۲-۲-۱ تعریف ۱۵
۲-۲-۲ نشانگان اوتیسم ۱۶
۲-۲-۳ همه گیر شناسی ۱۷
۲-۲-۴ سبب شناسی ۱۸
۲-۲-۵ درمان ۲۰
۲-۳- مشکلات رفتاری ۲۰
۲-۳-۱ تعریف ۲۰
۲-۳-۲ رفتار بهنجار و نابهنجار ۲۲
۲-۳-۳ قضاوت درباره مشکلات رفتاری کودکان ۲۴
۲-۳-۴ طبقه بندی انواع اختلالات رفتاری کودکان ۲۶
۲-۳-۵ میزان شیوع اختلالات رفتاری ۳۲
۲-۳-۶ علل مشکلات رفتاری کودکان ۳۳
۲-۴- فرزندپروری ۳۸
۲-۴-۱ تعریف ۳۸
عنوان صفحه
۲-۴-۲ پنج جنبه کلیدی برنامه فرزندپروری مثبت ۴۱
۲-۴-۳ علل مشکلات رفتاری ۴۳
۲-۴-۴ نظریه یادگیری اجتماعی ۴۸
۲-۴-۵ خانواده و روابط بین والد و کودک ۵۲
۲-۴-۶ شیوه های فرزندپروری ۵۴
۲-۴-۷ نظریه آدلر ۵۷
۲-۴-۸ نظریه شیفر ۵۹
۲-۴-۹ نظریه باتوم ۶۰
۲-۴-۱۰ نظریه بامرید ۶۱
۲-۴-۱۱تاثیر سبک های فرزندپروری بر رفتار فرزندان ۶۶
۲-۵ تحقیقات انجام شده درباره موضوع تحقیق ۶۸
۲-۵-۱ تحقیقات انجام شده در خارج از کشور ۶۸
۲-۵-۲ تحقیقات انجام شده در داخل کشور ۷۰
فصل سوم ( روش تحقیق ) ۷۹
۳-۱ مقدمه ۸۰
۳-۲ روش تحقیق ۸۰
عنوان صفحه
۳-۳ حجم جامعه و نمونه ۸۱
۳-۴ معیارهای ورود به پژوهش ۸۱
۳-۵ معیارهای خروج از پژوهش ۸۱
۳-۶ ابزار جمع آوری اطلاعات ۸۱
۳-۷ روش اجرای تحقیق ۸۴
۳-۸ روش جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل داده ها ۸۴
فصل چهارم(تحلیل داده ها) ۸۵
۴-۱ مقدمه ۸۶
۴-۲ مشخصات جمعیتی ۸۶
۴-۳- یافته های توصیفی ۸۷
۴-۴- بررسی فرضیه های تحقیق ۹۰
فصل پنجم (تبیین نتایج) ۹۷
۵-۱ مقدمه ۹۸
۵-۲ یافته های تحقیق ۹۸
۵-۳ پیشنهادات تحقیق ۱۰۱
عنوان صفحه
۵-۴ ملاحضات اخلاقی ۱۰۳
منابع ۱۰۴
منابع فارسی ۱۰۵
منابع خارجی ۱۱۱
چکیده
هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش برنامه فرزند پروری مثبت به مادران کودکان اوتستیک در کاهش مشکلات رفتاری فرزندان شان بود. روش : این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی های پژوهش ۳۰ نفر بودند که به صورت تصادفی از میان مادران کودکان اوتستیک مدرسه مهرجو ، درسال ۹۲ انتخاب شدند. گرداوری داده ها به کمک پرسشنامه مشکلات رفتاری راتر، پیش از جلسات و بعد از آن انجام شد. آموزش فرزندپروری مثبت در طی هشت جلسه دو ساعته ارائه شد. داده ها به کمک روش های آمارتوصیفی، تحلیل واریانس و T-test تحلیل شدند. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش فرزندپروری مثبت به مادران کودکان اوتستیک در کاهش مشکلات رفتاری فرزندان شان معنی دار بوده است. نتیجه گیری : آموزش فرزندپروری مثبت به مادران کودکان اوتستیک در کاهش مشکلات رفتاری فرزندان شان موثر است .
۱-۱- مقدمه
اوتیسم[۱] نوعی اختلال تکاملی عصبی است که در آن کودک مبتلا مراحل تکاملی را آن گونه که همسالان وی طی می کنند، نمی گذراند. اوتیسم (درخودماندگی) عموما به وسیله یک مجموعه سه تایی از ویژگی ها مشخص میشود(کاپلان و سادوک، ۱۳۸۶).
طیف اوتیسم از پنج اختلال مجزا تشکیل شده است که در این میان اوتیسم، اختلال نافذ رشد که به گونه دیگری مشخص شده است (PDD-NOS)[2] و اختلال آسپرگر[۳] که بیشتر فراگیر است، در آن شایع تر است و تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده است(ماتسون[۴]، ۲۰۰۷).
تأخیرهای رشدی در این کودکان، می تواند تاثیر منفی بر سایر زمینه های تحولی داشته و زمینه را برای استقرار مشکلات رفتاری نظیر روی زمین کوبیدن خود، گریه کردن، ضربه زدن به سر و قشقرق فراهم کند. بدین صورت که کودک برای جلب توجه بزرگسالان و اجتناب از موقعیت هایی که مطابق میلش نیست این رفتارها را بروز می دهد (ممقایه، پوراعتمادی، احمدی و خوشابی، ۱۳۹۰). بنابراین کاهش مشکلات رفتاری[۵] کودکان مبتلا به اوتیسم، مولفه های اساسی در مداخلات درمانی برای کودکان می باشد (بهمن زادگان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۹).
مشکلات رفتاری، یکی از شایع ترین مسائل دوران کودکی است که رابطه بین کودک و محیط را خدشه دار می سازد. یک رفتار، هنگامی مشکل آفرین تلقی می گردد که برای فرد و دیگران، مزاحمت ایجاد کرده و زندگی عادی آنان را مختل گرداند (گلدشتاین[۶]، ۱۹۹۵).
در زمینه روانشناسی مرضی باور بر این است که مشکلات رفتاری از شایع ترین مسایلی است که کودکان و نوجوانان با آن در ارتباط اند. از طرف دیگر خانواده محل اولین
مطلب دیگر :
تحقیق رایگان درباره پیشرفت تحصیلی
ارتباط اجتماعی کودک بوده و اصولاً کودک در چارچوب محیط خانوادگی و بر حسب جهت گیری های روش های تربیتی والدین خود، انتظارهای زندگی گروهی را می شناسد. پس تعلیم و تربیت کودک و شکل گیری ابعاد رشدی کودک که در بروز رفتارهای کودک انعکاس می یابد، بدون شک تحت تاثیر والدین خواهد بود که صد البته نقش محیط نیز با این نقش خانواده در هم تنیده و جدا نشدنی است (ایمانی و محب، ۱۳۸۸).
برنامه فرزند پروری مثبت[۷] یک مداخله پیشگیرانه جهانی با مداخلات انتخابی به طور خاص برای کودکان در معرض خطر(مشکلات رفتاری) و والدین شان طراحی شده است. این برنامه پنج دوره مختلف رشدی را دربرمی گیرد. هدف آن از نوزادی تا نوجوانی است (ساندرز[۸]، ۲۰۰۷).
این برنامه یک مداخله فرزندپروری چند سطحی است که هدف کلی آن افزایش دانش، مهارت و اعتماد به نفس والدین به منظور جلوگیری و کاهش مشکلات رفتاری، عاطفی و رشد و نمو کودکان و نوجوانان در سطح جامعه است (ساندرز[۹]، ۲۰۰۷).
کودکان اوتیسم نیز دارای مشکلات رفتاری بسیاری هستند که کمک خانواده و والدین را در کاهش این مشکلات رفتاری می طلبد؛ از این رو هدف این پژوهش بررسی اثربخش بودن آموزش برنامه فرزندپروری مثبت به والدین کودکان اوتستیک در کاهش مشکلات رفتاری فرزندان شان می باشد.
۱-۲- بیان مسئله
اختلالات طیف اوتیسم گر چه با همین نام شناخته می شوند که اولین بار لئو کانر[۱۰] در ۱۹۴۲ در آمریکا و هانس آسپرگر[۱۱] در حدود همان سال در اتریش به معرفی آن پرداختند، لیکن اکنون شامل مجموعه ای از اختلالات می شوند که با نام PDD یا اختلال های رشدی[۱۲] فراگیر شناخته می شوند(کاپلان و سادوک، ۱۳۸۶).
