دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی اثربخشی آموزش تلفیقی بر اختلالات رفتاری، کفایت‌ اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه

۲-۲     مفهوم تلفیق(آموزش تلفیقی) .۱۶

۲-۳    تعریف آموزش تلفیقی.۱۷

۲-۴    اصطلاحات مترداف با تلفیق(یکپارچه سازی) ۱۸

۲ -۴-۱  بهنجارسازی.۱۸

۲-۴-۲   عادی سازی.۱۹

۲-۴-۳   اصل محیط با حداقل محدودیت۱۹

۲-۴-۴   آموزش فراگیر یا فراگیر سازی۲۰

۲-۴-۴-۱  فراگیر سازی کامل.۲۰

۲-۴-۴-۲   فراگیر سازی انتخابی۲۱

۲-۵    انواع تلفیق.۲۱

۲-۶    فلسفه آموزش تلفیقی و فراگیر.۲۲

۲-۷    سیر تاریخی و شکل گیری آموزش تلفیقی.۲۴

۲-۸    الگوی مربوط به آموزش ویژه۲۶

۲-۸-۱    الگوی کلاس ویژه.۲۷

۲-۸-۲    الگوی مدارس رابط۲۸

۲-۸-۳ الگوی آموزش تلفیقی.۲۹

۲-۸-۴ الگوی آموزش فراگیر.۳۰

۲-۹    آموزش تلفیقی و آموزش فراگیر.۳۰

۲-۱۰  عوامل مؤثر در آموزش تلفیقی.۳۳

۲-۱۰-۱ عوامل مربوط به دانش آموز۳۳.

۲-۱۰-۲ عوامل مربوط به همسالان۳۴

۲-۱۰-۳ عوامل مربوط به معلمان۳۵

۲-۱۰-۴ عوامل مربوط به والدین۳۶

۲-۱۱    اهداف تلفیق.۳۶

۲-۱۲    مفهوم اختلال رفتار۳۸

۲-۱۳    ارتباط بین آموزش تلفقی و اختلالات رفتاری.۴۰

۲-۱۴   مفهوم کفایت اجتماعی۴۲

۲-۱۵  عوامل تعیین کننده کفایت اجتماعی.۴۳

۲-۱۶  ارتباط بین آموزش تلفیقی و کفایت اجتماعی۴۴

۲-۱۷  فنون ارتقای کفایت اجتماعی.۴۶

۲-۱۸  مفهوم خود کار آمدی۴۷

۲-۱۹  ابعاد خود کار آمدی۴۹

۲-۲۰  منابع اطلاعاتی خود کار آمدی.۵۰

۲-۲۱  شیوه های افزایش خود کار آمدی.۵۱

۲-۲۲  مراحل رشد خود کار آمدی۵۲


۲-۲۳  ارتباط بین آموزش تلفیقی و خود کار آمدی تحصیلی.۵۳

۲-۲۴  مروری بر پیشینه پژوهشی.۵۵

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

۳-۱  روش تحقیق.۶۶

۳-۲   جامعه آماری پژوهش۶۶

۳-۳   حجم نمونه و روش نمونه گیری۶۷

۳-۴   ابزارهای اندازه گیری۶۷

۳-۴-۱ پرسشنامه اندازه گیری کفایت اجتماعی(SCRQ) 68

۳-۴-۲ پرسشنامه خود کار آمدی تحصیلی(MJSES) .69

۳-۴-۳ پرسشنامه رفتاری کودکان راتر- نرم معلم۷۰

۳-۵   روش اجرا و جمع آوری داده ها۷۰

۳-۶   روش تجزیه و تحلیل داده ها.۷۱

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های پژوهش

۴-۱       مقدمه۷۲

۴-۲       آماره های توصیفی۷۲

۴-۳       بخش استنباطی.۷۵

 

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

۵-۱       تبیین فرضیه ها۸۹

۵-۱-۱    فرضیه اول.۸۹

۵-۱-۲ فرضیه دوم۹۰

۵-۱-۳ فرضیه سوم.۹۱

۵-۱-۴ سئوال پژوهشی.۹۳

۵-۲  محدودیت های پژوهش .۹۳

۵-۳  پیشنهادات پژوهشی.۹۳

منابع۹۵

مقدمه

فراهم نمودن امکانات آموزشی و پرورشی یکسان برای تمام کودکان جامعه از اصول مسلم نظام های آموزشی کشورهاست. جوامع همواره در پی این هستند که کودکان خود را جامعه پذیر بار آورده و تا حد ممکن استعدادهای فطری آنان را شکوفا نمایند. نظام آموزشی که مطمئناً پس از نهاد خانواده بیشترین اثر گذاری را بر روی رشد فرد دارد، در هر جامعه ای با توجه به سطح انتظارات و رشد آن جامعه، مبتنی بر فلسفه وجودی خاص، شکل می گیرد. این فلسفه وجودی خاص تعیین کننده ماهیت زیر بنایی نظام آموزشی و ارزش های حاکم بر آن و اهداف مورد نظر است. در جوامع مختلف دو رویکرد کلی در این زمینه وجود دارد. رویکرد اول بر این دیدگاه استوار است که افراد جامعه از نظر توانایی ها یشان در پیوستاری قرار گرفته اند.  در چنین جامعه ای ایجاد مرزی بین افراد بر اساس توانایی و یا ناتوانی آنها نه تنها غیر عملی است بلکه مغایر با اصول حاکم بر آن جامعه است. در چنین رویکردی این مسئولیت بر دوش جامعه است تا حداکثر امکانات را به نحوی ارائه دهد که هیچ فردی حتی با حداقل توانایی از بستر عادی جامعه جدا نشود. رویکرد دوم مبتنی بر دیدگاه طبقه بندی افراد بر اساس ناتوانی هایشان و سپس ارائه خدمات ویژه در مراکز مخصوص به آن ها است. در چنین جامعه ای، اصول اولیه حاکم بر جامعه ای که اعضاء آن باید از حق یکسان و برابرِ بهره مند شدن از امکانات را داشته باشند، نقض شده و یکپارچگی وجودی افراد ناتوان انکار شده و توانایی های آنها نادیده گرفته شده است. از طرف دیگر این نوع نظام آموزشی بین گروه اقلیت از کودکان جامعه(کودکان دارای نیازهای ویژه) و کودکان عادی همان جامعه شکاف عمیقی ایجاد کرده است که این شکاف نه تنها یک گروه را از شناخت گروه دیگر محروم می سازد، بلکه به شناخت ناصحیح آن ها نیز منجر می شود. با توجه به سیر تاریخی آموزش و پرورش در دنیا رویکرد دوم ابتدا تسلط پیدا کرده و به دلیل وجود تفاوت ها و نیازهای ویژه در گروه اقلیت ناتوان به ناچار آموزش ویژه در

مطلب دیگر :

چگونه با بازاریابی اینترنتی کسب و کار خودم را متحول کردم؟ (قسمت سوم)

 جهت تأمین حقوق افراد ناتوان و برخورداری از آموزش های لازم ایجاد گردیده است تا بتوانند هماهنگ با سایر دانش آموزان مهارت های لازم را کسب نمایند و تبدیل به شهروندانی مؤثر و مفید گردند. با وجود این، بررسی تاریخی نظام های آموزش و پرورش نشان می دهد که اگر چنانچه آموزش ها و برنامه های  ویژه ای  در جهت ارتقاء وضعیت افراد دارای نیازهای ویژه وجود نداشته باشد در تمام زمینه های تحصیلی، اجتماعی، رفاهی و شغلی دچار مشکلات عدیده ای گردیده و از این که تبدیل  به شهروندانی مؤثر و مفید گردند باز خواهند ماند. بنابراین و بنابه دلایل فوق ضرورت احساس        می گردد برنامه ریزی های مدون و جامعی شکل گرفته و روش های  آموزشی کار آمد، نوین و پویا که پاسخگوی نیازهای دائماً در حال تغییر مخاطبان آن باشد اجرا گردد و نتایج آن به صورت دقیق، سنجیده و علمی مورد سنجش قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهد که علیرغم پیشرفت های زیاد در زمینه های تحصیلی، متأسفانه در زمینه مهارت های غیر تحصیلی برای دانش آموزان ویژه سنجش مناسبی صورت نگرفته است. به عبارت دیگر پا به پای سنجش تحصیلی و ایجاد فرصت های آموزشی در زمینه تحصیلی، توجه دقیقی به جنبه های دیگر آموزش اعم از مهارت های زندگی و مهارت های اجتماعی صورت نگرفته است. بنابراین منتقدان در دهه های اخیر به این مسائل توجه ویژه نموده و به انتقاد از آموزش ویژه پرداخته اند و پیشنهادهایی را در جهت بهبود وضعیت این افراد ارائه نموده اند تا به آموزش بهتر، انسانی ترو عقلانی تر منجر گردد. لذا بحث آموزش تلفیقی[۱] و متعاقب آن، آموزش فراگیر مطرح گردیده است. حال بر همین اساس این پژوهش در پی بررسی این موضوع است که آیا دانش آموزان تلفیقی در مقایسه با دانش آموزان عادی و ویژه که ضمن برخورداری و دریافت خدمات ویژه، از مزایای فضای های آموزشی عادی با دانش آموزان عادی هم سن و سال خود برخوردار می گردند از کفایت اجتماعی و خود کارآمدی تحصیلی بالاتری برخوردارند و میزان اختلات رفتاری آنان کاهش یافته است یا نه؟

۱-۲ بیان مسأله:

اجتماعی بودن انسان، جوامع مختلف را به سوی ایجاد ساختارهای اجتماعی، سوق داده است. از سوی دیگر و به تبع این شرایط، نهادهای اجتماعی دیگری نیز با هدف بالا بردن مهارتهای افراد در جهت سازگاری بیشتر با این ساختارهای اجتماعی ایجاد شده است. یکی از این نهاد‌های اجتماعی که با هدف توانمندتر کردن افراد برای حضور بهتر در جامعه و سازگاری بیشتر و استفاده بیشتر از امکانات و تسهیلات به وجود آمده، ساختاری تحت عنوان آموزش و پرورش و نظام آموزشی حاکم بر آن است ( هوسپیان، ۱۳۷۸).

آموزش و پرورش دو بعد مهم دارد که یکی آموزش و دیگری پرورش است که به اعتقاد قریب به اتفاق متخصصان تعلیم و تربیت، اولی (آموزش) در خدمت دومی (پرورش) می‌باشد. طبق تعریف، آموزش و پرورش کوششی است برای کمک به مردم در تحقق شرایط نظری و عملی لازم برای سازگاری موفق با محیط و برخورداری از زندگی سالم (شعاری نژاد، ۱۳۸۱). هماهنگ با این تعریف، اهداف آموزش و پرورش نیز در تمام مقاطع تحصیلی به طور کلی در جهت تأمین، ایجاد و پرورش افراد با کفایت‌های اجتماعی بالا و توانمندی و کارآمدی بیشتر و برخورداری از سازگاری و سلامت جسمی و روانی حداکثری می‌باشد تا به این وسیله ضمن رشد همه جانبه‌ی خود، در جهت رشد و گسترش اهداف عالی انسانی قدم بردارند.

آموزش و پرورش ویژه نیز، به عنوان بخشی از آموزش و پرورش عمومی، در طول حیات خود شکل‌های مختلفی را تجربه کرده است تا در زمینه‌ی آن، کودکان معلول به اهداف کلی و اساسی آموزش و پرورش نائل آیند. با توجه به نیازهای خاص افراد دچار ناتوانی و لزوم برآورده شدن این نیازها، برنامه آموزش ویژه با هدف ارائه خدمات به کودکانی که دارای ناتوانی بوده و ارائه این خدمات در کلاس های عادی مقدور نبوده، شکل گرفت. تفاوت اصلی برنامه‌های آموزش ویژه با برنامه کلاس های عادی مورد توجه قرار دادن تفاوت‌های میان گروهی و میان فردی است (هوسپیان، ۱۳۷۸). علیرغم نظرات و دلایل مثبت برای جداسازی کودکان معلول و جایگزینی آن ها در مدارس ویژه در فاصله بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ حداقل ۵۰ نوع تحقیق در خصوص مفید بودن این کلاس‌ها برای افراد معلول صورت گرفت که نتایج آن ها مبهم و گاه پیچیده بود (کافمن و هالاهان[۲]، ۱۳۷۱). بنابراین منتقدان آموزش ویژه بعد از سال ۱۹۸۰ دو دلیل کلی، برای جایگزینی کودکان معلول در کلاس‌های عادی ذکر کردند که اولی مربوط به رعایت نکات اخلاقی بود و دوم این که بر فرایند آموزشی موقعیت کلاس‌های عادی تأکید کردند(هالاهان و کافمن، ۱۳۷۱). لذا بعد از آن، تغییرات در روش‌های آموزش ویژه صورت گرفت که آموزش تلفیقی کودکان معلول در مدارس عادی، یکی از همین روش‌ها و برنامه‌هاست. تلفیق یک اصطلاح عمومی است که به جایگزینی دانش‌آموزانی که دارای ناتوانی هستند در محیطی که سایر همسالان آنها فاقد ناتوانی هستند، گفته می‌شود یا به عبارت دیگر تلفیق عبارت است از ثبت‌نام در یک کلاس عادی با حداقل غیبت از کلاس، جهت استفاده از برنامه‌های خاص درمانی- آموزشی که ارائه آن ها در یک کلاس عادی باعث بر هم زدن نظم آن کلاس می‌شود. نکته مهم این است که فقط قرار گرفتن در یک محیط مشترک به معنی تلفیق نبوده و برای تحقق آن نیاز به برنامه‌ریزی‌های خاص است. برای مثال تلفیق زمانی عملی می‌شود که تلاش‌هایی توسط معلمان نیز صورت گیرد. تا دانش‌آموزان به طور فعالانه در معرض روابط اجتماعی و یا تحصیلی با همسالان غیر ناتوان خود قرار گیرند (هوسپیان، ۱۳۷۸).

