۲-۲-۱تعریف خشم. ۲۴
۲-۲-۲ خصومت. ۲۵
۲-۲-۳عوامل برانگیزاننده خشم. ۲۵
۲-۲-۴ده علت خشم افراد. ۲۶
۲-۲-۵ علائم هشدار دهنده نشانه های خشم. ۲۷
۲-۲-۶ نشانه های جسمانی همراه با خشم. ۲۷
۲-۲-۷نشانه های رفتاری خشم. ۲۸
۲-۲-۸ نشانه های هیجانی. ۲۸
۲-۲-۹نشانه های شناختی. ۲۹
۲-۲-۱۰باورهای غلط در ابراز خشم. ۲۹
۲-۲-۱۱خشم در محیط کار. ۳۰
۲-۲-۱۲راه های مهار و کنترل خشم. ۳۱
۱.کنترل زبان. ۳۱
۲.به تعویق انداختن خشم. ۳۱
۳.نفس عمیق بکشید. ۳۲
۴.از مسائل و مشکلات جزیی عصبانی نشوید. ۳۲
۵.اهمیت ندهید. ۳۲
۶.دیدگاههای مختلف را مد نظر قرار دهید. ۳۳
۷.کمی قدم بزنید تا خشمتان فروکش کند. ۳۳
۸.قبل از نشان دادن هرگونه واکنش، توضیح بخواهید ۳۳
۹.از قانون ۱۰ ثانیه ای استفاده کنید. ۳۳
۱۰.باکسی که می تواند آرامتان کند حرف بزنید. ۳۴
۱۱.برای از بین بردن عصبانیتتان ورزش کنید. ۳۴
۱۲.ببینید چه چیز باعث عصبانیتتان می شود. ۳۴
۱۳.همکارانتان را بشناسید. ۳۵
۱۴.واکنش افراد دیگر را پیش بینی کنید. ۳۵
۱۵.خود را برای حفظ آرامش آماده کنید. ۳۵
۱۶.شروع به نوشتن کنید. ۳۵
۱۷.قبل از نوشتن هر ایمیل نامحترمانه کمی صبر کنید ۳۶
۲-۳ کمال گرایی. ۳۶
۲-۳-۱تاریخچه کمال گرایی. ۳۶
۲-۳-۲ تعاریف کمال گرایی. ۳۸
۲-۳-۳ نظریه ها، دیدگاه ها و ابعاد کمال گرایی ۳۹
۲-۳-۳-۱ ابعاد کمال گرایی. ۳۹
۲-۳-۳-۲ نظریه های کمال گرایی. ۴۱
۲-۳-۳-۲-۱ نظریه فروید. ۴۱
۲-۳-۳-۲-۲ نظریه کاری هورنای. ۴۱
۲-۳-۳-۲-۳ نظریه آدلر. ۴۳
۲-۳-۳-۲-۴ نظریه ی پرلز. ۴۴
۲-۳-۴عوامل موثر بر کمال گرایی. ۴۵
۲-۳-۵ تفاوت های افراد در کمال گرایی. ۵۰
۲-۴ ابعاد معنویت. ۵۰
۲-۴-۱ معنویت چیست؟. ۵۰
۲-۴-۲ مفهوم معنویت در اسلام و مسیحیت و تفاوت های آن ۵۳
۲-۴-۳منبع معنویت. ۵۴
۲-۴-۴معنویت در غرب. ۵۸
۲-۲ پیشینه پژوهش. ۶۲
۲-۲-۱ پیشینه داخلی پژوهش. ۶۲
۲-۲-۲ پیشنه خارجی پژوهش. ۶۵
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۲ روش پژوهش. ۶۸
۳-۳ متغیرهای پژوهش. ۶۸
۳-۴ جامعه ، نمونه و روش نمونه گیری. ۶۸
۳-۵ ابزار پژوهش. ۶۸
۱-پرسش نامه کمال گرایی اهواز. ۶۹
۲-پرسش نامه سنجش ابعاد معنویت. ۶۹
۳-پرسش نامه خشم باس و پری. ۷۰
۴-پرسش نامه تنیدگی بک. ۷۱
۳-۶ روش اجرای پژوهش. ۷۱
۳-۷روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها. ۷۱
فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۲ شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش. ۷۳
۴-۲ داده های استنباطی. ۷۶
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- بحث و نتیجه گیری. ۸۶
تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش. ۸۶
۵-۲- محدودیت ها. ۹۴
۵-۳- پیشنهادات:. ۹۴
۵-۳-۱- پیشنهادات پژوهشی. ۹۴
۵-۳-۲- پیشنهادات کاربردی. ۹۵
منابع فارسی. ۹۵
منابع انگلیسی. ۹۸
ضمائم. . ۱۰۱
مطلب دیگر :
منابع پایان نامه ارشد با موضوع reading، language، not، Post
استپ توی[۱] (۲۰۰۸، به نقل از ایزدی، ۱۳۹۰) تنیدگی را به این صورت تعریف کرده است: هنگامی که الزامات مربوط به فعالیتی فراتر ازتوانایی فردی و اجتماعی است، پاسخهایی ارائه میشوند که به آنها تنیدگی میگویند. تنیدگی یک احساس ناخوشایند است و البته به جز تنیدگی احساسات ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد و یکی از آنها خشم است. خشم یک احساس پیچیده است که به صورت جسمانی و هیجانی ابراز می شود. خشم واکنش طبیعی ارگانیسم نسبت به شرایط و موقعیت هایی است که در آن دچار ناکامی می شویم و احساس تهدید می کنیم، یا معتقدیم صدمه خواهیم دید یا فردی در مورد ما دچار اشتباه شده است. این احساس می تواند از یک احساس خفیف ناخوشایند تا یک احساس شدید عصبانیت را در برگیرد (عبدالحسنی، ۱۳۹۴). اما در مورد اینکه آیا کمال گرایی و اعتقادت معنوی فرد می تواند بر این دو سازه تاثیر داشته باشد یا نه، بحث های زیادی همیشه مطرح بوده است. کمال گرایی در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع گرایانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود( احمدپور، ۱۳۸۹).
در تعریف دیگر کمال گرایی را به این شکل تعریف می کنند: گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بودن، کوچک ترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن(نوربالا و باقری یزدی، ۲۰۱۳). افراد کمال گرا معیار های بسیار بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلند پروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده می دانند (بشارت، ۱۳۹۳).
از طرف دیگر برای تعریف معنویت، طیف گستردهای از مفاهیم، ارائه شده که شامل تعریف معنوی بودن به عنوان همه اشکال خودآگاهی، تا تمام حالات آگاهی میشود که دارای ارزشهایی ورای حد متوسط هستند (باقری یزدی، ۱۳۸۹). بهطور کلی، بعضیها رشد شخصی را بهعنوان معنویت درونی قلمداد میکنند، در حالیکه برخی دیگر از پژوهشگران، از واژه معنویت بهعنوان هر نوع رشدی که انسان را فراتر از درمان غیرمذهبی غربی میبرد، استفاده میکنند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان دانشگاه علوم قرآنی شهر کرمانشاه است.