طبق تعریف انجمن روانپزشکان آمریکا[۱۳]، این اختلالات با آسیب شدید و نافذ در چندین جنبه رشد از جمله مهارت های تعامل اجتماعی متقابل، مهارت های ارتباطی یا وجوه رفتار، علایق و فعالیت های کلیشه ای مشخص می شوند. آسیب های کیفی که مشخصه این اختلال ها هستند به طور مشخص به سطح رشد و یا سن عقلی فرد انحراف دارند. این اختلالات شامل : اختلال اوتیسم، اختلال رت[۱۴]، اختلال از هم گسسختگی دوران کودکی[۱۵]، اختلال آسپرگر و اختلال رشدی فراگیر که به گونه ای دیگر مشخص نشده است می باشد و معمولا در اولین سال های زندگی آشکار می شوند و اغلب با درجاتی از عقب ماندگی ذهنی همراه هستند و گاهی اوقات نیز با گروه مختلفی از حالات طبی عمومی (مثل نابهنجاری های عضوی کروموزومی[۱۶]، عفونت های مادرزادی[۱۷]، نابهنجاری های ساختاری سیستم عصبی مرکزی[۱۸] ظاهر می شوند.اوتیسم اصولا بر چهار حوزه از توانایی های کلی کودک اثر می گذارد (کاپلان و سادوک، ۱۳۸۶).
– ارتباط برقرار کردن (کلامی و غیر کلامی)[۱۹]
– مهارت های اجتماعی[۲۰]
– رفتار[۲۱]
– یادگیری[۲۲]
بررسی های اخیر نشان می دهند که شیوع اختلال اوتیسم ۲-۱ مورد به ازای هر۱۰۰۰ نفر جمعیت برای درخودماندگی (اوتیسم) و نزدیک به ۶ موردبه ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت، برای اختلالات طیف اوتیسم تخمین زده شده ات. اختلال اوتیسم در هر دو جنس دیده می شود، اما فراوانی آن در پسر ها ۳ تا ۴ برابر دختران است. هر ساله بر آمار کودکان مبتلا به اوتیسم افزوده می شود تا جایی که موسسه ملی بهداشت روان آمریکا میزان شیوع اختلال را در سال ۲۰۱۰، ۱ مورد در هر ۹۹ نفر تخمین زده است (ماتسون، ۲۰۰۷).
پژوهش ها در مورد علل بوجود آورنده ی اوتیسم به نقش اختلال ساختاری مغز[۲۳]، ژنتیک[۲۴]و عوامل محیطی اشاره داشته است. اما تاکنون هیچ عامل قطعی و مشخصی شناخته نشده است (ماتسون، ۲۰۰۷).
بررسی ها نشان می دهند که والدین کودکان با اختلال های گستره اوتیسم بیش از والدین کودکان با اختلال های روانشناختی[۲۵] دیگر، در معرض فشارهای روانی[۲۶] ناشی از داشتن کودک ناتوان قرار دارند. این فشارها می تواند برخاسته از مشکلات ناسازگاری و رفتارهای ضداجتماعی، خود آسیب رسانی، حرکات کلیشه ای و یا فشارهای روانی ناشی از دشواری در برقراری ارتباط اجتماعی و نیز مشکلات مربوط به حضور در اماکن عمومی با شرایط خاص جسمانی کودک و یا هزینه های زیاد خدمات آموزشی و درمانی باشد (انجمن درخودماندگی آمریکا، ۲۰۰۳).
مشکلات رفتاری، رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن، انحرافی هستند که گستره آن ها شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، اعمالافسردهگونه و گوشهگیرانه میباشد و بروز آن ها به دور از انتظار مشاهدهکننده است، بهطوری که وی آرزوی توقف اینگونه رفتارها را دارد (نراقی و نادری، ۱۳۷۴).
امروزه دیگر از لفظ اختلالات رفتاری[۲۷] استفاده نمی شود. بلکه تقسیم بندی مشکلات رفتاری به دو دسته درونی سازی شده[۲۸]و بیرونی سازی شده[۲۹]، راه را برای پژوهش و بررسی دقیق تر این مشکلات هموارتر ساخته است. مشکلاتی از قبیل نارسایی توجه، بیش فعالی، اختلالات سلوک، اضطراب فراگیر، افسردگی، نافرمانی، هراس و . که می توانند به صورت قشقرق به راه انداختن، کتک کاری، نزاع، داد و فریاد، خرابکاری، تهدید، فرار از مدرسه، افت تحصیلی و منفی کاری بروز پیدا کند، این موارد اگر جنبه خودانگیخته داشته و همیشگی باشد، می توانند به عنوان مشکلات رفتاری بیان شوند. هر کدام از این مشکلات می توانند زمینه ساز مشکلات دیگری شده، در بزرگسالی نیز به شکل های مختلف ظاهر شوند (ایمانی و محب، ۱۳۸۸).
به طور معمول کودک این نمونه های رفتاری را در مکان های گوناگون، مانند : آموزشگاه، خانه و در موقعیت های اجتماعی از خود بروز می دهند و این گونه کردارها باعث می شوند که مشکلات چشمگیری درعملکرد اجتماعی، آموزشی و خانوادگی پدید آید (ایمانی و محب، ۱۳۸۸).
هنگام اندیشیدن به مشکلات رفتاری کودکان می توان در سه گستره متمرکز شد : کودک، آموزشگاه، خانواده. خانواده بستری است که آدمی زندگی اش را با آن آغاز می کند و در آن شکل می گیرد. یکی از موثرترین مداخلات در حیطه مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان، آموزش مهارت هایی به والدین است که به کنترل رفتار از جانب کودک و ایجاد سبک های والدینی موثر، می انجامد. رابطه عاطفی میان والد و کودک، در فرایند درمان امری تاثیر گذار محسوب می شود و با آموزش مهارت های درمانی، والدین می توانند در حد یک درمانگر و شاید بیشتر از آن برای فرزندانشان موثر باشند (لندرت، ری و براتون، ۲۰۰۹).
فرزندپروی حوزه ی نسبتا جدیدی است که توجه پژوهش ها را از دهه های ۱۹۷۰ به بعد به سمت خود معطوف نموده و از آن زمان رویکردهای بسیاری برای پیشگیری و حل مشکلات والد- کودک و خانواده با تمرکز بر درمان و پیشگیری مطرح شده اند (استنبورد ، ۲۰۰۶).
یکی از انواع برنامه های آموزش والدین، «برنامه فرزندپروری مثبت» است که توسط ساندرز و همکاران و بر اساس رفتار درمانگری های خانواده مبتنی بر اصول یادگیری اجتماعی به وجود آمده است این برنامه به دلیل وجود سطوح مختلف در نارسایی کارکرد خانواده و نیازهای گوناگون مادر و کودک دارای پنج سطح مختلف می باشد و استفاده از آن برای مادران کودکان ۳-۲ ساله ای پیشنهاد می شود که هم اکنون مبتلا و یا در معرض خطر ابتلا به اختلالات رفتاری و عاطفی هستند(پور احمدی و همکاران، ۱۳۸۸).
اهداف تمام سطوح درمانی این روش بر افزایش خودبندگی و خودکارآمدی مادران در مدیریت و کنترل رفتار متمرکز شده است که از طریق آموزش مادران در جهت ارتقاء تحول کودک، می توان دستیابی به حس شایستگی و خویشتن داری را در والدین هموار ساخت (ساندرز ، ۲۰۰۵).
درطول ۳۰ سال گذشته، شواهد زیادی جهت اثر بخش بودن برنامه فرزندپروری مثبت بدست آمده است. اثر بخشی برنامه فرزندپروری مثبت در طیف گسترده ای از فرهنگ ها از طریق آزمایشات درهنگ کنگ، ژاپن، آلمان، سوئیس، استرالیا، نیوزیلند و ایالات متحده نشان داده شده است (ساندرز ، ۲۰۱۰).
آموزش والدین از دو جهت بر سایر روش ها برتری دارد، اول آن که برنامه اصلاح رفتار کودک در محیط طبیعی منزل و توسط والدین که بیشترین تماس را با او دارند، اجرا می گردد و دوم آن که آموزش والدین جنبه های مختلفی از عملکرد والدینی و خانوادگی را تحت تاثیر قرار می دهد ( ساندرز، ۲۰۰۷).
فارشتاین[۳۰] (۱۹۸۶)، بیان می کند هنگامی که والدین آگاهی درستی از مشکلات کودک شان داده می شود، مادران سازوکارهای مناسبی از خود نشان می دهند تا بدون دخالت احساسات شان با فرزندان خود برخورد نمایند (مختاری، ۱۳۸۷).
شیوه آموزش این روش به صورت گروهی، موجب غنا بخشیدن به عوامل محافظتی کودکان و کاهش عوامل خطرساز و مرتبط با مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان خواهد شد (ساندرز، ۲۰۰۸). شفیع آبادی (۱۳۸۶)، بیان می کند آموزش گروهی والدین نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که آموزش وسیعی را شامل می گردد و به والدین کمک می کند تا دانش و توانایی های خود را در زمینه پرورش و تعلیم و تربیت کودکان به نحوه مطلوب گسترش دهند. در چنین موقعیت هایی برنامه آموزش فرزندپروری می تواند به والدین بیاموزد که چگونه با ارائه الگوهای مناسب، نقش مثبت تری را برای کودکان شان ایفا کنند و سبک های سالم زندگی را به خود بیاموزند و به کودکان شان منتقل کنند. در چنین حالتی با افزایش توانمندی های والدین، مشکلات رفتاری کودکان کاهش می یابد.
هشت روش عمومی که به آموزش خانواده اوتستیک، بیشتر مربوط می شود شامل آموزش، والدین به عنوان همکار درمانگر، روش رفتاری، تقویت ارتباط، روش شناختی، حمایت احساسی، حمایت بیمه ای و آموزش حمایتی می باشد (ربیعی و همکاران، ۱۳۹۰).
متخصصین معتقدند که کودک اوتستیک باید از همان کودکی ، آموزش های مناسبی جهت همبودی های ارتباطی و اجتماعی دریافت کند. با آغاز قرن بیستم ، این موضع فلسفی و کاربردی که والدین می توانند و باید در طراحی و اجرای سرویس های مداخلاتی کودکان اوتیسم همکاری کنند ، پذیرش بین المللی دریافت کردهاست (ربیعی و همکاران ، ۱۳۹۰).
۲-۵-۱-انواع افسردگی: ۱۷
۲-۶-نظریه مکاتب در مورد افسردگی: ۲۵
۲-۶-۱- نظریه های زیست شناختی: ۲۵
۲-۶-۲- نظریات روان پویایی (روان تحلیل گری) ۲۹
۲-۶-۳- نظریه های یادگیری ۳۱
۲-۶-۴- نظریه های شناختی: ۳۲
۲-۷-رویکرد های درمانی افسردگی ۳۳
۲-۷-۱-روان درمانی ۳۴
۲-۷-۲-شناخت درمانی ۳۴
۲-۷-۳-رفتار درمانی ۳۷
۲-۷-۴-درمان بین فردی ۳۷
۲-۷-۵-دارو درمانی ۳۷
۲-۸-تاریخچه، تعاریف و خصوصیات درمان فعال سازی رفتاری ۳۹
۲-۸-۱-اصول بنیادین فعال سازی رفتاری ۴۲
۲-۸-۲-انواع فعال سازی رفتاری: ۴۷
۲-۹-مروری بر پژوهشهای انجام شده: ۴۸
۲-۹-۱- داخلی ۴۸
۲-۹-۲- خارجی ۴۹
۲-۱۰-جمع بندی کل فصل ۵۳
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱-روش پژوهش ۵۵
۳-۲-جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری ۵۵
۳-۳-ابزار پژوهش ۵۶
۳-۴-روش گرد آوری اطلاعات ۵۶
۳-۵-شیوه ی اجرای پژوهش ۵۸
۳-۶-جلسات درمانی ۵۸
۳-۷-تجزیه وتحلیل داده ها ۵۹
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱-آمار توصیفی ۶۰
۴-۲-۱- نرمال بودن ۶۱
۴-۲-۲- ارتباط خطی ۶۲
۴-۲-۳- آزمون لوین برای همگنی واریانس ها ۶۳
۴-۳-تحلیل کوواریانس ۶۴
۵-۱- بحث ونتیجه گیری ۶۷
۵-۲-محدویت های پژوهشی ۷۱
۵-۳-پیشنهادها ۷۱
۵-۳-۱-پیشنهادات پژوهشی ۷۱
منابع و ماخذ ۷۳
منابع فارسی ۷۳
منابع خارجی ۷۵
ضمائم ۸۱
پیوست اول: بروشور فعال سازی رفتاری ۸۱
پروتکل درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت(از جلسه اول تا دهم) ۸۱
پیوست دوم ۹۱
پرسشنامه مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(DASS-21) 91
چکیده
همانطور که می دانیم افسردگی و مانیا یکی از اختلالالت خلقی شایع می باشند که بیشتر اختلالات عاطفی نامیده می شوند. اختلالات خلقی گروهی از بیماریهای روانپزشکی می باشند که به شکل خلق پایین و تصورات ذهنی ناهنجار بروز می نمایند.
نمای بالینی افسردگی می تواند بصورت خلق افسرده، احساس ناامیدی، احساس غم، بی ارزشی، آشفتگی خواب و اشتها و یا فقدان انرژی و میل جنسی بروز کند. این اختلالات می توانند منجر به مشکلاتی در عملکرد شغلی ـ تحصیلی ـ اجتماعی و روابط بین فردی گردند.
هدف از این تحقیق بررسی اثر بخشی فعال سازی رفتاری کوتاه مدت بر کاهش افسردگی دانشجویان با نشانگان بالینی افسردگی می باشد.
در تحقیق حاضر از روش پیش آزمون –پس آزمون،همراه با گروه کنترل استفاده شد. گروه نمونه این تحقیق دانشجویانی که نمرات بالایی در پرسشنامه مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(DASS-21) آوردند به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش و کنترل پرسشنامه مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(DASS-21)،قبل و بعد از درمان تکمیل کردند.جلسات درمانی طی ۱۰جلسه تشکیل شد.
اطلاعات از طریق پرسشنامه مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(DASS-21)جمع آوری شد. وبا روش تحلیل کواریانس، بوسیله نرم افزار spssتجزیه و تحلیل شد.
نتیجه این تحقیق همسو با پژوهش های قبلی نشان داد که فعال سازی رفتاری سبب کاهش علائم افسردگی در دانشجویان با نشانگان بالینی افسردگی می شود.
کلمات کلیدی: فعال سازی رفتاری کوتاه مدت،افسردگی،دانشجویان
۱-۱-مقدمه
افسردگی یکی ازاختلالات شایعی می باشد که هرفردی را تحت تاثیر قرار می دهد و متعلق به قشر خاصی نیست ولی برخی افراد جامعه بدلیل موقعیت خاص نسبت به این اختلال آسیب پذیرترند که از جمله می توان به دانشجویان اشاره نمود.قشر دانشجو به دلیل داشتن انرژی فوق العاده و نیز قوه ابتکار بالا با رویکرد فعال سازی رفتاری کوتاه مدت، هم از لحاظ پیشگیری و هم درمان سازگاری کامل دارد.
مطلب دیگر :
خلق یا Mood مایه هیجانی یک وضعیت عاطفی پایدار است که در طول طیفی بهنجار از غم وشادی تجربه می شود. اختلالات خلقی با احساسهای نابهنجار افسردگی یا سرخوشی مشخص می شوند که در برخی موارد شدید با خصوصیات سایکوتیک همراهند. اختلالات خلقی به انواع اختلالات دو قطبی و اختلالات افسردگی تقسیم می شوند. این علائم در برخی گروه های خاص از نظر جنس و سن و وضعیت روانی اجتماعی افراد متفاوت می باشد.
افسردگی دومین اختلال رایج روان شناختی است که حدود ۱۰۰ میلیون نفر را در جهان تحت تاثیر قرار داده است (گاتلیب[۱] و هامن[۲]،۱۹۹۲به نقل از کلارک[۳]،بک[۴] و آلفورد[۵]،۱۹۹۹)داده های اخیرتر پارکر[۶] و همکارانش (۲۰۰۱وبه نقل از لمبرت[۷]،۲۰۰۶)نیز نشان می دهند که نزدیک به۱۲۱میلیون نفر در جهان به افسردگی مبتلا هستند. تقریبا همه افراد حداقل بصورت خفیف احساس افسردگی کرده اند(روز نهان و سیلیگمن[۸]،۱۳۸۲)
« حالت روانی مشخص با احساس نومیدی، غمگینی، تنهایی، درماندگی، اعتماد به نفس پایین و خودملامتگری، نشانههای همراه مشتملند بر کندی روانی ـ حرکتی یا گاه بگاهی تحریک، گریز از روابط بین فردی و علائم نباتی نظیر، بی خوابی و بی اشتهایی » ( کاپلان و سادوک[۹]، ۱۳۸۲،جلد اول، ص ۸۹ ).
افسردگی علاوه بر اینکه زندگی را برای فرد مبتلا تلخ خواهد نمود، از پیشرفت و اعتلای فرد، همچنین توانایی انجام اعمال و وظایفی که بر عهده وی می باشد نیز جلوگیری خواهد نمود و خود این امر باعث اختلال در سلامت و پیشرفت جامعه و عواقب ناشی از آن خواهد شد. با تشخیص به موقع و زود هنگام این اختلال در دانشجویان، فرصتی برای پیشگیری اولیه و یا جلوگیری از پیشرفت و وخامت آن و نهایتا تامین بهداشت روانی برای آنان و جامعه فراهم می گردد.
امروزه روان درمانیهای متعددی برای افسردگی وجود دارد که بعضی از آنها که در تجارب و پژوهشهای بالینی اثرمندی خود را به اثبات رسانده اند عبارتند از: رفتار درمانی، روان درمانی بین فردی، شناخت درمانی (چمبلس[۱۰] و همکاران، ۱۹۹۸)
درمان فعال سازی رفتاری نوعی درمان رفتاری صرف است که دارای اثر مندی بالینی است و همچنین به علت طول کم دوره درمان مقرون به صرفه است (لیجیوز[۱۱]، هوپکو[۱۲] و هوپکو،۲۰۰۱)
فعال سازی رفتاری به افراد افسرده کمک می کند تا از طریق راهبردهای متمرکز بر فعالیت مجددا در گیر زندگی شوند.این راهبرد ها با الگوی اجتناب و کناره گیری و نا فعالی که از طریق ایجاد مشکلات ثانویه اضافی موجب تشدید افسردگی می شوند، مقابله می کنند.فعال سازی رفتاری به منظور کمک به افراد در نزدیک شدن و دسترسی به منابع تقویت مثبت در زندگی که دارای کارکرد ضد افسردگی طبیعی هستند طراحی شده است ( جیکوبسون[۱۳]، مارتل[۱۴]، دیمیدجیان[۱۵]،۲۰۰۱)
این تحقیق به این منظور انجام شده است تا اثر بخشی رویکرد فعال سازی رفتاری کوتاه مدت بر کاهش افسردگی در دانشجویان با نشانگان افسردگی بالینی بررسی و مشخص گردد.