مطابق با دیدگاه فلنر[۳](۲۰۰۲) کفایت اجتماعی پدیده ای پویا و مهارتی ساختمند است که در فرایند ارتباطات فردی و مقایسه های اجتماعی تحقق پیدا می کند. در این روند، افراد با همتا سازی توانمندی های خویش با گروه های همگن و هم سال، زمینه بهبود رفتارها، واکنش ها و روابط خویش با دیگران را مهیا می کنند. از این رو، شکل گیری، ظهور و تداوم این مهارت ها مستلزم حضور مستمر در روابط پویا و فعال بین فردی است و در این راستا بسیاری از مهندسان رفتار در دهه های اخیر، به نقش موقعیت های آموزشی در شکل گیری ادراکات کفایت اجتماعی تأکید ورزیده اند(ریچاردسون[۴]، ۲۰۰۶).

منطبق بر نظریه فوق، در یک دهه گذشته، دغدغه پرورش و رشد توانمندی ها و کفایت اجتماعی در  دانش آموزان دارای نیازهای ویژه مورد توجه سازمان یونیسف[۵](۲۰۰۳) قرار گرفته است و موضوع تلفیق این دانش آموزان با دانش آموزان عادی به طور جد مورد تأکید واقع شده است تا مبتنی بر فضای ارتباطی حاکم بر کلاس های عادی و تنوع محرکات موجود  در این کلاس ها، زمینه تحریک و رشد کفایت اجتماعی و ادراکات خود کار آمدی در دانش آموزان نیازمند آموزش ویژه، مهیا گردد. در این راستا، مطالعات پیگیر اولسون[۶](۲۰۰۱)، گودیانسن[۷](۲۰۰۶) در کشور دانمارک، حاکی از آن است که حضور دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در  کلاس های عادی تأثیرات منفی بر ادراکات خود کار آمدی و کفایت اجتماعی دارد. لکن در شناخت و آگاهی اجتماعی آنها تأثیر مثبت بر جای می گذارد. از سویی یافته های پژوهشی ریبری[۸](۲۰۰۴) و سانتاندر[۹](۲۰۰۵) در کشور اسپانیا، حاکی از آن است که حضور دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در کلاس های عادی در کسب مهارت های ارتباطی و حس کار آمدی در فعالیت های جمعی، نقش مثبت بر جای می گذارد.  از طرفی    نشانه های ناسازگاری اجتماعی و رفتاری تعدیل می گردند. با این حال چیروفی[۱۰](۲۰۰۶) مبتنی بر نظریه خودکار آمدی بندورا[۱۱](۲۰۰۰) عنوان می کند که حضور دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در کلاس های عادی، زمینه مقایسه های اجتماعی را مهیا نموده و لذا ممکن است تأثیر منفی بر ادراکات خود کار آمدی آن ها بر جای گذارد. با این حال، برنارد[۱۲](۲۰۰۴) عنوان می کند که هم حسی و مشارکت جویی دانش آموزان عادی با این دانش آموزان و مدیریت مناسب کلاس های آموزشی قادر است زمینه ی ترغیب اجتماعی را در کلاس های تلفیقی مهیا نماید و از این طریق به حس کار آمدی و کفایت اجتماعی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه تأثیر مثبت بگذارد.

حال با توجه به مطالب ذکر شده، سوال اصلی این است که آیا قرار دادن دانش‌آموزان ویژه و جایگزینی آنها در کلاسهای عادی در قالب برنامه آموزش تلفیقی که خدمات حمایتی (از قبیل معلم رابط، خدمات مشاوره و خدمات توانبخشی) را نیز دریافت می‌دارند مهارتهای اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی آن‌ها را افزایش داده و در بهبود میزان سلامت روانی آنان موثر بوده است؟ به عبارتی دیگر آیا آموزش تلفیقی قادر است تأثیرات مثبت بر کفایت اجتماعی و ادراکات خود کار آمدی دانش آموزان دارای نیازهای ویژه بر جای بگذارد و مشکلات رفتاری آن ها را کاهش دهد؟

۱-۳ اهمیت و ضرورت مسأله:

در راستای تحقق اهداف اجتماعی و اخلاقی نظام آموزش و پرورش و تضمین برابری حقوق انسانی همه ی آحاد بشر، سازمان جهانی یونیسف، در چند دهه اخیر، بر برابری فرصت ها برای همه کودکان تأکید ورزیده و از این رو تحولات بنیادی در کیفیت آموزش کودکان دارای نیازهای ویژه به وقوع پیوسته است. مبتنی بر این تحولات، موضوع تلفیق دانش آموزان دارای نیازهای ویژه با کودکان عادی، به صورت عملیاتی پیگیری گردیده تا این کودکان از مزایای حضور در کلاس های عادی بهره مند شوند. پژوهش های متعددی از جمله ریبری(۲۰۰۴ ) و سانتاندر(۲۰۰۵) در کشور اسپانیا نشان داده اند که حضور این دانش آموزان در کلاس های عادی اثرات مثبت در کفایت اجتماعی و ادراکات خود کار آمدی آنها داشته و از طرفی مشکلات رفتاری آن ها را کاهش می دهد. با این حال برخی از یافته های پژوهشی از جمله اولسون(۲۰۰۱) و گودیانسن(۲۰۰۶) در کشور دانمارک بر اثرات منفی آموزش تلفیقی تأکید نموده اند. از طرفی نظریه پردازان متعددی از جمله برنارد(۲۰۰۴) اثرات مثبت و برخی از جمله چیروفی(۲۰۰۶) اثرات منفی حضور دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در کلاس های عادی را تبیین نموده اند. این نظریات و یافته های پژوهشی متناقض، موجب بروز ابهام در نقش آموزش تلفیقی در توانمندی ها، مهارت ها و ادراکات دانش آموزان دارای نیازهای ویژه شده است. از این رو، رفع این تناقضات و ابهامات می تواند ضرورت انجام پژوهش حاضر را توجیه نماید. از طرفی با توجه به وجود تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و دینی کشورمان با سایر کشورها و کمبود تحقیقات در زمینه آموزش تلفیقی، ضرورت انجام چنین پژوهش هایی بیشتر احساس  می گردد تا با بررسی نتایج به عمل آمده تصمیم گیری های واقعی وعینی مبنی بر تداوم و گسترش آموزش تلفیقی یا عدم تداوم آن به عمل آید. نیز با توجه به پراکندگی دانش آموزان استثنایی در شهرها و روستاهای کشور و عدم امکان ایجاد مدارس ویژه در تمام مناطق، اگر چنانچه مفید بودن روش آموزش تلفیقی تأیید گردد می توان با تغییرات جزئی در مدارس عادی و ایجاد شرایط مناسب، ضمن تضمین برابری حقوق معلولان، نسبت به ثبت نام تعداد بیشتری از آنان در کنار خانواده هایشان اقدام نمود که این مورد نیز ضرورت انجام چنین پژوهش هایی را جهت تصمیم گیر های مفید آتی برای دانش آموزان دارای نیازهای ویژه توجیه می نماید.

۱-۴ اهداف پژوهش

۱-۴-۱ هدف کلی:

ارتباط بین رهبری تحول آفرین مدیران، حمایت سازمانی ادراک شده و رفتارشهروندی سازمانی معلمان شهرستان بهارستان

۱-۶-۲-تعاریف عملیاتی۱۱

۱-۶-۲-۱رهبری تحو ل آفرین و ابعاد آن: .۱۱

۱-۶-۲-۲ حمایت سازمانی ادراک شده.۱۲

۱-۶-۲-۳رفتار شهروندی سازمانی و ابعاد آن ۱۲

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی.۱۳

۲-۱ مقدمه.۱۴

۲-۲رهبری.۱۴

۲-۲-۱ مروری برنظریه های رهبری.۱۵

۲-۲- ۱-۱- نظریه های صفات مشخصه رهبری۱۵

۲-۲–۱-۲ نظریه های سبکهای رفتاری.۱۶

۲-۲-۱-۳-نظریه های اقتضایی۱۶

۲-۲-۱-۴ نظریه رهبری تحول آفرین۱۷

۲-۲-۳رهبری تحول آفرین.۱۸

۲-۳-۱ روند شکل گیری نظریه رهبری تحول آفرین.۱۹

۲-۳-۲ نظریه رهبری پر جاذبه ( فرمند) ۱۹

۲-۳-۲-۱  نظریه رهبری پر جاذبه هاوس۱۹

۲-۳-۲-۲ نظریه رهبری پر جاذبه کانگرو کانیو نگو.۲۰

۲-۳-۳ نظریه رهبری تحول آفرین برنز۲۱

۲-۳-۴ نظریه رهبری تحول آفرین باس.۲۲

۲-۳-۵اﻫﺪاف رﻫﺒﺮیﺗﺤﻮﻟﻲ آﻣﻮزﺷﻲ درﻣﺪارس  ۲۵

۲-۴ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ادراک ﺷﺪه ۲۶

۲-۴-۱ ﺗﻌﺮیف ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ادراک ﺷﺪه۲۶

۲-۴-۲ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ادراک ﺷﺪه.۲۷

۲-۴-۳ اﺛﺮات وﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎی ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ادراک ﺷﺪه.۲۹

۲-۴-۴ﺣﻤﺎﯾﺖ ادراک  ﺷﺪه ازﺳﻮی ﺳﺎزﻣﺎن۳۰

۲-۴-۵ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺩﺭﺍﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﻴﺎﻧﺠﻲ.۳۱

۲-۵ رفتار شهروندی سازمانی.۳۲

۲-۵-۱تعاریف رفتارشهروندی سازمانی.۳۴

۲-۵-۲انواع و ابعاد و رفتار شهروندی سازمانی ۴۱

۲-۵-۳سیاست ها وعوامل تشویق رفتار شهروندی۴۹

۲-۵-۴-ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﺮ رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ  ۵۱

۲-۵-۵- رفتارشهروندی سازمانی معلمان.۵۲

۲-۵-۵-۱ ضرورت پژوهش در باره رفتار شهروندی سازمانی معلمان .۵۳

۲-۵-۵-۳ عوامل موثر بررفتار شهروندی سازمانی معلمان۵۴

۲-۵-۵-۲ ارزیابی رفتار شهروندی معلمان۵۴

۲-۵-۵-۴ نقش رفتار شهروندی سازمانی در مدرسه.۵۶

۲-۵-۵-۵ تفاوت رفتار شهروندی سازمانی معلمان با کارکنان سازمانهای غیر آموزشی۵۸

۲-۶ پیشینه تحقیق۵۹

۲-۶-۲ تحقیقات داخلی.۵۹

۲-۶-۱تحقیقات خارجی۶۰

۲-۷ جمع بندی ونتیجه گیری۶۳

۲-۸ مدل مفهومی پژوهش۶۴

فصل سوم: روش تحقیق۶۶

۳-۱-مقدمه.۶۷

۳-۲روش تحقیق۶۷

۳-۲-۱- هدف تحقیق۶۷

۳-۲-۲- نحوه گردآوری داده ها.۶۷

۳-۳ جامعه آماری.۶۷

۳-۴ نمونه،حجم وروش نمونه گیری .۶۸

۳-۵  گردآوری اطلاعات۶۸

۳-۵-۱ ابزار گرد آوری داده ها۶۸

۳-۵-۱-۱پرسشنامه رهبری تحول آفرین.۶۸

۳-۵-۱-۲ پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده.۶۹

۳-۵-۱-۳ پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده۷۰

۳-۶ روایی وپایایی ابزارها۷۱

۳-۸روش تجزیه وتحلیل داده ها.۷۲

۳-۷ فرایند اجرای پژوهش. ۷۳

۳-۸-۱ آمار توصیفی۷۳

۳-۸-۲ آمار استنباطی۷۳

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها.۷۴

۴-۱ مقدمه.۷۵

۴-۲ یافته های توصیفی متغیرهای مورد پژوهش ۷۵

۴-۳بررسی فرضیه های پژوهش۷۹

۴-۴یافته های جانبی۸۴

فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادها.۸۹

۵- ۱مقدمه ۹۰

۵-۲ یافته های پژوهش.۹۰

۵-۲-۱ یافته های پژوهشی در رابطه با فرضیه اصلی   ۹۰

۵-۲-۱ یافته های پژوهشی در رابطه با فرضیه های ویژه. ۹۳

۵-۳ بحث ونتیجه گیری.۹۴

 

۵-۴ محدودیتهای پژوهش.۹۸

۵-۵ پیشنهادهای پژوهش.۹۹

۵-۵-۱پیشنهادهای کاربردی .۹۹

۵-۵-۲ پیشنهادهای پژوهشی۱۰۰


پیوستها.۱۰۲

پیوست ۱: صفحه اول پرسشنامه پژوهش۱۰۳

پیوست ۲: پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی۱۰۴

پیوست ۳: پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک شده.۱۰۵

پیوست۴: پرسشنامه رهبری تحول آفرین۱۰۶

منابع وماخذ۱۰۷

منابع فارسی.۱۰۸

منابع انگلیسی۱۱۳

چکیده انگلیسی. ۱۲۰

۱مقدمه:

سازمان جز جدانشدنی زندگی انسانهاست. انسانهادر طول زندگی همواره درارتباط باچندین سازمان مختلف می باشند. این ارتباط از قبل از تولد شروع شده و بادوران نوزادی تا رسیدن به سن آموزش،کار و خدمت و دوران پیری وکهن سالی ادامه پیدا می کند و تنها با مرگ است که ارتباط انسان با سازمانها در این دنیا به پایان می رسد. امروزه کوچکترین کارها وفعالیتهای آدمی توسط یک سازمان پشتیبانی می شود که گاهی نبود آن زندگی عادی و روزمره یک فرد را مختل می سازد. در واقع می توان گفت که سازمانی زندگی کردن، عادت بشر امروز شده است. در این بین تغییر وتحولات شگرف علمی و تکنیکی و وجود عرصه مختلف نیازهای بشری، نوبه نو شدن سازمانهای جدید را پدیدار می کند و از طرفی سازمانهای موجود را به سمت نوشدن و تغییر رهنمون می کند. سازمانها برای خود چاره ای جز تغییر مطابق نیازهای رو به رشد و جدیدزندگی ندارند. سازمانهای که نتوانند با این آهنگ پر شتاب حرکت کنند لاجرم ابتدا کوچک شده و درنهایت به مرگ و حذف محکوم می شود. در این بین اثربخشی سازمان بیش از همه از نقش آفرینی کارکنان و مدیران متاثر است. کارکنان با انجام مسئولیتهای فراتراز وظایف تعیین شده در شغلشان به کارایی سازمان کمک می کنند، به این معنی که آنها همکاری های اضافی انجام می دهندکه لازم است و نه پیش بینی می شود، رفتارشهروندی سازمانی[۱]متداول ترین عنوانی است که برای این گونه رفتارهای افزون بر نقش و خیر خواهانه که به اثر بخشی سازمان کمک می کند به کار می رود. مدیران و رهبران نیز همواره نیازمند کارکنانی با ویژگی فوق هستند (پادساکوف، مکنزی، پین و باکراک[۲]،۲۰۰۰).

