ب- روش تجزیه و تحلیل داده ها یا اطلاعات ۱۵
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش ۱۶
مقدمه ۱۷
مبانی نظری ۱۸
رویکرد مکتب فضیلت گرایی به ترتیب اخلاقی . ۱۹
رویکرد مکتب وظیفه گرایی به تربیت اخلاقی ۲۰
رویکرد منفعت گرایی به تربیت اخلاقی ۲۲
نتیجه گیری ۲۴
چکیده پژوهش ها و مقاله های انجام شده در ایران 25
نتیجه گیری ۴۱
فصل سوم: ویژگی های انـسان در ارتـباط با خداوند و تربیـت اخـلاقـی مـتنـاظـر
با آنها (در نهج البلاغه). ۴۳
مقدمه. ۴۴
گرایش به خدا . ۴۴
گرایش به زیبایی ۴۸
گرایش به خیر اخلاقی ۵۱
گرایش به آزادی ۵۲
گرایش به عدالت ۵۳
فصل چهارم: ویـژگـی هـای انـسان در ارتـبـاط بـا خـودش و تـربیت اخلاقـی مـتنـاظـر
بـا آنـها (در نهج البلاغه) ۵۹
مقدمه. ۶۰
کرامت انسان ۶۰
دو بعدی بودن انسان ۶۷
ضعیف بودن انسان ۷۶
فصل پـنجـم: ویـژگـی های انـسان در ارتـباط بـا انـسان های دیگر و تربیت اخلاقی متناظر
با آنها (در نهج البلاغه). ۸۶
مقدمه. ۸۷
انسان موجودی اجتماعی است ۸۷
عوامل موثر در تربیت اخلاقی انسان در ارتباط با انسان های دیگر با توجه به نهج البلاغه. ۸۹
انفاق. ۸۹
ایثار. ۹۳
وفا. ۹۵
برّ ۹۸
احسان. ۱۰۱
عدل. ۱۰۴
تواضع. ۱۰۷
موانع تربیت اخلاقی انسان در ارتباط با انسان های دیگر با توجه نهج البلاغه ۱۱
نفاق ۱۱۱
حسد. ۱۱۵
سوء ظن ۱۱۶
غیبت ۱۱۸
بخل. ۱۲۰
کذب. ۱۲۵
کبر. ۱۲۷
فصل ششم: استلزامات تربیتی مرتبط با آن ویژگی ها (در نهج البلاغه) ۱۲۹
مقدمه. ۱۳۰
استلزامات تربیتی . ۱۳۰
فصل هفتم: نتیجه گیری ۱۳۶
نتیجه گیری . ۱۳۷
پیشنهادها. ۱۴۲
محدودیت های تحقیق. ۱۴۳
منابع و مأخذ ۱۴۴
مقدمه
عصر ما بحران علوم انسانی است، دوران تقلید کورکورانه و رفتار است؛ دنیای جدائی ها، سوء استفاده ها، رشد و گسترش علم و تکامل ماشینیسم، عصر استبداد عقلی است؛ برخی افراد که بدنبال علم هم می روند بخاطر کسب علم و دانایی در قبال انجام وظایف انسانی و رعایت اصول اخلاقی نیست، بلکه جهان به سمت مدرک گرایی روی آورده بدون توجه به اصل علم و حتی در مکان هایی که وظیفه رشد و بالندگی انسان را بر عهده دارند شخصیت انسان تحقیر می شود، پس چرا دنیای ما چنین وضع و موقعیتی دارد؟ پاسخ آن وسیع است یکی از موارد آن دور شدن انسان از اصل خود و خدای خود است، که مکتب اسلام سعی در نزدیکی انسان به اصل خود دارد یعنی جهت دهی صحیح زندگی که خداوند برای تحقق این امر کتاب و هدایت و پیشوایان را فرستاده که با تحکیم اخلاق در افراد بشر راه سعادت را به آنان نشان دهد و به سمت کمال هدایت کند.
حال از کسانی که در این زمینه پیشوای مکتب ما هستند بهره برد؛ تا بتوان خود را به سوی کمال پیش ببریم. یکی از این پیشوایان حضرت علی(ع) است که باید با توجه به گفته های ناب آن راه سعادت خود را پیدا کرد. حضرت علی بن ابی طالب (ع) که خودش، بحق، معجزه بزرگ پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) بود. حقیقت این است که گاه انسان سرگردان می شود که درباره بزرگ انسانی که عالم و آدم را به مبهوت ویژگی های منحصر به فرد خویش کرده است چه بگوید، چه بنویسد و چگونه بیندیشد؟ پس مهم است پیش از هر مطلبی اخلاق که ریشه در تربیت انسان دارد را مورد بررسی قرار داد تا بتوان خود را کامل کرد پس با توجه به گفته های امام علی(ع) در نهج البلاغه می توان نکات زیادی را آموخت.
جرج جرداق در کتاب خود «صوت العداله الانسانیه» چنین بیان می کند: آیا در تاریخ مشرق زمین هیچ از نهج البلاغه سراغ گرفته ای که . شخص در برابر او آن چنان است که در برابر سیل خروشان و امواج شکننده دریا و یا در مقابل طوفانهای تندو سرکش، یا در برابر یک واقعیت که طبیعت جز آن نمی تواند باشد و اگر تغییری در آن داده شود، یا اصل واقعیت تغییر می کند و یا اساساً از بین می رود.
بیانی که اگر برای کوبیدن و انتقاد به کار برده شود، تند و سرکش است و اگر برای تهدید تبهکاران گفته شود آتش فشانی پرجوش و خروش است، و اگر در منطق از آن استفاده شود، عقول و احساسات را به خود جذب می کند.
در مقام پند و اندرز، نوای گرم پدری را حس می کنی که با بیانی پدرانه مملو از صدق و وفای انسانی و گرمی محبّتی که آغاز دارد اما انتها ندارد، پند می دهد.
آیا خردی چون این خرد، دانشی چون این دانش، و بلاغتی مانند این بلاغت و شجاعتی به سان این شجاعت شناخته ای که با محبتی که حدی بر آن متصور نیست همراه باشد که از میزان و اندازه آن در شگفت باشی! چنان که در شگفت و حیرت خواهی بود از آن همه مزایا که تنها در یک فرد از اولاد آدم و حوا فراهم آمده است.
تاریخ و حقیقت هر دو گواهی می دهند که او وجدان بزرگ، شهید راه حق و حقیقت پدر شهیدان، علی ابن ابیطالب، صدای عدالت انسانیت و بزرگ شخصیت جاودان مشرق زمین است.
ای روزگار! چه می شد تا همه نیروهایت را به کار می بردی و در هر دوره، شخصیتی را به قلب و خرد و زبان و ذوالفقار چون علی(ع) به جهان عرضه می داشتی؟! (جرداق، بی تا، ص۵۰).
پس با توجه به شرایط موجود در جامعه می بینیم تربیت اخلاقی خیلی مهم است تربیت اخلاقی از دیرباز مورد توجه فیلسوفان، معلمین و والدین قرار دانسته است. جوامع مختلف نهادها و مؤسسات اجتماعی نیز در طول اعصار به صورت های گوناگون به این مهم توجه خاصی مبذول داشته اند.
تربیت اخلاقی، بدون تردید از مهم ترین وظایف تعلیم و تربیت در هر جامعه است و هدف آن پرورش شهروندانی است که علاوه بر برخورداری از هوش و ذکاوت، افرادی با فضیلت، خیر و نیکوکار بار آیند. یعنی در جامعه الان که والدین و جامعه بیشتر به ترتیب جسمانی، اجتماعی و. اهمیت می دهند، باید به ترتیب اخلاقی نیز که رکن است اهمیت دهند تا فرد کامل شود بسیار اهمیت بدهند.
کتاب نهج البلاغه یکی از منابع مهم تربیتی است که تاکنون کسی تحقیقی در خصوص تربیت اخلاقی در نهج البلاغه انجام نداده، به همین علت موضوع این پژوهش تربیت اخلاقی در نهج البلاغه است که در بیان مسأله به شرح آن پرداخته می شود.
بیان مسأله
با توجه به آنچه در مقدمه آمده است، موضوع مسأله شناسایی تربیت اخلاقی در نهج البلاغه است که با توجه به منابع و اعتقادات موجود مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در این رابطه تربیت و اخلاق که تربیت اخلاقی بر اساس آنها معنا می یابد توضیح داده می شود.
تربیت، شکوفا ساختن و به فعلیت رساندن یا پرورش استعدادها و ابعاد گوناگون شخصیت انسان است. ابعاد و جوانب (جسمانی، عقلانی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی- دینی)، که در پرتو تربیت به شکوفایی و فعلیت می رسند لذا در وصف عظمت تربیت می توان اظهار داشت انسانیت انسان مشروط و منوط به تربیت اوست و تربیت هرگز به معنای خلق استعدادهای جدید نمی باشد، بلکه به مفهوم پرورش استعدادهای موجود در انسان است (علوی، ۱۳۸۶، ص۴۶ ).لذا تربیت هر فرد یعنی همان شکوفاسازی استعدادهای فرد است که فرد بتواند مسیر کمال را با بصیرت طی کند.
اخلاق بعنوان مجموعه قواعد و دستورات حاکم بر آدمی وسیله ای برای زندگی انسانی و مسالمت آمیز است. اصولی که رعایت آن زندگی جمعی را غنا و وجدان را آرامش می بخشد. محاسن اخلاقی به نظر آنهایی که حیات انسانها را در انحصار گذشته و حال با دیده ای ژرف بین دیده و بررسی کرده اند، رمز موفقیت و کامیابی امت، رسیدن به خیر و زندگی بهتر است. ملتها و امم تا روزی که اخلاق و ضوابط اخلاقی را رعایت کنند به رشد و اقتدار خودشان ادامه می دهند و روزی که به اخلاق و اصول آن پشت کرده اند، اگرچه چند صباحی حیات یافته اند، ولی فرجام شان ننگ و ذلت ابدی بوده است.
می توان گفت، اخلاق علمی است که در بهبود روابط انسان با خدا و اعضای جامعه بسیار نقش آفرین و تاثیر گذار است. ملکات نفسانی انسان و تزکیه و تهذیب نفس در پرتو اخلاق شکل می گیرد و در یک جمله سرنوشت فردی و اجتماعی انسان تحت تأثیر عمیق و گسترده اخلاق است.
حال می توان گفت که تربیت اخلاقی و بهینه سازی منش های انسانی، از جمله اموری است که پیشینه ای به در ازای تاریخ داشته است. لذا تربیت اخلاقی به معنای کاربست ویژه یافته های تعلیم و تربیت برای تحقق اهدافی است که از حوزه علم اخلاق دریافت و پذیرفته شده است. تربیت اخلاقی در واقع فرایند زمینه سازی و به کارگیری شیوه هایی جهت شکوفاسازی، تقویت و ایجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقی و از بین بردن صفات، رفتارها و آداب ضداخلاقی در خود یا دیگری است. با تأمل در این تعریف مشخص می شود که تربیت اخلاقی دو رکن دارد: یکی شناخت فضایل و رذایل و رفتارهای اخلاقی و ضداخلاقی ودیگری به کارگیری شیوه هایی جهت تقویت یا تضعیف آنها. از این رو تربیت اخلاقی حیطه ای است که وام دار دو حوزه اخلاق و تربیت است، و از آنجا که در اخلاق بیشترین تأکید برخود سازی و در تربیت بر دیگر سازی است تربیت اخلاقی نیز خودسازی و دگرسازی شامل می شود(بناری، ۱۳۷۹، ص۵۴۱).
در جامعه کنونی بشر غافل شده است که چگونه رفتار و عمل کند که به اهداف متناسب با شأن خود نائل آید؟!. پس در نتیجه این چنین است که فضائل و رذایل اخلاقی از دیر زمانی ذهن اندیشه وران را به خود مشغول نموده و مکاتب اخلاقی متعددی را پدید آورده است. هر یک از این مکاتب بر اساس نوع جهان بینی خویش، به تبیین ارزش ها و ضدارزش های اخلاقی و راه های تحقق آن پرداخته اند.
در حال حاضر در جامعه می بینیم که والدین و مربیان همواره به فرزندان و دانش پژوهان خود توصیه می کنند که کارهای خوب انجام دهند و از کارهای بد بپرهیزند زمانی مخاطب که چیستی این توصیه های کلی پرسش می کنند در پاسخ، مصادیق کارهای خوب و بد برای وی برشمرده می شود: راستگویی، وفای به عهد و احسان و . کارهای خوب اند و دروغ گویی، عهدشکنی و ظلم به دیگران. از کارهای بداند. که این پاسخ نمی تواند آنان را قانع کند.
اما پاسخ این پرسش که منشاء خوبی یا بدی چنین کارها چیست. پاسخ های متعدد و متنوعی ارائه می شود پرسش از منشاء خوبی ها و بدی ها، نمونه ای از پرسش در حوزه اخلاق است که اخلاق عهده دار پاسخ گویی به این پرسش هاست. ولی اولیاء غافل مانده اند، برای توجیه کارهای خوب و بد، فرزندان را به سمت تربیت جسمانی، عقلانی، عاطفی و . پیش می برند تا فرزندان را قانع کنند ولی بیشتر فرزندان را سرگردان و حیران می کنند زیرا مشکل اساسی این است جهت تربیت از مسیر خود که همان توجه به تربیت اخلاقی منحرف شده است و تربیت اخلاقی را در نظر نمی گیرند؛ چرا که این تربیت اخلاقی است که با تعیین قواعد کلی و ارائه راه حل برای خروج از تعارض تکلیف به کمک ما می آید و معنای تکلیف، وظیفه و خاستگاه آن را روشن می سازد که می تواند نقش بسزایی در جهت مشخص شدن مسیر تربیت دارا باشد.
اما متأسفانه در جامعه امروز علم اخلاق همراه با علوم دیگر پیشرفت نکرده است؛ با توجه به مهم بودن تربیت اخلاقی برایم سؤال بودکه چرا هنگامی که سخن از «اخلاق» به میان می آید بسیاری از مردم، حتی عده ای از اهل فضل و دانش، آن را یک امر مستحبی، و در حاشیه زندگی، می دانند، در حالی که غالب مشکلات فردی و اجتماعی که با آن دست به گریبان هستیم، دقیقاً و مسلماً ناشی از ضعف های اخلاقی ما است؛ مشکلات و گرفتاریها و بن بستهای جهانی نیز درست از فقر اخلاقی جامعه ها سرچشمه می گیرد. در نتیجه تربیت اخلاقی با توجه به مقتضیات زمان انجام نگرفته است.
می توان گفت مسائل اخلاقی و تربیتی و تربیت اخلاقی افراد در عصرما اهمیت ویژه ای دارد؛ از یک سو عوامل و انگیزه های فساد و انحراف در عصر ما از هر زمانی بیشتر است اگر در گذشته سخت بود ولی در زمان ما از برکت پیشرفت صنایع بشری همه چیز در همه جا و در دسترس همه کس قرار گرفته است.
از سوی دیگر، با توجه به این که عصر ما عصر بزرگ شدن مقیاسهاست و آنچه در گذشته بصورت نامحدود انجام می گرفت اما در عصر ما وجود وسائل کشتار جمعی، اینترنت،ماهواره ها که هر گونه اطلاعات مضر در اختیار تمام مردم دنیا قرار می گیرد، مفاسد اخلاقی تمام نقاط جهان را فرا گرفته است و همچنین با گسترش علوم و دانش های مفید در زمینه ی پزشکی و صنایع و شؤون دیگر حیات بشری، علوم شیطانی و راهکارهای وصول به مسائل غیرانسانی و غیراخلاقی نیز به مراتب گسترده تر از سابق شده است که افراد از طریق آنان به مقصود خود برسند. در چنین شرایطی توجه به مسائل اخلاقی و علم اخلاق و تربیت اخلاقی افراد از هر زمانی ضروری تر به نظرمی رسد.
می توان چنین فهمید و درک کرد اخلاق قابل تغییر است اگر اخلاق قابل تغییر نباشد دیگر علم اخلاق و برنامه های تربیتی انبیاء و کتابهای آسمانی بیهوده خواهند بود؛ ولی می بینیم با وجود آن همه برنامه های اخلاقی و تربیتی در تعالیم انبیاء و کتب آسمانی و نیز وود برنامه های تربیتی در تمام جهان بشّریت ، و همچنین مجازاتهای بازدارنده در همه مکاتب جزائی، بهترین دلیل بر این است که اخلاق و روش های اخلاقی قابل تغییراست.
حال برای ایجاد تغییرات مطلوب و سازنده در اخلاق نیاز به تربیت است حال برای تربیت، تعلیم ضرورت می یابد برای اینکه انسان بتواند خوبی و بدی اعمال و صفات خود آگاهی یابد،نیاز به تعلیم دارد، اگر علم و آگاهی جای جهل و نادانی را بگیرد بسیاری از رذیلت های اخلاقی جای خود را به فضیلتهای اخلاقی می دهد ولی برای این که تعلیم جهت خود را بیابد تربیت صحیح مطابق با فطرت انسان صورت بگیرد.
حال، به راستی به استحکام و درستی کدام تربیت می تواند مطمئن تر از تربیتی بود که خاستگاه آن وحی الهی و کلام پرورش یافتگان مکتب وحی باشد که همه ی ادیان آسمانی، همواره آکنده از رهنمودهای اخلاقی برای رساندن بشر به اوج قله کرامت انسانی بوده اند که کتب آسمانی و انبیاءالهی همواره اهتمام به مسأله اخلاق را به عنوان حقیقتی جدایی ناپذیر از دین، بخشی از رسالت خویش قرار داده و ضمن اصلاح و تربیت اخلاقی بشر، اتمام رسالت را به پیامبر خاتم و کتاب آسمانی وی سپرده اند.
و یکی از مأموریت های اصلی پیامبر و اهل بیت ایجاد دگرگونی و تحول عظیم در خلق و خوی بشری و ترویج و گسترش فضایل اخلاقی و مبارزه با رذایل اخلاقی است.
«اِنّما بُعثِت لِأتَمّمِ مَکارِمَ الأخلاقِ»(طبرسی، ۱۴۰۱ ق، ص۸) «تنها برای تکمیل فضایل اخلاقی برانگیخته شدم».
بعد از پیامبر اعظم، امام علی نخستین خلیفه اول و شاگرد کامل العیار او و یکتا پیرو و دل باخته و بی قرار اوست، از دوران کودکی همیشه تحت تربیت پیامبر بود و تمام دوران کودکی تا جوانی همیشه زیر پرچم اخلاقی پیامبر تکامل و تعالی یافت پس او وارث پیامبر است.
