تقسیم بندی بر اساس منبع انگیزش. ۱۸
طبقه بندی انگیزه پیشرفت بر اساس نظرالیزر. ۱۹
تاریخچه انگیزه پیشرفت. ۲۰
نظریه های فیزیولوژی انگیزش. ۲۲
نظریه نیاز به پیشرفت مورای. ۲۴
نظریه ارزش انتظار. ۲۵
نظریه اتکینسون. ۲۶
نظریه اسناد. ۲۹
عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت. ۳۳
۱- نقش والدین در انگیزه پیشرفت. ۳۳
۲- نوع فرزندپروری در انگیزه پیشرفت. ۳۴
۳- وضعیت اجتماعی- اقتصادی. ۳۵
۴- محیط آموزشی ادراک شده فرد. ۳۶
انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۳۸
برخی عوامل موثر بر انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۳۹
ادارک از رفتار معلم. ۳۹
خودپنداره تحصیلی. ۳۹
پیشینه پژوهش. ۴۱
تحقیقات داخلی. ۴۱
تحقیقات خارجی. ۵۴
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
مقدمه. ۶۴
طرح پژوهش. ۶۴
جامعه و نمونه آماری. ۶۴
نمونه پژوهش. ۶۵
۱- نمونه ساخت آزمون. ۶۵
ابزار گردآوری اطلاعات. ۶۶
مقیاس مقدماتی انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۶۶
آماده کردن و اجرای پرسشنامه مقدماتی. ۶۶
پرسشنامه عوامل مؤثر بر انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۶۸
روش اجرا. ۶۸
روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۶۸
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش
تجزیه و تحلیل داده ها. ۷۱
تحلیل عوامل مقیاس مقدماتی انگیزه پیشرفت تحصیلی ۷۱
نام گذاری عوامل. ۷۵
ویژگیهای روانسنجی مقیاس انگیزه پیشرفت تحصیلی ۷۷
الف) پایایی مقیاس انگیزه پیشرفت تحصیلی. ۷۷
الف- یافته های توصیفی. ۷۸
ب- یافته های استنباطی. ۷۸
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
مقدمه. ۸۳
بحث و نتیجه گیری در خصوص فرضیه های پژوهش. ۸۶
محدودیت های پژوهش. ۹۲
پیشنهادهای پژوهشی. ۹۳
منابع. ۸۹
منابع فارسی. ۹۵
منابع انگلیسی. ۱۰۱
پیوست. ۱۰۲
مقدمه
واقعیت مهم آن است که همه پیشرفتهای شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زاییده یادگیری است. انسان بیشتر توانایی های خود را از طریق یادگیری به دست می آورد.و نیز، از طریق یادگیری، رشد فکری پیدا می کند و تواناییهای ذهنی[۱]اش فعالیت می یابد. بنابراین چنین می توان نتیجه گرفت که همه پیشرفت های بشر در نتیجه یادگیری به دست می آید (مولوی، رستمی، فدایی نائینی، محمدنیا و رسول زاده، ۱۳۸۶). یکی از مسیرهای رسیدن به یادگیری، انگیزه[۲] است. انگیزه که متشکل از فرایندهای درونی و مشوقهای بیرونی است، می تواند از درون یا از خارج نشأت گیرد و میزان تلاش ، فعالیتهایی که فرد شروع و ادامه می دهد و همچنین زمانی را که صرف آن فعالیتها می کند از انگیزه افراد بر می خیزد (سیدیکویی[۳] و پروین[۴] ، ۲۰۱۴). بنابراین، انگیزه عالی ترین شاهراه یادگیری است بدین معنی که هرچه انگیزه
مطلب دیگر :
پایان نامه در مورد آژانس کنترل آلودگی
فرد برای آموختن و تحصیل بیشتر باشد، فعالیت و رنج و زحمت بیشتری را برای رسیدن به هدف نهایی متحمل خواهد شد (مولوی و همکاران، ۱۳۸۶).
مطالعه انگیزش انسان در واقع بررسی نیروهایی است که موجب رفتار می شوند اما مطالعه انگیزش انسان چیز دیگری نیز هست که بررسی دلایل رفتار را نیز شامل می شود. روانشناسان انگیزش را به موتور و فرمان اتومبیل تشبیه کرده اند، بدین معنی که انگیزش یک تمایل یا گرایش به عمل کردن به طریقی خاص است (حیدری، ۱۳۹۰). در واقع انگیزش عمل تکالیف پیشرفت محور را شامل می شود بطوریکه با انتظار موفقیت در تکلیف و حضور مشوقهای قوی پس از انجام تکلیف رابطه دارد و انگیزه پیشرفت[۵]را برای نیل به موفقیت و رسیدن به تمام آرزوهایمان در زندگی بنا می نهد (سیدیکویی و پروین، ۲۰۱۴). به عبارتی، هرآنچه انسان بدست می آورد حاصل انگیزه پیشرفت و دستیابی به آسایش و رضایت آینده است که امروز وی را بسوی رفتار های بزرگ، تلاش و دشواری سوق می دهد (هارت[۶] و آلبراسین[۷]، ۲۰۰۹). همه جوامع، چه بصورت رسمی و چه صورت غیررسمی سیستمهایی را برای پیشرفتهای فردی که در نهایت برای جامعه مفید است دارند اما بعضی از آنها با عدم دستیابی به هدف مواجهه می شوند یا به بیراهه می روند و فعالیتهایی که لذتهای لحظهای را فراهم می کند، دنبال می کنند (هارت و آلبراسین، ۲۰۰۹).
انگیزه پیشرفت ما می تواند در طیفی از نیاز های فیزیولوژیک تا سائقهای خلاقیت رضایتبخش یا درک موفقیت در جسارتهای رقابت طلبانه را در برگیرد (سیدیکویی و پروین، ۲۰۱۴). برونزتین[۸] و مایر[۹] (۲۰۰۵، به نقل از خدیوی و وکیلی مفاخری، ۱۳۹۰) معتقدند که انگیزه پیشرفت، یک تعامل بین متغیرهای موقعیتی و انگیزه مربوط به فرد برای رسیدن به موفقیت است که بطور مستقیم در پیش بینی رفتار، درگیر دو نوع انگیزه ضمنی و صریح است. انگیزه های ضمنی[۱۰]، خود بخود عمل می کنند و از آن به انجام وظیفه نیز نام برده می شود و از طریق مشوقهای ذاتی برای انجام کار تحریک می شوند. اما انگیزه های صریح[۱۱]، از طریق انتخاب عمدی و اغلب برای دلایل بیرونی تحریک می شوند.
تحقیقات نشان داده اند، این انگیزه با پیش زمینه و عوامل فردی مثل اندازه خانواده، تجارب پیشین، شرایط اقتصادی- اجتماعی، خودپنداره، محیط آموزشی ادارک شده، درآمد و بهزیستی و حتی انتخابهایمان در زندگی رابطه نزدیکی دارد (سیدیکویی و پروین، ۲۰۱۴؛ آکاریا[۱۲] و جوشی[۱۳]، ۲۰۱۱؛ نقش، قاضی طباطبایی و طرخان، ۱۳۸۹). بنابراین درک فواید و نیز دستاوردهای آموزشی فرد در این خصوص، حائز اهمیت است (باری[۱۴]، ۲۰۰۵).
بیان مسئله
آموزش عالی، در توسعهی اجتماعی و منابع انسانی و تربیت افراد کاردان نقش عمدهای داشته و از این رو دانشگاههای کشور در فرایند توسعه نیروی انسانی، اهمیتی اساسی دارند که همواره با مشکلاتی در زمینه محدودیتهای آموزش و پژوهش رو به رو بوده و تحقق اهداف از پیشتعیین شده تا حد زیادی بستگی مستقیم به میزان موفقیت دانشجویان دارد. بنابراین دانشجویان، بنا به دلایلی، از امکانات آموزشی و پژوهشی بهطور یکسان برخوردار نیستند؛ به طوری که در بیشتر دانشگاهها، همهساله دانشجویانی وجود دارند که به دلیل عدم موفقیت در تحصیل، با مشکلاتی رو به رو هستند که می باید مورد بررسی مستمر قرار گیرد. (شریفیان، ۱۳۸۱، به نقل از شهرکی پور، ۱۳۹۱).
با توجه به اینکه پیشرفت تحصیلی یکی از ابعاد پیشرفت در آموزش عالی است که مفهوم آن کسب معلومات یا مهارتهای عمومی یا تخصصی در موضوع درسی است که معمولاً بهوسیله آزمایشها یا نشانهها یا هر دو-که اساتید برای دانشجویان وضع میکنند- اندازهگیری میشود (شعاری نژاد، ۱۳۶۴) و علیرغم مفاهیم مختلف انگیزش، همه روانشناسان در این نکته اتفاق نظر دارند که انگیزه عاملی است درونی که رفتار شخص را تحریک کرده و در جهت معینی سوق می دهد و آن را هماهنگ می سازد که می توان وجود آنرا بطور غیر مستقیم از روی رفتارشخص استنباط کرد. بنظر می رسد یکی از مهمترین انگیزه های تعیین کننده رفتار انسانی «انگیزه پیشرفت یا نیاز به پیشرفت» باشد (موری[۱۵]، ۱۹۸۳). بسیاری از پژوهشهای انجام شده (خدیوی، وکیلی مفاخری، ۱۳۹۰؛ نقش، طباطبائی، طرخان، ۱۳۸۹؛ سیدیکوی و پروین، ۲۰۱۴؛ آکاریا و جوشی، ۲۰۱۱) گویای رابطه عوامل شخصیتی، وضعیت اجتماعی – اقتصادی و عوامل محیطی است. بطوریکه می توان گفت که موقعیتهای آموزشی به عنوان محل کار فراگیران محسوب می شود، اگر چه فراگیران در موقعیتهای آموزشی، به عنوان کارمند، کار نمی کنند یا شغل خاصی در آنجا ندارند، اما ازدیدگاه روانشناختی، فعالیتهای آموزشی و درسی آنها را می توان به عنوان یک “کار” در نظر گرفت (سالملاآرو[۱۶]، ساوولانین[۱۷] و هولاپانین[۱۸]، ٢٠٠٨). آنها در کلاسها حضور پیدا می کنند و مجموعه تکالیفی را برای موفقیت در امتحانات و کسب نمره قبولی انجام می دهند. این موضوع اخیراً مطالعات متعددی را در دانشگاه ها به خود اختصاص داده است (چانگ[۱۹]، راند[۲۰] و استرانک[۲۱]، ٢٠٠٠(.