«رهبری تحول آفرین[۳]رویکری نوین در رهبری است که بر اساس روابط عاطفی و شخصی میان رهبر و زیر دستان استوار است، علاوه بر هدایت انگیزش پیروان جهت عملکرد ورای انتظارات، به احتیاجات و کارهای پیرو به منظور کارایی از طریق انگیزه های علمی یا الهامی توجه دارد، رهبری تحول آفرین، رهبری الهام بخش است که بر دیگران اثر می گذارد تا به عملکرد فوق العاده،غالبا در عرصه تغیییرات سازمانی و در مقیاس وسیع دست یابند و فضای از روشن بینی و شور اشتیاق به وجود آورند، که به طور چشم گیری حس اعتماد، آرمان خواهی و تعهد در پیروان را بر می انگیزد . چنین رهبری ، پیروان خود را بر می انگیزد تا بیشتر دل به کار دهند ،از کار شان بیشتر راضی باشند، تمایل زیادی به تلاش فوق العاده برای دستیابی به موفقیت درزمان چالش خیز، نشان دهند (ایرانژادوپاریزی،۱۳۸۷). تلاش رهبران برای ترغیب پیروان به عملکرد ورای انتطارات زمانی سودمند خواهد بود که ازطرف سازمان نیز حمایتهای لازم دریافت و احساس شود و این حمایتهای به صورتهای مختلف

ازکارکنان و رهبران شود، با به وجود آوردن چنین فضای مساعدی، زمینه لازم برای عملکرد فرانقش کارکنان و خود انگیخته و خود کارآمدی آنها فراهم می شود و منافع این موضوع برای کارکنان، سازمان و در نهایت خواهد بود. لذا به نظر می رسد وجود مدیرانی با نگرش تحول گرا در سازمان های که کارکنان آنها حمایتهای سازمانی را درک کنند، انگیزه لازم برای بروز رفتارهای شهروندی کارکنان وجود دارد.

  ۱-۲ بیان مسئله:

در محیط رقابتی کسب و کار امروز، عمده نگرانی و تکاپوی سازمان ها در جهت بقا و توسعه و پیشرفت فراگیر آنها شکل می­گیرد. در راستای این هدف خطیر، مدیران در پی شناسایی و بهره گیری بهینه از منابع و سرمایه هایی هستند که تحصیل آنها هزینه ها و زحمات فراوانی دارد. پس پیروز این میدان مدیرانی هستند که سرمایه های مذکور را به اثربخش ترین، کاراترین و بهره ورترین طُرق ممکن به کار گیرند. عمده منابع هرسازمانی متوجه منابع انسانی، مالی و فنی آن است که مسلماً سرمایه انسانی تعیین کننده سمت و سوی دیگر سرمایه هاست، زیرا نیروی انسانی است که با توانایی های خود و با برنامه ریزی، دیگر منابع را به خدمت گرفته است. باتمان و ارگان(۱۹۸۳) برای اولین بار از اصطلاح رفتار شهروندی سازمانی استفاده کردند و آن را به عنوان اقدامات بخشی از کارکنان برای بهبود بهره وری و همبستگی و انسجام در محیط کاری می‌دانند که ورای الزامات سازمانی است(هودسن[۴]،۲۰۰۶،ص۷۰) .

ایفای رفتارهای شهروندی سازمانی در سازمانهای آموزشی با توجه به حساسیت بالایی که دارند دو جندان است.  مدارس نیازمند نسل ارزشمندی از معلمان است که مدرسه را موطن خود می دانند و برای تحقق اهداف آن و جامعه، بی هیچ چشم داشتی، فراترازوظایف رسمی ومعین خود عمل کرده، ازهیچ کوششی فروگذار نیستند. امروزه این تلاش های فراتراز انتظار و سودمندرا درادبیات علم سازمان و مدیریت، «رفتارهای افزون بر نقش[۵]» ویا «رفتار شهروندی سازمانی» می خوانند(دیپائولا وشانن موران[۶]،۲۰۰۱).

چه عواملی می تواند بروز رفتار شهروندی سازمانی معلمان را گسترش دهد؟ آیا معلمانی که شغلشان برایشان معنادار است و آن را در محدوده تبحر و قابلیتهای خود می بینند رفتار شهروندی بالاتری دارند؟ آیا اگر معلمان خود را در مدرسه تاثیر گذار احساس کنند و سازمان برای آنها ارزش قائل باشد، رفتار شهروندی بالاتری دارند؟ آیا اگر مدیران مدارس، معلمان را در انجام امور مشارکت دهند و به دغدغه های آنها توجه کند،رفتار شهروندی بالاتری دارند؟ هنگامی که با کارکنان با احترام بر خورد می شود و آنان فرصت بیان اندیشه های خود را داشته باشند و در تصمیم گیریها بیشتر دخالت کنند واکنش های مطلوب و مناسبی از خود نشان می دهند(بین استاک، دمورانویل واسمیت[۷]،۲۰۰۳). به نطر می رسد در مدرسه مدیران نزدیک ترین اشخاص به معلمان و پر قدر ت ترین عامل در مدرسه و نظام تعلیم و تربیت هستند که می توانند بررفتار و  برنامه های معلم تاثیر بگذارد. مدیران با ایفای نقش رهبری اﻣﺮوز ﺑﻪ آﮔﺎﻫﻲ، ﺟﺎﻣﻊ ﻧﮕﺮی، اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﻳﺮی اﻧﺪﻳﺸﻪ و ژرف اﻧﺪﻳﺸﻲ ﺑﺴﻴﺎرﻧﻴﺎز دارﻧـﺪ تا ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ را ﻫﺪاﻳﺖﻛﻨﻨﺪ و ﺳﺘﺎﻧﺪه ﻫﺎی آﻧﻬﺎ را ﻣﻨﺎﺳﺐ اﻧﺘﻈﺎرات ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﭘﻴـﺮوان رﻫﺒـﺮان ﺗﺤـﻮﻟﻲ ﺗﻌﻬـﺪ ﺑﻴـﺸﺘﺮی ﺑـﻪ رﺳﺎﻟﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ، ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻛﺎر ﺳﺨﺖ

مطلب دیگر :

یادگیری ۲۴ زبان زنده دنیا با اپلیکیشن Learn Languages: Rosetta Stone

 ﺗﺮ، ﺳﻄﻮح ﺑﻴﺸﺘﺮی از اﻋﺘﻤـﺎد ﺑـﻪ رﻫﺒـﺮان و اﻧـﺴﺠﺎم را ﻧـﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﻨﺪ. اﻧﺘﻈﺎر ﻣﻲ رود ﻛﻪ رﻫﺒﺮی ﺗﺤﻮﻟﻲ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺷـﺮاﻳﻄﻲ ﺑﻬﺘـﺮ ﺑـﺮای ﻓﻬـﻢ ﭼـﺸﻢ اﻧـﺪازﻫای راﻫﺒﺮدی، رﺳﺎﻟﺘﻬﺎ، اﻫﺪاف و ﭘﺬﻳﺮش آﻧﻬﺎ از ﺳﻮی ﭘﻴﺮوان ﺑﺎﺷﺪ.ﻛﺎﻧﮕﺮ و ﻛﺎﻧﺎﻧﮕﻮ[۸](۱۹۸۷) ﺑﻴﺎن ﻣﻲ دارﻧـﺪ ﻛـﻪ رﻫﺒﺮان ﺗﺤﻮﻟﻲ ﭼﺸﻢ اﻧﺪازی را ﺑﺮای اﻳﺠﺎد اﻳﺪه ﻫﺎ و اﻣﻜﺎﻧﺎت ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺮای آﻳﻨﺪه در ﻃﻲ زﻣﺎن ﺑﺤﺮان و ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺧﻠﻖ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ(ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻣﻮﻏﻠﻲ،۱۳۸۱). رﻫﺒﺮی ﺗﺤﻮﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس رواﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﻲ و ﺷﺨﺼﻲ ﻣﻴﺎن رﻫﺒﺮ و زﻳﺮدﺳﺘﺎن اﺳﺘﻮار اﺳﺖ، ﻋﻼوه ﺑﺮ  ﻫﺪاﻳﺖ و اﻧﮕﻴﺰش ﭘﻴﺮوان ﺟﻬﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮد ورای اﻧﺘﻈﺎرات ﺑﻪ اﺣﺘﻴﺎﺟﺎت و ﻛﺎرﻫﺎی ﭘﻴﺮو ﺑﻪ ﻣﻨﻈـﻮر ﺑﻬﺒﻮد ﻛﺎراﻳﻲ او از ﻃﺮﻳﻖ اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎی ﻋﻤﻠﻲ ﻳﺎ اﻟﻬﺎﻣﻲ ﺗﻮﺟﻪ دارد  ( اﻳﺮان ﻧﮋاد ﭘﺎرﻳﺰی، ص ۲۰۷).

از سویی دیگر « تئوری تبادل اجتماعی[۹] »، به این موضوع می پردازد که افراد وقتی از فعالیت ها و اقدامات هر شخصی سود کسب می کنند، خود را متعهد و ملزم به ادای دین دانسته، سعی در جبران و واکنش متقابل خواهندداشت. بدین ترتیب اگرکارکنان سازمانی حمایت های دریافتی از طرف سازمان خود را در سطحی مطلوب و مناسب احساس کنند، این احتمال وجود دارد که برای ادای دین خود به سازمان رفتارهای مفیدی مانند رفتارهای شهروندی سازمانی، رفتارهای مشتری محور، رفتارهای خدمات محور و غیره ارائه کنند که این موضوع باعث خواهد شدعملکرد سازمان بهبود یابد(هوانگ وهمکاران[۱۰]،۲۰۰۴). با توجه به اینکه کارکنان صفی سازمان ها وظیفۀ مدیریت ارائۀ خدمات سازمان به مشتریان را بر عهده دارند، ارتباط بین وظایف مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی نیز بسیار قوی است. تا کنون پژوهشهای زیادی در مورد ارتباط مدیریت عملکرد با دیدگاه رابطۀ مدیر-کارمند و با دیدگاه کارمند- نقش انجام شده است، اما در این میان، رابطۀ سازمان-کارمند که می تواند تأثیر مهمی بر عملکرد سازمان داشته باشد، کمتر مطالعه شده است. روشا[۱۱]( ۲۰۰۸) و اینگهام[۱۲] (۲۰۰۸)در تحقیقات خود بیان کردند که کارکنان سازمان ها همیشه بر اساس میزان ارزشی که سازمان برای ایجاد رفاه، آسایش و امنیت شغلی آن ها قائل است،اعتقاد درک حمایت و علاقه خاصی به سازمان پیدا می کنند. این اعتقاد و باور تحت عنوان«درک حمایت سازمانی» معرفی شده است(اینگهام،۲۰۰۸،ص۷).

ماکانجی[۱۳](۲۰۰۶) حمایت سازمانی را «تعهد سازمان به کارکنان»تعریف کرده است. حمایت سازمانی ادراک شده حالتی است که بر اساس آن فرد احساس می کند سازمان وی را فردی مهم، برجسته و مفید می داند و به خدماتش نیاز فوری دارد(گنجه سحر و نیسی،۱۳۸۶).

دراین تحقیق با توجه به تغییراتی که در سیستم آموزشی مدارس ، تعداد پایه ها، ایجاد مجتمع های آموزشی با سرپرستی و نقش پررنگ تر مدیران مدارس و برنامه های اجرایی اتفاق افتاده است، تصورات ذهنی معلمان را از شرایط کاری خود را تغییرداده است و آنها سازمان آموزش وپرورش را با سایر سازمانهای دیگر مقایسه می کنند. در شرایطی که مدارس پاسخ گویی نیازهای جامعه نیستند، دغدغه های اقتصادی فرهنگیان و همچنین کمبود امکانات رفاهی و عدم حمایتهای روانی درپاره ای اوقات برخدمت آنان سایه می افکند، کتابهای درسی در بسیاری اوقات قدیمی است و فرایندهای ارزشیابی ناقص است، تاکید پیدا و پنهان برحفظ محوری است و عوامل متعددی فرایند یادهی- یادگیری را تهدید می کند ، درچنین شرایطی این معلم است که می تواند با روحیه تحول گرایی نقش پررنگ خود را ایفا کند و خطاهای مطرح شده را جبران کند.

با توجه به تحقیقات انجام شده در سال­های اخیر در دنیا و با توجه به اهمیت مدیریت تحول آفرین به عنوان سبک مدیریت موفق در سازمان های امروز  و اهمیت حمایت سازمانها در انگیزش کارمندان و نیز بررسی رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یکی از عوامل مهم اثربخشی سازمان ها، تحقیقات اندکی در این رابطه در ایران انجام شده است. در این تحقیق پژوهشگر به دنبال پاسخ دادن به این سؤال است که آیا بین سبک رهبری تحول آفرین مدیران وحمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی معلمان جامعه مورد مطالعه رابطه معنی داری وجود دارد؟

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش:

اﻫﻤﻴﺖرﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ در ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﻜﺎر اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻪ  از  ﻣـﺪارس ﻣﻲ ﺷﻮد، ﻧﮕﺎه ها ﺑﻪ آن ﻣﻮﺷﻜﺎﻓﺎﻧﻪ ﺗﺮ و ﺣﺴﺎس ﺗﺮ ﻣﻲﺷﻮد ﻧﻘﺶ ﻣـﺪارس در ﺗﺮﺑﻴـﺖ ﻧﻴـﺮوی اﻧﺴـﺎﻧﻲ آﻳﻨـﺪه و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻫﻤﻪﻛﺸﻮرﻫﺎ، دﻟﻴﻞ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ اﻧﻜﺎر ﺑﺮ ﻟﺰوم  ﺑﻬﺮه ﻣﻨـﺪی از ﻣﻌﻠﻤـﺎن ﺑﺮﺧـﻮردار از  رﻓﺘـﺎر  ﺷـﻬﺮوﻧﺪی ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎﻻ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. وﻇﻴﻔﻪ ﻣﻌﻠﻤﺎن ارﺗﻘﺎی ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻳﺎدﮔﻴﺮ ی در داﻧﺶآﻣﻮزان از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺪرﻳﺲ اﺳﺖ و ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﭘﻴﭽﻴﺪه ﻳﺎدﮔﻴﺮی ﺑﺪون ﺷﻚ ﻧﻤﻲ ﺗﻮان ﺑﺎ اﻧﺠﺎم وﻇﺎﻳﻔﻲ ﺧﺎص و از ﭘـﻴﺶ ﺗﻌﻴـﻴﻦ  ﺷـﺪه آن را ﺑـﺎ ﻛﻴﻔﻴﺘﻲ ﺑﺎﻻ اﻳﺠﺎد ﻛﺮد(اپلاتکا[۱۴]، ۲۰۰۶). علی رغم اهمیت رفتار شهروندی سازمانی در تمام سازمانها شواهد موجود نشان می دهد که در مدارس کم تر به آن توجه شده است(دیپائولا،تارتر و هوی[۱۵]،۲۰۰۵؛اپلاتکا،۲۰۰۶).

«معلم»عمده ترین نیروی انسانی نه تنها در آموزش و پرورش بلکه در بین سازمانهای کشور است؛ لذا تغییر وتحول در این بخش می تواند منجر به تحولی بزرگ درکشور گردد. در فرایند یادگیری این معلم است که در آخرین حلقه از حلقه های فرایند یاددهی- یادگیری نقش اصلی ونهایی را ایفا می کند. مانند بازیگری که تمام تلاش های نویسنده، تهیه کننده، کارگران، فیلمبرداری، طراح دکور، چهره پرداز و سازمان متوقف بازی هنرمندانه ی اوست تا اثر مناسب بر مخاطب گذارد و تمام عوامل را به هدف نهایی برساند. معلم بازیگر نقش اول در مدرسه است!برنامه ریزی های کلان و خرد در سطح کشور، استان،منطقه و مدرسه همگی متوقف بر نقش آفرینی معلم است. لذا شناخت ویژگی های مطلوب معلمان و بررسی عوامل مختلفی که بر عملکرد آنها تاثیر می گذارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.

توجهی که سازمان به کارکنان نشان می دهد، این احساس را در کارکنان به وجود می آورد که وجود آنها برای آنها برای سازمان مهم است و این موضوع به خصوص در سازمانهای آموزشی که ماهیت فعالیت آنها از از ظرافتهای خاصی برخوردار است و نیاز به ایجاد جوی مناسب توام با اعتماد و آرامش ورفاه ، جهت انجام وظایف در سطحی مطلوب را می رساند، اهمیت بیشتری دارد. مدیران می توانند با مدیریت راهبردی منابع انسانی و ترسیم چشم اندازی الهام بخش و در کنارحمایت های لازم، فضای را به وجود آورند که کارکنان مراکز آموزشی به ویژه معلمان تمایل و انگیزه برای انجام رفتارهای شهروندی داشته باشند. سازمانها و در راس آن مدیران منابع انسانی در مراکز آموزشی، خدماتی، صنعتی و می توانند با مشارکت کارکنان در در تصمیم گیری ها و نزدیک کردن اهداف سازمان به اهداف کارکنان و ارئه خدمات مطلوب به آنها ،زمینه بروز این رفتارهارا در معلمان ایجاد کنند رفتارهای که هم بر منافع سازمان و منافع جامعه تاثیر می گذارد.

اهمیت این پژوهش از چندین جهت قابل بررسی است. هم از جهت عوامل مورد بحث و از از جهت ترکیب و با هم نگری عوامل وهم از نظر افرادگروه ها و سازمانهای که می توانند از آن استفاده کنند. شاید اولین ضرورت و اهمیت این پژوهش را بتوان این گونه بیان کرد که این پژوهش در مدرسه و معلمان صورت می گیرد، اهمیت تغییر و تحول در آموزش و پرورش به اندازه تغییر و تحول در تمام زمینه ها دیگر کشور است.

درمورد حمایت سازمانی درک شده معلمان با مراجعه به سایت پژوهشگاه علوم وفناوری (ایران داک[۱۶])متوجه شدیم که تا به حال پایان نامه ای در مورد حمایت سازمانی درک شده معلمان ثبت نشده است و تعداد مقالات کار شده دررابطه با معلمان نیز بسیار کم است لذا گسترش آن نیازمند تخقیقات بیشتری است. اما درمورد رهبری تحول آفرین آموزشی تعداد بیشتری پایان نامه ثبت شده است.

بعد دیگر این پژوهش مربوط به با هم نگری رهبری تحول آفرین و حمایت سازمانی درک شده معلمان است و بررسی رابطه آنها با یکدیگراست و همچنین رابطه رهبری تحول آفرین وحمایت سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی معلمان است که می تواند راه را برای بررسی علی در این زمینه بگشاید و ضمن اینکه باهم نگری بدیل و نو بوده ودر تحقیقات کشور و جود ندارد. لذا می توان با دستیابی با نتایج این پژوهش، دید بهتری را برای اجرا و پیاده سازی برنامه ها مدارس با در نظر گرفتن ادراک معلمان از حمایت های سازمان و رهبری مدیران مدارس به دست آورد و اقدامات مناسب را به عمل آورد.

در حوزه کلان نتایج این پژوهش می تواند در اختیار مدیران آموزش و پرورش شهرستان بهارستان استان تهران قرار گرفته تا ضمن آشنایی میزان برخورداری معلمان و مدیران از متغیرهای پژوهش، دیدی جامع نسبت به حوزه تحت مدیریت خود پیدا کنند.  با آگاهی از هر یک از متغیرها می تواند برنامه جدیدی را پیشنهاد کنند. در صورتی که معلمان حمایتهای سازمانی را به خصوص از ناحیه رهبران تحول آفرین درک کنند، زمینه مساعد بروز رفتارهای شهروندی سازمانی معلمان فراهم می شود و با تکیه بر این نیروی شایسته، اهداف و برنامه های جدیدی که منجر به کیفیت بخشی به آموزش و بهبود وضعیت مدارس پیشنهاد داد و به اجر در آورد. در صورتی که متغیرهای فوق از میانگین مناسب برخوردار نباشند باید برنامه های جهت بهسازی نیروی انسانی در شهرستان بهارستان صورت گیرد همچنین مدیران مدارس می توانند به صورت مجزا از نتایج تحقیق سود ببرند. آنان ضمن آشنایی با متغیرهای مورد بحث می توانند با دید معلمان نسبت به نحوه مدیریت خود و انتظارات آنها  از سازمان آشنا شوند و نواقص خود را برطرف سازند و تلاش کنند که سازمان آموزش و پرورش و دیگر سازمانهای ذی ربط اقدامات لازم را در جهت برآورده کردن انتظارات معلمان و فراهم کردن شرایط زمینه مناسب برای ایفای رفتارهای فرانقش کارکنان مدرسه فراهم کنند.

۱-۴اهداف پژوهش:

۱-۴-۱ هدف کلی:

شناسایی رابطه رهبری تحول آفرین مدیران وحمایت سازمانی درک شده معلمان با رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان بهارستان

۱-۴-۲ اهداف ویژه:

شناسایی رابطه ویژگی­های آرمانی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان بهارستان

شناسایی رابطه رفتارهای آرمانی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان بهارستان

شناسایی رابطه ملاحظات فردی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان بهارستان

ارائه الگوی مناسب برای افزایش مشارکت مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد

۱-۹- تعریف مفاهیم و واژه های تحقیق ۱۳

۱-۹-۱- تعاریف نظری ۱۳

۱-۹-۲-  تعاریف عملیاتی ۱۵

۱-۱۰- خلاصه فصل ۱۸

فصل دوم: مرور بر تحقیقات انجام شده ۱۹

۲-۱- مقدمه ۱۹

۲-۲- مشارکت ۲۰

۲-۲-۱-تعاریف ۲۰

۲-۲-۲-تعریف و مفهوم مشارکت مردمی ۲۱

۲-۲-۳-پیشینه فعالیت های مشارکتی در ایران ۲۲

۲-۲-۴- درآمدی بر اصول، قوانین و مقررات سازما نهای مرد م نهاد ۲۳

۲-۲-۵- ضرورت و مزایای جلب مشارکت‌های مردمی در روند توسعه ۲۳

۲-۲-۶- دیدگاه امام راحل (ره) درباره مشارکت در فرهنگ جهادی ۲۵

۲-۲-۷- مبانی فلسفی مشارکت ۲۶

۲-۲-۸-پیش‌شرطهای مشارکت ۲۸

۲-۲-۹- الگوهای سازمانی مشارکت شهری ۳۰

۲-۲-۱۰- مشارکت اجتماعی ۳۱

۲-۲-۱۱- مختصری از تبیین نظری مشارکت اجتماعی از منظر جامعه شناختی ۳۲

۲-۲-۱۲-تشکل‌های غیردولتی ؛ کارآمد ترین الگوی مشارکت اجتماعی ۳۳

۲-۲-۱۳- تشکل های غیردولتی در بستر جامعه مدنی ۳۵

۲-۲-۱۴- حیطه عملکرد تشکل های غیردولتی ۳۷

۲-۲-۱۵-ویژگی های سازمان های غیر دولتی ۳۹

۲-۲-۱۶-مشارکت‌های مردمی در سازمان بهزیستی ۴۱

۲-۲-۱۶-۱- بخش مشارکت‌های مردمی ۴۲

۲-۲-۱۷-نقش مشارکت در تحول اداری ۴۴

۲-۲-۱۸-راهکارهای تقویت مشارکت ۴۷

۲-۲-۱۹-چالش ها و موانع مشارکت های مردمی در محرومین زدایی ۴۸

۲-۲-۲۰-راهکارهای عملی افزایش مشارکت مردمی در روند محرومیت زدایی ۴۹

۲-۲-۲۱- عناصر و متغیرهای اثر گذار مشارکت اجتماعی ۵۲

۲-۳- هلال احمر ۵۳

۲-۳-۱- اصول اساسی صلیب سرخ و هلال احمر ۵۳

۲-۳-۲- آشنایی با جمعیت هلال احمر ایران ۵۴

۲-۳-۳- خدمات داوطلبانه ۵۵

۲-۳-۳-۱-آشنایی با مفاهیم ۵۵

۲-۴-۱- معرفی جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد ۵۹

۲-۴- پیشینه تحقیق ۶۴

۲-۴-۱- مطالعات داخلی ۶۴

۲-۴-۲- مطالعات خارجی ۶۷

۲-۵- اصول نظری ۶۹

۲-۶- خلاصه فصل ۷۶

فصل سوم: روش تحقیق ۷۷

۳-۱ مقدمه ۷۷

۳-۲- مراحل انجام پژوهش ۷۸

۳-۲-۱-مراحل اجرایی تحقیق به تفکیک ۷۸

۳-۲-۲- مطالعات انجام شده به تفکیک ۷۹

۳-۲-۲-۱- مطالعه اول ۷۹

۳-۲-۲-۲- مطالعه دوم ۷۹

۳-۲-۲-۳- مطالعه سوم ۸۰

۳-۲-۲-۴- مطالعه چهارم ۸۰

۴-۲-۳- دستاورد های مورد انتظار ۸۰

۴-۲-۳-۱- داوطلبین ۸۰

۴-۲-۳-۲- سازمان داوطلبانه جمعیت هلال احمر ۸۱

۳-۳- روش و طرح تحقیق ۸۱

۳-۴- جامعه آماری ۸۲

۳-۵- روش نمونه‌گیری و نمونه آماری ۸۲

۳-۵-۱- روش نمونه‌گیری ۸۲

۳-۵-۲- نمونه اماری ۸۳

۳-۶- ابزار گرداوری داده‌ها‌ ۸۳

۳-۷- روایی و پایایی ابزار جمع آوری داده‌ها‌ ۸۴

۳-۷-۱-روایی پرسشنامه ۸۴

۳-۷-۲- پایایی پرسشنامه ۸۵

۳-۸- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها‌ ۸۵

۳-۸-۱- ازمون کولموگروف اسمیرنوف ۸۶

۳-۸-۲- آزمون رگرسیون ۸۷

۳-۸-۲-۱-نحوه محاسبه رگرسیون گام به گام ۸۷

فصل چهارم:  تجزیه و تحلیل داده‌ها ۹۰

۴-۱ مقدمه ۹۰

۴-۲- تحلیل امار توصیفی: ۹۱

۴-۲-۱- توصیف وضعیت سنی ۹۱

۴-۲-۲- توصیف وضعیت جنسیت ۹۲

۴-۲-۳- توصیف وضعیت تاهل ۹۳

۴-۲-۴- توصیف وضعیت تحصیل ۹۴


۴-۳- آمار استنباطی ۹۵

۴-۳-۱- فرضیه فرعی اول: عوامل سیاسی بر افزایش مشارکت‌های مردمی جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد تاثیر دارد. ۹۶

۴-۳-۲- فرضیه فرعی دوم: عوامل اقتصادی بر افزایش مشارکت‌های مردمی جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد  تاثیر دارد. ۹۷

۴-۳-۳- فرضیه فرعی سوم: عوامل فرهنگی بر افزایش مشارکت‌های مردمی جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد تاثیر دارد. ۹۷

۴-۳-۴- فرضیه فرعی چهارم: عوامل اجتماعی بر افزایش مشارکت‌های مردمی جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد تاثیر دارد. ۹۸

۴-۳-۵-  تحلیل رگرسیون چندگانه ۹۹

۴-۳-۶- مقایسه میانگین رتبهی موانع با بهره گرفتن از آزمون فریدمن ۱۰۱

۴-۴- خلاصه فصل ۱۰۱

فصل پنجم: خلاصه، نتیجه  گیری و  و پیشنهادها ۱۰۲

۵-۱- مقدمه ۱۰۲

۵- ۲- تفسیر یافته ها ۱۰۳

۵-۳- بحث و نتیجه گیری ۱۰۹

۵-۴- محدودیت های پژوهش ۱۱۰

۵-۴-۱- محدودیت های خارج از اختیار محقق (محدودیتهای کاربردی) ۱۱۰

۵-۴-۲- محدودیت های در اختیار محقق (محدودیتهای پژوهشی) ۱۱۰

۵-۵- پیشنهادهای پژوهش ۱۱۱

۵-۵-۱- پیشنهادهای کاربردی ۱۱۱

۵-۵-۲- پیشنهادهای پژوهشی ۱۱۳

منابع ۱۱۴

پیوست ها ۱۱۹

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی مناسب جهت افزایش مشارکت‌های مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد انجام پذیرفت. عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان عوامل موثر بر افزایش میزان مشارکت‌های مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه مورد بررسی قرار گرفتند. جامعه آماری شامل ۲۲۰ نفر از داوطلبین جمعیت هلال احمر شهرستان مهر و لامرد و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در نظر گرفته شد. در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخت با اعتبار و روایی مورد تایید اساتید و الفای کرونباخ ۸۷/۰ برای جمع‌ آوری اطلاعات میدانی استفاده گردید. ابتدا به وسیله آزمون کولموگروف اسمیرنوف نرمال بودن داده‌ها‌ مورد تایید قرار گرفت و سپس با بهره گرفتن از نرم افزار spss با تعیین ضریب تعیین و رگرسیون گام به گام فرضیات مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها نشان دادند که عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به‌ترتیب اولویت در افزایش مشارکت‌های مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر نقش موثر و مثبت داشتند و عوامل سیاسی قوی‌ترین پیش‌بینی کننده مثبت و معنادار افزایش مشارکت‌های مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر بود، اما عوامل فرهنگی چون میزان خطای بالاتر از ۰۵/۰ داشتند وارد معادله نگردید و نتیجه می‌شود که این عوامل بر میزان مشارکت‌های مردمی موثر نبودند.

