۳-۵ ابزار تحقیق. ۵۳
۳-۶ روایی و پایایی آزمون ۵۴
۳-۶-۱ روایی آزمون. ۵۴
۳-۶-۲ پایایی آزمون ۵۵
۳-۷ شیوه اجرا. ۵۵
۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۵۶
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های آماری
۴-۱مقدمه.۵۹
۴-۲شاخصه های آماری.۵۹
۴-۲-۱ آمار توصیفی.۵۹
۴-۲-۲آمار استنباطی۶۲
۴-۳فرضیه های تحقیق۶۲
۴-۳-۱فرضیه اصلی۶۲
۴-۳-۲فرضیه های فرعی.۶۵
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱مقدمه.۶۹
۵-۲یافته های پژوهشی۷۰
۵-۲-۱نتایج فرضیه اصلی۷۰
۵-۲-۲نتایج یافته فرعی اول.۷۲
۵-۲-۳نتایج یافته فرعی دوم۷۳
۵-۲-۴نتایج فرضیه فرعی سوم.۷۴
۵-۳محدودیت های پژوهش۷۵
۵-۴پیشنهادهای پژوهشی.۷۶
۵-۵پیشنهادهای کاربردی.۷۶
منابع و ضمایم۷۸
چکیده
هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر طراحی آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش فرسودگی شغلی کارکنان ادارات دخانیات استان یزد و کرمان است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود و نمونه آماری ۳۰ نفر به صورت نمونه گیری جایگزینی تصادفی انتخاب شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه کارکنان ادارات دخانیات استان های یزد و کرمان در سال ۱۳۹۳ حدود ۱۰۲ نفر می باشد. متغیر مستقل به شکل آموزش کارگاهی با موضوع تعهد سازمانی برای گروه آزمایش اجرا شد. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه کنترل و آزمایش اجرا شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی مثل میانگین ، انحراف معیار و نمودار و همچنین از روش های آمار استنباطی آزمون تحلیل کواریانس برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد. تحلیل داده های آماری نشان داد که بین میانگین نمرات فرسودگی شغلی گروه آزمایش و گواه بعد از اعمال متغیر مستقل تفاوت معنی داری به وجود آمد.یعنی اعمال متغیر مستقل آموزش کارگاهی تعهد سازمانی میزان فرسودگی گروه آزمایش را کاهش داد. با در نظر گرفتن محدودیت های پژوهش نتایج نشان داد که آموزش تعهد سازمانی موجب کاهش هر سه بعد فرسودگی شغلی یعنی خستگی عاطفی، شخصیت زدایی و فقدان موفقیت فردی کارکنان دخانیات استان یزد می شود.
واژگان کلیدی: تعهد سازمانی، فرسودگی شغلی، آموزش کارگاهی، کارکنان ادارات دخانیات
۱-۱ مقدمه
هر یک از افراد جامعه بخش زیادی از زمان زندگی خود را صرف کار می کنند. با توجه به اینکه امروزه انجام هر نوع کار عموما با بهره گرفتن از انواع متنوعی از ابزارها و
تکنولوژیها همراه گشته، عدم استفاده از آنها به منزله عدم توانایی انجام کار، دشوارتر شدن انجام کار و به دنبال آن زدگی از کار و موارد نظیر آن خواهد بود. بنابر این استفاده از تکنولوژیها و ارتباط با دیگران در بسیاری از فعالیتها به ویژه فعالیتهای شغلی در محیط های سازمانی جزء جدایی ناپذیر هر کاری است.
شرایط کار در سازمان می تواند انگیزش، عملکرد و رفتار کارکنان را به کلی تحت تاثیر قرار دهد. طبق تحقیقات انجام شده رفتار کارکنان در سازمان می تواند متأثر از نگرشهایشان باشد، از این رو، آگاهی از آنها برای مدیران سازمانها ضروری به نظر می رسد. با وجود این، بایستی اذعان کرد، آگاهی از همه نگرشهای کارکنان برای مدیران سازمان اهمیت چندانی نداشته و مدیران نیز علاقه ای به دانستن همه این نگرشها ندارند. درواقع مدیران بیشتر علاقه مند به دانستن آن دسته از نگرشهایی هستند که با کار و سازمان مرتبط است. طبق تحقیقات انجام گرفته در این مورد سه نگرش عمده بیشترین توجه و تحقیق را از سوی محققان به خود جلب کرده اند. این سه نگرش عبارتند از: ۱ – رضایت شغلی۲ – وابستگی شغلی و ۳ – تعهد سازمانی (فرهنگی، ۱۳۹۱).مطلب دیگر :
پایان نامه درباره دانلود پایان نامه ها درباره حمایت کیفری از زنان قربانی خشونت جسمانی
کارکنان آن با مشتریان، ارباب رجوع و سر وکار دارند به شمار می آید.