۱-۲-بیان مسئله:
امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی که دراداره آینده کشور به عهده دارند یکی از قشر های مهم جامعه به حساب می آیند. اهمیت این موضوع زمانی مشخص می شود که بدانیم بر طبق آمار وارقام موجود، کشور ایران یک کشور جوان بوده و بخش عمده جمعیت آن متشکل از جمعیت جوان ونوجوان می باشند که سلامتی جسمی و روانی آنها نقش بسزایی در پیشرفت و آینده کشور خواهد داشت.یکی از رویکرد های نوین و اثر بخش در پیشگیری و درمان افسردگی درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت می باشد که هم اثرات شگرف آن در تحقیقات گوناگون به اثبات رسیده و هم با فرهنگ کشور ما همخوانی کامل دارد.
شاید کمتر کسی باشد که در طول زندگی خود لحظاتی از نگرانی و افسردگی را احساس نکرده باشد. افسردگی یک اختلال شایع عاطفی است. اگر شدت اینحالت از حد معمول بگذرد، عرصه زندگی را بر فرد تنگ کرده او را از همه چیز حتی از خودش بیزار می کند.افسردگی می تواند علل مختلفی داشته باشد اما مهمترین عاملی که باعث ایجاد و تداوم آن می شود کناره گیری و اجتناب فرد از فعالیتهای لذت بخش زندگی است، به این صورت که فردی که بر اثر از دست دادن شغل، عدم قبولی در دانشگاه یا فقدان یکی از عزیزان. (به این گونه عوامل مسایل اولیه گفته می شود)دچار حالاتی غمگنانه شده و از فعالیتها دست می کشد و دچار علائمی می گرددکه به آن افسردگی می گوییم، در حقیقت بر اثر مسایل ثانویه افسردگی گرفتار بیماری می گردد(دیمیدجیان، دون،۱۳۹۲).این مسایل ثانویه شامل رفتارهای اجتناب گون و افکار نشخوار گون می شود بطوریکه فرد به خاطر غم واندوهی که مسایل اولیه برایش به ارمغان می آورنداز هر گونه دست زدن به فعالیت لذت بخش که برای فرد همراه با تقویت و پاداش باشد،امتناع کرده و گرفتار افکار نشخوارگون و رفتار های اجتنابی می گردد(دیمیدجیان، دون،۱۳۹۲).وفعالیتهایی از قبیل ماندن در رختخواب، مصرف مواد افیونی و الکل وتماشای بیش از حد تلویزیون ورا انجام می دهد.فعال سازی رفتاری درمان ساختار یافته کوتاه مدتی برای افسردگی است(دیمیدجیان، دون،۱۳۹۲).
هدف فعال سازی رفتاری، فعال کردن درمانجویان بطرقی است که تجارب پاداش بخش آنان را در زندگیشان افزایش دهد.هدف مذکور افزایش فعالیت و در گیر شدن فرد در دنیای پیرامونش است. فعال سازی رفتاری برای رسیدن به این هدف روی فرایندهایی (مانند رفتارهای گریز و اجتناب و افکار نشخوار گون) که جلوی فعال سازی را می گیرند، دست می گذارد. فعال سازی رفتاری بر این فرض استوار است که مشکلات موجود در زندگی افراد آسیب پذیر توان دریافت تقویت مثبت از محیط را از آنان می گیرد. اساس کار فعال سازی رفتاری تاکید بر عوامل اصلی و حقیقی بوجود آورنده افسردگی یعنی کاهش فعالیتهای پاداش بخش و افزایش رفتارهای اجتنابی و افکار نشخوار گون می باشد
یکی از پژوهش های مهمی که تاثیر غیر قابل انکار فعال سازی رفتاری در درمان افسردگی را مشخص می کند، پژوهش تحلیل مولفه ای می باشد که جیکبسون و همکارانش انجام دادند(جیکبسون و همکاران، ۱۹۹۶)
۱۵۰افسرده ی بزرگسالی که در این پژوهش شرکت کرده بودند به طور تصادفی در یکی از۳ موقعیت درمانی قرار گرفتند ۱- فعال سازی رفتاری ۲- فعال سازی رفتاری به اضافه باز سازی شناختی افکار خود آیند ۳- بسته شناخت درمانی کامل شامل فعال سازی رفتاری بازسازی شناختی افکار خود آیند و بازسازی شناختی باورهای بنیادین نتایج حاصل این پژوهش حاکی از آن بود که تفاوت معنا داری بین سه موقعیت درمانی چه در درمان مرحله حاد و چه در پیشگیری ازعود آن هم در پیگری ۲ ساله دیده نشد (جیکبسون وهمکاران، ۱۹۹۶؛گوتنر[۱۶]، گالان[۱۷]، دابسون[۱۸] و جیکبسون، ۱۹۹۸)و نتایج بدست آمده از مولفه فعال سازی رفتاری با نتایج حاصل از شناخت درمانی کامل یکسان بود.
مدل معاصر فعال سازی رفتاری در یک کار آزمایی بالینی که در دانشگاه واشنگتن انجام شد (پژوهش سیاتل) در معرض آزمایش سختی قرار گرفت. در پژوهش سیاتل فعال سازی رفتاری نه تنها با شناخت درمانی بلکه با یکی از داروهای ضد افسردگی پاروکسین نیز مقایسه شد.
این مقایسه درمانی در بافتاری متشکل از ۲۴۱ افسرده بزرگسال و کارآزمایی کنترل شده با دارو نما صورت گرفت تمرکز تحلیل بر مقایسه ی درمان بین۲گروه بود: بیماران مبتلا به افسردگی خفیف و شدید. پیامد های درمانی سریع برای بیمارانی که فعال سازی رفتاری را دریافت کرده بودند با بیماران که داروی ضد افسردگی در یافت کرده بودند یکسان بود حتی برای بیماران که افسردگی شدید داشتند نیز چنین پیامدی حاصل شد بیمارانی که فعال سازی رفتاری را در یافت کرده بودند در درمان ماندند.
فعال سازی رفتاری همچنین از نظر درمان سریع بیماران مبتلا به افسردگی شدید در مقایسه با شناخت درمانی برتری داشت ونیز بیماران که دارو،علایم شان را بهبود بخشیده بود هنگامی که مصرف دارو را قطع کردند به مراتب بیشتر از بیماران که فعال سازی رفتاری با شناخت درمانی دریافت کرده بودند دچارعود شدند (دیمیدجیان و همکاران، ۲۰۰۶؛دابسون و همکاران ۲۰۰۸)
ما در این تحقیق به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که آیا استفاده از درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت می تواند بر کاهش افسردگی در دانشجویان با نشانگان بالینی افسردگی اثری داشته باشد یا خیر؟
۱-۳-اهمیت وضرورت انجام تحقیق
با توجه به اینکه دانشجویان در هر جامعه ای آینده سازان و برنامه ریزان و مدیران آن جامعه خواهند بود سلامت روانی آنان می تواند نقش مؤثری در فرایند توسعه داشته باشد. در صورتی که آنان از بهداشت روانی برخوردار نبوده و به خاطرمشکلات و مسائل اولیه ی مانند:سطح درآمد پایین، عدم موقعیت مناسب ازدواج،دوری از خانواده،شکست تحصیلی و عشقی،توقع وانتظارات بالا از خود ودیگران در زمینه های تحصیلی؛شغلی؛اجتماعی و.،می باشد که باعث اختلالات روحی و عاطفی از جمله افسردگی شوند، نه تنها خود دراین جریان ضربه می بینند، بلکه در نهایت جامعه نیز متضرر می گردد. شناخت عواملی که مشکلات روانی دانشجویان را فراهم می آورد مستلزم مطالعات علمی است. از طریق شناخت این عوامل است که می توان به برنامه ریزی در جهت مرتفع ساختن مشکلات عاطفی دانشجویان همت گماشت و بهداشت روانی آنان را تأمین کرد. تا زمانی که بهداشت روانی درمیان دانشجویان وجود نداشته باشد نه تنها انواع اختلالات روحی از جمله افسردگی، از خود بیگانگی و گریبان گیر آنها خواهد شد، بلکه این امر منجر به افت تحصیلی و هدر رفتن سرمایه گذاریهایی خواهد شد که در این راه به کار گرفته شده است.
بر اساس نتایج مطالعات انجام گرفته در ایران، گروه های دانشجویی دامنه بالایی از اختلال افسردگی را نشان می دهند(امینی و همکاران،۱۳۸۰)، همچنین در پژوهشی دیگر، میزان شیوع این اختلال در دانشجویان ۵/۱۴در صد گزارش شده است(ضیایی،معین الغربایی،مالکی نژاد،۱۳۸۰).از آنجایی که مطالعات متعددی اثر بخشی درمان فعال سازی رفتاری را در افسردگی نشان داده اند (امیری،جلیلی،پرهون،۱۳۹۰)بنابراین هدف از این پژوهش اثر بخشی درمان فعال سازی رفتاری بر کاهش افسردگی دانشجویان می باشد.
رویکرد فعال سازی در این راستا نیز می تواند با پویا نمودن دانشجو در ظرف مدت کوتاهی او را دوباره به اجتماع بر گرداند
۲-۴-۱فرضیه های فرعی.۸
۵-۱اهداف پژوهش۹۱-۵-۱هدف اصلی.۹۲-۵-۱هدف فرعی.۹۶-۱تعریف نظری و عملیاتی متغیرها۱۰۱-۶-۱تعریف نظری۱۰۲-۶-۱تعریف عملیاتی متغیرها۱۲فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق۱-۲مقدمه.۱۴۲-۲مهارت های زندگی.۱۵۱-۲-۲تاریخچه مهارت های زندگی۱۵۲-۲-۲اهمیت مهارت های زندگی.۱۶۳-۲-۲اهداف آموزشی مهارت های زندگی.۱۷۴-۲-۲ده مهارت اصلی زندگی۱۷۵-۲-۲عناصر اصلی مهارت های زندگی.۱۹۳-۲خود آگاهی۲۰۴-۲مهارت ابراز وجود.۲۳۱-۴-۲دو تعریف از مهارت ابراز وجود۲۳۲-۴-۲مهارت خودشناسی۲۴۳-۴-۲نکاتی دیگر پیرامون خودشناسی.۲۵۴-۴-۲مهارت شناخت خویشتن (خودشناسی).۲۵۵-۴-۲نظریه سوپر در مورد «خودپنداشت».۲۶۵-۲مقابله با استرس۲۸۱-۵-۲تعریف استرس.۲۸۲-۵-۲راهبردهای مقابله با استرس.۲۹۳-۵-۲ویژگی های افراد مقاوم در برابر استرس۳۰۴-۵-۲مهارت مقابله با استرس.۳۱۶-۲ارتباط موثر.۳۲۱-۶-۲تعریف ارتباط .۳۲۲-۶-۲انواع سبک های ارتباطی.۳۴۳-۶-۲اجزای ارتباط.۳۵۷-۲مبانی نظری برنامه آموزش مهارتهای زندگی.۳۷۸-۲سازگاری اجتماعی.۳۸۱-۸-۲مراحل فرایندسازگاری اجتماعی۳۹۹-۲عقب ماندگی ذهنی۴۱۱-۹-۲طبقه بندی روان
۴۳۱۰-۲پژوهش های انجام شده مرتبط با موضوع.۴۴فصل سوم: روش شناسی تحقیق۱-۳ مقدمه.۴۹۲-۳ روش پژوهش۴۹۳-۳ جامعه ونمونه آماری۴۹۴-۳ ابزار جمع آوری اطلاعات۴۹۵-۳ پرسشنامه سازگاری بل.۵۰۶-۳ اعتبار و روایی پرسشنامه سازگاری بل.۵۱۷-۳ روش اجرای پژوهش۵۲۸-۳ روش تجزیه وتحلیل داده ها.۵۲فصل چهارم: یافته های تحقیق ۱-۴ مقدمه۵۴۲-۴ یافته های توصیفی۵۵۳-۴ مفروضه های تحلیل کواریانس۶۵۱-۳-۴همگنی واریانسها.۶۵۲-۳-۴ همگنی رگرسیون۶۶۴-۴ یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش۶۷فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری۱-۵ مقدمه.۷۲۲-۵ بحث و نتیجه گیری.۷۳۳-۵ محدودیت ها.۷۷۴-۵ پیشنهادات۷۸۱-۴-۵پیشنهادات کاربردی.۷۸۲-۴-۵پیشنهادات پژوهشی.۷۸منابع فارسی.۷۹منابع انگلیسی.۸۱ضمائم۸۲
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود. طرح پژوهش، ازنوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است.جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک کم توان ذهنی در شهرستان سیرجان بوده است. حجم نمونه۳۰نفر که شامل گروه آزمایش(۱۵نفر) و گروه کنترل(۱۵نفر) بود. روش نمونه گیری دردسترس بوده است. ابتدا سازگاری اجتماعی هر دوگروه آزمایش و کنترل قبل از آموزش ۵مهارت زندگی(مقابله با هیجانات، روابط فردی وبین فردی، مدیریت زمان، حل مسئله، تفکر نقاد)ومهارت های، خودآگاهی، مقابله با استرس، ارتباط مؤثر، توسط پرسشنامه سازگاری بل مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس در گروه آزمایش ۱۰ جلسه، ۶۰دقیقه ای مهارت های زندگی، خود آگاهی، مقابله با استرس، ارتباط مؤثر به صورت گروهی آموزش داده شد.بعداز پایان هر مهارت هر دو گروه با پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با بهره گرفتن از تحلیل کوواریانس تک متغیری انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی(۵مهارت)، خودآگاهی، ارتباط مؤثر برسازگاری اجتماعی تأثیر داشته وبین دو گروه از نظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنی داری وجود داشته است و آموزش مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی تأثیر نداشته وبین دو گروه ازنظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنی داری وجود نداشته است.
کلید واژه ها: مهارت های زندگی- سازگاری اجتماعی- کم توان ذهنی
۱-۱مقدمه
از آنجا که بسیاری از مشکلات و دشواری های زندگی امروزه اجتناب ناپذیر بوده و افراد جامعه همواره با آنها دست به گریبان هستند لذا ایجاد و تقویت توانائی ها و مهارت هایی که در شرایط دشوار ضامن سلامت روانی افراد باشد، ضروری است. به خوبی مشخص شده است که بزرگسالان جوان با توجه به موقعیت اجتماعی و شرایط زندگی خود مسائلی از قبیل اختلافات روانی، افسردگی، رفتارهای ناسالم و افکار خودکشی را تجربه می کنند. توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد
مطلب دیگر :
پایان نامه : انواع مشاغل بر حسب استرس
بتواند با چالش ها و ضرورت های زندگی روزمره کنار بیاید یکی از اصولی ترین اقداماتی است که افراد باید بیاموزند.
آموزش مهارت های زندگی[۱] می تواند کمکی برای رسیدن به این هدف باشد. این آموزش ها تأثیر مثبتی بر سطح احساس، طرز فکر و نحوه رفتار افراد جامعه خواهد داشت. مهارت های زندگی مربوط به نحوه عمل و رفتارند و اگر به صورت عملی آموخته شوند می توانند با تغییر رفار در تک تک افراد جامعه باعث ارتقا جامعه شوند.
اهمیت و ضرورت آموزش مهارت های زندگی زمانی مشخص می شود که بدانیم آموزش مهارت های زندگی موجب ارتقای تواناییهای روانی- اجتماعی می گردد. این تواناییها فرد را برای برخورد موثر با کشمکش ها و موقعیت های زندگی یاری می بخشند، و به او کمک می کنند تا با سایر انسانها، جامعه و فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کند و سلامت روانی خود را تأمین نماید. بدین ترتیب، تمرین مهارت های زندگی موجب تقویت یا تغییر نگرش ها، ارزش ها و رفتار انسان می گردد، در نتیجه با پدید آمدن رفتارهای مثبت و سالم بسیاری از مشکلات قابل پیشگیری خواهند بود (ناصری، ۱۳۸۴).
اصطلاح مهارت های زندگی به گروه بزرگی از مهارت های روانی- اجتماعی و میان فردی گفته می شود که به افراد کمک می کند تا تصمیمات خود را آگاهانه اتخاذ کنند، به طور موثر ارتباط برقار رکنند، مهارت های مقابله ای و مدیریت شخصی خودی را گسترش دهند و زندگی سالم و پر بار داشته باشند. در سال ۱۹۹۶ میلادی، سازمان بهداشت جهانی به منظور پیشگیری و همچنین افزایش سطح بهداشت روانی افراد و جامعه، برنامه ای با عنوان آموزش مهارت های زندگی، سه طبقه ی کلی همراه با زیر طبقات آن را به شرح زیر ارائه کرده است:
۱ ) ارتباط و روابط میان فردی که شامل مهارت های روابط میان فردی، مهارت مذاکره و نه گفتن، همدلی، مشارکت و کارگروهی و مهارت طرفداری کردن است. ۲) مهارت تصمیم گیری و تفکر انتقادی که شامل مهارتهای حل مشکل و تصمیم گیری، مهارت تفکر انتقادی است و ۳) مهارت مقابله و مدیریت شخصی که شامل مهارت هایی برای افزایش منبع کنترل، مهارت های مدیریت احساسات و مهارت مدیریت استرس است.
هدف از آموش مهارت های زندگی افزایش توانایی های روانی، اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده و ارتقای سطح سلامت روان است. انتظار می رود که هر فرد پس از دریافت آموزش مهارت های زندگی، به توانایی هایی از جمله کسر خود اگاهی عزت نفس، برقراری ارتباط با دیگران، توانایی همکاری، توانایی کنار آمدن با احساسات و فشارهای روحی، توانایی ابراز آرزوها و امیدها، دست یابد (نوری قاسم آبادی، ۱۳۷۳).
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجعه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره آسیب پذیر کرده است. از جمله خانواده هایی که از داشتن یک کودک معلول و بار مراقبتی زیاد و فشارهای روانی، اجتماعی و مالی ناشی از داشتن چنین کودکی رنج می برند، که این عوامل می توانند تأثیرات نامطلوبی را بر ساخت و عملکرد خانواده داشته و باعث شود که پدر و مادر تحت تنش های جسمی و روانی، اجتماعی و اقتصادی قرار یگرند تا حدی که روند طبیعی زندگی خود را از دست داده و منجر به فروپاشی خانواده شود. در این بین بیشترین فشار روانی گریبان گیر مادران است(ناصری،۱۳۸۴).
۲-۱بیان مسئله
۲-۵-۱- قلمرو کارکردی.۳۳
۲-۵-۲- قلمرو ساختاری۳۴
۲-۶- حوزه علائم اختلال شخصیت مرزی.۳۵
۲-۶-۱- علائم عاطفی.۳۶
۲-۶-۲- علائم شناختی۳۷
۲-۶-۳- علائم رفتاری و تکانشگری۳۸
۲-۶-۴- علائم روابط بین فردی.۳۹
۲-۷- سبب شناسی BPD.40
۲-۷-۱- دیدگاه روان تحلیلی.۴۱
۲-۷-۲- رویکرد رفتاری.۴۲
۲-۷-۳- رویکرد های یادگیری اجتماعی.۴۲
۲-۷-۴- رویکرد رفتاری شناختی۴۳
۲-۷-۵- رویکرد مجادله ای۴۴
۲-۸- معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت مرزی.۴۵
۲-۹- شیوع. ۴۶
۲-۱۰- سیر بالینی BPD48
۲-۱۱- همایندی مرضی BPD51
۲-۱۲- درمان۵۳
۲-۱۲-۱- درمان دارویی.۵۴
۲-۱۲-۲- درمان سایکودینامیک۵۷
۲-۱۲-۳- رفتاردرمانی دیالکتیکی۵۹
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- طرح پژوهش۶۶
۳-۲- شرکت کنندگان پژوهش.۶۶
۳-۳- ابزارهای پژوهش۶۷
۳-۳-۱- مصاحبه بالینی ساختاریافته۶۷
۳-۳-۲- پرسشنامه افسردگی بک۶۸
۳-۳-۳- پرسشنامه اضطراب بک۶۸
۳-۳-۴- مقیاس تکانشوری بارات.۶۹
۳-۳-۵- پرسشنامه ارزیابی شخصیت – مقیاس ویژگی های مرزی.۷۰
۳-۴- روش اجرا۷۱
۳-۵- روش تجزیه و تحلیل داده ها.۷۱
مطلب دیگر :
فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۱- شرح حال بیماران۷۴
۴-۲- بررسی فرضیات و سوالات تحقیق۷۵
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری .۹۱
۵-۲- محدودیت ها.۹۵
۵-۳- پیشنهادات.۹۶
منابع فارسی.۹۷
منابع انگلیسی۹۸
چکیدهمقدمه: مشخصه اختلال شخصیت مرزی الگویی نافذ و فراگیر از خلق منفی، رفتار تکانشی و ناسازگارانه و مشکلات بین فردی است. بد تنظیمی هیجانی اغلب به عنوان مشخصه اصلی این اختلال محسوب می شود.هدف از پژوهش حاضر اینست که اثربخشی آموزش های مهارت های تنظیم هیجانی DBT بر کاهش نشانه های هیجانی بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مورد بررسی قرار بگیرد. روش: فرضیه های این پژوهش در چهارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی، با بهره گرفتن از طرح خطوط پایه چندگانه میان آزمودنی ها، مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزارهای پژوهش مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب بک، مقیاس تکانشوری بارات، پرسشنامه ارزیابی شخصیت- مقیاس ویژگی های مرزی است. نتایج: بر پایه یافته های بدست آمده از پژوهش می توان اظهار داشت که آموزش مهارت های تنظیم هیجانی که در این پژوهش در قالب پنج فرضیه پیش بینی شده بود، در مورد همه متغیرهای مربوط به این فرضیه ها، مورد تایید قرار می گیرد. |
مقدمه
براساس روال حاکم بر طبقه بندی و تشخیص مبتنی بر تشخیص پنج محوری در [۱]DSM، غالب بیماری های روانیدر دو محور، یک و دو روانپزشکی تشخیص گذاری می شوند. اما متاسفانه در این میان شماره گذاری محورهای تشخیصی بعنوان یک و دو، بین متخصصان به اشتباه منجر به نوعی نگاه درجه بندی و اولویت گذاری تبدیل شده است؛ به نحوی که اختلالات محور دو روانپزشکی یا همان اختلالات شخصیت، بیشتر بعنوان بیماری های درجه دوم نگریسته شده و در قالب بیماری های همایند با بیماریهای محور یک در نظر گرفته می شوند. یک چنین نگرشی باعث شده است تا مجموع تحقیقات انجام شده بر روی بیماری های محور دو و حتی طبقه بندی آنها، در مقایسه با بیماری های محور یک کمتر باشد. در صورتی که اختلالات شخصیت با توجه به این که مربوط به نوع سبک زندگی افراد می باشند، خود میتوانند زمینه ساز بروز برخی بیماری های محور یک قلمداد شوند ( بارلو [۲]و دوراند[۳]، ۲۰۱۲).
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱- تعریف طرحواره ۱۵
۲-۲- اعتیاد ۱۵
۲-۳- سازگاری اجتماعی ۱۵
۲-۴- مهارت مقابلهای ۱۶
۲-۵- مبانی نظری ۱۶
۲-۵- ۱- مقدمهای بر شناخت درمانی ۱۷
۲-۵-۲- شیوه شکل گیری طرحواره ۳۰
۲-۵-۳- تداوم طرحواره ۳۱
۲-۵- ۴- بهبود طرحواره ۳۴
۲-۵- ۵- مفاهیم تاریخی سوءمصرف مواد ۴۳
۲-۵-۶- نظریه رفتاری و شناختی رفتاری، اعتیاد ۴۵
۲-۵-۷- مهارتهای مقابلهای و سوءمصرف مواد ۴۶
۲-۵-۸- ۱- مهارت مقابلهای ۴۷
۲-۵-۸- ۲- مقابلههای مسأله مدار ۴۸
۲-۵-۸- ۳- مقابلهای هیجان مدار ۴۸
۲-۵-۸- ۴- مقابلههای مذهبی یا معنوی ۴۹
۲-۵-۹- سازگاری اجتماعی ۵۰
۲-۶- پیشینه تحقیق ۵۲
۲-۶-۱- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور ۵۲
۲-۶-۲- تحقیقات انجام شده در داخل کشور ۵۳
۲-۷- جمعبندی ۵۵
فصل سوم: روش اجرای پژوهش
۳-۱- روش تحقیق ۵۷
۳-۲- جامعه آماری ۵۷
۳-۳- روش نمونهگیری ۵۷
۳-۴- ابزار گردآوری دادهها ۵۹
۳-۵- شیوهی اجرای پژوهش ۶۱
۳-۶- روش تجزیه و تحلیل دادهها ۶۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها
۴-۱- مقدمه ۶۶
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
۴-۱- مقدمه ۸۰
۴-۲- بحث و نتیجهگیری ۸۱
محدودیتها ۸۸
پیشنهادات کاربردی ۸۹
پیشنهادات پژوهشی ۹۰
منابع ۹۱
چکیده
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثر بخشی طرحواره درمانی بر راهبردهای مقابله ای و سازگاری اجتماعی افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز سرپایی درمانی نگه دارنده با متادون شهر یاسوج بود. بدین منظور با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی از بین مراجع کنندگان به مراکز درمانی نگه دارنده با متادونشهر یاسوج ۴۰ نفر انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شده اند و مقیاس سازگاری اجتماعی و راهبردهای مقابله ای بر روی آنها به عنوان پیش آزمایش اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی ۸ جلسه مداخله انفرادی با رویکرد طرحواره درمانی قرار گرفتند، طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس انجام درمان همان ابزار به عنوان پس آزمون بر روی آزمودنی ها اجرا گردید. برای تجزیه و تحلیل نتایج از آزمون کواریانسونرم نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که بین میزان سازگاری اجتمالعی و راهبردهای مقابله ای رابطه معنا دار وجود دارد. یعنی بین گروه کنترل و آزمایش پس از اتمام درمان تفاوت معناداری وجود دارد.
واژه های کلیدی: طرحواره درمانی، سازگاری اجتماعی، راهبردهای مقابله ای، افراد وابسته به مواد.
مقدمه
مهارت مقابلهای[۱]: همه افراد در طول زندگی خود با استرس روبرو میشوند. زندگی بدون استرس یعنی مرگ، آنان در همه شرایط تحت استرس قرار دارد. ولی گاهی امکان دارد یک استرس بیماری زا و مشکل زا شود، این مسئله بستگی به مقابلههای فرد دارد. منظور از مقابله کوشش و تلاشهایی است که خود انجام میدهد تا استرس را از میان بردارد، برطرف کند، یا به حداقل برساند و یا تحمل کند.
دقت داشته باشید که ما همیشه نمیتوانیم منبع استرس را از میان برداریم. بلکه در مواردی باید آنها را کاهش دهیم و در مواقعی هم باید استرس را تحمل کنیم. مثلاً ما نمیتوانیم کاری کنیم که اختلاف والدین حل شود. در این موارد باید سعی شود تا استرس های ناشی از این اختلاف را کاهش دهیم و یا به صورتی تحمل کنیم تا کمتر آزار دهنده شود. کوششهای مقابلهای کاهش به صورت انجام دادن کار، فعالیت و اقدام خاصی است و گاه به صورت انجام دادن فعالیتهای ذهنی و درون روان است. به این ترتیب میتوان گفت دو نوع مقابله وجود دارد: مقابلههای مسأله مدار[۲] و مقابلههای هیجان مدار[۳]. در اکثر موارد ضروری و سالم است که هر دو نوع مقابله با هم مورد استفاده قرار بگیرند.
سازگاری اجتماعی[۴]: اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبه ارتباطی میان فرد و جامعه است. به همین دلیل جریانی پیچیده به حساب میآید که ابعاد و جوانب گوناگونی دارد. کسب مهارتهای اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط با سایر افراد و سازگاری اجتماعی از جمله این ابعاد میباشند.
از سازگاری اجتماعی تعاریف متعددی شده است. اسلبی[۵] وگورا[۶](۱۹۸۸)، به نقل (ادیبی،۱۳۸۱) سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی میدانند. از نظر آنها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه خاص اجتماعی طریقی خاص که در عرف جامعه قابل قبول باشد. در حالی که فریدمن (۱۹۸۰) سازگاری اجتماعی و مهارت اجتماعی را فرایندی میدانند که افراد را قادر میسازد تا رفتار دیگران را درک و پیشبینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند. عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که در نظریهها و دیدگاههای مختلف تربیتی، روانشناختی، جامعه شناختی بر آنها تاکید کردهاند.
طرحواره درمانی[۷]: شاید بتوان گفت طرحواره یک بسته حافظه ایست که محتوای آن را آموزههای فرد در طول زمان شکل میدهد.
باید توجه داشت که در روند پدیدایی طرحوارهها عواملی مثل بنیادهای زیستی فرد و عوامل مربوط به محیط تربیتی او مثل خانواده، فرهنگ، تجارب وی در فرایند رشد، رخدادهای بزرگ و. تأثیر میگذارند. این بسته حافظهای مثل یک فیلتر بزرگ و پیچیده بر سر راه اطلاعات ورودی به حافظه و همچنین اطلاعات موجود در حافظه عمل کرده و با سرند، دستهبندی و سازماندهی، شکلگیری معانی جدید را در ذهن ممکن میسازد (حمید پور، حسن و اندوز، زهرا،۱۳۸۹).
طرحوارهها فراتر از یک باورند آنها ما را برای مقولهبندی اطلاعات و پیشبینی رخدادها توانا میسازند.
یک طرحواره در برگیرنده مجموعهای از خاطرات، هیجانها، حسهای بدنی و ساختارهاست. ویژگی مقاوم بودن و سختجانی طرحوارهها آنها را در صدر فهرست چالشهای کسانی میگذارد که در حرفهشان با «تغییر» سر وکار دارند (یانگ، ۱۳۸۹).
طرحواره درمانی است ابتکاری و تلفیقی که توسط یانگ و همکارانش پایهگذاری شده است او در این درمان کوشیده است تا با بهکارگیری مبانی و راهبردهای روشهای درمان شناختی – رفتاری (CBT) و مؤلفههایی از سایر نظریهها مثل دلبستگی، روابط شیء ای، ساختارگرایی و روان تحلیلگری و تلفیق یکپارچه و منسجم آنها با یکدیگر یک مدل درمانی جدید را برای درمان اختلالات دیرپایی مثل اختلالات شخصیت و اختلالات مزمن محور یک ارائه دهد (بک[۸]،۱۹۹۶).
سه دهه پیش بک مطرح ساخت که هرچند کاربرد اطلاعات مربوط به دوران کودکی برای درمان دوره حاد افسردگی و اضطراب لازم نیست اما برای درمان مشکلات مزمن شخصیتی ضروری به نظر میرسد.
طرحواره درمانی به درک پایههای مشکلات روانشناختی فرد در دوران کودکی، ارتباط مراجع – درمانگر و نشاندن فرمولبندی مشکل بر زمینه تاریخچه فردی گستردهتری پای میفشارد.
این درمان برای چه کسانی بکار می رود؟
وقتیکه رفتهرفته درمانگران از درمان اختلالهای محور یک مثل اضطراب به سمت کار بر روی اختلالات عمیقتر مثل اختلالات شخصیتی محور دو حرکت کردند با محدودیتهای مدل شناخت درمانگری بک رو به رو شدند. بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی مجموعهای از مشکلات پیچیده و مقاومی را دارند که در بسیاری از موارد روند درمان را متوقف میسازد؛ بنابراین یانگ تحت تأثیر ساختارگرایی طرحواره درمانی را بنا نهاد که اختلالات شخصیتی و دیگر اختلالهای دیرپا را نشانه رفته است (بک،۱۹۹۰).
تجربه نشان است که طرحواره درمانی در درمان افسردگی و اضطراب دیرپا، اختلالهای خورد و خوراک، مسایل زناشویی و مشکلات پایدار در حفظ روابط صمیمانه سازگار،
مطلب دیگر :
اثربخش بوده است همچنین این روش در مورد مجرمان و در پیشگیر از عود در میان سوءمصرف کنندگان مواد مخدر کارایی دارد.
۱-۱- بیان مسأله
امروزه مسئله اعتیاد به صورت یک مشکل جهانی و فراگیر درآمدهاست. آمارهای منتشرشده از سوی سازمانهای بینالمللی به ویژه سازمان بهداشت جهانی، کمیته کنترل جهانی مواد مخدر و سازمان یونسکو حاکی از مصرف فزایندهی این مواد در سطح جهان است. در مطالعات اخیر بین ۳۵ تا ۶۵ درصد بیماران مبتلا به سوءمصرف مواد واجد ملاک تشخیصی اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند (کاپلان[۹]، سادوک[۱۰]،۲۰۰۷). بعضی موثرترین عوامل شروع اعتیاد را کنجکاوی و فشارهای اجتماعی میدانند (رحیمی،۱۳۸۱).
در پژوهشی تحت عنوان استفاده از رویکرد طرحواره محور که درمانی نوین و نویدبخش در زمینه اختلالات مزمن هم چون وابستگی به مواد و اختلال شخصیت است و از آنجایی که طرحواره درمانی خصوصاً در زمینه وابستگی به مواد و اختلال شخصیت درمانی نوین است آشکاراست که چنین دانشی مثمر به ثمر واقع شود، زیرا روانشناسان و درمانگران را قادر به شناخت و درمان طرحوارههای ناسازگار اولیه نموده و به درمان وابستگی در این بیماری کمک خواهد کرد. مقابله مجموعهای از فعالیتها و فرایندهای رفتاری شناختی برای ممانعت، مدیریت یا کاهش استرس است (لازاروس [۱۱]وفولکمن[۱۲] ، ۱۹۸۴ ).
طرحواره درمانی به درمانگر کمک میکند تا مشکلات مزمن و عمیق بیماران را دقیق تر تعریف کرده و آنها را به گونهای قابلدرک سازماندهی کند. در این مدل، ردپای طرحوارهها با تاکید بر روابط بین فردی بیمار از زمان کودکی تا زمان حال دنبال میشود. با به کارگیری این مدل بیماران میتوانند مشکلات شخصیتی خود را به صورت ناهمخوان دیده و در نتیجه برای رها شدن از شر مشکلات، انگیزه بیشتری پیدا کنند. درمانگران با بهره گرفتن از راهبردهای شناختی، عاطفی، رفتاری و بین فردی، در مبارزه با طرحوارهها با بیماران همپیمان میشوند و بیماران را به شیوه همدلانه با دلایل و ضرورت تغییر روبرو میکنند (یانگ و همکاران،۲۰۰۳).