معنویت یک کیفیت روانی است که فراتر از باور های مذهبی قرار دارد و در انسان ایجاد انگیزه می کند و احساساتی مثل درک هیبت الهی و احترام به خلقت را در شخص به وجود می آورد. فرد معنوی در زندگی هدفمند است و معنی زندگی را دریافته حتی در مواردی که فرد به وجود خداوند اعتقاد نداشته باشد ، بعد معنوی انسان را وا می دارد تا درباره ی خلقت و جهان لایتناهی اندیشه کند ز مانی این بعد مهم در زندگی برجسته و مهم می شود که انسان در برابر فشار های عاطفی، بیماری های شدید و مرگ قرار گیرد (رضایی، ۱۳۸۹).
نجاتیان (۱۳۸۸) در پژوهشی مطرح نمود که ابعاد معنویت فرد، سازه ای است که پرخاشگری و خشم افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و افراد بر حسب بعد معنویت خود در شرایط خشم رفتار متفاوتی دارند. خشم بنابر تعریف بر انگیخته شدن عواطف جریحه دار شده است. اگر چه نقطه آغاز این برانگیختگی عواطف و احساسات ماست اما دامنه تأثیر آن به فکر و بدن ما نیز سرایت می کند . به عبارت دیگر خشم همه ی ابعاد وجود ما را در بر می گیرد. خشم مخرب است و کنترل آن تأثیر بسزایی در میزان سلامتی افراد دارد و یکی از راه های کنترل خشم اعتقادات معنوی است (بناب ، ۱۳۸۴).
علاوه بر تأثیر معنویت در خشم، اعتقاد بر این است که کل افراد دارای معنویت رفتار خود تخریب گرانه کمتری مانند خودکشی سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر از خود بروز می دهند، تنیدگی کمتری دارند و رضایت کلی رضایتشان از زندگی بیشتر است (باقری یزدی ، ۱۳۸۹). یزدی (۱۳۹۰) بیان نمود که هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعاً از آن پرهیز کند، استرس شمرده می شود.
متغیر مورد بحث دیگر پژوهش حاضر کمال گرایی است که کمال گرایی از ویژگی های روان شناختی است که مورد علاقه ی بسیاری روان شناسان دنیا می باشد و منزله تمایل پایدار فرد به وضع معیار های کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها است (والان ، ۲۰۱۳) . کمال گرایی به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع بینانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود (فریدمن و بوث ، ۲۰۱۱) . ملکی (۱۳۹۲) در پژوهشی به بررسی رابطه کمال گرایی با سازه دیگری به نام تنیدگی پرداخت و به این مسأله اشاره نمود که کمال گرایی سازه ای دو مقوله ای است ، کمال گرایی منفی و کمال گرایی مثبت ، و افراد دارای کمال گرایی منفی در شرایط مختلف تنیدگی و خشم بیشتری از خود نشان می دهند و چون ارزو های بزرگی دارند، خود را در شرایط بیشتری از فشار و تنیدگی و استرس قرار می دهند. از طرفی افراد دارای کمال گرایی مثبت به دلیل اهداف واقع بینانه و تلاش و امید بیشتر برای دست یافتن به اهداف خود ، در شرایط سخت کنترل بیشتری بر میزان تنیدگی و خشم خود دارند و مقاومت و سرسختی بیشتری برای رسیدن به هدف خود به خرج می دهند. از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سئوال است که ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه رابطه دارد؟
ضرورت این پژوهش، به ویژه هنگامی روشن می شود که پی می بریم تاریخ بشر نشان داده است که معنویت همواره از آغاز خلقت انسان زندگی وی را تحت الشعاع قرار داده است. به هر حال، برخی نتایج به ظاهر متناقض که از پژوهش های متعدد به دست آمده اند ، موجب پدید آیی دو جریان موافق و مخالف شده اند ؛ با وجود این ، نتایج فرا تحلیل های پژوهشگران انواع گوناگونی از معنویت و ابعاد مختلفی از معنویت و دین داری را پیشنهاد می کند . انها یاد آور می شوند چه بسا ابعاد مورد اشاره ، توجیه کننده ی مناسبی برای نا همگونی ها باشد و بر اساس این تمایز ها ، می توان به برخی تناقض های موجود پایان بخشید . مؤلفان متعددی به این تمایز میان ابعاد دین داری و انواع برخورداری از معنویت در میان افراد ، توجه کرده انمد و این توجه همچنان رو به افزونی است (نجاتیان ۱۳۸۸) . باید گفت این است که یکی از مهم ترین چالش ها در این زمینه ، نا دیده انگاری حیات روحانی بشر و بی توجهی نسبت به بخشی از معارف است که از طریق وحی به دست انسان رسیده است . اگر در علم جدید برای جهان هستی غایت و هدفی منظور نشود و سازمان وجودی کلیه موجودات هستی فقط به صورت مکانیکی و تنها بر اساس عناصر و فعل و انفعالات بیو شیمیایی و فیزیکی تعبیر و تفسیر شود ، حضور اراده های ذی شعور، به هر نحوی نا دیده گرفته می شود (باقری یزدی ، ۱۳۸۹) . از طرفی دیگر همیشه اسین بحش وجود داشته است که آیا کمال گرایی یک اختلال است و اگر چه پژوهش هایس بسیاری بیان نمودند که کمال گرایی یک اختلال نیست ، اما عامل آسیب زایی است که مشکلاتی را برای بزرگ سالان ، نوجوانان و کودکان به وجود می آورد . اغلب مردم ، کمال گرایی را با موفقیت طلبی وظیفه شناسی اشتباه می گیرند . کمال گرایی با این نگرش ها تفاوت دارد . کمال گرایی یک الگوی نا بهنجار از رفتارهاست ، که می تواند منجر به اختلالات زیادی شود . کمال گرایی مستلزم سطوح نا مناسبی از انتظارات و اهداف ملموس و فقدان دائمی خشنودی ، پرخاشگری و خشم است ، از طرف دیگر بعد مثبت کمال گرایی بسیار سازنده است (رایس و دلو ، ۲۰۱۲) . بنابراین شناسایی کمال گرایی و معنویت از نظر تأثیری که در کنترل خشم و تنیدگی دارند بسیار سازنده است چرا که کاملاً آشکار است که تنیدگی و خشم دو مقوله نا خوشایند و اسیب رسان به سلامت افراد محسوب می شوند . از طرفی دانشجویان اینده سازان هر جامعه ای محسوب می شوند و راه های کمک کننده به تنیدگی و خشم در آینده جامعه هم بی شک بی تدثیر نخواهد بود . بنابراین با توجه به مطالب بیان شده ، ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۳ است.
انواع دیگر حافظه. ۳۶
حافظۀ آشکار و ناآشکار ۳۶
حافظه گذشتهنگر و آیندهنگر. ۳۷
حافظه پسگستر و پیشگستر. ۴۰
بهبود عملکرد حافظه پس از آسیب مغزی. ۴۳
معنای بهبودی چیست؟. ۴۳
مکانیسمهای بهبودی. ۴۶
میزان بهبود حافظه. ۵۴
توانبخشی حافظه. ۶۴
جبران صدمات حافظه با وسایل کمک حافظه. ۶۷
راهبردهای یادیار و مرور ذهنی در توانبخشی ۷۶
یادیارها ۷۶
جنبشهای حرکتی بهعنوان یک راهبرد کمک حافظه. ۸۱
چقدر یادیارها در زمینه توانبخشی حافظه، موفق میباشند؟. ۸۳
راهبردهای مرور ذهنی ۸۶
یادگیری بدون خطا ۹۵
بازیابی بافاصله (مرور ذهنی بسط یافته) ۱۰۶
محو سرنخها ۱۱۳
توانبخشی شناختی به کمک رایانه. ۱۲۲
جمعبندی. ۱۲۷
فصل ۳: روششناسی ۱۳۰
مقدمه. ۱۳۱
روش پژوهش ۱۳۱
جامعه آماری. ۱۳۱
نمونه آماری و شیوه نمونهگیری. ۱۳۱
روش اجرای پژوهش ۱۳۳
نرمافزار توانبخشی حافظه. ۱۳۵
ابزارهای پژوهش ۱۵۳
روش تجزیه و تحلیل دادهها ۱۵۶
فصل ۴: یافتههای پژوهش ۱۵۸
مقدمه. ۱۵۹
توصیف دادهها ۱۶۰
تجزیه و تحلیل دادهها ۱۶۲
فصل ۵: بحث و نتیجهگیری. ۱۷۷
مقدمه. ۱۷۸
مطلب دیگر :
بحث در مورد یافتههای پژوهش ۱۷۸
نتیجهگیری. ۱۸۲
موانع اجرایی و محدودیتهای پژوهش ۱۸۵
پیشنهادهای پژوهش ۱۸۶
فهرست منابع. ۱۸۸
پیوستها ۲۱۹
چکیده پژوهش
هدف پژوهش، بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی رایانهای بر عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک و ساخت یک برنامه رایانهای توانبخشی حافظه بر اساس اصول یادگیری بدون خطا برای افراد مبتلا به آسیب مغزی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه گواه و جامعه آماری کلیه بیماران دچار آسیب مغزی مراجعهکننده به متخصصان مغز و اعصاب شهرکرد در پاییز ۱۳۹۳ بود. ۵۲ بیمار دچار آسیب مغزی پس از احراز ملاکهای ورود به پژوهش انتخاب و بهطور تصادفی در گروههای آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش، ۳۰ جلسه با بهره گرفتن از نرمافزار توانبخشی حافظه، آموزش دید و افراد گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد و آموزش این گروه به بعد از انجام پژوهش موکول شد. در این پژوهش از نمایه حافظه کاری (وکسلر، ۱۹۹۷)، پرسشنامه حافظه روزمره (ساندرلند، هریس و بدلی، ۱۹۸۳)، تکالیف سیالی کلمات (کرمی نوری، ۱۳۹۰) حافظه رویدادی (زارع و تاراج، ۱۳۸۹) و پرسشنامه حافظه آیندهنگر و گذشتهنگر (کرافورد، اسمیت، مایلور، دلاسالا و لوجی، ۲۰۰۳) در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری، استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد تفاوت بین میانگین نمرات حافظه گروه آزمایش و گروه گواه در پسآزمون معنادار است (۰۰۰۱/۰p<) و توانبخشی شناختی رایانهای تأثیر معناداری بر عملکرد انواع حافظه بیماران دچار آسیب مغزی دارد. همچنین معنادار نبودن تفاوت بین نمرههای پسآزمون و پیگیری را در گروه آزمایش حاکی از ماندگاری تأثیر توانبخشی شناختی رایانهای بر عملکرد حافظه آیندهنگر بیماران دچار آسیب مغزی بود. نتیجهگیری: توانبخشی شناختی رایانهای اثر چشمگیری بر بهبود عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی دارد، بنابراین میتوان از آن به عنوان روش مؤثر و مفیدی برای بهبود عملکرد حافظه اینگونه بیماران سود جست.
سالانه ۱۰ میلیون نفر در جهان دچار آسیب مغزی تروماتیک (TBI)[1] میشوند (کوهلر[۲] و همکاران، ۲۰۱۱) و در آمریکا، هر ساله ۷/۱ میلیون نفر دچار آسیب مغزی میشوند تگلیافری، کومپگنون، کورسیک، سروادی و کوراس[۳] (۲۰۰۶) بر اساس مطالعات مختلف در کشورهای اروپایی، نرخ بروز سالانه TBI را ۲۳۵ مورد در ۱۰۰۰۰۰ نفر محاسبه کردند. در ایران نیز آسیب مغزی از نظر مرگومیر دارای رتبه دوم است و یکی از علل ناتوانیهای طولانیمدت و از کارافتادگی در افراد زیر ۲۴ سال شناخته میشود (ابراهیمی فخار، مشیری و زند، ۱۳۸۶). هزینههای مستقیم (درمان) و غیرمستقیم (مثل از کار افتادگی) این موارد تنها در آمریکا ۶۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است (فینکل استین، کورسو و میلر[۴]، ۲۰۰۶).
آسیب مغزی تروماتیک ممکن است در اثر برخورد سر با یک مانع، ضربه یا تکان شدید سر اتفاق افتد و عملکرد طبیعی مغز را مختل میسازد. شدت علائم و سطح ناتوانی پس از آسیب مغزی بستگی بهشدت آسیب اولیه دارد، اما در اغلب موارد آسیب مغزی با عوارض جسمی، احساسی و شناختی همراه است. اختلالات حافظه، شایعترین شکایت به دنبال آسیب به سر میباشند (کوهلر و همکاران، ۲۰۱۱). آمارها نشان میدهند ۴۰ تا ۶۰ درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه میشوند و این مشکلات در صورت عدم مداخله نهتنها پایدار، بلکه ناتوانکننده و مقاوم به درمان میشوند (کوهلر و همکاران، ۲۰۱۱).
اختلالات حافظه، شایعترین شکایت به دنبال آسیب به سر (کوهلر و همکاران، ۲۰۱۱)، سکته مغزی (چا و کیم[۵]، ۲۰۱۳)، صرع (کورنهوف، بکسندیل، اسمیت و تامپسون[۶]، ۲۰۱۲)، مولتیپل اسکلروزیس (پنر، اپویس و کاپوس[۷]، ۲۰۰۸) و دیگر وضعیتهای عصبی است. اختلالات حافظه ممکن است توانایی بیمار را در یادآوری رویدادهای گذشته (حافظه گذشتهنگر) و برای انجام مقاصد آینده (حافظه آیندهنگر) را تحت تأثیر قرار دهد (ون دن بروک، دانس، جانسون، دایوس و هیلتون[۸]، ۲۰۰۰) پژوهشهای نشان داده است که اختلالات شناختی، اثر منفی بر استقلال رفتاری و اجتماعی بیمار و شرکت فعال در برنامههای درمانی و توانبخشی دارد (کوهلر و همکاران، ۲۰۱۱). ۴۰ تا ۶۰ درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه میشوند (کوهلر و همکاران، ۲۰۱۱). این مشکلات حافظه در صورت عدم مداخله نه تنها پایدار، بلکه ناتوان کننده و مقاوم به درمان میشوند.
در چند دهه اخیر، استفاده از روشهای توانبخشی شناختی[۹] برای کمک به بیماران آسیب مغزی رواج بسیار گسترده یافته است. توانبخشی شناختی، مجموعه ساخت یافته از فعالیتهای درمانی طراحی شده برای آموزش مجدد حافظه و سایر عملکردهای شناختی فرد است که بر پایه ارزیابی و درک اختلالات مغزی و رفتاری بیمار میباشد (سیسرون[۱۰] و همکاران، ۲۰۰۵) توانبخشی حافظه، بخشی از توانبخشی شناختی است. این توانبخشی، توسعه استراتژیهای شناختی و رفتاری را تسهیل میکند که هدفشان تأثیر مثبت در بهبود ساختاری و عملکردی مغز آسیب دیده و بهبود کیفیت زندگی فرد میباشد (ولترز، استاپرت، برندز و ون هیوگتن[۱۱]، ۲۰۱۰).
