۲-۱-۱۲ تحصیلات و جایگاه اجتماعی :. ۱۷
۲-۱-۱۳ ایفای نفش :. ۱۷
۲-۱-۱۴ نقش فرزندان :. ۱۸
۲-۱-۱۵ حمایت های روانی خانواده و اجتماع :. ۱۸
۲-۱-۱۶ عوامل فرهنگی :. ۱۹
۲-۱-۱۷ ارزش ها و نظام های اعتقادی :. ۱۹
۲-۱-۱۸ رویدادهای زندگی :. ۲۰
۲-۱-۱۹ مطالعات دیگر. ۲۰
۲-۲ بهزیستی روانشناختی. ۲۳
۲-۳ کیفیت زندگی. ۲۸
۲-۳-۱ کیفیت زندگی ( Quality Of Life) :. 28
۲-۳-۲ تعاریف موجود از کیفیت زندگی :. ۲۹
۲-۳-۳ ارتباط کیفیت زندگی با سلامتی :. ۳۰
۲-۳-۴ عوامل موثر بر کیفیت زندگی از دیدگاه فرانس :. ۳۰
۲-۴ بررسی چند پژوهش انجام گرفته. ۳۲
فصل سوم. ۳۵
۳-۱ روش پژوهش. ۳۶
۳-۲ متغیر های پژوهش. ۳۶
۳-۳ جامعه آماری، نمونه و روش انتخاب نمونه. ۳۶
۳-۴ ابزار سنجش. ۳۷
۳-۵ روش اجراء. ۴۲
۳-۶ روش های آماری تحلیل دادها. ۴۲
فصل چهارم. ۴۶
۴-۱ آمار توصیفی :. ۴۷
۴-۲ آمار استنباطی :. ۴۹
فصل پنجم. ۵۳
۵-۱ بحث و نتیجه گیری. ۵۴
۵-۲ محدودیت های تحقیق:. ۵۵
چکیده
مقدمه: رضایتمندی زناشویی یکی از موضوعات مهمی است که تاثیر بسزایی را در روان افراد و اجتماع دارد. اما اینکه چه عواملی بر روی میزان رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد همواره موضوع مورد تحقیق محققین بوده است. با ظهور روانشناسی مثبت نوع نگاه به زندگی و برداشت ذهنی از نشاط، شادی و کیفیت زندگی تغییر عمده ای ایجاد شد. و مفاهمی چون بهزیستی روانشناختی به حیطه روانشناسی باز شد. بر همین اساس این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در کیفیت زندگی بر رضایتمندی زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۳۹۳-۱۳۹۴ انجام شد.
روش کار: جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ بود. جهت گرفتن نمونه به طریق تصادفی ساده از جدول تصادفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شد. از افراد شرکت کننده خواسته شد پرسشنامه های مربوط به پژوهش را تکمیل نمایند. قبل از تکمیل پرسشنامه ها، نحوه تکمیل پرسشنامه ها و محرمانه ماندن کلیه اطلاعات توسط پژوهشگر برای افراد شرکت کننده توضیح داده شد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که بهزیستی روانشناختی با رضایتمندی زناشویی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین یافته ها نشان داد که بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت و معناداری با کیفیت زندگی دارد. بهزیستی روانشناختی توانست بطور معناداری رضایتمندی زناشویی را پیش گویی می کند. همچنین بهزیستی روانشناختی توانست کیفیت زندگی را بطور معناداری پیش بینی کند.
کلمات کلیدی: بهزیستی روانشناختی، رضایتمندی زناشویی، کیفیت زندگی
۱-۱ مقدمه
یکی از موضوعات دنیای انسانی که همواره او را تحت الشعاع خود قرار داده ارتباط است. ارتباطات در دنیای انسانی بسیار گسترده هستند اما گاهی این ارتباط بسیار نزدیک و معطوف به دو نفر می شود و در آن عهدها و پیمان های عاطفی و قلبی بسته می شوند. پیوند زناشویی به عنوان یکی از پیچیده ترین انواع روابط انسانی آنچنان توان بالقوه ای در آزاد سازی احساسات و عواطف انسانی دارد که کمتر روابطی را، می توان نظیر آن یافت(شهیدی، ۱۳۸۰). آنچه ازدواج ها را پایدار و به کام زوجین شیرین
مطلب دیگر :
پایان نامه رایگان روانشناسی : و
می کند، رضایتمندی و خرسندی از این پیوند است. رضایتمندی زناشویی [۱]حالتی است که طیّ آن زن و مرد از با هم بودن احســاس شادمانی و شعف درونی می کنند(سینها و ماکرجی[۲]، ۱۹۹۱ به نقل میراحمدی زاده، نخعی امرودی، طباطبایی و شفیعیان ۱۳۸۲). وینچ[۳] به نقل از پاداش و همکاران(۱۳۹۱) معتقدند که رضایت زناشویی انطباق بین وضعیّت موجود و وضعیت مورد انتظار است. بنابراین رضایت زناشویی زمانی محقق می گردد که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشد. الیس[۴] ( ۱۹۸۹) بیان می کند که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن و شوهر است آن هنگام که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند. با آغاز زندگی زناشویی به نظر می رسد همه چیز به خوبی پیش می رود و زوجین احساس رضایتبخشی را از این پیوند در درون خود احساس می کنند. اما بعد از گذر چند صباحی اوضاع به ناگهان تغییر می کند و این رضایت دستخوش تغییر و تحولاتی می شود. بنا به گزارش جامعه شناسان و روان شناسان، در سالهای اخیر احساس امنیت، آرامش و رابط صمیمانه میان زن و مرد به سستی گراییده است و بنیان خانواده به گونه ی فزاینده با نیروهای ویرانگر روبه رو شده است(شیشه گر،۱۳۹۱). هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در کیفیت زندگی بر رضایتمندی زناشویی که این پژوهش برروی دانشجویان انجام گرفت.
۱-۲ بیان مسئله
بر طبق تعریف، رضایت زناشویی حالتی است که طیّ آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها و ماکرجی[۵]، ۱۹۹۱ به نقل از میر احمدی زاده و همکاران، ۱۳۸۲). هم چنین الیس[۶] در ۱۹۸۹ بیان می کند که رضایت زناشویی احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسّط زن یا شوهر است هنگامی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند (پاداش و همکاران، ۱۳۹۱). شادابی، نشاط و احساس خوشبختی در زندگی زناشویی و زندگی فردی از جمله ملاک های سلامت روانی به حساب می آید(مایرز، ۲۰۱۲). هر زوجی نیازمند و در جستجوی احساس خوب می باشد که این اصطلاح ار در روانشناسی مثبت بهزیستی روانشناختی می گویند(شاه سیاه، ۱۳۹۰) مطالعات نشان می دهد که بهزیستی روانشناختی عاملی است که در میزان رضایتمندی زناشویی تاثیر گذار می باشد(کوهن و همکاران ۲۰۰۹؛ داکین و وامپلر: ۲۰۰۸؛شفیعی،۱۳۸۶؛ باتزروکمپبل، ۲۰۰۸؛ هالیست و دیگران،۲۰۰۷). بهزیستی روانشناختی در دو دهه اخیر در ادبیات پژوهشی به وفور مورد بررسی قرار گرفته است و دامنه مطالعات آن از حوزه زندگی فردی به تعاملات اجتماعی کشیده شده است(نصرت آباد، ۱۳۹۲). بهزیستی روانشناختی باعث ارتقاء زندگی افراد در ابعاد مختلف می شود. کیفیت زندگی مسئله ای است که می توان آنرا جزء هدف غایی هر خانواده دانست(شیشه گر، ۱۳۹۱). در سال های اخیر توجه قابل ملاحظه ای دراندازه گیری میزان سلامتی افراد و قدرت تاثیر گذاری بیماری های روان شناختی و جسمی بر روی فعالیت های روزانه و رفتارهای آنها به وجود آمده که این اندازه گیری ها به یک نگرش و رویکرد کلی نگر در سلامتی و مراقبت های بهداشتی معطوف شده است و در این رابطه رویکرد نوینی به نام کیفیت زندگی در تحقیقات پزشکی و اجتماعی مطرح گردیده است. واژه کیفیت زندگی نخستین بار توسط پیگو در سال ۱۹۲۰ در کتاب اقتصاد و رفاه مورد استفاده قرار گرفت . به مرور زمان محققان متوجه شدند که کیفیت زندگی می تواند یکی از پیامدهای پراهمیت در ارزیابی سلامت باشد، چنانچه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت نیز به این نکته تأکید دارد(Fayers، ۲۰۰۰) دونالد کیفیت زندگی را اصطلاحی توصیفی عنوان می کند که به سلامت و ارتقاء عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و توانایی آنها برای انجام وظایف روزمره اشاره دارد(Donald،۲۰۰۰). کیفیت زندگی متغیر تاثیر گذار بر مسایل روانی فرد و خانواده است. غفاری و همکاران(۱۳۹۱) در بررسی خود بر نقش کیفیت زندگی بر رضایتمندی زناشویی تاکید داشته اند. کیفیت زندگی می تواند تحت تاثیر عوامل زیادی قرار بگیرد. در این مطالعه با در نظر گرفتن رابطه متغیرهای بهزیستی روانشناختی، کیفیت زندگی به چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر و با میزان رضایتمندی زناشویی پراداخته شده است. سئوال مطرح شده در این پژوهش اینست که بهزیستی روانشناختی چه تاثیری بر کیفیت زندگی و از طرف دیگر بر رضایتمندی زناشویی می گذارد و اینکه کیفیت زندگی چه تاثیری بر رضایتمندی زناشویی دارد؟
۱-۳ ضرورت و اهمیت پژوهش
جوامع با مشکلات و معضلات اجتماعی متعدد روبرو میباشند .اما در همه جوامع برخی از مسائل و مشکلات از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند که به واسطه میزان آسیبی که بر پیکره جامعه وارد میکنند، میتوان به میزان اهمیت آنها پی برد . یقیناً طلاق یکی از مهم ترین آنان است؛ چراکه صدمات وارده از طلاق معضلاتی که در همه جوامع مورد نظر میباشد، پدیده این معضل بر پیکره خانواده که مرکز ثقل جامعه محسوب میشود، وارد می آید. عوامل متعددی در بررسی میزان تاثیر گذاری بر رضایتمندی زناشویی و طلاق مورد بررسی قرار گرفته اند. در پژوهش بنی جمالی و همکاران (۱۳۸۳) علل از هم پاشیدگی خانواده ها و نیز موفقیت ازدواج زوج های جوان را شامل موارد ذیل عنوان کردند: ۱- کمی سن جوانان به هنگام ازدواج، فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کم بودن سواد، پایین بودن سطح شغلی، دخالت بی مورد اطرافیان، پدیده طلاق والدین زوج های ناموفّق، وابستگی مالی زوجین به والدین، همه از عوامل تهدید کننده زندگی مشترک زوجین جوان بودند؛ ۲- عدم همسویی زوجین در جهات مختلف موجب اختلاف زناشویی بین زوجین می شود؛ ۳- تشابه نظرات زوجین به عنوان عامل تداوم بخش زندگی مشترک شناخته شد؛ ۴- وجود بیماری های جسمی، روانی و اختلالات رفتاری اعلام نشده از سوی همسران و خانواده های آنها عامل سستی روابط بین زوجین تلقی شد. کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی و پیچیده دارد و دربرگیرنده عوامل عینی و ذهنی است و ارزیابی فرد در مورد رفاه و آسایش در جنبه های مهم زندگی را مورد توجه قر ار می دهد. که همین موضوع می تواند رضایتمندی افراد از همدیگر را مورد تاثیر قرار دهد. از طرف دیگر توجه به مساله بهزیستی روانشناختی با توجه به نفش بستر اجتماعی، امری ضروری است که موجب افزایش میزان رضایتمندی زناشویی و بقای خانواده شوند.
با توجه به اهمیت موضوع رضایتمندی زناشویی در حفظ و تحکیم خانواده از یک طرف و از طرف دیگر بر سلامت روان زوجین و هنچنین در پویایی و نشاط جامعه، لازم است تاثیر عوامل تاثیر گذار بر فرد و اجتماع بر میزان رضایتمندی زناشویی مورد بررسی قرار گیرد. بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی از متغیر های تاثیر گذار محسوب می شوند .هدف این مطالعه بررسی نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در کیفیت زندگی بر میزان رضایتمندی زناشویی می باشد که بتواند اطلاعات مفیدی را برای پژوهشگران این حیطه و مراکز مشاوره و مراکز وابسته که در امر زوج درمانی فعالیت می کنند فراهم کند
۱-۴ اهداف پژوهش
هدف اصلی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش واسطه ای بهزیستی روانشناختی در کیفیت زندگی بر رضایتمندی زناشویی در دانشجویان متاهل شهر کرمانشاه در سال تحصیلی۱۳۹۴ – ۱۳۹۳است.