کلید واژه: الگوی مشارکت‌های مردمی، فعالیت‌های عام المنفعه، جمعیت هلال احمر.

۱-۱- مقدمه

مشارکت به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و به ویژه توسعه انسانی مطرح است  (عربی، ۲۰۰۰). درواقع، به همین دلیل است که در این حوزه‌ها با توجه به اهمیت عواملشان در افزایش میزان مشارکت‌های مردمی و اجتماعی مطالعات انجام می‌گیرد و عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در هر یک از حوزه‌های مذکور که می‌تواند در میزان مشارکت موثر باشد، مد نظر قرار می‌گیرد.

در دهه اخیر، کشورهای پیشرفته صنعتی، کلید حل برخی از معضلات جوامع خود را دموکراسی مشارکتی، توسعه مشارکتی و اقدامات مشارکتی دیگر دانستهاند؛ به طوری که در کشورهای توسعه یافته مردم از طریق نهاد‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی، کاری و امثال آن در تصمیم‌گیری‌های حوزه‌های کار، علم و تخصص در قالب سازمان‌های رسمی و غیررسمی فعال می‌باشند (جعفری، ۲۰۰۱). از طرفی دیگر، با توجه به گسترش روزافزون علم و تکنولو ژی روز، روند جلب همکاری افراد متفاوت تر از گذشته است و اتخاذ شیوه و روش مناسب در دعوت به عضویت مردم مورد نظر می باشد. گسترش علم و تکنولوژی، افزایش جمعیت و شهرنشینی چالش­های جدیدی روبه روی ما در قرن اخیر قرار داده است؛ به گونه‌ای که برای حل مشکلات و معضلاتی همچون فقر، حوادث و غیره راهی بجز گسترش ارتباطات و مشارکت افراد و گروه‌های اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های خرد وکلان باقی نگذاشته است. رشد تشکل‌ها و نهادهای اجتماعی خرد، داوطلبانه و غیر سیاسی – مانند جمعیت هلال احمر – موجب شکل‌گیری مفهوم مشارکت، شهروند فعال و فضای عمومی و به تبع آن علایق عمومی و هویت اجتماعی مبتنی بر آن علایق می شود که این امر در جوامع جهان سوم که در معرض فشارهای مضاعف، به ویژه فرایند جهانی شدن و رشد علایق منطقه‌ای و محلی، قرار دارند بسیار حیاتی است (داوری و همکاران، ۱۳۸۹). با توجه به این مباحث و با توجه به اهمیت این موضوع، در این فصل به طرح مسأله و اهمیت و ضرورت بررسی مشارکت‌های مردمی و عوامل موثر بر افزایش آن که به عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مربوط است، پرداخته می‌شود.

۱-۲- بیان مسأله

هر جامعه‌ای بالقوه در معرض مخاطرات طبیعی و انسان ساخت قرار دارد. اگر مخاطره‌ای منجر به تلفات انسانی و خسارات مادی شود در آن صورت ما با بحران روبه‌رو هستیم. تجربیات حاصل از وقوع بحران‌ها و بلایا در ایران و جهان نشان داده است که هر چند سازمان‌ها، نهادها و مؤسسه‌های امدادی دولتی و غیردولتی، آمادگی کافی و لازم برای حضور و اقدام به موقع در صحنه‌های آسیب ناشی از بلایا و سوانح را دارند اما به دلایل گوناگون از جمله نبود هماهنگی بین بخش‌ها، تعریف نشدن سامانه فرماندهی سیستم در سازمان‌ها، شفاف نبودن حدود و اختیارات سازمانی، فقدان رهبری متمرکز، اطلاعات ناکافی مدیران درباره علم مدیریت بحران، باعث شده که کشورها در مواجه بلایا، احساس ضعف و ناتوانی کنند(بزرگزاد، ۱۳۹۱ ).

مطلب دیگر :


مفهوم مشارکت از جمله مفاهیمی است که با رویکرد مثبت به آن در عرصه توسعه و پیشرفت همواره، توجه شده و برداشتهای مختلف و متعددی از آن صورت گرفته است. تقریبا تمامی تعاریف و برداشتهای آن بر روی تاثیر مشارکت در توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظردارند(طالبی نژاد، ۱۳۹۱). قرن بیست و یکم را قرن همیاری و مشارکت نام نهاده اند و با هدف شناخت عمیق تر این مفهوم، طبقه بندی های مختلفی از آن ارائه شده است که رایج‌ترین آن مشارکت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می باشد. مشارکت اجتماعی و مردمی از انواع مهم مشارکت محسوب می شود. اگرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعی هستند و بحثی جامعه شناختی به شمار می‌آیند، اما عرصه‌هایی که به عمل متقابل افراد و گروه‌های اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است موضوع مشارکت اجتماعی است. مشارکت‌های محلی، روستایی، شهری، انواع انجمن‌ها، اجتماعات، گروه‌ها، سازمان‌های داوطلبانه و غیر دولتی، حقوق شهروندی در وجوه اجتماعی آن و. از مظاهر مهم مشارکت اجتماعی مردم به شمار می‌رود. (سعیدی، ۱۳۸۱).

جمعیت هلال احمر یکی از نهادهای مسؤول و دخیل در امور مربوط به امداد و نجات است که با تشکیل پایگاه‌های امداد و نجات جاده‌ای، هوایی، ریلی، دریایی، کوهستانی و استفاده از امدادگران و داوطلبان متخصص و امکانات و تجهیزات، در راستای وظایف بشر دوستانه و به عنوان معین دولت، به افراد حادثه دیده کمک می‌کند. یکی از سازمانهای جمعیت هلال احمر، سازمان داوطلبان هلال احمر می باشد. هدف اصلی این سازمان، سازماندهی و بهره‌گیری از خدمات داوطلبان به نفع نیازمندان بوده که برای تحقق آن، سازمان دو وظیفه «جذب نیروی انسانی و مشارکت‌های مردمی» و «ارائه خدمات حمایتی به نیازمندان جامعه» را برعهده دارد. این داوطلبان در چهار گروه مهارت، مشارکت، هدایت و حمایت به عضویت افتخاری این سازمان در می‌آیند. در گروه مشارکت، داوطلبان در فعالیت‌های اجرایی جمعیت مشارکت می‌کنند. داوطلبان گروه هدایت، خدمات فکری و مشاوره‌ای به سازمان ارائه می‌دهند. داوطلبان گروه حمایت، خدمات مادی و مالی ارائه می‌کنند و داوطلبان گروه مهارت نیز اعضایی هستند که خدمات فنی و تخصصی خود را داوطلبانه درجهت اهداف جمعیت به کار می‌گیرند. مطالعه چگونگی مشارکت مردم در امور جامعه بعنوان رکن مهم توسعه سیاسی، اجتماعی و حیات مدنی به بررسی روابط فرد و جامعه، چگونگی درونی کردن ارزشها و هنجارهای مشارکت جویانه، چگونگی استفاده از پتانسیل مشارکت اجتماعی در بهبود و ارتقاء سرمایه اجتماعی، رابطه بین مشارکت و اعتماد و تعلق اجتماعی و کارکرد و نقش مشارکت شهروندان در توسعه و تحول جامعه و مواردی از این دست می پردازد. (طالبی نژاد، ۱۳۹۱).

درواقع، می توان گفت امروزه همه جمعیت های هلال احمر برای هدایت و رهبری فعالیت های خود به داوطلبان وابسته اند و با توجه به اینکه مشارکت مردم در یکی از اصول هفتگانه نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر تحت عنوان خدمات داوطلبانه مطرح شده است؛ این جمعی تها وظیفه دارند با بسیج این منابع عظیم انسانی، مشارکت آنها را سازماندهی و در جهت اجرای وظایف جمعیت، خصوصاً تأمین احتیاجات معنوی و مادی نیازمندان آسیب پذیر در زمان حوادث و یا در شرایط عادی، بهره گیری کنند. این وظیفه در جمعیت هلال احمر کشور به دوش سازمان داوطلبان گذاشته شده است که با شعار توان توانمندان در خدمت نیاز نیازمندان، به فعالیت های عام المنفعه و بشردوستانه می پردازد. بنابراین، تشویق همه اقشار جامعه، به خصوص افراد توانمند، برای انجام این فعالیت ها ضروری است. تفاوت و امتیاز مشارکت مردمی در جمعیت های صلیب سرخ و هلال احمر از سایر مؤسسات حمایتی در این است که صرفاً به منافع و مقدورات مالی توجه نمی شود؛ بلکه استفاده از تجربیات، تخصص ها، دانش و فرصت های داوطلبان نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در نهایت می توان گفت برای موفقیت در به حداکثر رساندن مشارکت مردم در فعالیتها و استفاده از توانمندی افراد، لازم است که انواع روش های جلب مشارکت مورد شناسایی قرار گیرند تا بتوان با بهره گرفتن از روش های مؤثر در برخورد با داوطلبان گروه‌های مختلف برای جلب مشارکت آنها برای رسیدن به اهداف کوتاه و بلند مدت استفاده  شود (داوری و همکاران، ۱۳۸۹).

در این راستا، فرضیه اصلی تحقیق حاضر ارائه الگوی مشارکت مردمی مناسب جهت فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر می باشد. بنابراین، عوامل موثر بر افزایش مشارکت مردمی مورد بررسی قرار گرفته است تا بتواند به این پرسش اساسی پاسخ دهد:

چه عواملی بر افزایش مشارکت‌های مردمی در فعالیت‌های عام المنفعه جمعیت هلال احمر موثر هستند؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

مشارکت پذیری اعضای جامعه به عنوان نیاز اجتناب ناپذیر عصر ما همه ابعاد انسانی را در سطوح مختلف فکری، عاطفی و رفتاری تحت پوشش قرار می دهند. فرایند مشارکت پذیری از رویکردهای متفاوتی قابل توجه است. امروزه مقوله مشارکت مردم شرط توفیق هر نوع برنامه و رهیافت کلان اقتصادی، اجتماعی و توسعه بشمار می رود و علت این امر نیز گستردگی و تنوع زمینه های مشارکت است. بنا براین، هرگز نمی توان به برداشتی محدود از مفهوم فراگیر مشارکت اکتفا کرد. لذا مشارکت، کنش هدفدار، ارادی، اختیاری وارزشی بین کنشگر و زمینه اجتماعی و محیطی او به منظور نیل به هدف معین و مشترک است، همان طور که ملاحظه می‌شود و در این تعریف ارادی بودن مشارکت مورد تأکید است که در نتیجه مشارکت کننده را از حالت غیر فعال خارج می سازد، مشارکت شامل فعال بودن موقعیت و امکان تحت تأثیر قرار گرفتن فرد در آن موقعیت است که در این صورت این امر چیزی بیش از سهم داشتن است به عبارت دیگر روش های مشارکتی باید به عنوان مجموعه ای از ابزار ضروری دیده شود که می توانند مکملی برای دیگر روش های پژوهش و توسعه متداول باشند و نه جایگزینی برای آنها. هدف از مشارکت، توانمند سازی افراد برای مشارکت خود جوش است در واقع مشارکت فرایندی است که موجب تحرک بخشی منابع محلی، بکارگیری گروه‌های متنوع اجتماعی در تصمیم گیری، درگیری مردم محلی در تعریف مشکلات، جمع‌ آوری و تحصیل اطلاعات و اجرای پروژه ها می‌شود. واژه مشارکت با توجه به معادلش در زبان انگلیسی [۱] و در مجموع می توان جوهرۀ اصلی آن را درگیری، فعالیت و تأثیر پذیری دانست. مشارکت در زبان فارسی در قالب مفاهیمی از قبیل همکاری، تشریک مساعی، تعاون، مبادله افکار و. به کار رفته است. از بعد جامعه شناختی، مشارکت به معنی تعلق فرد در گروه و سهمی که در آن دارد تلقی می گردد و همچنین به معنی شرکت فعالانه در گروه در جهت به ثمر رسانیدن یک فعالیت اجتماعی است. با تدبر در آیات نورانی قرآن و احادیث متعدد نبوی و ائمه اطهار علیهم السلام این نتیجه حاصل می‌شود که دین مبین اسلام بیشتر از سایر ادیان به امر کمک و مساعدت به نیازمندان تأکید و توصیه نموده است با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی معمار کبیر انقلاب با توجه به آرمانهای مقدس نظام حضور مردم و مشارکت آنان را زمینه ساز توفیق و سربلندی نظام جمهوری اسلامی در تمامی عرصه ها تبیین فرمودند و از آنجائی که کمک به محرومین و محروم نوازی از ارزشهای دین مبین اسلام است و این ارزش عطر هدایت قرآن و بوی دل انگیز ولایت عدالت پرور ائمه معصومین (ع) را برای مسلمین تداعی می کند، مشارکت مردم را در زدودن فقر و محرومیت امری اساسی و تعیین کننده تشخیص و بر همین اساس سازمان هلال احمر را جایگاهی برای سازماندهی ارزش های اعتقادی و تعمیق آن در رفتار و بینش افراد جامعه و تلاش برای تحقق عملی اهداف و دستورات دینی و باورهای فرهنگی و هدایت این عمل ارزشی در بین مردم کشورمان در جهت مشارکت آنان در این عرصه تبیین فرمودند. در مورد نقش مشارکت‌های مردمی در توسعه، می توان اذعان نمود که توسعه به مثابه یک تحول تاریخی تعریف می‌شود که این تحول همه جنبه های زندگی را در بر می‌گیرد و دارای ابعاد متفاوت است. ابعاد متفاوت این تحول تاریخی شامل جنبه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و زندگی می‌شود. بنابراین، توسعه شامل یک نوع پیشرفت که عبارت است از تحول و دگرگونی از وضعی به وضع دیگر و یا تغییر ساختار ماهیت و عملکرد در جهت یافتن روند بهره وری همه اقشار جامعه از منابع و امکانات موجود و تلاش و مشارکت کلیه افراد در تسریع و انطباق توسعه با نیازها و حرکت در جهت یافتن محتوی مطلوب به ویژه بهره مندی اقشار کم درآمد و محروم از دستاوردهای توسعه و توزیع مطلوب درآمدها و تحقق عدالت اجتماعی است (عبدلی، ۱۳۹۰).

