۳-۷- آزمون های مورد استفاده در تحقیق.. ۶۹
۳-۷-۱- سنجش روایی /اعتبار پرسش نامه. ۶۹
۳-۷-۲- سنجش پایایی/اعتماد پرسش نامه. ۷۰
۳-۷- حجم نمونه. ۷۱
۳-۸- قلمرو زمانی تحقیق.. ۷۲
۳-۹- قلمرو مکانی تحقیق.. ۷۲
۳-۱۰- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۷۲
۳-۱۱- متغیرهای تحقیق.. ۷۳
فصل چهارم: تجزیه تحلیل داده
۴-۱- مقدمه. ۷۴
۲-۴) بخش اول: آمار توصیفی.. ۷۵
۴-۲-۱- بررسی سن پاسخگویان. ۷۵
۴-۲-۲- بررسی جنسیت پاسخگویان. ۷۶
۴-۲-۳- بررسی سطح تحصیلات پاسخگویان. ۷۷
۴-۲-۴- بررسی استفاده پاسخگویان از خدمات بانک.. ۷۹
۴-۲-۵ بررسی دلیل مراجعه به بانک پاسخگویان. ۸۰
۴-۳- آمار استنباطی.. ۸۱
۴-۳-۱- تحلیل همبستگی. ۸۲
۴-۳-۲- تحلیل رگرسیون ساده ۸۵
۴-۳-۳-تحلیل رگرسیون چند گانه. ۸۹
۴-۳-۴)آزمون ناپارامتری من ویتنی بین متغیرها ۹۱
۴-۳-۵-آزمون ناپارامتری کروسکال والیس… ۹۱
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱) مقدمه. ۹۶
۵-۲) پاسخ به فرضیات تحقیق.. ۹۷
۵-۲-۱) فرضیه اول: رابطه معنادار بین آگاهی نسبت به برند و انتخاب بانک و مراجعه مجدد . ۹۷
۵-۲-۲) فرضیه دوم: بین تصویر ذهنی و رفتارخرید مجدد رابطه ی معنادار وجود دارد. ۹۸
۵-۲-۳) فرضیه سوم: بین ادراک از برند و مراجعه مجدد رابطه ی معناداری وجود دارد. ۹۸
۵-۲-۴) فرضیه چهارم: رابطه معنادار بین وفاداری نسبت به برند و مراجعه مجدد . ۹۸
۵-۳)پیشنهادات اجرایی و کاربردی.. ۹۹
۵-۴) پیشنهادات برای تحقیقات آتی.. ۱۰۰
۵-۵)محدودیت های پژوهش…. ۱۰۰
فهرست منابع.. ۱۰۱
پیوست ها ۱۰۹
اشکال و نمودار ها
شکل ۲-۱ مدل مفهومی پژوهش…. ۴۴
نمودار ۲-۱. مدل ارزش ویژه مبتنی بر مشتری نت مایر، نت مایر،۲۰۰۴) ۳۲
نمودار ۲-۲. کیفیت خدمات وارتباط آن با رضایت و وفاداری( چوو، ۲۰۰۲) ۳۹
>نمودار ۳-۱: فرایند تحقیق.. ۶۳
نمودار ۴-۱. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. ۷۶
نمودار ۴-۲.
نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت… ۷۷
نمودار ۴-۳. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. ۷۸
نمودار ۴-۴. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب خدمات بانک… ۸۰
نمودار ۴-۵. نمودار توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب فعالیت… ۸۱
جداول
جدول ۲-۱. نمونه ای از پیشینه پژوهش داخلی و خارجی.. ۳۹
جدول ۳-۱. جدول مولفه های وفاداری مشتری.. ۶۷
جدول ۳-۲. ردیف فاصله ای ۵ گزینه ای لیکرت.. ۶۹
جدول ۳-۳. ضریب آلفای کرونباخ هریک از متغیرهای تحقیق.. ۷۰
جدول۳-۴. ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه. ۷۱
جدول ۳-۵. انحراف معیار پیش آزمون.. ۷۱
جدول ۴-۱. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سن.. ۷۵
جدول ۴-۲. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت… ۷۶
جدول ۴-۳. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات.. ۷۷
جدول ۴-۴. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب استفاده از خدمات بانک… ۷۹
جدول ۴-۵. توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب دلیل مراجعه به بانک… ۸۰
جدول۴-۶-ارتباط بین متغیر وابسته خرید مجدد از بانک با متغیرهای مستقل عوامل فردی ۸۲
جدول۴-۷-ارتباط بین متغیر وابسته خرید مجدد از بانک ملت با متغیرهای مستقل ۸۴
جدول۴-۸- نتایج تحلیل رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد ۸۵
جدول۴-۹- نتایج تحلیل رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد ۸۶
جدول۴-۱۰- نتایج تحلیل رگرسیون ساده به منظوربررسی عوامل موثربرمراجعه مجدد ۸۷
جدول ۴-۱۱- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه. ۸۹
جدول۴-۱۲- نتایج آزمون من ویتنی برای مقایسه میانگین میزان مراجعه مجدد. ۹۱
جدول۴-۱۳ نتایج آزمون ناپارامتری کروسکال والیس…. ۹۲
جدول ۵-۱. شمای کلی نتایج فرضیه های تحقیق.. ۹۹
همانطور که پرندگان از تکه های کوچک چوب برای خود لانه میسازند ، انسانها نیز ازکوچکترین تعاملات و خاطره هایشان از یک”برند” یا “نام تجاری” تصویری از آن در ذهن خود میسازند.