در رابطه با فرسودگی شغلی هزینه های مستقیم و غیر مستقیم آن مطرح است. فرسودگی شغلی باعث غیبت کارکنان از محل کار، کاهش کیفیت کار، تعارضات بین فردی با همکاران، مشکلات جسمی- روانی، تغییر شغل و سرانجام ترک خدمت می شود.۱-۴ اهداف پژوهش
۱-۴-۱هدف علمی (کلی):
تعیین تأثیر آموزش کارگاهی تعهد سازمانی در کاهش فرسودگی شغلی کارکنان اداره دخانیات استان یزد .
۱-۴-۲اهداف کاربردی (جزئی):
۱-۵ فرضیه های پژوهش
۱-۵-۱فرضیه اصلی تحقیق
آموزش کارگاهی تعهد سازمانی سبب کاهش فرسودگی شغلی کارکنان اداره دخانیات استان یزد میشود.
۱-۵-۲فرضیه های جزئی تحقیق
۲-۷- ۲- نظریه سلیه ۲۶
۲-۷- ۳- نظریه لازاروس ۲۷
۲-۷- ۴- رویدادهای زندگی ۲۸
۲- ۸- استرس زندگی دانشجویی ۲۸
۲- ۹- ارتباط ۲۹
۲- ۱۰- تقیسم بندی ارتباطات انسانی ۳۰
۲- ۱۱- مدل های ارتباط بین فردی ۳۱
۲-۱۱- ۱- مدل های خطی ۳۱
۲-۱۱- ۲- مدل تعاملی ۳۱
۲-۱۱- ۳- مدل تبادلی ۳۲
۲- ۱۲- نظریه نفوذ اجتماعی ۳۲
۲- ۱۳- نظریه جدل ارتباطی ۳۳
۲- ۱۴- عوامل مؤثر براثر بخشی ارتباط میان فردی ۳۳
۲- ۱۵- موانع ارتباط بین فردی ۳۴
۲- ۱۶- مهمترین انواع روابط بین فردی ۳۵
۲-۱۶- ۱- روابط خانوادگی: ۳۵
۲-۱۶- ۲- روابط همسالان : ۳۵
۲-۱۶- ۳- روابط عشقی: ۳۶
۲- ۱۷- چکیده تحقیقات انجام شده در داخل کشور ۳۸
۲- ۱۸- چکیده تحقیقات انجام شده در خارج کشور ۴۰
۲- ۱۹- خلاصه و جمع بندی ۴۲
۲- ۲۰- مدل تحلیلی پژوهش ۴۳
فصل سوم:روش تحقیق
مقدمه ۴۵
۳- ۱- روش اجرای تحقیق ۴۵
۳- ۲- جامعه آماری ۴۵
۳- ۳- نمونه و روش نمونه گیری ۴۶
۳- ۴- انواع متغیر ها ۴۶
۳- ۵- داده های مورد نیاز ۴۶
۳- ۶- شیوه گرد آوری داده ها ۴۶
۳- ۷- ابزار گرد آوری داده ها ۴۷
۳-۷- ۱- پرسشنامه ی سلامت عمومی۲۸ سوالی(GHQ -28) 47
۳-۷- ۲- پرسشنامه استرس زندگی دانشجویی (SSI ) 48
۳-۷-۳- پرسشنامه روابط بین فردی ۴۹
۳- ۸- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۵۰
۳-۸- ۱- روش های آمار توصیفی : ۵۰
۳-۸- ۲- روش های آمار استنباطی : ۵۰
فصل چهارم:یافته ها
۴-۱- مقدمه ۵۲
۴-۲- ویژگیهای فردی ۵۲
۴-۲- ۱- وضعیت تاهل ۵۲
۴-۲- ۲- مقطع تحصیلی ۵۳
۴-۲- ۳- جنسیت ۵۴
۴-۳- آمار توصیفی متغیرهای پژوهش ۵۵
۴-۴- بررسی فرضیات تحقیق: ۵۸
فرضیه اصلی تحقیق: ۵۸
فرضیات فرعی: ۵۹
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
مقدمه ۹۰
۵-۱- نتیجه گیری و بحث و بررسی ۹۰
۵-۱-۱- بحث و بررسی فرضیه اصلی ۹۰
۵-۱-۲- بحث و بررسی فرضیه های فرعی ۹۰
۵-۲- نتیجه گیری ۹۹
۵-۳- پیشنهاد ها ۹۹
۵-۴ – محدودیت ها ۱۰۰
منابع فارسی ۱۰۱
منابع انگلیسی ۱۰۹
ضمائم ۱۱۳
مقدمه
دانشجویان، آینده سازان جوامع به حساب می آیند و در کشور ما به دلیل جوان بودن جمعیت ، اهمیت آنها در اداره ی آینده کشور دوچندان می گردد. بنابراین سلامت جسم و به ویژه روان آنها با سلامت جامعه ی آینده و آینده ی کشور در ارتباط مستقیم می باشند. امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره ی آینده کشور دارند ، یکی از اقشار مهم جامعه به حساب می آیند . اهمیت این نقش در این است که دانشجویان، نه تنها بخش اصلی متخصصان زمینه های گوناگون علمی ، فنی و هنری هر را کشور را تشکیل می دهند، بلکه این گروه، مدیران اصلی در اداره ی آینده ی کشور هستند و رهبر سایر اقشار جامعه در هدایت به سمت کمال و اهداف کشور می باشند. از سوی دیگر، بخشی از دانشجویان در آینده، عهده دار آموزش و پرورش نسل های بعد از خود خواهند بود و از این طریق به طور غیر مستقیم در کمال نسل های بعدی جامعه نیز دخالت دارند(آزاد مرز آبادی ، ۱۳۸۳).