مشارکت‌های مردمی در سازمان هلال احمر به عنوان حلقه واسط بین خیرین و نیکوکاران با محرومین و نیازمندان جامعه با توجه به ضرورت حفظ عزت نفس و حرمت محرومین، نیات خیر مردم را در جهت کمک و مساعدت به افراد نیازمند عملی می سازد. بدین سان مشارکت‌های مردمی و فعالیت‌های این حوزه در معاونت مشارکت‌های سازمان هلال احمر)  بصورت کمی و کیفی با فراهم نمودن زمینه های اجرایی لازم مطابق با قابلیتها و پتانسیل های بالقوه و بالفعل موجود در کشور به منظور تقویت و توسعه امور مشارکت‌های مردمی متناسب با سیاستها و روند آتی حوزه مورد توجه می باشد به گونه ای که با شناخت بیشتر پیرامون قابلیتهای محیطی، برنامه ریزی علمی وکاربردی با بهره گیری از نقطه نظرات افراد صاحب نظر درصد است تا حداکثر بهره برداری لازم را در توسعه فرهنگ مشارکت و جذب کمکهای مردمی از طریق شیوه نوین طرح تحقیقاتی شناسایی خیرین و ارتباط معنا دار با مخاطبین در اجرای طرحهای مختلف حوزه گامی مؤثر برداشته شود. با عنایت به اهمیت مشارکت‌های مردمی در امور رسیدگی به وضعیت نیازمندان جامعه، سازمان هلال احمر برای توسعه این امر اقدام به ایجاد ((حوزه مشارکت‌های مردمی)) نموده تا به این ترتیب با بهره گرفتن از مجموعه ای ارگانیک در سطوح صف و ستاد، هدایت برنامه های فقر زدایی و خود اتکایی محرومان جامعه را با مشارکت مردم در دست بگیرد. در این نظام مشارکت مردم جایگاه ویژه ای دارد. نگرش بوجود آمده در مجموع  بر اساس تحلیل و ارزیابی صورت گرفته از برنامه های سوم و چهارم توسعه نوید دهنده ابعاد فکری گسترده تری در تعامل با مردم و مشارکت آنان در عرصه های مختلف فعالیت‌های امداد امام است. در این رهگذر می توان بصورت خاص سیاستهای مد نظر در حوزه‌های اشتغال، مسکن و امور آموزش و فرهنگی خانواده ها را نام برد (اساسنامه جمعیت هلال احمر، ۱۳۸۸).

همچنین سایر فعالیت‌های سازمان گویای این واقعیت است که متناسب با ساختار مردمی سمت و سوی اهداف و شیوه های دستیابی به آنان نیز متوجه مردم گردیده که قطعاً چنانچه ساز و کارهای اجرایی نیز در دستیابی به اهداف مورد نظر طراحی و مورد عمل قرار گیرد و از استحکام لازم برخوردار باشد، نتایج ارزشمند و قابل قبولی را پدید می آورد. در بخش مشارکت‌های مردمی :

اثر بخشی آموزشی رفتاری بر مهارتهای ارتباطی و اضطراب امتحان دانش آموزان دختر دوره متوسطه در شهر بمپور

جامعه آماری ۴۵

نمونه و روش نمونه گیری ۴۵

ابزار گردآوری اطلاعات ۴۶

روش اجرای پژوهش ۴۷

روش تجزیه تحلیل آماری ۴۸

ملاحظات اخلاقی ۴۹

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۵۴

الف)یافته های توصیفی ۵۱

ب) یافته های استنباطی ۵۳

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۶۷

خلاصه پژوهش ۶۴

بحث و نتیجه گیری ۶۵

محدودیت های تحقیق ۶۷

پیشنهادهای پژوهشی ۶۸

منابع ۷۳

پیوست ۷۵

چکیده انگلیسی ۸۶

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی آموزش رفتاری به شیوه گروهی بر مهارتهای ارتباطی و اضطراب امتحان دانش آموزان دختر دوره متوسطه در شهر بمپور به مرحله اجرا در آمده است. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با بهره گرفتن از طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بوده است. جهت انتخاب نمونه آماری از بین کلیه دانش آموزان از میان دبیرستان­ها، دبیرستان قدس به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه اضطراب امتحان ابواقاسمی و همکاران (۱۳۷۵) و مهارتهای ارتباطی جرابک (۲۰۰۴ ) در بین آنها اجرا گردید. آنگاه ۳۰ نفر از دانش آموزانی که در اضطراب امتحان نمره بیشتر و در مهارت ارتباط نمره کمتری گرفته

 بودند، را به دو گروه ۱۵ نفری تقسیم و هرگروه را بصورت تصادفی بعنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شد.  گروه آزمایش از آموزش گروه درمانی رفتاری برخوردار شدند، ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت ننمودند. پس از پایان دوره آموزش، مجددا پرسشنامه های مزبور اجرا شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه­ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. در سطح آمار توصیفی از آماره­هایی نظیر میانگین و انحراف معیار استفاده شده است. در سطح آمار استنباطی از آزمون­ تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب امتحان موثر می باشد و همچنین آموزش رفتاری به شیوه گروهی بر افزایش مهارت های ارتباطی موثر می باشد. آموزش رفتاری به شیوه گروهی بر افزایش ابعاد مهارت های ارتباطی (درک پیام، بینش، قاطعیت) موثر می باشد.

کلیدواژه ها: آموزش رفتاری به شیوه گروهی ، مهارتهای ارتباطی ، اضطراب امتحان

 

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

اضطراب[۱] واکنش طبیعی و سالم انسان است. بسیاری از نظریه پردازان عقیده دارند که اضطراب حالت تکامل یافته ای است که ما را از خطرات قریب الوقوع آگاه می سازد تا بتوانیم با آن خطرات مقابله کنیم . با وجود این، اگر شدت یا مدت زمان حالت اضطرابی زیاد باشد یا بدون علت خاص رخ دهد ، ممکن است واکنشی بیمارگونه و نابهنجار باشد (کارتر[۲]، ویلیمس و سیلورمن[۳]،۲۰۰۸). در واقع ما می توانیم اضطراب را به عنوان احساسات نگرانی ، خطر تهدید و تردید تعریف کنیم که با بی قراری و تنش همراه می شود. علاوه بر این ، اضطراب با ویژگی های جسمی، مثل تپش قلب، عرق کردن و فشار خون مشخص می شود (آلپرت[۴] و هبر[۵] ،۲۰۰۵).

اگر فرد دانشجو یا دانش آموزی، با شنیدن خبر شروع امتحان، دیدن برنامه امتحانی، یا در هنگام امتحان دادن، تشویش پیدا کند و از خود دلهره نشان دهد، می توان از “اضطراب امتحان[۶]” سخن به میان آورد (بیوچمن[۷]،۲۰۰۸). پژوهش هایی که در این زمینه به عمل آمده است، نشان می دهد اضطراب امتحان با کاهش کارآمدی تحصیلی همراه است (مهرابی زاده[۸]، ابواقاسمی، نجاریان، شکرکن[۹]، ۲۰۰۰). به خصوص افرادی که اضطراب بالایی دارند، حاصل کمتری از امتحان نصیبشان می شود. نکته اصلی این کاهش امتیاز در این است: فرد مضطرب موقعیت های امتحانی را به منزله تهدیدی نسبت به خود و حرمت خویش به حساب می آورد و به نتایج نامطلوب خود نگران می شود (مهرابی زاده و همکاران، ۲۰۰۰). اضطراب امتحان به عنوان یک پدیده متداول و مهم آموزشی، رابطه منفی تنگاتنگی با عملکرد و پیشرفت تحصیلی میلیون ها دانش آموز و دانشجو دارد (بیابانگر[۱۰]، ۲۰۰۳). این پدیده مهم “شناختی – هیجانی[۱۱]” که نقش منفی بسزایی در عملکرد تحصیلی نوجوانان و جوانان ایفا می کند، مدت هاست که مورد توجه روان شناسان قرار داشته است. در واقع، اضطراب امتحان نوعی احساس “خود- کم انگاری[۱۲]”  است که فرد درباره توانایی خود تردید داشته و منجر به ارزیابی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش های فیزیولوژیکی نامطلوب و افت تحصیلی می شود (هاشمی، شعیری، ملامیرزایی، پروری، شه مرادی، ۱۳۸۳). براساس برآورد پژوهشگران در پژوهش های مختلف میزان شیوع اضطراب امتحان در دانش آموزان ۱۰ تا ۳۰ درصد گزارش شده است (هیوبرتی و دیک[۱۳]، ۲۰۰۶). این برآورد در ایران برای دانش آموزان دبیرستانی ۲/۱۷ درصد گزارش شده است (ابوالقاسمی، گلپور، نریمانی، قمری، ۱۳۸۸). با توجه به شیوع زیاد اضطراب امتحان در دانش آموزان، مداخله رفتار درمانی در کاهش اضطراب امتحان ضروری است. در میانه های دهه شصت پژوهشگران برای درمان اضطراب امتحان از روش های تن آرامی استفاده می کردند. در دو دهه اخیر از روش های رفتاری در کاهش اضطراب امتحان بیشتر استفاده شده است. اخیرا” مداخله های رفتار درمانی در کاهش اضطراب امتحان بسیار مؤثر واقع شده است.

مفهوم رفتاردرمانی اولین بار توسط آیزنک ابداع شد. این مفهوم بر کلیه روش های درمانی که هدف آن ها، تغییر رفتارهای کنونی است، دلالت دارد. برخلاف روان کاوی،

مطلب دیگر :

شکست انسان در برابر برنامه هوش مصنوعی پژوهشگران چینی در تست IQ

 در رفتار درمانی، افشاء و تحلیل تعارضات روانی ناهشیار مورد توجه قرار گرفته نمی شود. رفتاردرمانی، کاربرد بالینی نتایج آزمایشات رفتاری است که بر پایه تئوری های یادگیری مانند شرطی سازی کلاسیک و عامل بنا شده است(کاظمیان مقدم، مهرابی هنرمند، سودانی،۱۳۸۷ ). نکته مهم در رفتاردرمانی تغییر رفتار توسط آموزش رفتارهای جدید، اصلاح رفتارهای گذشته و حذف رفتارهای نامطلوب می باشد. هر نشانه اختلالات روانی، روش درمانی متفاوتی را ایجاب می کند. به عنوان مثال برای درمان فوبی (ترس مرضی از موقعیت و یا شی) از روش حساسیت زدایی منظم استفاده می شود( امیری،۱۳۸۴).

کاظمیان مقدم و همکاران (۱۳۸۷) اثربخشی روش حساسیت زدایی منظم را در اضطراب امتحان و کارکرد تحصیلی بررسی کردند. نتایج پژوهش انها نشان داد که روش حساسیت زدایی منظم باعث کاهش اضطراب امتحان و افزایش کارکرد تحصیلی دانش آموزان دختر گروه آزمایشی، با گروه کنترل، می شود.

هروی، جدید میلانی، رژه، ولایی(۱۳۸۳) تأثیر آموزش تمرینات تن آرامی را بر سطح اضطراب امتحان دانشجویان بررسی کردند. نتایج نشان داد که تمرینات تن آرامی موجب کاهش اضطراب امتحان دانشجویان می شود. در مجموع نتایج نشان می دهند که روش های درمانی مختلف در کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی مؤثرند.

ارتباط فرایند انتقال پیام ها ، ایده ها، حقایق ، عقیده ها ،اطلاعات و نگرش ها از یک شخص به شخصی دیگر است که اجازه می دهد اطلاعات و ایده های انتقال یافته به عمل تبدیل گردد. ارتباط بین کارکنان محیط آموزشگاه و دانش آموزان شامل تعامل متقابل بین کارکنان محیط آموزشی و دانش آموزان در امر آموزش به دانش آموزان برای دستیابی به یک هدف مشترک آموزشی است. دانش آموزان به عنوان عضوی از محیط آموزشی باید خود را در ارزیابی و اجرای طرح های آموزشی دخیل بدانند. این ارتباط باید بر چارچوب ارتباط باز، صداقت و احترام دوطرفه و براساس اختیارات و توانایی ها و مسئوایت های دو طرفه برای کمک به تصمیم گیری های مشترک باتوجه به منابع ،امکانات و اهداف موجود و در جهت رفع مشکلات آموزشی برقرار شود( ماوردی جاغرق،۱۳۸۸).

