دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی رابطه ارزش­های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در زنان و مردان مبتلا به ام اس

۲-۲- ارزش­های شخصی.۱۲

۲-۲-۱- تعریف ارزش­های شخصی.۱۲

۲-۲-۲- منشا پیدایش ارزش­ها۱۳

۲-۲-۳- ماهیت ارزش­ها۱۴

۲-۲-۴- نقش و اهمیت ارزش­ها۱۵

۲-۲-۵- شکل گیری و تحول ارزش­ها۱۵

۲-۲-۶- تعارض ارزش­ها۱۶

۲-۲-۷- کارکرد ارزش­ها۱۶

۲-۲-۸- ارزش­ها از دیدگاه نظریه­ های های روانشناسی.۱۷

۲-۲-۸-۱- نظریه وبر.۱۷

۲-۲-۸-۲-  نظریه اشپرانگر۱۷

۲-۲-۸-۳- نظریه روان­کاوی.۱۸

۲-۲-۷-۴- نظریه وجودی.۱۸

۲-۲-۸-۵- رویکرد انسان­گرایانه آلپورت۱۹

۲-۲-۸-۶- نظریه هافمن.۱۹

۲-۲-۷-۷- نظریه راکیچ۱۹

۲-۲-۸-۸- نظریه اولویت­های ارزشی شوارتز .۲۰

۲-۳- حمایت اجتماعی۲۵

۲-۳-۱- تعاریف حمایت اجتماعی.۲۵

۲-۳-۲- انواع حمایت اجتماعی۲۸

۲-۳-۳- منابع حمایت اجتماعی۳۰

۲-۳-۴- نظریه­ های مربوط به حمایت اجتماعی.۳۲

۲-۳-۴-۱- دیدگاه روان پویشی.۳۲

۲-۳-۴-۲- دیدگاه روانی – اجتماعی.۳۲

۲-۳-۴-۳- رویکرد انسان­گرا.۳۳

۲-۳-۴-۴- دیدگاه شناختی.۳۴

۲-۳-۴-۵- دیدگاه یادگیری اجتماعی – شناختی۳۴

۲-۳-۵- مدل­های مطرح شده پیرامون حمایت اجتماعی۳۵

2-3-5-1- مدل اپی ژنتیک۳۵

۲-۳-۵-۲- مدل سلسله مراتبی جبرانی.۳۶

۲-۳-۵-۳- مدل صمیمیت۳۶

۲-۳-۵-۴- مدل تعداد حمایت کننده­ های در دسترس۳۶

۲-۳-۵-۵- نظریه دو عاملی سلامت هیجانی۳۷

۲-۳-۵-۶- چشم­انداز محیط نگر.۳۷

۲-۳-۵-۷- چشم­انداز تفاوت فردی.۳۸

۲-۳-۵-۸- تئوری نظام شبکه ­های ارتباطی۳۸

۲-۳-۵-۹- مدل در دسترس بودن حمایت اجتماعی.۳۹

۲-۳-۵-۱۰- مدل سپر در برابر استرس.۳۹

۲-۳-۵-۱۱- نظریه اثر اصلی یا تاثیر مستقیم۴۰

۲-۴- اضطراب مرگ.۴۰

۲-۴-۱- تعریف مرگ.۴۰

۲-۴-۲- مراحل مرگ.۴۱

۲-۴-۳- شکل­ گیری مفهوم مرگ۴۱

۲-۴-۴- تعریف اضطراب مرگ.۴۱

۲-۴-۵- انواع اضطراب مرگ.۴۲

۲-۴-۶- دیدگاه­های نظری مربوط به مرگ.۴۴

۲-۴-۶-۱- روانکاوی۴۴

۲-۴-۶-۲- وجودگرایی۴۴

۲-۴-۶-۳- نظریه کوبلر- راس۴۶

۲-۴-۷- اضطراب مرگ از دیدگاه اسلام۴۷

۲-۴-۸- ترس از مرگ به مثابه اضطرابی واقعی.۴۸

۲-۵- پیشینه تحقیقاتی.۵۰

۲-۵-۱- تحقیقات انجام شده در زمینه ارزش های شخصی.۵۰

۲-۵-۲- تحقیقات انجام شده در زمینه حمایت اجتماعی۵۱

۲-۵-۳- تحقیقات انجام شده در زمینه اضطراب مرگ.۵۴

فصل سوم۵۶

۳-۱- روش و طرح پژوهش.۵۷

۳-۲- جامعه آماری تحقیق، روش نمونه گیری و حجم نمونه۵۸

۳-۳- موقعیت، شیوه اجرا و جمع­آوری اطلاعات۵۷

۳-۴- ابزار گردآوری داده­ ها.۵۷

۳-۵- اعتبار مقیاس­های پژوهش بر اساس تحلیل عاملی تأییدی۵۸

۳-۶- مقیاس اضطراب مرگ.۵۸

۳-۶-۱- پایایی مقیاس اضطراب مرگ۵۹

۳-۶-۲- اعتبار سازه مقیاس اضطراب مرگ۵۹

۳-۷- مقیاس حمایت اجتماعی۶۰

۳-۷-۱- پایایی مقیاس حمایت اجتماعی.۶۱

۳-۷-۲- اعتبار سازه مقیاس حمایت اجتماعی.۶۱

۳-۸- مقیاس زمینه­یاب ارزشی شوارتز (SVS).62

۳-۸-۱- پایایی مقیاس زمینه­یاب ارزشی شوارتز (SVS)63

۳-۸-۲- اعتبار سازه مقیاس زمینه­یاب ارزشی شوارتز (SVS)63

۳-۹- روش­های آماری۶۴

فصل چهارم۶۵

۴-۱- شاخص‌های آمار توصیفی.۶۶

۴-۲- یافته­ های استنباطی.۷۱

فصل پنجم۷۷

۵-۱- بحث و نتیجه ­گیری۷۸

۵-۲- محدودیت­های پژوهشی۸۶

۵-۳- پیشنهادها۸۶

۵-۳-۱- پیشنهادهای پژوهشی .۸۶

۵-۳-۲- پیشنهادهای کاربردی۸۶

منابع.۸۸

منایع فارسی.۸۹

منابع لاتین۹۵

مقدمه

انسان در طول تاریخ همیشه به نحوی دستخوش دگرگونی، تغییر و تحولاتی بوده است. این تغییرات باعث شده است که انسان مجبور باشد خود را با این شرایط جدید سازگار کند. یکی از این تغییرات پدیده مرگ است. مرگ، شخصی­ترین و حتمی­ترین واقعیت درونی انسان­ها است. تفکر درباره مرگ بخش انفکاک­ناپذیری از روند زیستن بوده است که شاید بتوان ادعا کرد که بدون آن و ترس­های ناشی از آن، انگیزش کافی برای حیات وجود نخواهد داشت. از آن­جایی که مرگ بخش اجتناب­ناپذیر در زندگی هر فردی است، اشتغال فکری افراد در رابطه با مرگ و مردن نیز از امور اجتناب­ناپذیر می­باشد یکی از مهمترین ملاحظات بشر در ارتباط با مرگ و مردن موضوع ترس (هراس) از مرگ یا اضطراب مرگ است. اگر وجود ترس در انسان را واکنشی طبیعی بدانیم، هیچ ترسی طبیعی­تر از هراس بشر از مرگ نیست. از سوی دیگر شاید بتوان مرگ را بزرگترین و مهمترین سرچشمه ترس­ های آدمی دانست. واکنش­های هیجانی از ترس و جلوه­های گوناگون آن آغاز می­شود و سایر انواع عواطف را  نیز دربرمی­گیرد. در این میان بیشتر، عواطف آزاردهنده مانند اضطراب، افسردگی، خشم و احساس گناه دارد (مورین و ولش[۱]، ۲۰۰۶). اضطرابی که در برابر مرگ ایجاد می­شود پدیده­ای طبیعی و دارای ارزش زیست­شناختی است، زیرا در غیاب این اضطراب، حیات در معرض خطر قرار می­گیرد. لذا این اضطراب از اجزای سازنده نهاد بشری و عاملی ضروری برای استمرار حیات فردی است. اما ترس از مرگ زمانی به عنوان یک آشفتگی هیجانی تلقی می­گردد که از حد طبیعی خود خارج شود و فرد را دچار استیصال و درماندگی نماید. به طوری که اشتغال فکری در مورد مرگ مانع از طی شدن روند طبیعی زندگی گردد. این نوع اضطراب در مبتلایان به بیماری­های مزمن و طولانی شایع­تر است (بلسکی[۲]، ۱۹۹۹). افراد بیمار با توجه به ویژگی­های مربوط به بیماری، از وضعیت جسمی و روانی