۲-۵-۲-نقشاولیهسالهایزندگی ۲۰
۲-۶- شکلگیریشخصیت ۲۰
۲-۷- مراحلتحولشخصیت ۲۱
۲-۸- نظریههایتیپبندیشخصیت ۲۲
۲-۸-۱- ساختارشخصیتازدیدگاهفروید. ۲۳
۲-۸-۱-۱-نهاد. ۲۳
۲-۸-۲-۲- خود. ۲۳
۲-۸-۲-۳- فراخود. ۲۳
۲-۹- پویاییشناسیشخصیت ۲۴
۲-۱۰- اختلالاتشخصیت ۲۵
۲-۱۰-۱- اختلالاتطبقهاول. ۲۶
۲-۱۰-۲- اختلالاتطبقهدوم. ۲۶
۲-۱۰-۳- اختلالاتطبقهسوم. ۲۷
۲-۱۱- اهمیتتجاربشخصیدررشدشخصیت ۲۷
۲-۱۱-۱- A,Bویژگیهایشخصیتیوتمایزتیپ ۲۸
۲-۱۲- رابطهفرهنگوشخصیت ۳۰
۲-۱۳- رویکردهایمهمشخصیت ۳۰
۲-۱۳-۱- روانکاوی ۳۰
۲-۱۳-۲- رویکردرفتارگرایی ۳۱
۲-۱۳-۳- رویکردانسانگرایی ۳۲
۲-۱۳-۴- رویکردشناختی ۳۲
۲-۱۳-۴-۱- نظریاتدربابشخصیت ۳۳
رشدروانی- جنسیفروید. ۳۳
نظریهآلفردآدلر. ۳۴
تیپسلطهگر. ۳۵
تیپگیرنده ۳۵
تیپاجتنابکننده ۳۵
تیپسودمنداجتماعی ۳۵
۲-۱۳-۴-۲- نظامهایشخصیتازنظریونگ. ۳۵
نظریهکارلیونگ. ۳۵
نگرشهاازدیدگاهیونگ. ۳۶
۲-۱۳-۴-۳- تیپهایروانشناختییونگ. ۳۶
– تیپبرونگرایمتفکر. ۳۶
– تیپبرونگرایحسی ۳۷
-تیپدرونگرایمتفکر. ۳۷
– تیپدرونگرایحسی ۳۷
– تیپدرونگرایشهودی ۳۷
۲-۱۳-۵-ساختارشخصیت ۳۸
نظریهگوردونآلپورت ۳۸
نظریهکتل ۳۹
نظریهآیزنکدربارهیشخصیت ۴۰
برونگرایی ۴۱
۲-۱۴- روانرنجورخویی (ثبات – بیثباتی) ۴۲
۲-۱۵- روانپریشخویی ۴۲
۲-۱۶- الگویپنجعاملیدرصفاتشخصیت ۴۳
۲-۱۵-۱- عصبیتیاروانرنجورخویی-N 44
۲-۱۵-۲- برونگرایی-E. 44
۲-۱۵-۳- پذیرابودنیاگشودگینسبتبهتجربه-O 45
۲-۱۵-۴- سازگارییامطبوعبودن-A 45
۲-۱۵-۵- مسئولیتپذیرییاوظیفهشناسی-C. 45
۲-۱۶- پرورشوایجادمهارتتفکرانتقادی ۴۵
۲-۱۷- تفکرچیست؟. ۴۶
۲-۱۷-۱- تعریفتفکرانتقادی ۴۶
۲-۱۷-۲- نظریاتدربابتفکرانتقادی ۴۷
۲-۱۷-۳- هدفتفکرانتقادی ۵۰
۲-۱۷-۴- اهمیتتفکرانتقادی ۵۰
۲-۱۷-۵- ویژگیهایتفکرانتقادی ۵۱
۲-۱۷-۶- بررسیفرایندتفکرانتقادی ۵۲
۲-۱۷-۷- فرقبینتفکرانتقادیوتفکرعادی ۵۳
۲-۱۷-۸- تفکرانتقادیازبعدمهارتهاونگرشها ۵۴
ششمهارتتفکرانتقادیهمراهباخردهمهارتهایآن. ۵۵
۲-۱۷-۹- مبانیتفکرانتقادی ۵۶
۲-۱۸- صلاحیتاجتماعیچیست؟. ۵۹
۲-۱۹- ویژگیهایشایستگی ۶۱
درارتباطباشغل. ۶۱
۲-۱۹-۱- قابلارزیابیوآموزش. ۶۱
۲-۱۹-۲- وجوهمختلفشایستگیاجتماعی ۶۴
۲-۱۹-۳- خودخواهیوابرازوجود. ۶۵
۲-۱۹-۴- تکنیکهایخاصجراتآموزی(ابرازوجود) ۶۶
۲-۱۹-۵- همدلی ۶۸
۲-۱۹-۵-۱- حوزههایمهمهمدلی ۶۹
۲-۱۹-۵-۲- تحملابهام. ۷۰
۲-۲۰- پژوهشهایانجامشدهدرداخلایران. ۷۱
۲-۲۰-۱- پژوهشهایداخلی ۷۱
۲-۲۰-۲- پژوهشهایخارجی ۹۱
فصلسوم :
مطلب دیگر :
روشتحقیق
۳-۱- مقدمه. ۹۷
۳-۲- نوعروشتحقیق. ۹۷
۳-۳- جامعه آماری ۹۸
۳-۴- نمونهوروشنمونهگیری ۹۸
۳-۵- ابزارپژوهش. ۹۹
۳-۵-۱- پرسشنامه شخصیتی پنج عاملیNEO-FFI 99
عوامل پنج گانه شخصیت ۱۰۰
روش نمره گذاری وتفسیر. ۱۰۰
۳-۵-۲- پرسشنامه تفکرانتقادی کالیفرنیا ۱۰۳
۳-۵-۳- پرسشنامه کفایت اجتماعی ۱۰۶
۳-۶- روش اجرا ۱۰۸
۳-۷- روش تجزیه وتحلیل اطلاعات ۱۰۸
فصل چهارم : تجزیه وتحلیل دادهها
۴-۱- مقدمه. ۱۱۱
فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری
مقدمه. ۱۲۵
۵-۱- محدودیتهایپژوهش. ۱۳۳
۵-۲- پیشنهادهای پژوهش. ۱۳۳
۵-۳- پیشنهادهای کاربردی ۱۳۴
منابع ومآخذ. ۱۳۵
چکیده لاتین. ۱۵۳
هدف از پژوهش حاضر،بررسی رابطه بین ویژگیهای شخصیتی وتفکر انتقادی با صلاحیت اجتماعی در دانشجویان روانشناسی دانشگاه رودهن بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامیواحد رودهن بودکه در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۳ مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه ۱۸۱نفر (۹۰دختر-۹۱پسر)را در بر گرفته بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و روش نمونهگیری به شکل در دسترس بود. ابزارهای پژوهش پرسشنامه ویژگیهای شخصیتی مک کری و کوستا(۱۹۸۵)،تفکر انتقادی کالیفرنیا فاسیون و فاسیون(۱۹۹۰) و کفایت اجتماعی فلنر(۱۹۹۰)بود. روش آماری پژوهش از طریق شاخصهای مرکزی و شاخصهای پراکندگی و همچنین ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها:نتایج نشان داد که بین ویژگیهای شخصیتی و کفایت اجتماعی رابطه مثبت معنادار وجود دارد،بین تفکر انتقادی و کفایت اجتماعی رابطه معنی داری وجود ندارد،بین ویژگیهای شخصیتی و تفکر انتقادی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین ویژگیهای شخصیتی و تفکر انتقادی قادر به تبیین صلاحیت اجتماعی بودند. در نتیجه افراد با ویژگیهای شخصیتی مناسبتر نسبت به دیگران شادتر بوده و ارتباط مثبتی با دیگران داشته و هدفمند بودن در زندگی و لذت بردن از تعاملات اجتماعی و همچنین رضایت از زندگی وحتی موفقیت تحصیلی بیشتری را تجربه کنند. پس بنابرین میتوان پیش بینی نمود که با ویژگیهای شخصیتی صحیح میتوان تفکری انتقادی و اندیشمندانه و به تبع آن صلاحیت اجتماعی لازم را انتظار داشت.
از بدو پیدایش انسان تاکنون این موجود دو پا تلاش در شناخت خود و دیگران داشته است(عابدی،۱۳۸۶). اما در عین حال عدهی کمیاز مردم را میبینیم که از وضع خود کاملأ راضی باشندبیشتر افراد معتقدند که از ویژگیهای مرموزی که برای موفقیت اجتماعی لازم است برخوردار نیستند در بین ویژگیهای مطلوب صفتی که آن را معمولأ شخصیت[۱] مینامند.
در نظر روانشناسان معنای فراتر از صفت جذابیت میباشد که ما را وادار میکند در مورد دارنده آن بگوییم که فردی با شخصیت است (با توجه به نظر محقق)شخصیت یک فرد از تمام صفات او تشکیل یافته است و به منظور الگوی نسبتأ پایدار صفات و گرایشهایی که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام میبخشد(شولتز و شولتز[۲]،به نقل از محمدی۱۳۸۹). یکی از پیچیدگیهای انسان که سبب تمایز وی از موجودات دیگر میشود فرایند فکر و تفکر انتقادی و اندیشمندانهی اوست. که تفکر انتقادی را شامل تجزیه و تحلیل و ارزشیابی و استباط دانستهاندتعبیر و تفسیر تبیین و خودتنظیمیاز جمله مولفههای محوری تفکر انتقادی[۳] قلمداد میشود یکی از تواناییهای فکری ارزنده ای که برای تفکر انتقادی لحاظ میشود آن است که شنیدهها خواندهها اندیشهها و اعتقادهای مختلفی را که در زندگی با آنها رو به رو میشوند ارزشیابی کنند و دربارهی آنها تصمیم منطقی بگیرد (سیف،۱۳۸۷). و به طور کلی شایستگی اجتماعی[۴] توانایی مراقبت از خود،یاری رساندن و مراقبت از دیگران است(ابوالقاسمی،جمالویی،نریمانی،زاهدبابلان،۱۳۹۰). رابین روز-کران سور[۵] (۱۹۹۲)شایستگی اجتماعی را توانایی رسیدن هدفهای فردی در تعامل اجتماعی همزمان با حفظ روایط مثبت با دیگران در همه ی زمانها و موقعیتها میدانند.
در ظرف ۵۰ سال گذشته پژوهشهایی در این زمینه که ابتدا توسط فیسک (۱۹۴۹)آغاز شد و سپس از طریق پژوهشگران دیگری چون نورمن[۶](۱۹۶۷)اسمیت[۷](۱۹۶۷)کلبرگ[۸](۱۹۸۱)و مک کری و کوستا(۱۹۸۷)انجام گرفته که پنج بعد از ردههای گسترده خصیصههای شخصیت را تشکیل میدهند که شامل:برون گرایی[۹]،خوشایندی(مقبولیت)[۱۰]،وظیفه شناسی[۱۱]،تهییج پذیری[۱۲] و آزاداندیشی[۱۳] میباشد.
این ابعاد نشانگر زمینههای گسترده شخصیت انسان است در این بین میتوان عنوان کرد که با،شخصیت با ثبات و تفکری صحیح میتوان به ایجاد کفایت و شایستگی اجتماعی و ارتقای آن در جوانان دانش آموزان و دانشجویان و اعم افراد اندیشید. با توجه به تحقیقات اخیر میتوان ارتباطی تنگاتنگ بین تعاریف وجود دارد چرا که افراد با برخورداری از شخصیتی پایدار میتوانند به تفکری اندیشمندانه و اصلح دست یابند که همین سبب دستیابی به مهارتها و توانایی و کفایت اجتماعی لازم برای برقراری ارتباط با محیط و مواجه شدن با فشارهای زندگی و حل موانع میشود.
با توجه به تحقیقاتی که توسط عماری،جاویدی،نصیری(۱۳۹۴)مبنی بر اینکه بین ویژگیهای شخصیتی با تفکر انتقادی در دانش آموزان میتوان ارتباطی مثبت یافت و همینطور تحقیقات مک کری و کوستا(۱۹۹۲)و دنو و همکاران(۱۹۹۸) چنگ و فورنهایم(۲۰۰۵)و لو و هو(۲۰۰۵)انجام دادند میتوان به این نتیجه دست یافت ارتباطی نزدیک بین متغیرهای پژوهش حاضر وجود دارد.
در نتیجه در انجام این پژوهش پژوهشگر در صدد بر آمده تا با نشان دادن سهم هر یک از ویژگیهای شخصیتی سالم و همچنین میزان تفکر انتقادی به عنوان عوامل موثر در صلاحیت اجتماعی و مقبول بودن در جامعه بتوان دید واقع بینانه تری نسبت به این موضوع پیدا کند و همچنین ایجاد راهبردهایی برای به وجود آوردن احساس کفایت و صلاحیت اجتماعی در میان افراد به خصوص نوجوانان و جوانان در این بعد برنامه ریزی کرد. میتوان به ایجاد راهبردهایی برای ارتقا کفایت و یا صلاحیت اجتماعی در دانشجویان در نظر گرفت. (کندال بزازل[۱۴]،به نقل از پزشک۱۳۸۰).
شخصیت[۱۵] یعنی «مجموعهای از رفتار وشیوههای تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگیهای بیهمتا بودن، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص میشود.شخصیت یک فرد از تمام صفات او تشکیل شده است و به منظور الگوی نسبتأ پایدار صفات و گرایشها و یا ویژگیهایی که تا اندازهای به رفتار دوام میبخشد(شولتز و شولتزبه نقل از محمدی،۱۳۸۹).
