نظریه های انگیزش ۳۶
نظریه های معاصر انگیزش ۴۰
نظریه نیازهای بالفعل مورای ۴۱
نظریه انگیزش و بهداشت روانی ۴۲
نظریه نیازهای سه گانه مک کللند ۴۳
نظریه های فرایندی ۴۴
نظریه انتظار ۴۴
تئوری انتظار و عدالت ۴۵
فنون انگیزش و کاربرد آن ها در سازمان ۴۵
بخش دوم: خلاقیت ۴۸
پیشینه خلاقیت ۴۸
مفهوم خلاقیت ۴۹
ارزشیابی پروژه ای ۵۲
تعریف خلاقیت و مولفه های آن ۵۳
ویژگی های خلاقیت ۵۴
تفاوت خلاقیت با نوآوری ۵۵
ویژگی های شخصیت خلاق ۵۷
بهره وری در سازمان و توسعه نیروی انسانی ۵۸
تعریف خلاقیت از دیدگاه روان شناسی ۵۹
موانع خلاقیت ۵۹
رابطه کارایی خلاقیت در مدیریت ۶۲
راه های رشد خلاقیت ۶۴
فرایند خلاقیت ۶۵
روش های انگیزش به خلاقیت و نوآوری ۶۸
فنون ایجاد رغبت به خلاقیت ۷۰
ویژگی های افراد خلاق ۷۳
مقایسه معلمان خلاق با غیرخلاق ۷۴
جمع بندی ۷۵
پیشینه تحقیقات داخلی ۷۹
تحقیقات خارجی ۸۳
فصل سوم: روش پژوهش
روش پژوهش ۸۷
متغیرهای پژوهش ۸۷
جامعه آماری ۸۷
حجم نمونه و روش نمونه گیری ۸۸
ابزار پژوهش ۸۸
روائی و پایائی ۸۸
روش اجرای پژوهش ۹۰
روش تجزیه و تحلیل داده ها ۹۱
فصل چهارم: یافته های پژوهش
یافته های توصیفی پژوهش ۹۳
آمار استنباطی ۹۵
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
تفسیر نتایج ۹۹
محدودیت ها ۱۰۲
مطلب دیگر :
منابع پایان نامه و مقاله با موضوع : دسترسی آسان به دستگاه عدالت
پیشنهادات ۱۰۲
منابع ۱۰۴
چکیده انگلیسی
چکیده
یکی از موضوعاتی که امروزه مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت است چگونگی ارتباط بین انگیزش و خلاقیت با عملکرد شغلی است.
در آموزش و پرورش معلمان مدارس را یکی از مهم ترین عوامل خلاق در امر آموزش و پرورش می دانند زیرا امر تدریس و یادگیری که محور تمامی فعالیت های آموزش و پرورش است به گونه عمده در مدرسه صورت می گیرد به همین دلیل بررسی عوامل موثر بر خلاقیت و انگیزش در بین دبیران، اصلی جدایی ناپذیر در مدیریت هر نظام پویا است.
هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط انگیزش خلاقیت با عملکرد شغلی دبیران مدارس متوسطه ی اول شهرستان کنگاور است روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و در زمره ی پژوهش های کاربردی قرار می گیرد جامعه ی آماری شامل تمامی دبیران مقطع متوسطه اول شهرستان کنگاور است و بر اساس جدول مورگان ۲۰۰نفر از دبیران به شیوه ی تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند برای گردآوری داده ها از ۳ پرسشنامه انگیزش شغلی، خلاقیت و عملکرد شغلی استفاده شد پرسشنامه ها با بهره گرفتن از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافته های پژوهش نشان می دهد که ارتباط معنادار قوی و مثبتی بین میزان خلاقیت، انگیزش و عملکرد شغلی در افراد وجود دارد.
نتیجه گیری در پایان با بهره گرفتن از نتایج پژوهش راهکارهای برای ارتقای توانمندی خلاقیت و ارتقای انگیزه آنها برای داشتن عملکرد بهتر در مدارس و سایر مراکز مشابه ارائه شد.