خوشبختانه ما مسلمانان منابع عظیمی مثل قرآن و نهج البلاغه ونهج الفصاحه و . در دست داریم که مملو از بحث های عمیق تربیت اخلاقی که در هیچ منبع دیگری در جهان یافت نمی شود.
چنانکه شواهد، مبرهن می گردد که کتاب نهج البلاغه که مجموعه خطبه ها، مواعظ و حکم و کلمات قصارش را تشکیل می دهد. به گونه آئینه ای تمام نماست که بازتابی از معارف قرآنی و سنتهای سینه رسول اکرم(ص) را در سیمای درخشان آن مشاهده می توان کرد و از این روست که در بررسی و شناخت این کتاب هدایت خصوصاً مسائل تربیتی واخلاقی آن، نمی توان به طور انتزاعی و جدا از شناخت اسلام و قرآن به پژوهش آن پرداخت و به داوری و ارزش سنجی حکمت ها و دستورالعملهای زندگی سازش دست یابیم.
می توان گفت نهج البلاغه که امروزه به دست ما رسیده در برگیرنده جملات بی نظیر و انسان ساز می باشد که توسط بزرگترین اعجوبه که عظمت و شأنش حتی در زمان پیامبر اکرم(ص) شهره خاص و عام بود، بیان شده است. از فضایل، ادب و بزرگی علی (ع) هرچه بگوییم کم است و بزرگان دین جملگی اعتقاد دارند هیچ کتابی مانند نهج البلاغه تاکنون نتوانسته است حق کلام را ادا نماید.
لذا نهج البلاغه را بعنوان منبع انتخاب کردم بهترین دلیل انتخاب آن این است که هیچ کس توانایی برابری در فصاحت و پهلو زدن در بلاغت با حضرت علی(ع)را ندارد چرا که پر واضح است که کلمات علی(ع)در چکاد سخنان فصیحان و در رأس جملات بلیغان و ادبای عرب نورافشانی می کند و دیگر اینکه مسائل تربیتی و اخلاقی در اندیشه حضرت علی از جایگاه والایی برخوردار است.
روش پژوهش، روش توصیفی- تحلیلی است که در ضمن توصیف اطلاعات جمع آوری شده از نهج البلاغه، قرآن و کلیه آثار مربوط به نهج البلاغه و تربیت اخلاقی این اطلاعات مورد تحلیل قرار می گیرد.
در ضمن پژوهش ها، مقالات و کتابهای بسیاری در زمینه تربیت، اخلاق و تربیت اخلاقی وجود داشت، اما طی بررسی های محقق در منابع کتابخانه ای و اینترنت، کتاب یا پژوهشی در زمینه تربیت اخلاقی در نهج البلاغه یافت نشد.
در حال حاضر ضروری است که در زمینه ی تربیت اخلاقی در نهج البلاغه تحقیقی انجام گیرد و استلزامات تربیتی آن استخراج شود و نهایتاً برنامه ی اجرایی آن طراحی گردد.
لذا بحث درباره مسائل تربیت اخلاقی در نهج البلاغه، کتابی که از لحاظ بلاغت یا شیوائی الفاظ و عمق معانی و از جهت ارزشهای انسانی و حکمتها و معارف به منزله دریائی ناپیدا کرانه است با گوهرها و ذخایر نفیس بی شمار، آن هم در این وقت محدود و با زبان نارسای پژوهنده ای کم مایه و با بضاعتی مزجاه چونان حقیر، طبعاً کار و تکلیفی است بس دشوار. لذا به مصداق
« آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید»
محقق علاقمند به انجام این پژوهش است، این علاقه بر آن دانست که منابع متعددی را مورد شناسایی قرار دهم و به کتابخانه های بزرگ کشور مراجعه کنم و جهت انجام این مهم متون متعدد را مطالعه نمایم تا به اهداف مورد نظر دست یابم.
که با انجام این پژوهش شاید بتوان توجه نظام تعلیم و تربیت را به تربیت اخلاقی بخصوص از دیدگاه نهج البلاغه جلب نمود و این پژوهش بتواند گام کوچکی برای راه گشایی تربیت اخلاقی باشد در این پژوهش اهداف کلی و جزیی زیر،مورد تحقیق می باشند و در ادامه اهمیت و ضرورت و پیشینه تحقیق توضیح داده می شود.
هدف کلی: شناسایی ویژگی های انسان و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه
اهداف جزئی:
۱.شناسایی ویژگی های انسان در ارتباط با خداوند و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه
۲.شناسایی ویژگی های انسان در ارتباط با خودش و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه
۳.شناسایی ویژگی های انسان در ارتباط با انسانهای دیگر و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه
۴.شناسایی استلزامات تربیتی مرتبط با آن ویژگی های در نهج البلاغه
اهمیت و ضرورت تحقیق:
جریان تربیت از واقعیت های پیچیده، گسترده و بسیار تأثیرگذاری است، که از دیرباز در جوامع بشری مطرح بوده است. تداوم و توسعه هستی، خود به شکلی متعالی و پایدار است خواست حقیقی هر انسانی است که همه آدمیان به راستی آن واقفند. به سبب همین خواست، آدمی پیوسته در تکاپوی توسعه هستی خود است و جریان تربیت، در واقع تلاشی اجتماعی برای تسهیل و جهت دهی تکاپو است و از طریق آن، حیات انسانی تداوم و تکامل پیدا می کند، لذا، توجه به چگونگی هستی انسانی، اهمیت تربیت را هرچه بیشتر آشکار می سازد (اعرافی و باقری، ۱۳۸۸، ص۹۸).
مهمترین هدف از نزول وحی الهی (تربیت) انسان است که جز از راه تربیت فکر میسر نیست.پس دین مبین اسلام هدفی جز تکامل انسان را ندارد و رسیدن به کمال
بدون برنامه ارائه برنامه صحیح و دقیق تربیتی امکان پذیر نیست.
امام علی (ع) در اهمیت تربیت که تربیت را وسیله ای برای سلامت خود انسان و نیز به صلاح بشر می داند: چنین فرمودند: «زنهار! زنهار، در تربیت و سازندگی خویشتن تلاش کن زیرا که خداوند راهی که را باید بروی، برای تو روشن ساخته است و آینده رفتن تو را مشخص و تبیین فرموده است» (نهج البلاغه: نامه ۳۰). امام علی(ع) راز خودسازی انسان را به شناخت و معرفت همه جانبه و از طریق تربیت امکان پذیر می داند و در نامه تربیتی خویش به امام حسن (ع) چنین فرموده است «قلبت را به اندرز زنده دار و سرکشی آن را به پارسایی بمیران و دلت را به یقین نیروبخش و به حکمت روشن گردان» و در ادامه می فرمایند «چون به کار تو چونان پدری مهربان عنایت داشتم و بر ادب و آموختنت همت گماشتم» (نهج البلاغه: نامه ۳۱).
بنابراین در بیان ضرورت تربیت می توان گفت که روی کردن به تربیت صحیح، پرداختن به ضروری ترین امور انسان و جامعه انسانی است؛ و رسالت همه پیامبران الهی تربیت انسان ها بوده است. همچنان پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) هدف از بعثت شان را این گونه بیان فرموده اند: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» «همانا من برای تکمیل فضیلت های اخلاقی برگزیده شده ام». و شاگرد مکتب ایشان، امام علی(ع) در نامه ۴۵ کتاب شریف نهج البلاغه هدف تربیتی بعثت پیامبر اکرم(ص) را چنین بیان کرده اند: «پس خداوند، محمد(ص) را به راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان برون آردو به عبادت او وادارد، و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خداوند کشاند؛ با قرآنی که معنی آن را آشکار نمود و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان بدانند بزرگی پروردگار خود ار که دانای آن نبودند، و بدو اقرار کنند، از پس آنکه بر انکار می افزودند، و او را نیک بشناسند، از آن پس که خود را ناآشنا بدو می نمودند» (نهج البلاغه: نامه ۴۵).
در نتیجه انسان با تربیت است که می تواند به کمالات انسانی دست یابد و در صورت فقدان آن، به شر و بدی مبتلا گردد. امام علی (ع)می فرماید: «عدم الادب سبب شر» «فقدان ادب سبب هر شر و بدی است».حال می توان گفت تربیت با مفاهیمی چون اخلاق، تعلیم و تزکیه رابطه تنگاتنگی دارد؛ لذا بررسی هر یک از مفاهیم، می تواند در بازنمایی زمینه های گوناگون تربیتی، نقش تأثیرگذاری داشته باشد.
شیخ ابوعلی مسکویه در تعریف اخلاق می گوید: اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به تفکر و تأمل آدمی را به سمت انجام کار حرکت می دهد(ابن مسکویه، ۱۴۲۲ق، ص ۷۸).
در بیان اهمیت اخلاق آورده اند: «آنگاه که آدمی از بایدها و نبایدهای که بیشتر به صورت روا و ناروا و یا پسندیده و ناپسند عرضه می شوند، فراتر رود و به بازشناسی نیک ازبد برسد و این شناخت ارزش نیک، او را به کردار شایسته برانگیزد، به قلمرو اخلاق رسیده و در راه انسان شدن گام نهاده است» (نقیب زاده، ۱۳۸۵، ص۱۵).
بدین سبب دانشمندان مسلمان توصیه می کنند که قبل از فراگیری هر علمی به آموختن علم اخلاق و تزکیه نفس بپردازند. پس بنابراین در نظر دانشمندان مسلمان، علم
مطلب دیگر :
بایگانیهای مقالات و پایان نامه ها - خوشفکری - مرجع ایده ها و آموزش های علمی
اخلاق برترین علم است. این علم از همه علوم برتر است و به نیکو کردن رفتار انسان از آن جهت که انسان است می پردازد» ( ابن مسکویه،۱۴۲۲ ق، ص۵۵).
با توجه به ضرورت اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی می توان گفت: همانطور که در زندگی فردی و خصوصی بدون اخلاق، لطافت و شکوفایی و زیبایی ندارد؛ و خانواده ها بدون اخلاق سامان نمی پذیرند؛ ولی مهمتر ازآنها، زندگی اجتماعی بشر است که با حذف مسائل اخلاقی به سرنوشت دردناکی گرفتار می شود و شاید گفته شود که سعادت و خوشبختی و تکامل جوامع بشری را می توان در پرتو عمل به قوانین و احکام صحیح بدست آورد، بی آنکه مبانی اخلاقی در افراد وجود داشته باشد. ولی عمل به مقررات و قوانین نیز بدون پشتوانه اخلاق ممکن نیست؛ تا از درون انسانها انگیزه هایی برای اجرای مقررات و قوانین وجود نداشته باشد، تلاشهای بیرونی به جایی نمیرسد. زور و فشار بدترین ضمانت اجرایی قوانین و مقررات است که جز در موارد ضروری نباید از آن استفاده کرد و در مقابل آن اخلاق بهترین ضامن اجرایی قوانین و مقررات محسوب می شود در اهمیت اخلاق همین بس که انسانها با وجود اخلاق مسیر زندگی خود را جهت می دهند.
مهمترین بیماری های روحی وجود صفات رذیلت اخلاقی در انسان است. وجود این بیماری آثار سوئی دارد مثل توانایی تشخیص خوب و بد، حق و باطل را در انسان تضعیف می کند این افراد که از آرامش روحی محرومند مثل حسادت، خود بزرگ بینی، کینه ورزی و . آرام و قرار روح انسان را گرفته و زندگی را بر او تلخ می کنند.
بیماریهای روحی، علل آنها و راه درمان آنها ضروری است علمی که عهده دار بیان صفات و رفتارهای پسندیده و ناپسند و راه های درمان صفتهای ناپسند است، علم اخلاق و تربیت اخلاقی است پس سعادت فرد در گروه پاکسازی و تهذیب نفس از آلودگی ها و آراستن به فضائل اخلاقی است.
پس هدف اساسی بعثت پیامبر اکرم را تزکیه نفس انسانها از آلودگی ها بیان کرده و می فرماید: « هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» (جمعه: ۲).
«او کسی است که در میان درس ناخواندگان پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات خدا را تلاوت کند و نفس آنان را از آلودگی ها پاک کند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، مسلماً پیش از این دو گمراهی آشکار می بودند».
در عصر ما حاضر نه تنها نیازهای اساسی انسان و جامعه به عنوان یک ضرورت باید مورد ملاحظه قرار گیرد؛ بلکه چالشهای جدید که در عرصه ارتباط انسانی باوجود پیشرفت علم و تمدن که همان نبودن تربیت و اخلاقی مناسب در ارتباطات انسان با خودش، خدا، جهان و دیگران را به سوی کمال جهت دهد را نیز مورد توجه قرار داد با وجود اهمیت به تربیت عقلانی، جسمانی، عاطفی و سیاسی باید به تربیت اخلاقی که آنان را در بر می گیرد بیشتر توجه کرد.
لذا با توجه به ضرورت تربیت اخلاقی میتوان چنین گفت که مواجهه شدن دنیا معاصر با چالشهای تربیتی و اخلاقی نیاز به ارائه راهکارهای موثر و کارآمد دارد که به دغدغه وجودی آدم و نیز دردها و بحرانهای او پایان بخشید. چنین راهکارهایی ضرورتاً باید متکی به تربیت اخلاقی نیرومندی باشد که کردار و فعالیت های تربیتی انسان را هدایت نموده و جهت گیری موثری به آنها دهد. لذا هر زمان که نیاز به دلالتهای تربیتی و اخلاقی کارامد و عمیقی احساس می شود، لزوماً در پی تربیت اخلاقی پر خواهیم آمد که تکیه گاه و پشتوانه قاطعی برای رفتارها و کارکردهای تربیتی محسوب گردد.
بدیهی است از جمله ملزومات پویایی تربیت اخلاقی چیزی جز این نیست که همگام با تغییرات جدید در جوامع بتواند با ارائه راهکارهای تربیتی و اخلاقی افرادرا از این سرگردانی نجات دهد، و هر کس خودش را با توجه به ظرفیت وجودی خودش و استعدادها در جهت تکامل خود در این دنیا بسازد.
با وجود این اهمیت تربیت اخلاقی به اسلام اختصاص ندارد، تجربه نشان داده است انسان متدین یا غیرمتدین بی نیاز از اخلاق و تربیت اخلاقی نبوده و نیست و کم توجهی به اخلاق و فضائل اخلاقی سبب آسیب های جدی به جامعه و افراد می شود، بدین سبب امروزه تربیت اخلاقی در کشورهای غربی از موضوعاتی است که مورد توجه محققان و اساتید دانشگاه و نیز مربیان و مدارس قرار گرفته است.
بنابراین اخلاق و تربیت اخلاقی نقشی بسیار مهم در سلامت روح انسان و سعادت و خوشبختی فرد و جامعه دارد. از این جهت نیازمند توجه بیشتر است؛ به ویژه برای مسلمانان؛ زیرا به اندازه ای که در دین ما به اخلاق و تربیت اخلاقی توجه شده در ادیان و مکاتب دیگر چنان توجهی نشده است.
یکی از وظایف اساسی پیامبر(ص) و پس از وی اهل بیت(ع)گسترش مکارم اخلاقی در میان مردم بوده است. به همین سبب سیره پیامبر(ص) و اهل بیت منبعی سرشاری برای تربیت به ویژه تربیت اخلاقی است. با توجه به اهمیت تربیت اخلاقی انسان و رواج نظریات و مکاتب اخلاقی مختلف در جوامع بشری، بایسته است راه تربیت اخلاقی بشر را از کسی بجوئیم که هستی بخش و آشنا با همه زوایای وجودی اوست.
شخصیت حضرت علی نیز یک الگوی عالی تربیت اخلاقی است. زندگی علی (ع)به منزله یک مکتب بزرگ تربیتی است؛ گفتار و کردار و اندیشه های او همه، جنبه تربیتی دارند. او نه تنها با الهام از مکتب اسلام ارزش های عالی انسانی را مطرح نمود، بلکه خود در زندگی مظهر و نمونه این ارزشها بود. او الگوی عالی تربیت اخلاقی برای انسان های خداشناس، کمال جوی، حکمت دوست، عدالت خواه و حق طلب بوده و هست که با مطالعه نهج البلاغه می توان نکات تربیتی ارزشمندی را استخراج کرد و بر این پایه کتاب نهج البلاغه محتوای ژرف و عمیق در قالب الفاظ و عبارات فصیح و بلیغ همراه با جامعیت مطالب، از این کتاب ارزشمند اثری جاودانه ساخته است و لقب «اخ القرآن» را زینبده آن است. می توان آن را «کتاب اخلاق» بنامیم مبنا و اساس کار قرار گرفته تا با مطالعه آنها نکات مربوط با تربیت اخلاقی استخراج و تدوین شود و در اختیار انسان های جویای علم اخلاق قرار گیرد.
یکی از علل جاذبیت مباحث تربیتی و اخلاقی در نهج البلاغه این است که به مباحث عینی که به زندگی مادی و معنوی انسان ها مربوط می شود پرداخته است. نهج البلاغه به سراغ کلی گویی، فلسفه بافی و مسایل پنداری نمی رود. علی (ع)مرد مبارزه و عمل، مرد «زندگی و حیات و مرد هدف و پیروزی بود و سخنانش همه جا همین آهنگ را دارد» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۹، ص۱۲).
دیگر اینکه علت جاذبه نیرومند نهج البلاغه در مباحث تربیتی و اخلاقی این است که در هر میدانی و ساحتی از تربیت که گام می نهد، چنان حق سخن را ادا می کند و دقایق را مو به مو شرح می دهد که گویی گوینده آن تمامی عمر را به بحث و بررسی روی همان موضوع مشغول بوده است.
بر همین اساس توجه به نهج البلاغه که کتابی کامل است در تربیت اخلاقی نسل کنونی استفاده کرد لذا پایان نامه حاضر در پی آن است تا با نگاهی پژوهشی به نهج البلاغه مبنا و شاهراه اصلی تربیت اخلاقی در نهج البلاغه را موضوع سخن قرار دهدو سیر این روند را از آغاز تا پایان، به تحلیل و بررسی بنشیند هدف این پژوهش، شناسایی تربیت اخلاقی در نهج البلاغه است و تلاش در جهت فهم جایگاه ارتباط انسان با خدا و خودش و انسان دیگر، از طریق واکاوی محتوای نهج البلاغه و بهره گیری از رهنمودهای امام علی(ع) که برای نجات انسان از بحران اخلاقی موجود در جهان معاصر است، و سوال های این پژوهش هم بر اساس اهداف آن به شرح زیر می باشند.