خاصی برخوردارند که ممکن است موانع و محدودیت­هایی را در زندگی برای آن­ها ایجاد کند و این موانع منجر به سرخوردگی و انزوا از فعالیت های اجتماعی می­شود. این کناره­گیری و اجتناب­ها خود زمینه ساز حالات افسردگی و اضطرابی می­شود. افراد بیمار با توجه به ماهیت بیماری خود در معرض اضطراب مرگ هستند و این اضطراب همان طور که گفته شد در بیماری­های مزمن مانند سرطان­ها، بیماری های قلبی، ایدز، ام اس و هپاتیت بیشتر مشاهده می­شود. در نتیجه بجاست که با فراهم کردن بسترهای حمایتی در جامعه و با شناسایی مشکلات و موانعی که در زندگی بیماران وجود دارد، در جهت رفع مشکلات، ارتقای روحیه و افزایش امیدواری و کاهش حالات افسردگی و اضطرابی بیماران تلاش شود. این پژوهش نیز با هدف شناخت عوامل ارزیابی­کننده درونی موثر بر نگرش بیماران (ارزش­ها) و تاثیر منابع تقویتی (حمایت اجتماعی) در اضطراب مرگ بیماران صورت گرفته است.

 

 

۱-۲- بیان مساله

بیماری تصلب چندگانه[۳] که به اختصار به آن ام اس (MS) گفته می­شود، یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) می­باشد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر در سرتاسر دنیا دچار این بیماری می­باشند. ام اس، بیماری مزمن و ناتوان­کننده ­ای است که ماده سفید مغز را درگیر می­ کند. دمیلینیزه شدن ماده سفید سبب ایجاد اختلالات و عوارضی در دستگاه عصبی می­شود (حسن­علیزاده و صدر­خوانلو، ۱۳۸۰). نمی­توان علت خاصی را در بروز این بیماری دخیل دانست اما مجموعه ­ای از علل محیطی، عفونی، ژنتیکی، ایمنی، ویروس­ها، سموم، سوخت و ساز و موادی چون اکسیدنیتریک در بروز آن دخیل اند (براون[۴]، ۲۰۰۵).

ام اس معمولاً درمان قطعی ندارد، هدف اصلی درمان ام اس، متوقف کردن ناتوانی پیشرونده ناشی از حملات حاد، ام اس عودکننده، بهبود یابنده یا پیشرونده مزمن است و به این منظور از داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها[۵] و اینترفرون­ها[۶]یی مانند آونکس[۷] و اینترفرون بتا – ۱ ب[۸] استفاده می شود (براون، ۲۰۰۵؛ جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱). اما، ممکن است حادثه بزرگتر از تغییر جسمی، تغییرات روحی و روانی آن­ها باشد. روان بیمار ام .اس تحت تأثیر جسم وی قرار می­گیرد و سخت وی را آزار می­دهد(روگلیاتی[۹] و همکاران، ۲۰۰۶؛ جاناردان و باکسی[۱۰]، ۲۰۰۲).

سلامت روان از اهم مسائل بهداشتی است و چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیت­های زندگی نشان داده و به درک ما از خود و زندگی معنی می­دهد، به طوری که در تعریف، به عنوان علمی برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش­آمدهای زندگی قلمداد می­شود (روگلیاتی و همکاران، ۲۰۰۶).

اهمیت پرداختن به جنبه­ های روانی سلامت بر کسی پوشیده نیست . یکی از مهم­ترین دلایل اهمیت بهداشت روان، شیوع بالا و ناتوان­کننده و نیز بسیار شدید و طولانی بعضی از اختلالات روانی است، بطوریکه طبق گزارش مجامع علمی، حدود نیم میلیارد نفر از مردم دنیا از اختلالات روانی و مغزی رنج می­برند و میلیون­ها فراموش شده درد و رنج خود را پشت دیوارهای ناامیدی نه تنها در سکوت و انزوا، بلکه در احساس شرمساری، محرومیت و مرگ تحمل می­ کنند سلامت روان در بیماران مبتلا به ام اس به

 دلیل درگیری وسیع ماده سفید، دچار اختلال می شود . در همه­گیرشناسی[۱۱] ام اس وارد شدن ضربه های روحی و استرس نیز دخیل است (جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱).

کی از مواردی که می ­تواند در ارتباط با بیماران ام اس بررسی شود میزان اضطراب مرگ[۱۲] افراد و دیدگاه آنان نسبت به مرگ است. مرگ واقعیتی اجتناب­ناپذیر است و هر شخصی ممکن است نسبت به آن برداشت و واکنش منحصر به فرد داشته باشد. مرگ به خاطر ماهیت پر از ابهامش، برای بسیاری از انسان­ها به صورت تهدیدآمیز جلوه می­ کند. جانسز[۱۳] و همکاران (۲۰۰۴) نشان دادند که مبتلایان به ام اس سطح بالایی از تنش و احساس شدید افسردگی را تجربه می­ کنند و از سلامت روان پائین برخوردار بودند و اضطراب بالایی را نسبت به مرگ گزارش داده­اند. بیماری ام اس به دلیل عدم درمان قطعی و بوجود آمدن محدودیت­های حرکتی برای بیمار و از دست دادن فعالیت­های عادی و روزمره که از ویژگی­های این بیماری است،  اثرات روانی منفی زیادی را در فرد ایجاد می­ کند و استرس و اضطراب وی را افزایش می­دهد که این به نوبه خود سبب تشدید بیماری می­شود.

اضطراب و ترس از مرگ در میان تمام فرهنگ­ها متداول است و گروه­ها و ادیان مختلف به طرق گوناگون با آن برخورد می­ کنند(هورتا و یاپ[۱۴]، ۲۰۰۶). از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده و هیچ کس به وضوح آن را لمس نکرده است همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنابر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه می­ کند و این اضطراب در بیماران بیشتر است (سینگ[۱۵]، سینگ و نیزامی[۱۶]، ۲۰۰۳).

درجات معینی از اضطراب مرگ از این جهت که فرد را مجبور می­ کند که از برخی شیوه ­های زندگی همراه با خطر دوری گزیند، می ­تواند سودمند تلقی شود. اگرچه باید تذکر داد که درجات خیلی زیاد اضطراب مرگ می ­تواند باعث اختلال در زندگی عادی روزانه فرد شود ( گایر[۱۷]، ۲۰۰۲).

تورسون[۱۸]و همکاران (۱۹۹۳)، در پژوهش خود که در رابطه با بیماران سرطانی انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که ۷۶% آنان دارای اضطراب مرگ بالایی بودند. همچنین گاسر[۱۹] و همکاران (۱۹۸۸) در تحقیق مشابهی با بیماران قلبی، به این نتیجه رسیدند که بیماران همواره، حتی زمانی که عمل موفقیت آمیز داشته اند و از لحاظ جسمی سالم هستند باز هم دارای اضطراب مرگ بوده و دید منفی نسبت به مرگ دارند.

در ارتباط با بیماران علاوه بر درمان­های دارویی حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از آن­ها ضرورت دارد تا خود را تنها احساس نکنند(عامر، ۱۳۸۰). با توجه به اینکه وضعیت روانی بیمار ام اس تحت تاثیر شرایط جسمانی وی قرار دارد، حمایت‌های‌ روانی‌، تشویق‌ و اطمینان‌ دادن‌ به‌ بیماران‌ جهت‌ کمک‌ به‌ جلوگیری‌ از پیدایش‌ ناامیدی‌ به‌ درمان‌ ضروری‌ است‌.

حمایت اجتماعی[۲۰] یکی از مهمترین شکل­های روابط اجتماعی است و برخورداری از آن و ادراک و تصور آن و همچنین نیاز به آن با توجه به سن، جنس، شخصیت و حتی

مطلب دیگر :

درباره سیستم کران جاب (Cron Job) چه می دانید

 فرهنگ می ­تواند متفاوت باشد. حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس ذهنی از تعلق داشتن، مورد عشق و احترام بودن و پذیرفته شدن است. چنین احساسی، جایگاهی امن را برای فرد فراهم می­ کند که در آن با ایجاد روابط صمیمانه و نزدیک، به احساس ارزشمند بودن و در نتیجه خودپنداره­ای مثبت دست می­یابد و این همان سپر محافظ در برابر وقایع استرس­زا و فرصتی برای رشد و خود­شکوفایی است(نیسی، شهنی­ییلاق و فراشبندی، ۱۳۸۴).

سطوح متوسط شبکه اجتماعی و حمایت اجتماعی به طور دایمی در حال تغییر است و در رهبری و میزان این تغییرات تفاوت های فردی وجود دارد. با این حال تحقیقات نشان می­دهد افرادی که روابط اجتماعی بیشتری دارند، سلامتی بهتر و نرخ مرگ و میر کمتری در برابر بسیاری از بیماری­ها از جمله اختلالات قلبی – عروقی، ایدز[۲۱] و سرطان نشان می­ دهند (ویلز[۲۲]، آلایر[۲۳]، السن[۲۴] و  استفنس[۲۵]، ۲۰۰۷).

یالوم[۲۶] (۱۳۹۰)، عقاید مذهبی، داشتن ارتباطات صمیمانه و برخورداری از حمایت اجتماعی را باعث کاهش نگرانی و ترس از مرگ می­داند و از ارتباط صحیح و دوستانه با اطرافیان به عنوان ساده­ترین و موثر­ترین راه ایجاد شادی در بین انسان­ها نام می­برد.

و کورتنز[۲۷] و همکاران (۱۹۹۶) و  کارابلاتلا[۲۸] (۲۰۰۵ به نقل از حیدری و همکاران ۱۳۸۷) بیان می­ کنند که حمایت اجتماعی زمانی که به اندازه کافی ادراک شود، در دسترس باشد و فرد از دریافت آن خشنود شود، می ­تواند با ایجاد احساس کنترل بیشتر، افزایش اعتماد به نفس، کاهش تاثیر رویدادهای منفی زندگی، بهبود پریشانی­های عاطفی و افزایش کیفیت زندگی در ارتقای سلامت روان فرد موثر باشد.

یکی از مواردی که نیازها و خواسته­ های انسانی را تنظیم و فرد از طریق آن به ارزیابی رفتار خود و دیگران می ­پردازد و به تفسیر محیط و جایگاه خود می ­پردازد، ارزش­های شخصی[۲۹] افراد است (رضایی و احمدوند، ۱۳۸۴). نظام ارزشی، به عنوان درونی­ترین لایه­های شخصیت و هویت­شکل دهنده پایه­ های نظام نگرشی و رفتاری افراد تعریف شده و مفاهیم صریح و تلویحی در نظر گرفته شده است که از لحاظ ابزاری و هدفی برای فرد برتر است و بر روی جهت­گیری­های رفتاری و تصمیمات او تاثیرگذار می­باشد (پینکورات و سیلبرسن[۳۰]، ۲۰۰۴، به نقل از نیکوگفتار، ۱۳۸۶).

ارزش­ها نقش بسیار مهمی در زندگی افراد ایفا می­ کنند و تاثیر بارزی بر رفتار و عملکرد افراد دارند. مطالعات متعددی که در این  زمینه انجام شده است، نشان داده که دخالت نظام ارزشی فرد در اغلب موقعیت­ها موثر است(احمدی ۱۳۷۸). با نگرش به اوضاع و احوال اجتماعات بشری و نظام اجتماعی و بررسی رابطه حقوق و ارزش­ها درمی­یابیم که در پهنه گیتی و در طول تاریخ، اقوام و ملل زیادی با عقاید مختلف به وجود آمده است و ادیان و مکاتب بسیاری ظهور کرده­اند که دارای نقاط مشترک و وجوه افتراق بوده ­اند. اما آنچه که موجب جدایی انسان­ها از یکدیگر شده و موجد تزاحم و تعارض گشته است و بینش­های تک بعدی و یک سونگری را بوجود می­آورد، اختلال در ارتباط ارزش­ها بوده است (جلالوندیان، ۱۳۷۸).

بنابراین با توجه به اینکه ارزش­های شخصی، نگرش­ها و برداشت های افراد از جهان اطراف را تعیین می­ کند، می ­تواند در دیدگاه فرد نسبت به مرگ نقش بسزایی داشته باشد و این تاثیرگذاری می ­تواند در کنار متغیرهای دیگری صورت پذیرد و در این پژوهش سعی شده است تا نقش متغیر حمایت اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که اکثر تحقیقات انجام شده متغیرهای ارزش­های شخصی، حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ را بصورت جداگانه و با متغیرهای متفاوتی مطالعه کرده­اند و محقق نتوانسته است تحقیقی در این­باره بیابد، بنابراین مسأله­ اساسی در پژوهش حاضر بررسی رابطه ارزش­های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در بیماران ام اس است.

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

با در نظر گرفتن این مساله که ارزش­ها، نگرش­ها علایق از جنبه­ های بسیار مهم شخصیت هستند، کیفیت زندگی و چگونگی رفتار و مناسبت های افراد مستقیماً از نظام ارزشی و اصول اخلاقی که بدان پایبند هستند نشات می­گیرد (احمدی، ۱۳۶۸).

بسیاری از نظریه­پردازان مطرح نموده ­اند که ارزش­ها به عنوان استانداردهای مطلوب هنگام قضاوت کردن در مورد رفتار، حوادث، موقع شکل گرفتن و بیان نگرش­ها و هنگام انتخاب و مستدل ساختن اعمال به کار می­روند. علاوه بر این ارزش­ها به صورت بارزی در سازگاری تحصیلی و شغلی، روابط بین فردی، بهره­مندی از فعالیت­ها، در مورد ازدواج، انتخاب سبک زندگی و احتمالاً، در پیشگیری از ابتلا به برخی اختلالات روانی و سایر حوزه­های مهم زندگی تاثیر می­گذارند (میرزاحسینی، ۱۳۷۶).

با توجه به اثرات عمیق و پایدار فاکتورهای ارزشی بر رفتار و ارتباطات متقابل اعضای جامعه و با در نظر گرفتن این مساله که مبحث ارزش در گذشته فقط در حوزه مذهب و فلسفه بررسی شده است و امروزه علاوه بر آن در رشته­های دیگری چون جامعه شناسی، مردم شناسی، مشاوره و روانشناسی مورد بحث واقع شده است، شناخت ومطالعه دقیق اثرات گسترده آن قابل توجه است. ضرورت و اهمیت فوق­العاده ارزش از منظر روانشناسی در این است که ارزش به عنوان جنبه ای از شخصیت که می تواند بر ابعاد مختلف وجودی، رفتار و اعمال انسان، اهداف و شیوه زندگی اثرات پایدار بر جای گذارد، محسوب می­شود و شناخت آن معیاری در جهت شناسایی رفتار آدمی است. بنابراین پژوهش و بررسی در راستای مبحث ارزش و چگونگی تاثیر آن بر سیستم فرد و ارتباط آن با محیط و اعضای جامعه ضروری به نظر می­رسد( حسینی، ۱۳۸۳).

با در نظر گرفتن اهمیت ارزش­ها بر نگرش و رفتار افراد، بررسی و ارزیابی ارزش­های شخصی بر دیدگاه افراد بیمار ضروری می­نماید. افرادی که دچار بیماری می­شوند با تغییراتی در زندگی و محدودیت­هایی در فعالیت­های روزمره مواجه می­شوند. در بیماری­های حاد به خاطر خطرناک بودن بیماری، فرد بیمار علاوه بر تحمل ناراحتی­های جسمانی، فشارهای روانی و اضطراب زیادی را نیز متحمل می­شود. در بیماری ام اس با توجه به این که فرد به طور تدریجی دچار ناتوانی می­شود و نیز از آنجا که درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، فرد بیمار استرس و فشار روانی زیادی را به دوش می­کشد.

طولانی بودن دوره درمان و مشکلات فراوانی که رویاروی این بیماران قرار دارد، به مرور زمان میزان توجه اعضای خانواده و دوستان را به آنان کاهش می­دهد. این در حالی است که ابتلا به ام اس و تغییرات ناشی از آن در زندگی فرد، وابستگی وی به دیگران را افزایش داده، منجر به کاهش اعتماد به نفس و احساس تنهایی بیمار می­شود (العربی[۳۱]، ۲۰۰۶) و نیاز به حمایت از جانب دیگران را افزایش می­دهد.

درک حمایت اجتماعی می تواند از بروز عوارض نامطلوب فیزیولوژیکی بیماری جلوگیری نموده، میزان مراقبت از خود را افزایش دهد، تأثیر مثبتی بر وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی فرد بر جای گذارد و در نهایت به افزایش عملکرد منجر شود (یو[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۴). شناسایی حمایت اجتماعی درک شده در بیماران می ­تواند به ارتقای رفتارهای سازگاری خاص در آن­ها کمک کرده و حمایت­های محیطی مناسبی را برای آنان فراهم کند (ارسوی – کارت و گولدو[۳۳]، ۲۰۰۵).

یکی از مشغولیت های ذهنی افراد دارای بیماری­های حاد و از جمله آن ها ام اس، دلواپسی درباره ناتوانی تدریجی و مرگ است. اضطراب مرگ عموماً به عنوان احساس ناراحتی توأم با ترسی که معطوف به مرگ خود یا دیگران است و با در نظر گرفتن مرگ به عنوان پایان حیات یا تجسم مراسم تدفین و جسد برانگیخته می­شود، تعریف می­شود (فیرستون و کتلت[۳۴]، ۲۰۰۹ ). اینکه فرد چه دیدگاهی نسبت به مرگ داشته باشد، تحت تاثیر عوامل متفاوتی است. سن، جنس، نگرش مذهبی و شرایط خاصی که فرد در آن قرار دارد، بر نگرش نسبت به مرگ تاثیر می­گذارد و هر یک از موارد اشاره شده را می­توان در سطوح اجتماعی ، فردی و ناخودآگاه فرد مورد بررسی قرار داد (کاستنبام[۳۵]، ۱۹۹۹).

اضطراب مرگ یک اضطراب واقعی و یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها در سلامت روانی افراد است که می ­تواند تحت تاثیر ارزش­های شخصی فرد و ادراک فرد از حمایت­های محیطیش قرار گیرد. پژوهش­های داخلی متغیر اضطراب مرگ را بیشتر در جامعه دانشجویان بررسی کرده و در جامعه بیماران که به طور ملموس­تری با مفهوم مرگ در تماسند، پژوهش بسیار کمی صورت پذیرفته است.

در مجموع از لحاظ نظری پژوهش حاضر به افزایش دانش ما از رابطه متغیرهای ارزش­ها (که از متغیرهای درونی فرد است) و حمایت اجتماعی (ادراک از یک متغیر بیرون از فرد) با اضطراب مرگ بیماران کمک می­ کند. هرچند که مطالعات دیگری این متغیرها را بصورت جداگانه بررسی کرده­اند، اما ارتباط آنها به ویژه ارتباط بین ارزش­های شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ با نقش واسطه­ای حمایت اجتماعی، مورد پژوهش قرار نگرفته است.

از لحاظ کاربردی نیز این پژوهش می­تواندبه تدوین برنامه ­های مداخلاتی در شکل­دهی و حمایت از ارزش­های تقویت کننده­ سلامت روان، ایجاد مراکز و نهادهای حمایتی و گروه­های خودکمکی، مشاوره خانواده، کلوب­ها و شبکه های اجتماعی یاری­دهنده کمک کند.

۱-۴- اهداف پژوهش

۱-۴-۱- هدف کلی پژوهش

تعیین رابطه ی میان ارزش­های شخصی و حمایت اجتماعی ادراک شده با اضطراب مرگ در زنان و مردان مبتلا به بیماری ام اس می­باشد.

۱-۴-۲- اهداف جزیی پژوهش

  1. تعیین رابطه بین ارزش­های شخصی و اضطراب مرگ در مردان و زنان مبتلا به بیماری ام اس
  2. تعیین رابطه بین ادراک حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ در مردان و زنان مبتلا به بیماری ام اس

 

۱-۵- سوال های پژوهش

بررسی جایگاه حیات طیبه در سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران

فصل اول
 مقدمه:
 
حیات طیبه یکی از مقولات بنیادی در اندیشه‌ی بشر معاصر است. مسلمان و غیرمسلمان از منظر خاص خود این موضوع را موردمطالعه قرار داده‌اند و با توجه به دیدگاه‌های مکتبشان از آن تعریفی ارائه داده‌اند.
اصطلاح حیات طیبه برگرفته از قرآن کریم (آیه‌ی ۹۷ سوره نحل) است. حیات پاک در اصطلاح اسلامی نوعی زندگی است که انسان در ارتباط باخدا به آن دست می‌یابد و با دست یافتن به آن در همه‌ی ابعاد وجودی خود از پلیدی برکنار خواهد ماند. این ابعاد شامل جسم، اندیشه و اعتقاد، میل، اراده و عمل است. (باقری،۱۳۸۹)
قرآن حیات طیبه را به‌عنوان حیات واقعی بیان نموده است. حیات طیبه اثر خاص و محصول نوعی زندگی است که در آن التزام و پای بندی به احکام و معارف دین، تحقق عینی و عملی یافته است. در حیات طیبه طهارت و پاکی، جمیع شئون انسان‌ها را در برگرفته و اعتقادات و اخلاقیات و اعمال و رفتار مردم تطهیر شده و معارف و مسائل اخلاقی و احکام الهی، مطهر و پاک‌کننده‌ی زندگی انسان‌هاست. (علی‌اکبری،۱۳۹۰)
در مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت ایران نیز حیات طیبه به‌عنوان وضع مطلوب زندگی بشر بر اساس نظام معیار ربوبی است که با انتخاب و التزام آگاهانه و اختیاری این نظام معیار در همین زندگی دنیایی و در جهت تعالی آن از سوی خداوند به انسان اعطا می‌شود و تحقق آن باعث دستیابی به‌غایت اصیل زندگی انسان یعنی قرب الی الله خواهد شد.
از مفهوم تربیت تعاریف متعددی ارائه‌شده است ولی در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران به‌عنوان مهم‌ترین سند اجرایی در حوزه آموزش‌وپرورش

 تربیت عبارت است از:”فرایند تعاملی زمینه‌ساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متر بیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی به‌منظور هدایت ایشان در مسیر

مطلب دیگر :

تاثیر طلاق و اختلافات زناشویی بر کودکان

 آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد”(مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت)

با توجه به اینکه هدف همه‌ی فعالیت‌های تربیتی نیل به قرب الی الله بیان‌شده است و راه رسیدن به این هدف متعالی نیز در تحقق مراتب حیات طیبه عنوان‌شده است و با عنایت به نقش کلیدی آموزش‌وپرورش در تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه، بررسی جایگاه حیات طیبه در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت و شناسایی نقش آموزش‌وپرورش در فراهم آوردن زمینه‌ی تحقق حیات طیبه اهمیت زیادی دارد.
در این فصل ضمن بیان مسئله و بیان اهمیت و ضرورت تحقیق ازلحاظ عملی و نظری و بیان اهداف و سؤالات پژوهش به تعریف واژگان و مفاهیم خواهیم پرداخت.
۱ ـ ۱ بیان مسئله:
تعلیم و تربیت همواره از دغدغه‌های مصلحان و متفکران بوده و تعاریف متعددی از آن ارائه داده‌اند. طبق تعریفی که از تربیت در فلسفه تربیت در ایران (سند تحول بنیادین آمورش و پرورش) بیان‌شده است تربیت عبارت است از “فرایند تعاملی زمینه‌ساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متر بیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی به‌منظور هدایت ایشان در مسیر آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همه‌ی ابعاد. (مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران،۱۳۹:۱۳۹۱)
اگر تعلیم و تربیت را صیرورت و تحول آدمی از وضع موجود به وضع مطلوب تلقی کنیم، بدون شک این تحول، نیازمند به آگاهی از هدف و مجموعه اهدافی است که جهت و مسیر حرکت و سرانجام، منزل نهایی آن را مشخص می‌سازد. آنچه به نام فلسفه آموزش‌وپرورش و یا فلسفه و اصول آموزش‌وپرورش نامیده می‌شود، بیشتر جنبه‌ای است از فلسفه که به سنجش آموزش‌وپرورش سازمان‌یافته‌ای که مقصد آن آماده کردن نوآموزان برای زندگانی است می‌پردازد به همین دلیل است که پرسش‌های آن بیشتر درباره‌ی برنامه، هدف، روش واصل‌هایی است که باید برگزید. (نقیب زاده،۱۳۶۸:۱۷)

بررسی تاثیر نوع رفتار معلم هنگام برگزاری امتحان (ریاضی) در نتایج ارزشیابی دانش آموزان شهرستان ایلام

۴-۱۱-۲استانداردهای صحت و دقت.۲۷
۱۲-۲استانداردهای توانایی های حرفه ای معلمان.۲۷
۱۳-۲انواع ارزشیابی۲۸
۱-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به زمان و اهداف استفاده از آنها۲۸
۱-۱-۱۳-۲ارزشیابی آغازین یا سنجش آغازین.۲۸
۲-۱-۱۳-۲ارزشیابی تکوینی.۳۰
۳-۱-۱۳-۲ارزشیابی پایانی۳۳
۲-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموشی با توجه به ملاک مورد استفاده۳۵
۱-۲-۱۳-۲ارزشیابی وابسته به ملاک۳۵
۲-۲-۱۳-۲ارزشیابی وابسته به هنجار.۳۶
۳-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به موضوع ارزشیابی۳۶
۱-۳-۱۳-۲ارزشیابی از دانش آموزان و دانشجویان.۳۷
۲-۳-۱۳-۲ارزشیابی از برنامه درسی و مواد آموزشی.۳۷
۳-۳-۱۳-۲ارزشیابی از آموزشگاه.۳۸
۴-۳-۱۳-۲ارزشیابی از کارکنان آموزشگاه۳۸
۱۴-۲انواع آزمون ها۳۹
۱-۱۴-۲آزمونهای تشریحی یا انشایی.۳۹
۱-۱-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای تشریحی۴۰
۲-۱-۱۴-۲قواعد تهیه سوالهای تشریحی۴۰
۲-۱۴-۲آزمونهای کوته پاسخ۴۱
۱-۲-۱۴-۲محاسن و معایب سوالهای کوته پاسخ.۴۱
۲-۲-۱۴-۲قواعد تهیه سوالهای کوته پاسخ. ۴۲
۳-۱۴-۲آزمونهای صحیح-غلط.۴۳
۱-۳-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای صحیح-غلط۴۳
۲-۳-۱۴-۲قواعد تهیه سوالات صحیح-غلط۴۴
۴-۱۴-۲آزمونهای چند گزینه ای۴۵
۱-۴-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای چند گزینه ای۴۵
۱۵-۲روش های مختلف ارزشیابی.۴۶
۱-۱۵-۲ارزشیابی از طریق مشاهده ۴۶
۲-۱۵-۲ارزشیابی از طریق انجام کار.۴۷
۳-۱۵-۲ارزشیابی از طریق آزمون شفاهی.۴۷
۱۴-۱۵-۲ارزشیابی از طریق آزمون کتبی. ۴۷
۱۶-۲الگوهای ارزشیابی۴۸
۱-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر هدف۴۸
۲-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر مدیریت.۴۹
۳-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر مصرف کننده.۴۹
۴-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر نظر متخصصان۵۰
۵-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان۵۰
۶-۱۶-۲رویکرد طبیعت گرایانه و مبتنی بر مشارکت کنندگان۵۱
بخش دوم:معلم
۱-۲مقدمه۵۱
۲-۲صلاحیت های معلمی. ۵۲
۱-۲-۲صلاحیتهای شناختی.۵۲
۲-۲-۲صلاحیت های عاطفی.۵۲
۳-۲-۲صلاحیتهای مهارتی. ۵۳
۳-۲ارتباط متقابل معلم و دانش آموز۵۵
۴-۲نقش معلم.۵۶
۵-۲وظایف و مسئولیت های معلم۵۷
۶-۲خصوصیات ذاتی معلم۵۸
بخش سوم:پیشینه تحقیق
الف)تحقیقات داخلی. ۶۱
ب)تحقیقات خارجی.۶۴
ج)جمع بندی مبانی نظری و پیشینه تحقیق.۶۶
د)چهارچوب مفهومی پژوهش۶۸
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
۱-۳مقدمه۷۰
۲-۳روش پژوهش. ۷۱
۳-۳قلمرو پژوهش۷۱
۴-۳جامعه آماری.۷۱
۵-۳نمونه نحقیق۷۲
۶-۳ابزارهای تحقیق۷۲
۷-۳روایی ابزار اندازه گیری۷۳
۸-۳پایایی ابزار اندازه گیری۷۳
۹-۳شیوه ی انجام تحقیق. ۷۳
۱۰-۳ شیوه تحلیل داده ها.۷۵
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
۱-۴مقدمه۷۷
۲-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه کنترل۷۹
۳-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی  در گروه آزمایش۸۰
۴-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه کنترل.۸۱
۵-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش۸۲
۶-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه کنترل.۸۳
۷-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش۸۴
۸-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه کنترل۸۵
۹-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش۸۶
۱۰-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل.۸۷
۱۱-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش۸۸
۱۲-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل ۸۹
۱۳-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش۹۰
۱۴-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره ابتدایی۹۱
۱۵-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی.۹۲
۱۶-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی.۹۳
۱۷-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه اول.۹۴
۱۸-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول۹۵
۱۹-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول۹۶
۲۰-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه دوم.۹۷
۲۱-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم.۹۸
۲۲-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت درمیان دانش آموزان دوره متوسطه دوم.۹۹
۲۳-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه اول پژوهش.۱۰۰
۲۴-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه دوم پژوهش.۱۰۱
۲۵-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه سوم پژوهش۱۰۲
۲۶-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه چهارم پژوهش۱۰۳
۲۷-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه پنجم پژوهش.۱۰۴
۲۸-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه ششم پژوهش.۱۰۵
۲۹-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره ابتدایی با نمرات دانش آموزان دختر دوره ابتدایی۱۰۶


۳۰-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول۱۰۷
۳۱-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم با نمرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم.۱۰۸
۳۲-۴جمع بندی۱۰۹
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
۱-۵ مقدمه۱۱۱
۲-۵جمع بندی نتایج بررسی فرضیه های پژوهش.۱۱۲
۱-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره یک پژوهش۱۱۲
۲-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره دو پژوهش.۱۱۳
۳-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره سه پژوهش۱۱۴
۴-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره چهار پژوهش.۱۱۵
۵-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره پنج پژوهش.۱۱۷
۶-۲-۵ نتایج بررسی فرضیه ی شماره شش پژوهش.۱۱۸
۳-۵ نتیجه گیری نهایی از پژوهش حاضر با توجه به نتایج به دست آمده از شش فرضیه ی پژوهش.۱۲۰
۴-۵ پیشنهادهای کاربردی پژوهش.۱۲۲
۵-۵ پیشنهاد عناوین جهت پژوهش های آتی۱۲۳
۶-۵ محدودیت های پژوهش.۱۲۴
فهرست منابع
الف)منابع فارسی۱۲۵
ب)منابع انگلیسی۱۲۸

مطلب دیگر :


ضمائم.۱۳۰
مقدمه
از یک جنبه باید گفت فعالیت‌های آموزشی هر کشور را می‌توان سرمایه‌گذاری یک نسل برای نسل دیگر دانست. هدف اصلی این سرمایه‌گذاری، توسعه‌ی انسانی است. بر این اساس نظام آموزشی را می‌توان یکی از پیچیده‌ترین زیر نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منظور داشت. ازنظر تماس با افراد جامعه نظام آموزشی از بالاترین میزان تماس و ارتباط برخوردار است. به‌طوری‌که نظام آموزش‌وپرورش ازنظر نیروی انسانی بالاترین تعداد افراد شاغل را در میان دستگاه‌های دولتی در بردارد؛ بنابراین با توجه به گستردگی و پوشش وسیع فعالیت‌های نظام آموزشی، ارزشیابی از نیروی انسانی، ارزشیابی از برنامه‌ها، ارزشیابی کارکنان، ارزشیابی خدمات آن‌ها و ارزشیابی از عملکرد دانش‌آموزان می‌تواند نقش مؤثری در فراهم آوردن کیفیت آموزشی داشته باشد. پس با توجه به این‌که نظام آموزشی وظیفه‌ی سنگینی را بر عهده دارد، لازم است در طراحی و اجرای فعالیت‌های آن، از مطلوب‌ترین شیوه‌ها استفاده شود (بازرگان،۱۲:۱۳۹۱-۱۱).
اما از جنبه‌ی دیگر باید تأکید شود که موفقیت تحصیلی و فردی دانش‌آموزان درگرو فرایند تعاملات بین فردی با معلمان هست. هنگامی‌که سبک‌های تعاملی معلم با دانش‌آموز سازنده و مؤثر باشد، معلم هم فراهم‌کننده فرصت‌های یادگیری، هم عاملی اساسی در ارضاء دل‌بستگی‌ها و نیازها و هم پرورش‌دهنده‌ی مهارت‌های اساسی و مهم در دانش‌آموزان است. در این موارد، معلم به نیازها، ترجیحات و دل‌بستگی‌های دانش‌آموزان اهمیت می‌دهد و در رابطه‌ی گرم و صمیمانه و منطقی با شیوه‌ای غیر کنترلی و تهدیدکننده به آموزش می‌پردازد. در این زمینه تحقیقات متعددی در ارتباط با تأثیر ویژگی‌های رفتاری و نوع تعامل معلم بر رفتار، شناخت و عواطف دانش‌آموزان انجام‌گرفته است. در گروهی از تحقیقات بر سبک‌های تعاملی معلم و تأثیر آن بر پیشرفت تحصیلی و فعالیت‌های کلاسی دانش‌آموزان تأکید شده است. نتایج این گروه از تحقیقات حاکی از آن است که سبک تعاملی دانش‌آموز محوری تأثیر مثبت و بسزایی در پیشرفت تحصیلی آنان دارد (البرزی و همکاران،۱۳۹۰: ۲).
به همین خاطر می‌توان اذعان کرد رفتار و چگونگی برخورد معلم در ارزشیابی و پیشرفت دانش‌آموزان نقش بسزایی دارد. در همین راستا برای رسیدن به این امر در این پژوهش تصمیم گرفته شد تأثیر نوع رفتار معلم در ارزشیابی از دانش‌آموزان فقط در حین برگزاری امتحان سنجیده شود.

۲-۱ بیان مسئله
سنجش[۱] و ارزشیابی[۲] دانش‌آموزان به‌عنوان یک عنصر کلیدی و مهم برای اصلاح مدارس، بهبود آموزش و یادگیری به شمار می‌آید (استیگینز،۲۰۰۴). همچنین خلخالی (۱۳۸۱) اظهار می‌کند: ارزشیابی و امتحانات از دیرباز نقش مهمی در جامعه‌ی انسانی بازکرده است و به علت نقش مهم و حساس آن، موردنقد و بررسی و مطالعه فراوانی قرارگرفته است. در اهمیت ارزشیابی همین بس که با مراجعه به ادبیات و پیشینه موضوع با حجم انبوهی از متون و منابع در خصوص آزمون و ارزیابی مواجه می‌شویم که به‌نقد و بررسی و اصلاح روش‌های اندازه‌گیری تربیتی پرداخته است.
درزمینه ی نقش معلم در فرایند یادگیری دانش‌آموزان، محققان تربیتی در طی ده‌ها کار تحقیقی نشان دادند که معلمان می‌توانند انگیزش دانش‌آموزان را از طریق ساختار پاداش کلاسی، انضباط کلاسی و برنامه درسی تحت تأثیر قرار دهند. تحقیقات جدیدتری درزمینه ی نقش معلم در عملکردهای شناختی، انگیزشی و تحصیلی دانش‌آموزان در حال انجام است (میر و ترنر،۲۰۰۶؛ شو تز و دی کیور،۲۰۰۲؛ ساکیز،۲۰۰۷). در همین راستا شعبانی (۱۳۸۷) می‌گوید علت ترس و اضطراب از ارزشیابی، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روش‌های نادرست ارزشیابی است.
سبحانی نژاد و زمانی منش (۱۳۹۱) در تحقیقی که انجام دادند اولویت‌بندی معلم اثربخش را به ترتیب شامل الف) ابعاد شخصیتی؛ ب)، ارزشیابی؛ ج) تدریس؛ د) مدیریت کلاس درس می‌دانند. لوی[۳] و مینگ[۴] (۲۰۰۹) مطالعه‌ای کیفی در مورد معلمان اثربخش در کشور چین انجام دادند و طبق تحقیقات و مطالعات انجام داده دراین‌باره به این نتیجه رسیدند که ابعاد معلمان اثربخش عبارت از چهار مؤلفه هست:۱) اخلاق معلم؛۲) مهارت‌های حرفه‌ای معلم؛۳) پیشرفت حرفه‌ای معلم؛۴) تأثیر معلم در نمره امتحانات دانش‌آموزان. ساوا[۵] (۲۰۰۲) در پژوهشی با عنوان علل بروز تعارض در رفتار معلم و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی و ویژگی‌های روان‌تنی دانش‌آموزان الگویی را ارائه داده است و نشان داده است که متغیرهای پیش‌بین تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر متغیرهای ملاک دارند. در پژوهشی که مهاجری و همکاران (۱۳۹۱) باهدف رابطه‌ی بین قابلیت‌های حرفه‌ای معلمان دوره ابتدایی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که رابطه‌ی معنی‌داری بین قابلیت‌های حرفه‌ای معلمان با عملکرد دانش‌آموزان وجود دارد. در تحقیقی که فانی و خلیفه (۱۳۸۸) تحت عنوان بررسی ادراک از رفتار معلم با خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دوره راهنمایی شهر شیراز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی به‌طورکلی و به تفکیک جنسیت و پایه، درمجموع رابطه‌ای معنادار وجود دارد.
بنابراین با توجه به مطالبی که بیان شد می‌توان گفت در توسعه‌ی آموزش‌وپرورش ملاک‌ها و برگ خریدهای بسیاری نقش دارند، یکی از مهم‌ترین این ملاک‌ها نظام ارزشیابی در آموزش‌وپرورش است. در درون نظام ارزشیابی نیز عوامل زیادی قرار دارند؛ یکی از این عوامل دانش‌آموز است که نقش مؤثری در نظام آموزشی دارد. پس اگر ما شرایط مناسب را برای عملکرد این دانش‌آموزان در درون نظام آموزشی و نظام ارزشیابی فراهم کنیم تا آن‌ها بتوانند استعدادها و توانایی‌ها و عملکرد خودشان را به بهترین نحو به نمایش بگذارند این باعث بهبود و پیشرفت نظام آموزشی و رسیدن به بهترین نتیجه می‌شود. عامل دیگر معلم است و ازاین‌جهت معلم نقش انکارناپذیری در ارتقا و پیشرفت دانش‌آموزان و بخصوص تأثیر زیادی در سیستم ارزشیابی از دانش‌آموزان دارد. پس در اینجا با توجه به این امر که شخص معلم است که همیشه در ارتباط و تعامل بادانش‌آموزان است و ازهرجهت بر عملکرد و نگرش آن‌ها تأثیر می‌گذارد پس باید به طریقه برخورد و نوع رفتار معلم بادانش‌آموزان همیشه توجه کافی داشته باشیم. لذا با توجه به این گفته‌ها باید نوع رفتار معلم به‌عنوان یک مؤلفه یا متغیر و تأثیر آن بر عملکرد دانش‌آموزان (ارزشیابی از دانش‌آموزان) بیش‌ازپیش در درون نظام آموزشی موردتوجه قرار بگیرد. همچنین با توجه به این امر که درس ریاضی یک از درس‌های پایه و مهم در همه‌ی مقاطع تحصیلی هست و معمولاً دانش‌آموزان بیشتر در این درس مشکل‌دارند لذا امتحان از درس ریاضی به‌عنوان ملاک انتخاب‌شده است. به همین خاطر در این پژوهش نقش و تأثیر نوع رفتار معلم در ارزشیابی از دانش‌آموزان در درس ریاضی موردبررسی قرارگرفته است. درهرصورت سؤال اصلی تحقیق حاضر به این صورت است:
«آیا نوع رفتار[۶] معلم تأثیری[۷] در نتایج[۸] ارزشیابی[۹] از دانش‌آموزان در هنگام برگزاری امتحان[۱۰] دارد؟
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
الف. اهمیت نظری:

  1. افزایش دانش نظری در زمینه ارزشیابی آموزشی.
  2. افزایش اطلاعات نظری درباره معلمان اثربخش و صلاحیت‌های و مهارت‌های معلم.

ب. اهمیت عملی:

  1. کمک به مسئولان برای شناسایی مشکلات نظام ارزشیابی موجود و اقدام برای حل این مشکلات.
  2. کمک به مدیران در جهت آماده‌سازی فضای مناسب روانی در جلسه امتحان.
  3. فراهم کردن زمینه برای توجه هرچه بیشتر به نقش و تأثیرگذاری معلم در بهبود عملکرد دانش‌آموزان.
  4. نتیجه‌ی این تحقیق کمک می‌کند تا برای بهبود عملکرد دانش‌آموزان در امتحانات نقش عوامل زمینه‌ای را بیشتر در نظر بگیرند و در این راستا تصمیمات بهتری بگیرند.
  5. کمک به مسئولان در زمینه انتخاب معلمان اثربخش برای تدریس و ارزشیابی در نظام آموزشی.

4-1 هدف‌های تحقیق
الف. هدف کلی:
مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی از دانش‌آموزان هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
ب.اهداف فرعی:

  1. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع ابتدایی هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
  2. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدایی هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
  3. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
  4. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
  5. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
  6. مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).

بررسی تطبیقی مبانی اخلاق طبیعت گرا و اثبات گرا از دیدگاه روسو و مور و دلالتهای آن در تربیت اخلاقی

۵-۳-۱پیشنهادات حاصل تحقیق ۱۰۰
۵-۳-۲پیشنهادات برای تحقیقات بعدی ۱۰۰
فهرست منابع و مآخذ ۱۰۲
چکیده انگلیسی  107
بیان مسئله :
یکی از مسائل مهمی که تعلیم و تربیت معاصر با آن رو به‏روست، مسئله تربیت اخلاقی است. اهمیت تربیت اخلاقی در نظام‌های آموزشی و پرورش، امری بدیهی و غیر قابل انکار است. اصولاً اخلاق و تربیت اخلاقی، یکی از ارکان اساسی فرهنگ بشری را تشکیل می‏دهد. به همین دلیل، این موضوع از دیرباز مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. سازندگی درونی انسان و اصلاح و تهذیب نفس او در سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی او نقش بسزایی دارد، به طوری که اگر انسان تمامی علوم را تحصیل کند و کلیه نیروهای طبیعت را به تسخیر خویش در آورد، اما از تسخیر درون و تسلط بر نفس خود ناتوان باشد، از رسیدن به سعادت و نیل به کمال باز می‌ماند. تمامی پیشرفت‌های علمی و صنعتی در صورتی که با اصلاح درون انسان همراه نباشد، کاخ‌های سر به فلک کشیده‏ای را می‌مانند که بر فراز قله آتشفشان بنا شده باشد. از این‌رو، تربیت روحی و اخلاقی انسان برای هر جامعه‌ای امری حیاتی است. با وجود این، نگاهی به اوضاع جوامع بشری نشان می‌دهد آنچه قبل از همه به دست فراموشی سپرده شده، تربیت اخلاقی و معنوی انسان است.(نوروزی ،عاطفت دوست ،۵۳:۱۹۳۰)
در حوزه ی اخلاقیات ، یکی از مباحثی که مطرح است و به ویژه مربیان اخلاقی و فیلسوفان اخلاقی بدان توجه داشته اند ، تربیت اخلاقی[۱]است.در اینجا باید به تمایز میان دو واژه ی اتیکز[۲] و مورال[۳]  اشاره کرد.   واژۀ اتیکز به معنای اخلاق و از واژۀ یونانی Ethiko به معنای شخص گرفته شده و با واژۀ Ethos به معنای خلق و منش مرتبط و هم معنا است و گاه به معنای عرف و عادت [۴] یا کاربرد[۵] و کارکرد ترجمه و استعمال می‌شود. واژۀ Morality نیز از واژۀ لاتین Moralize گرفته شد و با افعالی که بدون لحاظ ویژگی‌ها و شخصیت فردی درست یا نادرست‌اند مرتبط است.(حسینی ۱۳۸۷)
در ارتباط با اهمیت تربیت اخلاقی ، بیان خاستگاه های فلسفی به ما کمک میکند به صورت روشن تری به تربیت خلاقی بپردازیم.از جمله ی این موارد روشن کردن مبانی فلسفی هرکدام از دیدگاه ها و رویکردهای فلسفی است.در دیدگاه ها و رویکردهای تربیت اخلاقی ، ۲ رویکرد عمده وجود دارد : رویکرد اثبات گرایانه [۶] که در فلسفه با کار فیلسوفانی چون برتراند راسل و جورج ادوارد مور ، به ویژه با تولد فلسفه ی تحلیلی به اوج میرسد . رویکرد دوم ، رویکرد طبیعت گرا [۷] که به نوعی مقابل رویکرد اثبات گرا بوده و با کار روسو و کانت در قردن هفدهم ادامه پیدا میکند.باید گفت که روش های کمّی در مباحث مربوط به اخلاقیات از رویکرد اثباتگرایی و روش های کیفی از طبیعت گرایی نشات میگیرد.


در این پژوهش ،هدفمان این است که این دو رویکرد را از دیدگاه نمایندگان برجسته ی آنها یعنی ژان ژاک روسو و جورج ادوارد مور، به مقابله بکشیم تا مفهوم تربیت اخلاقی بیشتر و بهتر مشخص شود و از این طریق دریابیم که در عصر حاضر ، در زمینه ی تربیت اخلاقی ، با مشخص کردن نقاط قوت و ضعف هر دو دیدگاه ، کدام یک می تواند بیشتر کمک کند. مهمترین دلیل انتخاب این موضوع و به مقابله کشیدن این دو دیدگاه ، این مسئله است که دیدگاه اثبات گرایی به نوعی نماینده ی روش های کمیت گرا در مباحث اخلاقی است و دیدگاه طبیعت گرایی نماینده ی روش های کیفیت گرا است. در واقع به طور کلی نمایندگان اثبات گرا اخلاق را امری کمی و نمایندگان طبیعت گرا اخلاق را امری کیفی میدانند. به عبارت دیگر ، این دو دیدگاه ، دو قطب یک طیف را تشکیل میدهند.در این بین ، نگاهی به پژوهش های انجام شده در این زمینه ، نشان میدهد که تاکنون پژوهش دقیقی در زمینه ی مقایسه این دو دیدگاه درباره ی مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی انجام نشده است.در حالی که دو رویکرد مزبور و به ویژه نمایندگان آن از صاحبنظران برجسته ی اخلاق و تربیت اخلاقی می باشند.در مورد تربیت اخلاقی از منظر روسو پژوهش های بسیار اندکی انجام شده است که عمده ی آن شامل موارد زیر می باشد: تحول اندیشه تربیت منفی و نقش آن در نظریه ژان ژاک روسو ، کانت و فروبل (سراوانی ، ۱۳۸۳).نتیجه ی این تحقیق نشان میدهد که هر چند روسو نخستین کسی است که بحث تربیت منفی را مطرح کرد و آن را رویاروی روش مرسوم تعلیم و تربیت قرار داد اما کانت زیاده روی های روسو در تربیت منفی را کنار گذاشت و فروبل نیز بر تربیت واگذارنده تاکید کرد .در تحقیق دیگری تحت عنوان اخلاق از دیدگاه روسو و ولتر(جوانبخت ، ۱۳۸۷) روسو از این ایده دفاع می

مطلب دیگر :

خرید پایان نامه : او،

 کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم و جبران کند به اخلاق پرداخت . با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.در مورد اندیشه های اخلاقی و تربیت اخلاقی جورج ادوارد مور نیز ، پژوهشها بسیار اندک و محدود به ترجمه ی آثار و نقد آنها می باشد. پایان نامه ای با عنوان مبانی اخلاق (شهلایی مقدم ،۱۳۷۸)صرفا به ترجمه ی کتاب مبانی اخلاق جورج ادوارد مور پرداخته و در مقدمه ی کتاب ، تحلیلی مختصر درباره ی محتوای کلی کتاب ، فلسفه ی تحلیلی ، نگاه مور نسبت به اخلاق و ارائه شده است .از این رو در این پژوهش تلاشمان بر این است که به این سوال پاسخ دهیم که نقاط افتراق و اشتراک اندیشه های طبیعت گرایی و اثبات گرایی در مورد مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو و مور ، چیست؟ این دو رویکرد چه نگاهی به مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی دارند ؟

۱-۲ اهداف تحقیق :
هدف کلی :
بررسی و تعیین نقاط افتراق و اشتراک دو نظریه ی اخلاقی اثبات گرا ( از دیدگاه مور ) و طبیعت گرا ( از دیدگاه روسو ) در خصوص تربیت اخلاقی
اهداف جزئی:
-تعیین دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه روسو
-تعیین دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه مور
-تعیین دلالت های مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه مور
-تعیین دلالت های مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو
-احصاء نکات افتراق این دو دیدگاه در  خصوص تربیت اخلاقی
-احصاء نکات اشتراک این دو دیدگاه درخصوص تربیت اخلاقی
۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق :
۱-۳-۱اهمیت و ضرورت نظری :
الف ) بسط و گسترش دامنه ی نظری مربوط به اخلاق و تربیت خلاقی
ب) کمک فکری نظری جهت حل چالشها و تنگناهای نظری در حوزه ی مفهوم سازی اخلاق و تربیت اخلاقی
۱-۳-۲  اهمیت و ضرورت عملی  :
الف ) کمک و مساعدت به معلمان به ویژه معلمان دینی ، اخلاق و الهیات در خصوص روشنگری بیشتر مفاهیم تربیت اخلاقی
ب) کمک به برنامه ریزان آموزشی و درسی در حوزه کیفیت بخشی به برنامه های آموزش دینی و اخلاقی
ج) کمک به کارشناسان آموزشی و مدیران اجرایی در جهت برنامه ریزی بهینه در حوزه ی آموزشهای اخلاقی
۱-۴ سوالات تحقیق :

  • دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه اثبات گرا چیست ؟
  • دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه طبیعت گرا چیست ؟
  • دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه مور چیست؟
  • دلالت های مربوط به اخلاق از دیدگاه روسو چیست؟
  • دلالتهای مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه مور چیست؟
  • دلالتهای مربوط به تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو چیست؟