این مهارت شامل توانایی ابراز احساسات و مهار انها و نیز کنار آمدن با هیجانات و عواطف دیگران است توانایی درک و معنای حقیقی پیام های کلامی و غیر کلامی و دریافت و ارسال واضع پیام از ارکان دیگر مهارتهای ارتباطی تلقی می گردد. فاکتور مهم دیگر در مهارتهای اجتماعی قاطعیت وفعال بودن ارتباط است که به توانایی ابراز عقاید واحساس فرد اطلاق می گردد. توانایی دفاع از عقاید ونظرات خود و پافشاری بر دیدگاه های منطقی ومعقول خویش از جمله فاکتورهای مهم دیگر مهارتهای ارتباطی می باشد.-در این راستا بایدگفت که مهارتهای ارتباطی به منزله آن دسته از مهارتهای هستند که به واسطه انها افراد می توانند در گیر تعاملها بین فردی و فرایند ارتباط شوند؛یعنی فرایندی که افراد در طی آن،اطلاعات افکار واحساسهای خود رااز طریق مبادله پیامها ی کلامی وغیر کلامی با یکدیگر در میان می گذارد(بروکسی وهیث ،۱۹۹۳نقل از ماوردی جاغرق،۱۳۸۸). این مهارتها مشتمل بر مهارتهای فرعی یا خرده مهارتهای مربوطبه «درک پیامهای کلامی وغیر کلامی»،«نظم دهی به هیجانها »،«گوش دادن»،«بینش نسبت به فرایند ارتباط»و«قاطعیت در ارتباط »است که اساس مهارتهای ارتباطی را تشکیل می دهد(مجدیان حسین آبادی ،۱۳۸۷).

این مهارتها از چنان اهمیتی برخوردارند که نارسایی انها می تواند با احساس تنهایی ، اضطراب اجتماعی، افسردگی، حرمت خود پایین ، و عدم موفقیت های شغلی و تحصیلی همراه باشد (استوار،۱۳۸۹).

بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده، هدف پژوهش حاضر تبیین اثر بخشی آموزش رفتاری به شیوه گروهی بر مهارتهای ارتباطی و اضطراب امتحان دانش آموزان دوره متوسطه است. یعنی احتمالا با بهره گرفتن از فنون رفتار به صورت گروهی می توان سطح مهارتهای ارتباطی دانش آموزان مورد مطالعه را افزایش و میزان اضطراب امتحان آنان را کاهش داد.

بیان مسئله

اضطراب امتحان یک پدیده جهانی است. این پدیده یک مشکل آموزشی مهمی است که سالانه میلیونها دانش آموز را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد (هیل[۱۴] ۱۹۸۴، کاظمیان و همکاران، ۱۳۸۷). اکثریت تحقیقات انجام شده در پنجاه سال اخیر بیانگر اهمیت و توجه خاص کشورهای مختلف به این پدیده است. اضطراب امتحان یک واکنش هیجانی ناخوشایند به موقعیت ارزیابی است. این هیجان با احساس ذهنی از تنش ،تشویش و برانگیختگی سیستم عصبی خودکار مشخص می شود (دیفین[۱۵]،۲۰۰۴). اضطراب نقش مخرب و باز دارنده ای در سلامت روانی و تحصیلی دانش آموزان ایفا می کند. به طور کلی اضطراب امتحان به عنوان تجربه ای ناخوشایند به درجات مختلف کسب معلومات، چگونگی پیشرفت و بروز خلاقیت ها و استعدادها را تحلیل می برد و بدین سان ، مانع رشد و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می گردد (ایلوت و مک گرگور[۱۶]،۲۰۰۳). نتایج پژوهشهای مختلف نشان داده است میزان اضطراب امتحان در دختران بیشتر از پسران است دختران اضطراب امتحان را با شدت بیشتری تجربه می کنند (ماریا و نیوا[۱۷] ،۱۹۹۹؛ به نقل از ایلوت و همکاران،۲۰۰۳).

برخورداری از مهارتهای اجتماعی و ارتباطی از ضرورت های مهم و اساسی برای یک زندگی اجتماعی و شغلی اثر بخش می باشد. با توجه به اینکه دانش آموزان در تعادل مستمر با محیط مدرسه ،همکلاسان و کارکنان مدرسه هستند مهارتهای اجتماعی و ارتباطی مناسب می تواند این تعامل ها را در جهت اهداف آموزشی اثر بخش نماید.

مهارتهای ارتباطی یکی از اساسی ترین مهارتهای زندگی فردی می باشد. این مهارت به دنبال شناخت رفتار ،افکار و احساسات افراد است تا بتوان ارتباطی راحت تر با دیگران برقرار کرد. مهارتهای ارتباطی نیز به عنوان یکی از دیکر مهارتهای مورد نیاز در زندگی ، ارتباط نزدیکی با مهارت اجتماعی دارد. چرا که هر دو به دنبال ایجاد ارتباط و درک معنی دار با دیگران هستند(عطاری، حسین پور، راهنورد، ۱۳۸۸).

رفتارهای غیر کلامی به عنوان یکی از اجزاء مهارتهای ارتباطی به ما کمک می کند تا در تفسیر نشانه ها مهارت بیشتری پیدا کنیم و برداشتهای دیگران را بهتر بتوانیم کنترل کنیم. رفتار غیر کلامی ،شامل کلیه فرایندهایی است که ما در روابط ،زبان و فهم فرهنگ های دیگران و در قالب کامات استفاده می کنیم. از جمله مهمترین رفتارهای غیر کلامی به مواردی چون: روش های ایستادن، نشستن، حرکت کردن، حالات چهره، ارتباط چشمی و تکان دادن سر اشاره کرد. این رفتارها می تواند قدرتمندتر از زبان شفاهی با نوشتاری باشد (بورگراف[۱۸]،۲۰۰۹ ،به نقل از قربانی، ۱۳۸۰).

یکی دیگر از نشانه های اصلی در تعاملات اجتماعی،استفاده از علائم کلامی است. بهره مندی از گفتار و تعاملات اجتماعی باید متعادل و متناسب با وضعیت و احوال شخص مقابل باشد زیرا اشتباه در گفتار باعث بی انگیزه شدن طرف مقابل به ادامه تعامل و از بین رفتن جو اعتماد می شود. برخورداری از روحیه همکاری به عنوان نوعی مهارت ارتباطی، نیز می تواند عامل مؤثری در اثر بخشی دانش آموزان باشد. این مهارت عبارت است از انگیزه مشارکت در تلاش منسجم برای حل یک مشکل (باباپور خیر الدین،۱۳۸۷).

رفتار درمانی علم کاربرد اصول و یادگیری مبتنی بر تجربه و آزمایش به منظور از بین بردن عادتهای ناسازگار تعریف شده است( زیتل[۱۹]،۲۰۰۳).

رفتاردرمانی از زمانهای قدیم بصورت غیرسیستماتیک در بین مردم رایج بود ولی هم اکنون در مراکز مشاوره و روان درمانی بصورت مشاوره فردی، گروهی، زناشویی، خانوادگی کاربرد وسیعی دارد و همچنین در درمان مشکلاتی از قبیل اختلالات هراس ، اختلالات رفتاری کودکان ، لکنت زبان و جلوگیری از بیماریهای قلبی عروقی و فراتر از کار بالینی اصول آن در حوزه هایی از قبیل پزشکی کودکان، مدیریت بر استرس ، طب رفتاری، آموزش و پیری پزشکی بکار بسته می شود(لانگ [۲۰]،۲۰۱۰).

اثر بخشی آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری بر بهبود سبک مقابله در دختران کمرو پایه ششم

۲-۲-۲-۲- شناسایی انواع مهارتهای مقابله ۲۴

۲-۲-۲-۳- نظریه های مقابله . ۳۰

۲-۲-۲-۴- چهارچوب مفهومی جامع در رابطه با مقابله ۳۳

۲-۲-۲-۵- مقابله به عنوان فرایند ۳۷

۲-۲-۳- راهبرد شناختی – رفتاری ۴۰

۲-۲-۳-۱- روش های درمانی شناختی- رفتاری . ۴۰

۲-۲-۳-۲- تلفیق رویکردهای شناختی- رفتاری . ۴۱

۲-۲-۳-۳- رفتار درمانی . ۴۳

۲-۲-۳-۴- شناخت درمانی . ۴۵

۲-۲-۳-۵- مطابقت دادن تکنیک های باز سازی شناختی برای درمانجویان نوجوان . ۵۱

۲-۲-۳-۶- فرایند بازسازی شناختی ۵۲

۲-۲-۳-۷- تکنیک های درمانی باز سازی شناختی ۵۳

۲-۲-۳-۸- تکنیک های ضد خجالت ۵۷

۲-۲-۳-۹- بازبینی عملکرد . ۶۰

۲-۳-۱۰- رفتارهای مخرب . ۶۰

۲-۳- پیشینه تحقیقات . ۶۱

۲-۳-۱- تحقیقات داخلی انجام شده . ۶۱

۲-۳-۲- تحقیقات خارجی انجام شده . ۶۵

۲-۴- جمع بندی پیشینه ۶۸

فصل سوم (روش تحقیق)

۳-۱- روش تحقیق ۷۲

۳-۲- طرح پژوهش . ۷۲

۳-۳- جامعه آماری . ۷۲

۳-۴- نمونه و روش نمونه گیری . ۷۲

۳-۵- ابزار اندازه گیری . ۷۳

۳-۵-۱- پرسش نامه کمرویی ۷۳

۳-۵-۲- پرسش نامه راهبردهای  مقابله ای نوجوانان ۷۳

۳-۶- روش اجرای پژوهش ۷۴

۳-۶-۱- طرح مداخله (بسته آموزشی) ۷۴

۳-۷- روش آماری تحلیل داده ها ۷۶

فصل چهارم (تجزیه و تحلیل داده ها)

۴-۱- یافته های توصیفی تحقیق ۷۸

۴-۲- آزمون فرضیات تحقیق ۸۸

فصل پنجم (نتیجه گیری وپیشنهادات)

۵-۱- بحث و نتیجه گیری . ۱۱۱


۵-۲- محدودیت های پژوهش ۱۱۷

۵-۳- پیشنهادات . ۱۱۷

۵-۳-۱- پیشنهادات نظری . ۱۱۷

۵-۳-۲- پیشنهادات کاربردی ۱۱۷

منابع

منابع فارسی ۱۱۹

منابع انگلیسی ۱۲۴

پیوست

طرح مداخله ای (بسته آموزشی) ۱۲۷

پرسش نامه ۱۵۱

چکیده انگلیسی . ۱۶۱

مقدمه

یکی از مسائل موجود در ایجاد روابط عاطفی و بین فردی که در سال های اخیر مورد توجه روان شناسان و مشاوران خانواده قرار گرفته است ، پدیده ی کمرویی است. کمرویی مشکلی است که از گذشته تا کنون به جهات بسیار مختلف دامنگیر افراد مختلف بوده و هست. این مشکل به دلایل متعدد مورد توجه قرار نگرفته است و عامه مردم کمتر از آن به عنوان یک معضل ومشکل یاد می کنند. غافل از این که انزوا طلبی و کمرویی در بطن جامعه فرد را با مشکلات زیادی اعم از عدم توانایی ایجاد رابطه با دیگران و به تبع آن ناتوانی در یادگیری و کسب آگاهی ها و مهارت های مختلف مواجه می کند شاید از دلایلی که والدین و حتی معلمان مدارس به این مشکل توجه نمی کنند ، برداشت غلطی است که از عملکرد افراد خجالتی دارند. این باور نادرست که کودک کمرو مؤدب است ، درد سر ایجاد نمی کند و تربیت او راحت تر است موجب متقاعد شدن والدین شده که کمرویی و گوشه گیری اجتماعی را به عنوان یک مشکل ندانسته و به این ترتیب از مشکلاتی که کودک در آینده با آن مواجه خواهد شد غافل بمانند(افروز ، ۱۳۷۶).

انسان موجودی است دو بعدی و بعد روانی و جسمانی او همیشه در حال تعامل اند و بر یکدیگر اثر می گذارند. انسان ها در مراحل مختلف زندگی خود از نظر روانی تغییر می کنند. ورود به دوره راهنمایی برای دانش آموزان همزمان با ورود آنها به دوره نوجوانی می باشد. دوره ای خاص و حساس از زندگی که به واسطه اهمیت تغییرات گسترده روانی افراد در آن ، مورد توجه بسیاری از محققان بوده است. نوجوان به خاطر تغییرات جسمانی سریع ، هم از نظر روانی و هم از نظر اجتماعی شرایط جدیدی را تجربه می کند و وظیفه سنگینی برای سازگاری با این تغییرات و یکپارچه کردن وجود خود و دست یابی به خویشتن پنداری مثبت دارد تا بتواند به هویت دست یابد. و اگر نتوانست به هویت ، خود دست یابد و نداند کیست و چه توانایی هایی دارد ، با سر در گمی در هویت رو به رو شده و پیامد این وقایع ، ایجاد تزلزل در اعمال و رفتار وی خواهد بود (گنجی ۱۳۸۰) در زمان های گذشته دوره نوجوانی چندان بارز نبود اما در دوره کنونی به علت افزایش فاصله دوران بلوغ جسمانی تا رسیدن به آستانه بزرگسالی و دست یافتن به نماد های رشد یافتگی (مثل استقلال مالی ، اتمام تحصیلات و یافتن شغل و.) در سنین با لاتر ، دوره نوجوانی را از اهمیت خاصی برخوردار کرده است (ماسن [۱]و دیگران ، ترجمه یا سا ئی ، ۱۳۷۴).

راتر [۲](۱۹۸۰) گزارش نمود حدود چهل درصد از نوجوانان افسرده اند و هر چند یک بار احساس غمگینی و بی ارزشی و بد بینی نسبت به آینده دارند (به نقل از ماسن و همکاران ، ترجمه یاسائی ۱۳۷۴). کاپلان[۳] و سادوک[۴] (۱۹۹۱) پس از بررسی های دقیق گزارش کردند در کلینک های عمومی کودکان و نوجوانان حدود ۵ درصد کودکان بلافاصله قبل از سن بلوغ و ۱۵ درصد نوجوانان ، تشخیص انواع گوناگون اختلات خلقی را دریافت می کنند و حدود ۲۰ درصد از آنها یک اختلال روانپزشکی قابل تشخیص دارند. در کشورمان ایران نیز تحقیقات فراوانی حاکی از وجود درصد بالایی از اختلالات مختلف روانی در نوجوان می باشند (اسد الهی ۱۳۷۳ ، محققی ۱۳۷۷).