سؤال های تحقیق:
۱.ویژگی های انسان در ارتباط با خداوند و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه چه هستند؟
۲.ویژگی های انسان در ارتباط با خودش و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه چه هستند؟
۳.ویژگی های انسان در ارتباط با انسان های دیگر و تربیت اخلاقی متناظر با آنها در نهج البلاغه چه هستند؟
تعریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش
الف- تعاریف مفهومی
تربیت: واژه تربیت از ریشه «رَبَوَ» و باب تفعیل معرفی می نماید و چنین ذکر می کند که در این ریشه معنای زیارت و فزونی اخذ گردیده است و بنا بر این واژه تربیت با توجه به ریشه آن، به معنی فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است و از این رو به معنی تغذیه طفل به کار می رود. اما علاوه بر این، تربیت به معنی تهذیب نیز استعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است باقری (۱۳۷۰، ص۴۶-۴۵).
اخلاق: «اخلاق، مجموعه ملکات روحی پایدار است که به صورت اختیاری و آگاهانه در گذر زمان، در ضمیر انسان شکل می گیرد و سبب می شود انسان به آسانی و بدون نیاز به اندیشه و تامل، رفتار ویژه ای را انجام دهد(ابن مسکویه، ۱۴۲۲ ق، ص۲۶).
« اِنَّکَ لَعَلیَ خُلُقٌ عَظیم» (قلم: ۴۸)«به راستی که تو را خویی والاست».
عالمان اخلاق معنای مختلفی در نظر گرفته اند که رایج ترین آنها عبارت است از صفات نفسانی پایدار در نفس انسان که رسوخ کرده است.
تربیت اخلاقی: دانشمندان مسلمان با توجّه به جامعیّت مکتب تربیتی اسلام و بر اساس رهنمودهای وحی، سه عنصر «بینش»، «منش» و «انگیزش» را در کنار هم مد نظر قرار داده و «تربیت اخلاقی» را این گونه تعریف نموده اند :
«فرایند و بستری که در آن انسان توانایی می یابد از روی اختیار ، ملکات و صفاتی را بپذیرد و در کنار ساختار خلقی خویش ، از سرنوشت و طبعی دیگر برخوردار شود» (یالجن، ۱۴۰۶ق،صص ۳۰-۲۸).
نهج البلاغه: یعنی راه روشن بلاغت نهج البلاغه به عنوان گزیده ای از خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین علی (ع) دائره المعانی از فرهنگ اسلامی است که توسط ادیب و دانشمند برجسته شیعه سیدرضی گردآوری گردیده است.
۴-۲. بررسی توصیفی جامعهی پژوهش ۸۷
۴-۳. پاسخ به پرسشهای پژوهش ۹۰
۴-۴. یافته های جانبی پژوهش ۱۱۸
فصل پنجم: نتیجهگیری
۵-۱. مقدمه ۱۲۲
۵-۲. بحث و نتیجه گیری در پرسشهای پژوهش ۱۲۳
۵-۴. پیشنهادهای پژوهش ۱۴۲
۵-۵. پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ۱۴۴
فهرست منابع ۱۴۶
پیوست ۱۶۱
| چکیده: هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین الگوی شایستگی کانونی در سطح تخصصی و سنجش آن در میان دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی بوده که به روش پیمایشی، و سندی – تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیهی دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی در ترمهای ۷،۶،۵ و ۸ دانشگاههای تهران، شهید چمران، شیراز و فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۲-۱۳۹۳ میباشد. بعد از مرور گسترده متون، الگوی شایستگی کانونی تخصصی دانشجویان، در این پژوهش شامل ۱۱ شایستگی میباشد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامهای محقق ساخته بوده که روایی آن از طریق روایی صوری و همچنین از طریق محاسبهی ضریب همبستگی هر یک از عاملها با نمرهی کل پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن به ۴ روش آلفای کرونباخ (۸۲/۰)، تنصیف اسپیرمن براون (۷۷/۰)، تنصیف گاتمن (۶۷/۰) و بازآزمایی (۸۲/۰) محاسبه شده است. علت استفاده از ۴ روش برای تأیید پایایی محقق ساخته بودن پرسشنامهی پژوهش میباشد. در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها روی ۱۴۳ پرسشنامهی برگشتی انجام شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و کمترین و بیشترین داده) و برای تعیین معنی داری تفاوتها از آمار استنباطی ( آزمون تی، آزمون تحلیل واریانس یک راهه و چند راهه) استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که در تمامی موارد دانشجویان نیم سال هشتم نسبت به دانشجویان نیم سال پنجم وضعیت بهتری دارند و اختلاف نین آنها معنی دار است. همچنین نتایج آزمون تی اهمیت این تفاوت را تأیید می کند. بنابراین آموزش بر ارتقا سطح شایستگیهای کانونی تخصصی طی نیم سالهای مختلف تحصیلی اثر گذار بوده است. بررسی میانگین شایستگیها، در دانشجویان دانشگاههای مورد پژوهش نشان میدهد که دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در خدمات اطلاعاتی و الکترونیکی، کاربران و کاربردهای اطلاعات، فراهم آوری و مدیریت مجموعه، فناوری اطلاعات، سواد اطلاعاتی، نیازها و رفتارهای اطلاعاتی و ابعاد شناختی و نظری رشتهعلم اطلاعات و دانششناسی از سایر دانشگاهها بهتر بوده اند و میانگین دانشجویان دانشگاه شیراز در سازماندهی و بازیابی اطلاعات، اقتصاد اطلاعات، مدیریت دانش و علمسنجی و اطلاعسنجی از سه دانشگاه دیگر بیشتر است. نتایج حاصل از بررسی شایستگیهای کانونی تخصصی دانشگاههای مختلف نشان میدهد که از لحاظ حداقل یکی از خرده مقیاسهای شایستگی تخصصی تفاوت معنی داری وجود دارد اما بین سطح شایستگی کانونی تخصصی دانشجویان و معدلشان اختلاف معنی داری وجود ندارد. در نهایت طرح برنامهی درسی بر اساس مدل مارپیچ مضاعف و با در نظر گرفتن شایستگیها در دو سطح عمومی و تخصصی، به عنوان مبنایی برای برنامه درسی در دوره کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی پیشنهاد شده است. |
۱-۱. مقدمه
دوران حاضر برای کسانی که با خدمات علم اطلاعات و دانششناسی درگیر هستند، دوران آرامی نیست. ما کتابداران در این زمان که تغییرات اجتماعی بر استفادهکنندگان و سازمانهای مرتبط با علم اطلاعات و دانششناسی تأثیرگذار است و در حقیقت رشته علم اطلاعات و دانششناسی را دگرگون می کند، دچار هیجان و دلهره هستیم. مجبوریم با خلاقیت، تطبیقپذیری و انعطافپذیری مصممانه به این تغییرات واکنش نشان دهیم.
امروزه دیوارهای کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی برداشته شده، مرزهای اطلاعاتی آنها از میان رفته و یا در حال کم رنگ شدن است. محیط اطلاعاتی به مدد فناوریهای نوین گسترش یافته و دسترسی بالقوهی انسان به اطلاعات فارغ از محدودیتهای مکانی و زمانی به راحتی امکان پذیر شده است. بنابراین کتابخانه های کنونی باید محل تلاقی نیازهای استفادهکنندگان و انبوه اطلاعات پایگاهها باشند و کتابداران باید خود را برای رویارویی با حجم عظیمی از اطلاعات و طیف وسیعی از نیازها و خواستهها آماده و با به خدمت گرفتن ابزارهای مناسب و بهبود سازوکارهای اطلاع یابی و اطلاعرسانی، خود به رشد جوامع انسانی کمک کنند (جمالی، ۱۳۸۵، ص ۴). برای رسیدن به این منظور و خدماترسانی باید نیروی انسانی شاغل در کتابخانهها از لحاظ کمی و کیفی پاسخگوی نیازهای مراجعان باشد و این در شرایط کنونی تنها زمانی به صورت مؤثر اتفاق میافتد که نظام آموزشی، کتابدارانی متخصص و ماهر برای بهرهرسانی به جامعه اطلاعات محور تربیت کند.
با توجه به شرایط جدید و با پذیرفتن این نکته که هنوز هم تولید دانش تخصصی از وظایف دانشگاه است، و به این دلیل که کتابداران باید بتوانند در دنیای رقابتی امروز حضوری مستمر و حرفهای داشته باشند ضروری است که نظام آموزشی به آموزش مبتنی بر شایستگی[۱] دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی اهتمام ورزد. یکی از ابعاد آموزش مبتنی بر شایستگی این است که کتابداران با داشتن شایستگیهای تخصصی[۲] اثر بخش، قادر باشند تا نقش حرفهای خود را در جامعه و همچنین
مطلب دیگر :
پایان نامه ارزیابی عملکرد HSE/ آلودگی خاک
سازمانهای خود بهتر ایفا نمایند.
با نگاهی به ادبیات رایج در توسعه منابع انسانی اصطلاح مدل یا الگوی شایستگی برای مشاغل و حرف مختلف به کرات دیده میشود. برای مثال، الگوی شایستگی مدیران، الگوی شایستگی پزشکان، الگوی شایستگی مهندسان و در نهایت الگوی شایستگی کتابداران.۱-۲. بیان مسئله
کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی که جلوهگاه عملکرد نیروی انسانی رشتهی علم اطلاعات و دانششناسی است با نیروی انسانی شایسته قوام مییابد و فقدان چنین نیرویی به فروکاهی چنین جلوهگاهی میانجامد. منابع و متون خفته را نیروی انسانی، پویایی و حیات میبخشد و کتابخانه را به کانون برخورد با تعامل اندیشه های خاموش و به ظاهر منفعل تبدیل می کند محل تربیت و پرورش چنین نیروهایی مراکز آموزشی ذیربط است (حری، ۱۳۸۸، ص ۵).
همه فلسفههای آموزش عالی [۴]اتفاق نظر دارند که دانشگاهها در کنار دروسی که به دانشجو ارائه می کنند و با برگزاری آزمونهای متعدد و ارائه نمرات، او را تحصیل کرده محسوب می کنند و این هرگز کفایت نیاز جامعه و حتی بنگاههای صنعتی تجاری را نمی کند (آراسته، ۱۳۸۳، ص ۹۱). به نظر میرسد که این موضوع در آموزش علم اطلاعات و دانششناسی نیز به عنوان یک مسأله مورد توجه بوده است به گونه که کوچک و سمیرمی زاده (۱۳۸۳، ص ۲۰۱) معتقدند که میان انتظارات جامعه و سازمانها از کتابداران و تواناییهای عملی آنها در انجام وظایف یک متخصص اطلاعرسانی فاصله قابل توجهی ایجاد شده است.
آموزش رسمی علم اطلاعات و دانششناسی از آغاز شکل گیری آن در ایران از سال ۱۳۴۵ ه.ش تاکنون با فراز و نشیبهای فراوانی روبرو بوده است. ایستایی برنامهی درسی رشته علم اطلاعات و دانششناسی، همخوان نبودن شیوه های کنونی بامحیط کار، نبودن رابطهی علمی سازمان یافته بین گروههای آموزشی از یک طرف و با بازار کار از طرف دیگر، تخصصی نبودن و رویکرد سنتی و غیر روزآمد برنامهی درسی از جمله مشکلات نظام آموزشی رشته علم اطلاعات و دانششناسی است که حاصل آن، فارغ التحصیلان بیانگیزه، بیمهارت و فاقد نوآوری در حرفه میباشد (بیگدلی و آبام، ۱۳۸۲، ص ۶۰)
همه مشکلات فوق و البته میل به توسعه علمی و ورود به عرصههای جدید علم و دانش از یک سو و هماهنگی با تحولات فناوری از سوی دیگر، سبب شده که در چند دهه اخیر تلاشهای بسیاری درباره آموزش علم اطلاعات و دانششناسی و ضرورت بازنگری و هماهنگسازی محتوای رشته با نیازهای در حال تغییر جامعه اطلاعاتی در کشور انجام گیرد، و هریک از پژوهشگران از زوایای گوناگونی به اظهار نظر درباره تغییر نام و محتوای رشته و لزوم حذف یا افزودن برخی از درسها به برنامهی آموزشی پرداختهاند (فتاحی، ۱۳۷۹؛ حیدری، ۱۳۸۹، ۱۳۹۰؛ غیوری، ۱۳۸۸).
پیشنهادهای ارائه شده، نشان دهندهی لزوم نگاهی جدید به آموزش و محتوای آموزشی رشته علم اطلاعات و دانششناسی است و همانطور که فرجپهلو (۱۳۹۰، ص ۳۲) اشاره می کند قضاوت در مورد چشمانداز آیندهی رشته علم اطلاعات و دانششناسی بدون شناخت عناصر آن و عوامل مؤثر بر آن امکان پذیر نیست. البته خلاءهای موجود در برنامه درسی حوزه علم اطلاعات و دانششناسی به ارائه راهکارهایی برای بخشهای مغفول مانده در این برنامه ارائه میدهد، امّا مبتنی بر اصول بنیادین و چارچوب نظاممند و پویا نیستند.
آنچه به عنوان مسئله اساسی این پژوهش مطرح است، نبود چارچوب جامعی از معیارها و شاخصهای مورد نیاز برای ارزیابی دانشآموختگان رشته علم اطلاعات و دانششناسی است. اما برای حصول به چنین چارچوبی همانطور که فتاحی (۱۳۷۹) نیز بر این باور است، مهمترین اقدامی که باید پیش از هر نوع برنامه ریزی و تصمیم گیری در مورد نظام آموزشی صورت گیرد، روشن ساختن زیر بنای نظری و فلسفی آموزش، تدوین اصول و چارچوب فعالیتهای آموزشی بر اساس همین زیر بنای نظری است. از این رو، برنامه ریزیهای کلان و خرد آموزشی هم باید بر مبنای اصول نظری انجام گیرد. به طور کلی، هدف از استوار ساختن آموزش بر پایه یک زیر بنای نظری معتبر آن است که نظام آموزشی مدرسان و دانشآموختگان را قادر میسازد تا در واکنش به مسائل محیط و جامعه بتوانند مناسبترین رویکردها و راهحلها را ارائه دهند و در نهایت به پیشرفت معقولانه جامعه مدد رسانند. با توجه به همهی این مسائل و مشکلات، چگونه میتوان الگویی نظاممند که بر مبنای اصول نظری باشد برای کتابداران طراحی کرد؟
نظریه شایستگی کانونی از جمله نظریه های مطرح در زمینه آموزش و آینده نظام آموزشی است که با کمک آن میتوان مبانی و الگوهای نظری آموزشی را که متناسب با حوزههای علم اطلاعات و دانششناسی است شناسایی و پیادهسازی کرد (حیدری۱۳۹۰، ص ۷۳).
الگوی شایستگی مفهوم نسبتاً جدیدی است که بسیاری از انتظارات مورد توجه صاحبنظران را در خود جای میدهد. در الگوی شایستگی، شایستگی به دو مقولهی عمومی وتخصصی تقسیم
میشوند. شایستگیهای عمومی به صورت پایهای برای تمام افراد جامعه و به خصوص جامعه اطلاعاتی و معرفتی لازم و ضروری است و شایستگیهای تخصصی مربوط به یک حوزه تخصصی خاص میباشد. شایستگیهای تخصصی مواردی است که از درون شرح شغلهای مرسوم سازمانها قابل استخراج و با دوره های آموزشی قابل بهبود میباشد. در تکمیل الگوی شایستگی کتابداران ناگزیر به شناسایی شایستگیهای تخصصی کتابداران میباشیم زیرا شایستگیهای عمومی این الگو توسط گرایی تکمیل شده است (گرایی، ۱۳۹۰).
از آنجایی که برای شناسایی شایستگیهای کانونی تخصصی در هر رشته و حوزه تخصصی شناخت ابعاد و چارچوبهای اصلی و فرعی شکل دهنده آن رشته الزامی است. بنابراین در رشته علم اطلاعات و دانششناسی نیز بدون شناخت عناصر رشته و عوامل مؤثر برآن امکان تدوین الگوی مورد نظر محقق نخواهد شد. لاجرم در این پژوهش به رشته علم اطلاعات و دانششناسی بر اساس اصل موج / ذره که یکی از اصول نظریه کوانتومی اطلاعات است نگریسته میشود که حاصل آن ایجاد دو نگاه فرایندی و ذرهای به علم اطلاعات و دانششناسی است.
با نگاهی فرایندی (موجی) به فرایند اطلاعات میتوان چنین تفسیر کرد که اطلاعات از تولید تا استفاده چرخهای را طی می کند که این چرخه همانند ذرات اتمی در حالت موجی قابل سنجش و اندازه گیری نمیباشد. و از آنجایی که برای ارزیابی شایستگیهای تخصصی کتابداران باید معیاری را در نظر گرفت که قابل اندازه گیری باشد میتوان به اطلاعات و چرخهای که طی می کند با نگاه ذرهای نگریست بدین گونه که با شناسایی مؤلفه های مهم رشته علم اطلاعات و دانششناسی که به نوبهی خود چیزی جز اجزاء تشکیل دهندۀ چرخهی فوقالذکر نمیباشند، قادر به شناسایی چارچوب رشته علم اطلاعات و دانششناسی هستیم که پیامد آن، شناخت شایستگیهای مورد نیاز کتابداران و در نهایت تدوین الگوی مورد نظر است.
۱-۳. اهمیت و ضرورت پژوهش
مروری بر پژوهشهای پیشین نشان میدهد که کار منسجم و جامعی به منظور تدوین شایستگیهای کانونی کتابداران در سطح تخصصی درقالب یک الگوی منسجم و شناسایی مؤلفه های آن در ایران صورت نگرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در ارزیابی میزان توجه به اولویتهای آموزشی علم اطلاعات و دانششناسی در جامعه اطلاعاتی و سنجش میزان اثربخشی برنامهی درسی علم اطلاعات و دانششناسی در پروراندن شایستگیهای کانونی تخصصی میان دانشجویان به کار رود.
پژوهش حاضر از دو بعد توسعهی نظر و نظریه پردازی در علم اطلاعات و دانششناسی و دیگری به کار گیری و عمل به یافته های آن حائز اهمیت است. که می تواند مورد توجه همه دستاندرکاران آموزش علم اطلاعات و دانششناسی قرار گیرد. الگوی شایستگی می تواند در حوزههای مختلف نظام آموزشی از جمله مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی، جذب دانشجو و ارزشیابی در سطوح متفاوت آن کاربرد داشته باشد و به عبارت دیگر، کل فرایند طراحی تا ارزیابی یک نظام آموزشی را میتوان بر مبنای الگوی شایستگی پایهگذاری کرد (فیض و بهادرنژاد، ۱۳۸۹، ص ۳۸).
۱-۴. اهداف پژوهش
۱-۴-۱. هدف اصلی
هدف اصلی این پژوهش تدوین الگوی شایستگیهای کانونی تخصصی دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی و سنجش آن در میان دانشجویان کارشناسی این رشته در دانشگاههای تهران، شهید چمران اهواز، شیراز و فردوسی مشهد میباشد.
۱-۴-۲. اهداف ویژه
اهداف جزئی: ۶
سوالات تحقیق ۶
تعریف مفاهیم و اصطلاحات تحقیق ۶
علّامه اقبال لاهوری ۶
تعلیم و تربیت ۸
مبانی تعلیم و تربیت ۹
اهداف تربیتی ۹
روش تربیت ۱۰
فلسفه ۱۰
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه ۱۲
زندگی نامه اقبال ۱۳
فعالیت های سیاسی و اجتماعی اقبال ۱۴
آثار اقبال ۱۵
اقبال، به عنوان مصلحی اجتماعی در جهان اسلام ۱۹
نگاهی اجمالی به اندیشه های انتقادی و فلسفی اقبال ۲۰
اتّحاد مسلمانان و پرهیز از تفرقه افکنی ۲۰
بازگشت به خویشتن ۲۱
طرح فلسفه و اندیشه ای مستقل ۲۱
تأکید بر اهمّیت مفهوم خودی ۲۲
امید به بیداری ملل اسلامی با تکیه بر اندیشه های مبتنی بر منابع اسلامی ۲۳
ویژگی های اشعار اقبال ۲۴
مقام اقبال نزد اندیشمندان ایران اسلامی ۲۶
مقام اقبال نزد آیت الله خامنه ای ۲۶
مقام اقبال نزد عبدالحسین زرّین کوب ۲۷
مقام اقبال در نظر دکتر شریعتی ۲۸
نسبت دین و سیاست در اندیشه اقبال ۲۹
معنای واژه «تربیت» ۳۰
تربیت پذیری انسان ۳۰
تعلیم و تربیت در طول تاریخ ۳۱
اهمّیت تعلیم و تربیت، و لزوم توجّه به تربیت حقیقی ۳۳
مبانی تعلیم و تربیت ۳۴
اهداف تربیتی ۳۵
روش های تربیتی ۳۵
اقبال و تعلیم و تربیت ۳۶
پیشینه تحقیق ۳۶
پیشینه داخلی ۳۷
پیشینۀ خارجی ۳۸
جمع بندی و چهارچوب مفهومی تحقیق ۳۸
چارچوب مفهومی تحقیق: ۳۹
فصل سوم: روش تحقیق ۴۰
روش شناسی تحقیق ۴۱
جامعه آماری ۴۱
نمونه تحقیق ۴۱
ابزارهای تحقیق ۴۲
شیوۀ انجام تحقیق ۴۲
شیوۀ تحلیل داده ها ۴۲
فصل چهارم:یافته های تحقیق ۴۳
سؤال اوّل: مبانی تربیت از دیدگاه اقبال لاهوری چیست؟ ۴۴
(مبانی)انسان شناسی از منظر اقبال لاهوری ۴۶
ساختار انسان ۴۶
ویژگی های انسان ۴۶
اشرف مخلوقات (ارزشمندی انسان) ۴۶
تفکّر و تعقّل ۴۸
مختار ومسئول بودن(اختیار و مسئولیت داشتن) ۵۰
همّت و تلاش گری ۵۱
عشق و عاشقی ۵۲
جاودانگی پس از مرگ موقّت ۵۳
مبانی هستی شناختی ۵۴
تقسیم وجود به واجب و ممکن ۵۴
زمان مندی عالم مادّه ۵۵
دنیا مزرعه ای برای عالم آخرت ۵۶
انسان ها از نظر وجودی ذومراتب اند ۵۷
مبانی معرفت شناختی ۶۰
امکان شناخت امور نامحسوس( معتبر بودن شناخت مابعدالطبیعی) ۶۰
تقسیم علوم به حصولی و حضوری ۶۰
تقدم ارزشی علم حضوری بر علم حصولی ۶۱
شناخت یقینی از علم حضوری به دست می آید ۶۲
سوال دوم) اهداف تربیتی مدّ نظر اقبال لاهوری کدام اند؟ ۶۳
الف: قیاس اقترانی حملی ۶۴
ب: قیاس اقترانی شرطی ۶۵
اهداف غایی ۶۵
رسیدن به مقام نیابت الهی (خلیفه الله) ۶۵
نائل شدن به مقام خود بسندگی(رهبری حیات درونی و بیرونی) ۶۷
دستیابی به مقام خودی ۶۸
نائل شدن به مقام خداشناسی ۶۹
نائل شدن به مقام مرد حق(مقام انسان حقّانی) ۷۱
اهداف واسطی ۷۲
اطاعت و بندگی خداوند ۷۲
ضبط نفس(کنترل تمایلات) ۷۲
الف: پرهیز از قدرت طلبی و غرور ۷۳
ب: پرهیز از تمایلات شهوانی ۷۳
ج:پرهیز از دنیاپرستی ۷۵
آزادی و آزادگی ۷۶
بازگشتن به خویشتن (به عنوان مرحله ای از خودشناسی) ۷۷
دست یابی به استقلال فکری (بعد از تعلیم و تربیت حقیقی) ۷۸
سوال سوم: روش های تربیتی مطلوب از دیدگاه اقبال چه روش هایی هستند؟ ۷۹
روش های تربیت دینی (تربیت در ساحت دین اسلام) ۷۹
روش های تربیت دینی از دیدگاه اقبال لاهوری ۸۰
روش امر به معروف و نهی از منکر ۸۰
روش نصیحت ۸۱
روش مشاهدۀ آثار الهی (روش حسّی) ۸۳
روش تفکّر و تعقّل (عقل ورزی) ۸۴
روش خودبسندگی در پرتو عشق به خداوند ۸۵
روش مدح نیکوکاران (ستایش اعمال نیک) ۸۸
روش عمل به گفتار ۹۰
روش خِطابه ۹۱
روش معرّفی الگو(الگوسازی و الگو پذیری) ۹۲
روش تعامل با افراد جامعه (برای رسیدن به جامعۀ مطلوب) ۹۴
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۹۵
بررسی نتایج سوال اول: مبانی تربیت از دیدگاه اقبال لاهوری چیست؟ ۹۶
مبانی هستی شناختی اقبال عبارت اند از: ۹۷
در بحث از مبانیِ معرفت شناختی اقبال نیز مبانی زیر استنباط شدند: ۹۸
بررسی نتایج سوال دوم: اهداف تربیت مدّ نظر اقبال لاهوری کدام اند؟ ۹۹
اهداف واسطی ۱۰۰
بررسی نتایج سوال سوم: روش های تربیتی مطلوب از دیدگاه اقبال چه روشی است؟ ۱۰۰
نتایج گام به گام و مرحله به مرحله اندیشه های تربیتی اقبال ۱۰۲
پیشنهادات ۱۰۹
محدودیت های پژوهش ۱۰۹
فهرست منابع ۱۱۰
فصل اول
کلّیات تحقیق
مقدمه
انسان اشرف موجودات هستی و والاترین نشانۀ حکمت و قدرت خداوند متعال است که توانایی دست یابی به مقامات عالی را داراست، زیرا دارای حقیقتی روحانی و ملکوتی است. آدمی به دلیل صفت مختار بودنش می تواند به درجات مختلفی از مقامات برسد؛ امّا باید توجّه داشت که دست یابی انسان به مقامات عالیه ای که هدفِ آفرینشِ وی نیز بوده است، تنها با تربیت صحیح است که می تواند به دست آید. تعلیم و تربیت در هر جامعه ای از ضروری ترین امور است. به همین دلیل است که در طول تاریخ، پادشاهان و حکومت های مختلف، اهمیت ویژه ای به آن می دادند و بودجۀ عظیمی را برای بخش آموزشی اعم از نظامی و علمی اختصاص می دادند. با گذشت زمان اهمیت تعلیم و تربیت، بیش از پیش برای افراد جامعه و مسئولان امر مشخص گردید، زیرا آنان به اهمیت تربیت نسل جوان و نوجوان بر طبق سیاست های کشور، حزب حاکم و دین رایج پی بردند. آموزشی که در طول قرن ها به تحصیلات آکادمیک و مدرسه ای تبدیل شده است. اما هر تعلیم و تربیتی آدمی را به سرمنزل مقصود نمی رساند. تعلیم و تربیت و آموزشی باید به کار گرفته شود که آدمی با بهره گرفتن از آن بتواند حقیقت وجود خویش را به درستی و به شکل یقینی و شهودی بیابد، و در راستای شناخت حقیقی ای که به دست می آورد، به شناخت خداوند متعال، به عنوان قادر مطلق دست یابد. با استفاده و کمکِ همین مبانی، اهداف، و روش های تربیتی صحیح و مناسب است که می توان ارزش های واقعی را اثبات نمود و تقویت کرد، و ضد ارزش ها را که سبب انحراف و بحران های عظیم در زندگی بشر شده است، تضعیف و یا از بین برد. لذا به دلیل اهمّیت موضوع، ما نیز در این تحقیق سعی کردیم، با توجه به اندیشه های والای اقبال لاهوری در مورد مسائل انسانی، علی الخصوص مسائل تربیتی، به تحلیل و بررسی مبانی، اهداف و روش های تربیتی وی بپردازیم، و گامی هر چند کوچک را در شناساندنِ دیدگاه های تربیتی این اندیشمند بزرگ جهان اسلام برداریم.
بیان مسأله
تاریخ تربیت در میان انسان ها به آغازحیات آنها برمی گردد. انسان از همان زمان که به قابلیت تربیت پذیری خود پی برد، امکانات لازم را برای آن فراهم ساخت. در طول تاریخ، اندیشمندان بسیاری در مورد تعلیم و تربیت به اظهار نظر پرداخته اند، که از متقدّمان و مشهورترین آنها می توان،افلاطون و ارسطو را نام برد. افلاطون در کتب خود، علی الخصوص کتاب جمهوری، به طور مفصّل در مورد موضوع تربیت، مراحل تربیت، خصوصیات مربی و متربی و چگونگی پرورش افرادی شایسته برای رده های گوناگون مناصب حکومتی؛ اعم از کارگری، لشگری و فرمان روایی توضیح داده است. در این دوران ابتدا آموزش و تربیت مفهوم خاص و محدودی داشت، ولی با تحوّل علمی در اروپای معاصر و گسترش علوم تجربی و تغذیۀ تعلیم و تربیت از آبشخور تجربیات بشری همچون روان شناسی، جامعه شناسی و فلسفه؛ تعلیم و تربیت[۱] به عنوان یک ضرورت بشری و همگانی چهرۀ نوینی به خود گرفت و مورد توجّه واقع شد؛ به یافته های جدید دست یافت و تعلیم و تربیت از روش ها، اهداف، سازمان و برنامه های علمی ویژه ای برخوردار شد. امروزه تعلیم و تربیت علمی فراگیر، یک ضرورت غیرقابل تردید و عامل اساسی توسعۀ همه جانبه و رشد فردی و اجتماعی است.
واژۀ تربیت برخلاف واژۀ اخلاق[۲] که هم شامل رفتار شایست و هم رفتار ناشایست می شد؛ بار ارزشی و مثبتی دارد و برخلاف واژۀ اخلاق که فقط برای انسان به کار می رفت، برای همۀ موجودات قابل پرورش مورد استفاده قرار می گیرد. نظر به این که در گذشته متصدّیان مبحث تعلیم و تربیت، فلاسفه بودند و آنان تربیت را نوعی تغییر و تحوّل می دانستند، تعریفی که از تربیت ارائه کردند منطبق بر تعریف حرکت بود. به نظر آنها تربیت، پرورش استعدادها و به فعلیت رساندن بالقوّه گی های انسان بود، که این تعریف مورد قبول متفکّرین مسلمان نیز قرار داشت”(نصراصفهانی،۲۶:۱۳۷۹). برای موفّقیت در امر تربیت باید به تمامی جوانب کار توجّه کرد؛ زیرا تنها و تنها تربیتی موفّق خواهد بود که در آن به کلّیه ارکان تعلیم و تربیت توجّه شود. ارکان تعلیم و تربیت شامل مبانی تعلیم و تربیت، اهداف تعلیم و تربیت، مربّی و متربّی است، که برای تربیت صحیح و مناسب باید به تمامی این ارکان توجّه کافی کرد. باید به این نکته توجّه داشت که “تعلیم و تربیت، جمع کردن چند عدد شاخه و چوب و آن را درخت پنداشتن نیست. بدون تعارف باید بتوانیم در تعلیم و تربیت به اندازه ای پیشرفت کنیم که فرد تربیت شده برای بارور کردن شخصیت خود، احتیاجی به وصله زدن و چسباندن مواد بی جان و نمودهای تقلیدی به درخت شخصیت خویش احساس نکند. تعلیم و تربیت، دقّت کامل در هسته و شناختن و کاشتن آن در مزرعۀ پر از درخت ها و گل های بی نهایت متنوّع اجتماعی است تا نه تنها در میان آن کشتگاه، درختی بارور شود، بلکه امکان سرسبز نگه داشتن آن کِشتگاه هم در او به وجود بیاید”(جعفری تبریزی، ۱۳۹۰: ۱۸-۱۷).
برای تعلیم و تربیت روش های مختلفی ارائه شده است که اجرای هر روشی دارای ویژگی های خاص خود است. که روش هایی همچون روش تربیت دینی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، فلسفی، سیاسی و اقتصادی را می توان به عنوان نمونه نام برد.
می توان مهم ترین هدف از اهداف تربیت را، «خودبسنده» بارآوردن فرد برای رویارویی با مسائل زندگانی دانست. و اهداف مهم دیگری که اگر با روشی درست برای فرد بازگو، و در وی نهادینه شود، می تواند، هم برای جوان و هم اجتماعی که در آن زندگی می کند بسیار سودمند باشد. چنین افرادی (افراد خودبسنده) در زندگانی خود به عنوان افرادی ارزش مدار، آگاه، موثّر و آگاه به زمانه و جایگاه خود، می توانند به عنوان الگو، برای دیگر افراد نیز مطرح شوند. الگوهایی که می توانند به عنوان الگوهایی
حقیقی در برابر الگوهای ساختگی و ناراست دنیامداران معرّفی و عرضه شوند. البتّه مفهوم خودبسندگی بر اساس مکاتب بشری گوناگون، می تواند متفاوت باشد.
تاریخ همواره عرصۀ ظهور متفکّرانی بوده که با اندیشه و دیدگاه های خود تحوّلات و اصلاحات بسیاری را در زمان خود یا پس از خود به وجود آورده، و با ارائۀ اندیشه هایی نو، بر پیش برد و غنای فرهنگ بشری افزودند، یکی از این متفکّران که به راستی سزاست در افکار و اندیشه هایش تأمّل و دقّت بیشتری شود؛ علّامه محمّد اقبال لاهوری است. وی از جمله متفکّرانی است که در زمینۀ احیاء و بازسازی چهره و آموزه های اسلام در تمامی زمینه ها و موضوعات تأکید دارد و معتقد است؛ اسلام می تواند پاسخ گوی نیازها و پرسش های روزافزون بشر باشد. با چنین نگرشی است که وی با تألیفات بسیار و در عین حال به همراه تحلیل های موشکافانه سعی در شناساندن آموزه های دین مبین اسلام به جهانیان، و بیدارکردن انسان ها و مسلمانان دارد. از موضوعاتی که اقبال در آن به تحقیق و تحلیل پرداخته؛ موضوع تعلیم و تربیت و منش زندگانی است.
در زمینۀ پرداختن به موضوع تحلیل و بررسی آراء تربیتی اقبال لاهوری، باید اشاره کرد که گرچه پژوهش هایی در مورد آراء اقبال لاهوری انجام گرفته است ولی بیشتر کارها در زمینۀ تحلیل و بررسی اشعار و سبک ادبی و یا افکار فلسفی این اندیشمند بوده است و کمتر به آراء این متفکّر بزرگ در زمینۀ تعلیم و تربیت توجّه شده است. به عنوان مثال می توان به پژوهش هایی با موضوعاتی نظیر “خودی و انسان آرمانی در شعر اقبال لاهوری” و ” بررسی دلایل انحطاط فکر اسلامی و راه های احیای آن در اندیشه های استاد مطهری و اقبال لاهوری ” اشاره کرد. همان طور که ذکر شد؛ موضوعاتی که در مورد اقبال لاهوری کار شده است، بیشتر در مورد تحلیل اشعار و طرح فلسفی اوست و کمتر در مورد آراء تربیتی او بحثی شده است. در مواردی هم اگر بحثی از تعلیم و تربیت و آراء اقبال شده، تنها اشاره ای بدان شده و مستقلّاً بدان توجّه نشده است. شاید با تحقیقاتی از این نوع، بتوان زوایای دیگری از اندیشۀ این متفکّر مسلمان را به افرادی که تشنۀ چنین آموزه هایی هستند، معرفی کرد. معرفی اندیشه های اقبال لاهوری از آن جهت اهمیت دارد که این فیلسوف و شاعر بزرگ مسلمان، اندیشه های نابی را در مورد مسائل گوناگون، علی الخصوص مسائل تربیتی بیان کرده است؛ ولی آراء تربیتی این اندیشمند فقید، در لابلای اشعار اصلاح طلبانه و بیدارکننده وی گم شده، و کمتر مورد توجّه قرار گرفته است. در حالی که با توجّه به مفهوم خودی و تربیت دینی ای که از آموزه های علمی نیز بی بهره نیست، که مفهوم کلیدی و محوری اندیشۀ اقبال است، می توان نسلی را تربیت کرد که با کاربست این آموزه ها، به سعادت و خیر دنیا و آخرت دست یابند. وی هیچ گاه در اندیشه ورزی، اسیر تعصّب و دگماتیسم نشد؛ تا جایی که دکتر شریعتی در مورد او می گوید:(وی از آن مرتجعان و کهنه پرستانی نیست که بدون اینکه بشناسد با هر چه نواست، و با تمدّن جدید و با غرب، بدون جهت و سبب دشمنی ورزند. او از طرفی علم را استخدام می کند و از طرف دیگر عدم کفایت و نقصان علم را برای تکافوی همۀ نیازهای معنوی و همۀ مقتضیات تکامل بشری احساس می کند و برای تکمیلش راه حل دارد(شریعتی، ۱۳۸۴: ۴۹). اقبال چه در اشعار و چه در کتاب های دیگر خود نگران خواب آلودگی، عقب ماندگی و غفلتی است که مشرق زمین، خصوصاً ملل اسلامی به آن دچار شده اند. این دغدغۀ
مطلب دیگر :
اقبال در اشعارش پیداست، اشعاری تحت عنوان” پس چه باید کرد ای اقدام شرق؟ ” و ” از خواب گران خیز “. علّامه در اندیشه هایش نه تنها به علل عقب ماندگی مسلمانان اشاره می کند، و آنها را به بیداری و تلاش مستمر برای پیشرفت و ترقّی فرا می خواند؛ در عین حال راه حل هایی را برای برون رفت از وضعیت موجود ارائه می دهد. با توجّه به آن چه که بیان شد ما در این پژوهش برآنیم تا آراء تربیتی اقبال لاهوری را بهتر معرفی کنیم و مشخص کنیم که مبانی، اهداف و روش تربیتی مورد نظر وی کدام اند؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهمیت و ضرورت نظری
الف: بسط و گسترش دامنۀ نظری مربوط به موضوع آراء تربیتی اقبال لاهوری.