با چرخش گردونه زمان ، شرایط جهانی وبسترزندگی انسان به گونه ای ناباورانه تحول یافته و این تحولات در بازار، ظهور قواعد جدیدی به همراه داشته است. مطالعات نشان میدهد که عوامل بسیاری بر تصمیم گیری مصرف کنندگان اثر میگذارند. امروزه کارشناسان منبع اصلی شکست سازمان ها را نداشتن شناخت کافی از مصرف کنندگان و بازارها بیان کرده اند. [۵](کاتلر، ۲۰۰۸)
ساخت یک برند قدرتمند در بازار، هدف بسیاری از سازمانهاست متخصصین مالی براین عقیده اند که برند تجاری می تواند ارزشی بیش از ارزش متداول ایجاد نماید امروزه برند دیگر تنها یک ابزارکارامد در دست مدیران نیست. برند یک الزام استراتژیک است که سازمانها را در جهت خلق ارزش بیشتر برای مشتریان و همچنین ایجاد مزیتهای رقابتی پایدار کمک میسازد[۶])کلر، ۱۹۹۳)
توجه به فعالیتهای بازاریابی به عنوان ابزاری برای حضور در ذهن مشتریان و ایجاد دارایی معنوی به نام برند ، دیدگاه جدیدی در علم بازاریابی محسوب میشود.تحقیقات مختلف مشخص کرد که ارزش واقعی ، در درون محصول یا خدمات نیست، بلکه این ارزش در ذهن مشتریان واقعی و بالقوه وجود دارد. و این برند است که ارزش واقعی را در ذهن مشتریان ایجاد می کند.)کلروکاپفر،۲۰۰۸)[۷] برند ها اغلب به عنوان یکی از ارزشمندترین دارایی های یک سازمان یا بانک هستند، ساخت برندهای قوی و ضرورت حضور قدرتمند آن در ذهن مشتریان از اولویت های بسیاری از سازمانها و بانک ها است زیرا برند های قدرتمند میتوانند مزیت رقابتی را بیافریند. تصویر برند برروی ادراکات مشتریان از کیفیت محصولات و خدمات تاثیر خاصی دارد. تصویر ذهنی که یک برند از خود برجا میگذارد نقش بسیار مهمی در جذب و حفظ مشتریان ایفا
می کند. و هرچه تصویر ذهنی مثبتی از برند در ادراکات مشتریان باشد در سود آوری آن سازمان و همینطور باعث رضایت و وفاداری مشتریان و مراجعه مجدد آنان را در پی خواهد داشت. ضرورت نفوذ در اذهان ،در صنعت بانکداری نیز مشهود است بانک های بزرگ جهانی ، نشان دادند که نفوذی قدرتمند، مطلوب و منحصربفرد در ذهن مشتریان ایجاد می کند(کلر[۸]، ۲۰۰۷). در چند سال اخیر صنعت بانکداری ایران با رقابت فزاینده ای روبرو شده است. با توجه به ظهور بانکهای خصوصی در کنار بانکهای دولتی و افزایش شدت رقابت میان آنها ، یافتن راه کار هایی برای خلق رابطه بلند مدت با مشتری ، شناسایی و تقویت فعالیتهای مهم و ارزش زا از نظر مشتری افزایش یافته است.(رنجبریان و همکاران ،۱۳۸۸) از طرفی این رقابت موجب برجسته شدن اهمیت جذب و حفظ مشتریان موجود شده است. ایجاد وجهه مناسب برای یک برند به عنوان ابزاری راهبردی جهت ایجاد وفاداری در مشتریان تلقی میشود.[۹](مارتینلی ، ۲۰۱۴) به عقیده گیل و همکاران[۱۰]،( ۲۰۰۷)ارزش ویژه نام و نشان تجاری ، ارزش است که یک نام و نشان تجاری به محصول اضافه مینماید. به طور کلی ارزش ویژه نام و نشان تجاری ادراک مصرف کننده از تمامی مزیت و برتری است که یک نام و نشان در مقایسه با دیگر نام و نشان تجاری رقیب دارد.
در این فصل مساله اصلی پژوهش و ضرورت انجام تحقیق موردبحث بررسی قرار میگیرد.گستره رقابت جهانی منجر به حرکت اقتصادی محصولی به سمت اقتصاد ادراکی، تصویری و حسی شده است. پیش از قرن هیجدهم و در دوران تولید صنعتی، عرضه محصول بسیار کمتر از میزان تقاضا بوده است، اما با گذر از عصر صنعتی عرضه محصول، بیش از تقاضای محصول تولید شد، بنابراین قدرت انتخاب مصرف کننده افزایش یافت، در گذر از عصر مدرنیته و ورود به عصر دانش انتخاب محصول تنها بر اساس کیفیت محصول و رفع نیاز نبوده است، انتخاب محصول و یا خدمت بر اساس حس، تصویر ذهنی و ادراکی که در مصرف کننده ایجاد می کند، صورت پذیرفته است، حس ایجاد شده را «برند » نام نهادند.
امروزه با شدیدتر شدن رقابت در بخش های تولیدی و خدماتی ، نقش وفاداری مشتری برجسته تر از گذشته شده است ، در دیدگاه امروزی بازاریابی شامل رشد دادن مشتری ، یعنی توجه به رضایت مندی و کیفیت ازدیدگاه مشتری و وفاداری مشتری و ارتباط موثر با وی است، در نتیجه سازمان ها تلاش می کنند تا مشتریان داشته باشند.(حسینی و همکاران، ۱۳۸۹)
با توجه به این که در بخش خدمات روابط بین فردی گسترده تری بین اراده دهنده خدمات و مشتریان وجود دارد نقش وفاداری در این بخش اهمیت ویژه ای دارد.وفاداری مشتریان به نام تجاری می تواند باعث افزایش سهم بازار شرکت شود و سهم بازار رابطه نزدیکی با نرخ بازگشت سرمایه و سود آوری شرکت دارد.[۱۱](اسوینی ، ۲۰۰۸)
وفاداری مشتریان به نام تجاری با عث تبلیغات دهان به دهان مثبت، ایجاد فروش و درامد بیشتر و کاهش حساسیت مشتریان مشتریان به تلاش های بازاریابی رقبا میشود.[۱۲](لیو و همکاران ،۲۰۰۹) از زمان طرح مفهوم برند و استفاده از آن به عنوان ابزاری موثر در متمایز نمودن محصولات یک شرکت از سایر شرکتها ، هیچ کس حتی آینده پژوهان این حوزه نیز گمان نمیبردند که برند ها تبدیل به شخصیت هایی مستقل ، فرهنگ پرور و هویت ساز شوند . با گذشت زمان برند ها به تدریج در تعامل با محیط ، ضمن تاثیر پذیری از محیط بر شاکله های فرهنگ مصرفی جامعه اثر گذاشتند و گاه در گذر از فرهنگ مصرفی ، فرهنگ کل جامعه را متاثر نموده و به هویت یک جامعه تبدیل شدند. امروز مفهوم نام تجاری همه چیز هایی را که محصول یا خدمت ارائه میکند از جمله اینکه یک محصول یا خدمت ارائه می کند از جمله اینکه یک محصول چگونه احساس و فکر مصرف کنندگان را شکل میدهد را شامل میشود یک نام تجاری تعهدی برای ارائه ارزش به مصرف کنندگان از آن برند دارند که این ادراک بوسیله بسیاری از عوامل دستخوش تغییر قرار میگیرد .ارزش ویژه برند را نمیتوان بدون در نظر گرفتن منابع آن یعنی عواملی که در ایجاد و شکل گیری ارزش ویزه برند در ذهن مصرف کنندگان موثرند، درک کرده و شناخت.
