۲-۲- ارزشهای شخصی.۱۲
۲-۲-۱- تعریف ارزشهای شخصی.۱۲
۲-۲-۲- منشا پیدایش ارزشها۱۳
۲-۲-۳- ماهیت ارزشها۱۴
۲-۲-۴- نقش و اهمیت ارزشها۱۵
۲-۲-۵- شکل گیری و تحول ارزشها۱۵
۲-۲-۶- تعارض ارزشها۱۶
۲-۲-۷- کارکرد ارزشها۱۶
۲-۲-۸- ارزشها از دیدگاه نظریه های های روانشناسی.۱۷
۲-۲-۸-۱- نظریه وبر.۱۷
۲-۲-۸-۲- نظریه اشپرانگر۱۷
۲-۲-۸-۳- نظریه روانکاوی.۱۸
۲-۲-۷-۴- نظریه وجودی.۱۸
۲-۲-۸-۵- رویکرد انسانگرایانه آلپورت۱۹
۲-۲-۸-۶- نظریه هافمن.۱۹
۲-۲-۷-۷- نظریه راکیچ۱۹
۲-۲-۸-۸- نظریه اولویتهای ارزشی شوارتز .۲۰
۲-۳- حمایت اجتماعی۲۵
۲-۳-۱- تعاریف حمایت اجتماعی.۲۵
۲-۳-۲- انواع حمایت اجتماعی۲۸
۲-۳-۳- منابع حمایت اجتماعی۳۰
۲-۳-۴- نظریه های مربوط به حمایت اجتماعی.۳۲
۲-۳-۴-۱- دیدگاه روان پویشی.۳۲
۲-۳-۴-۲- دیدگاه روانی – اجتماعی.۳۲
۲-۳-۴-۳- رویکرد انسانگرا.۳۳
۲-۳-۴-۴- دیدگاه شناختی.۳۴
۲-۳-۴-۵- دیدگاه یادگیری اجتماعی – شناختی۳۴
۲-۳-۵- مدلهای مطرح شده پیرامون حمایت اجتماعی۳۵
2-3-5-1- مدل اپی ژنتیک۳۵
۲-۳-۵-۲- مدل سلسله مراتبی جبرانی.۳۶
۲-۳-۵-۳- مدل صمیمیت۳۶
۲-۳-۵-۴- مدل تعداد حمایت کننده های در دسترس۳۶
۲-۳-۵-۵- نظریه دو عاملی سلامت هیجانی۳۷
۲-۳-۵-۶- چشمانداز محیط نگر.۳۷
۲-۳-۵-۷- چشمانداز تفاوت فردی.۳۸
۲-۳-۵-۸- تئوری نظام شبکه های ارتباطی۳۸
۲-۳-۵-۹- مدل در دسترس بودن حمایت اجتماعی.۳۹
۲-۳-۵-۱۰- مدل سپر در برابر استرس.۳۹
۲-۳-۵-۱۱- نظریه اثر اصلی یا تاثیر مستقیم۴۰
۲-۴- اضطراب مرگ.۴۰
۲-۴-۱- تعریف مرگ.۴۰
۲-۴-۲- مراحل مرگ.۴۱
۲-۴-۳- شکل گیری مفهوم مرگ۴۱
۲-۴-۴- تعریف اضطراب مرگ.۴۱
۲-۴-۵- انواع اضطراب مرگ.۴۲
۲-۴-۶- دیدگاههای نظری مربوط به مرگ.۴۴
۲-۴-۶-۱- روانکاوی۴۴
۲-۴-۶-۲- وجودگرایی۴۴
۲-۴-۶-۳- نظریه کوبلر- راس۴۶
۲-۴-۷- اضطراب مرگ از دیدگاه اسلام۴۷
۲-۴-۸- ترس از مرگ به مثابه اضطرابی واقعی.۴۸
۲-۵- پیشینه تحقیقاتی.۵۰
۲-۵-۱- تحقیقات انجام شده در زمینه ارزش های شخصی.۵۰
۲-۵-۲- تحقیقات انجام شده در زمینه حمایت اجتماعی۵۱
۲-۵-۳- تحقیقات انجام شده در زمینه اضطراب مرگ.۵۴
فصل سوم۵۶
۳-۱- روش و طرح پژوهش.۵۷
۳-۲- جامعه آماری تحقیق، روش نمونه گیری و حجم نمونه۵۸
۳-۳- موقعیت، شیوه اجرا و جمعآوری اطلاعات۵۷
۳-۴- ابزار گردآوری داده ها.۵۷
۳-۵- اعتبار مقیاسهای پژوهش بر اساس تحلیل عاملی تأییدی۵۸
۳-۶- مقیاس اضطراب مرگ.۵۸
۳-۶-۱- پایایی مقیاس اضطراب مرگ۵۹
۳-۶-۲- اعتبار سازه مقیاس اضطراب مرگ۵۹
۳-۷- مقیاس حمایت اجتماعی۶۰
۳-۷-۱- پایایی مقیاس حمایت اجتماعی.۶۱
۳-۷-۲- اعتبار سازه مقیاس حمایت اجتماعی.۶۱
۳-۸- مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS).62
۳-۸-۱- پایایی مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS)63
۳-۸-۲- اعتبار سازه مقیاس زمینهیاب ارزشی شوارتز (SVS)63
۳-۹- روشهای آماری۶۴
فصل چهارم۶۵
۴-۱- شاخصهای آمار توصیفی.۶۶
۴-۲- یافته های استنباطی.۷۱
فصل پنجم۷۷
۵-۱- بحث و نتیجه گیری۷۸
۵-۲- محدودیتهای پژوهشی۸۶
۵-۳- پیشنهادها۸۶
۵-۳-۱- پیشنهادهای پژوهشی .۸۶
۵-۳-۲- پیشنهادهای کاربردی۸۶
منابع.۸۸
منایع فارسی.۸۹
منابع لاتین۹۵
مقدمه
انسان در طول تاریخ همیشه به نحوی دستخوش دگرگونی، تغییر و تحولاتی بوده است. این تغییرات باعث شده است که انسان مجبور باشد خود را با این شرایط جدید سازگار کند. یکی از این تغییرات پدیده مرگ است. مرگ، شخصیترین و حتمیترین واقعیت درونی انسانها است. تفکر درباره مرگ بخش انفکاکناپذیری از روند زیستن بوده است که شاید بتوان ادعا کرد که بدون آن و ترسهای ناشی از آن، انگیزش کافی برای حیات وجود نخواهد داشت. از آنجایی که مرگ بخش اجتنابناپذیر در زندگی هر فردی است، اشتغال فکری افراد در رابطه با مرگ و مردن نیز از امور اجتنابناپذیر میباشد یکی از مهمترین ملاحظات بشر در ارتباط با مرگ و مردن موضوع ترس (هراس) از مرگ یا اضطراب مرگ است. اگر وجود ترس در انسان را واکنشی طبیعی بدانیم، هیچ ترسی طبیعیتر از هراس بشر از مرگ نیست. از سوی دیگر شاید بتوان مرگ را بزرگترین و مهمترین سرچشمه ترس های آدمی دانست. واکنشهای هیجانی از ترس و جلوههای گوناگون آن آغاز میشود و سایر انواع عواطف را نیز دربرمیگیرد. در این میان بیشتر، عواطف آزاردهنده