از طرفی عوامل شخصیتی مانند خودکارآمدی[۲۲]، منبع کنترل[۲۳]، برونگرایی[۲۴]، مسئولیت پذیری[۲۵] نیز فرد را بسوی موقعیت های چالش برانگیز سوق می دهد، موقعیت هایی که برای پیشرفت، فرصت محسوب می شوند (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱؛ خدیوی، وکیلی مفاخری،۱۳۹۰؛ دارابی، ۱۳۸۰). بسیاری محققان دریافتند که وضعیت اقتصادی اجتماعی و سطح آگاهی والدین، زمینه را برای ایجاد انگیزه در افراد فراهم می کند به این صورت که با امکان فراهم شدن تسهیلات آموزشی، نگرش مثبت محیطی به پیشرفت و قرار گرفتن نیازهای بنیادی در اولویتهای آخر بدلیل ارضا شدن آنها می تواند بستر مناسبی برای انگیزه پیشرفت باشند (موسوی راد، ۱۳۸۲؛ معدن دار آرای، ۱۳۷۰).
مطابق آنچه گفته شد بنظر می رسد انگیزه پیشرفت دانشجویان دانشگاه علوم و فنون خرمشهر که در شرایط پیشرفت تحصیلی قرار دارند تحت تأثیر عواملی شخصیتی، محیطی و اقتصادی- اجتماعی دست خوش تغییر می شود بطوری که برخی از این دانشجویان راغب به ادامه تحصیل، یافتن فرصتهای شغلی رده های بالاتر بوده و در این مسیر حرکت می کنند اما برخی دیگر از دانشجویان هدفی برای پس از اتمام دوره دانشگاهی نداشته یا به ادامه زندگی روتین و بسیار معمول تمایل دارند و حتی ممکن است بدنبال مشاغلی باشند که نه تنها ارتباطی با درجه تحصیلی ندارد بلکه به دانش آنها نیز بی ارتباط است. بنابراین پژوهش حاضر در صدد تعیین عوامل موثر بر انگیزه پیشرفت دانشجویان دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر می باشد.
سببشناسی۳۳
کنشهای اجرایی.۳۷
نظمجویی شناختی هیجان.۴۱
هیجان بهعنوان یکی از فرایندهای عاطفی.۴۵
هوش هیجانی۴۶
فصل سوم:روش پژوهش
طرح پژوهش۵۳
جامعه پژوهش.۵۳
روش و ابزار گردآوری اطلاعات۵۴
روش تجزیه و تحلیل داده های پژوهش.۵۸
فصل چهارم:یافتههای پژوهش
اطلاعات توصیفی۶۰
شاخصهای توصیفی متغیره.۶۰
یافتههای استنباطی۶۲
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
بحث ۷۷
نارسایی کنشهای اجرایی و علائم ADHD بزرگسال۷۷
راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان و علائم ADHD بزرگسال.۸۲
هوش هیجانی و علائم ADHD بزرگسال.۸۴
محدودیتها و پیشنهادهای پژوهش۸۸
منابع.۹۱
پیوست ها.
فهرست جداول
عنوان و شماره صفحه
جدول ۴-۱ شاخصهای توصیفی میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش.۵۷
جدول ۴-۲ همبستکی بین نمرات ADHD و متغیرهای پیشبین۵۹
جدول ۴-۳ تحلیل رگرسیون چندمتغیره مولفه نارسایی کنشهای اجرایی و علائم ADHD 63
جدول ۴-۴ تحلیل رگرسیون چندمتغیره راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان و علائم ADHD65
جدول ۴-۵ تحلیل رگرسیون چندمتغیره مولفه های هوش هیجانی و علائم ADHD67
جدول ۴-۶ تحلیل رگرسیون چند متغیره مولفه های نارسایی کنشهای اجرایی، راهبردهای نظمجویی شناختی هیجان و هوش هیجانی با علائم ADHD.68
فهرست نمودارها
عنوان و شماره صفحه
نمودار۴-۱ نمودار مقادیر باقی مانده و پیش بینی شده استاندارد.۶۲
مقدمه
اولین موضوعی که دربارهی اختلال نارسایی توجه[۱] همراه با فزونکنشی[۲] (ADHD) به ذهن اکثر مردم خطور میکند این است که «کودکان مبتلا به این اختلال نمیتوانند در کلاس حواس خود را جمع کنند و به مطالب درسی توجه داشته باشند، حواس آنها بهراحتی پرت میشود، نمیتوانند ساکت باشند، بیقرار و ناآرام هستند، زیاد حرف میزنند و بهسختی میتوانند اعمال و رفتار خود را کنترل کنند».بهعبارتدیگر تصور اکثر مردم دربارهی ADHD این است که مبتلایان به این اختلال دو مشکل رفتاری عمده دارند ۱.نارسایی توجه ۲.فزونکنشی – زودانگیختگی[۳] (ویس[۴]، ۲۰۰۸). اختلال ADHD یک اختلال عصب رفتاری[۵]، بسیار شایع و زود بروز با علتهای ژنتیکی، رفتاری و بیولوژیکی است که با نشانههای رفتاری نارسایی توجه، فزونکنشی و زودانگیختگی در طول چرخهی زندگی مشخص میشود (اسپنسر[۶] و همکاران، ۲۰۰۷). برای اینکه کودک مبتلا به ADHD تشخیص داده شود، باید نشانههای فراگیر[۷] داشته باشد، یعنی اینکه نشانههای اختلال در چند موقعیت مشاهده شود. اختلال نارسایی توجه /فزونکنشی ازنظر تاریخی تصور میشد که اختلالی خاص کودکان است که منجر به تأخیر رشد کنترل تکانه میگردد و در نوجوانی از بین میرود. فقط در چند دههی گذشته بوده است که ADHD در بالغین شناخته شده است و بهطور موفقیتآمیزی درمان شده است. (کاپلان[۸] و سادوک[۹]، ۲۰۰۷ ). در رابطه با شیوع این اختلال، آدلر[۱۰] و همکاران اظهار میدارند که ADHD بهطور تقریبی در ۳ تا ۷ درصد کودکان مدرسه رو و ۵ درصد بزرگسالان رخ میدهد (به نقل از جاردین[۱۱] لوبی[۱۲] و ایرلوین[۱۳]، ۲۰۱۱) که هردوی دختر و پسر را تحت تأثیر قرار میدهد (فارونه[۱۴] و همکاران، ۲۰۰۰). در بررسی دیگری دانشمندان نشان دادند که ۲ تا ۸ درصد جمعیت کالجها سطوح ازنظر بالینی معناداری از نشانههای ADHD را گزارش کردهاند و حداقل ۲۵ درصد از دانش آموزان کالج که دارای ناتواناییهایی هستند
مطلب دیگر :
پایان نامه ارشد درمورد نرخ موثر مالیات
مبتلا به ADHD تشخیص داده میشوند (دی پاول[۱۵] و همکاران، ۲۰۰۹). در ایران پژوهشهای اندکی در رابطه با شیوع ADHD کودک و بزرگسال انجامشده است. در پژوهشی که در تبریز انجام شد میزان شیوع ADHD بزرگسال در جمعیت موردبررسی ۵/۵ % نشان داد شد. مردان نسبت به زنان شانس بیشتری برای ابتلا به اختلال ADHD بزرگسالی (۴% در برابر ۵/۱%)نشان دادند (امیری و همکاران،۱۳۸۹). بزرگسالان مبتلا به ADHD وضعیت اجتماعی اقتصادی پایینتر، دشواریهای شغلی بیشتر و تغیرات شغلی بیشتری داشتند. بارکلی نیز اظهار میدارد که : بزرگسالان مبتلا به ADHD، مشکلاتی را در زمینههای مدیریت پول، رانندگی، پیروی از قانون (رفتار ضداجتماعی)، مصرف مفرط مواد یا وابستگی یا سوءمصرف آشکار، مدیریت رفتار و فرزند پروری، ادارهی خانواده، حفظ سلامتی و حتی کارکرد جنسی را ذکر کردهاند (بارکلی[۱۶]، مورفی[۱۷] و فیشر[۱۸]، ۲۰۰۸ ).
۲-۲-۵عوامل خیانت۲۵
۲-۳دیدگاه شخصیت گری.۲۵
۲-۳-۱سیستمهای مغزی/ رفتاری۲۹
۲-۳-۲سیستم بازداری رفتاری (BIS).30
۲-۳-۳سیستم فعال ساز رفتاری (BAS)32
۲-۳-۴سیستم جنگ و گریز (FFS)33
۲-۴راهبردهای مقابله ای.۳۵
۲-۴-۱انواع مقابله و کارکردهای آن.۳۶
۲-۴-۲مقابله رویکردی- شناختی.۳۹
۲-۴-۳مقابله رویکردی- رفتاری.۴۰
۲-۴-۳ مقابله اجتنابی- شناختی۴۰
۲-۴-۴مقابله اجتنابی- رفتاری۴۰
۲-۵فراشناخت.۴۱
۲-۵-۱ رابطه شناخت و فراشناخت۴۲
۲-۵-۲نظریه های مختلف در مورد فراشناخت۴۳
۲-۵-۳نظریه نلسون و نارنز درمورد سطوح فراشناخت۴۵
۲-۵-۴انواع فراشناخت۴۶
۲-۵-۴-۱دانش فراشناختی۴۶
۲-۵-۴-۲راهبردهای کنترل فراشناختی.۴۸
۲-۵-۴-۳تجربه های فراشناختی۴۹
ب) پیشینه پؤوهش۵۳
پیشینه پژوهش در خارج از کشور۵۳
پیشینه پژوهش در داخل کشور۶۱
فصل سوم.۶۴
۳-۱روش پژوهش.۶۵
۳-۲جامعه آماری۶۵
۳-۳ روش نمونه گیری۶۵
۳-۴ ابزار پژوهش۶۶
۳-۵ شیوه اجرا۶۸
۳-۶ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات۶۹
۳-۷ ملاحظات اخلاقی۶۹
فصل چهارم.۷۰
۴-۱ آماره های توصیفی.۷۱
۴-۲ بررسی فرضیه اول.۷۱
۴-۳ بررسی فرضیه دوم۷۲
۴-۴بررسی فرضیه سوم.۷۳
فصل پنجم.۷۵
۵-۱ بحث و نتیجه گیری۷۶
۵-۲ محدودیتهای تحقیق۸۳
۵-۳ پیشنهادات پژوهشی.۸۴
۵-۴ پیشنهادات کاربردی.۸۵
فصل ششم.۸۶
منابع فارسی.۸۷
منابع لاتین.۹۰
فهرست جداول و شکلها
جدول ۲-۱.۲۳
شکل۲-۱۲۸
شکل۲-۲۳۷
شکل۲-۳۴۵
جدول۲-۲ .۵۱
جدول۴-۱۷۱
جدول۴-۲ .۷۲
جدول۴-۳۷۲
جدول۴-۴۷۳
جدول۴-۵۷۴
۱-۱ مقدمه
خیانت[۱] مسئله ای تکان دهنده برای زوج ها و خانواده ها و پدیده ای رایج برای درمانگران ازدواج و خانواده است (اتکینز[۲]،باکوم[۳] و جاکوبسن[۴]،۲۰۰۱). هر چند ارتباط با شخصی غیر از شریک خود ممکن است به صورت جسمانی یا عاطفی باشد، اما نتیجه نهایی این است که زمان صرف شده بین یکی از زوجین با فردی خارج از رابطه زناشویی برای زوجها مسئله ای جدی خواهد بود (گلس[۵]،۲۰۰۲).زمانی که وقت، انرژی و منابع برای حفظ رابطه دیگری سپری شود،رابطه اولیه در میزان صمیمیت و انرژی ضعیف خواهد شد (مولتراپ[۶]،۱۹۹۰).