بطور کلی پژوهشگران بسیاری بیان کرده اند شناخت های نادرست یا پردازش های شناختی نابهنجار در کودکان مضطرب و کمرو وجود دارد. با این حال پژوهش های انجام شده در زمینه درمان ، نشان داده است رفتار درمانی شناختی در درمان این مشکلات مناسب بوده است این روش در تبدیل شناخت های منفی این کودکان به شناخت های مثبت مؤثر بوده است. (آلفانو[۵] و همکاران ، ۲۰۰۲، کندال[۶]و همکاران ، ۱۹۸۲)

مقابله به معنای کاربردن راهبردهای رفتاری – شناختی برای کاهش استرس و توسعه مهارت های دفاعی است رپتی[۷] (۱۹۹۹).

پارگامنت[۸] (۱۹۹۷) ، (به نقل از یزدانی ، ۱۳۸۲) معتقد است که در مواقع فشار و رویدادهای ناگوار ، معنی زندگی اهمیت بیشتری پیدا می کند و از این رو مقابله را به عنوان جستجوی معنی زندگی در مواقع فشار تعریف کرده است.

به طور کلی در این پژوهش در صددیم تا با بهره گرفتن از راهبرهای شناختی – رفتاری به بهبود ابعاد سبک مقابله در افراد کمرو بپردازیم.

مطلب دیگر :


 ۱-۲- بیان مسئله

نوجوانی دوره پر تغییر و پرچالش است که می تواند برای نوجوان استرس زا و دشوار باشد. برای نوجوانان مقابله مؤثر بسیار مهم است. لازاروس[۹] و فولکمن[۱۰] معتقدند که مقابله (coping) عبارت است از مجموعه کوشش های شناختی ورفتاری برای غلبه بر مطالبات بیرونی و درونی که به نظر فرد انرژی بر و فراتر از منابع موجود اواست. به نظر لازاروس ، مقابله ، یک متغیر میانجی بین وقایع منفی زندگی و سلامت روانی است. روان شناسی سلامت برای نقش سبک های مقابله ای در چگونگی سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل شده و به اعتقاد شوارزور و چان (به نقل از سامر فیلد[۱۱] ومک کرا ، ۲۰۰۰) سبک های مقابله گسترده ترین موضوع مطالعاتی در روان شناسی معاصر و یکی از مهمترین عوامل روانی – اجتماعی است که رابطه بین استرس و بیماری است (یزدانی ، ۱۳۸۲).

با پا گذاشتن در دوران بلوغ ، دورانی که حد فاصل کودکی و نوجوانی معرفی شده است ، به علت فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان ، به خصوص والدین و تمایل به استقلال دوره بزرگسالی این دوره چالش عاطفی سهمگینی را برای نوجوانان به وجود می آورد (لطف آبادی ، ۱۳۷۸).

از نظر روانی مهمترین تحولاتی که در نوجوان رخ می دهد استقلال طلبی ، دوست یابی ، عصیان و همزیستی با گروه همسالان است. همچنین به دلیل ویژگی های خاص بلوغ ، بسیاری از بیماری های روانی و انحرا فات در مرحله بلوغ بارزتر به چشم می خورد که مهمترین آنها عبارتند از افسردگی ، اضطراب ، کمرویی ، بزهکاری و اختلالات شخصیت که این موارد با هوشیاری و دلسوزی والدین و دادن آگاهی های لازم تا حد زیادی قابل پیشگیری و درمان است (خدابنده سامانی ، ۱۳۸۱). صرف نظر از سایر مسائل موجود ، تقریباً تمام دانش آموزان که به سن خاص وارد می شوند ، به کاهش اعتماد به نفس و جهش در خود آگاهی مواجه می گردند. تفکر واقعی آنها در مورد خودشان ، نا هموار و آشفته است به طوری که یکی از بزرگترین تغییرات مشخص ، در زمینه عزت نفس اجتماعی پدید می آید. از این رو متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند در این موقعیت بحرانی و چالش انگیز ، حمایت کردن از توانایی های دختران و پسران دانش آموز به برقراری ارتباط نزدیک و پس زدن مشکلات بین فردی و تعاملی از طریق پرورش اعتماد به نفس در آنها کمک زیادی می کند (روزنبرگ [۱۲]، ۱۹۸۹).

امروزه درمان بسیاری از اختلالات شخصیتی و رفتاری کودکان و نوجوانان نظیر کمرویی و گوشه گیری ، لجبازی و پرخاشگری ، تنبلی و کند روی به عنوان اولین یا مهمترین گام به ارزیابی و پرورش احساس عزت نفس و تقویت آن از طریق مهارت های فردی و اجتماعی پرداخته می شود. افزایش اعتماد به نفس می تواند به کودکان و نوجوانان فرصت بدهد تا بتوانند از حداکثر ظرفیت ذهنی و توانمندی های بالقوه خود بهره مند شوند و از انگیزه ای غنی برای تلاش برخوردارد شوند. بدون تردید نوجوانانی که دارای حس اندیشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه ، پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری از خود نشان می دهند (افروز ، ۱۳۷۵). تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود در کودکان و نوجوانان می تواند سرمایه معنوی و روحی باشد که در سنین مدرسه به آنها اهدا می شود تا از این طریق بتوانند در آینده در برابر مشکلات زندگی ایستادگی کنند ، هویت خود را حفظ نمایند و عملکرد خوبی داشته باشند.

دکترشارتیه[۱۳](۱۳۶۹) روانشناس معروف جهان معتقد است که عقده حقارت یکی از عوامل اصلی ایجاد کمرویی است. عقده حقارت در فرد در اثر ویژگی های جسمی و روانی وی و یا تأثیر محیط و گاهی توأماً شکل می گیرد.

افراد برای رفع تنش حاصل از عقده حقارت ممکن است از واکنش های روانی مختلفی مثل کناره گیری پرخاشگری و غیره استفاده کنند.

دانش آموزی که در مدرسه حالت پرخاشگری دارد معمولاً زودتر شناسایی گشته و معلمین و اولیا در صدد رفع درمان رفتار وی بر می آیند ولی دانش آموزی که در مدرسه حالت انزوا و گوشه گیری دارد به علت اینکه برای دیگران مزاحمتی ایجاد نمی کند ، کمتر اولیا به فکر رفع و درمان رفتار اینگونه دانش آموزان هستند در حالیکه نو جوان کمرو علی رغم توانائی ها و خلاقیتهایی که دارد به سبب ترس و کمروئیش کمتر می تواند توانائی هایش را نشان دهد.

در نتیجه نمی تواند پاداش های مثبت از اطرافیان دریافت نماید لذا در یک حلقه معیوب کناره گیری از اجتماع قرار می گیرد که منجر به تشدید اینگونه اختلال در آنان می شود.

از آنجایی که نهاد آموزش و پرورش هدفش پرورش جوانانی فعال و شاداب و سازنده است می بایست به رفتار اینگونه دانش آموزان نیز توجه کند. و نه تنها ویژگی ها و مشکلات رفتاری آنها را بشناسد بلکه ریشه ها و علت های زمینه ساز این رفتار را شناسایی کند و در جهت بهبود و پیشگیری رفتار کمروئی نوجوانان گام های اصولی و سازنده بردارند.

یکی ازتکنیک های رایج رویکرد شناختی ، درمانی عقلانی- عاطفی است که توسط آلبرت الیس[۱۴] ، تحول یافته است. بطورفشرده ، دراین رویکرد ، مشکلات و مسائل روانی ، از یک سلسله باورهای غیرمنطقی- غیرعقلانی ناشی می شود. بدین صورت که یک تجربه هیجانی منفی همانند اضطراب یا افسردگی از یک سری باورهای غیرمنطقی و نادرست که متعاقب یک حادثه یا اتفاق روزانه در ذهن فرد شکل می گیرد ، ناشی می شود.

با توجه به مطالب مطرح شده چون افراد کمرو باورهای غیر منطقی دارند که سبب انعطاف ناپذیری آنها شده و در نتیجه بر عملکرد فرد تاثیر منفی می گذارد و سبب می شود که در انجام کلیه امورشان دچار مشکل شوند و با توجه به کمبود مطالعات انجام شده در زمینۀ درمان و حل مشکلات افراد کمرو ، لذا در پژوهش حاضر محقق در نظر دارد تا به این سوال اصلی تحقیق که آیا آموزش راهبردهای شناختی – رفتاری باعث بهبود سبک مقابله صحیح و مناسب در افراد کمرو می شود یا خیر؟ پاسخ دهد.

 ۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

یکی از مسائل و مشکلاتی که در سازگاری بهینه نوجوانان اختلال ایجاد می کند انزوا گزینی و کناره گیری آنها ست. عده ای معتقد اند فرد کمرو مضطرب است همین اضطراب نمی گذارد دوستان جدیدی پیدا کند.

اما از رابطه با دوستان قدیمی لذت می برد نشانه های مرضی واکنش کناره گیری عبارتست از خجالت ، گوشه گیری ، حساسیت ، اضطراب و تواضع بی دلیل ، این افراد از برقراری تماس های بین فردی یا روابط رضایت بخش با افراد بیگانه پرهیز می کنند آثار کمروئی و خجالت در صدای آنها پیداست و ممکن است با نجوا صحبت کرده ، یا برای فرار از مورد توجه قرار گرفتن ، خود را پشت دیگران پنهان کنند. سرخ شدن از خجالت ، دشواری در صحبت کردن و شرمساری از خصوصیات آنهاست.

نگی[۱۵]، وودز[۱۶] و کارسون[۱۷](۱۹۹۷) پژوهشی پیرامون رابطه سبک‌های مقابله و عوامل شخصیتی به ویژه سازگاری ، انجام دادند در این مطالعه ۱۵۳ زن زندانی ۳۵ ساله که در یک زندان با حداقل امنیت به سر می‌بردند ، مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج بیانگر این نکته بود که از ۱۳ سبک نظری مقابله ، همبستگی مثبتی با سبک سازگاری داشتند و زنانیکه برای مقابله با تنیدگی سبک های بیشتری در اختیار داشتند ، نمرات سازگاری بالا تری هم نشان دادند همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش تکنیک های مقابله سودمند می‌باشد.

الن مناکر[۱۸] و کارولین‌. م[۱۹] (۱۹۹۶) تحقیقی پیرامون سبک های مقابله و خود پنداره انجام دادند در این مطالعه رابطه بین خودپنداره و سبکهای مقابله ۴۵۷ نوجوان سرآمد پایه‌های ششم تا دهم بررسی شد با این پیش فرض که همه کودکان با چالش هایی روبرو می‌شوند. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات یافته‌ها نشان داد که ۲۷% از واریانس خودپنداره در کل افراد به وسیله شش سبک مقابله‌ای تبیین می‌شود. همچنین مشخص شد که از شش زیر مقیاس مقابله ، تلاش سخت و رسیدن به موفقیت (مساله مداری) ، تمرکز روی حل مساله و محافظت از خود پیش‌گویی کننده‌های معنی‌داری در رابطه با ارتباط بین سبک مقابله و خود پنداره می‌باشند (به نقل از اسلامی، ۱۳۸۱).

نتایج پژوهشی و تجربی نشان می دهند که روش آموزش راهبردهای شناختی – رفتاری باعث کاهش علایم کمرویی و افزایش سطح خودپنداشت شده و موجب بهبود کمرویی و کاهش افسردگی شده است. به عبارت دیگر این روش یک روش بازسازی شناختی است که می تواند طرز فکر و شناخت های افراد را تغییر دهد و یا به عبارتی اصلاح کند. این تغییر شناخت ها نتیجتاً می تواند روی اهداف و انتظاراتی که افراد از خود و دیگران دارند تأثیر گذار باشد. همانطور که بیان شد افراد کمرو دارای شناخت ها و رفتارهایی هستند که برای رسیدن به اهداف سطح بالا و بلند پروازانه در تلاشند و از نتایج و پیامد های منفی اجتناب می کنند. کمرویی ابتدا در ضمیر باطن ریشه می دواند و مزمن می شود و سر انجام جسم را نیز از تحرک می اندازد.

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند “من رق وجهه رق علم” هرکه از سوال کردن دچار شرم و خجالت گردد از کسب علوم محروم مانده و نمی تواند به ذخایر علمی دست یابد.

نتیجه اینکه از نظر اسلام نیز شرم و خجالتی که مانع رشد و کمال انسان باشد مطرود است ، لذا بحث درباره کمرویی نوجوانان و چاره اندیشیدن برای رفع این معضل اهمیت و ضرورت خاص می باشد و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و پرورش دهندگان نسل آینده کشور باید به این مهم توجه نمود ، و با شناخت این معضل و کشف ریشه ها وعلت های این رفتار در جهت درمان و پیش گیری رفتار کمرویی نوجوانان برنامه ریزی های صحیح و اصولی و دامنه دار صورت گرفته و گام های مفید و سازنده برداشته تا گره های کور و تاریک و مشکلات و موانع از سر راه رشد و شکوفایی نوجوانان بردارند و آنان را در رسیدن به بلوغ اجتماعی و داشتن شخصیتی سالم و به کار گرفتن استعدادها و توانایی هایشان و همچنین حل مشکلات رفتاری و اجتماعی شان کمک نمایند.

حال ما در این پژوهش سعی داریم تا به بررسی تأثیر روش آموزش خود به عنوان یک روش شناختی- رفتاری بر کمرویی که به نوبه ی خود باعث میزان کاهش ابعاد سبک مقابله ناکارآمد افزایش ابعاد سبک مقابله مراجعه به دیگران و بهبود ابعاد سبک مقابله کارآمد می باشد ، بپردازیم (بک[۲۰] و الیس[۲۱] ۱۹۷۹).

هدف کاربردی از این تحقیق و به کارگیری این روش برای بهبود سبک مقابله افراد کمرو توسط مشاوران ، معلمان و در سایر مراکز خدمات روان شناختی میباشد.

۱-۴- اهداف تحقیق

 ۱-۴-۱- هدف کلی: