۲-۱-۴-۴-توسعه و بهبود سازمانی۲۰
۲-۱-۵-ضرورت بکارگیری و ارتقاء هوش سازمانی۲۱
۲-۱-۶- ابعاد هفت گانه هوش سازمانی.۲۲
۲-۱-۶-۱-چشم انداز راهبردی.۲۲
۲-۱-۶-۲-سرنوشت مشترک.۲۲
۲-۱-۶-۳-میل به تغییر ۲۳
۲-۱-۶-۴-اتحاد و توافق.۲۳
۲-۱-۶-۵-کاربرد دانش.۲۳
۲-۱-۶-۶-فشار عملکرد ۲۴
۲-۱-۶-۷-روحیه۲۴
۲-۲- خلاقیت
۲-۲-۱- تعاریف .۲۴
۲-۲-۲- عوامل موثر بر وجود خلاقیت در سازمان۲۶
۲-۲-۳- ویژگی سازمانهای خلاق.۳۰
۲-۳- کتابخانه
۲-۳-۱-سازمان کتابخانه۳۲
۲-۳-۲-ویژگیهای سازمان و مقایسه آن با کتابخانه۳۲
۲-۳-۳-کتابخانه های دانشگاهی۳۴
۲-۴- پژوهشهای خارج از کشور۳۵
۲-۵- پژوهشهای داخل کشور۳۷
فصل سوم: روش تحقیق
۳-۱- روش پژوهش.۴۵
۳-۲-جامعه آماری و محیط پژوهش.۴۵
۳-۳- حجم نمونه۴۵
۳-۴- متغیرها .۴۶
۳-۵- ابزار گردآوری اطلاعات.۴۷
۳-۶-روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل۴۸
۳-۷-محدودیتهای تحقیق.۴۸
۳-۸- ملاحظات اخلاقی .۴۸
فصل چهارم: نتایج
۴-۱-مقدمه ۵۰
۴-۲-آمار توصیفی .۵۰
۴-۳- آمار استنباطی۶۸
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
۵-۱- بحث و نتیجه گیری.۹۳
۵-۲- پیشنهادات۹۸
فهرست منابع و مأخذ
منابع فارسی .۱۰۰
منابع غیر فارسی۱۰۶
پیوست ها
پرسشنامه هوش سازمانی۱۱۰
پرسشنامه خلاقیت۱۱۶
چکیده انگلیسی.۱۲۱
چکیده
نظریه هوش سازمانی دکتر کارل آلبرخت به دنبال آن است که با سنجش وضعیت هوشمندی سازمانها، تواناییها و ضعفهای آنها را شناسایی و بر اساس نتایج به دست آمده راهکارهای لازم را ارائه نماید. مؤلفههای هوش سازمانی از نظر کارل آلبرخت چشم انداز راهبردی، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، اتحاد و توافق، روحیه، کاربرد
دانش و فشار عملکرد میباشد. از سوی دیگر خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید توسط مدیران و کارکنان سازمان دارای اهمیت است و این مهم در سازمان از جایگاه ویژهای برخوردار است. مسئله این پژوهش حول محور مولفههای هوش سازمانی و خلاقیت است تا تعیین شود کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاهی شهر اهواز از چه سطح هوش سازمانی برخوردار هستند؟ و نیز رابطه هوش سازمانی آنان با خلاقیت چگونه است.
روش کار: جامعه آماری شامل کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاهی شهر اهواز بوده که تعداد آنها ۱۳۴ نفر میباشند. ابزار پژوهش استفاده از پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی کارل آلبرخت و پرسشنامه خلاقیت رند سیپ بوده است. بعد از توزیع پرسشنامهها تعداد ۱۰۵ پرسشنامه تکمیل شده برابر با ۴/۷۸ دریافت گردید.
یافته های تحقیق: نتایج ارتباط معنیداری بین هوش سازمانی(به طور کلی) و خلاقیت در سطح معنیداری ۰۰۰/۰ ، نشان داد. ولی هیچ یک از مؤلفههای هوش سازمانی رابطه معنیداری را با خلاقیت نشان ندادند ۰۵/۰. p> با توجه به یافتههای پژوهش میتوان این نتیجه را گرفت که هوش سازمانی و خلاقیت در نمونههای مورد مطالعه بسیار ضعیف میباشد. این سازمانها بایستی به همه مؤلفههای هوش سازمانی به صورت یکسان توجه نمایند و زمینه ساز پرورش خلاقیت در کتابداران باشند.
کلید واژه: هوش سازمانی- خلاقیت- چشم انداز راهبردی- سرنوشت مشترک- میل به تغییر-اتحاد و توافق- روحیه- کاربرد دانش- فشار عملکرد- کتابخانههای دانشگاهی
۱-۱- مقدمه
امروزه، از هوش به عنوان توانایی کسب دانش یاد میکنند و مناسبترین راه اندازهگیری هوش را میزان یادگیری فرد میدانند؛ به این معنی که فرد با چه سرعتی میتواند یادگرفته و دانش را بدست آورد. سیستم ها یا سازمانهای فاقد هوش، سیستمهایی هستند که قادر به یادگیری نمیباشند گرچه این سیستمها میتوانند حاوی دانش باشند اما نمیتوانند خودشان دانش را از تجربیات و آزمون و خطا بدست آورند( ایکاف ، ۱۳۸۲؛ ترجمه شریعتی ،مردانی، مریدی ؛ نقل در اثر ملائیان و اسلامیه ،۱۳۸۹). در محیطهای پویا، سازمانها با یک سلسله مسائل ناخواسته و موقعیتهای پیش بینی نشده روبرو هستند. با بکارگیری الگوهای تعاملی بین اعضا، فناوریها، فرهنگ و فرایندها، یک سازمان می تواند با شرایط دشوار به خوبی روبرو شود. امروزه صحبت از انواع مختلف هوش است. در هر مورد، هوش به توانایی دریافت، درک و کاربرد نمادها و سمبل ها که نوعی توانایی انتزاعی است، اشاره دارد. هوش، پیشوند بسیاری از مفاهیم مدیریتی شده است و این نشاندهنده تغییر نگاه سازمانها و متفکران سازمانی بر رویکردهای نوین به مقوله هوش است. یکی از انواع هوش، هوش سازمانی[۱] است که ما را برای تصمیمگیری سازمانی توانمند میسازد .آلبرخت[۲] نویسنده کتاب ” قدرت اذهان در کار” نظریه هوش سازمانی را ارائه میدهد. وی هوش سازمانی را بعنوان ظرفیت و حرکت ذهنی یک سازمان در حرکت قدرت ذهنیاش و تمرکز این قدرت ذهنی در تحقق رسالت سازمان تعریف می کند (خدادادی و همکاران، ۱۳۸۹،ص۱۵۷-۱۵۶).
نظریه هوش سازمانی به دنبال آن است که با سنجش وضعیت هوشمندی سازمانها، تواناییها و ضعفهای آنها را شناسایی و بر اساس نتایج به دست آمده راهکارهای لازم را برای بهبود هوش سازمانی و در نهایت بهبود عملکرد سازمان ارائه نماید(جعفری و فقیهی ۱۳۸۸، ص ۴۸). یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت امروز چگونگی ایجاد نسلهای جدیدی از سازمانهای هوشمند است. از سوی دیگر خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید توسط مدیران و کارکنان سازمان دارای اهمیت ویژهای است و این مهم در سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و میتوانند در دنیای پر رقابت ادامه حیات دهند که دائما افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی نمایند و این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است (پوراحمد و سلیمانی نژاد، ۱۳۸۹، ص ۱). خلاقیت در حکم رمز بقا و موفقیت افراد و سازمانها شناخته شده است. تحولات پر شتاب جهانی در علم و تکنولوژی، صنعت و مدیریت بسیاری از سازمان ها و شرکتهای موفق جهان را بر آن داشته که اهداف و گرایش خودرا در جهت بکارگیری خلاقیت هدایت کنند. صاحبنظران خلاقیت را محور حرکت جهانی در قرن ۲۱ می دانند. جو سازمانی باز و پذیرنده تغییر و تحول، شرایط را برای بروز خلاقیت فراهم می کند (شهر آرای و مدنی پور۱۳۷۵؛ نقل در اثر نسبی، ۱۳۸۸ ص ۳-۱).
از آنجا که یکی از ارکان اساسی جوامع دانشگاهها هستند، کتابخانه دانشگاهی میتواند در زمینه رفع مشکلات فرهنگی، اجتماعی، فنی، اقتصادی، سیاسی و اداری تسهیلات ویژهای را فراهم آورد و موجبات ترقی عملکردهای دانشگاه شود. بدین ترتیب هدف اصلی یک کتابخانه دانشگاهی ، مشارکت و فعالیت در امر آموزش است و در اجرای اهداف آموزش عالی نقش اساسی دارد. کتابخانه در سیستم دانشگاه وسیلهای است که باید دانشگاه را در رسیدن به هدف کمک کند. همچنین کتابخانهها یکی از نهادهای مهم اجتماعی هستند و باید به طور مستمر قابلیتها و تواناییهای ذهنی خود را ارتقاء بخشیده و با ساز و کارهای مناسب و متناسب با نیازهای افراد و جامعه امکان تحقق هدفها را فراهم سازند. نظریهی هوش سازمانی به این کتابخانهها کمک میکند تا توانایی فکری و ذهنی خود را به عنوان یک سازمان هوشمند ارتقاء داده و رسالت و مأموریتهای خود را هوشمندانه محقق سازند. با پیشرفت روز افزون دانش و تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نیازمند آموزش مهارتهایی است که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود. هدف باید پرورش انسانهایی باشد که بتوانند با فکری خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونهای که انسانها بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و با بهرهگیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند. انگیزش در افراد برای بروز تفکر جدید و خلاق زمانی افزایش مییابد که محیط مناسب برای بروز خلاقیت فراهم باشد. در محیط خلاق افراد به یکدیگر اطمینان و اعتماد دارند و میتوانند ریسکهای روانی را برای ابراز کردن ایدههای خود بپذیرند. استعدادهای ذاتی و خلاقیت افراد اساس داشتن جامعهای خلاق است. لذا توجه به مطالب فوق انگیزهای شد جهت انتخاب موضوع پایان نامه حاضر.
۱-۲- بیان مسأله
کارل آلبرخت نویسنده المانی و یکی از پیشگامان اصلی در زمینه طراحی مدل هوش سازمانی است. وی هوش سازمانی را بعنوان ظرفیت بهرهگیری از قدرت ذهنی سازمان در عالم واقعیت و متمرکز سازی آن برای تشخیص ماموریت سازمانی تعریف میکند، و آن را بعنوان مجموع هوشهای فردی میداند که بر بهرهوری و رفتار سازمان تاثیر میگذارد. تاکید اصلی آلبرخت بر قدرت ذهنی کارکنان میباشد. آلبرخت برای تبیین هوش سازمان هفت متغیر شامل: چشم انداز راهبردی[۳]، سرنوشت مشترک[۴]، میل به تغییر[۵]، اتحاد و توافق[۶]، روحیه[۷]، کاربرد دانش[۸] و فشار عملکرد[۹] را بعنوان مدل ارائه میدهد (آلبرخت، ۲۰۰۳؛ نقل در
مطلب دیگر :
اثرغفاری آشتیانی ،۱۳۹۰، ص۲۲۸). از طرف دیگر سازمانها برای رسیدن به هدفهای نسبتاً مشخصی به وجود میآیند و فعالیتهای مستمری را برای رسیدن به آن هدفها انجام میدهند. البته هر سازمانی ویژگی خاص خود را دارد که عبارت اند از: مرزهای تقریباً ثابت، سلسله مراتب اداری و نوعی نظم مدبرانه، یک سیستم ارتباط و یک سیستم انگیزشی که موجب میشود افراد در سایه همکاری با یکدیگر برای دستیابی به هدفهای مشترک، تلاش کنند(اسکات ۲۰۰۱؛ ترجمه بهرنگی؛ نقل در اثر الهیان و زواری، ۱۳۸۸).
هوش سازمانی به معنای داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی است که بر سازمان تاثیر میگذارد. از جمله این عوامل؛ مشتریان، ارباب رجوع، رقبا، محیط اقتصادی، فرهنگی، فرایندهای سازمانی (مالی، اداری، حفاظتی، تولیدی، بودجه)، که بر کیفیت تصمیمات مدیریتی تاثیر بسزایی دارد (کاوسی، رزقی،۱۳۸۹،ص ۱۲۸). امروزه سازمانها با شرایط دائماً متغیر در محیط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مواجه هستند. واکنش موفقیتآمیز و پویای سازمانها بستگی به توانایی آنها درارائهی اطلاعات مرتبط و یافتن به موقع راه حل مناسب برای مشکلات مواجه شده دارد. با توجه به این امر نظریه پردازان سازمانی، بر طراحی تواناییهای فکری سازمان و از جهتی دیگر بر یکپارچگی فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی توجه دارند، که در نتیجه این روند، مفهوم جدید تئوریهای سازمانی است که از آن به عنوان هوش سازمانی نام برده میشود(سیمیک ۲۰۰۵؛ نقل در اثر عرفانی خانقاهی و جعفری ، ۱۳۸۹).
گلین[۱۰]( ۱۹۹۶) معتقد است هوش سازمانی حاصل اجتماع و تعامل هوش تک تک اعضای سازمان است. هوش سازمانی فرایندی اجتماعی است که تئوری های آن بر اساس تئوری های هوش انسانی طرح ریزی شده است.
یکی از جنبههای اصلی تفکر یا اندیشیدن خلاقیت است، فرایندی که در ذهن فرد خلاق شکل میگیرد. برای ایجاد و تداوم آن درافراد سازمان بایستی عادت به تفکر را در کارکنان و مدیران ایجاد کرد وقتی تفکر برای انسان سازمانی عادت شود به دنبال آن خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید در تک تک کارکنان بعنوان یک امر روزمره و همیشگی در آمده و سازمان تبدیل به یک سازمان خلاق می شود. ارنست ویل[۱۱]، معتقد است که یکی از روشهای مهم متبلورکردن خلاقیت، ایجاد فضای محرک، مستعد و بطور کلی خلاق است .او معتقد ا ست محیط مناسب برای بروز خلاقیت، انگیزش را در افراد برای ابراز تفکر جدید و خلاق افزایش می دهد. در محیط خلاق افراد به یکدیگر اطمینان و اعتماد دارند و می توانند ریسک های روانی را برای ابراز کردن ایدههای خود بپذیرند(پور احمد، سلیمانی نژاد ،۱۳۸۹،ص ۸-۶).
همگام با بسیاری از سازمانهای نوین، کتابخانهها در جوامع امروز نقش بسیار مهم و حساسی در توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جوامع پیدا کرده اند. کتابخانه یک سیستم پویاست و نیاز دارد که به طور مدام اطلاعاتی را کسب نموده و در مواقع ضروری برای اتخاذ تصمیمات مناسب از آنها استفاده نماید. در عصری که متولیان تولید دانش، دانشگاهها هستند، توجه به کتابخانههای دانشگاهی به عنوان قلب دانشگاه ضرورت مییابد. این نوع کتابخانهها بخش جدایی ناپذیر نظام آموزشی عالی محسوب میشوند و به عنوان مراکز گردآوری و انتقال اطلاعات علمی و فنی و کانون پاسخگویی به نیاز محققان، ناگزیر به سرمایهگذاری در اشاعه خدمات، تهیه منابع روزآمد و استفاده از نیروهای ذهنی خلاق و کارآمد میباشند، و نیز بعنوان یکی از نهادهای مهم اجتماعی باید به طور مستمر قابلیتها و تواناییهای ذهنی خود را ارتقاء بخشیده و با ساز و کارهای مناسب و متناسب با نیازهای افراد و جامعه امکان تحقق هدفها را فراهم سازند. نظریهی هوش سازمانی به این کتابخانهها کمک میکند تا توانایی فکری و ذهنی خود را به عنوان یک سازمان هوشمند ارتقاء داده و رسالت و مأموریتهای خود را هوشمندانه محقق سازند.
از آنجا که اغلب مراجعهکنندگان به کتابخانههای دانشگاهی اعضای هیأتعلمی، دانشجویان، محققان و کارشناسان میباشند، در این میان کتابداران نقش کلیدی در موفقیت کتابخانه و تعامل با جامعه علمی کشور و نیز ارائه خدمات مفید به کاربران ایفا میکنند. گردآوری، سازماندهی، و انتقال اطلاعات که مایه اصلی پویایی و کفایت آموزشی و پژوهشی دانشگاهها محسوب میشود، از وظایف اساسی کتابداران کتابخانههای دانشگاهی است؛ بنابر این کتابداران نیاز دارند تا خودشان را با دانش روز تطبیق داده و با بهره گرفتن از ابتکار و تخصص و مهارت و بر اساس شرایط مخاطبین و شرایط خارج از کتابخانه هماهنگ شوند. بدیهی است توانائیهای علمی و تکنیکی در هر شغلی وجود دارد اما آنچه که بر عملکرد تاثیر مثبت دارد ویژگیهای شخصی فرد، قدرت ابتکار و خلاقیت، قابلیت انطباق با محیط، توانایی همکاری با دیگران و ترغیب و تشویق به فعالیت میباشد. رشد فزاینده اطلاعات در کتابخانهها و بکارگیری هریک ازمؤلفههای هوش سازمانی در بین کتابداران، سبب میشود جریانی از علم و دانش میان آنها جاری شود. بنابراین، تجزیه و تحلیل هوش سازمانی و خلاقیت در بین کتابداران میتواند کمک مفیدی برای بهبود خدمات و عملکرد کتابخانهها باشد.
همچنین بنظر میرسد در برخی از کتابخانهها علیرغم داشتن نیروهای مستعد، بدلیل نامشخص بودن جایگاه خلاقیت و فقدان بستر رشد، تواناییهای خلاق هرز میرود و نیز عدم وجود فاکتورهای تشویقی و انگیزه لازم، عدم استقبال مدیران از ایدههای جدید، عدم تبادل دانش در بین کارکنان، نارضایتی از فقدان ارتباط عمودی و افقی لازم، محبوس شدن در چارچوب قوانین و مقررات اداری، استخدام افراد ناکارآمد، عدم توجه کافی مسئولین به کتابخانه ها بعنوان یک مرکز اطلاع رسانی، از جمله عواملی هستند که نیاز به بالا بردن سطح هوش سازمانی و بروز خلاقیت را ایجاب میکند. در کتابخانههای دانشگاهی افراد زیادی به کار اشتغال دارند که به نظر میرسد از نظر هوش سازمانی و خلاقیت متفاوت باشند، لذا مسئله این پژوهش حول محور مولفههای هوش سازمانی و خلاقیت است تا تعیین شود: کتابداران شاغل در کتابخانههای دانشگاهی شهر اهواز از چه سطح هوش سازمانی برخوردار هستند؟ و نیز رابطه هوش سازمانی آنان با خلاقیت چگونه است؟
۱-۳- ضرورت انجام تحقیق
گذشته تقریباً با ثبات انسان، اکنون به جریانی با تغییرات سریع و مبهم، تبدیل شده است. تغییرات سریع و روزافزون در حوزه های علوم و تکنولوژی موجب شده است که مدیریت سنتی پاسخگوی نیاز سازمانهای پیچیده امروزی نباشد. سازمانها برای رسیدن به هدفهای نسبتاً مشخصی به وجود میآیند و فعالیتهای مستمری را برای رسیدن به آن هدفها انجام میدهند. البته هر سازمانی ویژگیهای خود را دارد که عبارتند از: مرزهای تقریباً ثابت، سلسله مراتب اداری و نوعی نظم مدبرانه، یک سیستم ارتباط و یک سیستم انگیزشی که موجب میشود افراد در سایه همکاری با یکدیگر برای دستیابی به هدفهای مشترک، تلاش کنند(اسکات ۲۰۰۱؛ ترجمه بهرنگی؛ نقل در اثر الهیان و زواری، ۱۳۸۸). ارتقاء هوش سازمانی بواسطه ارتقاء عاملهای وابسته مانند دانش سازمانی، مدیریت راهبردی، تحلیل دادههای سازمانی و غیره میتواند باعث ارتقاء سازمان و افزایش هوشمندی و بهرهوری سازمان گردد و نیز از این طریق می تواند نقاط ضعف و قوت را شناسایی نماید (خسروی ، ۱۳۹۰، ص۲ ).
سازمانها نیز در برههای از زمان که تحت عناوین مختلف از جمله عصر دانش، عصر جامعه اطلاعاتی، عصر مدیریت مطرح شده است خود را در جهت تغییرات شتابان و دگرگونیها آماده میسازند به گونهای که خلاقیت بعنوان یکی از عوامل مهم بقای سازمان پذیرفته شده است بر اساس این استدلال کشورهای پیشرفته بر آموزش خلاقیت تاکید بسیار دارند و در این راستا در انتخاب افراد خلاق و آیندهنگر که رهیافتهای بدیع و خلاق برای مسائل پیچیده ارائه کنند توجه خاصی مبذول داشتهاند (بیدختی و انوری ،۱۳۸۳ص۲۵ ).
جایگاه بسیار مهم و کاربردی کتابخانهها باعث شده این مراکز علمی بیش از گذشته در کانون توجه قرار گیرند. کتابخانهها مانند همه سازمانها ویژگیهای خاصی از قبیل ساختار سازمانی، هدفمند بودن، قانونمند بودن، ارتباط سازمانی و سلسله مراتب دارند. گسترش فناوری نوین در کتابخانهها خدمات و عملکرد آن را متحول ساخته است. کتابخانهها در راه رسیدن به اهداف پیش بینی شده نیازمند تمرکز قدرت افراد و اطلاع همه جانبه از همه عواملی است که در سازمان موجود بوده و نیز بروز خلاقیتهای آنان می باشد؛ و از آنجا که خلاقیت یک اصل خدشه ناپذیر در پیشبرد اهداف سازمانها به نحو احسن میباشد، لذا میبایست در زمینه ایجاد آن کوشش و تلاش همه جانبهای از طرف مقامات بالای سازمانها صورت گیرد.
اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر در این است که به نظر میرسد تاکنون در راستای کتابخانههای دانشگاهی هیچگونه پژوهشی در ارتباط با هوش سازمانی و خلاقیت انجام نشده است. کتابخانهها برای رشد و افزایش قابلیتهای خود در پاسخگویی به نیازهای جدید و افزایش فعالیتها باید از تمامی امکانات و ظرفیتهای خود استفاده کنند؛ یکی از این ظرفیتها بهرهگیری از نیروی ذهنی کتابداران میباشد. همچنین با توجه به اینکه هم اکنون هوش سازمانی و ارتباط آن با خلاقیت کتابداران به عنوان یک نیاز شناخته میشود و موضوع جدیدی است؛ این موضوع نیازمند بحث بیشتری میباشد تا از یک طرف کتابداران و مدیران کتابخانهها با مقوله هوش سازمانی و ابعاد آن بیشتر آشنا شوند و از طرف دیگر بتوانند عملکرد خویش را با توجه به ابعاد هوش سازمانی بهبود بخشند.
۱-۴- اهداف پژوهش
هدف اصلی: تعیین سطح هوش سازمانی کتابداران شاغل در کتابخانههای دانشگاهی شهر اهواز بر اساس مدل آلبرخت و ارتباط آن با خلاقیت آنان.
اهداف ویژه
آن با خلاقیت.
۲-۳-۵. مزایای کتابدرمانی. ۱۹
۲-۳-۶. کاربردهای کتابدرمانی. ۲۲
۲-۳-۷. مراحل کتابدرمانی. ۲۲
۲-۳-۸. اصول انتخاب منابع کتابدرمانی ۲۴
۲-۴. اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان ۲۵
۲-۴-۱. نشانگانهای درونیسازی و برونیسازی شده ۲۶
۲-۵. قصهدرمانی کودکان ناشنوا ۲۷
۲-۶. رفتارهای نامناسب اجتماعی در ناشنوایان ۲۸
۲-۷. نقش کتابدار در برآوردن نیازهای ناشنوایان ۲۹
۲-۸. اعتماد به نفس در کودک و نقش داستان در افزایش آن. . . ۳۱
۲-۹. اندوه در کودک و نقش داستان در کاهش آن . . . ۳۲
۲-۱۰. پرخاشگری در کودک و نقش داستان در کاهش آن . . . ۳۴
۲-۱۱. ترس در کودک و نقش داستان در کاهش آن. . . ۳۵
۲-۱۲. پیشینهی پژوهش. ۳۷
۲-۱۲-۱. پژوهشهای کتابدرمانی در ایران ۳۷
۲-۱۲-۲. پژوهشهای کتابدرمانی در خارج از ایران ۳۹
۲-۱۳. نتیجه گیری۴۳
فصل ۳: روششناسی پژوهش ۴۴
۳-۱. مقدمه ۴۵
۳-۲. روش پژوهش ۴۶
۳-۳. جامعه و نمونهی آماری پژوهش. ۴۶
۳-۴. شیوه و ابزار گردآوری داده ها ۴۷
۳-۵. روایی ابزار گردآوری داده ها. ۵۱
۳-۶. روشهای تجزیه و تحلیل داده ها ۵۱
۳-۷. محدودیتهای پژوهش. ۵۲
فصل ۴: یافته های پژوهش ۵۳
۴-۱. مقدمه ۵۴
۴-۲. نتایج توصیفی آزمودنیها. ۵۴
۴-۲-۱. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۱. ۵۴
۴-۲-۲. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۲ ۵۷
۴-۲-۳. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۳ ۶۰
۴-۲-۴. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۴ ۶۲
۴-۲-۵. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۵ ۶۵
۴-۲-۶. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۶. ۶۷
۴-۲-۷. نتایج توصیفی آزمودنی شمارهی ۷ ۷۰
۴-۳. تحلیل استنباطی. ۷۲
۴-۳-۱. فرضیهی اول پژوهش. ۷۲
۴-۳-۲. فرضیهی دوم پژوهش. ۷۳
۴-۳-۳. فرضیهی سوم پژوهش. ۷۴
۴-۳-۴. فرضیهی چهارم پژوهش. ۷۵
۴-۳-۵. فرضیهی پنجم پژوهش ۷۶
۴-۳-۶. فرضیهی ششم پژوهش. ۷۷
۴-۳-۷. فرضیهی هفتم پژوهش. ۷۸
۴-۳-۸. فرضیهی هشتم پژوهش ۷۹
۴-۳-۹. فرضیهی نهم پژوهش. ۸۰
۴-۳-۱۰. فرضیهی دهم پژوهش ۸۱
۴-۳-۱۱. فرضیهی یازدهم پژوهش. ۸۲
فصل ۵: نتیجه گیری و پیشنهادهای پژوهش ۸۴
۵-۱. مقدمه ۸۵
۵-۲. خلاصه پژوهش. ۸۵
۵-۳. نتایج هریک از آزمودنیها در پیشآزمون و پسآزمون ۸۶
۵-۳-۱. نتایج آزمودنی شمارهی۱ براساس سیاههی رفتاری. ۸۶
۵-۳-۲. نتایج آزمودنی شمارهی ۱ براساس فرم گزارش معلم ۸۶
۵-۳-۳. نتایج آزمودنی شمارهی ۲ براساس سیاههی رفتاری. ۸۶
۵-۳-۴. نتایج آزمودنی شمارهی ۲ براساس فرم گزارش معلم ۸۷
۵-۳-۵. نتایج آزمودنی شمارهی ۳ براساس سیاههی رفتاری. ۸۷
۵-۳-۶. نتایج آزمودنی شمارهی ۳ براساس فرم گزارش معلم ۸۷
۵-۳-۷. نتایج آزمودنی شمارهی ۴ براساس سیاههی رفتاری. ۸۷
۵-۳-۸. نتایج آزمودنی شمارهی ۴ براساس فرم گزارش معلم ۸۸
۵-۳-۹. نتایج آزمودنی شمارهی ۵ براساس سیاههی رفتاری. ۸۸
۵-۳-۱۰. نتایج آزمودنی شمارهی ۵ براساس فرم گزارش معلم ۸۸
۵-۳-۱۱. نتایج آزمودنی شمارهی ۶ براساس سیاههی رفتاری. ۸۸
۵-۳-۱۲. نتایج آزمودنی شمارهی ۶ براساس فرم گزارش معلم ۸۹
۵-۳-۱۳. نتایج آزمودنی شمارهی ۷براساس سیاههی رفتاری. ۸۹
۵-۳-۱۴. نتایج آزمودنی شمارهی ۷ براساس فرم گزارش معلم ۸۹
۵-۴. فرضیه ها ۹۰
۵-۴-۱. فرضیهی اول. ۹۰
۵-۴-۲. فرضیهی دوم. ۹۰
۵-۴-۳. فرضیهی سوم. ۹۰
۵-۴-۴. فرضیهی چهارم. ۹۱
۵-۴-۵. فرضیهی پنجم ۹۱
۵-۴-۶. فرضیهی ششم. ۹۱
۵-۴-۷. فرضیهی هفتم ۹۱
۵-۴-۸. فرضیهی هشتم ۹۲
۵-۴-۹. فرضیهی نهم. ۹۲
۵-۴-۱۰. فرضیهی دهم ۹۲
۵-۴-۱۱. فرضیهی یازدهم. ۹۲
۵-۵. بحث و بررسی ۹۳
۵-۵-۱.فرضیهی اول ۹۳
۵-۵-۲. فرضیهی دوم. ۹۴
۵-۵-۳. فرضیهی سوم. ۹۵
۵-۵-۴. فرضیهی چهارم. ۹۵
مطلب دیگر :
۵-۵-۵. فرضیهی پنجم ۹۶
۵-۵-۶. فرضیهی ششم. ۹۶
۵-۵-۷. فرضیهی هفتم ۹۷
۵-۵-۸. فرضیهی هشتم ۹۷
۵-۵-۹. فرضیهی نهم. ۹۸
۵-۵-۱۰. فرضیهی دهم ۹۹
۵-۵-۱۱. فرضیهی یازدهم. ۹۹
۵-۶. نتیجه گیری ۹۹
۵-۷. پیشنهادهای پژوهش ۱۰۱
۵-۷-۱. پیشنهادهای کاربردی ۱۰۱
۵-۷-۱. پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ۱۰۱
فهرست منابع. ۱۰۲
پیوست. ۱۰۹
پیوست ۱: سیاههی رفتاری کودک/نوجوان ۶ تا ۱۸ ساله. ۱۱۰
پیوست ۲: لیست کتابهای مناسب انتخابشدهی گروه سنی ب در فرایند کتابدرمانی ۱۲۱
پیوست ۳: خلاصهای از کتاب داستانهای انتخابشدهی گروه سنی ب در فرایند کتابدرمانی. ۱۲۳
پیوست۴: تبدیل نمرات خام مقیاسهای سیاههی رفتاری کودک و گزارش معلم به نمرات تی ۱۳۵
کتاب، «آیینهای از جهان هستی» است که تمام تجربیات بشر، در زمانها و مکانهای مختلف را منعکس می کند و همچنین، امکان دستیابی به پیشینههای زندگانی، نگرشها و احساسات بشری را فراهم میسازد. کتاب، در سالیانی نه چندان دور، مهمترین رسانهی فرهنگی بود که وظیفهی انتقال معارف، تجارب و اطلاعات بشری را بر عهده داشت و امروزه، در عصر رسانه های الکترونیکی، با وجود داشتن رقیبهای توانا، همچنان در صدر استفاده قرار گرفته است. کتاب، به عنوان یکی از بنیادیترین و محوریترین عناصر شکلدهندهی عصر فرهنگ مکتوب، همچنان کانون توجه سیاستگذاران فرهنگی و نظامهای آموزشی است. اگرچه کتاب، ابزاری سودمند در تکوین شخصیت، استعدادها و تواناییهای انسان است ولی استفاده از کتاب، برای «کتابدرمانی[۱]»، مفهومی نوپاست و در جهان امروز که در حدود ۴۵۰ میلیون نفر، در سراسر جهان، با مشکلات روانی، عصبی و رفتاری مواجه هستند، بهکارگیری شیوه های کمهزینه، با محتوای فرهنگی و آموزشی، به عنوان مکمل درمان اصلی، ممکن است گزینهی مناسبی باشد (ندوشن، ۱۳۸۶).
اگرچه کتابدرمانی، اصطلاحی درمانی است که در ارتباط متقابل میان فرد با محتویات یک یا چند کتاب یا شعر و انواع گوناگون موضوعات تألیف شده کاربرد دارد ولی در اصل، مفهومی قدیمی در علوم کتابداری است و در واقع، روشی برای شفا و درمان اختلالات شخصیتی، احساسی و یا اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان است. در این روش، ادبیات، ابزاری است که به خواننده کمک می کند تا با شناخت شخصیتها و مشکلات آنها در کتاب، میان آنها و مشکلاتی که در زندگی شخصی خود دارد، ارتباط برقرار کند. یکی از گونههای ادبیات کودکان، داستان است. خوانندهی داستان میآموزد که چگونه دیگران با ناکامیها و سرخوردگیهایشان روبهرو میشوند. این روش، به آنان امکان میدهد که نوعی بصیرت درونی نسبت به خود و راه حلهای جایگزین برای حل مشکلات فردیشان بیابند و درک کنند که ایشان تنها افراد دارای مشکلات ویژه نیستند؛ در نتیجه، آنان را علاقهمند می کند تا دربارهی مشکلات خود، به بحث و گفتوگوی آزاد بپردازند.
داستانها، ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق رفتارهای مطلوب هستند. کودک، از طریق همانندسازی با این الگوها، به تعدیل و اصلاح تصویرهایی که از خود در ذهن دارد، می پردازد. مطالعه بر روی کودک، این امکان را به ما میدهد که برای رشد همهجانبه و شکوفایی استعدادهای انسانی او در آینده، امکاناتی را ایجاد کنیم. پی بردن به نیازهای کودک، در مطالعه علمی تغییرات رفتارهای (زیستشناختی، اجتماعی، شناختی و عاطفی) او، سهم بسزایی دارد. کودک ناشنوا،
به دلیل نداشتن درک زبان گفتاری در خانواده و جامعه احساس کمبود کرده، دچار مشکلات زیادی میشود و درنتیجه نیازهای بیشتری دارد. وی، در مقایسه با کودک سالم، دچار اختلالات عاطفی
بیشتری است که برای رفع این اختلالات از طرف خانواده، مدرسه و جامعه توجه افزونتری را طلب می کند. کتابدرمانی، بهویژه برای کودکانی که قادر به بیان احساسات خود نیستند، می تواند مؤثر واقع شود؛ زیرا آنها با شخصیتهای موجود در کتاب، همانندسازی می کنند و از آنجا که کتاب، به عنوان ابزاری سودمند در شکل گیری شخصیت کودکان و شکوفایی استعدادها و تواناییهای آنهاست، ممکن است با ارضای نیازها و استعدادهای بالقوهی کودک، آنها را به شکوفایی برساند یا مشکلات روانشناختی او را کاهش دهد.
در دنیای امروز که عصر فناوری و رقابت است، انسانهای عادی از هم سبقت میگیرند و برای اهداف محدود، یکدیگر را پشت سر میگذارند. بیشک، افرادی که دچار نقص باشند خودبهخود کنار گذاشته میشوند. به همین دلیل این افراد باید تلاش مضاعفی به منظور جبران کاستیهای خود داشته باشند که در گذر زمان کمتر نادیده گرفته شوند و از شتاب جامعه باز نمانند و این نقصها مانع ادامهی تحصیل و کار و زندگیشان نشود. فرایند کتابدرمانی از روشهایی است که ممکن است به عنوان کمکی در جبران نقص این افراد در نظر گرفته شود.
امروزه، کتابدرمانی در کشورهای پیشرفته، به طور مؤثری در محیطهای اجتماعی، همچون بیمارستانها، مدارس، پرورشگاهها، مراکز مشاوره و زندانها و برای درمان اختلالات شایع روانی نظیر افسردگی به کار میرود (توز[۲]، ۱۳۵۳). کتابدرمانی، استفاده از فنِّ کتاب خواندن، برای راهنمایی فرد و گروه است. این راهنمایی، خدمات مشاورهای، رواندرمانی، رشد شخصیت، بلوغ هیجانی و مانند آن را در بر میگیرد. اگرچه کتابدرمانی، یک مهارت درونی نیست ولی بر اساس آگاهی خواننده از فرایند پویایی که در درون وی رخ میدهد، پیریزی شده است. از این مهارت، میتوان به طور مستقل، برای درمان استفاده کرد یا به عنوان یک کار کمکی، در سایر فنون رواندرمانی بهره گرفت (هرنیک[۳]، ۱۹۸۷).
خواندن و مطالعه، مهارت پیچیدهای است که در دنیای امروز با وجود پیشرفتهای گسترده در زمینه ارتباطات رایانهای، انسانی و رسانه های جمعی از اهمیّت بالایی برخوردار است. با وجود این پیشرفتها، هنوز لازم است اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق خواندن و مطالعه به دست آوریم. یکی از راههای برقراری ارتباط در جامعه، خواندن است؛ از اینرو، فرایندهای اساسی خواندن، ممکن است در راستای برقراری بهتر این ارتباطات مؤثر باشد (غفاری، ۱۳۸۱).
برای بهرهمندی از زندگی سالم، باید ضمن جلوگیری از بروز بسیاری مشکلات روانی، تواناییهای فردی نیز تقویت شوند. شناخت نیازهای کودکان و نوجوانان و فراهم آوردن امکانات لازم برای
پاسخگویی به آنها، مانع بروز بسیاری از مشکلات روانی در کودکی و بزرگسالی میشود. کتابدرمانی ابزار مناسبی برای کسب تجربه و اطلاعات به منظور پاسخگویی به نیازهای گوناگون است. در صورت شناخت نیازها و شناخت کتابهای مناسبی که ممکن است پاسخگو و ارضاکننده آنها باشند، ادبیات کودکان به رشد مناسب و متعادل کودکان و نوجوانان کمک می کند. کتابدرمانی، یکی از
راههای درمانی لذتبخش است که ارزش تجربه و کتاب را میشناساند و در تشویق به مطالعه مؤثر است (پریرخ، ۱۳۸۲).
مطالعه کتابی که توسط درمانگر به مراجعهکننده خاصی توصیه میشود، ممکن است این اثرات را داشته باشد:
۱) افزایش شناخت و آگاهی؛
۲) آشنایی با سرگذشت زندگی دیگران و راهکارهای اتخاذ شده توسط ایشان برای غلبه بر مشکلات؛
۳) الگو قرار دادن و همانندسازی با شخصیتهایی که مددجو در کتاب با آنان آشنا میشود؛
۴) آموختن دستورکارهایی برای زندگی بهتر و تقویت تفکر مثبت؛
۵) تداعی آزاد هنگام برخورد با مفاهیمی که برای خواننده معنای ویژهای دارند؛
۶) تحریک خواننده به تفکر، تحلیل نگرشها و رفتارها؛
۱-۶-۸- تعریف عملیاتی نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه ۱۳
فصل دوم:پیشینه پژوهشی ۱۴
۲-۱- پیشینه نظری ۱۵
۲-۱-۱- مقدمه ۱۵
۲-۱-۲- انگیزش ۱۵
۲-۱-۲- ۱- تاریخچه نظریهپردازی در مورد انگیزش ۱۵
۲-۱-۲-۲- تعریف انگیزش ۱۶
۲-۱-۲-۳- شاخصهای انگیزش ۱۶
۲-۱-۲- ۴- دیدگاههای نظری در مورد انگیزش ۱۸
۲-۱-۲-۴-۱ دیدگاه رفتاری ۱۸
۲-۱-۲-۴-۲- دیدگاه انسان گرایانه ۱۸
۲-۱-۲-۴-۳- دیدگاه شناختی ۱۹
۲-۱-۲-۴-۴- دیدگاه فرهنگی – اجتماعی ۱۹
۲-۱-۲- ۵- نقش انگیزش در یادگیری ۲۰
۲-۱-۲- ۶- انگیزش تحصیلی ۲۱
۲-۱-۲-۶-۱- نظریه خود ـ تعیینی ۲۲
۲-۱-۶- ۲- عوامل مؤثر بر انگیزش تحصیلی ۲۳
۲-۱-۶-۲-۱- عوامل آموزشگاهی و مدرسهای ۲۳
۲-۱-۶-۲-۱-۱- اثرات معلم و کلاس درس ۲۴
۲-۱-۶-۲-۱-۲- جو مدرسه ۲۴
۲-۱-۶-۲-۱-۳- سازگاری با مدرسه ۲۵
۲-۱-۶-۲- ۲- عوامل خانوادگی ۲۵
۲-۱-۶-۲-۳-۱-نقش محیط خانه ۲۶
۲-۱-۶-۲-۳-۲- وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده ۲۶
۲-۱-۶-۲-۳-۳- سبکهای تربیتی والدین ۲۷
۲-۱-۶-۲- ۳- عوامل اجتماعی ۲۷
۲-۱-۶-۲-۳-۱- اثر همسالان بر انگیزش تحصیلی ۲۸
۲-۱-۶-۲-۳-۲- هنجارها، ارزش ها و باورهای مشترک ۲۸
۲-۱-۳- مفهوم تابآوری ۲۹
۲-۱-۳-۱- تاریخچه نظریهپردازی در مورد تابآوری ۳۱
۲-۱-۳-۲- رویکردهای نظری مرتبط با تابآوری ۳۲
۲-۱-۳-۲-۱- نظریه بالبی و سبک دلبستگی ۳۲
۲-۱-۳-۲-۲- رویکرد آدلر به تابآوری ۳۳
۲-۱-۳-۲-۳- رویکرد شناختی – اجتماعی بندورا درباره تابآوری ۳۴
۲-۱-۳-۲-۴- نگاه سلیگمن به تابآوری ۳۴
۲-۱-۳-۲-۵-رویکرد فرانکل به تابآوری ۳۵
۲-۱-۳-۳- انواع تابآوری ۳۷
۲-۱-۳-۳-۱- تابآوری عمومی ۳۷
۲-۱-۳-۳-۲- تابآوری حقیقی ۳۷
۲-۱-۳-۳-۳- تابآوری تلقیحی ۳۷
۲-۱-۳-۴- ویژگیهای افراد تاب آور ۳۸
۲-۱-۳-۵- اصول تابآوری ۳۹
۲-۱-۳-۶- مراحل حصول تابآوری ۳۹
۲-۱-۳-۷- راهبردهای تقویت و پرورش تابآوری ۴۰
۲-۱-۳-۸- راهبردهای ایجاد و تقویت تابآوری در مدارس ۴۱
۲-۱-۴- سبکهای والد گری یا شیوههای فرزند پروری ۴۲
۲-۱-۴-۱- تاریخچه والدگری ۴۴
۲-۱-۴-۲- نظریه دایانا بامریند ۴۵
۲-۱-۴-۳- انواع سبکهای والد گری ۴۶
۲-۱-۴-۳-۱- سبک والدگری مقتدرانه ۴۶
۲-۱-۴-۳-۲- سبک والد گری مستبدانه ۴۷
۲-۱-۴-۳-۳- سبک والد گری سهل وگیرانه ۴۷
۲-۱-۴-۳-۴- سبک والدگری مسامحه کارانه ۴۸
۲-۱-۴-۴- مناسبترین سبک والد گری ۴۸
۲-۱-۴-۵- عوامل تأثیرگذار بر سبکهای والد گری ۴۹
۲-۱-۴-۶- ابعاد سبکهای والد گری ۵۱
۲-۱-۴-۶-۱- پاسخدهی والدین (گرم بودن) ۵۱
۲-۱-۴-۶-۲- توقع و انتظارات والدین (کنترل) ۵۲
۲-۱-۴-۶-۳- بعد تعهد والدین (مشارکت و دخیل شدن): ۵۳
۲-۱-۴-۷- پیامدهای سبکهای والدگری ۵۴
۲-۱-۴-۷-۱- پیامدهای سبک والد گری مقتدرانه ۵۴
۲-۱-۴-۷-۲- پیامدهای سبک والدگری مستبدانه ۵۴
۲-۱-۴-۷-۳- پیامدهای سبک والد گری سهل گیرانه ۵۵
۲-۱-۵- نگرش ۵۵
۲-۱-۵-۱- ویژگیها و ابعاد نگرش ۵۶
۲-۱-۵-۲- چگونگی شکلگیری نگرشها ۵۶
۲-۱-۵-۳- شرایط یادگیری نگرشها ۵۸
۲-۱-۵-۳-۱- شرایط درونی ۵۸
۲-۱-۵-۳-۲- شرایط بیرونی ۵۸
۲-۱-۵-۴- الگوهای تغییر نگرش ۵۹
۲-۱-۵-۴-۱- الگوهای یادگیری ۵۹
۲-۱-۵-۴-۱-۱-. نظریه محرک و پاسخ ۵۹
۲-۱-۵-۴-۱-۱-۱- نظریه هاولند ۵۹
۲-۱-۵-۴-۱-۲- نظریه مشوقها و تعارضها ۶۰
۱-۲-۵-۴-۲- الگوهای شناختی ۶۱
۱-۲-۵-۴-۲-۱- نظریه تعادل ۶۱
۱-۲-۵-۴-۲-۲- نظریه توافق ۶۱
۱-۲-۵-۴-۲-۳- نظریه همسازی شناختی ۶۱
۱-۲-۵-۴-۲-۴- نظریه قضاوت اجتماعی ۶۱
۱-۲-۵-۴-۲-۵- نظریه کارکردی ۶۲
۱-۲-۵-۵- نگرش در حیطه تحصیلی ۶۳
۲-۱-۵-۶- مؤلفههای نگرش نسبت به مدرسه ۶۴
۲-۱-۵-۶-۱- نگرش نسبت به مدرسه ۶۴
۲-۱-۵-۶-۲- نگرش نسبت به معلمان و کلاسها ۶۴
۲-۱-۵-۶-۳- ادراک خود تحصیلی ۶۴
۱-۲-۵-۶-۴- ارزشگذاری هدف ۶۵
۲-۱-۵-۶-۵- انگیزش / خود نظم دهی ۶۵
۲-۲- پیشینه پژوهشی ۶۶
۲-۲-۱- پژوهشهای داخلی ۶۶
۲-۲-۲- پژوهشهای خارجی ۶۹
۲-۳- جمعبندی ۷۰
فصل سوم: روش تحقیق ۷۲
۳-۱- مقدمه ۷۳
۳-۲- روش پژوهش ۷۳
۳-۳- جامعه آماری ۷۳
۳-۴- نمونه و روش نمونهگیری ۷۳
۳-۵- ابزار پژوهش ۷۳
۳-۵-۱- پرسشنامه انگیزش تحصیلی ASM 74
۳-۵-۱-۱- روایی و پایایی پرسشنامه انگیزش تحصیلی ASM 74
۳-۵-۲- پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون ۷۴
۳-۵-۲-۱- روایی و پایایی پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون ۷۴
۳-۵-۳- پرسشنامه سبکهای فرزند پروری بامریند ۷۵
۳-۵-۳-۱- روایی و پایایی پرسشنامه سبکهای فرزند پروری بامریند ۷۵
۳-۵-۴- پرسشنامه نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R 76
۳-۵-۴-۱- روایی و پایایی پرسشنامه نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R 76
۳-۶- فرایند اجرای پژوهش ۷۶
۳-۷- روش تجزیهوتحلیل ۷۷
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها ۷۸
۴-۱- مقدمه ۷۹
۴-۲- توصیف دادهها ۷۹
۴-۲-۱- توصیف کمی متغیرها ۷۹
۴-۳- آزمون فرضیهها ۸۱
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۹۰
۵-۱- مقدمه ۹۱
۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۹۱
۵-۳- محدودیتهای پژوهش ۹۷
۵-۴- پیشنهادات ۹۷
۵-۴-۱- پیشنهادات کاربردی ۹۷
۵-۴-۲- پیشنهادات پژوهشی ۹۸
منابع و مأخذ ۹۹
پیوست ۱۰۹
مطلب دیگر :
چکیده انگلیسی.۱۱۵
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزش تحصیلی بر پایه تاب آوری ، سبک های والدگری و نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه در دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز انجام شد . روش تحقیق در این طرح همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ و مادرانشان که در مجموع ۲۶۱ نفر بودند و روش نمونه گیری به دلیل پراگندگی جامعه مورد مطالعه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود و حجم آن نیز به روش کوکران محاسبه گردید بنابراین ۱۵۶ دانش آموز دختر و ۱۵۶ نفر از مادران آنها نمونه پژوهش را تشکیل دادند . ابتدا دانش آموزان سه پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (AMS ) ، تاب آوری کونور و دیویدسون CD-RIS و نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R را تکمیل نمودند . سپس مادران آنها پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند را تکمیل نمودند ضمن آنکه پرسشنامه دانش آموز با مادر دارای یک کد بود . پس از تکمیل پرسشنامه ها و استنتاج نتایج از طریق تحلیل رگرسیون ،یافته های پژوهش نشان دادند که بین تاب آوری، سبک والدگری مقتدرانه و انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰۵/۰P< ) و بین سبک والدگری مستبدانه با انگیزش تحصیلی همبستگی معنادار وجود ندارد و بین سبک والدگری سهل انگار و انگیزش تحصیلی رابطه منفی وجود دارد (۰۵/۰P< ) همچنین بین نگرش نسبت به معلم و کلاس، انگیزش/خودنظم دهی، نگرش نسبت به مدرسه، ادراک خود تحصیلی و ارزش گذاری هدف ها با انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(۰۵/۰P< ).
واژه های کلیدی : انگیزش تحصیلی، تاب آوری، سبک های والدگری، نگرش نسبت به مدرسه.
| فصل اول ۱ |
کلیات پژوهشs مقدمهs بیان مسأله s اهمیت و ضرورت s اهداف پژوهش s فرضیههای پژوهش s معرفی متغیرها و تعریف مفهومی و عملیاتی آنها |
۱-۱- مقدمه
در عصر تکنولوژی، علم و دانش مهمترین رکن پیشرفت جوامع به شمار میرود که میتوان از آن تحت عنوان شاخصی مهم، جهت توسعه یافتگی جوامع یاد نمود. وجود انگیزش تحصیلی[۱] در دانش آموزان یکی از دلایل این پیشرفت در آینده خواهد بود، در واقع انگیزش تحصیلی زیرساختی است برای رسیدن به اهداف آموزشی و به دنبال آن توسعه. از نظرگاه دیگر در یک نظام آموزش و پرورش هدفمند که به سوی شکوفایی همه جانبه استعدادها و تواناییهای دانش پژوهان گام بر میدارد، باید کل جریانات دخیل در آموزش را مد نظر قرار داد.
با توجه به این که یکی از وظایف تعلیم و تربیت توانا ساختن نسل آینده در اداره امور و سپردن میراث فرهنگی به آنهاست در واقع این عمل یک سرمایه گذاری محسوب میشود. اگر این نظام نتواند نیروهای انسانی تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصصها و مهارتها به شکوفایی برساند در واقع این امکانات و نیروها به هدر رفته است، لذا تفکر عاقلانه حکم میکند به عاملهای مؤثر و دخیل در رسیدن به شکوفایی دانش آموزان توجه شود؛ بنابراین بررسی انگیزش تحصیلی دانش آموزان به عنوان عاملی مؤثر پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق خواهد بود. انگیزش تحصیلی بهره وری در آموزش و پرورش و یادگیری پایدارتر و عمیق تر را به دنبال دارد و از هدر منابع مالی و انسانی جلوگیری به عمل خواهد آورد.
انگیزش از مباحثی است که همیشه و برای همه روانشناسان و حتی فیلسوفان مطرح بوده و هست. سالهاست که اهمیت انگیزش تحصیلی به عنوان کلیدیترین اصل در یادگیری دانش آموزان مدارس مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. به حدی که مشکل میتوان کتاب یا مجله ای را در زمینه تعلیم و تربیت و مدرسه یافت که بخشی از آن به مسئله انگیزش تحصیلی و یادگیری دانش آموزان اختصاص نیافته باشد.
به طور کلی انگیزش عامل درونی است که فرد را از درون به فعالیت وا داشته و منبعث از نیازهای فرد است (سیف، ۱۳۸۲).
تأملی اندک بر پدیده انگیزش نشان میدهد که انگیزش به ندرت پدیده واحدی در نظر گرفته میشود. دانش آموزان نه تنها در سطوح انگیزش متفاوت بوده بلکه در جهت گیری انگیزش هم متفاوتاند. جهت گیریهای انگیزشی مربوط به نگرشهای اساسی و اهدافی است که باعث انجام کار میشود و در واقع به چرایی عمل و رفتار بر میگردد. مفهوم انگیزش وقتی به کار میرود که قصد تعیین علتها یا تعیین کنندگان رفتار شخص یا اشخاص در میان باشد و پی بردن از این که چه عامل درونی یا بیرونی باعث پیدایش رفتاری خاص در فرد شده است (Deci & Ryan, 2002).
انگیزش تحصیلی بیشترین رضایت خاطر را برای دانش آموز به بار خواهد آورد، آموختن بدون انگیزش غیر ممکن است. پس باید انگیزهها و تقویت کنندگان و دلایل آن را در شاگردان شناخت و نباید این نکته را فراموش کرد که انگیزش هم وسیله است و هم هدف پیشرفت و موفقیت. رفتار و انگیزش دانش آموز بستگی به ویژگیهای شخصیتی دانش آموز، توانایی دانش آموز و عوامل مدرسه ای او دارد (Deci & Ryan, 2002). پس هرگاه در فعالیتهای دانش آموز کاهشی احساس شد و یا چنان که باید و شاید انرژی مصرف نکرد باید به انگیزش او و نقش با اهمیت مدرسه و دست اندرکارانش اندیشید و گرنه تشویق و تنبیه و حتی پند و اندرز مسئله را حل نخواهد کرد.
عوامل مختلفی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان مؤثر می باشد از آن جمله می توان به عوامل شخصیتی و فردی، عوامل خانوادگی و عوامل آموزشگاهی اشاره نمود که در این پژوهش به عواملی ازاین چهار دسته توجه شده که کمتر موردتوجه دیگر پژوهشگران بوده است.
تاب آوری خصوصیتی است خاص نوجوانانی که با وجود مواجهه با استرس و شرایط ناگوار در زندگیشان، تسلیم افت تحصیلی، مشکلات تحصیلی، جسمی و روحی نمیشوند و به پیشرفت و موفقیت دست مییابند (Linqanti, 1992).
سبکهای والدگری یا شیوههای فرزند پروری یکی ازمؤلفه های اساسی در رشد و تربیت فرزندان است و اغلب ارتباط با مهمترین دستاوردهای اساسی در رشد و تربیت فرزندان مانند تواناییهای شناختی و اجتماعی آنها دارد و زمینه ساز بسیاری از ابعاد شخصیتی، نگرشها، احساسات و عادات افراد میباشد.
متغیر دیگری که در این پژوهش به آن پرداخته شده و پژوهشگران خیلی کم به آن توجه نمودهاند نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه است. مدرسه به عنوان یک گروه اجتماعی از افراد مختلفی تشکیل شده است که از نظرتجارب، فرهنگ خاص، شخصیت و ابعاد گوناگون دیگر، با هم متفاوت هستند. تعامل بین اعضای یک مدرسه تا حد زیادی متأثر از جوی است که بر مدرسه حاکم است و با توجه به این که نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه میتواند مثبت یا منفی باشد و این نگرش تحت تأثیر جو مدرسه میباشد لذا متخصصان امر تربیت باید به این مهم توجه خاص داشته و در جهت بهبود شرایط مدارس بکوشند.
در مجموع با توجه به مطالب مطرح شده این موضوع در ذهن پژوهشگر به وجود آمد که در رابطه با عوامل پیش بینی کننده انگیزش تحصیلی پژوهشی انجام دهد. امید است که نتایج این تحقیق بتواند برای ارائه راهکارهای مناسب جهت بهبود شرایط انگیزشی دانش آموزان مثمر ثمر واقع شود.
۱-۲- بیان مسئله پژوهش
مفهوم انگیزش[۲] همواره مورد توجه جوامع بشری به ویژه پژوهشگران و محققان آموزش و پرورش بوده است. انگیزش فرایندهایی است که به رفتار انرژی داده، آنرا هدایت کرده، نگه میدارد (بیابانگرد، ۱۳۸۶). انگیزش ظرفیت ذاتی و طبیعی برای فراگیری مثبت است و نیاز به پرورش یافتن دارد تا بنیان نهادن (مک کومز و پاپ، ۲۰۰۵، ترجمه ابراهیمی قوام آبادی، ۱۳۸۴). انگیزش معمولاً به نیروهایی اطلاق میشود که انتخاب، ثبات، شدت و تداوم رفتار را تعیین میکند و در تعریف به فرایند برانگیختن و نگهداری رفتارهایی دلالت دارد که به سوی هدفی متوجه است (Schunk 2000, به نقل از کدیور، ۱۳۸۲). در کاربردهای آموزشی انگیزش، به تعبیرهای مختلفی از جمله انگیزش تحصیلی برمی خوریم.
انگیزش تحصیلی انگیزه روانشناختی فراگیری است که با اثرگذاری برانواع مختلف فعالیتهای تحصیلی به تمایل فرد برای رسیدن به هدفهای تحصیل اشاره دارد. این سازه با حصول آگاهی از چگونگی تأثیر فرایندهای شناختی انگیزشی شخص روی فعالیتهایی که برای پیشرفت تحصیلی وی اهمیت دارند برآورده میشود، انگیزش تحصیلی باهدفهای ویژه، نگرشها و باورهای خاص روشهای نائل شدن به آنها و تلاش و کوشش فرد در ارتباط است (شهنی ییلاق و همکاران ۱۳۸۴). انگیزش تحصیلی به اعتقاد فراگیران در مورد توانایی خود در کسب موفقیت تحصیلی گفته میشود (Legault et al, 2006). انگیزش تحصیلی تحت تأثیر عوامل مختلفی، از جمله عوامل فردی، اجتماعی، خانوادگی و آموزشگاهی قرار دارد. از جمله عوامل فردی که میتوان به آن اشاره نمود تاب آوری است.
«تاب آوری» یکی از مسائل مطرح در روا نشناسی مثبت است. تاب آوری ظرفیت روبروشدن، غلبه کردن و حتی قوی تر شدن به وسیله تجربه مشکلات یا آسیبها است. درفرایند تاب آوری دو شر ط مهم وجود دارد: ۱. افراد با تهدیدهای مهم یا سختیهای شدید روبرو میشوند، ۲. با وجود سختیها و مشکلات مهم به سازگاری مثبت دست یافته و پیشرفت میکنند (. (Luthar et al, 2000
۲ـ۵ نگرش خواندن .۱۶
۲ـ۶ مدلهای خواندن .۱۸
۲ـ۶ـ۱ مدل بالابه پایین .۱۹
۲ـ۶ـ۲ مدل پایین به بالا .۲۰
۲ـ۶ـ۳ مدل تعاملی.۲۰
۲ـ۶ـ۴ مدل جبرانی تعاملی.۲۰
۲ـ۶ـ۵ مدل پیوندگرا .۲۱
۲ـ۶ـ۶ مدل متوازن ۲۱
۲ـ۶ـ۷ مدل کارایی کلامی .۲۲
۲ـ۷ تعریف مطالعه ۲۲
۲ـ۸ راهبردهای مطالعه ۲۳
۲-۹ تفاوت بین خواندن و مطالعه۲۵
۲-۱۰عادت مطالعه.۲۶
۲ـ۱۱ مولفههای عادت مطالعه۲۸
۲-۱۲ روشهای جدید مطالعه .۳۸
۲ـ۱۲ـ۱ روش SQ3R39
۲ـ۱۲ـ۲ روش SQ6R40
۲ـ۱۲ـ۳روشSQ4R42
۲ـ۱۰ـ۴ روش SQ5R42
۲ـ۱۲ـ۵ روش مردر ۴۳
۲ـ۱۲ـ۶ روش آموزش دو جانبه .۴۴
۲ـ۱۲ـ۷ روش مطالعه مشارکتی ۴۵
۲ـ۱۲ـ۸ روش پرسیدن دو جانبه ۴۶
۲ـ۱۲ـ۹ روش خواندن انتقادی ۴۷
۲ـ۱۳ پیشینههای پژوهش ۴۷
۲ـ۱۳ـ۱ پیشینههای داخل ایران۴۷
۲ـ۱۳ـ۲ پیشینههای خارج از ایران ۵۶
۲-۱۴ استنتاج از پیشینههای پژ.وهش۶۱
فصل سوم: روش پژوهش
۳ـ۱ مقدمه .۶۳ ۲جمعیت آماری.۶۳
۳-۳ نمونهی آماری و شیوه نمونه گیری و تعیین حجم نمونه.۶۳
۳-۴روش تحقیق.۶۴
۳ـ۵ ابزار جمعآوری اطلاعات .۶۵
۳-۶ شیوهی جمعآوری اطلاعات۶۶
۳-۷ شیوه تجزیه و تحلیل داده ها.۶۶
۳-۸ اعتبار و پایایی۶۷
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
۴ـ۱مقدمه..۷۰
۴ـ۲ یافته های توصیفی .۷۰
۴ـ۳ پاسخ به پرسشهای پژوهش.۷۵.
۴-۴ آزمون فرضیه ها۸۵
فصل پنجم:بحث، نتیجه گیری و پیشنهادها
۵ـ۱مقدمه..۹۱
۵ـ۲ نتیجه گیری.۹۲
۵-۳پیشنهادها۹۶
۵-۴ محدودیتهای پژوهش.۹۶
منابع و مآخذ۹۷
پیوستها و ضمائم.۱۰۴
چکیدهی انگلیسی .۱۱۰
چکیده:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین وضعیت نگرش خواندن و عادت مطالعه مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد انجام گرفته است .
روش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش پیمایشی با رویکرد تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه، مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد در سال ۱۳۹۳ که تعداد آنها ۲۸۹۰ نفر بوده و تعداد ۱۲۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرش خواندن ASRA[1] و عادت مطالعه [۲] PSSHIاستفاده شده است و برای تحلیل داده ها و مقیاسهای نگرش خواندن و عادتمطالعه از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است.
یافتهها: یافته ها نشان میدهد بین نگرش به خواندن و عادت به مطالعه مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد تفاوت معناداری وجود دارد.با توجه به نوع متغیرها(هردو کمی) برای مقایسه آنها از آزمونOne-Sample Test استفاده شد با توجه به سطح معناداری متغیرهای موردنظر چون سطح معناداری آن از۰۵/۰ کمتر میباشد و برابر۰۰۰/۰ میباشد نتیجه میگیریم بین نگرش به خواندن و عادت به مطالعه تفاوت معناداری وجود دارد و فرضیه ما مورد تایید قرار میگیرد.همچنین با توجه به یافته های پژوهش نگرانی، سختی و دشواری با میانگین ۳۰/۱ درصد در هنگام خواندن مهمترین عامل شکلدهی نگرش نسبت به خواندن دارد و وضعیت فیزیکی و تندرستی با میانگین۰۳/۱ درصد بیشترین تأثیر در عادت به مطالعه داشته است. درنتیجه، مددجویان ندامت گاههای شهر خرمآباد نیاز به برنامه ریزی برای لذت و سرگرمی ورفع نگرانی، سختی، دشواری، ترغیب و تشویق از سوی دیگران و چگونگی رویارویی با فعالیت خواندن در نگرش خواندن را دارند و نیز مددجویان ندامتگاه شهر خرمآباد برای عادت به مطالعه نیاز به برنامه ریزی و راههایی برای تقویت حافظه، توانایی خواندن، تقسیم بندی زمان، وضعیت فیزیکی و تندرستی، یادداشت کردن، انگیزش و یادگیری دارند .
کلید واژهها: خواندن ، عادتمطالعه، مددجویان، ندامتگاههای شهر خرمآباد، مطالعه، نگرش خواندن
۱-۱مقدمه
از زمانی که خط اختراع شد و بشر توانست اندیشههایش را به شکل ثبت شده نگهداری نماید و به سایر انسانها انتقال دهد یکی از اهدافش خوانده شدن این دانش مکتوب بوده است. بشریت میخوانده و میخواند تا امکان پرورش احساساتش فراهم شود و از این رهگذر آگاهیهای او رشد کند. علاوه بر این شناخت مردمان و فرهنگهای مختلف، یادگیری موضوعات جدید، شروع سبکهای جدیدی از زندگی همه ارمغانهای خواندن هستند. خواندن عملی است که در آن دیدن، شناسایی علائم نوشتاری، تبدیل این علائم به صوت، درک مجموعه علائم و آواها و درنتیجه درک معنا از آن حاصل میشود؛ اما این درک بیهدف صورت نمیگیرد و خواننده گاه به قصد آموختن، زمانی با هدف آگاه شدن و درجایی هم به قصد لذت بردن و پرکردن اوقات فراغت به این عمل روی میآورد که البته هر سه هم میتوانند با هم همراه باشند.(قزل ایاغ ۲۱،۱۳۸۶)
کتاب، یکی از ابزارهای کمال، تفکر، رشد و تعالی انسانی است. از دیرزمان اهمیت مطالعه نزد اهل علم وادب شناخته شده است و درباره آن سخنها گفتهاند. کتاب، حتی در روزگار پیشرفتهای چشمگیر بشر در عرصههای دانش، تمدن و فرهنگ، نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، بلکه جنبههای گستردهتر، تازهتر و جلوههایی پایدارتر یافته است. بیگمان، کسانی که در وادی پیشرفتهای گوناگون، گامهای بلندی برداشتهاند، هرگز با کتاب و کتابخوانی بیگانه نبودهاند، بلکه مطالعه را عنصری اصلی و ضروری دانستهاند. کتابخوانی و مطالعه، سیر دراندیشههای دیگران و گشودن پنجرهای به دنیای ناشناختههاست. مطالعه، پنجرهای به سویاندیشهها، تجربهها، آموختهها واندوختهها است. مطالعه روشمند، مطالعه کتابهای مناسب و شناخت آفات و بازدارندههای مطالعه میتواند دغدغه ذهنی خانواده، اولیای مدرسه و صاحبنظران باشد. بر این اساس، امروزه انتخاب و بهکارگیری روشهای مناسب مطالعه، بحثی جدی است( اشرفیریزی ۱۳۸۷ ، ۵۸ ) . مطالعه، از روزنامه گرفته تا کتب بسیار سخت، یکی از کارهایی است که ما را قبل از هر چیز از تنهایی درونی خارج می کند و رابطهای بین ما و دیگران برقرار میسازد.
( جانسن[۳] ۱۳۸۰ ،۱ )
براساس گزارش کمیسیون خواندن در ایالات متحده آمریکا[۴] عمل خواندن اساس و پایه موفقیت نه تنها در دوران مدرسه و دانشگاه بلکه در سرتاسر زندگی یک شخص است (اندرسون، هایبرت، اسکات و ویلکینسن[۵] ۱۹۸۵).
خواندن به مثابه یک فرایند، روشی برای تفکر و نوعی از تجربه حقیقی در نظر گرفته میشود و مهارتهای پیچیده متعددی را شامل میشود (عبدالکریم و حسن[۶] ۲۰۰۷، ۲۸۵-۲۹۸.) گاهی اوقات به غلط، خواندن را عملی منفصل و بیتحرک مینامند زیرا پیامها را بدانمعنی که یک گوینده یا نویسنده خلق کرده است نمیرساند. اما با این وجود نمیتوان به سادگی پردازش فعال ذهن که همان عمل خواندن است را ناچیز شمرد( خاوری ۱۳۸۳، ۱۱۰)
اگر خواندن در انسان به صورت عادت دربیاید، دیگر ارتباط او با جهان دانش و آگاهی سخت نخواهد بود و بدون هیچ زحمتی خواهد توانست از راه خواندن و مطالعه، درک و
مطلب دیگر :
اندیشه خود را نسبت به جهان هستی رشد و تعالی بخشد( میرحسینی و بهرامی ۱۳۹۱،۱۱۵). بدون وجود عادت صحیح به خواندن، فرصتهای ارتقای شخصی و موفقیتهای شغلی احتمالا محکوم به فنا شدن هستند. پس نباید خواندن را در داخل و حتی در خارج از محیطهای آموزشی یک امر بیاهمیت تلقی کرد. اما امری که پیشتر از ایجاد عادت به خواندن باید انجام بگیرد و برای پیشبرد آن ضروری است، شناخت مؤلفههای مختلف آن است. انواع خواندن، انواع مواد خواندنی، مقدار زمان اختصاص داده شده به خواندن، خواندن در زمانهای متفاوت، مجراهای دسترسی به مواد خواندنی و مکان خواندن همگی جنبههای مختلفی در فرایند خواندن هستند که در ترکیب با نگرشهای یک فرد نسبت به خواندن[۷] مسیر خوانداری[۸] او را شکل میدهند
( گائونا و گونزالس[۹] ۲۰۱۱،۷۳-۵۵).مطالعه به منزله یک مهارت اجتماعی، نردبان ترقی و تکامل هر ملت است. برخی والدین و مربیان تصور میکنند عادت به مطالعه، ذاتی و وراثتی است که فقط برخی به آن رو میآورند و دیگران نمیتوانند اهل مطالعه باشند. شاید به همین دلیل، برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود هیچگونه تلاشی نمیکنند. پژوهشهای اخیر در زمینه تعلیم و تربیت ثابت کرده عادت به مطالعه، اکتسابی است؛ یعنی همانطور که کودکی، خواندن و نوشتن را یاد میگیرد، میتواند مطالعه را هم بیاموزد. پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد. امروزه توجه به کتاب و کتابخوانی، نشاندهنده رشد فرهنگی و ملی هر کشور است و شمار کتابها و نشریههای منتشر شده هر کشور در یک سال، تعداد کتابخانهها، کتابخوانها، نویسندگان، مترجمان و ناشران، معیار اساسی توسعهیافتگی بهشمار میآید. بنابراین، گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی، توسعه کتابخانهها، چاپ و انتشار کتاب و شیوه بهرهگیری از این ابزار بیرقیب فرهنگی، ضرورت رشد و تعالی جامعه است. در این میان، ایجاد رغبت و عادت به مطالعه و کتابخوانی در کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژهای برخوردار است(بابالحوائجی و یزدیانمهر ۱۳۸۹، ۵۳-۳۱)
مطالعه، خواه مفید و خواه مضر، یکی از موضوعهای بسیار برای فعالیت است . درسی که از آن میتوان آموخت هیچگاه پایان نمیپذیرد . همیشه میتوان چیزی راجع به آن گفت. بههمین جهت است که خواندن از کارهای بسیار مهیج است(جانسن ۱۳۸۰، ۶) .
از آن جا که نگرشها نسبت به خواندن به طور مستقیم از باورها و ارزشگذاریهای شخصی، احساسات و عواطف فرد و کنشپذیری و نیات رفتاری وی اثر میپذیرد و نیز اهداف خوانش را ترسیم نموده و در شناسایی و درک محیط پیرامون کمک نموده و از طرفی مطالعه، نگریستن و دقت نظر در چیزی برای فهمیدن و آگاهی یافتن از آن است. از اینرو، همواره مطالعه با نگرش، دقت، فهم و آگاهی همراه خواهد بود و عادت مطالعه موجب یادگیری مادامالعمر می شود. پژوهش حاضر، درصددبررسی نگرشخواندن و عادت مطالعه مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد است تا براساس آن تصمیم مناسبی از طرف مدیریت ندامتگاه برای گسترش فرهنگ کتابخوانی اتخاذ شود.
۱-۲ بیان مسئله
تأثیر خواندن در زندگی مردم به طور گستردهای شیوع دارد. یک خواننده میتواند مهارتهای جدید را فرا بگیرد، با حقایق علمی نوین آشنا شود. او میتواند نسبت به جهان داناییهای بیشتری را کسب کند. بنابراین خواندن این توانایی را دارد تا خواننده را از حالت منفعل به حالت فعال دگرگون کند(تانوسکدی[۱۰] ۲۰۱۱،۸۳). نتایج پژوهشهای متعددی نشان داده اند که مشکلات مربوط به مهارتهای یادگیری و عدم آشنایی دانشجویان با روشهای مؤثر و کارآمد خواندن و در ابعادی گستردهتر مطالعه، در شکست تحصیلی آنها دخیل بوده است. نتایج این بررسیها بیانگر این است که تأثیر خواندن در بهبود فرایندهای شناختی-ادراکی-واکنشی و در نهایت سرنوشت شغلی دانشجویان امری قطعی و مسلم است (کوشان و حیدری ۱۳۸۵ ،۱۸۹-۱۸۵). البته در این بین برخی دانشجویان زمان زیادی را صرف خواندن می کنند ولی خیلی کم در مورد بهبود مهارتهای خواندن فکر میکنند و با همان شیوهای که در دبیرستان میخوانند در دانشگاه نیز میخوانند. آنها به این نکته توجه ندارند که خواندن یک فعالیت پیچیده و یکی از اجزای اساسی زندگی علمی یک دانشجوی باسواد اطلاعاتی است.
کتابخانهها نیز در شکلدهی نگرشهای خواندن و عادت مطالعه نقش دارند. کتابخانهها مکانهایی هستند که در آنها عادت به خواندن کسب میشود. کتابخانهها موفقیت دانشجویان در دانشگاه را افزایش میدهند و به آنها کمک میکنند تا دانش ضروری در مقابله با چالشهای متغیر علمی را به دست بیاورند(اردمار[۱۱] و دمیرل۲۰۰۹، ۲۲۴۰-۲۲۳۳). بررسی تاریخی فرهنگ انسان در همه زمانها گویای این حقیقت است که بین کتابخانه و اجتماع پیوندی استوار وجود دارد بنابراین کتابداران باید بتوانند مواد خواندنی را در
شکلهای مختلف آن در زندگی اجتماعی انسان جدید به عنوان یک وسیله ارتباطی، اطلاعرسانی و تعلیماتی مطرح کنند تا از این رهگذر در شکلدهی عادات و نگرشهای خواندن اثرگذار باشند.
( صمدی ۱۳۸۰).
اما فعالیت پیچیده خواندن همان طور که پیشتر ذکر شد دارای مؤلفه‑هایی است که از آنها تأثیر میپذیرد و شناخت این مؤلفهها در بهبود یا تضعیف خواندن اثر میگذارند. براساس همین مؤلفهها دستهبندیهای مختلفی از اهداف خواندن توسط بسیاری از پژوهشگران انجام گرفته است. یکی از این تقسیمبندیها از آنوبیکو[۱۲] است. وی اهداف خواندن را در ۴ بخش طبقهبندی کرده است. او اولین هدف خواندن را برای لذت، سرگرمی و آرامش میداند. دومین هدف از خواندن در جهت افزایش اطلاعات عمومی انجام میگیرد. وبیکو سومین هدف برای خواندن را کسب دانش ذکر میکند. او خواندن برای کسب دانش را همان مطالعه کردن میداند. در نهایت این پژوهشگر چهارمین هدف از خواندن را ترکیبی از سه هدف بالا عنوان میکند( اوگانرومبی و جیبویگا[۱۳]، ۱۹۹۵).
گروهی که«خواندن آزاد» نامیده میشود و در آن لذت بردن و سرگرم شدن هدف اصلی تلقی میشود و هرچه از آن حاصل میشود برنامه ریزی نشده است و گروه دیگر «خواندن مقید» است که در آن خواننده خود را از ابتدا پایبند اصول خاصی قرار میدهد و درپایان نیز نتیجه کار خود را میسنجد مثل آموختن کاری یا یافتن پاسخ برای سئوالهایی و یا در معرض ارزشیابی قرار دادن خود.(. قزل ایاغ به نقل از توران میرهادی ۱۳۸۶ ،۲۲)
در برخی از متون از این دو نوع کلی خواندن تحت عنوان واحد نگرشها نسبت به خواندن[۱۴] بحث شده است. البته نگرشها نسبت به خواندن و علاقهمندیها نسبت به خواندن خود دو بازوی مفهوم بزرگتری به نام انگیزش نسبت به خواندن[۱۵] میباشند. اگرچه این اصطلاحات در متون مختلف بهجای همدیگر به کار رفتهاند اما دارای تفاوتهای ساختاری هستند. نگرشها نسبت به خواندن را همانطور که پیشتر ذکر شد میتوان احساسات و باورهای یک شخص درباره عمل خواندن تعبیر کرد اما علاقهمندیها نسبت به خواندن به ترجیحات خواندنی افراد از قبیل گونهها[۱۶]، موضوعات و زمینههایی مربوط میشود که یک فرد عمل خواندن خویش را در قالب آنها شکل میدهد و در نهایت انگیزش نسبت به خواندن بیشتر به حالات درونی افراد مربوط میشود که آنها را نسبت به خواندن ترغیب مینماید بنابراین اگر بپذیریم لازمه زیستن در سده ۲۱ میلادی خواندن و نوشتن بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت است و مصادیق آن در همه امور زندگانی از جمله داشتن شغل مناسب، رعایت حقوق شهروندی و مدیریت زندگی شخصی قابل مشاهده است و دربرابر هجوم اطلاعاتی که به سمت انسان میآید خواندن و نوشتن ابزارهایی برای مقابله هستند پس باید در این دو زمینه پژوهشهایی را انجام داد( کلارک و رامبلد[۱۷] ۲۰۰۶). جامعه، متشکل از افرادی هستند که در کنار یگدیگر زندگی می کنند و بر روی باورها و ارزش های یکدیگر تاثیر می گذارند و اگر یک جامعه از سلامت روحی و روانی برخوردار باشد امنیت اجتماعی برقرار بوده و موجب بالندگی و توسعه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی می شود. ناهنجاری های موجود در جامعه یکی از تصاویر نادرست فرهنگی است. وجود ندامت گاه ها حکایت از وجود ناهنجاری است و انجام انواع بزه کاری، پژوهشگر را به این سوال معطوف کرد که خواندن و مطالعه چه تاثیری در کاهش بزه کاری خواهد داشت. بنابراین، پژوهشگر، در صدد پاسخ به این پرسش که وضعیت نگرش خواندن و عادت مطالعه بین مددجویان ندامتگاه شهر خرم آباد چکونه است؟ ونیز، میزان نگرش خواندن و عادت مطالعه و نیز رابطه معناداری با جنسیت، میزان تحصیلات، سن، مدت حبس و نوع بزه آنها مورد بررسی قرار گرفته است .۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش
خواندن به طور فزایندهای موضوع بسیاری از پژوهشهای عملی و نظری بوده است. این پژوهشها حاصل فعالیت پژوهشگران رشتههای متفاوتی از قبیل علوم اطلاعات و دانششناسی، تعلیم و تربیت، علوم اجتماعی و نظامهای اطلاعاتی است. اما علیرغم پژوهشهای بسیاری که در این حوزه انجام گرفته مخصوصاً در ایران نتایج و یافتههای اکثر آنها در حد نظری باقی مانده و عمدتاً منجر به بهبود امر خواندن نشده است. از همین رو پژوهشگران سعی دارند تا از طریق انجام یک بررسی نظاممند به یافته های دقیقی درباره نگرش خواندن و عادت مطالعه مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد دست پیدا کنند و آنها را بهصورت کاربردی به سازمان مسئول یعنی امور فرهنگی و کتابخانه ندامتگاه ارائه دهند تا از این طریق هم در اجرای برنامههای ترویج کتابخوانی و هم در برنامههای مجموعهسازی کتابخانههای ندامتگاهها بازنگریهای لازم صورت بگیرد.
۱-۴ اهداف پژوهش
الف. اهداف اصلی
هدف اصلی این پژوهش نگرش خواندن و عادت مطالعه مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد است.
ب. اهداف فرعی
۱- شناسایی نگرشهای مددجویان ندامتگاه های شهر خرمآباد به خواندن
۲- شناسایی عادت مددجویان ندامتگاههای شهر خرمآباد به مطالعه
۱-۵ فرضیههای پژوهش
معیارها در مدل تعالی سازمان و نحوه امتیازدهی به آنها.۱۷
ویژگیهای نظام ارزیابی عملکرد سازمانی کارآمد .۲۰
مدلهای ارزیابی عملکرد.۲۱
مدلهای طراحی سیستم اندازهگیری عملکرد۲۱
مدلهای تعالی یا جوایز کیفیتی.۳۶
مدلهای تعالی سازمانی..۳۷
پیشینه تحقیقات ..۶۶
الف) پیشینیه داخلی ۶۶
ب) پیشینه خارجی ۶۸
فصل سوم: روش انجام تحقیق۷۱
مقدمه ۷۱
روش تحقیق.۷۳
جامعه آماری.۷۳
نمونه آماری و شیوه نمونه گیری.۷۳
ابزار گردآوری داده ها .۷۴
روایی و پایایی پرسشنامه.۷۶
روش تجزیه تحلیل دادهها۷۸
فصل چهارم: دادههاو تجزیه و تحلیل
مقدمه۸۱
الف : توصیف جمعیتشناختی دادهها. . .۸۲
ب : توصیف متغیرهای تحقیق. .۸۶
ج:تجزیه و تحلیل فرضیههای تحقیق ۸۶
فصل پنجم: خلاصه،نتیجه گیری و پیشنهادها
خلاصه .۹۸
نتایج ۹۹
بحث و تفسیرنتایج ۱۰۰
محدودیتهای تحقیق۱۰۳
الف) محدودیت هایی درکنترل محقق. ۱۰۳
ب) محدودیت هایی خارج ازکنترل محقق.۱۰۳
پیشنهادهای تحقیق.۱۰۳
الف- پیشنهادهای مبتنی برنتایج تحقیق.۱۰۳
ب- پیشنهادهای مبتنی برتجارب محقق۱۰۵
ج- پیشنهادهای به محققان دیگر۱۰۶
منابع۱۰۷
منابع فارسی ۱۰۸.
منابع انگلیسی.۱۱۰.
پیوست. .۱۱۴.
پرسشنامه۱۱۵
خروجی نرم افزار۱۱۹
چکیده انگلیسی
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان کاربست مولفههای مدل تعالی سازمانی EFQM در دانشگاه علوم پزشکی شهرستان گرگان می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از شاخه ی توسعه ای و از لحاظ ماهیت و روش،جزء پژوهش های توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنانی میباشد که در سال ۱۳۹۳ دانشگاه علوم پزشکی گرگان مشغول به کار هستند ، تعداد آنها برابر با ۱۴۹ نفر می باشد. با توجه به حجم جامعه و مراجعه به جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان، حجم نمونه پژوهش برابر با ۱۰۸ نفر در نظر گرفته شد. برای انتخاب نمونههای تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید.
مطلب دیگر :
پایان نامه بررسی اثر رسوراترول در آسیب بیضوی
ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد رابینز(۱۹۹۸) میباشد. این پرسشنامه دارای ۳۲ سوال و ۸ مولفه اصلی می باشد. برای آزمون فرضیه های پژوهش وداده های حاصل از پرسشنامه ها با بهره گرفتن از نرم افزار spss و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که کیفیت فعالیتهای دانشگاه علوم پزشکی گرگان در ابعاد هشتگانه گانه مدل تعالی کیفیت اروپا در وضعیت احتمالا بالاتر از متوسط است.
مقدمه
تحولات مدیریتی اخیر و ظهور مدیریت کیفیت به عنوان شیوه مناسب حضور در دنیای رقابتی، پیامآور این موضوع مهم است که ” مدیریت در قرن بیستم و یکم همانند حرفه پزشکی کاری تخصصی و فوق تخصصی است” و برای این منظور مدیران نه تنها باید با محیط کار خود آشنا باشند و پیچیدگیها و ظرافتهای آن را بشناسند بلکه باید با اشراف به اصول مدیریت و قابلیت کامل در استفاده از ابزارها و فنون مدیریتی مورد نیاز، سازمان خود را اداره نمایند. از جمله مفاهیم جدید مدیریتی که امروزه در بسیاری از کشورهای جهان پایگاه قابل توجهی پیدا کرده است، سازماندهی و بنگاههای مختلف مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته و با ایجاد فضای رقابتی حرکت به سمت بهبود و ارتقا را در آنها تقویت می کند.
گسترش فرهنگ تعالی سازمانی و علاقمندی مدیران و کارشناسان عرصه صنعت و خدمات به بهبود مستمر، منجر به افزایش تقاضا برای استقرار سیستمهای تعالی شده است که از مهمترین این مدلها میتوان به مدلی که بنیاد مدیریت کیفیت اروپا [۱] معرفی است اشاره کرد.
مدل تعالی در صورتی که بدرستی بکار گرفته شود ابزاری کارآمدی است که میتواند مفاهیم و ارزشهای سازمانی، تدوین و اجرای برنامههای راهبردی، بکارگیری روشهای خود ارزیابی، یادگیری سازمانی و بهبود مداوم را در سازمانها نهادینه نموده و امکان شناسایی بهترین فرایندها و انجام بهینه کاوی را فراهم سازد(ادب، ۱۳۹۲).
از این رو، در این پژوهش با نگاهی عملیاتی و کاربردی به مقوله تعالی سازمانی، محقق تلاش دارد میزان کاربست مولفههای مدل تعالی سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی شهرستان گرگان را بررسی نماید.
بیان مسئله
امروزه شاهد تغییر فضای کسب و کار سازمانهای کشور از محیط حمایتی به رقابتی هستیم در چنین محیطی سازمانها برای بقا و کسب موفقیت پایدار نیازمند مدیریت مدبرانه منابع میباشند.مدلهای تعالی سازمانی در این راستا با الگو برداری از شرکتهای موفق در دنیا توانستهاند چارچوبی را برای مدیریت سازمانها در محیط رقابتی ارائه نمایند از جمله این مدلها، مدل ارائه شده از سوی بنیاد مدیریت کیفیت اروشا است که شرکتهای بسیاری در جهان بخصوص در اروپا از آن به عنوان یک الگو مناسب برای راهبری کسب و کار خود استفاده مینمایند. مدل فوق بعنوان مدل جایزه ملی بهرهوری و تعالی سازمانهای کشور انتخاب شده است و سازمانهای ایرانی نیز از آن استقبال خوبی داشتهاند (امیری، ۱۳۸۹).
EFQM اصلیترین منبع تایید کیفیت برای شرکتهای اروپایی به شمار میرود، بطوری که در سال ۲۰۰۴ با موفقیت و دستاوردهای بزرگی برای EFQM همراه بود. مدل تعالی سازمانی به عنوان چارچوبی اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها معرفی میشود مدل تعالی ساختاری مدیریتی است که با تکیه بر اصول و مفاهیم اساسی و توجه داشتن به معیارهای اصلی مدیریت کیفیت جامع و سیستم خود ارزیابی موجبات پیشرفت و بهسازی را فراهم میکند (EFQM، ۲۰۰۶)
سازمانهای متعالی آنهایی هستند که با توجه به افقهای جدید، موفقیت و نحوهی دستیابی به آنها در جهت رضایت ذینفعان خود حرکت میکنند. تداوم این کامیابیها در بهترین شرایط سازمانی مشکل است و در جهانی با رقابتهای شدید و فزاینده ابداعات سریع در عرصهی تکنولوژی، تغییر فرایندها و تغییرات متناوب در عرصههای اقتصادی و اجتماعی به مراتب مشکلتر می کند. با شناسایی این چالشها بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت[۲] برای ترویج رویکردهایی با گسترهی جهانی برای مدیرانی که به دنبال تداوم برتری خود هستند پایهگذاری شد و مدل تعالی را ارائه کرد این مدل بعنوان چارچوبی اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها تلقی میشود و میتواند آنان را به نتایجی پایدار برساند (روزی و فیرنزاده[۳] ،۲۰۰۵).
تجزیه و تحلیلهای فاصله با اهداف با بهره گرفتن از خودارزیابی بر اساس مدل تعالی از طریق بازنگری منظم و نظاممند فرایندهای سازمان و نتایج موجب ارتقای تعالی سازمان میگردد(اکلند، ۱۳۸۶).
ابعاد مدل تعالی در این پژوهش ( رهبری، کارکنان، راهبرد، شراکتها و منابع، فرایندها محصولات و خدمات، نتایج کارکنان، نتایج جامعه و نتایج مشتریان میباشد)، لذا برای ارزیابی دانشگاه علوم پزشکی گرگان جهت شناخت نقاط قوت و زمینه قابل بهبود شرکت که بر اساس آنهای برنامه بهبود تعریف شود و با بهبودهای اجرای برنامه ، رویکردها ارتقاء یافته و اهداف سازمانی دانشگاه علوم پزشکی محقق شود، هر چه بیشتر برای مدیران این شرکت آشکار شده است. با توجه به مطالب بالا این پژوهش بدنبال بررسی میزان کاربست مولفههای مدل تعالی سازمانی در دانشگاه علوم پزشکی گرگان میباشد.
اهمیت وضرورت موضوع تحقیق
مدیران امروزی در جستجوی دستیابی به راه حلی جامع، قابل اعتماد و انعطافپذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود، بتوانند دادههای دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش را بدست آورده و با نگاه به آینده موجبات ارتقا و بهبود سازمان خود را فراهم آورند. یک روش ارزیابی بایستی بتوانند وضعیت کلی سازمان را نسبت به اهداف سازمانی به لحاظ فاصله تا هدف در هر لحظه ارائه نماید. همچنین جایگاه سازمان را در ارتباط با محیط پیرامون (بازار، رقبا و سازمانهای دیگر) مشخص کند (جورج و همکاران[۴]، ۲۰۰۳) .