۲-۲-۵ موانع ارتباطات. ۲۰
۲-۲-۶ تفاوتهای قدرت بهعنوان مانعی در ارتباطات. ۲۳
۲-۲-۷ تفاوت ارتباطات در عصر گذشته با عصرحاضر. ۲۵
۲-۲-۸ مدلهای ارتباطات. ۲۶
۲-۲-۹ مهارتهای ارتباطی ۲۷
۲-۲-۹-۱ تعریف مهارتهای ارتباطی ۲۷
۲-۲-۹-۲ انواع مهارتهای ارتباطی ۲۸
۲-۳ هوش هیجانی ۳۰
۲-۳-۱ هیجان و هوش هیجانی ۳۰
۲-۳-۲ رابطه هیجان با تفکر. ۳۱
۲-۳-۳ اساس زیستی و هوش هیجانی ۳۱
۲-۳-۴ تاریخچه هوش هیجانی ۳۳
۲-۳-۵ تئوری هوش هیجانی و هوش معنوی سالووی و مایر. ۳۴
۲-۳-۶ مفاهیم اساسی هوش هیجانی و هوش معنوی از دیدگاه مایر و سالووی ۳۵
۲-۳-۷ تئوری هوش هیجانی و هوش معنوی گلمن ۳۵
۲-۳-۸ مفاهیم اساسی هوش هیجانی از دیدگاه گلمن ۳۶
۲-۳-۸-۱ مؤلفههای خودآگاهی ۳۶
۲-۳-۸-۲ مؤلفه خود تدبیری ۳۶
۲-۳-۸-۳ مؤلفه خود انگیزی ۳۷
۲-۳-۸-۴ مؤلفه همدلی ۳۷
۲-۳-۹ هوش هیجانی از دیدگاه بار-اون. ۳۸
۲-۳-۱۰ آموزش و یادگیری هوش هیجانی ۳۹
۲-۴ هوش معنوی ۴۰
۲-۴-۱ هوش. ۴۰
۲-۴-۲ معنویت. ۴۱
۲-۴-۳ هوش معنوی و مؤلفههای آن. ۴۲
۲-۴-۴ رشد هوش معنوی ۴۶
۲-۴-۵ هوش معنوی و سلامت روانی ۴۸
۲-۵ چارچوب نظری پژوهش ۵۰
۲-۶ پیشینه پژوهشی ۵۱
۲-۶-۱ پیشینه خارجی ۴۹
۲-۶-۲ پیشینه داخلی ۵۲
فصل سوم: روششناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه. ۵۷
۳-۲ روش پژوهش ۵۷
۳-۳ جامعه آماری ۵۷
۳-۴ برآورد حجم نمونه و روش نمونهگیری ۵۷
۳-۵ روش گردآوری اطلاعات. ۵۷
۳-۶ ابزار اندازهگیری ۵۸
۳-۶-۱ پرسشنامه مهارتهای ارتباطی ۵۸
۳-۶-۲ پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون. ۵۸
۳-۶-۳ پرسشنامه هوش معنوی ۶۰
۳-۶ روش تجزیهوتحلیل اطلاعات. ۶۱
فصل چهارم: تجزیهوتحلیل یافتههای پژوهش
۴-۱ مقدمه. ۶۳
۴-۲ آمار توصیفی ۶۳
۴-۲-۱ توزیع فراوانی ویژگیهای جمعیت شناختی ۶۴
۴-۲-۱-۱ توزیع فراوانی سن آزمودنیها ۶۴
۴-۲-۱-۲ توزیع فراوانی جنسیت آزمودنیها ۶۵
۴-۲-۱-۳ توزیع فراوانی تحصیلات آزمودنیها ۶۶
۴-۲-۱-۴ توزیع فراوانی وضعیت تأهل آزمودنیها ۶۷
۴-۲-۲ شاخصهای توصیفی متغیر مهارتهای ارتباطی ۶۸
۴-۲-۳ شاخصهای توصیفی متغیر هوش هیجانی ۶۸
۴-۲-۴ شاخصهای توصیفی متغیر هوش معنوی ۶۹
۴-۳ آمار استنباطی ۶۹
۴-۳-۱ فرضیه ۱. ۶۹
۴-۳-۲ پیشبینی تغییرات مهارتهای ارتباطی بر اساس هوش هیجانی ۷۰
۴-۳-۲-۱ معادله خط رگرسیون هوش هیجانی و مهارت کلامی ۷۱
۴-۳-۳ فرضیه ۲. ۷۲
۴-۳-۴ فرضیه ۳. ۷۳
۴-۳-۵ پیشبینی تغییرات مهارت کلامی بر اساس مولفههای هوش هیجانی ۷۴
۴-۳-۵-۱ معادله خط رگرسیون مولفههای هوش هیجانی و مهارت کلامی ۷۵
۴-۳-۶ پیشبینی تغییرات مهارت شنودی بر اساس مولفههای هوش هیجانی ۷۶
۴-۳-۶-۱ معادله خط رگرسیون مولفههای هوش هیجانی و مهارت شنودی ۸۰
۴-۳-۷ پیشبینی تغییرات مهارت بازخوردی بر اساس مولفههای هوش هیجانی ۸۰
۴-۳-۷-۱ معادله خط رگرسیون مولفههای هوش هیجانی و مهارت بازخوردی ۸۰
۴-۳-۷ فرضیه ۴. ۷۸
۴-۳-۸ پیشبینی تغییرات مهارت کلامی بر اساس مولفههای هوش معنوی ۷۹
۴-۳-۸-۱ معادله خط رگرسیون مولفههای هوش معنوی و مهارت کلامی ۸۰
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
مطلب دیگر :
انواع تحقیقات؛پایان نامه درمورد اثربخشی
۵-۱ مقدمه. ۸۲
۵-۲ تبیین نتایج حاصل از فرضیات پژوهش ۸۲
۵-۳ بحث و نتیجهگیری ۸۸
۵-۴ محدودیتهای پژوهش ۹۰
۵-۵ پیشنهادهای برآمده از نتایج پژوهش ۸۷
۵-۶ پیشنهادهای پژوهشی ۹۱
منابع ۹۲
پیوستها ۱۰۰
هدف: این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی در میان دانشجویان صورت پذیرفته است.
روش: روش تحقیق در پژوهش حاضر پیمایشی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند. در این پژوهش روش نمونهگیری تصادفی خوشهای بود و حجم نمونه با مراجعه به جدول مورگان ۲۶۰ نفر برآورد گردید. در این پژوهش سه متغیر موردبررسی قرار گرفتند، لذا بهمنظور جمع آوری دادهها از سه پرسشنامه مهارتهای ارتباطی بارتون جی-ای (۱۹۹۰)، پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون (۱۹۹۷) و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (۲۰۰۸) استفادهشد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که بین مهارت کلامی با هوش هیجانی و مؤلفههای آن رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین سایر مؤلفههای هوش هیجانی با مهارتهای شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری وجود ندارد و تنها بین مؤلفه بین فردی با مهارت شنودی و بازخوردی رابطه معنیداری وجود دارد. مؤلفه گسترش آگاهی هوش معنوی با مهارت کلامی رابطه معناداری داشت و هیچیک از مؤلفههای دیگر هوش معنوی با مهارتهای کلامی، شنودی و بازخوردی ارتباط معناداری نداشتند.
بحث: این مطالعه نشان داد افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند در شرایط برقراری ارتباطات انسانی از مهارتهای کلامی بالاتری برخوردار هستند.
کلیدواژهها: مهارتهای ارتباطی، هوش هیجانی ، هوش معنوی، دانشجویان.
شناخت مهارتهای ارتباطی[۱] افراد و اعمال نفوذ بر آنان، بهمنظور تحقق اهداف سازمانی موضوعی اساسی در مطالعه رفتار انسانی است. انسان در پرتو تبادل اطلاعات و ارتباطات گسترده، میتواند با تفکر و اندیشه نو بر واقعیتهای تازه دست یابد و بدین ترتیب در توسعه سازمانی و بالندگی جامعه نقش داشته باشد. ایجاد ارتباط، احساس اجتماعی بودن را در انسان برمیانگیزد و در برقراری این ارتباط فرد به مهارتهای تازه و طرز فکرهای جدید دست مییابد تا جایی که هرچه سازمانها گستردهتر میشوند، ارتباطات انسانی شکل پیچیدهتری به خود میگیرند. توانمندیها و شایستگیهای هیجانی از عوامل تعیینکننده و تأثیرگذار بر کیفیت ارتباطات انسانی به شمار میآید.
هوش هیجانی[۲] شامل توانایی ادراک، ابراز، فهم و کنترل هیجانات خود و دیگران است. بهعبارتدیگر، هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتی که بار هیجانی دارند و استفاده از آن در جهت فکر کردن و برقراری ارتباط لازم است (اکبر زاده،۱۳۸۳).
مفهوم هوش هیجانی ژرفای تازهای به هوش انسان بخشیده و آن را به توانایی ارزیابی هوش عمومی فرد از خود گسترش داده است. هوش هیجانی برای شناخت فرد از خودش و دیگران، ارتباط با دیگران و سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواستههای اجتماعی لازم است. درواقع، میتوان گفت هوش هیجانی در دستیابی فرد به موفقیت در حوزههای مختلف تحصیلی و شغلی نقش بهمراتب مهمتری را دارا میباشد (ساولی و مایار[۳]، ۱۹۹۹).
هوش معنوی[۴]، بیانگر مجموعهای از تواناییها، ظرفیتها و منابع معنوی میباشد که کاربست آنها در زندگی روزانه میتواند موجب افزایش انطباقپذیری فرد شود. در تعریفهای موجود بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادها زندگی روزمره تأکید شده است ( زوهر و مارشال، ۲۰۰۰؛ سیسک، ۲۰۰۱؛ ولمن، ۲۰۰۱؛ نازل، ۲۰۰۴؛ ؛ ترجمه قربانی، ۱۳۸۳).
معنویت امری همگانی است (وگان،۲۰۰۲)، از طرفی یکی از ضرورتهای طرح معنویت در عرصه روانشناسی بالینی ظهور دوباره گرایش معنوی و نیز جستجوی درک روشنتری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روزانه است (سهرابی، ۱۳۸۸).