مقابلهی متمرکز بر هیجان مهارتی است که بر پرداختن به خود مسئله یا موقعیت تمرکز میکند مثل ارزیابی مجدد مثبت و مقابلهی هیجان مدار معطوف به مهار ناراحتی هیجانی بوده و به عواطفی که با آن موقعیت مرتبط است میپردازد، نه کنترل خود موقعیت مثل اجتناب از مشکل. عوامل شخصیتی و راهبردهای مقابلهای به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد و تداوم انواع گوناگون ناسازگاریها دخالت دارند. بدین منظور گروه کثیری از مطالعات در صدد روشن کردن مؤلفههای شخصیتی و راهبردهای مقابلهای در تعامل باهم در جمعیت بالینی و سالم بوده اند گاتی (۱۹۹۳). یکی از الگوها که پژوهشهای زیادی در این زمینه بر اساس آن صورت گرفته است الگوی واسطهای نام دارد. بر اساس این الگو فرض میشود که شخصیت، تعیین کنندهی راهبردهای مقابلهای است.
پژوهشگران اثر ویژگیهای اساسی شخصیت را بر پاسخ مقابلهای بین کردهاند: آنها نتیجه گرفتند که پاسخهای مقابلهای در طول زمان و نسبت به انواع استرسها ثابت هستند و پیشنهاد میکنند که ویژگیهای شخصیتی اولیه سرچشمه نوع مقابله هستند (هنرپروران،۲۰۰۷).
از طرفی مقابلهی منفی هیجان مدار به مهار ناراحتی هیجان بوده و به عوامل عاطفی که با آن موقعیت مرتبط است میپردازد نه خود موقعیت (لازاروس وفولکمن،۱۹۸۰). افرادی که از این موقعیتهای مقابلهای استفاده میکنند به جای تمرکز بر مشکل حل آن بیشتر در پی آن هستند تا پیامدهای هیجانهای منفی عامل استرسزا را مهار کنند: این افراد تحت تأثیر این راهبرد به جای مقابله از کنار مشکلات رد میشوند (سپند هنر،۱۹۸۰). راهبردهای مقابلهای هیجان مدار در کوتاه مدت برای کاهش تنش موثراست اما در بلندمدت اثرات منفی دارند (برنفمن[۱۳]،۲۰۰۲). پژوهشها نشان دادهاند که مصرفکنندگان مواد نسبت به استفاده از این راهبردها آسیبپذیر هستند (کودینی، برینی،۱۹۸۹).
هم اکنون انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) درمانهای روانی اجتماعی را از مؤلفههای اساسی هر نوع برنامه درمانی و پیشگیرانه سوءمصرف مواد در نظر میگیرند. اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبه ارتباط میان فرد و جامعه است و در طول حیات انسان این فرایند در دو مقولهی یادگیری و یاددادن ادامه مییابد و سازگاری اجتماعی در قلب این فرایندها صورت میگیرد. به طور کلی موجودات زنده برای ادامهی حیات مفید خود به سازگاری با محیط پیرامون خویش نیازمند هستند.
رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی ازجمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال میرسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل و تعامل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی به وضوح تأثیر فراوانی بر رفتار دارد از طرفی دیگر انسان موجودی انعطافپذیر است، او نه تنها می تواند با محیط سازگار شود بلکه محیط را طبقه خواستههای خود دگرگون میکند. در حال حاضر اعتیاد علاوه بر زیانهای جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلا به بیماریهای عفونی همچون ایدز، هپاتیت و. عوارض و مشکلات عدیدهی روانی اجتماعی نیز به دنبال دارد، کراک یکی از مواد صنعتی جدید است در ایران از هروئین خالص ساخته میشود و با کراک واقعی موجود در دنیا که از مشتقات کوکائین است تفاوت دارد، مصرف راحت و بویایی سریعالاثر دلیل شیوعش میباشد، عوارض مصرف کراک علاوه بر نئشگی، عصبانیت، پرخاشگری شدید و تهوع و استفراغ میباشد شخص مصرفکننده در زمان نرسیدن مواد قابل کنترل نیست و رفتارهای بسیار پرخطری از او سر میزند که قابل پیشبینی نیست. این عوارض ناهنجاریهای عدیدهای را در سازگاری فرد به خصوص سازگاری اجتماعی به وجود آورده است. با توجه به موارد فوق پژوهشگر به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا طرحواره درمانی بر راهبردهای مقابلهای و سازگاری اجتماعی تأثیر دارد یا خیر؟
۱-۲- اهمیت و ضرورت
بهرهگیری از روشهای علمی درمان وابستگی به مواد در سال ۱۳۸۱ در کشورمان شروع شده است و هم اکنون اکثر متخصصان و صاحبنظران درمان وابستگی مواد بر این باور هستند که وابستگی به مواد یک اختلال روانی میباشد.
همه افراد در طول زندگی خود با استرس روبرو میشوند. زندگی بدون استرس یعنی مرگ، آنان در همه شرایط تحت استرس قرار دارد. ولی گاهی امکان دارد یک استرس بیماری زا و مشکل زا شود، این مسئله بستگی به مقابلههای فرد دارد. منظور از مقابله کوشش و تلاشهایی است که خود انجام میدهد تا استرس را از میان بردارد، برطرف کند، یا به حداقل برساند و یا تحمل کند.
دقت داشته باشید که ما همیشه نمیتوانیم منبع استرس را از میان برداریم. بلکه در مواردی باید آنها را کاهش دهیم و در مواقعی هم باید استرس را تحمل کنیم. مثلاً ما نمیتوانیم کاری کنیم که اختلاف قدیمی والدین حل شود. در این موارد باید سعی شود تا استرس های ناشی از این اختلاف را کاهش دهیم و یا به صورتی تحمل کنیم تا کمتر آزار دهنده شود. کوششهای مقابلهای کاهش به صورت انجام دادن کار، فعالیت و اقدام خاصی است و گاه به صورت انجام دادن فعالیتهای ذهنی و درون روان است. به این ترتیب میتوان گفت دو نوع مقابله وجود دارد: مقابلههای مسأله مدار و مقابلههای هیجان مدار. در اکثر موارد ضروری و سالم است که هر دو نوع مقابله با هم مورد استفاده قرار بگیرند.
۱-۳- مقابلههای مسأله مدار
در مقابلههای مسأله مدار فرد سعی میکند کاری انجام دهد تا استرس را از میان بردارد، کاهش دهد یا آن را تحمل کنند. نمونهای از مقابله مسأله مدار عبارت است از اقدام به عمل نمودن- فعالیت خاصی انجام دادن- راهنمایی گرفتن- مشورت کردن- برنامهریزی کردن- جمع آوری اطلاعات- مطالعه کردن- استفاده از روش حل مسأله به فکر کردن و غیره، ژنتیکی، جسمی و اجتماعی است بر این اساس تنوعی از درمانهای دارویی روانشناختی و اجتماعی برای کنترل آن طراحی شده است آنچه که اهمیت دارد این است که فرد وابسته به مواد بر اساس شرایط و مشخصات خاص خود به برنامه درمانی هدایت شود (نادری و همکاران،۱۳۸۷).
سوءمصرف مواد، یکی از مشکلات نظام سلامت کشور است. ستاد مبارزه با مواد مخدر، جمعیت افراد وابسته به مواد کشور را رقمی حدود ۲/۱ میلیون نفر تخمین زده است. این در حالی است که برخی از صاحبنظران، این آمار را بین دو تا پنج میلیون نفر تخمین زدهاند (ندمی، ۱۳۸۷).
با توجه به نیازهای جدی مراکز درمانی اعتیاد به برنامههای روان درمانی و اندک بودن پژوهشهایی که به بررسی اثربخشی درمان طرحواره درمانی در درمان اعتیاد پرداختهاند، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان طرحواره درمانی بر سازگاری اجتماعی و بهبود مهارتهای مقابلهای افراد معتاد انجام شده است. طرح واره درمانی نقش مهمی را در شناخت درمانی ایفا میکند.
راهبردهای شناختی و تکنیک آموزش دو هدف اولیه این درمان است، آموزش جنبه ایست که مبتنی بر تعلیم بیماران در مورد نیازهای معمولی و هیجانهای معمولی است.
این نیازهای معمولی شامل: ایمن بودن و یک اساس پایا و ماندنی داشتن، کسب کردن عشق، پرورش آن، شخصیت پذیرفته شده و اثبات شده، شخصیت درمان شده به وسیله تلقین، حمایت و دریافت راهنمایی مناسب و داشتن احساسها و نیازهای معتبر یک شخص تحت عنوان طرحواره درمانی، همه بچهها این نیازهای هستهای راضیشان کرده و نوعی مشکلات رشدی که اینجا نمیتوان به آنها اشاره کرد.
۱-۴- اهداف تحقیق
۱-۴-۱- هدف کلی
۱: تبیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی بر راهبردهای مقابلهای در افراد وابسته به مواد.
۲: تبیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی برو سازگاری اجتماعی در افراد وابسته به مواد.
۱-۴-۲- اهداف فرعی
۱: تبیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی بر راهبرد مقابلهی رویارویی در افراد وابسته به مواد.
۲: تبیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی بر راهبرد خویشتنداری در افراد وابسته به مواد.