ب: گسترش دادن شناخت نظری مسائل و چالش های مربوط به حوزه های تربیتی و سعی در شناساندن بهترین راهکار در این مسائل.
اهمیت و ضرورت کاربردی
الف: کمک به مدیران و برنامه ریزان در برنامه ریزی های آموزشی و تربیتی، تا با این اندیشه های نو آشنا شوند، و در صورت لزوم آنها را به کار گیرند.
ب: یاری به اندیشمندان، معلّمان و مربّیان برای آشنایی بیشتر با تربیت مورد نظر اقبال لاهوری؛ و مقایسۀ آن با دیگر روش های تربیتی.
اهداف تحقیق
هدف کلی
بررسی آراء تربیتی اقبال لاهوری با مطالعه آثار وی(اعم از آثار منثور و منظوم)
اهداف جزئی:
– تحلیل مبانی تربیتی در اندیشه و اشعار اقبال لاهوری
– تعیین اهداف تربیتی از دیدگاه اقبال لاهوری
– بررسی و تعیین روش های تربیتی مطلوب و مورد نظر علّامه اقبال لاهوری
سوالات تحقیق
تعریف مفاهیم و اصطلاحات تحقیق
علّامه اقبال لاهوری
علّامه اقبال لاهوری در سال ۱۲۹۴ هجری قمری، مطابق با هجدهم آبان سال ۱۲۵۶ هجری شمسی، و ۱۸۷۷ میلادی در شهر سیالکوت پنجاب دیده به عالم فانی گشود، و در سال ۱۳۱۸ شمسی مطابق با سال ۱۹۳۸ میلادی از آن چشم فرو بست. اقبال در شصت و سه سال حیات جسمانی خود، یکی از چهره های درخشانِ تاریخِ مشرق زمین و دنیای اسلام گردید. زندگی اقبال سرشار از شور و حرارتی بود که هم در ساحتِ نظر و هم در عرصه ی عمل به ظهور رسید. اقبال تحصیلات مقدّماتی خود را به رسم زمانه، در مدارس علوم دینی فرا گرفت و سپس به مدرسه ی ابتدایی وارد شد. او از همان دوران نوجوانی به خواندن اشعار شاعران، میل و رغبتی فراوان داشت. وی پس از پایان دوران ابتدایی به کالجِ اسکاچ مشن وارد شد، و این دوره را در سال ۱۸۹۵ میلادی با رتبه ی عالی به پایان رسانید، و پس از اخذ کمک هزینه ی تحصیلی برای گذراندن امتحان دانشگاهی رهسپار لاهور گردید. اقبال در رشته ی فلسفه شروع به ادامه ی تحصیل کرد و در همان شهر در محافل ادبی حاضر می شد و اشعاری به زبان اردو می خواند. آشنایی اقبال با پرفسور سِر توماس آرنولد، اُستاد فلسفه در دانشگاه علیگر یکی از نقاط عطف در زندگی اش به شمار می رود. او با راهنمایی و هدایت این استاد فلسفه در سال ۱۸۹۷ به دریافت درجه ی فوق لیسانس در رشته ی فلسفه نائل آمد، و بنا به توصیه ی استاد خود به سال ۱۹۰۵ میلادی برای تکمیل تحصیلات عالی به اروپا رفت و در دانشگاه کمبریج انگلستان در رشته ی فلسفه به ادامه ی تحصیل پرداخت. وی در کنار تحصیل فلسفه به فراگیری علم حقوق روی آورد و توانست در آزمون وکالت شهر لندن نیز سربلند شود. ورود اقبال به عالم علم حقوق او را با افق های جدیدی آشنا نمود، که نتیجه ی آن ورود در حوزه های سیاسی و اجتماعی بود.
اقبال پس از دریافت در جه ی استادی فلسفه ی اخلاق از دانشگاه کمبریج، به دانشگاه مونیخ در آلمان رفت و رساله ای با عنوان (سیر فلسفه در ایران) نگاشت، و آن را در انگلستان به سال ۱۹۰۸ منتشر نمود که موجب شهرت وی در سراسر محافل علمی و فلسفی اروپا گردید. وی در همان سال پس از دریافت رتبه ی استادی از دو دانشگاه معتبر اروپایی، به وطن بازگشت و علاوه بر تدریس فلسفه در دانشگاه لاهور، در خدمت قضا درآمد و به کار وکالت پرداخت. وکالت برای اقبال مناسب ترین شغلی بود که او را در مقام اندیشمندی آزاده، از قید و بند و تنگناهای مشاغل دولتی رها می ساخت. در سال ۱۹۳۳ در ایتالیا با موسولینی دیدار کرد و او را به پرهیز از خوی استکباری و گرایش به تمدّن مشرق زمین دعوت کرد. و باز در همان سال نادر شاه، پادشاه افغانستان، او را برای مشاوره در مورد تجدید سازمان دانشگاه کابل دعوت نمود و از دانشگاه پنجاب نیز مفتخر به دریافت درجه ی دکترای افتخاری گردید. آثار علمی و ادبی اقبال را می توان در دو سطحِ منثور و منظوم برشمرد.
آثار منثور وی عبارتند از:
علم اقتصاد(۱۹۰۳)، سیر فلسفه در ایران(۱۹۰۸)، تاریخ هند(۱۹۱۴)، احیای فکر دینی در اسلام(۱۹۳۰)، یادداشت های پراکنده(۱۹۶۱)، اقبال نامه(چاپ لاهور)، شاد و اقبال(۱۹۴۲)، نامه های اقبال به نام عطیه بیگم(چاپ دهلی)، نامه های اقبال به محمّد علی جناح، مکاتیب اقبال(۱۹۵۴)، ملفوظات اقبال(۱۹۵۶).
آثار منظوم را نیز بدین گونه آورده اند:
اسرار خودی(به زبان فارسی- ۱۹۱۴)، رموز بی خودی(به زبان فارسی- ۱۹۱۸)، پیام مشرق(به فارسی-۱۹۲۲)، بانگ درا(به اُردو- ۱۹۲۴)، زبور عجم(به فارسی- ۱۹۲۷)، جاویدنامه(به فارسی- ۱۹۳۲)، مسافر(به فارسی- ۱۹۳۴)، بال جبرئیل(به اُردو- ۱۹۳۵)، پس چه باید کرد ای اقوام شرق(به فارسی- ۱۹۳۶)، ضرب کلیم(به اردو- ۱۹۳۶)، ارمغان حجاز(به فارسی- ۱۹۳۸)(جبّاری،۱۳۸۷: ۱۷-۱۳).
تعلیم و تربیت
تعلیم: تعلیم واژه ای است عربی از مادّه عَلَمَ که به معنای آموزش و یاددادن است؛ چنان که تعلّم نیز به معنای یادگرفتن است. در معنای این واژه مفهوم تکرار کردن و تدریجی بودن نیز نهفته است. متعلّق واژۀ تعلیم می تواند امور پسندیده یا ناپسند باشد. همچنین کاربرد این واژه منحصر به آموزش از راه های عادی نیست. این تعبیر دربارۀ آموزشِ چیزی به حیوانات نیز به کار رفته است(مصباح یزدی، ۱۳۹۰ :۲۵).
تربیت: تربیت- که معادل فارسی آن را پرورش دانسته اند- از مشتقّات مادّۀ ربو است که به معنای برآمدگی و زیادی است؛ چنان که به بهرۀ پول نیز ربا می گویند. همین معنای اصلی در مصدر باب افعال بی هیچ تغییری به جا مانده است؛ چرا که اِرباء به معنای زیاد کردن است. از سوی دیگر، از سخنان لغت شناسان و از بررسی کاربرد واژۀ تربیت و مشتقّات آن در قرآن کریم و روایات چنین بر می آید که مادّۀ یادشده آن گاه که به باب تفعیل می رود، هر نوع زیادکردنی را در بر نمی گیرد؛ بلکه غالباً به معنای رسیدگی به امور موجود زندۀ دیگر- اعم از گیاه، حیوان و انسان- برای دست یابی او به رشد و نمو ظاهری است. به هر حال، امروزه مقصود بسیاری از اندیشمندان مسلمان از واژۀ تربیت، آن گاه که آن را در برابر تعلیم قرار می دهند و دربارۀ انسان به کار می گیرند، پرورش روحی و معنوی است. با این حال، استفاده از تعابیری مانند تربیت بدنی نیز رواج فراوانی دارد. در اینجا چند نکته درخور توجه اند:
تعلیم و تربیت غالباً با هم استفاده می شوند، به طوری که گویا یک معنا دارند؛ در حالی که هر یک از آنها دارای مفهومی غیر از مفهوم دیگری است. تعلیم عبارت است از انتقال علوم و فنون و به طور کلّی دانسته ها به فراگیر و متعلّم. تربیت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربیت تا بتواند استعدادهای نهفته اش را در تمام ابعاد وجود، و به طور هماهنگ پرورش داده شکوفا سازد و به سوی هدف و کمال مطلوب تدریجاً حرکت کند(امینی،۱۴:۱۳۷۳).
مقدمه . ۱۵
۲-۱. بخش اول: مفهوم شناسی کار . ۱۶
۲-۱-۱. ماهیت کار ۱۶
۲-۱-۲. حکمت کار کردن ۱۹
۲-۱-۳. علل کار کردن ۲۱
۲-۱-۴. کار در بستر تاریخ ۲۲
۲-۱-۵. اهمیت کار و تلاش در کلام امام علی (ع) . ۲۳
۲-۱-۶. نمونههایی از کار و تلاش امام علی (ع) ۲۵
۲-۱-۷. مناسبات کار از منظر امام علی (ع) . ۲۷
۲-۲. بخش دوم: پیامدهای کار در سیره معصومین (ع) . ۳۳
۲-۲-۱. آثار دنیوی کار در بعد فردی ۳۳
۲-۲-۲. آثار دنیوی کار در بعد اجتماعی . ۳۶
۲-۲-۳. پیامدهای معنوی کار بر انسان ۳۷
۲-۳. بخش سوم: رابطه کار و تربیت ۴۴
۲-۳-۱. نظریه های کار و تربیت ۴۴
۲-۳-۲. الگوهای ارتباط میان مدرسه و محیط کار ۴۷
۲-۳-۳. رابطه کار و تربیت از دیدگاه اسلام . ۴۸
۲-۳-۴. ضرورت تحکیم پیوند نظام آموزشی و کار . ۵۱
۲-۴. بخش چهارم: هدف در برنامه درسی دوره متوسطه ۵۴
۲-۴-۱. آموزش متوسطه . ۵۴
۲-۴-۲. اهمیت دوره متوسطه . ۵۵
۲-۴-۳. هدف در برنامه درسی ۵۶
۲-۴-۴. هدف های کلی آموزش متوسطه در ایران ۵۹
۲-۵. بخش پنجم: پیشینه پژوهشی ۶۱
۲-۵-۱. پیشینه داخلی. ۶۱
۲-۵-۲. پیشینه خارجی. ۶۶
۲-۶. جمع بندی و چارچوب نظری ۷۳
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱. روش پژوهش . ۷۵
۳-۲. جامعه پژوهش ۷۶
۳-۳. نمونه پژوهش . ۷۶
۳-۴. ابزارهای پژوهش ۷۶
۳-۵. پایایی و روایی ابزار پژوهش ۷۶
۳-۶. شیوه تحلیل داده ها ۷۷
مقدمه . ۷۹
بررسی سؤال اول پژوهش ۸۰
بررسی سؤال دوم پژوهش . ۱۰۶
بررسی سؤال سوم پژوهش ۱۲۰
بررسی سؤال چهارم پژوهش . ۱۳۸
بررسی سؤال پنجم پژوهش . ۱۴۳
بررسی سؤال ششم پژوهش ۱۵۳
بررسی سؤال هفتم پژوهش . ۱۵۹
بررسی سؤال هشتم پژوهش ۱۶۵
بررسی سؤال نهم پژوهش . ۱۶۹
مقدمه ۱۷۶
۵-۱. نتایج بررسی سؤالهای پژوهش ۱۷۷
۵-۲. بحث و نتیجه گیری کلی ۱۹۳
۵-۳. پیشنهادهای پژوهش ۱۹۶
۵-۳-۱. پیشنهادهای عملی جهت کار بست یافته های پژوهش . ۱۹۶
۵-۳-۱. عناوین پیشنهادی برای پژوهشهای آتی . ۱۹۸
۵-۴. محدودیتهای پژوهش . ۱۹۹
فهرست منابع و مآخذ
الف) منابع فارسی ۲۰۰
ب) منابع عربی ۲۰۵
ج) منابع انگلیسی . ۲۰۶
مقدمه
تاریخ کار و تلاش همزاد تاریخ بشری است، انسان از آغاز آفرینش تاکنون همواره با شیوه های گوناگون و به مدد ابزارهای قدیم و نوظهور، از جلوههای حیات در این جهان خاکی بهره گرفته است و با کار و فعالیت نیازهای اساسی خود را برطرف میسازد. اهمیت کار و تلاش و نقش بارز آن در بنا نهادن جامعهای آرمانی، در شمار مسلّمات کتاب و سنّت است. جستجو در متون اسلامی در این زمینه، نشان میدهد که اسلام در پرداختن به مسائل و مباحث مربوط به کار و فعالیت، از همه مذاهب و مکاتب دیگر پیشی گرفته است. روش دین و رهبران دینی این است که مردم مقصد واقعی کار و تلاش را بیابند تا بدین وسیله به هدف والا نائل گردند، زیرا زندگی سعادتمندانه انسان در سایه کار و تلاش مداوم و سازنده است و عامل اصلی شکل گیری تمدنها فعالیت دائمی و متعهدانه میباشد، بدین جهت ضرورت دارد که رهنمودها و آموزههای پیشوایان دین در این زمینه به منظور استفاده همگان، تدوین و ارائه گردد.
نهجالبلاغه یکی از منابع معتبر و غنی در اسلام است که گرهگشای مسلمانان در حل بسیاری از مسائل است. امام خمینی (ره) در مورد نهجالبلاغه میفرمایند: «بعد از قرآن، بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهاییبخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است» (خمینی، ۱۳۸۰: ۶)؛ لذا تحلیل آموزهها و رهنمودهای موجود در نهجالبلاغه در باب مسائل گوناگون ازجمله؛ کار می تواند راهگشای امور باشد.
کار و مسائل مربوط به آن در دوره نوجوانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. از آنجا که جوانان پرتلاش و قدرتمندند وظیفه دستاندرکاران نظام تعلیم و تربیت بالاخص در دوره متوسطه این است که به منظور کسب روحیه کار و تلاش، نوجوانان را با چیستی کار مطلوب از منظر اسلام، اخلاقیات کار و پیامدهای ناشی از کار آشنا ساخته و در این راستا از رهنمودهای متقن دین اسلام مدد جویند. استفاده از این آموزهها در بیان اهداف برنامه درسی می تواند مثمر ثمر باشد چون اهداف رکن برنامه درسی میباشند و تمامی مراحل و عناصر برنامهریزی بر مبنای آن صورت میگیرد.
این پژوهش تلاشی است برای ترسیم ماهیت و پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه و چگونگی بهکارگیری این مباحث در طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه. بر این اساس پژوهش حاضر در پی آن است که علاوه بر شناخت ماهیت و پیامد کار، نحوه بهکارگیری این نتایج را در طراحی اهداف دوره متوسطه مورد بررسی قرار دهد.
۱-۱. بیان مسأله
بقای جهان بشریت و پیشرفت تمام ملتها و تکامل مادی و معنوی، همیشه در پرتو کار و تلاش بوده است و جوامعی که توجه شایانی به این امر نداشته باشند با معضلات انبوه و عمدهای مواجه میشوند.
کار می تواند به عنوان انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوششهای فکری و جسمی بوده و با هدف تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده میسازد (گیدنز، ۱۳۷۴: ۵۱۷). کار دارای نتایج متعددی در ابعاد فردی و جمعی است. در بعد فردی، انسان را از پوچی، سرگردانی، بیهدفی و بسیاری از ناراحتیهای روانی رها می کند و به او نظم و ارادهای مصمم میدهد، انسان را کاملاً آماده ساخته و با وجود یکنواختی و بیگانگی، او را شاداب و سرزنده نگاه میدارد (فیوضات، ۱۳۸۳: ۱۰۸). در بعد اجتماعی، یک جامعه را به مرزهای توسعه و ترقی نزدیک ساخته و باعث آبادانی و رشد آن سرزمین میشود و ابزاری است برای اختراعات و کشفیات و استمرار آن باعث ایجاد تحول در تمدن تکنولوژیک شده است (عصیانی، ۱۳۸۱: ۱۱).