بر اساس نظر زوهر و مارشال (۲۰۰۰) بهواسطه هوش معنوی به مشکلات معنا و ارزش میبخشیم و به حل آنها میپردازیم و با بهره گرفتن از آن میتوانیم اعمال و زندگیهایمان را در بافتی که ازلحاظ معنا دهی غنیتر و وسیعتر میباشد قرار دهیم و به کمک آن میتوانیم بسنجیم که یک روش و یکراه زندگی از دیگر راهها و روشها از معناداری بیشتری برخوردار است (حمیدی و صداقت، ۱۳۹۱).
ازاینرو در این پژوهش، مهارتهای ارتباطی، هوش هیجانی و هوش معنوی دانشجویان موردبررسی قرار خواهد گرفت. بدیهی است، دستیابی به پاسخی منطقی در این زمینه، امکان پیشبینی و توصیف رفتار را در شرایط مشابه فراهم میسازد.
پژوهشهای صورت گرفته در ایران و سایر کشورهای جهان بیشتر به بررسی رابطه هریک از متغیرهای ذکر شده، بصورت مجزا پرداخته است .اما هیچ پژوهشی تاکنون رابطه هر ۳ عامل را با یکدیگر مورد بررسی قرار نداده است. خصوصا خویشتنداری که پژوهش کمتری روی آن صورت گرفته است.
سالها قبل، هوش شناختی[۵] و چگونگی سنجش آن موردتوجه اکثر متخصصین در جهان بود؛ اما در دههی کنونی در تمامی محیطهای کاری بهویژه سازمانهای آموزشی، هوش هیجانی بهعنوان پارادایم فکری اکثر متخصصین منابع انسانی گردیده است؛ بهطوریکه اظهار میدارند ۸۰ درصد موفقیتهای افراد در سرکار به هوش هیجانی آنها وابسته است و تنها ۲۰ درصد آن به بهره هوشی مربوط میشود. با این حساب، هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گستردهای از مهارتها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارتهای درون فردی و بین فردی اطلاق میگردد که فراتر از حوزه مشخصی از دانشهای پیشین، چون هوشبهر و مهارتهای فنی یا حرفهای است (سبحانی نژاد،۱۳۸۷).
صاحبنظران نیز، هوش هیجانی را با توجه به ویژگیها و کارکردهای آن بهصورت زیر تعریف کردهاند، هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن میتواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوهای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۳). یا اینکه هوش هیجانی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی ارتباط و تعامل این عواطف با بهره هوشی میباشد؛ یعنی فردی که میخواهد در زندگی خود موفق بوده و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد (کایرستد، ۱۹۹۹).
گلمن[۶] (۱۹۹۸) نیز هوش هیجانی را در چهار قالب دستهبندی نموده است: ۱-خودآگاهی[۷] ۲- خود مدیریتی[۸] ۳– آگاهی اجتماعی[۹] ۴- مدیریت روابط[۱۰]. او بیان میکند که چهار عنصر ذکرشده در دو مهارت اصلی قابلیت فردی و قابلیت اجتماعی پدیدار میشود که قابلیت فردی روی فرد تمرکز دارد و به دو قسمت خودآگاهی و خود مدیریتی تقسیم میشود و قابلیت اجتماعی که روی روابط فرد با دیگران تمرکز میکند و به آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط تقسیم میشود (استایز و بران، ۲۰۰۴).
درهرحال هوش هیجانی را میتوان بهکارگیری قابلیتهای هیجانی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج تعریف کرد. ازنظر ویزینگر هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از عواطف است. به این صورت که شما آگاهانه از عواطف خود استفاده میکنید و رفتار و تفکرات خود را در جهت اهداف خود هدایت میکنید تا به نتایج جالبتوجهی دستیابید (ویسنگر[۱۱]، ۱۹۹۸).
۲-۱-۱-۶ تثبیت. ۱۵
۲-۱-۱-۷ واپس روی ۱۶
۲-۱-۱-۸ فرافکنی ۱۶
۲-۱-۱-۹ درون فکنی ۱۶
۲-۱-۱-۱۰ والایش. ۱۷
۲-۱-۱-۱۱ آنا فروید. ۱۷
۲-۲ مکانیزمهای ریاضت طلبی و عقلی سازی ۱۹
۲-۲-۱ ریاضت طلبی ۱۹
۲-۲-۲ عقلی سازی ۱۹
۲-۳ راهبردهای مقابلهای ۲۶
۲-۳-۱ ماهیت مقابلهای ۲۶
۲-۳-۲ مروری تاریخی بر مقابله. ۲۸
۲-۳-۳ کارکردهای مقابله. ۳۱
۲-۳-۴ مقابله، احساس وارزیابی ۳۳
۲-۳-۵ منابع شخصی مقابله. ۳۴
۲-۳-۵-۱ تحول من ۳۴
۲-۳-۵-۲ کارامدی ۳۴
۲-۳-۵-۳ خوش بینی ۳۵
۲-۳-۵-۴ احساسیکپارچگی ۳۵
۲-۳-۵-۵ شناخت. ۳۵
۲-۳-۶ طبقه بندی راهبردهای مقابلهای ۳۶
۲-۴ راهبردهای سازشیافته و سازش نایافته. ۳۹
۲-۴-۱ مقابله سازشیافته. ۳۹
۲-۴-۲ مقابله سازش نایافته. ۳۹
۲-۵ تفاوتهای مقابله و مکانیسمهای دفاعی ۴۰
۲-۶ رضایت زناشویی ۴۱
۲-۷ تفاوت زوجها از نظر میزان رضایتمندی ۴۲
۲-۸ عوامل موثر در آشفتگی روابط زوجی ۴۴
فصل سوم: روش اجرای پژوهش
۳-۱ جامعه آماری ۵۱
۳-۲ حجم نمونه و روش نمونه گیری ۵۱
۳-۳ روش تحقیق ۵۱
۳-۴ ابزار گردآوری اطلاعات. ۵۱
۳-۴-۱ پرسشنامه سبکهای دفاعی (DSQ) 52
۳-۴-۲ پرسشنامه راهبردهای مقابلهای ۵۲
۳-۴-۳ پرسشنامه رضایت زناشویی ۵۳
مطلب دیگر :
۳-۵ روش اجرای کار. ۵۴
۳-۶ روشهای تجزیه و تحلیل دادهها ۵۴
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱ مقدمه. ۵۶
۴-۲ یافتههای توصیفی و جمعیت شناختی ۵۷
۴-۳یافتههای استنباطی ۶۲
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱-مقدمه. ۷۲
۵-۲-تبیین فرضیات پژوهش. ۷۲
۵-۳-محدودیتها ۸۰
۵-۴-پیشنهادهای پژوهش. ۸۰
منابع و مأخذ. ۸۱
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین سبکهای دفاعی و راهبردهای مقابلهای با رضایتمندی زناشویی است. دراین پژوهش تلاش میشود تا آسیبپذیرترین و مقاومترین ترکیب سازوکارهای دفاعی/سبکهای مقابلهای نسبت به خطر فروپاشی خانواده (طلاق) یافته شود. بدین منظور نمونهای متشکل از ۱۸۰ نفر، در سه گروه ۶۰ نفره تهیه شده است کهاین سه گروه شامل زوجین با رضایت زناشویی بالا، زوجین با رضایت پایین و زوجین متقاضی طلاق میباشد و به صورت نمونه دردسترس انتخاب گردیدهاند. برای بررسی روابط بین متغیرها از سه پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ فرم کوتاه، راهبردهای مقابلهای موس و بلینگز و سبکهای دفاعی DSQ استفاده شده است. جهت تحلیل آماری دادههای پژوهش از روش آزمونهای همبستگی، آزمونهای آماری پارامتریک تی مستقل و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که متغیر سبکهای مقابلهای ۰۴۲/۰ درصد و متغیر سبکهای دفاعی ۰۸۹/۰ از تغییرات متغیر رضایت زناشویی را قابل تبیین میکند. همچنین نتایج نشان داد، بین سبکهای مقابلهای، سبکهای دفاعی با رضایت زناشویی در زوجین با رضایت بالا و متقاضی طلاق تفاوت در دو گروه در سطح ۰۱/۰>p معنادار است.
