند و توجه به کیفیت زندگی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. جامعه جوان ایرانی امروز ذائقه ها، تمایلات و سبک زندگی خاص خودشان را دنبال می‌کنند که پاسخ دادن به آنها فراتر از مسائل مادی و تأمین غذا، پوشاک و مسکن می باشد.
تاکنون تحقیقات زیادی پیرامون کیفیت زندگی که بیشتر بر جنبه های عینی و مادی همچون درآمد، غذا و مسکن تأکید داشته اند، انجام شده است و به طور عام پذیرفته شده است که کیفیت زندگی بوسیله عوامل مادی غیر ذهنی تحت تأثیر واقع می شوند و موضوعات تحقیقی، بیشتر بر روی این موارد متمرکز شده است، بنابر این لازم می‌باشد که به جنبه های زیبا شناختی کیفیت زندگی نیز توجه شود. به طور کلی می توان گفت که انگیزشهای مردم طیف وسیعی از نیازهای ابتدایی به نیازهای پیشرفته را شامل می شود. زمانی که نیازهای اولیه برآورده می شود افراد به طور طبیعی به سمت نیازهای بالاتر حرکت می کنند. نیازهای اقتصادی و امنیتی، نیازهای سطح پایین تر را ارضا می کنند. (kim,2008:85)
با توجه به مسائل مطرح شده در بیان مسأله، آسیب های اجتماعی موجود در جامعه نظیر اعتیاد، خودکشی و ، تحقیقات انجام شده بر روی کیفیت زندگی مردم در کشورهای مختلف توسط موسسات بین المللی و رتبه نامطلوب کشورمان در میان کشورهای دیگر ضرورت هرچه بیشتر تحقیقات پیرامون این موضوع در کشور را توجیه می نماید. همچنین لزوم پرداختن به این موضوع در جامعه شناسی به منظور آزمون نظریه های اجتماعی‌ که به صورت تلویحی به تبیین کیفیت زندگی پرداخته‌اند ضروری می باشد، بالابردن میزان کیفیت زندگی در میان مردم نه تنها از تکالیف اساسی دولت‌های رفاهی و عاملی برای ثبات سیاسی دولتهای در حال توسعه می‌باشد، بلکه افزایش بهره وری اقتصادی را نیز در پی خواهد داشت.
کیفیت زندگی انسان امروزی ابعاد گسترده ای پیدا کرده و در آینده نه چندان دور پیچیده تر و گسترده تر نیز خواهد شد، همچنان که روند گذشته تا حال مؤید این مطلب است. این پیچیدگی و گستردگی خود نتیجه افزایش آگاهی بشر به عوامل پیدا و پنهان است که زندگی وی را دستخوش تغییر کرده است. ابعاد کیفیت زندگی بشر امروز را شاید بتوان به طور کلی به شرح زیر بیان کرد: سرعت(استفاده هر چه بهتر از زمان،  تنوع و انعطاف،  پاسخ به نیازهای عملکردی، گذران اوقات زندگی، کار، فراغت، کسب آگاهی و . . . )، امنیت، ایمنی وسلامت(صدیقی،۱۳۸۶: ۳۴).

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با شهروندی دموکراتیک

۱-۳ روش پژوهش ۱۲۰
۲-۳ جامعه آماری ۱۲۱
۳-۳ حجم  نمونه و روش نمونه گیری ۱۲۱
۴-۳ تکنیک جمع آوری  داده ها ۱۲۴
۸-۳ سنجش متغیرها و عملیاتی کردن پژوهش ۱۲۴
۹-۳ تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش ۱۲۶
۶-۳ اعتباریا روایی ۱۳۵
۷-۳ اعتماد یا پایایی ۱۳۶
۵-۳ شیوه تحلیل داده ها ۱۳۷
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها ۱۳۹
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ۱۸۳
۱-۵ بحث و نتیجه گیری ۱۸۴
۲-۵ پیشنهادات ۱۹۲
۳-۵ محدودیتها ۱۹۳
منابع و مآخذ ۱۹۴
پیوست ۲۰۵
مقدمه
دموکراسی به عنوان یکی از بهترین شیوه های حکومتی از ابتدای شکل گیری جوامع و تمدن ها همواره موردتوجه اندیشمندان و آرمان ملت ها بوده است.امروزه نیز دموکراسی به عنوان یکی از مشخصه های بارز مدرنیته و جهان مدرن به شمار می رود و می توان آن را مهمترین هدف جوامع و یکی از معیارهای اصلی  در رشد و توسعه سیاسی آن قلمداد کرد. در زمینه لزوم برقراری دموکراسی، ویژگی های منحصر به فرد دموکراسی، دلایل برتری دموکراسی بر دیگر شیوه های حکومتی و مسایلی دیگر در این حوزه، مطالعات و بررسی های فراوانی صورت گرفته است. به طوری که «مبحث نظری گذار به دموکراسی و زمینه های اجتماعی آن مهمترین مبحث در جامعه شناسی سیاسی به شمار می رود.» (بشیریه، ۱۳۸۴: ۹) اما به طور کلی، دیدگاه های نظری سطح کلان در مورد دموکراسی به طور عمده بر پیش نیازها یا شرایط ساختاری لازم برای گذار به دموکراسی و یا استقرار آن تاکید نموده اند.(عبداللهی و حسین بر، ۱۳۸۵: ۷) درواقع بیشتر  استقرار دموکراسی از بالا مورد بررسی قرار گرفته است و شکل گیری دموکراسی در سطوح خرد و در میان افراد جامعه کمتر مورد توجه بوده است. در حالی که، وقتی از دموکراسی و لزوم رسیدن به آن به عنوان یک روش حکومتی سخن می رانیم، باید شرایطی را نیز برای رسیدن به این هدف داشته باشیم و یا اگر فاقد آنیم، برای ایجاد و القای آن همت گماریم. حکومت های دموکراتیک مبتنی بر دموکراسی، برای تحقق اهدافی که مدنظر آن هاست، احتیاج به شهروندان دموکراتیک دارند.(میرابراهیمی،۱۳۸۱: ۸) همان گونه که هانتینگتون معتقد است، جهت گیری های هنجاری شهروندان پیش شرط تحولات دموکراتیک به شمار می رود. در واقع دوام و قوام دموکراسی به وجود شهروندان دموکراتیک یا متمایل به آرمان های دموکراتیک وابسته است. (موحد و دلبری، ۱۳۸۳: ۱۳۷) بدین اعتبار، استقرار و دوام دموکراسی، بدون شهروندانی دموکراتیک که دارای ارزش های دموکراتیک بوده و با آگاهی کامل از حقوق سیاسی خود در جامعه خواهان مشارکت فعال در امور سیاسی جامعه باشند، میسر نخواهد بود.در نتیجه، اولین گام در راه رسیدن به دموکراسی در جامعه وجود شهروندان دموکراتیک می باشد. با توجه به اهمیت شهروندی دموکراتیک در یک نظام سیاسی، شناخت عوامل تأثیرگذار در رشد و گسترش آن ضرورت می یابد. یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر این مقوله، سرمایه اجتماعی است. این مفهوم به طور کلی به پیوندها و ارتباطات مبتنی بر اعتماد بین مجموعه های انسانی و سازمان به عنوان منبعی ارزشمند اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء می شود. ایده محوری آن در واژه روابط خلاصه می شود و به عنوان یک اهرم

 توفیق آفرین مطرح و مورد اقبال فراوانی نیز واقع شده است. اعضای جامعه با برقراری تماس با یکدیگر و پایدار ساختن آن قادر به همکاری با یکدیگر می شوند و به این طریق چیزهایی را کسب می کنند که به تنهایی قادر به کسب آن نمی باشند و یا با دشواری بسیار موفق به کسب آن ها می شوند. (وزیری، ۱۳۸۷: ۳) بدین ترتیب، سرمایه اجتماعی با چنین تأثیر فزاینده ای می تواند در ارتباط  با پدیده های اجتماعی گوناگونی مطرح گردیده و عملکرد مثبتی از خود بروز دهد. در نتیجه، می توان انتظار داشت با افزایش سرمایه اجتماعی در میان افراد  جامعه شاهد گسترش روز افزون ارزش های دموکراتیک و در نتیجه مشارکت فعال در جامعه همراه با رشد و توسعه سیاسی خواهیم بود.

