۱-۱۱- تعریف مفاهیم و واژگان کلیدی پژوهش ۲۸
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱- فناوری اطلاعات ۳۱
۲-۱-۱- مقدمه ۳۱
۲-۲- تعریف فناوری اطلاعات ۳۳
۲-۲-۱- فناوری (تکنولوژی) چیست؟ ۳۳
۲-۲-۲- اطلاعات چیست؟ ۳۴
۲-۳- مفهوم فناوری اطلاعات . ۳۶
۲-۴- تعریف جامع ۳۸
۲-۵- اثرات سیستمها و فناوریهای اطلاعاتی بر سازمان ۴۰
۲-۶- مزایای فناوریهای اطلاعات برای سازمانها ۴۲
۲-۷- فناوری اطلاعات و ارتباطات . ۴۴
۲-۸- سیستمهای اطلاعاتی ۴۵
۲-۸-۱- انواع سیستمهای اطلاعاتی ۴۶
۲-۸-۲- سیستمهای سطح عملیاتی . ۴۶
۲-۸-۳- سیستمهای سطح دانشی ۴۷
۲-۸-۴- سیستمهای سطح مدیریت . ۴۷
۲-۸-۵- سیستمهای سطح استراتژیک ۴۸
۲-۸-۶- پایگاه داده . ۴۹
۲-۸-۷- سیستم پردازش عملیات (TPS) . ۵۰
۲-۸-۸- سیستم اطلاعات مدیریت (MIS) . ۵۱
۲-۸-۹- سیستم پشتیبانی تصمیم گیری (DSS) . ۵۱
۲-۸-۱۰- سیستمهای خبره (ES) ۵۲
۲-۹- بکارگیری فناوری اطلاعات . ۵۲
۲-۹-۱- سخت افزار ۵۴
۲-۹-۲- نرم افزار . ۵۴
۲-۹-۳- شبکهها ۵۶
۲-۹-۴- ارتباطات ۵۶
۲-۱۰- هزینه های کیفیت ۵۷
۲-۱۰-۱- مقدمه . ۵۷
۲-۱۱- تاریخچهای از هزینه های کیفیت ۶۰
۲-۱۲- مفهوم هزینه های کیفیت . ۶۴
۲-۱۲-۱- مفهوم کیفیت ۶۵
۲-۱۲-۲- ابعاد کیفیتی خدمات . ۶۶
۲-۱۳- هزینه های کیفیت ۶۸
۲-۱۴- تعاریف هزینه های کیفیت . ۷۱
۲-۱۵- دلایل اهمیت هزینه های کیفیت ۷۳
۲-۱۶- مدلهای مختلف هزینه های کیفیت ۷۵
۲-۱۶-۱- مدل مویس و راجرسون ۷۵
۲-۱۶-۲- مدل نیکس ۷۶
۲-۱۶-۳- مدل کوه یخی . ۷۶
۲-۱۶-۴- روش BSC . ۷۷
۲-۱۶-۵- مدل فایگنبام (P-A-F) . ۷۸
۲-۱۶-۶- قانون ۱-۱۰-۱۰۰ ۷۹
۲-۱۶-۷- مدل کرازبی . ۷۹
۲-۱۶-۸- مدل هزینه فرصت ۷۹
۲-۱۶-۹- مدل هزینه فرایند ۸۰
۲-۱۶-۱۰- مدل هزینهیابی بر مبنای فعالیت (ABC) . ۸۱
۲-۱۷- هزینهیابی کیفیت ۸۳
۲-۱۸- مدل اقتصادی هزینهیابی کیفیت . ۸۵
۲-۱۸-۱- شرکتهای با فرایند سنتی ۸۵
۲-۱۸-۲- شرکتهای با فرایند در حال توسعه ۸۶
۲-۱۹- تشریح عناصر هزینه های کیفیت . ۸۸
۲-۲۰- سازمانهای خدماتی و بانکها . ۱۱۰
۲-۲۰-۱- تاریخچه بانکداری در ایران . ۱۱۲
۲-۲۱- بانک مسکن . ۱۱۴
۲-۲۱-۱- تاریخچه تاسیس بانک مسکن ۱۱۴
۲-۲۲- پیشینه پژوهش . ۱۱۷
فصل سوم: روششناسی پژوهش
۳-۱- مقدمه ۱۲۵
۳-۲- روش انجام پژوهش . ۱۲۷
۳-۳- جامعه آماری مورد بررسی . ۱۲۸
۳-۳-۱- جامعه ۱۲۸
۳-۳-۲- جامعه هدف . ۱۲۹
۳-۴- روش نمونه گیری . ۱۲۹
۳-۵- اندازه نمونه . ۱۳۰
۳-۶- روش جمعآوری اطلاعات ۱۳۰
۳-۷- اعتبار پرسشنامه ۱۳۳
۳-۷-۱- روایی و پایایی . ۱۳۳
۳-۸- مقیاسهای مورد استفاده ۱۳۶
۳-۹- آزمونهای آماری . ۱۳۷
۳-۹-۱- مدلسازی معادلات ساختاری . ۱۳۸
۳-۹-۲- تحلیل عاملی . ۱۳۹
۳-۹-۳- تحلیل عاملی اکتشافی ۱۳۹
۳-۹-۴- تحلیل عاملی تاییدی . ۱۴۰
۳-۹-۵- شاخص KMO . ۱۴۰
۳-۹-۶- آزمون کرویت بارتلت . ۱۴۱
۳-۹-۷- ضریب همبستگی پیرسون . ۱۴۲
۳-۱۰- متغیرهای پژوهش ۱۴۲
۳-۱۱- قلمرو پژوهش (موضوعی، مکانی، زمانی) ۱۴۱
فصل چهارم: تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه . ۱۴۵
۴-۲- توصیف ویژگیهای جمعیت شناختی اعضای نمونه ۱۴۵
۴-۲-۱- جنسیت ۱۴۶
۴-۲-۲- سن ۱۴۷
۴-۲-۳- تحصیلات . ۱۴۸
۴-۲-۴- سابقه خدمت . ۱۴۹
۴-۳- آمار استنباطی ۱۵۰
۴-۳-۱- آزمون نرمال بودن متغیرهای پژوهش ۱۵۰
۴-۳-۲- ضریب همبستگی بین متغیرهای پژوهش . ۱۵۱
۴-۴- ارزیابی بخش اندازه گیری مدل . ۱۵۲
۴-۴-۱- تحلیل عاملی تاییدی شاخصهای متغیر فناوری اطلاعات ۱۵۳
۴-۴-۲- تحلیل عاملی تاییدی متغیر هزینه های کیفیت ۱۵۵
۴-۵- مدلسازی معادلات ساختاری ۱۵۶
۴-۵-۱- فرضیه اصلی ۱۵۹
۴-۵-۲- فرضیات فرعی ۱۶۱
۴-۶- مقایسه میانگین متغیرهای پژوهش با بهره گرفتن از آزمون تی تک نمونه ای ۱۶۳
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه ۱۶۶
۵-۲- تحلیل فرضیه اصلی ۱۶۸
۵-۳- تحلیل فرضیات فرعی ۱۶۸
۵-۳-۱- فرضیه فرعی اول . ۱۶۸
۵-۳-۲- فرضیه فرعی دوم ۱۶۹
۵-۳-۳- فرضیه فرعی سوم . ۱۶۹
۵-۳-۴- فرضیه فرعی چهارم . ۱۷۰
۵-۴- تحلیل میانگین متغیرها . ۱۷۰
۵-۵- پیشنهادهای مبتنی بر نتایج به بانک مسکن ۱۷۴
۵-۶- پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ۱۷۵
فهرست منابع ۱۷۶
پیوست
پرسشنامههای پژوهش . ۱۸۲
چکیده لاتین . ۱۸۸
چکیده
در سالهای اخیر به مفاهیم و معانی کیفیت توجه زیادی شده است. کانون اصلی تفکرات سازمانها و شرکتها، بهبود کیفیت به منظور بقا در دنیای رقابتی بوده است. اما موضوعی که در ارتباط با کیفیت و میزان آن در سازمانها به خصوص در سازمانهای خدماتی به طور مشخص مورد اندازه گیری و سنجش قرار نگرفته است مفهوم هزینه های کیفیت میباشد که در اذهان عموم به طور شفاف تعریف نشده است. هزینه های کیفیت بسیار وسیع هستند. بر اساس کشفیات و یافته های شورای ملی توسعه اقتصادی در طی مطالعات انجام شده در خصوص کیفیت و استانداردها نزدیک به ۱۰ درصد تا ۲۰ درصد کل ارزش فروش یک سازمان صرف هزینه های کیفیت میشود. از طرفی اهمیت فناوری اطلاعات و اثرات آن برای شرکتها به طرز چشمگیری افزایش یافته و رشد و توسعه آن احساس میشود. غالبا بیان میشود که فناوری اطلاعات مهمترین عامل افزایش بهرهوری و کاهش هزینههاست اما مطالعات دیگر عکس این مطلب را نیز نشان دادهاند. بنابر مطالب بیان شده این پژوهش به دنبال بررسی تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن میباشد. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است و همچنین از نظر هدف کاربردی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه روسا و معاونان شعب بانک مسکن موجود در شهر تهران میباشد. در این پژوهش ۹۵ شعبه از میان شعب بانک مسکن موجود در شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیده است. جهت گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز به منظور بررسی فرضیات پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. به منظور تحلیل داده ها ابتدا از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده و سپس با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری، به تحلیل مدل پژوهش و بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته شده است. در نهایت تمام فرضیه های پژوهش مورد تایید قرار گرفت و مشخص گردید که بکارگیری فناوری اطلاعات باعث کاهش هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن میگردد.
کلمات کلیدی: فناوری اطلاعات، هزینه های کیفیت، بانک مسکن
-۱- مقدمه
در عصر حاضر با توجه به تحولات جهانی صورت گرفته در عرصه فناوری، تغییر و تحولات پر شتاب بازارها و رقابتیتر شدن عرصه فعالیت برای بنگاههای اقتصادی، مفاهیم مرتبط با کیفیت از اهمیت و گستردگی زیادی برخوردار شده اند. بسیاری از سازمانها کیفیت را به عنوان یک رکن اساسی جهت دستیابی به رضایت مشتریان و دستاویزی جهت بقا و توسعه در شرایط رقابتی ارزیابی می کنند. امروزه کیفیت مفهومی فراتر از قابل اطمینان بودن محصول پیدا کرده و منظور از آن رسیدن به کیفیت جامع است که در آن عملکرد و افراد سازمان نیز موثرند (فارسیجانی، ۱۳۸۶).