ورود به دانشگاه، تغییر عمده ای در زندگی اجتماعی، خانوادگی و فردی به وجود می آورد. در این دوره، فرد با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی روبرو شده و نقش های جدیدی را عهده دار خواهدشد. آشنا نبودن بسیاری از دانشجویان با محیط دانشگاه در بدو ورود، جدایی و دوری از خانواده ، عدم علاقه به رشته ی تحصیلی، ناسازگاری با سایر افراد در محیط زندگی و کافی نبودن امکانات رفاهی، اقتصادی ، از جمله شرایطی هستند که می تواند موجبات مشکلات و ناراحتی های روانی و افت عملکرد ، را فراهم کرده و سلامت روانی آنها را تحت تاثیر قرار دهد (لپس لی[۱]، ۱۹۸۹).
بهداشت روانی، به دو صورت فقدان بیماری روانی و احساس رضایتمندی و لذت از زندگی، مورد توجه بسیاری از متخصصان و کارشناسان این حوزه است(تودر[۲]، ۱۳۸۲) و از آن جا که دانشجویان از حساس ترین گروه های جامعه و سازندگان فردای هرکشوری هستند و با توجه به اهمیت سلامت روان در یادگیری و افزایش توان علمی این قشر، بنابراین بررسی عواملی که روی سلامت روان دانشحویان اثر گذار باشد، همچون استرس زندگی دانشجویی ، مهم به نظر می رسد.
مشکلات مالی و تحصیلی ، دورنمای شغلی آینده ، وابستگی های عاطفی و در برخی موارد دوری از خانواده ، بحران های ویژه جوانی ، مسئله همسر گزینی ، باور ها و چالش های ذهنی و . . . مسائلی هستند که دانشجویان با آن ها روبه رو می باشند و بیشترین میزان استرس در دانشجویان را به همراه دارند( موسوی، امیر پور و براهنی، ۱۳۷۱ ).
به نظر می رسد روابط بین افراد- از جمله روابط بین دانشجویان- نیز می تواند سلامت روان آنها را تحت تأثیر قرار دهد؛ چون یکی از ویژگیهای انسان سالم و موفق، مهارت و توانایی او در برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با دیگران است. اگر افراد از مهارتهای ارتباطی مناسب برخوردار نباشند، در بسیاری از جنبههای زندگی آسیبپذیر خواهند بود(ایمان زاده و سبحانی اصل، ۱۳۹۰).
بنابراین در تحقیق حاضر به دنبال یافتن پاسخ به این سوال هستیم که بدانیم آیا روابط بین فردی و استرس زندگی دانشجویی بر سلامت روان دانشجویان تأثیر دارد یاخیر؟!
۱-۱- بیان مساله
امروزه یکی از مهم ترین شاخص های توسعه یافتگی در تمام کشورها، سطح بهداشت و سلامت جامعه است. سازمان بهداشت جهانی[۳]، بهداشت روانی را درون مفهوم کلّی بهداشت، جای داده و آن را حالت سلامتی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه تنها عدم وجود بیماری تعریف کرده است(منشئی، ۱۳۷۲).
مطلب دیگر :
۱-۳- اهداف تحقیق
۱-۳-۱- هدف کلی :
تعیین تاثیر روابط بین فردی و استرس زندگی دانشجویی بر سلامت روان دانشجویان دانشگاه باهنر.
1-3-2- اهداف جزئی:
1-4- سوالهای تحقیق
۲-۳۶.تحقیقات انجام شده درباره برنامه درسی کارآفرینی، خود کارآمدی و روحیه کارآفرینی در
خارج از ایران ۶۸
جمع بندی فصل ۲ ۶۹
فصل سوم: روششناسی پژوهش
۳-۱. مقدمه ۷۲
۳-۲. جامعه آماری، نمونه، روش نمونه گیری ۷۲
۳-۳. ابزار گردآوری دادهها ۷۲
۳- ۴ . روش پژوهش ۷۴
۳- ۵. شیوهی اجرای پژوهش ۷۵
۳-۶. روش تجزیه و تحلیل دادهها ۷۵
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱. مقدمه ۷۷
۴-۲. بخش توصیفی ۷۷
۴-۳. بخش استنباطی ۸۱
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱. مقدمه ۹۳
۵-۲. بحث در مورد یافته ها ۹۳
۵-۳. محدودیتها ۹۸
۵-۴. پیشنهادها ۹۹
فهرست منابع و مآخذ
منابع فارسی ۱۰۰
منابع انگلیسی
مقدمه
امروزه نیاز به دانش آموختگان و دانشجویان کارآفرین افزایش یافته و هدف بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان، پرورش دانشجویان و در نتیجه دانش آموختگان کارآفرین میباشد. بر این اساس پرورش استعداد کارآفرینانه ی دانش آموختگان به عنوان دستور کار ملی، به منظور توسعهی کارآفرینی، مورد توجه سیاست گذاران و دانشگاههای کشورها قرار گرفته است(احمدی، شافعی و مفاخری نیا ، ۱۳۹۱). رسیدن به جایگاه مناسب در تمامی جنبههای توسعه مورد توجه سیاست گذاران و مدیران تمامی کشورهای دنیا قرار دارد و رسیدن به این مهم نیازمند استفاده از مجموعه عواملی است که یکی از مهمترین آنها کارآفرینی و نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی در تمامی بخشهای جامعه میباشد، زیرا تحقیقات نشان داده است که بین رشد اقتصادی و تعداد کارآفرینها در یک کشور رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و کشوری که دارای تعداد زیاد کارآفرین باشد از محرکهای تجاری و اقتصادی قویتری نیز برخوردار است(هوشمندان مقدم فرد، رضوان فر، موحد و علی شمس، ۱۳۹۰). به عبارت دیگر، یکی از عواملی که سبب دگرگونی چهره اقتصادی، اجتماعی و صنعتی یک کشور میشود فعالیتهای کارآفرینانه، برخورداری از روحیه کارآفرینی و در نهایت کارآفرینی انسان است(همان منبع).
مهمترین عامل توسعه در هر جامعهای عامل انسانی است. برای نیل به توسعه پایدار و متوازن، تربیت نیروی متخصص، کارآمد و مورد نیاز بخشهای مختلف جامعه در نهادهای آموزشی به عنوان یک اصل اساسی و ضروری مطرح است. جامعه جدید از نظر نیروی انسانی به افرادی نیاز دارد که علاوه بر داشتن تخصص لازم، با دارا بودن روحیه انعطاف پذیر و مشارکت جویانه در پذیرش مسئولیتهای متنوع پیشقدم و به طور پیوسته در فرایند آموزش مادامالعمر در بهبود تواناییهای خود کوشا باشند. در چنین شرایطی که به دلیل تغییرات سریع تکنولوژی و تحولات اقتصادی، پیش بینی تغییرات بازار کار وجود ندارد، ضرورت هماهنگی مستمر بین نظام آموزشی به طور کلی و بازار کار بیش از پیش محسوس است(حسینی، عزیزی و میردامادی، ۱۳۸۶).
با عنایت به اینکه بیکاری دانش آموختگان یکی از معضلات دیرینه و کنونی کشورهای گوناگون به ویژه جوامع در حال توسعه و توسعه نیافته است(زینالدینی میمند، نادری، شریعت مداری و سیف نراقی، ۱۳۸۹) بحران بیکاری در جوامع در حال توسعه ریشه دوانیده و دولتها قادر به برطرف کردن نیازهای تکنولوژیکی جوامع خود نیستند، چرا که بیشتر خروجیهای دانشگاهها با نیازهای بازار کار هماهنگی و همخوانی ندارد. این مسأله به دلایل متعددی از جمله برنامه ریزی آموزشی و برنامه درسی آموزش عالی با تحولات و تقاضای دنیای کار و عدم پیش بینیهای مناسب برای نیروی انسانی مورد نیاز آینده است و این در حالی است که یکی از مقاصد نظام آموزش عالی آماده نمودن دانشجویان برای ایفای نقش مؤثر در زندگی کاری است؛ از این رو دانشجویان پس از دانش آموختگی میان مشاغل دولتی و خصوصی در جستجوی کار هستند و کمتر به کارآفرینی تمایل دارند(کوثری و نوروز زاده، ۱۳۸۸).
اغلب دانشگاهها آموزش را در گستره رسالت خویش بدون هیچ برنامه و تمهیداتی به منظور تزریق روحیۀ کارآفرینی فراگیران در دستور کار خود قرار میدهند و شاید فقط رسالت خویش را منحصراً آموزش بدانند و کمتر برنامههایی به منظور کارآفرینی داشته باشند، پیامد این امر آن است که با هزاران دانش آموخته با کمترین نشانه نوآوری و اندیشه آفرینی مواجه میشویم که همواره در جستجوی کار در هر زمینهای، ولو بی ارتباط با زمینه تحصیلی آنها میباشند(حسینی لرکانی، میرعرب رضی و رضایی، ۱۳۸۷). در نظام آموزش عالی یکی از مؤلفههای اثرگذار و مهم در ایجاد روحیۀ کارآفرینی، برنامه درسی است(مهرام و فرخ زاده، ۱۳۸۷). برنامه درسی نقش مؤثر، تعیین کننده و انکارناپذیری را در تحقق اهداف و رسالتهای آموزش عالی از نظر کمی و کیفی دارد. در واقع برنامه درسی به عنوان قلب مراکز دانشگاهی در توفیق یا شکست این مراکز نقش کلیدی و تعیین کنندهای دارند( لاننبرگ و اورنستین[۱]، ۲۰۰۴). بر این اساس برنامه درسی نشان دهنده میزان پیشرفت و پاسخگو بودن دانشگاهها به نیازهای در حال تغییر جامعه هستند(فتحی واجارگاه و شفیعی، ۱۳۸۶).