  2-1 بیان مسأله
شهروندی زاییده زیستن در دنیای معاصر است شهروندی با تأکیداتی تازه در تلاش است با ایجاد تفاهم در زندگی اجتماعی، راه پیشرفت و ارتقای جامعه را هموار سازد.(فتحی و چوکده،۱۳۸۵: ۹۵) یکی از ویژگی های کلی شهروندی، تحصیل قواعد یک سلوک دموکراتیک حقیقی است، چه از لحاظ رفتار و چه از نظر ارزش های اخلاقی، شهروند نه تنها باید به حقوق خود بلکه باید به وظایف خود نیز اگاه باشد. ازجمله وظایف او، تکلیف مبارزه برای آن است که حقوق او محترم شمرده شوند و نیز وظایف مربوط به ضرورت رفتار هم فعال و هم مسئول در امور سیاسی است.(ارمه،۱۳۷۶: ۱۷۱) از آنجایی که نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام مردمسالاری است،یعنی برپایه رأی و خواست و رضایت مردم استوار است و مردم یکی از منابع اصلی مشروعیت نظام هستند،همچنان که تأکیدات امام ورهبری،قانون اساسی،انتخابات متعدد (مجلس خبرگان،ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی،شورای شهرو) شواهدی بر این امر می باشد بنابراین وظیفه و تکلیف مردم است که از نظام حمایت کرده و به مشروعیت آن با مشارکت فعال سیاسی خویش صحه گذارند.درعین حال با توجه به تحولات اخیر در جامعه سیاسی ایران(وقایع دوم خرداد،انتخابات سال۸۰) و از طرف دیگر،گسترش ارتباطات (اینترنت و ماهواره) و افزایش اطلاعات و آگاهی سیاسی در بین اقشار مردم و به ویژه دانشجویان، نشان دهنده این امر است که علاوه بر بعد تکلیف شهروندی که همراه با مشارکت سیاسی و اعلان مشروعیت نظام می باشد، بعد حقوقی شهروندی به ویژه حقوق سیاسی نیز حائز اهمیت است.چراکه این دو بعد مکمل یکدیگر بوده و با نادیده گرفتن یکی از ایعاد، دیگری رو به فرسایش و کاهش می گذارد و در نتیجه چالش های سیاسی پدید آمده گسترده شده و تعارض جای وفاق را می گیرد. درحالی که می توان با شناخت هر دو بعد شهروندی دموکراتیک، برپایه ارزش های مذهبی و مردمسالاری دینی،دست به تدوین پروژه ها و طرح هایی زد که بتوان با جهت دادن تمایلات و گرایش های دموکراتیک از آن در جهت تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی در شرایط خاص جامعه اسلامی ایران سود برد.
از طرف دیگر،جامعه ایران به عنوان یکی از جوامع در حال توسعه می باشد و یکی از عوامل عمده توسعه و رفاه اجتماعی،وجود سرمایه اجتماعی است.

مطلب دیگر :