برند یکی از ابزار های ارتباطی مهم در مجموعه مدیریت با مشتری محسوب میگردد و به دو دلیل برای مشتریان ارزشمند است. اول اینکه ریسک مصرف کننده را کاهش میدهد و دوم در هزینه های تصمیم گیری صرفه جویی مینمایند. اگر مشتریان از یک برند مایوس و ناامید شوند تمام سرمایه گذاری های شرکت و سود های آینده آن در معرض خطر قرار میگیرد.[۱۳]( پی ولیا ، ۲۰۱۲) .برند در یک رابطه طولانی مدت ، باعث میگردد که خریدار و فروشنده به یکدیگر تعهد پیدا کنند. لذا برند می تواند به عنوان ابزار دفاعی بازار یابی به کار رود که مشتریان کنونی را حفظ می کند و همینطور بعنوان یک ابزار دفاعی بازار یابی به کار رود که مشتریان کنونی را حفظ می کند و همینطور بعنوان یک ابزار تهاجمی بازار یابی به کار رود که مشتریان جدیدی را بدست آورد . اهمیت بازاریابی دفاعی در زمینه خدمات از طریق این دانش مشخص شده که هزینه جذب مشتری جدید بسیار بالاتر از حفظ همان مشتریان است[۱۴].(اسواید ،۲۰۰۷)
برند به عنوان علامت و نشان های از وضعیت محصول بکار میرود. مهمترین ویژگی و مشخصه یک برند بعنوان نشانه ای از موقعیت محصول ، قابلیت اعتماد و اعتبار آن است.[۱۵](اسوونی و همکاران ،۲۰۰۸)
وفاداری به برند حاکی از نگرش مثبت مشتری به برند و پایبندی و قصد ادامه خرید در آینده است. وفاداری به برند مستقیما متاثر از رضایت یا نارضایتی مشتری از برند
مطلب دیگر :
یادگیری زبان با لذت ! آموزش تصویری زبان انگلیسی همراه با طنز
در طول زمان و همینطور کیفیت محصول است. با توجه به توضیحات ارائه شده در بالا و بر اساس مطالعه ادبیات موجود در این زمینه ، وفاداری به بانک را اینگونه تعریف میکنیم وفاداری به بانک پاسخ رفتاری خرید غیر تصادفی است که در طول زمان از سوی مشتری در مورد یک برند در مقایسه با سایر برند ها بر اساس فرایند روان شناختی تصمیم گیری و ارزیابی بروز می کند. و به تعهد او نسبت به برند منجر میگردد.در نتیجه مشتریان طی فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها به بانک متعهد یا وفادار میشوند. هنگامیکه مشتریان فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها به بانک متعهد یا وفادار میشوند .هنگامیکه مشتریان فرایند تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها را با دقت طی نمی کنند ، تعهد ووفاداری به بانک در آنها ایجاد نمی شود . مشتریانی که به بانک وفادار نیستند ولی خدمات آن را خریداری می کنند ، به راحتی از طریق اقدامات بازار یابی رقبا جذب آنها میشوند[۱۶] ( بلومرو دیگران، ۱۹۹۸)(سلیمان ، ۲۰۱۳)
میستری وهمکاران [۱۷] (۲۰۱۳) در طبقه بندی متغیر های تاثیر گذار بر وفاداری و انتخاب مشتری در صنعت بانکداری عواملی نظیر : ارزش ویژه برند، نرخ سود سپرده گذاری ، توسعه خدمت، رضایت مشتری، کیفیت خدمت، وهزنه های تغییر را موثر دانسته اند.د که رضایت مشتری یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر وفاداری مشتری در بانکداری است. برای ایجاد وفاداری در مشتریان بانک، بهترین رویکرد آن است که در روابط مشتری و سازمان تطابق ایجاد شود و رضایتمندی و وفاداری در مشتری ازطریق برقراری آنچه که برای وی ارزش تلقی میشود ایجاد گردد.
در واقع برند هدایت احساسات و عواطف و رفتار های مشتریان را به عهده دارد، فرایند برند سازی ، فرایند زمان گیر وریسک پذیر است لذا عرصه “اقتصاد مبتنی بر اراده خدمت” در برند سازی با چالش های زیادی مواجه است یکی از بزرگترین ارائه دهندگان خدمات به تمامی بخش های اقتصادی کشور بانکهاست، بانک ها با ساز وکار جذب سرمایه و تخصیص آن به کسب و کار ها به طور مستقیم با مشتریان در تعامل هستند، در تحقیقات گذشته ثابت شده است ، که علاوه بر جذب سرمایه توسط بانک ، مساله مهم حفظ وفاداری مشتری به بانک است و از آنجا که با سرمایه مشتریان در ارتباط هستند ،در صنعت بانکداری نیز این جلب توجه درافراد وجود دارد و برای جذب سرمایه، بایستی ذهن مشتریان را تصرف نمود و به سمت خود جلب کرد و سپس آن ها را راضی نگه داشت و اعتماد آنها را جلب کرد تا بتوانند وفادار به سازمان بمانند.[۱۸](لیوون وهمکاران،۲۰۱۴) تصویرذهنی صاحبان سرمایه از بانک های مختلف باعث می شود یک یا چندین بانک را برای سپرده گذاری انتخاب نمایند و مسلماً بانکی که بتواند تصویر ذهنی مثبت در ذهن صاحبان سرمایه ایجاد نماید ممکن است بتواند سرمایه آنها را جذب نماید و وفاداری این افراد را به سازمان تضمین نماید. در صنعت بانکداری رقابتی تاثیر تصویر نام تجاری بانک بر نگرش و رفتارمشتریان به مسأله مهم تبدیل شده است امروزه برای بانکها قدرت وتوان بازاریابی نام تجاری به یکی از اهرم های مهم برای تمایز و موفقیت تبدیل شده است. حال مساله اصلی این پژوهش بر سوال های ذیل تمرکز دارد که آیا ایجاد تصویر مثبت در ذهن صاحبان سرمایه باعث مراجعه مجدد آنها به سازمان میشود؟ آیا برند سازی بانک ها بر مراجعه مجدد صاحبان سرمایه تاثیر دارد؟ آیا آگاهی از برند تاثیر مثبتی بر مراجعه مجدد به بانک دارد؟و اینکه آگاهی از برند بانک و تصویرذهنی از بانک بر میزان مراجعه مجدد چگونه تاثیر میگذارد؟ آیا عوامل دیگری نیز بر این ارتباط تاثیر می گذارد؟ هدف اصلی این تحقیق این است که تاثیر برندسازی را برحفظ سرمایهی سرمایه گذاران مورد سوال قرار دهد و عواملی را که بر این رابطه می توانند تاثیر گذار باشند را بیابد . پژوهش حاضر مطالعه موردی در بانک ملت خواهد بود.