تولید یک کالا یا ارائه یک خدمت که تامین کننده درجه بالایی از رضایت مشتری باشد بدون بررسی هزینه های دستیابی به آن کافی نیست. در حقیقت اصلی ترین مسئولیت مدیریت نیز برقراری تعادل میان کیفیت و هزینه های دستیابی به آن است. این هدف می تواند به بهترین شکل از طریق تحلیل عناصر هزینه های کیفیت برآورده شود. معمولا سازمانها هزینه های کیفیت را به طور مشخص محاسبه نمی کنند زیرا چنین هزینههایی برای تهیه تراز نامه سود و زیان شرکت لازم نیست، اگرچه آنها میتوانند تاثیر مهمی بر سودآوری شرکت داشته باشند. در غیاب نظام ارزیابی هزینه های کیفیت چنین سازمانهایی نمیتوانند منشا این هزینهها را دریابند و نحوه کنترل آنها را مشخص کنند و نیز چون هیچ گونه الزام قانونی برای جمعآوری و گزارشدهی هزینه های کیفیت وجود ندارد، آنچه در این هزینهها میگنجد، متغیر و متفاوت است (رئیسی اردلی و رئیسی، ۱۳۸۳).
مبحث هزینه های کیفیت به خودی خود جالب و کنجکاو برانگیز است. به طور رایج همه از اینکه محصول یا خدمت باکیفیت باشد تمجید می کنند اما کیفیت بالاتر نیازمند اقدامات و تمهیداتی است که انجام آنها مستلزم هزینه و آن هم هزینهای قابل توجه است. به هر حال بحث هزینههایی که دقیقا به کیفیت مربوط میشود و تاثیری که هر دسته هزینه بر دسته دیگر دارد می تواند در موجه بودن و یا نبودن تولید محصول و خدمت روشنگر باشد. در اغلب موارد مقایسه هزینهها می تواند مدیران را قانع سازد که انجام برخی هزینهها که نهایتا کیفیت را تضمین می کنند، از زیانهای احتمالی میکاهد و بر فروش بیشتر و اقبال و همراهی مشتری اثرگذار است (دیل و پلانک، ۱۳۸۱).
هزینهیابی کیفیت به دنبال تعیین سطح بهینه کیفیت برای محصول و خدمات تولید شده در سازمان است که در این سطح هزینه های کیفیت بهینه خواهد بود. به عبارت دیگر، این سطح بهینه نمایانگر درجهای از کیفیت محصول یا خدمت است که در آن بیشترین منفعت برای تولیدکننده وجود دارد. از آنجا که افزایش کیفیت معمولا با افزایش هزینهها همراه است، بنابراین میتوان انتظار داشت که در سطحی از کیفیت، هزینهها حداقل و منافع حداکثر باشند. در سطوح پایینتر به دلیل کاهش کیفیت، منافع کاهش مییابد و در سطوح بالاتر نیز به دلیل افزایش هزینه های ناشی از کیفیت مطلوبتر، باز هم منافع کاهش خواهد یافت (رادن و دیل[۱]، ۲۰۰۰).
هزینهیابی کیفیت یکی از ابزارهای مدیریت کیفیت است که می تواند در جهت بهبود پیادهسازی مدیریت کیفیت جامع به کار گرفته شود و بنابراین به عنوان یک بازوی کیفیتی در راستای مدیریت ارتقای سازمانی عمل نماید (سوپریله و گوپتا[۲]، ۲۰۰۱).
از مهمترین مشکلاتی که در زمینه هزینهیابی کیفیت وجود دارد این است که هزینه های کیفیت به طور کامل در گزارشهای حسابداری ثبت نمیشوند و اغلب بخش قابل توجهی از آنها مغفول میماند. همچنین این هزینه ها را نباید تنها به فعالیتهای تولیدی و عملیاتی محدود نمود، بلکه باید به هزینه های صورت گرفته در حوزه بخشهای خدماتی نیز توجه کرد (دیل و پلانک، ۱۳۸۱).
از طرفی پیدایش فناوری اطلاعات باعث بروز تغییرات عمدهای در ساختار، عملکرد و نحوه مدیریت در سطح سازمانی و ملی شده است به طوری که امروزه سازمانهایی دارای مزیت رقابتی میباشند که بتوانند به صورت بهینه از فناوری اطلاعات استفاده نمایند. فناوری اطلاعات در زمینه های مختلف اقتصادی تاثیری شگرف خواهد
مطلب دیگر :
گلخانه، آبیاری، اکسید، پنکه، co2، CO2، تهویه، پاش، تایمر، ، بزن، سلونوئیدی
گذاشت. از اینرو امروزه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از زمینه های نوین به سرعت در حال تاثیرگذار بر اقتصاد است (فتحیان و مهدوی نور، ۱۳۸۷).
اهمیت فناوری اطلاعات و اثرات آن برای شرکتها به طرز چشمگیری افزایش یافته و رشد و توسعه آن احساس میشود. غالبا بیان میشود که فناوری اطلاعات مهمترین عامل افزایش بهرهوری و کاهش هزینههاست اما مطالعات دیگر عکس این مطلب را نیز نشان دادهاند. از طرفی به منظور بهبود کیفیت، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری، ابزارهای مختلفی توسط شرکتها به کار گرفته میشود که به عنوان مثال میتوان به مدیریت کیفیت جامع (TQM)، نگهداری و تعمیرات بهرهور فراگیر (TPM)، مهندسی مجدد فرایندهای سازمان (BPR)، برنامه ریزی منابع ساخت (MRP)، تولید به هنگام (JIT) و غیره اشاره کرد (رئیسی اردلی و خاکباز، ۱۳۸۴).
امروزه در دنیا پس از صنعت مخابرات و تلفن همراه، صنعت بانکداری بیشترین وابستگی را به خدمات فناوری اطلاعات دارد. بر اساس تحقیقات صورت گرفته ۱۰% درآمد بانکها صرف فناوری اطلاعات میشود. بنابراین از دیدگاه کلیه بانکها فناوری اطلاعات و سرمایه گذاری بر روی آن، سرمایه گذاری معنیداری است (فرید فتحی، ۱۳۸۹).
۱-۲- بیان مساله
در سالهای اخیر به مفاهیم و معانی کیفیت توجه زیادی شده است. کانون اصلی تفکرات سازمانها و شرکتها، بهبود کیفیت به منظور بقا در دنیای رقابتی بوده است. اما موضوعی که در ارتباط با کیفیت و میزان آن در سازمانها به خصوص در سازمانهای خدماتی به طور مشخص مورد اندازه گیری و سنجش قرار نگرفته است مفهوم هزینه های کیفیت میباشد که در اذهان عموم به طور شفاف تعریف نشده است (کروتی[۳]، ۲۰۰۱).
همه سازمانها متحمل هزینه های کیفی میشوند، حتی اگر رسما این هزینهها را جمعآوری، محاسبه و گزارش نکنند. هزینه های کیفیت بسیار وسیع هستند. بر اساس کشفیات و یافته های شورای ملی توسعه اقتصادی در طی مطالعات انجام شده در خصوص کیفیت و استانداردها نزدیک به ۱۰٪ تا ۲۰٪ کل ارزش فروش یک سازمان صرف هزینه های کیفیت میشود (دیل و پلانک، ۱۳۸۱).
از مهمترین مشکلاتی که در زمینه هزینهیابی کیفیت وجود دارد این است که هزینه های کیفیت به طور کامل در گزارشهای حسابداری ثبت نمیشوند و اغلب بخش قابل توجهی از آنها مغفول میماند. همچنین این هزینه ها را نباید تنها به فعالیتهای تولیدی و عملیاتی محدود نمود، بلکه باید به هزینه های صورت گرفته در حوزه بخشهای خدماتی نیز توجه کرد (دیل و پلانک، ۱۳۸۱).
از طرفی با گسترش فناوری اطلاعات، تمام ابعاد زندگی بشر دچار تحول بنیادین شده، به طوری که دنیای کنونی را در جریان یک دگردیسی کامل قرار داده است و این روند همچنان ادامه دارد. تکنولوژیهای نوین ارتباطی، ابعاد زمانی و مکانی را درنوردیده و جهان امروزی را به مثابه یک دهکده به پهنای گیتی درآوردهاند. به طوری که گویا بشر کنونی گام در جهانی دیگر نهاده است. طی دو دهه پایانی قرن بیستم، سه نوآوری مهم، فکس، تلفن همراه و اینترنت نشان داده است که چگونه گسترش ارتباطات می تواند در ایجاد بازار تولیدات تاثیر داشته باشد و شیوه های کار و زندگی مردم را تغییر دهد (الهیاری، ۱۳۸۴).
دوان و کرامر (۲۰۰۰) دریافتهاند که سرمایه گذاری بر روی فناوری اطلاعات تاثیر مثبتی بر روی تولید ناخالص داخلی در کشورهای توسعه یافته دارد، حال آنکه در کشورهای در حال توسعه چنین نیست.
فناوری اطلاعات بسیاری از جنبه های زندگی ما را و همچنین همه بخشهای چرخه حیات، تولیدات، خدمات و کسب و کار را تحت تاثیر قرار داده است (پینتلن، ۱۹۹۹). امروزه توجه زیادی به اهمیت فناوری اطلاعات در همه رشتههای علوم اجتماعی شده است. فناوری اطلاعات یک تکنولوژی فراگیر است که همه جنبه های عملکرد سازمانها را تحت تاثیر قرار میدهد و دارای یک پتانسیل بالقوه برای تغییر موقعیت اقتصادی و اجتماعی ملت ها و کشورها میباشد (آوجری و کریسانتی[۴]، ۲۰۰۵).
استفاده از فناوری اطلاعات، علاوه بر اثر روی طبیعت کار و محیط کار، نحوه رقابت سازمانها را هم تغییر داده است. فناوری اطلاعات موجب توسعه و بهینهسازی عملیات داخلی سازمانها، کاهش هزینه های داخلی و تسریع در امر تولید شده است. کاهش هزینهها، فرصت سودآوری حتی در قیمت پایینتر را برای محصولات ممکن ساخته است. فناوری اطلاعات به یاری فرایندهای بازاریابی و فروش آمده و سرعت عمل در بازاریابی خصوصا در مواردی که محصولات جدید موجب کاهش قیمت و پایمال شدن فرصتها میشود را بهبود بخشیده است (زرگر، ۱۳۸۳).
اهمیت فناوری اطلاعات و اثرات آن برای شرکتها به طرز چشمگیری افزایش یافته و رشد و توسعه آن احساس میشود. غالبا بیان میشود که فناوری اطلاعات مهمترین عامل افزایش بهرهوری و کاهش هزینههاست اما مطالعات دیگر عکس این مطلب را نیز نشان دادهاند (کیگان[۵]، ۱۹۹۴).