درواقع سرمایه اجتماعی ثروت و دارایی نامرئی است که حکایت از آمادگی روحی- روانی آحاد یک جامعه برای درگیر شدن در عمل جمعی دارد. یعنی سرمایه اجتماعی می تواند به مثابه حلقه مفقوده ای، حوزه های اجتماعی – سیاسی را در راستای توسعه کمی و کیفی جامعه، به یکدیگر متصل کند. درچنین شرایطی است که تحقق جامعه مدنی و تحکیم دموکراتیک آسان تر می شود.(غفوری و جعفری،۱۳۸۷: ۲۱۱)درعین حال مطابق با برخی دیدگاه هایی که از توکویل الهام می گیرند (نئوتوکویلی ها) به ویژه پاتنام، آلموند و وربا، پاکستون، و حتی پیش از آن جامعه شناسانی نظیر پارسونز (در طرح نظریه اجتماع جامعه ای)یکی از مؤلفه ها و منابع اصلی گسترش و تثبیت دموکراسی و شهروندی دموکراتیک (توازن حقوق و وظایف)، سرمایه اجتماعی است به ویژه مشارکت مدنی و اعتماد که در کنار سایر عواملی که برای تشکیل وحدت ملی،هویت ملی،انسجام اجتماعی و حس تعلق اجتماعی دارند بر رشد تمایلات دموکراتیک و شکل گیری شهروندی دموکراتیک تأثیرگذار است .
در این راستا، دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته جامعه با توجه به نقشی که در آینده کشور از نظر اداره امور و فعالیت ها دارند و به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه سیاسی در جامعه محسوب می شوند و شناخت نگرش ها و رفتارهای سیاسی آنان به عنوان شهروندان دموکراتیک در جامعه حائز اهمیت است.بنابراین در این پژوهش، درصدد هستیم به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با شهروندی دموکراتیک در میان دانشجویان دانشگاه تهران بپردازیم.
۳-۱ اهمیت و ضرورت مسأله
در جایی که بحث آگاهی از حقوق و وظایف شهروندی و مشارکت همه جانبه شهروندان در مسائل مربوط به جامعه به ویژه مسائل سیاسی مطرح می گردد، مقوله شهروندی دموکراتیک نمود بیشتری می یابد چرا که شهروندی دموکراتیک یک گام جلوتر از شهروند عادی است و با آگاهی از حقوق و وظایف خویش در جامعه درصدد مشارکت فعال می باشد. بدین ترتیب وجود شهروندی دموکراتیک از شاخص های اصلی توسعه سیاسی جوامع است. بر اساس بررسی IRCA  (2005)در ۱۶ کشور جهان، شهروندی، اجتماع و دموکراسی، یکی از هدف های کلی واساسی آن کشورها بوده است.در بررسی نلسون (۲۰۰۱) نیز که برنامه های شهروندی مورد ارزیابی کیفی قرار گرفتند و سوال اصلی بررسی دیدگاه والدین، معلمان و دانش آموزان در مورد ویژگی های یک شهروند خوب بوده است، مؤلفه های دموکراتیک از دیدگاه هر سه گروه مهمترین بوده است. درواقع شهروند آینده تمایل شدیدی به گنجاندن مؤلفه های دموکراتیک را در خود دارد.گرچه مطالعات انجام شده در کشور و در سطح  بین المللی نشان می دهند که در ویژگی های شهروندی کشورهای مختلف از جمله ایران تفاوت هایی وجود دارد، توجه به پرورش ویژگی های شهروند لیبرال در سایر ممالک در مقابل اهمیت و ضرورت شهروند خوب برای جامعه مذهبی ایران که هودسن(۲۰۰۴) از آن تحت عنوان شهروند مذهبی یاد می کند، یکی از مصداق های آن است. اما بررسی تحقیقات انجام شده در جامعه مذهبی ایران نشان می دهد که مؤلفه های دموکراتیک حتی در جامعه مذهبی ایران به تدریج اهمیت پیدا کرده است. (به نقل از قائدی، ۱۳۸۵: ۲۰۳-۲۰۴)
بدین ترتیب، از یک سو، با توجه به اهمیت شهروندی دموکراتیک در برقراری و دوام  دموکراسی، از آن جا که جامعه ما نیز همانند سایر جوامع همواره خواستار دموکراسی واقعی در شیوه حکومتی و رویه زندگی بوده است، به نظر می رسد بحث پیرامون شهروندی دموکراتیک و شناخت آن دارای اهمیت زیادی باشد. و از سوی دیگر نیز، کمبود مطالعات انجام شده در این زمینه بر ضرورت بررسی این مسئله می افزاید چرا که در مباحث گسترده شهروندی، جای خالی بحث از شهروندی دموکراتیک  محسوس است. بدین منظور  تحقیق حاضر سعی دارد تا به تشریح شهروندی دموکراتیک به عنوان کلید استقرار و تثبیت دموکراسی بپردازدکه در این راستا بررسی چگونگی تاثیر سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در گسترش شهروندی دموکراتیک نیز حائز اهمیت است.
۴-۱ اهداف پژوهش
اهداف اصلی :

  • شناخت رابطه سرمایه اجتماعی با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران.
  • شناخت رابطه اعتماد اجتماعی  با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران.
  • شناخت رابطه مشارکت مدنی با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران.

اهداف فرعی :

  • شناخت رابطه اعتماد با بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه مشارکت مدنی با بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک.
  • شناخت رابطه اعتماد اجتماعی بامشارکت مدنی.
  • شناخت رابطه جنسیت دانشجویان با شهروندی دموکراتیک.
  • شناخت رابطه سن دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه مقطع تحصیلی دانشجویان با شهروندی دموکراتیک.
  • شناخت رابطه نوع دانشکده  دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه سال ورود به دانشگاه دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه احساس تعلق طبقاتی دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه تهرانی  یا شهرستانی بودن دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه قومیت دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه وضعیت سکونت دانشجویان با شهروندی دموکراتیک .
  • شناخت رابطه وضع تأهل دانشجویان با شهروندی دموکراتیک.

۵-۱ سوألات پژوهش
سوألات اصلی :

  • آیا بین سرمایه اجتماعی با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد؟
  • آیا بین اعتماد اجتماعی  با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد؟
  • آیا بین مشارکت مدنی با  شهروندی دموکراتیک در بین دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد؟