واژگان کلیدی: رضایت زناشویی، سازوکار دفاعی، سبکهای مقابلهای، طلاق
ازدواجیک سنت فطری و الهی است که از دیرباز وجود داشته و تمامیشرایع و قوانین آن را ترغیب کردهاند. ازدواج قراردادی است که به موجب آن، زن و مرد در زندگی بایکدیگر شریک و متحد شده، خانوادهای را تشکیل میدهند. مصلحت فرد و اجتماع دراین است که زنان و مردان پیمان زناشویی ببندند و تشکیل خانواده دهند. اسلام اساس خانواده را بر آرامش، مودت، مهربانی و مساوات استوار ساخته است. آنچه از خود ازدواج مهم تر به شمار میرود موفقیت در ازدواج در بین زوجین است (فتحی آشتیانی و احمدی۱۳۸۳). موفقیت در ازدواج سببایجاد خانوادههای سالم خواهد شد و خانوادههای سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه، نقش مهمیرا دارند. جو حاکی از عدم تفاهم (عدم درک متقابل زن و شوهر از وضعیت و حالات طرف مقابل) و وجود درگیری و کشمکش بیانگرعدم رضایت رناشویی است. بدیهی است که در صورت وجود جو حاکی از عدم رضایت میان همسران، سلامت و کارکرد خانواده خدشه دار میشود و ادامهیاین اوضاع سرانجام ازدواج و خانواده را متلاشی میکند (محمدخانی، ۱۳۸۸). لذا، توجه به سلامت و چگونگی فضای درون خانواده که در عواملی نظیر رضایت زوجین از زندگی تبلور مییابد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار خواهد بود. بدنبال رضایت از زندگی، اختلافات زناشویی کمتر شده و طلاق نیز در جامعه کمتر رخ میدهد (منانی، ۱۳۸۵).
سازوکار دفاعییک کنش روانشناختی میباشد که میان آرزوها، نیازها، عواطف و تکانههای فرد ازیک سو وبازداریهای درونی شده و واقعیتهای بیرونی از سوی دیگر میانجی میشود. دفاع، تقلای ناهشیار انگیخته شدهای تعریف میشود که هیجان دردناک را به حداقل و هیجان لذت بخش را به حداکثر میرساند. درحقیقت، از وجود انسان دفاع میکنند و تعادل او را برقرار مینمایند. فروید۱ اولین کسی بود که در رابطه با مکانیسمهای دفاعی صحبت نمود او تعدادی مکانیسم دفاعی را فرض نمود و خاطرنشان ساخت ما با بهره گرفتن از چندین مکانیسم به طور همزمان از خود دفاع میکنیم.این مکانیزمهای دفاعی عبارتند از سرکوبی، انکار، واکنش وارونه، فرافکنی، واپس روی، دلیل تراشی، جابجایی و والایش. بیناین مکانیسمها مقداری همپوشی نیز وجود دارد. گرچه مکانیسمها از لحاظ جزئیات تفاوت دارند اما در دو ویژگی مشترک هستند۱) آنها انکاریا تحریف واقعیت هستند. ۲) آنها به صورت ناهشیار عمل میکنند (سید محمدی، ۱۳۸۷).
۲-۱۰- راهبردهای پیش گیرانه برای بهبود رضایت زناشویی———————– ۲۶
۲- ۱۱- ملاک های همسرگزینی—————————————— ۲۷
۲-۱۲- سن ازدواج و تفاوت سنی—————————– ۲۸
بخش دوم: خود توصیف گری بدنی———————————– ۳۱
۲-۱۳- خود توصیف گری بدنی—————————————— ۳۲
۲-۱۳-۱- تفاوت بین نگرانی طبیعی از تصویر بدنی، نارضایتی بدنی، و مشغله ی ذهنی با
نگرانی های تصویر بدنی و یا اختلالات تصویر بدنی—————————- ۳۴
۲-۱۳-۲- نگرانی از تصویر بدن در افرادنابالغ، نوجوان ، جوان، میانسال و بزرگسالان
مسن تر———————————————————— ۳۵
۲-۱۳-۳- رویکردشناختی رفتاری—————————————– ۳۶
بخش سوم: مهارتهای ارتباطی ————————————– ۳۸
۲- ۱۴- ارتباط——————————————————- ۳۹
۲-۱۵- انواع ارتباط————————————————— ۳۹
۲-۱۶- ابعاد و ویژگی های ارتباط ————————————— ۴۰
۲-۱۷- اجزاء ضروری یک ارتباط خوب———————————— ۴۰
۲-۱۸- مهارت های ارتباطی——————————————— ۴۱
۲-۱۹- سه مهارت بین فردی——————————————– ۴۲
۲-۲۰- اهمیت یادگیری مهارت های ارتباطی——————————— ۴۲
۲- ۲۱- موثر نبودن بیشتر ارتباط ها—————————————- ۴۳
۲- ۲۲- موانع ارتباطی ————————————————- ۴۴
بخش چهارم: پیشینه تحقیق—————————————– ۴۷
۲-۲۳- تحقیقات انجام شده در داخل————————————— ۴۸
۲-۲۴- تحقیقات انجام شده در خارج ——————————— ۵۰
فصل سوم: روش شناسی تحقیق————————————- ۵۲
۳-۱- پیش درآمد—————————————————– ۵۳
۳-۲- روش تحقیق—————————————————- ۵۴
۳-۳- جامعه و نمونه آماری؛ و روش نمونه گیری و برآورد حجم آن—————– ۵۴
۳-۴- روش و ابزار گرد آوری داده ها————————————– ۵۴
۳-۵- مراحل طراحی ابزار گرد آوری داده ها——————————— ۵۵
۳-۶- تعیین روایی و پایایی ابزار گرد آوری داده ها—————————- ۵۶
۳-۶-۱- پایایی (قابلیت اعتماد) ابزار گرد آوری داده ها————————- ۵۶
۳-۶-۲- روایی (اعتبار) ابزار گرد آوری داده ها——————————- ۵۶
۳-۷- روش های تجزیه و تحلیل داده ها———————————— ۵۷
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها———————————- ۵۸
۴-۱- پیش درآمد—————————————————– ۵۹
۴-۲ – یافته های استنباطی———————————————–
فصل پنجم: نتیجه گیری——————————————- ۶۹
۵-۱- پیش درآمد—————————————————– ۷۰
۵–۲- بحث و نتیجه گیری———————————————– ۷۱
۵-۳ – محـدودیتهای تحقیق——————————————– ۷۶
۵-۴ – پیشنهـادات—————————————————- ۷۶
۵-۴-۱- پیشنهـادات تحقیق——————————————— ۷۶
۵-۴-۲- پیشنهادات کاربردی——————————————– ۷۶
منابع و پیوست ها—————————————————– ۷۷
چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی و خود توصیف گری بدنی با زضایت زناشویی معلمان متاهل شهر صومعه سرا بود. مطالعه حاضر توصیفی از نوع پژوهش های همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان زن متاهل شهر صومعه سرا بود که در طول سال تحصیلی ۹۳ -۹۴ در آموزش و پرورش مشغول به کار می باشند. و با بهره گرفتن از روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب اعضای نمونه پژوهش اقدام شد . حجم نمونه حدوداً ۱۲۰ نفر است که به ازای هر متغیر پیش بین ۴۰ نفر تعیین شده است. دراین تحقیق برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. برای سنجش متغیرها و فرضیه های پژوهش، از آزمون های آماری پارامتریک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. در ضمن کلیه عملیات آماری با استفاده نرم افزار۲۰[۱]spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دادند که؛ مقادیر همبستگی بین خودتوصیف گری بدنی و مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل از نظر آماری معنی دار است(۰۱/۰>p). بین خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت به میزان (۳۵/۰ =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(۰۱/۰>P). بین مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت به میزان (۴۷/۰ =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(۰۱/۰>P). و پیش بینی رضایت زناشویی معلمان زن متاهل بر اساس خودتوصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی معنی دار است.
مطلب دیگر :
کلید واژه : خودتوصیف گری بدنی ، مهارتهای ارتباطی، رضایت زناشویی ، معلمان زن متاهل
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در جوامع انسانی است که تکوین و پرورش شخصیت افراد در آن شکل میگیرد. برای اینکه خانواده بتواند کارکردهای اصلی خود را به خوبی ایفا نماید، لازم است امنیت و آرامش در کانون آن رخنه کند. واقعیت این است که در فرایند چرخه زندگی خانواده مسایل و مشکلاتی بوجود میآید که آرامش آن را هر چند برای مدت کوتاهی سلب میکند (ریتزر[۲]،۲۰۰۳). در این میان افزایش طلاق نیز از مسائل مهمی است که پژوهشگران اجتماعی را بیشتر متوجه مسئله رضایت مندی زناشویی میکند. از همین رو است که از دهه ۱۹۹۰ تا به حال نسبت به دهههای قبل، این مسئله، توجه تعداد زیادی از محققین، در رشتههای مختلف و با اهداف گوناگون را به خود جلب کردهاست(براد بری و همکاران [۳]،۲۰۰۴). رضایتمندی زناشویی پیامد توافق زناشویی است و به صورت درونی احساس میشود. اصطلاح توافق زناشویی، رابطه مناسب زن و شوهر را توصیف میکند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج به گونهای رفتار، تصور و ادارک میکنند که گویا نیازها و انتظارهایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد. که در روابطشان خلل ایجاد کند. در ازدواج بدون توافق زناشویی مشکلات موجود میان زوجین به حدی بالاست که آنها را از احساس برآورده شدن نیازها و انتظارات باز میدارد. اغلب زوجها، جایی بین این دو انتها قرار دارند و زمینههایی از توافق و نبود توافق را تجربه میکنند.(حیدری،۱۳۸۵). رضایتمندی زناشویی حالتی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی ورضایت دارند.(میر احمدی زاده،۱۳۸۲). اغلب رضایتمندی زناشویی را به صورت نگرشها یا احساسات کلی فرد راجع به همسر و رابطهاش تعریف میکنند. یعنی رضایتمندی زناشویی یک پدیده درونفردی و یک برداشت فردی از همسر و رابطه است. چنین تعریفی از رضایتمندی زناشویی بیانگر آن است که رضایتمندی یک مفهوم تک بعدی و مبین ارزیابی کلی فرد درباره همسر و رابطه اوست(فرح دوست،۱۳۸۶). شناخت عوامل مؤثر در روابط زناشویی، مهار و مدیریت آن یکی از روشهای درخور توجه در حل مشکلات زناشویی و رسیدن به رضایت از زندگی زناشویی به شمار میرود.
رضایت زناشویی موضوعی است که توجّه مشاوران و روانشناسان خانواده را به خود معطوف کرده است. بعضی از پژوهش گران رضایت زناشویی را به عنوان کیفیت رابطه زناشویی در نظر گرفته اند. این احساسات ذهنی میتواند به عنوان رضایت تلقی شود، و به عنوان تداوم رفتارهای واقعی و یا ویژگی های ازدواج مورد توجّه قرار گیرد (فقیر پور، ۱۳۸۳). بک (۱۹۶۷) معتقد است در زمینه رضایت زناشویی برداشت زن و شوهر از رفتار همدیگر بیش از رفتار حائز اهمیّت است. فردی که رضایت زناشویی بالایی داشته باشد نسبت به زندگی اش نگرش مثبتی دارد و برعکس اگر فردی از زندگی زناشویی اش ناراضی و ناخشنود باشد، نگرش منفی به زندگی و خود در او شکل می گیرد. ارتباط و مهارتهای ارتباطی در زندگی انسانها، بخصوص در زندگی زناشویی اهمیت فراوان دارد و مانند بستری است که سایر ابعاد زندگی زناشویی را در بر می گیرد. مشکلات ارتباطی شایعترین شکایتی است که زوج های جویای کمک بیان می کنند(شیرالی نیا، ۱۳۸۷). مهارتهای ارتباطی شامل مهارتهای متفاوتی هستند، به عنوان مثال، توانایی گوش دادن فعالانه به عنوان یک مهارت اساسی در روابط بین فردی همواره مورد توجه بوده است(امین چهارسوقی، ۱۳۸۱). پژوهش های زیادی نشان می دهند که آموزش مهارتهای ارتباطی و اصول صحیح برقراری ارتباط به همسران، سازگاری آنها را در زندگی زناشویی افزایش می دهند و موجب رشد و تکامل احساسات و ارزش های خانواده می شود.
تصور از خود همان خود ادراک شده است یعنی یک نقطه نظر عینی از مهارت ها، خصوصیات و توانایی ها یی که فرد از خود دارد(پاپ و مک هال[۴] ، ۱۹۸۸). کش و استرچان[۵] (۲۰۰۲) تصور از بدن را به احساسات شخصی در رابطه با بدن و ظاهر فیزیکی مربوط می دانند. بحث در رابطه با تصور از بدن بیشتر به سمت بررسی نارضایتی از بدن پیش رفته است ( هوانگ، نورمن، زابینسکی، کالفاز و پاتریک ، ۲۰۰۷). برخی از مطالعات نشان داده اند که احساسات منفی درباره بدن با عاطفه منفی، عزت نفس پایین و آسیب پذیری به افسردگی مرتبط می باشند. پژوهشگران در مطالعه ای به این نتیجه رسیدند که تصور ناراضی کننده درباره بدن با رضایت پایین از روابط رومانتیک و سازش کلی روان شناختی مرتبط است و این عوامل باعث کاهش رضایت از زندگی می شود(ادمان وهمکاران ، ۲۰۰۵). تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. تغییر تصویر ذهنی بدن در پی تغییرات قابل مشاهده در بدن می تواند تاثیر زیادی روی شخصیت و رفتار فرد داشته باشد. این تصویر ذهنی عامل اساسی در تعیین چگونگی تعامل فرد با دیگران محسوب می شود. تصویر منفی از بدن می تواند منجر به احساسات منفی درباره شکل بدن شود و به عنوان یک عامل خطر و نگهدارنده در آسیب شناسی روانی ذکر شده است(ادمان و همکاران، ۲۰۰۵). با توجه به موارد گفته شده این پژوهش درصدد پاسخ به این سوال هست که آیا بین خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد؟
رابطه زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است. داشتن رابطه با همسر، می تواند سرچشمه احساس آرامش، حمایت و لذت برای هر کس باشد و این در حالی است که همین رابطه گاهی می تواند به منشا اضطراب، احساس ناکامی و نارضایتی تبدیل شود. زمانی که دو نفر با سلایق و نیازهای مختلف در کنار هم قرار می گیرند، دوام و کیفیت زندگی به دانش، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد( دیو ، ۲۰۰۸). یکی از جوانب بسیار مهم یک نظام زناشوئی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند (تانی گوچی و همکاران ، ۲۰۰۶). اما آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشوئی است، نشانگر آن است که رضایت زناشوئی به آسانی قابل دستیابی نیست (رزن گراندن و همکاران[۶] ،۲۰۰۴)؛ چه از یکسو در همان هفته ها و ماه های اول ازدواج ، عدم توافق های جدی ایجاد می گردد که چنانچه حل نگردند، می توانند رضایت و ثبات این رابطه را تهدید کنند (تالمن و هسیا، ۲۰۰۴). همچنین مشکلات زناشویی با کاهش بهره وری شغلی، بروز مشکلات جسمانی و روانی و ضعف عملکرد سیستم ایمنی ارتباط دارد(گلاسر[۷] ،۲۰۰۰). یکی از مهم ترین عوامل مشکل ساز در زمینه رضایت زناشویی، ارتباط می باشد. ارتباط فرایند اصلی در روابط زناشویی است و عبارتند از فرایندی که زن و شوهر به صورت کلامی و غیرکلامی درقالب گوش دادن، مکث، حالت چهره با یکدیگر به تبادل احساسات و افکار می پردازند(شیرالی نیا و همکاران، ۱۳۸۷) موضوع ارتباطات در روابط زناشویی به قدری مهم است که بیش از ۹۰% زوجین آشفته ناتوانی در برقراری ارتباط را به عنوان یک مسئله مهم در روابط خود مطرح کرده اند(خسروی، ۱۳۸۶).
اصطلاح تصویر بدنی اولین بار به وسیله شلدر (۱۹۲۰) به عنوان تصویر ذهنی، از بدن و جسمان و نحوه ی ظهور آن در نظر خودمان تعریف شد. این تعریف دارای دو بعد ادراکی و نگرشی است(گلسون و فریک، ۲۰۰۶). یکی از شایع ترین مشکلات روانشناختی زنان، وجود نقص در تصویر بدن است. ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است، زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران برای تعاملات اجتماعی با فرد، از آن استفاده می کنند بنابراین، این عامل نقش اساسی در تعیین باورها و رفتارها درباره بدن فرد، بازی می کند. اثرات روانشناختی تصویر بدنی شامل عوامل ادراکی، تحولی و فرهنگی_اجتماعی است(ریردان و کاف، ۱۹۹۷). تصویر ذهنی بدنی از سه مفهوم اصلی واقعیت بدن، یعنی بدن فرد آنگونه که هست، بدن ایده آل، یعنی بدنی که فرد آرزومند آن است و بدن نمایشی، یعنی بدنی که فرد نمایش می دهد و از دو دسته واکنش تعدیل کننده شخصی یعنی شیوه های سازگاری و شبکه حمایت اجتماعی تشکیل شده است (پرایس[۸]، ۱۹۹۳). تحقیقات مختلف نشانگر حساسیت بسیار بالا و آسیب زای زنان و دختران نسبت به تصویرذهنی بدنی تصویر بدنی، بازنمایی درونی ظاهر بیرونی فرد است که ابعاد ، میباشد (تامسون و هاینبرگ[۹]، ۱۹۹۴). اهمیت تصویر بدنی و ، جسمانی و ادراکی و نگرش نسبت به آنها را در برمی گیرد (پارزینسکی [۱۰]، ۱۹۹۰) جذابیت ظاهری در بین زنان و نوجوانان بیشتر از سایر اقشار جامعه است (محمدی و سجادی نژاد،۲۰۰۷).
اهداف پژوهش؛ در این تحقیق به شرح زیر دنبال شده است:
هدف اصلی:
بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی و مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل.
اهداف فرعی:
۱- بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی در معلمان زن متاهل.
۲- بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی با مهارتهای ارتباطی در معلمان زن متاهل.
۳_ بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی در معلمان زن متاهل.
۴- تبیین رضایت زناشویی معلمان متاهل زن با خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی
۱-۵- سوالات تحقیق
بر اساس مسئله تبیین شده سوالات در تحقیق حاضر به شرح زیر است:
۲-۴-۳ دیسترس.۱۹
۲-۶ فیزیولوژی استرس۲۰
۲-۶-۱ نقش دستگاه عصبی.۲۰
۲-۶-۲ نقش دستگاه عصبی درون ریز۲۲
۲-۶-۳ غدد فوق کلیوی.۲۳
۲-۷ نقش ارزیابی شناختی استرس.۲۴
۲-۸ استرس و نگرشهای مربوط به آن.۲۵
۲-۸-۱ روی آورد روان – تنی سنتی.۲۵
الف- روی آورد روان تحلیل گری زیگموند فروید .۲۵
ب- پزشکی روان – تنی۲۶
۲-۸-۲ استرس به عنوان پاسخ درونی۲۶
الف- سندروم کلی سازگاری.۲۶
ب-عوامل محیطی استرس.۲۷
۲-۹ واکنش(پاسخ)به تجربیات استرس زا.۲۸
۲-۹-۱ پاسخ هیجانی۲۸
۲-۹-۲ پاسخ جسمانی.۲۹
۲-۹-۳ پاسخ روانی ۲۹
۲-۱۰ رویدادهای زندگی ۳۱
۲-۱۲ تاریخچه پزشکی ام اس۳۴
۲-۱۳ تشخیص ام اس۳۵
۲-۱۴ توالی بیماری.۳۷
۲-۱۵ علائم اصلی اماس.۳۸
۲-۱۶ اپیدمیولوژی توصیفی۳۹
۲-۱۶-۱ بروز و شیوع.۳۹
۲-۱۶-۲ اسکلروز منتشر در ایران۴۰
۲ -۱۶-۳ عوامل خطرساز محیطی.۴۱
۲-۱۷ علت بیماری ام اس۴۱
۲-۱۸ انواع فاکتورهای تشدید کننده. ۴۲
۲-۱۹ فرضیه بهداشتی و نقش ویروس اپشتین بار. ۴۳
۲-۲۰ روش های مقابله باام اس.۴۳
۲-۲۱ تیپ شخصیت۴۴
۲-۲۲ نظریه های شخصیت۴۵
۲-۲۳ تعاریف شخصیت.۵۰
۲-۲۴ عوامل بوجود آورنده شخصیت۵۲
۲-۲۵ رشد شخصیت.۵۳
۲-۲۷ پژوهشهای انجام شده درداخل وخارج۶۰
۳-۱ روش پژوهش.. ۶۹
۳-۲ متغیرها.۶۹
۳-۳ جامعه آماری۷۰
۳-۴ روش نمونه گیری۷۰
۳-۵ حجم نمونه.۷۰
۳-۶ ابزار اندازه گیری۷۰
۳-۷ روش اجرای پژوهش.۷۱
۳-۸ روش آماری.۷۲
۴-۱ یافته های توصیفی پژوهش۷۴
۴-۲ یافته های استنباطی .۷۶
۴-۲-۱ فرضیه اصلی۷۶
۴-۲-۲ فرضیه های فرعی۷۷
۵-۱ محدودیت های پژوهش.۸۷
۵-۲ پیشنهادهای پژوهش.۸۸
مطلب دیگر :
پیوست۸۹
منابع۹۲
چکیده
مولتیپل اسکلروزیس(ام اس) یک بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویکی ازمهم ترین بیماری های ناتوان کننده دربالغین است که بخش میلین سیستم اعصاب مرکزی درآن درگیر وتخریب می شود.هدف این مطالعه ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس بیمارستان امام رضا(ع)کرمانشاه می باشد.تعداد۵۰نفر(۲۶مردو۲۴زن )مبتلا به بیماری ام اس دراین پژوهش به پرسشنامه تیپ شخصیت اسپنسرومقیاس افسردگی اضطراب استرس(DASS-21)پاسخ دادند.یافته های پژوهش نشان دادندکه بین تیپ شخصیتیAواسترس رویدادهای زندگی افراد رابطه معنی دار وجوددارد و همچنین بین تیپ شخصیتیBواسترس رویدادهای زندگی دربیماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد. همچنین نتایج نشان دادند بین استرس رویدادهای زندگی باتوجه به نوع تیپ شخصیتی بیماران مبتلابه ام اس تفاوت معنی داری درسطحp<0/01وجوددارد.همچنین بین مؤلفه های استرس رویدادهای زندگی(استرس،اضطراب وافسردگی)دربیماران مبتلابه ام اس باتوجه به نوع تیپ شخصیتی آن ها تفاوت معنی داری درسطح p<0/01 مشاهده می شود.
واژه های کلیدی:استرس،بیماری ام اس،تیپ شخصیتی
۱-۱ مقدمه پژوهش
یکی از معضلات اساسی که درطی چنددهه اخیر وباروی آوردن تدریجی جوامع به سمت زندگی به سبک مدرن، گریبان گیر جوامع بشری شده است پدیده استرس می باشد.زندگی هرگز بدون فشارواسترس نیست و انسان ازبدوتولد تاپایان عمربا مشکلات فراوانی روبه رواست، که به طورروزمره باتغییرات کمی وکیفی وبه گونه های خاص خود ودرمراحل مختلف،زندگی انسان راتحت تاثیر قرارمی دهند.استرس عبارت است از «مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگاروپیش بینی نشده داخلی وخارجی،بدان گونه که هرگاه تعادل وسازگاری فردبه علت عوامل خارجی وداخلی ازمیان برود،استرس پدید می آید. »(افروز و صالح ، ۱۳۸۷)
وقتی درحال استرس هستیم،بدن تعدادزیادی تغییرات فیزیولوژیک کوچک وبزرگ تحمل می کند.مهمترین این تغییرات،که می تواند مقاومت بدن درمقابل بیماریهاراتضعیف کند،آنهایی است که به وسیله دستگاه عصبی خودکار(سمپاتیک وپاراسمپاتیک)تنظیم می شود.
مولتیپل اسکلروزیس۱یک بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویکی ازمهمترین بیماری های ناتوان کننده نورولوژیک دربالغین، خصوصا جوانان، است.شایعترین زمان ابتلا،سالهایی است که درآن فرد بیشترین مسئولیت های خانوادگی واجتماعی رابرعهده داردودرواقع درسنین باروری است.درنتیجه این بیماری به نیروهای مولدجامعه آسیب رسانده واین ضایعه متوجه کل افرادی است که دراجتماع زندگی می کنند وبه عبارت دیگر زندگی خانوادگی،شرایط اقتصادی وارتباطات اجتماعی بیماران به دلیل درگیرشدن دراین بیماری تحت تا ثیروا قع می شود.
.حدود۲۰%افرادمبتلابه ام اس،شکل خوش خیم۱ این بیماری رادارند که دراین صورت بعدازاولین حمله، نشانه های آنان کم تربوده، پیشرفت نمی کنند.تعداداندکی ازافرادنیزشکل بدخیم۲ ام اس رادارندکه درنهایت به کاهش تدریجی وبدون وقفه توانایی هامنجر می شودودرنهایت دردوره کوتاهی ناتوانی شدید یاحتی مرگ فرد را از پا درمی آورد. ام-اس به جهت ماهیت اثرگذاری روی توانمندیهای حسی-حرکتی، ادراکی – شناختی و نیز روانی اجتماعی، می تواند روی بسیاری از حیطههای عملکردی مبتلایان تاثیر داشته باشد.
درطول سالیان طولانی،روانشناسان برای طبقه بندی شخصیت ها به انواع تیپ ها،روش های بسیاری رامطرح کرده اند.یکی از متداولترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت بکار می برند تیپ های شخصیتیی A و B است .افراد تیپ A با الگوی رفتاری ویژه از قبیل تکلم سریع، رقابت جویی، بی حوصلگی، سخت کوشی، پرخاشگری، خشونت، احساس کمبود وقت شدید و انجام همزمان چند کار مشخص می شوندو در مقابل تیپ شخصیتی B، سهل گیر، محتاط ، حساس به کیفیت زندگی ، همرنگ با جماعت، پای بند به قواعد و مقررات در حالی که تیپ A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند.رفتار تیپ A با موفقیت های اجتماعی – ا قتصادی در ارتباط است به طوری که هرچه درآمد اشخاص بیشتر می شود رفتار تیپ A تشدید می گردد. فرید من(۲۰۰۶) در تحقیقاتی که در زمینه ی سلامت روان و، ویژگی های شخصیتی انجام داد بیان داشت که مجموعه صفات تیپ های شخصیتی A و B با بیماری های جسمی و روانی در ارتباط است. مثلا احتمال ابتلا به بیماریهای کرونر قلبی در تیپ A بیشتر از تیپ B می باشد.
اصل تفاوت های فردی بیانگر آن است که نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی بلکه از میزان آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با هم متفاوت اند. این تفاوت ها علاوه بر آنکه امکان دارد از تفاوت سطح دانش، نگرش و نظام ارزشی آنها متاثر باشد از رابطه ی متفاوت هر یک سرچشمه می گیرد.تیپ شخصیتی افراد دررفتار و نوع گرایش های آنان و میزان تحمل استرس ها و سلامت روان آنها تاثیر دارد. به طوری که بعضی از آنان به تغییرات تدریجی و بعضی به تغییرات تحولی گرایش دارند. همچنین وجود مشکلات شخصیتی و روانی می تواند تاثیر قابل توجهی بر انگیزه ها، عملکردها و. کارکنان داشته باشد.
بدون تردید، درتاریخ تمدن بشری، مهمترین جستجوی انسان، تلاش برای شناخت واقعیت خودش بوده است. توسعه علوم مختلف انسان شناسی و ناگزیر هستی-شناسی، نتیجه همین کنکاش بی پایان و بی انجام بوده و هست. حتّی میتوان پذیرفت پیشرفت بسیاری از علوم دیگر نیز، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به میزان توفیق آدمی در درک بهتر ساختار حیرت انگیز و خارق العاده خویش میباشد. رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب واسترس از اساسیترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیینهای کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. ( روث وکوهن،۱۹۸۶).
امروزه هر چند مردم از لحاظ جسمی فعالیتهای زیادی دارند، ولی اکثر فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند،مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس و. بیشتراین فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمیروند و در نتیجه در اغلب اوقات موجب ایجاد استرس در فرد میشوند.استرس شایعترین مشکل جوامع بشری است که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. بیشترین آن،خود تحمیلی است. درجامعهی امروزی ما یکی از شایعترین بیماریهای تهدیدکنندهی سلامتی است و رقمی درحدود ٧٠٪ مراجعات به پزشکان راتشکیل میدهد و این مشکل استرس، فشار و فرسایش بدن، به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما میگذارد و میتواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل میکند و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان میآورد.آثار مثبت آن باعث کمک به ما درراستای حفاظت از خود می شود.آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی میآفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، ، بیخوابی ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی واعصاب و. میانجامد.مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال میآورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود میکند. سازگاری با شرایط متغیر، بسته به نوع واکنش ما میتواند آسیب زا باشد.در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بیخود و بیجهت شلوغ است که این نیز می تواندآسیب رساننده باشد. در مجموع ،استرس در دنیای مدرن اجتناب ناپذیر است و برای همۀ افراد پیش می آید. گاهی این استرس بیش از حد قابل انتظار است یا به صورت مزمن و دائمی وجود دارد که باعث تنش شدید فرد می شود و بر عملکرد او تأثیر می گذارد. در این موارد استرس مضر خواهد بود و نتایج منفی آن بر کیفیت زندگی، افزایش احتمال ابتلا به بیماری های جسمی یا تشدید بیماری ها یی مانند بیماری دیابت دیده می شود. (شاه منصوری ویکی پدیا،دانشنامه ازاد،۱۳۹۰)
هاوسلیتر ، برون و جاکل اذعان دارند که میلین زدایی فیبرهای عصبی نه تنها بر کارکرد سیستم های حسی و حرکتی اثر می گذارد، بلکه ممکن است موجب نشانه ها و علائم آسیب شناختی روانی شود.ام اس یکی از شایعترین بیماریهای مغز و اعصاب بوده و در حدود ۵٠٠٠٠ نفر در ایران و١۴۵٠ نفر در کرمانشاه به آن مبتلا هستند.و عمدتا در بالغین جوان بروز میکند. این بیماری از نظر بالینی با درگیری قسمتهای مختلف سیستم اعصاب مرکزی در زمانهای مختلف مشخص میگردد.بدین شرط که دیگر اختلالات عمل چند کانونی سیستم اعصاب مرکزی رد شده باشد. بیشترین میزان بروز بین٢٠-۴٠ سالگی است و زنان تقریبا دوبرابر مردان مبتلا میشوند.بیشتر آسیب این بیماری به ورید ها یا سیاهرگها است.این ضایعات در ماده سفید نخاع و مغز و در عصب بینایی دیده میشود.متأسفانه علت این بیماری مشخص نیست و هنوز ژن خاصی برای این بیماری مشخص نشده است، اما استعداد ارثی و اختلال در سیستم ایمنی فرد به دلایل نامشخص و عوامل زیستمحیطی، نژادی، ویروسهایی که قبلاً به بدن فرد وارد شده است، واکسنهای غیراستاندارد و استرس نقش مؤثری در ابتلا به این بیماری دارد. (شولتز،۱۳۸۹)
استرس های روحی و جسمی ، چه بصورت مزمن و چه بصورت حاد وناگهانی ، ممکن است سبب تاثیر دراین بیماری شوند. چنانچه مطالعات نشان می دهند . شایعترین استرس های روحی شامل طلاق ، سوگواری ، خشم ، شکست عاطفی ، و شغلی می باشند. (دکتر اشلی.ب .هارت ، ۱۳۸۳ ).