اهداف پژوهشی :
۲-۲-۸-۱- عوامل ژنتیکی و فردی ۲۳
۲-۲-۸-۲- عوامل محیطی ۲۴
۲-۲-۸-۳- شیوه های زندگی مردم ۲۵
۲-۲-۸-۴- وسعت و کیفیت ارائه خدمات ۲۵
۲-۲-۸-۵- عوامل دیگر ۲۵
۲-۳- مبانی نظری تاب آوری ۲۶
۲-۳-۱- تعاریف تاب آوری ۲۶
۲-۳-۲- ابعاد اساسی تاب آوری ۳۰
۲-۳-۴- ویژگی های افراد تاب آور ۳۳
۲-۳-۵- مبانی نظری تاب آوری ۳۵
۲-۳-۶- مبانی پژوهشی تاب آوری ۳۹
۲-۴-مبانی نظری تعهد سازمانی ۴۳
۲-۴-۱- مفاهیم تعهد ۴۴
۲-۴-۲- انواع تعهد ۴۵
۲-۴-۳- تعاریف و مفاهیم تعهد سازمانی ۴۶
۲-۴-۴- دیدگاههای نظری تعهد سازمانی ۴۷
۲-۴-۴-۱- مدل سه بعدی تعهد سازمانی آلن و مایر ۴۷
۲-۴-۴-۲- مدل مایر و شورمن ۴۹
۲-۴-۴-۳- مدل جاروس و همکاران ۴۹
۲-۴-۵- فرایند تعهد سازمانی ۴۹
۲-۴-۶- ابعاد تعهد سازمانی (دیدگاه دو بعدی) ۵۰
۲-۴-۷- سطوح تعهد سازمانی ۵۰
۲-۴-۸- عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی ۵۱
۲-۴-۸-۱- عوامل شخصی ۵۱
۲-۴-۸-۲- عوامل شغلی ۵۲
۲-۴-۸-۳- عوامل سازمانی ۵۲
۲-۴-۸-۴- عوامل فرا سازمانی (محیطی) ۵۳
۲-۴-۹- دیدگاههایی در مورد کانونهای تعهد سازمانی ۵۳
۲-۴-۹-۱- دیدگاه ریچرز ۵۳
۲-۴-۹-۲- دیدگاه بکر و بلینگس ۵۳
۲-۴-۱۰- عوامل مؤثر برتعهد سازمانی ۵۴
۲-۵-مبانی نظری خودکارآمدی ۵۴
۲-۵-۱- مفهوم خودکارآمدی ۵۵
۲-۵-۲- اهمیت وضرورت خودکارآمدی ۵۷
۲-۵-۳-مبانی روان شناختی خودکارآمدی ۵۹
۲-۵-۴- اثرات خودکارآمدی بر کارکردهای روان شناختی ۶۰
۲-۵-۴-۱- اثر خودکارآمدی بر سطح انگیزش ۶۰
۲-۵-۴-۲- تأثیرخودکارآمدی بر عواطف ۶۴
۲-۵-۵- مبانی جامعه شناختی خودکارآمدی ۶۶
۲-۶-پیشینه پژوهش ۶۷
۲-۶-۱- پژوهش های داخلی ۶۷
۲-۶-۲- پژوهش های خارجی ۶۹
فصل سوم : روش تحقیق
۳-۱- روش تحقیق ۷۲
۳-۲- جامعه و نمونه آماری: ۷۳
۳-۳- ابزار تحقیق: ۷۳
۳-۳-۱- پرشسنامه سلامت عمومی : ۷۳
۳-۳-۲- پرسشنامه تاب آوری : ۷۴
۳-۳-۳- پرسشنامه تعهد سازمانی : ۷۴
۳-۳-۴- پرسشنامه خودکارآمدی: ۷۵
۳-۴- روشها و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها: ۷۶
فصل چهارم : نتایج تحقیق
۴-۱- مقدمه ۷۸
مطلب دیگر :
۴-۲- یافته های توصیفی ۷۸
۴-۳-بررسی مفروضه های تحلیل مسیر ۷۹
۴-۴- یافته های مربوط به فرضیه ها ۸۰
فصل پنجم : نتیجه گیری
۵-۱- مقدمه ۸۷
۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۸۷
۵-۳- محدودیت های تحقیق ۸۹
۵-۴- پیشنهادات پژوهش ۸۹
۵-۴-۱- پیشنهادات کاربردی ۸۹
۵-۴-۲- پیشنهادات پژوهشی ۹۰
منابع ۹۱
چکیده
پژوهش حاضربا هدف بررسی نقش سلامت عمومی و تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو انجام گرفته است .این پژوهش با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی بوده است که به روش توصیفی – همبستگی از نوع پیش بینی انجام شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه کارکنان کرمان خودرو بود. نمونه پژوهش با بهره گرفتن از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده به طوری که تعداد نمونه ۲۲۰ نفر می باشد که از این میان ، تعداد ۱۱۰ نفر کارگر و ۱۱۰ نفر از بین کارمندان کرمان خودرو انتخاب شده اند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که سلامت عمومی و تاب آوری ۲۵ درصد از تعهد سازمانی را با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی تبیین می نمایند. همچنین نتایج نشان داد که تمامی مسیرهای مدل پیشنهادی به جز تعهد سازمانی- سلامت عمومی معنادار است.
کلید واژه ها : سلامت عمومی- تاب آوری- تعهد سازمانی- خودکارآمدی
۱-۱- مقدمه
مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و پرورش یافته در فرایند تحول جامعه سنتی به جامعه صنعتی تأثیر انکار ناپذ یری داشته است.تأمین نیازهای افراد وایجاد انگیزه و تعهد برای بالا بردن کیفیت کاری آنان از مهم ترین اهداف سازمان ها می باشد. تعهد کارکنان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل برای موفقیت و پیشبرد اهداف سازمان بوده است (شیخ و همکاران، ۱۳۸۴).
تعهد سازمانی از دهه ی هفتاد توجه قابل ملاحظه ای از مطالعات سازمانی را به خود جلب کرده است. درعلوم رفتاری، درباره تعهد سازمانی که یکی از انواع تعهد است ، پژوهش ها و تعریف های زیادی شده است (اسپکتور[۱]، ۲۰۰۶).
از طرفی ، رویکرد روان شناسی مثبت گرا، با توجه به استعدادها و توانمندی های انسان (به جای پرداختن به نابهنجاری ها و اختلال ها) در سال های اخیر مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است. این رویکرد، هدف نهایی خود را شناسایی سازه ها و شیوه هایی می داند که بهزیستی وسلامت انسان را به دنبال دارند . از این رو عواملی که سبب سازگاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها و تهدید های زندگی گردند، بنیادی ترین سازه های مورد پژوهش این رویکرد می باشند (والر[۲] ، ۲۰۰۱).
از میان عوامل تأثیرگذار بر سلامت عمومی، سازه ای که طی ده سال گذشته توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است ، تاب آوری[۳] است ( فرایبرگ [۴]و همکاران ،۲۰۰۵ ). تاب آوری به عنوان مقاومت موفقیت آمیزو چالش برانگیز تعریف می شود، و افراد تاب آور افرادی هستند که علی رغم مواجهه با استرس های مزمن و تنیدگی ها ، از آثار نامطلوب آنها می کاهند و سلامت عمومی خود را حفظ می کنند (آگابی[۵] و همکاران ،۲۰۰۵ ). کونور[۶] (۲۰۰۶) تاب آوری را به عنوان روشی برای اندازه گیری توانایی فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملی که سلامت عمومی فرد را تهدید می کنند ، تعریف کرده است .افراد تاب آور دارای رفتارهای خود شکنانه نیستند ، از نظر عاطفی آرام هستند و توانایی مقابله با شرایط ناگوار را دارند( لتزرینگ[۷] وهمکاران ، ۲۰۰۵).
همچنین ، مطالعات متعدد طیف گسترده ای از عوامل تعدیل کننده را شناسایی کرده است گروهی از محققان نشان دادند که خودارزیابی های مثبت که مشابه مفهوم خودکارآمدی[۸] باندورا [۹] است و به معنی اطمینان افراد به تواناییشان در نشان دادن رفتارهایی خاص، مدیریت هیجان ها، رویارویی با موقعیت های دشوار زندگی و به دست آوردن حمایت های اجتماعی است یکی ازعوامل تعدیل کننده محسوب می شود(چان[۱۰] و همکاران ، ۲۰۰۹).
خودکارآمدی، جزء اصلی نظریه شناختی- اجتماعی[۱۱] می باشد که به باورها یا قضاوت های فرد در خصوص توانایی های خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد . به عقیده داشتن دانش، مهارت ها و دستاوردهای قبلی، پیش بینی کننده های مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان درباره توانایی های خود درانجام آنها بر چگونگی عملکرد او مؤثر است . در واقع، خودکارآمدی به احساس شایستگی در کنترل داشتن برمحیط خود تأکید دارد( باندورا ، ۱۹۹۶).
۱-۲- بیان مسأله
توجه به محیط های شغلی و شرایط کاری و کارگران در دهه های اخیر به منظور بالا بردن کیفیت کار ، سلامت و بهداشت کارکنان و به منظور بهره گیری بیشتر و بهتر از تجارت کارکنان مورد توجه بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران قرار گرفته است. نیروی کار بخش بزرگی از جمعیت کشور ایران را تشکیل می دهد و پرداختن به سلامت عمومی کارکنان و سازمان ها را می توان از اولویت ها به شمار آورد ، چرا که سالم سازی شرایط کار به معنای سالم سازی نیروی کار و نیروی کار سالم نیاز اساسی برای توسعه صنعتی کشور می باشد .از آنجا که در فرایند تولید، نیروی انسانی ناسالم و پریشان حال ، بخشی از آفات سازمانی است، به همین دلیل هیچ پدیده ای به اندازه سلامتی برای کارکنان دارای اهمیت نمی باشد (ساعتچی ، ۱۳۷۵).
بنابراین برنامه ریزی برای تأمین بهداشت روان و سلامت عمومی کارکنان و کارگران از سویی به سلامت روانی – اجتماعی کارکنان و از سوی دیگر به اهداف توسعه صنعتی و تولید بهتر کمک می نماید(بیان زاده و زمانی منفرد ، ۱۳۷۸).
از طرفی اساس خودکفایی و استقلال هر جامعه بر پایه ی وجود سازمان های صنعتی آن جامعه است. در بین تمام نیروهای اثربخش یک سازمان ، یکی از مهم ترین مؤلفه ها تعهدسازمانی کارکنان است . در واقع هیچ سازمانی نمی تواند موفق شود مگر اینکه اعضاء و کارکنانش نسبت به آن نوعی تعهد داشته باشند و تلاش نسبی بکنند . تعهد سازمانی کارکنان آثار بالقوه و جدی بر عملکرد سازمان داشته، می تواند پیش گویی کننده ی مهمی برای اثربخشی سازمان باشد ؛ لذا نادیده گرفتن آن برای سازمان زیان بار است و هزینه های زیادی را به دنبال خواهد داشت . تعهد سازمانی یک مفهوم پیچیده است و تعریف واحدی از آن ارائه نشده است . اما از همه تعاریف چنین برمی آید که تعهد سازمانی شامل ویژگی ها ی شخصیتی فرد به صورت کلی است (سیادت و همکاران ، ۱۳۸۴).
تعهد سازمانی از مهم ترین اهداف هر سازمان است و هر سازمانی سعی درتقویت آن از طرق گوناگونی دارد زیرا بر بسیاری از متغیرها نظیر رضایت شغلی، غیبت، ترک خدمت، استرس شغلی و عملکرد شغلی تأثیرگذار است(بخشی سورشجانی، ۱۳۸۹). در واقع تعهد سازمانی، بخشی از سازمان شخصیتی یک فرد است و به نظر می رسد که با سایر عوامل مؤثر در زندگی در ارتباط باشد(سیادت و همکاران ، ۱۳۸۴). از سوی دیگر ،روان شناسی سلامت به دنبال شناسایی سازه ها و شیو ه هایی است که سلامت جسم وروان را به دنبال دارد. به این دلیل عواملی که به انسان در سازگاری و انطباق با مشکلات و تهدیدات زندگی کمک کند، از موضوعات مورد توجه این حوزه خواهد بود. در این میان، تاب آوری ، جایگاه ویژه ای در حوزه های روان شناسی تحول، روان شناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است ، به طوری که هر روز بر شمار پژوهش های مرتبط با این سازه افزوده می شود.گارمزی[۱۲] و ماستن[۱۳](۱۹۹۱) تاب آوری را ” یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز باشرایط تهدید کننده” تعریف کردند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است(والر، ۲۰۰۱).
راتر[۱۴](۱۹۹۰)، تاب آوری را به عنوان تفاوت های فردی در مقابله و واکنش به موقعیت های دشوار تعریف می کند. بنابراین، یک فرد تاب آور موقعیت ناگوار را به شیو ه ی مثبت تری پردازش می کند و خود را برای رویارویی با آن دارای توانمندی قلمداد می کند. البته تاب آوری تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. می توان گفت تاب آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی در شرایط خطرناک است( کانر[۱۵] و دیویدسون[۱۶]، ۲۰۰۳). افزون بر این، محققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است(گارمزی؛۱۹۹۱، ماستن، ۲۰۰۱؛ راتر؛۱۹۹۹، لوتار، سیچتی و بکر[۱۷]، ۲۰۰۰).