با توجه به فواید و نتایج مثبت کار در اجتماع و روحیه فرد، آموزههای اسلام به کار و تلاش اهمیت زیادی میدهد. تا جایی که خداوند در قرآن کریم میفرماید: «لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعی: برای انسان چیزی جز حاصل کار و تلاش او نخواهد بود» (نجم/۳) و «کُلُّ نَفس بِما کَسَبَت رَهینَه: هرکس در گروه اعمال خویش است» (مدثر/۳۸ ).
با نگرش به تاریخ ادیان الهی و سیره پیامبران و معصومین (علیهم السلام) درمییابیم که نه تنها با راهنماییها و زمینهسازیهای خود، موجب تشویق و هدایت افراد به سوی کار میشدند بلکه خود نیز عملاً وارد صحنه شده و هم دوش با دیگران کار میکردند تا بتوانند معیشت و اقتصاد خانواده را تامین کنند و جامعه را به کمال و پویایی برسانند.
وقتی سیره عملی در آثار برجایمانده از کار و زندگی حضرت علی (ع) را مرور میکنیم به آثاری چون بئر علی (چاه علی)، عین علی (چشمه علی) و نخلستانهای خرمایی برمیخوریم که هر یک به نمونه خود یادبودی مقدس از ایثار و کار طاقتفرسای آن حضرت است و برای پیروان ایشان، درسی از چگونگی ارزش کار و تقدس آن میباشد (درودی، ۱۳۸۴: ۵).
در زمینهىِ احترام و بزرگداشت کار و تلاش مفید و سودمند حضرت رسول (ص)، دستى را مىبوسد که از کار ورم کرده و پینه بسته است و مىفرماید: این دست را خدا و پیامبر خدا دوست دارد (ابن اثیر، ۱۴۱۵: ج ۲/ ۷۲). با وجود چنین سخنان گهرباری بود، که حضرت امام خمینی «ره» فرمودند: «در مکتبی که پیغمبرش دست کارگر را میبوسد نیازی به مکاتب شرق و غرب ندارد» (سیدی، ۱۳۸۵: ۱۱۴) لذا اسلام مکتبی کلی، جامع، همهجانبه و معتدل و حاوی همهی طرحهای جزئی و کارآمد در همه موارد است.
از غنیترین منابع اسلامی «نهجالبلاغه» میباشد که بىتردید پس از قرآن کریم گرانقدرترین و ارزشمندترین میراث فرهنگى اسلام است. این کتاب پرکنندهى خلأهاى عمیق فکرى، اجتماعى و سیاسى و پاسخگوى مسائل و مشکلات گوناگون مسلمانان و جوامع بشرى در همهى زمانها و در تمام مکانهاست (دلشادتهرانی، ۱۳۷۹: ۲). امیرالمؤمنین علی (ع) در طی خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه به صورت مستقیم و غیرمستقیم به طرح مباحث مربوط به کار، آثار کار، آداب کار، اخلاق کار، وجدان کار و. پرداختهاند. استخراج و ارائه دیدگاههای قرآن ناطق و آشنا به ترنم وحی، که خود جانشین به حق نبوی و سرآغاز تجلیگاه امامت معصومین است به ما کمک می کند تا راه صحیح بندگی و سعادت را بپیماییم و در این وادی سریعتر گام نهاده و زودتر به مقصد نائل آییم.
در اندیشهىِ حضرت علی (ع) مىتوان به صورت استنباطى کار را چنین بیان نمود: «تلاش و کوشش انسانها براى آماده کردن زاد و توشهىِ آخرت در دوران زندگى و در دنیاى مادى». ایشان مىفرمایند: «فَعَلَیکُمْ بِالجِدِّ وَ الاْءجْتِهَادِ، وَ التَأَهُّبِ، وَ الاْستعدادِ، وَ التزَوّدِ فِى مَنْزِلِ الزادِ»؛ بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آوری زاد و توشهىِ آخرت در دوران زندگی (خطبه ۲۳۰/۹). همچنین تقسیم سه گانه مدیریت زندگی به «نیایش و عبادت»، «کار و تلاش» و «تفریح و لذت» در حکمت ۳۹۰، نشانهای است از این که در فرهنگ علوی کار به عنوان یک پایه از سه پایه زندگی سعادتمند شناخته شده، به عنوان توشه آخرت در کنار نیایش و بندگی تلقی میشود.
با استناد به فرمایشات امام علی (ع) کار صیقل دهنده ایمان، عامل وصول به جایگاه امن و مطمئن در آخرت، شکوفا کننده ظرفیتهای وجودی آدمی، موجب عزت و بزرگی، بینیازی از مردم، آبادانی و عمران زمین، سازندگی بشر، تکامل عقل، کنترل خشم و برقراری عدالت میشود.
بهکارگیری این مباحث در طراحی اهداف برنامه درسی به خصوص دوره متوسطه از اهمیت دو چندان برخوردار است. این دوره، از لحاظ مبانی فلسفی، زیستی، روانی و اجتماعی دوره مهمی است. دورهای که آموزش عمومی را به آموزش عالی پیوند میدهد و گروه کثیری را برای ورود به جامعه و بازار کار مهیا می کند؛ از این رو هر نوع نارسایی و خلل در این دوره مستقیماً بر عملکرد و کیفیت هر دو حلقه آموزش، عمومی و عالی تأثیر بسزایی خواهد داشت (صافی، ۱۳۸۰: ۹۰).
در دوره متوسطه قسمت اعظم استعدادهای خاص نوجوانان و جوانان بروز می کند، قدرت یادگیری آنان به حد اعلای خود میرسد، کنجکاوی آنان جهت معینی مییابد و مسائل جدید زندگی نظیر انتخاب رشته، انتخاب حرفه و شغل، اداره خانواده و گرایش به مرام و مسلک، ذهن آنان را به خود مشغول میدارد و به مرحله ادراک ارزشهای اجتماعی، اقتصادی و معنوی میرسند و نیز جامعه از دانش آموزان دوره متوسطه انتظار دارد، بعد از فراغت از تحصیل یا وارد بازار کار شوند یا مسیر شغلی آینده خود را با انتخاب رشته دانشگاهی رقم بزنند.
در همین راستا از اهداف دوره متوسطه تأمین نیازهای شغلی و حرفهای و جهت دادن افراد در مسیرهای خاص میباشد (ملکی، ۱۳۹۰: ۱۷). رویکردهای جهانی آموزش در دهههای اخیر نیز موید همین مطلب است. به طور نمونه توصیهنامههای اجلاسهای یونسکو عموماً بر رسالت مؤسسات آموزشی از ابتدایی تا عالی برای آمادهسازی فرد جهت احراز شغل مناسب تاکید داشتهاند (به عنوان مثال اجلاسهای ۱۹۷۴ پاریس،۱۹۸۶ ژنو، ۱۹۸۹ ژنو) (یونسکو، ۱۹۹۸: ۱۶).
مرور پژوهشهای انجام شده داخلی نشان میدهد که؛ صباغیان (۱۳۷۵) در پژوهش خود تحت عنوان «بررسی ایجاد انگیزه کار در قرآن و کلام معصومین» نتیجه میگیرد که با بهره گیری از آیات و روایات و شناخت راههای انگیزش و تأمین نیازهای مادی و روحی افراد، میتوان بهرهوری نیروی کار را افزایش داد. عصیانی (۱۳۸۱) در «فرهنگ کار در اسلام» نشان داد که هدف اصلی دین اسلام هدایت انسانها به صلاح و فلاح در دنیا و آخرت است و کار و مسائل مربوط به آن نقش مهمی در رستگاری انسان دارد. درودی (۱۳۸۴) در «فرهنگ کار در اسلام» نشان داد که کار موجب کمال و تکامل وجودی انسان و عقل، مردانگی، بزرگی، سعادت و خوشبختی و رحمت است. نظری (۱۳۸۷) در «کار، اشتغال و تولید در نهج البلاغه» اشاره دارد که باید بین سه رویکرد فلسفی، جامعهشناختی و اقتصادی کار ارتباط منطقی وجود داشته باشد. جمالی زاده (۱۳۸۸) در «جایگاه کار در زندگی انسان» نشان داد که اسلام، تلاش برای امرار معاش و نیز کار در راه تولید برای رفع نیاز خود و دیگران را وظیفه ای میشمارد که موجب قرب خداوند و از عوامل مهم تأمینکنندهی سعادت در دنیا و آخرت است. مشایخی پور (۱۳۹۰) در «اخلاق کار در نهجالبلاغه» نتیجه میگیرد که از منظر امام علی (ع)، خدامحوری، امانتداری، انضباط کاری، شایستهسالاری، قانونگرایی، تعهدمداری، استقامت و استمرار و تداوم، نشاندهنده اصول اخلاق کاری میباشند.
از سوی دیگر مرور برخی از پژوهشهای خارجی از جمله؛ عبدالسلام (۱۹۶۴) در «العمل فی الاسلام» به بررسی قانون کار و حقوق کارگر در اسلام پرداخته است. شریدن[۱] و ویلمر[۲] (۱۹۹۴) در «گنجاندن دین و معنویت در برنامه درسی کار اجتماعی» نشان دادند که نگرش مثبت نسبت به دین و معنویت در کار اجتماعی، مهمترین پیش بینی برای حمایت از گنجاندن چنین محتوایی در برنامه درسی است. المخزنجی (۱۹۹۵) در «اهمیۀ العمل فی الاسلام» نشان داد که کسب درآمد بر طبق دستورات اسلام منجر به حفظ کرامت نفس و سهیم بودن در بینیاز کردن جامعه در مسیر رشد و ترقی و تحقق مصالح مردم، میشود. شریدن و آموتوـ ون[۳] (۱۹۹۹) در «نقش دین و معنویت در آموزش کار و عمل اجتماعی» به این نتیجه رسید که موضع مناسب نسبت به نقش دین و معنویت در کار اجتماعی و بهرهبرداری از مداخلات معنوی گرا با مشتری وجود دارد. پاپ[۴] (۲۰۰۳) در «تحول فرهنگ کار» نشان داد که فرهنگ کار موجب تغییر کیفی در محیط کار و محصولات سازمانی میگردد و بنابراین، توجه به آن موجب تحول در مجموعه سازمان خواهد شد. فریدمن[۵] (۲۰۰۵) در «جهان مسطح: تاریخچهای از قرن بیست و یکم» معتقد است آموزش اخلاق و فرهنگ کار دستیابی به اهداف عمومی آموزش و پرورش را تسهیل می کند. کنزویک[۶] (۲۰۱۲) در «کار اجتماعی دانش آموزان و ارزشهای کار» نشان داد که ارزش کار در فرایند جامعهپذیری و موقعیت نظام ارزشی فرد، نسبتاً باثبات است. همچنین ارزشها بخش ذاتی از کار اجتماعی به شمار میروند و دانش آموزان رشتههای حرفهای خود را طبق نظام ارزشی خود انتخاب می کنند.
با عنایت به مطالب فوق، و هم چنین مرور پژوهشهای داخلی و خارجی؛ تاکنون پژوهش جامعی پیرامون مساله پژوهش حاضر «تحلیل محتوای ماهیت و پیامدهای کار در نهجالبلاغه به منظور ارائه پیشنهادهایی در طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه» انجام نشده است، برخی به نحو محدود به بررسی برخی از ابعاد کار پرداختهاند، بنابراین جا دارد در پژوهشی مستقل موضوع چیستی و پیامد کار در نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گیرد و به منظور کاربرد این مباحث در اهداف برنامه درسی دوره متوسطه پیشنهادهایی ارائه گردد. از این جهت پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این است که؛ ماهیت و پیامدهای کار در نهجالبلاغه کداماند؟ و چگونه میتوان این زمینهها را در طراحی اهداف برنامه های درسی مدارس متوسطه، استفاده نمود؟
۱-۲. اهمیت و ضرورت پژوهش
۱-۲-۱. نظری
ـ کمک پژوهش به شناخت و توسعهی دانش نظری متأثر از کلام معصوم در زمینه؛ ماهیت و پیامدهای کار.
۱-۲-۲. کاربردی
ـ کمک پژوهش به تربیت نیروی انسانی متناسب با فرهنگ اسلامی.
ـ نهادینه کردن فرهنگ کار در بین جوانان با عینیت دادن نتایج پژوهش در طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه توسط برنامهریزان درسی.
ـ شناخت مفاهیم و پیامدهای کار در اندیشه های دینی به منظور بسط و توسعه فرهنگ اشتغال کشور مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی.
ـ استفاده از مؤلفههای کار مبتنی بر مبانی نظری اسلام، در طراحی اهداف برنامه درسی.
۱-۳. اهداف پژوهش
۱-۳-۱. هدف کلی:
شناخت ماهیت و پیامدهای کار در نهجالبلاغه به منظور ارائه پیشنهادهایی در طراحی اهداف برنامه های درسی دوره متوسطه
۱-۳-۲. اهداف جزئی:
بخش اول:
تحلیل محتوای متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
الف: تحلیل محتوای ماهیت کار در متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
۱- شناخت مصادیقی از ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۲- شناخت مؤلفههای ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۳- شناخت محورهای ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۴- استنتاج عمدهترین وجوه ماهیت کار از منظر امام علی (ع) بر اساس مجموعه تحلیل محتوای انجام شده.
ب: تحلیل محتوای پیامدهای کار در متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
۵- شناخت مصادیقی از پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۶- شناخت مؤلفههای پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۷- شناخت محورهای پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه.
۸- استنتاج عمدهترین پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) بر اساس مجموعه تحلیل محتوای انجام شده.
مطلب دیگر :
بخش دوم:
تبیین عمدهترین وجوه مطرح پیشنهادها جهت طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه
۹- ارائه پیشنهادهایی در طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه.
۱-۴. سؤالهای پژوهش
بخش اول:
تحلیل محتوای متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
الف: تحلیل محتوای ماهیت کار در متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
۱ـ مصادیقی از ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۲ـ مؤلفههای ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۳- محورهای ماهیت کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۴- عمدهترین وجوه ماهیت کار از منظر امام علی (ع) بر اساس مجموعه تحلیل محتوای انجام شده چه هستند؟
ب: تحلیل محتوای پیامدهای کار در متن نهجالبلاغه امام علی (ع)
۵- مصادیقی از پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۶- مؤلفههای پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۷- محورهای پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) در نهجالبلاغه چه هستند؟
۸- عمدهترین پیامدهای کار از منظر امام علی (ع) بر اساس مجموعه تحلیل محتوای انجام شده چه هستند؟
بخش دوم:
تبیین عمدهترین وجوه مطرح پیشنهادها جهت طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه
۹- بر اساس تحلیلهای انجام شده، عمدهترین وجوه مطرح پیشنهادها جهت طراحی اهداف برنامه درسی دوره متوسطه چه هستند؟
۱-۵. تعاریف مفهومی و عملیاتی مفاهیم و اصطلاحات
الف) تعاریف مفهومی
۱-۵-۱. تحلیل محتوا
تکنیکی پژوهشی است که برای استنباطهایی بر حسب شناسایی نظام روز و عینی ویژگیهای خاصی در یک متن بکار میرود؛ و هدف از تحلیل فراهم نمودن شناخت، بینشی نو، تصویر واقعیت و راهنمای عمل است. برلسون – از پیشگامان تحلیل محتوا – این تکنیک را «پژوهشی برای توصیف عینی، سیستماتیک و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می کند (کریپندروف، ۱۳۷۸: ۲۵). تجزیه و تحلیل محتوا حداقل باید دارای چهار خصلت زیر باشد: ۱ـ عینی بودن ۲ـ منظم بودن ۳ـ آشکار بودن ۴ـ مقداری بودن. تحلیل محتوا، کنکاش علمی در شناخت محتوای پیامهاست (فرمهینی فراهانی، ۱۳۷۸: ۱۰۶).
۱-۵-۲. ماهیت
ماهیت یعنی ذات و چیستی یک شیء. ماهیت اشیاء، واقعیت و عینیتی است که در آن سوی حد و مرز دریافتهای فوری و بیواسطه قرار دارد. ماهیت وجه اساسی، داخلی و نسبتاً ثابت شیء یا مجموع این وجوه و شرایط است. همچنین، عامل اصلی و اساسی تعیینکننده شیء است و آن را باید طبیعت ژرف و عموماً نهان اشیا و روندها دانست، قوانین عینی همیشه ماهیت روندهای گسترش را تعیین می کنند. برای تشخیص ماهیت یک شیء به مقولههایی توسل میجوییم که با مقولههای ماهیت ارتباط نزدیکی دارند ولی با آن یکی نیستند. در زمینه اجتماعی ماهیت جنبه اساسی روندها را مشخص مینماید (شایان مهر، ۱۳۷۷: ۲۷۵).
۱-۵-۳. پیامد
در لغت به معنای «نتیجه و بازده» آمده است و در اصطلاح، به عواقب اجتماعی و بازده حاصل از نتایج برای اجتماع، گفته میشود. به عبارتی پیامد، به هرگونه تغییر در محیط که در نتیجه رفتار ارگانیسم پدید میآید و یا بالعکس هرگونه تغییر در ارگانیسم که در نتیجه رویدادهای محیطی حاصل میشود گفته میشود (فرمهینی فراهانی، ۱۳۷۸: ۴۲۴).
۱-۵-۴. کار
در لغت به معنای «عمل، فعل و کردار انسان» آمده است و در اصطلاح آنچه از شخص صادر میگردد و آنچه شخص خود را به آن مشغول میسازد که الفاظ دیگرش عمل، فعل و شغل است (دهخدا، ج ۴۰، ۱۳۳۶: ۱۰۷). به طور کلی کار، مجموعه اعمالی است که انسان بر روی ماده با هدفی معطوف به فایده و مصلحت، با کمک مغزش، دستهایش، ابزارها و ماشینها به انجام میرساند، این اعمال به نوبه خود بازتابی بر انسان دارند و او را متبدل میسازند، کار عمل هوشیارانه انسان است بر روی ماده و آن چیزی است که انسان را از حیوان متمایز میسازد (بیرو، ۱۳۸۰: ۴۵۱). همچنین کار فعالیتی است که به وسیله آن انسانها از طبیعت بهره میگیرند و بدینسان بقای خود را تأمین می کنند (شایان مهر، ۱۳۷۷: ۴۲۳). بر اساس تعاریف مذکور کار دارای سه خصوصیت است: نخست، کار مبتنی بر فعالیت فکری و بدنی است؛ دوم، از طریق کار، کالایی تولید میشود یا خدمتی عرضه میگردد؛ سوم، در قبال انجام کار، دستمزدی پرداخت میگردد (توسلی، ۱۳۷۵: ۹) .
۱-۵-۵. امام علی (ع)
علی (ع)، امام اول شیعیان و جانشین و وصی و داماد و پسر عم رسول خدا (ص) میباشد (محمدزاده، ۱۳۷۹: ۱۳). آن بزرگِ بزرگان و آن یگانه نسخهی انسان کامل که پس از وجود نازنین محمد مصطفی (ص) نظیر او به عرصهی هستی گام نگذاشته است، تجلیگاه نمونهی همهی امتیازات والای پیشوایان معصوم میباشد. سخنان وی، بازگوکنندهی حقایق قرآن و تفسیر و توجیهکنندهی آن کتاب آسمانی است، و از زبان شخصی صادر شده است که نفس او تجلیگاه امتیازات همهی پیامبران و رسولان الهی بوده و مطابق آیهی شریفهی مباهله حتی با نفس مقدّس حضرت رسولالله (ص) اتحادی داشته است (دشتی، ۱۳۸۹: ۱۳).
۱-۵-۶. نهجالبلاغه
نام کتاب معروف، مشتمل بر بعضی از خطب و مکاتیب و کلمات قصار امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) است که مرحوم سید رضی، آن را فراهم و از مجموع منقولات و مرویات از آن حضرت، زبدهای آن چنان که مدلول واقعی واژه «نهج البلاغه» بوده باشد برگزیده است. شروح بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی بر آن تدوین گشته است که مرحوم آیت الله امینی محقق معروف صاحب الغدیر شمار آنها را تا زمان خود به ۸۱ شرح احصاء نموده است (حسینی دشتی، ۱۳۸۵: ۸۴۱). مطالب این کتاب از جمله شیواترین متون عربی محسوب میشود و شامل ۲۴۱ خطبه و سخن و ۷۹ مکتوب و رساله و ۴۸۰ حکمت است.
۱-۵-۷. طراحی
طراحی در لغت به معنای اختراع کردن، اندیشیدن یا تنظیم یک نظریه ذهنی، ترسیم، ساختن و آماده کردن پیشنویس یک نقشه، اختصاص دادن یا بهکارگیری منابع برای دستیابی به یک هدف، و سرانجام تهیه یک نقشه کاری برای حصول آنچه که از پیش تعیین شده است (لشین و دیگران: ۱۳۷۴).
۱-۵-۸. هدف
هدف در لغت به معنای قصد، غرض و نشانه تیر بهکاررفته است (معین، ۱۳۷۷: ۵۱۰۸). در اصطلاح به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که فرد به صورت آگاهانه آن را مفید تشخیص داده و برای دستیابی به آن، دست به اعمال مناسب میزند و به تعبیر دیگر نقطهای است که همهی رفتارهای انسان جهت رسیدن به آن سامان پیداکرده و مقدمهای برای تحقق آن شمرده میشود؛ به این ترتیب هدف، بیانگر فعل آگاهانه و اختیاری انسان بوده و جهت دهنده اعمال انسان به حساب میآید، به گونهای که همهی رفتارها برای تحقق یافتن آن ساماندهی پیدا می کند (حبیبی، ۱۳۹۰: ۱۱۸).
۱-۵-۹. برنامه درسی
برنامه درسی به محتوای رسمی و غیررسمی، فرایند محتوا، آموزشهای آشکار و پنهان اطلاق میگردد که به وسیله آنها فراگیر تحت هدایت مدرسه دانش لازم را به دست میآورد، مهارتها را کسب می کند و گرایشها، قدرشناسیها و ارزشها را در خود تغییر میدهد (ملکی، ۱۳۸۸: ۳۲). برنامه درسی یک مدرسه، یا یک کلاس یا یک درس را میتوان مجموعه ای از وقایع از قبل پیش بینی شده دانست که به قصد دستیابی به نتایج آموزشی، تربیتی، برای یک یا بیش از یک دانشآموز در نظر گرفته شده اند (آیزنر، ۱۹۹۴؛ به نقل از ملکی، ۱۳۸۸: ۲۸). به اعتقاد سیلور و الکساندر برنامه درسی طرحی برای تدارک مجموعه ای از فرصتهای یادگیری برای افراد تحت تعلیم قلمداد میشود و به اعتقاد دال، برنامه درسی تمام تجربیاتی است که تحت راهنمایی مدرسه به دانش آموزان ارائه میشود (فتحیواجارگاه، ۱۴:۱۳۸۶).
۱-۵-۱۰. هدف برنامه درسی
هویت. ۲۸
نظریه های هویت ۲۹
ابعاد هویت ۳۰
الف:هویت فرهنگی.۳۱
ب:هویت قومی۳۱
ج:هویت ملی.۳۲
د:هویت دینی۳۳
ویژگیهای هویت .۳۶
مولفه های هویت۳۶
فرایند هویت یابی.۳۷
شکل گیری ۳۹
عوامل موثر بر شکل گیری هویت .۴۰
رویکردهای هویت ۴۳
هویت در روانشناسی اجتماعی.۴۴
هویت در جامعه شناسی سیاسی.۴۵
چند فرهنگ گرایی ومساله هویت۴۶
بحران هویت.۴۷
آموزش وپروش ونقش آن در هویت سازی.۴۹
نقش برنامه ریزی درسی درشکل گیری هویت ۵۰
مولفه های هویت ملی.۵۳
مولفه های هویت دینی۵۵
تاریخچه هویت۵۶
پیشینه پژوهش.۶۱
فصل سوم :روش پژوهش
مقدمه.۷۲
روش انجام پژوهش۷۲
جامعه آماری پژوهش۷۲
نمونه و روش نمونه گیری ۷۳
روش و ابزار جمعآوری اطلاعات.۷۳
روش تجزیهوتحلیل اطلاعات. ۷۴
مراحل تحلیل محتوا۷۶
فصل چهارم: یافته های پژوهش
مقدمه .۷۸
معرفی کتابها .۷۸
یافته های پژ وهش .۷۹
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
مقدمه۹۰
نتیجه گیری.۹۰
بحث وبررسی.۹۱
پیشنهادهای کاربردی ۹۳
پیشنهادهای پژوهشی .۹۳
محدودیتها ۹۴
منابع
منابع فاسی.۹۶
منابع لاتین ۱۰۰
مقدمه
وظیفه آموزش وپرورش در هر کشوری تربیت نیروی کار آمد وپایبند به فرهنگ وآرمان های آن جامعه است، پرورش افرادی که علاوه بر داشتن دانش لازم در علوم مختلف دل وجان در گرو موفقیت وپیشرفت جامعه داشته ودر راه اعتلا وسربلندی آن از هیچ تلاشی فروگذار نباشد؛آموزش وپرورش بستر توسعه انسانی وتوسعه انسانی کلید توسعه اجتماعی واقتصادی وغیره.
دست اندرکاران حکومت همه باید بر این نکته باور داشته باشند برای رسیدن به توسعه انسانی، برنامه ریزی علمی وهدف دار واقدامات عملی انجام دهند.این هدف میسر نمی شود مگر با تقویت نظام آموزشی، به ویژه آموزش وپرورش.از سوی دیگر نظام آموزش وپرورش سیستمی محتوا محور است به این معنا اگر محتوای مکتوب را از جریان آموزش وپرورش حذف کنیم تعلیم وتربیت دچار اختلال وانسداد می شود؛ بر همین اساس وظیفه سنگینی بر دوش مولفان ومدرسان نظام آموزشی قرار دارد، یعنی تالیف وتدوین کتب باید به نحوی صورت پذیردکه از جهتی رویکرد حاصل از تک بعدی بودن را جبران نماید واز جهت دیگر رو به سوی کاستن از اتکا به محتوای مکتوب حرکت نماید.بر این اساس تربیت دانش آموزان شایسته که نسبت به کشور علاقمند باشند ودر آینده با کسب مدارج عالی علمی خدمت به کشور را سر لوحه زندگی قرار داده واز روی آوری به کشور های دیگراعراض نمایند مخصوصاَ کشورهای در حال توسعه از اهمیت بالایی برخوردار است.در این زمینه تربیت فرهنگی، سیاسی واجتماعی دانش آموزان امروز نقش مهمی در جامعه فردا خواهد داشت از مهمترین جنبه های این تربیت شکل گیری هویت ملی ودینی دانش آموزان است(عبدی ولطفی ۱۳۸۷).
در روزگاری که از یک سو، مرزهای فرهنگی اجتماعی وسیاسی در پرتو جهانی شدن شکسته شده است واثر پذیری واثر گذاری فرهنگ ها بر یکدیگر، شتاب بیشتری گرفته واز سوی دیگر هویت های مختلف در بستری از تبادل وتعارض قرار گرفته اند، صیانت از هویت ملی ودینی ودر سایه آن حفظ استقلال فرهنگی وجلوگیری از ادغام آن در سایر فرهنگ ها وهویت های غالب ومسلط جهانی به کوششی عظیمی نیازمند است.امروزه آگاهی از هویت ملی ودینی وهویت یابی از مسایل اساسی وضروری هر جامعه ای است؛ به ویژه جوامعی که در مسیر فرایند پر شتاب مدرنیته وبه دنبال آن باور داشت های فرهنگی وتمدنی شان در تضاد با یکدیگر قرار می گیرد.در چنین اوضاعی شفاف سازی وانسجام بخشی مفهوم هویت وارائه تعریف وتوصیفی رسا، استوار وخدشه ناپذیراز آن می تواند راهکاری مناسب وسنجیده برای رهایی هویت هر جامعه ای از آسیب پذیری ونابسامانی باشد.پیشینه مساله هویت به آغاز تاریخ انسان باز می گردد.از دیر باز انسان ها به دنبال تعریف وشناسایی خویش، قبیله، قوم وملت ونیز کشف تمایزات خود از دیگران بوده اند.مفهوم هویت در حقیقت پاسخی به این سوالات است که چه چیزی یک فرد انسانی را از همنوع خود متمایز می کند؟ارزشهای او را از ارزشهای دیگر جدا می کند.هویت ملی ودینی از منابع مهم تشکیل دهنده هویت افراد وهر جامعه ای محسوب می شود ،تقریباَ همه جوامع برای حفظ هویت ملی ودینی خود مبارزه کرده اند وکشمکش ومبارزه برای داشتن هویت انحصاری نیروی محرک در طول تاریخ ودر هر عصری بوده است(خدایاروفتحی ۱۳۸۶).
بیان مسئله:
هویت پاسخی به چیستی وکیستی هر فردو مجموعه خصوصیاتی است که شخص را از دیگران متمایز می کند. در ارتباط با هویت تعاریف مختلفی ارائه گردیده است؛ هویت در علوم مختلف مانند فلسفه ، عرفان ، منطق، روانشناسی، جامعه شناسی علوم سیاسی وغیره کاربرد دارد از این رو هیچ انسانی نمی تواند بدون داشتن هویت به حیات اجتماعی خود ادامه دهد؛ بنابراین یکی از مسائل مهم وبحران های دوران جوانی، تشکیل هویت وانسجام خود است که اریکسون در نظریه خود به آن می پردازد(ماسن ۱۳۷۸).
[۱]اریکسون کارکرد هویت را ایجاد هماهنگی میان تصور فرد از خود به عنوان یک فرد بی نظیر ودارای ثبات می داند؛ به نظر او هویت پاسخ به این سوال است که من کیستم؟به اعتقاد او نوجوانان وجوانانی که احساس هویت در آنها قوی است خود را افرادی متمایز ومستقل از دیگران می دانند.توجه به خود، در رابطه وبا توجه به دیگران واز خلال آنها معنا می یابد،خود بودن یعنی دیگری نبودن،با دیگران تفاوت داشتن ودر عین پیوند، جدایی وبرکناری را نگه داشتن این دریافت متعلق به انسان اجتماعی است وچون به واسطه واز راه دیگران معنا می یابد، هرگاه از طرف این دیگران مورد هجوم قرار گیرد ودر خطر افتد، طبعا توجه بیشتری نسبت به آن برانگیخته می شود.وضعیت دستیابی به هویت به عنوان مسیر های سلامت روانی برای معرفی یک خود رشد یافته به حساب آمده اند، جوانانی که به هویت خود دست یافته اند وآنان که فعالانه در پی کشف هویت هستند احساس عزت نفس بالاتری دارند، بیشتر به تفکر نقاد وانتزاعی می پردازند، شباهت بیشتری بین خود آرمانی وخود واقعی را گزارش می کنند ودر استدلال اخلاقی نیز پیشرفته تر هستند .یکی از مسائل مهم اجتماعی جوانان و نوجوانان کشور ما، بحران هویت میباشد. بحران هویت در واقع همان بحران شخصیت است و منظور از شخصیت نوعی خودآگاهی است که عمق آن صلابت شخصیت را تضمین میکند و نبود آن زمینهساز بحران هویت خواهد شد. به دیگر سخن، بحران هویت، عبارت از حالتی است غیر عادی که در اثر نداشتن شناخت کافی و واقعی از خود، جامعه، فرهنگ و دیگران در خود به وجود میآید به طوری که در اثر اطلاعات کاذب، از روند سالم خود فاصله میگیرد. چگونگی رشد هویت متاثر از عوامل گوناگونی همچون خانواده، نهادهای تربیتی و پرورشی، رسانههای گروهی و مطبوعات متاثر است که در این میان، دو عامل نخست، بیشترین و پایانیترین نقش را برعهده دارند.
هویت انواع مختلفی داردمانندهویت ملی، هویت دینی، هویت فرهنگی وغیره در این میان هویت ملی ودینی نسبت به انواع دیگر هویت مهمتر است.از طرف دیگر بین این دو هویت هویت دینی وملی هویت دینی برتری ذاتی وخاص خودش را داراست.غالب پژوهشگران که در حوزه هویت به بحث وبررسی پرداخته اند، اعتقاد دارندمولفه های ملی ودینی هویت ایرانی به دنبال حیات مشترک وطولانی تاریخی به میزان زیادی با یکدیگر سازگاری یافته اند. در حوزه مطالعات اجتماعی، تعاریف متفاوتی از هویت ملی ارائه شده است.[۲]اسمیت معتقد است هویت ملی باز تولید وباز تفسیر دائمی ارزش ها،نهاد ها، خاطره ها، اسطوره ها وسنت هایی است که میراث متمایز ملت ها را تشکیل می دهند وتشخیص هویت افراد با آن الگو، میراث ویا عناصر فرهنگی، امکان پذیر است (اسمیت،۱۳۸۳). بنابر این هویت ملی عبارت است از“مجموعه ویژگی ها،وابستگی ها وپیوند های جغرافیایی یا تاریخی،فرهنگی،حماسی وقومی که زندگی انسان را در بر می گیرد وعضو جامعه به آن.افتخار می کند“.(میرمحمدی،۱۳۸۳،ص۲۱).
هویت ملی همچون دیگر پدیده های اجتماعی؛ مقوله ای تاریخی است که در سیر حوادث تاریخی پدیدار می شود، رشد می کند دگرگون می شود ومعنای متفاوت وگوناگون پیدا می کنددر مورد مولفه های هویت ملی ومیزان اهمیت آنها، میان اندیشمندان اختلاف نظر وجود دارد برخی زبان را مهم ترین مولفه می دانند وعدهای فرهنگ را وبرخی نیز نگاهشان به تاریخ است وآن را بنیادی ترین مولفه هویت ملی برمی شمارند.در ارتباط با هویت ملی، ابعاد مختلفی مطرح گردیده؛که از آن جمله میتوان به بعد
۱- اجتماعی: ناظر به احساس تعلق خاطر مشترک وتعهد افراد به اجتماع ؛ ۲-تاریخی :ناظر بر خاطرات رخدادها، شخصیت ها وفراز وفرود های تاریخی ۳- جغرافیایی : ناظر بر قلمرو وسرزمین مشخص
۴- سیاسی: تعلق به نظام واحد سیاسی و ارزش های مشروعیت بخش به دولت ملی ۵-دینی: در تمام ابعاد وجود خود به عنوان منبع مهمی برای هویت ومعنا بخشیدن در جهان متجدد وآشفته به شمار می رود، دین به عنوان منبع اولیه معنا بخشی وهویت بخشی به بسیاری از مردم دنیا چون مسیحیان، مسلمانان، بوداییان وهندوان مطرح است۶- فرهنگی-ادبی: ناظر به سنت ها، اسطوره ها، معماری، هنر، زبان وادبیات(ذولفقاری ،۱۳۸۶،ص۳۲).
میراث فرهنگی مشترک گسترده وفراگیر در بین شهروندان یک کشور از مهمترین اجزای هویت ملی است که سبب توافق فرهنگی می شود.میراث فرهنگی مشتمل بر مجموعه مناسک عام، شیوه های معماری سنت ها اعیاد، اسطوره ها وغیره می باشدو زبان هر ملت علاوه بر سخن گفتن، وسیله اندیشیدن جهان بینی، عمل اجتماعی، هویت اجتماعی، وروابط خرد وکلان با یکدیگر با جهان پیرامون وبا زمان های گذشته وحال وآینده است.
ویژگی های هویت ملی عبارتند از ۱- پویایی وتغییر پذیری آن در مقایسه با زمان ومکان۲- غلبه بر هویت فردی ویا خرده هویت های دیگر ۳- مقدمه ای تاریخی است که در سیر حوادث تاریخی پدیدار می شود، رشد می کند ومعانی متفاوت می پذیرد([۳]میلر،۱۳۸۳ص۳۲۳).
آنچه در این پژوهش از آن با نام مولفه های هویت ملی نام برده شده سه عنصر اصلی ۱- تاریخ ( درمجموع چهار متغیرمشاهیر ادبی، سیاسی وعلمی، مسایل تاریخی ملی، تاریخ وتمدن اقوام.۲-فرهنگ (درمجموع ۸ متغیر) ادبیات، اعیادوجشن ها، لباس ونوع پوشش،آداب ورسوم وسنت ها، اخلاق ورفتار، اساطیر،ضرب المثل ها، هنر ومعماری.۳- قلمرو جغرافیایی وسیاسی(دردوازده متغیر)دفاع از میهن، ملت، جغرافیای سرزمین، نظام سیاسی ایران، قانون اساسی، وطن، جنگ، شهادت وایثاروولایت فقیه، پرچم، انتخابات وشعار های انقلاب.شاکله کلی این تقسیم بندی عوامل هویت ملی ایران با اندک اختلاف بر گرفته از مدل های است که در بیشتر کتب ومقالات با موضوع هویت تالیف شده اند.(خدایاروفتحی،۱۳۸۶).
دراین پژوهش چون ما به صورت مستقل به تحلیل هویت دینی پرداختیم، وهمچنین به خاطر عدم تداخل مولفه های هویت دینی با شاخصه های دین در هویت ملی در بخش هویت ملی به آن پرداخته نشده است؛ ودر نتیجه به صورت مستقل به دین در بخش هویت دینی پرداختیم .
هویت دینی با ویژگی هایی در ایران انسان را به منبع وپشتوانه ای متصل ساخته است که آثارش اطمینان بخشی قلبی، افتخار، استقلال، پویایی اصولی ومنطقی با منطق انسانیت وساختار خلقت در جهان است واز موضوع ثبات بر خوردار است وجاودانه بودن آن مسیری تکاملی را برای انسان محقق ساخته است زیرا قوانین آن بر پایه قران وعترت استوار است؛دین الهی دینی است که برای انسان طراحی شده است دیدگاه روشنی را تبیین میکند واینگونه هدف گذاری می شود.
هدف زندگی تکامل است وتکامل صورت نمی گیرد مگر با نزدیک شدن به پروردگار که آن هم با تقوا وعمل صالح امکان پذیر است . به همین دلیل انسان می داند که کیست از کجا آمده ودر کجاست؟وبه کجا می رودپس یکی از پیامد های هویت دینی هدفمند کردن انسان هاست.دین،کامل ترین وجامع ترین پاسخ ها را برای دغدغه های فکری انسان ارائه می دهد.در تمام جوامع به خصوص جوامع دینی، مفاهیم موجود در دین می تواند نقشی اساسی در شکل گیری هویت انسانی داشته باشد.
در واقع می توان گفت هویت دینی فلسفه زندگی وسیاست یک فرد را تشکیل می دهد. از طرف دیگر نوجوان وجوان دارای هویت دینی عظمت، قدرت وبقا ودوام خود را در دین می بیند.مولفه های هویت دینی که در این پژوهش نام برده شده شامل بعد نظری(نگرشها ،ارزشها) که شامل اعتقادات دینی،آگاهی دینی، ارزش های دینی، استدلال. وبعد عملی(رفتارها وپیامدهای تعهد رفتاری) شامل عمل به مناسک ودستورات مذهبی، دفاع از حریم مذهب، حضور در فعالیت های مذهبی، توجه به پیامدهای اجتماعی مذهب (ذکایی ،۱۳۸۷).
از پژوهش هایی که پیرامون این مساله انجام شده تحت عنوان جایگاه هویت ملی در کتب درسی آموزش وپرورش مورد مطالعه کتاب تاریخ دوره دبیرستان بوده نتیجه ای که از این پژوهش به عمل آمده این بوده که کتاب تاریخ دبیرستان از نظر تقویت هویت ملی ضعیف وخنثی است(عبدی،۱۳۸۷).
در پژوهش دیگری که دراین زمینه انجام شده علاقمندی به وطن وملی گرایی در میان دانش آموزان دوره متوسطه بسیار ضعیف است وتعداد انگشت شماری این علاقه را نشان دادند(منادی،۱۳۸۳).
در پژوهش دیگرنشان می دهد در مقوله هایی چون تقویت هویت ملی ودینی نارضایتی جوانان از مدرسه ۶۵ درصد است که این امر از عملکرد ضعیف مدارس حکایت می کند(لطف آبادی،۸۳).
بنابراین کتاب های درسی از مهم ترین ابزار نظام آموزش وپرورش در انتقال وتعمیق هویت ملی ودینی در ذهن وشخصیت دانش آموزان است.ازآنجا که کتاب های درسی تجلی گاه سیاست های فرهنگی، دینی، سیاسی واجتماعی کشور هاست، این سیاست ها باید به گونه ای سازمان دهی وتدوین شود که خود شناسی وهویت ملی ودینی دانش آموزان را افزایش دهد؛ به عبارتی دیگر دانش آموزان را با چیستی ومفهوم هویت در سطوح مختلف فردی، جمعی وملی ودینی ومولفه ها ومصداق های آن آشنا سازد. نظام آموزشی در ظهور هویت ملی ودینی در جوانان نقش اساسی دارد.فراموشی تمدن درخشان ایرانی، عدم شکل گیری هویت ملی ودینی زمینه ساز ایجاد تردید در خود باوری در دانش آموزان شده وضعف در توجه به فرهنگ اصیل ایرانی از علل مهم جذب دانش آموزان به فرهنگ بیگانه بوده است.واز آنجا که نتیجه پژوهش های انجام شده در زمینه تحلیل محتوای کتاب های درسی نشان داده که در زمینه هویت ملی گذرا وناقص بوده است. با توجه به اهمیت شکل گیری هویت ملی ودینی وجود حس تعلق به آن در دانش آموزان با شناخت وضعیت موجود وبا اتخاذ بینش وروش برنامه ریزی مناسب می توانیم به وضعیت مطلوب دستیابیم.لذا با توجه به اهمیت موضوع مسئله تحقیق شکل می گیرد.تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره متوسطه(پایه سوم) رشته علوم انسانی از نظر توجه به مولفه های هویت ملی ودینی در کتاب های (ادبیات فارسی ۳ دین وزندگی ۳ جامعه شناسی ۲ ).
اهداف
هدف کلی:
تحلیل محتوای کتاب های درسی رشته علوم انسانی پایه سوم متوسطه از نظر توجه به مولفه های هویت ملی ودینی.
اهداف جزیی:
بررسی وضعیت کتاب های درسی پایه سوم متوسطه از نظر توجه به مولفه ها ی هویت ملی(تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی وسیاسی).
بررسی وضعیت کتابهای درسی پایه سوم متوسطه از نظر توجه به مولفه ها ی هویت دینی نظری
( ارزشها ونگرشها) وعملی (رفتارها وپیامدهای تعهد رفتاری).
سوالات پژوهش:
تا چه میزان در محتوای کتاب های درسی پایه سوم متوسطه به مولفه های هویت ملی
( تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی وسیاسی )توجه شده است؟
مطلب دیگر :
تا چه میزان در محتوای کتاب های پایه سوم متوسطه به مولفه های هویت دینی نظری
(نگرش ها، ارزش ها) وعملی (رفتارها وپیامد های تعهد رفتاری) توجه شده است؟
ضرورت پژوهش
توجه بشر به موضوع هویت از قدمت بالایی بر خوردار است ، وروز به روز نیز بر اهمیت آن افزوده می شودبه طوری که امروزه دیدگاه ها ورویکرد های مختلفی در علوم اجتماعی وروانشناسی وغیره به آن می پردازند.فردی که به پاسخ های اساسی زندگی خود رسیده باشد، وهویت شکل یافته داشته باشد، می تواند در موقعیت ها وابعاد مختلف زندگی، بسیار آسانتر وبهتر تصمیم گیری کند وکمتر دچار سردر گمی وابهام واغتشاش فکری می شود.جوانان ونوجوانانی که هویت خویش را می شناسند وآن را به یاری مربیان خود احراز می کنند قدرت تحلیل وتفسیررویدادهای فرهنگی ودر نتیجه مقابله با تهاجمات فرهنگی را نیز کسب می کنند وبه افرادی توانمند ونفوذ ناپذیر تبدیل می شوند(ستاری،۱۳۸۰). از همین جا ضرورت تلاش برای شناساندن هویت نوجوانان وجوانان آشکار می گردد.
امروزه مساله هویت از جنبه های گوناگون از سوی متفکران ونظریه پردازان بسیاری در منابع علمی مورد توجه قرار گرفته است، دلایل وزمینه های مختلف اجتماعی وفرهنگی به ویژه در سطح جوانان اهمیت رسیدگی علمی به موضوع فوق را افزایش داده است که با توجه به بافت جمعیت جوان کشور وتاثیر قابل ملاحظه این قشر در بازسازی ونیز آینده یک جامعه ضرورت مطالعه پیرامون چگونگی شکل گیری شخصیت اجتماعی آنان وبه طور مشخص هویت ملی ودینی آنها از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.در حال حاضر همزمان با گسترش کیفی، مسایلی مانند نابرابر یهای منطقه ای نابرابری های ناشی از طبقات اجتماعی، توسعه فرهنگی، حفظ هویت فرهنگی وغیره مورد توجه سیاستگذاران وبرنامه ریزان آموزشی قرار دارد(جودی،۱۳۷۷).
در کشورهای چند فرهنگی با ویژگی های خاص آموزشی، فرهنگی، تاریخی، مذهبی ، اجتماعی، سیاسی وغیره هویت یافتگی دانش آموزان از چند نظر قابل توجه ودارای اهمیت است و آثار مثبت آن شامل ۱- ایجاد نگرش مثبت به هویت خودی (ایرانی): حفظ رسوم سنت ها وحمایت از فرهنگ ملی باید در فرایند آموزش وارد شود واین نه تنها برای هر جامعه در مقیاس وسیع آن بلکه برای تک تک افراد حائز کمال اهمیت است ؛ تعلق به جامعه برای اعتماد به نفس افراد ونیز رشد وتکامل آنها ضروری است.۲- لزوم دسترسی به میراث فرهنگی ودستیابی به تصویری مطلوب از خویشتن در گذشته وایستادگی در برابر نیروهای گریز از مرکز امروزی، پاسخی دقیق می طلبد که بازسازی هویت ملی بخشی از آن است. توجه دادن دانش آموزان به فرهنگ خودی(ایرانی) زمینه ساز کاهش گرایش نوجوانان و جوانان به فرهنگ بیگانه خواهد شد. هویت ملی چتر حاکم بر خرده فرهنگ ها بوده وموجب دستیابی به وفاق ملی می شود.۴- عامل دستیابی به جهان وطنی: عقاید خاص احساسات ملی جاپایی برای جهان وطنی به شمار می آیند.ما تنها در صورتی که از یک دانش عمیق وکامل راجع به عصر ودورهای که در آن زندگی می کنیم برخوردار باشیم، می توانیم ارزشها واهداف جهانی را درک کنیم وآگاهی ملی باعث خواهد شد که ما بتوانیم به جهان وطنی دست یابیم نگرش مثبت به هویت ملی توسعه تفکر جهانی را تسهیل می کند.۵-کسب قدرت واعتبار: دستیابی به سعادت وحقوق انسانی در سایه وفاداری به میهن و حاکمیت موجود منجر به قدرت اعتبار در سطح جهانی می شود. حفظ مغزها برای ایجاد استقلال فرهنگی سیاسی واقتصادی وغیره در کشورهای در حال توسعه تاکید دیگری برر لزوم تقویت حس تعلق به هویت ملی در دانش آموزان امروز وگردانندگان جامعه فردا است.۶-ایجاد همبستگی وصمیمیت در نظام آموزشی: تقویت نقاط مشترک ملی وبزرگ نمایی هویت ملی علاوه بر ایجاد همبستگی، سبب صمیمیت بین معلمان ودانش آموزان می شود (جودی ،۱۳۷۷).
نکته مهم در بررسی هویت ملی پرداختن به عنصر خود آگاهی است، خود آگاهی خود باوری را به همراه می آورد واین معنای یافتن هویت است تعریف روشنی از خود ومتمایز از دیگران، هویت یافتگی منشا پویایی وحرکت است، با بازیابی هویت ومصون سازی آن از آفات است که می توان دستاورد های فکری، مدنی وفرهنگی را غنی وپایدار ساخت.بدترین خطر برای جامعه ما در حال حاضر این است که جوانان خود را در خلا ببینند بدین معنا که از خویشتن خویش فاصله بگیرند وندانند چه هویتی دارند وچگونه باید باشند وچگونه مسیر کمال وسعادت را بپیمایند. فاصله گرفتن جوانان از ارزشهای مذهبی وعناصر ملی خود پیامد هایی همچون بی برنامگی در زندگی، غفلت از فرصت ها، مسولیت گریزی، دل مشغولی های بی ارزش، تقلید کور کورانه از دیگران وغیره دارد.که قدر مسلم پیامد مستقیم آن نه فقط دامنگیر جوانان می شود بلکه باعث مشکلاتی نظیر شکاف نسل ها،تزلزل شخصیتی، عدم خلاقیت فرهنگی، فرار مغزها وبی اعتباری فرهنگ خودی نزد جوانان می شود. وجامعه دچار آن چیزی میشود که در جامعه شناسی به خلا یا عقب افتادگی وشکاف فرهنگی تعبیر شده است (توسلی ۱۳۸۳).
آثار مثبت هویتی که دین به انسان می دهد ۱- پاسخ به پرسشهای بنیادین وعمیق آدمی است.۲- جهت بخشیدن به زندگی.۳- رویکرد مثبت به آینده:احراز هویت دینی برای نسل جوان به منزله تقویت روحیه امیدواری ونشاط برای آینده ای بهتراست.۴- وحدت اعتقادی:برنارد لوییس معتقد است در جهان اسلام در موارد اظطرار مسلمانان، بارها این تمایل را نشان دادهاند که در قالب یک وحدت دینی، هویت بنیادین وایمان خود را باز یابند.۵- هویت دینی زمینه ساز هویت تمدنی: رابطه ادیان وتمدن ها یکی از مباحث مهم وتعیین کننده در میان تاریخ نگاران وتمدن شناسان است. وایتهد معتقد است: مسلمانان خود تمدن گشتند ودانش وادب وفرهنگ را از سقوط نجات دادند.۶- مقبولیت اجتماعی: دینداری نه تنها پاسخ به یک نیاز فطری است بلکه بر پذیرش اجتماعی نیز اثر گذار است.۷- شان ومنزلت جوانی: هویت دینی جوان را در جایگاهی ارزشمند ورفیع قرار می دهد وتعابیر بالایی را در شان او عرضه می دارد.۸- معنا بخشیدن به جهان: در حقیقت باید اذعان کرد که پیوند نسل جوان ودیندار عالی ترین تجلی آن، موجب احساس همدلی ویگانگی با جهان هستی می شود، چنین فردی با طبیعت زیبا، با ستارگان درخشان،کوه ها ودره های مرموز وبا ابهت، احساس خویشاوندی میکند. ویلیام جیمز در تحلیل زیبایی که از نقش دین ارائه می دهد، می نویسد: وقتی خدا را در همه چیز می بینم، در پست ترین چیزها، عالی ترین حقایق را در خواهیم یافت، حقیقتا که دنیا دنیای دیگری جلوه خواهد کرد. برخی از صاحب نظران تمدن شناس نیز بر این باورند که هویت دینی، معنای جدیدی به جهان می بخشد (آذری،۱۳۸۷).
از طرف دیگرکتاب درسی در نظام های آموزشی متمرکز، از جمله کشور ایران که تقریبا تمام عوامل آموزشی براساس محتوای کتاب های درسی تعیین می گردد، بیش از حد دارای اهمیت است به این معنا که اگر محتوای مکتوب را از جریان آموزش وپرورش حذف کنیم تعلیم وتربیت دچار اختلال می شود بر این اساس وظیفه سنگینی بر دوش مولفان ومدرسان نظام آموزشی قرار دارد. وبیشترین فعالیت ها وتجربه های آموزشی دانش آموز ومعلم حول محور آن سازمان دهی می شود. این واقعیت باعث شده که صاحب نظران وپژوهشگران بررسی، محتوای آموزشی دوره های تحصیلی را با توجه به نیازهای فراگیران مورد بررسی وتحلیل قرار دهند. این بررسی ها وتحلیل ها به برنامه ریزان ومولفان کتاب های درسی کمک می کند تا در هنگام تهیه وتدوین ویا انتخاب کتاب درسی برای دوره های تحصیلی واز جمله کتاب های دوره متوسطه تصمیم های صحیحی را اتخاذ نمایند. از دلایل انتخاب این موضوع یکی به علت علاقه ای که نسبت به این موضوع داشتم ودیگر این که اهمیتی که این موضوع برای جامعه کنونی مادارد. واز طرف دیگر هویت دینی وملی جزء اهداف کتاب های این پایه می باشد من با انتخاب دوره دبیرستان پایه سوم که دانش آموزان در دوره حساسی قرار دارند یعنی دوره نوجوانی وجوانی که دوره شکل گیری هویت است؛ وبا توجه به اهمیتی خاصی که این موضوع دارد.با تحلیل این دروس می خواهم بدانم با توجه به اهمیت شکل گیری هویت در دانش آموزان تا چه اندازه مولفان کتاب های درسی به این امر مهم توجه کرده اند
تعاریف واژه ها واصطلاحات:
مهمترین واژه ها و اصطلاحاتی که در این تحقیق بکاربرده شدند عبارتاند از: تحلیل محتوا هویت، هویت ملی، هویت دینی، دوره ی متوسطه، کتاب های درسی.
تعاریف نظری:
تحلیل محتوا:
یک روش پژوهشی است که به صورت منظم وعینی برای توصیف مقداری محتوا ی آشکار ارتباطات به کار می رود.به هر روش استنباطی اطلاق می گردد،که به صورت منظم وعینی به منظور تععین ویژگی های پیام به کار برده می شود (دلاور ،علی،۱۳۸۴)
هویت:
شناختن وشناساندن است واین دو وجه دارد، یکی شناخت خود در ارتباط با چیزی ودیگری شناساندن خود بر اساس آن چیز به دیگران ولذا تعریفی که فرد از خود واولین آگاهی ای که از خود پیدا میکند هویت می نامند؛بنابراین هویت هم شناختن خویش است وهم معرفی خود به دیگران (احمدی،۱۳۸۳).
هویت ملی:
عبارت است ازمجموعه ویژگی ها،وابستگی ها وپیوند های جغرافیایی یا تاریخی،فرهنگی،حماسی وقومی که زندگی انسان را در بر می گیرد (میرمحمدی،۱۳۸۳).
هویت دینی:
عبارت است از اتکای فرد به یک نظام یایک پایگاه اعتقادی که در جهت گیری فرد در زمینه های مختلف تاثیر می گذارد(موجمباری،۱۳۸۱
دوره ی متوسطه:
عبارت است از دوره ی انتقالی میان آموزش پایه که عمومی وغیر تخصصی است وآموزش تخصصی تر در سطح آموزش عالی.دوره انتقال میان کودکی وجوانی است ویک دوره ی میانی که به واسطه بسیاری از فشارهای روانی،جسمانی ومشکلات سازگاری،ویژگی های خاصی را به نوجوان می بخشد.این دوره در بسیاری از کشورهای در حال توسعه،منبع اصلی تولید نیروی انسانی غیر ماهر است(صافی،۱۳۸۵،ص۸۹).