کلمات کلیدی :رابطه انگیزش ،خلاقیت، عملکرد شغلی، مقطع متوسطه
مقدمه
یکی از موضوعاتی که امروزه مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت است، چگونگی ارتباط بین انگیزش و ابعاد آن با خلاقیت است.
خلاقیت به عنوان مسئله ای مهم برای افراد، نهادها و روی هم رفته، برای همه جوامع به دلیل ارتباط آن با انعطاف پذیری و تولید بسیار مهم و اساسی است (رانکو[۱]، ۲۰۰۴). کروگاگلیاردی[۲](۲۰۰۳). بر این باورند که مهمترین عامل در رشد و پیشرفت بشر در تمام زمینه ها نوآوری و خلاقیت است به همین دلیل نوآوری عامل مهمی در تمامی سازمان ها در محیط پررقابت کنونی است.
در آموزش و پرورش، معلمان مدارس را یکی از مهم ترین عوامل خلاق در امر آموزش و پرورش می دانند زیرا امر تدریس و یادگیری که محور تمامی فعالیت های آموزشی و پرورشی است، به گونه ای عمده در مدرسه صورت می گیرد (لانگمن[۳]، ۱۹۸۵:۸۵) به همین دلیل بررسی عوامل موثر بر خلاقیت و فعالیت در بین دبیران، اصلی، جدایی ناپذیر در مدیریت هر نظام پویا است ارزشیابی و آگاهی از عوامل موثر بر نظام خلاق؛ اثربخشی مدرسه، کارکنان و سازمان را افزایش می دهد و از بی نظمی و از هم پاشیدگی آن جلوگیری می کند همچنین، در شرایطی که سیاست گذاران و رهبران آموزشی دغدغه ی اطمینان از برآورده شدن اهداف تعلیم و تربیت را دارند، این اطمینان زمانی امکان پذیر است که معلمان کارآمد و نوآور داشته باشیم (خنیفر[۴]،۱۳۸۳:۶۳).
هم چنین تعلیم و تربیت به یک معنا عبارت است از رشد قوه قضاوت صحیح در افراد تقلید از دیگران یا پیروی از تمایلات و عادات، سبب رکود فکری و عجز او در برابر مسائل و مشکلات است امروزه جامعه نیازمند افرادی است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار می دهند و مشکلات را به گونه ابتکاری از سر راه خود بر می دارند.
در روند تحولات عظیم بشری و عصر پر تکاپوی فناوری و بمباران اطلاعاتی و تحلیل رفتن منابع طبیعی و تهاجم ارتباطی که هرلحظه اختراع و اکتشافی، دگرگونیهای ژرفی در نحوه زندگی و روابط و نگرشها از خود برجای میگذارد، نیاز به « شعلههای بینش درونی و خلاقیت» امری گریزناپذیر است درحالیکه هیچیک از ما دقیقاً نمیدانیم در آینده چه چیز در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فراینده ای رخ مینمایاند. یکی از این حقایق آن است که باید کوشش قابلملاحظهای برای به دست آوردن تصویر وسیع، پربار و دقیقتر از آینده انجام دهیم؛ بهویژه این امر برای سیستم آموزشی حائز اهمیت و حیاتی است و قسمت عمده مواد درسی باید برای کمک به دانش آموزان جهت گسترش، پرمایه کردن و دقیقتر کردن تصویر آنان از آینده اختصاص داده شود، زیرا اگر تصویر یک جامعه از آینده بیشازحد کوچک، کممایه و بیشازحد نادرست باشد، نظام آموزش، آن جامعه را دچار اشتباه نموده، و رسالت خویش را بهدرستی انجام نداده است. (کاکیا، لیدا؛ جوانبخت جعفر؛ کیانی محمدعلی،۱۳۸۳)
تصویر دانش آموزان از آینده تعیینکننده آن است که انگیزش آنان در یادگیری چیست و آنها در پی چه دستاوردهایی هستند. این تصویر، همچنین تعیینکننده توانایی آنان برای زندگی، سازش و رشد کردن در یک جامعه پر از تحول میباشد و نتیجه آن به میزان وسیعی تعیینکننده تاریخ آینده است.
لازمه این تحول، نظام آموزش متحول است که برای رسیدن به آن نیاز به یک خیزش و عزم جمعی مبتنی بر سختکوشی، تعهد و خلاقیت است و برای رسیدن به این خواستهها اهداف زیر قابلتأمل است.
-بسط و تقویت هر چه بیشتر توانایی دو بار نگریستن و دوباره اندیشیدن به مسائل، مقررات روشها، فنون و بهطورکلی هر آنچه یک معلم در رابطه با شغلش بهنوعی با آن درگیر است.
-زیر سؤال بردن اسطورههای ذهنی معلمان درباره نحوه کلاس داری، تدریس محتوای آموزش، تکلیف، ارزشیابی و .
-تفهیم و تبلیغ این پیام که رویکرد خلاقانه میتواند باری از دوش معلمان بردارد و فضای یاددهی- یادگیری را لذتبخشتر و بانشاطتر نماید و از فعالیتهای فرسایشی آنها بکاهد.
-بالا بردن حس خوداتکایی معلمان برای بروز هر چه بیشتر نواندیشی و نوآوری و خلاقیت آنها
-بنابراین خلاقیت و نوآوری لازمه و پیشدرآمد توسعه پیشرفت و تعالی یک سازمان و جامعه است و آگاهی از متون و تکنیکهای آن ضرورتی اجتنابناپذیر برای دبیران، کارکنان و پژوهشگران علاقهمند است. (کاکیا، لیدا؛ جوانبخت جعفر؛ کیانی محمدعلی،۱۳۸۵)
افزایش خلاقیت در سازمانها میتواند به ارتقای کیفیت و کمیت و کیفیت خدمات، کاهش هزینهها و جلوگیری از اتلاف منابع و با تبع افزایش کارایی و بهرهوری و ایجاد انگیزش و رضایت شغلی در کارکنان منجر گردد و با بهرهجویی از متون خلاقیت و نوآوری در آموزشوپرورش خواهیم توانست به طریقی کار آورد اثربخشی به اهداف خود رسید، سازمان و جامعه پیشرفته داشته باشیم. (آیزنگ، آرنولد، ماولی(۱۹۷۲) منصور ۱۳۷۲)
بیان مساله
بررسی و شناخت عوامل مؤثر بر عملکرد شغلی یکی از برنامههای مهم آموزشوپرورش در بخش کلان محسوب میشود. تا از این طریق عوامل مرتبط با آن مانند جذب آموزشوپرورش و حفظ دبیران به شکل بهتری توسط وزارت آموزشوپرورش برنامهریزی و اجرا شود. ( سید جوادی، ۱۳۸۱)
متغیرهای زیادی وجود دارد که عملکرد شغلی را در دبیران تحت تأثیر قرار میدهند. در این بررسی انگیزش و خلاقیت متغیرهایی هستند که رابطه آنها با عملکرد شغلی موردبررسی قرار میگیرد.
انگیزش ازجمله متغیرهای مهم و اساسی جهت افزایش عملکرد لازم در دبیران در سیستم آموزشی کشور میباشد در وسیعترین سطح، مفهوم انگیزش شغلی میتواند در طبقه جای گیرد.
قدیمیترین دیدگاه، انگیزش را بهعنوان یک ویژگی یا مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی تلقی میکند. در این دیدگاه، انگیزش به تفاوتهای فردی در صفاتی که به رفتار کاری و عملکرد شغلی مربوطند، اشاره دارد. مشکل اساسی این دیدگاه، حیطه گزینش کارکنان علاقمند به انگیزش شغلی، مشخص کردن انگیزش و نیز ارزیابی دقیق تفاوتهای فردی در ارتباط با آن می باشد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که تفاوتهای فردی در عملکرد شغلی اغلب بر اساس انگیزش متداول و معمول تبیین میگردند( ارشدی، ۱۳۸۶)
جونز[۵](۱۹۹۵) انگیزش[۶] را مجموعهای از نیروهای انرژیبخش میداند که از درون و نیز ورای هستی شخص سرچشمه میگیرند تا آغازگر رفتار مربوط به کار باشد و شکل، جهت، شدت و مداومت آن را تعیین نماید. به اعتقاد فرانکو، نبت، کانفرواستوبلیس (۲۰۰۴) انگیزش وقتی وجود دارد بین اهداف فرد و اهداف فرد همسویی وجود داشته باشد.
۲-۱۴- مفهوم خود بر اثر تعامل. ۳۷
۲-۱۵- حمایت اجتماعی. ۳۹
۲-۱۶- ابعاد حمایت اجتماعی ۴۲
۲-۱۷- انواع حمایت اجتماعی ۴۳
۲-۱۸- مهارت های اجتماعی ۴۴
۲-۱۹- تعریف مهارت های اجتماعی ۴۵
۲-۲۰- مهارت های اجتماعی در محیط آموزشی. ۴۷
۲-۲۱-نقص در مهارت های اجتماعی ۴۸
۲-۲۲- مهارت های اجتماعی و بهزیستی روانشناختی. ۴۹
۲-۲۳- پیشینه پژوهش ۴۹
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
۳-۱- نوع پژوهش. ۵۵
۳-۲- جامعه آماری، ۵۵
۳-۳- نمونه و روش نمونه گیری ۵۵
۳-۴- ابزار های اندازه گیری. ۵۵
۳-۵- شیوه جمع آوری داده. ۵۷
۳-۶- روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۵۷
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- پیش درآمد ۵۹
۴-۲- یافته های توصیفی ۵۹
۴-۳- یافته های استنباطی ۶۴
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- تبیین فرضیه های پژوهش ۷۱
۵-۲- محدودیت ها و پیشنهاد های پژوهش. ۷۸
منابع ۸۰
پیوستها
پرسشنامه شماره۱ (مهارت های اجتماعی ). ۹۱
پرسشنامه شماره۲ (حمایت اجتماعی ادراک شده). ۹۷
پرسشنامه شماره ۳(خودپنداره). ۹۹
خروجی داده ها. ۱۰۱
چکیده لاتین. ۱۰۶
مقدمه
پژوهش ها ی روانشناسی حاکی از آن است که همه کودکانی که به دنیا می آیند دارای توانایی ها ی بالقوه خدادادی هستند، اما این توانایی ها به دلایل گوناگون وراثتی و محیطی در برخی بیشتر و در بعضی کمتر است. تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که اکثریت افراد جامعه دارای هوش و استعداد متوسط و اقلیتی دارای هوش و استعداد بالاتر از متوسط و اقلیت دیگر دارای هوش و استعداد کمتر از متوسط هستند. لذا کودکان تیزهوش، که در مقایسه با کودکان عادی از توانایی های ویژه ای برخوردار هستند و به آموزش و پرورش ویژه ای نیز نیاز دارند(نریمانی و دیگران، ۱۳۹۲). دانش آموزان تیزهوش گروه ناهمگونی هستند که دارای استعدادها و توانایی متنوعی هستند. آن ها به وسیله توانایی استثنایی خود در حیطه های عاطفی، شناختی، فیزیکی شناخته می شوند(هرتز[۱]، ۲۰۰۳). پژوهشگران ارتباط بین جنبه های اجتماعی، هیجانی، شناختی کودکان باهوش را به خوبی شناخته و اظهار کرده اند کودکان باهوش نیازمند حمایت معنی دار در طی دوران کودکی هستند تا بتوانند در جنبه های مختلف رشد کنند(براکن و بروان[۲]، ۲۰۰۶)
مطلب دیگر :
بایگانیهای آموزشی - ایده پردازان فردا : ایده های نو برای زندگی بهتر
حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان قویترین و نیرومندترین نیروهای مقابلهای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیری با شرایط تنشزا می باشد که تحمل مشکلات را برای فرد تسهیل می نماید(لی و دیگران[۳]، ۲۰۰۷). میزان حمایت اجتماعی ادراک شده هم در آسیب پذیری و هم در مقابله افراد نسبت به تنش نقش دارد. آسیب پذیری جسمی و روانشناختی به موازات کاهش حمایت اجتماعی افزایش می یابد، به این معنی که، حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان سپری در مقابل آشفتگی های زندگی در دنیای پیچیده کنونی عمل می کند. حمایت اجتماعی ادراک شده نه تنها طی دوره فشار روانی بسیار یاری کننده است، بلکه در مواقع آرامش نسبی نیز مفید می باشد(کوترونا[۴]، ۲۰۰۷). دینان، آن، گئورگ، مک کال و گیبسون[۵](۲۰۰۴) معتقدند که حمایت اجتماعی ادراک شده در کاهش آسیبهای اجتماعی موثر می باشد.
خودپنداره بازنمایی ذهن افراد از خودشان است. به همان صورتی که افراد از دیگران، مکان ها، رویدادها بازنمایی ذهنی دارند، از خودشان نیز بازنمایی ذهنی دارند. خود پنداره از تجربیات و از اندیشیدن به این تجربیات ساخته می شود. افراد برای ساختن خود پنداره به بازخوردی که از کارهای روزمره می گیرند، توجه می کنند. این بازخورد، ویژگی ها و ترجیحات آن ها را نشان می دهد (ویلیامسون، ۲۰۰۶). افراد هنگام اندیشیدن به خود هزاران تجربیات زندگی مجزا را به خاطر نمی آورند، بلکه تجربیاتشان را در نتیجه گیری های کلی انباشته می کنند. آن ها به مرور زمان انواع تجربیات خاص را به بازنمایی کلی از خود تبدیل می کنند. افراد، همین نتیجه گیری های کلی، نه تجربیات خاص را به راحتی به یاد می آورند و از آنها به عنوان عناصری برای ساختن و توصیف کردن خود پنداره استفاده می کنند(ریو،۲۰۰۵؛ به نقل از سیدمحمدی، ۱۳۸۶). خودپنداره مجموعه ای از طرحواره های خود در زمینه ای خاص است. طرحواره ها خود به دو صورت انگیزش به وجود می آورند: خود هماهنگ و خود ممکن.در رابطه با خود هماهنگ، طرحواره ها[۶] برای تأیید کردن خود انگاره، رفتار راهدایت می کنند و از وقایعی که بازخوردی می دهند که ممکن است خودانگاره را رد کند، جلوگیری می کنند. به عبارت دیگر، رفتار برای تأیید کردن خودپنداره ی فرد مورد استفاده قرار می گیرد. از طرفی دیگر نقش تقویت مهارت های اجتماعی و اهمیت فراوان آن برای تعاملات اجتماعی مناسب بر کسی پوشیده نیست(پورآقا، ۱۳۹۲).
مهارت اجتماعی، مجموعه رفتارهای آموخته شدهای است که فرد را قادر میسازد با دیگران رابطه اثربخش داشته و از واکنشهای نامعقول اجتماعی خودداری کند. همکاری، مشارکت بادیگران، کمک کردن، تعریف و تمجید کردن از دیگران و قدردانی کردن مثالهایی از این نوع رفتار است. یادگیری رفتارهای فوق و ایجاد رابطه اثربخش با دیگران یکی از بهترین دستاوردهای دوران کودکی است که متأسفانه همه کودکان موفق به فراگیری این مهارتها نمی شوند(الیوت و گرشام[۷]، ۲۰۰۲). مهارت های اجتماعی در واقع مجموع رفتارهای مثبت اجتماعی هستند که رضایت از ارتباطات اجتماعی و چگونگی الگوی رفتار اجتماعی فرد را پی ریزی می کنند و اشکال مختلفی دارد. مهارتهای اجتماعی یک نوع رفتار است که در موقعیت های اجتماعی نشان داده می شود. این مهارت ها شامل مهارت های انفرادی وابسته به خود فرد، مهارت های علمی، کنترل گری، سازوکاری و کارآفرینی او می باشد(سیکیر[۸] و همکاران، ۲۰۰۹). اسلبی و گوارا[۹](۲۰۰۳) مهارت اجتماعی را مترادف با سازگاری اجتماعی میدانند از نظر آنها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طوری که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد.
۱-۲-بیان مساله
تفکر پیرامون افراد تیزهوش و با استعداد، سابقه طولانی دارد و احتمالاً به زمانی برمی گردد که انسان متوجه تفاوت های فردی شد، در یونان قدیم افلاطون عقیده داشت که کودکان باهوش باید در سنین کودکی انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصی علوم و فلسفه تعلیم داده شود. او می گفت سرآمد افراد باید فرمانروا باشد. بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی آن کشور در آموزش و پرورش افراد برجسته و با استعداد دارد. در یونان باستان این عقیده وجود داشت که تیزهوشی موهبتی الهی و دریچه ای به جهان نامتناهی می باشد. مفهوم نبوغ و استعداد همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در بین جوامع مختلف به یک معنی نبوده است. تفاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در تغییر و تکامل بوده و ترغیب و تشویق افراد سرآمد دستخوش تحولات گوناگونی بوده است(سلیمانی، ۱۳۸۶).
حمایت اجتماعی ادراک شده مفهومی است که عموما به عنوان کمکی که از جانب دیگران در شرایط زندگی دریافت می شود، درک می گردد(تیلور[۱۰]، ۲۰۰۷). حمایت اجتماعی ادراک شده نیرومندترین نیروی مقابله، دشوارای برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشکلات را برای بیماران تسهیل می کند(لی و دیگران[۱۱]، ۲۰۰۴). حمایت اجتماعی ادراک شده، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت افراد، باعث کاهش تنش شده و میزان بقا و کیفیت زندگی را در افراد افزایش می دهد(ساراسون و دیگران، ۲۰۰۰).در تحقیقات(سارز و دیگران، ۲۰۰۰) همبستگی متوسط و کمی بین نمرات حمایت اجتماعی ادراک شده و خشنودی افراد وجود داشت. یعنی میزان حداقلی از حمایت اجتماعی ادراک شده که خشنودی هر کس را تضمین می کند وجود ندارد. به عبارتی، برای بعضی مردم تعداد کمی دوستان نزدیک و وابستگان خشنودکننده است درحالیکه دیگران نیازمند حمایت از سوی افراد متعددی هستند. ولی به هر حال کسانی که سطوح بالائی از حمایت اجتماعی را در اختیار دارند حتی درصورت تجربه حادثه ناگوار و یا فشار و استرس جدید در مقابل بیماری کمتر آسیب پذیرند و شیوه های غیرانطباقی تفکر و رفتار بیشتر میان اشخاصی شایع است که در درون خانواده حمایت اجتماعی کمی دارند (ادویا[۱۲] و دیگران، ۲۰۰۵ ؛ رایان[۱۳] و دیگران، ۱۹۹۹ و مالیکارجون[۱۴] و دیگران، ۲۰۰۵).
خودپنداره به انتساب توصیف ها و برچسب های فرد به خود اشاره دارد و غالبا با خصیصه های جسمانی، ویژگی های رفتاری و کیفیت هیجانی مرتبط است(پاتریک و دیگران، ۲۰۰۸). خود پنداره، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می گردد بدین معنی که می فهمد کیست و چیست . خود دنیای درونی فرد است و شامل تمام ادراکات – عواطف، ارزش ها و طرز فکر او می باشد. در واقع می توان بیان کرد که خود پنداره، خود ادراک شده است(پورآقا، ۱۳۹۲). خودپنداره تحت تاثیر یادگیری بوده و ابتدا به صورت آگاهی از عوامل خارجی و رفتار قابل مشاهده تجلی می کند و سپس دامنه ی وسیعتری را شامل میشود و به قلمرو مسائل دیگری چون ساختار فیزیولوژیکی، ارزش های درونی و رشد فلسفهی فردی هر شخص از زندگی، گسترش می یابد. نقش مهم خودپنداره در کنترل رفتارها یا آماده سازی آنها میباشد. غالبا نقش اول خودپنداره ایجاد ثبات در رفتار است که به افراد کمک می کند تا بتوانند رفتار خود و دیگران را که با آنها در تعامل هستند به سادگی پیش بینی نمایند. در واقع خودپنداره به طور جدی جنبه های مهمی از زندگی افراد خصوصا جوانان و میزان مهارتهای و سازگاری اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد(بارانزهی، ۱۳۸۵). با وجود یک دهه تحقیق بر مهارتهای اجتماعی، تحقیقاتی را می توان نام برد که نتایج آنها بر بخش نظری رشد نیافتهای بنا شده اند. در ابتدا، همین طور که در بالا ذکر شد تحقیق در پیامدها و همبستههای مهارتهای اجتماعی، به شدت بر اثرات منفی کمبود مهارتهای اجتماعی تأکید داشته اند. مشکلات و آسیبهای درونی مثل افسردگی، اسکیزوفرنی[۱۵]، الکلیسم[۱۶] و دیگر اختلالات همه با کمبود در مهارتهای اجتماعی مرتبط میباشند، در حالی که نظریه مهارتهای اجتماعی باید فراتر از توضیح و تأکید بر فقدان مهارتهای اجتماعی در ابتلاء به پیامدهای روانشناختی زیانآور، باشد. تسلط بر مهارتهای اجتماعی مناسب مسلماً منجر به نتایج مفیدی برای افراد می شود(سیگرین و تایلر[۱۷]، ۲۰۰۷).
چکیده
هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان بوده است.مواد و روش ها:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و نمونه شامل ۵۰نفر از اعضاء معتادان گمنام شهرستان دلفان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد.داده ها با بهره گرفتن از آزمون t وابسته و با بهره گرفتن از نرم افزار spss-21 بررسی شدند. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیر مثبت و معنی دار داشته است.نتایج:با برسی نتایج این پژوهش می توان گفت که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام نقش مهمی در فرایند بهبودی و بازگشت فرد به روال یک زندگی سالم و برقراری روابط مثبت با دیگران ایفا می کند.بنابراین لازم است تا با آشنا سازی جامعه با این انجمن، امکان شرکت بیشتر معتادان در این انجمن فراهم شود.
کلید واژگان:برنامه معتادان گمنام،بهزیستی روانشناختی،سازگاری اجتماعی
مقدمه:
یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به
ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،۱۳۸۳).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[۱]،۱۹۸۴).
کلمه اعتیاد[۲] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[۳]،۲۰۰۰).
سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال ۱۹۶۴، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [۴]را جایگزین آن کرد(بزمی ،۱۳۹۰).کمیته WHO ،در سال ۱۹۸۱ تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[۵]،۱۹۸۱).
ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۶] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،۲۰۰۰) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [۷]و وابستگی [۸]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[۹]؛برایس هاگدورن[۱۰]،۲۰۰۶).
۱-۱بیان مسئله
اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،۱۳۹۰).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،۱۳۸۸).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.
مطلب دیگر :
یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای۱۳۸۸). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،۱۳۸۸).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.
آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[۱۲] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت ۳۵ سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش ۲۲درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[۱۳] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است
جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.
گرو[۱۴] بیان می داردکه حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[۱۵] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[۱۶] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،۱۳۹۰).چنانچه در پژوهش های مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.
بهزیستی روانشناختی[۱۷] و سازگاری اجتماعی[۱۸] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.
رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[۱۹] ۱۹۹۱).
با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :