۴-۲- تربیت کودک و نقش بازی در آن ۱۳
۵-۲- نقش های تربیتی بازی در کودکان پیش دبستانی ۱۳
۱-۵-۲- نقش بازی در رشد جسمانی کودک: ۱۳
۲-۵-۲- نقش بازی در رشد عقلانی کودک: ۱۴
۳-۵-۲- نقش بازی در رشد عواطف کودک: ۱۴
۴-۵-۲- نقش بازی در رشد اجتماعی کودک: ۱۵
۶-۲- خلاقیت ۱۶
۷-۲- نظریه های مربوط به خلاقیت ۱۸
۱-۷-۲- خلاقیت به عنوان الهام خدایی ۱۸
۲-۷-۲- خلاقیت به عنوان دیوانگی ۱۸
۳-۷-۲- خلاقیت به عنوان نبوغ شهودی ۱۹
۴-۷-۲- خلاقیت به عنوان نیروی حیاتی ۱۹
۵-۷-۲- نظریه تداعی گرایی ۱۹
۶-۷-۲- نظریه گشتالت ۲۰
۷-۷-۲- مکتب شناختی ۲۰
۸-۷-۲- نظریه روانکاوی ۲۰
۹-۷-۲- روانکاوی جدید ۲۲
۸-۲- هوش و خلاقیت ۲۲
۹-۲- مراحل خلاقیت ۲۳
۱۰-۲- پرورش خلاقیت در کودکان ۲۴
۱۱-۲- نقش مدرسه در بارور کردن خلاقیت ۲۷
۱۲-۲- ویژگیهای کودکان خلاق ۲۸
۱۳-۲- مهارتهای تفکر ۳۱
۱۴-۲- مهارتهای تفکر انتقادی ۳۱
۱۵-۲- مهارتهای تفکر حل مسئله ۳۶
۱۶-۲- الگوی آموزشی بازی تمرین ۳۸
۱۷-۲- تعریف بازی ۳۹
۱۸-۲- تعریف بازی از نظر متخصصان ۴۰
۱۹-۲- انواع بازی و شکل اجرای آن ۴۱
۲۰-۲- نقش بازی در رشد خلاقیت ۴۶
۲۲-۲- نقش بازی در بهداشت روانی ۴۷
۲۳-۲- نقش بازی در رشد ذهنی و هوشی ۴۸
۲۴-۲- نقش های اخلاقی بازی: ۴۸
۲۵-۲- نقش های آموزشی و تربیتی بازی: ۴۸
۲۶-۲- نقش درمانی بازی: ۴۹
۲۷-۲- عوامل مؤثر در بازی: ۵۰
۲۸-۲- ضرورت آموزش بازی به کودکان: ۵۳
۲۹-۲- پیشینه پژوهشی ۵۵
۱-۲۹-۲- تحقیقات داخلی: ۵۵
۲-۲۹-۲- تحقیقات خارجی: ۵۶
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- مقدمه ۶۰
۳-۲- طرح تحقیق ۶۰
۳-۳- جامعه آماری ۶۱
۳-۴- نمونه تحقیق و روش نمونه گیری ۶۱
۳-۵- روش جمع آوری اطلاعات ۶۱
۳-۶- ابزار تحقیق، روایی و پایایی آزمون ۶۱
۳-۷- روش اجرا ۶۲
۳-۸- روش تجزیه و تحلیل داده ها ۶۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های آماری
۱-۴- مقدمه ۶۵
۲-۴- شاخصهای آماری ۶۵
۱-۲-۴- آمار توصیفی ۶۵
۲-۲-۴- آمار استنباطی ۶۸
فصل چنجم: بحث و نتیجه گیری
۱-۵- مقدمه ۷۳
۲-۵- یافتههای پژوهشی ۷۳
۱-۲-۵- نتیجه اصلی ۷۳
مطلب دیگر :
۲-۲-۵- نتیجه اول ۷۴
۳-۲-۵- نتیجه دوم ۷۴
۴-۲-۵- نتیجه سوم ۷۵
۳-۵- محدودیت های پژوهشی ۷۶
۴-۵- پیشنهادات ۷۶
۱-۴-۵- پیشنهاد جهت پژوهشهای آینده ۷۶
۲-۴- ۵- پیشنهادات کاربردی ۷۷
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی تأثیر الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی- تمرین بر رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی ناحیه یک شهرستان یزد در سال تحصیلی ۱۳۹۳- ۱۳۹۴ بود. به منظور اجرای این تحقیق از جامعه آماری که شامل کلیهی دانش آموزان پیشدبستانی شهرستان یزد به شیوهی نمونه گیری خوشهای تعداد ۳۰ نفر نمونه در دو گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. این تحقیق با روش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. متغیر مستقل به شکل الگوی تدریس بازی تمرین برای گروه آزمایش آموزش داده شد. برای گردآوری اطلاعات مربوط به متغیر وابسته از پرسشنامهی خلاقیت تورنس (فرم ب) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و همچنین آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی فرضیه های پژوهشی استفاده شد. تحلیل داده های آماری نشان داد که بین میانگین نمرات خلاقیت گروه آزمایش و گواه بعد از اعمال متغیر مستقل تفاوت معنی داری به وجود آمده است. (۰۵/۰p <) به عبارتی اعمال الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی تمرین موجب رشد خلاقیت و مؤلفه های آن شامل انعطاف پذیری، ابتکار ذهنی، سیالی گردیده است.
واژگان کلیدی: الگوی تدریس، مهارت تفکر، شیوه بازی تمرین، خلاقیت تصویری تورنس.
۱-۱- مقدمه
اهداف تعلیم و تربیت، پرورش کودکان متفکری است که قادر باشند بر مسائل و مشکلاتشان در زندگی روزمره و در محیط اجتماعی به آسانی غلبه کنند. برونر (۱۹۷۸)، پیاژه (۱۹۷۰) و ویگوتسکی (۱۹۷۸) بازی را رکن اصلی یادگیری دوران کودکی تعریف کرده و یادگیری مهارتهای تفکر و عملکرد خلاق آنان را به کیفیت و کمیت بازیهای آموزشی دوران کودکی وابسته میدانند. بازی راهی است که کودک بوسیله آن دنیا را کشف می کند. در بازی های مناسب ارتباطات مغزی کودک به صورتی رشد می کنند که یادگیری را برای او آسان تر می کنند. به طور کلی تمام بازی های مناسبی که کودک انجام می دهد در قوی تر کردن قدرت مغزی او و رفتارهای مثبت اجتماعی او موثر هستند (پیاژه، ۱۹۷۰).
بازی به عنوان الگوی رفتاری یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار میرود که در عین سرگرم کردن وی را برای ورود به زندگی واقعی بزرگسالی آماده می کند. از این لحاظ شرایط بازی، آزادی کودک در بازی، اسباب بازیهای مورد استفاده کودک و مدت زمانی که به بازی با کودک اختصاص داده میشود اهمیت شایان توجهی دارد. چرا که الگوهای رفتاری و میزان انعطاف پذیری کودک در دوران زندگی بعدی او را تعیین می کند(برونر، ۱۹۷۸).
دوران کودکی، تفکر خلاق و الگوهای رفتاری و الگوهای آموزش خلاقیت به کودکان جزء مفاهیم اصلی تحقیق حاضر است. براین اساس تحقیق حاضر بازی تمرین را شیوه ای برای آموزش مهارتهای تفکر و نقش آن در رشد خلاقیت کودکان پیش دبستانی را مورد مطالعه قرار داده است.
۱-۲- بیان مسئله
مهارتهای تفکر به همراه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی اساس مهارتهای زندگی را تشکیل می دهند. عملکرد فرد در محیطهای مختلف در درجه اول به میزان آمادگی او بستگی دارد. بنابراین برای عملکرد مناسب انسان به سه نوع آمادگی نیاز دارد. اول) آمادگی عاطفی است که حس و هیجان، نگرش و انگیزش او را شامل میشود، دوم) آمادگی شناختی است که در بردارنده مهارتهای مختلف فکری انسان است و به عبارتی آمادگی روانی اوست، و سوم) آمادگی عملکردی و اجرایی است. هر سه نوع آمادگی ابعاد وجودی انسان را در اجتماع میسازند (گانیه، ۱۹۸۵، جاناسن، ۲۰۰۸). بنابراین یک رابطه قوی بین این سه نوع آمادگی وجود دارد. در نتیجه اگر فردی به لحاظ عاطفی و اجتماعی عملکرد مناسبی نداشت باشد در حالت جبری آمادگی روانی و اجرایی او نیز دچار مشکل میشود. برای مثال اگر فردی با یک مسئله اجتماعی و یا مشکلی مواجه شود، بایستی حالت روحی و روانی مناسبی برای ارتباط با دیگران و کمک گرفتن از آنها را داشته باشد تا توانایی رفع مشکل خود را نیز به دست آورد. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده موفقیت فرد (عملکرد) در محیطهای مختلف زندگی مخصوصاً در محیطهای یادگیری، میزان خلاقیت اوست. در معنای عامیانه خلاقیت را همان هوش میپندارند و افراد باهوش و با استعداد معادل با افراد خلاق گرفته میشود. با توجه به اغلب تحقیقاتی که تاکنون در مورد هوش و خلاقیت و همچنین ویژگی های افراد باهوش و افراد خلاق انجام گرفته، ارتباط معناداری میان این دو مشاهده نشده است (تورنس، ۱۹۷۹، پیر خائفی، ۱۳۷۷و گاردنر، ۱۹۹۳). دیوید بوهم (به نقل اسبورن، ۱۳۷۵). خلاقیت را هنر ادراک درونی ذهن می داند که درآن اندیشه بلادرنگ در ورطهی سرگرمی و پریشانی گم میشود. خلاقیت به معنی اختراع یک چیز کاملاً جدید نیست، بلکه بوجود آوردن یک سری ارتباطات همسو است. خلاقیت توانایی خلق ایده ها یا مصنوعاتی است که جدید، شگفت انگیز و ارزشمند است (دورین و کرب، ۲۰۰۹). سانتروک (به نقل سیف، ۱۳۹۳) خلاقیت را به عنوان “توانایی اندیشیدن در باره امور به راه های تازه و غیر معمول و رسیدن به راهحلهای منحصر به فرد برای مسائل تعریف کرده است (ص ۳۹۷).
خلاقیت و میزان آن اساسا در یادگیری و مهارتهای تفکر افراد و مخصوصا در یادگیری دوران کودکی ریشه دارد. تفکر در کودکان مجموعه ای از تواناییهای عالی ذهنی مانند توانایی استدلال، حل مسئله، خلاقیت، حافظه، سازماندهی تکالیف، زبان است. برخی کودکان بالفطره دارای یک سری تواناییها هستند که در محیطهای مناسب و در اثر تمرین و تقویت شکوفا میشوند. یادگیری، حافظه و هوش از جمله مهارتهای ذاتی تفکر هستند که در شرایط محیطی، خانواده، تعلیم و تربیت مناسب رشد پیدا میکنند. پرورش ذهن، خود قسمتی از تعلیم و تربیت است، زیرا این نیز قسمتی از همان انسان بودن است. تفکر تنها لذت آفرین نیست، می تواند مفید هم باشد. بیشتر دلایل پیگیری گسترش مهارت های تفکر و یادگیری، موثر یا واقع بینانه اند و به موفقیت فرد و اجتماع می پردازند. این نگرش در فضایی ظهور می کند که مجامع بین المللی نگران افول معیارهای تعلیم تربیت هستند.
از روش های تدریس و الگوهای آموزشی که می تواند باعث رشد خلاقیت کودکان شود، الگوی بازیهای اموزشی است. به عبارتی آموزش مهارتهای تفکر در قالب بازیها موثرترین رویکرد برای رشد خلاقیت در دوران کودکی است (پیاژه، ۱۹۷۰). بنابراین یادگیری و آموزش مهارتهای تفکر به اشکال مختلف بازی می تواند خلاقیت کودکان را رشد دهد (سیف، ۱۳۹۳). از نظر پیاژه (۱۹۷۰) کودک در مرحله حسی- حرکتی از تکرار فعالیتهایی که قبلا آنها را برحسب تصادف، به منظور سازش با محیط یافته است، لذت میبرد. پیاژه بازیهای تمرینی را وسیلهای برای لذت بردن از حواس میداند. زیرا کودک لمس کردن، چشیدن، گوش کردن، حرکات اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیاء را از راه بازی و به یاری حواس درمییابد و لذت میبرد. این بازیها که از بدو تولد تا ۱۸ ماهگی در کودکان مشاهده میشود، جنبه جسمی دارند و عنصر تخیل در آنها کمتر وجود دارد. همچنین هیچگونه شیوه خاصی در آنها وجود ندارد و تنها تکرار فعالیتهای اکتسابی است. (احمدوند، ۱۳۷۸). بر این اساس اگر بخواهیم کودکان را برای چالش های آینده آماده کنیم باید مهارت های ویژه ای را در قالب بازیهای آموزشی به آنان بیاموزیم تا بر آن اساس بتوانند بر زندگی و یادگیری خود مسلط شوند. متاسفانه در سیستم آموزشی کشور ما به دلایل مختلف بازیهای آموزشی را به عنوان الگوهای غالب برای تدریس مهارتهای تفکر مورد توجه چندانی قرار نمیدهند. مسئله یا سوال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا طراحی الگوی تدریس مهارت تفکر به شیوه بازی – تمرین بر خلاقیت کودکان پیش دبستانی تأثیر دارد؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
پرورش مهارتهای تفکر خلاق یکی از اساسی ترین راههای رسیدن انسان به موفقیت در یادگیری و تحصیل است. برای دستیابی به چنین هدفی باید راهی به درازای عمر رفت. اما پایه های اصلی آن از دوران کودکی گذاشته می شود؛ دورانی که در آن شاکله شخصیت شکل می گیرد و تمام زندگی فرد به نوعی تحت تأثیر اولین تجربیات وی در این دوران خواهد بود .به همین دلیل است که نقش مدارس در تربیت و پرورش کودکان متفکر و خلاق بسیار پر رنگ و اساسی است.
کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود و یادگیری نحوه فکر کردن در باره امور می پردازد. از طریق بازی نخستین گامها برای فکر کردن را برمی دارد اما بازی به خودی خود کودک را متفکر بار نمی آورد. بازی باید در جمع صورت بگیرد به قول ویگوتسکی (۱۹۷۸) بازیهای دسته جمعی برای اطفال از پنج سالگی یک نیاز طبیعی و بسیار جالب است و منافع فراوانی دربر دارد. بنابراین در بازیهای اجتماعی است که تفکر کودک شکل میگیرد، در خلال بازیهای دسته جمعی است که تفاهم و احترام رعایت حقوق دیگران شکست و پیروزی و رعایت نظم و قانون یاد گرفته میشود. پیاژه (۱۹۷۰) در مورد تأثیر بازی بر رشد اجتماعی کودک می گوید: بسیاری از تعاملات فردی کودک پیش دبستانی در چارچوب بازی روی می دهد و در روابط کودک با والدین خواهران و برادران و هم سالانش تأثیر می گذارد و در واقع تأثیر گذاری به دیگران و تأثیر پذیری از آنها را یاد می گیرد.
نظریات بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت (پیاژه، ۱۹۷۰و ویگوتسکی، ۱۹۷۸) و پژوهش های روان شناسی مؤیّد این نظر است که، آغاز رشد خلاقیت در کودکان دوره پیش از دبستان است که در آن، بازی نقش عمده ای در شکوفایی استعدادها ایفا می کند. بازی جنبه های خلاق شخصیت کودک را پرورش میدهد. بازی کودک، ممکن است به صورت ابتکاری که عناصری از تقلید بزرگ سالان را نیز دربردارد صورت گیرد.
۲-۱ بررسی نظریه های پیرامون اخلاق حرفه ای اسلامی و رضایت شغلی ۲۰
۲-۱-۱ مفهوم و تعاریف اخلاق حرفه ای اسلامی ۲۰
۲-۱-۱-۱ آموزه های اخلاقی ۲۱
۲-۱-۱-۲ نظام اخلاقی در زمان ساسانیان ۲۲
۲-۱-۱-۳ منابع مربوط به اخلاق حرفه ای در بازار ایران ۲۳
۲-۱-۱-۴ اخلاق از نظر فلاسفه ۲۵
۲-۱-۱-۵ اخلاق حرفه ای در مفهوم کار ۲۵
۲-۱-۱-۶ هدف اخلاق. ۲۷
۲-۱-۱-۷ تاریخچه اخلاق حرفه ای در ایران ۲۸
۲-۱-۱-۸ اخلاق حرفه ای و سازمان ها. ۳۱
۲-۱-۱-۹ نظریه های دانشمندان درباره اخلاق حرفه ای ۳۳
۲-۱-۱-۱۰ اخلاق قابل یادگیری است. ۳۴
۲-۱-۱-۱۱ آثار و برکات اخلاق حرفه ای ۳۶
۲-۱-۱-۱۲ اخلاق حرفه ای اسلامی ۳۸
۲-۱-۱-۱۳ ضرورت ترویج اخلاق ۴۰
۲-۱-۱-۱۴ نظریه های اخلاقی. ۴۰
۲-۱-۱-۱۵ تعالیم اخلاقی اسلامی ۴۱
۲-۱-۲ مفهوم و تعاریف رضایت شغلی. ۴۳
۲-۱-۲-۱ اهمیت رضایت شغلی. ۴۵
۲-۱-۲-۲ روش های ارزیابی رضایت شغلی. ۴۸
۲-۱-۲-۳ عوامل موثر بر رضایت شغلی. ۵۶
۲-۲ تحقیقات داخلی. ۵۹
۲-۳ تحقیقات خارجی. ۶۴
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱روش تحقیق ۶۶
۳-۲ جامعه آماری. ۶۸
۳-۳ ابزار گردآوری اطلاعات ۶۸
۳-۴ روایی و پایایی ابزار تحقیق ۶۹
۳-۵ روش اجرای تحقیق. ۷۱
۳-۶ روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۷۱
فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۱ مقدمه. ۷۳
۴-۲ یافته های توصیفی ۷۳
۴-۳ یافته های استنباطی ۷۵
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱ مقدمه. ۹۴
۵-۲ نتیجه گیری ۹۵
۵-۳ محدودیت های تحقیق. ۱۰۰
۵-۴ پیشنهادها. ۱۰۰
۵-۴-۱ پیشنهادهای کاربردی ۱۰۱
منابع فارسی. ۱۰۳
منابع لاتین ۱۰۹
پیوست ها ۱۱۱
چکیده لاتین ۱۲۲
۱مقدمه
امروزه اخلاق حرفه ای گستره معرفتی با شاخه های بسیار متنوع و با ماهیتی میان رشته ای و در عین حال فرهنگ وابسته است که معطوف به زمینه های تخصصی فراوان، توسعه یافته است. سازمان ها همان گونه که در سایر زمینه های حرفه ای، خود را محتاج دانش های نوین می یابند، در زمینه اخلاق حرفه ای نیز باید نیاز به دانش اخلاق حرفه ای را ضروری و مبرم تلقی کنند. در واقع، بروز چنین نیازی در جوامع صنعتی عامل اصلی توسعه دانش اخلاق حرفه ای در زمینه های مختلف شده است: اخلاق صنعت معدن، اخلاق بازار سرمایه، اخلاق بیمه، اخلاق دیپلماسی، اخلاق پژوهش، اخلاق مدیریت شهری، اخلاق فناوری اطلاعات، اخلاق مدیریت فرهنگی، اخلاق ورزش، اخلاق هتلداری و جهانگردی، اخلاق کشاورزی نمونه هایی از شاخه های گوناگون دانش اخلاق حرفه ای است.(فرامرز قراملکی، ۱۳۸۵)
در راستای نیل به اهداف هر سازمان، باید شرایطی را فراهم ساخت تا کارکنان سازمان در محیط های جذاب و با خشنودی و رضایت کامل به انجام وظایف محوله بپردازند تا کارآیی و اثر بخشی لازم را در اجرای این امر خطیر داشته باشند.
۱-۲ بیان مسأله
هدف نخست ادیان الهی نیز آموزش و ارتقای اخلاق و پاکیزگی معنویت در جامعه انسانی بوده است، تا آنجا که پیامبر مکرم اسلام (ص) هدف محوری رسالت خود را تکمیل سجایای اخلاقی در روح و جان و رفتار انسانها می داند. در این معنا اخلاق شالوده ی اصلی زندگی معنوی و بنیاد تعالی و تکاپوی زندگی انسانی به شمار می آید. اما با وجود چنین پشتوانه و گذشته ای که اخلاق در آن محور آموزش و عمل، و اشتغال افراد و اجتماع و نقطه جوشان نیروی پویایی جامعه اسلامی و ایرانی بوده است، جامعه ی کنونی ما از فقدان یا نقصان دغدغه های اخلاقی در حِرَف کارکردی خود رنج می برد.(فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
دانش ناظر به اخلاق نیز از دو سطح معرفتی برخوردار است، علم اخلاق و فلسفه ی اخلاق. علم اخلاق دو رهیافت متمایز دارد: اخلاق حرفه ای و اخلاق کاربردی.
علم اخلاق در بحث از رفتارهای خوب و بد دو گونه رهیافت دارد: نظری و کلی و بحث مربوط به رفتار عینی در واقعیت خارجی.
در اخلاق حرفه ای دو رهیافت سنتی و جدید وجود دارد. رهیافت سنتی، روی آورد مدیریت منابع انسانی به اخلاق حرفه ای است که بر مسئولیت اخلاقی افراد در مشاغل و حِرَف حصر توجه می کند و رهیافت جدید که در دهه های اخیر رواج یافته است، رویکرد مدیریت استراتژیک به اخلاق حرفه ای است. در این رهیافت به مسئولیت پذیری سازمان با نگرش سیستمی عطف توجه می شود. اخلاق حرفه ای بر حسب تنوع حِرَف، دامنه بسیار وسیعی دارد: اخلاق پزشکی، اخلاق آموزش و پرورش، اخلاق پژوهش و . . (فرامرز قراملکی، ۱۳۹۱)
در قرآن توحید و برقراری قسط دو هدف عمده در جهت گیری دعوت انبیاء توصیف شده است. در سوره ی هود رسالت حضرت شعیب در دعوت به خدا و وفای به مکیال و میزان و اجتناب از کم فروشی دانسته است(آیات ۸۴-۸۶). اگر در اخلاق حرفه ای رعایت حقوق دیگران مبنای تعامل حرفه ای است، رساله حقوق امام سجاد مبین این حقوق است. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
قطعاً اخلاق نبوی را باید اخلاق قدسی و الهی بشمارند و از ویژگیهای اخلاق سکولار پیراسته اش بدانند. فیلسوفان اخلاق، میان اخلاق قدسی و اخلاق سکولار فرق گذاشته اند. اخلاق قدسی خدامحور و کمال طلب و اخلاق سکولار، انسان محور و مصلحت گراست. وقتی سخن از اخلاق می گوییم: باید توجه داشته باشیم که به قول ادموند برک[۱]، سخن گفتن درباره ی آن، سخت و سکوت درباره ی آن، ناممکن است. به ویژه اگر محور سخن، اخلاق نبوی باشد که حقیقتاً آسمانی است؛ بلکه اوصافی است خدایی که در وجود پیامبر اعظم تجلی یافته است. این نوشتار بر آن است که اخلاق نبوی را به عنوان معجزه ای مطرح کند که بعد از قرآن، مؤثرترین وسیله ی پیشرفت اسلام و دعوت پیامبر خاتم بوده است. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
ولی اخلاق، فعل پیامبر و به تأکید خداست و این که از قسم سوم نیست، به خاطر این است که شبیه این قسم را هم پیامبران سلف و هم امامان خلف، انجام داده اند؛ ولی بسیار دشوار است که کسی ادعا کند که انبیاء سلف و امامان خلف، در اخلاق، همتای پیامبرند. اگر چنین باشد، ناگزیریم اخلاق نبوی را در ردیف معجزاتی قرار دهیم که هم به نیروی ید الهی انبیاء انجام شده است و هم امامان معصوم. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
اصولاً در روایات آمده است که خداوند، پیامبران را به مکارم اخلاق،مخصوص ساخته است.فرق است میان محاسن اخلاق و مکارم اخلاق. دومی برخاسته از بزرگواری و کرامت نفس است، ولی اولی ممکن است ظاهری و تصنعی باشد. اولی با اخلاق سکولار سازگار است و دومی نه. امام صادق (ع) درباره ی حسن خلق فرمود: عبارت است از نرم خوئی و خوش گوئی و گشاده روئی. اینها می تواند ظاهری باشد و می تواند برخاسته از بزرگواری و کرامت نفس باشد. به همین جهت است که باید از محاسن اخلاق به مکارم اخلاق رسید. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
کلام نیکو انتظام امام علی (ع) بهره می گیریم که خود را شاگرد اخلاق نبوی معرفی کرده، می گوید:
و لَقَد کنتُ أتّبعُهُ اتباعَ الفَصیل أثَرَ أمّه یَرفَع لی فی کُلّ یومٍ مِن أخلاقِه عَلَماً و یأمُرُنی بِالاقتِداء بِه . و من- در سفر و حضر- همچون شتر بچه در پی مادر، او را دنبال می کردم. همه روزه برایم پرچمی از اخلاق خود برمی افراشت و مرا به پیروی آن فرمان می داد.
امام علی (ع) ملاک نهایی اخلاق را خدا می داند و به همین دلیل توصیه اساسی حضرت، به تقوی است. لذا در مواضع مختلف و به طور مکرر به آن تذکر می دهند. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
مطلب دیگر :
حضرت امیر (ع) مبنای ارتباط و رفتار ارتباطی اخلاقی را حفظ و رعایت حقوق مردم دانسته و در مواضع مختلف بر آن تأکید می ورزند به گونه ای که جایگاه اجتماعی افراد به ویژه در مشاغل و مناصب مختلف را بر آن استوار می نمایند.
هدف اخلاق از نظر اسلام، سعادت و کمال ابدی انسان یعنی تقرب به خداست، چرا که نهایت مرتبه سعادت تشبه انسان، در صفاتش به حضرت پروردگار است. از آن جهت که خداوند در نقطه مرکزی همه صفات متعالی قرار دارد. اخلاق اسلامی یعنی اتصاف به همین صفات برجسته برتر، خداگونه شدن، و رنگ خدایی گرفتن و این دقیقاً به معنای قرب به خدا و مقام شامخ خلافت الهی است.
اخلاق حرفه ای پیشینه ای بیش از سه هزار سال در تمدن ایران باستان دارد و از منزلت اساسی در آموزه های اسلامی و جایگاه بنیانی در تمدن اسلامی برخوردار است.
روایت بسیار معروف نبوی «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» حاکیت از اهمیت اخلاق در جهت گیری دعوت انبیاء دارد. رعایت اخلاق در حرفه یکی از دغدغه های مهم انبیاء است.
افلاطون که بیشترین توجه را به اخلاق داشته و والاترین فضیلت دولت را تربیت دانسته و ظاهراً با شیوه ی ایرانی آموزش نظر مساعد داشته است، در رساله ی آلکیبیادس به شرح آموزش شاهزادگان ایرانی می پردازد.
اخلاق در ایران باستان مجموعه آموزه هایی است که در دو مقوله ی پاسداشت زندگی و جدال با شر خلاصه می شود. به تعبیری اخلاقیات با هدف تعلیم دیانت عدالت، شجاعت اعتدال سامان می یافته است. از زمان داریوش انجمن های گوناگون حرفه مندان و پیشه وران در سراسر امپراطوری ایران باستان نشانگر آن است که شغل و حرفه برای هر کس خویشکاری او تلقی می شد و باید همچون قابلیت ذاتی و اکتسابی در راه مبارزه با اهریمن به کار می رفت از این رو حرفه مفهومی اخلاقی و مقدس پیدا می کرد.(فرامرز قراملکی و همکاران،۱۳۸۸)
مبنای اصول اخلاقی در آیین زردتشتی، پاکی جسم و روان و باور به جهان پس از مرگ و مبارزه خیر و شر است. اهورامزدا ضامن نظم اخلاقی جهان بوده و نیکی بر مبنای اراده ی او تعریف می شود. اوست که در مورد اعمال افراد قضاوت کرده و نیکوکاران را پاداش داده و بدکاران را مجازات می کند. به طور کلی، ضابطه ی اصلی و فراگیری که در این دین به پیروان یادآوری و بسیار تکرار می شود همان عبارت معروف «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» (هو مَتَ، هو اوکت هَ، هو وَرشتَ) است. پرهیز از دروغ گویی شاید پرتکرارترین آموزه و دستوری باشد که در متون مختلف مربوط به دوره ی ساسانی و به طور کلی متون زردتشتی ذکر و بر آن تأکید شده است. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
توجه به نیاز جهانی به اخلاق حرفه ای در محیط جهانی کسب و کار و حاجت بشر به اخلاق جهانی در عصر جهانی شدن و در جهان فرا صنعتی از طرفی و نیز توجه به رسالت جهانی آموزه های اسلامی از طرف دیگر، ضرورت توصیف و تبیین وضعیت جامعه ی ما در اخلاق حرفه ای را بیشتر روشن می کند. (فرامرز قراملکی، ۱۳۸۶)
توجه به منشاء گرایش انسان به اخلاق و به میان آمدن اخلاق در زندگی بشری در فهم هویت اخلاق اهمیت دارد. اگر چه در این مسأله دانشمندان اختلاف نظر دارند اما تفسیر کی یرکه گارد[۲] قانع کننده است. بر مبنای تفسیر وی، انسانها در تحول وجودی از حیوانیت به سپر اول وجودی از دغدغه ی تکلیف در برابر دیگران مبتنی بر خرد ورزی برخوردار می شوند. (فرامرز قراملکی، ۱۳۸۵)
اقبال عام به اخلاق حرفه ای، نیاز پژوهشی در اخلاق حرفه ای ایجاد کرد. این نیاز پژوهشی در دو جهت عمده شکل گرفت: بیان نظام مند مسئولیت اخلاقی سازمانها در افراد صاحب حِرَف و مشاغل، تشخیص دقیق و حل اثر بخش مسائل اخلاقی در حرفه، به ویژه مواجهه مستمر سازمانهای کسب و کار با تعارضات اخلاقی متنوع دغدغه های اخلاقی در فرایند تصمیم سازی و اجرا نیاز به اخلاق پژوهی در حوزه ی حرفه را دامن زد. مراکز پژوهشی دانشگاهی به این نیاز پاسخ مثبت دادند و به تدریج برنامه های پژوهشی و آموزشی برای تربیت کارشناس و محقق اخلاق حرفه ای در حوزه های گوناگون شکل گرفت. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
اخلاق حرفه ای مفهوم فردگرایانه آن باشد یا سیستمی نگر و چه در رهیافت مدیریت منابع انسانی، چه در رهیافت مدیریت راهبردی، یکی از اساسی ترین حقوق کارگران و کارمندان، برخورداری از دستمزد عادلانه و بسنده است. از این رو جمله وظایف اخلاقی کارفرمای حقیقی یا حقوقی، اعطای دستمزد عادلانه و مکفی است. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
نخستین مفهوم سازی از اخلاق حرفه ای، اخلاق صاحبان حرف و مشاغل در زندگی شغلی است اما امروزه به دلیل تولد و گسترش سازمانها و ادغام غالب مشاغل در آنها، مفهوم اخلاق حرفه ای به سطح ژرف تری یعنی مسئولیت پذیری سازمانها در قبال حقوق محیط درونی و بیرونی سازمان ارتقاء یافته است. (فرامرز قراملکی و همکاران، ۱۳۸۸)
اخلاق حرفه ای اهل کسب و کار سه شاخص دارد: حرفه ای بودن در کسب و کار، امانت داری و مهربان بودن. امروزه در غالب منشورهای اخلاقی بر عنصر مهربان بودن با مشتری و کارگر کمتر تأکید می شود در حالی که از مهمترین خصلتهای اخلاقی در کسب و کار است. (فرامرز قراملکی، ۱۳۸۶)
در بن هر تصمیم مدیریتی، انبوهی از مسائل اخلاقی را می توان رصد کرد. زیرا هر تصمیمی در حوزه های مالی، فروش، منابع انسانی، تولید و . با حقوق افراد گوناگونی چون مشتریان، مالکان، کارکنان، مدیران، شهروندان، محیط زیست و سایر گروه های ذینفع ارتباط دارد. ارتباط مسئولیت آور است و مسئولیت نیز مسائل اخلاقی را به میان می آورد. (فرامرز قراملکی، ۱۳۸۶)
هر چه سازمان اخلاقی تر باشد، موفق تر است و هر ناکامی بر او آید در تحلیل نهایی، فقدان اخلاق حرفه ای را یکی از مهم ترین عوامل آن خواهیم یافت.
مهم ترین عنصر این نهاد سرنوشت ساز، جامعه عظیم معلمی است که مسئولیت هدایت و پرورش یک نسل بر عهده آن ها است. بنابراین هر گونه سرمایه گذاری علمی و هدفمند به پرورش و بهسازی آن ها و نیز تامین آتیه روحی و روانی این قشر انسان ساز، نه تنها موجب ارتقاء بهره وری آن ها می شود بلکه می تواند موجبات بالندگی و سرافرازی یک ملتی را فراهم آورد. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده مهم این اثربخشی، توجه به رضایت شغلی است که از عوامل مهم در افزایش میزان کارآیی و موفقیت شغلی تلقی می شود. توسعه یافتگی، توسط منابع انسانی کارآمد، علاقمند و دارای پیوند روانی عمیق با شغل، به وجود می آید. معلمین و مربیان تربیت دهنده نیروی عظیم دانش آموزی باید به شغل خود علاقه مند باشند تا بتوانند استعدادهای بالقوه دانش آموزان را شکوفا سازند.
یکی از دغدغه های همیشگی آموزش و پرورش رضایت شغلی معلمان است، که بعدهای مختلفی را رسیدگی و مورد تحقیق قرار دادند اما در بخش اخلاق حرفه ای اسلامی که یکی از ارکان مهم رضایت شغلی معلمان می تواند باشد کمتر پرداخته شده است، که حتی می تواند از لحاظ روانی، ایجاد انگیزه یکی از عوامل مهم بشمار آید اخلاق حرفه ای اسلامی یکی از مسائلی است که کمک فراوانی به رضایت شغلی معلمان می کند، مدیران آموزشی با رعایت مولفه های اخلاق حرفه ای اسلامی می توانند بخشی از رضایت معلمان را تامین کنند که می تواند در پیشرفت دانش آموزان و در ابعاد گوناگون یاری رساند. زمانی که مدیر آموزشی مولفه های اخلاق حرفه ای اسلامی را بشناسد و بر اساس آنها پیش برود، یقیناً بهره وری و کارآیی افزایش می باید و هر چقدر مدیر در رفتار خود با معلمان از اخلاق حرفه ای اسلامی استفاده کند به طبع بر روی دانش آموزان به طور مستقیم تاثیر مثبت خواهد گذاشت و اثربخشی مدیر و معلمان در آموزشگاه بیشتر خواهد شد. سرمایه گذاری اخلاقی و هدفمند در تامین اهداف آموزش و پرورش و پیشبرد و پیشرفت جامعه نقش بسزایی دارد.
متغیر اخلاق حرفه ای اسلامی یک متغیر اثر بخش بوده که هم موفقیت مدیر آموزشگاه و هم موفقیت معلم و دانش آموزان را در پی دارد، اخلاق حرفه ای اسلامی یکی از زیر بنایی ترین مولفه های رفتار انسانی است.
با توجه به اینکه تا کنون در سیستم آموزش و پرورش منشور اخلاق به شکل کلی وجود داشته اما به شکل تخصصی برای مدیران آموزشی معیار و ملاک اخلاق حرفه ای اسلامی وجود نداشته است.
این پژوهش به شناسایی مولفه های اخلاق حرفه ای اسلامی مدیران آموزشی که منجر به رضایت شغلی معلمان می باشد پرداخته و این خلاء را پر کرده است.
یکی از دغدغه های محقق نبودن معیارهای مشخص اخلاق حرفه ای اسلامی برای مدیران آموزشی است که با کمک این تحقیق توانسته بخشی از آن را بیان نموده و همچنین با توجه به پایین بودن رضایت شغلی معلمان محقق در تلاش است که از طریق شناسایی و ترویج اخلاق حرفه ای اسلامی به افزایش رضایت شغلی کمک کند، با توجه به اینکه ما در کشور اسلامی زندگی می کنیم؛ داشتن و شناسایی مولفه های اخلاق حرفه ای اسلامی برای مدیران آموزشی که سرمایه امروز و فردای کشور در دست آنهاست؛ امری واجب و لازم دانسته؛ برای همین این نیاز از طریق این تحقیق تا حدودی برآورده کرده است.
نیاز شناسایی مولفه های اخلاق حرفه ای برای مدیران آموزشی نه تنها در آموزش و پرورش بلکه تمامی مدیران آموزشی که در حوزه های دیگر مشغول می باشند ضرورت مورد توجه محقق است.
ترویج اخلاق حرفه ای در فضاهای آموزشی باعث نشاط، بهداشت، سلامتی، فرهنگ سازی و . نقش موثری در جامعه دارد.
عدم وجود شادی و نشاط و رضایت در بین معلمان خود گواه بر این مدعاست که با کمک یکی از عوامل اخلاق حرفه ای اسلامی می توان به بخشی از آنها دست یافت، یکی از علت های که جو مدارس تبدیل به یک رابطه خشک اداری می شود رفتار مدیر بوده و اگر مدیر مدرسه با شناسایی اخلاق حرفه ای اسلامی و در چارچوب قانون با معلمان رفتار کند فضای مدرسه را می تواند تغییر دهد و یک فضای زیبا به وجود آورد که باعث رضایت معلمان شود.
توسعه اخلاق حرفه ای اسلامی در بخش مختلف می تواند با عث رضایت شغلی بیشتر معلمان شود شیوه و روش رفتار مدیر بسیار تاثیرگذار است. ترویج اخلاق حرفه ای در بین مدیران و معلمان باعث بهره وری و افزایش رضایت شغلی خواهد شد.
۲-۲-۱- عامل پدید آورنده سقف شیشه ای. ۳۴
۲-۲-۱-۱ کلیشه ها. ۳۵
۲-۲-۱-۲- شبکه های ارتباطی ۳۵
۲-۲-۱-۳- ارزش گذاری به کار زنان. ۳۶
۲-۲-۱-۴- تضاد کار- خانواده. ۳۶
۲-۲-۱-۵- سبک مدیریت. ۳۶
۲-۲-۳- ضرورت مشارکت زنان. ۳۷
۲-۲-۴- جانشین پروری. ۳۸
۲-۲-۴-۱- نقش مدیریت در جانشین پروری. ۴۰
۲-۲-۴-۲- مدیریت صف و ستاد. ۴۳
۲-۲-۴-۳-تاریخچه برنامه ریزی جانشین پروری. ۴۶
۲-۲-۴-۳-اهمیت و ضرورت جانشین پروری. ۴۷
۲-۲-۴-۴-مدل های اصلی در برنامه ریزی و مدیریت جانشین پروری. ۴۸
۲-۲-۴-۵-عوامل مؤثر بر موفقیت جانشین پروری. ۴۹
۲-۳-بخش دوم: عوامل مؤثر در عدم ارتقاء زنان. ۵۱
۲-۳-۱-عوامل سیاسی. ۵۱
۲-۳-۲-عوامل سازمانی. ۵۲
۲-۳-۲-۱ عدالت سازمانی. ۵۳
۲-۳-۲- ۲-تأثیر سبک رهبری بر جایگاه زنان در سازمان ها. ۵۴
۱-سبک دستوری. ۵۵
۲-سبک ایجابی. ۵۵
۳-سبک مشارکتی. ۵۵
۴-سبک تفویضی. ۵۶
۲ -۳-۲ -۳مقایسه مدیریت (رهبری) زنان و مردان. ۵۶
۲-۳-۳-عوامل اقتصادی. ۵۹
۲-۳-۴-عوامل فرهنگی. ۵۹
۲-۳-۴-۱- ۱زن از منظر پیش مدرنیسم. ۶۱
۲-۳-۴-۱-۲-زن از منظر مدرنیسم. ۶۱
۲-۳-۴-۱-۴-زن از منظر پست پست مدرنیسم. ۶۲
۲-۳-۴-۲-عوامل خانوادگی. ۶۳
۲-۳-۵-عوامل نگرشی – اجتماعی. ۶۵
۲-۳-۵-۱-عوامل نگرشی. ۶۵
۲-۳-۵-۱-۱هویت و انواع آن. ۶۶
۲-۳-۵-۲-عوامل اجتماعی. ۶۸
۲-۳-۵-۲-۱- زن از دیدگاه نظریه نقش در روانشناسی اجتماعی. ۶۸
۲-۳-۵-۲-۲-زنان و فناوری اطلاعات و ارتباطات. ۶۹
۲-۳-۵-۲-۳ باورهای مذهبی. ۷۰
۲-۳-۵-۲-۳ -۱ – ضوابط شرعی و عمومی اشتغال زن. ۷۰
۲-۳-۵- عوامل بیولوژیکی. ۷۱
۲-۳-۵-۱-هویت جنسی ، تقسیم کار و نقش های جنسیتی. ۷۱
۲-۴- بخش سوم: زن و موضوع اشتغال. ۷۲
۲-۵- بخش چهارم: پیشینه پژوهش. ۷۵
۲-۵- ۱- پیشینه داخلی پژوهش. ۷۵
۲-۵- ۲- پیشینه خارجی پژوهش. ۸۲
۲-۵- ۳- نقد پیشینه پژوهش. ۸۴
۲-۶- بخش پنجم :مبانی نظری پژوهش. ۸۸
۲-۶-۱ نظریه های حضور زنان در عرصه مدیریت. ۸۸
۲-۶-۱-۱- نظریه فمینیزم. ۸۸
۲-۶-۱-۲-نظریه منطقه حائل. ۹۰
۲-۶-۱-۳-نظریه تحرک وارونه (موازنه منفی). ۹۰
۲-۶-۱-۴-نظریه انسداد اجتماعی. ۹۰
مطلب دیگر :
۲-۶-۱-۵- نظریه سقف شیشه ای. ۹۰
۲-۶- ۲- چارچوب نظری. ۹۱
فصل سوم. ۹۹
مقدمه ۱۰۰
روش تحقیق. ۹۹
قلمرو تحقیق ۱۰۱
جامعه آماری . ۱۰۱
نمونه آماری. ۱۰۱
برآورد حجم نمونه ۱۰۲
ابزار گردآوری.۱۰۳
روایی و پایایی پرسشنامه .۱۰۴
روش اجرا ۱۰۶
تحلیل داده ها.۱۰۶
فصل چهارم تجزیه و تحلیل آماری. ۱۰۸
۴-۱مقدمه. ۱۰۹
۴-۲- توصیف دادهها:. ۱۰۹
۴-۲ تحلیل دادهها. ۱۱۳
استخراج اطلاعات مربوط به پرسشنامه تحقیق. ۱۱۳
۴-۳ بخش سوم- تحلیل مولفهها در راستای سوالهای تحقیق. ۱۳۲
تحلیل سؤال اصلی ۱۴۵
تحلیل عاملی. ۱۴۶
مراحل اعتباریابی .۱۴۷
ضرایب بارهای عاملی.۱۴۹
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات. ۱۶۹
۵-۱مقدمه. ۱۷۰
۵ -۲خلاصه. ۱۷۰
۵ -۳ نتایج یافته ها. ۱۷۲
۵-۳-۱ نتایج حاصل از یافته های توصیفی ۱۷۲
۵-۳-۲ نتایج حاصل از یافته های استنباطی ۱۷۲
۵ -۴ پیشنهادات پژوهش. ۱۸۱
۵ -۵ محدودیتهای پژوهش. ۱۸۳
منابع فارسی. ۱۸۶
منابع لاتین. ۱۹۳
پرسشنامه۱۹۵
چکیده
پژوهش حاضر با هدف مطالعه سقف شیشه ای در جانشین پروری و ارتقای زنان در مناصب مدیریتی از دیدگاه مدیران و کارشناسان ستادی در سازمان آموزش و پرورش استان البرز صورت گرفته است.
روش این تحقیق از نوع توصیفی – پیمایشی می باشد.جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه مدیران زن و مرد، کارشناسان ارشد و مدیران ستادی شاغل در اداره کل و مناطق هشتگانه استان البرز می باشد. بر اساس جامعه آماری ۱۸۰۶ نفره، نمونه آماری۳۱۷ نفرکه از طریق فرمول کوکران به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارپژوهش، پرسشنامه محقق ساخته می باشدکه بر اساس ادبیات و پیشینه پژوهش تهیه شده و برای روایی ابزار از روایی صوری ومحتوایی از دیدگاه متخصصان و برای پایایی پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار ۹۵%به دست آمد ، داده ها به وسیله آزمون آماری گرسیون یک متغیره وآزمون رتبه بندی فریدمن بررسی شده اند. داده ها نشان داد عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سازمانی، بیولوژیکی و فرهنگی، خانوادگی و دیدگاه زنان نسبت به جایگاهشان همگی برایجاد سقف شیشه ای در ارتقا و جانشین پروری زنان مؤثر هستند و عوامل سیاسی ، فرهنگی ، سازمانی به ترتیب اهمیت و تأثیربیشتری بر ایجاد سقف شیشه ای دارند.
واژگان کلیدی:
سقف شیشه ای، جانشین پروری، عوامل خانوادگی، فرهنگی –اجتماعی، سازمانی، بیولوژیکی و اقتصادی
۱-۱-مقدمه
ازآن جا که همواره توجه به موضوعات و پژوهشهای علمی، همراه با پدیدهها و نیازهای هر عصر بوده است، امروزه نیز توجه به مسایل زنان و مطالعات پیرامون آنها و نیاز به پژوهش علمی در رابطه با آنها به صورت یک امر ضروری ظاهر شده است. موضوعی که تقریباً تا یک و یا دو دهه پیش به دلایل خاص فرهنگی، تاریخی و یا شاید به دلیل عدم شناخت و اهمیت آن نقش چندانی در مطالعات علوم انسانی نداشته است لیکن اکنون بخشی از کل رشتههای علوم انسانی را به خود اختصاص داده است و از مباحث پر رونق در محافل علمی و اجرایی در سطح ملی و بینالمللی گردیده است.
ابعاد تعهدسازمانی:. ۲۷
عوامل و پیش شرط های تعهد سازمانی:. ۲۹
عوامل موثر بر تعهد سازمانی. ۳۰
مدلهای تعهد سازمانی. ۳۴
دیدگاه هایی در مورد کانون تعهد سازمانی. ۴۰
راهکارهایی برای افزایش تعهد سازمانی معلمان:. ۴۱
بخش دوم: یادگیری سازمانی
پیشینه تاریخی یادگیری سازمانی. ۴۲
تعاریف یادگیری سازمانی:. ۴۳
یادگیری سازمانی به مثابه فرایندی پویا. ۴۵
فرایندهای فرعی یادگیری سازمانی. ۴۵
چرخه یادگیری. ۴۷
انواع یادگیری سازمانی. ۴۹
متغیرهای موثر بر یادگیری سازمانی. ۵۴
موانع یادگیری سازمانی. ۵۵
بخش سوم:توانمند سازی
پیشینیه تاریخی توانمند سازی. ۵۶
تعاریف توانمند سازی. ۵۹
الزامات توانمند سازی. ۶۱
دلایل توانمند سازی. ۶۵
موانع توانمند سازی. ۶۶
اهمیت توانمند سازی در سازمانها. ۶۷
مزایا و پیامدهای توانمند سازی. ۶۸
مدلهای توانمند سازی. ۶۹
رویکردهای توانمند سازی. ۷۳
ابعاد توانمند سازی. ۷۶
فواید توانمند سازی. ۷۹
استراتژی های توانمند سازی. ۸۰
مروری بر تحقیقات داخلی و خارجی. ۸۲
فصل سوم:روش شناسی پژوهش
روش پژوهش. ۹۱
جامعه آماری، نمونه آماری، روش نمونه گیری. ۹۱
ابزار گردآوری اطلاعات. ۹۳
روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات. ۹۵
روش اجرای پژوهش
روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۹۷
ملاحظات اخلاقی. ۹۸
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها
داد ه های توصیفی یافته های استنباطی. ۱۰۲
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری. ۱۰۹
خلاصه پژوهش. ۱۱۰
بحث و نتیجه گیری. ۱۱۱
محدودیت های پژوهش. ۱۱۸
پیشنهادهای پژوهش. ۱۱۸
منابع فارسی و لاتین. ۱۲۰
پیوست ها. ۱۲۹
مقدمه:
عصری که در آن زندگی می کنیم سازمانها با تشکیلات پیچیده ی کوچک و بزرگ پیرامون ما را فرا گرفته و قسمت اعظم نیازهای گوناگون را تامین می کنند.
امروزه سازمانها در محیطی فعالیت می کنند که به دلیل وجود تغییر و تحولات مهم در عرصه های کسب و کار، تکنولوژی، انتظارات مردم و ارباب رجوع، جهانی شدن اقتصاد و مانند آنها، محیط سازمانها با پیچیدگی و پویایی بالایی همراه شده است در چنین شرایطی سازمانها برای حفظ رشد و بقاء باید خود را با این شرایط انطباق داده و بدین ترتیب به حیات خود ادامه دهند (مارکورات[۱]، ۱۹۹۶)
سازمانهای آموزشی نیز از این قاعده مستثنی نیستند زیرا رشد و توسعه نظامهای آموزشی یکی از وجوه مشخص عصر ماست و با توجه به اینکه مهمترین و ارزشمندترین سرمایه هر سازمان (خصوصاً سازمانهای آموزشی) سرمایه انسانی آن است و توجه به این سرمایه گرانبها بر روند شکست یا کامیابی سازمانها تاثیر دارد و تلاش برای توسعه تعهد در کارکنان امر مهمی است که مدیران باید به آن توجه داشته باشند.
افراد متعهد به ارزشها و اهداف سازمان پایبندتر بوده و فعالانه تر در سازمان نقش آفرینی خواهند کرد و کمتر به ترک سازمان و یافتن فرصتهای شغلی جدید اقدام می کنند. (گرینبرگ و بارون[۲]، ۱۹۲۹)
نیروی انسانی متعهد خود را متعلق به سازمان می بیند اهداف سازمان را در جهت اهداف خود دانسته و در تحقق آن می کوشد نسبت به سازمان وابسته شده و با آن به خود هویت می بخشد که علاوه بر بالندگی خود در جهت عظمت و ترقی سازمان گام بر می دارد و از این طریق سازمان به ماموریت و فلسفه وجودی خود نزدیکتر می شود در همین راستا هر عاملی که تعهد و تعلق کارکنان را به سازمان افزایش دهد مهم و شایان توجه است (هاردی[۳],۱۹۹۸)
پورتر و همکارانش اظهار می دارند که تعهد سازمانی می تواند حداقل به وسیله ۳ مولفه مشخص و تقویت شود.
اعتقاد راسخ به اهداف و ارزشهای سازمان ۲- تمایل به تلاش و فداکاری برای تحقق اهداف سازمان ۳- تمایل شدید و عمیق برای ادامه ی عضویت در سازمان(آشناگر،
۱۳۸۶)
لستر تارو مهمترین مزیت رقابتی رابرای سازمان ها در هزاره سوم میزان هوش و دانایی ودانش خرد مندانه انسانی می داند.او معتقد است دیگرنفت ومنابع طبیعی نمی توانند منبع ثروت آفرینی باشند،بلکه هوش وخرد انسان هاست که می تواند جامعه رابه سمت رشد و تعالی حرکت دهد.اگر انسان ها می خواهند در این چالش جدید یعنی فرایند جدید نقش داشته باشندهیچ راهی ندارند مگراینکه به نقش دانایی وهوشمندی در توسعه جامعه خودتمام عیار اندیشه کنند(محسنی ،۱۳۸۵)
به گفته الوین تافلر ،بی سوادان قرن بیست ویک آنهایی نیستند که نمی توانند بخوانند وبنویسند،بلکه آنهایی هستند که نمی توانند یادبگیرند وآنهایی که نمی توانند آنچه را یادگرفته اند در ذهن خود جاسازی و بایگانی کنند.پس یادگیری سازمانی زمانی اتفاق می افتد که گروه یاد می گیرد که تعامل داشته باشد، دانش را در بین خود تکثیر کرده و به صورت جمعی عمل کند به گونه ای که ظرفیت یادگیری گروه افزایش یافته و توانایی مهم عمل موثر را بدست آورد(بنت و بنت[۴]، ۲۰۰۸).
لذابدیهی است که یادگیری سازمانی را می توان فرایندی پیچیده و اساسی برای سازمانها تلقی کرد که باعث پیشرفت کارکنان و ایجاد تغییر در رفتار آنها و توانمند تر شدن آنها خواهد شد (اسکرلارج و همکاران[۵]، ۲۰۰۷).می توان گفت که سازمانهای کنونی ،دارای جوی دانش محور، رقابتی، مشتری مدار، پاسخگو، کیفیت گرا، مشارکتی، کارآفرین و تحول گرا هستند. در نتیجه وجود نیروی انسانی توانمند و ثروت آفرین برای هر سازمان امری بدیع و حیاتی است (تربن[۶]، ۲۰۰۴).
شتاب تغییرات و دگرگونیهای محیطی فضای رقابتی فشرده ای را ایجاد کرده است. سازمانها برای بقا در این عرصه ناگزیر باید به سطح بالایی از دانش و اطلاعات دست یابند. علاوه بر آن باید از کارکنانی خلاق دانش مدار و با قدرت تصمیم گیری بهره مند باشند، کارکنان توانمندی که با احساس مسئولیت خلاقیت و ابتکار و اعتماد به نفس و احساس تعلق سازمانی و با عملکرد خوب بتوانند در افزایش بهره وری سازمان نقش موثری ایفا کنند (اردستانی، ۱۳۸۷)
پس می توان گفت که تواناسازی تکنیکی نوین و موثر در ارتقاء بهره وری به وسیله بهره گیری از توان کارکنان است. کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمند سازی آزاد کردن است قدرت نهفته خواهد بود (وچییو[۷]، ۲۰۰۰)
بیان مسئله
سازمانها امروزه در محیطی کاملا رقابتی که همراه با تحولات شگفت انگیز است باید اداره شوند. در چنین شرایطی مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان در اختیار ندارند و باید عمده وظایف روزمره را به عهده کارکنان بگذارند.(موغلی وهمکاران ،۱۳۸۸)
منابع انسانی، اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. از دغدغه های مهم بنگاه های اقتصادی موفق جهان، گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته ای است که قادر باشند سازمان متبوع خود را به شیوه مفیدی متحول نمایند. یک سازمان موفق، مجموعه ای است از انسانهای متعهد به سازمان و دارای اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد، احساس مالکیت خواهد کرد. استفاده از توانائیهای بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود. در بهره وری فردی، سازمان از مجموعه استعدادها و توانائیهای بالقوه فرد به منظور پیشرفت سازمان استفاده می کند و با بالفعل در آوردن نیروهای بالقوه و استعدادهای شگرف در جهت سازندگی موجب پیشرفت فرد و همسوئی با سازمان خواهد شد.
پس هیچ سازمانی نمی تواند موفق شود مگر اینکه اعضاء و کارکنان سازمان نسبت به آن نوعی تعهد داشته باشند و در جهت تحقق اهداف آن تلاش کنند.
تعهد سازمانی نوعی ارتباط نگرشی- رفتاری به اهداف و رسالتهای سازمان است تعهد سازمانی مستلزم وجود عوامل مختلف شخصی، سازمانی و محیطی است که بعضاً تحت کنترل مدیران قرار دارد. (ساروخانی، ۱۳۷۶)
در این راستا توانمند سازی کارکنان یکی از تکنیکهای موثر و نوین برای استفاده بهینه از ظرفیت و تواناییهای فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. توانمند سازی، فرایندی است که در آن از طریق توسعه و گسترش نفوذ و قابلیت افراد و تیم ها به بهبود و بهسازی مستمر عملکرد کمک می شود. به عبارت دیگر توانمند سازی یکی از راهبردهایی است که کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود، صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمند سازی، آزاد کردن این قدرت و پتانسیل نهفته است که به توسعه و شکوفائی سازمان می انجامد. کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازی، آزاد کردن این قدرت است. این تکنیک، ظرفیتهای بالقوه ای که برای بهره برداری از سرچشمه توانائی انسانی که از آن استفاده کامل نمی شود، در اختیار می گذارد و در یک محیط سالم سازمانی روشی متعادل را در بین اعمال کنترل کامل از سوی مدیریت و آزادی عمل کامل کارکنان پیشنهاد می کند (اسمیت،[۸]۲۰۰۰).
از سوی دیگر سازمانها به منظور برتری یافتن از سایر رقبا باید منابع انسانی را توسعه داده و میزان دانش در دسترس آنها را افزایش دهند. کارکنان و دانشی که در سر آنهاست منابع بسیار ارزشمندی برای این مهم خواهند بود. از این رو یادگیری سازمانی و تولید دانش در چند سال اخیر مورد توجه رهبران و مدیران قرار گرفته است.
تحولات و دگرگونیهایی که در زندگی بشر رخ داده و می دهد نیز به دلیل آموزش و یادگیری بوده و خواهد بود انسان برای غلبه بر دگرگونیها ناچار است یاد بگیرد(پاژان و کانتولا[۹]، ۲۰۰۸).
همچنین باید افزود که در سازمانهای قرن بیست ویک دانش نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و آن دانشی که «دانش برای عمل کردن باشد» به عنوان عامل موفقیت سازمانی تلقی خواهد شد. و این موفقیت باعث انگیزش برای افراد و توانمند شدن آنها خواهد بود (مییر[۱۰]، ۲۰۰۸)
با توجه به مطالب مطرح شده چنانچه سازمانی به طور اعم وسازمان های آموزشی به طور اخص علاقه مند به بقا و توسعه خود باشند باید حرکت به سمت یادگیری سازمانی وتوانمند سازی کارکنان را جزءاولین اولویت های خود قرار دهند.از سوی دیگربرای عملی ساختن این اهداف آن را به صورت ارزشی در فرهنگ سازمان نهادینه سازند
بنابراین محقق به تبیین رابطه یادگیری سازمانی و توانمند سازی با تعهد سازمانی دبیران زن مقطع متوسطه پرداخت.
اهمیت و ضرورت پژوهش
پویایی نظام آموزشی در گرو پدید آمدن فضای سازمانی مناسب و مطلوب،اعتماد ومسئولیت پذیری می باشد. در چنین شرایطی نیروی انسانی متعهد وتوانمند که با انگیزه و وفا داری در حفظ و تحقق ارزشهای سازمان گام برمی دارد گوهری گرانبها در دریای بیکران علم وادب می باشد.
امروزه مزیتی که سازمانها برای پیش گرفتن از یکدیگر دارند نه در بکارگیری فناوری جدید، بلکه در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد کارکنان به اهداف سازمانی
مطلب دیگر :
۱۴ ایده جالب برای حضور تجاری موثر در شبکههای اجتماعی! – بخش اول
نهفته است. برای گذر از مراحل گوناگون، سازمان ها باید خود را با موقعیتهای مختلف سازگار کنند و روش های جدیدی را فرا گیرند.
از این میان در طول دو دهه اخیر تعهد سازمانی، نگرش شغلی غالبی است که محور توجه پژوهشگران بوده و موضوع فرا تحلیلهای زیادی قرار گرفته است (کوهن،۲۰۰۷[۱۱]؛اردهیم و همکاران[۱۲]، ۲۰۰۶).
آنچه که در این میان اهمیت می یابد پیاده سازی یادگیری فرایند توانمندسازی مطابق با شرایط سازمان است. به کارگیری و پیاده سازی فنون و ابزارهای مدیریتی ارائه شده توسط محققان و صاحبنظران غربی مدتهاست که به عنوان یکی از راه های افزایش بهره وری سازمانهای ایرانی به شمار می آید. آنچه که در این میان مورد غفلت قرار گرفته این است که نظریات و تئوریهای مدیریتی با توجه به شرایط خاستگاه خود، معنا می یابند و لزوماً پیاده سازی کلمه به کلمه و دقیق آنها در ایران با وجود تفاوتهای عمیق فرهنگی- اجتماعی میان کشورها نمی تواند نتایج مثبتی به بار آورد. کارکنان نیز از این قاعده مستثنا نیست و حتی به علت سر و کار داشتن با افراد و انگیزه های آنان لزوم پرداختن به این مساله، بیش از پیش احساس می شود.
از آنجایی که کارکنان، فرایندی است که تقابل رفتاری میان کارمندان و مدیران را بررسی می کند؛ و منجر به تعهد کارکنان می شود توانمند سازی لازم است که بسترهای تاثیر گذار بر این روند، مورد بررسی قرار گیرند. یکی از مهمترین موارد شکل دهنده این بستر، وضعیت یادگیری افرادی است که در معرض توانمند سازی قرار می گیرند. (هاردی[۱۳]،۱۹۹۸)
عصر حاضر را عصر دانش[۱۴]، عصر فرا تغییر[۱۵] و عصر دانایی نامیده اند. گام نهادن در وادی بی کران هزاره سوم و تجربه جهانی شدن خود مستلزم مجهز شدن به دانایی و توانایی است (تفرشی، ۱۳۸۱) در طلیعه ی قرن جدید که سازمانها به خصوص نهادهای آموزشی با محیط رقابت جهانی مواجه هستند همواره نیاز به تغییرات ریشه ای و خلاقیت های کاری احساس می شود (گجسل[۱۶]، ۲۰۰۳)
نظر به اهمیت آموزش و پرورش در رشد ابعاد و وجود آدمی و تامین نیازهای فردی و اجتماعی امروزه، این سازمان بسیار گسترش یافته و از آنجا که حیات و پویایی، نوآوری، فرهنگ و تمدن هر جامعه ای در گرو میزان کیفیت آموزش و پرورش آن جامعه است.
در دوران کنونی آموزش و پرورش مهمترین مساله در جوامع بشری به شمار می رود چون کلید فتح آینده است (رمضانی، ۱۳۸۹).
و در حالیکه نظامهای آموزشی زیر بنای هر گونه تغییر و پیشرفت می باشند، چنانچه در عصر رقابتی امروز توان همگامی با سایر بخشها صنعتی، اقتصادی و را نداشته باشند کارکردهای خود را زیر سوال خواهند برد لذا شاید بتوان گفت که فرایند یادگیری سازمانی و توانمند سازی در موسسات آموزشی از ضرورت و اهمیت خاصی برخوردار است زیرا همواره مدیران و کارکنان متعهد و توانای این موسسات می توانند پیشگام هر گونه تغییر باشند. به هر حال نظام آموزشی موفق باید خود را با تغییرات هماهنگ سازد و انعطاف لازم را در ساختار و کارکنان خود ایجاد نماید تا بهترین شکل ممکن بتواند تعاملی پویا و همه جانبه با این تغییرات داشته باشد.در این رابطه اگرچه تحقیقاتی وجود دارد که به صورت جداگانه به متغیرهای مورد نظر پرداخته است اما موردی که به طور مستقیم به بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی و توانمندسازی باتعهد سازمانی پرداخته باشد,یافت نشد به همین منظورباتوجه به نیاز واهمییت موضوع به خصوص در نهادهای آموزشی, محقق به تبیین رابطه یادگیری سازمانی و توانمند سازی باتعهد سازمانی دربین دبیران زن مقطع متوسطه ناحیه۴شیراز پرداخت.
اهداف پژوهش
هدف کلی:
تبیین رابطه یادگیری سازمانی و توانمند سازی با تعهد سازمانی دبیران زن مقطع متوسطه ناحیه ۴ شیراز
اهداف فرعی:
فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی:
بین یادگیری سازمانی و توانمند سازی با تعهد سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
۱- بین ابعاد یادگیری سازمانی و تعهد سازمانی رابطه معنادار وجود دارد.
۲- بین ابعاد توانمند سازی و تعهد سازمانی رابطه معنادار وجود دارد.
۳- ابعاد یادگیری سازمانی به طور معنادار قادر به پیش بینی تعهد سازمانی می باشد.
۴- ابعاد توانمند سازی به طور معنادار قادر به پیش بینی تعهد سازمانی می باشد.
۵- یادگیری سازمانی و توانمندسازی به طور معنا دار قادر به پیش بینی تعهد سازمانی می باشد.
سؤال:
توانمند سازی به عنوان متغیر میانجی به چه میزان تسهیل کننده رابطه یادگیری سازمانی و تعهد سازمانی می باشد.
تعریف مفاهیم و واژه های مورد استفاده:
تعاریف نظری:
الف)تعهد سازمانی:
از نظر لغوی عبارت است از به گردن گرفتن کاری، به عهده گرفتن، نگاه داشتن، عهد و پیمان بستن (معین، ۱۳۷۱)
تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش اغلب اینگونه تعریف شده است:
تعهد سازمانی عبارت است از میزان نسبی همانند سازی با سازمانی خاص یا دلبستگی به آن سازمان که می تواند حداقل به وسیله ی سه عامل زیر مشخص شود:
الف)اعتقاد راسخ به ارزشها و اهداف سازمان
ب)میل به تلاش بیشتر در راه تحقق اهداف سازمان
ج) خواست قوی به باقی ماندن در سازمان و حفظ عضویت سازمان (مودی،پورتر،استیریتز[۱۷]،۱۹۹۲)
در برخی از تحقیقات از یک مدل سه بخش تعهد سازمانی استفاده شده است که عبارت است از: تعهد عاطفی، تعهد تکلیفی یا هنجاری، تعهد مستمر (سامرز[۱۸]، ۱۳۷۴)
۱)تعهد عاطفی:
به عنوان تعلق خاطر یک سازمان از طریق قبول ارزشهای سازمانی و نیز به وسیله تمایل به ماندگاری در سازمان مشخص می شود (موغلی، ۱۳۸۸).
۲)تعهد تکلیفی یا هنجاری:
به عنوان یک وظیفه درک شده و برای حمایت از سازمان و فعالیت های آن تعریف می شود و بیانگر احساس دین و الزام به باقی ماندن در سازمان می باشد و افراد فکر می کنند ادامه فعالیت و حمایت از سازمان دینی است که بر گردن آنهاست (اردستانی، ۱۳۸۷)
۳)تعهد مستمر:
ناشی از درک افزایش یافتن هزینه های از دست رفته در یک سازمان است (محمدی، ۱۳۸۱)
ب)یادگیری سازمانی:
یادگیری سازمانی فرایندی است پویا که سازمان را قادر می سازد تا به سرعت با تغییرسازگاری یابد.یادگیری سازمانی راه اصلی ایجاد کار دانشی وبهبود کارایی سازمان است.پس یک سازمان موفق باید در یادگیری پویا باشد(ژانگ وهمکاران,۲۰۰۹)
یادگیری سازمانی فرایند تشخیص و اصلاح خطاهاست (آرگریس[۱۹]، ۱۹۹۹)
یادگیری سازمانی کاربرد آگاهانه فرایندهای یادگیری در سطوح فردی و گروهی است که منجر به حرکت دائم سازمان به سمت هر چه بیشتر راضی کردن سهامدارانش می شود (دیکسون[۲۰]، ۱۹۹۴)
یادگیری سازمانی فرایند بهبود عملیات از طریق دانش و فهم بهتر است (فیول و لیلز[۲۱]، ۱۹۸۵)
استراتژی های توانمند سازی. ۴۵
تاریخچه مشارکت. ۴۷
تعاریف مشارکت. ۴۷
اهمیت مشارکت. ۴۹
پیش نیازهای مشارکت. ۵۰
فلسفه مشارکت. ۵۲
فواید مشارکت:. ۵۳
روش های ابتدایی برای مشارکت دادن افراد. ۵۳
تعاریف مدیریت مشارکتی و اهداف آن. ۵۶
لوازم مدیریت مشارکتی. ۵۸
راهکارهای اجرایی مدیریت مشارکتی. ۶۰
موانع مدیریت مشارکتی. ۶۲
راهکارهایی برای اجرای موفقیت آمیز مدیریت مشارکتی. ۶۳
پیامدهای اجرایی مدیریت مشارکتی. ۶۳
نظریه های مدیریت مشارکتی. ۶۴
فلسفه مدیریت مشارکتی. ۶۶
مزایای مشارکت و مدیریت مشارکتی. ۶۷
تعریف ارتباط و مهارت های ارتباطی. ۶۹
معرفی و تاریخچه ارتباطات:. ۷۱
مهارت های ارتباطی و نحوه اثر گذاری بر مخاطب. ۷۳
متغیرهای ارتباطات. ۷۷
مهارت و شایستگی مورد نیاز بر ایجاد پیام های با کیفیت. ۷۸
روابط انسان در سازمان. ۷۸
محیط ارتباطی. ۷۹
واقعیت های ارتباطات. ۸۰
انواع ارتباطات. ۸۶
الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران. ۸۹
بعد فنی و فرایندی ارتباطات سازمانی. ۹۲
پژوهش های داخل کشور. ۹۶
پژوهش های خارج از کشور. ۱۰۰
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
مقدمه. ۱۰۵
روش پژوهش. ۱۰۵
ابزارهای پژوهش. ۱۰۷
روش اجرایی پژوهش. ۱۱۳
روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها. ۱۱۴
ملاحظات اخلاقی. ۱۱۴
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
الف) داده های توصیفی. ۱۱۶
ب) آمار استنباطی. ۱۱۸
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
خلاصه پژوهش. ۱۲۷
بحث و نتیجه گیری. ۱۲۷
محدودیت های پژوهش. ۱۳۳
پیشنهادهای پژوهش. ۱۳۴
منابع. ۱۳۶
مقدمه
یکی از مسائل مهم سازمانی رسیدن به حداکثر بهره وری در سازمان هاست، نیروی انسانی که مهم ترین منبع هر سازمانی است که نقش بسزایی در رسیدن سازمان ها به حداکثر بهره وری را دارد.
با توجه به دگرگونی های سریع و پرشتاب دانش و معلومات بشری، همه چیز به شدت در حال تغییر و تحول است. سازمان ها به عنوان یک سیستم باز با محیط در تعامل می باشند و برای تداوم حیات نیازمند پاسخگویی به تغییرات محیطی هستند. از آنجا که منابع انسانی مهم ترین عامل و محور سازمان ها محسوب می شوند. تجهیز و آماده سازی منابع مزبور برای مواجهه با تغییرات، از اهمیت ویژه برخوردار است و کلیه سازمان ها با هر نوع ماموریتی باید بشترین سرمایه، وقت و برنامه را به پرورش انسان ها در ابعاد مختلف اختصاص دهند (جعفر زاده، ۱۳۸۶).
پس از دهها سال تجربه، دنیا به این نتیجه رسید که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور عادی خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند، باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و با انگیزه برخوردار باشد. منابع انسانی، اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. بین سرمایه انسانی و بهره وری در سازمان ها رابطه ای مستقیم وجود دارد. یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسان هایی با فرهنگ، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روز افزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهد. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد احساس مالکیت خواهد کرد. از توانایی های بالقوه افراد به منظور پیشرفت سازمان استفاده می کند و با به فعل در آوردن نیروهای بالقوه و استعدادهای شگرف در جهت سازندگی، موجبات پیشرفت سازمان فراهم خواهد شد. بنابراین لازمه دستیابی به هدف های سازمان، مدیریت موثر این منابع با ارزش است. در این راستا رشد، پیشرفت، شکوفایی و ارتقای توانمندی های کارکنان تحت عنوان توانمند سازی کارکنان مورد توجه صاحب نظران و کارشناسان قرار گرفته است (امیدواری و ساجدی، ۱۳۸۶).
مطلب دیگر :
برای دستیابی به حداکثر بهره وری در سازمان ها باید به ارتقاء مهارتهای ارتباطی کارکنان بپردازیم و با ایجاد جو مشارکت جویانه و تشکیل تیم های کاری آنان را توانمند سازیم تا بتوانند به مشکلات سازمان فائق آیند در این صورت هم به اهداف سازمان دست می یابیم و هم اینکه کارکنان با انگیزه و خود کنترل خواهیم داشت.
بیان مسأله:
با توجه به تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که تمامی ابعاد و ارکان سازمان را متاثر ساخته است، وجود کارکنان توانمند، خلاق و مبتکر که بتوانند با مشارکت کاری و تیم سازی سازمان را به اهداف خود نزدیک نمایند ضروری به نظر می رسد.
شتاب تغییرات و دگرگونی های محیطی، فضای رقابتی فشرده ای را ایجاد کرده است. سازمان ها برای بقاء در این عرصه ناگزیر می باید به سطح بالایی از دانش و اطلاعات دست یابند و علاوه بر آن از کارکنانی خلاق، دانشمدار و با قدرت تصمیم گیری بهره مند باشند. کارکنان توانمندی که با احساس مسئولیت، خلاقیت و ابتکار و اعتماد به نفس و احساس تعلق سازمانی و توانا در کار گروهی با عملکرد خوب بتوانند در افزایش بهره وری سازمان نقش مؤثری ایفا کنند. از دیگر سو مسئولان و مدیران ارشد سازمان ها نیز باتوجه به نیاز و وضعیت سازمانی و نوع ساختار و فرهنگ حاکم باید محیط سازمان را برای بروز توانمندی های کارکنان و ارتقای این توانمندی ها به سطوح بالاتر آماده کنند. (تسکری، ۱۳۸۷).
توانمندسازی برداشتن موانع رشد، ترغیب تعهد به اهداف، ترغیب خطرپذیری، خلاقیت و نوآوری و قادر ساختن افراد به حل مشکل، افزایش مسئولیت و از بین بردن ترس است. به طور خلاصه توامندسازی، خاتمه دادن به هر چیزی است که موجب توقف رشد، آزادی عمل، اعتماد به نفس، مشارکت و همکاری افراد می شود. (عقلمند و اکبری، ۱۳۸۴).
اکثر قریب به اتفاق صاحب نظران معتقدند که توانمندی هم در کارکنان و هم در مدیران باعث ایجاد احساس کفایت نفس و به وجود آمدن فضای آزادی عمل برای آنها می شود که برای آنها این فرصت را به وجود می آورد تا توانایی ها و مهارت هایشان را بهبود بخشیده و موجبات اثربخشی خود را فراهم نمایند (جعفری قوشچی، ۱۳۸۰).
یکی از نظام های مدیریتی پویا که نقش مهمی در توسعه منابع انسانی و در نتیجه فرایند توسعه کلی دارد نظام”مدیریت مشارکتی» می باشد. مدیریت مشارکتی سیستمی از مدیریت و رهبری است که همه پرسنل را در فرایند تصمیم گیری توانمند می کند. بدین ترتیب مدیریت مشارکتی یک فرایند پویاست که مشارکت، تصمیم گیری مشارکتی و مسئولیت پذیری را از طریق توانمندسازی نیروی کار ارتقاء می دهد (قمری زارع وانوشه، ۱۳۸۷).
«مشارکت در تصمیم گیری تأثیرات مثبت برروحیه، رضایت و انگیزش کارکنان ایجاد می نماید و کارکنان سازمان در قبال عملکرد و بازده کار خود مسئولیت بیشتری احساس می کنند. امکان نوآوری و خلاقیت به وجود می آید، شیوه های تازه ای برای حل مسائل و مشکلات سازمانی پیشنهاد می شود، امر تصمیم گیری سرعت عمل بیشتری پیدا می کند» (علاقه بند، ۱۳۸۱).
به نظر بنیس، توانمندسازی از طریق مدیریت مشارکتی شامل تقویت این احساس در افراد است که آنان در مرکز رویدادهای سازمان قرار دارند، در پیرامون آن، این امر به طور مؤثر باعث خواهد شد که هر فردی در سازمان احساس کند در موفقیت آن نقش دارد و بنابراین سازمان برای او اهمیت، آزادی عمل و تعهد قائل است. آنان احساس خواهند کرد در فرهنگی زندگی می کنند که دارای احترام و منزلت هستند و درواقع بدون آنکه از مافوق کسب تکلیف کنند، خود کارها را انجام می دهند (ابطحی و عابسی، ۱۳۸۶).
امروزه فرایند ارتباطات یکی از اجزای اصلی فعالیتهای سازمانهای مختلف گردیده است. بسیاری از مشکلات سازمانی روابط مبهم بین افراد سوء تفاهم و ناهنجاری ها همگی معلول ارتباط ضعیف یا نادرست هستند که خود یکی از علل کند شدن روند کار سازمان شده و کارایی سازمان را کاهش می دهد. ضمن اینکه ارتباطات موفق و موثر باعث ایجاد روحیه بالا، کارآیی زیاد و در نهایت رابطه مطلوب کارکنان با هم می گردد (امین شایان جهرمی، ۱۳۸۲).
بنابراین محقق به تبیین رابطه مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی با توانمندسازی دبیران زن ناحیه ۱ شیراز پرداخته است.
اهمیت و ضرورت پژوهش
مدیریت منابع انسانی، به ویژه توجه به این حوزه از مدیریت با نگرش راهبردی در فرایندی شکل می گیرد که تمام حرکات و تصمیمات مدیریتی در سازمان ها را به هم سویی و هم جهتی سوق دهد و موجب هم افزایی و توفیق سازمان ها می شود.
یکی از مهم ترین چالش های مدیران عصر حاضر، عدم استفاده کافی از منابع فکری، توان ذهنی و ظرفیت های بالقوه منابع انسانی موجود است. در اغلب سازمان ها از توانایی های کارکنان استفاده بهینه نمی شود و مدیران قادر نیستند ظرفیت بالقوه آنان را به کار گیرند. اندیشمندان مدیریت تحول و بهسازی سازمان، توانمندسازی کارکنان را به عنوان یک راهبرد اثرگذار بر عملکرد و بهسازی نیروی انسانی معرفی نموده اند و معتقدند که توانمندسازی منابع انسانی یکی از نگرش های مهم جدید است که امروزه توسط سازمان ها به کار گرفته می شود و در واقع پاسخ به نیاز حیاتی مدیریت معاصر در پاسخ گویی به نیاز تغییر و تحول است (کنیلا، ۱۳۸۳).
مشارکت در مدیریت سبب می شود تا میزان نظارت بر کارکنان کاهش یابد و کارکنان خود برای افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان، دلسوزی نشان دهند و دلبستگی خود را به هدف های گروهی بیفزایند و با احساس نظری مثبت نسبت به خود، به پدید آمدن نشان فضای سازمانی دلپذیری کمک کنند. بررسی های روانشناختی نشان می دهد هرگاه مردم فرصت بیان اندیشه های خود را بیابند و در اتخاذ تصمیمی که بر سرنوشت آنها اثر می گذارد، شریک شوند، خلاقیت نوآوری بیشتری از خود نشان می دهند و مسئولیت بیشتری می پذیرند سرانجام اینکه نظام مشارکت زمینه فرهنگی انسان سازی در سازمان محسوب می شود (طوسی، ۱۳۷۰)
دلایل زیادی وجود دارد که توانمندسازی یادرگیر کردن و مشارکت کارکنان در کار، دستاوردهای مثبتی در عملکرد ایجاد می کند و این دستاوردها تنها دلیل اجرای فرایند گسترش توانمندسازی در یک سازمان محسوب می شوند (کنیلا، ۱۳۸۳)
توانمندسازی علاوه بر اینکه، موفقیت سازمان و دسترسی آن را به اهداف تعیین شده ممکن می سازد، در حفظ و ارتقاء بهداشت و سلامت کارکنان بسیار مؤثر است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بین رفتار و منش مدیران در سازمان ها بر توانمندی و مهارتهای ارتباطی افراد آن سازمان تأثیرات بسزایی دارد.
بنابراین نیاز به توانمندسازی و توجه ویژه به آن به عنوان معیاری کارآمد در موفقیت سازمان و ایجاد محیط و جو سازمان مطلوب جهت مشارکت فعال کارکنان و ایجاد مهارتهای ارتباطی در بین کارکنان کاملاً احساس می شود.
این تحقیق می تواند به شناخت و درک بیشتر مفهوم، ابعاد و سایر عوامل مرتبط با مهارتهای ارتباطی مشارکت و توانمندسازی منجر شود و در ضمن از چارچوب مورد استفاده و یافته های این تحقیق می توان در رفع بسیاری از مشکلات و معضلاتی بهره جست که در عصر رقابتی و پرتلاطم امروز می توان به وسیله وجود مهارتهای ارتباطی و مشارکت کارکنان برای دستیابی به توانمندسازی به عنوان مزایای رقابتی در سازمان نوین قابل حل می باشد.
براساس اهمیت مطالب مزبور پژوهشگر به بررسی ارتباط بین مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی با توانمندسازی دبیران زن پرداخته و این مسأله را مورد مطالعه قرار داده است.
اهداف پژوهش
اهداف اصلی
تبیین رابطه مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی با توانمندسازی دبیران زن دبیرستان
اهداف فرعی
۱- تبیین رابطه ابعاد مشارکت کاری با توانمندسازی دبیران
۲- تبیین رابطه ابعاد مهارتهای ارتباطی با توانمندسازی دبیران
۳- پیش بینی توانمندسازی از طریق مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی
۴- پیش بینی توانمندسازی از طریق ابعاد مشارکت کاری
۵- پیش بینی توانمندسازی از طریق ابعاد مهارتهای ارتباطی
فرضیات پژوهش
فرضیه اصلی
۱- بین مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی با توانمندسازی دبیران دبیرستان رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه های فرعی
۱- بین ابعاد مشارکت کاری و توانمندسازی رابطه معنادار وجود دارد.
۲- بین ابعاد مهارتهای ارتباطی و توانمندسازی رابطه معنادار وجود دارد.
۳- مشارکت کاری و مهارتهای ارتباطی به طور معناداری قادرند توانمندسازی را پیش بینی نمایند.
۴- ابعاد مشارکت کاری به طور معناداری قادرند توانمندسازی را پیش بینی نمایند.
۵- ابعاد مهارتهای ارتباطی به طور معناداری توانمندسازی را پیش بینی نمایند.