مانند اضطراب، افسردگی، خشم و احساس گناه دارد (مورین و ولش[۱]، ۲۰۰۶). اضطرابی که در برابر مرگ ایجاد میشود پدیدهای طبیعی و دارای ارزش زیستشناختی است، زیرا در غیاب این اضطراب، حیات در معرض خطر قرار میگیرد. لذا این اضطراب از اجزای سازنده نهاد بشری و عاملی ضروری برای استمرار حیات فردی است. اما ترس از مرگ زمانی به عنوان یک آشفتگی هیجانی تلقی میگردد که از حد طبیعی خود خارج شود و فرد را دچار استیصال و درماندگی نماید. به طوری که اشتغال فکری در مورد مرگ مانع از طی شدن روند طبیعی زندگی گردد. این نوع اضطراب در مبتلایان به بیماریهای مزمن و طولانی شایعتر است (بلسکی[۲]، ۱۹۹۹). افراد بیمار با توجه به ویژگیهای مربوط به بیماری، از وضعیت جسمی و روانی خاصی برخوردارند که ممکن است موانع و محدودیتهایی را در زندگی برای آنها ایجاد کند و این موانع منجر به سرخوردگی و انزوا از فعالیت های اجتماعی میشود. این کنارهگیری و اجتنابها خود زمینه ساز حالات افسردگی و اضطرابی میشود. افراد بیمار با توجه به ماهیت بیماری خود در معرض اضطراب مرگ هستند و این اضطراب همان طور که گفته شد در بیماریهای مزمن مانند سرطانها، بیماری های قلبی، ایدز، ام اس و هپاتیت بیشتر مشاهده میشود. در نتیجه بجاست که با فراهم کردن بسترهای حمایتی در جامعه و با شناسایی مشکلات و موانعی که در زندگی بیماران وجود دارد، در جهت رفع مشکلات، ارتقای روحیه و افزایش امیدواری و کاهش حالات افسردگی و اضطرابی بیماران تلاش شود. این پژوهش نیز با هدف شناخت عوامل ارزیابیکننده درونی موثر بر نگرش بیماران (ارزشها) و تاثیر منابع تقویتی (حمایت اجتماعی) در اضطراب مرگ بیماران صورت گرفته است.
۱-۲- بیان مساله
بیماری تصلب چندگانه[۳] که به اختصار به آن ام اس (MS) گفته میشود، یک بیماری مزمن دستگاه اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) میباشد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر در سرتاسر دنیا دچار این بیماری میباشند. ام اس، بیماری مزمن و ناتوانکننده ای است که ماده سفید مغز را درگیر می کند. دمیلینیزه شدن ماده سفید سبب ایجاد اختلالات و عوارضی در دستگاه عصبی میشود (حسنعلیزاده و صدرخوانلو، ۱۳۸۰). نمیتوان علت خاصی را در بروز این بیماری دخیل دانست اما مجموعه ای از علل محیطی، عفونی، ژنتیکی، ایمنی، ویروسها، سموم، سوخت و ساز و موادی چون اکسیدنیتریک در بروز آن دخیل اند (براون[۴]، ۲۰۰۵).
ام اس معمولاً درمان قطعی ندارد، هدف اصلی درمان ام اس، متوقف کردن ناتوانی پیشرونده ناشی از حملات حاد، ام اس عودکننده، بهبود یابنده یا پیشرونده مزمن است و به این منظور از داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها[۵] و اینترفرونها[۶]یی مانند آونکس[۷] و اینترفرون بتا – ۱ ب[۸] استفاده می شود (براون، ۲۰۰۵؛ جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱). اما، ممکن است حادثه بزرگتر از تغییر جسمی، تغییرات روحی و روانی آنها باشد. روان بیمار ام .اس تحت تأثیر جسم وی قرار میگیرد و سخت وی را آزار میدهد(روگلیاتی[۹] و همکاران، ۲۰۰۶؛ جاناردان و باکسی[۱۰]، ۲۰۰۲).
سلامت روان از اهم مسائل بهداشتی است و چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیتهای زندگی نشان داده و به درک ما از خود و زندگی معنی میدهد، به طوری که در تعریف، به عنوان علمی برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیشآمدهای زندگی قلمداد میشود (روگلیاتی و همکاران، ۲۰۰۶).
اهمیت پرداختن به جنبه های روانی سلامت بر کسی پوشیده نیست . یکی از مهمترین دلایل اهمیت بهداشت روان، شیوع بالا و ناتوانکننده و نیز بسیار شدید و طولانی بعضی از اختلالات روانی است، بطوریکه طبق گزارش مجامع علمی، حدود نیم میلیارد نفر از مردم دنیا از اختلالات روانی و مغزی رنج میبرند و میلیونها فراموش شده درد و رنج خود را پشت دیوارهای ناامیدی نه تنها در سکوت و انزوا، بلکه در احساس شرمساری، محرومیت و مرگ تحمل می کنند سلامت روان در بیماران مبتلا به ام اس به
دلیل درگیری وسیع ماده سفید، دچار اختلال می شود . در همهگیرشناسی[۱۱] ام اس وارد شدن ضربه های روحی و استرس نیز دخیل است (جنتی، عظیمی و محمودی، ۱۳۸۱).
کی از مواردی که می تواند در ارتباط با بیماران ام اس بررسی شود میزان اضطراب مرگ[۱۲] افراد و دیدگاه آنان نسبت به مرگ است. مرگ واقعیتی اجتنابناپذیر است و هر شخصی ممکن است نسبت به آن برداشت و واکنش منحصر به فرد داشته باشد. مرگ به خاطر ماهیت پر از ابهامش، برای بسیاری از انسانها به صورت تهدیدآمیز جلوه می کند. جانسز[۱۳] و همکاران (۲۰۰۴) نشان دادند که مبتلایان به ام اس سطح بالایی از تنش و احساس شدید افسردگی را تجربه می کنند و از سلامت روان پائین برخوردار بودند و اضطراب بالایی را نسبت به مرگ گزارش دادهاند. بیماری ام اس به دلیل عدم درمان قطعی و بوجود آمدن محدودیتهای حرکتی برای بیمار و از دست دادن فعالیتهای عادی و روزمره که از ویژگیهای این بیماری است، اثرات روانی منفی زیادی را در فرد ایجاد می کند و استرس و اضطراب وی را افزایش میدهد که این به نوبه خود سبب تشدید بیماری میشود.
اضطراب و ترس از مرگ در میان تمام فرهنگها متداول است و گروهها و ادیان مختلف به طرق گوناگون با آن برخورد می کنند(هورتا و یاپ[۱۴]، ۲۰۰۶). از آنجایی که مرگ هرگز تجربه نشده و هیچ کس به وضوح آن را لمس نکرده است همه به نوعی در مورد آن دچار اضطراب هستند، ولی هرکس بنابر عوامل معینی درجات مختلفی از اضطراب مرگ را تجربه می کند و این اضطراب در بیماران بیشتر است (سینگ[۱۵]، سینگ و نیزامی[۱۶]، ۲۰۰۳).
درجات معینی از اضطراب مرگ از این جهت که فرد را مجبور می کند که از برخی شیوه های زندگی همراه با خطر دوری گزیند، می تواند سودمند تلقی شود. اگرچه باید تذکر داد که درجات خیلی زیاد اضطراب مرگ می تواند باعث اختلال در زندگی عادی روزانه فرد شود ( گایر[۱۷]، ۲۰۰۲).
تورسون[۱۸]و همکاران (۱۹۹۳)، در پژوهش خود که در رابطه با بیماران سرطانی انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که ۷۶% آنان دارای اضطراب مرگ بالایی بودند. همچنین گاسر[۱۹] و همکاران (۱۹۸۸) در تحقیق مشابهی با بیماران قلبی، به این نتیجه رسیدند که بیماران همواره، حتی زمانی که عمل موفقیت آمیز داشته اند و از لحاظ جسمی سالم هستند باز هم دارای اضطراب مرگ بوده و دید منفی نسبت به مرگ دارند.
در ارتباط با بیماران علاوه بر درمانهای دارویی حمایت خوب خانواده، دوستان و اعضای تیم درمانی از آنها ضرورت دارد تا خود را تنها احساس نکنند(عامر، ۱۳۸۰). با توجه به اینکه وضعیت روانی بیمار ام اس تحت تاثیر شرایط جسمانی وی قرار دارد، حمایتهای روانی، تشویق و اطمینان دادن به بیماران جهت کمک به جلوگیری از پیدایش ناامیدی به درمان ضروری است.
حمایت اجتماعی[۲۰] یکی از مهمترین شکلهای روابط اجتماعی است و برخورداری از آن و ادراک و تصور آن و همچنین نیاز به آن با توجه به سن، جنس، شخصیت و حتی
مطلب دیگر :
درباره سیستم کران جاب (Cron Job) چه می دانید
فرهنگ می تواند متفاوت باشد. حمایت اجتماعی ادراک شده، احساس ذهنی از تعلق داشتن، مورد عشق و احترام بودن و پذیرفته شدن است. چنین احساسی، جایگاهی امن را برای فرد فراهم می کند که در آن با ایجاد روابط صمیمانه و نزدیک، به احساس ارزشمند بودن و در نتیجه خودپندارهای مثبت دست مییابد و این همان سپر محافظ در برابر وقایع استرسزا و فرصتی برای رشد و خودشکوفایی است(نیسی، شهنیییلاق و فراشبندی، ۱۳۸۴).
سطوح متوسط شبکه اجتماعی و حمایت اجتماعی به طور دایمی در حال تغییر است و در رهبری و میزان این تغییرات تفاوت های فردی وجود دارد. با این حال تحقیقات نشان میدهد افرادی که روابط اجتماعی بیشتری دارند، سلامتی بهتر و نرخ مرگ و میر کمتری در برابر بسیاری از بیماریها از جمله اختلالات قلبی – عروقی، ایدز[۲۱] و سرطان نشان می دهند (ویلز[۲۲]، آلایر[۲۳]، السن[۲۴] و استفنس[۲۵]، ۲۰۰۷).
یالوم[۲۶] (۱۳۹۰)، عقاید مذهبی، داشتن ارتباطات صمیمانه و برخورداری از حمایت اجتماعی را باعث کاهش نگرانی و ترس از مرگ میداند و از ارتباط صحیح و دوستانه با اطرافیان به عنوان سادهترین و موثرترین راه ایجاد شادی در بین انسانها نام میبرد.
و کورتنز[۲۷] و همکاران (۱۹۹۶) و کارابلاتلا[۲۸] (۲۰۰۵ به نقل از حیدری و همکاران ۱۳۸۷) بیان می کنند که حمایت اجتماعی زمانی که به اندازه کافی ادراک شود، در دسترس باشد و فرد از دریافت آن خشنود شود، می تواند با ایجاد احساس کنترل بیشتر، افزایش اعتماد به نفس، کاهش تاثیر رویدادهای منفی زندگی، بهبود پریشانیهای عاطفی و افزایش کیفیت زندگی در ارتقای سلامت روان فرد موثر باشد.
یکی از مواردی که نیازها و خواسته های انسانی را تنظیم و فرد از طریق آن به ارزیابی رفتار خود و دیگران می پردازد و به تفسیر محیط و جایگاه خود می پردازد، ارزشهای شخصی[۲۹] افراد است (رضایی و احمدوند، ۱۳۸۴). نظام ارزشی، به عنوان درونیترین لایههای شخصیت و هویتشکل دهنده پایه های نظام نگرشی و رفتاری افراد تعریف شده و مفاهیم صریح و تلویحی در نظر گرفته شده است که از لحاظ ابزاری و هدفی برای فرد برتر است و بر روی جهتگیریهای رفتاری و تصمیمات او تاثیرگذار میباشد (پینکورات و سیلبرسن[۳۰]، ۲۰۰۴، به نقل از نیکوگفتار، ۱۳۸۶).
ارزشها نقش بسیار مهمی در زندگی افراد ایفا می کنند و تاثیر بارزی بر رفتار و عملکرد افراد دارند. مطالعات متعددی که در این زمینه انجام شده است، نشان داده که دخالت نظام ارزشی فرد در اغلب موقعیتها موثر است(احمدی ۱۳۷۸). با نگرش به اوضاع و احوال اجتماعات بشری و نظام اجتماعی و بررسی رابطه حقوق و ارزشها درمییابیم که در پهنه گیتی و در طول تاریخ، اقوام و ملل زیادی با عقاید مختلف به وجود آمده است و ادیان و مکاتب بسیاری ظهور کردهاند که دارای نقاط مشترک و وجوه افتراق بوده اند. اما آنچه که موجب جدایی انسانها از یکدیگر شده و موجد تزاحم و تعارض گشته است و بینشهای تک بعدی و یک سونگری را بوجود میآورد، اختلال در ارتباط ارزشها بوده است (جلالوندیان، ۱۳۷۸).
بنابراین با توجه به اینکه ارزشهای شخصی، نگرشها و برداشت های افراد از جهان اطراف را تعیین می کند، می تواند در دیدگاه فرد نسبت به مرگ نقش بسزایی داشته باشد و این تاثیرگذاری می تواند در کنار متغیرهای دیگری صورت پذیرد و در این پژوهش سعی شده است تا نقش متغیر حمایت اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که اکثر تحقیقات انجام شده متغیرهای ارزشهای شخصی، حمایت اجتماعی و اضطراب مرگ را بصورت جداگانه و با متغیرهای متفاوتی مطالعه کردهاند و محقق نتوانسته است تحقیقی در اینباره بیابد، بنابراین مسأله اساسی در پژوهش حاضر بررسی رابطه ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ در بیماران ام اس است.
۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش
با در نظر گرفتن این مساله که ارزشها، نگرشها علایق از جنبه های بسیار مهم شخصیت هستند، کیفیت زندگی و چگونگی رفتار و مناسبت های افراد مستقیماً از نظام ارزشی و اصول اخلاقی که بدان پایبند هستند نشات میگیرد (احمدی، ۱۳۶۸).
بسیاری از نظریهپردازان مطرح نموده اند که ارزشها به عنوان استانداردهای مطلوب هنگام قضاوت کردن در مورد رفتار، حوادث، موقع شکل گرفتن و بیان نگرشها و هنگام انتخاب و مستدل ساختن اعمال به کار میروند. علاوه بر این ارزشها به صورت بارزی در سازگاری تحصیلی و شغلی، روابط بین فردی، بهرهمندی از فعالیتها، در مورد ازدواج، انتخاب سبک زندگی و احتمالاً، در پیشگیری از ابتلا به برخی اختلالات روانی و سایر حوزههای مهم زندگی تاثیر میگذارند (میرزاحسینی، ۱۳۷۶).
با توجه به اثرات عمیق و پایدار فاکتورهای ارزشی بر رفتار و ارتباطات متقابل اعضای جامعه و با در نظر گرفتن این مساله که مبحث ارزش در گذشته فقط در حوزه مذهب و فلسفه بررسی شده است و امروزه علاوه بر آن در رشتههای دیگری چون جامعه شناسی، مردم شناسی، مشاوره و روانشناسی مورد بحث واقع شده است، شناخت ومطالعه دقیق اثرات گسترده آن قابل توجه است. ضرورت و اهمیت فوقالعاده ارزش از منظر روانشناسی در این است که ارزش به عنوان جنبه ای از شخصیت که می تواند بر ابعاد مختلف وجودی، رفتار و اعمال انسان، اهداف و شیوه زندگی اثرات پایدار بر جای گذارد، محسوب میشود و شناخت آن معیاری در جهت شناسایی رفتار آدمی است. بنابراین پژوهش و بررسی در راستای مبحث ارزش و چگونگی تاثیر آن بر سیستم فرد و ارتباط آن با محیط و اعضای جامعه ضروری به نظر میرسد( حسینی، ۱۳۸۳).
با در نظر گرفتن اهمیت ارزشها بر نگرش و رفتار افراد، بررسی و ارزیابی ارزشهای شخصی بر دیدگاه افراد بیمار ضروری مینماید. افرادی که دچار بیماری میشوند با تغییراتی در زندگی و محدودیتهایی در فعالیتهای روزمره مواجه میشوند. در بیماریهای حاد به خاطر خطرناک بودن بیماری، فرد بیمار علاوه بر تحمل ناراحتیهای جسمانی، فشارهای روانی و اضطراب زیادی را نیز متحمل میشود. در بیماری ام اس با توجه به این که فرد به طور تدریجی دچار ناتوانی میشود و نیز از آنجا که درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، فرد بیمار استرس و فشار روانی زیادی را به دوش میکشد.
طولانی بودن دوره درمان و مشکلات فراوانی که رویاروی این بیماران قرار دارد، به مرور زمان میزان توجه اعضای خانواده و دوستان را به آنان کاهش میدهد. این در حالی است که ابتلا به ام اس و تغییرات ناشی از آن در زندگی فرد، وابستگی وی به دیگران را افزایش داده، منجر به کاهش اعتماد به نفس و احساس تنهایی بیمار میشود (العربی[۳۱]، ۲۰۰۶) و نیاز به حمایت از جانب دیگران را افزایش میدهد.
درک حمایت اجتماعی می تواند از بروز عوارض نامطلوب فیزیولوژیکی بیماری جلوگیری نموده، میزان مراقبت از خود را افزایش دهد، تأثیر مثبتی بر وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی فرد بر جای گذارد و در نهایت به افزایش عملکرد منجر شود (یو[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۴). شناسایی حمایت اجتماعی درک شده در بیماران می تواند به ارتقای رفتارهای سازگاری خاص در آنها کمک کرده و حمایتهای محیطی مناسبی را برای آنان فراهم کند (ارسوی – کارت و گولدو[۳۳]، ۲۰۰۵).
یکی از مشغولیت های ذهنی افراد دارای بیماریهای حاد و از جمله آن ها ام اس، دلواپسی درباره ناتوانی تدریجی و مرگ است. اضطراب مرگ عموماً به عنوان احساس ناراحتی توأم با ترسی که معطوف به مرگ خود یا دیگران است و با در نظر گرفتن مرگ به عنوان پایان حیات یا تجسم مراسم تدفین و جسد برانگیخته میشود، تعریف میشود (فیرستون و کتلت[۳۴]، ۲۰۰۹ ). اینکه فرد چه دیدگاهی نسبت به مرگ داشته باشد، تحت تاثیر عوامل متفاوتی است. سن، جنس، نگرش مذهبی و شرایط خاصی که فرد در آن قرار دارد، بر نگرش نسبت به مرگ تاثیر میگذارد و هر یک از موارد اشاره شده را میتوان در سطوح اجتماعی ، فردی و ناخودآگاه فرد مورد بررسی قرار داد (کاستنبام[۳۵]، ۱۹۹۹).
اضطراب مرگ یک اضطراب واقعی و یکی از مهمترین مؤلفهها در سلامت روانی افراد است که می تواند تحت تاثیر ارزشهای شخصی فرد و ادراک فرد از حمایتهای محیطیش قرار گیرد. پژوهشهای داخلی متغیر اضطراب مرگ را بیشتر در جامعه دانشجویان بررسی کرده و در جامعه بیماران که به طور ملموستری با مفهوم مرگ در تماسند، پژوهش بسیار کمی صورت پذیرفته است.
در مجموع از لحاظ نظری پژوهش حاضر به افزایش دانش ما از رابطه متغیرهای ارزشها (که از متغیرهای درونی فرد است) و حمایت اجتماعی (ادراک از یک متغیر بیرون از فرد) با اضطراب مرگ بیماران کمک می کند. هرچند که مطالعات دیگری این متغیرها را بصورت جداگانه بررسی کردهاند، اما ارتباط آنها به ویژه ارتباط بین ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی با اضطراب مرگ با نقش واسطهای حمایت اجتماعی، مورد پژوهش قرار نگرفته است.
از لحاظ کاربردی نیز این پژوهش میتواندبه تدوین برنامه های مداخلاتی در شکلدهی و حمایت از ارزشهای تقویت کننده سلامت روان، ایجاد مراکز و نهادهای حمایتی و گروههای خودکمکی، مشاوره خانواده، کلوبها و شبکه های اجتماعی یاریدهنده کمک کند.
۱-۴- اهداف پژوهش
۱-۴-۱- هدف کلی پژوهش
تعیین رابطه ی میان ارزشهای شخصی و حمایت اجتماعی ادراک شده با اضطراب مرگ در زنان و مردان مبتلا به بیماری ام اس میباشد.
۱-۴-۲- اهداف جزیی پژوهش
۱-۵- سوال های پژوهش
فصل اول
مقدمه:
حیات طیبه یکی از مقولات بنیادی در اندیشهی بشر معاصر است. مسلمان و غیرمسلمان از منظر خاص خود این موضوع را موردمطالعه قرار دادهاند و با توجه به دیدگاههای مکتبشان از آن تعریفی ارائه دادهاند.
اصطلاح حیات طیبه برگرفته از قرآن کریم (آیهی ۹۷ سوره نحل) است. حیات پاک در اصطلاح اسلامی نوعی زندگی است که انسان در ارتباط باخدا به آن دست مییابد و با دست یافتن به آن در همهی ابعاد وجودی خود از پلیدی برکنار خواهد ماند. این ابعاد شامل جسم، اندیشه و اعتقاد، میل، اراده و عمل است. (باقری،۱۳۸۹)
قرآن حیات طیبه را بهعنوان حیات واقعی بیان نموده است. حیات طیبه اثر خاص و محصول نوعی زندگی است که در آن التزام و پای بندی به احکام و معارف دین، تحقق عینی و عملی یافته است. در حیات طیبه طهارت و پاکی، جمیع شئون انسانها را در برگرفته و اعتقادات و اخلاقیات و اعمال و رفتار مردم تطهیر شده و معارف و مسائل اخلاقی و احکام الهی، مطهر و پاککنندهی زندگی انسانهاست. (علیاکبری،۱۳۹۰)
در مبانی نظری تحول بنیادین نظام تعلیم و تربیت ایران نیز حیات طیبه بهعنوان وضع مطلوب زندگی بشر بر اساس نظام معیار ربوبی است که با انتخاب و التزام آگاهانه و اختیاری این نظام معیار در همین زندگی دنیایی و در جهت تعالی آن از سوی خداوند به انسان اعطا میشود و تحقق آن باعث دستیابی بهغایت اصیل زندگی انسان یعنی قرب الی الله خواهد شد.
از مفهوم تربیت تعاریف متعددی ارائهشده است ولی در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت ایران بهعنوان مهمترین سند اجرایی در حوزه آموزشوپرورش
تربیت عبارت است از:”فرایند تعاملی زمینهساز تکوین و تعالی پیوسته هویت متر بیان، به صورتی یکپارچه و مبتنی بر نظام معیار اسلامی بهمنظور هدایت ایشان در مسیر
مطلب دیگر :
تاثیر طلاق و اختلافات زناشویی بر کودکان
آماده شدن جهت تحقق آگاهانه و اختیاری مراتب حیات طیبه در همهی ابعاد”(مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت)
با توجه به اینکه هدف همهی فعالیتهای تربیتی نیل به قرب الی الله بیانشده است و راه رسیدن به این هدف متعالی نیز در تحقق مراتب حیات طیبه عنوانشده است و با عنایت به نقش کلیدی آموزشوپرورش در تربیت نیروی انسانی موردنیاز جامعه، بررسی جایگاه حیات طیبه در مبانی نظری سند تحول بنیادین تعلیم و تربیت و شناسایی نقش آموزشوپرورش در فراهم آوردن زمینهی تحقق حیات طیبه اهمیت زیادی دارد.۴-۱۱-۲استانداردهای صحت و دقت.۲۷
۱۲-۲استانداردهای توانایی های حرفه ای معلمان.۲۷
۱۳-۲انواع ارزشیابی۲۸
۱-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به زمان و اهداف استفاده از آنها۲۸
۱-۱-۱۳-۲ارزشیابی آغازین یا سنجش آغازین.۲۸
۲-۱-۱۳-۲ارزشیابی تکوینی.۳۰
۳-۱-۱۳-۲ارزشیابی پایانی۳۳
۲-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموشی با توجه به ملاک مورد استفاده۳۵
۱-۲-۱۳-۲ارزشیابی وابسته به ملاک۳۵
۲-۲-۱۳-۲ارزشیابی وابسته به هنجار.۳۶
۳-۱۳-۲دسته بندی ارزشیابی آموزشی با توجه به موضوع ارزشیابی۳۶
۱-۳-۱۳-۲ارزشیابی از دانش آموزان و دانشجویان.۳۷
۲-۳-۱۳-۲ارزشیابی از برنامه درسی و مواد آموزشی.۳۷
۳-۳-۱۳-۲ارزشیابی از آموزشگاه.۳۸
۴-۳-۱۳-۲ارزشیابی از کارکنان آموزشگاه۳۸
۱۴-۲انواع آزمون ها۳۹
۱-۱۴-۲آزمونهای تشریحی یا انشایی.۳۹
۱-۱-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای تشریحی۴۰
۲-۱-۱۴-۲قواعد تهیه سوالهای تشریحی۴۰
۲-۱۴-۲آزمونهای کوته پاسخ۴۱
۱-۲-۱۴-۲محاسن و معایب سوالهای کوته پاسخ.۴۱
۲-۲-۱۴-۲قواعد تهیه سوالهای کوته پاسخ. ۴۲
۳-۱۴-۲آزمونهای صحیح-غلط.۴۳
۱-۳-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای صحیح-غلط۴۳
۲-۳-۱۴-۲قواعد تهیه سوالات صحیح-غلط۴۴
۴-۱۴-۲آزمونهای چند گزینه ای۴۵
۱-۴-۱۴-۲محاسن و معایب آزمونهای چند گزینه ای۴۵
۱۵-۲روش های مختلف ارزشیابی.۴۶
۱-۱۵-۲ارزشیابی از طریق مشاهده ۴۶
۲-۱۵-۲ارزشیابی از طریق انجام کار.۴۷
۳-۱۵-۲ارزشیابی از طریق آزمون شفاهی.۴۷
۱۴-۱۵-۲ارزشیابی از طریق آزمون کتبی. ۴۷
۱۶-۲الگوهای ارزشیابی۴۸
۱-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر هدف۴۸
۲-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر مدیریت.۴۹
۳-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر مصرف کننده.۴۹
۴-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر نظر متخصصان۵۰
۵-۱۶-۲رویکرد مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان۵۰
۶-۱۶-۲رویکرد طبیعت گرایانه و مبتنی بر مشارکت کنندگان۵۱
بخش دوم:معلم
۱-۲مقدمه۵۱
۲-۲صلاحیت های معلمی. ۵۲
۱-۲-۲صلاحیتهای شناختی.۵۲
۲-۲-۲صلاحیت های عاطفی.۵۲
۳-۲-۲صلاحیتهای مهارتی. ۵۳
۳-۲ارتباط متقابل معلم و دانش آموز۵۵
۴-۲نقش معلم.۵۶
۵-۲وظایف و مسئولیت های معلم۵۷
۶-۲خصوصیات ذاتی معلم۵۸
بخش سوم:پیشینه تحقیق
الف)تحقیقات داخلی. ۶۱
ب)تحقیقات خارجی.۶۴
ج)جمع بندی مبانی نظری و پیشینه تحقیق.۶۶
د)چهارچوب مفهومی پژوهش۶۸
فصل سوم:روش شناسی تحقیق
۱-۳مقدمه۷۰
۲-۳روش پژوهش. ۷۱
۳-۳قلمرو پژوهش۷۱
۴-۳جامعه آماری.۷۱
۵-۳نمونه نحقیق۷۲
۶-۳ابزارهای تحقیق۷۲
۷-۳روایی ابزار اندازه گیری۷۳
۸-۳پایایی ابزار اندازه گیری۷۳
۹-۳شیوه ی انجام تحقیق. ۷۳
۱۰-۳ شیوه تحلیل داده ها.۷۵
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
۱-۴مقدمه۷۷
۲-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه کنترل۷۹
۳-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش۸۰
۴-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه کنترل.۸۱
۵-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر مقطع ابتدایی در گروه آزمایش۸۲
۶-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه کنترل.۸۳
۷-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش۸۴
۸-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه کنترل۸۵
۹-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه اول در گروه آزمایش۸۶
۱۰-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل.۸۷
۱۱-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران پسر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش۸۸
۱۲-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه کنترل ۸۹
۱۳-۴تحلیل به دست آمده از میانگین نمره دانش آموران دختر دوره متوسطه دوم در گروه آزمایش۹۰
۱۴-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره ابتدایی۹۱
۱۵-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی.۹۲
۱۶-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره ابتدایی.۹۳
۱۷-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه اول.۹۴
۱۸-۴ تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول۹۵
۱۹-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول۹۶
۲۰-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل در برابر گروه آزمایش دوره متوسطه دوم.۹۷
۲۱-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه کنترل بر حسب جنسیت در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم.۹۸
۲۲-۴تحلیل به دست آمده از نمرات جمعیت نمونه گروه آزمایش برحسب جنسیت درمیان دانش آموزان دوره متوسطه دوم.۹۹
۲۳-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه اول پژوهش.۱۰۰
۲۴-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه دوم پژوهش.۱۰۱
۲۵-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه سوم پژوهش۱۰۲
۲۶-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه چهارم پژوهش۱۰۳
۲۷-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه پنجم پژوهش.۱۰۴
۲۸-۴ نتایج به دست آمده در رابطه با فرضیه ششم پژوهش.۱۰۵
۲۹-۴ نتایج به دست آمده از مقایسه نمرات دانش آموزان پسر دوره ابتدایی با نمرات دانش آموزان دختر دوره ابتدایی۱۰۶
مطلب دیگر :
۲-۱ بیان مسئله
سنجش[۱] و ارزشیابی[۲] دانشآموزان بهعنوان یک عنصر کلیدی و مهم برای اصلاح مدارس، بهبود آموزش و یادگیری به شمار میآید (استیگینز،۲۰۰۴). همچنین خلخالی (۱۳۸۱) اظهار میکند: ارزشیابی و امتحانات از دیرباز نقش مهمی در جامعهی انسانی بازکرده است و به علت نقش مهم و حساس آن، موردنقد و بررسی و مطالعه فراوانی قرارگرفته است. در اهمیت ارزشیابی همین بس که با مراجعه به ادبیات و پیشینه موضوع با حجم انبوهی از متون و منابع در خصوص آزمون و ارزیابی مواجه میشویم که بهنقد و بررسی و اصلاح روشهای اندازهگیری تربیتی پرداخته است.