کامپفر[۱۸] (۱۹۹۹)، باور داشت که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر(در شرایط تهدید کننده) است و از این رو موجب سازگاری موفق در زندگی می شود.در عین حال کامپفر به این نکته اشاره می کند که سازگاری مثبت با زندگی، هم می تواند پیامد تاب آوری به شمار آید و هم به عنوان پیش آیند، سطح بالاتری از تاب آوری را موجب شود. وی این مسأله را ناشی از پیجیدگی تعریف و نگاه فرایندی به تاب آوری می داند.
– سوءتفاهم ها درمورد هیپنوز. ۴۲
– بی دردی وهیپنوز. ۴۶
-تحقیقات انجام شده درداخل کشور. ۵۲
– تحقیقات انجام شده درخارج ازکشور. ۵۹
-فصل ۳ روش پژوهش.
جامعه آماری ۶۸
-نمونه مورد مطالعه وروش نمونه گیری ۶۸
-ابزارگردآوری اطلاعات ۶۸
-شیوه اجرای پژوهش ۷۰
-روش تجزیه وتحلیل داده ها ۷۰
-فصل ۴ تجزیه وتحلیل آماری
– داده ها
– توصیفی
– استنباطی
– فصل ۵ بحث ونتیجه گیری
-تفسیروتبیین فرضیه های پژوهش۸۳
– خلاصه. ۸۳
– بحث ۸۳
– نتیجه. ۸۸
– محدودیت ها ۸۹
– پیشنهادها ۸۹
پیوست.۱۰۲
مقیاس سنجش تخیلات خلاق۱۰۲
مقیاس اضطراب اسپیل برگر.۱۰۵
مقیاس سنجش عددی درد۱۱۳
مقدمه
واکنشهای هیجانی دربرابرموقعیت های تنش زاگوناگون اندازشعف وشادمانی گرفته دربرابررویدادهای تلاش برانگیزودرعین حال قابل حل وفصل تا هیجانهای معمولی اضطراب وخشم وناامیدی وافسردگی .وقتی موقعیت تنش زا استمرار بیابد آنگاه بسته به میزان موفقیت شخص درمقابله با آن،ممکن است شخص از لحاظ هیجانی دچارنوسان شود.بعضی واکنشهای هیجانی معمول در برابر فشارروانی اضطراب ،خشم وپرخاشگری،بی احساسی وافسردگی واختلال شناختی است(اتکینسون[۳] ،اسمیت ،بم وهوکسما۱۳۸۵).
هرکسی دچار اضطراب می شود وآن تشویشی فراگیر،ناخوشایند ومبهم است که اغلب ،علایم دستگاه خودکار (اتونوم)نظیر سردرد ،تعریق ،تپش قلب ،احساس تنگی در قفسه سینه ،وناراحتی مختصر معده نیز با آن همراه است.فرد مضطرب ممکن است احساس بی قراری هم بکند که نشانه اش این است که نمی تواند به مدت طولانی یک جا بنشیند یا بایستد،مجموعه علایمی که در حین اضطراب وجود دارد،اغلب در هر فرد به گونه ای متفاوت از دیگران است(جیمزسادوک[۴]وویرجینیاسادوک[۵] ،ترجمه رضاعی، ۲۰۰۷).
اضطراب بیشترآینده گرا وکلی است وبه حالتی اشاره دارد که به موجب آن فرد بیش از اندازه درباره اتفاق افتادن چیز وحشتناکی در آینده نگران ،تنیده وناراحت است اضطراب هم عنصر شناختی وهم عاطفی دارد ومصداقی از رفتارهای عاطفی است(هالیجین[۶]وویتبورن ۲۰۰۳[۷]،ترجمه محمدی، ۱۳۸۸).
اضطراب هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند،یعنی به فرد هشدار می دهد که خطری در راه است وباعث می شود که فرد بتواند برای مقابله با خطر ،اقداماتی به عمل آورد.ترس هم هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند،ولی باید آن را از اضطراب متمایزساخت .ترس در پاسخ به خطری معلوم ،بیرونی،معین ،یا با منشا غیر تعارضی ایجاد می شود،حال آنکه اضطراب در پاسخ به تهدیدی پیدا می شود ،که نامعلوم ،درونی ومبهم است یا از تعارض منشا گرفته است.اضطراب وترس علایم هشدار دهنده ای هستند که خطر بیرونی ودرونی را اعلام می کنند.اضطراب را می توان پاسخی بهنجار وانطباقی تلقی کرد که موجب حفظ حیات می شود وخطر وقوع صدمه جسمی ،درد ،بی پناهی ،احتمال مجازات ،برآورده نشدن نیازهای اجتماعی یا جسمانی ،خطر جدایی از محبوب،خطر بروز مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد ،وسرانجام خطراتی رااعلام می کند که در برابر کلیت ویکپارچگی فرد وجود دارد.اضطراب باعث می شود فرد برای پیشگیری از آن خطرات وتهدیدها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند.این آماده سازی با افزایش فعالیت دستگاه اتونوم وپیکری همراه است که تحت کنترل تعامل دستگاه عصبی سمپاتیک وپاراسمپاتیک قرار دارد.سختکوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان دادن ،جا خالی دادن وقتی که توپی را به طرف شما پرتاب کرده اند،خزیدن در رختخواب پس از اعلام خاموشی در خوابگاه برای پیشگیری از مجازات ،ودویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که شما رو به مقصد می رساند ،همه نمونه هایی از محدود ساختن خطر وتهدید در زندگی روزمره است.یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود.بنابراین اضطراب از واردشدن صدمات پیشگیری می کند.احساس اضطراب دو مولفه دارد:با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی (مثل تپش قلب و تعریق)وبا خبر شدن از اینکه عصبی شده است یا ترسیده است.یکی از جنبه های مهم هیجان اثری است که بر انتخابی بودن توجه می گذارد.افراد مضطرب مستعد آن اندکه به برخی چیزهادر دوروبر خودبه طور انتخابی توجه کنند واز بقیه آنها صرف نظر کنند.آنها با این کار می کوشند اثبات کنند که اگر دارند موقعیت خود را ترس آور تلقی می کنند،محق اند ولذا دارند واکنش درستی نشان می دهند.اگر آنها ترس خود را به غلط موجه جلوه دهند،اضطرابشان با این واکنش انتخابی تقویت می شود وبه این ترتیب دور باطلی از اضطراب به وجودمی آید که یک سرآن ادراک تحریف شده آنهاست وسردیگرش تشدید اضطرابشان اما اگر بر عکس با نوعی تفکر انتخابی به خود اطمینان خاطر ببخشند ،اضطراب بجای آنها ممکن است تخفیف یابد ودیگرنتواننداحتیاطهای لازم را درپیش بگیرند( سادوک،ترجمه رضاعی۲۰۰۷ ).
به طورکلی زنان بیشتر ازمردان از بیماری های روانی رنج می برند.به جز اختلالات سایکوز کنشی ،اختلالات مربوط به سوءمصرف مواد والکل در سایر اختلالات زنان آمار بیش تری را به خود اختصاص می دهند .علی رغم پیشرفت های علمی در زمینه مشکلات جسمی دوران بارداری ،مشکلات روانی همچنان موضوعی مهم در بهداشت زن باردار به شمار می آید.در مورد علت هم زمانی اختلالات روانی با بارداری اطلاعات کمی وجود دارد اما می توان پیش بینی نمودکه بی ثباتی عاطفی وافزایش نیازهای شخصی،اجتماعی وروانی در این دوره می تواند زمینه ساز مشکلات روانی باشد.بارداری برای بسیاری از زنان دوره ای پراسترس ونیازمند نوعی سازگاری روانی است.افسردگی ،گوشه گیری ،اضطراب ،ترس مرضی،سوءمصرف مواد،بی ثباتی عاطفی ،تحریک پذیری ،اختلال در خواب وروابط جنسی از جمله اختلالات روانی هستند که ممکن است همراه با بارداری دیده شوند.بررسی ها نشان می دهد که شیوع کلی اختلالات روانی در زنان باردار ۱۵ درصد میباشد.اختلالات خلقی واضطرابی به طور معمول در سنین باروری بیشتر دیده می شوند(۴۴-۱۸).تا سالهای اخیر وجود اختلالات اضطرابی همراه با بارداری ودوره پس از زایمان زیاد مورد توجه قرار نمی گرفت.اما باید پذیرفت که اختلالات اضطرابی جزءمشکلات شایع بهداشت روانی هستند ودرزنان بیشتر ازمردان شیوع دارند.بسیاری از اختلالات اضطرابی قبل یا طی بارداری شروع می شوند.شایع بودن اختلال پانیک در اواخر جوانی تا اواسط دهه سوم عمر ،شروع اولین اپیزود اختلال اضطراب اجتماعی در اواسط جوانی وشیوع اختلال وسواسی-جبری بین سنین ۲۰ تا ۲۹ سالگی نشان می دهد که تعداد زیادی از زنان از اختلالات اضطرابی رنج می برند که ممکن است هم زمان بااختلالات اضطرابی ،بارداری را نیز تجربه نمایند.حاملگی زمان تغییر وسازگاری فیزیولوژیک وروانی است.حاملگی موقعیتی جدید ومنحصر به فرد است که مادر به شکل خاصی آن را تجربه می کنند.در گذشته تصور می شدکه زنان باردار درمعرض خطر کمتری برای ابتلا به اختلالات اضطرابی هستند،اما تحقیقات جدید اثرات متفاوت بارداری ودوره پس از زایمان را روی اختلالات اضطرابی نشان داده اند .گرچه بیش تر بارداری ها خواسته است ،اما به هر صورت برای خیلی از زنان بارداری با استرس های اجتماعی وفیزیولوژیک همراه است.گرچه ممکن است علایم اختلالات اضطرابی در بعضی زنان درحین تجربه بارداری کاهش پیداکند،اما آن چه مشخص شده است این است که علایم بیماری اضطراب در عمده زنان ادامه پیدا می کند لذا دوره پس از زایمان عموما با تداوم علایم یا حتی افزایش علایم اختلالات اضطرابی همراه می باشد.هرچند محققین زیادی درمورد اضطراب مادران باردار تحقیق نموده اند ،اما به نتایج یکسانی دست نیافته اند.بعضی معتقدند سطح اضطراب در سه ماهه اول وسوم افزایش می یابد وبعد از تولد کاهش می یابد.بعضی نیز معتقدند در سه ماهه دوم کاهش ودر سه ماهه آخر افزایش می بیند.تحقیقات نشان می دهد بیشترین اضطراب در سه ماهه سوم بارداری و۳ روز پس از تولد دیده می شود.بی شک افزایش سطح اضطراب تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله ازدواج ناخواسته،سطح اقتصادی اجتماعی پایین ،بیکاری وارتباطات ضعیف خانوادگی قرار می گیرد.نیازهای نوزاد ،خستگی مادر ،محرومیت از خواب ،مشکلات جسمی ،دردهای پس از زایمان،حسادت فرزندان بزرگ تر ویا حتی همسر می توانند حین ویا پس اززایمان سبب اضطراب منتشر ،اختلال پانیک،ترس مرضی وافکار وسواسی گردند(جنتی،خاکی،۱۳۸۹).
از جمله درمانهای اضطراب، فنون رفتاری شامل پسخوراندزیستی،آرمیدگی،مراقبه وورزشهای نفس گیراز جمله فنون رفتاری کنترل ومقابله با پاسخهای فیزیولوژیایی دربرابرموقعیت های تنش زارا می توان نام برد.رفتاردرمانی شناختی درپی شناساندن آن دسته از موقعیت های تنش زا است که در شخص نشانه های بیمارگون فیزیولوژی یا هیجانی ایجاد می کند وبرآن اساس تغییرشیوه های حل وفصل آن موقعیت ها را مدنظردارد(اتکینسون وهمکاران ۱۳۸۵).
ازجمله دیگر روش های درمانی اضطراب در زنان باردار، هیپنوتراپی است.هیپنوتیزم تکنیکی برای القاء حالت خاصی از هشیاری است.دراین حالت تمرکزبیماربه طورفزاینده برروی تصاویر،کارکردهای فکری-حرکتی وادراکات حسی تلقین شده ،متمرکز می شود.حافظه وآگاهی محدودشده یا گسترش یافته واجازه می دهد تا سفری به گذشته یا آینده کند.این حالت خلسه [۸]نامیده می شود(شیهان،۱۹۸۸ به نقل ازنصراصفهانی ،نوحه سرا،خادم الرضاوقهاری ،ص ۴۶ ،۱۳۹۰).