۲-۱- پیش درآمد. ۱۶
۲-۲- طرحواره ۱۶
۲-۳- تعریف یانگ از طرحواره ۱۷
۲-۴- طرحوارههای ناسازگار اولیه. ۱۸
۲-۵- ریشه های تحولی طرحوارهها ۱۹
۲-۶- حوزههای طرحوارههای ناسازگار اولیه. ۲۰
۲-۶-۱- حوزه اول: بریدگی و طرد. ۲۰
۲-۶-۲- حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل ۲۳
۲-۶-۳- حوزه سوم: محدودیتهای مختل ۲۴
۲-۶-۴- حوزه چهارم: دیگر جهت مندی ۲۵
۲-۶-۵- حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری ۲۶
۲-۷- طرحوارهها و جنسیت ۲۷
۲-۸- بیولوژی طرحوارههای ناسازگار اولیه. ۲۸
۲-۹- طرحواره درمانی ۲۸
۲-۱۰- نظریه های مختلف درباره طرحواره ۳۰
۲-۱۱- مکانیسمهای دفاعی ۳۱
۲-۱۲- سبکها و عمدهترین مکانیسمهای دفاعی ۳۲
۲-۱۳- مکانیسمهای دفاعی عمده از نظر فروید. ۳۴
۲-۱۴- رویکردهای مکانیسم های دفاعی ۳۵
۲-۱۴-۱- الگوی تحولی: ۳۶
۲-۱۴-۲- الگوی سلسلهمراتبی: ۳۶
۲-۱۵- تعریف زندگی ۳۷
۲-۱۶- رضایت از زندگی ۳۷
۲-۱۷- وجوه رضایت از زندگی ۳۹
۲-۱۸- پیشینه مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور. ۴۰
۲-۱۸-۱- پیشینه پژوهش در داخل کشور. ۴۰
۲-۱۸-۲- پیشینه پژوهش در خارج از کشور. ۴۲
فصل سوم: روش اجرای پژوهش
۳-۱- پیش درآمد. ۴۸
۳-۲- روش پژوهش. ۴۸
۳-۳- جامعه آماری ۴۸
۳-۴- نمونه آماری و شیوه نمونه گیری ۴۸
۳-۵- روش اجرا و جمعآوری اطلاعات ۴۹
۳-۶- ابزار پژوهش. ۴۹
۳-۶-۱- پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ(YSQ). 49
۳-۶-۲- پرسشنامه سبکهای دفاعی (DSQ-40). 50
۳-۶-۳- پرسشنامه رضایت از زندگی(SWLS). 51
۳-۷- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ۵۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- پیش درآمد. ۵۴
۴-۲- یافته های توصیفی ۵۴
۴-۳- یافته های استنباطی ۵۸
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- پیش درآمد. ۶۹
۵-۲- مروری کوتاه بر مسئله و هدف پژوهش. ۶۹
۵-۳- بحث و نتیجه گیری ۷۰
۵-۴- محدودیتهای پژوهش. ۷۸
۵-۵- پیشنهادها ۷۹
۵-۵-۱- پیشنهادهای پژوهشی ۷۹
۵-۵-۲- پیشنهادهای کاربردی ۸۰
منابع
منابع فارسی ۸۲
منابع لاتین ۸۵
پیوستها
پیوست شماره (۱): پرسشنامه طرحواره یانگ-فرم کوتاه (YSQ-SF). 93
پیوست شماره (۲): پرسشنامه پرسشنامه ی سبک های دفاعی (DSQ-40): 98
پیوست شماره (۳): پرسشنامه رضایت از زندگی (SWLS) 101
پیوست شماره (۴): مشخصات دموگرافیک: ۱۰۱
چکیده انگلیسی۱۰۳
یکی از ساختارهای اساسی که اهمیت ویژهای برای فهم نقش شناخت در روابط دارد، طرحواره است (چاتاو و ویشمن، ۲۰۰۹). نظریه طرحوارههای معناگذاری، بر این باور است که شناخت و طرحوارهها خاستگاه آغازین پردازش اطلاعات بوده و پردازش شناختی به کمک طرحوارههای موجود در فرد هدایت میشوند (فتی و همکاران، ۱۳۸۴). طرحواره عبارت است از ساختاری شناختی برای ادراک، سازماندهی، پردازش و بهره برداری از اطلاعات، معنادهی به تجربهها و کنترل رفتار (اتکینسون، ۲۰۰۰؛ ترجمه براهنی و همکاران، ۱۳۸۵؛ تیم ب، ۲۰۱۰). از جمله سازههای مهم و جدید که به بررسی سبک پردازش شناختی و نحوه اثرگذاری آن بر پردازش هیجانی در انسان می پردازد؛ سازه طرحوارههای ناسازگار اولیه[۱] میباشد. طرحوارههای ناسازگار الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیبرسان در فرد هستند که در ابتدای رشد و تحول در در ذهن شکل گرفته و در مسیر زندگی تکرار میشوند. این طرحوارهها زمانی به وجود میآیند که نیازهای اساسی روانشناختی جهان شمول (دلبستگیایمن، خودگردانی، آزادی در بیان نیازها، هیجانهای سالم، خودانگیختگی، محدودیتهای واقبینانه) برآورده نشوند (لطفی، ۱۳۸۵).
طرحوارههای مطرح شده توسط یانگ[۲]، با توجه به پنج نیاز هیجانی به پنج حوزه: ۱. بریدگی و طرد، ۲. خودگردانی و عملکرد مختل،۳. محدودیتهای مختل،۴. دیگر جهتمندی و۵. گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری تقسیم میشود. زمانی که این طرحوارهها فعال میشوند؛ میتوانند بر ادراک و واقعیت تأثیرگذارند و تحریف شناختی ایجاد کنند. بنابراین تحقیقات تاکنون مشخص کردند که طرحوارهها موجب سوگیری شیوه های پردازش شناختی شده و بر آسیبپذیری فرد نسبت به آشفتگی روانی اثر میگذارند. یکی از عوامل دیگری که طرحوارهها را تحت تأثیر قرار میدهد، جنسیت است زیرا هیجانهای جنسی در هر جامعهای بخشی از فرهنگ آن جامعه میباشد. همزمان با رشد کودک، در شرایطی که رابطه کودک با همسالانش پیچیدهتر میشود؛ کودک مهارتهایی را کسب می کند که خاص جنسیت اوست و اقدام به فعالیتهایی می کند که جامعه برای جنسیت او در نظر گرفته است (ژانگ[۳]، ۲۰۱۱).
شناخت درمانگران معتقدند که طرحوارههای ناسازگار اولیه قدیمیترین مؤلفه شناختی محسوب میشوند و حتی گاهی اوقات پیش از آنکه کودکان زبان را بیاموزند، شکل میگیرند و اغلب نفوذ خود را بر سیستم پردازش اطلاعات در زیر هوشیاری اعمال می کنند و حتی افکار خودآیند دارند (کاظمی، ۱۳۹۰). از آنجا که طرحوارهها مانند چهارچوبی برای پردازش اطلاعات به کار میروند و تعیینکننده واکنشهای عاطفی افراد نسبت به موقعیتهای زندگی و روابط بین فردی میباشند؛ گفته شده که با شادکامی[۴] رابطه دارند. به عنوان مثال گفته شده که کسانی که در زندگی خود نگرش مثبت دارند؛ اطلاعات مربوط به زندگیشان را به شکلی طبقه بندی می کنند که منتهی به نتایج لذت بخش میگردد. اما کسانی که در زندگی نگرش منفی دارند؛ به جنبه های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (شیروانی، ۱۳۹۰). طرحوارهها در عمیقترین سطح شناخت، معمولاً بیرون از سطح آگاهی عمل می کنند و فرد را به لحاظ روانشناختی نسبت به آشفتگیهایی چون اضطراب، افسردگی، ارتباطات ناکارآمد، اعتیاد و اختلالات روانتنی آسیبپذیر میسازند (تیم[۵]، ۲۰۱۰).
یانگ، بر این باور است که طرحوارههای ناسازگار در افراد به تجربه رویدادهای منفی در زندگی منجر میشود و حضور چنین رویدادهایی در زندگی شخص، باعث احساس فشارروانی بیش از حد و نارضایتی از زندگی میشود. کسانی که از طرحوارههای ناسازگار به طور افراطی استفاده می کنند بیشتر تحت تأثیر فشار روانی از جمله (اضطراب و افسردگی) در زندگی قرار میگیرند (شیروانی، ۱۳۹۰). از این رو میتوان گفت: موفقیت دانشجویان در دوره های تحصیلی تا حد زیادی به طرحوارههای شناختی و نگرش مثبت بستگی دارد. اکثر پژوهشگران عرصه شادکامی در این موضوع که نگرش مثبت، در انسان تأثیر قابل ملاحظهای بر تمام جنبه های شخصیتی، چگونگی فعالیت و همچنین چگونگی واکنشهای آنها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر پذیرفته شدهای است که طرحوارهها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند و هنگامی که طرحوارههای ناسازگار اولیه فعال میشوند، سطوحی از هیجانها منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگیهای شناختی نظیر اضطراب و افسردگی بین فردی میشود. از طرفی با افزایش طرحوارههای شناختی ناسازگار، شیوع برخی از ناگوییهای هیجانی افزایش مییابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد افراد در تحصیل منجر میشود (کاظمی، ۱۳۹۰).
مطلب دیگر :
مکانیسمهای دفاعی[۶] نقش مهمی در آسیبشناسی و شکل گیری انواع اختلالات روانپزشکی دارند. مکانیسمهای دفاعی اولین بارتوسط فروید مطرح شدند. وایلنت که یکی از نظریهپردازان مطرح در زمینه مکانیسمهای دفاعی است، عقیده دارد دفاعهای سازشیافته با سلامت جسمانی، رضایت از زندگی و کیفیت روابط دوستانه در ارتباط است. وی عقیده دارد همانگونه که از آزمونهای هوش (IQ) جهت سنجش هوش استفاده میشود میتوان از دفاعها نیز به عنوان شاخص تعیین سلامت جسم و روان استفاده کرد)وایلانت[۷]، ۲۰۰۰). هر چه میزان رضایت از زندگی بالاتر باشد فرد معتقد تجربه عواطف و احساسات مثبت است. افرادی که رضایت از زندگی بالاتری دارند از سبکهای مقابلهای مؤثرتر و مناسبتر استفاده می کنند، عواطف و احساسات عمیقتری را تجربه می کنند و از سلامت عمومی بالاتری برخوردارند و عدم رضایت از زندگی با وضعیت سلامتی ضعیفتر، علائم افسردگی، مشکلات شخصیتی رفتارهای نامناسب بهداشتی و وضعیت و وضعیت ضعیف اجتماعی همبسته است (مالتبی، ۲۰۰۴). در سالهای اخیر، رضایت از زندگی نسبت به اعصار اولیه بسیار پیچیدهتر شده است و عده رو به افزایشی از نارضایتی از زندگی رنج میبرند. شناخت طرحوارهها که اولین درون دادهای نقش بسته در بستر شکل گیری شخصیت و موتور محرکه فرد برای بروز رفتارهای متفاوت میباشند؛ همچنین بررسی نحوه شکل گیری طرحوارهها چه به صورت سازگار و چه به صورت ناسازگار بسی جای تأمل دارد. با توجه به توضیحات مندرج، انتظار میرود طرحوارههای ناسازگار اولیه و مکانیسمهای دفاعی به عنوان متغیرهای مهم شناختی، آثار عمیقی بر روابط و رضایت از زندگی اشخاص داشته باشند. بدین جهت، فراهم آوردن راه حلهایی مناسب برای شناخت ساختار اولیه طرحوارهها و بروز مکانیسمهای دفاعی برای شکل گیری رفتار و رضایت از زندگی بسیار حائز اهمیت میباشد.
یانگ (۲۰۰۶) آن دسته از طرحوارههایی را که به رشد و شکل گیری مشکلات روانشناختی میانجامد، طرحوارههای ناسازگار اولیه مینامد. این طرحوارهها الگوهای شناختی و هیجانی خود آسیبرسانی هستند که از جریان اولیه رشد آغاز شده، در طول زندگی تداوم مییابند (نوردال[۸] و همکاران، ۲۰۰۵). این طرحوارهها موجب سوگیری در تفسیر افراد از رویدادها میشوند و در آسیبشناسی روانی بین فردی، این سوگیریها خود را به صورت سوءتفاهمها، نگرشهای تحریفشده، گمانههای نادرست و هدفها و چشمداشتهای غیرواقعبینانه نشان میدهد (یوسفی و همکاران، ۱۳۸۹). از آنجاییکه این طرحوارهها شامل عقاید زیربنایی فرد در مورد ارتباط با اشخاص مهم زندگیاش هستند، دارای طبیعتی بین فردیاند (شهامت و همکاران، ۱۳۸۹؛ تیم ب، ۲۰۱۰). افراد به شدت تمایل دارند اطلاعات را بر اساس آنچه هیزل مارکوس «طرحواره خود» نامیده، سازماندهی نمایند: یعنی تعمیم شناختی درباره خود که از تجربههای گذشته نشأت میگیرد و پردازش اطلاعات مربوط به خود را سازماندهی می کند (ارونسون، ۱۹۹۹؛ ترجمه شکرکن، ۱۳۸۶). طرحوارههای ناسازگار اولیه، در عمیقترین سطح شناخت اغلب در خارج از حیطه هوشیاری، عمل می کنند و باعث آسیبپذیری فرد در برابر افسردگی، اضطراب، مشکلات ارتباطی، اعتیاد، اضطراب اجتماعی، سوءمصرف مواد، اختلالهای خوردن، اختلال وحشتزدگی همراه با ترس از مکانهای باز و اختلالهای سایکوسوماتیک میشوند (نوردال و همکاران، ۲۰۰۵؛ تیم ب،۲۰۱۰؛ بهرامیاحسان و بهرامیزاده، ۲۰۱۱).
یانگ و همکاران (۲۰۰۳)، ۱۵ طرحواره ناسازگار اولیه را در پنج گروه سازمانیافته مطرح نمودند: گروه اول (بریدگی/ طرد)[۹] شامل زیر مجموعههای رهاشدگی/ بی ثباتی[۱۰]، محرومیت هیجانی[۱۱]، بیاعتمادی / بدرفتاری[۱۲]، انزوای اجتماعی/ بیگانگی[۱۳] و نقص / شرم[۱۴]. گروه دوم ( خود گردانی و عملکرد مختل)[۱۵] شامل: شکست[۱۶]، وابستگی/ بیکفایتی[۱۷]، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری[۱۸] و گرفتار/ خود تحول نیافته[۱۹]. گروه سوم (محدودیتهای مختل)[۲۰] شامل: استحقاق/ بزرگ منشی[۲۱] و خویشتن داری / خودانضباطی ناکافی[۲۲]. گروه چهارم (دیگرجهتمندی)[۲۳] شامل: تمرکز افراطی بر نیازها، تمایلات و احساسات دیگران، اطاعت[۲۴] و ازخودگذشتگی[۲۵]. گروه پنجم (گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری)[۲۶] شامل: بازداری هیجانی[۲۷] و معیارهای سرسختانه[۲۸] است. شواهد پژوهشی خبر از وجود رابطه بین سن (جاج و همکاران، ۱۹۹۷)، عملکرد خانواده، سازگاری و سلامتی (دانگایوک، ۲۰۰۷) با رضایت از زندگی می دهند. یکی از پدیدههای شناختی مورد توجه در این حوزه طرحوارهها[۲۹] بوده است (دوزویس[۳۰] و همکاران ، ۲۰۰۹).
بررسیهای چندی که در این زمینه انجام شده، نشان می دهند که طرحوارههای ناسازگار اولیه در شکل گیری وگسترش بسیاری از مشکلات روانشناختی همچون اختلالهای شخصیت[۳۱]، افسردگی مزمن[۳۲] و اختلالهای اضطرابی[۳۳] نقش دارند (پلتز[۳۴] و همکاران، ۲۰۰۲). این طرحوارهها میتوانند بر درک فرد از موقعیتهای گوناگون و از آن جمله، موقعیتهای جنسی تأثیر بگذارند (بک و همکاران، ۱۹۹۰ به نقل از سویتزر، ۲۰۰۶). زمانی که افراد نتوانند با روشهای منطقی و مستقیم، اضطراب و مشکلات خود را کنترل کنند به روشهای غیر مستقیم، یعنی مکانیسم دفاعی متوسل میشوند. مکانیسم دفاعی به فرد کمک می کند که با اضطراب مقابله کند. دفاعهایی که بهکار گرفته میشوند، به سطح رشد و میزان اضطراب فرد بستگی دارند. مکانیسمهای دفاعی دو ویژگی مشترک دارند، اول اینکه واقعیت را انکار یا تحریف می کنند و دیگر اینکه در سطح ناهشیار عمل می کنند (کوری[۳۵]، ۲۰۰۵؛ ترجمه یحیی سید محمدی، ۱۳۸۹). پس مکانیزمهای دفاعی مسئولیت محافظت از من[۳۶] را در مواجهه با شکلهای مختلف اضطراب بر عهده دارند و از آن جهت در نظام روانتحلیلگری، هر اختلال روانی با مکانیسمهای دفاعی غیرانطباقی مشخصی همراه است (ریو[۳۷]، ۲۰۰۱؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵). برخی از پژوهشگران بین مکانیسمهای دفاعی رشدنایافته با رفتارهای خودآسیبی به ارتباط معناداری دست یافتهاند (برودی و کارسون[۳۸]، ۲۰۱۲).
رضایت از زندگی [۳۹]لازمه یک زندگی مفید، مؤثر و رضایتبخش فردی است و شامل ارزیابی شناختی افراد ازوضعیت زندگی خودشان است (کیز[۴۰] و همکاران، ۲۰۰۲). در واقع رضایت از زندگی مفهومی کلی و ناشی از نحوه ادراک (شناختی و عاطفی) شخص از کل زندگی است. به همین دلیل افرادی با رضایت از زندگی بالا هیجانهای مثبت بیشتری را تجربه کرده، از گذشته و آینده خود و دیگران، رویدادهای مثبت بیشتری را به یادآورده و از پیرامون خود ارزیابی مثبتتری دارند و آنها را خوشایند توصیف می کنند (تیم، ۲۰۱۰). در حالی که افرادی با رضایت از زندگی پایین، خود، گذشته و آیندهشان، دیگران و نیز رویدادها و موقعیتهای زندگی خود را نامطلوب ارزیابی می کنند و هیجانهای منفی مانند اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می کنند (لازاروس و فالکمن، ۱۹۸۴؛ رایت[۴۱] و همکاران ، ۲۰۰۹). رضایت مالی[۴۲] و تأثیر آن برکیفیت زندگی در دهههای اخیر مورد توجه قابل ملاحظهای قرار گرفتهاند. رضایت فرد از شرایط مالی می تواند رضایت شخصی و به طور گستردهتر، رضایت از زندگی (توسکانو و همکاران، ۲۰۰۶؛ به نقل از فلاحتی و همکاران، ۲۰۱۲) را افزایش دهد و در مقابل مشکلات مالی و نارضایتی فرد از شرایط مالی می تواند منجر به استرس و افسردگی شود.
درواقع طرحوارههای ناسازگار اولیه در طول زندگی ثابت و پابرجا هستند و اساس ساختهای شناختی[۴۳] فرد را تشکیل می دهند. این طرحوارهها به شخص کمک می کنند تا تجارب خود را راجع به جهان پیرامون سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند (مالتبی و دی، ۲۰۰۴؛ تیم، ۲۰۱۰). ازآنجا که طرحوارهها همانند چهارچوبی[۴۴] برای پردازش اطلاعات بهکار میروند و تعیینکننده واکنشهای عاطفی افراد نسبت به موقعیتهای زندگی و روابط بین فردی میباشند، گفته شده که با رضایت از زندگی رابطه دارند (پاپالیا و همکاران، ۲۰۰۳). به عنوان مثال، کسانی که از زندگی خود رضایت دارند، اطلاعات مربوط به زندگیشان را به شکلی طبقه بندی می کنند که منتهی به نتایج لذت بخشی شود. اما کسانی که از زندگی خود ناراضی هستند به جنبه های منفی زندگی گرایش بیشتری دارند (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). پژوهشگران بر این عقیدهاند که طرحوارههای ناسازگار اولیه همچون یک صافی[۴۵] برای اثبات یا تأیید تجارب کودکی عمل می کنند و به نشانه های بالینی نظیر اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت[۴۶]، تنهایی به دلیل روابط بین فردی مخرب و سوءمصرف الکل و مواد مخدر، پراشتهایی یا زخم معده منجر میشوند (گرین هاوس و همکاران، ۲۰۰۳؛ سلیگمن و همکاران، ۲۰۰۷). کسانی که از طرحوارههای ناسازگار به طور افراطی استفاده می کنند، بیشتر تحت تأثیر حوادث منفی زندگی قرار میگیرند (مک کالوگ و همکاران، ۲۰۰۱). یانگ و کلوسکو، (۱۹۹۷) اعلام کردند باورها و طرحوارههای مربوط به روابط میان فردی در بزرگسالی و در همسرگزینی و روابط زناشویی نمود یافته و بر آن تأثیر زیانبار میگذارند (یوسفی و همکاران، ۱۳۸۹).
در جمع بندی مبانی نظری و پژوهشی میتوان گفت اکثر پژوهشگران عرصه رضایت از زندگی در این موضوع که رضایت از زندگی، در انسان تأثیر قابل ملاحظهای بر تمام جنبه های شخصیتی، چگونگی فعالیت و همچنین واکنشهای آنها به تمام حوادث زندگی دارد، اتفاق نظر دارند. در عین حال این موضوع نیز امر پذیرفته شدهای است که طرحوارهها با حوادث منفی و فشارهای روانی زندگی تعامل دارند. هنگامی که طرحوارههای ناسازگار اولیه فعال میشوند سطوحی از هیجان منتشر شده و مستقیم یا غیرمستقیم منجر به اشکال مختلفی از آشفتگیهای شناختی نظیر افسردگی، اضطراب، ناتوانایی شغلی، نداشتن پیشرفت تحصیلی، سوءمصرف مواد و تعارضات بین فردی میشوند (لطفی، ۱۳۸۵). از طرفی با افزایش طرحوارههای شناختی ناسازگار شیوع برخی از اختلالات افزایش مییابد و حضور چنین اختلالاتی به افت عملکرد[۴۷] افراد در مشاغل و تحصیل منجر میشود (سلیگمن و همکاران، ۲۰۰۷).
از چنین منظری میتوان گفت پیشرفت و موفقیت دانشجویان در دوره های تحصیلی تا حد زیادی به طرحوارههای شناختی، مکانیسمهای دفاعی مورد استفاده و رضایت آنها از زندگی بستگی دارد. این موضوع در افزایش توجه پژوهشگران به بهداشت روانی[۴۸] و درمان بیماریهای روانی نقش مهمی ایفا مینماید. هدف اصلی پژوهش حاضر با استناد به شواهد ارائه شده در بیان مسئله، بررسی رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و مکانیسمهای دفاعی با رضایت از زندگی در میان دانشجویان در نظر گرفته شد تا بدین ترتیب دانش مربوط به این حوزه در ایران بسط و گسترش یابد.
تئوری خروج : نتایج حاصل از رقابت سهامداران عمده در کسب اطلاعات بیشتر که باعث ثابت نگه داشتن قیمت سهام و بهبود داده شرکت می شود که در مقابل نظریه مداخله سهامداران عمده که باعث ایجاد مشکلات در اداره شرکت می باشد.
کیفیت گزارشگری مالی : توان صورتهای مالی در انتقال اطلاعات عملیات شرکت و به طور خاص پیش بینی جریانهای نقدی مورد انتظار آن به سرمایه گذاران. بر مبنای این نظر که اقلام تعهدی، ارزش اطلاعاتی سود را با کاهش اثر نوسانات ناپایدار در جریانهای نقدی بهبود می بخشد (دیچاو و دیچو ،۲۰۰۲ ؛ امسی نیکلز ۲۰۰۲). در این تحقیق
کیفیت اقلام تعهدی سرمایه در گردش به عنوان جانشین کیفیت گزارشگری مالی در نظر گرفته می شود.
[۱] . Blockholderمطلب دیگر :
مقاله رایگان درباره زبان فارسی و اطلاعات - شبکه علمی نور سیستان
[۲] . Edmans & Manso
[۳] .Financial Reporting Quality
[۴] . Exit Threats
۱۳ ـ۲ عکس العملهای حاصل از اضطراب ۶۰
۱۴ ـ۲ تجارب اضطراب بر انگیزه ۶۲
۱۵ ـ۲ اختلالات اضطرابی ۶۳
۱۶ ـ۲ درمان های اختلالات اضطرابی. ۶۹
۱۷-۲ پیشینه تحقیق ۷۴
فصل سوم
روششناسی
۱-۳ طرح تحقیق ۸۶
۲-۳ جامعه تحقیق. ۸۷
۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری ۸۷
۴-۳ ابزار اندازه گیری ۸۸
۵-۳ روش تجزیه و تحلیل ۹۰
فصل چهارم
استخراج و تحلیل دادههای تجربی
۱-۴ آمار توصیفی. ۹۴
۲-۴ تحلیلهای روانسنجی. ۹۹
فصل پنجم
بحث و نتیجهگیری
۱-۵ بحث و نتیجهگیری. ۱۲۰
۲-۵ محدودیتهای تحقیق. ۱۲۴
۳-۵ پیشنهادهای تحقیق. ۱۲۴
منابع ۱۲۵
پیوست ۱۲۹
چکیده
در این تحقیق، به «روایی تشخیصی فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا -۲(MMPI-2RF) در گروه اختلالات خلقی» پرداخته شده است. سؤال اصلی تحقیق بدین ترتیب مطرح میشود کهآیا فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا-۲ (MMPI-2RF) در افراد با اختلالات خُلقی دارای روایی تشخیصی است؟روش تحقیق حاضر، در حیطه مطالعات روانسنجی جای گرفته که زیرمجموعه روش پژوهش روششناختی است. جامعه آماری تمامی زنان و مردان مراجعهکننده به مراکز مشاوره و کلینیکهای درمانی که به روانشناس، روانپزشک و یا رواندرمانگر به منظور درمان اختلالات خُلقی مراجعه نموده اند، تشکیل می دهند کهبا بهره گرفتن از روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۶۰ نفر از مراکز و کلینیکهای درمانی، بیمارستانهای روانپزشکی و . انتخاب خواهد شد. ابزار اندازه گیری در این تحقیق فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا – ۲ (MMPI-2RF) که دارای روایی و اعتبار مطلوبی میباشند. مدل آماری مورد استفاده در تحقیق حاضر برای تعیین روایی تشخیصی، ضریب حساسیت، ضریب وضوحگرایی و ضریب صحت میباشد. در نهایت، یافته های تحقیق نشان داد که با بهره گرفتن از روش ضریب حساسیت، ضریب وضوحگرایی و ضریب صحت، مقیاسهای نارسایی هیجانی، هیجانات منفی مختلکننده، هیجانات مثبت، ضعف روحیه، ناخوشیو . دارای روایی تشخیصی بوده و میتوانند افراد دارای اختلالات خلقی را از دیگر گروههای هنجاری تشخیص دهند.
واژههای کلیدی: رواییتشخیصی،فرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا -۲( mmpi-2rf)، اختلالات خلقی
۱-۱ مقدمه
در حوزه آسیبشناسی روانی[۱] و روانشناسی بالینی[۲] مباحث متعددی مورد بررسی قرار گرفته و وظایف و تکالیف گوناگونی بعهده این دو رشته علمی، قرار دارد. آسیبشناسی روانی علمی است که در آن کوشش میشود با توجه به اصول اساسی روانشناسی، رفتار نابهنجار کشف و علل آن مورد بررسی واقع شود (آزاد، ۱۳۸۸).
در این میان، در حیطه آسیبشناسی روانی میتوان به اختلالات خلقی اشاره نمود. به نظر میرسد ژنتیک، محیط اولیه، نوروبیولوژی و فرایندهای روانیو اجتماعی از عوامل
مطلب دیگر :
https://urlscan.io/result/d9627b81-e547-44d0-8ce5-a8fe055cd00b/
مهم و مؤثر در اختلالات خُلقی میباشند؛ به نظر میرسد برخی از مواد مخدر تفریحی و داروها نیز باعث ایجاد یا بدتر شدن علایم میشوند. پژوهش حاضر بر روی نقش نوروبیولوژی متمرکز شده است، اگر چه هیچ علت ارگانیک مجزایی یافت نشد. ترکیب بسیار محتمل علائم، بحثهایی را در مورد اینکه آیا تشخیص نشان دهنده یک اختلال واحد است یا تعدادی از سندرمهای گسسته، برانگیخته شده است (بیکیر[۳]، ۲۰۰۶).
نقطه اتکای درمان، داروهای ضد افسردگیاست، که عمدتاً فعالیت (گیرنده (بیوشیمی) گیرندهدوپامین) و (گاهی اوقات سروتونین) را سرکوب میکنند.درمان روانیو توانبخشی حرفهای و اجتماعی نیز در درمان مهم هستند. در موارد جدی ترکه امکان ایجاد خطر برای شخص بیمار وجود دارد، ممکن است به بستری اجباری نیاز باشد، اگر چه ماندن در بیمارستان در حال حاضر کوتاه تر و کمتر از آن چیزی است که زمانی مرسوم بود(کویل، ۲۰۰۶).
این اختلال عمدتاً خلق را بیثبات می کند، اما معمولاً به مشکلات مزمن در رفتار و احساسات نیز میانجامد. افراد مبتلا، اختلالاتی همچونافسردگیو اختلال اضطرابرا نشان می دهند و در نتیجهمشکلات اجتماعی از قبیل بیکاری طولانی مدت، فقر و بیخانمانی در آنها مشاهده میشود.امید به زندگیمتوسط افراد مبتلا به این اختلال به دلیل افزایش مشکلات در سلامت روانشناختی، جسمی و نرخ خودکشیبالاتر (حدود ۵درصد) ۱۲ تا ۱۵ سال کمتر از کسانی که مبتلا به آن نیستند (بیکیر، ۲۰۰۶).
از سویی دیگر، همواره از دیرباز به کاربرد آزمونهای روانشناختی تأکید شده و تلاشهای متعددی پیرامون شناسایی روایی و اعتبار ابزارهای روانشناختی انجام گرفته است. اولین تحقیق در زمینه روایی ابزارهای روانشناختی به اقدامات ترمن و اوتیس[۴] در سال ۱۹۱۷ باز میگردد (کایلوت، بوکاکینی، واریلا، دیویس و روستو[۵]، ۲۰۱۰). کاربرد پرسشنامههای شخصیتی در زمینه رفتارهای بزهکاری به عنوان اقدامی مؤثر شناخته میشود. این ابزارها در سنجش گرایشهای پرخاشگری، اختلالات شخصیت و گرایش به سوء استفاده از مواد کاربردهای فراوانی را به نمایش گذاشته است و هر چند که برای اولین مرتبه در غربالگری نیروهای پلیس به کار برده میشدند ولی امروزه به عنوان ابزارهایی معتبر در توصیف و تبیین رفتارهای بزهکاری به کار برده میشوند (گلیدر[۶]، ۲۰۰۵).
در فرایند سنجش روانشناختی، با تأکید بر رویکرد درمانی، همواره به شناسایی و تشخیص مشکلات و عوارض روانشناختی پرداخته شده و تلاش میگردد، با تشخیص دقیق بتوان بستر مناسبی را برای ارائه خدمات درمانی فراهم ساخت. در مواقعی که سنجش روانشناختی مسیر نادرستی را طی کند و بهگونهای دقیق، شناسایی عوارض روانشناختی یا علائم و نشانگان[۷] اختلالات روانشناختی را مورد غفلت قرار دهد. آنگاه تشخیص مشکلات و اختلالات روانشناسی نادرست بوده و بدون هیچ شکی ارائه خدمات مشاوره و رواندرمانی، از بازدهی اندکی برخوردار است (کامکاری و شُکرزاده، ۱۳۹۲).
این ابزارکه عمدتاً برای ارزیابی ابعاد پایهای اختلال شخصیت در جمعیتهای بالینی طراحی شده است، می تواند در جهت ارزیابی بیماران با دامنه وسیعی از سایر اختلالات روانپزشکی شامل اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی، اختلالات خوردن، اختلال سوء مصرف مواد، اختلال جسمانی شکل و اختلالات بالینی از قبیل اسکیزوفرنیک و اختلال وسواس- اجبار نیز مناسب باشد. بیمارانی با این مشکلات را در بخشهای بیماران بستری، بخش بیماران سرپائی، مراکز بهداشت روانی میتوان یافت. فُرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا-۲ (MMPI-2RF) همچنین برای ارزیابی مشکلات مذکور در مراجع قانونی نیز کاربرد دارد.از اینرو، در تحقیق حاضر به بررسی روایی تشخیصی فُرم بازسازی شده پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا-۲ (MMPI-2RF) در افراد با اختلالات خُلقی پرداخته شده است.
۲-۱ بیان مساله
از دیرباز به کاربرد آزمونهای روانشناختی تأکید شده و تلاشهای متعددی پیرامون شناسایی روایی ابزارهای روانشناختی انجام گرفته است. اولین تحقیق در زمینه روایی ابزارهای روانشناختی به اقدامات ترمن و اوتیس[۸] در سال ۱۹۱۷ باز میگردد. ترمن و اوتیس به دنبال این بودند تا بتوانند روایی پیشبین آزمونهای هوشی را در زمینه موفقیت شغلی نیروهای پلیس و آتشنشانی تعیین نمایند. از آن زمان تا به حال پژوهشهای متعددی در زمینه ویژگیهای روانسنجی ابزارهای روانشناختی انجام گرفته است و این سنت دیرینه توسط پژوهشگران در حیطههای آسیبهای اجتماعی و آسیبهای روانی ادامه یافته است (کایلوت، بوکاکینی، واریلا، دیویس و روستو[۹]، ۲۰۱۰).
استفاده از ابزارهای روانشناختی برای غربالگری روانشناختی در نیروهای پلیس و آتشنشانی که در سال ۱۹۶۷ در ایالات متحده آمریکا رسمیت پیدا نمود به کاربرد ابزارها و پرسشنامههای روانشناختی تأکید داشته و از آنها به عنوان شیوه مناسب در غربالگری روانشناختی استفاده میشد. در استفاده از پرسشنامههای شخصیتی در راستای غربالگری روانشناختی نیروهای پلیس میتوان به پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا[۱۰] اشاره نمود (بارتول[۱۱]، ۱۹۹۶).
کاربرد پرسشنامه شخصیتی چندوجهی مینهسوتا در زمینه رفتار و قضاوتهای جنایی به عنوان اقدامی مؤثر شناخته میشود. این ابزار در سنجش گرایشهای پرخاشگری، اختلالات شخصیت و گرایش به سوء استفاده از مواد کاربردهای فراوانی را به نمایش گذاشته است و هر چند که برای اولین مرتبه در غربالگری نیروهای پلیس به کار برده میشد ولی امروزه به عنوان ابزاری معتبر در توصیف و تبیین رفتارهای جنایی به کار برده میشود (وارلا، بوکاسینی، اسکوگین، استومپ و کاپاتو[۱۲]، ۲۰۰۴) و حتی مقیاس دروغسنجی در ابزار فوق از مهمترین ملاکهای گزینش نیروهای پلیس محسوب میشود (ویس، داویس، روستو، کیسمن[۱۳]، ۲۰۰۳).
اولین کاربرد رسمی ابزارهای سنجش شخصیت به استخدام نیروهای نظامی در ارتش ایالات متحده آمریکا معطوف است. رابرت ثراندیک در سال ۱۹۱۷ برای اولین مرتبه از پرسشنامههای شخصیتی در تشخیص آسیبشناسی روانی نیروهای نظامی استفاده نمود. سیاهه اطلاعات شخصی وودورث که با بیش از ۱۲۰ سؤال به اندازه گیری ۵ عامل شخصیت معطوف بود، به عنوان اولین ابزار سنجش شخصیت در حیطههای آسیبشناسی روانی شناخته میشود. رواننژندی به عنوان یکی از ۵ عامل یا صفتهای شخصیتی محسوب میگردید که روایی پیشبین مطلوبی را با رواننژندی جنگ نشان میداد (پاشاشریفی، ۱۳۸۱).