از آنجا که امروزه فناوری اطلاعات تاثیری شگرف در زمینه های اقتصادی ایجاد مینماید و با توجه به مطالعات صورت گرفته در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر کاهش هزینهها که به صورت ضد و نقیض میباشد و در بالا به آن اشاره شد و همچنین معنیدار بودن سرمایه گذاری بانکها بر روی فناوری اطلاعات، بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت در محیطهای خدماتی و بانکها مبهم و نامعلوم است. با توجه به اینکه بانکها امروزه سرمایه گذاری معناداری در حوزه فناوری اطلاعات دارند بنابراین شناخت نوع تاثیر و میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت می تواند برای آنها از اهمیت زیادی برخوردار باشد. لذا سوال اصلی در این پژوهش این است که آیا بکارگیری فناوری اطلاعات موجب کاهش هزینه های کیفیت در محیطی خدماتی مانند بانک میگردد؟ حال این سوالات نیز مطرح میشوند:
۱-۳- ضرورت انجام پژوهش
یکی از وظایف مهم مدیریت برقراری تعادل میان کیفیت و هزینه های دستیابی به آن است. این هدف می تواند به بهترین شکل از طریق تحلیل عناصر هزینه های کیفیت برآورده شود. معمولا سازمانها هزینه های کیفیت را به طور مشخص محاسبه نمی کنند زیرا چنین هزینههایی برای تهیه ترازنامه سود و زیان شرکت لازم نیست، اگرچه آنها میتوانند تاثیر مهمی بر سودآوری شرکت داشته باشند. در غیاب نظام ارزیابی هزینه های کیفیت چنین سازمانهایی نمیتوانند منشا این هزینهها را دریابند و نحوه کنترل آنها را مشخص کنند و نیز چون هیچ گونه الزام قانونی برای جمعآوری و گزارشدهی هزینه های کیفیت وجود ندارد، آنچه در این هزینهها میگنجد متغیر و متفاوت است (جواهریان، ۱۳۷۸). بررسیهای انجام شده نشان میدهد که هزینه های کیفیت اغلب مقادیر بالایی را به خود اختصاص می دهند. در بسیاری از شرکتها این هزینهها بیش از ۲۰ درصد فروش و حدود ۲۵ تا ۴۰ درصد هزینه های عملیاتی را تشکیل می دهند (کامپانلا[۶]، ۱۹۹۹).
از طرفی سازمانها باید در عصر فناوری اطلاعات در بازاری چالشبرانگیز به رقابت بپردازند. بازاری که بسیار متغیر، پیچیده، چند رقیبه و مبتنی بر مشتری است. بسیاری از سازمانها در پاسخ به فشارهای تجاری، تلاشی مداوم جهت ارتقای کیفیت و بهرهوریشان دارند. سازمانها میتوانند با افزایش خروجی، کاهش هزینهها، افزایش سریعتر خروجی نسبت به هزینهها و ترکیبی از این روشها، بهرهوری خود را افزایش دهند. فناوری اطلاعات به شکل گسترده هم برای بهبود کیفیت و هم بهرهوری مورد استفاده قرار میگیرد غالبا بیان میشود که فناوری اطلاعات مهمترین عامل افزایش بهرهوری و کاهش هزینههاست (فرید فتحی، ۱۳۸۹).
در محیط کاری پویا و اغلب آشفته کنونی، فناوری اطلاعات به عنوان یک مزیت رقابتی، بسیار موثر میباشد و سازمانها تا حد زیادی به آن وابستهاند. در طول دهه اخیر، فناوری اطلاعات نقش مهمی برای رسیدن سازمان ها به اهدافشان بازی کرده است. با افزایش روز افزون اهمیت فناوری اطلاعات به عنوان عامل راهبردی، سازمان ها اعم از دولتی و خصوصی هزینه های زیادی صرف فناوری اطلاعات نموده اند و به واسطه آن، مزایا و منافع زیادی از فناوری اطلاعات در راستای اهداف کسب و کاری خود انتظار دارند (فرید فتحی، ۱۳۸۹).
از آنجا که امروزه فناوری اطلاعات تاثیری شگرف در زمینه های اقتصادی ایجاد مینماید و با توجه به معنی دار بودن سرمایه گذاری بانکها بر روی فناوری اطلاعات، بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت در محیطهای خدماتی و بانکها مبهم و نامعلوم است. با توجه به اینکه بانکها امروزه سرمایه گذاری معناداری در حوزه فناوری اطلاعات دارند بنابراین شناخت نوع تاثیر و میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت می تواند برای آنها از اهمیت زیادی برخوردار باشد. همچنین تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات به کار گرفته شده در بانکها بر انواع هزینه های کیفیت نامعلوم است و با توجه به اغفال و ثبت نشدن بسیاری از هزینه های کیفیت، سطوح واقعی هزینه های کیفیت در نهادهای خدماتی مانند بانکها نامعلوم میباشد. با توجه به این که سابقه پژوهش کاملی در کشور در این زمینه یافت نشد بنابراین لزوم انجام پژوهش در مورد بررسی تاثیر و چگونگی تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت در موسسات خدماتی مانند بانکها احساس میشود. واضح است که پژوهش در این مقوله باعث ایجاد مبنایی در زمینه نقش و تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر انواع هزینه های کیفیت و همچنین تعیین سطوح انواع هزینه های کیفیت میگردد که می تواند باعث استفاده بهتر از منابع سازمانها گردد.
۱-۴- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش تعیین نقشی است که بکارگیری فناوری اطلاعات می تواند بر هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن ایفا نماید. همچنین اهداف فرعی زیر نیز قابل بررسی است:
– بررسی میزان تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن
– ارائه بستری جهت شناخت بهتر سطوح انواع هزینه های کیفیت در شعب بانک مسکن
۱-۸-۲- نمونه آماری ۷
۱-۹- شیوهها و ابزار گردآوری اطلاعات ۷
۱-۱۰- روش انجام تحقیق ۷
۱-۱۱- شیوههای تجزیه و تحلیل اطلاعات ۷
۱-۱۲- محدودیتهای انجام تحقیق ۸
۱-۱۳- تعریف واژههای کلیدی ۸
فصل دوم: ادبیات تحقیق
بخش اول-شبکه های اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی
۲-۱-۱- مقدمه. ۱۳
۲-۱-۲- اینترنت و فناوری وب.۲. ۱۴
۲-۱-۳- رسانههای اجتماعی ۱۶
۲-۱-۴- شبکه های اجتماعی مجازی ۲۰
۲-۱-۴-۱- مزایای استفاده از شبکههای اجتماعی ۲۴
۲-۱-۴-۲- معایب استفاده از شبکه های اجتماعی ۲۷
۲-۱-۵- شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی ۳۰
۲-۱-۵-۱- مزایای شبکه های اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی ۳۵
۲-۱-۵-۲- معایب شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی ۳۷
۲-۱-۶- معرفی شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی ۳۹
۲-۱-۶-۱- آکادمیا ۳۹
۲-۱-۶-۲- ریسرچگیت ۴۱
۲-۱-۶-۳- گوگلاسکولار ۴۳
۲-۱-۶-۴- لینکدین ۴۴
۲-۱-۶-۵- مندلی ۴۶
۲-۱-۶-۶- زوترو ۴۸
۲-۱-۶-۷- سایت یو لایک ۴۹
۲-۱-۶-۸- ریسرچر آیدی ۵۱
۲-۱-۶-۹- مایکروسافت آکادمیک ریسرچ. ۵۲
۲-۱-۷- جمع بندی ۵۳
بخش دوم: عملکرد
۲-۲- مقدمه. ۵۵
۲-۲-۱- تعریف عملکرد و ویژگیهای آن. ۵۵
۲-۲-۲- عملکرد آموزشی ۵۷
۲-۲-۳- عملکرد پژوهشی ۵۹
۲-۲-۴- عملکرد خدماتی ۶۲
۲-۲-۵- ارزیابی عملکرد ۶۴
۲-۲-۶- اعضای هیأتعلمی دانشگاه ۶۹
۲-۲-۷- جمع بندی ۷۰
بخش سوم: الگوی مفهومی تحقیق
۲-۳- مقدمه. ۷۲
۲-۳-۱- الگوی مفهومی تحقیق ۷۳
فصل سوم: روش تحقیق
۳-۱- مقدمه. ۷۵
۳-۲- روش تحقیق ۷۵
۳-۳- روشها و ابزار گردآوری اطلاعات ۷۵
۳-۴- جامعه و نمونه آماری تحقیق ۷۹
۳-۵- اعتبار و روایی پرسشنامه. ۷۹
۳-۶- پایایی پرسشنامه. ۸۰
۳-۷- روشهای تجزیه و تحلیل اطلاعات ۸۱
۳-۸- مکان تحقیق ۸۱
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات
۴-۱- مقدمه. ۸۳
۴-۲- آمار توصیفی متغیرهای جمعیت شناختی ۸۳
۴-۲-۱- دانشگاه ۸۳
۴-۲-۲- جنسیت ۸۴
۴-۲-۳- سن ۸۵
۴-۲-۴- تحصیلات ۸۶
۴-۲-۵- سابقه تدریس. ۸۷
۴-۲-۶- مرتبه. ۸۷
۴-۲-۷- دانشکده ۸۸
۴-۲-۸- گروه آموزشی ۸۹
۴-۳- توصیف کمّی متغیرهای پژوهش. ۹۰
۴-۳-۱- توصیف کمّی شاخص عملکرد ۹۰
۴-۳-۲- توصیف کمّی متغیر بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی ۹۲
۴-۴- بررسی نرمال بودن متغیرها ۹۳
۴-۵- بررسی فرضیه های پژوهش. ۹۵
۴-۶- بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با جنسیت ۱۰۰
۴-۷- بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با سن ۱۰۲
۴-۸- بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با سطح تحصیلات ۱۰۵
۴-۹- اولویتبندی استفاده اعضای هیأت علمی از دیگر رسانههای اجتماعی در امر تحقیق ۱۰۷
۴-۱۰- اولویت بندی پر کاربردترین شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی ۱۰۸
فصل پنجم : نتیجهگیری و پیشنهادها
۵-۱- مقدمه. ۱۱۱
۵-۲- نتیجه گیری ۱۱۱
۵-۲-۱- نتیجهگیری از آزمون همبستگی فرضیه اصلی ۱۱۱
۵-۲-۲- نتیجهگیری از آزمون همبستگی فرضیه فرعی اول. ۱۱۲
۵-۲-۳- نتیجه گیری از آزمون همبستگی فرضیه فرعی دوم ۱۱۲
۵-۲-۴- نتیجه گیری از آزمون همبستگی فرضیه فرعی سوم ۱۱۳
۵-۲-۵- نتیجه گیری از بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با جنسیت ۱۱۳
۵-۲-۶- نتیجه گیری از بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با سن ۱۱۴
۵-۲-۷- نتیجه گیری از بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش با سطح تحصیلات ۱۱۵
۵-۲-۸- نتیجهگیری از اولویت بندی استفاده اعضای هیأت علمی از دیگر رسانههای اجتماعی در امر تحقیق و پژوهش ۱۱۵
۵-۳- پیشنهادها ۱۱۶
۵-۳-۱- پیشنهادهای تحقیق ۱۱۶
۵-۳-۲- مدل پیشنهادی تحقیق ۱۱۸
۵-۳-۳- پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ۱۱۹
منابع و مآخذ
پیوست ها
پیوست الف: پرسشنامه
پیوست ب: معرفی دانشگاه تهران و دانشگاه علم و فرهنگ
پیوست ج: خروجیهای نرمافزار spss
طی دو دهه گذشته، نحوه دسترسی به اطلاعات تغییرات شگرفی از لحاظ کمّیت و کیفیت داشته است به طوری که در چند سال اخیر رسانههای اجتماعی و به طور خاص شبکههای اجتماعی، نقش پررنگی در این میان ایفا کردهاند. در میان شبکههای اجتماعی آنلاین، شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی از خلق و اشتراک دانش حمایت میکنند. مزیت این شبکههای علمی آنلاین آن است که به محقق این امکان را میدهند تا در کنار ایجاد ارتباط با محققین و افراد دیگر از تغییرات دنیای علم با خبر شده و درباره این تغییرات با سایر پژوهشگران و محققین بحث و گفتگو کند. امکان ایجاد یک پرونده کامل از تمام پژوهشهای محقق از گذشته تا امروز، امکان دادن ایده به محققین دیگر، به اشتراکگذاری مقالات به صورت دستهبندی شده و به طور رایگان، صرفهجویی در زمان جستجو و فراهم آمدن زمینه شغلی و پژوهشی بهتر از دیگر مزایای این سایتهای پژوهشی میباشد.
هر چند اهمیت استفاده از شبکههای اجتماعی به عنوان ابزاری مفید در فعالیتهای تحقیقاتی و توانمندسازی پژوهشگران در به اشتراکگذاری نتایج و تجارب خود با یکدیگر، آشکار شده است، کمتر مطالعهای در خصوص تأثیر شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی بر فعالیتهای اساتید و پژوهشگران، صورت گرفته است. تحقیق حاضر با مشاهده خلأ موجود در این حوزه، به مطالعه این دسته از شبکههای اجتماعی و تأثیر آنها بر عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیر دولتی میپردازد.
امروزه پیشرفت سریع و رو به رشد ارتباطات و فناوری اطلاعات و قابلیتهای کاربردی آنها در حوزههای مختلف، باعث ایجاد تحولات عظیمی در تمام جنبههای زندگی جامعه انسانی شده است. یکی از شیوههای برقراری ارتباط بین افراد، ارتباط از طریق رسانههای اجتماعی است که کاربران زیادی روزانه از انواع مختلف آنها از قبیل شبکههای اجتماعی، وبلاگها[۱]، ویکیها[۲] و غیره استفاده میکنند. این رسانهها با بهره گرفتن از تکنولوژی نوظهوری به نام وب.۲[۳] امکان ایجاد و تبادل اطلاعات را به کاربران میدهند.
شبکههای اجتماعی، نسل جدیدی از پایگاههایی هستند که این روزها در کانون توجه کاربران شبکه جهانی اینترنت قرار گرفتهاند. این گونه پایگاهها بر مبنای تشکیلات آنلاین فعالیت میکنند و هرکدام دستهای از کاربران اینترنتی با ویژگیهای خاص را گرد هم میآورند. شبکههای اجتماعی را گونهای از رسانههای اجتماعی میدانند که امکان دستیابی به شکل جدیدی از برقراری ارتباط و به اشتراکگذاری محتوا در اینترنت را فراهم آوردهاند (سلیمانیپور،۱۳۸۹). با توجه به گسترش روزافزون حضور مردم در فضای مجازی، به طور کلی میتوان شبکههای اجتماعی را به دو گروه تقسیم کرد. شبکههای اجتماعی عمومی و شبکههای اجتماعی اختصاصی. در شبکههای اجتماعی عمومی، کاربران با انگیزهها و اهداف مختلفی حضور دارند اما شبکههای اجتماعی اختصاصی با اهداف خاصی برای جمع آوری عدهای خاص مانند علاقمندان به موسیقی، کتاب، عکاسی یا تحقیقات علمی شکل گرفتهاند (مولایی،۱۳۸۹).
شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی به منظور استفاده مفید پژوهشگران و محققین از فضای مجازی برای تبادل اطلاعات با دیگر محققین ایجاد شدهاند. از جمله این شبکههای علمی میتوان به پایگاههای اطلاعرسانی نظیر academia.edu, researchgate.com, linkedin.com, mendeley.com, scholars.google.com, citeulike.org, zotero.com, academic.research.microsoft.com و researcherid.com اشاره کرد.
اما این شبکههای اجتماعی تا چه میزان روی عملکرد آکادمیک اعضای هیأت علمی دانشگاهها، به عنوان مرکز اصلی جمع آوری و نشر اطلاعات در حوزه آموزش و یادگیری، تأثیر میگذارند؟
هنوز اطلاعات زیادی درباره تأثیر این شبکهها روی فعالیتهای آکادمیک اساتید دانشگاهها وجود ندارد. همچنین به نظر میرسد بسیاری از اساتید از اهمیت کاربرد این شبکهها اطلاعات دقیقی ندارند و از این شبکهها استفاده زیادی نمیکنند. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ در بین ۱۹۲۱ نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاهی در امریکا انجام
شد حدود ۹۰% از آنان با شبکههای اجتماعی پژوهشی آشنایی داشتند که از این بین ۱۱% آنها از این شبکهها تقریباً به طور روزانه برای پیگیری اهداف حرفهای خود استفاده میکردند، ۴۵% هم برای اهداف تخصصی اما خارج از حوزه تدریسشان استفاده میکردند (موران و همکاران، ۲۰۱۱). بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی روند روبهرشدی در جهان و ایران دارد و پیشبینی میشود با افزایش سن کاربران امروز اینترنت، در سالهای آینده استفادهکنندگان از این سایتها افزایش چشمگیری پیدا کنند. بنابراین لازم است درباره اثرات استفاده از این شبکههای اجتماعی تحقیقات جامعتری انجام شود تا مزایای استفاده از آنها بیشتر آشکار گردد.
در این تحقیق، محقق به بررسی تأثیر بهرهگیری از شبکههایاجتماعی علمی و پژوهشی بر عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی پرداختهاست.
اگرچه هنوز زمان زیادی از ورود فناوری وب.۲ به دنیای تکنولوژی نمیگذرد، این فناوری توانسته تأثیرات قابل توجهی بر ارتباطات انسان داشته باشد. بدون شک شبکههای اجتماعی یکی از تأثیرگذارترین بخشهای وب.۲ است. در سالهای اخیر دسترسی میلیونها کاربر در سراسر جهان به شبکههای اجتماعی باعث شده تا این سایتها در کانون توجه جوامع مدرن قرار گیرند و از محبوبیت زیادی برخوردار شوند، به طوری که سال ۲۰۱۰ میلادی به نام سال شبکههای اجتماعی نامگذاری گردیدهاست. شناخت صحیح این رسانهها باعث میشود تا کاربران بیش از پیش بتوانند از این ابزارها استفاده مفید و مؤثر داشته باشند (عقیلی، جعفری، ۱۳۹۲). کاربران شبکه جهانی اینترنت علاقه زیادی در به اشتراکگذاری مطالب و عکسهای متنوع دارند. اما آنچه که مسلم است آن است که این موارد تنها کاربردهای این قبیل سایتها نیست، بلکه میتوان از این سایتها در به اشتراکگذاری مطالب علمی و آموزشی نیز استفادهکرد. در کشور ما هنوز اهمیت بکارگیری شبکههای اجتماعی در امر تحقیق و پژوهش به طور کامل روشن نشدهاست.
شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی، بستر بسیار مناسبی برای محققین ایجاد میکنند تا آنها بتوانند با افراد دیگری که در زمینههای مشابه آنان فعالیت میکنند آشنا شده و روند فعالیتهای علمی خود را سرعت بخشند. محقق امیدوار است نتایج این تحقیق بتواند به ایجاد آگاهی در زمینه استفاده از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی در کشور کمک کند.
متغیر مستقل: متغیر مستقل این تحقیق بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی است.
متغیر وابسته: متغیر وابسته عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاهها در نظر گرفته شدهاست که شامل مؤلفههای عملکرد آموزشی، عملکرد پژوهشی و عملکرد خدماتی میباشد.
فرضیهها در این تحقیق به شرح زیر میباشند:
فرضیه اصلی در این تحقیق به شرح زیر میباشد:
بین بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی و عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی رابطه وجود دارد.
مطلب دیگر :
فرضیه های فرعی در این تحقیق به شرح زیر میباشند:
۱- بین بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی و عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی رابطه وجود دارد.
۲- بین بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی و عملکرد پژوهشی اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی رابطه وجود دارد.
۳- بین بهرهگیری از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی و عملکرد خدماتی اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی رابطه وجود دارد.
هدف اصلی در این تحقیق افزایش عملکرد اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی در فعالیتهای علمی و پژوهشی میباشد.
اهداف فرعی در این تحقیق عبارتند از:
۱- تبیین تأثیر استفاده از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی بر عملکرد اعضایهیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی
۲- شناسایی و معرفی شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی
۳- شناسایی مزایای استفاده از شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی برای پژوهشگران
۴- شناسایی پر کاربردترین شبکههای اجتماعی علمی و پژوهشی مجازی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی و غیردولتی
۵- شناسایی دیگر ابزار رسانههای اجتماعی مورد استفاده اساتید دانشگاهها و پژوهشگران
قلمرو مکانی این تحقیق دانشگاه تهران و دانشگاه علم و فرهنگ میباشد.
قلمرو زمانی این تحقیق، سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۳ در نظر گرفته شدهاست.
عملکرد اعضای هیأت علمی از موضوعات مهم در حوزه «منابع انسانی» و «شبکههای اجتماعی» قلمرو موضوعی پژوهش میباشد.
جامعه و نمونه آماری در این تحقیق به شرح زیر میباشند:
بر اساس مطالب عنوان شده در عنوان تحقیق، بیان مساله، اهداف و فرضیهها، جامعه آماری این تحقیق اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران و دانشگاه علم و فرهنگ میباشد که تعداد آنها مجموعاَ ۱۶۸۵ نفر است که ۶۸ نفر از دانشگاه علم و فرهنگ و ۱۶۱۷ نفر از دانشگاه تهران میباشند. دانشگاه تهران به دلیل تنوع و بزرگی در جامعه آماری و وجود چندین دانشکده در زمینههای مختلف و در نتیجه تنوع در اعضای هیأت علمی به عنوان دانشگاه دولتی انتخاب شده است. همچنین دانشگاه علم و فرهنگ به دلیل سهولت دسترسی به اعضای هیأت علمی و تنوع دانشکده و نیز شاخص بودن دانشگاه در میان دانشگاههای غیرانتفاعی انتخاب گردید.
برای گردآوری اطلاعات از روش نمونهگیری هدفمند و جامعه در دسترس استفاده شدهاست و حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران ۳۱۳ نفر تعیین گردید که از این مقدار ۵۰ نفر از دانشگاه علم و فرهنگ و ۲۶۳ نفر از دانشگاه تهران میباشند. همچنین دانشکدههای انتخاب شونده از دانشگاه تهران با دانشکدههای دانشگاه علم و فرهنگ سازگاری دارند.
شیوه ها و ابزار گردآوری اطلاعات عبارتند از:
الف)کتابخانهای: برای گردآوری اطلاعات کتابخانه ای از ابزار فیشبرداری استفاده شده است.
ب)میدانی: برای گردآوری اطلاعات میدانی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است.
تحقیق حاضر بر اساس هدف کاربردی و بر اساس طرح تحقیق توصیفی و از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی است.
در این تحقیق، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای زیر استفاده شدهاست:
۵.آزمون تعقیبی دانکن
تحلیل دادهها با بهره گرفتن از نرمافزار آماری SPSS صورت گرفتهاست.
محدودیتهای تحقیق به شرح زیر میباشند:
– کمبود منابع فارسی
– محدودیتهای دسترسی به منابع علمی
– کمبود کار مشابه در زمینه تحقیق
۱۴-۱ شرح واژگان.۱۵
فصل دوم: ادبیات نظری تحقیق
۱-۲ مقدمه.۱۸
۲-۲ علامت تجاری.۱۹
۳-۲ نام تجاری۱۹
۴-۲ نشان تجاری۱۹
۵-۲ دیدگاه های مختلف درباره نام تجاری۱۹
۶-۲ فلسفه نام تجاری۲۳
۷-۲ نقش و اهمیت نام تجاری۳۲
۸-۲ دلایل اهمیت نام تجاری.۳۷
۹-۲ ابعاد نام تجاری.۴۰
۱۰-۲ تعریف ذهنیت و برداشت از نام تجاری.۴۲
۱۱-۲ تصویر ذهنی و ویژگی های ذهنی در مورد یک نام تجاری۴۳
۱۲-۲ تاریخچه و مدیریت نام تجاری۴۵
۱۳-۲ ویژگی های نام های تجاری قدرتمند ۴۸
۱۴-۲ تدوین استراتژی نام تجاری.۵۰
۱-۱۴-۲ تدوین استراتژی نام تجاری از دیدگاه کاتلر.۵۱
۲-۱۴-۲ استراتژی های نام گذاری محصولات از دیدگاه روستا و همکاران۵۴
۱-۲-۱۴-۲ انواع استراتژی های نام گذاری محصولات.۵۴
۱۵-۲استراتژی های نام گذاری تجاری.۵۶
۱-۱۵-۲ راهبرد محصول- نام تجاری۵۷
۱-۱-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد محصول- نام تجاری.۵۸
۲-۱۵-۲ راهبرد خط- نام تجاری۶۰
۱-۲-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد خط- نام تجاری۶۰
۳-۱۵-۲ راهبرد دامنه- نام تجاری.۶۱
۱-۳-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد دامنه- نام تجاری.۶۲
۴-۱۵-۲ راهبرد چتر-نام تجاری.۶۲
۱-۴-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد چتر- نام تجاری.۶۳
۵-۱۵-۲ راهبرد منبع- نام تجاری۶۴
۱-۵-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد منبع- نام تجاری۶۴
۶-۱۵-۲ راهبرد حمایت – نام تجاری۶۵
۱-۶-۱۵-۲ مزایا و معایب راهبرد حمایت- نام تجاری.۶۶
۱۶-۲ مقدمه ای در رابطه با توسعه نام تجاری۶۷
۱۷-۲ نظریه طبقه بندی.۶۸
۱۸-۲ انواع دیدگاه ها در مورد طبقه بندی.۷۰
۱-۱۸-۲ نگرش کلاسیک.۷۰
۲-۱۸-۲ نگرش نمونه اولیه۷۰
۳-۱۸-۲ نگرش الگو.۷۱
۱۹-۲ توسعه نام تجاری.۷۲
۱-۱۹-۲ مفهوم کلی توسعه نام تجاری.۷۲
۲-۱۹-۲ تعاریف توسعه نام تجاری.۷۳
۳-۱۹-۲ طبقه بندی توسعه نام تجاری.۷۴
۴-۱۹-۲ مزایا و معایب استراتژی توسعه نام تجاری۷۶
۲۰-۲ نگرش مصرف کننده و نحوه شکل گیری آن۸۰
۱-۲۰-۲ نگرش و ابعاد آن.۸۱
۲-۲۰-۲ عناصر نگرش.۸۲
۲۱-۲ فرایند طبقه بندی اشیاء در ذهن مصرف کننده۸۵
۲۲-۲ کارکردهای نام تجاری۸۷
۱-۲۲-۲ ابعاد کارکردی نام تجاری۸۸
۲-۲۲-۲ تاثیر کارکردهای نام تجاری بر واکنش مصرف کننده۹۰
۲۳-۲ اندازه گیری ذهنیت و برداشت های نام تجاری۹۲
۱-۲۳-۲ رویکردهای ساختار یافته.۹۲
۲-۲۳-۲ رویکردهای کمتر ساختار یافته۹۳
۲۴-۲ ارزیابی مصرف کننده از توسعه نام تجاری.۹۴
۲۵-۲ تصمیم درباره توسعه نام تجاری۹۶
۲۶-۲ متغییر های تحقیق۹۸
۱-۲۶-۲ متغییر های وابسته تحقیق۹۸
۲-۲۶-۲ متغییر های مستقل تحقیق۹۹
۲۷-۲ پیشینه تحقیق۱۰۵
۱-۲۷-۲ تحقیقات داخلی.۱۰۵
۲-۲۷-۲ تحقیقات خارجی۱۱۶
۲۸-۲ چهارچوب مدل مفهومی تحقیق.۱۲۳
۲۹-۲ معرفی نام تجاری محصولات غذایی چیکا۱۲۵
فصل سوم: روش تحقیق
۱-۳ مقدمه.۱۳۰
۲-۳ روش تحقیق.۱۳۰
۱-۲-۳ طبقه بندی تحقیق بر مبنای هدف.۱۳۱
۲-۲-۳ طبقه بندی تحقیق بر مبنای روش.۱۳۱
۳-۳ مدل پیشنهادی تحقیق.۱۳۲
۴-۳ جامعه آماری.۱۳۴
۵-۳ حجم نمونه و روش نمونه گیری.۱۳۴
۶-۳ روش و ابزار گردآوری اطلاعات.۱۳۵
۷-۳ روایی و پایایی پرسشنامه۱۴۰
۱-۷-۳ تحلیل روایی و پایایی پرسشنامه.۱۴۲
۱-۱-۷-۳ تحلیل پایایی پرسشنامه.۱۴۲
۲-۱-۷-۳ تحلیل روایی پرسشنامه۱۴۳
۸-۳ روش تجزیه و تحلیل داده های آماری۱۴۴
۱-۸-۳ آزمون های آماری مورد استفاده۱۴۵
۱-۱-۸-۳ تجزیه و تحلیل واریانس فریدمن۱۴۵
۲-۱-۸-۳مدل لیزرل.۱۴۶
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۱-۴ مقدمه.۱۵۲
۲-۴ تجزیه و تحلیل داده ها.۱۵۳
۱-۲-۴ تحلیل داده های جمعیت شناختی۱۵۳
۱-۱-۲-۴ متغییر سن پاسخ دهندگان.۱۵۳
۱-۱-۱-۲-۴ تحلیل تاثیر سن بر نگرش مصرف کننده۱۵۵
۲-۱-۲-۴ متغییر تحصیلات پاسخ دهندگان.۱۵۶
۱-۲-۱-۲-۴ تحلیل تاثیر تحصیلات بر نگرش مصرف کننده.۱۵۸
۳-۱-۲-۴ متغییر جنسیت پاسخ دهندگان۱۵۹
۱-۳-۱-۲-۴ تحلیل تاثیر جنسیت بر نگرش مصرف کننده.۱۶۰
۴-۱-۲-۴ متغییر درآمد پاسخ دهندگان.۱۶۱
۱-۴-۱-۲-۴ تحلیل تاثیر درآمد بر نگرش مصرف کننده.۱۶۲
۳-۴ تحلیل استنباطی داده ها۱۶۳
۱-۳-۴ مقایسه میزان شناخته بودن سایر برندها در بین مشتریان برند چیکا۱۶۳
۲-۳-۴ آزمون تحلیل واریانس فریدمن جهت اولویت بندی ویژگی های محصول.۱۶۵
۳-۳-۴ تحلیل وضعیت موجود۱۶۶
۱-۳-۳-۴ آزمون میانگین ویژگی های رقابتی محصول.۱۶۶
۲-۳-۳-۴ آزمون میانگین رضایتمندی از ویژگی های محصول۱۶۷
۳-۳-۳-۴ آزمون میانگین سوالات متغییر تناسب ادراک شده۱۶۸
۴-۳-۳-۴ آزمون میانگین سوالات متغییر کیفیت ادراک شده.۱۷۰
۵-۳-۳-۴ آزمون میانگین سوالات متغییر نگرش مصرف کننده۱۷۱
۶-۳-۳-۴ آزمون میانگین ابعاد/ عوامل متغییر های تحقیق.۱۷۲
۷-۳-۳-۴ تحلیل عاملی اکتشافی۱۷۴
۱-۷-۳-۳-۴ متغییر تناسب ادراک شده.۱۷۴
۲-۷-۳-۳-۴ متغییر کیفیت ادراک شده.۱۷۷
۳-۷-۳-۳-۴ متغییر نگرش مصرف کننده.۱۷۹
۴-۳-۴ مدل های اندازه گیری۱۸۱
۱-۴-۳-۴ مدل اندازه گیری متغییر برونزای تناسب ادراک شده.۱۸۱
۲-۴-۳-۴ مدل اندازه گیری متغییر برونزای کیفیت ادراک شده۱۸۳
۳-۴-۳-۴ مدل اندازه گیری متغییر درونزای نگرش مصرف کننده.۱۸۵
۵-۳-۴ بررسی مدل های ساختاری تحقیق۱۸۷
۱-۵-۳-۴ مدل اول- روابط بین متغییر های برونزا و درونزا در سطح متغییر های اصلی۱۸۸
۲-۵-۳-۴ مدل دوم- روابط بین متغییر های برونزا و درونزا در سطح ابعاد متغییر های اصلی.۱۸۹
۴-۴ بررسی و تست فرضیه های تحقیق۱۹۲
۵-۴ ماتریس اهمیت- وضعیت موجود متغییر های برونزا و درونزا.۱۹۶
فصل پنجم: نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
۱-۵ مقدمه.۱۹۹
۲-۵ بررسی نتایج تحلیل استنباطی داده ها۲۰۰
۳-۵ بررسی فرضیات تحقیق۲۰۱
۴-۵ مدل تحقیق.۲۰۶
۵-۵ مقایسه نتایج حاصل با مدل های ذکر شده در پیشینه تحقیق۲۰۷
۶-۵ پیشنهادات مدیریتی۲۰۹
۷-۵ پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده.۲۱۰
۸-۵ محدودیت های تحقیق.۲۱۱
منابع و مآخذ
الف- منابع فارسی۲۱۲
ب- منابع لاتین۲۱۵
پیوستها۲۱۹
مقدمه :
در بسیاری از کشورها، امروزه نام های تجاری در زمره اصلی ترین سرمایه های سازمانی به شمار می آید و به همین جهت مدیریت نام های تجاری یکی از جایگاه های مدیریتی در ساختار سازمان های امروزی بوده و تحت حمایت ویژه مدیریت ارشد است. ولی نام های تجاری پاسخ به تمامی مشکلات بشریت نبوده و قادر نیستند با ایجاد انقلابی در کسب و کارهای در هم شکسته و رو به فنا، آنها را به یکباره به برتری برسانند و هیچ کسب و کاری نمی تواند با بهره گیری از آن یک شبه ره صد ساله طی کند. در گذشته، دنیای نام های تجاری تنها مورد توجه مدیران ارشد بود، در حالی که امروزه این نگرش تغییر یافته و توجه به خلق و توسعه نام های تجاری ارزشمند، اولویت اول تمامی کسب و کارهاست. بسیاری از شرکت ها و سازمان های کوچک و بزرگ فعال در عرصه های گوناگون بازار، استراتژی نام تجاری را به عنوان جوهره اصلی استراتژی کسب و کار خود بنا نهاده و بر آن تکیه می کنند. از طرفی با افزایش پیچیدگی و عدم اطمینان در محیط بازارهای فوق رقابتی امروز، شرکتها برای حفظ بقا و سودآوری خود، به سمت تکنیک های تعمیم نام تجاری روی آورده اند. لذا مدیران بسیاری از شرکتها هنگام ارائه محصول جدید خود نسبت به کسب وفاداری مشتریان به برند خود سرمایه گذاری نموده و از استراتژی نام تجاری خود برای تولید و فروش محصولات فعلی و همچنین محصولات جدید خود در آینده استفاده مینمایند. محصولات غذایی چیکا ، به عنوان یکی از برندهای پیش رو در امر تولید مواد غذایی و برند شناخته شده نزد مردم، با تأمل و تعمق بیشتری به ارائه محصولات وتوسعه نام تجاری خودنگریسته و با هدف کسب جایگاه در بازارهای جهانی،قصد دارد تا تاثیرتعمیم نام تجاری بر نگرش مصرف کنندگان خود را مورد بررسی قرار دهد.
گزارش این پژوهش در پنج فصل ارائه می شود.
فصل اول شامل بیان مساله، سوالات اصلی و فرعی، اهداف تحقیق، فرضیات تحقیق، روش تحقیق و واژگان تخصصی میباشد.
فصل دوم ضمن توضیح مباحث نام تجاری و استراتژیهای نام گذاری تجاری و مزایا و معایب هرکدام و ویژگی های نام های تجاری قدرتمند، به توضیحاتی در مورد نگرش مصرف کننده، نحوه شکل گیری و ابعاد و عناصر آن، همچنین، تصویر ذهنی در مورد یک نام تجاری، فرایند طبقه بندی اشیاء در ذهن مصرف کنندگان و انواع دیدگاه ها در مورد طبقه بندی، دیدگاه های مختلف در رابطه با تعریف توسعه نام تجاری، انواع روش های توسعه، تعریف کامل متغییرهای مورد مطالعه در مدل انتخاب شده و در نهایت معرفی کامل شرکت چیکا پرداخته شده است.
فصل سوم شامل چگونگی گردآوری داده ها(از طریق پرسشنامه)و روش های تجزیه و تحلیل آنهاست.
در فصل چهارم به تحلیل یافته های تحقیق با بهره گرفتن از روش های آماری توصیفی(میانگین و. . . )و استنباطی(مدل معادلات ساختاری و .) پرداخته شده است ونهایتا در فصل پنجم نتایج حاصل از این تحقیق به همراه پیشنهادات ارائه می شوند.
مطلب دیگر :
۲-۱. بیان مسئله:
هرشرکت درهنگام معرفی یک محصول جدید به بازار، با سؤالات متعددی مواجه است.مهمترین مسئله ای که ذهن عرضه کننده رابه خود مشغول می دارد این است که محصول جدید را با چه موضعگیری مشخصی وارد بازارکند تا بتواند تقاضای کافی ایجاد کند ویا به عبارت دیگر،برای بازارجذابیت داشته باشد.دراین باره موضعی که بنگاه برای محصول خود اتخاذ می کند باید باویژگیهای مختلف محصول،از جمله کیفیت محصول،نوع بسته بندی،نام تجاری ونوع تبلیغات،پشتیبانی شود. یک محصول جدید ممکن است با نام تجاری تولیدکننده یا توزیع کننده به بازارعرضه شود. معمولا ًوقتی تولیدکننده امکانات بسته بندی وبازاریابی ندارد،و یااگربخواهدازشهرت نام واسطه استفاده کند،محصولات خودرابانام شرکت واسطه عرضه مینماید. بعضی ازشرکت ها به صورت ترکیبی عمل می کنند.یعنی بخشی از تولیدات خود را با نام شخصی وبخش دیگری را با نام شرکت واسطه عرضه می کنند. شرکتهای تولیدکننده و همچنین توزیع کننده،برای انتخاب نام تجاری محصولات خود از روش های متفاوتی استفاده می کنند. دربعضی مواقع آنهاهریک ازمحصولات خودرابایک نام مستقل به بازارعرضه می کنند. مهمترین مزیت برگزیدن چنین روشی این است که عدم موفقیت یک محصول در وجهه دیگرمحصولات شرکت تأثیرمنفی نخواهدگذاشت ویا به عبارت دیگر،بنگاه شهرت خود را به موفقیت یک محصول خاص وابسته نمی کند .مزیت دیگراستفاده از چنین راهبردی این است که انتخاب یک نام جدید فرصت وانگیزه ای جدید در بازارایجاد میکند وهمچنین موجب انگیزه تلاش برای کارکنان بنگاه نیز میگردد. امروزه اغلب تولیدکنندگان، محصولات جدید خود را با بهره گرفتن ازنام تجاری محصولات موفق قبلی به بازار عرضه می کنند؛ زیرا یکی از ارزشمندترین داراییهای هرسازمان سابقه واعتبارآن نزد مشتری است. اعتبار وسابقه هرسازمان به عملکرد خود سازمان و استنباط بازار از عملکرد ا و بستگی دارد. نام تجاری موفق می تواند اهرمی برای موفقیت دیگر محصولات جدید بنگاه باشد. یک محصول با نام تجاری موفق معمولاً قابل فروش به قیمت بالاتر میباشد، از وفاداری بیشترمشتری برخورداراست و موجب سهولت انتخاب بین مصرف کننده میشود(دُیل ی[۱]، ۱۹۹۰). بین سالهای ۱۹۷۷تا ۱۹۸۴میلادی حدود ۴۰درصد محصولات معرفی شده درسوپر مارکتهای ایالات متحده از همین راهبرد یعنی تعمیم نام تجاری محصولات قبلی به محصولات جدید استفاده کرده بودند (آکر[۲]، ۱۹۹۰). در مقالهای ازمجله برنداستراتژی[۳] (۲۰۰۵) اشاره شده که ۸۲ درصد کالاهای جدید دارای نام تجاری تعمیم یافتهاند. درهمین مقاله به گفته هلنوینگ[۴]مدیر مرکز علوم بازاریابی[۵]اشاره میشودکه شرکتها احساس کردهاند میتوانند ازارتباطی که بامشتری از طریق نام تجاری خود برقرار می کنند، سودبرند. مدیران براین باورندکه اگر بتوانند با بهره گرفتن از نام تجاری محصولات موفق خود محصولاتی جدید از طبقات دیگرکالامعرفی کنند موجب صرفه جویی شده اند. مدیران بازاریابی حاضر نیستند ریسک معرفی محصول جدید با یک نام ناشناخته را بپذیرند و براساس تحقیق به عمل آمده، ۸۳ درصد مدیران بازاریابی معتقد به عرضه محصول جدید بانام تعمیم یافته میباشند و۳درصد مدیران معرفی کالا با یک نام کاملاً جدید را ترجیح می دهند و ۱۵ درصد مدیران برای هر دو راهبرد وزن یکسانی قائلند (همان منبع، ۲۰۰۵) درکشور ما نیز شرکتهایی که محصولات متنوع ارائه می کنند به طور آگاهانه یا ناخودآگاه اغلب محصولات جدید را با همان نام تجاری محصولات قبلی روانه بازار می کنند.
در این تحقیق محقق با توجه به شناخته بودن برند چیکا در بین جامعه و همچنین شناخت مشتریان این برند نسبت به کیفیت این محصولات، به دنبال بررسی این مهم می باشد که آیا با توجه به نوع نگرش حاکم در بین مصرف کنندگان این برند، نام تجاری می تواند به طبقاتی جدید از محصولات چیکا تعمیم یابد یا خیر؟
۳-۱. ضرورت و اهمیت انجام تحقیق:
امروزه در بسیاری از کشورها ، نامهای تجاری در زمره اصلی ترین سرمایه سازمانی به شمار می آیند ویکی از مهمترین وظایف مدیریت نام تجاری ایجاد تصویر مطلوب وماندگاردر ذهن مصرف کننده است. امروزه مدیران برند از نامهای تجاری موفق که تصویر مطلوبی در ذهن مصرف کننده دارند به عنوان سکوی پرتابی برای ارائه محصولات جدید استفاده می کنند.و از استراتژی تعمیم نام تجاری در جهت کاهش ریسک مالی خود بهره می برند.بنابراین همانطور که ملاحظه می شود تمایل شدیدی برای استفاده از این استراتژی وجود دارد. اما استفاده و بکارگیری این استراتژی لزوما همیشه موفق نخواهد بود و عدم توجه به رفتار و نگرش مصرف کننده در این خصوص می تواند منجر به شکست آن شود. لذا به دلیل موفقیت و عدم موفقیت بسیاری از شرکتها در استفاده از این استراتژی، ضرورت انجام پژوهشی در این زمینه، در ایران که مشخص کند نام تجاری می تواند به چه طبقاتی از محصول جدید تعمیم یابد ،ضروری و مفید به نظر می رسد. با توجه به نوپا بودن موضوع پژوهش می توان از آن به عنوان مبنایی برای پژوهش های بعدی استفاده نمود.
استفاده از نتایج پژوهش به مدیران کمک خواهد کرد تا برنامه ریزی صحیحی در راستای دستیابی به اهداف نام تجاری داشته باشند به گونه ای که بدون اتلاف منابع، میزان دستیابی به اهداف، بیشینه شود.
هدف این پژوهش بررسی نگرش مشتریان (برند چیکا) نسبت به محصولات جدید این نام تجاری است که از استراتژی تعمیم نام تجاری بهره گرفته اند.
به علاوه این پژوهش عوامل موثر بر این نگرش و میزان تاثیر هر یک را مورد بررسی قرار می دهد.
۶-۱. سوال های تحقیق:
پژوهش حاضر سعی در پاسخگویی به سوالات زیر را دارد:
۱.آیا ادراک مصرف کننده از کیفیت محصول اصلی بر نگرش او نسبت محصول جدیدی که از نام تجاری موجود بهره برده تاثیر گذار است؟
۲ .آیا ادراک مصرف کننده از تناسب بین دو طبقه محصول اصلی و جدید بر نگرش او نسبت به محصول جدیدی که از نام تجاری موجود بهره برده تاثیر می گذارد؟
۷-۱. فرضیه های تحقیق :
هدف از این پژوهش بررسی تأثیرتعمیم نام تجاری برنگرش مصرف کننده از محصول جدید (مطالعه موردی برند چیکا ) است. در ادامه با توجه به مطالب ذکر شده به ارائه مدل مفهومی تحقیق پرداخته شده است:
مدل مورد استفاده در تدوین فرضیات، برگرفته شده از مدل آکر و همکاران[۱] (۱۹۹۰)، تحت عنوان” ارزیابی مصرف کننده از تعمیم نام تجاری” میباشد. ، بنابراین فرضیات تحقیق به شرح ذیل است:
: H1 بین کیفیت ادراک شده از محصول اصلی یک نام تجاری و نگرش مصرف کننده نسبت به محصول جدید ارتباط معنی داری وجود دارد.
: H2بین تناسب ادراک شده از محصول اصلی و جدید و نگرش مصرف کننده نسبت به محصول جدید ارتباط معنی داری وجود دارد.
: H2a بین قابلیت انتقال مهارتها و تجهیزات ساخت از محصول اصلی به محصول جدید از دید مصرف کننده و نگرش او نسبت به محصول جدید ارتباط معنی داری وجود دارد.
: H2b بین میزان مکمل بودن محصول اصلی و جدید از دید مصرف کننده و نگرش او نسبت به محصول جدید ارتباط معنی داری وجود دارد.
: H2g بین میزان جانشینی محصول اصلی با محصول جدید از دید مصرف کننده و نگرش او نسبت به محصول جدید ارتباط معنی داری وجود دارد
۸-۱. روش تحقیق
روش های تحقیق به عنوان هدایتگرهای جستجوهای علمی در جهت دستیابی به حقیقت تلقی می شود. دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود، مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار می یابد نه از موضوع تحقیق. الگوهای تحقیقی شمای کلی را مشخص میسازند و به محقق امکان میدهد تا نظم گروه یا گروه های مورد تحقیق، ارتباط آنها با هم و مراحل ارائه عامل مورد نظر در تحقیق و مطالعه تغییرات حاصل را به موضوع تعیین کند و بر اساس آن تحقیق را به انجام رساند. ( کلاته ، ۱۳۸۴)
طبق مطالعات صورت گرفته، این تحقیق را می توان بر اساس هدف تحقیقات علمی از نوع تحقیقات کاربردی خواند و همچنین براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی دانست که به بررسی عوامل موثر بر تأثیرتعمیم نام تجاری برنگرش مصرف کننده از محصول جدید می پردازد.
۲.۲.کلیاتی پیرامون تولید ناب. ۱۴
۱.۲.۲. ناب بودن. ۱۵
۲.۲.۲.تعاریف تولید ناب. ۱۵
۳.۲.۲. تاریخچه تولید ناب. ۱۸
۴.۲.۲. نتایج بکارگیری تولید ناب ۲۳
۵.۲.۲. تولید ناب و صنایع ایران. ۲۶
۶.۲.۲. تولید ناب و صنایع کاشی و سرامیک ۲۷
۷.۲.۲. مؤلفه های تولید ناب ۲۹
۳.۲. چابکی سازمانی ۳۸
۱.۳.۲. مفهوم چابکی و تولید چابک. ۴۰
۲.۳.۲.خصوصیات و ویژگیهای سازمان چابک ۴۳
۳.۳.۲. -قابلیتهای کلیدی چابکی در سازمان ۴۶
۴.۳.۲. مؤلفههای شکل گیری تولید چابک ۴۷
۴.۲. رقابت پذیری. ۵۱
۱.۴.۲. مفهوم رقابتپذیری. ۵۲
۲.۴.۲. مدل الماس پورتر. ۵۳
۳.۴.۲. استراتژی رقابتی . ۵۷
۱.۳.۴.۲. تمرکز بر هزینه. ۵۹
۱.۱.۳.۴.۲. استفاده حد اکثر از ظرفیت تولید ۵۹
۲.۱.۳.۴.۲. صرفه جویی در مقیاس. ۶۰
۳.۱.۳.۴.۲. پیشرفت های تکنولوژیکی. ۶۰
۴.۱.۳.۴.۲. تأثیرات یادگیری/ تجربه ۶۱
۲.۳.۴.۲. استراتژی تمایز محصول ۶۲
۴.۴.۲. استراتژی بهترین شیوه هزینه کردن ۶۳
۵.۴.۲. استراتژی تمرکز ۶۴
۶.۴.۲. جمع بندی مؤلفه های تعیین کننده رقابت پذیری سازمانی. ۶۵
۵.۲. نتیجه گیری ۶۷
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
۱.۳. مقدمه ۶۹
۲.۳. معرفی متغیر های تعیین چابکی سازمانی. ۷۰
۳.۳. معرفی مؤلفه های های تعیین نابی. ۷۲
۴.۳. معرفی مؤلفه های تعیین رقابت پذیری ۷۴
۵.۳. سئوالات و فرضیات پژوهش. ۷۶
۶.۳. روش تحقیق. ۷۶
۷.۳. جامعه آماری. ۷۷
۸.۳. حجم منطقی گروه نمونه ۷۷
۹.۳. ابزار گردآوری داده ها ۷۹
۱۰.۳. روش تجزیه و تحلیل ۷۹
۱.۱۰.۳. تحلیل عاملی ۷۹
۲.۱۰.۳. آزمون KMO و کرویت بارتلت ((Bartlett. 82
۳.۱۰.۳. جدول اشتراکات (Communalities) 83
۴.۱۰.۳. جدول واریانس کل استخراج شده ((Total Variance Explained. 83
۵.۱۰.۳. ماتریس اجزاء (ابعاد) اولیه . ۸۳
۶.۱۰.۳ چرخش دورانی و تفسیر. ۸۴
۷.۱۰.۳. جدول ماتریس چرخش یافته(Rotated Component Matrix) 84
۱۱.۳. مدل یابی معادلات ساختاری ۸۵
۱۲.۳. نوع پژوهش ۸۶
۱۳.۳. روایی و پایایی ابزار پژوهش ۸۷
۱۴.۳. نتیجه گیری ۹۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۱.۴. مقدمه. ۹۵
۲.۴. دسته بندی مؤلفه های مربوط به حوزه چابکی ۹۵
۱.۲.۴. آزمون KMO و کرویت بارتلت (Bartlett) 99
۲.۲.۴. جدول اشتراکات(Communalities) 100
۳.۲.۴. جدول واریانس کل استخراج شده (Total Variance Explained) 100
۴.۲.۴. ماتریس اجزاء (ابعاد) اولیه . ۱۰۱
۵.۲.۴. جدول ماتریس چرخش یافته (Rotated Component Matrix) . 103
۶.۲.۴. تحلیل عاملی تأییدی مؤلفه های مربوط به متغیر چابکی. ۱۰۷
۷.۲.۴. برونداد نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای چابکی. ۱۰۹
۸.۲.۴. تفسیر خروجی(برونداد) تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای چابکی ۱۰۹
۳.۴. دسته بندی مؤلفه های مربوط به حوزه نابی. ۱۱۲
۱.۳.۴. آزمون KMO و کرویت بارتلت (Bartlett) 115
۲.۳.۴. جدول اشتراکات (Communalities) . 116
۳.۳.۴. جدول واریانس کل استخراج شده (Total Variance Explained) 116
۴.۳.۴. ماتریس اجزاء (ابعاد) اولیه ۱۱۷
۵.۳.۴. جدول ماتریس چرخش یافته (Rotated Component Matrix). 119
۶.۳.۴. تحلیل عاملی تأییدی مربوط به دسته بندی متغیر های نابی. ۱۲۳
۷.۳.۴. برونداد نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیر های نابی. ۱۲۵
۸.۳.۴. تفسیر خروجی(برونداد) تحلیل عاملی تأییدی متغیر های نابی. ۱۲۵
۴.۴. دسته بندی مؤلفه های مربوط به حوزه رقابت پذیری ۱۲۹
۱.۴.۴. آزمون KMO و کرویت بارتلت (Bartlett) 132
۲.۴.۴. جدول اشتراکات (Communalities) . 133
۳.۴.۴. جدول واریانس کل استخراج شده (Total Variance Explained). 133
۴.۴.۴. ماتریس اجزاء (ابعاد) اولیه ۱۳۴
۵.۴.۴. جدول ماتریس چرخش یافته (Rotated Component Matrix). 136
۶.۴.۴. تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای رقابت پذیری. ۱۴۰
۷.۴.۴. برونداد نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیر های رقابت پذیری. ۱۴۲
۸.۴.۴. تفسیر خروجی(برونداد) تحلیل عاملی تأییدی متغیر های رقابت پذیری. ۱۴۲
۵.۴. دسته بندی متغیر های تحقیق. ۱۴۶
۱.۵.۴. آزمون KMO و کرویت بارتلت (Bartlett). 149
۲.۵.۴. جدول اشتراکات (Communalities) . 149
۳.۵.۴. جدول واریانس کل استخراج شده (Total Variance Explained). 150
۴.۵.۴. جدول ماتریس چرخش یافته (Rotated Component Matrix). 150
۵.۵.۴. تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای اصلی و فرعی تحقیق . ۱۵۴
۶.۵.۴. برونداد نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیر های تحقیق. ۱۵۶
۷.۵.۴. تفسیر خروجی(برونداد) تحلیل عاملی تأییدی متغیر های تحقیق. ۱۵۶
۶.۴. تعیین نوع ارتباط بین نابی-چابکی سازمانی و رقابت پذیری سازمانی در صنعت کاشی.۱۵۸
۱.۶.۴. برونداد نتایج تحلیل عاملی تأییدی تمامی متغیر های تحقیق. ۱۶۲
۲.۶.۴. تفسیر نتایج تحلیل عاملی تأییدی تمامی متغیر های تحقیق . ۱۶۲
۳.۶.۴. تشریح و بررسی ارتباط نابی و چابکی بر رقابت پذیری سازمانی. ۱۶۵
۶.۴. جمع بندی ۱۶۹
فصل پنجم: نتیجه گیری
۱.۵. مقدمه. ۱۷۴
۲.۵. محدودیتهای پژوهش ۱۷۴
۳.۵. نتایج تحقیق. ۱۷۵
۱.۳.۵. معرفی شاخص های مورد نیاز از حوزه ناب بودن در صنعت کاشی . ۱۷۶
۲.۳.۵. معرفی شاخص های مورد نیاز از حوزه چابک بودن در صنعت کاشی ۱۷۷
۳.۳.۵. معرفی شاخص های سنجش رقابت پذیری در صنعت کاشی ۱۷۷
مطلب دیگر :
۴.۳.۵. تعیین نوع ارتباط بین نابی- چابکی سازمانی و رقابت پذیری سازمانی در صنعت کاشی. ۱۷۸
۵.۳.۵. تعیین شدت رابطه تأثیر مؤلفه های نابی و چابکی سازمانی بر رقابت پذیری ۱۷۹
۴.۵. پیشنهادات. ۱۸۰
۵.۵. تحقیقات آینده. ۱۸۲
۶.۵. جمع بندی ۱۸۳
فهرست منابع و مآخذ ۲۰۸
۱.Leanness
فرایند جهانی شدن، به وجود آمدن سازمانتجارت جهانی و یکپارچگی بازارهای جهانی، پیشرفتهای سریع و بنیادین تکنولوژیک، پیشرفت های جدید در زمینهفناوری اطلاعات، افزایش تغییرات سریع در الگوهای مصرف و تقاضا، تبیین کنترل های آلودگی محیط زیست و حفظ منابع انرژی، کمبود منابع و هزینههای بالای آنها، چالشهایی هستند که بنگاهها و صنایع مختلف در عرصه تجارت و فعالیتهای اقتصادی با آن روبرو هستند و ادامه حیات آنها، منوط به تصمیم گیری درست و به موقع در برابر این تغییرات است. در این میان، فرایند جهانی شدن و گسترش بازارهای مصرف و نیز افزایش تعداد رقبا و شدت رقابت، باعث اهمیت بخشیدن به مفاهیمی مانند رقابتپذیری و از سوی دیگر، پررنگ شدن مفهوم چابکی شده است.این امر موجب گردیده تا بنگاهها، صنایع و کشورهای مختلف در جهت ارتقای رقابتپذیری خود به شناسایی عوامل مؤثر بر رقابتپذیری و چابکی به منظور هماهنگی با تغییرات محیطی و با هدف تقویت آنها تلاش کنند.
از سوی دیگر، از انجایی که طی تولید ناب زواید و اتلاف های تولید انبوه حذف می گردد، در دهه ۸۰، بسیاری از شرکتهای مشهور در سرتاسر دنیا شروع به بکارگیری برنامه هایی کردند که به وسیله آن ها بتوانند بهره وری و کیفیت خود را بهبود بخشند((Cua & Colleagues, 2001)(White & Prybutok, 2001) (Mieir & Forrester, 2002). در سال ۱۹۹۰ ووماک[۱] و همکارانش از دانشگاه MIT با چاپ کتابی با عنوان« تولید ناب؛ ماشینی که جهان را تغییر داد» تولید ناب را به عنوان ترکیبی از مدل تولید سنتی فورد و مدل کنترل اجتماعی در محیط تولید ژاپنی، به جامعه جهانی معرفی کردند(فرخ،۱۳۸۳) (Mieir & Forrester, 2002).
امروزه نیز عواملی همچون افزایش رقابت در بین شرکت ها، بهبود سرعت تغییرات و متلاطم بودن وضعیت تقاضای مشتریان باعث شده است سطوح و نوع تقاضاها به سرعت در حال تغییر باشند و همگام با جهانی شدن شرکت ها، رقابت جهانی نیز در حال تقویت شود. این مسئله به خوبی نشان می دهد بازارهای محصولات به بلوغ کافی رسیده و مشتریان کالاهایی را تقاضا می کنند که نیازهای مشخص آنها را ارضا نماید(Suzaki, ۲۰۰۰)(Marin & Delgado, 2000)(Porter, 1990) (Bonavia & Marin, 2006). دانشمندان بسیار زیادی بر این باور هستند که برای پوشش چنین بازارهایی ناب شدن [۲]یکی از الزامات اجتناب ناپذیر و ضروری شرکت ها می باشد (Mieir & Forrester, 2002)(Womack & Colleagues,1990)،(Womack & Jones,1996)، (Krafcik, 1988)(Lee, 1996)(Macduffie, 1995)(Sohal & Egglestone, 1994)(Bonavia & Marin, 2006).
همچنین، از انجایی که یکی از صنایع برجسته و رو به رشد کشور ایران، صنعت کاشی است و ایران در صنعت کاشی رو به رشد می باشد به طوری که تاکنون در رده بزرگترین تولیدکنندگان کاشی و سرامیک جهان جای داشته و با توجه به رشد روز بروز این صنعت در میزان تولید و افزایش ظرفیت تولید، در این مطالعه این صنعت در زمینه های مذکور مورد بررسی قرار گرفته است.
۲.۱. ضرورت و اهمیت تحقیق
هر شرکتی که در یک صنعت رقابت میکند دارای استراتژی رقابتی خواه آشکار یا ضمنی است. اهمیت خاصی که امروزه شرکتهای مختلف برای تدوین استراتژی قائل هستند، مبین این عقیده است که در فرایند آگاهانه تدوین استراتژی فواید ارزشمندی نهفته است. از جمله فواید این است که انتخاب استراتژی (اگر نتواند فعالیتهای بخشهای اجرایی را تضمین کند) حداقل به مدیران شرکت این اطمینان را میدهد که سیاستهای این بخشها دارای هماهنگی بوده و در راستای اهداف معینی باشند. توجه زیاد به امر برنامهریزی استراتژیک سؤالاتی را که مدتها ذهن مدیران را به خود مشغول داشته بیش از پیش برجسته نموده است: چه عاملی رقابت را در صنعت مورد فعالیت ما و یا صنایعی که قصد ورود به آنها را داریم، پیش میبرد؟ فعالیت احتمالی رقبا به چه صورت خواهد بود و بهترین راه برای واکنش در برابر اقدامات احتمالی آنها چیست؟ سیر پیشرفت صنعت مورد فعالیت ما به چه صورت خواهد بود؟ چگونه میتوان شرکت را در بهترین موقعیت برای رقابت دراز مدت قرار داد؟
با این حال در فرایندهای برنامهریزی استراتژیک رسمی بیشتر تأکید بر این است که سؤالات بهصورت منظم و سازماندهی شده ارائه شوند، نه اینکه صرفاً به آنها جوابی داده شود. تکنیکهایی که اغلب توسط شرکتهای مشاور برای جوابگویی به این سؤالات ارائه شده است، به جای چشمانداز صنعت، یا بیشتر بر روی یک شرکت با تولیدات متنوع تمرکز دارند و یا صرفاً یک جنبه از ساختار آن صنعت نظیر رفتار هزینهها را مورد بررسی قرار میدهند. در اینصورت نمیتوان انتظار داشت از طریق آن به تمام جنبهها و پیچیدگیهای رقابت در آن صنعت دست یافت. یکی از صنایع برجسته و رو به رشد کشور ایران، صنعت کاشی است که با توجه به مسائل مطرح شده در بالا، نیاز به بررسی و کارشناسی بیشتری در زمینه رقابت پذیری در محیط پویای خود و رشد بیشتر و حفظ بازارهای فعلی و بدست گیری بازارهای جدید را دارد.
۳.۱. بیان مسئله
با توجه به موارد مذکور در زمینه اهمیت تحقیق و به دلیل توسعه تولید صنعت کاشی و افزایش رقابت در بازارهای داخلی، و پویایی محیط، سازمآنهایی توانایی بدست گیری بازارهای جدید و افزایش تولید و در نهایت حفظ بقای طولانی مدت سازمان را دارند که در زمینه رقابت پذیری و استفاده درست و به موقع استراتژی های رقابت پذیری موفق تر باشند و همچنین همگام با تعییرات محیطی(چابکی) و در جهت حذف زواید و اتلاف های تولید انبوه (تولید ناب)، گامی موثر بردارند. در این تحقیق میزان رقابت پذیری صنعت مورد نظر با توجه به ابعاد استخراج شده در تحقیقات مشابه مورد سنجش قرار خواهد گرفت و ارتباط آن با چابکی و نابی مورد بررسی قرار می گیرد.
۴.۱. هدف تحقیق
با توجه به انچه در راستای اهمیت رقابت پذیری سازمانی به عنوان ابزاری برای غلبه بر فرایند جهانی شدن، به وجود آمدن سازمانتجارت جهانی و یکپارچگی بازارهای جهانی، پیشرفتهای سریع و بنیادین تکنولوژیک، پیشرفت های جدید در زمینهفناوری اطلاعات، افزایش تغییرات سریع در الگوهای مصرف و تقاضا، تبیین کنترل های آلودگی محیط زیست و حفظ منابع انرژی، کمبود منابع و هزینههای بالای آنها، بیان شده است بررسی و کنکاش در زمینه رقابت پذیری همواره می تواند نتایج جدیدی به همراه داشته باشد. همچنین، چابکی سازمانی به عنوان ابزاری برای غلبه برچالشهایی ناشی ازعدم انعطاف پذیری، زمان تدارک طولانی و تنوع کم محصولات و خدمات و همچنین لزوم یکپارچگی و همگام شدن سازمآنها با تغییرات سریع در عرصه جهانی شدن، بیان شده است(Sharif & Zhang, 1999; Arteta & Giachetti, 2004; Ramesh & Devadasan, 2007; Vazquez-Bustelo, Avella, & Fernandez, 2007; Prince & Kay, 2003; Ren, ،Yusuf, & Burns, 2003)
و همچنین، با توجه به اهمیت حذف زواید و اتلاف های تولید انبوه و به کارگیری تولید ناب با توجه به کمبود منابع و هزینههای بالای آنها و مسایل مربوط به حفظ منابع انرژی، اهداف انجام این پژوهش را می توان در قالب موراد زیر بیان نمود:
معرفی شاخص های مورد نیاز از حوزه ناب بودن در صنعت کاشی
معرفی شاخص های مورد نیاز از حوزه چابک بودن در صنعت کاشی
معرفی شاخص های سنجش رقابت پذیری در صنعت کاشی
تعیین نوع ارتباط بین نابی- چابکی سازمانی و رقابت پذیری سازمانی در صنعت کاشی
تعیین شدت رابطه تأثیر مؤلفه های نابی و چابکی سازمانی بر رقابت پذیری
۵.۱. سئوالات و فرضیات پژوهش
۱- شاخص های مورد نیاز از هر حوزه( ناب بودن و چابک بودن ) برای صنعت کاشی کدامند؟
۲- شاخص های سنجش رقابت پذیری کدامند؟
۳- نوع ارتباط بین نابی- چابکی سازمانی و رقابت پذیری سازمانی در صنعت کاشی چگونه است؟
۴- شدت رابطه تأثیر مؤلفه های نابی و چابکی سازمانی بر رقابت پذیری چگونه است؟
۶.۱. قلمرو پژوهش
از نظر موضوعی، این پژوهش در حوزه پژوهشهای کاربردی حوزه کاشی و سرامیک استان یزد قرار می گیرد. از نظر زمانی، نمونه مورد مطالعه شامل کلیه شرکتهای خوشه کاشی استان یزد می باشد که در فاصله زمانی بهمن ماه ۱۳۸۸ الی مهر ۱۳۸۹ به صورت فعال مشغول به کار می باشند. از نظر مکانی، این پژوهش در محدوده استان یزد و بر روی کلیه شرکتهای فعال خوشه کاشی و سرامیک استان یزد (اعم از شرکتهای حاضر در شهرک صنعتی یزد و شرکتهای مستقر در سطح استان یزد) انجام شده است.
۷.۱. روش انجام پژوهش