برخلاف حساسیت زدایی منظم می توان از هیپنوز برای ایجاد سریع آرمیدگی جسمی بدون عبور از مراحل تدریجی آرمیدگی وتصویرسازی استفاده کرد.القای خودهیپنوتیزم به سرعت قابل اجرا است وبرخلاف حساسیت زدایی منظم همراهی آرمیدگی با یک محرک ترسناک نیازمند رعایت سلسله مراتب خاصی نیست اغلب شیوه های هیپنوتراپی اختلالات اضطرابی با بکارگیری توامان آرمیدگی جسمی وتصویرسازی،رهنمودهای بازسازی شناختی وآرمیدگی جسمی را در هم می آمیزند،در هیپنوتراپی نیز هماننددرمان اختلالات اضطرابی به روش حساسیت زدایی منظم یا آرمیدگی عضلانی پیشرونده،درمانگر ضمن آموزش بیمار جهت حفظ حس فیزیکی آرامش(به کمک تجسم شناور بودن)محرک اضطراب آور را برای بیمار تصویر سازی می کند، به جای دستور مستقیم شل کردن عضلات،تعلیم آرمیدگی باید شامل تصویری باشد که به خودی خود کاهش تنش راتداعی کند مثل تجسم شناور بودن یا سبکی.عبارات ودستورات مستقیم که اصطلاحات شناختی ترمحسوب می شوند،در واقع به دلیل جلب توجه بیمار به اجرای مناسب دستورات، ممکن است اضطراب بیشتری را موجب شوند.درحالیکه همراهی تلقینات با یک استعاره جسمی معمولا موجب کاهش تنش می گردد(هربرت اشپیگل[۹]ودیوید اشپیگل[۱۰]ومارسیا گرین لیف[۱۱] ۲۰۰۵)
درپژوهش خورسندی (۱۳۸۷)با عنوان تاثیر تن آرامی برکاهش ترس وانجام زایمان طبیعی در زنان نخست زا نتایج نشان داد که زنان نخست زایی که تحت آموزش تن آرامی قرار گرفتند،نمره ترس پایین تری نسبت به گروه شاهد داشتند،نتایج تحقیق اهمیت آموزش مهارت تن آرامی را درکاهش ترس زایمان وافزایش زایمان طبیعی تایید می نماید.
همچنین در پژوهش متولی (۱۳۸۱)با عنوان بررسی تاثیر نمایش فیلم زایمان بر اضطراب مادران نخست حامله وطول مرحله دوم زایمان آنان در بیمارستانهای شهرستان سنندج،نتایج نشان می دهد که نمایش فیلم تاثیر معنی داری بر کاهش اضطراب مادران نخست حامله وطول مرحله دوم زایمان آنان نداشت وتاثیر اضطراب پنهان مادران بر اختلاف اضطراب بدو ورود به تحقیق ویک هفته پس از آن نیز معنی دار نگردید.همچنین بین وزن ،دور سر نوزاد وطول مرحله اول زایمان مادران با طول مرحله دوم زایمان آنان همبستگی معنی دار ،مشاهده نشد.
درپژوهش شهیدی وابهری (۱۳۷۵) با عنوان هیپنوتراپی اختلالات اضطرابی نتایج پژوهش نشان داد،به دلیل امکان دست یابی به تن آرامی بیشتر ،آرامش عمیقتر ودرواقع کنترل مناسب تر ارتباط تن وروان هیپنوتراپی می تواند جایگاه ویژه ای در مداوای این اختلالات داشته باشد.
همچنین در پژوهش ایریناهیدویکی[۱۲]وبارباراکارسینون [۱۳] (۲۰۱۳)با عنوان تاثیر هیپنوتیزم بر درمان بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی ،هیپنوتیزم نقش مهمی در درمان اختلالات اضطرابی دارد .نتایج به دست آمده نشان داد که هردونوع دخالت مبنی بر روش های شناختی-رفتاری واستفاده از هیپنوتیزم بالینی به همراه درمان شناختی رفتاری منتهی به کاهش اضطراب وکاهش درجه افسردگی وکاهش درجه خلق منفی در گروه های آزمایشی شدواینکه مداخلات درمانی موثرتر از عدم مداخله می باشدوهمچنین گروهی که هم تحت مداخلات هیپنوتیزم درمانی وهم مداخلات درمانی شناختی-رفتاری قرارگرفتند،تاثیرقابل توجه قوی از درمان را نشان دادندکه کاهش معنی دار نشانه های اختلالات اضطرابی را به همراه داشت.این کاهش اضطراب،افسردگی وسطح خلق ناکارآمدبه طور آماری اختلاف معنی داری در مقایسه با گروه شاهد داشت.وبه طور کلی یافته های آنها نشان می دهد که درمان ترکیبی شناختی-رفتاری به همراه هیپنوتیزم درمانی بسیار مقرون به صرفه در درمان اختلالات اضطرابی است.
احساس درد ومحنت به ادراکات فردی اشخاص مربوط می گردند وهرکس به صورتی نسبت به این پدیده ها عکس العمل نشان می دهددرسال ۱۸۹۶فون فری نظریه ای را ارائه دادکه ادعامی کرد در زیرپوست ،انتهای آزادگیرنده های حس درد قرار دارند واینچنین بود که تئوری اختصاصی حس درد به وجود آمدوهمزمان با نظریه اختصاصی ادراک درد نظریه دیگری هم مطرح گردیدکه بر اساس آن ادراک درد درنتیجه تجمع وتمرکز ادراکات متعددی به وجود می آید که پس از اینکه این جمع بندی یا نتیجه گیری نهایی به مرحله خاصی رسید ادراک درد حاصل می شود این نظریه تنها به ادراکات محیطی بسنده نکرده بلکه سیستم عصبی مرکزی را هم در این جمع بندی یا نتیجه گیری موثر دانسته است، درسال ۱۹۶۵،ملزاک ووال یک نظریه دوقسمتی جدید را ارائه دادندکه به نام تئوری کنترل دروازه معروف شد پس از اینکه یک محرک برقسمتی از بدن تاثیرگذاشت ،براساس نظریه کنترل دروازه ای ادراکات حاصل از طریق دونوع سلول عصبی که درراه های حسی نخاع شرکت دارند به قسمتهای بالا منتقل می شوند.یکی از این دو سیستم عمدتا آگاهی دهنده بوده واطلاعاتی درباره محل درد وشدت درد به مراکز بالاتر منتقل می سازد وبه این تشکیلات سیستم ممیز درد هم گفته می شود.سیستم دیگرعمدتا به ساختارهای نزدیک مغزمربوط بوده وبا مفاهیمی مانند انگیزه وعاطفه مربوط است وسیستم انگیزشی –عاطفی نامیده می شوداین سیستم بیشتر به درک رنج وعذاب می پردازد تادرد.عوامل دیگری هم مانند ترس واضطراب وجود دارد که می توانند برروی احساس درداثربگذارند( به نقل ازژوزفین هیلگارد[۱۴]وارنست هیلگارد[۱۵]،ترجمه جمالیان،۱۳۷۵).
درد زایمان وترس از آن از شایعترین عللی است که منجر به فرار وترس زنان اززایمان طبیعی میشود.لاو[۱۶](۲۰۰۲)دریک بررسی هنرمندانه بر این نکته تاکید کردکه احساس درد لیبر(روندی که کودک از طریق آن به طور طبیعی اتفاق می افتد لیبر نامیده می شود) ،بازتابی کاملا فردی از محرکهایی متغیراست که هریک از زنان بر اساس وضعیت خود، آنهارابه صورت منحصر به فرد دریافت و تفسیر می کنند.ترس ومسایل ناشناخته سبب تشدید درد می شوند.زنانی که عاری از ترس هستند وبه افرادی که مراقبت ازآنان را عهده دارهستند اعتماد دارند ،معمولا به مقادیر کمتر آنالژزی نیازپیدا می کنند(به نقل ازکانینگهم[۱۷]،هوث،لونو،گیلسترپ،بلوم،ونستروم ترجمه قاضی جهانی،۲۰۰۵).
مرحله اول لیبر همان مرحله افاسمان (نازکی دهانه رحم) ودیلاتاسیون سرویکس(بازشدن دهانه رحم) است وهنگامی آغاز می شود که انقباضات رحمی که فاصله زیادی با هم دارند واز تعداد،شدت ومدت کافی برخوردارهستند،برای ایجاد افاسمان درسرویکس وارد عمل می شوند.این مرحله لیبر هنگامی پایان می پذیرد که برای عبور سر جنین ،سرویکس به طور کامل حدود ۱۰سانتی متر متسع شده است.مرحله دوم لیبر که از کامل شدن دیلاتاسیون سرویکس آغاز وبا زایمان جنین خاتمه می پذیرد ومرحله سوم لیبر همان مرحله جدا شدن وخارج شدن جفت است. احساس درد لیبر ،بازتابی کاملا فردی از محرکهایی متغیر است که هریک از زنان بر اساس وضعیت خود آنها را به صورت منحصر به فرد دریافت وتفسیر می کنند.شرایط و وضعیتهای احساسی ،انگیزشی،شناختی ،اجتماعی و فرهنگی این محرکها را تعدیل می کنند.در نتیجه انتخاب یکی از روش های موجود از میان انواع روش های تخفیف درد وانتخاب روش بر اساس ویژگیهای هر فرد،روش مطلوبی محسوب می شود.روش های غیر فارماکولوژیک (غیر دارویی) کنترل درد: ترس ومسایل ناشناخته سبب تشدید درد می شوند.زنانی که عاری از ترس هستندوبه افرادی که مراقبت از آنان را عهده دار هستند اعتماد دارندمعمولا به مقادیر کمتر بیدردی نیاز پیدا می کنند.شدت درد در مرحله لیبر تا حد زیادی با تنش احساسی ارتباط دارد.بهتر است به زنان در مورد فیزیولوژی وضع حمل وانواع روش های بیمارستانی که قرار است در طی لیبر وزایمان تحت این اعمال قرار گیرند،آگاهی کاملی داده شود.متعاقبا لاماز ،روش سایکوپروفیلاکتیک خود را توصیف کرد که در آن بر روند زایمان به عنوان یک روند فیزیولوژیک طبیعی تاکید می شود.با آموزش تنفس آرام به زنان حامله وتکنیکهای حمایت فیزیولوژیک به همراه لیبر ،اغلب می توان به کاهش درد کمک کرد.هنگامی که زنان با انگیزه برای زایمان آماده می شوند،دیده می شود که درد واضطراب در طی لیبر به میزان قابل توجهی کاهش می یابد ولیبر کوتاهتر می شود.علاوه بر این حضور حمایتگر شوهر یا یکی دیگر از اعضای خانواده ،حضور همراهان هوشیار لیبر وحضور متخصص هوشمند زنان که حمایت از زن را سر لوحه کار خود قرار می دهد همگی کمک قابل توجهی به روند کار می کنند،تنس وزایمان درآب نیز از موارددیگر بیدردی های غیر دارویی است.(روش های دارویی کنترل درد):هنگامی که انقباضات رحم ودیلاتاسیون سرویکس (باز شدن دهانه رحم) سبب ایجاد ناراحتی می شوند،تسکین درد با یکی از داروهای آرام بخش مانند پرومتازین با تجویز پزشک متخصص می تواندروش مناسبی باشدکه به داروهای تزریقی مانند مپریدین ،بوتورفانول،فنتانیل،ونالوکسان می توان اشاره نمود.گاز اکسید نیتروکه مخلوطی از ۵۰درصد اکسیژن و۵۰درصد اکسید نیترواست در بسیاری از زنان بیدردی رضایت بخشی را در جریان لیبر فراهم می کند.از بیمار
مطلب دیگر :
پایان نامه با موضوع پایان نامه ها درباره رویه عملی در شکایت از عملیات اجرایی
می خواهیم نفسهای عمیق وآهسته بکشد،به وی می گوییم۳۰ ثانیه قبل از انقباض قابل انتظار بعدی شروع به دم کندوهنگامی که انقباض شروع به پسرفت کرد ،به تنفس خاتمه بدهد.از انواع بلوکهای عصبی که برای کاهش درد در جریان لیبروزایمان ابداع شده اند وآنالژزیکهای منطقه ای می توان به بیحسی اپیدورال (بلوک نخاعی ساب آراکنوئید با تزریق ماده بی حسی به فضای آن)اشاره نمود(کانینگهم وهمکاران ،ترجمه قاضی جهانی، ۲۰۰۵).
استفاده از هیپنوز در مامایی وجراحی جدید نیست وبیش از یک قرن مسمریسم یا هیپنوتیزم یکی از تکنیکهای اصلی برای کنترل درد زایمان بوده است.از امتیازات استفاده از هیپنوز در مامایی : ترس مادر قبل از زایمان ودرد قبل ودر طی لیبر را کاهش می دهد،آستانه تحمل درد مادر را بالا می برد،استفاده از داروهای شیمیایی وبیدردی ها را در گروه هایی که قابلیت هیپنوتیزم پذیری خوبی دارند کاهش می دهدواینکه مرحله اول زایمان را در زنان نخست زا ۳ ساعت و در مولتی پارها ۲ ساعت کاهش می دهدو اینکه هیچ خطری برای مادر وبچه ندارد(اس کروجر[۱۸]،۲۰۰۸).
از تعاریف رایج هیپنوتیزم،حالتی است که در نتیجه توجه وپذیرش متمرکز ایجاد می شود وطی آن به درجات مختلف سه نما وحالت ،همزمان باید وجود داشته باشد:۱-تجزیه یا انتزاع۲-جذب۳-تلقین پذیری .مدیریت بخش روانشناسی هیپنوتیزم انجمن روانشناسی امریکا ضمن تلاش برای نداشتن سوگیری ،هیپنوتیزم را چنین تعریف می کند:روشی است که طی آن تغییراتی در حواس ،ادراک ،افکار،احساسات یا رفتار القا وایجاد می شود(هاموند[۱۹] ،۱۹۹۸ترجمه فاضل۱۳۸۸).
دریک کار تحقیقاتی که توسط آگوست وهمکارانش در سال ۲۰۰۹ به چاپ رسید ۲۹۵ مورد زایمان بدون درد باروش های مختلف هیپنوزاداره گردید.۹۴ درصد زایمان ها فقط با روش هیپنوز،بدون درد وموفقیت به انجام رسید(به نقل از آگاه،۸۹).
ودر پژوهش هاریسون [۲۰] وهمکاران(۲۰۰۹)با عنوان اثربخشی هیپنوتیزم برکاهش درد در طی لیبر وزایمان در زنان باردار ایرانی،که درآن ۶ نفر زن باردار جهت آموزش خودهیپنوتیزم برای زایمان انتخاب شدندونتایج با بهره گرفتن از روش کلایزی مورد بررسی قرار گرفت وزنان احساسات خود را در مورد نتایج هیپنوتیزم به این صورت شرح دادند:یک حس آرامش وشلی،حس اعتماد به نفس،واحساس رضایت وتغییر در احساس درد به صورت فشار کاهش ترس از زایمان طبیعی،عدم خستگی وعدم اضطراب.آنها همچنین افزایش تمرکز بر عضله رحم وسرویکس ،آگاهی از تمام مراحل لیبر وداشتن افکار مثبت را شرح دادندوزایمان نسبت به تجارب قبلی آنها بسیار رضایت بخش بود.امید است این تحقیق بتواند گامی روشن در جهت حمایت از زایمان به روش طبیعی وتشویق مادران وکاهش ترس واضطراب آنان از زایمان طبیعی و درد زایمان، باشد
بیان مسأله
تولد کودک شامل دوره شروع انقباضات منظم رحمی تا خروج جفت است. روندی که تولد کودک از طریق آن به طور طبیعی اتفاق می افتد،لیبر نامیده می شود.احساس درد لیبر ،بازتابی کاملا فردی از محرکهایی متغیر است که هریک از زنان بر اساس وضعیت خود آنها را به صورت منحصر به فرد دریافت وتفسیرمی کنند.شرایط و وضعیتهای احساسی ،انگیزشی،شناختی ،اجتماعی و فرهنگی این محرکها را تعدیل می کنند .همانطور که اشاره شددرد زایمان وترس از آن از شایعترین عللی است که منجر به فرار وترس زنان اززایمان طبیعی میشود(کانینگهم وهمکاران ،ترجمه قاضی جهانی، ۲۰۰۵).
باتوجه به مزایای زایمان طبیعی که میتوان به موارد زیر اشاره نمود
| فوایدپزشکی:ا- پیشگیری از خطر مرگ :احتمالاً بزرگترین فایدهی زایمان طبیعی ،کاهش مرگ مادر است .زیرا جراحی سزارین مانند تما جراحیها دارای خطر مرگ ناشی از عوامل بیهوشی گزارش شده است که نسبت مرگ و میر پری ناتال زنان درسزارین، ۷ برابر زایمان نرمال است.۲- پیشگیری از خطر عفونت : در واقع شایعترین انواع عفونت پس از جراحی سزارین، عفونت رحم و عفونت محل زخم جراحی و عفونت مثانه است ولی در زایمان طبیعی عفونت رحم به ندرت دیده می شود .۳ – پیشگیری از « از دست دادن خون » :به طور متوسط، خونی که در زایمان طبیعی از دست میرود حدود ۷۰۰-۵۰۰ میلیلیتر است و در مقابل خونی که در سزارین انتخابی از دست میرود حدود ۱۰۰۰ میلی لیتر است. ۴– پیشگیری از آسیب دیدن دستگاه ادراری : در زایمان طبیعی احتمال آسیب دیدن به مثانه بسیارکم است . ۵ – پیشگیری از آسیب دیدن روده: انسداد روده ، عارضه جانبی شایع هر جراحی است که برای مجاری دستگاه گوارش مشکل ساز است زیرا در این وضعیت حرکت رودهها کند و و یا در موارد نادر متوقف شده و محتویات روده داخل آن باقی میماند.۶ – پیشگیری از لخته شدن خون در پاها: ترومبوفلبیت حالتی است که در آن خون داخل سیاهرگ لخته میشود و معمولترین محل تشکیل لخته، سیاهرگهای پا است . خطر ایجاد ترومبوفلبیت پس ازجراحی سزارین ، ده برابر زایمان طبیعی است . ۷– پیشگیری از هیسترکتومی( برداشتن رحم ):سزارین قبلی در برخی موارد در حاملگیهای بعدی با پلاسنتاپرویا[۲۱] ویااکرتا[۲۲] همراه میشود . پلاسنتاپرویا (جفت سرراهی) حالتی است که در آن جفت در قسمت پایین رحم جایگزین میشود و مانع عبور نوزاد وزایمان طبیعی میشود . در پلانستااکرتا جفت به عمق دیوارههای رحم نفوذ میکند و پس از تولد نوزاد نیز به خودی خود خارج نمیشود، بنابراین در برخی موارد مجبور به درآوردن رحم می شوند وفواید روانی زایمان طبیعی : ۱ – احساس خوشایند از توانایی در زایمان طبیعی۲ – احساس مشارکت در زایمان و درک نحوه تولد نوزاد ۳– احساس تسلط و حاکم بودن بر اتفاقات حین زایمان ۴– احساس برقراری ارتباط فوری و پیوند احساسی با نوزاد پس از وضع حمل۵ – احساس رضایت از پذیرفتن مسؤولیت های مادرانه و مراقبت از نوزاد وفواید زایمان طبیعی برای نوزاد : ۱- از آنجا که فواید تغذیه طبیعی با شیر مادر مورد توجه است سزارین برای مادرانی که مایلند نوزادانشان را با شیر خود تغذیه کنند، مشکل ساز خواهد شد . اغلب زنانی که زایمان طبیعی میکنند بلافاصله پس از تولد نوزاد تغذیه با شیر خود را آغاز میکنند و شیردهی در زنانی که سزارین میشوند با تاخیرآغاز می گردد. ۲ – با این که در زمینه خطرات جراحی سزارین،بحث بیشتری روی عوارض جانبی سوء بر روی مادرمتمرکزشده است قطعاً برای نوزاد نیز بیخطر نیست شاید بتوان گفت: خطرناکترین عارضه جانبی جراحی سزارین برای نوزاد، نارسی است، اصطلاح نارسی عموماً برای شرح دادن وضعیت نوزادی به کار میرود که به دلیل انتخاب زمان نادرست زمان سزارین، نارس به دنیا آمده است . مشخص شده است که نوزادانی که به روش سزارین انتخابی به دنیا میآیند به میزان چشمگیری در معرض خطر ابتلا به سندرم دیسترس تنفسی هستند . ۳ – هنوز هم در اغلب بیمارستانها برای جراحی سزارین بیهوشی عمومی صورت میگیرد و متاسفانه داروی به کار رفته برای بیهوشی مادر از طریق جفت به بدن نوزاد میرسد . در این صورت گاهی نوزاد لمس و فاقد واکنشهای لازم به دنیا میآید . ۴- یکی دیگر از عوارضی که به نظر میآید بر اثر سزارین در نوزاد بروز کند فقدان ایجاد فشار بر روی دستگاه تنفسی است در این حالت تخلیهی مایع از اعماق ریه نوزاد ،به طور کامل صورت نمیگیرد. به همین دلیل بروز مشکلات تنفسی در نوزادانی که به روش سزارین به دنیا آمده اند در مقایسه با زایمان طبیعی بیشتراست (فام،بروس.ترجمه جعفری،۱۳۷۸) .وعوارض سزارین:درکل میزان مرگ ومیرمادردرسزارین، ۲برابرزایمان واژینال است.درگذشته،آسپیراسیون ،عفونت وخون ریزی شایعترین علل مرگ ومیرمادران متعاقب عمل جراحی بوده است اما با پیشرفت تکنیک وتمهیدات پیشگیرانه ازشیوع آن بسیارکاسته شده ودرحال حاضرشایعترین علت مرگ و میرمادران متعاقب عمل جراحی،حوادث ترومبوآمبولی درراس آنهاآمبولی ریوی است.عوارض مادری را می توان به دوگروه زودرس ودیررس تقسیم نمود.درحدود۲۵ %بیماران دچارعوارض زودرس همچون تب با علت نامشخص ،اندومتریت،عفونت محل زخم،خون ریزی،آسپیراسیون،عفونت ادراری وترومبوفیلیت می شوند.عوارض اصلی دیررس عبارتند ازبازشدن محل بخیه وانسدادروده دراثرچسبندگی که هردودرسزارین شایع هستند(قره خانی وساداتیان، ۱۳۸۱). |
همچنین ،با توجه به اشتیاق مادران باردار برای استفاده از روش های بیدردی به صورت غیردارویی ،وعلاقه برای ایجادشرایطی مطلوب جهت انجام زایمان طبیعی وکاهش ترس واضطراب مادران از زایشگاه وزایمان طبیعی،وهمچنین مزایای زایمان طبیعی که به آن اشاره گردید وعوارض سزارین ، وهمچنین با توجه به اینکه سالیانه ۶۵۱هزار کودک ایرانی به روش سزارین در کشور به دنیا می آیندوبر اساس برآوردهای جمعیتی مرکز آمارایران در سال ۸۹،بالغ بریک میلیون و۸۲هزارکودک در کشور متولد می شوندکه بیش از ۶۰درصدیا۶۵۰هزارنفرازمادران آنها روش سزارین را برای تولد کودکانشان انتخاب می کنند واینکه آمار سزارین درکشور ۳ برابراستانداردهای جهانی است واز دلایل عمده فرار زنان ایرانی از روش طبیعی زایمان وروی آوردن به سزارین ،ناشی از دردهای زایمان طبیعی است (امیری فراهانی،عباسی شوازی،۱۳۹۱).
ملاکهای تشخیصی O C D. 20
اختلال های همایند با اختلال OCD. 23
زیرطبقات علائم اختلال وسواس فکری- عملی ۲۵
اهمیت افکار در وسواس فکری- عملی ۲۹
کنترل افکار در وسواس فکری- عملی ۳۱
نظریه های پیرامون تبیین اختلال وسواس فکری– عملی. ۳۳
درمان اختلال وسواس فکری- عملی ۴۴
کمال گرایی. ۴۸
عوامل مؤثر شکل گیری در کمال گرایی. ۵۰
تداوم کمال گرایی ۵۳
ابعاد کمال گرایی ۵۴
نظریه های کمال گرایی ۶۰
نقش کمال گرایی در بروز اختلالات روانی ۶۴
کمال گرایی و همایندی بالینی ۶۶
عدم تحمل بلاتکلیفی. ۷۰
عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی. ۷۱
عدم تحمل بلاتکلیفی و عقاید مثبت در مورد نگرانی. ۷۳
عدم تحمل بلاتکلیفی و جهت گیری منفی به مشکلات. ۷۵
عدم تحمل بلاتکلیفی و اجتناب شناختی. ۷۶
ارتباط بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب فراگیر ۷۶
عدم تحمل بلاتکلیفی و اختلال وسواس فکری-عملی. ۷۸
پیشینه تجربی و سابقه پژوهش در ایران ۷۹
پیشینه تجربی و سابقه پژوهش در خارج از کشور. ۸۰
خلاصه فصل. ۸۱
فصل سوم. فرایند روش شناسی پژوهش۸۲
مقدمه ۸۳
نوع پژوهش ۸۳
جامعه آماری. ۸۳
روش نمونه گیری و حجم نمونه ۸۳
ملاک های ورود و خروج بیماران به پژوهش. ۸۴
ابزارهای پژوهش ۸۴
الف) مصاحبه بالینی ساختار یافته برای تشخیص اختلالات محور یک (SCID ) ۸۴
ب) پرسشنامه کمال گرایی چند بعدی تهران. ۸۵
ج) مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی. ۸۶
روش جمع آوری داده ها. ۸۶
روش تجزیه و تحلیل داده ها. ۸۷
فصل چهارم. یافته های پژوهش.۸۸
یافته های توصیفی. ۹۰
آمار استنباطی. ۹۱
بررسی فرضیه های پژوهش. ۹۳
فصل پنجم. بحث و نتیجه گیری۹۵
مقدمه. ۹۶
بحث در مورد یافته ها. ۹۶
محدودیت های پژوهش. ۹۹
پیشنهادات. ۱۰۰
منابع فارسی. ۱۰۱
پیوست ۱۰۸
مقدمه
در دنیای پیچیده امروز، انسان با مسائل و مشکلات زیادی روبروست. مسائلی از قبیل فقر، بی خانمانی، بیکاری، نابسامانیهای اجتماعی و جنگ، تغییرات سریع اجتماعی و فشارهای زندگی مدرن، تنهایی و محرومیتهای شخصی و فقدان منابع حمایتی، بیماریهای درمان ناپذیر و غیره.انسان می باید برای زندگی و بقای خود با این مسائل بستیزد و خود را در معرض مخاطرات بسیار قرار دهد.
از بین همه این خطرات بروز مشکلات روانشناختی یکی از چالشهای عهده انسان در عصر نوین است. در این میان اختلال وسواس فکری-عملی بدلیل ایجاد مشکلات عدیده در زمینه های شغلی، خانوادگی، اجتماعی و غیره موجب نارحتی و پریشانی مبتلایان به این اختلال و نیز خانوادههای آنان می شود. اختلالات اضطرابی و وسواس اختلالات شایعی هستند که سالانه هزینه های زیادی را برای افراد و جامعه تحمیل میکنند. از این رو تشخیص و توصیف این اختلالات مهم بوده و وجود یک نظام طبقه بندی مناسب می تواند راهنمای خوبی برای درمان و تحقیق باشد. یکی از پرکاربردترین نظامهای طبقه بندی برای اختلالات اضطرابی، چهارمین ویرایش راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی ( DSM-IV-TR)[1] است. نظام طبقه بندی اختلالات روانی به روانشناسان امکان پیش بینی اختلالات را میدهد و مشخص می کند که احتمال وقوع هر اختلال چقدر است و چه کسانی بیشتر مستعد اختلال هستند (سانتراک[۲]، ۲۰۰۳).
افکار و اعمال وسواسی نخستین بار در منابع پزشکی اوائل قرن نوزدهم توصیف شد این افکار و اعمال وسواسی تظاهر غیرعادی ملانکولی[۳] تصور میشد. در شروع قرن بیستم با پیدایش روانکاوی، تمرکز بر توضیحات روانشناختی مبتنی بر تعارضهای ناخود آگاه تغییر جهت داد، اما این کار راهبردی مفید برای درمان نبود راهبرد بعدی نظریه یادگیری در مورد [۴]OCDبه پیدایش درمانهای رفتاری مؤثر در دههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ انجامید. وسواس فکری-عملی (OCD) با افکار، تکانهها یا تصورات عودکننده مزاحم و مداومی که منجر به اضطراب میشوند و نیز رفتارهای تکراری و اعمال ذهنی که فرد به قصد رهایی از ناراحتی و پریشانی مجبور به انجام انهاست مثل شستن دست، ترتیب و دسته بندی اشیاء، شمارش کلمات و اعداد خاص شناخته میشود (انجمن روانپزشکی آمریکا[۵]، ۲۰۰۰).
وسواسهای فکری و عملی که مشخصه OCD هستند زندگی را بسیار مختل کرده و فرد را در چرخه فکر و رفتار ناراحت کننده و اضطراب آور گرفتار میسازند. نشانه های OCD وقت گیر، غیرمنطقی و پریشان کننده هستند و فرد نومیدانه آرزوی متوقف کردن آنها را دارد در مجموع به نظر میرسد که نشانه های OCD چهار بعد عمده دارند:
مطلب دیگر :
بایگانیهای آموزشی - دانلود متن کامل فایل های پایان نامه ارشد
وسواس های فکری مرتبط با وسواس های عملی وارسی کردن، نیاز به داشتن تناسب و منظم چیدن چیزها، وسواس های فکری درباره ی پاکیزه گی مرتبط با وسواس های عملی شستن و رفتارهای مرتبط با احتکار (هالجین[۶] و ویتبورن[۷]، ۲۰۰۳). بیمار مبتلا به وسواس فکری-عملی ممکن است فقط وسواس فکری، فقط وسواس عملی و یا هر دوی آنها را باهم داشته باشد. بر خلاف وسواس فکری که یک فرایند ذهنی است، وسواس عملی نوعی رفتار است. اجبارها، رفتاری آگاهانه، استاندارد و عودکننده است، نظیر شمارش، وارسی و اجتناب (کاپلان و سادوک[۸]، ۲۰۰۷).
اگرچه دلایل ابتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و تداوم آن تا حد زیادی ناشناخته است اما در دهههای اخیر، دانش بشر درباره علت شناسی اختلال مذکور پیشرفت نموده است. از جمله عوامل شناختی خاصی که در سبب شناسی اختلال وسواس فکری-عملی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است سازه شناختی عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی میباشد(استارسیویچ و بیرلی[۹]، ۲۰۰۶). که در پژوهش جاضر به مقایسه این دو متغیر در افراد مبتلا به وسواسی- اجباری و افراد عادی پرداخته می شود.
بیان مسئله
بسیاری از افراد گاهگاه افکار ناخواسته ای دارند و خیلیها نیز بعضی وقتها این اشتیاق را دارند که به گونهای رفتار کنند که شرم آور یا حتی خطرناک است. اما فقط عده اندکی هستند که به اختلال وسواس فکری-عملی دچار میشوند. شناخت آن دسته از اختلالات روانی که تحت عنوان اختلالات اضطرابی معرفی میشوند، توجه بسیاری از روانشناسان و روانپزشکان و پژوهندگان را به خود جلب کرده است.گفته میشود این اختلالات طی تاریخ بشر همواره وجود داشته است و امروزه نسبت قابل ملاحظه ای از روان نژندی ها (نوروزها) را به خود اختصاص داده اند. اختلال وسواس فکری-عملی[۱۰] که به اختصار OCD خوانده میشود، یکی از مقولات تشخیصی اختلالات اضطرابی میباشد. در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( (DSM-IV-TR[11]ویژگی اصلی این اختلال عبارتند از وسواس های فکری یا عملی عود کننده که به دلیل شدید بودن وقت گیر هستند و به پریشانی آشکار و یا اختلال عمده منجر میشوند. حداقل در زمانی از سیر این بیماری فرد میداند که وسواس ها یا اجبارهای مذکور، افراطی یا نامعقول اند. علاوه بر این، محتوای وسواس های فکری یا عملی محدود به دیگر اختلالات روانی و یا ناشی از اثرات فیزیولوژیک مستقیم مواد مانند مصرف دارو یا یک بیماری جسمانی نیست. همچنین درDSM-IV-TR، وسواس ها به عنوان عقاید، افکار یا تکانه ها یا تصاویری که به صورت مزاحم و بیجا تجربه میشوند و با اضطراب و آشفتگی همراه هستند، تعریف شده است. از طرفی، اجبارها در DSM-IV-TR به عنوان اعمال ذهنی، یا رفتارهایی با هدف جلوگیری یا کاهش اضطراب و آشفتگی، تعریف شده است. از لحاظ تشخیصی مهم است که اجبارها برای فرد لذت بخش نیستند. آنها اغلب رفتارهای قابل مشاهده و بیرونی هستند، اما همچنین میتوانند به عنوان اعمال شناختی درونی (افکار تشریفاتی) نیز باشند(نلسون[۱۲]،۲۰۰۴).
اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یک اختلال اضطرابی است که در آن، ذهن فرد از افکار مهار نشدنی و پایدار لبریز شده و فرد را مجبور به تکرار مجدد اعمال مشخص می کند که سبب درماندگی و اختلال در کارکرد روزانه اش میشود (دیویسون و کرینگ، ۲۰۰۴).
به عبارت دیگر، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) اختلال شدید و مزمنی است که به وسیله وسواسها و اجبارها یا هردوی آنها مشخص میشود، شیوع این اختلال در طول زندگی بین ۱-۲ درصد جمعیت برآورد شده و در میان زنان بیشتر از مردان شایع است (انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰).
وسواس فکری[۱۳] عبارت است از فکر، احساس، اندیشه یا حسی عودکننده و مزاحم. برخلاف وسواس فکری که یک فرایند ذهنی است، وسواس عملی[۱۴] نوعی رفتار است. اجبارها، رفتاری آگاهانه، استاندارد و عودکننده است نظیر شمارش، وارسی یا اجتناب. بیمار مبتلا به OCD از غیرمنطقی بودن وسواس هایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را «خود ناهمخوان»[۱۵] مییابد (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۷).
هرچند عمل وسواسی ممکن است در تلاش برای کاستن از اضطراب همراه با وسواس فکری انجام میشود، همیشه به کم شدن اضطراب منجر نمیگردد. ممکن است پس از کامل شدن انجام عمل وسواسی، اضطراب فرقی نکرده باشد و یا حتی بیشتر شده باشد. وقتی فرد در مقابل انجام وسواس عملی، مقاومت به خرج میدهد، نیز اضطراب افزایش مییابد. شایع ترین وسواس های عملی، عبارتند از: تکرار یک رفتار خاص مانند شستن و تمیز کردن، شمردن، منظم چیدن چیزها، وارسی کردن یا درخواست خاطر جمعی. شروع زود هنگام آن در مردان رایج تر و با وسواس های عملی مرتبط به وارسی همراه است. شروع دیرهنگام آن در زنان شایع تر است و به صورت وسواس در شستشو ظهور می کند (هالجین و ویتبورن، ۲۰۰۳).
اگرچه دلایل ابتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و تداوم آن تا حد زیادی ناشناخته است اما اکثر پژوهشها معتقدند که تمام اختلالات اضطرابی دارای سطوحی از هیجان پذیری منفی یا روان رنجوری هستند (استارسیویچ و بیرلی[۱۶]، ۲۰۰۶)، و از جهتی دیگر عوامل شناختی خاص، مسئول گسترش اختلالات اضطرابی خاص هستند. مثالهایی از این عوامل خاص، عدم تحمل بلاتکلیفی و کمالگرایی در اختلال وسواس فکری عملی است. در نتیجه، از جمله حوزههایی که به نظر می رسد در درک درست تر از بیماران وسواس فکری-عملی یاریگر باشد، حوزه شناختی است. جریان فکر انسان همیشه از یک مسیر هدفمند، تکلیف محور و استدلالی پیروی نمی کند. برخلاف جهان طبیعی، جریان طبیعی فکر انسان مکرراً به وسیله فعالیتهای شناختی ناخواسته ای که در فکر مولد و عملکرد آن تداخل ایجاد می کند، مشخص میشود. نگرانیها، حواسپرتیها، سوگیریهای توجه، فراموشیهای حافظه، سرگردانی ذهن، رؤیا پردازیها، تمرکز خودمحور، نشخوارها، فکر وسواسی و.، نمونههایی از فرایندهای روانی هستند که تداخل شناختی ایجاد می کنند(کلارک[۱۷]، ۲۰۰۴).
این گونه افکار ناخوانده روانی نقش مهمی در بسیاری از وضعیتهای آسیب شناختی روانی ایفا می کنند. از جمله عوامل شناختی خاصی که در سبب شناسی اختلال وسواس فکری-عملی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است سازه شناختی عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی است (استارسیویچ و بیرلی، ۲۰۰۶).
در این راستا عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی سرشتی است که از مجموعه ای باورهای منفی درباره بلاتکلیفی و معنای ضمنی آن ناشی میشود. شیوه ای که فرد اطلاعات را در شرایط مبهم درک می کند و به این اطلاعات با مجموعه ای از واکنشهای شناختی، عاطفی و رفتاری پاسخ میدهد. این واکنشها منفی و مستقل از احتمال روی دادن واقعی آن موقعیتها و پیامدهای مرتبط با آن است. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی معتقد هستند که آنها نیاز دارند با قطعیت کامل بدانند که چیز بدی اتفاق نخواهد افتاد. بعضی دیگر هم معتقدند که آنها قادر به سازگاری با تغییرات غیرقابل پیش بین نیستند، و آنها دوست دارند که گفته شود به طور یقین تغییرات بدی رخ نخواهد داد. افرادی که به اختلال وسواس فکری-عملی مبتلا هستند معتقدند که اگر آنها کوشش زیادی به خرج بدهند و اعمال خاصی را با روش معینی اجرا کنند، میتوانند به قطعیت کامل برسند. در واقع این نوع طرز تلقی ها جزء سیاست و بینش آنها است. ولی واقعیت این است که کوشش زیاد برای حصول اطمینان، باعث شک و تردید بوده و درنتیجه فرد بیش از پیش دچار عدم قطعیت خواهد شد و بلاتکلیفی با توانایی فرد برای کارکرد مناسب تداخل می کند. برای مثال، افرادی که نمیتوانند بلاتکلیفی را تحمل کنند، باور دارند که بلاتکلیفی استرس آور و نارحت کننده است، بلاتکلیفی نسبت به آینده عادلانه نیست، رویدادهای غیرمنتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد(داگاس و رابی چاد[۱۸]، ۲۰۰۷).
از طرفی در تبیین عوامل مؤثر در بروز و تداوم نشانه های وسواسی- اجباری بر نقش عوامل شخصیتی به ویژه کمال گرایی تأکید شده است.کمال گرایی یعنی داشتن اهداف بلندپروازانه، جاه طلبانه، مبهم و غیرقابل وصول و همچنین داشتن تلاش افراطی برای رسیدن به اهداف. ویژگی اصلی و عمده افراد کمال گرا این است که آنها همه چیز را یا سیاه می دانند یا سفید.برای آنها به هیچ وجه حد وسط یا به اصطلاح خاکستری وجود ندارد. مشکل اساسی در این زمینه این است که افراد کمال گرا همیشه به دنبال بهترین و کامل ترین راه حل بوده و همیشه می خواهند که در استانداردهای بالا همه چیز را داشته باشند یا انجام بدهند، و اگر نتوانند به چنین استانداردهایی برسند خود را شکست خورده کامل میدانند. اگر چه وجود کمال گرایی می تواند تا حدی فرد را به جلو براند، اما کمال گرایی بیش از حد و به شکل منفی می تواند زمینه ساز اختلال وسواس فکری-عملی شود. بعضی از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی معتقدند که بهترین راه حل برای انجام دادن کارها و امور این است که آنها را به طور کامل و بدون عیب و نقص انجام داد و انجام دادن کارها لازم و ضروری است. حتی معتقدند که کوچکترین اشتباه و خطا نتایج جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. این افراد معتقدند که شکست در قسمتی از امور به معنی شکست کامل در آن امور است. این نوع باورها موجب می شوند که رفتار فرد تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر کند و او تبدیل به فردی غیرفعال و غیر خلاق شود. در نتیجه فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی ممکن است ساعتها از وقت خود را صرف انجام دادن کاری بکند، ولی به دلیل اینکه فکر می کند کار خود را باید به طور کامل و بدون نقص انجام بدهد هرگز به نتیجه دلخواه خودش نرسد و این چرخه همچنان ادامه داشته باشد. یعنی فرد وسواسی درگیر چرخه تلاش برای رسیدن به بهترین نتیجه و این فکر که من هنوز نتوانسته ام کارهایم را به نحو احسن انجام بدهم، میشود. به عنوان مثال، صرف کردن ساعتهای متمادی برای اصلاح کردن یک امر که فرد میداند درست است ولی فکر می کند به اندازه کافی خوب نیست باعث از دست دادن هدف واقعی و نهایی میشود (ویل و ویلسون[۱۹]، ۲۰۰۵).