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق به اهمیت علایم تجاری در راهبردهای بازاریابی بانکها و نقش آن در جذب نگهداری و پشتیبانی از مشتریان بر میگردد. علایم تجاری نقش راهبردی و مهمی درکسب مزیت رقابتی و تصمیمات مدیریت راهبردی شرکت ها دارد[۱۹](سیمون وهمکاران،۱۹۹۳). اینکه مشتریان به علایم تجاری وفاداری نشان میدهند، معیارمناسبی برای ارزیابی اثرات بلند مدت تصمیمات بازاریابی خواهد بود. یکی از مفاهیم با اهمیت در زمینه بازاریابی «وفاداری به نام و نشان تجاری» است. این مفهوم نقش مهمی را در ایجاد منافع بلند مدت برای بانکها ایفا می کند، زیرا مشتریان وفادار نیازی به تلاشهای ترفیعی گسترده ندارند، آنها با کمال میل حاضرند مبلغ بیشتری را برای کسب مزایا وکیفیت نام تجاری مورد علاقه خود بپردازد. علاوه بر آن وفاداری مشتری دارای جنبۀ رقابتی در بازار علایم تجاری نیز هست[۲۰](تمپورال،۲۰۱۱). بنابراین این ضروری است که بانکها برای رشد و گسترش حضور در بازار به نقش علایم تجاری خود در ایجاد وفاداری در مشتریان آگاهی داشته باشند و بررسی کنند که چه جنبه هایی ازعلایم تجاری سبب تحکیم این وفاداری به علایم تجاری میشود .یکی از مهمترین مسائلی که امروز مدیران برند با آن مواجه اند، چگونگی فراهم آوردن و گسترش درک بهتری از رابطه ی بین سازه هایی مثل برند و وفاداری مشتری است، به ویژه در ادبیات مدیریت بازاریابی عوامل بسیاری مطرح شده که بر وفاداری مشتری اثرگذار است[۲۱](آقدایی ، ۲۰۱۲). ویژگی های برندها بررفتارمشتری تاثیردارد و تجارت امروز به راهبرد برندگذاری نیاز دارد. اگر بانکی یک نام تجاری را فقط درحد یک اسم در نظر بگیرد، کاربرد عمیقی را که نام تجاری می تواند در بازاریابی داشته باشد درک نخواهد کرد. نتایج نشان میدهد که تصویر برند بر روی ادراکات مشتریان از کیفیت محصولات وخدمات ، تاثیر دارد. اعتبار بانک بر روی ادراک مشتری و وفاداری او موثر است. تحقیقات نشان میدهد که هزینه نگهداری مشتری وفادار کمتر از هزینه جذب یک مشتری است ،لذا ضرورت دارد تحقیقی در این زمینه در یکی از بانک های معتبر و صاحب برند انجام گیرد.
۲- تعیین رابطه بین تصویر ذهنی از برند و مراجعه مجدد
۳-تعیین رابطه بین ادراک از برند و مراجعه مجدد
۴- تعیین رابطه بین وفاداری نسبت به برند و مراجعه مجدد
با توجه به هدف اشاره شده در این پژوهش، این پژوهش براساس هدف، از نوع پژوهش های کاربردی و از دید ماهیت و روش از دسته پژوهش های توصیفی- پیمایشی است. برای گردآوری ادبیات موضوعی پژوهش و بررسی پیشینه موضوع، روش کتابخانه ای و برای جمع آوری داده های میدانی، از ابزارپرسشنامه استفاده شده است. برای تایید روایی پرسشنامه، پس ازانجام مطالعات کتابخانه ای و روشن شدن چگونگی اندازه گیری مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در پژوهش سوالهای پرسشنامه ی اولیه به کمک برخی منابع علمی مربوط طراحی شده است. همچنین برای محاسبهی ضریب پایایی ازروش آلفای کرونباخ استفاده میشود که این مقدار بر اساس داده های حاصل از پرسشنامه و خروجی نرم افزاراس پی اس اس برای هرکدام از متغیرهای پژوهش به انجام رسیده است. در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها پرداخته شده در این پژوهش به دو روش توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها پرداخته شده است.در سطح توصیفی با بهره گرفتن از مشخصه های آماری نظیر فراوانی، درصد میانگین، انحراف معیار، استاندارد و ضریب تغییرات به تحلیل و توصیف ویژگیهای جامعه پرداخته و در سطح استنباطی هم به منظور تایید یا رد فرضیات تحقیق و یافتن روابط میان متغیرهای اختصاصی و جمعیت شناختی جامعه با بهره گیری از نرم افزارهای مناسب استفاده شده است.
[۱] brand awareness,
[۲] bank mental image,
[۳] Brand Perception
[۴] brand loyalty
[۵] katler
[۶] Keller,
[۷] Kapferer,
اهداف فرعی:
فرضیه اصلی :
فرضیه های فرعی:
مذهب و بهداشت روانی ۳۱
نظریه های روان شناسی مرتبط با دین ۳۵
نظریه یونگ ۳۵
نظریه ویلیام جیمز ۳۷
نظریه آلپورت ۴۰
نظریه گالتون ۴۱
نظریه هال ۴۲
تعریف شخصیت ۴۳
رویکرد صفات ۴۶
نظریه گوردون آلپورت ۴۷
نظریه ریموند بی کتل ۴۸
نظریه هانس جی. آیزنک ۴۹
مدل پنج عاملی صفات شخصیت ۵۱
پیشینه تحقیق ۵۷
پیشینه ی داخلی ۵۷
پیشینه خارجی ۶۰
فصل سوم: روش پژوهش ۶۴
طرح پژوهش ۶۵
متغیرهای پژوهش ۶۵
جامعه آماری ۶۵
نمونه و شیوه نمونه گیری ۶۵
ابزار پژوهش ۶۶
پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28 ) 66
پرسشنامه سنجش جهت گیری های درونی و بیرونی مذهبی آلپورت ۶۷
پرسشنامه شخصیت NEO-FFI مک کری و کاستا ۶۸
شیوه اجرا ۶۹
روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۶۹
فصل چهارم:یافته های پژوهش ۷۱
الف. داده های توصیفی ۷۲
ب. داده های استنباطی ۷۴
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۷۸
مطلب دیگر :
محدودیت های پژوهش ۸۳
پیشنهادات ۸۳
پیشنهادات پژوهشی ۸۳
پیشنهادات کاربردی ۸۴
منابع ۸۵
چکیده
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان است.
روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده و حجم نمونه شامل ۱۰۰ نفر از معلمان زن مقطع ابتدایی شهر کرمانشاه می باشد که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه جهت گیری مذهبی (آلپورت، ۱۹۵۰)، سلامت روان (گلدبرگ و هیلر، ۱۹۷۹) و پرسشنامه شخصیت نئو (کاستا و مک کری، ۱۹۹۳) استفاده شد .
یافته ها: نتایج نشان دادند که بین عوامل برون گرایی و دلپذیر بودن با سلامت روان رابطه معنادار و مثبت وجود دارد و بین عامل روان رنجور خویی و سلامت روان رابطه ی معنی دار و معکوس وجود دارد. اما بین عوامل انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری با سلامت روان رابطه ی معنادار وجود ندارد. همچنین بین جهت گیری مذهبی درونی و سلامت روان رابطه ی معنادار و مثبت وجود دارد اما بین جهت گیری مذهبی بیرونی و سلامت روان رابطه معنادار وجود ندارد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد عوامل ابعاد شخصیت از جمله روان رنجور خویی، مسئولیت پذیری، دلپذیر بودن و انعطاف پذیری سهم معناداری در پیش بینی سلامت روان دارند و این عوامل می توانند میزانی از واریانس سلامت روان معلمان زن را تبیین کنند.
واژگان کلیدی: جهت گیری مذهبی، ابعاد شخصیت و سلامت روان
بررسی ها نشان می دهد که پیوند دیرینه ی مذهب و سلامت روانی در حال تبدیل شدن به یک باور عمومی در میان روان شناسان و روان پزشکان است. پایبندی ها و گرایش های دینی، تأثیرات مثبت و قابل ملاحظه ای بر سلامت روان می گذارند و ما اکنون شاهد چرخش چشم گیر تحقیقات به سوی نقش اعتقادات دینی و معنویت در سلامت روان هستیم. (سالاری فر و همکاران، ۱۳۹۰).به قول فرانکل[۱] التیام فرد و جامعه فقط با مراعات سه جنبه ی انسانی یعنی جسمی، روانی و دینی حاصل می شود. آلپورت[۲] و راس[۳] استدلال می کنند که نگرش های مذهبی تعیین می کنند که چگونه کارکردهای مذهبی به عنوان مکانیزمی برای ارزشیابی و در ارتباط با حوادث استرس زای زندگی به کار می روند. این ارزش یابی می تواند بین نگرش های مذهبی و سلامتی اتصال برقرار کند. آنها بر این باورند که میل و گرایش دینی یک عامل مستقل و خود مختار در شخصیت انسان بوده و تمام اجزاء دیگر، شخصیت را در یک سیستم واحد کلی، وحدت می بخشد. آنان در بحث شخصیت انسان متوجه شدند که کل زندگی انسان وابسته به ایمان اوست. به این معنا که هر چه فرد دارای دین داری درونی باشد، سلامت روان بیشتری دارد، اما هر چه دین را در جهت رفاه و برآورده کردن نیازهای اجتماعی به کار ببرد و به اصل آن توجه نداشته باشد از سلامت روان پایینی برخوردار است (آلپورت و راس، ۱۹۶۷).
همچنین می توان گفت انسجام و یکپارچگی شخصیت، نسبت مستقیم با سلامت روانی فرد دارد، یعنی هر چه انسجام شخصیت بیشتر، سلامت روانی فرد بالاتر خواهد بود.(آذربایجانی، ۱۳۹۰).
در دنیای متحول امروز، تمام کشورها به مربیان و معلمان کارآمد و با انگیزه نیاز دارند تا با سلامت روان و انگیزه بالا، بیشترین کارایی را در نظام آموزشی داشته باشند و بدیهی است که به خطر افتادن سلامت و بهداشت روان آنان باعث ایجاد نارضایتی از شغل خویش و حتی زندگی خویش و بالطبع عملکرد ضعیفشان در محیط کار می گردد. نتایج تحقیقات حاکی از شیوع بالای اختلالات روانی در ایران و جهان است. به طوری که تعداد بسیاری از افراد شاغل در مشاغل گوناگون از اختلالات روحی و روانی رنج می برند که این امر بر کارایی و اثر بخشی آنان بیشترین تأثیر را می گذارد. تدریس و معلمی نیز به دلیل اهمیت و انتظارات زیادی که از معلمان می رود اساساً کار پر تنش و پر فشاری است. فونتانا[۴] و آبوسیری[۵] با بهره گرفتن از یک نمونه از معلمان ابتدایی و متوسطه انگلستان نشان دادند که بیش از ۷۲% معلمان به طور خفیف و ۲۳% به طور جدی فشارهای روانی ناشی از کار را تجربه می کنند. (فونتانا و آبوسیری، ۱۹۹۳، ترجمه فروغان، ۱۳۸۲ به نقل از فیاض و همکاران، ۱۳۹۳).
بر این اساس می توان به اهمیت بهداشت روان معلمان پی برد. چرا که معلمانی که از سلامت روان برخوردار باشند می توانند اثر بخشی بیشتری داشته و نقش مهمتری در تربیت دانش آموزان به ویژه در مقطع حساس ابتدایی ایفا نمایند. زیرا دانش آموزان بیشترین تأثیر را از معلمان خود می گیرند.
امروزه سلامت روان به عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت مورد توجه می باشد. زیرا فشارهای روانی ناشی از زندگی مدرن و تغییرات سریع اجتماعی که تحت تاثیر رشد سریع زندگی صنعتی شکل می گیرد ، تاثیرات عمده ای بر سلامت روان[۶] انسان دارد.
سلامت روان یکی از مهمترین مولفه های یک زندگی سالم است که عوامل بیشماری در شکل بندی صحیح یا ناصواب آن دخیل هستند ( ,[۷]WHO2007).