از سوی دیگر باورهای خودکار آمدی در زمینه کارآفرینی یکی از ملزوماتی است که برای داشتن انگیزه کارآفرینی و نیز تلاش برای انجام فعالیتهای کارآفرینانه جزء لازم و حتمی به شمار میآید. شارف[۲]، (۱۹۹۱) معتقد بود که افرادی که خود کارآمدی قوی دارند معتقدند میتوانند به طور مؤثر با رویدادها و شرایطی که مواجه میشوند برخورد نمایند و در انجام تکالیف استقامت نموده و اغلب در سطح بالایی از عملکرد قرار میگیرند(بندورا، ۱۳۷۲). یکی از خصوصیات مهم کارآفرینان باورهای خود کارآمد آنان است. مارکمن و بارون[۳] معتقدند کارآفرینانی که از خود کارآمدی بالاتری برخوردارند از همتایان خود که دارای خود کارآمدی پائین تری هستند پیشی میگیرند. این استدلال بر پایه نظریهی شناختی- اجتماعی قرار دارد که در آن اشاره شده است که کارکرد سازگاری انسانی از طریق فرایند مستمر خود کارآمدی، برانگیخته، تنظیم و جهتدهی میشود. طبق الگوی علیّت متقابل سه جانبه ای که از سوی این نظریه مطرح شده است خود کارآمدی به عنوان عامل تعیینکنندهی تعامل گر بر رفتارها تأثیر میگذارد(شماعی زاده، ۱۳۸۵). بسیاری از افراد در اقتصادهای در حال گذار ممکن است از تمایل برای کارآفرینی نیز برخوردار باشند اما لزوماً در فعالیتهای کارآفرینی درگیر نمیشوند(چن[۴]، گرین و کریک، ۱۹۹۸). و این نه به دلیل اینکه از توانمندی دانش یا مهارتهای لازم برخوردار نمیباشند، بلکه به این دلیل است که از خود کارآمدی لازم برخوردار نیستند(لوتانز،استاجکوویچ و ایبرایوا[۵]، ۲۰۰۰). حال با توجه به نقش و تأثیر آموزش برنامه درسی کارآفرینی و تعامل آن با خود کارآمدی بر ایجاد روحیه کارآفرینی، نقش نظام آموزشی و بالاخص نظام آموزش عالی در امر توسعهی جامعه بیش از پیش محرز میگردد. آموزش عالی از طریق انتقال دانش کاربردی در زمینهی اشتغال، ایجاد مهارتها و تواناییهای مورد نیاز در زمینه کارآفرینی، بسترسازی فرهنگی و توسعه و حمایت پژوهشی از کارآفرینی، مفاهیم کارآفرینی را وارد دانشگاه نموده و دانش، نگرش و مهارت دانشجویان را به سوی کارآفرینی و کارآفرین شدن سوق میدهد(کیا و احمدزاده، ۱۳۸۶).
۱-۲- بیان مسأله
کارآفرینی از منابع مهم و پایان ناپذیر همه جوامع بشری است. منبعی که به توان خلاقیت انسانها برمی گردد، از یک سو ارزان و از سوی دیگر بسیار ارزشمند و پایان ناپذیر است. امروزه همگان دریافتهاند که جوامعی که به منابع انسانی متکی بودهاند تا به منابع زیر زمینی، در بلند مدت موفقتر بودهاند(هاشمی، ۱۳۸۰). مقوله کارآفرینی به عنوان مؤثرترین نیروی بالقوه اقتصادی در تاریخ جهان به صورت بحثانگیزی از حدود سه دهه گذشته تا کنون ظهور یافته و مطرح شده است. هم گام و هم زمان با این مقوله پیشرفتهای مشابهی نیز در زمینه آموزش کارآفرینی انجام شده است. مهمترین اهداف کارآفرینی به ترتیب اهمیت عبارتند از: تقویت روحیه کارآفرینی، شروع کسب و کار، خدمت به اجتماع و برانگیختن مهارتهای کارآفرینی (ماسالویبا[۶]، ۲۰۰۸).
یکی از چالشهای پیش روی جوامع مختلف این است که دانش آموختگان فاقد تواناییهای فردی و مهارتهای لازم برای راه اندازی کسب و کار مناسب میباشند. این امر، آماده سازی فارغالتحصیلان دانشگاهی را به وسیله توسعه فرهنگ کارآفرینی در آنان مسلم میسازد. آماده سازی در مورد کارآفرینی نبایستی بعد از فارغالتحصیلی باشد. بلکه این امر بایستی در حین تحصیل انجام شود و لازم است روح کارآفرینی در دانشگاهها پرورش داده شود (ملکی، ۱۳۸۶).
ایجاد روحیهی کارآفرینی مورد دغدغه و سؤال بسیاری از متخصصان حیطههای روان شناسی و تعلیم و تربیت بوده، برخی بر عدم امکان آموزش کارآفرینی به خاطر خصیصهای بودن آن اشاره مینمایند. این در حالی است که پژوهشهایی بر اثربخشی آموزش کارآفرینی و تأثیر پذیری برخی جنبههای فردی مؤثر بر کارآفرینی اشاره مینمایند. برای مثال هنری، هیل و لیچ[۷](۲۰۰۵ ) نقل از مهرام و فرخ زاده( ۱۳۸۷) بر این عقیده هستند که برنامههای درسی میتوانند بر ایجاد و تحول روحیه کارآفرینی اثرگذار باشند
اینکه آموزش چگونه و یا با چه ابزاری صورت پذیرد؟ مسألهای است که (گیب[۸]، ۲۰۰۲) بدان نظر داشته است. چالش اساسی در آموزش کارآفرینی تسهیلات و ابزارهای یادگیری به منظور حمایت از فرایند کارآفرینی است و آموزش کارآفرینی میتواند از طرق و ابزارهای گوناگون صورت پذیرد. اما عنصر اساسی و اصلی آموزش کارآفرینی،
برنامه درسی است (گیب، ۲۰۰۲). برنامه درسی از مهمترین عناصر نظام آموزش عالی و دانشگاهها است که نقش تعیین کننده و انکار ناپذیری در تحقق اهداف و رسالتهای آموزش عالی از نظر کمی و کیفی دارد(نوروززاده و کوثری، ۱۳۸۸). از تعاریف کارآفرینی چنین برمیآید که تعبیرهای متفاوتی از این موضوع به عمل آمده و چشم اندازهای مفهومی گوناگونی در این زمینه وجود دارد. اما در همهی این تعبیرها وجوه مشترکی مثل خطرپذیری، خلاقیت، استقلال و پشتکار وجود دارد. از جمله این اشتراکات موضوع خود کارآمدی است(چن،گرین و کریک[۹]، ۱۹۹۸). بند ورا[۱۰] به عنوان پایه گذار مفهوم خود کارآمدی، ادراک فرد از اعتماد به نفس خود در انجام وظایف و نیز باور او در مورد توانایی انجام کار را خود کارآمدی میداند. بندورا چنین فرض میکند که ادراک فرد از اعتماد به نفس خود در انجام وظایف(احساس خود کارآمدی) بین آنچه که آنها میدانند و آنچه که انجام میدهند به صورت واسطه عمل میکند و به تصمیم گیریهای آینده او نیز کمک میکند(جعفری مقدم، ۱۳۸۸). خود کارآمدی را برآورد فرد از تواناییهای خود میدانند که از آن برای جمع بین انگیزه، منابع شناختی و فرایند عمل خود استفاده میکنند تا بر حوادث زندگی تسلط بیشتری داشته باشد (بندورا، ۱۳۷۲). عقاید خود کارآمدی مشخص میکند که افراد چگونه احساس میکنند، چگونه میاندیشند، چگونه خود را برمی انگیزند و چطور با او رفتار میکنند. در واقع خود کارآمدی یکی از مؤلفههای مهم کارآفرینی و پیش شرط آزاد سازی استعدادهای پنهان و کارآفرینانه افراد است(همان منبع). دیدگاه خود کارآمدی برای مطالعه کارآفرینان بسیار مناسب است خود کارآمدی بر توانایی فرد از باورهایش اشاره دارد که او را برای عملکرد موفقیت آمیز در نقشها و وظایف خود به عنوان یک کارآفرین قادر میسازد (چن و همکاران، ۱۹۹۸). افرادی که خود کارآمدی بالاتری دارند در سطح بالاتری از تصورات کارآفرینانه برخوردارند و در حقیقت زمان بیشتری را صرف تدارک یک عمل کارآفرینانه میکنند (دنوبل،یونگ و ارلیش[۱۱]، ۱۹۹۹).
خود کارآمدی کارآفرینی مؤلفه اصلی در تعیین این مسأله است که افراد چگونه و چقدر در توسعهی کارآفرینانه تلاش میکنند، چه مدت ادامه میدهند و چقدر نسبت به موانع روشن بین هستند. بنابراین میتوان گفت خود کارآمدی متغیر شناختی اصلی در عملکرد هر کارآفرین است( لوتانز[۱۲] و همکاران ،۲۰۰۰). لذا به نظر میرسد افرادی که دارای خود کارآمدی بالایی هستند از برنامههای آموزش کارآفرینی بیشتر بهره خواهند برد. به عبارت دیگر خود کارآمدی میتواند نقش متغیر واسطه را در این فرایند ایفا نماید.(تاج آبادی، ۱۳۸۷). عامل انسانی مهمترین جنبه کارآفرینی بوده و آموزش عامل انسانی در روند پیشرفت کارآفرینی تأثیر بسزایی داشته و دارد(همان). به طور کلی آموزش کارآفرینی در رابطه با افراد تنها دو گزینه در پیش رو دارد یا اینکه آموزش کارآفرینی میتواند موجب تقویت روحیه، ویژگیها و مهارتهای کارآفرینی در فراگیران شود یا اینکه برای پرورش ویژگیها و مهارتهای کارآفرینی در فراگیران سمت و سو یابد تا فرد به کمک آنها بتواند به راه اندازی یک کسب و کار کارآفرینانه اقدام کند. (همان منبع). تحقیقات متعددی اثر برنامههای آموزشی کارآفرینی را در ایجاد شناخت، روحیه و مهارت کارآفرینی نشان داده است. اما در این تحقیقات به اثر متغیرهای واسطه ای پرداخته نشده است همان گونه که اشاره شد یکی از متغیرهای اثرگذار بر کسب نتیجه از آموزشهای کارآفرینی «خود کارآمدی»مطلب دیگر :
https://urlscan.io/result/6fe4b4f3-07e2-4203-9317-2c1259f3c120/
است. لذا این پژوهش به دنبال مطالعه تأثیر برنامه درسی کارآفرینی در تعامل با خود کارآمدی بر روحیه کارآفرینی دانشجویان است.
۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقارزشیابی مستمر و رابطه آن با بهبود فرایند یاددهی یادگیری۳۱
آموزش و یادگیری فرایند مدار۳۱
مزایای آموزش و یادگیری فرایند مدار.۳۲
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آموزش و یادگیری فرایند مدار۳۲
ضرورت تغییر تظام ارزشیابی در ایران۳۳
ارزشیابی توصیفی۳۵
تاریخچه الگوی ارزشیابی توصیفی۳۶
اهداف ارزشیابی توصیفی۳۷
۱- ۱- بهبود کیفیت فرایند یاددهی – یادگیری۳۷
۱-۲- فراهم نمودن زمینه مناسب براین حذف فرهنگ بیستگرایی.۳۸
۱-۳ – تاکید بر اهداف آموزش و پرورش از طریق توجه به فرایند یادگیری به جای تاکید بر محتوا۳۹
۱-۴- فراهم نمودن زمینه مناسب برای حذف حاکمیت مطلق امتحانات پایانی در تعیین سرنوشت تحصیلی.۳۹
۱-۵- افزایش بهداشت روانی محیط یاددهی- یادگیری با کاهش اعتبار نمره۴۰
ویژگی های ارزشیابی توصیفی۴۱
۱- پویایی .۴۱
۲- بازخورد۴۱
۳- کیفی ۴۱
۴- فرایندی.۴۲
خلاقیت در بستر ارزشیابی توصیفی۴۲
ابزارهای ارزشیابی توصیفی۴۴
الف- آزمونها ۴۴
ب- بازخورد توصیفی۴۵
ج- کارنامه توصیفی.۴۵
د- پوشه کار۴۵
ه- برگه ثبت مشاهده ۴۶
ی- فهرست وارسی ( چک لیست یا سیاههی رفتار).۴۶
پیشینه پژوهش در ایران۴۷
پیشینه پژوهش در خارج از ایران.۵۱
فصل سوم:روششناسی پژوهش۵۵
مقدمه.۵۶
روش انجام تحقیق.۵۶
جامعه آماری.۵۷
حجم نمونه و روش نمونه گیری.۵۷
ابزار جمعآوری اطلاعات۵۹
روش اجرا.۶۰
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات۶۱ روایی.۶۲
پایایی یا اعتبار پرسشنامه۶۲
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها.۶۴
مقدمه .۶۵
تحلیل توصیفی۶۵
تحلیل استنباطی.۷۴
سؤالهای اصلی پژوهش.۷۴
سؤالات فرعی پژوهش.۸۰
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری۸۳
مقدمه.۸۴
بحث و نتیجه گیری۸۴
کاربردها و رهنمودهای آموزشی.۸۹
پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی۸۹
محدودیتهای تحقیق۸۹
مقدمه
تغییر و پیشرفت در هر جامعهای مستلزم ایجاد تغییر وسیع و جامع نظام آموزشی آن جامعه است.
در توسعه آموزش و پرورش، ملاکها و عوامل متعددی نقش دارند. از مهمترین آنها میتوان به نظامی جامع و هدفمند در آموزش اشاره نمود. آموزش را میتوان به عنوان فرایند کنش متقابل معلم و دانشآموز تعریف نمود که به موجب آن تجارب یادگیری برای نیل دانش آموزان به اهداف کلان آموزش و پرورش فراهم میشود. در آموزش و پرورش سنتی، ارزشیابی به عنوان آخرین حلقههای یاددهی- یادگیری تلقی میشود که در پایان دوره آموزشی برای جدا نمودن دانش آموزان با توانایی یادگیری متفاوت بهکار میرود(جعفری،۱۳۸۴).
امروزه ما نیازمند آن نوع سنجش و ارزشیابی هستیم که به هر دانشآموز به دیده حرمت نظاره نماید، موهبتهای طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان داده، بازخوردی مثبت و تکالیفی رشددهنده به او ارائه دهد و باور داشته باشد که هر دانشآموز قابلیت رشد و پیشرفت مداوم را داردر)رستگار،۱۳۸۲). ولیکن آنچه که میتوان از آن به عنوان مهمترین تغییر دنیای امروز در عرصه تعلیم و تربیت قلمداد نمود، تفاوتی است که در نوع نگرش به ارزشیابی تحصیلی رخ داده است.تغییری که در آن، حافظهمداری و حفظ کردن صرف مطالب درسی از سوی دانش آموزان رنگ باخته و جای خود را به سنجش مستمر و گام به گام میدهد. سنجش و ارزشیابی معتبر، دانش آموزان را برمیانگیزد تا بیاموزند که چگونه یاد بگیرند.