ارتباط با افراد دیگر، عموما بخش عمده ای از زندگی افراد را تشکیل می دهد. بزرگسالان نوعا در اقدام به تک همسری گزینی،در زمان جوانی به دنبال ایجاد یک رابطه صمیمانه انحصاری هستند (سیدمن[۷] و رایدر[۸]،۱۹۹۴).تقریبا تمامی افراد متاهل یا کسانی که با شریک جنسی خود زندگی میکنند، انتظار دارند شریک آنها از نظر جنسی و احساسی به آنها وفادار باشد (جایامالا مادائیل[۹]،دایا سینگ سندهو[۱۰]،۲۰۰۸).
از آنجا که ابعاد شخصیتی بر فرایندهای مختلف خیانت تاثیر می گذارند، تبیین تعداد این ابعاد و نحوه تاثیر گذاری آنها مسئله ای قابل بررسی می باشد و می توان انتظار داشت که رگه های شخصیتی افراد تاثیر مهمی بر شیوه های مقابله ای آنها با مسائل گوناگون داشته باشد. یکی از نظریه های شخصیت که بر پایه های نظری قوی بنا شده است نظریه شخصیت گری-ویلسون[۱۱] می باشد، که بر تکامل مجزای مکانیسم های پاداش و تنبیه در مهره داران تاکید می ورزد.
از سوی دیگر راهبردهایی[۱۲] که فرد برای مقابله برمی گزیند، بخشی از نیم رخ آسیب پذیری وی به شمار می رود. به کار بردن راهبردهای نا مناسب در رویارویی با عوامل فشارزا می تواند موجب افزایش مشکلات گردد، در حالی که به کار گیری راهبرد درست مقابله ای می تواند پیامد سود مندی در پی داشته باشد (داعی پور،۱۳۷۸).
از سوی دیگر یکی از زیر مجموعه های خود تنظیمی و استفاده از راهبردهای مقابله ای[۱۳]، که نقش مهمی در خیلی از کارکردها و دانشها دارد فراشناخت[۱۴] است. به عبارت ساده تر فراشناخت تفکر درباره تفکر یا شناخت خود است. فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است که شامل، فرایندها و استراتژیهایی است که ارزیابی، مراقبت یا کنترل شناختی را به عهده دارند (فلاول[۱۵]،۱۹۷۹؛ موزس و بایرد[۱۶]،۱۹۹۹؛ ولز[۱۷]،۲۰۰۰).
در این تحقیق به بررسی نقش عوامل شخصیتی، هیجانی و شناختی دخیل در خیانت زناشویی می پردازیم.
۱-۲ بیان مسئله
خیانت زناشویی[۱۸] موضوعی است که زوج درمانگران به صورت منظم در کارهای بالینیشان با آن مواجه می شوند و می تواند تجربه ای گیج کننده و دردناک برای همه ی کسانی باشد که با آن درگیرند، افزون بر این، خیانت یکی از دلایل عمده ی طلاق و ازهم پاشیدن ازدواج است ( گلاس و رایت[۱۹]، ۱۹۹۷، به نقل از شاکلفورد[۲۰]، ۲۰۰۸).
خیانت شامل برقراری ارتباط جنسی یا عاطفی یک فرد متأهل با جنس مخالف، خارج از چارچوب خانواده (غیر از همسر) است (کاوه،۱۳۸۳).
یکی از مواردی که برای مطالعه و درمان خیانت باید به آن توجه کرد، دیدگاه پست مدرنیسم است. بر اساس این دیدگاه، واقعیت عینی و بیرونی مشخصی وجود ندارد. در واقع، واقعیت بر اساس مرجع قیاس درونی خود افراد تعریف می شود، و به همین دلیل افراد نمی توانند تجربیات ذهنی یکدیگر را به طور کامل درک کنند. با توجه به این دیدگاه، هر زوجی نسبت به خیانت تعریف خاصی دارد و لذا نمی توان تعریف ثابت و یکسانی از این مفهوم بیان کرد. به عنوان مثال فردی ممکن است عواملی نظیر داشتن مقاربت جنسی، پنهانی بودن رابطه یا داشتن صمیمیت عاطفی همسرش با جنس مخالف را خیانت تلقی کند ( هرتلین و پایرسی[۲۱]، ۲۰۰۵)، در صورتی که ممکن است از نظر یک فرد دیگر، چنین مواردی خیانت محسوب نشود. بنا بر این هر زوجی بنا به نوع تعهدات و محدودیت هایی که در رابطه خویش با یکدیگر توافق کرده اند نگرش خاصی نسبت به خیانت دارند، و به همین دلیل این مفهوم در طی سالیان مختلف، تعاریف گوناگونی به خود گرفته است ( زولا[۲۲]،۲۰۰۷). اما یکی از جنبه های مشترک در همه این تعاریف پنهانی بودن یا مخفیانه بودن چنین روابطی در میان زوجین است (ویتی[۲۳]،۲۰۰۳).
عوامل شخصیتی نظیر سطح پایین وظیفه شناسی[۲۴] (آویرام و آمیچای-هامبورگر[۲۵]، ۲۰۰۵)، سطح بالای خودشیفتگی (آویرام و همکاران،۲۰۰۵؛ اتکینز[۲۶] و همکاران،۲۰۰۱) روان پریشی، عوامل محیطی و فرهنگی (خدمتگذار و همکاران، ۱۳۸۷) سبک دلبستگی افراد (آندروود[۲۷]،۲۰۰۵) و عوامل بین فردی نظیر تعارضات زناشویی ( آویرام و همکاران،۲۰۰۵؛ دوکان-مورگان و دوکان[۲۸]،۲۰۰۷) ناسازگاری[۲۹] جنسی و فقدان رضایت جنسی، داشتن علایق جنسی زیاد یکی از طرفین در رابطه زناشویی، داشتن تمایلات جنسی متفاوت در رابطه زناشویی یا فقدان تمایلات جنسی یکی از طرفین (دوکان- مورگان و دوکان،۲۰۰۷)، سوء مصرف مواد، الکل و دارو توسط یکی از زوج ها، عوامل جمعیت شناختی، خصوصا جنسیت (آویرام و همکاران،۲۰۰۵) میزان تمایز یافتگی زوجین (هرتلین و پایرسی،۲۰۰۵) فقدان صمیمیت بین زوجین (شاو[۳۰]،۱۹۹۷) و نیز فقدان مهارت های کلامی و حل مسئله در میان آن ها ( یانگ[۳۱] و همکاران،۲۰۰۰). همچنین افرادی که فرصت های مالی و شغلی مناسب تری دارند میزان ارتکاب روابط فرازناشویی در آن ها بیشتر است (اتکینز و همکاران،۲۰۰۱). پژوهش ها نشان داده است که احتمال بروز روابط فرازناشویی در میان افرادی بیشتر است که در سنین پایین ازدواج کرده اند، خصوصا کسانی که در سن ۱۶ سالگی یا قبل از آن ازدواج کرده اند. از طرف دیگر بین اعتقاد زوج ها به اصول مذهبی و بروز خیانت در آن ها رابطه وجود دارد. احتمال بروز خیانت در زوج های پای بند به اصول مذهبی کمتر است (آلج[۳۲]،۲۰۰۹). بین سابقه طلاق در افراد و میزان خیانت در آنها رابطه وجود دارد . احتمال بروز خیانت در افرادی که سابقه طلاق دارند بیشتر است (خدمتگذار و همکاران،۱۳۸۷). پژوهش ها نشان داده است که افراد دارای سبک دلبستگی نا ایمن تعهد کمتری نسبت به زندگی زناشویی خود دارند و در این میان، روابط فرازناشویی بیشتر در میان افراد دارای سبک دلبستگی اجتنابی دیده شده است (سهرابی و رسولی، ۱۳۸۷).
