۲-۱۱- پیشینه تجری تحقیق ۴۹
۲-۱۲- مدل تحلیلی تحقیق ۵۳
۲-۱۳- فرضیه های تحقیق ۵۴
فصل سوم: روش تحقیق
۳-۱- روش تحقیق ۵۶
۳-۲- سطح تحلیل و واحد تحلیل ۵۶
۳-۳- ابزار گردآوری اطلاعات ۵۶
۳-۴- جامعه آماری ۵۶
۳-۵- نمونه آماری و شیوه تعیین حجم نمونه ۵۷
۳-۶- اعتبار و پایایی وسیله اندازهگیری ۵۸
۳-۶-۱- اعتبار وسیله اندازهگیری ۵۸
۳-۶-۲- پایایی وسیله اندازهگیری ۵۸
۳-۷- پردازش و تجزیه و تحلیل دادهها ۵۹
۳-۸- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ۶۰
۳-۸-۱- تعریف مفهومی ابعاد متغیر وابسته (دموکراسی) ۶۰
۳-۸-۲- تعریف عملیاتی ابعاد متغیر وابسته (دموکراسی) ۶۳
۳-۸-۳- تعریف عملیاتی ابعاد متغیر مستقل (طبقه) ۶۸
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
مقدمه ۷۱
آمار توصیفی ۷۱
۴-۱ – توصیف روابط تک متغیره ۷۱
۴-۲ توصیف روابط دو متغیره ۹۲
۴-۳ آزمون فرضیه های تحقیق ۱۰۵
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱ نتیجهگیری ۱۱۳
۵-۲ جمعبندی نتایج توصیفی تحقیق ۱۱۴
۵-۳ جمعبندی نتایج استنباطی تحقیق ۱۱۴
مطلب دیگر :
بررسی تاریخی و اجتماعی محلهی دردشت اصفهان
است. در تمدنهای قدیمیتر از یونان باستان و در میان تمدنهای شرقی وجود داشته است. این محققان سابقه اولین نظامهای مردم سالار را به تاریخ کهن سومر، در نیمه هزاره چهارم قبل از میلاد باز میگردانند(کمالی اردکانی،۱۳۸۴ : ۲۳).
جاکوبسن در مقاله “دموکراسی اولیه در مزوپوتامیای باستان”، ریشههای اولیه و کهن دموکراسی را در مزوپوتامیا، یعنی میان رودان جستجو میکند. او استدلال میکند که دموکراسیها در بینالنهرین(سومریها) تکوین و سپس به دیگر مناطق از جمله یونان گسترش یافته است(Jacobsen, 1943). او میگوید: «در دموکراسی بدوی سومر قدرت نهایی در دست مجمع عمومی شهر قرار داشت که از تمام مردان بالغ آزاد تشکیل میگشت. به طور متعارف امور روزمره جامعه را شورای معمرین شهر اداره میکرد تمام کارهای بزرگ و تمام تصمیمهای مهم از مجمع عمومی همه اتباع سرچشمه میگرفت». اسپیزر ( Speiser) مینویسد: «مقام مجمع شهر، سرمومری بر پایه مشورت استوار بود و دلالت آن محدود کردن قدرت سیاسی حکمران بود». ساموئل کرامر مینویسد: «دموکراسی و مهمترین بنیاد آن یعنی «مجمع سیاسی» محصول تمدن غرب نیست و در انحصار آن نبوده، نخستین مجمع سیاسی تاریخ مدون بشر، در شهرهای مستقل سومر پدید آمده» (هانتینتگتون،۲۶،۱۳۷۳). رابرت دال میگوید: «دموکراسی نیز شبیه آتش، نقاشی و یا نوشتن، بیش از یکبار و در چند جا اختراع شده و علاوه بر یونان باستان در هر کجا که شرایط زمانی و مکانی مطلوب وجود داشته، دموکراسی از نو اختراع شده است» (کمالی اردکانی،۲۴:۱۳۸۴). ریشههای دموکراسی مدرن ابتدا در انگلستان و در محتوای فرمان بزرگ در سال ۱۲۱۵ از سوی پادشاه وقت صادر شد جستجو نمود که در آن پادشاه اختیارات خود را به نفع زمینداران محدود میسازد و هسته پارلمان را بنا می کند(Hoit.1992). مفهوم دموکراسی به معنی شکل حکومت، سابقهاش به فیلسوفان یونانی میرسد، اما معنی جدید آن مربوط میشود به قیامهای انقلابی جامعه غربی اواخر سده هیجدهم(هانتینگتون،۸:۱۳۷۳). امروزه در سده بیست و یکم میلادی، دموکراسی رایجترین نظام سیاسی است. دموکراسی مدرن در آغاز پدیدهی بود که در کشورهای غربی گسترش یافت و جانشین نظامهای سیاسی تکحزبی، توتالیتر و فاشیستی گردید(بشیریه،۱۵:۱۳۸۰). تا آنجا که برنده نوبل جایزه اقتصاد در سال۱۹۸۸، آمارتیا سن ظهور دموکراسی را بزرگترین رویداد قرن میداند(سن،۱۰۰:۱۳۸۳).2-2-4-3- کولین کمپل 36
2-2-4-4-پست مدرنیته و مصرف ۳۷
2-2-4-5- پیر بوردیو. ۳۸
2-2-4-6-الگویی بودن شیوه ی مصرف.. 41
۲-۳-تلخیص نظریات مربوط به متغیر های رفاه ذهنی و الگوهای مصرف.۴۲
۲-۴-چارچوب نظری.۴۵
۲-۵-مدل مفهومی..۴۷
۲-۶-فرضیه های پژوهش...۴۸
2-6-1-فرضیه اصلی..۴۸
2-6-2-سایر فرضیه ها..۴۸
۲-۷-مروری بر پیشینه تحقیق. .۴۸
۲-۷-۱ تحقیقات داخلی۴۸
۲-۷-۲ تحقیقات خارجی۵۱
۲-۷-۳ جمع بندی پیشینه تحقیق.۵۳
فصل سوم (روش شناسی) ۵۵
۳-۱- مقدمه ۵۶
۳-۲-روش تحقیق. ۵۶
۳-۳-جامعۀ آماری. 56
۳-۴- روش نمونه گیری 56
۳-۵-حجم نمونه. ۵۷
۳-۶-واحد تحلیل 58
۳-۷-ابزار پژوهش.۵۸
۳-۸- تعاریف نظری و عملی متغیرهای پژوهش..۵۸
3-8-1- الگوی مصرف۵۸
3-8-1-1-مدیریت بدن.۵۹
3-8-1-2-اوقات فراغت۶۱
3-8-1-3-کالاهای فرهنگی.۶۳
3-8-2-رفاه ذهنی. 64
3-8-2-1-شادکامی 65
3-8-2-2- تامین(احساس امنیت) 67
3-8-2-3- ترجیحات ارزشی. ۶۸
3-8-2-4- استحقاق(احساس عدالت) ۷۰
3-8-2-5- نیاز. 71
3-8-2-6- مقایسه نسبی ۷۲
3-8-2-7– رهایی 73
3-8-3-پایگاه اجتماعی – اقتصادی.۷۵
3-8-3-1- پایگاه اجتماعی- اقتصادی(ذهنی)۷۵
3-9- روایی ابزار تحقیق 77
3-10- پایایی ابزار تحقیق 77
3-11- رویۀ جمعآوری داده ها 78
3-12- فنون تحلیل داده ها 79
۷-۱۳- ملاحظات اخلاقی در زمان جمعآوری پرسشنامهها 80
فصل چهارم(یافته های پژوهش) ۸۱
۴-۱- مقدمه ۸۲
۴-۲- بخش نخست: یافته های توصیفی. 83
۴-۳- بخش دوم:آزمون فرضیه ها و یافته های تبیینی... ۱۰۷
فصل پنجم(نتیجه گیری) 126
۵-۱- مقدمه. 127
۵-۲- یافته های توصیفی. ۱۲۷
۵-۳- یافته های تبیینی. ۱۳۰
۵-۴- تحلیل و نتیجه گیری تحقیق ۱۳۲
۵-۵- پیشنهادهای تحقیق.. ۱۳۵
۵-۶- محدودیتها و مشکلات پژوهش…. ۱۳۶
منابع فارسی... 137
منابع لاتین.... 141
پرسشنامه
چکیده لاتین
مقدمه
در این فصل مباحث پایه ای تحقیق ارائه شده است. ابتدا با پرداختن به بیان مسأله علت اصلی انتخاب موضوع را بررسی و پرسش های تحقیق را مطرح نمودیم. سپس اهدافی را که از این تحقیق در نظر داشته ایم طرح کرده و در پایان ضرورت و اهمیتی که این موضوع برای محقق و جامعه دارد بیان شده است.
۱-۲- بیان مسئله
دستیابی به رفاه به معنی تلاش برای تأمین نیازهای افراد، تمهیداتی برای رفع مشکلات جامعه و بستر سازی جهت تعالی و رشد افراد جامعه همواره مورد توجه ملل گوناگون اعم از توسعه یافته و در حال توسعه بوده است. کشورهای توسعه یافته که در توجه به رفاه، در شکل مدرن آن نسبت به کشورهای در حال توسعه تقدم و سابقه بیشتری دارند در اجرای برنامه های رفاهی نیز سابقه ای طولانی تر دارند. اندیشه رفاه گستری به ویژه رفاه دولت محور پس از جنگ جهانی دوم، به مثابه راهکاری برای حل بحران ها و گذار از خرابی های ناشی از جنگ در میان کشورهای جنگ زده و ملل آسیب دیده مطرح شد و مورد اقبال عمومی قرار گرفت. در این شرایط دولت های شکل گرفته پس از جنگ خود را وارث جامعه ای ویران دیدند که باید با اجرای برنامه ها و طرح های حمایتی بیشینه افراد آسیب دیده را به ویژه در قالب تأمین نیازها
پوشش دهند. محوریت توجه به نیازها و رفع معضلات تا مدت ها موجب تسکین آلام بی شمار جامعه جنگ زده بود. اما سلطه رفاه نیاز محور با زعامت دولت رفاهی چندان به طول نینجامید، چرا که پس از مدتی مردم از شرایط موجود رفاهی به ویژه لزوم تأکید بر تأمین نیازها خشنود نبوده و ابراز نارضایتی می کردند. در این بستر مردم از سطح رفاه نیاز محور با تأکید بر تأمین نیازهای افراد فراتر رفته و به اهمیت ذهنیات، تجربیات و برداشت های ذهنی از شرایط موجود تأکید می کردند. مفهوم رفاه از بعد عینی با تأکید بر افزایش دسترسی ها و فراهم نمودن احتیاجات افراد به بعد ذهنی به معنای توجه به پنداشت ها و برداشت های افراد از زندگی شخصی و اجتماعی شان گسترش پیدا کرد. در این برهه از زمان تلاش های علمی اندیشمندان اجتماعی به ویژه در حوزه علوم تربیتی، روان شناسی و جامعه شناسی خرد بی تاثیر نبود، آنها با بررسی عوامل و شرایط مرتبط با زندگی افراد، سعی در شناسایی هر چه بیشتر رفاه به مثابه مقوله ای ذهنی کردند.از سوی دیگر با توجه به اینکه انسان یک موجود مصرف کننده است و به طور کلی در تعریف علم اقتصاد گفته شده است که هدف این علم تولید، توزیع و مصرف است یعنی هدف تولید، مصرف آن است و تمامی اموری را در برمی گیرد که نه تنها به بقای او منتهی می شود، بلکه با اموری مثل شأن و اعتبار انسان نیز رابطه پیدا می کند.بنابراین انسان در یک حوزه، مصرف کننده ای است که مصرف با نیاز او مرتبط است و در حوزه دیگر، مصرف ربطی به نیاز او ندارد، بلکه اساساً هدف آن کسب منزلت و برتری جویی است بدین صورت مفهوم ابتدایی مصرف که مبتنی بر رفع نیازهای ضروری بود تغییر کرد و اشکال جدیدی یافت و نیازهای ثانویه مهم شدند. در ساختار جدید اجتماعی، کار دیگر نه فقط عاملی برای زنده ماندن، بلکه راهی برای مصرف کالا و لذت ناشی از آن تعبیر می شد. در حقیقت فهم الگوی مصرف در جامعه جدید به فهم نگرش و افق های ذهنی انسان وابسته است.(وارسته فر و مختاری،۱۳۸۸: ۴۳) این مسئله ضرورت بررسی رابطه بین الگوی مصرف و رفاه ذهنی را (به عنوان یکی از افق های ذهنی انسان) نمایان می کند.
در نتیجه در جامعه امروز تنوع کالاهای مصرفی، امکان مصرف و نیز دامنه انتخاب کنشگران را وسعت بخشیده است و مصرف، فقط مصرف طبیعی و لازم برای زندگی نیست، بلکه پاسخی است به ارزیابی هایی که فرد از زندگی خود می کند تا دریابد آیا الگوی مصرفی اش توانسته است به نیازهای ذهنی اش پاسخ دهد و یا به عبارت دیگر آیا توانسته به شادکامی، رضایت از زندگی، امنیت، استحقاق، رفع نیازها و . مورد نظر خود دست یابد.مطلب دیگر :
سوءعرضه قابل تعقیب //پایان نامه تدلیس در نظام حقوقی
پیچیده شدن جامعه و افزایش امکان انتخاب در زندگی روزمره ، الزام انسانها برای ساخت و پرداخت شخصی باعث شده است زاویه تحلیل های اجتماعی از فعالیت های تولیدی به فعالیت های مصرفی بچرخد. در دنیای امروز مصرف کننده موجودی اجتماعی است که با مصرف کالا در فرایند تعامل اجتماعی قرار می گیرد و بر همین اساس شناخته می شود و الگوی مصرف نیز علت رفتاری است که مصرف کننده در یک برهه زمانی از خود نشان می دهد. از این گذشته در عمل، مصرف و اخلاقیات و منش های مرتبط با آن و اشتیاق برای کالاهای مصرفی به ایده هایی فراگیر و اساسی در زندگی روزمره تبدیل شده اند. برای بسیاری از مردم، مصرف عمده ترین ابزار ها برای خلق و تثبیت کسانی است که می خواهند باشند(Bocock.1992:153). و آن گونه که گیدنز خاطر نشان می سازد، در دنیای مدرن پرسش” چگونه باید زندگی کنیم؟” را باید تصمیم گیری های روزمره درباره چگونه رفتار کنم، چه بپوشم و چه بخورم – و در واقع چه مصرف کنم و چگونه – پاسخ گفت(گیدنز, ۱۳۸۶: ۳۳)واین پاسخ ها به خوبی خود را، در ارزیابی های فرد از خودش نمایان می کند.پس شاید الگوی مصرف بتواند به عنوان یکی از امکانات ساختاری و عینی حاصل شده از مصرف در جامعه در تولید رفاه ذهنی به عنوان محصولی ساختاری و اجتماعی نقش بسزایی ایفا کنند. افزون بر این با توجه به مسائل بیان شده در قالب بازاندیشی در دوره مدرنیته متأخر ، الگوی مصرف راهی است برای تعریف ارزشها، نگرشها و رفتارهای (هویت) افراد و تبیین موقعیت های متعاقب آن (احساس امنیت و.)، که اهمیت اش برای تحلیل اجتماعی نیز روز به روز افزایش مییابد و نقش بسزایی در تعیین ارزیابی های فرد از زندگی خود (رفاه ذهنی ) پیدا می کند. این مسئله در جامعه ای مانند ایران که در حال تغییرات گسترده و سریع در عرصه های گوناگون است، به خصوص که طی یک دهه گذشته هم تحت تاثیر جهانی شدن و گسترش رسانه های همگانی بوده است، شتاب بیشتری گرفته و به حوزه های رفتاری و ذهنی از زندگی اجتماعی رخنه پیدا کرده است.
آنچه برای ما مهم می نماید توجه به نقشی است که امروزه رفاه ذهنی و الگوهای مصرف هر یک به نوبه خود در زندگی افراد جامعه دارند. اما از آنجا که این دو مفهوم با یکدیگر نیز درهم تنیدگی هایی در زندگی افراد دارند ارتباط این دو مفهوم نیز اهمیت می یابد.۱-۳- سوالات تحقیق:
۱-۴- اهداف تحقیق:
– توصیف متغیر های الگوی مصرف و رفاه ذهنی.
– شناسایی الگوهای مصرف و رابطه آنها با رفاه ذهنی.
– بررسی رابطه الگوهای مصرف و رفاه ذهنی.
– بررسی تغییر در رفاه ذهنی با بهره گرفتن از تغییرات در الگوهای مصرف.
۱-۵- ضرورت و اهمیت تحقیق:
بررسی رابطه الگوهای مصرف(سنتی،مدرن و ترکیبی) و رفاه ذهنی از دو جنبه نظری و کاربردی حائز اهمیت است. یعنی هم تحقیقی بنیادی است و موجب شناخت بیشتر این بعد از علوم اجتماعی و اقتصادی می شود و هم تحقیقی کاربردی است و می توان با شناخت رابطه این دو متغیر ، از نتایج آن در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها استفاده کرد. اهمیت این تحقیق را می توان نظری و بنیادی خواند، چون موجب بسط شناخت منظم و روان شناسی اجتماعی می شود. اهمیت دیگر این تحقیق، عینی و کاربردی بودن آن است که می توان از نتایج آن در عمل(یعنی سیاستگذاری و برنامه ریزی) برای حل مسائل اجتماعی سود جست.
۱-۵-۱-ضرورت نظری
رفاه اجتماعی از جمله موضوعاتی است که بخش قابل توجهی از انرژی، زمان و دغدغه مسئولین سیاسی و برنامه ریزان اجتماعی را در جوامع گوناگون به خود اختصاص می دهد. این موضوع در شمار مقوله هایی است که به طور مستقیم با زندگی روزمره مردم در ارتباط بوده و از این جهت نقطه تلاقی عموم شهروندان با حاکمیت به شمار می رود. اما دراینجا ذکر این نکته حائز اهمیت است، که این استحکام تا زمانی برقرار است که هر دو بعد رفاه برای مردم تامین شده باشد. یعنی هم رفاه عینی برای مردم جامعه تامین شود و هم در راستای آن مردم به رفاه ذهنی هم برسند. بنابراین اهمیت رفاه ذهنی نمود بیشتری پیدا می کند، چرا که حتی اگر افراد یک جامعه به رفاه عینی برسند، اما به رفاه ذهنی نرسند بی شک پایه های حکومتی در اثر نارضایتی مردم سست خواهد شد. بنابراین توجه به رفاه ذهنی از این رو اهمیت دارد که، همانطور که پیش تر اشاره کردیم اگرچه ماهیتی ذهنی دارد، اما پیامدهایی عینی در بر دارد. اگرچه شاخص هایی عینی برای سنجش رفاه وجود دارند، اما تا این رفاه به امر معنایی و امر ذهنی بدل نشود در کنش جلوه نمی کند.لذا توجه به بعد ذهنی رفاه اهمیت بیشتری پیدا می کند چرا که با ساحت عینی و عملی کنش انسان بیشترین درگیری را دارد. از سوی دیگر امروزه با گسترش زندگی شهرنشینی و افزایش دامنه فعالیت های تبلیغاتی رسانه های مختلف و تشویق به مصرف بیشتر کالاهای مصرفی ، شاهد روند لجام گسیخته ای در مصرف گرایی انسانهای معاصر هستیم.مصرف گرایی به عنوان یک فرایند اجتماعی ، بر مصرفِ مصرفی تکیه کرده و مصرف هر چه بیشتر کالاهای مصرفی ، اعم از بادوام و بی دوام را مورد تاکید قرار می دهد . در این فرهنگ ، افراد در خرید همیشگی کالا ها و خدمات جدید ، درگیر می شوند ؛ درحالی که هیچ توجهی به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و خدمات ، قابلیت دوام آنها ، مبداء تولید یا پیامد های زیست محیطی تولید و مصرف آنها نمی کنند. جامعه ای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد ، همان جامعه مصرفی خواهد شد
؛ که در آن ، بنا به نظر بودریار ، « مصرف مبتنی بر خواست ، مطرح می شود ؛ نه صرفا مبتنی بر نیاز» ؛ یعنی مصرف با میل آمیخته می شود و سلیقه و میل افراد در جامعه ، بر نوع الگویی که آنها برای مصرف در زندگی خود انتخاب می کنند نیز تاثیر می گذارد.در این حالت، رابطه الگوی انتخابی افراد با احساسی که آنها از استفاده از این الگو در ذهنشان پدید می آید نیز اهمیت می یابد.بنابراین اگر ادعا کنیم که افراد با انتخاب نوع الگوی مصرفی خود به رفاه عینی دست می یابند بنابراین ارتباط این الگوها با رفاه ذهنی نیز اهمیتی ویژه می یابد که مطالعه نظری آن ضروری به نظر می رسد.
۱-۵-۲-ضرورت کاربردی
همانطور که در آغاز بحث مطرح کردیم می توان با شناخت رابطه دو متغیر الگوهای مصرف و رفاه ذهنی ، از نتایج آن در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها استفاده کرد. ضرورت کاربرد این دو متغیر از آنجایی ناشی می شود که هر دو آنها در زندگی افراد جامعه نقش به سزایی ایفا می کنند. از یک سو چون در جریان هدفگذاری های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، امری مهم که دولتمردان و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی را درگیر می سازد، ایجاد رفاه می باشد و از آن جایی که رفاه امری بسیار پیچیده می باشد و همیشه در معنای کمی و عینی نمیگنجد. لذا برای برنامه ریزان و اقدام کنندگان برنامه ها، پنداشت های مردم نسبت به مقوله رفاه ذهنی و نیز نگرش آنها در مورد کسب هر دو بعد آن بسیار حائز اهمیت می باشد. در صورت عدم توجه به این مقوله، علاوه بر اینکه برنامه ریزان به صرف تلاش های بسیار و هزینه های هنگفت مالی و زمانی به رفاه نائل نمی گردند، ممکن است اقدامات آنها خاصیت کژکارکردی داشته باشد و سیر دسترسی به رفاه را برای شهروندان به تعویق اندازد.از طرف دیگر در دهه های اخیر مصرف به نحوی فزاینده به تمام حوزه های زندگی امروزی رخنه نموده به طوری که بازتاب آن در الگوهای مصرفی افراد نمایان شده است. بنابراین مصرف و الگوهای مصرفی ناشی از آن که تابعی از کشش های روانشناختی،نیازهای اساسی، باورهای اخلاقی یا مذهبی،نگرش های فرهنگی و شرایط اجتماعی هستند به موضوعی جدی در پژوهش های جامعه شناختی تبدیل شده اند. به طوری که میل و سلیقه افراد و نحوه انتخاب الگوهای مصرف و دیدگاه های مردم نسبت به الگوهای موجود حائز اهمیت می باشد. با توجه به اهمیت کارکردی هر یک از این دو مفهوم بررسی رابطه آنها نیز به لحاظ کارکردی اهمیت می یابد و مطالعه آن ضروری به نظر می رسد.
۲-۱- مقدمه:
۵-۵-پیشنهاد ها و راهکارها۱۸۳
۵-۶-محدودیت ها .۱۸۵
۵-۵-منابع .186
پیوست ها ۱۹۴
پرسشنامه
مقدمه
عزم بشر در ایجاد زندگی خانوادگی و تلاش برای حفظ آن را باید نشانهای از مهمترین ویژگی حیات انسان دانست که همانا تمایل به زندگی اجتماعی است. از نظر بسیاری از مورخان و همچنین جامعه شناسان، خانواده نخستین نهادی است که کودک با آن آشنا و از طریق آن به دیگران معرفی می شود. همین اهمیت و مرکزیت زندگی خانوادگی در حیات اجتماعی انسان، لزوم مقدم داشتن نهاد خانواده بر سایر نهادها را آشکار میسازد. قسمت بزرگی از زندگیِ شهروندان، معطوف به ایفای نقش همسری و والدی است. (برناردز، ۱۳۸۴: ۱۹۰)
عامل پیدایی خانواده، ازدواج است و خانواده از دیدگاهی، یک نشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود و انعکاسی از کل جامعه است. در یک جامعه منحط، خانواده نیز به تبع آن منحط خواهد بود، حال آن که اگر جامعه از سلامت برخوردار باشد، نهادهای آن نیز -از جمله خانواده- در سلامت به سر خواهند برد. خانواده به محض تکوین -همچون دیگر نهادهای اجتماعی- بر زمینه اجتماعی خود اثر خواهد گذاشت. از آنجا که خانواده طبیعیترین و مشروعترین واحدی است که هر فرد میتواند نیازهای طبیعی خود (از جمله نیازهای جنسی) را برطرف کند، کم و کیف رفع این نیازها میتواند بر چگونگی انواع خانواده تأثیر بگذارد.
هرچند تمامی جامعهشناسان بر اهمیت خانواده در حیات اجتماعی تأکید دارند، اما این مفهوم هنوز هم یکی از پرابهامترین مفاهیم این علم است.
در زندگی زناشویی، نوع روابط بین همسران -از جمله ایجاد یا طرد روابط جنسی، صمیمیت و محرمیت همسران با یکدیگر در همه مسائل زندگی- تعیین کننده نوع ارتباط آنها با یکدیگر در خانواده است.
بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان، رابطه زناشویی را فرایندی می دانند که طی آن، زوجین سعی دارند به سوی تفاهمی هرچه کامل تر پیش بروند.
زندگی مشترک زناشویی لزوما به معنای وجود «عشق رمانتیک»، مهر و محبت یا حتی خشونت نکردن نیست. زندگی مشترک زناشویی به معنی اختصاصی و منحصربودن برخی از ابعاد زندگی بین افراد است. (برناردز، ۱۳۸۴: ۲۳۲)
از طرفی چگونگی روابط میان افراد خانواده به عنوان “سرمایه اجتماعی داخل جامعه” اهمیت خاصی دارد. همانطور که جیمز کلمن (James Samuel Coleman) وجود سرمایه اجتماعی را منبعی بالقوه برای افراد خانواده در بدست آوردن منافعشان می داند و اشکال سرمایه اجتماعی را شامل روابط اقتدار، اعتماد و هنجارها دانسته است (کلمن، ۱۳۷۷: ۴۵۹)
بنابراین “اعتماد” به عنوان یک امر اجتماعی هم در سطح رابطه دو نفر (زن و شوهر) و ارتباطات و انتظارات آنها از یکدیگر (در سطح خرد)، و هم بر مبنای یک الگوی پذیرفته شده اجتماعی که دارای هنجارها و مجازاتهایی است، در سطح کلان قابل بررسی است. اعتماد به همسر از آن جهت که خارج از فرد بوده، دارای اجبارهای اجتماعی میباشد و عمومیت دارد و از طرف دیگر چون دارای معانی ذهنی بوده، در رابطه با دیگری (همسر) شکل گرفته و رفتار زوجین را تحت تأثیر قرار میدهد، امری اجتماعی است.
همچنین، بی تردید هیچ عنصری برای پیشرفت ، توسعه و تکامل یک جامعه و همچنین شکوفایی استعداد ها مهمتر از عنصر امنیت و تامین آرامش نبوده و توسعه اجتماعی، خلاقیت و فعالیت ارزشمند بدون امنیت امکان پذیر نخواهد بود . نیاز به وجود احساس امنیت نه تنها در جامعه، بلکه در درون خانواده نیز ضروری به نظر میرسد. برای حفظ روابط چهره به چهره و محبت آمیز و پا برجا ماندن احساس، «مایی» لازم است خانواده به پشتوانه عینی و واقعی برای دفع خطرات و کسب فرصت ها مجهز شود که منظور همان احساس امنیت در بین همسران است.
یکی از دغدغههای فیلسوفان و عالمان اجتماعی از زمانهای دور تا به امروز ، موضوع ثبات و تغییر در جوامع بشری بوده است. ثبات هر جامعه رابطه تنگاتنگی با انسجام اجتماعی دارد و انسجام هر جامعه را می توان در رابطه با عوامل و مجاری تغییر درک کرد. از عوامل مهم و مؤثر در انسجام و یکپارچگی جامعه، وجود اعتماد بین افراد و گروههای مختلف اجتماعی است. زمانیکه اعتماد اجتماعی، تحت تأثیر عوامل مختلف دچار فرسایش شود، نظم و انسجام اجتماعی نیز به چالش کشیده میشود. زیمل جامعهشناس آلمانی معتقد است که بدون وجود اعتماد بین افراد جامعه، آن جامعه فرو میپاشد؛ چرا که بسیاری از روابط میان آدمیان، بر عدم قطعیت بین آنها استوار است. به باور زیمل، تعاملات انسانی بیش از دلایل عقلانی و ملاحظات شخصی، از طریق اعتماد استمرار مییابد (Simmel, 2004: 178-9).
یکی از اصول اولیه زندگی اجتماعی، اعتماد داشتن افراد به یکدیگر است. میتوان گفت که چرخهای زندگی بر محور اعتماد و اطمینان افراد نسبت به همدیگر گردش میکند. توانایی شکل دادن به مناسبات مثبت اجتماعی، بستگی به اعتماد دارد. هنگامی که بین دو تن اعتماد برقرار باشد، آنها اجازه مییابند که با یکدیگر روابط همکاری برقرار کنند؛ هنگامی که انجام آن برای هر دو طرف سودمند باشد. کلمن، بر اعتماد به عنوان یک عامل سرمایه اجتماعی تأکید میکند؛ زیرا با اعتماد کردن، روابط اجتماعی نتیجه مطلوبی را حاصل مینمایند. در این راستا، وی برای چگونگی روابط میان افراد خانواده به عنوان «سرمایه اجتماعی داخل خانواده» اهمیت خاصی قائل است و موجودی
مطلب دیگر :
داشتن محتوای متفاوت در نسخه موبایل
سرمایه اجتماعی را منبعی بالقوه برای افراد خانواده در به دست آوردن منافعشان میداند و اَشکال سرمایه اجتماعی را شامل روابط اقتدار، اعتماد و هنجارها دانسته است (کلمن،۴۵۹:۱۳۷۷)
منبع دیگر اعتماد، درک و فهم دو نفر از یکدیگر است. گزارش میدهند که مردان و زنانیکه سطح بالای اعتماد و صمیمیت و اطمینان را درباره ی ازدواجشان گزارش میدهند در پیش بینی احساسات، عقاید و باورهای همسرشان بسیارقوی هستند.۱-۳. هدفهای تحقیق
الف) هدف کلی
ب) اهداف جزئی
۱ . تعیین رابطه اعتماد بین شخصی با احساس امنیت بین همسران شهر تهران
۳.تعیین رابطه اعتماد جنسی با احساس امنیت بین همسران شهر تهران