البته ارتباط کمالگرایی با اختلال وسواس فکری-عملی هنوز کاملا روشن نشده است و یافته ها در این مورد متناقض هستند.سیکا (۲۰۰۴)نشان داده است که کمالگرایی اختلال وسواس فکری-عملی را از اختلال اضطراب فراگیر متمایز نمی کند. از سوی دیگر فراست و استکیتی (۱۹۹۷) نشان داده اند که کمالگرایی کلی بین گروههای اختلال وسواس فکری-عملی و اختلال وحشتزدگی تفاوتی ندارد (وو و کورتزی[۲۰]، ۲۰۰۹). همچنین در خلاصه بندی مطالعات مختلف، داگاس و همکاران(۲۰۰۴) ادعا کرده اند که عدم تحمل بلاتکلیفی بهترین پیش بینی کننده برای نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر در جمعیت هایی بالینی و غیربالینی است. با توجه به اینکه تحقیقات گذشته دو سازه کمال گرایی و عدم تحمل بلاتکلیفی را در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مورد بررسی قرار داده اند و پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه ضد و نقیض است. لذا عدم تحمل بلاتکلیفی و کمالگرایی مؤلفه های شناختی هستند که نقششان را باید در اختلال وسواس فکری-عملی مورد بررسی قرار داد. از این رو، سؤال اساسی این پژوهش این است که آیا بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و افراد عادی در زمینه کمال گرایی و عدم تحمل بلاتکلیفی تفاوت وجود دارد؟
۲-۱-۷ نظریه پذیرش طرد والدین در گستره تحقیقات.۱۷
۲-۲- نظریه دلبستگی جان باولبی ۱۹
۲-۲-۱ مقدمه ۱۹
۲-۲-۲نظریه دلبستگی. ۲۰
۲-۲-۳دلبستگی چیست؟. ۲۱
۲-۲-۴ ویژگیهای دلبستگی ۲۲
۲-۲-۵ مبنای نظری دلبستگی . ۲۳
۲-۲-۶ اساس زیستی نظریه دلبستگی ۲۳
۲-۲-۷ تعریف دلبستگی ۲۴
۲-۲-۸ اهمیت نظریه دلبستگی ۲۶
۲-۲-۹ مفروضههای اساسی نظریه دلبستگی ۲۷
۲-۲-۱۰ مفاهیم اساسی در نظریه دلبستگی ۲۸
۲-۲-۱۱ حساسیت و کیفیت دلبستگی. ۲۸
۲-۲-۱۲ نظام دلبستگی . ۲۸
۲-۲-۱۳مدلهای فعال ساز درونی ۲۸
۲-۲-۱۴ دلبستگی ایمن به عنوان یک عامل محافظ ۲۹
۲-۲-۱۵ اهمیت رفتار حساس. ۲۹
۲-۲-۱۶ ارتباط نظریه دلبستگی با نظریات دیگر ۳۱
۲-۲-۱۶-۱نظریه روان تحلیل گری ۳۱
۲-۲-۱۷-۲ نظریه رفتار گرایی . ۳۳
۲-۲-۱۶-۳ دیدگاه کردار شناسی. ۳۳
۲-۲-۱۶-۴ نظریه روان شناسی شناختی . ۳۳
۲-۲-۱۶-۵ پژوهشهای هارلو ۳۷
۲-۲-۱۷ علایم دلبستگی. ۳۷
۲-۲-۱۸ تداوم الگوهای دلبستگی ۳۸
۲-۲-۱۹ چارچوب تکاملی نظریه دلبستگی ۳۹
۲-۲-۲۰ دلبستگی در بزرگسالی ۳۹
۲-۲-۲۱ مراحل دلبستگی ۴۰
۲-۲-۲۲ ارزیابی دلبستگی و انواع آن . ۴۲
۲-۲-۲۳ طبقهبندی کیفیت دلبستگی . ۴۶
۲-۲-۲۳ -۱ دلبستگی «ایمن». ۴۶
۲-۲-۲۳ -۲ دلبستگی ناایمن «اجتنابی». ۴۷
۲-۲-۲۳ -۳ دلبستگی ناایمن «دوسوگرا». ۴۷
۲-۲-۲۳ -۴ دلبستگی آشفته(سازمان نیافته) ۴۸
۲-۲-۲۴ عوامل مؤثر بر دلبستگی ایمن . ۴۹
۲-۲-۲۴-۱ فرصت برقرار کردن رابطه نزدیک. ۴۹
۲-۲-۲۴-۲ کیفیت پرستاری. ۴۹
۲-۲-۲۴-۳ ویژگیهای کودک. ۵۰
۲-۲-۲۴-۴ شرایط خانوادگی. ۵۰
۲-۲-۲۴-۵ خلق و خوی کودک. ۵۰
۲-۲-۲۵ سلسله مراتب اشخاص مورد دلبستگی ۵۱
۲-۲-۲۵ -۱ دلبستگیهای متعدد ۵۱
۲-۲-۲۵ -۲ پدرها . . ۵۲
۲-۲-۲۶ روشهای فرزند پروری و دلبستگی کودک ۵۲
۲-۲-۲۷ دلبستگی و تأثیرات آن بر شخصیت و زندگی آینده افراد . ۵۳
۲-۲-۲۸ دلبستگی و آسیب شناسی روانی ۵۴
۲-۲-۲۸-۱ محرومیت مادری . ۵۵
۲-۲-۲۸-۲ اضطراب جدایی. ۵۶
۲-۲-۲۸ -۳ نشانههای مشکلات دلبستگی. ۵۶
۲-۲-۲۹ تفاوتهای فردی در دلبستگی بین اشخاص. ۵۷
۲-۲-۳۰ دلبستگی در گستره تحقیقات ۵۷
فصل سوم :روش تحقیق
۳-۱ مقدمه . ۶۶
۳-۳-۱ جامعه آماری ۶۶
۳-۳-۲ نمونه . ۶۶
۳-۳-۲-۱ روش نمونه گیری . ۶۶
۳-۴ ابزار پژوهش. ۶۷
۳-۵ روش اجرای پژوهش ۶۸
۳-۶ روش تجزیه وتحلیل آماری ۶۸
فصل چهارم تجزیه وتحلیل داده ها
۴-۱ مقدمه ۷۰
۴-۱ آمار توصیفی ۷۰
۴-۲ آمار استباطی . ۷۳
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
۵-۱ – بحث و نتیجه گیری.۸۰
۵-۳ – محدودیتهای پژوهش ۸۲
۵-۴ – پیشنهادات ۸۳
۵-۵ – پیشنهادات برای تحقیقات بعدی ۸۳
فهرست منابع ۸۴
پیوست ها .۸۹
چکیده :
هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرد،پذیرش و کنترل همسر با سبک دلبستگی بین کارکنان متاهل اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجرد بود . روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و ابزارهای گرد آوری داده ها ، –پرسشنامه پذیرش، طرد و کنترل شریک خویش(روهنر، ( ۲۰۰۵ ، پرسشنامه دلبستگی بزرگسال هازان و شیور ( AAQ ) می باشد تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل و برسی قرار گرفت . نتایج نشان داد که می توان براساس سبک دلبستگی ایمن احساس پذیرش را پیش بینی نمودهمچنین براساس سبک دلبستگی اجتنابی می توان احساس طرد را پیش بینی نمود وبر اساس سبک دلبستگی دو سو گرا احساس کنترل راپیش بینی نمود
واژگان کلیدی : طرد ،پذیرش ،کنترل همسر، سبکهای دلبستگی
۱-۱ مقدمه
یکی از نهادهای مهم اجتماعی که اهمیت و نقش های مختلف آن مورد توجه علمای مذهبی، صاحبنظران تعلیم و تربیت، جامعه شناسان و روان شناسان قرار گرفته، خانواده است. خانواده کانونی است که شخصیت کودک درآن قوام میگیرد و تکمیل می شود و سرنوشت آینده او در همان محیط شکل میگیرد. هر انسانی دوران کودکی را با شرایطی ویژه و در درون خانواده خاصی سپری میکند. در واقع فرد بدون خانواده قابل تعریف نیست و به عبارتی خانواده اصلی، کانون شکل گیری هویت فرد است. مکانی که تأثیر خود را در زمان کودکی و نوجوانی روی فرد می گذارد و این فرد این تأثیر را پس از سالها و زمانی که خانواده اصلی را ترک می کند، در زندگی زناشویی نشان می دهد. ازدواج و تشکیل خانواده، فرصتی برای پدید آمدن یک کانون آسایش و خوشبختی و نشاط طبیعی، ارضای غریزه جنسی، لذت بردن از زندگی، بهره مندی از محبت و تعاون و مددکاری و سرانجام امتزاج دو روح و هماهنگی و اتصال دو دریا از نیرو و قدرت، برای رسیدن به هدفی متعالی است. یکی از عوامل مهم که در سالهای اخیر به آن توجه شده است تجارب اولیه فرد با والدین و یا نوع رابطه عاطفی فرد با والدین خود در دوران کودکی است. برخی از مطالعات تلاش کرده اند به این سوال پاسخ دهند که چگونه تجارب اولیه فرد در دوران کودکی می تواند وی را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد .
در پژوهش حاضر نیز توجه به تجربه دوران کودکی شده است و بران است تا رابطه پدیرش و طرد و کنترل همسر را در دوران بزرگسالی با تجربه سبک دلبستگی آن بررسی نماید
۱-۲ بیان مسئله
بر اساس «نظریه پذیرش – طرد بین فردی»[۱](روهنر[۲] ، خالق[۳] و کورنویر[۴] ، ۲۰۰۷)ونظریۀ «دل بستگی» [۵]( بالبی[۶]، ۱۹۶۹؛ اینثورث،۱۹۸۹) سبکهای فرزندپروری متاثر از عشق والدین (برای مثال طرد یا پذیرش) می تواند بر تحول بازنماییهای ذهنی فرزندان دربارۀ خودشان و دربارۀ اینکه آنها چقــدر می توانند انتظار داشته باشند که والدینشان به نیازهای هیجانی آنها با حساسیت و با ثبات پاسخ دهند، اثر می گذارد. همچنین هر دو نظریه بیان می کنند که این بازنماییها احتمالا به دیگر روابط صمیمی فرد تعمیم یافته وبر ارزیابیها و رفتارهای فرزندان در روابط خویش در طول زندگی تاثـیر می گذارد (روهنر، ملندز و کرایمر، ۲۰۰۸).همانطور که پارک ،کسیدی،بارکز ،کارسون وبویوم (۱۹۹۲)در نظریۀ دلبستگی عنوان نموده اند الگو های کاری افراد که در خانواده های اصلی آنها توسعه می یابند،اغلب به عنوان الگویی برای رفتار آنها در بافت های اجتماعی جدید، مانند ارتباط با همسالان، عمل میکند. اکثر پژوهشهای صورت گرفته بر رابطۀرفتار والدین در کودکی و ویژگیهای روانشناختی فرزندان در بزرگسالی متمرکز بوده اند و نشانه های طرد والدینی را در آنها شناسایی نموده اند ولی روهنر (۲۰۰۸) عنوان نمود تجارب بالینی وی نشان میدهد افرادی که در خانواده های صمیمی و با محبت رشد یافته اند و والدینی « پذیرنده» داشته اند، ممکن است نشانه هایی همانند آنچه در فرزندان رشد یافته در خانواده های طرد کننده دیده میشود، نشان دهند. وی در مشاهداتش به این نتیجه رسید که «طرد» توسط چهرۀ دلبستگی در هر مقطعی از زندگی می تواند آثارمشابهی داشته باشد این نقطه شروعی برای بررسی رابطۀ پذیرش و طرد شریک زندگی فرد با نوع دلبستگی فرد می باشد.
دلبستگی[۷] پیوند عاطفی هیجانی نسبتاً پایداری است که بین کودک و مادر یا افرادی که نوزاد در تعامل منظم ودائم باآنهاست ، ایجاد میشود) پاپالیا، ۲۰۰۲.( فروید [۸] براین باوربود که دلبستگی نوزاد به مادر به خاطر تغذیه و رفع نیازفیزیولوژیکی است)سانتراک،۲۰۰۲ . (هارلو[۹] و زیمرمن)[۱۰]۱۹۵۹؛ نقل از لسترام ، ۱۳۸۴/۲۰۰۲) فرضیه فرید را نقض کردند و بیان داشتند در ایجاد و تقویت دلبستگی کودک به مادر، تماس بدنی در مقایسه با تغذیه، عامل مهمتری است. سپس بالبی[۱۱] (۱۹۶۹ ،۱۹۷۳ ،۱۹۸۰ نقل از کرین،۱۳۸۴) مفهوم دلبستگی را از دیدگاه تحولی مورد ارزیابی قرار داد و نظریهاش را براین اساس بناکرد که احساسها و رفتارهای دلبستگی، از قبیل گریه، خنده، مکیدن و چنگزدن، نوزاد را به مادر نزدیک و از خطر دور میسازند، و جدایی از مادر، اضطراب و درماندگی کودک را برمیانگیزد. تجربه های واقعی فرد در مورد حساسیت، پاسخگو بودن، حضور فعال مراقب همچنین خلق و خوی کودک و هماهنگی روابط والد- کودک، اساس شکل دهی به سبکهای مختلف دلبستگی (ایمن [۱۲]، اجتنابی[۱۳] و دوسوگرا[۱۴])، در خلال سالهای نوزادی و کودکی است(کاپلان،۱۳۸۳/۲۰۰۰) . تجربه هایی که نوزاد با مراقبش دارد در الگوهای روابط وی با دیگران درونی سازی می شوند و این الگوی عملی درونی شده، تعیین کننده چگونگی مفهوم نوزاد از خود و دیگران است ،مفهومی که بعدها در روابط با دیگران تعمیم می یابد (پینز،۲۰۰۵). تداوم الگوهای دلبستگی تا بزرگسالی و تأثیر آن بر روابط بین فردی افراد، در آینده و بزرگسالی،به پژوهشهای متعددی منجر شد که از آن میان می توان به پژوهش شارف وبارتو لومیو (۱۹۹۴)درباره ثبات و اعتبار الگوی درونی دلبستگی بزرگسال به وسیله مقیاس پیوسته ورتبهای در سه روش خودگزارش دهی، مصاحبه نیمه ساخت یافته و گزارش همسرانشان، که ثبات متوسطی را نشان ؛ داد،اشاره کرد. بکویت [۱۵]،کوهن[۱۶] وهامیلتون[۱۷] ۱۹۹۹،وینفلد [۱۸] ،اسروف [۱۹] واگلوند ۲۰۰۰[۲۰]، (نقل از استنبرگ، ۲۰۰۲)بیان داشتند که الگوهای دلبستگی افراد، در صورتی که واقعه مهمی مانند طلاق یا از دست دادن والدین رخ ندهد ، ثابت باقی می مانند. از مشهورترین پژوهشها در این زمینه پژوهشهای هازن [۲۱] و شیور[۲۲] ۱۹۸۷، ؛اینزورث ۱۹۹۱[۲۳]، (نقل از پینز،۲۰۰۵)هستند که با الهام از، نظریه بالبی (۱۹۹۶)، در مورد ماهیت پیوندهای عاطفی، نقش دلبستگیهای متقابل [۲۴] بزرگسالان را در روابط زوجین بررسی کردند. نتایج نشان داند که مشخصه های پیوند عاطفی بین زوجین با مشخصه های پیوندهای عاطفی کودک-مادر قابل مقایسه است و سبکهای شناخته شده دلبستگی ایمن، اجتنابی ودوسوگرا، افکار، احساسها و رفتار زوجین را در روابط زناشویی تحت تأثیر قرار میدهند.
مطلب دیگر :
از جمله تحقیقات انجام شده در این زمینه میتوان به پژوهشهای (بشارت،۱۳۸۰ ؛ بشارت، شریفی و ایروانی،۱۳۸۰ ؛ بشارت، گلینژاد و احمدی، ۱۳۸۱ ؛ اصغری نژاد ودانش،۱۳۸۴)اشاره کرد که همگی بیانگر این مطلب هستندکه آزمودنیها با سبک دلبستگی ایمن از مشکلات زناشویی کمتر، مشکلات بین شخصی کمتر و سطح شادکامی بیشتری نسبت به آزمودنیها واجد سبک دلبستگی
اجتنابی و دوسوگرا، برخوردارند. نتایج پژوهش(فینی، ۱۹۹۹؛ داویلا ، برادبوری و فینجام ،۱۹۹۸) در زمینه ارتباط سبک دلبستگی بزرگسالان با میزان مهار احساسات وعواطف ،
این نکته را برجسته کردند که افراد دلبسته نا ایمن ( آرامش کم ، عدم ارتباط نزدیک وافزایش اضطراب درارتباطها ) در مقایسه با افراد ایمن در روابط خود با دیگران، بیشتر متمایل به مهار عواطف و احساسهای مثبت خود، ( هستند .
«نظریه پذیرش– طرد بین فردی»( روهنر، ۱۹۸۶ ؛ روهنر و همکاران، ۲۰۰۷ ؛ روهنر،۲۰۰۸) یک نظریۀ مبتنی بر شواهد درباره اجتماعی شدن و تحول در طول زندگی است و هدف آن پیش بینی و تبیین علل، پیامدها و دیگر همبسته های عمده پذیرش- طرد در روابط بین فردی به شکلی جهان شمول است. بنا بر این نظریه،« پذیرش و طرد بین فردی» با هم یک پیوستار دو قطبی را به نام بعـد« صمیمیت» می سازند که«پذیرش» یک طرف این پیوستار و«طرد» در طرف دیگـــر آن قـرار می گیرد. بعد صمیمیت با کیفیت پیوند عاطفی میان افراد و رفتارهای بدنی، کلامی و نمادین افراد برای نشان دادن این احساسات ارتباط دارد. قطب پذیرش با محبت، عشق، مراقبت، آسایش، حمایت ودیگر تظاهرات مثبت و قطب طرد با فقدان یا کمبود معنادار این احساسات و رفتارها وبا حضور گسترهای از رفتارها و عواطف آسیبزای جسمانی و روان شناختی مشخص میگردند.«پذیرش کلامی»[۲۵] شامل تشویق، تعریف و گفتن حرفهای خوشایند، و«پذیرش فیزیکی»[۲۶]شامل بوسیدن، در آغوش گرفتن، نوازش کردن و غیره می باشد. در قطب «طرد» چهار نوع رفتار را می توانیم مشاهده کنیم: الف« سردی و بی احساسی »[۲۷] که در مقابل صمیمیت و محبت است.«سردر کلامی» شامل عدم تشویق و تعریف و«سردی فیزیکی» شامل عدم نوازش، در آغوش گرفتن و بوسیدن است؛ ب«رفتار خصمانه و پخاشگرانه»[۲۸] که باز هم دارای دو بعد«کلامی»( دربرگیرنده دشنام، سرزنش، ریشخند و گفتن حرفهای تحقیر آمیز و تهدیده کننده)، و «فیزیکی» (شامل وارد نمودن هرگونه صدمه جسمانی اعم از هل دادن، نیشگون گرفتن، کتک زدن وغیره)است، ؛ ج« بی تفاوتی و نادیده گرفتن»[۲۹] که در برگیرنده عدم در دسترس بودن فیزیکی و روانشناختی و بی توجهی به نیازهای فرد می باشد؛ و د «طرد نامتمایز»[۳۰]،که منظور از این طرد این است که فرد فکر میکند چهرههای دلبستگی وی واقعا اهمیت چندانی به او نمی دهند و دوستش ندارند، هر چند شاید نشانگر رفتاری خاصی همچون رفتارهای پرخاشگرانه، نادیده گرفتن و بی محبتی را نتوانند به طور روشنی بیان کنند. البته در ویرایشهای جدید مقیاسهای ساخته شده برای ارزیابی ابعاد پذیرش و طرد، بعد جدیدی به عنوان بعد «کنترل»اضافه شده است (روهنر و خالق،۲۰۰۵)که خود پیوستاری از سخت گیری تا سهل انگاری را شامل می شود. یکی از پیش بینیهای عمده این نظریه این است که طرد توسط«دیگری معنادار»[۳۱]، جدا از تفاوتهای فرهنگی، زبانی، نژادی و جنسی، میتواند آثار منفی بر سازگاری روانشناختی، کنش وری رفتاری و پردازش شناختی کودکان و بزرگسالان داشته باشد. در این نظریه، فرضمی شود که چنانچه نیاز به مراقبت، توجه مثبت، حمایت و آسایش به درستی پاسخ داده نشود، انسانها در هر کجا )هر فرهنگ و ملیتی( به شکل گیری ویژگیهای خاص رفتاری، شناختی و هیجانی گرایش مییابند که این ویژگیها در«خرده نظریه شخصیت»[۳۲] بحث میشوند )روهنر،۲۰۰۸ . (این خرده نظریه عنوان می کند که ادراک طرد از سوی «دیگران معنادار» – به ویژه چهره های دلبستگی- میتواند منجر به اضطراب و حس ناایمنی گردد. افزون بر این، انتظار می رود که ادراک طرد موجب شکل گیری هفت ویژگی شخصیتی شامل موارد زیر گردد:
۴ . خود کارآمدی آسیب دیده؛
با توجه به مفروضهای اصلی نظریه پذیرش -طرد بین فردی ،هدف این مطالعه بررسی رابطه پذیرش ،طرد و کنترل همسر با سبک دلبستگی افراد است.
۱-۳ اهمیت پژوهش
با توجه به اینکه جامعه متشکل از خانواده است و هویت فرد درخانواده شکل گرفته و تقریباً به آن وابسته است بنابراین سستی پیوندهای خانوادگی یک تهدید واقعی است که از مخاطرات سلامت افراد خبر میدهد. همچنین تراکم گسیختگیها و گسترش آسیبهای اجتماعی در زمره پیامدهای غیرفوری ولی مهم روابط شکننده خانوادگی است که سلامت جامعه را نیز به خطر میاندازد.در نتیجه شناسایی آسیبهای موجود و محتمل خانواده و پیشگیری و درمان آنها کانون هر نوع اقدام اصلاحگرانهای است که به منظور ارتقاء سلامت جامعه و نهادهای آن صورت میگیرد؛ زیرا سلامت نهادهای اجتماعی در گرو سلامت افرادی است که در خانواده سالم پدید میآیند و پرورش مییابند. بنابراین تصمیم گرفتیم تحقیقی در زمینه رابطه سبک دلبستگی و پذیرش و طرد و کنترل همسر و پیش بینی ان از نوع دلبستگی انجام دهیم که تا کنون در ایران صورت نگرفته است زیرا پذیرش بیشتر همسر موجب بازخوردهای مناسبتر از طرف مقابل می شود که این به نوبه خود پذیرش بیشتر همسر را در پی دارد. همچنین طرد از سوی همسر نیز موجب پرخاشگری، نارضایتی یا نوعی وابستگی می شود که زمینه را برای رفتارهای ناسازگارانه فراهم میکند و این امر طرد بیشتر از جانب همسر را در پی خواهد داشت. در ارتباط با کنترل همسر نیز به نظر می رسد با توجه به باورهای فرهنگی که آزادی را برای مردان بیش از زنان می پذیرد و تشویق می کند، کنترل از سوی همسر آثار منفی بیشتری بر سازگاری مردان می گذارد. همانطور که بیان شد احساس طرد برای همه افراد پیامدهای مختلفی داردهمچنین احساس کنترل همسر در زندگی زناشویی مشکلات خاص خود را به دنبال دارد . با شناسایی ان در سبک های مختلف و پیش بینی آن می توان با آموزش کافی این مشکلات را برطرف نمود.
۱-۴ اهداف پژوهش
هدف کلی : مطالعه بررسی رابطه پذیرش ،طرد و کنترل همسر با سبک دلبستگی افراد
هدف ویژه :
۱- بررسی رابطه سبکهای دلبستگی با پذیرش همسر
۲- بررسرابطه سبکهای دلبستگی باطردهمسر
۳- بررسی رابطه سبکهای دلبستگی باکنترل همسر
۱-۵ فرضیه های تحقیق:
۱-۶ تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی):
دلبستگی:
تعریف نظری: به طور کلی دلبستگی به معنی پیوند عاطفی بین مردم بوده و مردم برای ارضای عاطفی برهم تکیه می کنند. دلبستگی را می توان یک الگوی رفتاری خاص در نظر گرفت که در اکثر جوامع برای رشدسالم اهمیت حیاتی دارد و زمانی دلبستگی مطلوب بوجود می آید که در سال اول زندگی کیفیتی متقابل وخوشایند بین کودک و مادرنگهدارنده شکل گرفته باشد. رابطه ای گرم، صمیمانه و پایا که برای هردورضایتبخش و مایع خوشی است) پورافکاری، ۱۳۷۶)
همچنین دلبستگی به معنای برقراری ارتباط قلبی با فرد مورد علاقه ، به شکل مهر ورزیدن ، عاشق بودن ، دلدادگی و تعلق خاطر فرد به شخص یا شی ء است.
تعریف عملیاتی: عبارت است نمره ای که فرد در پرسشنامه دلبستگی بزرگسال[۳۳](AAS) هازن و شیور بدست می آورد.
طرد:
تعریف نظری: نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از همسر
تعریف عملیاتی: عبارت است نمره ای که فرد در پرسشنامه پذیرش، طرد و کنترل شریک خویش(روهنر، ( ۲۰۰۵ بدست می آورد