دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

رابطه تصورات قالبی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها نسبت به مردم مشهد

۲-۴- فرضیات تحقیق. ۶۴
۲-۴-۱- فرضیات اصلی. ۶۴
۲-۴-۲- فرضیات فرعی. ۶۵
۲-۵- مدل تحقیق. ۶۵
فصل سوم : روش تحقیق ۶۶
مقدمه. ۶۶
۳-۱- روش انجام تحقیق. ۶۶
۳-۲- جامعه آماری ۶۷
۳-۳- شیوه ی تعیین حجم نمونه. ۶۷
۳-۴- روش نمونه گیری ۶۸
۳-۵- ابزار گردآوری داده ها ۶۸
۳-۶- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها و نحوه شاخص سازی ۶۹
۳-۶-۱- اعتماد اجتماعی. ۶۹
۳-۶-۲- تصورات قالبی. ۷۰
۳-۶-۳- قوم مداری ۷۱
۳-۶-۴- رضایت از مردم مشهد ۷۲
۳-۶-۵- ویژگیهای سفر. ۷۳
۳-۶- ۶- پایگاه اجتماعی- اقتصادی ۷۴
۳-۷- روایی و پایایی ابزار تحقیق. ۷۴
۳-۷-۱- روایی. ۷۴
۳-۷-۲- پایایی. ۷۵
۳-۸- روش تحلیل داده ها ۷۶
فصل چهارم : یافته های تحقیق ۷۷
مقدمه. ۷۷
۴-۱- توصیف متغیرهای زمینه های ۷۷
۴-۱-۱- جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال  و محل سکونت پاسخگو. ۷۷
۴-۱-۲-  سن پاسخگو. ۷۸
۴-۱- ۳- سطح تحصیلات پاسخگو و سرپرست ۷۸
۴-۱-۴-  قومیت پاسخگو. ۷۹
۴-۱- ۵- نوع اقامتگاه و الگوی سفر. ۸۰
۴-۱-۶- منزلت شغلی سرپرست پاسخگو. ۸۱
۴-۲- توصیف متغیرهای تحقیق. ۸۱
۴-۲-۱-  پایگاه اجتماعی- اقتصادی ۸۱
۴-۲- ۲- ویژگیهای سفر. ۸۳
۴-۲-۳- قوم مداری ۸۵
۴-۲-۴-  میزان رضایت از مردم مشهد ۸۶
۴-۲-۵- تصورات قالبی. ۸۸
۴-۲-۶-  اعتماد اجتماعی. ۹۰
۴-۲-۷- توصیف متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق. ۹۳
۴-۲-۸- سنجش همبستگی میان متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته. ۹۴
۴-۲-۹- سنجش همبستگی میان متغیرهای مستقل. ۹۵
۴-۳- آزمون فرضیات ۹۶
۴-۳-۱- تأثیر متغیرهای زمینه ای بر اعتماد اجتماعی. ۹۶
۴-۳-۲- تأثیر متغیرهای زمینه ای بر تصورات قالبی. ۹۸
۴-۳-۳- عوامل مؤثر بر تصورات قالبی و اعتماد اجتماعی. ۱۰۰
4-3-3-1- عوامل مؤثر بر تصورات قالبی ۱۰۱
۴-۳-۳-۲- عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعی. ۱۰۲
۴-۳- ۴- تحلیل واریانس چند متغیره (کواریانس) ۱۰۴
۴-۴- آزمون مدل نظری ۱۰۷
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ۱۰۹
مقدمه. ۱۰۹
۵-۱- خلاصه یافته های تحقیق. ۱۱۰
۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۱۱۳
۵-۳- پیشنهادات ۱۱۷
۵-۳-۱- پیشنهادات کاربردی ۱۱۷
۵-۳-۲- پیشنهادات موضوعی. ۱۱۸
منابع. ۱۱۸
پیوست ۱۲۶
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه
ارتباط اجتماعی شالوده حیات اجتماعی است و بدون آن هیچ یک از عناصر حیات جمعی پدید نمی آید. ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است و تعالی فرهنگ بدان مربوط است و به عنوان محور فرهنگ و حیات جمع، محدوده ای بس وسیع دارد که در برگیرنده تمامی صور روابط انسانی است.
تصورات قالبی می تواند عامل مهمی در شکل گیری و یا بن بست در روابط میان افراد و گروه های هویتی باشد. تحلیل فرایندهایی که از طریق آن بتوان تصورات اجتماعی و قضاوت های افراد و گروه ها را درباره یکدیگرمورد ارزیابی قرار داد یکی از شیوه های مؤثر برای سنجش احساسات و تصورات افراد جامعه از یکدیگر و در رابطه با گروه های هویتی است(ساروخانی، ۱۳۷۳: ۲۹).
در شکل گیری و دوام روابط و تعاملات اجتماعی عوامل مختلفی نقش دارند از جمله عوامل موثر بر روابط اجتماعی به ویژه در حوزه گردشگری و تعامل با غریبه ها، وجود یا عدم وجود تصورات قالبی و اعتماد اجتماعی متقابلِ گردشگر- میزبان است. تصورات قالبی عامه، گهگاه در جوامع مختلف، نسبت به برخی از گروه های قومی، نژادی یا محلی بروز می‌کند. در بسیاری از کشورها تصورات قالبی عامه از قبیل نسبت دادن هر یک از صفات خسّت، سادگی، زرنگی، مهمان نوازی و تعصب به ساکنان هر یک از مناطق جغرافیایی کشور وجود داشته است؛ اما واقعیت این است که این صفات به طور انحصاری در هیچ یک از مناطق عمومیت ندارد. در میان ساکنان مناطقی که تصورات قالبی خسّت، نسبت به آنها رواج دارد، افراد سخاوتمند بسیاری وجود دارد(بروس کوئن ،۱۳۸۵: ۳۴۹). وجود تصورات قالبی منفی نسبت به افراد و گروه های غریبه موجب کاهش اعتماد به آنها و اختلال در روابط با آنها می شود. در نتیجه، نگرش منفی گردشگر- میزبان نسبت به هم منجر به روابط موقت و ناپایداری می شود که بر اساس برداشت های نادرست از یکدیگر است. بررسی این موضوع به ویژه برای شهر مشهد که هر ساله میزبان میلیون ها گردشگر و زائر است ضروری به نظر می رسد.
۱-۱-        بیان مسئله
یکی از حوزه های مورد توجه جامعه شناسی که به ویژه در سالهای اخیر مورد اقبال جامعه شناسان و مسئولان قرار گرفته است جامعه شناسی گردشگری و توسعه گردشگری است. گردشگری تأثیر فراوانی بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشورها می‌گذارد.
گردشگری مذهبی[۱] یکی از قدیمی ترین و پررونق ترین گردشگری های گذشته و حال حاضر است. گردشگری مذهبی به ویژه سفرهای زیارتی فرصت مناسبی را برای برقراری ارتباط میان فرهنگی و تقویت هویت مشترک دینی فراهم آورده است. در چارچوب این سفرها، تماس مداوم و نزدیکی با افراد از فرهنگ های مختلف، موجب تغییر نگرشها شده و می ­تواند قالب­های فکری از پیش تعیین شده را که مبتنی بر تصورات قالبی[۲] وپیش­داروی ها[۳] است دگرگون نماید و روابط بین گروهی[۴] را بهبود بخشد، نزدیکی در پهنه­ی فرهنگها موجب اصلاح نگرشهای افراد نسبت به یکدیگر شده و آنان را نسبت به هم حساس­تر و معقول­تر می­ کند (بونی فیس، ۱۳۸۲: ۲۴۱).
شهر مشهد، یکی از قطب های گردشگری مذهبی در جهان اسلام است، بارگاه حضرت امام رضا (ع) پرجاذبه­ترین مکان مذهبی در ایران است. کلان شهر مشهد سالانه پذیرای میلیون ها زائر و گردشگر داخلی و خارجی است، طبق اعلام سازمان گردشگری خراسان رضوی؛ آمار زائران و مسافران داخلی شش ماهه نخست سال نود و دو، ۱۹ میلیون و ۸۵ هزار و ۳۷۹ نفر است که نسبت به سال های گذشته افزایش چشمگیری داشته است(سایت گردشگری خراسان رضوی). برای افزایش ماندگاری زائر و ایجاد نگرش مثبت و رضایت خاطرآنها به نظر می رسد در کنار عواملی چون بهبود زیر ساخت های مناسب شهری، امکانات تفریحی و رفاهی مناسب و توسعه فضاهای گردشگری، عوامل اجتماعی چون روابط و تعاملات مناسب بین گردشگر و میزبان موجب جذب گردشگران و افزایش تمایل به مسافرت مجدد خواهد شد (مؤمنی و همکاران، ۱۳۸۷: ۲۶-۲۴).
تعاملات و روابط “میزبان” و “میهمان” در مطالعه گردشگری اهمیت ویژه ای دارد. ماهیت روابط بین میزبان و میهمان بستگی به عوامل متعددی دارد. یکی از آن عوامل، نگرش ها و تصورات قالبی میزبان–  میهمان نسبت به هم است، که این نگرش ها وتصورات قالبی در هر دو جانب رابطه ی میزبان – میهمان می تواند موجب سوء تفاهم و احساس خودبرتربینی یا خودکمتربینی شود (برنز، ۱۳۸۵: ۱۵۹).
والتر لیپمن[۵] (۱۹۲۲) نخستین کسی است که در کتابش با عنوان “نظر عامه”[۶] تصورات قالبی را به معنای تصاویر ثابت و محدود ذهنی درباره دیگر گروه های اجتماعی و قومی به کار می برد. تصورات قالبی (کلیشه های ذهنی) شناخت ساده ای درباره ی گروه های اجتماعی هستند که با تعمیم های نا به جا و ساده انگارنه افراطی همراه است و مانع می شود که شخص به خصایص هرفرد بخصوص درگروه یا دسته دینی، نژادی، ملی، جنسیتی و توجه کند و فرد را از شناخت وارزیابی درست منحرف می کند (کیسی[۷] و همکاران، ۲۰۰۲: ۲۶۵).
وجود تصورات قالبی نسبت به افراد و گروه های غریبه موجب کاهش اعتماد و اختلال در روابط آنها می شود در نتیجه نگرش منفی نسبت به مردم (میزبان) درآنها (میهمان) شکل گرفته و باب تعاملشان بسته می شود و این امر باعث کاهش تمایل به سفر مجدد و مدت زمان ماندگاری آنها در مقصد می شود، که بر رابطه اجتماعی افراد و اعتماد بین فردی بسیار تأثیرگذار است و موجب کاهش اعتماد فرد به غریبه ها خواهد شد. هنگامی که با غریبه ها ارتباط برقرار می کنیم تصورات قالبی به طور خودکار فعال می شوند و به طور ناخود آگاه فکر می کنند این تفکرات صحیح است و بر اعتماد اجتماعی و به ویژه رفتار آنها با غریبه ها مؤثر است. تصورات قالبی درباره دیگران، الگوهای ارتباطی آنان را محدود می سازد و موجب برقراری ارتباطی می گردد که تأیید کننده آن تصورات باشد(گودیکانست، ۱۳۸۳: ۱۱۲).
از سوی دیگر، امروزه بیشترین توافق در این زمینه وجود دارد که اعتماد اجتماعی[۸] مؤلفه ای ضروری در همه انواع روابط اجتماعی است با اعتماد، روابط اجتماعی محکم و صلح آمیز حفظ می شود که اینها به نوبه خود پایه و اساس رفتارهای جمعی و همکاری سازنده است. می توان گفت اعتماد نتیجه برهمکنش های اجتماعی موجود در گروه ها، انجمن ها و فعالیتهای اجتماعی است که وجود آن در روابط اجتماعی تسهیل کننده رفتار جمعی، ایجاد کننده فضای اجتماعی مبتنی بر مشارکت و مشوق توجه به منافع و علایق جمعی است( نیوتن،۲۰۰۱: ۲۰۲).
هرقدر میزان اعتماد اجتماعی در جامعه‌ای بیشتر باشد، تمایل به سفر و گردشگری نیز بیشتر است، در نقطه مقابل تعصب، تصورات قالبی و انحصارگرایی فرهنگی موجبات کاهش تعداد گردشگر را فراهم می‌سازد. بنابراین در روابط گردشگر- میزبان (زائرین با مردم مشهد)، تصورات قالبی می توانند با ایجاد سوء تفاهم، عواطف منفی وکاهش اعتماد فرد به دیگران تأثیر کاهنده در روابط اجتماعی آنها داشته باشد که خود می تواند از موانع توسعه گردشگری و روابط بین گروهی موفق، در شهر مشهد باشد مسلماً اگر بتوان این تصورات قالبی را کاهش یا تغییر داد، شاهد اعتماد بیشتر افراد به هم و روابط سالم تر و همکاری سازنده ترخواهیم بود، تغییراتی که در روابط بین گروه ها ایجاد می شود، در تصورات قالبی و تغییر آنها موثرند. از طرف دیگر، با توسعه گردشگری تماس مداوم و نزدیکی با افراد از فرهنگ های مختلف، موجب تغییر نگرشها شده و می ­تواند قالب­های فکری از پیش تعیین شده را که مبتنی بر تصورات قالبی وپیش­داروی ها است دگرگون نماید و روابط بین گروهی و اعتماد اجتماعی را افزایش دهد.
لذا بررسی و شناخت تصورات قالبی و اعتماد اجتماعی زائرین و گردشگران نسبت به مردم مشهد به عنوان دو مؤلفه مهم و اثرگذار در روابط و تعاملات اجتماعی میزبان – میهمان می تواند گام مهمی در پیشگیری از پیشداوری، تفکر قالبی و اختلال در روابط آنها باشد و موجب افزایش اعتماد اجتماعی زائرین و در نتیجه توسعه گردشگری در شهر مشهد گردد. از این رو تحقیق حاضر به دنبال پاسخگویی به سؤالات زیر است:

  • تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد چگونه است ؟
  • اعتماد اجتماعی زائرین نسبت به مردم مشهد چقدر است؟
  • چه رابطه ای بین تصورات قالبی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها وجود دارد؟

۱-۲-         اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
همواره انگاره ها و کلیشه هایی(تصورات قالبی) در رابطه با افراد منسوب به شهرهای مختلف وجود دارد که در نگرش سایر افراد نسبت به آنها، جذب گردشگر، ترغیب یا ممانعت از سفردوباره به آن شهر، بالا رفتن ظرفیت های اقتصادی و. تأثیر دارد. این موضوع در رابطه با شهر مشهد به عنوان یکی از کلان شهرهای مذهبی که هر ساله میزبان میلیون ها زائر داخلی و خارجی است حائز اهمیت بیشتری است. جذب گردشگر همواره یک دغدغه برای مدیران شهر مشهد به حساب می آید که تنها از طریق تدوین برنامه های مناسب و مدیریت صحیح و تأمین شدن خواسته ها وانتظارات زائرین میسر خواهد شد. گسترش و آموزش فرهنگ میزبانی در شهر مشهد به منظور توسعه ی صنعت گردشگری یک ضرورت است(مؤمنی و همکاران، ۱۳۸۷: ۹۸).
تعاملات و روابط میزبان- میهمان در مطالعه گردشگری اهمیت ویژه ای دارد. یکی از عوامل تأثیر گذار بر ماهیت روابط بین میزبان و میهمان “تصورات قالبی” هستند، یعنی نگرش هایی که افراد نسبت به یکدیگر پیدا می کنند. تصورات قالبی، باورهای همگانی درباره ویژگی های اشخاص یک گروه از مردم هستند که این ویژگی ها معمولاً صفت های شخصیتی و غالباً رفتاری اند(اسپیرز و همکاران، ۱۳۹۱: ۴۹).
برداشت ها، انگیزه ها و دانسته های گردشگر از مقصدها را، نگرش او نسبت به جامعه و تصورات قالبی نسبت به کل جمعیت شکل می دهد. میزبان و میهمان درباره ی هم تصورات قالبی و نگرش های از پیش تعیین شده دارند که روابط موقت آنها را شکل می دهد(برنز، ۱۳۸۵: ۱۶۶).
از آنجا که این تصورات در میان گروه های بزرگی از افراد به طور گسترده مشترکند یک موضوع مهم برای تحقیق به شمار می روند. جالب است خاطر نشان کنیم در حالی که تعداد زیادی از تحقیقات راجع به فرایند قالبی کردن در جهت فهم مبناهای روان شناختی تصورات قالبی انجام شده، تحقیقات کمی وجود دارد که به بررسی ویژگی های جمعی و میان ذهنی پرداخته باشند. یکی از حوزه هایی که تصورات قالبی نقش مهمی بازی می کند در حوزه روابط و تعاملات اجتماعی با گروه ها و اقوام و افراد غریبه است به ویژه در حوزه گردشگری و روابط گردشگر- میزبان تأثیرگذار است. در خصوص رابطه گردشگران با ساکنان محلی یا «میزبانان و میهمانان» آثار تئوریک زیادی منتشر شده است، با این حال تحقیقات کمی به شیوه تجربی به ماهیت و پویایی این رابطه توجه کرده­اند. رابطه گردشگر و میزبان دارای سه بعد اصلی تعاملات افراد، اداراکات آنان و نگرش هایشان می­باشد. تمرکز عمده مطالعات در این زمینه، بر مقاصد گردشگری (آثار و پیامدهای توسعه گردشگری) است و خود گردشگران، کمتر مورد قرار گرفته اند و کمتر موضوع مطالعات و تحقیقات بوده است(هال و پیچ[۹]، ۲۰۰۱: ۱۲۶).
بنابراین این حوزه نیازمند نگاه و توجه ویژه و اتخاذ تصمیمات و فراهم سازی زیر ساخت های مناسب برای جذب گردشگران و زائران است. علاوه براین، ضرورت بررسی نگرش زائرین از آنجا اهمیت می یابد که هر چه زائرین در محیط مقصد احساس نارضایتی و بدبینی از مردم محلی داشته باشند در نتیجه نگرش منفی نسبت به مردم در آنها شکل گرفته، اعتماد اجتماعی آنها کاهش می یابد و باب تعاملشان بسته می شود و این امر باعث جلوگیری از سفر مجدد آنها به این شهر و کاهش مدت زمان ماندگاری آنها می شود که مانع توسعه گردشگری و جذب گردشگر می گردد از این رو می بایست با مطالعه و سیاست گذاری های مناسب در جهت رفع و کاهش نارضایتی و تصورات قالبی منفی و افزایش اعتماد اجتماعی و توسعه فرهنگ میزبانی، اقدامات لازم به عمل آید.
علی رغم اهمیت این موضوع، در ایران طرح پژوهشی با محوریت تصورات قالبی و نقش آن در روابط اجتماعی گروه ها بسیار کم و انگشت شمار است و در آثار موجود یا صرفاً بحث تصورات قالبی به صورت نظری مورد بررسی قرار گرفته و یا در خصوص کلیشه های جنسیتی در میان اقوام، زنان، رسانه ها و. تحقیقات و مقالاتی انجام شده است و از این لحاظ نوعی خلأ در تحقیقات تجربی احساس می شود.
۱-۳-         اهداف تحقیق
۱-۳-۱- اهداف اصلی


  • توصیف تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد
  • توصیف میزان اعتماد اجتماعی زائرین نسبت به مردم مشهد
  • تبیین رابطه تصورات قالبی و اعتماد اجتماعی زائرین نسبت به مردم مشهد

۱-۳-۲- اهداف فرعی

  • بررسی رابطه ی بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی زائرین و تصورات قالبی آنها نسبت به مردم مشهد
  • بررسی رابطه ی بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها نسبت به مردم مشهد
  • بررسی رابطه ی بین قوم مداری (هویت قومی) و تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد
  • بررسی رابطه ی بین قوم مداری زائرین و اعتماد اجتماعی آنها نسبت به مردم مشهد
  • بررسی ویژگیهای سفر زائرین (مدت اقامت، تعداد سفر) و تأثیر آن بر تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد
  • بررسی میزان رضایت زائرین از نحوه برخورد مردم مشهد(کسبه، رانندگان، کارکنان اقامتگاه ها، خادمین حرم و مردم عادی) با آنها
  • بررسی رابطه ی بین ویژگیهای فردی زائرین(جنسیت، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال) و تصورات قالبی آنها نسبت به مردم مشهد
  • بررسی رابطه ی بین ویژگیهای فردی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها به مردم مشهد

۱-۴-        تعریف مفاهیم
۱-۴-۱- نگرش
از آنجا که تصورات قالبی نوع نگرش و باورهای افراد را به گروه خاصی نشان می دهد، برای سنجش تصورات قالبی زائرین علاوه بر طیف آزگود(برش قطبین)، باید از گویه های نگرشی و طیف لیکرت هم استفاده کنیم. بنابراین لازم است ابتدا مفهوم نگرش[۱۰] را تعریف کنیم. نگرش عبارت است از یک حالت عاطفی مثبت یا منفی به یک موضوع. می‌نارد[۱۱]  نگرش را آمادگی درونی و یا به طور کلی آمادگی برای انجام عمل به نحوی خاص تعریف می کند. در تعریف دیگری از فریدمن(۱۹۷۰) آمده است: نگرش نظامی با دوام است که شامل یک عنصر شناختی[۱۲]، یک عنصر احساسی[۱۳] و یک تمایل به عمل[۱۴] است. (کریمی و فسایی، ۱۳۸۴: ۲۶۳). در نهایت، با توجه به تعریف

مطلب دیگر :

نارضایتی بدنی و اختلالات روانی

 استوتزل[۱۵] می توان گفت: نگرش یک مفهوم چند بعدی شامل عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری است که نحوه ی رفتار فرد را تعیین می کند و هر نگرشی دارای موضوع خاصی است که این موضوع می تواند افراد، اشیاء و رویدادها باشد.

۱-۴-۲- تصورات قالبی
در روانشناسی و علوم اجتماعی تعاریف متعددی از تصورات قالبی (کلیشه های ذهنی) ارائه شده است. گیدنز تفکرات قالبی را فرایندهای فکری که در بر گیرنده مقوله های خشک و انعطاف ناپذیر است تعریف می کند(گیدنز، ۱۳۷۷: ۸۱۶). قالبهای ذهنی: مجموعه ای ازعقاید تعمیم یافته درباره گروه خاصی ازمردم است که متداول ترین آن ها جنسی، نژادی وشغلی است و می تواند مثبت یا منفی باشد(لییل[۱۶]، ۲۰۰۳: ۱۰۲). والتر لیپمن تفکر قالبی را به معنای تصاویر ثابت و محدود در ذهن می داند. در نظر او تفکر قالبی شامل باورها، اندیشه ها و قالب های ساخته و پرداخته ذهنی است که به ادراکات شخص از محیط پیرامون خود رنگ و هیأت خاصی می بخشد و به صورت میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند (کیسی و همکاران، ۲۰۰۲ : ۲۶۸).
با توجه به تعاریف ذکر شده افکار یا تصورات قالبی، تعمیمی کلی اند که عبارت اند از نسبت دادن خصوصیات یکسان به همه افراد یک گروه بدون در نظرگرفتن تفاوت های واقعی میان آنها. اگر قالبهای فکری بر تجربه استوار بوده و دقیق وصحیح باشد، راهی مطلوب و کوتاه برای سازگاری با دنیای خارج است و اگر قالبهای فکری ما را از دیدن اختلا فات فردی در طبقه ای از مردم بازدارد، نا سازگارانه است و مانع ارتباط درست ومداوم با دیگران می شود.
۱-۴-۳- اعتماد اجتماعی
اندیشمندان اجتماعی تعاریف مفهومی بسیاری از اعتماد اجتماعی مطرح کرده اند که دارای تفاوت های زیادی است. دورکیم: اعتماد را آرامشی می داند که حاصل زندگی مسالمت آمیز بشر در کنار همنوعانش در حالت صلح و به دور از هر گونه دشمنی و خصومت است. زیمل: اعتماد را معادل کلمه ایمان به کار می برد و به اعتقاد وی نوعی ایمان و اعتقاد به افراد جامعه است (زتومکا،۱۳۸۴:۲۸).آنتونی گیدنز در تعریف اعتماد به فرهنگ آکسفورد استناد می کند و به اعتقاد وی اعتماد نوع خاصی از اطمینان است (گیدنز، ۱۳۸۴: ۳۷).
۱-۴-۴- پایگاه اجتماعی- اقتصادی
نظریه پردازان کلاسیک مانند مارکس در تعیین قشربندی جامعه بیشتر به عامل اقتصادی یعنی وضعیت  فرد در ساختار تولید توجه داشته اند. اندیشمندان معاصر به تدریج بر عوامل دیگری تأکید کردند، برای مثال دارندروف در تمایز سطوح مختلف قشربندی جامعه به برخورداری های متفاوت از قدرت و اقتدار سیاسی، وبر به بهره مندی های متفاوتی از منزلت اجتماعی، بوردیو به نوع مصرف و سبک زندگی و گیدنز به آموزش و مهارت های آموزشی تاکید نموده اند(لیپست و دیگران، ۱۳۸۱: ۲۷). از نظر بروس کوئن، پایگاه به موقعیت اجتماعی فرد در یک گروه یا به مرتبه اجتماعی او در یک گروه، در مقایسه با گروه دیگر اطلاق می شود. به عقیده وبر، پایگاه اجتماعی فرد همراه با طبقه یا درآمد و قدرت سیاسی سه بعد اصلی  قشربندی اجتماعی را تشکیل می دهند. با جمع بندی تعاریف فوق می توان گفت پایگاه اجتماعی- اقتصادی[۱۷] جایگاه و منزلتی است که هر فرد در سلسله مراتب اجتماعی جامعه، اشغال می کند. شاخص های مستقیم سنجش پایگاه اقتصادی- اجتماعی میزان درآمد ماهانه، میزان تحصیلات و منزلت شغلی افراد در جامعه هستند(کاظمی پور، ۱۳۷۸: ۱۴۲).
۱-۴-۵- هویت قومی (قوم مداری)
هویت قومی[۱۸] مجموعه ای از ایده های فرد درباره اعضای گروه قومی خود و بازشناسی خود با بهره گرفتن از نشانگان و برچسب های قومی  است. فیجین بیان می کند که گروه قومی به معنای این است که یک فرد به طور اجتماعی و بر پایه ی خصیصه های فرهنگی یا ملیت اش از دیگران متمایز یا جدا شده باشد(فیجین،۱۹۷۸: ۹ به نقل از اشرف نظری،۱۳۹۱) مهم ترین خصوصیات یک گروه قومی از نظر برتون مواردی چون نیاکان مشترک واقعی یا اسطوره ای، نام مشترک، سرزمین و زبان مشترک، فضاهای مشترک زیستی، آداب و رسوم مشترک، ارزش های مشترک و احساس تعلق به یک گروه واحد را شامل می شود(قانعی راد و دیگران، ۱۳۸۶: ۶). تقویت هویت قومی در بین اقوام یک جامعه منجر به  قوم‌مداری[۱۹] می شود که عبارت است از پیشداوری و بدگمانی به غیرخودی‌ها همراه با گرایشی به ارزیابی دیگران براساس فرهنگ خویش(گیدنز، ۱۳۸۶: ۳۶۹). ویلیام سامنر قوم مداری را اینگونه تعریف می کند: نوعی نگرش که براساس آن فرد یا گروه خود را مرکز و اساس همه چیز می پندارد و دیگر افراد را در مقایسه با آن درجه بندی و ارزیابی می کند. قوم مداری نوعی سوگیری متعصبانه نسبت به گروه خودی است که باعث می شود به جای آنکه تلاش کنیم الگوهای رفتاری متفاوت را درک کنیم ، آنها را به صورت منفی مورد ارزیابی قرار دهیم(گودیکانست، ۱۳۸۳: ۹۶).
۱-۴-۶- گردشگر (زائر)
طبق تعریف سازمان جهانی گردشگری و صاحب نظران این حوزه، گردشگر[۲۰] کسی است که به طور موقت (حداقل ۲۴ ساعت و حداکثر یک سال) از خانه خود دور می­شود و به منطقه­ای دیگر سفر می­ کند(کاظمی، ۱۳۸۵: ۲۰). زائران در واقع گردشگران حوزه گردشگری مذهبی هستند. در میان گردشگران مذهبی با دو گروه مواجه هستیم: یکی زائران، کسانی که انگیزه‌ی آنها از مسافرت، فقط انجام امور مذهبی است و زمان و مدت اقامت آنها، تابع اوقات فراغت نیست و دیگری، گردشگران مذهبی که ضمن انجام زیارت و شرکت در مراسم مذهبی از مکان های دیگر گردشگری (اعم از مذهبی و غیر زیارتی) نیز دیدن می‌کنند و یا به عبارتی دیگر، اهداف مسافرت آنها چند منظوره با اولویت زیارت است (مؤمنی و همکاران، ۱۳۷۸: ۱۴).

۱-۵-         تاریخچه موضوع
تاریخچه ی پژوهش درباره تصورات قالبی به رغم پیشینه غنی، جذاب و کاربردی، جوان و نوپا است. در طول دهه های اخیر که شاهد گسترش علایق پژوهشی در خصوص آن هستیم، تلاش شده است تا فهم منابع، زمینه ها و ریشه های باورها و نگرش های قالبی و تبیین آن به عنوان دیدگاهی اجتماعی که بر رفتار افراد اثر می گذارد مطمح نظر قرار گیرد(استنگور،۲۰۰۹: ۱).
والترلپیمن(۱۹۹۲) نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی نخستین کسی است که اصطلاح تفکر قالبی را در روانشناسی اجتماعی بکاربرد. منظور او از تفکرقالبی در بحث از باورها واندیشه ها، قالبها ی ساخته و پرداخته ذهنی است که شخصی ادراکهای خود را در آن جای می دهد واین قالبها به ادراکهای او رنگ خاصی می بخشد. از نظر لیپمن تفکرات قالبی دارای دو خصوصیت اند: اول، در برابر تغییر مقاوم اند. دوم، عموماً دامنه معانی محدود و تحقیر آمیزی را ارائه می دهند. اعتقاد به سرنوشت و تقدیر، به نحسی عدد ۱۳و. نمونه هایی از تفکرات قالبی هستند که به صورت میراث اجتماعی ممکن از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. او می گوید انسان به سائقه صرفه جویی دراندیشیدن، باور های قالبی را ابداع کرده است تا ناچار در هرشرایطی نیندیشند و تنها بر اساس باورهای قالبی اش واکنش نشان دهد(ستوده ،۱۳۸۱: ۱۷۶). اولین اندازه گیری تصورات قالبی را کاتزو بریلی(۱۹۳۳) انجام داده اند، آنها تصورات قالبی نژادی را مطالعه کردند و دریافتند آمریکاییها در مورد ترکها، سیاهپوستها، یهودیها  تصورات قالبی آشکارونسبتاً منفی داشتند و پاسخ دهندگان می بایستی صفات مشخصه برخی اقوام را مشخص می کردند. امروزه دیگر این فن بکار نمی رود زیرا مردم از اختصاص دادن یک صفت به یک قوم، بدون تصریح آن، اکراه دارند. قدیمی ترین شیوه مطالعه تصور قالبی بیشتر بر مبنای تئوری تداعی بود که در تحقیقات کاتز و بریلی در زمینه سنجش تصور قالبی انجام گرفت و ویژگی هایی را که آزمودنی ها آن ها را به گروه های خاصی نسبت می دادند مطالعه کردند(لوک بدار و دیگران ،۱۳۸۰: ۱۲۶).
در تحقیقات انجام شده پس از تحقیق کاتز و بریلی مانند سولومون اش۱۹۴۶، آباته و برین(۱۹۶۷)، برور و همکارانش۱۹۸۱، اندرسون و سدیکیدز۱۹۹۱، برینک و همکارانش(۱۹۹۴)، در زمینه سنجش تصورات قالبی به نوعی از روش و نتایج اولین مطالعه استفاده کرده و با ارائه فهرستی از صفات و ویژگی ها نسبت به فرد یا گروه خاصی به مطالعه نگرش افراد نسبت به آن فرد یا گروه خاص می پردازند و تصور قالبی را برحسب بررسی صفت هایی که فرد برای شرح یک گروه بکار می برد، ارزیابی می کنند(اسپیرز و همکاران،۱۳۹۱: ۱۳۶).
نقطه شروع پژوهش های علمی جدید درباره تصورات قالبی به نیمه نخست قرن بیستم باز می گردد. در این مقطع با انتشار کتاب شخصیت قدرت طلب از سوی آدرنو و همکارانش، مفهوم تصورات قالبی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. این اثر به بحث در مورد چرایی ظهور احساسات نژادپرستانه در آلمان نازی اختصاص داشت. نتایج این پژوهش آشکار ساخت که ظهور احساسات بر ضد نژادهای دیگر متأثر از وجود تصورات قالبی و پیشداوری درباره دیگر گروه ها است و شخصیت های قوم گرا و نژادپرست غالبا دارای شخصیت قدرت طلب هستند. در طول دو دهه اخیر (۱۹۹۰-۲۰۱۰م) علایق پژوهشی در خصوص تصورات قالبی گسترش یافته است و پژوهشگران توجه اصلی خود را به درک فرایندهایی معطوف کردند که تصورات قالبی از طریق آنها، ادراک و نگرش اجتماعی، پیشداوری و تبعیض و آزار دیگران را شکل می دهد. در پژوهشی که توسط پری و دارلی (۱۹۹۷) درباره تصورات قالبی در ورزش بسکتبال انجام شد مشخص شد که در اغلب گزارش ها متأثر از نوعی تصور قالبی افراد سفید پوست به عنوان افرادی باهوش و سیاه پوستان به عنوان افرادی که دارای فیزیک ورزشی طبیعی هستند معرفی می شدند. آثار انتشار یافته در این دوره، در رابطه با فرایندهای شناختی تسهیل کننده تصورات قالبی(براون،۱۹۹۵)؛ ابعاد نظری تصورات قالبی و پیشداوری(استنگور،۲۰۰۰)؛ محتوای تصورات قالبی(فیسک و دیگران:۲۰۰۲) و اتخاذ رهیافتی استقرایی برای تجزیه و تحلیل تصورات قالبی (فیدلر و والتر: ۲۰۰۴) به بحث پرداختند(اشرف نظری، ۱۳۹۱: ۶۴). مرکز مطالعه فرایندهای گروهی در دانشگاه کنت[۲۱] هر ساله با انجام پیمایش هایی در سطح ملی، گزارشی با عنوان برابری، تنوع و پیشداوری در بریتانیا منتشر می کند که در اختیار کابینه قرار می گیرد. در این گزارش یافته های پیمایشی به دست آمده بر پایه روش های روان شناسی اجتماعی در رابطه با مسائلی نظیر برابری و حقوق بشر، نمودهای پیشداوری و تجارب آن، شرایط پیشداوری و تصورات قالبیِ تقویت کننده پیشداوری مورد بررسی قرار می گیرد(آبرامز و هوستون،۲۰۰۶: ۱۱؛ فیسک و دیگران، ۲۰۰۹: ۷۸ به نقل از اشرف نظری،۱۳۹۱).

رابطه بین سرمایه فرهنگی خانواده و هویت نقش جنسیتی با نگرش به آموزش عالی

۲-۵-۱-۳ دانشگاه بروکراتیک ۵۶
۲-۵-۱-۴ دانشگاه سیاسی ۵۶
۲-۵-۱-۵ دانشگاه هرج و مرج طلب ۵۷
۲-۵-۱-۶ دانشگاه سایبرنتیک ۵۸
۲-۶ کارکردهای دانشگاه و نگرش به آموزش عالی ۵۸
۲-۶-۱ کارکردهای اقتصادی ۵۹
۲-۶-۲ کارکردهای اجتماعی ۶۱
۲-۶-۳ کارکردهای فرهنگی ۶۲
۲-۶-۴ کارکردهای سیاسی ۶۴
۲-۷ نگرش به آموزش عالی ۶۶
۲-۷-۱ مفهوم نگرش و چگونگی شکل‌گیری آن ۶۶
۲-۷-۲ ابعاد نگرش به آموزش عالی ۷۰
۲-۸ آموزش عالی و جنسیت ۸۲
۲-۸-۱ تحلیل کمی مشارکت زنان در آموزش عالی ۸۳
۲-۸-۲ نظریه‌های تبیین‌کننده افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی ۸۴
۲-۸-۲-۱ نظریۀ سرمایه انسانی ۸۴
۲-۸-۲-۲ نظریه تحلیل هزینه و فایده ۸۶
۲-۸-۲-۳ نظریه انتخاب عمومی ۸۷
۲-۸-۲-۴ نظریه تضاد ۸۸
۲-۸-۲-۵ نظریه فمینیست‌ها ۸۹
۲-۸-۳ رابطۀ هویت با آموزش ۹۰
۲-۸-۴ خودپنداره ۹۲
۲-۸-۴-۱ تعریف خودپنداره ۹۲
۲-۸-۴-۲ خودپنداره تحصیلی ۹۳
۲-۸-۴-۳ هویت و پیشرفت تحصیلی ۹۶
۲-۹ هویت نقش جنسیتی ۹۹
۲-۹-۱ تعریف هویت نقش جنسیتی ۹۹
۲-۹-۲ نظریه های شکل گیری هویت نقش جنسیتی ۱۰۱
۲-۹-۲-۱ نظریه چودورو ۱۰۱
۲-۹-۲-۲ نظریه گیلیگان ۱۰۳
۲-۹-۲-۳ نظریه فمینیست‌ها درباره کلیشه‌های جنسیتی ۱۰۶
۲-۹-۲-۴ نظریه پارسونز درباره تقسیم جنسیتی نقش‌ها ۱۰۷
۲-۱۰ سرمایه فرهنگی ۱۰۹
۲-۱۰-۱ عادت‌واره و نقش آن در شکل‌دهی به زائقه ۱۱۶
۲-۱۰-۲ سرمایه فرهنگی و آموزش عالی ۱۱۹
۲-۱۱ پیشینه تحقیق ۱۲۵
۲-۱۱-۱ تحقیقات داخلی ۱۲۵
۲-۱۱-۲ تحقیقات خارجی ۱۳۵
۲-۱۲ چارچوب نظری ۱۴۰
۲-۱۲-۱ فرضیه‌های تحقیق ۱۴۳
فصل سوم: روش شناسی تحقیق (متدولوژی) ۱۴۵
۳-۱روش ۱۴۵
۳-۱-۱ جامعه آماری ۱۴۶
۳-۱-۲ حجم نمونه ۱۴۶
۳-۱-۳ نمونه‌گیری ۱۴۶
۳-۲ تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی ۱۴۷
۳-۲-۱ نگرش ۱۴۷
۳-۲-۲ آموزش عالی ۱۴۷
۳-۲-۳ سرمایه فرهنگی ۱۴۸
۳-۲-۴ هویت نقش جنستی ۱۵۰
۳-۳ منابع پرسشنامه ۱۵۱
۳-۳-۱ ابزار اندازه‌گیری (روایی، اعتبار و نمره‌گذاری) ۱۵۲
۳-۳-۲ هویت جنسیتی و عدالت جنسیتی ۱۵۴


۳-۳-۲-۱ تساوی ۱۵۵
۳-۳-۲-۲ تناسب ۱۵۶
۳-۳-۳ هویت جنسیتی، نقش‌ها و انتظارات ۱۵۷
۳-۳-۳-۱ نقش‌های خانوادگی ۱۵۷
۳-۳-۳-۲ نقش‌های شغلی ۱۵۸
۳-۳-۳-۳  نقش‌های تحصیلی ۱۵۹
۳-۳-۳-۴ نقش‌های سیاسی- اجتماعی ۱۶۰
۳-۳-۴ روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۱۶۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق ۱۶۳
۴-۱ تجزیه و تحلیل داده‌ها ۱۶۳
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات ۱۹۷
۵-۱ نتیجه‌گیری ۱۹۸
۵-۲ پیشنهادات ۲۰۱
منابع ۲۰۳
ضمیمه ۲۲۰
مقدمه
پیروزی انقلاب اسلامی و در پی آن انقلاب فرهنگی و پاک سازی دانشگاه ها از عناصر بیگانه، موجب گردیده، سطح اعتماد خانواده ها به دانشگاه ها افزایش یابد و شرایط برای دختران که تا به حال امکان کمی برای حضور در دانشگاه ها داشتند، بهبود یابد. به مرور پس از جنگ تحمیلی، با اشاعه هرچه بیشتر فرهنگ مدرنیته، فضای عمومی کشور دستخوش تغییراتی شد. رشد شهرنشینی بار دیگر فزونی گرفت و توسعه اقتصادی به عنوان برنامه اصلی نزد دولت مردان ارزش فوق العاده یافت. خانه های پایتخت به آپارتمان ها و برج های مجلل تبدیل شد و روند صعودی تورم و فشار طاقت فرسای اقتصادی برگرده خانواده ها تحمیل گردید. دیگر مردان به تنهایی قادر به

مطلب دیگر :

منابع پایان نامه درباره نورپردازی، عدم تمرکز، ایمنی و امنیت، ظرف و زمینه

 تأمین معاش برای خانواده نبودند و زنان باید به کمک همسران خود می شتافتند. از طرفی رسالت رسانه ملی تبلیغات پیرامون اشتغال و تحصیل زنان را در قالب های مختلف به ویژه مجموعه های تلویزیونی، رونق بخشید. از طرفی دیگر، شهرهای بزرگی چون تهران به عنوان توزیع کننده الگو در تمام خرده فرهنگ‌ها، الگوهای رفتاری و زندگی را به طرق مختلف انتقال می‌داد و الگوبرداری جوانان شهرستانی را موجب شد و به این ترتیب در عرض چند سال از نوع پوشش گرفته تا حرف زدن، تهرانی شد و از آن جمله بود میل به خروج از خانه ها برای دختران. پس از آن مدرنیته به تدریج آثار فرهنگی خود را نیز نمایانگر ساخت و تبلیغ استقلال زنان از درآمد مردان، مقابله با تعاریف خانواده سنتی و .دختران را هر چه بیشتر به سمت دانشگاه ها کشاند و از طرفی با تأسیس دانشگاه های مختلف و فزونی دانشجو و فارغ التحصیل سطح کارشناسی، دیگر داشتن مدرک تحصیلی امتیاز ویژه ای برای به دست آوردن فرصت های شغلی نبود و به مرور باعث شد پسران انگیزه لازم را برای ادامه تحصیل در دانشگاه از دست بدهند و فرصت دوران جوانی را صرف به دست آوردن فرصت شغلی نمایند و این عرصه را برای دختران مهیا نمود تا در رقابتی به نام کنکور موفق تر عمل نمایند. البته نظام وظیفه سربازی هم به عنوان یک عامل دیگر در این روند موثر بوده است. پسران که بعد از پایان دوره تحصیلات عمومی برای اولین بار موفق به ورود در دانشگاه نمی شدند باید به خدمت سربازی می پرداختند. و فرصت کمتری برای سرمایه گذاری در این زمینه داشتند. در چند سال اخیر، ترکیب جنسیتی در دانشگاه ها، از جمله مسائلی است که توجه تحلیل گران مسائل اجتماعی را به خود جلب کرده است. آنچه از تحلیل و توجه به آمارهای موجود در این باره به دست می آید، افزایش تعداد روز افزون دختران در دانشگاه ها و کاسته شدن تعداد پسران است. برخی، این پیامدها که موجب حضور فعال دختران در بدنه اشتغال مدیریت کشور در سال های آتی می شود، فرصت طلایی زنان ارزیابی می کنند و برخی دیگر این پیامدها را که می تواند توازن اجتماعی را دستخوش تغییر کند با نگرانی دنبال می کنند.

۱-۲ مسئله تحقیق
همواره نگرش به آموزش عالی دستخوش تغییرات بوده است به گونه‌ای که در طول تاریخ روند ورود مردان و زنان به دانشگاه‌ها در سراسر جهان متفاوت گزارش شده است. کینگز بری[۱] (۲۰۰۷) گزارش می‌کند طی سالهای ۱۹۰۰ ﺗــﺎ ۱۹۳۰ ﻣــﺮدان و زﻧــﺎن ﺑــﻪ ﻧــﺴﺒﺖ ﯾﮑـﺴﺎن وارد دانشگاه‌ها ﺷــﺪﻧﺪ. ﺑﻌـﺪ از ﺟﻨــﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ دوم ﺑـﻪ ﺧـﺎﻃﺮ ﺗـﺴﻬﯿﻼﺗﯽ ﮐـﻪ در اﺧﺘﯿـﺎر ﻣﺮدان از ﺟﻨﮓ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻗﺮار داده ﺷﺪ، دانشگاه‌ها  ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻌﺪاد ﻣﺮدان روﺑﺮو ﺷـﺪﻧﺪ و اﮐﻨـﻮن ﺑـﻪ ﺧﺎﻃﺮ آﻣﻮزش‌ﻫﺎی ﻣﺨﺼﻮﺻﯽ ﮐﻪ زﻧﺎن در زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮد ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﻨﺪ و ﺟﻬﺖ اﻓﺰاﯾﺶ آﮔﺎﻫﯽ و دﺳـﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق واﻗﻌﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺎ ﻧﺮخ ۱۷ درﺻﺪ ﺑﯿﺶ از ﻣـــﺮدان وارد ﺳﯿـــﺴﺘﻢ آﻣـــﻮزش ﻋـــﺎﻟﯽ می‌شوند (لیاقت‌دار و همکاران، ۱۳۸۸: ۷۳).
به مرور زمان و بر اساس فرهنگ‌های مختلفِ جوامع، روند گرایش به آموزش عالی بر حسب جنسیت متفاوت بوده است. ورود زنان در جهان به آموزش عالی رشد روزافزونی داشته است بطوری که در کشورهایی چون اﻣﺮﻳﻜﺎ، اﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن، ﻓﺮاﻧﺴﻪ، اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ و اﻳﺮان درﺻـﺪ داﻧـﺸﺠﻮﻳﺎن زن از ﻛﻞ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن ﺑﻴﺶ از ۵۰ درﺻﺪ ﺑﻮده اﺳﺖ. در سال تحصیلی ۸۳- ۱۳۸۲ در مجموع ۲۶۱۴۰۱ نفر برای نخستین بار در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور، (حضوری و نیمه حضوری) پذیرفته شده و ثبت نام کرده‌اند که از این تعداد ۱۴۱۰۰۲ نفر (۹۴/۵۳ درصد)را زنان و ۱۲۰۳۹۹ نفر (۰۶/۴۶ درصد) را مردان تشکیل می‌دادند در سال تحصیلی۸۴   1383-این آمار به (۶۵/۵۷ درصد) زن و (۳۵/۴۳ درصد) مرد تغییر یافت. در سال تحصیلی ۸۵- ۱۳۸۴ این آمار به (۷/۶۳ درصد) زن و (۵۳/۳۷ درصد) مرد تغییر یافت. (آمار سازمان سنجش کشور به نقل از طباطبایی یزدی، ۱۳۸۶: ۴).
بنابراین افزایشِ گرایش زنان به آموزش عالی، پدیده‌ای نیست که فقط خاص کشور ایران باشد، بلکه آن، پدیده‌ای جهانی است. اینکه چه عواملی باعث افزایش گرایش زنان به آموزش عالی شده است می‌توان به عوامل بسیاری اشاره کرد. عواملی چون اشتغال، مدرک‌گرایی، کسب منزلت اجتماعی، کسب دانش، کسب هویت جدید، خلاقیت، عزت نفس، خدمت به جامعه و در گرایش زنان به آموزش عالی تأثیرگذار است. البته نقش تمام عواملی که در این قضیه دخیل هستند به یک اندازه نیست. بعضی از عامل‌ها، با شدت و قدرت بیشتری به این جریان می‌افزایند و بعضی دیگر از قدرت کمتر و ملایم‌تری در جذب زنان به آموزش عالی برخوردارند. در تحقیق حاضر در میان این عوامل بر کسب منزلت اجتماعی به عنوان عاملی که منجر به افزایش سرمایه فرهنگی خانواده و شخص می‌شود و همچنین هویت نقش جنسیتیِ مدرن، به عنوان عاملی که در گرایش زنان به آموزش عالی مؤثر است تأکید می‌شود. البته باید به خاطر داشت که این رابطه یک‌طرفه نیست و آموزش عالی نیز بر افزایش سرمایه فرهنگی و شکل‌گیری هویت نقش جنسیتی تأثیرگذار است. ضمناً باید توجه داشت که در مقابل افزایش حضور دختران در دانشگاه‌ها با کاهش حضور پسران نیز در آن مواجه هستیم. باید اشاره کرد که کاهش حضور پسران نیز با عواملی چون عدم کارایی مدارک دانشگاهی در ایجاد کسب و کار، خدمت مقدس سربازی، فشار اجتماعی و . مرتبط است. اشتغال را می‌توان به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیر گذار بر کاهش حضور پسران در دانشگاه‌ها بر شمرد، زیرا شغل برای پسرانی که در سن ۱۸-۱۹ سالگی قرار دارند، اگر نگوییم یک ضرورت تلقی می‌شود یکی از مهم‌ترین مشغله‌های ذهنی آنها به شمار می‌آید. لذا با توجه به عدم تناسب مدارک دانشگاهی با بازار کار یا به گونه‌ای روشن‌تر، عدم تناسب خروجی‌های دانشگاه‌ها؛ با ورودی‌هایِ به بازار کار؛ باعث شده که بسیاری از فارغ‌التحصیلان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها با مدارک معتبر دانشگاهی با شغلی مناسب روبرو نشوند. باید توجه کرد که در کنار معزل اشتغال برای پسران، مشکل خدمت سربازی نیز برای آنان وجود دارد. سربازی پسران هم در ابتدای راهیابی به دانشگاه، و هم در انتهای این مسیر بر کاهش حضور آنان در آموزش عالی تأثیرگذار است. پسرانی که نتوانند در کنکور سراسری جذب دانشگاه شوند باید راهی خدمت سربازی شوند، و در شرایطی که بتوانند جواز کسب حضور در دانشگاه را کسب کنند، در پسِ اخذ مدرک دانشگاهی، ملزم به گذراندن آن (خدمت سربازی) هستند. پسری که مدرک دانشگاهی لیسانس را کسب می‌کند در سن ۲۲-۲۳ سالگی قرار دارد. با گذراندن خدمت سربازی سن وی به حدود ۲۵ سالگی افزایش پیدا می‌کند. این فرد در سن ۲۵ سالگی تازه باید در بازار کار به دنبال شغلی مناسب برای تشکیل زندگی‌ای آبرومندانه بگردد. در چنین شرایطی فرزندان ذکور خانواده‌ها چشم امیدی به مدارک دانشگاهی نمی‌دوزند و اصولاً پس از اخذ مدرک متوسطه راهی بازار کار می‌شوند، و قبل از گذراندن خدمت سربازی، بسیاری از مشکلاتی که بعد از گذراندن آن، دانش‌آموختگان دانشگاه با آن مواجه هستند، حل و فصل می‌کنند و ادامه مسیر زندگی خود را هموار می‌سازند. علاوه بر عوامل مذکور، می‌توان عامل اجتماعی دیگری را نیز در پیدایش این وضعیت، یعنی عدم توازن جنسیتی در دانشگاه‌ها بر شمرد.
این عامل عبارت است از بالا رفتن سن ازدواج دختران. اگر چه طی چهار دهۀ اخیر، میانگین سن ازدواج در جامعه ما رشد چشمگیری داشته است، ولی این رشد برای دختران بیشتر بوده است. به گونه‌ای که طی چهار دهۀ گذشته میانگین سن ازدواج مردان حدود ۳ سال افزایش داشته و میانگین سن ازدواج زنان حدود ۶ سال رشد کرده و به حدود ۲۴ سال رسیده است. این در حالی است که اگر دختران پس از فارغ التحصیل شدن در دبیرستان بلافاصله وارد دانشگاه شوند، می‌توانند در سنین ۲۲ یا ۲۳ سالگی دوره کارشناسی خود را به اتمام برسانند. بنابراین میانگین سن ازدواج، بالاتر از میانگین سن فارغ التحصیلی از دانشگاه در دوره کارشناسی است. از اینرو تسهیلات جدیدی برای ادامه تحصیل دختران فراهم آمده و تعهدات خانوادگی مانع تحصیلات عالیه آنان نمی‌شود (هاشمی و جوادی‌یگانه ۱۳۸۷: ۱۲۵).
البته باید توجه داشت که افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی  هم پیامدهای مثبت و هم پیامدهای منفی زیادی را به همراه دارد. افزایش آگاهی اجتماعی زنان نسبت به حقوق خود، ارتقاء منزلت اجتماعی، جلب مشارکت اجتماعی آنان، تغییر نگرش جامعه نسبت به زنان و گسترش دامنه انتخاب‌ها مانند انتخاب همسر از جمله پیامدهای مثبت گرایش زنان به آموزش عالی هستند. و از پیامدهای منفی این پدیده که آن را به عنوان نوعی مسئلۀ اجتماعیِ حائز اهمیت برای پژوهش مطرح می‌کند می توان به موادرد ذیل اشاره کرد:
۱) ناهمگنی بین تحصیلات زنان و مردان به ویژه از لحاظ همسان همسری: طبیعی است بنابر شرایط موجود، به دلیل وجود الگوی ناهمسان همسری در سن ازدواج، و ترجیح پسران به ازدواج با دخترانی که فاصله سنی مناسبی با یکدیگر دارند، ‌بخشی از دختران به‌ ویژه دختران با تحصیلات دانشگاهی فرصت ازدواج را از دست بدهند که این امر خود در بردارندۀ عواقب اجتماعی و اخلاقی چشمگیری خواهد بود. ۲) بالا رفتن سن ازدواج: تأخیر در ازدواج تحول مهم و قابل بحثی برای زنان است و به همان اندازه برای مردان مشاهده نمی‌شود؛ اگر چه به دلیل تفاوت جنسیتی و فاصلۀ سنی زن و شوهر، نسبت زنان ازدواج کرده در هر گروه سنی بالاتر از مردان همان گروه سنی است، این میانگین بین زنانی که بی‌سواد بوده‌اند و زنانی که باسواد بوده‌اند، بیان کنندۀ تفاوت معنی‌داری بوده است و این میانگین را به ترتیب ۱/۱۷ و ۸/۱۸ سال نشان می‌دهد، همچنین ضریب همبستگی پیرسون، بین سن، در هنگام ازدواج و سال‌های تحصیل در این داده‌ها، ۳۵۴/۰ به دست آمده که در سطح پایین‌تر از ۰۱/۰، از نظر آماری معنی‌دار است. بنابراین آموزش و سطح تحصیلات به طور مستقیم عامل محتمل به تأخیر افتادن ازدواج زنان است (کوششی، ۱۳۸۴: ۵۹). ۳).
تغییر نقش زنان در خانواده به ویژه تعارض نقش: در یک بررسی، که از ۳۲۵ زن در چهار منطقه تهران صورت گرفته، بیشتر زنان مورد پرسش (۶۰ درصد) بر اهمیت نقش سنّتی و مسئولیت‏های خانه‌داریِ خود تأکید کردند و در قبال این نقش، نسبت به کار بیرون از خانه؛ اولویت قایل شدند. آنها معتقد بودند بین کار، به عنوان یک فعالیت اقتصادی در جامعه و حفظ و نگه‏داری زندگی خانوادگی و مراقبت از کودکان تعارض وجود دارد و آنها غالبا حفظ زندگی خانوادگی را بر کار بیرون ترجیح می‏دهند، اما همچنان علاقه ‏مند به کار و فعالیت اقتصادی بیرون از خانه هستند و در نتیجه ایفای همزمان هر دو نقش باعث می‌شود آنها دچار تعارض نقش بشوند (توسلی، ۱۳۸۲: ۴). ۴).
کاهش باروری: در مطالعه ای در همین زمینه که میان زنان فاقد تحصیلات عالی و دارای تحصیلات عالی انجام شد، زنان فاقد تحصیلات عالی ۱/۳۳ درصد تعداد فرزندانشان را ۲ فرزند اعلام کردند در حالی که افراد دارای تحصیلات عالی ۵۰ درصد تعداد فرزندانشان را ۱ فرزند اعلام کردند (براری و محسنی تبریزی ، ۱۳۸۹: ۸۹). ۵) افزایش طلاق: بالا رفتن میزان تحصیلات و اشتغال زنان نیز یکی از دلایل جدایی است. زنان در صورت استقلال مالی ترسی از جدایی ندارند و آسان تر طلاق می‌گیرند در مطالعه‌ای (۱۳۷۶) ۶/۱۶% از افراد پاسخگو تحصیلاتشان در مقطع راهنمایی یا ابتدایی بوده است و ۲۰% از افراد مقطع دیپلم بوده‌اند و ۳/۶۳% از افراد پاسخگو در هنگام طلاق تحصیلات عالی داشته‌اند(ستوده، ۱۳۷۶: ۲۱۲-۲۱۳).

تحلیل گفتمان تاریخ‌نگاری کُرد

بازخوانی و بازاندیشی‌ این فرایند قبل از هر چیز به معنای بازیابی صداهای فراموش شده‌ی چنین تاریخی است.
تحلیل گفتمان تاریخ‌نویسی کردستان به معنای بازاندیشی ساختارهای حاکم بر‌ این فرایند است و قرار دادن فرایند تاریخ‌نویسی کردها در زیر مجموعه‌ای کلان‌تر یعنی تاریخ‌سازی هویت‌های شکل گرفته درفضای بینابینی است.
اهمیت مسأله­ تاریخ در نوشتن و نحوه­ی روایت آن است. چه کسانی تاریخ را می­نویسند؟ در‌ اینجا نوشتن به معنای روایت کردن است که همواره جامعیت یک مسأله را نمی ­تواند پوشش دهد و روایت کردنمبتنی بر زاویه­ای است. پرسش بر سر‌ این است که‌ این متون با چه رویکردی به تاریخ نگاه کرده­اند و تاریخ مکتوب دارای چه گفتمانی است. رویکردشناسی و گفتمان‌کاوی تاریخ نوشته شده همواره می ­تواند حقیقت و عینیت آن را به چالش بکشد و وجه پنهان و نوشته نشده­ی تاریخ را‌آشکار کند و همچنین می ­تواند اصطکاک­ها و همپوشانی­های گفتمان­های متفاوت نوشتن تاریخ را‌آشکار کند.
اهمیت دیگر موضوع واکاوی شاکله‌های طرد و شمول درون روایت‌های تاریخی است.‌آیا تاریخ را باید از بالا نوشت، یعنی توسط گروه‌های نخبه یا براساس موقعیت‌های متکثری نوشت که درون امر اجتماعی ریشه دارند و همچنین جایگاه فرودستان در میان امر‌تاریخی چیست؟ مسأله بر سر ‌ این است که چه کسانی سخن میگویند و‌آیا فرودستان می­توانند سخن بگویند، خود را بنویسند و روایت کنند ودر نهایت شنیده شوند؟
با توجه به‌ اینکه اکثر تاریخ­نگاری­های کردستان را نویسندگانی غیر(اروپاییان)انجام داده­اند، ضرورت دارد رویکرد درونی و بیرونی‌ این تاریخ­نویسی را با هم مقایسه کرد

 و شکاف­ها و تضادها را نشان داد و تاریخ را در ارتباط با روابط تنش‌ها و روابط سلطه مطرح کرد. چیزی که هدف و ضرورت پژوهش حاضر را شامل می‌شود. به عبارت دیگر هدف از این پژوهش گشودن فضایی است که در آن تاریخ‌نویسی به عنوان یک پدیده فرهنگی ساخته و روایت می‌شود. بر همین مبنا، گفتمان‌کاوی متون تاریخی مورد نظر و بررسی رویکردهای تاریخ‌نویسی درونی و بیرونی و همچنین ساختارهای روایی حاکم بر فرایند تاریخ‌نویسی کردستان از جمله اهداف این پژوهش است. چراکه با بازخوانی چنین سویه‌هایی است که می‌توان خود تاریخ را در بسترهای متخاصم امر اجتماعی بازخوانی کرد و دریچه‌ای را به سوی صدا (بیان)ی گروه‌های مختلف گشود.

این پژوهش بر اساس  این پرسش بنیادی شکل گرفته است که نحوه‌ی روایت نویسندگان غیر(اروپاییان) و نویسندگان کُرد از تاریخ کردستان چگونه است؟ و فرایند تاریخ‌نویسی کردستان دارای چه صورت‌بندی‌های گفتمانی است؟
 احمد محمدپور (۱۳۹۲) نیز در مقاله­ای با عنوان «تاریخ­نویسی کردستان در چنبره­ی گفتمان­­ها» فرایند­ی تاریخ­نگاری کرد را به پرسش می­کشد و با تلفیق رویکرد نظری فوکو درباره گفتمان با‌ ایده­های پست‌مدرنیستی کیت جنکینز به دسته­بندی متون تاریخی کرد می ­پردازد. وی دو گفتمان تاریخ­نویسی را دسته­بندی می­ کند: گفتمان شرق­شناسانه و گفتمان ناسیونالیستی: «به‌ این معنی که شیوه و دید برخی از آنها [اسناد تاریخی] شرق­شناسانه و به هدف و‌اندیشه­ی و مفهومی شرق­شناسانه شده ­اند و برخی دیگر از آنها نیز با رویکردی ناسیونالیستی نوشته شده ­اند» (محمدپور، ۱۳۹۲: ۹). محمدپور همچنین گفتمان ناسیونالیستی را به دو بخش گفتمان ناسیونالیستی

مطلب دیگر :

جاذبه‌های دست‌ساز

 دیگری کرد (شامل‌ترک­ها، عرب­ها، فارس­ها) و گفتمان ناسیونالیستی خود کردها تقسیم می­ کند و در مورد دومی‌اشاره می­ کند که چون‌ این متون به هدف مقاومت نوشته شده ­اند و‌ این گفتمان دارای جایگاه حاشیه­ای بوده نتواسته است حقیقتی را برای خود صورت­بندی کند و در این راستا به کتاب «شرفنامه­ی» شرف خان بدلیسی‌اشاره می­ کند.

مسعود بیننده (۱۳۹۲) در« نگاهی مختصر به تاریخ­نویسی کردستان» روش­های معمول تاریخ­نویسی را مورد تحلیل قرارداده است و سه روال اساسی خوانش و نوشتن تاریخ کردستان را استخراج می­ کند. تاریخ­نویسی غربی یا استعماری، تاریخ­نویسی سرزمین­های حاکم، تاریخ­نویسی‌کردها در تاریخ­نویسی استعماری «براساس گفتمان تاریخ‌نویسی شرق­شناسانه، کرد خارج از محدوده­ تاریخ زیسته است و هیچ گذشته­ای به مثابه «تاریخ» را نداشته است؛ مگر آن هنگام وارد چرخه­ی اقتصاد جهانی و سیاست­های استعماری شده است» (بیننده، ۱۳۹۲: ۱۷). وی در‌ این قسمت به مسأله­ کرد- فوبیا (کرد هراسی) به عنوان ابزار ‌ایدئولوژیک استعماری در تاریخ­نویسی شرق‌شناسانه‌اشاره می­ کنند. دومین بخش تقسیم ­بندی تاریخ­نویسی کرد: «فانتزی تاریخ­نویسی کرد-ستیزانه» است که وی در‌ این قسمت با نگاهی لاکان- ژیژکی به نقش فانتزی سرزمین­های حاکم (عرب،‌ترک، فارس) براساس پرسش ژیژکی از من چه می­خواهی، در تاریخ­نویسی می ­پردازد و در‌ این متون به خوانش دال کرد به مثابه عنصری مزاحم عمل می­ کند که نظم نمادین را به خطر می­اندازد: «ژست­های کافر- جن­زده، اخلال­گر- یاغی،‌تروریست- تجزیه­طلب، آن سمپتوم- فیتیش­هایی هستند که فانتزی قدرت حاکم براساس منطق میل برای برساخت هویت خود(.) از آن استفاده می‌کند» (همان، ۳۰- ۲۹). و در نهایت در بخش بازنویسی تاریخ از سوی کردها به‌ این نتیجه می­رسد که «کردها خود را در نگاه دیگری» شناخته­اند: «تاریخ­نگاری کرد، به عنوان سوبژکتیویته­ای مبارز، می ­تواند صدای اکنون خود را به گذشته بازگرداند و تمام تلاش­های شکست خورده­ی گذشته را به صدا درآورد.منش تاریخ­نویسی کرد باید از مونتاژ کردن شکست و انباشت به سوی واسازی خود فرم روایت به پیش رود» (همان، ۳۵- ۳۴).

تأثیرات جهانی شدن در نگرش دانش آموزان دختر دبیرستانی نسبت به انقلاب اسلامی

1.3.2.نظریه های جهانی شدن از بعد فرهنگ ۷۹
۲.۳.۲ نظریه نگرش . ۸۰
۳.۳.۲.مدل مفهومی تحقیق ۸۲
۳.فصل سوم:روش شناسی ۸۳
۱.۳.روش و نوع تحقیق . ۸۴
۲.۳.جامعه آماری ۸۴
۳.۳.روش نمونه گیری و حجم نمونه تحقیق . ۸۴
۱.۳.۳.روش نمونه گیری . ۸۴
۲.۳.۳.حجم نمونه ۸۵
۴.۳.فرضیه های تحقیق ۸۶
۵.۳.متغیرهای تحقیق ۸۶
۶.۳.تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق . ۸۶
۷.۳.ابزار تحقیق و برآورد روایی و پایایی آن ۸۹
۴.فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۹۲
۱.۴.مقدمه .  93
۲.۴. توصیف داده ها .  94
۱.۲.۴.نمونه مورد بررسی بر حسب پایه های اول ودوم وسوم دبیرستانی .  94
۲.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر حسب سنین بین ۱۴ تا۱۹ ساله   95
۳.۲.۴.نمونه مورد بررسی بر حسب رشته های تحصیلی متوسطه نظری  96
۴.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر اساس استفاده یا عدم استفاده از اینترنت .  97
۵.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر اساس مدت زمان استفاده از اینترنت   97
6.2.4.  نمونه مورد بررسی بر اساس دلایل استفاده از اینترنت .  98
۷.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر اساس استفاده یا عدم استفاده از برنامه های ماهواره . ۹۹
۸.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر اساس مدت زمان استفاده از برنامه های ماهواره  . 100
۹.۲.۴. نمونه مورد بررسی بر اساس نوع برنامه های ماهواره ای مورد علاقه آنها . ۱۰۱
۱۰.۲.۴. تفکیک نمونه مورد بررسی به چهار گروه برحسب استفاده از اینترنت وماهواره،اینترنت یا ماهواره،عدم استفاده از هیچکدام ۱۰۲
۱۱.۲.۴. مقایسه توصیفی گروه های نمونه مورد بررسی از نظر نگرش انقلابی از بعد ادراکی . ۱۰۳
۱۲.۲.۴. مقایسه توصیفی گروه های نمونه مورد بررسی از نظر نگرش انقلابی از بعد احساسی . ۱۰۴
۱۳.۲.۴. مقایسه توصیفی گروه های نمونه مورد بررسی از نظر نگرش انقلابی از بعد رفتاری . ۱۰۵


۱۴.۲.۴. مقایسه توصیفی گروه های نمونه مورد بررسی از نظر نگرش انقلابی . ۱۰۶
۳.۴.تبیین نتایج  .  107
۱.۳.۴. مقایسه تحلیلی تفاوت میانگین های نگرش انقلابی از بعد ادراکی گروه های نمونه مورد بررسی ۱۰۸
۲.۳.۴. مقایسه تحلیلی تفاوت میانگین های نگرش انقلابی از بعد احساسی گروه های نمونه مورد بررسی .۱۱۳
۳.۳.۴. مقایسه تحلیلی تفاوت میانگین های نگرش انقلابی از بعد رفتاری گروه های نمونه مورد بررسی .۱۱۸
۴.۳.۴.  مقایسه تحلیلی تفاوت میانگین های نگرش انقلابی گروه های نمونه مورد بررسی . ۱۲۳
۵.۳.۴. جهانی شدن بر ادراک دانش آموزان دختر دبیرستانی نسبت به انقلاب اسلامی تأثیر داشته است  128
۶.۳.۴. جهانی شدن بر احساس دانش آموزان دختر دبیرستانی نسبت به انقلاب اسلامی تأثیر داشته است ۱۳۰
۷.۳.۴. جهانی شدن بر رفتار دانش آموزان دختر دبیرستانی نسبت به انقلاب اسلامی تأثیر داشته است . ۱۳۱
۸.۳.۴ جهانی شدن بر نگرش دانش آموزان دختر دبیرستانی نسبت به انقلاب اسلامی تأثیر داشته است .۱۳۳

مطلب دیگر :


۵.فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری و پیشنهادها ۱۳۵
۱.۵.بحث و نتیجه گیری . ۱۳۶
۲.۵.پیشنهادها . ۱۴۲
۳.۵.محدودیتهای تحقیق . ۱۴۳
فهرست منابع ۱۴۴
ضمائم و پیوست ها ۱۵۱

مقدمه:
پدیده جهانی شدن از بحث انگیزترین مسائل روز جهان به شمار می رود، شاید هیچ پدیده دیگری تا بدین اندازه در ابتدای هزاره سوم توجه اندیشمندان و سیاستمداران، اقتصاددانان و متولیان فرهنگی را به خود جلب ننموده است.
پدیده ای که در تصمیم گیریها و فعالیتهای مختلف از جمله از بعد فرهنگی نقش تعیین کننده داشته و مرزهای جغرافیایی را به حداقل کاهش می دهد، منافع مردم کشورها را بیش از پیش به هم تنیده می کند و افکار و دانش بشری آسان تر و بی حد و مرز تر از گذشته مبادله می شود.
از بین ویژگی های نسل های مختلف در جوامع گوناگون، یکی از ویژگی های اصلی نسل جوان در حال ظهور در سراسر جهان علاقه و اشتیاق آنان به فناوری است، شکل فناوری و دانش و کاربرد مربوط به آن ممکن است در میان جوانان متغیر باشد اما گرایش آنان به سمت فناوری و ظرفیت آنان برای کسب مهارت ها و دانش فنی، امری جهانی است.جوانان ایران نیز در این امر مستثنی نبوده و اهمیت خاصی به استفاده از این فناوریهای جدید جهانی شدن یعنی اینترنت و ماهواره از خود نشان می دهند.
با توجه به اینکه جمعیت کشورمان یک جمعیت جوان بوده و تداوم نظام جمهوری اسلامی ایران در گرو حفظ و صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی می باشد، بررسی گرایش ها و نگرش های جوانان در کلیه زمینه ها به ویژه در مورد نگرش آنها نسبت به ارزشهای انقلاب اسلامی امری ضروری است.
لذا تحقیق حاضر بر آن است تا مشخص کند که این علاقه و اشتیاق جوانان(دانش آموزان دختر دبیرستانی) به استفاده از ابزارهای جهانی شدن(اینترنت و ماهواره) بر نگرش آنها نسبت به ارزش های انقلاب اسلامی تأثیر گذار بوده یا نه؟
  1.2.بیان مسئله   
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک انقلاب اجتماعی ارزشهای جدیدی را جایگزین ارزش‌های پیشین ساخت. ارزش‌هایی مبتنی بر اسلام که بر جای ارزشهای غربگرایانه و ایران باستانی رژیم پیشین نشستند. تداوم هر انقلاب در گرو استمرار ارزشهایی است که انقلاب بنیان نهاده است. در صورت نبود موانع یا عوامل مداخله گر، این ارزشها از طریق فرایند جامعه پذیری از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند. طبیعی است که هر نظامی پس از استقرار و پایان یافتن شرایط انقلابی مایل است این ارزشها ادامه یابند و نسبت بدانها حساسیت و اهتمام دارد. نظام جمهوری اسلامی نیز از این حیث مستثنی نیست.
عوامل مختلفی- اعم از داخلی و خارجی- می‌توانند این ارزشها را تحت تأثیر قرار دهند. از جمله این عوامل   جهانی شدن و قرار گرفتن در معرض تأثیرات فرهنگ جهانی(یا به عبارتی غربی) است. جوانان که از یک سو در فرایند شکل گیری هویت و شخصیت هستند و از سوی دیگر امکان و انگیزه بیشتری برای ارتباط با رسانه‌های جهانی دارند، بیش از سایر گروه ها ممکن است از فرهنگ جهانی تأثیر ‌پذیرند.  در این پژوهش برآنیم تا این تأثیر را در مورد دانش آموزان دختر دبیرستانی منطقه شش آموزش وپرورش شهر تهران مورد بررسی قرار دهیم.
با توجه به این که  مهمترین ابزارهای جهانی شدن یعنی اینترنت و ماهواره موجب انتقال فرهنگ جهانی و از عوامل مؤثر بر آن می باشد، سنجش تأثیر و رابطه میان آنها با نگرش دانش آموزان نسبت به  ارزش های  انقلاب اسلامی می تواند کمک مؤثری در جهت افزایش آگاهی برای حفظ ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی خواهد بود.
 1.3.اهمیت و ضرورت تحقیق

  • بسط دانش نظری در حوزه جهانی شدن و ابزارهای آن
  • درک واقع بینانه درباره جوانان و دانش آموزان به عنوان نسل تداوم بخش انقلاب اسلامی
  • ضرورت صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی در مواجهه با ارزشهای جهانی
  • آسیب شناسی فرهنگی انقلاب اسلامی
  • توجّه به نسل جوان و سمت‌گیری نگرش آنها به عنوان نیروهای استمرار دهنده جریان انقلاب اسلامی

۱.۴.اهداف تحقیق
هدف اصلی: تعیین تأثیر جهانی شدن بر نگرش دانش آموزان دبیرستانی نسبت به ارزشهای انقلاب اسلامی ایران
اهداف فرعی:

  • تعیین تأثیر جهانی شدن بر ادراک دانش آموزان در قبال ارزشهای انقلاب اسلامی
  • تعیین تأثیر جهانی شدن بر احساس دانش آموزان در قبال ارزشهای انقلاب اسلامی