تحقیقات انجام شده در رابطه با خیانت حاکی از آن است که دلایل متعددی را می توان برای اقدام افراد به چنین کاری برشمرد، از جمله نارضایتی در ارتباط فعلی، تمایل و اشتیاق برای تنوع یا هیجان جنسی، انتقام، خشم یا حسادت، احساس عدم امنیت یا نا مطمئن بودن در مورد رابطه، همنشینی و صمیمیت، بلوغ نایافتگی و کمبود تعهد،
مطلب دیگر :
رایج ترین سرمایه گذاری خانم های ایرانی
علاقه مفرط برای برقراری رابطه عاشقانه با فرد خارج از رابطه زناشویی، نارضایتی جنسی، افزایش عزت نفس، ناتوانی در کنترل وسوسه ها، در دسترس نبودن همسر و مصرف دارو یا الکل(بانک،۱۹۸۰; دریگوتاس و همکاران، ۱۹۹۹; فلدمن و کافمن، ۱۹۹۹; فلدمن و همکاران، ۲۰۰۰; گلاس و رایت،۱۹۸۸; روسکو و همکاران،۱۹۸۸)علاوه بر دلایل مذکور، ادبیات موجود در رابطه با انگیزه های ارتکاب به خیانت متغیرهای دیگری را نیز منجمله سن، تحصیلات، وجود فرصت ها، طول مدت رابطه، تاریخچه طلاق، مذهبی بودن، رضایت از رابطه و ویژگیها و عوامل شخصیتی و شناختی را نیز در این زمینه موثر دانسته اند (اتکینز و همکاران،۲۰۰۱; گریلی،۱۹۹۴)
عوامل شخصیتی و شناختی نقش عمده ای را در بسیاری از زمینه های زندگی ایفا میکند (لارسن و باس،۲۰۰۰) . درمانگران و نیز عموم مردم، عوامل شخصیتی را یکی از عوامل سببی اهتمام افراد به خیانت می دانند (باس و شکلفرد، ۱۹۹۷).
از سوی دیگر رویکردهای روانی- فیزیولوژیک به شخصیت پیشرفت به سزایی در سالهای اخیر داشته اند. در این زمینه نظریه حساسیت به پاداش جفری گری [۳۳]یکی از تاثیر گذارترین مدل های زیست شناختی شخصیت محسوب میشود( کوپر[۳۴] و همکاران،۲۰۰۷). گری( ۱۹۸۲) در نظریه خود سه نظام مغزی- رفتاری را معرفی می کند. این نظام ها عبارتند از: نظام بازداری رفتاری[۳۵] (BIS)، و نظام فعال ساز رفتاری[۳۶] (BAS) و نظام ستیز- گریز[۳۷] (FFS). نظام های بازداری رفتاری و فعال ساز رفتاری مبتنی بر حساسیت افراد به پاداش و تنبیه هستند (فالا[۳۸]،ریکونن[۳۹]، پسونن[۴۰]،هینونن[۴۱]،هوی[۴۲]، اریکسون [۴۳]و همکاران،۲۰۰۹). نظام بازداری رفتاری (BIS) به محرک های جدید، محرک های ترس ذاتی و محرک های آزارنده شرطی با برون شدهای توقف رفتار، اجتناب منفعل، افزایش بر انگیختگی و افزایش توجه پاسخ می دهد. نظام فعال ساز رفتاری (BAS) به محرک های غیر شرطی و شرطی خوشایند با برون شدهای اجتناب فعال و مجاورت فضایی- زمانی به این محرک ها پاسخ می دهد. نظام ستیز/ گریز به محرک های آزارنده غیر شرطی با برون شدهای گریز و پرخاشگری دفاعی پاسخ می دهد(فروزش یکتا،آزاد فلاح،نجفی،۱۳۸۱). در تجدید نظر نهایی این نظریه، گری و مک ناتان نظام ستیز/ گریز(FFS) را به نظام ستیز/گریز/ انجماد[۴۴] (FFFS) تغییر نام دادند. آنها معتقدند که این نظام مسئول واکنشهای واسطه گری به تمام محرک های آزارنده، شرطی و غیر شرطی، همچنین مسئول رفتارهای فرار و اجتناب است، که هیجان ترس را به دنبال دارد(کر[۴۵]،پرکینز[۴۶]،۲۰۰۶). پایه های نورو آناتومی سیستم(BIS)که فعالیت زیاد آن با تجربه اضطراب مرتبط می باشد( کر،۲۰۰۴) در قشر اربیتو فرونتال[۴۷]، دستگاه سپتو هیپو کمپی[۴۸] (SHS) و مدار پاپز قرار دارد ( هویگ،هاگمان[۴۹]،سیفرت[۵۰]، نیومن [۵۱]و بارتوسک[۵۲]، ۲۰۰۶). پایه های نورو آناتومی سیستم (BAS)از لحاظ ساختاری با مسیرهای مغزی دو پامینرژیک و مدارهای کورتیکو استریاتو-پالیدو-تالامیک[۵۳] (CSPT) مرتبط می باشد (فاولس[۵۴]،۱۹۸۰) در قشر پره فرونتال،آمیگدال و هسته های قاعده ای قرار دارد(هویگ[۵۵] و همکاران،۲۰۰۶). سومین سیستم یعنی(FFS) از نظر ساختاری با آمیگدال و هیپو تالاموس مرتبط می باشد. فعالیت زیاد این سیستم با پسیکوز گرایی ارتباط دارد (کر،پیکرینگ[۵۶] و گری، ۱۹۹۵؛ کر،۲۰۰۴). در این تحقیق فقط به سیستم های بازداری و فعال ساز رفتاری پرداخته خواهد شد.
گری پیشنهاد می کند که تفاوت در فعالیت BIS و BASموجب ایجاد ابعاد شخصیت به نام اضطراب، روانرنجور خویی و عاطفه منفی (مرتبط با کارکردBIS) و تکانشگری، برونگرایی و عاطفه مثبت ( مرتبط با فعالیت BAS) می شود که مستقل از همدیگر هستند. به طوری که پژوهش های مختلف نیز این موضوع را تایید می کنند (کاسراس[۵۷]،آویلا[۵۸]، توروبیا[۵۹]،۲۰۰۳؛جرم[۶۰]، کریستنسن[۶۱]،هندرسون[۶۲]،جاکوب[۶۳]، رودگرز[۶۴]، ۱۹۹۹). نظام فعال ساز رفتاری از جهتی با امید و تسکین در ارتباط است.همچنین این نظام فرد را به مقابله و تلاش در جهت رفع موانع و جستجوی اهداف مطلوب سوق می دهد. اما غلبه و حساسیت زیاد BIS فرد را بیشتر به درماندگی و افسردگی سوق می دهد(پور محمد رضای تجریشی،میرزمانی بافقی،۱۳۸۶).
شناخت عبارت است از جریانهای فکری ، یادگیری، نحوه سازماندهی، ذخیره سازی و به کار گیری اطلاعات (سیف،۱۳۷۶).
فلاول[۶۵] نخستین کسی بود که در سال ۱۹۷۹ اصطلاح فراشناخت را مطرح کرد. به نظر فلاول (۱۹۸۷،۱۹۷۹) فراشناخت هم شامل فرایندهای شناختی و هم شامل تجارب یا تنظیم شناختی است.دانش فراشناختی به اکتساب دانش پیرامون فرایندهای شناختی و دانش درباره استفاده از فرایندهای کنترل شناختی اشاره دارد(وست وود[۶۶]،۱۹۹۳;به نقل از لوینگ استون ، ۱۹۹۷).
فراشناخت به آگاهی در مورد باورها و ارزیابی در مورد شناخت، همچنین تنظیم و آگاهی از شناخت مداوم اشاره دارد. فراشناخت را می توان به سه حیطه دانش، تجربه و راهبرد تقسیم کرد.
تجربه های فراشناختی[۶۷] شامل ارزیابی و احساسهای موقعیتی هستند که افراد درباره وضعیت روانی خود دارند. راهبردهای فراشناختی[۶۸]، پاسخ هایی هستند که برای کنترل و تغییر تفکر به کار گرفته می شوند و در خدمت خود تنظیمی هیجانی و شناختی می باشند. دانش فراشناختی[۶۹] به باورها و نظریه هایی که افراد درباره تفکر دارند اطلاق می شود.
باورهای فراشناختی به دو نوع مثبت و منفی تقسیم می شوند. باورهای فراشناختی مثبت به فواید و سودمندیهای درگیر شدن در فعالیت شناختی تشکیل دهنده سندرم شناختی توجهی مربوط می شود. باورهای فراشناختی منفی باورهایی است که به کنترل ناپذیری، معنی، اهمیت و خطرناک بودن افکار و تجربه های شناختی مربوط می شوند (ولز،۲۰۰۹، ترجمه محمد خانی،۱۳۸۸).
راهبردهای مقابله ای مجموعه ای از تلاش های شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنش زا به کار می رود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن می شود . دو راهبرد اصلی مقابله عبارتند از :
۱-راهبرد مقابله ای هیجان مدار که شامل کوشش هایی جهت تنظیم پیامدهای هیجانی واقعه تنش زاست و تعادل عاطفی و هیجانی را از طریق کنترل هیجانات حاصله از موقعیت تنش زا حفظ می کنند و ۲-راهبرد مقابله ای مساله مدار شامل اقدامات سازنده فرد در رابطه با شرایط تنش زا است وسعی دارد تا منبع تنیدگی را حذف کرده یا تغییر دهد.
طبق مدل فولکمن و لازاروس[۷۰] (۱۹۸۴) در فرایند مقابله، مهارت های شناختی برای حل مشکل مورد استفاده قرار می گیرند . فرد با به کار بستن سبک مقابله کارآمد مسئله مدار از مهارت های شناختی برای حل مساله استفاده می کند بر این اساس راه های مقابله با مشکل مستقیماً بررسی می شوند و معمولاً با یافتن راه حل های مناسب برای مشکل رضایت روان شناختی حاصل می شود(لازاروس و فولکمن،۱۹۸۴). پویایی ویژگی مشترک راهبردهای مقابله ای مسئله مدار شناخته شده است (پیرلین و اسکالر[۷۱]،۱۹۸۷) پویایی امکانات لازم برای مقابله فعال با موقعیت استرس زا را در اختیار فرد قرار می دهد. این وضعیت تمام توانایی های بالقوه فرد را برای مقابله مثبت و حل مساله فرا می خواند و احتمال موفقیت وی را افزایش می دهد . بنابراین راهبردهای کارآمد مقابله از طریق افزایش اعتماد به نفس افراد، مهارت های حل مسئله آن ها را بهبود بخشیده و به رضایت بیشتر منجر می شود.
ویژگی دیگر افرادی که از سبک مقابله کارآمد مساله مدار استفاده می کنند، سطح تنش پایین است (پیرلین و اسکالر،۱۹۸۷) پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می شود که فرد در سایه آرامش روانی بهتر بتواند از مهارت های شناختی و پویایی برای مقابله با مشکل استفاده کند و در نتیجه به رضایت بیشتری دست یابد . از طرف دیگر انکار و انفعال دو ویژگی کسانی است که از سبک مقابله ناکارآمد هیجان مداری استفاده می کنند (پیرلین و اسکالر،۱۹۸۷) انکار موقعیت استرس زا به رفتار اجتنابی و انفعال در مقابله با موقعیت استرس زا و ناتوانی در به کارگیری توانمندی ها ی بالقوه و ابتکار عمل فرد منجر می شود . با این سبک مقابله مشکل پیش آمده لاینحل می ماند و در نتیجه نارضایتی افزایش می یابد . ویژگی های انکار و انفعال و پیامدهای آن ها در مقابله ناکارآمد هیجانی با موقعیت استرس زا از طریق کاهش اعتماد به نفس فرد نیز بر مشکلات و نارضایتی ها می افزاید( غضنفری و قدم پور،۱۳۸۷).
مسئله روابط فرازناشویی طی چند سال اخیر به یکی از معضلات اجتماعی تبدیل شده است. معضلی که در اغلب موارد مخفی مانده و گاهی افشای آن باعث ارتکاب یک جنایت می شود.
دکتر لیلا بهنام – روانشناس بالینی- در این باره می گوید: نتایج تحقیقی که در ۱۵ استان کشور انجام شده نشان میدهد خیانت علت ۶۷ درصد قتل مردان از سوی همسرانشان بوده است. ۳۳ درصد مردان هم با واکنش در برابر خشونت، حمله ناگهانی و تهدید از سوی همسر خود مواجه بودهاند. تاثیری که به وسیله خیانت به وجود میآید به طور چشمگیری روابط را ویران میسازد. تاثیر خیانت بر هر دو زوج احساس گناه، بیوفایی، از بین رفتن اعتماد، از دست دادن هویت، خشم، استرس و بیقراری است.
به گفته معاون توانبخشی سازمان دفاع از قربانیان خشونت، فهم دلایل روابط فرا زناشویی و فاکتورهای تاثیرگذار در آن اهمیت شاخصی در پیشگیری از وقوع و شیوع آن در جامعه دارد. عوامل متعدد فردی- شخصیتی، اجتماعی- ارتباطی و خانوادگی در بروز روابط فرا زناشویی سهم دارد(دانشگاه نیوز، اینترنت www.daneshgahnews.com ).
و از آنجا که خیانت یک شبه اتفاق نمی افتد بلکه طی مراحل و فرایندهای روی می دهد که شناخت آن ها می تواند به پیشگیری و درمان بی وفایی کمک کند (خدمتگذار،۱۳۸۷) ، به نظر می رسد که بررسی و تحقیق در این حوزه یکی از ملزومات جامعه امروز باشد.
لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی نظامهای مغزی / رفتاری ، باورهای فراشناختی وراهبردهای مقابله ای در افراد مبتلا به خیانت زناشویی می باشد.
۲-۱-۲- پرخاشگری ۱۳
۲-۱-۳- منبع کنترل ۳۶
۲-۱-۴- تنبیه بدنی ۴۷
۲-۲- پیشینهی پژوهشی ۵۳
۲-۲-۱- پیشینهی داخلی ۵۳
۲-۲- پیشینهی خارجی ۵۵
فصل سوم: روش تحقیق
۳-۱- مقدمه ۶۰
۳-۲- جامعه آماری ۶۰
۳-۳- نمونه پژوهش و روش نمونه گیری ۶۰
۳-۳-۱- تعیین حجم نمونه ۶۰
۳-۴- ابزار جمع آوری اطلاعات ۶۱
۳-۴-۱- مقیاس کنترل راتر (درونی- برونی) ۶۱
۳-۴-۲- پرسش نامه پرخاش گری ۶۲
۳-۵- روش اجرای پژوهش ۶۲
۳-۶- روش آماری تحلیل دادهها ۶۳
فصل چهارم: تحلیل دادهها
۴-۱- مقدمه ۶۵
۴-۲- آمار توصیفی جمعیت شناختی ۶۵
۴-۳- امار استنباطی (فرضیه ها) ۷۴
فصل پنجم: نتیجه گیری
۵-۱- بحث ۸۴
۵-۲- یافتهها ۸۴
۵-۳- نتیجه گیری ۸۸
۵-۴- جمع بندی کلی ۸۸
۵-۵- محدودیتهای پژوهش ۸۹
۵-۶- پیشنهادات ۸۹
۵-۶-۱- پیشنهادات پژوهشی ۸۹
۵-۶-۲- پیشنهادات کاربردی ۸۹
منابع ۹۱
الف) منابع فارسی ۹۱
ب) منابع انگلیسی ۹۵
پیوست۱: اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه منبع کنترل راتر ۹۷
پیوست۲: پرسش نامه پرخاشگری (AGQ) ۱۰۲
مقدمه
در عصر ما این امر مسلّم گشته است که رفتار بشر نتیجه موقعیتها و عوامل متعددی است که مهمترین آنها خانواده، مدرسه و اجتماع است. اگر خانواده، مدرسه و اجتماع هر یک وظایف خود را به خوبی انجام دهند، امکانسازی با محیط و موفقیت در سطوح مختلف زندگی دانشآموزان افزایش مییابد (بلورساز و همکاران، ۱۳۸۴).
نظریههای مختلفی در مورد ماهیّت رفتار انسان وجود دارد که هرکدام تأکیدات متفاوتی بر”منبع کنترل” افراد دارند. انسانگرایان معتقدند که انسان کاملاً بر رفتار خود کنترل دارد و از طرف دیگر رفتارگرایان معتقد هستند که موقعیتها و پیامدهای محیطی (برای مثال تقویتها و تنبیههای محیطی) هستند که چگونگی رفتار ما را تعیین میکنند. میان ایندو عقیده، نظریه سومی نیز وجود دارد که تلفیقی از ایندو است و در آن هم به تأثیر عوامل بیرونی و محیطی و هم به انتخاب فردی بر رفتار اهمیّت میدهد (بیابانگرد، ۱۳۷۱).
پدر و مادرانی که راههای نامناسب تنبیهات بدنی را برای اجرای انضباط و تنبیه کودک انتخاب میکنند از یاد میبرند که در موقع تنبیه، غالباً هدف به هیچوجه واقف کردن کودک بعمل ناپسند ارتکابی و تأدیب او به علت رفتار ناهنجاری که داشته است، نمیباشد بلکه آنچه را که انجام میدهند فقط برای فرونشاندن شعلههای خشم و غضبی است که در نهادشان ایجاد شده است. بهمین جهت عمل نادرست آنان به کودک میآموزد که هرگاه امری باعث عصبانیت او شد، دست بخشونت بزند و تندی از خود نشان دهد. تنبیه کردن کودک، این امر را بر او مبرهن میسازد که میتوان بوسیله ستیزهگری و پرخاش با سرعت کامل بتسکین ناراحتی درونی و فرونشاندن خشم و عصبانیت پرداخت و آرامش خیال و راحتی خاطر ایجاد نمود زیرا کودک بخوبی مشاهده میکند که پدر و مادری که شعله خشم از صورتشان زبانه میکشد و وجودشان از ناراحتی دچار التهاب میباشد، چگونه با تنبیه او، آبی بر آتش غضب و عصبانیت آنها میریزیند. به همین جهت او بسادگی فرا میگیرد که در هنگام خشم، به همان صورت عمل نماید و چنانچه عصبانی شد بوسیلهی تعرّضات پرخاشگرانه خود به التهاب و هیجانش غلبه کند (شاپوریان، ۱۳۵۴).
۱-۲- بیان مسأله
کودکان آسیبپذیرتر از سایر افراد جامعه هستند، بدرفتاری با کودک طیف وسیعی از رفتارهای آسیبرسان از قبیل برآورده نکردن نیازهای اولیه، تنبیه کلامی، تنبیه جسمی، آزار و اذیت عاطفی و سوء استفاده جنسی را شامل میشود (آیین، ۱۳۸۴). تنبیه بدنی به معنای استفاده از نیروی فیزیکی جهت ایجاد تجربه درد بدون صدمه به منظور تربیت (تصحیح یا کنترل رفتار) کودک میباشد (گافین و همکاران[۱]، ۲۰۰۹). معمولا در تنبیه جسمی از دست یا یک شیئی مانند چوب، کمربند، شلاق و غیره برای ضربه زدن به بعضی نقاط بدن کودک مثل دستها یا باسن و یا از یک شی داغ برای سوزاندن کودک استفاده میشود. تنبیه بدنی به منظور کنترل، راهنمایی یا تصحیح رفتار کودکان در فرهنگهای مختلف وجود دارد (والریچ[۲] و همکاران، ۱۹۹۸). تنبیه بدنی یک نوع کودک آزاری و خشونت در خانواده است که موجب نقض حقوق کودک میشود و دارای اثرات سوء کوتاه مدت و بلند مدت بر روح و جسم کودک میباشد (لوپز و همکاران[۳]، ۲۰۰۰).
وقتی که واکنش خشونتآمیزی بروز میکند سایر اعضای خانواده کاری میکنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه میشوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد میزند، خواهر بر سر او فریاد میزند و ناسزایی به او میگوید. در این موقع برادرش او را کتک میزند و این ماجرا ادامه مییابد. تمام اینها نشان میدهد که والدین میتوانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با بهره گرفتن از راههای موثر بدون اینکه با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسر است (شمس، ۱۳۸۹).
روشهای زیادی برای کنترل پرخاشگری کودکان بدون استفاده از تنبیه وجود دارد، یکی از عوامل تأثیرگذار برروی پرخاشگری کودکان رفتار، عملکرد و ویژگیهای شخصیتی والدین میباشد. منبع کنترل یکی از ویژگیهای شخصیتی افراد است.
منبع کنترل[۴]، اعتقاد فرد به تواناییها و استعدادهای درونی در حل مساله و یا اعتقاد به شانس و عوامل قدرتمند بیرونی و در نتیجه برخورداری منفعلانه با شرایط محیطی است. منبع کنترل چگونگی جست و جوی اطلاعات در محیط و شیوه پردازش اطلاعات در رابطه با وقایع و مسایل زندگی است. مفهوم منبع کنترل، در چارچوب نظریه راتر[۵] ارائه شده است. راتر در بیان مفهوم منبع کنترل، به دو بعد فرضی درونی و بیرونی اشاره دارد. گروهی که موفقیتها و شکستهای خود را عموماً به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت میدهند، افراد دارای منبع کنترل درونی نامیده شده اند و گروه دوم که موفقیتها و شکستهای خود را معمولا به عوامل بیرون از خود بخت و اقبال یا دشواری موقعیتها نسبت میدهند، افراد دارای منبع کنترل بیرونی نام گرفتهاند (خوی نژاد و همکاران، ۱۳۸۷).
به بیان دیگر اشخاص دارای منبع کنترل درونی باور دارند که کارآمدی، تدبیر، سختکوشی، احتیاط و مسئولیتپذیری به پیامدهای مثبت خواهد انجامید و رفتارشان نقش مهمی در افزایش برون دادهای خوب و کاهش برون دادهای بد دارد. برعکس افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، رویدادهای مثبت یا منفی را پیامد رفتار خود نمیدانند بلکه آن را به شانس، سرنوشت، نفوذ افراد قدرتمند و عوامل محیطی ناشناخته مهار نشدنی نسبت میدهند. در نتیجه بر این باورند که برون دادهای بد یا خوب با رفتار خود آنها ارتباط نداشته و از کنترل آنها خارج است (حیدری، ۱۳۸۷).
پژوهشگران بر این باورند که افراد دارای منبع کنترل بیرونی در موقعیتهای رقابتی بیشتر به تسلیم شدن گرایش دارند، اما در هنگام همکاری به خوبی افرادی کنترل درونی دارند رفتار میکنند. افراد با منبع کنترل درونی در چالشهای اجتماعی بر برون دادهای خود بیشتر اعمال نفوذ میکنند و در برابر فشار همرنگی ایستادگی میکنند. اما افراد با منبع کنترل بیرونی مهار کمتری بر رویدادها دارند و در موقعیتهای فشارزا خود را ناتوان میبینند. هم چنین افراد بیرونی به نشانگان و نشانههایی که از محیط پیرامون بر میآید بیشتر حساس بوده و به آن توجه زیادتری نشان میدهند، در حالی که افراد با منبع کنترل درونی به این نشانههای ظریف زیاد توجه نمیکنند یا در برابر آنها واکنشی نشان نمیدهند. همچنین همبستههای رفتاری کسانی که منبع کنترلشان بیشتر درونی میباشد همانند همبستههای رفتاری کسانی است که انگیزه موفقیتطلبی و پیشرفت در آنها بالا است (خوی نژاد و همکاران، ۱۳۸۷).
درباره مهار خشم میتوان گفت نوجوانان خشن معمولا والدینی پرخاش گر دارند که روشهای تربیتی آنها مبتنی بر سختگیری، خشونت و تنبیه بدنی است. در واقع والدینی که نمی توانند خشم خود را مهار کنند، آسیبهای جدی به کودک خود وارد میکنند. نابسامانیهای خانواده یکی از عوامل بروز خشونت در فرزندان است، درگیریهای لفظی والدین و اختلاف آنها با یکدیگر و هم چنین نبود تفاهم میان آنها از جمله عواملی است که کودک یا نوجوان آنها را وادار میسازد که احساسات، خواستهها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران یا با داد و فریاد و عصبانیت به دیگری ابراز کند و فکر میکند که با این روش میتواند خواسته خود را به کرسی بنشاند و به هدف برسد؛ در واقع او رفتار آرام و توأم با ملایمت را در خانواده یاد نگرفته است. در همین راستا روان شناسان دانشگاه ایندیانا در آمریکا (۱۹۸۷)، نشان دادند یادگیری کودکانی که در فضاهای خانوادگی پرخاش گرانه و مهاجم بزرگ میشوند برای پردازش اطلاعات اجتماعی نسبت به سایر همسالانشان که در خانوادههای آرام و غیر پرخاشگر رشد کردهاند، متفاوت است (نعمتی، ۱۳۸۸).
مطلب دیگر :
در این پژوهش قصد محقق بر این است تا بداند منبع کنترل درونی و بیرونی والدین چه رابطهای با پرخاشگری فرزندان در خانوادههای تنبیه کننده و غیرتنبیه کننده پسر و دختر دارد؟
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
در سالهای اخیر ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی، درمانی تنبیه بدنی و نقش آن درکودک آزاری را مورد بررسی و سوال قرار داده اند. هرچند هیج تحقیقی اثرات مفید برای استفاده از تنبیه جسمی را در کودکان نشان نداده است ولی استفاده از آن هنوز ادامه دارد (قاسمی و همکاران، ۱۳۸۶).
تحقیقات اخیر نشان داده اند که اکثر موارد کودک آزاری جسمی در اثر اقدامات والدین برای تنبیه جسمی کودکان به وجود میآید به طوری که والدین حین تنبیه کودک کنترل خود را از دست داده و به صورت غیرعمدی شدت فیزیکی تنبیه را زیاد مینمایند و یا میزان قدرت خودشان را کم تخمین میزنند و به این ترتیب باعث بروز آسیبهای جسمی برای کودکانشان میشوند. هرچه شدت تنبیه بیشتر شود خطر صدمه به کودک و در نتیجه آزار جسمی کودک نیز بیشترمی شود (فیگویردو[۶]، ۲۰۰۴). این مساله به شدتی است که تحقیقات نشان داده خانه مکانی است که بیشتر از هر جای دیگر به حقوق کودک تجاوز میشود. بین ۵۰ تا ۷۰ درصد کودکانی که مورد سو ی رفتار قرار گرفته اند قربانی خشونت والدین و نزدیکان خود بوده اند. بیش از ۹۰ % والدینی که مبادرت به بدرفتاری با کودک خود میکنند نه از نظر جسمی مشکلی دارند، نه از نظر شخصیتی جنایتکارند و نه سایکوتیک هستند، بلکه افرادی هستند که خود تحت تاثیر تنش واسترس شدیدی قرار داشته و در حالت خشم به کودکان خود آسیب میرسانند (ثابتی، ۱۳۸۴).
کشف رابطه بین منبع کنترل درونی و برونی والدین و تاثیر آن در پرخاشگری فرزندان محقق را بر آن داشت تا به این موضوع بپردازد. پاسخ به همه این سوالات و نتایج این پژوهش میتواند کمک شایانی به محققان این حوزه بکند و با دراختیار قرار دادن نتایج این پژوهش در مقالات و مجلات میتوان آگاهی جامعه را از اثرات زیان بار تنبیه کودکان بالا برد و در نتیجه گامی موثر در سطح ارتقای فرهنگ جامعه برداشت. مؤثرترین راه کمک به کودکان و نوجوانان برای آموزش بهتر، برقراری روابط سودمندتر، استفاده ی بهتر از فرصتها و پدید آوردن دیدگاههای روشنتر نسبت به مسیر زندگی خود و ورود به دنیای بزرگسالی با بنیادی استوارتر، حفظ و افزایش عزت نفس در آنان است. نتایج این پژوهش میتواند به کودکان تحت ظلم و تنبیه نوید جایگزین راههای احتمالی برای تربیت بدهد تا از این حیث کودکان و نوجوانان، والدین آنها، معلمان و مدیران مدارس و آموزش و پرورش، بهزیستی، نیروی انتظامی و در نهایت همه جامعه سود ببرند.
۱-۴- اهداف تحقیق
۱-۴-۱- هدف اصلی: رابطه منبع کنترل درونی و بیرونی والدین با پرخاشگری فرزندان خانوادههای تنبیهکننده و غیر تنبیه کننده
۱-۴-۲- اهداف جزیی:
۱-۵- سؤالات تحقیق
۱-۶- فرضیه های تحقیق
فرضیه اول: بین منبع کنترل درونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه دوم: بین منبع کنترل بیرونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه سوم: بین منبع کنترل درونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای غیر تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین منبع کنترل بیرونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای غیر تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین منبع کنترل درونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای تنبیه کننده و غیر تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه ششم: بین منبع کنترل بیرونی والدین و پرخاشگری فرزندان در خانوادههای تنبیه کننده و غیر تنبیه کننده رابطه وجود دارد.
فرضیه هفتم: بین پرخاشگری در خانوادههای تنبیه کننده و غیر تنبیه کننده تفاوت وجود دارد.
فرضیه هشتم: بین منبع کنترل بیرونی در خانوادههای تنبیه کننده و غیر تنبیه کننده تفاوت وجود دارد.
فرضیه نهم: بین منبع کنترل درونی در خانوادههای تنبیه کننده و غیر تنبیه کننده تفاوت وجود دارد.
۱-۷- تعریف واژه ها و اصطلاحات (به صورت مفهومی و عملیاتی):
۱-۷-۱- تعاریف مفهومی:
منبع کنترل درونی:
گروهی که موفقیتها و شکستهای خود را عموما به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت میدهند، افراد دارای منبع کنترل درونی نامیده میشوند (حیدری پهلویان و همکاران، ۱۳۷۸).
منبع کنترل برونی:
افرادی که موفقیتها و شکستهای خود را معمولا به عوامل بیرون از خود (بختواقبال یا دشواری موقعیتها) نسبت میدهند، افراد دارای منبع کنترل بیرونی نامیده میشوند (حیدری پهلویان و همکاران، ۱۳۷۸).
پرخاشگری:
رفتاری که موجب آسیب دیگران شود یا بالقوه بتواند به دیگران آسیب بزند. این آسیب میتواند بدنی مانند کتک زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، یا لفظی مانند ناسزاگویی و فریاد زدن و یا حقوقی، مانند به زور گرفتن چیزی باشد (پورافکاری، ۱۳۷۸).
تنبیه:
تنبیه در لغت به معنی بیدار نمودن، آگاهانیدن، و هشیار کردن آمده است و در اصطلاح، تنبیه، کاهش در احتمال بروز آتی یک پاسخ است که در اثر ارائه ی بلافاصله ی محرّکی پس از آن پاسخ، حاصل میشود و آن ممکن است به دو صورت انجام شود:
الف)ارائه ی عامل ناخوشایند.
۲-۳-۲-۱ علایم گوارشی۲۹
۲-۳-۲-۲ علایم خارج از دستگاه گوارش و اختلالات همراه.۳۲
۲-۳-۳ تشخیص۳۴
۲-۳-۴ روش های درمان سندرم روده ی تحریک پذیر۳۷
۲-۳-۴-۱ ضداسپاسمها.۳۹
۲-۳-۴-۲ داروهای ضد اسهال.۴۰
۲-۳-۴-۳ داروهای ضد افسردگی.۴۰
۲-۳-۴-۴ داروهای ضد اضطراب۴۲
۲-۳-۴-۵ مواد حجمزای مدفوع۴۲
۲-۳-۴-۶ مشاوره و تغییر رژیم غذایی۴۳
۲-۳-۴-۷ درمانهای مکمل و جایگزین.۴۴
۲-۴ اضطراب۴۵
۲-۴-۱ نقش اضطراب در اختلالات گوارشی و سندرم رودهی تحریکپذیر.۴۸
۲-۴-۲ روشهای کاهش اضطراب۵۰
۲-۴-۲-۱ درمانهای دارویی اضطراب.۵۱
۲-۴-۲-۲ درمانهای غیردارویی اضطراب۵۲
۲-۵ طب مکمل و جایگزین.۵۶
۲-۶ لمسدرمانی.۵۸
۲-۶-۱ مبانی نظری لمسدرمانی۶۳
۲-۶-۱-۱ فیزیک نوین۶۳
۲-۶-۱-۲ چاکراها۶۶
۲-۶-۱-۳ لایههای میدان زیستی.۶۹
۲-۶-۱-۴ علم انسانی وحدتنگر.۷۰
۲-۶-۱-۵ نظریه وبر.۷۴
۲-۶-۲ نقش انرژی در لمسدرمانی.۷۴
۲-۶-۳ مراحل اجرای لمسدرمانی.۷۵
۲-۷ مروری بر پژوهشهای مرتبط با موضوع تحقیق.۷۹
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
۳-۱ مقدمه۸۲
۳-۲ طرح پژوهش.۸
۳-۳ جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری ۸۷
۳-۴ ملاکهای ورود به پژوهش۸۷
۳-۵ ابزار جمعآوری اطلاعات.۸۷
۳-۵-۱ پرسشنامه حالت- صفت اضطراب اسپیلبرگر.۸۷
۳-۵-۲ پرسشنامه نمرهبندی علایم گوارشی۹۰
۳-۶ روش اجرای پژوهش.۹۱
۳-۷ پروتکل لمسدرمانی کورمک۹۲
۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ها.۹۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱ مقدمه۹۵
۴-۲ یافته های توصیفی.۹۵
۴-۲-۱ نتایج تحلیل توصیفی داده ها در مرحله پیشآزمون.۹۵
۴-۲-۲ نتایج تحلیل توصیفی داده ها در مرحله پسآزمون.۹۷
۴-۳ نتایج تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها.۹۸
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱ مقدمه.۱۰۲
۵-۲ بررسی نتایج۱۰۲
۵-۲-۱ بررسی فرضیه پژوهشی اول۱۰۲
۵-۲-۲ بررسی فرضیه پژوهشی دوم۱۰۵
۵-۲-۲-۱ بررسی بخش اول فرضیه دوم.۱۰۵
۵-۲-۲-۲ بررسی بخش دوم فرضیه دوم.۱۰۷
۵-۳ محدودیتها و موانع پژوهش.۱۰۸
۵-۴ پیشنهادها.۱۰۹
۵-۴-۱ پیشنهادهای کاربردی.۱۰۹
۵-۴-۲ پیشنهادهای پژوهشی۱۰۹
فهرست منابع.۱۱۱
پیوستها.۱۲۶
چکیده لاتین.۱۳۷
۱ مقدمه
در جهان امروز بررسی و مطالعه اختلالهایی که دارای ریشه روانشناختی هستند، بیش از پیش مورد توجه روانشناسان قرار گرفتهاست. خانوادهی وسیعی از اختلالات روانتنی[۱] وجود دارد که به نظر میرسد سببشناسی یا نشانه های مربوط به آنها هنوز به اندازه کافی بررسی و تبیین نشدهاست. تا کنون تعداد زیادی از اختلالهای روانتنی مورد شناسایی قرار گرفته که در اغلب موارد اعضای مختلف بدن را درگیر می کند. بیماری کرونر قلب، بیماری آرتریتروماتویید (اختلال مفاصل)، سردردهای شایع روانتنی از قبیل سردردتنشی، برخی از بیماریهای پوستی، تعدادی از بیماریهای مربوط به سیستم دفاعی بدن و دستگاهتنفسی و بیماریهای گوارشی بخشی از اعضای خانوادهی وسیع بیماریهای روانتنی را تشکیل می دهند (سادوک[۲] و سادوک، ۲۰۰۷). برخی از این بیماریها مانند بیماریهای قلبی در زمینه مسایل روانشناختی مورد تبیین گستردهتری قرار گرفتهاند، اما در تعدادی دیگر از جمله بیماریهای گوارشی نیاز به تحقیقات گستردهتری احساس میشود. در این راستا این پژوهش سندرم رودهی تحریک پذیر (IBS)[3] را که یکی از شایعترین اختلالهای روانتنی است و در حیطه ی بیماری های گوارشی قرار دارد مورد مطالعه و درمان قرار داد.
سندرم رودهی تحریکپذیر(IBS) معمولترین اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که با تغییر اجابت مزاج و درد یا ناراحتی شکمی، بدون وجود اختلالات ساختاری قابل شناسایی مشخص میشود (هاریسون[۴]، ۲۰۰۸؛ آستیانو[۵] و همکاران، ۲۰۰۸). اختلالات عملکردی دستگاه گوارش (FGID)[6] اختلالات مزمنی هستند که با علت نامشخص، ملاک های تشخیصی سوال برانگیز، دوره های طولانی مدت و غیرقابل پیش بینی بیماری، همراهی همیشگی با اختلالالهای روانشناختی و تأثیرات دارویی اندک مشخص می شوند (چانگ و همکارن[۷]، ۲۰۰۶؛ تیلبرگ[۸] و همکاران، ۲۰۰۸).
دامنهی شیوع سندرم رودهی تحریکپذیر بین ۱/۲ تا ۲۲% قرار دارد (نیکول[۹] و همکاران، ۲۰۰۸؛ ری و تالی[۱۰]، ۲۰۰۹). شایعترین علایم این سندرم درد شکمی مزمن همراه با تغییر در دفعات اجابت مزاج، قوام و عبور مدفوع و نفخ شکم همراه با وجود موکوس در دفع است (هاریسون، ۲۰۰۸). سببشناسی این سندرم به درستی شناخته نشده، اما نقش احتمالی فعالیتهای غیر طبیعی حسیحرکتی روده، عدم کارایی اعصاب مرکزی و محیطی، اختلالات روانی و اضطراب، عوامل داخل مجرایی، اختلال در محور مغز روده (کرید[۱۱] و همکاران،۲۰۰۸؛ هاریسون، ۲۰۰۸)، ژنتیک، عوامل غذایی، التهاب و عفونت و عدم تعادل انتقال دهندههای عصبی مطرح می باشند ( آگاه، فتعلی و عشایری، ۱۳۸۸).
علایم روانشناختی در سببشناسی و تشدید علایم سندرم رودهی تحریکپذیر نقش مهمی دارند به گونهای که، به طور معمول علایم بیماران مبتلا به این سندرم در طول یا بعد از دورهای از فشار روانی ظاهر میشود (حاتمیزاده، ۱۳۸۲). تظاهرات نابهنجار روانی در ۷۰ تا ۹۰ درصد این بیماران دیده میشود که شایعترین آنها اضطراب، افسردگی و اختلالات جسمانی شکل است (فولکز[۱۲]، ۲۰۰۴). با این وجود بررسیها نشان می دهند که عوامل روانی علت بیماری نیستند، بلکه این عوامل بیماری را تشدید می کنند. در ۸۵ درصد بیماران عوامل روانی مقدم یا منطبق بر علایم گوارشی میباشند و فقط در ۱۵ درصد موارد علایم گوارشی قبل از عوامل روانی دیده می
مطلب دیگر :
دلیل دیجیتال//پایان نامه ادله دیجیتالی
شود (حاتمیزاده، ۱۳۸۲). علاوه بر اضطراب و افسردگی تاریخچهای از سوء استفاده جسمی و جنسی نیز در این بیماران معمول است ( کرید و همکاران، ۲۰۰۸).
در نیمی از بیماران میزان استرس بالا است و به وضوح با افزایش نشانهها در ارتباط است (بلانچارد[۱۳] و همکاران، ۲۰۰۸ به نقل از هانت[۱۴] و همکاران، ۲۰۰۹). استرس می تواند حرکات روده را در افراد طبیعی نیز به اندازه بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریک پذیر افزایش دهد، اما بهنظر می رسد که آستانه بیماران مبتلا به این سندرم پایین تر از حد طبیعی است. همچنین بیمارانی که سندرم روده تحریک پذیر دارند بیشتر درگیر بیماریهای دیگر میشوند و اکثراً این بیماریها ارتباطی با این سندرم ندارند بلکه این بیماران در مقابل این بیماریها نسبت به افراد طبیعی که دچار آنها می شوند، ناتوان تر میگردند که این خود می تواند زمینه را برای افزایش اضطراب و فشار روانی در این بیماران فراهم کند. ترس از سرطان نیز به طور تقریبی در نیمی از بیماران وجود دارد که در زمان درمان برای رفع این مشکل و اطمینانبخشی به بیمار باید تدابیری اندیشیده شود (ریدل[۱۵] و همکاران،۲۰۰۷).
نتایج مطالعهای که سون[۱۶] و همکاران (۲۰۰۹) به منظور بررسی عوامل خطرساز سندرم رودهی تحریکپذیر در بین دختران نوجوان کرهای انجام دادند، نشان داد که فشارروانی، اضطراب و افسردگی به طور مستقل با افزایش شیوع این سندرم در ارتباط هستند. در پژوهش دیگری کوهن[۱۷] و همکاران[۱۸] (۲۰۰۶) به بررسی اختلال استرس پس از سانحه[۱۹] (PTSD) و دیگر اختلالات همراه در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر پرداختند، نتایج این مطالعه نشان داد که ۸۶ % از این بیماران حداقل یک حادثه تروماتیک را در طول زندگی خود گزارش می کنند و ۸/۷% آنها معیارهای تشخیصی PTSD را دارند. همچنین نرخ بالایی از جسمانی کردن[۲۰]، اختلال وسواس- اجبار[۲۱]، حساسیت بین فردی[۲۲] و نشانه های اضطرابی در بین این بیماران وجود داشت. در حال حاضر درمانی که بر روی تمام علایم این سندرم تأثیرگذار باشد وجود ندارد (آگاه و همکاران، ۱۳۸۸) و بسیاری از بیماران و پزشکان از میزان اثربخشی درمانهای دارویی و پزشکی رضایت ندارند. این موضوع سبب میشود که تعداد زیادی از این بیماران درمانهای مکمل و جایگزین[۲۳] را جستجو کنند (تیلبرگ و همکاران، ۲۰۰۸). لمس درمانی (TT)[24] یکی از درمان های مکمل و جایگزین است که برای اولین بار در سال ۱۹۷۵ توسط کریگر[۲۵] مطرح شد (هانلی[۲۶]، ۲۰۰۸)، با توجه به پژوهشهای انجام شده در زمینه تأثیرگذاری آن یکی از درمانهای قابل استفاده برای بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر است. اساس لمس درمانی بر این فرض استوار است که همه موجودات زنده میدانهایی از انرژی و جزیی از یک میدان انرژی بزرگتر هستند. این میدانهای انرژی در حال تعامل با یکدیگر هستند و در حالت طبیعی در تعادل کامل به سر میبرند و عدم تعادل انرژی در آنها منجر به بیماری و اختلال میشود. درمانگر با عبور دادن دستهایش از روی بدن بیمار می تواند این نوسانات و عدم تعادل انرژی را کشف کرده و آنها را تعدیل نماید و از طریق ایجاد تعادل در میدانهای انرژی فرایند بهبودی را در فرد بیمار تسهیل کند (فرانکلین[۲۷]، ۲۰۰۳). به طور معمول لمسدرمانی دارای ۴ مرحله است:
لمسدرمانی بر یافته های پژوهشی بسیاری استوار بوده و قابل یادگیری است، حتی فرد بیمار بدون حضور درمانگر می تواند از این درمان استفاده کند (آدامز و رایت[۲۹]، ۲۰۰۱). این روش درمانی در حوزههای گوناگون درمانی از جمله؛ درمان اضطراب، خستگی، آسم، بیخوابی، دردهای شکمی، عضلانی و استخوانی، سردرد، کمر درد، دردهای ناشی از سوختگی یا سرطان و بهبود زخم ها و عفونت ها (کمپر، کلی و اریکا[۳۰]، ۲۰۰۴) و درد بعد از عمل جراحی (مککورمک[۳۱]، ۲۰۰۹) به کار رفته و بر روی این مشکلات تأثیر گذار بوده است.
با توجه به شواهد ذکر شده در بالا در مورد تأثیر لمسدرمانی بر اضطراب و درد، و اختلالهای عضلانی اسکلتی و سردرد، یکی از روشهای درمانی است که می تواند برای درمان بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر نیز مورد استفاده قرار گیرد.
۱-۲ بیان مسأله
سندرم روده ی تحریک پذیر(IBS) نوعی اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که با تغییر اجابت مزاج و درد یا ناراحتی شکمی، بدون وجود اختلالات ساختاری قابل شناسایی مشخص میشود (هاریسون، ۲۰۰۸). آغاز نشانهها می تواند به واسطهی فشارروانی، مشکلات عاطفی یا عادات غذایی، بدون وجود نشانه های ساختاری دیگر نظیر کاهش وزن یا تب باشد (یل[۳۲] و همکاران، ۲۰۰۸). دامنهی شیوع سندرم رودهی تحریکپذیر با توجه به معیار تشخیصی، مکان نمونه گیری و دیگر عوامل مرتبط بین ۱/۲ تا ۲۲% قرار دارد (تارل و تدا[۳۳]،۲۰۰۲؛ ری و تالی، ۲۰۰۹)، بیشتر مطالعات بیانگر شیوع ۱۰ تا ۱۵ درصدی این سندرم هستند (گراندمن و یون[۳۴]، ۲۰۱۰). شیوع این سندرم در کشورهای غربی بیشتر از کشورهای شرقی است (صولتیدهکردی و همکاران، ۱۳۸۸). با این وجود مطالعات اخیر بیانگر این مسأله است که در کشورهای در حال توسعهی آسیایی نیز سندرم رودهی تحریکپذیر رشد روز افزونی دارد (شی[۳۵] و همکاران، ۲۰۰۸). بر اساس مطالعات انجام شده شیوع سندرم رودهی تحریکپذیر در ایران در دامنهای بین ۲/۴ تا ۴/ ۱۸ قرار دارد (صولتیدهکردی و همکاران، ۱۳۸۸).
این سندرم یک اختلال در افراد جوان است و اکثر موارد جدید آن قبل از ۴۵ سالگی بروز می کند (گراندمن و یون، ۲۰۱۰). همچنین شایعترین علت ارجاع به متخصصین گوارش است، به گونهای که مبتلایان به سندرم رودهی تحریکپذیر ۲۰ تا ۵۰ درصد بیماران ارجاعی را تشکیل می دهند(صولتیدهکردی و همکاران، ۱۳۸۸). این مراجعات پیدرپی باعث تحمیل هزینه های سنگینی به بیماران، مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی و نظام بهداشت و سلامت جامعه میشود. برای مثال، در یک بررسی در آمریکا هزینه ی سالیانه مستقیم و غیرمستقیم این بیماران بالغ بر ۳۰ میلیون دلار بوده است(ساندر[۳۶] و همکاران، ۲۰۰۲). این سندرم به طور گسترده ای بر سطح فعالیت اجتماعی و کیفیت زندگی بیماران تأثیر میگذارد، به گونهای که در اغلب مطالعات کیفیت زندگی این بیماران نسبت به جمعیت عمومی پایین تر است. این سندرم همچنین منجر به غیبتهای مکرر بیماران از محل کار در دوره های عود بیماری میشود(ری و تالی، ۲۰۰۹).
تظاهرات بالینی سندرم رودهی تحریکپذیر عبارتند از: درد یا ناراحتی شکمی، تغییر اجابت مزاج، گاز و نفخ و علایم دستگاه گوارش فوقانی. درد یا ناراحتی شکمی، علامت کلیدی در تشخیص این سندرم است، به طوری که اسهال یا یبوست بدون درد معیارهای تشخیصی این سندرم را برآورده نمی کند. بر اساس معیارهای تشخیصی سندرم رودهی تحریکپذیر، درد یا ناراحتی شکمی ویژگی پیش نیاز است. درد اغلب بر اثر غذا خوردن و فشار روانی تشدید میشود. تغییر در اجابت مزاج ثابتترین تظاهر بالینی این بیماران است. بیماران مبتلا به این سندرم به طور مکرر از اتساع شکمی، آروغ زدن و نفخ زیاد شکایت می کنند و همه این علایم را به افزایش میزان گاز نسبت می دهند. بین ۲۵ تا ۵۰ درصد بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر از دیسپپسی[۳۷]، سوزش سر دل[۳۸] و تهوع و استفراغ[۳۹] شکایت می کنند، که بیانگر این است که نواحی دیگری از لوله گوارش به جز کولون نیز ممکن است در این سندرم درگیر باشند (هاریسون، ۲۰۰۸).
با وجود شیوع بالای سندرم رودهی تحریکپذیر سببشناسی آن هنوز به خوبی شناخته نشده و به صورت چند فرضیه در مورد نقش احتمالی ژنها، فعالیت غیر طبیعی حسیحرکتی روده، اختلالات روانی، ناکارآمدی سیستم اعصاب مرکزی، اختلال در محور مغز- روده، عوامل داخل مجرایی و فشار روانی مطرح میباشد (یل و همکاران، ۲۰۰۸؛ کرید و همکاران، ۲۰۰۸؛ هاریسون، ۲۰۰۸).
عوامل روانشناختی در سببشناسی و تشدید علایم سندرم رودهی تحریکپذیر نقش مهمی دارند به گونهای که در چهارمین متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-IV-TR)[40]، سندرم رودهی تحریکپذیر در طبقهای تحت عنوان عوامل روانشناختی مؤثر بر بیماریهای طبی آورده شدهاست. این طبقه حاوی اختلالات جسمانی ناشی از عوامل هیجانی یا روانشناختی است و ضمناً اختلالات روانی یا هیجانی را که بر اثر بیماری جسمانی ایجاد یا تشدید شده اند، نیز در بر میگیرد (سادوک وسادوک، ۲۰۰۷).
بسیاری از پژوهشها بیانگر همراهی همیشگی اختلالهای روانی با سندرم رودهی تحریکپذیر است (ویتهید، پالسون و جونز[۴۱]،۲۰۰۲). بلانچارد و همکاران (۲۰۰۶) در یک پژوهش گسترده به این نتیجه رسیدند که ۵۵ درصد از بیماران مبتلا سندرم رودهی تحریکپذیر دارای یک اختلال روانی در محور I هستند. در بین اختلالات روانی اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر شیوع بالاتری دارد (کاپتا[۴۲] و همکاران، ۱۹۹۷؛ پاسرد[۴۳] و همکاران، ۲۰۰۹؛ ابراهیمیدریانی و همکاران، ۱۳۸۴). این نکته نیز قابل ذکر است که سندرم رودهی تحریکپذیر در بین افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی نیز شیوع بالایی دارد ( گراس[۴۴] و همکاران، ۲۰۰۹).
صولتی دهکردی و همکاران (۱۳۸۵) در بررسی رابطه ی بین اختلال های روانی با سندرم رودهی تحریکپذیر به این نتیجه رسیدند که افسردگی، اضطراب و اختلال جسمانی شکل در این بیماران بیشتر است و توجه به مسایل روانشناختی و درمانهای غیر دارویی این بیماران با توجه به سبب شناسی روانی این سندرم همراه با درمان های دارویی می تواند در کاهش علایم روانی و جسمانی و پایین آوردن هزینه های درمان این بیماران مؤثر واقع شود. در پژوهشی دیگر کیفر و بلانچار[۴۵] (۲۰۰۲) با بررسی نقش اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر به این نتیجه رسید که در بین افراد مبتلا به این سندرم اضطراب به طور معناداری بالاتر از گروه گواه است.