درزمینه ی نقش معلم در فرایند یادگیری دانشآموزان، محققان تربیتی در طی دهها کار تحقیقی نشان دادند که معلمان میتوانند انگیزش دانشآموزان را از طریق ساختار پاداش کلاسی، انضباط کلاسی و برنامه درسی تحت تأثیر قرار دهند. تحقیقات جدیدتری درزمینه ی نقش معلم در عملکردهای شناختی، انگیزشی و تحصیلی دانشآموزان در حال انجام است (میر و ترنر،۲۰۰۶؛ شو تز و دی کیور،۲۰۰۲؛ ساکیز،۲۰۰۷). در همین راستا شعبانی (۱۳۸۷) میگوید علت ترس و اضطراب از ارزشیابی، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روشهای نادرست ارزشیابی است.
سبحانی نژاد و زمانی منش (۱۳۹۱) در تحقیقی که انجام دادند اولویتبندی معلم اثربخش را به ترتیب شامل الف) ابعاد شخصیتی؛ ب)، ارزشیابی؛ ج) تدریس؛ د) مدیریت کلاس درس میدانند. لوی[۳] و مینگ[۴] (۲۰۰۹) مطالعهای کیفی در مورد معلمان اثربخش در کشور چین انجام دادند و طبق تحقیقات و مطالعات انجام داده دراینباره به این نتیجه رسیدند که ابعاد معلمان اثربخش عبارت از چهار مؤلفه هست:۱) اخلاق معلم؛۲) مهارتهای حرفهای معلم؛۳) پیشرفت حرفهای معلم؛۴) تأثیر معلم در نمره امتحانات دانشآموزان. ساوا[۵] (۲۰۰۲) در پژوهشی با عنوان علل بروز تعارض در رفتار معلم و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی و ویژگیهای روانتنی دانشآموزان الگویی را ارائه داده است و نشان داده است که متغیرهای پیشبین تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر متغیرهای ملاک دارند. در پژوهشی که مهاجری و همکاران (۱۳۹۱) باهدف رابطهی بین قابلیتهای حرفهای معلمان دوره ابتدایی با عملکرد تحصیلی دانشآموزان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که رابطهی معنیداری بین قابلیتهای حرفهای معلمان با عملکرد دانشآموزان وجود دارد. در تحقیقی که فانی و خلیفه (۱۳۸۸) تحت عنوان بررسی ادراک از رفتار معلم با خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دوره راهنمایی شهر شیراز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین ادراک از رفتار معلم و خود پنداره تحصیلی و عملکرد تحصیلی بهطورکلی و به تفکیک جنسیت و پایه، درمجموع رابطهای معنادار وجود دارد.
بنابراین با توجه به مطالبی که بیان شد میتوان گفت در توسعهی آموزشوپرورش ملاکها و برگ خریدهای بسیاری نقش دارند، یکی از مهمترین این ملاکها نظام ارزشیابی در آموزشوپرورش است. در درون نظام ارزشیابی نیز عوامل زیادی قرار دارند؛ یکی از این عوامل دانشآموز است که نقش مؤثری در نظام آموزشی دارد. پس اگر ما شرایط مناسب را برای عملکرد این دانشآموزان در درون نظام آموزشی و نظام ارزشیابی فراهم کنیم تا آنها بتوانند استعدادها و تواناییها و عملکرد خودشان را به بهترین نحو به نمایش بگذارند این باعث بهبود و پیشرفت نظام آموزشی و رسیدن به بهترین نتیجه میشود. عامل دیگر معلم است و ازاینجهت معلم نقش انکارناپذیری در ارتقا و پیشرفت دانشآموزان و بخصوص تأثیر زیادی در سیستم ارزشیابی از دانشآموزان دارد. پس در اینجا با توجه به این امر که شخص معلم است که همیشه در ارتباط و تعامل بادانشآموزان است و ازهرجهت بر عملکرد و نگرش آنها تأثیر میگذارد پس باید به طریقه برخورد و نوع رفتار معلم بادانشآموزان همیشه توجه کافی داشته باشیم. لذا با توجه به این گفتهها باید نوع رفتار معلم بهعنوان یک مؤلفه یا متغیر و تأثیر آن بر عملکرد دانشآموزان (ارزشیابی از دانشآموزان) بیشازپیش در درون نظام آموزشی موردتوجه قرار بگیرد. همچنین با توجه به این امر که درس ریاضی یک از درسهای پایه و مهم در همهی مقاطع تحصیلی هست و معمولاً دانشآموزان بیشتر در این درس مشکلدارند لذا امتحان از درس ریاضی بهعنوان ملاک انتخابشده است. به همین خاطر در این پژوهش نقش و تأثیر نوع رفتار معلم در ارزشیابی از دانشآموزان در درس ریاضی موردبررسی قرارگرفته است. درهرصورت سؤال اصلی تحقیق حاضر به این صورت است:
«آیا نوع رفتار[۶] معلم تأثیری[۷] در نتایج[۸] ارزشیابی[۹] از دانشآموزان در هنگام برگزاری امتحان[۱۰] دارد؟
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
الف. اهمیت نظری:
ب. اهمیت عملی:
4-1 هدفهای تحقیق
الف. هدف کلی:
مشخص کردن تأثیر نوع رفتار معلم در نتایج ارزشیابی از دانشآموزان هنگام برگزاری امتحان (ریاضی).
ب.اهداف فرعی:
۵-۳-۱پیشنهادات حاصل تحقیق ۱۰۰
۵-۳-۲پیشنهادات برای تحقیقات بعدی ۱۰۰
فهرست منابع و مآخذ ۱۰۲
چکیده انگلیسی 107
بیان مسئله :
یکی از مسائل مهمی که تعلیم و تربیت معاصر با آن رو بهروست، مسئله تربیت اخلاقی است. اهمیت تربیت اخلاقی در نظامهای آموزشی و پرورش، امری بدیهی و غیر قابل انکار است. اصولاً اخلاق و تربیت اخلاقی، یکی از ارکان اساسی فرهنگ بشری را تشکیل میدهد. به همین دلیل، این موضوع از دیرباز مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. سازندگی درونی انسان و اصلاح و تهذیب نفس او در سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی او نقش بسزایی دارد، به طوری که اگر انسان تمامی علوم را تحصیل کند و کلیه نیروهای طبیعت را به تسخیر خویش در آورد، اما از تسخیر درون و تسلط بر نفس خود ناتوان باشد، از رسیدن به سعادت و نیل به کمال باز میماند. تمامی پیشرفتهای علمی و صنعتی در صورتی که با اصلاح درون انسان همراه نباشد، کاخهای سر به فلک کشیدهای را میمانند که بر فراز قله آتشفشان بنا شده باشد. از اینرو، تربیت روحی و اخلاقی انسان برای هر جامعهای امری حیاتی است. با وجود این، نگاهی به اوضاع جوامع بشری نشان میدهد آنچه قبل از همه به دست فراموشی سپرده شده، تربیت اخلاقی و معنوی انسان است.(نوروزی ،عاطفت دوست ،۵۳:۱۹۳۰)
در حوزه ی اخلاقیات ، یکی از مباحثی که مطرح است و به ویژه مربیان اخلاقی و فیلسوفان اخلاقی بدان توجه داشته اند ، تربیت اخلاقی[۱]است.در اینجا باید به تمایز میان دو واژه ی اتیکز[۲] و مورال[۳] اشاره کرد. واژۀ اتیکز به معنای اخلاق و از واژۀ یونانی Ethiko به معنای شخص گرفته شده و با واژۀ Ethos به معنای خلق و منش مرتبط و هم معنا است و گاه به معنای عرف و عادت [۴] یا کاربرد[۵] و کارکرد ترجمه و استعمال میشود. واژۀ Morality نیز از واژۀ لاتین Moralize گرفته شد و با افعالی که بدون لحاظ ویژگیها و شخصیت فردی درست یا نادرستاند مرتبط است.(حسینی ۱۳۸۷)
در ارتباط با اهمیت تربیت اخلاقی ، بیان خاستگاه های فلسفی به ما کمک میکند به صورت روشن تری به تربیت خلاقی بپردازیم.از جمله ی این موارد روشن کردن مبانی فلسفی هرکدام از دیدگاه ها و رویکردهای فلسفی است.در دیدگاه ها و رویکردهای تربیت اخلاقی ، ۲ رویکرد عمده وجود دارد : رویکرد اثبات گرایانه [۶] که در فلسفه با کار فیلسوفانی چون برتراند راسل و جورج ادوارد مور ، به ویژه با تولد فلسفه ی تحلیلی به اوج میرسد . رویکرد دوم ، رویکرد طبیعت گرا [۷] که به نوعی مقابل رویکرد اثبات گرا بوده و با کار روسو و کانت در قردن هفدهم ادامه پیدا میکند.باید گفت که روش های کمّی در مباحث مربوط به اخلاقیات از رویکرد اثباتگرایی و روش های کیفی از طبیعت گرایی نشات میگیرد.
مطلب دیگر :
کند که در حالت طبیعی، بدی کردن غیر ممکن است. طبق این نظر، در جامعه باید با ایجاد عدالتی قابل قبول که محکوم و جبران کند به اخلاق پرداخت . با این شیوه می توان انسانها را به مبارزه برضد خودخواهی و تمایلاتشان هدایت کرد. در مورد تربیت یک نوجوان، روسو استدلال می کند که برای غیرطبیعی نکردن ذهنیات نوجوان درباره اخلق، ایده آل آن است که شناخت او را به حسیات محدود کنیم تا او فردی قابل قبول برای اجتماع شود.در مورد اندیشه های اخلاقی و تربیت اخلاقی جورج ادوارد مور نیز ، پژوهشها بسیار اندک و محدود به ترجمه ی آثار و نقد آنها می باشد. پایان نامه ای با عنوان مبانی اخلاق (شهلایی مقدم ،۱۳۷۸)صرفا به ترجمه ی کتاب مبانی اخلاق جورج ادوارد مور پرداخته و در مقدمه ی کتاب ، تحلیلی مختصر درباره ی محتوای کلی کتاب ، فلسفه ی تحلیلی ، نگاه مور نسبت به اخلاق و ارائه شده است .از این رو در این پژوهش تلاشمان بر این است که به این سوال پاسخ دهیم که نقاط افتراق و اشتراک اندیشه های طبیعت گرایی و اثبات گرایی در مورد مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی از دیدگاه روسو و مور ، چیست؟ این دو رویکرد چه نگاهی به مبانی اخلاق و تربیت اخلاقی دارند ؟
۱-۲ اهداف تحقیق :