۲-۱-۱۰-تعارض وهیجانات مربوط به آن. ۲۱
۲-۱-۱۱-مسایل مولد تعارض. ۲۲
۲-۱-۱۲-مراحل تعارض. ۲۳
۲-۱-۱۳-نقشهای جنستی وتعارضات روجین. ۲۴
۲-۱-۱۴-نظریه های مربوط به تعارض. ۲۵
۲-۱-۱۵- تعریف راهبردهای حل تعارض. ۲۶
۲-۱-۱۶-بهترین سبک مؤثرمدیریت تعارض. ۲۷
۲-۱-۱۷- نگرش و نیاز دو مقوله در تعارض همسران ۲۷
۲-۱-۱۸- نقش درک نیازهای همسردرمدیریت تعارض. ۲۸
۲-۱-۱۹-روش های تسهیل کننده درکنترل تعارض ۲۵
۲-۱-۲۰- مراحل کنترل تعارض. ۳۱
۲-۱-۲۱-رعایت قواعدحل تعارض. ۳۳
۲-۱-۲۲- سبکهای غیرمؤثرومشکلساز. ۳۴
۲-۲- ازدواج ۳۶
۲-۲-۱-مقدمه. ۳۶
۲-۲-۲-تعریف ازدواج. ۳۸
۲-۲-۳خانواده ونگرش به همسرگزینی. ۲۷
۲-۲-۴- انتخاب همسروعوامل مؤثربرآن. ۴۰
۲-۲-۵-مراحل انتخاب همسر. ۴۳
۲-۲-۶- ازدواج وخانواده دردوران نوین. ۴۵
۲-۲-۷- رعایت قواعدحل تعارض ۵۰
۲-۲-۸- شیوه های انتخاب همسر. ۵۷
فصل سوم : روش پژوهش
۳-۱- روش پژوهش ۶۴
۳-۲- متغیرهای پژوهش ۶۴
۳-۳- جامعه آماری،نمونه آماری،روش نمونه گیری ۶۴
۳-۴-ابزار پژوهش ۶۴
۳-۵-نحوه گردآوری دادها. ۶۷
۳-۶-تجزیه و تحلیل داده ها. ۶۷
فصل چهارم : یافته های پژوهش
۴-۱ آمارتوصیفی ۶۹
۴-۲ آماراستنباطی. ۷۰
فصل پنجم : بحث ونتیجه گیری
۵-۱- بحث ۷۶
۵-۲- نتیجه گیری. ۷۹
محدودیتهای تحقیق ۸۰
۵-۳- پیشنهادات ۸۱
۵-۳-۱- پیشنهادهای پژوهشی ۸۱
۵-۳-۲- پیشنهادهای کاربردی. ۸۲
منابع. ۸۲
الف) منابع فارسی ۸۲
ب) منابع انگلیسی. ۸۶
پیوستها ۸۹
چکیده
مقدمه: ازدواج یکی از مهم ترین مراحل زندگی هر فردی می تواند باشد. افراد در آستانه ازدواج بنا به بسیاری از شرایط تصمیم به انتخاب همسر می گیرند. عوامل زیادی می تواند روی نگرش به ازدواج تاثیر بگذارد. یکی از موضوعات نگرش های است که از خانواده ها به فرزندان منتقل میشود. خانواده های دچار تعارض نگرش فرزندان بخصوص فرزندان دختر را ممکن است تحت تاثیر خود قرار دهند. بنا به این موضوع، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تعارض والدین با نگرش فرزندان دختر به ازدواج انجام پذیرفت.
روش اجراء: با توجه به اینکه این پژوهش یک مطالعه ای همبستگی بود تعداد ۱۳۲ دانشجوی مجرد بصورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تعارض زناشویی (MCQ) و پرسشنامه نگرش به ازدواج لارنس(۱۹۹۲) استفاده گردید. داده ها با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد.
یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان داد که بین تعارض والدین و نگرش به ازدواج رابطه معناداری وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که تعارض والدین و نگرش غیر منطقی به ازدواج رابطه منفی ومستقیم دارد. یافته های پژوهش نشان داد که بین تعارض والدین و نگرش منطقی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. یافته های پژوهش نشان دادندکه تعارض والدین یک پیش بینی کننده خوب برای نگرش به ازدواج است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تعارض والدین می تواند برروی نگرش به ازدواج در فرزندان دختر تاثیر بگذارد. بنابراین لازم است در خصوص مشاوره به دختران در آستانه ازدواج و دارای والدین دچار تعارض توجه ویژه به عمل آید.
کلید واژه ها: انتخاب همسر، ازدواج، تعارض زناشویی، فرزندان دختر،
مقدمه ی پژوهش
خانواده یکی از عوامل مؤثر و اساسی در رفتار افراد میباشد. نفوذ والدین در کودکان تنها جنبه ارثی و وراثتی ندارد بلکه در آشنایی کودک با زندگی اجتماعی و فرهنگ پذیری وی، نقش مؤثری دارد. ساختار و شکل خانواده ها، نحوه ارتباط اعضاء هر خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن زندگی می کند در بیشتر مواقع همسانی ندارند، از این رو، رفتار و تأثیر خانواده ها در افراد متفاوت است(یزدان پناه و همکاران، ۱۳۹۲). خانواده بر اساس نوع رابطه با فرزندان بیشترین تأثیر را اولاً بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی آنها داشته و ثانیاً به صورت غیر مستقیم جامعه را متأثر می کند. خانواده پایه و اساس بنای نگرش ها در فرزندان هستند. این خانواده ها و والدین هستند که نگرش های پایه ی را در فرزندان رشد می دهند. اینکه افراد در چه خانواده ای و با چه والدینی بزرگ شده استف قطعا” نگرش ها متفاوتی را هم خواهد داشت. نگرش به ازدواج بسیار حائز اهمیت است(ریاحی و همکاران، ۱۳۹۲). نگرشی که والدین با اعمال خود به فرزندان می دهد خواه هشیارانه، یا ناهشیارانه، آنها را در امر انتخاب همسر در آینده تحت تاثیر قرار می دهد. اینکه زمانی که در خانواده های والدین هموراه در حال تعارض هستند و درگیرهای لفظی و . دارند. تعارضات والدین اثرات مخربی را بر خانواده و فرزندان می گذارد. طبق یافتهها، کودکانی که والدینشان در هنگام کودکی آنها اغلب دعوا میکردند کمتر از نظر هیجانی احساسی امنیت یا احساس مورد حمایت بودن داشتند. ناامنی هیجانی شامل مواردی بود همانند آشفته بودن کودکان، یا برون ریزی هیجانی مانند پرخاشگری یا زدن در حین تعارض، یا گزارش احساس رنج و نگرانی به خاطر دعوای والدین. دعوا با تأثیر بر حس امنیت احساسی درباره خانواده، بر کودکان تأثیر میگذارد(بختیارپور و همکاران، ۱۳۹۲). یک کودک، یک حس امنیت یا رفاه دارد، اگر آن را نداشته باشد از نظر هیجانی احساس آشفتگی و اضطراب میکند و مستعد پرخاشگری و رفتارهای خصمانه میشود. والدین با انواع استرسها مواجه میشوند و دعوا امری طبیعی است، اما باید به یاد داشته باشند که کودکشان دعوای آنها را میبیند و میشنود. انسان همواره بر سر مسیر انتخاب قرار دارد. اما گاهی انتخاب های که باید انجام دهد می تواند تاثیر عظیمی را بر مسیر او بگذرد(مهرابی زاده هنرمند و همکاران، ۱۳۹۱). انتخاب همسر همواره یکی از موضوعات مهم دنیای انسانی بوده است. تحقیقات بیشماری برروی ویژگی ها، صفات و . برای همسر آینده انجام شده است. انتخاب همسر تحت بسیاری از عوامل از جمله فرهنگ، نژاد و . قرار دارد. در این مطالعه هدف این است که اثر تعارضات والدین را بر نگرش فرزندان دختر در خصوص انتخاب همسر مورد
مطلب دیگر :
بررسی قرار دهد.