در چنین رویکردی یادگیرنده، تبدیل به فردی فعال، ریسکپذیر و محقق میشود که بهطور دائم از تدریس بهره میگیرد. در این سیستم “توالی، آموزش- ارزشیابی- آموزش” موجب میشود که شایستگی فرد رشد نموده، اعتماد به نفس او افزایش یافته و فراگیر بهخوبی یاد بگیرد که چگونه آموختهها را در وضعیتهای دشوار و ناآشنا بهکار گیرد. این امر توان تصمیم گیری و تشخیص وضعیت را در فرد رشد میدهد و این مهم، غایت آموزش است(رستگار،۱۳۸۲).
در چنین سیستمی، ارزشیابی در خدمت آموزش قرار گرفته و جزء لاینفک آن به شمار میرود و همواره در فرایند آموزش جاری است و این معنای ارزشیابی رشددهنده، پویا و مستمر است که از آن با عنوان ارزشیابی توصیفی یاد میشود. در این طرح، معلم باید ارزشیابی مستمر را جزئی اساسی در فرایند یادگیری بداند که بهطور مداوم از ابتدای سال تحصیلی تا پایان سال ادامه دارد(بنی اسد،۱۳۸۴).
بیان مساله
مطلب دیگر :
هدف کلی
بررسی تأثیر الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی در بهبود فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان کلاس سوم ابتدایی استان هرمزگان از دیدگاه معلمان.
اهداف جزئی
۱- بررسی میزان تأثیر الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی بر بهبود فرایند یاددهی- یادگیری ناظر به عمل یاددهی معلم.
۲- بررسی میزان تأثیر الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی بر بهبود فرایند یاددهی- یادگیری ناظر به عمل یادگیری دانشآموز.
سوالهای پژوهش
۱- بهکارگیری الگوی ارزشیابی توصیفی به چه میزان بر بهبود فرایند یاددهی- یادگیری ناظر به عمل یاددهی معلم تأثیر داشته است؟
۲- بهکارگیری الگوی ارزشیابی توصیفی به چه میزان بر بهبود فرایند یاددهی- یادگیری ناظر به عمل یادگیری دانشآموز تأثیر داشته است؟
۳- آیا بین فرایندهای ناظر به عمل یاددهی معلم از دیدگاه معلمان مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی و معلمان مجری ارزشیابی کمی تفاوت معناداری وجود دارد؟
۴- آیا بین فرایندهای ناظر به عمل یادگیری دانشآموز از دیدگاه معلمان مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی و معلمان مجری ارزشیابی کمی تفاوت معناداری وجود دارد؟
۵-آیا بین فرایندهای یاددهی ناظر به عمل معلم از دیدگاه معلمان مجری الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی بر اساس جنسیت، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه خدمت، تفاوت معناداری وجود دارد؟
استفاده کنندگان از نتیجه پایان نامه
سیاستگذاران آموزش و پرورش، متخصصان تعلیم و تربیت، مدیران، معلمان، مربیان و کلیه کسانی که به نحوی در امر آموزش و پرورش دخیل میباشند، میتوانند از نتایج این تحقیق استفاده نمایند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
ارزشیابی بهطور غیر قابل تردیدی بیشترین نظمآفرینی بنیادی را در جامعه دارد و جهتگیری آن برای سنجیدن و کمککردن به بهبود همهی جنبه های اجتماع است و یکی از عناصر مورد نیاز برای تضمین کیفیت و بهبود خدمات را فراهم میآورد (استافل بیم[۱] ، به نقل از محقق معین، ۱۳۸۸). بازرگان (۱۳۸۰) بیان میدارد که ارزشیابی آموزشی آیینهای فراهم میآورد تا تصمیمگیران و دستاندرکاران فعالیتهای آموزشی، تصویری از چگونگی فعالیتها به دست آورده و بدون استفاده از آن، فعالیتهای آموزشی صرفاً رها نمودن تیر در تاریکی خواهد بود!
از آنجایی که الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی در کشور ما سابقه چندانی ندارد و به تمامی ابعاد آن تا به حال پرداخته نشده است، نیاز است که تحقیقات گستردهای در این راستا صورت گیرد. یکی از مهمترین اهداف این الگو، تأثیر آن در بهبود فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان است که تا به حال در این زمینه تحقیقات کافی انجام نشده است.
این پژوهش درصدد فراهم آوردن اطلاعاتی در زمینه تأثیر الگوی ارزشیابی توصیفی در بهبود فرایند یاددهی-یادگیری دانش آموزان پایه سوم ابتدایی و شناخت میزان دستیابی به اهداف این الگو است.
جنبه نوآوری طرح