دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه ها

سایت مرجع دانلود پایان نامه های ارشد

بررسی رابطه بین مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان دانشگاه تربیت مدرس تهران

۲-۱-۳- جریان دانش ۱۵

۲-۱-۳-۱- شکلهای صریح و ضمنی دانش ۱۵

۲-۱-۴- مدیریت دانش ۱۶

۲-۱-۴-۱- تفاوت مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات ۱۷

۲-۱-۵- سیر تکاملی مدیریت دانش ۱۷

۲-۱-۶- ضرورت و اهمیت توجه به مدیریت دانش ۱۹

۲-۱-۷- مزایای سازمان متاثر از مدیریت دانش ۲۰

۲-۱-۸- فرایند مدیریت دانش ۲۱

۲-۱-۸-۱- نقش فرایندهای دانش در مدیریت دانش ۲۲

۲-۱-۹- مؤلفه‌های مدیریت دانش ۲۲

۲-۱-۱۰- اهداف مدیریت دانش ۲۲

۲-۱-۱۱- دسته ‏بندی ابزارهای مدیریت دانش ۲۳

۲-۱-۱۲-  مراحل عملیاتی کردن مدیریت دانش در سازمان‌ (مراحل پیاده‌سازی) ۲۴

۲-۱-۱۳- عوامل موفقیت مدیریت دانش ۲۵

۲-۱-۱۴- عوامل عدم موفقیت مدیریت دانش ۲۶

۲-۱-۱۵- چالش‌های مدیریت دانش ۲۷

۲-۱-۱۶- الگوهای استراتژی مدیریت دانش ۲۸

۲-۱-۱۶-۱- الگوهای استراتژی دانش ۳۲

۲-۱-۱۷- یادگیری ۳۵

۲-۱-۱۷-۱- مدیریت دانش و سازمان یادگیرنده ۳۵

۲-۱-۱۷-۲- مدیریت منابع انسانی ۳۶

۲-۱-۱۷-۳- یادگیری و پرورش توانمندیهای محوری ۳۷

۲-۲- توانمند سازی ۳۷

۲-۲-۱- تعریف توانمندسازی ۳۸

۲-۲-۱-۱- توانمندسازی کارکنان: ۳۹

۲-۲-۲- تاریخچه مطالعات توانمندسازی ۴۲

۲-۲-۳- دلایل توانمند سازی ۴۴

۲-۲-۴- نقش رهبری تسهیل کننده در ایجاد توانمندسازی ۴۶

۲-۲-۵- سطوح توانمند سازی ۴۷

۲-۲-۶- فرایند توانمندسازی ۴۸

۲-۲-۷- فنون توانمند سازی ۵۰

۲-۲-۸- مدل سازمانی بکارگیری توانمندسازی ۵۳

۲-۲-۹- عوامل موثر و تشکیل دهنده توانمندسازی روانشناختی: ۵۵

۲-۲-۱۰- استراتژیهای توانمند سازی ۵۶

۲-۲-۱۱- آموزش مهارت‌های توانمندساز نیروی کار ۵۷

۲-۲-۱۲- ابعاد توانمند سازی ۵۸

۲-۲-۱۲-۱- احساس خود سامانی ۵۸

۲-۲-۱۲-۲- احساس شایستگی (خود اثر بخشی) ۵۹

۲-۲-۱۲-۳- تاثیر  یا  پذیرفتن شخصی نتیجه ۵۹

۲-۲-۱۲-۴- معنی دار بودن ۶۰

۲-۲-۱۲-۵- اعتماد ۶۰

۲-۳- پیشینه تحقیق ۶۱

۲-۳-۱- مدل مفهومی تحقیق ۶۲

فصل سوم:روش شناسی تحقیق ۶۴

۳-۱-مقدمه ۶۵

۳-۲-نوع و روش تحقیق ۶۵

۳-۳- مراحل انجام تحقیق ۶۵

۳-۴-جامعه آماری ۶۶

۳-۵- تعیین نمونه آماری ۶۷

۳-۶- قلمرو زمانی تحقیق ۶۸

۳-۷- قلمرو مکانی تحقیق ۶۸

۳-۸- روش های آماری و اندازه گیری متغیرهای تحقیق ۶۹

الف)پرسشنامه مدیریت دانش ۶۹

ب)پرسشنامه توانمندسازی ۷۰


۳-۹-روایی و پایای ابزار سنجش ۷۰

۳-۱۰- روش تجزیه و تحلیل دادهها: ۷۲

۳-۱۱- خلاصه فصل ۷۲

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها ۷۳

۴-۱- مقدمه: ۷۴

۴-۲- آمار توصیفی ۷۴

۴-۳- مشخصات عمومی جامعه آماری: ۷۴

۴-۴- آماره های استنباطی متغیرهای تحقیق ۸۷

۴-۴-۱- تجزیه و تحلیل داده های مربوط به متغیرهای فرضیات تحقیق ۸۷

۴-۴-۱-۱- آزمون نرمال بودن متغیرهای تحقیق: ۸۷

۴-۴-۲- آزمون فرضیه اصلی تحقیق به روش همبستگی: ۸۹

۴-۴-۳- آزمون فرضیات فرعی : ۹۰

۴-۴-۳-۱- آزمون فرضیه فرعی اول: ۹۰

۴-۴-۳-۲- آزمون فرضیه فرعی دوم: ۹۱

۴-۴-۳-۳- آزمون فرضیه فرعی سوم: ۹۱

۴-۴-۳-۴- آزمون فرضیه فرعی چهارم: ۹۲

فصل پنجم:نتیجه گیری و پیشنهادات ۹۴

۵-۱- مقدمه ۹۵

۵-۲- نحوه ی شکل گیری فرضیه های تحقیق ۹۵

۵-۳- روششناختی تحقیق: ۹۶

۵-۴- بحث و بررسی نتایج تحقیق ۹۷

۵-۴-۱- بحث و بررسی نتایج آمار توصیفی ۹۷

۵-۴-۲- بحث و بررسی نتایج آمار استنباطی ۹۹

۵-۵- پیشنهادات تحقیق ۱۰۰

۵-۵-۱- پیشنهادات کاربردی ۱۰۰

۵-۵-۲- پیشنهادات تحقیق ۱۰۱

۵-۶- محدودیت های تحقیق ۱۰۲

۱-۱-  مقدمه

در محیط کسب وکار امروزی، تغییرات با سرعت زیاد به وقوع می­پیوندند؛ سازمانها در عرصه رقابت جهانی ملزم هستند تا نسبت به تغییرات مستمر واکنش مطلوب داشته باشند. با توجه به محیط رقابتی امروز، بدون داشتن سرمایه انسانی توانا و با انگیزه نمی­توان به حفظ و بقای یک سازمان همت گماشت و استفاده غیرموثر از این منبع استراتژیک به شکست سازمان می­انجامد.

امروزه دنیای کسب وکار از تسلط سرمایه به تفوق دانش تغییر یافته است یک سازمان به منظور برتری یافتن بر سایر سازمانها و نهادها، باید منابع انسانی خود را توسعه داده و میزان اطلاعات و دانش در دسترس را افزایش دهد. کارکنان و دانش و مهارت آنها، منابع و ثروت بسیار ارزشمندی برای سازمان بوده چرا که دانش و دانایی، جز منابع استراتژیک سازمان محسوب می­گردند که باید مدیریت شده و توسعه یابندotala,2000; paajanen & kantola,2008))

حضور فعالانه سازمانها در عرضه رقابت و تکنولوژی، پیدایش مشاغل جدید و لزوم چندمهارتی شدن کارکنان، توانمندسازی را امری اجتناب ناپذیر کرده است. توانمندسازی تکنیکی نوین و موثر در جهت ارتقای بهره­وری سازمان به وسیله بهره­ گیری از توان کارکنان است. کارکنان بوسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازی آزاد کردن این قدرت است. این تکنیک، ظرفیت بالقوه­ای برای بهره ­برداری از سرچشمه توانایی انسانی در اختیار می­گذارد و در یک محیط سالم سازمانی روشی متعادل را میان اعمال کنترل کامل از سوی مدیریت و آزادی عمل کارکنان پیشنهاد می­دهد. از طریق برنامه ­های توانمندسازی، ظرفیت­های کاری با تفویض اختیار، افزایش مسئولیت، خودمختاری در تصمیم ­گیری و احساس خودکارآمدی، افزایش می­یابد و در نتیجه بهره­وری و اثربخشی سازمان نیز بالا می­رود. در واقع بزرگترین مزیت یک سازمان در بکارگیری نیروهای خلاق و ماهر می­باشد امروزه سازمانها به افرادی نیاز دارند که مشکل­گشا و توانمند باشند و بتوانند با بهره گرفتن از دانش و مهارت و تعهد نیروی انسانی خود، موجبات اثربخشی سازمان را فراهم نمایند.

 ۱-۲-  بیان مساله

با توجه به اینکه در دنیای کسب و کار امروز بخش عظیمی از فعالیتهای ما مبتنی بر اطلاعات است و زمان کمتری برای کسب تجربه و بدست آوردن دانش در دسترس می­باشد. در این شرایط سازمانها بر اساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت می‏پردازند. لذا مدیریت دانش یکی از ابزارهای قوی در زمینه مدیریت می باشد که به شناسایی و تحلیل سرمایه‌های دانشی موجود و مورد نیاز و فرایندهای مرتبط با سرمایه‌ی دانش و نیز برنامه‌ریزی و کنترل بعدی عملیات برای توسعه‌ی سرمایه‌ها و فرایندها به منظور تأمین اهداف مورد نظر است (مدیریت دانش، مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی استراتژیک، ۱۳۷۹). همانطور که گفته شد امروزه ما در یک اقتصاد دانشی زندگی می­کنیم و توجه و تمرکز سازمانها بر هوشمندی، درک، مهارت و تجارب کارکنان می­باشد. در سالهای اخیر سازمانها از میزان بوروکراتیک بودن خود کاسته و رو به

مطلب دیگر :

دانلود پایان نامه: تاثیر پذیری تحولات ژئوپلیتیک ایران از استراتژی آمریکا در خاورمیانه

 سوی تفویض اختیارات آورده­اند اما هنوز افراد قادر به تصمیم ­گیری مستقل نیستند در واقع توانمندسازی به معنای مشارکت بیشتر در تصمیم ­گیری­هایی است که بر فعالیت آنها موثر است یعنی اینکه فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده­های خوب را خلق کرده و عملیاتی سازند. توانمندسازی عنصر حیاتی دنیای کسب و کار نوین و عصر نوآوری است. اهدافی نظیر نزدیک شدن به مشتری و درک وی، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره­وری و برتری رقابتی برای سازمانهایی فراهم می سازد تا راه­های جدید توانمندسازی کارکنانشان را بیابند.

توانمندسازی کارکنان یکی از ابزارهای موثر برای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت ها و توانایی های فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. توانمندسازی فرایندی است که در آن از طریق توسعه و گسترش نفوذ و قابلیت افراد و تیم ها به بهبود و بهسازی مستمر عملکرد کمک می شود. به عبارت دیگر توانمندسازی یک راهبرد توسعه و شکوفایی سازمانی است.

بنابراین مسئله‌ی اصلی این تحقیق بررسی ارتباط بین مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان دانشگاه تربیت مدرسمی­باشد. یعنی مسئله اینست که چگونه مدیریت دانش باعث توانمندسازی کارکنان دانشگاه تربیت مدرس می­شود؟

شایان ذکر است که این مسئله تحقیق با توجه به موضوع و حساسیت و اهمیت منابع انسانی سازمان، انتخاب شده است. جامعه آماری نیز با توجه به اینکه چندین تحقیق مرتبط دیگر در این حوزه یا حوزه­های نزدیک در دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفته است و همچنین دسترسی بهتر به افراد نمونه، برتری دانشگاه و قرارگیری آن در سطح ۵ دانشگاه برتر کشور و. انتخاب آنرا معقول­تر ساخت.

 ۱-۳-  اهمیت وضرورت انجام تحقیق

سازمان‌های امروزی در محیطی پرتلاطم فعالیت می‌کنند. این محیط می تواند فرصت ها و تهدیداتی برای توسعه سازمان ایجاد کند. اثرات فناوری بر محیط های کاری، رشد سریع تجهیزات و ابزارهای جدید در جهان، کلیه ابعاد سازمان را به نحوی تحت تأثیر  خود قرار داده است. توسعه کسب و کار در چنین فضایی نیازمند همگامی با تغییرات اجتماعی، دستاوردهای فناوری و تقاضای محیط رقابتی است. سازمان های امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونی های ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سال ها تجربه، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و باانگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسان هایی با فرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد، احساس مالکیت خواهد کرد. در این میان حوزه منابع انسانی سازمان نیز بی تأثیر از این مقوله نبوده است.

تغییر در حوزه  کسب وکار به دو دلیل صورت پذیرفته است: نخست تغییر در دنیای پیرامون و دوم تحول در خودِ افراد. استفاده از توانایی های بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود. همانگونه که سازمان ها به مقابله با چالش های سازمانی بر می خیزند و بهبود مستمر را در اولویت قرار داده اند، نیاز بیشتری به حمایت و تعهد کارکنان و درگیرکردن آنها در کار احساس می شود. توانمندسازی تکنیکی نوین و موثر در جهت ارتقای بهره وری سازمان به وسیله بهره گیری از توان کارکنان است. کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازی آزاد کردن این قدرت است.

دنیای امروز به تحول ویژگی‌های روانشناختی افراد نیاز دارد که به مراتب از تغییرات اقتصادی و سیاسی مهم تر و وسیع تر است. اگر افراد به خودباوری نرسند و به دنبال ارتقا توانمندی خود نباشند و به ذهن خود اعتماد نکنند، نمی توانند در کار و زندگی به موفقیت دست یابند. امروزه سازمانی که از رویکردهای نوین منابع انسانی بهره می برد، می تواند مطمئن تر راه موفقیت و پیشرفت خود را پیموده و مسیر دستیابی به توسعه را هموار نماید. دردنیای رقابت، سازمان‌هایی پیشتاز هستند که توسعه منابع انسانی در آنها به عنوان یک اصل اساسی مطرح باشد. اصلی که امروز یک مزیت رقابت برای سازمان‌ها محسوب می شود.

چارلز هندی  در کتاب “بارانی خالی[۱]” (۱۹۹۵) متذکر می شود که «ذکاوت تمرکز یافته، دانش فنی و توانایی به دست آوردن و به کار بردن آن، منبع جدیدی از ثروت است.» منابع مرسوم و سنتی ثروت اعم از زمین، مواد خام، فناوری انجام کار و حتی کارگران غیرماهر را می توان در مواقع نیاز خریداری کرد. عاملی که بدون آن نمی توان کارکرد، افرادی هستند که از این منابع برای دستیابی به بهترین مزایا استفاده کنند. هدف توانمندسازی این است که مغزهای افراد همانند بازوانشان به کار افتد. توانمندسازی باعث می گردد که سازمان‌ها در کسب و کار موفق باشند. هم چنین باعث می شود شغل افراد با معنی گردد و از انگیزه بیشتری در کار برخوردار شوند. از سوی دیگر توانمندسازی باعث بهبود کیفیت در ارائه کالاها و خدمات، افزایش اثربخشی سازمان، ایجاد خودکنترلی، احساس تعهد و. در کارکنان می گردد. اما باید به این نکته توجه داشت که توانمندسازی یک حرکت و فرایند مستمر است و اهمیت آن همواره رو به افزایش است.  لذا به منظور غلبه بر شرایط نامطمئن، پیچیده و پویا تنها راهی که پیش روی مدیران قرار دارد، داشتن نیروی انسانی توانمند و کارآمد که بنیاد ثروت و دارایی­های حیاتی سازمان به حساب می­آیند، منافع بسیار زیادی برای کلیه موسسات و سازمانها خواهد داشت.

با توجه به اهمیت مدیریت دانش در ذخیره­سازی و انتقال دانش کارکنان و مدیران در سازمان، می ­تواند به بهبود توانایی­های کارکنان سازمان کمک شایانی نماید و به توانمندشدن آنها بیانجامد.

۱-۴-  اهداف تحقیق

هدف اصلی تحقیق این است که میزان ارتباط مدیریت دانش و مولفه­های آن با توانمندسازی کارکنان دانشگاه تربیت مدرس را مورد بررسی قرار دهد.

از اهداف فرعی تحقیق می­توان بیان کرد که:

  • بررسی رابطه بین مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان
  • بررسی رابطه بین مولفه­های مدیریت دانش با توانمندسازی کارکنان
  • بررسی رابطه بین فرایندهای سازمانی مبتنی بر دانش( ذخیره­سازی دانش) و توانمند شدن کارکنان
  • بررسی رابطه بین فرهنگ/ ساختار سازمانی(تسهیم دانش) و توانمند شدن کارکنان
  •  بررسی رابطه بین بهره‌برداری از دانش(بکارگیری دانش)  و توانمندشدن کارکنان
  • بررسی رابطه بین زیرساخت‌ها/ تکنولوژی( خلق دانش) و توانمندشدن کارکنان

۱-۵-  تبیین متغیرهای تحقیق

دریک تحقیق برای پاسخ دادن به سئوال های تحقیق ویا آزمون فرضیه ها،تشخیص متغیرها امری ضروری است؛ دراین تحقیق دونوع متغییر درنظر گرفته شده است که عبارتنداز: مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان که در ذیل تفکیک شده اند:

متغییرمستقل: مدیریت دانش

متغییروابسته: توانمندسازی کارکنان

۱-۶-  فرضیه های تحقیق

مطابق بامدل مفهومی و تحلیلی تحقیق،  فرضیه های تحقیق به قرارذیل می باشد:

  • فرضیه اصلی تحقیق:

فرضیه اصلی: بین مدیریت دانش و توانمندشدن کارکنان دانشگاه تربیت مدرس رابطه وجود دارد.

  • فرضیات فرعی:
  1. بین فرایندهای سازمانی مبتنی بر دانش( ذخیره­سازی دانش) و توانمند شدن کارکنان رابطه وجود دارد.
  2. بین فرهنگ/ ساختار سازمانی(تسهیم دانش) و توانمند شدن کارکنان رابطه وجود دارد.
  3. بین بهره‌برداری از دانش(بکارگیری دانش) و توانمندشدن کارکنان رابطه وجود دارد.
  4. بین زیرساخت‌ها/ تکنولوژی( خلق دانش) و توانمندشدن کارکنان رابطه وجود دارد.

۱-۷-  تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق

 

الف) تعاریف مفهومی

بررسی تاثیر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه با تاکید بر نقش میانجی تسهیم دانش

۲-۲-۱-۱. توفیق طلبی ۱۷

۲-۲-۱-۲. کنترل درونی . ۱۹

۲-۲-۱-۳. خطرپذیری ۲۰

۲-۲-۱-۴. خلاقیت . ۲۱

۲-۲-۱-۵. استقلال طلبی . ۲۳

۲-۳. رفتار کارآفرینانه ۲۳

۲-۴. راه اندازی کسب و کار   ۲۴

۲-۵. چرخه حیات کسب و کارهای کارآفرینانه . ۲۶

۲-۶. ساختار مالکیت کسب و کار ۲۸

۲-۶-۱. روش خرید کسب وکار . ۲۸

۲-۶-۲. روش پذیرش نمایندگی ۲۹

۲-۶-۳. شروع کسب و کار از صفر . ۳۰

۲-۶-۳-۱. انفرادی ۳۰

۲-۶-۳-۲. شراکت ۳۰

۲-۶-۳-۳. شرکت . ۳۱

۲-۷. ثبت اختراع . ۳۱

۲-۸. شرایط عمومی ثبت اختراع . ۳۲

۲-۹. تسهیم دانش . ۳۳

۲-۹-۱. تمایل به تسهیم دانش . ۳۴

۲-۹-۲. تخصص فردی . ۳۴

۲-۹-۳. تجربه فردی ۳۴

۲-۱۰. مروری بر تحقیقات مرتبط . ۳۶

۲-۱۰-۱. تحقیقات خارجی ۳۶

۲-۱۰-۲. تحقیقات داخلی ۳۸

۲-۱۱. جمع بندی . ۴۲

فصل سوم: روش تحقیق

۳-۱. مقدمه ۴۴

۳-۲. نقشه عملی تحقیق ۴۴

۳-۳. روش شناسی تحقیق ۴۶

۳-۴. جامعه آماری ۴۶

۳-۵. نمونه آماری ۴۷

۳-۶. روش گردآوری داده ها ۴۷

۳-۶-۱. پرسشنامه بسته . ۴۷

۳-۶-۱-۱. روایی ابزار ۴۹

۳-۶-۱-۲. پایایی ابزار ۵۰

۳-۷. تجزیه و تحلیل عاملی تاییدی . ۵۱

۳-۸. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات . ۵۲

۳-۹. جمع­بندی ۵۲

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

۴-۱. مقدمه ۵۴

۴-۲. تجزیه و تحلیل آمار توصیفی ۵۴

۴-۲-۱. جنسیت . ۵۵

۴-۲-۲. سن ۵۵

۴-۲-۳. وضعیت تحصیلی ۵۶

۴-۲-۴. وضعیت تاهل ۵۸

۴-۲-۵. سمت سازمانی . ۵۹


۴-۲-۶. مرکز مورد بررسی . ۶۰

۴-۳.آمار استنباطی  ۶۱

۴-۳-۱. وضعیت متغییرهای تحقیق . ۶۱

۴-۳-۲. وضعیت متغیر شخصیت کارآفرینی . ۶۲

۴-۳-۳. وضعیت متغیر عوامل انسانی تسهیم دانش . ۶۳

۴-۳-۴. وضعیت متغیر رفتار کارآفرینانه . ۶۴

۴-۳-۵. نمودار راداری متغیرهای تحقیق ۶۵

۴-۴. آزمون فرضیات تحقیق . ۶۶

۴-۴-۱. تحلیل عاملی تاییدی ۶۶

۴-۴-۱-۱. مدل اندازه گیری مرتبه اول متغیر برونزای شخصیت کارآفرینی . ۶۶

۴-۴-۱-۲. مدل اندازه گیری مرتبه دوم متغیر برونزای شخصیت کارآفرینی . ۶۸

۴-۴-۱-۳. مدل اندازه گیری مرتبه اول متغیرهای درونزای تحقیق    ۷۰

۴-۴-۱-۴. مدل اندازه گیری مرتبه دوم متغیرهای درونزای تحقیق    ۷۳

۴-۴-۱-۵. همبستگی بین متغیرها ۷۶

۴-۴-۲. مدل معادلات ساختاری ۷۷

۴-۴-۲-۱. آزمون فرضیات اصلی تحقیق ۷۸

۴-۴-۲-۲. آزمون فرضیات فرعی تحقیق ۷۹

۴-۴-۲-۳. بررسی تاثیر مولفه ها بر متغیرها ۸۱

۴-۴-۲-۳-۱. بررسی تاثیر مولفه های شخصیت کارآفرینی بر رفتار کارآفرینانه ۸۱

۴-۴-۲-۳-۲. بررسی تاثیر مولفه های عوامل انسانی تسهیم دانش بر رفتار کارآفرینانه . ۸۲

۴-۴-۲-۳-۳. بررسی تاثیر شخصیت کارآفرینی بر عوامل انسانی تسهیم دانش ۸۳

۴-۵. آزمونهای برازندگی مدل ۸۵

۴-۶. جمع بندی . ۸۸

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

۵-۱. مقدمه ۹۱

۵-۲. خلاصه نتایج . ۹۲

۵-۳. بحث و نتیجه گیری . ۹۳

۵-۴. پیشنهادات اجرایی . ۹۵

۵-۵. پیشنهادات پژوهشی . ۹۶

۵-۶. محدودیت های پژوهش ۹۶

۵-۷. جمع بندی . ۹۷

. مقدمه

در جهانی که شکل تغییرات آن از مقیاس زمان قرن به ثانیه تبدیل شده است. مهمترین اصل برای سازمان ها بقا و توسعه می باشد.

توسعه کارآفرینی از نیازهای اساسی برای توسعه کشورها در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در عصر حاضر بوده است. منظور از توسعه کارآفرینی فعال کردن افراد و تبدیل توانایی های بالفعل است که نتیجه ای جز توانمندی انگیزش، خلاقیت ، نشاط ، تلاش- تعالی و عدالت را به دنبال نخواهد داشت که بسترسازی علمی لازم برای تحقق این وضعیت ، حداقل انتظار از آموزش عالی است.(یداللهی،۱۳۸۴: ۵۲۴). پژوهشگران معتقدند کارآفرین، شخصی است که افزون بر داشتن علم در یک حوزه تخصصی قدرت ابتکار،خلاقیت و خطرپذیری را داشته باشد و بتواند با بهره گرفتن از امکانات، فرصتها و توانمندی ها، اشتغال مولد و درآمد زا ایجاد کند. پشتکار، نیاز به پیشرفت و برخورداری از قدرت کنترل درونی، اعتماد به نفس و پیش قدم بودن نیز از دیگر ویژگی های کارآفرین است.(احمدپور،۱۳۸۳: ۵۷).به گفته بارتلا، وقتی افراد مجبور می شوند به جای بیان عقایدشان تقلید کنند و به جای انجام کارهای پرمعنی تنها به نظم و آراستگی تشویق شوند، خلاقیت نابود می شود.

دراکر(۱۹۸۵) اعتقاد دارد کارآفرینی بیش از اینکه یک ویژگی شخصیتی باشد یک الگوی رفتاری است. این الگوی رفتاری را می توان به مردم آموزش داد تا آنها یاد بگیرند که چگونه بطور کارآفرینانه رفتار کنند. به زعم وی از جمله پیش شرط های رفتارهای کارآفرینانه گرایش به کارآفرینی بود. گرایش کارآفرینانه دانشجویان تمایل آنها به راه اندازی کسب و کاری در آینده است. در این رابطه کلارک(۲۰۰۴) بیان می دارد آموزش دانشگاه ها باید بر اساس ایجاد تجربه های عملی و تربیت نیروهایی با ویژگی های کارآفرینی باشد و این برنامه های آموزشی در ایجاد ایده های نوین و برنامه ریزی برای عملی کردن این ایده ها کمک می کند. همچنین بیان می شود افرادی که ویژگی های کارآفرینانه آنها برانگیخته می شود اقدام به رفتارهای کارآفرینانه از جمله راه اندازی یک کسب و کار، ایجاد یک حرفه برای خود و دیگران و در نهایت ثبت یک اختراع به نام خود می کنند.(کلارک،۲۰۰۴: ۱۷). ویژگی های شخصیتی افراد و محیطی که در آن قرار دارند در ویژگی های کارآفرینی آنان اثرگذار بوده است. وجود این نوع ویژگی ها در بروز رفتارهای کارآفرینانه اثرگذار است.

امروزه در کشورهای مختلف از جمله ایران مدیران مشتاق به ایجاد سیستم های مدیریت دانش در سازمانها با هدف بهره گیری از نتایج مفید آن می باشند. یکی از

مطلب دیگر :

تحقیق درمورد افساد فی الارض

 مهمترین و مشترکترین فرایندها در ساختارهای مختلف معرفی شده برای مدیریت دانش، تسهیم دانش می باشد. تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت پیچیده ولی ارزش آفرین، بنیاد و پایه بسیاری از استراتژی های مدیریت دانش سازمانی می باشد.هر چه تسهیم دانش مفید در سازمان هدفمندتر انجام شود یادگیری فردی و سازمانی نوآوری را تسریع نموده و در توسعه محصولات و ارائه خدمات بهتر متجلی می نماید که موفقیت بیشتر در بازار هدف و در نهایت نیل به اهداف کلان سازمان را میسر می نماید. در این تحقیق بیشتر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه بررسی می شود که تسهیم دانش یک متغییر میانجی در آن است که هم یک رابطه مستقیم و یک رابطه غیرمستقیم برقرار می شود که تسهیم دانش تا چه حد منجر به بروز رفتار کارآفرینانه می شود و شخصیت تا چه حد منجر به تسهیم دانش افراد سازمان می­شود.

در این فصل به بیان مساله، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف، سوالات و فرضیه هایی که محقق در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به آن است، پرداخته خواهد شد و در ادامه فصل به تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق، مدل مفهومی و جنبه های نوآورانه تحقیق اشاره خواهد شد.

۱-۲. بیان مساله

با وقوع انقلاب فناوری اطلاعات، جامعه اطلاعاتی و شبکه ای و نیز پیشرفت سریع فناوری های برتر از دهه ۱۹۹۰ الگوی رشد اقتصاد جهانی تغییرات اساسی کرده است. در اقتصاد  جهانی امروز دانش به عنوان مهمترین سرمایه جایگزین سرمایه های مالی و فیزیکی شده است(چن و همکاران،۲۰۰۴). دانش منبعی مهم برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی سازمان درنظر گرفته شده است و بطور ویژه به تسهیم دانش حاصل، برای بهبود عملکرد فرایندهای سازمان توجه می شود(هان و همکاران،۲۰۰۷(.

بحث اصلی در این تحقیق این است که تاچه اندازه تسهیم دانش و شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه تاثیر دارد و اینکه افزایش یا کاهش هر کدام از متغییرهای ذکر شده چگونه رفتار کارآفرینانه را متاثر می سازد. در این پژوهش تاثیر همزمان تسهیم دانش و تقویت شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه بررسی می شود که نسبت به پژوهش های قبل متفاوت است. تسهیم دانش عبارت است از فرهنگ تعاملات دانش محور که شامل تبادل دانش ضمنی و صریح، تجارب و مهارتهای کارکنان بین واحدهای سازمانی یا در کل سازمان می شود(جانگ،۲۰۰۶). تسهیم دانش می تواند بصورت همزمان بر توانمندی های فردی و شایستگی های سازمانی اثر گذارده و به تقویت توانمندی سرمایه فکری سازمان بپردازد (ماگنیر و سنو،۲۰۰۸). براساس مطالعات محققان در این زمینه پس از بررسی بیش از ۱۰۰ مقاله معتبر بین المللی در حوزه تسهیم دانش مهمترین شاخص های مرتبط با سنجش عملکرد تسهیم دانش براساس سه دسته عوامل انسانی، سازمانی و فنی طبقه بندی شده است. از دلایل اهمیت تسهیم دانش این است که تسهیم دانش موجب بهبود عملکرد و ارائه خدمات به مشتریان و کاهش هزینه ها، زمان توسعه خدمات و محصولات جدید و زمان تاخیردر تحویل خدمات و کالاها به مشتریان و در نهایت کاهش هزینه های مربوط به دسترسی به انواع ارزشمند دانش در داخل سازمان می شود. بر اساس مطالعات مقدماتی در مورد عنوان و پیشینه پژوهش ، ابعاد مختلف متغییرها شناخته شده اند. لذا سوال اصلی در این پژوهش این است که شخصیت کارآفرینی چه تاثیری در بروز رفتارهای کارآفرینانه با میانجی گری تسهیم دانش دارد؟

شکل۱-۱. مدل مفهومی تحقیق

۱-۳. اهمیت و ضرورت تحقیق

دانش کارآفرینی در عصر حاضر به یکی از پر طرفدارترین حوزه های مطالعاتی علمی و اقتصادی تبدیل شده است. عصر کنونی با تغییر و تحول پیوسته خود، نیازهای متغییری را ایجاد کرده که مهارتهای به روز می طلبد که فرد باید در دستیابی به آنان تلاش کند(طالبی و همکاران،۱۳۸۷). کارآفرینی فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه ای منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصت ها(احمدپور داریانی و همکاران،۱۳۷۸) و خلق ابتکارها و نوآوری ها و ایجاد کسب و کارهای جدید می باشد. شناسایی و پرورش ویژگی های شخصیتی  کارآفرینانه مانند توانایی حل مساله، پشتکار، انگیزه موفقیت، نوآوری و خلاقیت، تحمل ابهام، تحمل شکست، اعتماد به نفس، خطرپذیری، استقلال طلبی، خوش بینی به آینده، کانون کنترل داخلی(کوراتکو و هاجتس،۱۳۸۳،فیض و صفایی،۱۳۸۸)مورد توجه محققین زیادی بوده است. ویژگی های شخصیتی افراد تاثیر به سزایی در بروز رفتارهای کارآفرینانه دارد.

ضرورت پژوهش از اینجا ناشی می شود که کشور ما مردم ریسک گریزی دارد که به دلیل ترس از شکست اقدامات کارآفرینانه انجام نمی دهند. در این وضعیت از یک طرف باید افراد را در بروز رفتارهای کارآفرینانه سهیم سازیم و آنها را به این کار ترغیب کنیم و از سوی دیگر ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه را تقویت کنیم. تسهیم دانش باعث به اشتراک گذاری اطلاعات بین افراد می شود که فرصتهایی را هم بوجود می آورد که افراد می توانند آن فرصتها را شناسایی کرده و از آنها استفاده کنند و رفتاری کارآفرینانه از خود بروز دهند.

۱-۴. اهداف تحقیق

۱-۴-۱. هدف اصلی

مشخص کردن تاثیر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه با میانجی­گری تسهیم دانش

۱-۴-۲.اهداف فرعی

۱- تعیین تاثیر شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه

۲- تعیین تاثیر عوامل انسانی تسهیم دانش در بروز رفتارهای کارآفرینانه

۳- تعیین تاثیر شخصیت کارآفرینی در عوامل انسانی تسهیم دانش

۴- تعیین تاثیر مولفه های شخصیت کارآفرینی در بروز رفتارهای کارآفرینانه

۵- تعیین تاثیر مولفه های عوامل انسانی تسهیم دانش در بروز رفتارهای کارآفرینانه

۶- تعیین تاثیر مولفه های شخصیت کارآفرینی در عوامل انسانی تسهیم دانش

۱-۵. سوالات تحقیق

۱-۵-۱. سوال اصلی

شخصیت کارآفرینی چه تاثیری در بروز رفتارهای کارآفرینانه با میانجی گری تسهیم دانش دارد؟

۱-۵-۲. سوالات فرعی

۱- آیا شخصیت کارآفرینی بر بروز رفتارهای کارآفرینانه تاثیر دارد؟

۲- آیا عوامل انسانی تسهیم دانش بر بروز رفتارهای کارآفرینانه تاثیر دارد؟

۳- آیا شخصیت کارآفرینی تاثیری بر عوامل انسانی تسهیم دانش دارد؟

۴- آیا مولفه های شخصیت کارآفرینی بر بروز رفتارهای کارآفرینانه تاثیر دارد؟

۵- آیا مولفه های عوامل انسانی تسهیم دانش بر بروز رفتارهای کارآفرینانه تاثیر  دارد؟

۶- آیا مولفه های شخصیت کارآفرینی تاثیری بر عوامل انسانی تسهیم دانش دارد؟

۱-۶. فرضیه های تحقیق

۱-۶-۱. فرضیه های اصلی

۱- شخصیت کارآفرینی تاثیر مستقیم و معناداری در بروز رفتار کارآفرینانه دارد.

۲- شخصیت کارآفرینی تاثیر غیرمستقیم و معناداری در بروز رفتار کارآفرینانه از طریق عوامل انسانی تسهیم دانش دارد.

۱-۶-۲. فرضیه های فرعی

۱- شخصیت کارآفرینی تاثیر مستقیم و معناداری در بروز رفتار کارآفرینانه دارد.

۲- عوامل انسانی تسهیم دانش تاثیر مستقیم و معناداری در بروز رفتار کارآفرینانه دارد.

۳- شخصیت کارآفرینی تاثیر مستقیم و معناداری بر عوامل انسانی تسهیم دانش دارد.

۴- مولفه های شخصیت کارآفرینی تاثیر مستقیم و معناداری در بروز رفتار کارآفرینانه دارد.

۵- مولفه های عوامل انسانی تسهیم دانش تاثیر مستقیم و معناداری در بروز رفتارکارآفرینانه دارد.

۶- مولفه های شخصیت کارآفرینی تاثیر مستقیم و معناداری بر عوامل انسانی تسهیم دانش دارد.

۱-۷. قلمرو پژوهش

قلمرو مکانی پژوهش

قلمرو مکانی این پژوهش مراکز رشد دانشگاه های شریف،امیرکبیر،علم و صنعت و تربیت مدرس می‌باشد.

قلمرو زمانی پژوهش

بررسی اندازه رفتار توده وار موسسات نهادی و سرمایه گذاران انفرادی در بورس اوراق بهادار تهران

۱-۸    نوع تحقیق .   ۱۰

۱-۹    جامعه آماری و روش تعیین نمونه .  ۱۰

۱-۱۰  روش گرد آوری داده ها .  ۱۱

۱-۱۱     روش تجزیه و تحلیل داده ها .  ۱۱

۱- ۱۲    محدودیتهای تحقیق   ۱۱

۱-۱۳    شرح واژه ها و اصطلاحات   ۱۲

۱-۱۴    خلاصه فصل   ۱۳

فصل دوم: (مبانی نظری تحقیق)

۲-۱    مقدمه .  ۱۵

۲-۲   مالی رفتاری .  ۱۶

۲-۲-۱ تعریف مالی رفتاری   ۱۶

۲-۲-۲ تاریخچه مالی رفتاری .  ۱۷

۲-۲-۳ تئوری سوداگری    ۱۹

۲-۲-۳-۱ ویژگی های تئوری سوداگری .    ۲۱

۲-۲-۴ چالش بین تئوری اقتصاد نئوکلاسیک و مالی رفتاری .   ۲۲

۲-۲-۵ اهمیت مالی رفتاری .    ۲۵

۲-۲-۶ تاریخچه نظریه های مالی رفتاری .    ۲۷

۲-۲-۷ عناصر تشکیل دهنده مالی رفتاری .    ۲۸

۲-۲-۷-۱ روانشناسی شناختی .   ۲۸

۲-۲-۷-۱-۱ ترجیحات .   ۲۹

۲-۲-۷-۱-۲ سوگیری شناختی     ۳۰

۲-۲-۷-۲  محدودیتهای آربیتراژ   ۳۱

۲-۲-۸ تحلیل رفتار مالی سرمایه گذاران   ۳۲

۲-۲-۹ تورشهای رفتاری و منابع ایجاد آن .    ۳۶

۲-۳    رفتار توده وار   ۴۱

۲-۳-۱ تعاریفی از رفتار توده وار     ۴۲

۲-۳-۲ رفتار توده وار سرمایه گذاران     ۴۲

۲-۳-۳ نظریه های مربوط به رفتار توده وار .   ۴۶

۲-۳-۳-۱ جریان اطلاعاتی یا آبشار اطلاعاتی .   ۴۵

۲-۳-۳-۲ نظریه مبتنی بر دستیابی به اطلاعات    ۴۶

۲-۳-۳-۳ نظریه مبتنی بر روابط مالک – عامل    ۴۷

۲-۳-۴ تقسیم بندی رفتار توده وار    ۴۷

۲-۳-۴-۱ رفتار توده وار از نظر اجباری و اختیاری بودن     ۴۷

۲-۳-۴-۲ رفتار توده وار از نظر عمدی یا غیرعمدی بودن  ۴۸

 

۲-۳-۵  سوابق تحقیق .  ۵۰

۲-۳-۵-۱ تحقیقات نظری .  ۵۱

۲-۳-۵-۲ اندازه گیری رفتار توده وار  ۵۳

۲-۳-۵-۲-۱ روش های مبتنی بر تجزیه وتحلیل رفتار سرمایه گذاران  ۵۳

۲-۳-۵-۲-۲ روش مبتنی بر اقتصاد سنجی    ۵۶

۲-۳-۵-۳ تحقیقات انجام شده در ایران .  ۵۹

۲-۴ خلاصه فصل .  ۶۲

 

فصل سوم : (روش شناسی تحقیق)

۳-۱   مقدمه .   ۶۴

۳-۲    متدلوژی مورد استفاده در مدلهای پایه ای آزمون رفتار توده وار .   ۶۵

۳-۲-۱ مدل LSV یا روش مبتنی بر تجزیه و تحلیل رفتار سرمایه گذاران .   ۶۵

۳-۲-۲ مدل SHM یا مدل رفتار توده وار علامت دار   ۶۸

۳-۳    نحوه انجام محاسبه متغیرها و آزمونها در تحقیق .   ۶۹

۳-۴    فرضیات لازم برای اجرای الگو .   ۷۱

۳-۵    جامعه آماری    ۷۲

۳-۵-۱ جامعه آماری تحقیق    ۷۲

۳-۵-۲ نمونه و روش نمونه گیری .   ۷۳

۳-۶    ابزار و گردآوری داده ها .  ۷۳

۳-۷   روش کلی تجزیه و تحلیل داده ها .   ۷۳

۳-۸ تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی    ۷۴

۳-۹   خلاصه فصل     ۷۵

فصل چهارم : (تجزیه و تحلیل داده ها)

۴-۱   مقدمه   ۷۷

۴-۲   جامعه آماری و انتخاب نمونه    ۷۸

۴-۳   جمع آوری و طبقه بندی داده ها    ۷۸

۴-۵   استخراج متغیرهای تحقیق .   ۷۸

۴-۵-۱ متغیرهای مربوط به رفتار توده وار    ۷۹

۴-۵-۲ متغیرهای مربوط به فرضیات تحقیق    ۷۹

۴-۶    آزمون فرضیه های تحقیق.   ۸۰

۴-۶-۱ فرضیه اول .   ۸۰

۴-۶-۲ فرضیه دوم    ۸۱

۴-۶-۳ فرضیه سوم .   ۸۲

۴-۶-۴ فرضیه چهارم    ۸۳

۴-۶-۵ آزمون فرض .    ۸۵

۴-۷   خلاصه فصل    ۸۶

فصل پنجم : (نتیجه گیری)

۵-۱    مقدمه    ۸۸

۵-۲    نتایج تحقیق    ۸۹


۵-۳    محدودیتهای تحقیق .  ۹۰

۵-۴    پیشنهادات .   ۹۱

منابع و ماخذ .  ۹۲

  • مقدمه

بی تردید کار آمدی نظام مالی یک کشور به عنوان زیر مجموعه ای از نظام اقتصادی آن کشور و با توجه به روابط متقابل با دیگر اجزا ، می تواند بر کارآمدی سیستم اقتصادی تاثیر بسزایی داشته باشد. بازار سرمایه در این میان به عنوان زیر مجموعه ای از نظام مالی ، از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نقشی اساسی در رابطه با جذب و هدایت و تخصیص سرمایه موجود در جامعه به سمت سرمایه گذاری در امر تولید و اشتغال زائی ، برعهده دارد. ولی در دهه های اخیر بروز برخی بحرانها و ناهنجاری ها در این بازار از یک طرف، هم باعث بروز مشکلاتی در سایر بازارها شده و از طرف دیگر باعث به چالش کشیده شدن تئوری های مالی استاندارد، درناتوانی تبیین و ریشه یابی این بحرانها شده که این موضوع محققین و صاحبنظران را بر آن داشت تا تحقیقات گسترده ای را در زمینه تبیین و یافتن علل موارد خاص با کمک سایر علوم همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک انجام دهند که استفاده از دستاوردهای روانشناسی در نظریه های اقتصادی منجر به شکل گیری پاردایم جدیدی تحت عنوان پارادایم “مالی رفتاری” گردیده است که کارشناسان و صاحبنظران این حوزه  ، عامل اصلی بروز این ناهنجاریها در بازار سرمایه را مسائل رفتاری و روانی سرمایه گذاران می دانند. یکی از پدیده های رفتاری که می تواند منشا بسیاری از ناهنجاری های قابل مشاهده در بازار سرمایه بحساب می آید رفتار جمعی سرمایه گذاران می باشد منظور از رفتار جمعی در بازار سرمایه وضعیتی است که فرد بنا به دلایل منطق یا غیر منطقی اطلاعات و تحلیلهای خود را نادیده گرفته و اقدام به تقلید از تصمیمات دیگران می کند. بسیاری از مفاهیم حوزه مالی رفتار ی مثل رفتار توده وار  مفاهیمی کیفی و انتزاعی بوده به گونه ای که برای اندازه گیری آن محققین شاخص های کمی مختلفی را پیشنهاد داده اند.

  • بیان مساله

رفتار توده وار بیانگر رفتاری است که در اثر تعامل بین افراد بوجود می‌آید.در بازار بورس،رفتار توده‌واری شرح تمایل سرمایه گذاران به متراکم شدن در یک سمت بازار است. متون زیادی درباره تمایل سرمایه گذاران به تجمع روی یک طرف بازار که رفتار توده وار خوانده می شود، به رشته تحریر درآمده است. این نوع از الگوی معاملاتی اغلب بصورت پاسخهای توده وار به بی ثباتی در قیمت سهام ، نوسان قیمت فزاینده و تهدید ثبات بازار مالی می باشد ولی در نگاهی عمیق تر باید به منشا بروز رفتار توده وار توجه گردد اگر بروز رفتار توده وار ناشی از استفاده سرمایه گذاران از اطلاعات یکسان باشد در این صورت رفتار جمعی مشاهده شده را رفتار جمعی صوری یا غیر عمدی می نامند که در واقع نوعی تعدیل بنیادین قیمت ها است که نشاندهنده کارائی اطلاعاتی بازار و تخصیص بهینه منابع مالی براساس متغیرهای بنیادی است و باعث ثبات قیمت ها در بورس می شود ولی اگر سرمایه گذاران به دلایل متعدد منطقی یا غیرمنطقی اطلاعات و تحلیلهای شخصی خود را نادیده گرفته و اقدام به تبعیت و تقلید از تصمیمات سایر سرمایه گذاران کنند در این صورت رفتار توده وار را عمدی می نامند که این رفتار یک پدیده رفتاری ناهنجار محسوب می شود و می تواند به اختلال در روابط تعادلی بازار و در نتیجه عدم کارائی آن منجر می شود.

در شرایطی که میزان تنش در بازار کم باشدو اطلاعات به طور همزمان در بازار افشا شود در این حالت سرمایه گذاران با تجزیه و تحلیل اطلاعات مشابه به نتیجه مشابه می رسند و رفتار توده وار غیر عمدی در بازار اتفاق می افتدو قیمت سهام به قیمتهای بنیادین نزدیک است چون رفتار توده وار غیر عمدی نوعی تعدیل بنیادین قیمتها به سوی متغیرهای بینبادین است. ولی در شرایط تنش زا در بازار سرمایه گذاران به تجزیه و تحلیلهای خود نمی توانند اعتماد کنند و این عدم اطمینان باعث نادیده گرفتن تجزیه و تحلیلهای خود وتبعیت از سایر سرمایه گذاران می شود در این حالت رفتار توده وار غیر عمدی در ابزار اتفاق می افتدکه این نوع رفتار توده وار باعث حباب قیمتی ، شکنندگی قیمتها و. میشود وقیمتها از قیمت بنیادین فاصله می گیرندو این نوع رفتار توده وار برای بازار مخرب است.

برای آزمون رفتار توده وار در بازار،باید گروهی از سرمایه گذاران را یافت که فعالانه تجارت میکنند و در زمینه رفتار تجاری و سری‌های اطلاعاتی به اندازه کافی همگن عمل میکنند. ادبیات این موضوع بیشتر بر سرمایه گذارانی تاکید دارد که کسر بزرگی از بازار را در اختیار دارند. مثلا در بازار های توسعه یافته مانند بازار ایالات متحده به سرمایه گذاران نهادی(۶۰% سرمایه را در اختیار دارند) و در بازارهای نوظهور مثل بازار های تایوان و کره به سرمایه گذاران انفرادی (۷۰% سرمایه را در اختیار دارند) تاکید دارد.

  • اهمیت و ضرورت تحقیق

بعد از مشخص شدن تاثیر غیر قابل انکار پدیده های رفتاری در شکل گیری بحرانها و نوسانات شدید در بورسهای مختلف از یک سو . به چالش کشیده شدن تئوری های مالی استاندارد از سوی دیگر باعث گردید تا نظر محققین و صاحبنظران بازار سرمایه ، پیرامون موضوعات مالی رفتاری به صورت علمی جلب شود و هر کدام از آنها سعی کرده اند روش هایی، با رویکردهای مختلف را برای اندازه گیری رفتار توده وار ارائه دهند و این روشها باعث شده که شناخت وآگاهی سیاست گذاران ، تحلیل گران و سرمایه گذاران و. از بازار کامل تر شود و در نتیجه آنها با آگاهی بیشتر و بصورت علمی تر اقدام به تصمیم گیری در بازار نمایندو و بنابراین این روشها باعث ارتقا سطح تحلیل و تصمیمات سرمایه گذاران و در نتیجه کاهش احتمال بروز پدیده های ناهنجار در بازار سرمایه گردید

علیرغم انجام مطالعات فراوان در بورسهای معتبر دنیا در خصوص شناسائی و تجزیه و تحلیل رفتار جمعی سرمایه گذاران ، در ایران هم طی سالهای اخیر تحقیقاتی در مورد رفتار توده وار انجام گرفته ولی این تحقیقات سرمایه گذاران را از بعد حقیقی و حقوقی بودن و همچنین به روشی که در این تحقیق ارائه شده، صورت نگرفته ، و در این تحقیق سعی شده تا خلا ناشی از این جنبه هم مورد بررسی قرار گیرد.

۱-۴- تاریخچه و ادبیات تحقیق

رفتار توده وار یک موضوع بین رشته ای است،و از   رشته های روانشناسی ، جامعه شناسی و اقتصاد بحساب می آید و محققان و صاحبنظران در این رشته ها هر یک از

مطلب دیگر :

تبلیغات آنلاین

 منظر خاص به مطالعه و بررسی آن پرداخته اند.

روانشناسان اجتماعی از قبیل گوستاوله بن[۱](۱۸۹۵)،گابریل تارده[۲](۱۹۰۳)،مظفر شریف[۳] (۱۹۳۵,۱۹۳۶) ، هربرت هایمن[۴](۱۹۴۲)، سولمون آسچ[۵] (۱۹۵۱)، لئون فستینگر[۶] (۱۹۵۴)و آلبرت باندورا[۷] (۱۹۶۵) از اولین روانشناسان اجتماعی بودند که علت بروز رفتار جمعی در جوامع بشری و نیز پیامدهای مثبت و منفی آن را از دیدگاه روانشناسی و علوم اجتماعی مورد مطالعه و بررسی قرار دادند.(Rook,2006)

در حوزه اقتصاد نیز ثوراستین وبلن[۸] (۱۸۹۹)اولین اقتصاددانی بود که رفتار جمعی را در قالب تغییرات ناگهانی در رفتار مصرف کنندگان ،از قبیل سبکها و هوسهای زودگذر مصرف کنندگان مورد مطالعه و بررسی قرار داد.کینز[۹] (۱۹۳۶) به عنوان یکی از بزرگترین نظریه پردازان اقتصادی اعتقاد دارد به اینکه افراد از ترس مغایر بودن تصمیماتشان با عرف،ایده ها و عقاید شخصی خود را نادیده گرفته و مطابق با نظر جمع عمل می کنند.(Harman,2000)

۱-۴-۱ دیدگاه دمیرر و کوتان[۱۰] (۲۰۰۵)

آنها بیان کرده اند اگر دلیل بروز رفتار توسط سرمایه گذاران حداکثر سازی مطلوبیت باشد،در این حالت سه دیدگاه وجود دارد:

  • دیدگاهی که رفتار توده وار را به ساختار روانشناسی افراد در همرنگی با جامعه نسبت میدهد. هیراشلیفر و سامرز[۱۱] (۱۹۹۰)علت اصلی شکل گیری رفتار توده وار در بازار را گرایش افراد به برون گرائی و تبعیت آنهااز روند بازار می دانند.ولچ و دونو[۱۲] (۱۹۹۶) و کالو و مندوزا(۱۹۹۸)وچاری و کهنو(۱۹۹۹)در تحقیق خود رفتار توده وار را ازبعد روانشناسی بررسی و به گرایش افراد به حرکت کردن با اجماع پرداخته اند. و همچنین بیخچندانی،هیراشلیفر و ولچ[۱۳] (۱۹۹۲) علت اصلی بروز و شکل گیری رفتار جمعی در بازار را “جریان اطلاعاتی” می دانند.به اعتقاد آنها مشاهده رفتار دیگران اطلاعاتی را به فرد انتقال می دهد و لذا افرادی که فاقد اطلاعات لازم بوده یا به اطلاعات شخصی خود اطمینان ندارند با فرض اینکه اطلاعات و تحلیل های دیگران کاملتر و صحیح تر از آنان بوده اقدام به تقلید و تبعیت از آنان می کنند.
  • دیدگاهی که بیان می کند افرادی در بازار هستند که اطلاعات محرمانه ای در اختیار دارند و باتوجه به این اطلاعات تصمیم گیری می کنند بنابراین سایر سرمایه گذاران به دلیل دستیابی به بازدهی بالاتر از آن ها پیروی می کنند.برنهاردتا[۱۴] (۲۰۰۶)در تحقیق خود به این موضوع پرداخته است.
  • دیدگاهی که بیان می کند افراد به دلیل نگرانی و ترس از دادن اعتبار و شهرت بدلیل انجام حرکتهای انفرادی را عامل اصلی بروز رفتار توده وار در بازار سرمایه می دانند.شارف استین و استین[۱۵] (۱۹۹۰)در تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند سرمایه گذارانی که در تحلیل اطلاعات و اتخاذ تصمیمات صحیح اطمینان لازم راندارند به خاطر ترس از دست دادن شهرت و اعتبار ترجیح می دهند تا از تصمیمات سرمایه گذاران و تحلیل گران مجرب تر تبعیت نمایند.

بطور کلی انتظار بروز رفتار توده وار در بازار سرمایه را در سه گروه اصلی فعالان بازاردر نظر می گیرند: گروه اول)سرمایه گذاران انفرادی. گروه دوم) مدیران سرمایه گذاری. و گروه سوم) نهادهای بزرگ سرمایه گذاری از قبیل صندوقهای بازنشستگی و بیمه های عمومی.

۱-۴-۲ دیدگاه دیگری رفتار توده وار را از بعد منشا بروز آن، به دو نوع تقسیم بندی می کند:

نوع اول- رفتار توده وار عقلایی. فروت،اسچارفستین و استین [۱۶](۱۹۹۲)وهیراشلیفر، سابراهمانیام و تیتمان [۱۷] (۱۹۹۴) علت بروز رفتار توده وار را استفاده سرمایه گذاران از منابع اطلاعاتی مشترک می دانند. در این نوع از رفتار توده وار منشا بروز رفتار توده وار را افشای همزمان اطلاعات در بازار می دانند و بروز رفتار توده وار در این وضعیت را حرکت بازار به سمت تعدیل بنیادین قیمتها بر اساس متغیر های بنیادین می دانند ،این نوع رفتار توده وار منجر به ثبات قیمتها می شود.

نوع دوم- رفتار توده وار غیر عقلایی. این نوع رفتار توده وار بر روانشناسی تمرکز دارد در این دیدگاه اعتقاد بر این است که مدیران بدون در نظر گرفتن تجزیه و تحلیلهای خود ، صرفا به تقلید کورکورانه از یکدیگر روی می آورند. هیراشلیفر و تئو (۲۰۰۱)و دمیرروکوتان(۲۰۰۵) عدم شفافیت واطلاع رسانی در بازار،چارچوب قانونی ضعیف و نارسا،جایگزینهای سرمایه گذاری اندک،تمایل به سفته بازی در بازارسهام،نوسانات زیاد بازار،حضور کم رنگ سرمایه گذاران حقیقی،حضور پررنگ دولت و تاثیر پذیری پررنگ بازار از تحولات سیاسی بر احتمال بروز این نوع رفتار توده وار در بازار می افزایند. بروز این نوع رفتار توده وار در بازار یا باعث ایجاد حباب قیمتی و یا باعث ایجاد شکنندگی قیمت سهام می شود و کارائی بازار را کاهش داده و باعث می شود قیمت های  سهام از قیمت های بنیادین فاصله بگیرند.

همچنین تحقیقات دیگری به رابطه بین رفتار توده وار با سایر متغرهای بازار پرداخته اند که از آن جمله:

اسچارفستین و همکاران (۱۹۹۰) و ماگ ونیک (۱۹۹۶)رفتار توده وار را در رابطه با مدیر و مالک بررسی کرده اند و آن را مربوط به زمانی می دانند که مدیران مالی زمان اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری به خاطر انگیزه های ناشی از برنامه های پاداش و جبران خدمات ،شرایط استخدامی وبه خاطراعتبارو شهرت به پیروی از سایر افراد می پردازند.

اوری و همکاران[۱۸] (۱۹۹۸)به بررسی بروز رفتار توده وار در رابطه با سهام وبازده آنها پرداخته اند.وچانگ [۱۹] (۲۰۰۰)به برسی رفتار توده وار در بازار های نوظهور پرداخته وبیخچندانی و شارما[۲۰](۲۰۰۰)به بررسی رفتار توده وار در داخل گروه ها پرداخته است و به این نتیجه رسیده که عضو در داخل گروه با مشکلات تصمیم گیری مشابهی روبه روست و هر عضو در داخل گروه می تواند معاملات سایر اعضا را مشاهده و از آنها پیروی می کند.و رومانو[۲۱] (۲۰۰۹) به رابطه میان هزینه مبادلاتی سهام وبروز رفتار توده وار توسط مدیران سرمایه گذار پرداخته است.

۱-۴-۳ انواع مدلهای محاسبه رفتار توده وار

علاوه بر تحقیقات فوق که علت و پیامدهای رفتار توده وار سرمایه گذاران را مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد. تحقیقات دیگری وجود دارند که با ارائه مدلی به اندازه گیری وسنجش پدیده رفتار جمعی در بازار سرمایه پرداخته اندوبا توجه به نوع اطلاعات مورد استفاده ،مدلهای مذکور را می توان به دو گروه تقسیم نمود:

گروه اول ) مدلهایی هستند که با بهره گرفتن از اطلاعات خصوصی سرمایه گذاران و تغییرات صورت گرفته در پرتفوی آنها اقدام به اندازه گیری رفتار جمعی می کنند. مثل مدل LSV که توسط لاکونیشوک ،اشلیفر و ویشنی (۱۹۹۲) اقدام به اندازه گیری رفتار توده وار در میان مدیران سرمایه گذاری نمودند. ضعف این مدل LSV این بود که شدت رفتار توده وار را اندازه گیری نمی کرد به همین دلیل ورمرز با ارئه مدل “معیار تغییرات در پرتفوی یا PCM” (1995) با در نظر گرفتن تغییرات صورت گرفته در وزن هر یک از سهام موجود در پرتفوی شدت رفتار جمعی را در میان مدیران سرمایه گذاری اندازه گیری نمود.ولی مدل PCM باز هم یک ضعف داشت و آن این بود که میان رفتار جمعی سرمایه گذاران نهادی و سرمایه گذاران حقیقی تمایز قائل نبود.به همین دلیل نوفسینگر(۱۹۹۶) با ارائه مدل “معیار رفتار جمعی جهت دار” SHM این ایراد وارده به مدل PCM را برطرف نمود.

گروه دوم)شامل مدلهایی است که بدون که بدون توجه به اطلاعات خصوصی سرمایه گذاران و تغییرات صورت گرفته در پرتفوی آنها ،با استناد به اطلاعات کل بازار و بکارگیری روش های اقتصاد سنجی اقدام به شناسایی و تجزیه وتحلیل رفتار توده وار سرمایه گذاران در بازار می کنند.مثل مدل کریستی و هیوانگ(CH)که با بهره گرفتن از انحراف معیار مقطعی بازده اقدام به اندازه گیری رفتار جمعی سرمایه گذاران در شرایط مختلف بازار نمودند.و در مدل خود ادعا نمودند که اگر بازار در شرایط عادی قرار داشته باشد و سرمایه گذاران بر اساس تحلیلها و اطلاعات شخصی خود تصمیم گیری نمایند در آنصورت پراکندگی بالائی را برای بازده های سهام در بازار می توان انتظار داشتو برعکس در شرایط که بازار نوسانات زیادی داشته باشد در آنصورت افراد تمایل دارند تا از اعتقادات شخصی خود صرف نظر نموده و از عملکرد کل بازار تبعیت نمایند. و چانگ،چنگ و خورنا (۲۰۰۰) با ارائه مدل CCK از قدر مطلق مقطعی انحراف از میانگین بازده ها برای اندازه گیری رفتار جمعی سرمایه گذاران استفاده نمودند. هوانگ وسالمون (۲۰۰۱و۲۰۰۴)مدل HS را ارائه دادند که در آن با بهره گرفتن از تغییرات مقطعی عوامل حساسیت یا بتا به جای تغییرات مقطعی بازده پرداخته اند مزیت این مدل بر مدلهای قبلی این بود که قادربه تمییز رفتار توده وار عمدی از غیر عمدی بود.و در این رویکرد فرض اساسی این بود که تغییرات ضریب بتا در کوتاه مدت عمدتا ناشی از تورش های رفتار سرمایه گذاران در بازار سرمایه از قبیل رفتار جمعی در تبعیت از عامل خاص می باشد.

۱-۵-اهداف تحقیق

همانند هر تحقیق کاربردی دیگر هدف از انجام این تحقیقی توسعه دانش کاربردی و بکارگیری نظریه های مالی رفتاری در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. از آنجا که شناسایی بیشتر ابعاد روانی و رفتاری بازار سرمایه تا حد زیادی باعث بهبود کیفیت تصمیمات سرمایه گذاری و کاهش ریسک سرمایه گذاری می گردد،لذا با انجام این قبیل تحقیقات می توان به شناسایی وجودیا عدم وجود رفتار توده وار در بازار، اندازه گیری مقدار آن برای سرمایه گذاران انفرادی وسرمایه گذاران نهادی به طور مجزا ،رابطه آن با بازار، نوع آن از لحاظ عمدی وغیرعمدی بودن و همچنین نوع آن از لحاظ خرید یا فروش بودن، پایداری آن از لحاظ کوتاه مدت و بلند مدت بودن و اثر آن بر حرکت قیمتی سهام و.پی برد.و با شناخت همه این عوامل می توان به بهبود تصمیمات سرمایه گذاران، کاهش نوسانات قیمتها،افزایش سطح کارائی بازار کمک کرد.بر این اساس ما در این تحقیق وجود رفتار توده وار را هم در سرمایه گذاران انفرادی وهم نهادی، نوع آن از لحاظ خرید یا فروش بودن،ارتباط رفتار آن با تواتر داده هاو اثر آن بر حرکت قیمتی سهام، مورد بررسی قرار داده ایم.

علاوه بر این اهداف فرعی دیگری نیز در این تحقیقی مدنظرمی باشد:

  • شناخت هرچه بیشتر ابعاد مالی رفتاری در بازار می تواند به سرمایه گذاران در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری واقع بینانه تر کمک کند.

نگاشت شبکه تداعی­های برند نزد مصرف‌کنندگان با بهره گرفتن از نقشه مفهومی برند (BCM)

۱-۵- سوالات تحقیق ۷

۱-۵-۱- سوال اصلی. ۷

۱-۵-۲- سوالات فرعی ۷

۱-۶- روش تحقیق ۷

۱-۷- معرفی ابزار گردآوری اطلاعات و ویژگی آن‌ها. ۸

۱-۸- تعریف جامعه آماری و ویژگی آن:. ۸

۱-۹- روش نمونه گیری و حجم تقریبی نمونه. ۸

۱-۱۰- ابزار سنجش، مقیاس های سنجش (روایی- پایایی). ۹

۱-۱۱- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۱۰

۱-۱۲- قلمرو تحقیق ۱۰

۱-۱۲-۱- قلمرو موضوعی تحقیق ۱۰

۱-۱۲-۲- قلمرو زمانی تحقیق. ۱۰

۱-۱۲-۳- قلمرو مکانی تحقیق. ۱۰

۱-۱۳- محدودیت های تحقیق. ۱۱

۱-۱۴- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ۱۱

۱-۱۴-۱- تداعی‌های برند. ۱۱

۱-۱۴-۲- تداعی‌های اصلی برند ۱۲

۱-۱۴-۳- قدرت ۱۲

۱-۱۴-۴- مطلوبیت. ۱۲

۱-۱۴-۵- منحصر به فردی. ۱۳

۱-۱۴-۶- شبکه تداعی‌های برند ۱۳

۱-۱۵- فرایند نقشه مفهومی برند. ۱۴

۱-۱۶- نتیجه گیری ۱۵

فصل ۲- ادبیات و پیشینه تحقیق. ۱۶

۲-۱- مقدمه. ۱۷

بخش اول: مبانی نظری. ۱۹

۲-۲- ارزش ویژه برند. ۱۹

۲-۲-۱- اهمیت ارزش ویژه برند. ۱۹

۲-۲-۲- تعاریف ارزش ویژه برند ۲۰

۲-۲-۳- ارزش ویژه مشتری محور CBBE. 21

۲-۳- تداعی‌های برند ۲۵

۲-۳-۱- اهمیت تداعی‌های برند در ایجاد ارزش ویژه برند   ۲۵

۲-۳-۲- مفهوم تداعی‌های برند ۲۶

۲-۳-۳- ویژگی‌های تداعی‌های برند. ۲۷

۲-۳-۴- دسته بندی تداعی‌های برند:. ۲۹

۲-۳-۵- روش های سنجش تداعی‌های برند ۳۱

۲-۴- تکنیک های نقشه‌یابی از طریق مصرف‌کننده ۳۴

۲-۴-۱- روش زیمت zmet. 34

۲-۴-۲- روش BCM 36

۲-۵- مطالعات صورت گرفته درداخل وخارج از کشور. ۴۲

۲-۵-۱- پژوهش های داخلی ۴۲

۲-۵-۲- پژوهش های خارجی ۴۲

۲-۶- نتیجه گیری. ۴۸

فصل ۳- روش شناسی تحقیق. ۴۹

۳-۱- مقدمه. ۵۰

۳-۲- روش تحقیق ۵۰

۳-۳- جامعه آماری ۵۲

۳-۴- حجم نمونه و روش نمونه گیری. ۵۲

۳-۵- ابزارهای جمع آوری داده. ۵۳

۳-۶- جمع آوری داده برای تهیه نقشه مفهومی برند ایرانسل و همراه اول  ۵۴

۳-۶-۱- مرحله استخراج تداعی‌ها ۵۴

۳-۶-۲- مرحله نقشه‌یابی. ۵۸

۳-۷- پایایی ۶۱


۳-۸- روایی. ۶۶

۳-۹- روش تجزیه تحلیل داده‌ها. ۶۷

۳-۹-۱- فرایند اجماع نقشه‌ها ۶۷

۳-۹-۲- معیار سنجش قدرت، مطلوبیت و منحصر به فردی شبکه تداعی‌های برند  ۶۷

۳-۱۰- نتیجه گیری ۷۲

فصل ۴- یافته های پژوهش. ۷۳

۴-۱- مقدمه. ۷۴

۴-۲- تجزیه و تحلیل داده‌های جمعیت شناختی. ۷۴

۴-۲-۱- سن ۷۴

۴-۲-۲- جنسیت ۷۶

۴-۲-۳- تحصیلات. ۷۷

۴-۲-۴- وضعیت تاهل. ۷۹

۴-۲-۵- مدت زمان استفاده از اپراتور ایرانسل و همراه اول    ۸۰

۴-۲-۶- نوع سیمکارت مورد استفاده (اعتباری-دائمی) ۸۲

۴-۲-۷- استفاده از اپراتورهای دیگر. ۸۴

۴-۲-۸- محوریت اپراتور ایرانسل و همراه اول. ۸۶

۴-۳- مرحله اجماع نقشه‌ها. ۸۸

۴-۳-۱- گام های ۵ گانه رسیدن به نقشه مفهومی برند اجماعی    ۹۵

۴-۴- نقشه مفهومی برند ایرانسل و همراه اول. ۱۰۱

۴-۵- سنجش قدرت، مطلوبیت و منحصر به فردی برند همراه اول و ایرانسل   ۱۰۲

۴-۵-۱- قدرت ۱۰۲

۴-۵-۲- مطلوبیت. ۱۰۳

۴-۵-۳- منحصر به فردی. ۱۰۳

فصل ۵- نتیجه گیری و پیشنهادات. ۱۰۵

۵-۱- مقدمه. ۱۰۶

۵-۲- بحث و نتیجه گیری ۱۰۶

۵-۲-۱- بحث و نتجه گیری: ایرانسل ۱۱۷

۵-۲-۲-  بحث و نتیجه گیری: مقایسه تصویر ذهنی مشترکین ایرانسل و همراه اول از نظرسه معیار نیرومندی،مطلوبیت و منحصر به فردی   ۱۲۳

۵-۳- پیشنهادات کاربردی برای مدیران. ۱۲۵

۵-۴- پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ۱۲۷

۵-۵- محدودیت ها ۱۲۷

منابع. ۱۲۹

پیوست‌ها. ۱۳۵

پیوست الف: پرسشنامه جمعیت شناختی (همراه اول). ۱۳۶

پیوست ب: پرسشنامه جمعیت شناختی (ایرانسل). ۱۳۸

پیوست ج: نمونه نقشه‌های مفهومی همراه اول ۱۴۰

پیوست د: نمونه نقشه‌های مفهومی ایرانسل ۱۴۱

[۱] Brand concept map

۱-۱- مقدمه

امروزه با توجه به افزایش روزافزون رقابت در بین برندهای اپراتور تلفن همراه در کشور، پیدا کردن مزیت رقابتی پایدار منحصر به فرد، و نفوذ در بازار و کسب سهم بازار بیشتر بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. بنابراین توجه به ادراکات مصرف‌کنندگان درباره برند به عنوان عاملی اثر گذار در تدوین استراتژی‌های بازاریابی برای موفقیت سازمان و جلب مشتری امری ضروری است.

در روانشناسی شناختی[۱]، پذیرفته شده است که اطلاعات مصرف‌کنندگان در خصوص برند،   به صورت شبکه ای از تداعی‌ها در ذهنشان شکل می بندد(آندرسون[۲]، ۱۹۷۳). این شبکه­ی تداعی‌ها تصویر یک برند را شکل می­دهد، ویژگی‌های منحصر به فرد آن را مشخص می‌کند و راه‌هایی را برای ارتقا و بالابردن ارزش ویژه برند در محیط کسب و کار پیشنهاد می‌کند (آکر، ۱۹۹۶). بر این اساس یکی از وظایف اساسی مدیران برند، شناسایی و ارزیابی شبکه ای قوی، مطلوب و منحصر به فرد از تداعی‌هایی است که مصرف‌کنندگان در خصوص یک برند در ذهنشان ذخیره کرده اند. این تداعی‌ها کلید ایجاد ارزش ویژه برند هستند (جان، لوکن،کیم، و مونگا[۳]، ۲۰۰۶؛ کلر، ۱۹۹۳). به منظور استخراج شبکه تداعی‌های برند[۴]، روش­های مختلفی به کار گرفته شده است. برای مثال روش استخراج استعاره زالتمن [۵](ZMET) (زالتمن و کالتر[۶]، ۱۹۹۵) و

مطلب دیگر :

قسم «سوگند»

 تجزیه تحلیل شبکه ای (هندرسون،ایکوبوچی و کالدر[۷]، ۱۹۹۸). جان و همکاران (۲۰۰۶) روشی استاندارد‌تر و آسانتر برای اجرا به نام نقشه مفهومی برند[۸] (BCM) را به منظور استخراج نقشه برند و شبکه تداعی‌های برند معرفی کردند که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. در نتیجه مشخص می‌شود که کدام یک از تداعی‌ها به صورت مستقیم به برند متصل می‌شوند و کدام یک به صورت غیر مستقیم و از طریق یکدیگر به برند متصل می‌شوند و ارتباط میان آن‌ها در ذهن مصرف‌کننده چگونه است.

۱-۲- مسئله پژوهش

پیتر دراکر، نابغه مدیریت عصر حاضر، که بسیاری او را فردی پیشرو در مدیریت امروز جهان می دانند، درک خواسته‌ها و نیازهای مشتریان را نقطه آغازین هر کسب و کار می داند. این بیانگر فلسفه ای پویا و زنده است و به همین دلیل است که مدیران و بازاریابان، سازمان­هایی مشتری محور ایجاد می‌کنند، دیدگاه‌های مشتریانشان را در نظر می‌گیرند، به صدای آن‌ها گوش فرا می دهند و سعی در نفوذ به ذهن و ضمیر آن‌ها را دارند. در حقیقت دانستن و درک فکر و نحوه تفکر مشتریان به یکی از نگرانی‌های اولیه بازاریابان بدل گشته است (کاریلات، ریگل، لوکاندر، گبهارد و لی[۹]، ۲۰۰۹) چراکه بازاریابها می بایست به دو سوال مهم پاسخ دهند: اول آنکه برای مشتریان بالقوه چه چیز مهم است یا می ­تواند مهم شود؟ دوم آنکه بایستی بر کدامیک از مواردی که برای مشتریان اهمیت دارد متمرکز شد؟ (پری[۱۰]، ۱۳۹۰: ۲۵). مشکلی که بسیاری سازمان‌ها با آن مواجه هستند این است که نمی­دانند در ذهن مصرف‌کنندگانشان چه تداعیاتی از برند ثبت شده است و آیا فعالیت­های بازاریابی توانسته است آنچه را که مد نظر سازمان است به مشتریان بقبولاند؟ چه تفکرات مثبت و منفی درخصوص برندشان در ذهن مصرف‌کنندگان ثبت شده است؟ تحقیقات متعدد نیز ثابت کرده است که ایجاد و پیاده سازی استراتژی‌های موفق بازاریابی نیازمند داشتن درکی عمیق از مشتریان است. چرا که افکار مصرف‌کننده‌ها بر اولویت ها و تصمیم هایی که در مورد محصولات مختلف می‌گیرند اثر دارد. بنابراین اگر مدیران بخواهند بر تفکرات و رفتارهای مصرف‌کننده‌ها اثر بگذارند و برای آن‌ها ارزش هایی پایدار به وجود آورند، باید کاملا به ماهیت آن‌ها پی برده و آن‌ها را بشناسند (زالتمن، ۱۳۸۶: ۱۸۶). بنابراین چالش اساسی پیش روی بازاریابان در ایجاد برند قدرتمند، کسب اطمینان از این نکته است که مشتری‌ها تجربه‌های مناسبی را از محصولات، خدمات و سایر برنامه‌های بازاریابی به دست می آورند به نحوی که در ذهن آن‌ها افکار، احساسات، تصورات، باورها، نگرش ها و اعتقادات مطلوبی از برند تحت عنوان تداعی‌های برند ایجاد می‌شود (کلر ۱۳۹۱، :۸۶). برند های قدرتمند تداعی‌های قدرتمند، مطلوب و منحصر به فردی از خود در ذهن مشتری ایجاد می‌کنند (کلر، ۱۳۹۱: ۱۰۶). تمامی این تداعی‌ها درون یک شبکه سازمان یافته در ذهن مشتری قرار گرفته اند (آندرسون، ۱۹۸۳). نکته اصلی این است که چگونه شرکت ها و سازمان­ها قادر هستند تا این شبکه­ی تداعی‌ها را بدست بیاورند و از این طریق قادر به مدیریت هرچه کارآمد‌تر فعالیت های بازاریابی خود باشند. سازمان­ها، شرکت های تجاری و غیرانتفاعی با بهره گرفتن از نقشه مفهومی برند می­توانند تداعی‌های اصلی و فرعی خود را پیدا کنند. همچنین آن‌ها قادر خواهند بود تا بتوانند به این موضوع پی­ببرند که کدام یک از تداعی‌ها مستقیماً به برند مرتبط است و این تداعی‌ها به چه صورت در ذهن مشتریان در ارتباط با یکدیگر هستند. روش نقشه مفهومی برند به مدیران کمک می‌کند که دریابند چگونه نام تجاری توسط مصرف‌کنندگان ادراک شده است و اینکه این برداشت با موضع یابی برند مطابقت دارد یا خیر و در نتیجه به تعیین و تنظیم استراتژی‌های ارتباطات بازاریابی بپردازند (سلین و چارلز[۱۱]، ۲۰۰۶). با تکرار این روش مدیران می­توانند تغییرات ایجاد شده در تداعی‌های برند در ذهن مصرف‌کننده را در طول زمان بررسی نمایند و ارزیابی کنند که آیا برنامه‌ها‌ی بازاریابی، برداشت های مصرف‌کنندگان از نام تجاری را تغییر داده­اند یا خیر (جان و همکاران، ۲۰۰۶). با بهره گرفتن از نقشه مفهومی برند مدیران بازاریابی می­توانند تداعی‌هایی را که در تعیین هویت برند نقش اصلی را دارند و همچنین تداعی‌هایی را که جهت اصلاح تصویر نام تجاری می بایست تغییر کنند را شناسایی نمایند (سلین و چارلز، ۲۰۰۶).

با توجه به موارد گفته شده، مساله اصلی مطالعه حاضر، نگاشت نقشه ذهنی مشترکین دو اپراتور همراه اول و ایرانسل ازطریق روش نقشه مفهومی برند می باشد که ما را قادر به استخراج شبکه تداعی‌های برند می نماید که امکان شناخت و درک بهتر و کامل‌تر این دو برند در ذهن مشترکین را فراهم می آورد.

۱-۳- ضرورت انجام تحقیق

در سال‌های اخیر همگام با پیشرفت خدمات و محصولات و پیشرفت تکنولوژی‌های مختلف صنعت ارتباطات سیار، گویای داستان جدیدی از بازاریابی‌ها است. امروزه دیگر تلفن همراه یک فناوری محسوب نمی‌شود بلکه در حقیقت وسیله‌ای است که به بهبود روند زندگی مردم کمک می‌کند. تلفن همراه نمادی از آینده را به همراه دارد، زندگی مردم را بهبودی می‌دهد و به آن‌ها امکان می‌دهد از شرایط کنونی خود بیشترین استفاده را ببرند. با در نظر گرفتن تأثیر برند در جذب مشتریان، باید توجه شود که برند فقط یک لوگو یا شعار نیست، بلکه مجموعه عملکردی است که اپراتور از خود به مشترکین نشان می‌دهد که شامل مواردی همچون اطمینان به شبکه، مجموعه خدمات و قیمت‌گذاری خدمات و ‫ است. برند به طرح و نقشه اپراتورها بها می‌دهد و در صورتی که به طور موفقیت‌‌آمیزی مطرح و پیاده شود می‌تواند برای کلیه حوزه‌های تجاری اپراتورها به کار گرفته شود. گرچه انتخاب نام تجاری برای هر شرکت سخت و تعیین‌کننده است، اما حفاظت از این نام به مراتب دشوارتر است. چون در صورت از دست رفتن اعتماد مشتریان، بازگرداندن آن به راحتی امکان‌پذیر نیست. آن هم در دنیای مخابرات که در عین حال که پایه خدمات آن‌ها یکسان است، بعضی با اقبال بیشتری روبه‌رو می‌شوند. شاید بتوان بخش عمده‌ای از تفاوت‌ موجود را در قابلیت‌های نهفته در برند یک شرکت جستجو کرد‫. پژوهش حاضر سعی بر این دارد تا با به دست آوردن نقشه شبکه تداعی‌های برند که در طی مدت در ذهن مشترکین دو اپراتور ایرانسل و همراه اول نقش بسته است، بتواند فعالیت های بازاریابی و ارتباط با مشتریان را در جهت مناسب هدایت کند تا سرانجام منجر به ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار و منحصر به فرد شود، مزیتی که می تواند سازمان را از ناحیه اشتراکی گسترده صنعت ارتباطات خارج کرده و جایگاهی اختصاصی برای سازمان مزبور فراهم کند. استفاده از ابزاری جدید به نام BCM در همین راستا و برای پاسخگویی به این نیاز مهم توسط محقق صورت گرفته است. همچنین مروری بر پیشینه تحقیق نشان می دهد با وجود کاربرد های فراوان مدل های ذهنی مشتریان و نقشه‌های اجماعی، مطالعات صورت گرفته داخلی در این زمینه بسیار ناچیز و خلاء آن مشهود است. کمبود تحقیقات در این زمینه به دلیل سختی استخراج ساختارهای ذهنی و نبود روش­های مناسب برای انجام این کار است.

۱-۴- اهداف تحقیق

۱-۴-۱- هدف اصلی

نگاشت (ترسیم) نقشه‌ی شبکه‌ی تداعی‌های برند ایرانسل و همراه اول از منظر مشترکین این دو اپراتور با بهره گرفتن از روش نقشه مفهومی برند (BCM)

۱-۴-۲- اهداف فرعی

– شناسایی تداعی‌های اصلی و فرعی هر برند

– شناسایی تداعی‌هایی که مستقیماً به برند پیوند دارند و تداعی‌هایی که غیر مستقیم به برند متصل هستند.

– شناسایی ارتباطات میان تداعی با یکدیگر و با برند

– شناسایی شدت و قدرت پیوند بین تداعی‌ها با یکدیگر و با برند

– مقایسه تصویر ذهنی مشترکین دو برند ایرانسل و همراه اول، با بهره گرفتن از سه معیار قدرت، مطلوبیت و منحصر به فردی که سه ویژگی مهم تداعی‌های برند از دیدگاه کلر هستند.

۱-۵- سوالات تحقیق

۱-۵-۱- سوال اصلی

چگونه می توان با بهره گرفتن از روش نقشه مفهومی برند، شبکه تداعی‌های دو برند ایرانسل و همراه اول را از منظر مشترکین به دست آورد؟

۱-۵-۲- سوالات فرعی

– تداعی‌های اصلی و فرعی هر برند کدام است؟

– کدام تداعی‌ها مستقیما، و کدامیک غیر مستقیم به برند پیوند دارند؟

– ارتباطات میان تداعی‌ها با یکدیگر و با برند چگونه است؟

– شدت و قدرت ارتباطات بین تداعی‌ها با یکدیگر و با برند چگونه است؟

– تصویر ذهنی مشترکین کدام یک از دو برند منتخب از نظرسه معیار نیرومندی،مطلوبیت و منحصر به فردی که سه ویژگی مهم تداعی‌های برند از دیدگاه کلر هستند، جایگاه بهتری نسبت به برند دیگر دارد؟

۱-۶- روش تحقیق

تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی‫-پیمایشی می باشد.

با توجه به این موضوع که پژوهش حاضر از طریق پرسش از مشتریان قصد داشت تا تداعی‌های برند های مورد نظر را بدست بیاورد و فرایند جمع آوری نقشه‌های مفهومی توسط پاسخ دهندگان انجام شده است، بخشی از روش تحقیق کیفی به حساب می­آید. در فرایند بدست آوردن نقشه یکپارچه برای برند از برخی از تکنیک های آماری استفاده شده است به همین علت بخش دیگری از این پژوهش نیز کمی در نظر گرفته می­شود.

۱-۷- معرفی ابزار گردآوری اطلاعات و ویژگی آن‌ها

مقایسه رابطه خودکارآمدی و فراشناخت در بین قبول شدگان و مردودین کنکور

۶-۲-۲- الگوهای آموزشی مبتنی بر فراشناخت ۲۱

۷-۲-۲- نقش فراشناخت در ارتباط با مدرس و فراگیر. ۲۳

۸-۲-۲- راه های تقویت فراشناخت دانش آموزان. ۲۴

۳-۲- مبانی نظری خود کار آمدی ۲۵

۱-۳-۲- نظریه شناختی و اجتماعی(معنا و مفهوم خودکار آمدی). ۲۵

۲-۳-۲- اهمیت خودکارآمدی. ۲۶

۳-۳-۲-  ابعاد خودکارآمدی ۲۸

۴-۳-۲- منابع خودکارآمدی. ۲۹

۵-۳-۲- دیگر منابع باورهای خودکارآمدی ۳۲

۶-۳-۲-  اثرات خودکارآمدی بر کارکردهای روانشناختی ۳۳

۷-۳-۲-  خودکارآمدی و جنسیت ۳۶

۴-۲- پیشرفت تحصیلی ۳۷

۱-۴-۲-  ارتباط بین آموزش راهبردهای فراشناختی با عملکرد حل مساله، ادرک خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی۴۰

۵-۲- کنکور ( عوامل موثر بر پذیرش، نتایج پژوهشها و پیامدها).۴۲

۶-۲- پژوهشهای انجام یافته. ۴۴

 

۱-۶-۲- نقش مهارت فراشناخت در فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی(تحقیقات داخلی و خارجی) ۴۴

 فهرست مطالب

عنوان                                                                     صفحه

۲-۶-۲- نقش مهارت خود کار آمدی در فرایند یادگیری و عملکرد تحصیلی(تحقیقات داخلی و خارجی). ۵۰

فصل سوم: روش تحقیق

۱- ۳ – مقدمه ۵۷

۲-۳- روش تحقیق ۵۷

۳-۳- جامعه آماری ۵۷

۴-۳- حجم نمونه و روش نمونه گیری. ۵۸

۵-۳- روش اجرا. ۵۸

۶-۳- ابزارهای سنجش ۵۹

۷-۳- روش های تجزیه و تحلیل داده ها. ۶۱

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

۱-۴- مقدمه. ۶۳

۲-۴- شاخصهای توصیفی متغیر های تحقیق ۶۳

۳-۴- فرضیه های تحقیق. ۶۵

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

۱-۵- مقدمه. ۷۱

۲-۵- خلاصه  یافته ها ۷۱

۳-۵- بحث و نتیجه گیری ۷۲

۴-۵- محدودیتهای تحقیق ۷۵

۵-۵- پیشنهادهای برگرفته از یافته های پژوهش. ۷۵

۶-۵- پیشنهادهایی برای پژوهشهای بعدی ۷۶

منابع. ۷۷

پیوست ها

 -۱-۱ مقدمه

در عصر حاضر تعلیم و تربیت و بطور کلی تحصیل بخش مهمی از زندگی هر فرد را تشکیل می دهد، به علاوه کیفیت و کمیت این تحصیل نیز نقش مهمی را در آینده فرد ایفا می کند. لذا، عملکرد تحصیلی[۱] دانش آموزان، یکی از شاخص های مهم در ارزیابی آموزش و پرورش است و تمام کوشش ها و کشش های این نظام، در واقع برای پوشاندن جامه عمل به این امر است. به عبارتی، جامعه و به طور ویژه آموزش و پرورش، نسبت به سرنوشت فرد، رشد و تکامل موفقیت آمیز وی و جایگاه او در جامعه، علاقمند و نگران است و انتظار دارد فرد در جوانب گوناگون اعم از ابعاد شناختی و کسب مهارت و توانایی و نیز در ابعاد شخصیتی، عاطفی و رفتاری، آنچنان که باید، پیشرفت و تعالی یابد(فراهانی[۲]، ۱۹۹۴). با توجه به اینکه میزان پیشرفت و افت تحصیلی یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی است، کشف و بررسی متغیر های تاثیر گذار بر عملکرد تحصیلی، به شناخت بهتر و پیش بینی متغیر های موثر در مدرسه و دانشگاه می انجامد.

بر خلاف گذشته که تصور می شد توانایی یادگیری هر فرد تابعی از میزان هوش و استعدادهای اوست ، در چند سال اخیر این نظریه در میان روانشناسان قوت گرفته است که با وجود نقش تعیین کننده عوامل ذاتی هوش و استعداد در یادگیری ، عوامل غیر ذاتی دیگری نیز در این رابطه مهم قلمداد می شوند . یکی از این موارد « راهبردهای یادگیری » و یابه اصطلاح فنی تر «راهبردهای شناختی و فراشناختی» است که در چند سال اخیر شاهد پیشرفت زیاد روانشناسی تربیتی در کشف این راهبردها بوده ایم. به هر گونه فعالیت داوطلبانه ای که فرد می تواند برای بهبود یادسپاری و یادگیری خود انجام دهد، راهبرد های یادگیری می گویند. راهبرد های یادگیری، دو دسته ی شناختی و فراشناختی را در بر می گیرند.بنا به تعریف، راهبردهای شناختی به هر گونه رفتار ، اندیشه یا عمل یادگیرنده گفته می شود که او در ضمن یادگیری مورد استفاده قرار می دهد و هدف آن کمک به فراگیری ، سازماندهی و ذخیره سازی دانش ها و مهارت ها و نیز سهولت بهره برداری از آن ها در آینده است(ملکی،۱۳۸۴). راهبردهای شناختی، ابزار هایی ضروری برای یادگیری محتوا هستند، اما راهبرد های فراشناختی، زمینه را برای جهت دهی و کاربرد راهبرد های شناختی و نظارت کردن بر آن ها را فراهم می سازند و نقش مهمی در جریان یادگیری ایفا می کنند(عبدالله پور و همکاران ،۱۳۸۴).

در خصوص خودکارآمدی نیز بندورا[۳] مطرح می کند که خود کارآمدی، توان سازنده ای است که بدان وسیله، مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و رفتاری انسان برای تحقق اهداف مختلف به گونه ای اثربخش ساماندهی می شود . به نظر وی داشتن دانش، مهارتها و دستاوردهای قبلی افراد پیش بینی کننده های مناسبی برای عملکرد آینده افراد نیستند، بلکه باور انسان درباره توانائیهای خود در انجام آنها بر چگونگی عملکرد خویش مؤثر است.  عقاید مرتبط با خودکارآمدی، بر اهداف و آرزوها اثر می گذارند و تشکیل دهنده پی آمدهای رفتار انسان می باشند. خودکارآمدی مشخص می کند ، افراد چگونه موانع را بررسی می کنند. افرادی که خودکارآمدی پایینی دارند، به آسانی در روبه روشدن با مشکلات متقاعد می شوند که رفتار آنها بی فایده است و سریع دست از تلاش برمی دارند اما افرادی که خودکارآمدی بالایی دارند، موانع را به وسیله بهبود مهارتهای خود مدیریتی و پشتکار برداشته و در برابر مشکلات ایستادگی دارند(بندورا،۱۹۷۷ ، به نقل از جلیلیان،۱۳۹۰).

۲-۱- بیان مساله

ارتقاء عملکرد تحصیلی به عنوان یک اصل مهم در نظام آموزشی مورد نظر هر جامعه است . دراین میان اهمیت استفاده از راهبردهای یادگیری به عنوان عامل مؤثر در عملکرد تحصیلی به نحو برجسته ای توجه روانشناسان تربیتی رابه خود معطوف داشته است .

گسترش وتحول رویکرد شناختی در روانشناسی باعث شد که روانشناسان درفرایند یادگیری، به ساخت ها وفرایندهای ذهنی توجه کنند . رویکرد شناختی درک ما را از فرایند یادگیری به کلی دگرگون کرده است به جای اینکه ما یادگیری رافقط وابسته به آنچه معلم ارائه می کند بدانیم ، یادگیری را مبتنی بر اطلاعاتی که ارائه می شود وچگونگی پردازش این اطلاعات به وسیله ی فراگیر در نظر می گیریم(کریمی،۱۳۸۶) .

سالهاست که روانشناسان تربیتی در صدد پاسخ به این سوال هستند که چه عواملی باعث می شود که بعضی از دانش آموزان، علیرغم شکستهای متعدد، باز به تلاش خود ادامه می دهند و سرانجام از این تلاش نتیجه می گیرند؟ چه عامل مهمی باعث شده است که بعضی از دانش آموزان دبیرستانی از سد مانع مهمی مثل کنکور بگذرند و بعضی در این راه ناکام بمانند؟ چه چیزی این تفاوتها را رقم می زند؟ در این راستا، نزدیک به یک قرن است که روانشناسان بصورت گسترده برای شناسایی عوامل پیش بینی کننده عملکرد تحصیلی تلاش می کنند(پرموزیک[۴] و فورنهام[۵] ، ۲۰۰۳).

به مرور زمان روشن شده است که کلید تبیین و پیش بینی موفقیت و کامیابی تنها با بهره گرفتن از راهبردهای شناختی نیست. بسیاری از دانش آموزان با بهره گرفتن از راهبردهای شناختی مشکلات زیادی در یادگیری دارند، در حالیکه دانش آموزان دیگر با تاکید زیادتر روی عواملی دیگری از قبیل راهبردهای خود تنظیمی موفقیت تحصیلی بسیار بالایی را کسب کرده اند، و چه بسا نیز افرادی را بشناسیم که با بهره گرفتن از راهبردهای شناختی در صد متوسط موفقیت تحصیلی را تجربه کرده اند ولی با در نظر گرفتن راهبردهای خود تنظیمی، به موفقیتهای زیادی در زندگیشان دست یافته اند(سیف،۱۳۸۶).

به اعتقاد پنیتریج[۶](۲۰۰۴) یکی از مهمتری مولفه های خود تنظیمی استفاده از راهبردهای فراشناختی است. یا به عبارتی بهتر فراشناخت بهتر و بیشتر از بقیه راهبردها ماهیت خود تنظیمی دارد و مولفه محوری آن محسوب می شود(براون[۷] نقل از فلاول[۸]،۱۹۷۹)  در هر حال فراشناخت، که بسیاری آنرا  “شناخت شناخت” یا “تفکر در باره تفکر” (درگلاور و برونینگ، ۱۹۹۰، ترجمه خرازی، ۱۳۷۵) دانسته اند بخش بسیار مهمی از خود تنظیمی است و به طور ساده عبارت است از هر نوع دانش یا فرایند شناختی که در آن ارزیابی، نظارت یا کنترل شناختی وجود داشته باشد(فلاول،۱۹۷۹ ؛  موسِس و بیرد[۹] ، ۲۰۰۲) از یک نظر، آن را میتوان به عنوان یک جنبه عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیتهای شناختی نقش دارد. راهبرهایی مانند هدف گزینی، برنامه ریزی ، نظارت، ارزشیابی و اصلاح مهمترین راهبردهای فراشناختی هستند. راهبردهای یاد شده نقش مهمی در عملکرد تحصیلی و فرایندهای روانشناختی حاکم بر آن دارند(کارشکی، ۱۳۸۷).

مهارتهای فراشناختی نقش مهمی در فعالیتهای شناختی بازی می کنند و به نظر می رسد که تبادل کلامی اطلاعات، درک مطلب، نوشتن، زبان آموزی، توجه ، حافظه ، حل

 مساله، و  . متاثر از مهارتهای فراشناختی باشند(سالاری فر،۱۳۸۰) . تحقیقات متعددی در باره نقش فراشناخت در زمینه های مختلف صورت گرفته است و در بیشتر این تحقیقات ملاحظه شده است که افراد واجد فعالیتهای فراشناختی موفقتر از سایرین هستند. برای مثال فراشناخت بر عملکردهای شناختی مختلف مانند “حل مساله[۱۰]” (اسوانسون، ۱۹۹۰)، “درک مطلب خواندن[۱۱]”(کارشکی، ۱۳۸۱) و “مهارت های اجتماعی[۱۲]” (در کله و چان، ۱۹۹۰، ترجمه فرهاد ماهر، ۱۳۷۲) موثراست . مهارتهای فراشناختی از طریق تأثیر بر ، اعتماد به نفس موجب تقویت خودباوری و خودکارآمدی فرد شده و مهارتهای کلی وی را بهبود می بخشد(کلیتمن و استانکوف[۱۳]،۲۰۰۷ )

موارخ و امرانی[۱۴](۲۰۰۸) پژوهشی تحت عنوان اثرات آموزش فراشناختی بر عملکرد تحصیلی و تنظیم شناختی دانش آموزان انجام دادند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر آموزش فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی ریاضی شرکت کنندگان در آزمون ورودی دانشگاه و بررسی اثرات افتراقی آموزش فراشناختی به دو مولفه دانش در باره فراشناخت و تنظیم شناختی را در بر می گرفت .نتایج نشان داده که دانش آموزان ، وضعیت بهتری در عملکرد ریاضیات و تنظیم شناختی داشتند بعلاوه در حین آزمون ورودی دانشگاه دانش آموزان انواع متفاوتی از فرایند تنظیم شناختی را نسبت به دانش آموزان گروه کنترل اجرا نمودند.

جکسون[۱۵] (۲۰۰۳) در مدل خودتنظیم کنندگی خود، شش مؤلفه را برای فراشناخت معرفی کرده است: که یکی از مهمترین این مولفه ها،  باورهای خودانگیزشی از جمله خود کارآمدی است. به اعتقاد بندورا (۱۹۹۳) عمده ترین واصلی ترین مکانیسم در کارکرد شناختن انسان ،باورهای خودکارآمدی است. بندورا (۱۹۸۶) خودکارآمدی را قضاوت افراد در مورد توانائیهایشان برای انجام موفقیت آمیز یک تکلیف یا یک کار تعریف می کند به اعتقاد وی خودکارآمدی به انگیزش بر می گردد و تعیین اهداف ، تلاش زیاد ، ثبات در روبرو شدن با مشکلات و حفظ آرامش در برابر شکست  از مهمترین مشخصه های آن است. به اعتقاد بندورا (۱۹۹۷) بسیاری از رفتارهای انسان با سازوکارهای نفوذ بر خــــــود[۱۶] ، برانگیخته و کنترل می شوند. در میان مکانیسم های نفوذ برخود، هیچ کدام مهمتر و فراگیرتر از باور به خودکارآمدی شخصی نیست. لازمه ادراک کارآمدی توسعه راهبردهای شناختی و فراشناختی است. بنابر شواهد تجربی، سه عامل انگیزشی خودکارآمدی، اهداف تسلط و سودمندی تکالیف از دید دانش آموزان، استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی را تحت تأثیر قرار می دهند. شایان ذکر است که، این عوامل انگیزشی در حکم متغیرهای پیش بین بوده و راهبردهای شناختی و فراشناختی نیز به منزله متغیر ملاک یا وابسته هستند(عزت دیره و سادات بنی جمالی،۱۳۸۸).

متخصصین معتقدند که افراد با خودکارآمدی قوی به احتمال زیاد به استفاده از راهبردهای فراشناختی در هنگام کار و تحصیل گرایش دارند. زیمرمن (۱۹۹۰) نیز معتقد است به کارگیری راهبردهای فراشناختی توسط دانش آموزان موجب پیشرفت ادراک خود کارآمدی آنان می گردد(نقل از زیمرمن،۲۰۰۴) در زمینه تبیین ارتباط این مذکور، نتایج تحقیقات حاکی از آن است که دانش آموزانی که خود را خودکارآمد میدانند، از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده میکنند و در انجام تکالیف اصرار بیشتری از خود نشان میدهند(پاریس و اکا[۱۷]،۱۹۸۶).

در طی چند دهه گذشته محققان در تبیین اهمیت خود کارآمدی و استفاده از راهبردهای فراشناختی به نتایج قابل ملاحظه ای دست یافته اند و نشان داده اند چنانچه این عوامل برای پیش بینی موفقیت تحصیلی به راهبردهای شناختی اضافه شود پیش بینی موفقیت تحصیلی به طور معنا دار به میزان بیشتری امکان پذیر می شود.آنچه در اینجا اهمیت دارد اظهارات ضد و نقیض طرفداران و منتقدان راهبردهای فراشناختی و و خودکارآمدی در زمینه توانایی این مفاهیم در پیش بینی موفقیت تحصیلی است(مایر و سالووی، به نقل از حیدری،۱۳۸۴). لذا این تحقیق در راستای همین تحقیقات، در صدد است به بررسی و بازکاوی بهینه ی رابطه، بین راهبردهای فراشناختی و خودکارآمدی در میان افراد قبول شده و قبول نشده در کنکور کارشناسی بپردازد و میزان بهره مندی از این دو ویژگی روان شناختی را در دو گروه مذبور آزمون کند. تا محققان را به این امر رهنمون کند که افراد موفق در آزمون دارای چه سطح مهارتی از فراشناخت و خود کارآمدی هستند.

۳-۱- ضرورت و اهمیت تحقیق

جهان امروز جهانی فراپیچیده با انتظارات و ویژگیهایی متفاوت از گذشته است. آموزش و پرورش برای آماده کردن افراد جهت مواجهه با چالشهای این عصر فراپیچیده نیازمند نوسازی و بازسازی، نگریستن از زاویه ای متفاوت و عمل کردن در مسیری متمایز است.

آموزش و پرورشی می تواند انسانی متناسب با انتظارات و ویژگیهای دنیای جدید پرورش دهد که ظرفیت قضاوت، تفکر انتقادی، سواد با معنا، همکاری، و زمینه های خدماتی را در افراد گسترش دهد (آیزنر[۱۸] ، به نقل از قورچیان،۱۳۸۲) تربیت کودکان و نوجوانان به ایجاد جامعه سالم، پویا و توسعه یافته منتهی خواهد شد که از ویژگیهای فراشناختی (خود آغازگری ، خودمشاهده گری ، خودکنترلی ، خودنظارتی  و خودقضاوتی )برخوردار بوده و به عنوان افرادی مستقل فرمان رشد و حرکت خود را در زندگی در اختیار داشته باشند.

از طرف دیگر نظریه های راهبردهای فراشناختی و مولفه های آن از جمله خود کارآمدی، مفاهیم جدیدی هستند. و هنوز هیچ کس دقیقا نمی تواند بگوید که تفاوت میان دانش آموزان در طول تحصیل تا چه حد مربوط به راهبردهای فراشناختی می شود(دمبو به نقل از حیدری،۱۳۸۴) اما داده های موجود نشان می دهد که راهبردهای فراشناختی قدرت پیش بینی قوی لااقل از نظر تحصیلی دارند(دانی و کارگر،۱۹۹۹ ؛ دانی و همکاران،۲۰۰۳).

بسیاری از دانش آموزان دارای نقص فراشناختی هستند ، یعنی دانش پایه و موضوعی یک رشته را دارند،اما نمی دانند که از آن دانش چگونه استفاده کنند(فولادچنگ،۱۳۸۴). استفاده از راهبردهای فراشناختی در یادگیری مطالب مربوط به دروس مختلف موثر است(عباباف،۱۳۸۷). لذا ضروری است  به معلمان آموزش داده شود که راهبرد های فراشناختی را آموزش دهند و به دانش آموزان بیاموزند که در یادگیری دروس و انجام دادن کارها به صورت فرا شناختی عمل کنند(طالب زاده ثانی و کدیور،۱۳۸۶).

با عنایت به اینکه تعدای از پژوهشگران به عنوان مثال فلاول(۱۹۷۹) علاقه پژوهشگران به فراشناخت را ناشی از اعتقاد به کاربردهای مهم آن در تعلیم و تربیت ذکر کرده است و یا بیکر (۱۹۹۱)  خاطر نشان می سازد که که شواهد پژوهشی حاکی از وجود حداقل ۹ مورد نارسایی فراشناختی در دانش آموزان ضعیف تر در مقایسه با دانشجویان قوی تر است.و یا لفرانکو(۱۹۹۷) می گوید که مهمترین سهم فعلی روانشناسی شناختی در روانشناسی تربیتی تاکید مجددی است که بر چگونگی یادگرفتن (فراشناخت) می شود. او استدلال می کند که بهترین یادگیرندگان کسانی هستند که علاوه بر دانش در زمینه خاص از دانش فراشناخت نیز برخوردار باشند. دانش فراشناختی یعنی اینکه فرد بداند چگونه کاری را انجام دهد، چگونه مسائل را حل می کند، چگونه یاد بگیرد و حفظ کند، چگونه بفهمد. و شاید مهمتر از همه چگونه این فعالیتها را زیر نظر داشته باشد، ارزیابی کند و هدایت نماید.

از طرف دیگر، تفاوت های فردی دانش آموز ان از نظر عملکرد تحصیلی و عوامل موثر بر آن از جمله مسائل مهمی است که همیشه مورد توجه دست اندرکاران تعلیم و تربیت

مطلب دیگر :

پیامبر اسلام (ص)

 و متخصصان روانشناسی تربیتی بوده است. گرین ، میلر ، کراوسون ، داک و داکی[۱۹] (۲۰۰۴) معتقدند که علاوه بر توانش های شناختی دانش آموز ان، متغیرهای انگیزشی از جمله مهمترین عواملی هستند که عملکرد تحصیلی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهند که یکی از مهمترین این متغیرها، خود کارآمدی است.

تحقیق حاضر از لحاظ نظری و کاربردی نیز دارای اهمیت است. کشف و بررسی متغیرهای موثر بر عملکرد تحصیلی در نهایت به شناخت بهتر و پیش بینی این متغیر ها در مدرسه می انجامد. با شناسایی متغیر های پیش بین عملکرد تحصیلی از یک سو امکان جلوگیری از عواقب شکست در مدرسه و ایجاد محیط مطلوب برای یادگیری افزایش می یابد و از سوی دیگر توجه داشتن به شناخت عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی می تواند به ایجاد روش های مناسب و تاکید بر اولویتهای کابرد این روش منجر شود. ضمن آنکه کوشش در راه دستیابی به اطلاعاتی از این راه می تواند راهبردهای مهمی در اختیار مراکز آموزشی و پرورشی و همه کسانی که به نحوی با آموزش و پرورش سرکار قرار دارند قرار دهند. کاربرد مهم یافته های بالا برای معلمان این است که در آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی(یا شیوه یادگیری)، نباید از نقش خودکارآمدی یادگیرندگان و جهت گیری های هدفی آنان غافل باشند. بعضی از افراد  نیاز به آموزشی دارند که مبتنی بر سطح خودکارآمدی ایشان باشد و معلم باید بستر لازم را برای توسعه خودکارآمدی و فراشناخت آن ها فراهم کند نه اینکه منتظر ظهور خود به خودی آنها باشد.

از طرف دیگر دانستن این موضوع که داوطلبان آزمون ورودی دانشگاه تا چه حد از این مهارتها بهره مند هستند، و جواب به این سوال که آیا توان علمی پذیرفته شدگان در دانشگاه با مهارتهای فراشناختی و خودکارآمدی آنها ارتباط دارد یا نه؟ قطعاً برای مسئولین آموزشی، معلمین،  والدین  و دانش آموزان موضوع بسیار ارزشمندی تلقی می شود.

حال آزمون هر چه باشد، دوسؤال مطرح است. اول اینکه افرادی که از این آزمون رقابتی گذشته و موفق به ورود دانشگاه شده اند دارای چه سطح مهارتی از فراشناخت و خود کارآمدی هستند، و دوم اینکه آیا می توان یکی از دلایل مهم عدم قبولی دانش آموزان در این امتحان را به کمبود مهارتهای فوق نسبت داد؟ پاسخ به این دو سؤال می تواند برای دست اندرکاران برنامه های آموزشی قبل از دانشگاه برای آموزش این

این مهارت، و برای دست اندرکاران برنامه های آموزشی دانشگاهی برای ارتقای سطوح این مهارتهای دانشجویان پس از ورود به دانشگاه مفید باشد.

۴-۱- اهداف تحقیق

هدف کلی

هدف کلی در این تحقیق مقایسه رابطه خودکارآمدی و فراشناخت در بین قبول شدگان و مردودین در کنکور می باشد.

 اهداف جزئی

  • تعیین رابطه بین خودکارآمدی و فراشناخت در قبول شدگان کنکور .
  • تعیین رابطه بین خودکارآمدی و فراشناخت در مردودین کنکور .
  • ارزیابی تفاوت رابطه خودکارآمدی و فراشناخت در بین قبول شدگان و مردودین در کنکور.

۵-۱- فرضیه اصلی

بین خودکارآمدی و فراشناخت در بین قبول شدگان و مردودین در کنکور تفاوت وجود دارد.

فرضیه های فرعی

بین خودکارآمدی و فراشناخت در قبول شدگان کنکور رابطه وجود دارد.

بین خودکارآمدی و فراشناخت در مردودین کنکور رابطه وجود دارد.

۶-۱- تعاریف مفاهیم و متغیرها

  راهبردهای فراشناخت حالتی[۲۰]:

 تعاریف مفهومی:

منظور از راهبردهای فراشناخت حالتی، مجموعه فرایندهای برنامه ریزی، بازبینی و اصلاح فعالیتهای شناختی است (زیمرمن ، مارتینز – پونز[۲۱]،۱۹۸۶)  تدابیر یادگیری، احاطه دانش آموز بر تکالیف دشوار و میزان پافشاری وی در انجام آنهاست(کورنو و رورکمپر[۲۲]،۱۹۸۵).

تعاریف عملیاتی:

منظور از راهبردهای فراشناختی نمره ای است که فرد از پرسشنامه ی «راهبردهای فراشناخت حالتی اونیل و عابدی (۱۹۹۶)» بدست می آورد. به عبارت دیگر میانگین نمرات دریافتی دانشجویان در این پرسشنامه ها معرفِ میزان بهره مندی دانشجویان از این راهبردها خواهد بود. گفتنی است این آزمون یک آزمون مداد-کاغذی است که مرکب از ۲۰ ماده و چهار خرده مقیاس ( آگاهی، برنامه ریزی، نظارت، بازبینی ) می باشد مقیاس اندازه گیری این پرسشنامه ترتیبی بوده و شبیه طیف لیکرت است.

خرده مقیاسها و ماده های آزمون مربوط به هر خرده مقیاس عبارتند از :

الف ) آگاهی شامل مواد ( ۱۷, ۱۳, ۹ , ۵ , ۱ )

ب ) راهبرد شناختی شامل مواد ( ۱۹ , ۱۵ , ۱۱ , ۷ , ۳ )

ج ) برنامه ریزی شامل مواد ( ۲۰, ۱۶, ۱۲, ۸, ۴ )

د ) نظارت یا خود بازبینی شامل مواد ( ۱۸, ۱۴, ۱۰, ۶, ۲ )

خودکارآمدی[۲۳] :

تعاریف مفهومی:

داشتن تسلط در برخی از مهارتها موجب بوجود آمدن حس کارایی عمومی برای یادگیری سایر مسایل در زندگی می شود، برخی از محققین این مفهوم را به عنوان مفهوم عمومی در نظر گرفته و آن را خود کار آمدی عمومی نام نهادند و شامل سه خرده مقیاس با عنوان : میل به آغاز گری رفتار ، میل به گسترش تلاش جهت کامل کردن تکلیف و مقاومت در رویارویی با موانع می شود. (شانک[۲۴]،۱۹۹۸) به طور کلی خودکارآمدی به مجموعه باورهای دانش آموزان در مورد تواناییهایشان در انجام تکالیف اشاره دارد.

تعاریف عملیاتی:

منظور از خود کار آمدی نمره ای است که دانشجو از پرسشنامه ی « خود کار آمدی عمومی شرر و همکاران (۱۹۸۲)»  بدست می آورد. . این پرسشنامه که دارای ۱۷ گویه می باشد انتظارات خود کار آمدی آزمودنیها را در  سه سطح اندازه گیری می کند. این مقیاس بر اساس طیف لیکرت(از کاملا مخالفم تا کاملا موافقم) ساخته شده و برای هر ماده  این مقیاس ۵ پاسخ پیشنهاد شده است که برای هر ماده ۱ تا ۵ امتیاز تعلق می گیرد. هر کس نمرات بالاتری در این مقیاس کسب کند دارای خود کار آمدی بالاتر  و هر کس نمرات پایین تر اخذ کند دارای خود کار آمدی ضعیفی است. خرده مقیاس ها و ماده های آزمون مربوط به هر خرده مقیاس عبارتند از :

الف ) میل به آغاز گری رفتار ( ۲, ۴, ۵, ۱۰, ۱۱, ۱۲, ۱۴, ۱۶, ۱۷)

ب) میل به گسترش تلاش جهت کامل کردن تکلیف ( ۱, ۳, ۹, ۱۳, ۱۵, ۱۶)

ج) مقاومت در رویارویی با موانع ( ۶, ۷, ۸, ۱۲)

مقدمه

باید گفت انجام پژوهش نظام دار جهت دستیابی به واقعیات و حقایق در مورد موضوعهای مختلف جز در سایه شناسایی تاریخچه و ادبیات آن میسر نمی باشد زیرا افق روشنی در اختیار محقق قرار می گیرد و با درایت و سهولت بیشتری می تواند ابعاد مختلف تحقیق را مورد بررسی و کنکاش علمی قرار دهد. با عنایت به این مهم در این فصل به بیان مفاهیم و تعاریف مرتبط با موضوع تحقیق با توجه به تحقیقات و نظریه های موجود پرداخته شده است.

فصل حاضر شامل پنج بخش است:

۱)در بخش اول با توجه به موضوع تحقیق به بررسی سازه فراشناخت، مفهوم، ابعاد و عناصر و مولفه های مهم مرتبط با آن پرداخته می شود.

۲) در بخش دوم پایه های نظری خودکارآمدی، از قبیل معنا و مفهوم، اهمیت، ابعاد،  منابع ، نحوه تاثیر گذاری و غیره مورد تشریح قرار گرفته است.

۳) در بخش سوم، به طور کلی با توجه متغیر های اصلی تحقیق، ارتباط مهارتهای فراشناختی با خودکارآمدی ونتایج پژوهشها و پیامدهای آنها تبیین و ترسیم شده است.

۴) در بخش چهارم، در مورد کنکور و نتایج پیامدها و پژوهشها صورت گرفته در مورد آن، به چند مبحث مهم اشاره گشته است

۵)  در نهایت در بخش پنجم به پیشینه پژوهشی تحقیق پرداخته شده است و خلاصه ای از تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با پژوهش آورده شده است.

۲-۲- مبانی نظری فراشناخت

۱-۲-۲- تعریف فراشناخت