بر کسی پوشیده نیست که خانواده مهم ترین رکن هر اجتماعی را دارد. هر خانواده برای خود نظام و قوانینی را دارا می باشد. قسمتی از این قواعد و قوانین از نسل های قبلی منتقل می شود و قسمتی حاصل نگرش های جدید والدین و نوع ارتباطات آنها می باشد(ثنایی، ۱۳۸۷). والدین همواره به گونه ئی هشیار یا ناهشیار وام دار والدین خود هستند و تلاش می کنند نگرش ها و عقاید آنها را در خانواده های که تشکیل داده اند بکار گیرند(بوزورمینی ناگی و اسپارک، ۱۹۷۳). روابط نامناسب والدین موجب شکل گیری رفتارهای اجتماعی نامناسب ناخواسته ای در فرزندان می گردد که سهم عمده ای در چگونگی روابط آنان با دوستان و همسالانشان و به طور کلی نحوه پاسخ های آنان به موقعیت های مختلف اجتماعی خواهد داشت(برانجی و همکاران، ۲۰۰۹). مطالعات زیادی اثرات سبک های حل تعارض را بر جنبه های مختلف فرزندان بررسی کرده اند. تحقیقات گذشته تعارضات بین فردی را مخرب دانسته و کاهش این تعارضات را به عنوان روشی مدیریتی مد نظر قرار داده اند. اما اخیراً رویکردهای حل مسأله به تعارضات بین فردی، شیوه هایی چون توافق بیشتر، توازن قدرت، رویکردهای خلا ق به حل مسأله و تسهیل تغییرات را مدنظر قرار داده اند(مک فارلند، ۱۹۹۲؛ به نقل از یزدان پناه و همکاران، ۱۳۹۲).
مطالعات زیادی اثرات سبک های حل تعارض را بر جنبه های مختلف روانی و اجتماعی فرزندان بررسی کرده اند. سیفرت و شوارز[۱](۲۰۱۱) نشان دادند که رفتارهای ناسازگارانه فرزندان در رابطه سبک های منفی حل تعارض و درون سپاری و برون سپاری مسائل به عنوان متغیر میانجی عمل می کند. نتایج کار آنان دلایلی ارائه داده است که سبک های حل تعارض ناسازگاری اجتماعی فرزندان را پیش بینی می کند. شودلیچ و کامینگز[۲](۲۰۰۷) در بررسی خود نشان دادند که کاهش احساس امنیت در خانواده به عنوان مکانیزمی عمل می کند که از طریق آن برخی سبک های تعارض منفی، سازگاری فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهند. ریاحی و همکاران(۱۳۹۲) در پژوهش خود گزارش کردند که بین به سلامت روان مادران و مشکلات رفتاری فرزندان ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. بختیارپور و همکاران(۱۳۹۲) در بررسی خود نشان دادند که بین افسردگی و رضایت زناشویی مادران و مشکلات رفتاری دختران ارتباط مستقیم وجود دارد. همچین خانجانی و همکاران(۱۳۹۲) در مطالعه خود نشان دادند که ابعاد شخصیت مادران با اختلال های برونی سازی و درونی سازی دختران مرتبط است.
همانطور که بیان شد تعارضات و مشکلات والدین تاثیر مستقیم بر جنبه های روانی و اجتماعی فرزندان دارد. یکی از جنبه های که به نظر می رسد فرزندان را تحت تاثیر قرار دهد، تصمیم گیری های آنان برای ازدواج باشد. کسانی که در خانواده ی اصلی خویش با تجریه های منفی همچون تعارض و جر بحث های والدین روبه رو بوده اند مسلما با آنهایی که در خانواده های با نگرش های مثبت و بدون تعارض بوده اند بسیار متفاوت اند(وامپلر و همکاران، ۲۰۰۳). گذشته از یادگیری رفتار تعارض آمیز از والدین، درگیر شدن فرزندان در اینگونه روابط تعارض آمیز می تواند پایه ئی برای اختلاف ها زناشویی آنان در زندگی مشترک آینده شان باشد(ثنایی و ذاکر، ۱۳۸۷). ازدواج از امور اساسی انسانی است. تصمیم ی که برای ازدواج گرفته می شود بسیار حائز اهمیت است، چرا که زندگی دوم فرد را شکل می دهد. روی این تصمیم گیری، مسایل بسیار مختلفی تاثیر گذار است. به نظر می رسد تعارضات والدین یکی از موضوعات بسیار نزدیگ با نحوه تصمیم گیری برای ازدواج است. تعارضات والدین می توانند بر جنبه های شناختی و رفتاری فرزندان تاثیر گذار باشد. کودکانی که در خانواده های با والدینی که همواره در حال تعارض هستند ، بزرگ می شوند در محیط های اجتماعی و مناسبت های اجتماعی توانایی برقرار و انجام رفتارهای مناسب را ندارند. این فرزندان ممکن در آستانه ازدواج نتوانند ارتباط های مناسبی را با دیگران داشته باشند. از طرفی شاید دختران بنا به شرایط روحی و روانی بیشترین تاثیر را از تعارضات والدین می گیرند. دختران در چنین شرایطی معمولا دچار ناراحتی های عاطفی می شوند که این ناراحتی های عاطفی می تواند دید آنها را نسبت به ازدواج و زندگی آینده تغییر دهد. با توجه به مطالب مسئله ای که این پژوهش بدنبال پاسخگویی به آن است اینست که رابطه تعارض والدین بر نگرش فرزندان دختر به ازدواج چگونه است.
خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی که کودک در آن قدم می گذارد، نقش اساسی در پدیدآیی ویزگی های فردی و اجتماعی وی دارد. در این میان نقش پدر و مادر در شکل گیری این خصوصیات غیر قابل انکار است. تنها یک سوم ازدواجها ۱۶ سال پس از شکلگیری، هنوز دست نخورده و رضایتمندانه ادامه دارند. درباره اینکه چرا با گذشت زمان تغییراتی در رابطه زناشویی رخ میدهد، برخی نظریهپردازان به تحولات ارتباطی زوجین اشاره میکنند و برخی آن را به رگههای شخصیتی و مهارتهای ارتباطی نسبت میدهند که فرد با خود وارد رابطه جدید میکند. از آنجایی که طلاق والدین خطر طلاق را در فرزندان افزایش میدهد (گرچه تمام طلاقها به دنبال یک رابطه تعارضآمیز طولانی بین زوجین پیش نمیآیند و بسیاری از ازدواجهای دست نخورده نیز دچار تعارضات مزمن هستند) و احتمال انتقال بین نسلی آن مطرح میشود، باید احتمال مشابه را برای اختلافات زناشویی نیز آزمود(پسندیده، ۱۳۹۲). مطالعاتی که تاکنون انجام شده بیشتر به صورت مقطعی و بنابر نظر افراد در مورد ازدواج خود و والدینشان صورت گرفته است. اشخاصی که از نارضایتی والدین خود در ازدواج میگویند از ازدواج خود نیز مشکلات بیشتری را به خاطر میآورند، گرچه این امر میتواند به دلیل تاثیر عواطف منفی انسانها در یادآوری ایشان از خاطرات گذشته (تخمین فراتر از واقعیت) باشد(رضایی و همکاران، ۱۳۹۳). دسته دوم از مطالعات پیشنهاد میکند که بالغینی که در کودکی در معرض مشاهده خشونت میان والدین خود بودهاند، اکنون در روابط صمیمانه خود بیش از دیگران قربانی میشوند و یا پرخاشگری فیزیکی نشان میدهند. از آنجا که خشونت نمادی از مشکلات زناشویی است در عین حال میتواند تاییدی بر انتقال بین نسلی آن باشد(احمد وند و همکاران، ۱۳۹۳). مطالعات دیگر تاثیر طلاق والدین را بر کیفیت روابط زناشویی فرزندان سنجیدهاند، در برخی از این مطالعات فرزندان طلاق ازدواج خود را ناشادتر، پرمشکلتر و جدایی را محتملتر ارزیابی کردهاند، گرچه در مطالعات دیگر این رابطه تایید نشده است. این عدم ثبات در نتایج بدست آمده ممکن است ناشی از این واقعیت باشد که طلاق همیشه متعاقب اختلافات شدید صورت نمیگردد و بسیاری از ازدواجهای پرتعارض نیز سالها ادامه پیدا می کنند. بنابراین طلاق نمیتواند نشانگر کاملی از کیفیت ازدواج والدین باشد(گاتمن، ۱۹۹؛ به نقل از صالحی، ۱۳۹۳). تعارض بین والدین با تعداد زیادی از مشکلات رفتاری کودکان و الگوی مشکلزای بین فردی در آینده آنان همراه بوده است که این موارد با کیفیت ازدواج نیز رابطه منفی پیدا میکنند. چگونگی رفتار بین فردی والدین، وجود یا عدم وجود رفتار بین فردی گرم و حمایتگر فرزندان آنان را در ارتباطات عاشقانه پیشبینی میکند. به نظر میرسد تاثیر این رفتار جدا از نوع رابطه والد- فرزند میباشد(خانجانی و همکاران، ۱۳۹۲).
از طرفی مخالفت و تعارض، در هر رابطه ای از جمله رابطه زناشویی امری اجتناب ناپذیراست و علرغم تلاش والدین برای حفظ فرزندانشان از تعارض، کودکان بطور روزمره با تعارض والدین والدین مواجه می شوند(دیویس و کامینگ، ۱۹۹۴؛ گریچ و فینچام، ۱۹۹۰). تحقیقات نشان داده است که سبک های حل تعارض والدین در سازگاری نوجوانان نقش مهمی را دارد( برانجی، و دورن، وندر والک و میوز،۲۰۰۹). یزدان پناه و همکاران در بررسی های خود نشان دادند که تعارضات والدین تاثیر مستقیمی بر نوجوانان دارد(۱۳۹۱). از طرف دیگر یکی از رویداد های مهم زندگی هر فردی ازدواج است. اساس انتخاب همسر آینده کاملا به نگرش های افراد وابسته است. در ازدواج های که رابطه زن وشوهر با یکدیگر تعارض آمیز است، ارتباط والد- فرزندی مناسبی نیز وجود نخواهد داشت. از این رو فرزندانی که در این خانواده ها بزرگ می شوند دارای نگرش های متفاوتی نسبت به ازدواج و زندگی مشترک می باشند که ممکن است مانع از داشتن یک زندگی موفق و آرام در آینده شود(باوم، ۲۰۰۳). نابسامانی خانوادگی در یک نسل ممکن است نابسامانی در نسل های بعدی را نیز رقم بزند. طبق رویکردهای مختلف نگرش های والدین به فرزندان منتقل می شود. طبق رویکردهای روان درمانی این نگرش ها از طریق ذهن ناهشیار به فرزندان و رفتارهای آنان منتقل مشود(فریمو، ۱۹۹۱). طبق رویکردهای شناختی نگرش های والدین به فرزندان از الگوهای شناختی منتقل میشود(الیس، ۱۹۹۷). اثرات طلاق و تعارضات زناشویی با توجه به سن کودک و جنسیت او متفاوت است و کودکان پسر و دختر در و اکنش به طلاق و تعارضات زناشویی با یک روش پاسخ نمیدهند و با هم فرق دارند تا جایی که پسران در مقایسه با دختران اثرات تخریبی کمتری را تجربه میکنند که این مسئله بیشتر به خاطر بار فرهنگی و اجتماعی جامعه است ولی دختران با توجه به اینکه از ساختار هویتی متفاوتی برخوردارند در جامعه ایرانی دختران از جایگاه شأن متفاوتی برخوردارند در مجموع طلاق و تعارضات زناشویی بر آنها تأثیرات منفی بیشتری دارد و دختران به خصوص در سنین دبستانی که به بلوغ میرسند طلاق والدین و تعارضات والدین را معادل شکست در زندگی خود و ازدواج آینده خود تصور میکنند(شفیعی، ۱۳۹۳).
کودکانی که والدینشان در هنگام کودکی آنها اغلب دعوا مو مشاجره های شدید دارند کمتر از نظر هیجانی احساسی امنیت یا احساس مورد حمایت بودن می کنند. ناامنی هیجانی شامل مواردی همانند آشفته بودن کودکان، یا برون ریزی هیجانی مانند پرخاشگری یا زدن در حین تعارض، یا گزارش احساس رنج و نگرانی به خاطر دعوای والدین است. کودکانی که از نظر هیجانی کمتر احساس امنیت دارند مشکلات روانی بیشتری دارند(رضوی، ۱۳۹۳). یکی از موضوعاتی که به نظر می رسد تعارضات زناشویی بر آن تاثیر داشته باشد، نگرش به ازدواج در فرزندان است. با توجه به اینکه طبق مطالعات تعارض والدین بیشتر بر نوع نگرش در دختران تاثیر میگذارد (شفعی، ۱۳۹۳) این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تعارض والدین بر نگرش فرزندان دختر به ازدواج انجام پذیرفت.
۱-۴-۱- هدف اصلی