۵
۱-۷-۱. تعاریف صوری متغییر ها۵۱-۷-۲. تعاریف عملیاتی متغیر ها۶فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق ۲-۱. مقدمه۱۰ ۲-۲.تاریخچه بازاریابی کتاب۱۰۲-۳ . بخش سوم: مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق۱۱۲-۳-۱. بازاریابی۱۱۲-۳-۵. آمیخته بازاریابی۱۲۲-۳-۸.عوامل نوین در آمیخته بازاریابی۱۲۲-۳-۹. رفتار مصرف کننده۱۳۲-۳-۱۰. رفتار خرید مصرف کننده۱۴۲-۳-۱۱.گرایش خریدار۱۵۲-۳-۱۲ارتباط بین رفتار خریدار و آمیخته بازاریابی۱۷۲-۳-۱۳انواع تصمیم گیری های خرید مصرف کننده۱۹۲-۳-۱۴.عوامل تعیین کننده سطح درگیری مصرف کننده۲۰۲-۳-۱۵. تبلیغات در بازار۲-۳-۱۱.چاشنیهای فروش۲۱۲۳۲-۳-۲۴. قیمت کتاب۲۵
۲-۳-۲۶. روش های بازاریابی کتاب.۱-۲۱-۳-۲ برگزاری نمایشگاه:.۲-۲۱-۳-۲ایجاد نوآوری در روشهای توزیع و فروش کتاب
۲-۳-۲۱-۲-۱. کتابفروشیها
۲-۳-۲۱-۲-۲.فروش اینترنتی
۲-۳-۲۱-۴. تبلیغات یا آگهیهای تجارتی
۲-۳-۲۱-۵. فهرستهای ناشران
۲-۳-۲۱-۶. معرفی و نقد و بررسی کتاب
۲-۳-۲۱-۶-۱. نشریهها
۲-۳-۲۱-۶-۲. برنامههای رادیویی و تلویزیونی
۲-۳-۲۱-۶-۳. وبلاگ
۲-۳-۲۱-۶-۴. مراکز فرهنگی و کتابخانههای عمومی
۲-۳-۲۱-۶-۵. وضعیت ظاهری کتاب
۲-۳-۲۱-۷. هدایای تبلیغاتی
۲-۳-۲۱-۸.برگزاری جشن رونمایی
۲-۳-۲۱-۹. پوستر
۲-۳-۲۱-۱۰. ارسال رایگان کتاب
۲-۳-۲۱-۱۱. سایتهای ناشران
۲-۳-۲۱-۱۲. اهدای جوایز مختلف به کتابها
۲-۳-۲۱-۱۳. اقتباسهای ادبی
۲-۴. بررسی پژوهشهای انجام شده مرتبط با موضوع مورد پژوهش
۳۲۳۲۳۲
۳۲
۳۲
۳۳
۳۳
۳۳
۳۳
۳۳
۳۴
۳۴
۳۴
۳۴
۳۴
۳۴
۳۵
۳۵
۳۵
۳۵
۲-۴-۱. تحقیقات خارجی۳۶۲-۴-۲. تحقیقات داخلی۳۷ فصل سوم: روش تحقیق ۳-۱. مقدمه۴۴۳-۲. روش تحقیق۴۴۳-۳. جامعه مورد مطالعه۴۴۳-۴. قلمرو تحقیق۴۴۳-۴-۱.قلمرو موضوعی۴۴۳-۴-۲.قلمرو مکانی۴۵۳-۴-۳.قلمرو زمانی۴۵۳-۵.نمونه و روش نمونه گیری۴۵۳-۶ ابزار گردآوری دادها۴۵۳-۷ روش جمع آوری اطلاعات و داده ها۴۶۳-۸. روش تجزیه تحلیل اطلاعات و داده ها۴۶.۳-۹. تکنیک های آزمون داده ها۴۷۳-۹-۲آزمون میانگین یک جامعه۴۷۳-۹-۲ .آلفای کرونباخ۴۷.۳-۹-۳ .آزمون فریدمن۶۷۳-۱۰. روایی و پایایی پرسشنامه۴۷ ۳-۱۰-۱. روایی پرسشنامه۴۷۳-۱۰-۲. پایایی پرسشنامه۴۸فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها ۴-۱. مقدمه۵۱۴-۲. تحلیل آمار توصیفی۵۱۴-۳. تحلیل آمار استنباطی۵۸۴-۴. یافته های جانبی پژوهش۶۴فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات ۵-۱. مقدمه۷۳۵-۲. نتیجه گیری فرضیات۷۳۵-۲-۹. نتایج حاصل از آزمون فریدمن۷۷۵-۲-۱۰. نتیجه گیری کلی۷۷ ۵-۳. پیشنهادهای کاربردی مرتبط با فرضیات۷۷۵-۴. پیشنهاداتی برای پژوهشهای آینده۷۹.۵-۵محدودیت های تحقیق:۷۹ فهرست منابع۹۴
چکیده امروزه در کنار فروش و عرضه کالاهای سنتی و مواد طبیعی و مصرفی، کالاها و خدمات فرهنگی نیز جایگاه اقتصادی ویژهای دارند و ناشران به عنوان تولیدکنندگان یکی از شاخصترین اقلام فرهنگی یعنی کتاب به استفاده از روشهای بازاریابی نیاز دارند. با توجه به اهمیت موضوع، مطالعات کاربردی در زمینه کتب کودک و نوجوان باید مورد توجه قرار گیرد و برای حل این معضل، اولین قدم، شناخت انتظارات و نیازهای مشتریان میباشد و میتوان با تحقق بخشیدن به این انتظارات باعث رونق فروش محصول و سوددهی اقتصادی این صنعت شد.در این پژوهش به شناسایی عوامل مؤثر بر میزان خرید کتب کودک و نوجوان و استراتژیهای مطلوب بازاریابی آن، پرداخته شده است که این عوامل شامل تبلیغات، میزان روابط عمومی، خرید حضوری، اجرای بازاریابی مستقیم، توزیع کتاب، قیمت کتاب و کیفیت کتاب می باشد. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه مورد مطالعه کتاب فروشی های سطح شهر شهر مشهد میباشد. در این تحقیق از روش نمونه گیری طبقه و در هرطبقه به صورت تصادفی استفاده شده است.که با توجه نامحدود بودن جامعه آماری با بهره گرفتن از فرمول مربوط به جامعه نامحدود ۴۲۰ پرسشنامه منتشر شد که تعداد ۴۰۰ تا برای تحلیل مناسب بوده که با بهره گرفتن از روش های آماری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده در پژوهش حاضر نشان از مؤثر بودن فرضیه از ۸ فرضیه تدوین شده شامل چاشنی های فروش، قیمت، کیفیت، تبلیغات، روابط عمومی، فروش حضوری، بازاریابی مستقیم،توزیع بوده و براساس نتایج پژوهش تبلیغات بر خرید کتب کودک موثر نمیباشد. واژگان کلیدی کتب کودک و نوجوان ، کیفیت ، چاشنی های فروش ، فروش حضوری ، قیمت، توزیع
| |
در دنیای رقابتی امروز، مشتریان در کانون اصلی توجه شرکتها قرار دارند و رضایتمندی آنها عامل اصلی کسب مزیت رقابتی سازمانها است. لازمه جلب رضایت مشتریان، برآورده ساختن کامل نیازهای آنها و شناسایی دقیق خواستهها، انتظارات، تمایلات، تواناییها و محدودیتهای آنها در خرید محصولات است. با دستیابی به چنین اطلاعاتی میتوان عوامل تأثیرگذار بر رفتار مصرفکنندگان را به خوبی تشخیص داد و در اتخاذ تصمیمات بازاریابی شرکتها از آن استفاده کرد. بنابراین محصولات شرکتها باید مطابق با مزایای مورد انتظار مشتریان باشد.
امروزه در کنار فروش و عرضه کالاهای سنتی و مواد طبیعی و مصرفی، کالاها و خدمات فرهنگی نیز جایگاه اقتصادی ویژهای دارند و ناشران به عنوان تولیدکنندگان یکی از شاخصترین اقلام فرهنگی یعنی کتاب به استفاده از روشهای بازاریابی نیاز دارند. برای ارتقا سطح فروش در این صنف میبایست به انتظارات مشتریان و مخاطبین کتاب دست یافت و از طریق انتخاب راههای بازاریابی مؤثرتر قدمی به سوی رشد و ارتقاء صنعت نشر و فرهنگ مطالعه در کشور برداشت. لذا در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر میزان خرید کتب کودک و نوجوان، این کالای مهم فرهنگی پرداخته و استراتژیهایی برای بازاریابی آن پیشنهاد شده است.
بهرهگیری از ادبیات کودکان به ویژه داستانهای کودک و نوجوان، یکی از راههایی است که روانشناسان و کارشناسان آموزش و پرورش و نیز کتابداران برای شناسایی و درمان مشکلات روحی کودکان و نوجوانان پیشنهاد میکنند. اگر این داستانها، گیرا و متناسب با نیازهای خوانندگان آن تهیه شده باشد، ابزار مناسبی در دسترس کودک و یا نوجوان گذارده می شود تا مشکل خود را شناسایی کند و در کاهش آن بکوشد.
کودک و یا نوجوان با خواندن داستانهای خوب و متناسب با نیازهای خود، میتواند با همذات پنداری با شخصیت یا شخصیتهای اصلی داستان، در انگیزهها، کنشها و تجربههای آنان سهیم شود. در این روند، داستان، بخشی از تجربهی شخصی کودک یا نوجوان میشود و افزون بر چالش ذهنی برای آنها، فرصتی برای خودآزمایی و مسأله گشایی در دسترس آنان میگذارد.
به همین سبب توجه به کتاب کودک و نوجوان از جهتهای زیر درخور اهمیت است(پریرخ، ۱۳۸۸، ۲۰):
۱- پدید آوردن میل و نیروی کنجکاوی در کودکان و نوجوانان برای اندوختن تجارب و معلومات نوین در مورد موضوعات گوناگون؛
۲- کمک به آموزش و یادگیری زبان؛
مطلب دیگر :
۳- تقویت و وسعت یافتن نیروی تعبیر و بیان در خواندن و نوشتن؛
۴- تقویت، تربیت و رهبری قدرت اندیشه توسط خواندن و بیان نمودن قصهها و داستانهای گوناگون؛
۵- آشنا ساختن غیر مستقیم کودک و نوجوان به دنیا و محل زندگیاش؛
۶- تقویت تمایلات کودکان و نوجوانان؛
۷- راهنمایی اخلاق کودک و نوجوان بدون اجبار و یا اینکه ضرورت به تشویق و یا تنبیه داشته باشد؛
۸- تقویت علاقه او به زندگی اجتماعی و همکاری صادقانه و صمیمانه با دیگران؛
۹- ایجاد اعتماد به نفس و استقلال بخشیدن به شخصیت او؛
۱۰- برآورده ساختن برخی از ضرورت های ذهنی و عاطفی؛
۱۱- سوق دادن عادت او به کتابخوانی در دوران کودکی و نوجوانی؛
گذشته از مسائل فرهنگی نشر مسلم است که راه بقای هر صنعتی فروش موفق و سود سرمایهگذاری است و صنعت نشر نیز از این اصل مستثنی نیست. از این رو شناخت و مطالعه مسائل بازاریابی کتاب میتواند از مهمترین زمینههای مطالعه این صنعت باشد و از آنجا که شناخت مخاطب و مشتری از اصلیترین مسائل برای فروش موفق میباشد جای دارد که پیش از بررسی بازاریابی کتب کودک و نوجوان در ایران، به شناخت خواستههای مخاطبان و مشتریان این کتب پرداخت؛ چرا که با بازاریابی دقیق و افزایش فروش کتب کودک و نوجوان میتوان گامی بزرگ در جهت تعالی سلامت کودکان و نوجوانان و در سطح گستردهتر جامعه برداشت.
ضرورت کتاب و کتابخوانی از دوران کودکی و نوجوانی و اهمیت سواد در پیشرفت جامعه امروزه بر کسی پوشیده نیست. با تأکید بر این باور که کتابخوانی به نیازهای سه گانهی: عاطفی، شناختی و شخصیتی کودک و نوجوان پاسخ میدهد و هنوز هم با وجود گسترش منابع جدید اطلاعاتی و پژوهشی در جهان، کتاب همچنان جایگاه مهم و شایستهی خود را در دستیابی به استقلال و هویت و تفکر انتقادی در کودکان و نوجوانان حفظ کرده است، لذا توجه به بازاریابی این موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است (مجدی، ۱۳۸۸، ۲۰).
طبق آمار منتشر شده توسط خانه کتاب در سال ۱۳۹۱، در ایران ۱۱۰۰۰ ناشر فعالیت میکنند و این در حالی است که تنها ۲۵۰۰ فروشگاه کتاب در کشور وجود دارد. با اولین نگاه به این آمار میتوان دریافت که نشر کشورمان در زمینه توزیع و فروش با مشکلی جدی مواجه است. با توجه به اینکه در سال ۹۱ حدود ۲۷۱۰۰ عنوان کتاب چاپ اول به چاپ رسیده باید به ظرفیت فروش این کتاب نیز توجه کرد؛ اما در حال حاضر به این مسئله توجه مناسبی نمیشود. از آنجا که قیمت فروش هر عنوان کتاب کم است، سود حاصل از این نوع محصول نیز پایین است. از این رو فروشنده برای کسب در آمد به ناچار باید تعداد مشتریان بیشتری جذب کند.
با وجود این مشکلات، هنوز وضعیت اقتصادی نویسندگان و ناشران کشور به موقعیتی نرسیده است که بتوان به چیزی به نام صنعت نشر دست پیدا کرد. برای حل این معضل میبایست راهی برای توسعه این صنف یافت. مطالعات کاربردی در زمینه توزیع و فروش کتاب باید مورد توجه قرار گیرد و برای حل این معضل، اولین قدم، شناخت انتظارات و نیازهای مشتریان میباشد و میتوان با تحقق بخشیدن به این انتظارات باعث رونق فروش محصول و سوددهی اقتصادی این صنعت شد.
کتب کودک و نوجوان، بخش قابل توجهی از ناشران کشور را در بر دارند که بر اساس تقسیم بندی کانون پرورش فکری کودک ونوجوان، به شرح زیر طبقه بندی میشوند:
الف: سالهای قبل از دبستان؛
ب: سالهای آغاز دبستان (کلاس اول دوم و سوم) ؛
ج: سالهای پایان دبستان (چهارم و پنجم) ؛
د: دوره راهنمایی؛
ه: سالهای دبیرستان؛
جلب رضایت مخاطبین و بالطبع آن افزایش خرید کتب کودک ونوجوان، باعث ارتقا فرهنگ مطالعه در کشور خواهد شد که اگر این مسأله در سنین کودکی و نوجوانی مورد توجه قرار گیرد تأثیر آن در بزرگسالی و سالهای آینده فرهنگ کشور قابل مشاهده خواهد بود که همین دلیل مهم ایجاب میکند که از دیدگاه بازاریابی به این مسأله نگاه کرد.
۱-۴-۲–۱. تبلیغات بر خرید کتب کودک و نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۲. چاشنیهای فروش بر خرید کتب کودک و نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۳. بکارگیری روابط عمومی بر خرید کتب کودک و نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۴. بکارگیری فروش حضوری بر خرید کتب کودک و نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۵. اجرای بازاریابی مستقیم بر خریدکتب کودک و نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۶. قیمت و خرید کتب کودک بر نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۷. توزیع و خرید کتب کودک بر نوجوان تاثیر دارد.
۱-۴-۲–۸. کیفیت و خریدکتب کودک بر نوجوان تاثیر دارد.
در پژوهش حاضر یک هدف اصلی به شرح زیر د نبال میشود و برای تحقق ابن هدف ۸ هدف فرعی شامل عناصر آمیخته بازاریابی دنبال خواهد شد.
۱-۵-۱. هدف اصلی:
شناسایی عوامل مؤثر بر خرید کتب کودک و نوجوان و ارائه استراتژیهای مطلوب بازاریابی آن؛
۱-۵-۲. اهداف فرعی:
۱-۵-۲–۱. بررسی تبلیغات و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۲. بررسی چاشنیهای فروش و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۳. بررسی بکارگیری روابط عمومی و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۴. بررسی بکارگیری فروش حضوری و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۵. بررسی اجرای بازاریابی مستقیم و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۶. بررسی قیمت و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۷. بررسی توزیع و تأثیر آن بر خریدکتب کودک و نوجوان؛
۱-۵-۲-۸. بررسی کیفیت و تأثیر آن بر خرید کتب کودک و نوجوان؛
متغیر عبارت است از ویژگی واحد مورد مشاهده. متغیر کمّیتی است که می تواند از واحدی به واحد دیگر یا از یک شرایط مشاهده به شرایط دیگر مقادیر مختلفی را اختیار کند. به بیان دقیق تر، متغیر نمادی است که اعداد یا ارزش ها به آن منتسب می شود (سرمد و همکاران، ۱۳۸۴، ۳۹). متغیرها بر اساس نقشی که در تحقیق به عهده دارند، به دو دسته تقسیم می شوند: متغیر مستقل و متغیر وابسته.
متغیر وابسته متغیری است که تغییرات آن تحت تأثیر متغیر مستقل قرار می گیرد. (بازرگان،۱۳۸۱، ۴۴) در این پژوهش متغیر وابسته، خرید می باشد.
متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت یا دستکاری شدن توسط محقق، مقادیری را می پذیرد تا تأثیرش بر روی متغیر دیگر مشاهده شود (بازرگان،۱۳۸۱، ۴۴). متغیرهای مستقل این پژوهش عبارتند از: تبلیغات، چاشنیهای فروش، روابط عمومی، فروش حضوری، بازاریابی، قیمت، توزیع، کیفیت؛
۱-۶-۱ تعاریف صوری متغییرها:
تعریف عملیاتی متغیرها:. ۳۸
محاسبه هزینه سرمایه(r) 39
محاسبه هزینه بدهی(Kd) 40
محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام (Ke) 41
محاسبه نرخ رشد (g) 41
نحوه محاسبه NOPAT 44
نحوه محاسبه CAPITAL 45
آمار توصیفی :. ۴۶
۱.۱ – مقدمه
در مطالعه رفتار عوامل موثر بر بازار و لاجرم اقتصاد بازار، جستجوی متغیر یا متغیرهایی که بتواند ارتباط بخش مالی اقتصاد را با بخش حقیقی اقتصاد توضیح دهد، از اهمیت بسیاری برخوردار است. بازارهای پول و سرمایه به عنوان ارکان بخش مالی، وظیفهی تامین منابع را برای بخش حقیقی اقتصاد بر عهده دارند. کارایی بخش مالی موجب تخصیص بهینه منابع کمیاب به فعالیتهای اقتصادی میشود. تخصیص بهینه منابع به نوبهی خود بهینگی پس انداز و سرمایه گذاری و به تبع رشد اقتصاد ملی، در حدودی نزدیک به ظرفیت های بالقوه اقتصاد را در پی دارد. اقتصاد دانانی نظیر گلداسمیت (۱۹۶۹)، میکنون (۱۹۷۳) و شاو (۱۹۷۳) بر این باور بودند که بازارهای مالی دارای نقش کلیدی در توسعه و رشد اقتصادی هستند. به اعتقاد آنان تفاوت در کمیت و کفیت خدمات ارائه شده توسط موسسات مالی می تواند بخش مهمی از تفاوت در نرخ رشد بین کشورها را بازگو کند.
بورس اوراق بهادار ایران نیز در راستای سیاست های کلان اقتصادی دولت، پس از پایان جنگ و برای جلب مشارکت مردم در سرمایه گذاری و سوق دادن سرمایه های راکد و غیر مولد به سوی فعالیتهای مولد اقتصادی و تامین نیازهای مالی بنگاه های تولیدی و به تبع آن تامین کالاهای مورد نیاز جامعه، فعالیت دوبارهی خود را به شکل گستردهتری از سال ۱۳۶۹ آغاز کرد. از آن سال تاکنون به دلیل شرایط اقتصادی پس از جنگ و تاثیر تغییرات حاصل از متغیرهای کلان اقتصادی از جمله نرخ تورم، شاخص بازار سهام شاهد نوسانات زیادی بوده است. اولین دلیل برای انجام تحقیق در مورد تاثیر متغیرهای اقتصادی بر بازدهی سهام و به تبع شاخصهای سهام، این است که می تواند در پاسخگویی به سوال اصلی که شامل چگونگی قیمت گذاری سهام است، اثر گذار باشد. پاسخ به سوال مزبور می تواند بخش عمدهیی از نیاز سرمایه گذاران و سهامداران را برآورده سازد. تردیدی نیست که رفع این نیاز از طریق جهت گیری صحیح تحولات اقتصادی موجب رونق بازار سرمایه می شود، به گونهیی که عرضه و تقاضای وجوه در بازار کارامدتر از گذشته انجام میشود. پدیده توسعه سرمایه گذاری مالی (در مقابل سرمایه گذاری در داراییهای واقعی) از مشخصات اقتصادهای
توسعه یافته است. توسعهی بازار سرمایه و موسسات مالی پیشرفته، خود موجب تسهیل سرمایه گذاری حقیقی میشود. در حقیقت، دو نوع سرمایه گذاری مالی و واقعی مکمل یکدیگر هستند.
اهمیت قیمت گذاری دارایی های مالی باعث پیدایش تئوریها و مدلهای گوناگون در نیم قرن اخیر شده است. مدل های مارکویتز (۱۹۵۲)، شارپ (۱۹۶۳)، لینتر (۱۹۶۵)، موسین (۱۹۶۶)، راس (۱۹۷۶) و بلاک- شولز (۱۹۷۳) از مهم ترین مدلهای مزبور هستند. طراحی مدلهای پیشرفته و به کارگیری فنآوری اطلاعات، باعث تخمین های متعدد از ریسک و بازده دارایی های مالی شده است. یک دلیل دیگر برای انجام تحقیق حاضر کمک به قیمت گذاری صحیح داراییهای مالی، و مفید بودن تحقیقات جدید در رابطه با بررسی چگونگی تاثیر اطلاعات اقتصادی بر قیمت سهام، است.
تحقیقاتی که اخیراً در آمریکا انجام شده، متضمن تحول بنیادین در درک چگونگی تعیین قیمت گذاری دارایی های مالی است. فاما و فرنچ[۱] (۱۹۹۳) نشان دادند که محدود کردن ریسک سیستماتیک به یک عامل، بر اساس مدل قیمت گذاری دارایی سرمایهای، نمی تواند کمک چندانی به درک سرمایه گذاران وسهامداران کند. بنابراین، توجه به تاثیرگذاری عوامل دیگر از جمله متغیرهای اقتصادی، می تواند حائز اهمیت باشد. این تحقیق در صدد رویکردی است که از مجموعه اطلاعات کلان اقتصادی در این زمینه استفاده کند.
با در نظر گرفتن نقش عمدهی دولت در ادارهی اقتصاد و تصمیم گیری ها و تاثیرگذاری شدید سیاستهای دولت بر بازار سهام، میتوان نتیجه گرفت که مطالعه در بارهی تاثیر عوامل کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، بهره بانکی، نرخ ارز، نرخ رشد نقدینگی و. بر قیمت گذاری های سهام، می تواند راهگشای درک جدیدی در این خصوص باشد، به نحوی که سرمایه گذاران و سهامداران بتوانند اثرات ناشی از تصمیمهای کلان اقتصادی را بر تغییرات شاخص و قیمت سهام پیش بینی کنند.
آنچه در این فصل خواهد امد در یک پاراگراف اشاره شود
۲.۱ – بیان مساله
اعتقاد بر این است که قیمتهای سهام توسط برخی از متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخهای بهره، ارز، و تورم تعیین میشوند. چندین تحقیق انجام شد تا اثر نیروهای اقتصادی را بر بازدههای سهام در کشورهای مختلف نشان دهند. برای مثال، تئوری قیمت گذاری آربیتراژ توسط راس[۲] (۱۹۷۶) چن و همکاران[۳] (۱۹۸۶) برای تشریح تاثیر برخی از متغیرهای کلان اقتصادی بر روی بازدههای سهام در بازارهای سرمایه کشور آمریکا، مورد استفاده قرار گرفت. یافته های آنان نشان داد که تولیدات صنعتی، تغییرات در صرف ریسک و تغییرات در ساختار دورهای[۴]، رابطه مثبتی با بازدههای مورد انتظارسهام، داشتند. این در حالی بود که رابطه نرخ تورم پیش بینی شده و پیش بینی نشده، با بازدههای سهام مورد انتظار، به طورمعنی داری منفی است.
بورس اوراق بهادار ایران نیز در راستای سیاست های کلان اقتصادی دولت، پس از پایان جنگ و برای جلب مشارکت مردم در سرمایه گذاری و سوق دادن سرمایه های راکد و غیر مولد به سوی فعالیتهای مولد اقتصادی و تامین نیازهای مالی بنگاه های تولیدی و به تبع آن تامین کالاهای مورد نیاز جامعه، فعالیت دوبارهی خود را به شکل گستردهتری از سال ۱۳۶۹ آغاز کرد. از آن سال تاکنون به دلیل شرایط اقتصادی پس از جنگ و تاثیر تغییرات حاصل از متغیرهای کلان اقتصادی از جمله نرخ تورم، شاخص بازار سهام شاهد نوسانات زیادی بوده است. اولین دلیل برای انجام تحقیق در مورد تاثیر متغیرهای اقتصادی بر بازدهی سهام و به تبع شاخصهای سهام، این است که می تواند در پاسخگویی به سوال اصلی که شامل چگونگی قیمت گذاری سهام است، اثر گذار باشد. پاسخ به سوال مزبور می تواند بخش عمدهیی از نیاز سرمایه گذاران و سهامداران را برآورده سازد. تردیدی نیست که رفع این نیاز از طریق جهتگیری صحیح تحولات اقتصادی موجب رونق بازار سرمایه می شود، به گونهیی که عرضه و تقاضای وجوه در بازار کارامدتر از گذشته انجام میشود. پدیده توسعه سرمایه گذاری مالی (در مقابل سرمایه گذاری در دارایی های واقعی) از مشخصات اقتصادهای توسعه یافته است. توسعهی بازار سرمایه و موسسات مالی پیشرفته، خود موجب تسهیل سرمایه گذاری حقیقی میشود. در حقیقت، دو نوع سرمایه گذاری مالی و واقعی مکمل یکدیگر هستند.
مطلب دیگر :
اهمیت قیمت گذاری دارایی های مالی باعث پیدایش تئوریها و مدلهای گوناگون در نیم قرن اخیر شده است. مدل های مارکویتز (۱۹۵۲)، شارپ (۱۹۶۳)، لینتر (۱۹۶۵)، موسین (۱۹۶۶)، راس (۱۹۷۶) و بلاک- شولز (۱۹۷۳) از مهم ترین مدلهای مزبور هستند. طراحی مدلهای پیشرفته و به کارگیری فنآوری اطلاعات، باعث تخمین های متعدد از ریسک و بازده دارایی های مالی شده است. یک دلیل دیگر برای انجام تحقیق حاضر کمک به قیمت گذاری صحیح داراییهای مالی، و مفید بودن تحقیقات جدید در رابطه با بررسی چگونگی تاثیر اطلاعات اقتصادی بر قیمت سهام، است.
تحقیقاتی که اخیراً در آمریکا انجام شده، متضمن تحول بنیادین در درک چگونگی تعیین قیمت گذاری دارایی های مالی است. فاما و فرنچ[۵] (۱۹۹۳) نشان دادند که محدود کردن ریسک سیستماتیک به یک عامل، بر اساس مدل قیمت گذاری دارایی سرمایهای، نمی تواند کمک چندانی به درک سرمایه گذاران وسهامداران کند. بنابراین، توجه به تاثیرگذاری عوامل دیگر از جمله متغیرهای اقتصادی، می تواند حائز اهمیت باشد. این تحقیق در صدد رویکردی است که از مجموعه اطلاعات کلان اقتصادی در این زمینه استفاده کند.
با در نظر گرفتن نقش عمدهی دولت در ادارهی اقتصاد و تصمیم گیری ها و تاثیرگذاری شدید سیاستهای دولت بر بازار سهام، میتوان نتیجه گرفت که مطالعه در بارهی تاثیر عوامل کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، بهره بانکی، نرخ ارز، نرخ رشد نقدینگی و. بر قیمت گذاریهای سهام، می تواند راهگشای درک جدیدی در این خصوص باشد، به نحوی که سرمایه گذاران و سهامداران بتوانند اثرات ناشی از تصمیمهای کلان اقتصادی را بر تغییرات شاخص و قیمت سهام پیش بینی کنند.
سؤالات اصلی تحقیق:
اهمیت و ضرورت پژوهش
در مطالعه رفتار عوامل موثر بر بازار و لاجرم اقتصاد بازار، جستجوی متغیر یا متغیرهایی که بتواند ارتباط بخش مالی اقتصاد را با بخش حقیقی اقتصاد توضیح دهد، از اهمیت بسیاری برخوردار است. بازارهای پول و سرمایه به عنوان ارکان بخش مالی، وظیفهی تامین منابع را برای بخش حقیقی اقتصاد بر عهده دارند. کارایی بخش مالی موجب تخصیص بهینه منابع کمیاب به فعالیتهای اقتصادی میشود. تخصیص بهینه منابع به نوبهی خود بهینگی پس انداز و سرمایه گذاری و به تبع رشد اقتصاد ملی، در حدودی نزدیک به ظرفیت های بالقوه اقتصاد را در پی دارد. اقتصاد دانانی نظیر گلداسمیت (۱۹۶۹)، میکنون (۱۹۷۳) و شاو (۱۹۷۳) بر این باور بودند که بازارهای مالی دارای نقش کلیدی در توسعه و رشد اقتصادی هستند. به اعتقاد آنان تفاوت در کمیت و کفیت خدمات ارائه شده توسط موسسات مالی می تواند بخش مهمی از تفاوت در نرخ رشد بین کشورها را بازگو کند.
اهداف پژوهش
بررسی رابطه بلند مدت شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران با متغیرهای کلان پولی است
اهداف فرعی
فرضیه پژوهش
روش تحقیق
روش تحقیق در این بررسی از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گرد آوری اطلاعات توصیفی پیمایشی می باشد زیرا نیاز به تدوین پرسشنامه با بهره گرفتن از شاخصهای اصلی و توزیع آنها در جامعه آماری خبرگان به منظور پاسخ به سوالات تحقیق می باشد .
ابزار پژوهش
به دلیل این که هدف تحقیق بررسی رابطه بلندمدت بین متغیرهای کلان اقتصادی و شاخص بازده نقدی سهام است، و همچنین با توجه به متفاوت بودن درجه جمعی متغیرها، از این رو با بهره گرفتن از نرم افزار Microfit 4 و معیار شوارتز- بیزن، بهترین مدل با وقفه مناسب به وسیله روش (ARDL)، برآورد شده است. معیار شوارتز- بیزن در تعداد وقفهها صرفه جویی می کند. در نتیجه، تخمین از درجه آزادی بیشتری برخوردار خواهد بود.
بررسی رابطه بلند مدت شاخص قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران با متغیرهای کلان پولی است
۹-۲ تفاوت داده و اطلاعات۱۲
۱۰-۲ عناصر اصلی فناوری اطلاعات ۱۳
۱۱-۲ سازمان و فناوری اطلاعات .۱۳
۱۲-۲ ویژگی های سیتم های فناوری اطلاعات۱۴
۱۳-۲کاربرد های فناوری اطلاعات در سازمان.۱۴
۱۴-۲اهمیت اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی.۱۶
۱۵-۲ سیر تکامل فناوری اداری۱۶
۱۶-۲ تعریف اتوماسیون اداری.۱۷
۱۷-۲ مزایا و معایب اتوماسیون اداری.۱۷
۱۸-۲ اهداف سیستم های فناوری .۱۸
۱۹-۲ فناوری اطلاعات و توانمندی سازی کارکنان .۱۹
۲۰-۲ فناوری اطلاعات و کنترل در سازمان ۱۹
۲۱-۲ فناوری اطلاعات و مشکلات پیش روی آن. ۲۰
۲۲-۲معیارهای ارزیابی فناوری اطلاعات.۲۳
۱-۲ بخش دوم رضایت ارباب رجوع ۲۴
۲-۲ تاریخچه توجه به رضایت ارباب رجوع.۲۵
۳-۲ ارباب رجوع و اهمیت رضایت ارباب رجوع.۲۶
۴-۲ مدیریت ارتباط با مشتری۲۷
۵-۲ انواع نیازهای ارباب رجوع.۲۹
۶-۲ نقش کارکنان در رضایت ارباب رجوع۲۹
۷-۲عوامل تعیین کننده رضایت ارباب رجوع.۳۰
۱-۲ بخش سوم پیشینه تحقیق ۳۰
۲-۲تحقیقات داخلی ۳۰
۳-۲ تحقیقات خارجی .۳۲
فصل سوم روش شناسی تحقیق .۳۴
۱-۳ مقدمه .۳۵
۲-۳روش تحقیق ۳۵
۳-۳ جامعه آماری .۳۵
۴-۳ روش نمونه گیری.۳۶
۵-۳ نمونه آماری ۳۶
۶-۳متغیرهای تحقیق ۳۸
۷-۳ابزار اندازه گیری . ۳۸
۸-۳ روایی و پایایی ابزار اندازه گیری . ۳۹
۹-۳ روش جمع آوری اطلاعات . ۳۹
۱۰-۳ شیوه ی تجزیه و تحلیل اطلاعات ۳۹
فصل چهارم یافته های تحقیق ۴۰
۱-۴مقدمه ۴۱
۲-۴ یافته های توصیفی۴۲
۳-۴ یافته های استنباطی۴۳
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۵۰
۱-۵ مقدمه۵۱
۲-۵نتیجه گیری ۵۱
۳-۵ محدودیت های تحقیق ۵۳
۴-۵ پیشنهادات .۵۳
۱-۴-۵پیشنهادات کاربردی .۵۳
۲-۴-۵پیشنهادات پژوهشی ۵۳
منابع و مآخذ .۵۴
پیوستها .۶۱
چکیده انگلیسی ۶۷
۱ مقدمه
عصر حاضر را عصر اطلاعات لقب داده اند، این نامگذاری به این دلیل است که امروزه اطلاعات به جزء تفکیک ناپذیر زندگی بشر تبدیل شده است. رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در جامعه امروز به حدی سرعت گرفته است که میزان توجه به آن را مهمترین شاخص توسعه یافتگی برای کشور های در حال توسعه در نظر گرفته اند و معتقدند که عصر حاضر دنیای متفاوتی خواهد بود که راهبردی آن را فناوری اطلاعات برعهده خواهد داشت(حلاج، ۱۳۸۴،ص۱۲) .افزایش رقابت،استمرار کوچک سازی،سطوح عملکرد بالا،جهانی سازی و آزاد سازی مثالهایی از تغییرات وسیعی هستند که امروزه اکثر سازمانها با آن روبرو بوده و مجبور به شکل دهی دوباره و سازماندهی مجدد خود هستند.درعین حال آنها باید از سلسله مراتب وظیفه ای به سازمانهای شبکه ای و منعطف با عملکرد بالا مبدل شوند.سازمانها به منظور چیره شدن بر این چالشها نیازمند توجه به فناوری اطلاعات بعنوان یک عامل تعیین کننده هستند که از آن نه فقط بمنظور تقویت اثر بخشی و کارآیی عملیاتی بلکه درجهت پاسخگویی سریعتر و مستمر به نیازهای مشتریان و فشارهای رقابتی و عرضه مطلوبتر از طریق تعدد کانالهای توزیع و افزایش توانایی در ارتباط برقرار کردن با مشتریان،عرضه کنندگان،و دیگر سهامداران باید استفاده شود . در نیم قرن اخیر، سازمانهای مدرن سرمایه گذاری روی فن آوری اطلاعات را افزایش داده اند، زیرا عقیده دارند که فناوری اطلاعات تاثیر مثبتی روی عملکرد سازمانی دارد و عملکرد سازمانی اثربخش بر رضایت مشتریان تاثیر می گذارد و درنهایت باید متذکر شد که امروزه کاربرد فناوری اطلاعات یک ویژگی مشترک بافتهای سازمانی است. درحال حاضر فناوری اطلاعات خود را به عنوان یک عامل حیاتی در موفقیت تعداد بی شماری از سازمانها نشان می دهد(شهرستانکی،۱۳۸۵،ص۱۶). بنابراین انجام تحقیقات و پژوهشهای مختلف در زمینه تحلیل اثرات کاربرد فناوری اطلاعات بر رضایتمندی افراد به
مطلب دیگر :
پایان نامه درباره اعتبارات اسنادی:مقررات ملّی اعتباراسنادی
منظور بهبود عملکرد سازمانی و کاستن از پیامدهای نامطلوب احتمالی در رابطه با استفاده کورکورانه سازمانها از این تکنولوژی نوین لازم و ضروری می نماید که پژوهش حاضر نیز در راستای جامعه عمل پوشاندن به چنین ضرورتی صورت می گیرد
۱-۲ بیان مسئله
امروزه در عصر جهانی شدن با پیشرفت دانش تکنولوژی، سرعت در ارتباطات و تغییر و تحولاتی که در ارزشها و فرهنگ ها، انتظارات و مطالبات سیاسی، ملتها ایجاد کرده، موجب تحولات ادرای شده است.تغییر سلیقه ها، خواسته ها و توقعات شهروندان، سبب شده که تحول از امری درون زا به امری برون زا تبدیل شود و رضایتمندی ارباب رجوع به عنوان یکی از معیار های اصلی و اساسی بهبود عملکرد سازمانها مد نظر قرار گیرد(خاکی،۱۳۸۱،ص۲۶). اگر چه پیشرفت فناوری اطلاعات خود بخود شرط کافی برای نیل به جامعه اطلاعاتی نیست اما یک پیش نیاز ضروری شمرده می شود و کلید چنین پیشرفتی در میزان تفکیک پذیری این فناوریها از زندگی روزمره شهروندان و کاربرد آنها نهفته است. وجود ITسبب می شود که نوع بایگانی از (پرو.نده های کاغذی به پرونده های الکترونیکی)، پاسخگویی، دریافت شکایت، اطلاع رسانی به مشتریان و غیره تغییر و بهبود پیدا کند(منوریان،۱۳۷۸،ص۴۳). همچنین تکنولوژی اطلاعاتی موجب می شود توان سازمان از نظر ثبت کردن، نگه داری و انتقال اطلاعات و غیره افزایش یابد و نیز برمیزان انعطاف پذیری، صحت و دقت و همچنین سرعت عمل آنها تاثیر بگذارد(شهرستانکی،۱۳۸۵،ص۱۹). بسیاری از سرمایه گذاریهای انجام شده بر تکنولوژی اطلاعات در کشورهای جهان سوم به ویژه در کشور ما آنچنان که انتظار داشتیم بهره وری نداشته اند، به طور مثال طی گزارشی که بر اساس تحقیقات گروه استندیش انجام شده و به درستی چاتوس نام گرفت ثابت شد که تقریبا یک سوم پروژه های ITمنافع تعیین شده را بر آورده نمی سازد(یاردلی،۱۳۸۴،ص۲۸). با توجه به این که یکی از استراتژیهای نوین دانشگاه ها طی چند سال اخیر، استفاده گسترده از فناوری اطلاعات است حال باید دید که دانشگاه ارومیه و مسئولان دانشکده کشاورزی تاچه حد توانسته اند استفاده از فناوری اطلاعات را مورد توجه قرار داده و تا چه حد توانسته اند پاسخگوی نیازهای دانشجویان باشند و این که دانشجویان تا چه حد قادر به استفاده از فناوری اطلاعات و ابزارهای فراهم شده مربوط به آن در دانشکده کشاورزی هستند فلذا این امر به عنوان مسئله ای برای محقق مطرح است که در این تحقیق محقق درصدد یافتن پاسخ مناسبی برای آن است و در همین راستا سوالی که مطرح است این است که :آیا استقرار فناوری اطلاعاتی در دانشکده های دانشگاه ارومیه در افزایش رضایت مندی دانشجویان تاثیر گذار بوده است؟ برای پاسخ دادن به این سوال دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه، مورد بررسی قرار گرفته است.
۳-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
امروزه همه کارکنان سازمانی در جمع آوری، نگهداری، پردازش و استفاده از اطلاعات به نحوی مداخله می کنند تا از این طریق پاسخگوی نیازهای مشتریان داخلی و خارجی خود باشند. بدون تردید مهمترین نقش فناوری اطلاعات در سازمانها از میان برداشتن موانع از طریق آسان، فوری، ارزان و بالا بردن اهمیت ارتباط است. فناوری اطلاعات، سازمان را در عمل کارامدتر، اثر بخشتر و رقابتی تر می سازد و از طریق فراهم کردن اطلاعات سزیع و صحیح برای تصمیم گیری در مورد نیازها، ترجیحات و رضایتمندی مشتریان نقش مهمی در مدیریت روابط با آنها ایفا می کند(علاقه بند،۱۳۸۴،ص۷۵ ). تاکنون مقوله رضایت خدمت گیرندگان در نظام اداری کشور کمتر مورد توجه بوده است و دستگاه های اجرایی اغلب بازخوردی از خدمات ارائه شده دریافت نکرده اند. از این رو استفاده از فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات با هدف ایجاد سازمانهای کارا و ارائه خدمات به گونه ای سریع، آسان و مناسب طی چند سال اخیر در اغلب کشورهای جهان مورد توجه کارگزاران قرار گرفته است.درک اهمیت کاربرد فناوری اطلاعات و نقشی که می تواند در اصلاحات ایفا نماید سیاستگزاران جوامع مختلف را برآن داشته است تابا در دستور قرار دادن آن و وضع خط مشی های مرتبط بستر نهادی و اجرایی کاربرد فناو.ری اطلاعات را فراهم آورند(فقیهی،یعقوبی،۱۳۸۳،ص۳۰). ایجاد واستقرار سیستم فناوری اطلاعات گامی موثر در جهت پیاده سازی و دست یابی به اتوماسیون اداری است. بی شک تحقق این امر با ایجاد سهولت در فرایندها و شیوه های انجام کار، علاوه بر ایجاد رضایتمندی در مراجعین سازمانها در طول زمان صرفه جویی های قابل توجهی به همراه می آورد. از این رو اسقرار این گونه سیستم ها می تواند صاحبان فرایندها و متقاضیان آن را منتفع سازد(یار احمدی خراسانی۱۳۸۵،ص۱۲۰). تکنولوژی اطلاعاتی سبب می گردد توان سازمان از نظر ثبت کردن، نگهداری، تجزیه و تحلیل و انتقال اطلاعات به شدت افزایش یابد و بر میزان انعطاف پذیری، صحت و دقت و سرعت عمل آنها اثر بگذارد(دفت،جلد دوم، ۱۳۷۴،ص۵۶۳). با توجه به مطالب مذکور این تحقیق در پی ارائه چارچوبی نظام دار از رابطه بکارگیری فناوری اطلاعات بر رضایت مندی می باشد که آگاهی از نتایج بدست آمده می تواند دانش مدیران و کارکنان را نسبت به اثرات فناوری اطلاعات بر رضایتمندی افزایش دهد.
۱-۴ اهداف تحقیق
هدف کلی:بررسی رابطه بکارگیری فناوری اطلاعات با رضایتمندی دانشجویان دانشکده کشاورزی
اهداف جزئی:
بررسی رابطه ی تجهیز سیستم به فناوری اطلاعات در بخش اداری دانشکده با رضایتمندی دانشجویان
بررسی رابطه ی تجهیز سیستم به فناوری اطلاعات در بخش آموزشی دانشکده با رضایتمندی دانشجویان
۱-۵کاربردهای تحقیق
بهبود خدمات بخش اداری در سیستم تکنولوژی اطلاعاتی به منظور افزایش رضایت دانشجویان
بهبود خدمات بخش آموزشی- علمی درسیستم ITبه منظور افزایش رضایت دانشجویان
۱-۶ فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی: بین بکارگیری فناوری اطلاعات و رضایتمندی دانشجویان دانشکده کشاورزی رابطه وجود دارد
فرضیه فرعی:
۱-۷ متغیرهای تحقیق و تعریف مفهومی و عملیاتی آنها:
متغیر پیش بین: متغیری است که از طریق آن متغیر وابسته تبیین یا پیش بینی می شود(عباس زاده،۱۳۸۵،ص۳۸۷)
متغیر پیش بین این تحقیق فناوری اطلاعات می باشد
متغیر ملاک : متغیری است که محقق بدنبال تشریح یا پیش بینی تغییر پذیری درآن است(همان منبع).
متغیرملاک این تحقیق عبارت است از رضایتمندی دانشجویان دانشکده کشاورزی.
۱-۷-۱تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق:
فناوری اطلاعات: اصطلاح فناوری اطلاعات برای توصیف فنونی به کار می رود که ما را در ضبط ،ذخیره سازی ، پردازش ،بازیابی ، انتقال ودریافت اطلاعات یاری می کند (عالی،۱۳۸۱،ص۶).
تعریف عملیاتی فناوری اطلاعات: نمره ای است که پاسخ دهنده از پاسخ به سوالات(۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۹،۱۱،۱۲،۱۸،۱۹،۲۱،۲۴،۲۵،۲۶،۲۷) پرسشنامه به دست می آورد
اطلاعات: عبارت است ازجریانهایی که مجموعه داناییها را تغییر می دهد(همان منبع ،ص۸).
فناوری: عبارت است از تمامی اشکال فناوری که به منظور پردازش، ذخیره سازی و انتقال اطلاعات دریک قالب الکترونیکی بکار گرفته می شود(همان منبع،ص۸).
۹-۶-۱مشتری های بانک.۱۷
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
۱-۱-۲ مدیریت ارتباط با مشتری۲۰
۲-۱-۲ نظریه های مدیریت ارتباط با مشتری.۲۴
۳-۱-۲ مدیریت دانش.۲۹
۴-۱-۲ نظریه های مدیرت دانش.۳۳
۵-۱-۲ بازاریابی رابطه مند.۳۷
۶-۱-۲ نظریه های بازاریابی رابطه مند.۴۱
۱-۲-۲ پژوهش های مرتبط مدیریت دانش با مدیریت ارتباط با مشتریان۴۳
۲-۲-۲ پژوهش های ارتباط بازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری.۴۶
۲-۲-۲ جمع بندی و ارائه مدل مفهومی تحقیق.۴۸
فصل سوم: فرایند پژوهش
۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری.۵۲
۵-۳ ابزار پژوهش۵۴
۶-۳ روش های تجزیه و تحلیل داده ها۵۶
۷-۳ ملاحظات اخلاقی۵۷
فصل چهارم: یافته های پژوهشی
۱-۱-۴ متغیرهای مورد مطالعه.۵۹
۱-۲-۴ فرضیه اصلی۶۱
۲-۲- ۴ فرضیه فرعی یک۶۱
۳-۲-۴ فرضیه فرعی دو۶۳
۴-۲-۴ فرضیه فرعی سه.۶۶
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری.۶۹
۱-۱-۵فرضیه اصلی.۷۰
۲-۱-۵فرضیه فرعی یک.۷۱
۳-۱-۵فرضیه فرعی دو.۷۳
۴-۱-۵فرضیه فرعی سه۷۵
۱-۲-۵خارج از اختیار محقق.۷۸
۲-۲-۵در اختیار محقق.۷۸
۳-۵پیشنهادات تحقیق۷۹
۱-۳-۵پیشنهادات کاربردی۷۹
۲-۳-۵پیشنهادات پژوهشی.۷۹
منابع
منابع فارسی.۸۱
منابع انگلیسی.۸۳
چکیده انگلیسی ۸۶
چکیده
هدف از این پژوهش تبیین رابطه بین مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری بوده است . روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان بانکهای سپیدان به حجم ۱۰۸ نفر بوده اند، نمونه آماری در این تحقیق منطبق با جامعه اماری ۱۰۸ نفر است به دلیل محدود بودن جامعه آماری از مطالعه موردی استفاده گردیده است .ابزار اندازه گیری پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتریان ، مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند بوده. تحلیل داده ها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری رابطه معناداری وجود دارد.از طرفی بین دو متغیرپیش بین مدیریت دانش و بازاریابی رابطه مند با متغیر ملاک مدیریت ارتباط با مشتری رابطه معنیدار وجود ندارد. همچنین بین ابعاد بیرونی سازی و درونی سازی بامدیریت ارتباط با مشتری رابطۀ مستقیم معناداری وجود دارد و بین اجتماعی سازی بامدیریت ارتباط با مشتری رابطۀ مستقیم معناداری وجود دارد ولی از نتایج آزمون تحلیل واریانس میتوان استنباط کرد که بین ابعاد مدیریت دانش با متغیر ملاک مدیریت دانش رابطه معنیدار وجود ندارد.از طرف دیگر در بین ابعاد بازاریابی رابطه مند تنها فعالیت های فروش و نظارت بر روابط با مدیریت ارتباط با مشتری رابطۀ مستقیم معناداری وجود دارد همچنین از نتایج آزمون تحلیلواریانس میتوان استنباط کرد که تنها بین متغیر پیشبین، نظارت بر روابط و متغیر ملاک مدیریت ارتباط با مشتری رابطه خطی معنیدار در سطح ۰۱/۰ وجود دارد و نظارت بر روابط به طور معنیدار قادر به پیشبینی مدیریت ارتباط با مشتری میباشد.در پایان پیشنهاد می شود مسئولان بانکهای کشور در راستای نهادینه سازی و بهبود مدیریت ارتباط با مشتری از طریق افزایش مدیریت دانش کارکنان اقدام نمایند.
کلید واژهها : بازاریابی رابطه مند ، مدیریت دانش ، مدیریت ارتباط با مشتری
۱-۱ مقدمه
بر خلاف تئوری بازاریابی کلاسیک که هنرش در جذب مشتریان جدید و تأکید آن بیشتر بر انجام معاملات متمرکز بود تا ایجاد رابطه با دیگران، با شدت گرفتن رقابت بین شرکتها در مشتری یابی برای محصولات و خدماتشان و همچنین افزایش قدرت مشتری در دنیای رقابتی امروز، شرکتها دیگر نه تنها باید به دنبال جذب مشتریان جدید باشند، بلکه حفظ و نگهداری مشتریان قبلی و برقراری روابطی مستحکم با آنان را نیز باید مورد توجه قرار دهند.(سلیمانی،۱۳۸۸،ص۸۹)
وارن کیگان[۱] یکی از صاحب نظران علم بازاریابی معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصتها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانه ای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه از رقابت را پیدا کرد.(گیلانی،۱۳۸۹،ص ۱۰۲)
بازاریابی رابطه مند به دنبال برقراری چنان روابطی با مشتریان هدف است که مجدداً در آینده از او (شرکت) خرید کنند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند. بهترین رویکرد جهت حفظ و نگهداری مشتریان این است که رضایتمندی فراوان در مشتری ایجاد کرد و آنچه را برای او ارزش تلقی می شود، مورد توجه قرار داد تا در نتیجه وفاداری او نسبت به شرکت مستحکم شود. مدیریت ارتباط با مشتری نیز در پی ارائه ارزشهای بیشتر برای مشتری و دستیابی به مزایای ملموس و غیر ملموس ناشی از این رابطه است. در دنیای کنونی توجه و عمل به اصول بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک مزیت رقابتی به شمار می رود.
از طرفی بازاریابی رابطه مند تمام گام هایی است که شرکت جهت شناخت و ارائه خدمات بهتر به مشتریان با ارزش خود بر می دارد. بازاریابی رابطه مند، فرایند مستمر جهت شناسایی و ایجاد ارزشهای جدید برای مشتریان است که در آن منافع دو جانبه مورد توجه قرار دارد و این منافع در طول دوره عمر مشتری با او تقسیم می شود.امروزه معاملاتی که تنها بر اثر بخشی عناصر آمیخته بازاریابی تاکید داشت، به سوی بازاریابی مبتنی بر رابطه و برقراری مدیریت موثر ارتباط با مشتری تغییر جهت داده است. طی دو دهه گذشته سازمان های بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافتهاند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است. به علاوه وجود رابطه قوی بین رضایتمندی مشتریان و سودآوری مورد قبول واقع شده و تامین و ارتقای رضایتمندی مشتریان به هدف
مطلب دیگر :
بایگانیهای عمومی - علم سرا - دنیای علم و تکنولوژی
عملیاتی بسیار مهم اغلب سازمان ها تبدیل شده است. محققان، بازاریابی رابطه مند را از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داده اند که یکی از آنها تاکید بر برقراری روابطی بلند مدت و متقابل بین خریدار(مشتری) و فروشنده است.جهانی شدن تجارت و اقتصاد و پویاتر شدن رقابت، نقش مشتریان را در سازمانها تغییر داده است نگاه امروز سازمانها به مشتریان تنها یک مصرف کننده صرف نیست. در دنیای رقابتی امروز مشتریان در کانون اصلی توجه شرکتها قرار دارند و رضایتمندی آنها عامل اصلی کسب مزیت رقابتی سازمانها است. لازمه جلب رضایت مشتریان برآورده ساختن کامل نیازهای آنها و شناسایی دقیق خواستهها، انتظارات، تمایلات، آنها در خرید محصولات است و شرکتها برای کسب مزیت رقابتی باید توجه بالایی به مشتریان و رفع نیازهای آنها (بهتر از رقبا) داشته باشند. (واردی،۱۳۹۱،ص۵۵)
۲-۱ بیان مسئله
دنیای امروز مملو از تغییرات و دگرگونی هاست. تغییر در فناوری،تغییر در اطلاعات، تغییر در خواسته های مردم، تغییر در مصرف کنندگان و تغییر در بازارهای جهانی. اما از مهمترین تغییرات ایجاد شده در صحنه کسب وکار، تغییر در ارزشهای قابل عرضه به خریداران بوده است که به عنوان عامل اصلی موفقیت در سازمانهای فعلی شناخته می شود و سازمانهای پیشرو در هر صنعت موفقیت خود را مدیون توانایی در عرضه و ارائه ارزش بیشتر به خریداران در مقایسه با رقبایشان می دانند( غفاری آشتیانی،۱۳۸۶،ص۵۴).
در چند سال گذشته به دلیل مشکلات مختلف اقتصادی، اجتماعی و دولتی بودن نظام بانکی و مهم تر از همه فزونی میزان تقاضا بر عرضه، همواره بانکهای کشور مشتری مداری و ارکان آن را مورد بی توجهی قرار داده اند و نتوانسته اند به نحو احسن از بازاریابی نوین استفاده نمایند .با توجه به تغییرات محیطی که پیش رو داریم، بانک ها بایستی پیشاپیش به تجهیزنمودن خود، شناسایی نیازها، توقعات مشتریان و همچنین توجه به وضعیت بازار اهمیت قایل شوند، زیرا هر بانکی بتواند زودتر از رقبا این نیازها را شناسایی و برآورده کند درمیدان رقابت پیروز و سرافراز خواهد بود.در سالهای اخیر با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ای است که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات و خدمات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها هر مشتری را تک تک بازاریابی کنیم. دراین رویکرد شخص به شخص، اطلاعات مربوط به هر مشتری مثل خریدهای قبلی، نیازها و خواسته های آنها برای چارچوب دادن به کالاها و خدمات مورد استفاده قرار می گیرند که احتمال پذیرش آن را افزایش دهد( شهرکی وهمکاران،۱۳۹۰،ص۱).
بازاریابی از ابزارهایی است که می تواند رشد درآمدهای بانک را افزایش دهد. بنا به گفته مدیران بزرگ بانک های معروف دنیا فقط ۵درصد از مشتریان بیش از ۸۵ درصد سودآوری بانک ها راتشکیل می دهند. همچنین تحقیقات محققان امور اقتصادی نشان داده که بانک ها با افزایش مشتریان ارزنده و تراز اول خویش وایجاد رضایت موثر در مشتریان به طور بی سابقه ای به سودآوری خود می افزایند. بنابراین شایسته است که در بازار رقابت تنگاتنگ کنونی بانک هاو با توجه به خصوصی شدن تعداد زیادی از بانک های دولتی و همچنین اختلاف ناچیز سود بانکی در بخش جذب منابع ومصارف پایین بانک های دولتی و خصوصی، بانک ها را ملزم می نماید هر چه سریع تر برای حفظ مشتریان خویش،چاره اندیشی نمایند و چاره آن تنها در بازاریابی رابطه مند ومشتری مداری موثر تجلی می یابد. مشتریان امروز فرصت های بیشتری برای مقایسه خدمات در اختیار دارند و مدیریت مالی آنها پیچیده تر شده است. بنابراین روابط خلاق میان مشتریان وبانک ها و مجموعه خدمات با کیفیت و ماهیت خدمات خریداری بعد فکری استراتژی بعداجتماعی فرهنگی ساختاردانش تعامل برنامه بعد فناورانه برنامه کاربردی مدیریت توسعه شده در هنگام خرید به کیفیت تعامل و رابطه بین دو طرف مشتری و کارمند بستگی دارد. قضاوت مشتری در مورد بانک براساس میزان توانمندی بانک در کمک به حل معضلات و توسعه تجارت او استوار است. در کشور ما و اکثر کشورهای پیشرفته دنیاهدف و غایت نهایی انجام سریع امور و عدم اتلاف وقت به عنوان مهم ترین عنصر موفقیت در رقابت کنونی می باشد و مشتریان به عنوان ارکان تعیین کننده ارزش بسیاری زیادی برای تکنولوژی وسرعت و در درجه بعدی تخصص فنی بانک ها قائل هستند.پیشرفت بازاریابی رابطه مند در بانک با پیمودن در جهت توسعه روابط با مشتریان صورت می گیرد. حفظ رابطه با مشتری یک مساله بلندمدت است و به جای نتایج و پیامدهای جاری باید به پیامدهای آتی آن توجه کرد.از سوی دیگر کیفیت رابطه بامشتری با میزان رضایت مشتری سنجیده می شود. (مختاری،۸۷،ص۴۶ )
با توجه به گسترش سیستم های اطلاعات و فناوری، کسب و کار به طور فزاینده ای توانایی جمع آوری مقادیر عظیمی از داده های مشتری در پایگاه داده های بزرگ است. با این حال، بسیاری از بینش های بازاریابی مفید را در ویژگی های مشتری و الگوی خرید خود را تا حد زیادی پنهان و دست نخورده است. تاکید جاری در مدیریت ارتباط با مشتری باعث می شود عملکرد بازاریابی نرم افزار ایده آل منطقه تا حد زیادی از استفاده از ابزارهای داده کاوی برای پشتیبانی تصمیم گیری بهره مند شوند. یک روش سیستماتیک که با بهره گرفتن از داده کاوی و تکنیک های مدیریت دانش پیشنهاد به مدیریت دانش بازاریابی و حمایت از تصمیمات بازاریابی است. این روش می تواند مبنایی برای بهبود مدیریت ارتباط با مشتری باشد. (شاو[۲] وهمکاران ،۲۰۰۱ ، ص ۱۳۷)
مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش هر دو تمرکز بر تخصیص منابع به فعالیت های کسب و کار حمایتی به منظور به دست آوردن مزایای رقابتی. مدیریت ارتباط با مشتری با تمرکز بر مدیریت ارتباط بین یک شرکت و پایه مشتری فعلی و آینده نگر خود را به عنوان کلید موفقیت می داند .(گبرت[۳] وهمکاران ،۱۹۹۷،ص۱۰۷)
همچنین بکارگیری نظریه های سازمان و مدیریت، و مدیریت دانش علاوه بر اینکه باعث بهبود عملکرد سازمانها می شود، باعث افزایش رضایتمندی مشتریان نیز شده است. اینکه مشتریان به عنوان پایه و اساس فعالیتهای سازمانهای خدمت محور و مشتری محوری همچون بانکها قرار دارند، بر هیچکس پوشیده نیست. ازطرفی، مدیریت دانش یکی از عمده ترین عوامل تغییرات سازمان و ارزش آفرینی از دهه ۱۹۹۰ شده است.(رجبعلی بگلو،۱۳۹۱)
لذا دراین پژوهش نیز ما بابررسی دو متغیر مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مندوارتباط آن با مدیریت ارتباط بامشتری هستیم تا با این بررسی تلاشی درجهت برجسته کردن مدیریت ارتباط با مشتری در هرچه بهتر شدن آن در جامعه بکوشیم.
۳-۱ اهمیت و ضرورت پژوهش
از آنجا که در دوران حاضر با افزایش بانکهای خصوصی وافزایش رقابت بین بانکها جهت جذب مشتری وافزایش درآمدزایی نیاز مطالعه در خصوص عناصر مهم مشتری مداری در ایران احساس می شود چراکه باتوجه به محدودیت اختیارات بانکها برای تعیین سودهای بانکی ودیگر خدمات عمده عواملی که می تواند درافزایش درآمد بانکها کمک کند ،مباحث مشتری مداری وازجمله مهمترین این مباحث مدیریت ارتباط با مشتری است .
با توجه به اهمیت روز افزون مشتریان در بانک و بالطبع اهمیت روزافزون مدیریت اثربخش ارتباطات با شتریان، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی توفیق مدیریت ارتباط با مشتری در بانک بسیار مهم تلقی می شود. سازمان هایی که در پیاده سازی و اجرای برنامه ها و سیستم های مدیریت ارتباط با مشتریان موفق بوده اند، مزایای اقتصادی و غیراقتصادی متعددی را کسب نموده اند. این مزایا و منافع به راحتی سرمایه گذاری ها و مخارج انجام گرفته در زمینه توسعه مدیریت ارتباط با مشتریان را پوشش بهبود رضایت مشتریان، ، داده و در بلند مدت فراتر از آن می رود. مزایای یک برنامه موثرافزایش رشد درآمد و دستیابی به مزیت رقابتی به عنوان نتیجه حفظ مشتریان می باشد.
اغلب تمرکز یک سازمان را از سرمایه گذاری زیاد بر مشتریان جدید به حفظ مشتریان موجود تغییر می دهد. اما تعداد کثیری از سازمان ها نیز در پیاده سازی کامل مدیریت ارتباط با مشتریان شکست می خورند و بنابراین قادر به بازگشت سرمایه گذاری های انجام شده در این راستا نمی شوند. بنابراین سرمایه گذاری هایی مانند خرید خدمات مشاوره مدیریت در زمینه طراحی استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریان و مهندسی مجدد فرایندهای کسب و کار، خرید یا توسعه و پیاده سازی ابزارهای فناوری اطلاعات مدیریت ارتباط با مشتریان و آموزش کارکنان و . که برای مدیریت ارتباط با مشتریان ضروری هستند، در صورت عدم موفقیت در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتریان منجر به تحمیل زیان های مالی مستقیم و غیرمستقیم و هزینه فرصت های فراوان به شرکت ها می شود. از این رو شناسایی عواملی که با تمرکز بر آنها، خطر شکست طرح های مدیریت ارتباط با مشتریان را در شرکت ها کاهش می دهد، می تواند تاثیر بسزایی در کسب بازده اقتصادی از سرمایه گذاری های انجام شده در این زمینه داشته باشند.)نعمتی،۱۳۸۴،ص۷۳)
۴-۱ اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف کلی :
تبین ارتباط بین مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری.
۲-۴-۱ اهداف جزیی :
تبییین ارتباط بین مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری.
تبیین ارتباط بین بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری .
اهداف کاربردی:
هدف کاربردی برجسته کردن اهمیت ارتباط با مشتری وانجام تحقیقات مشابه در بانکها
۵-۱ فرضیه های پژوهش
فرضیه اصلی : بین مدیریت دانش وبازاریابی رابطه مند با مدیریت ارتباط با مشتری رابطه معنی داری وجود دارد .
فرضیه های فرعی
۲-۲-۲. نظریه های یادگیری ۱۶
۲-۲-۲-۱.نظریه رفتاری ۱۶
۲-۲-۲-۲. نظریه شناختی ۱۶
۲-۲-۲-۳.نظریه شرطیکردن عامل ۱۷
۲-۲-۲-۴. نظریه یادگیری اجتماعی ۱۸
۲-۲-۳. یادگیری در سازمانها ۱۹
۲-۲-۴.فرایندها و ساختارهای یادگیری در سازمان ها ۲۱
۲-۲-۴-۱.کسب دانش ۲۲
۲-۲-۴-۲.توزیع اطلاعات ۲۲
۲-۲-۴-۳.تفسیر اطلاعات ۲۴
۲-۲-۴-۴.حافظه سازمانی ۲۶
۲-۲-۵.انواع یادگیری سازمانی ۲۸
۲-۲-۵-۱. یادگیری انطباقی ۳۰
۲-۲-۵-۲. یادگیری پیشبینیکننده ۳۲
۲-۲-۵-۳. یادگیری ثانویه ۳۳
۲-۲-۵-۴. یادگیری عملی ۳۳
۲-۲-۶. سطوح یادگیری سازمانی ۳۵
۲-۲-۶-۱.یادگیری فردی ۳۵
۲-۲-۶-۲. یادگیری تیمی و گروهی ۳۶
۲-۲-۶-۳. یادگیری فرابخشی ۳۶
۲-۲-۶-۴. یادگیری سازمانی ۳۶
۲-۲-۷. مدلهای سازمانی به عنوان یک سیستم یادگیری ۳۷
۲-۲-۸. برنامه های یادگیری در سازمانها ۳۸
۲-۲-۹. سازمان یادگیرنده ۴۰
۲-۲-۱۰.مدل های سازمانی تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده ۴۳
۲-۲-۱۱. مدل چرخه یادگیری در سازمان یادگیرنده ۴۹
۲-۲-۱۲. یادگیری سازمانی در مقابل سازمان یادگیرنده ۵۱
۲-۲-۱۳. ویژگیهای سازمانهای یادگیرنده ۵۲
۲-۳. بخش دوم: بهرهوری نیروی انسانی ۵۵
۲-۳-۱. تاریخچه بهرهوری ۵۵
۲-۳-۱-۱. بهرهوری در ایران ۵۸
۲-۳-۱-۲. لزوم توجه به بهرهوری در ایران ۵۹
۲-۳-۲. مفهوم بهرهوری ۶۱
۲-۳-۳. مؤلفههای بهرهوری ۶۲
۲-۳-۴. راهبردهای بهرهوری ۶۴
۲-۳-۴-۱. راهبرد تحول و نوآوری ۶۵
۲-۳-۴-۲. راهبرد بهبود ۶۵
۲-۳-۵. عوامل مؤثر بر بهرهوری ۶۶
۲-۳-۵-۱. عوامل مطرح شده توسط سومانس ۶۷
۲-۳-۵-۲. عوامل مطرح شده توسط پروکپنکو ۶۷
۲-۳-۶. اندازهگیری بهرهوری ۶۸
۲-۳-۶-۱. اندازهگیری بهرهوری کل ۷۱
۲-۳-۶-۲. اندازهگیری بهرهوری عامل سرمایه ۷۲
۲-۴. بخش سوم: سازمان امور مالیاتی ۷۴
۲-۴-۱. تشکیل سازمان امورمالیاتی ۷۴
۲-۴-۲. اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم : ۷۴
۲-۵. بخش چهارم پیشینه تحقیق ۷۷
۲-۵-۱. پیشینه تحقیقات داخلی ۷۷
۲-۵-۲. پیشینه تحقیقات خارجی ۸۰
۳-۱. مقدمه ۸۳
۳-۲. روش پژوهش ۸۳
۳-۲-۱. روش پژوهش برحسب هدف ۸۳
۳-۲-۲. روش پژوهش برحسب روش ۸۳
۳-۳. متغیرهای پژوهش ۸۴
۳-۳-۱. متغیر مستقل ۸۴
۳-۳-۲. متغیر وابسته ۸۴
۳-۴. جامعه آماری مورد بررسی ۸۴
۳-۴-۱. جامعه آماری تحقیق ۸۴
۳-۴-۲. روش نمونه گیری ۸۴
۳-۴-۳. تعیین حجم نمونه ۸۵
۳-۵. روش و ابزار گردآوری داده ها ۸۵
۳-۶. تأیید روایی پرسشنامه ۸۶
۳-۷. تأیید پایایی پرسشنامه ۸۶
۳-۸. روش های آماری ۸۷
۳-۹.خلاصه فصل ۸۸
۱-۱. مقدمه
امروزه اهمیت بهرهورى و لزوم بررسى آن باتوجه به گسترش سطوح رقابت، پیچیدگى تکنولوژى، تنوع سلیقهها، کمبود منابع و سرعت تبادل اطلاعات بر کسى پوشیده نیست. بهرهورى واژهاى است که هم در سطح کلان و هم در سطح خرد مطرح است و طیفى از بهرهورى جهانى تا بهرهورى فردى را شامل مىشود. بهرهوری ازجمله عواملی است که بقاء و دوام سازمانها را در دنیایی پر رقابت فعلی تضمبن می کند. حاکم شدن فرهنگ بهرهوری، موجب استفاده بهینه از کلیه امکانات مادی و معنوی سازمان میشود و دائماً توانها، استعدادها و امکانات بلقوه سازمان شکوفا میشود و بدون اضافه کردن فنآوری و نیروی انسانی جدید میتوان از امکانات، شرایط، توان و قابلیت نیروی انسانی موجود با خاصیت زایشی و خلاقیت در جهت تحقق اهداف سازمان حداکثر بهره را برد. بهرهوری مطلوب با تغییر ساختارها، اضافه کردن فنآوری، تدوین دستور کار و صدور بخشنامه حاصل نمی شود بلکه انسان محور هر نوع بهرهوری فردی- اجتماعی و سازمانی است. در این فصل به بررسی کلیات تحقیق بررسی رابطه بین ظرفیت یادگیری سازمانی و بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی میپردازیم.
۱-۲. بیان مسأله تحقیق
یکی از ابزارهای ارتقاء بهرهوری در سازمانها توانمندسازی کارکنان و به عبارت دیگری افزایش دانش آنها و توجه به یادگیری سازمانی است. یادگیری سازمانی فرایند یافتن خطاها و اشتباهات و رفع و اصلاح آنهاست. یادگیری سازمانی فرایندی است که با کسب دانش و بهبود عملکرد در طول زمان رخ میدهد. یادگیری سازمانی به عنوان یک مزیت رقابتی برای سازمانها مطرح میباشد. تغییرات روزافزون علم، فناوری و تغییرات محیط و پیچیدگیهای آن که هر لحظه حیات سازمانها را تحت تأثیر قرار می دهد، ضرورت توجه به یادگیری سازمانی و ارتقای فنون و مهارت های کارکنان را بیش از پیش مشخص میسازد. بیتوجهی به یادگیری سازمانی موجبات فنا و نیستی افکار و ایدههای جدید میشود که جهت بقاء و پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود، تداوم جریان یادگیری در سازمانها از ضروریات میباشد. توسعه قابلیت یادگیری سازمانی، سازمانها را برای کار کردن در دنیای واقعی کسب و کار با توجه به تغییر پارادایم مدیریت آماده میسازد و قابلیت خود تنظیمی و خود تطبیقی آنها را افزایش و دستیابی به معیارهای کارآمدی سازمانی را در جهت بقاء و پایداری در موقعیت رقابتی مقدور میسازد (نژادایرانی و همکاران، ۱۳۹۰). هدف نهایی سازمان یادگیرنده آن است که به افراد سازمانی بیاموزد چگونه به طور مستمر یادگیری و افزایش دانش را درون سازمان و در فرایندهای کاری، هدف اصلی خود قرار دهند. بسیاری از سازمانها یادگیری حاصل نکرده اند و به تکرار اشتباهات و اتخاذ تصمیمات غیرهوشمندانه میپردازند. مهمتر از همه شیوه های قدیمی فکری که باعث این شکستها میشوند به بحث گذاشته نمیشوند (نادی و همکاران، ۱۳۸۹). بنابراین تحقیق حاضر درصدد پاسخ به این سوال اصلی است که: آیا ظرفیت یادگیری سازمانی ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی امور مالیاتی استان آذربایجان غربی دارد؟
۱-۳. اهمیت و ضرورت تحقیق
مارتین[۱] (۲۰۰۰) به اهمیت یادگیری و نیاز به خلق فرایندهایی که حمایتکننده یادگیری سازمانی و خلق دانش سازمانی هستند تأکید می کند. مارتین عنوان می کند که فرهنگ سازمانی عامل موفقیت سازمانهای یادگیرنده و مدیریت دانش می باشد (نادی و همکاران، ۱۳۸۹). در مورد قلمروی یادگیری سازمانی در مباحث مدیریتی سه سطح متمایز اما مرتبط به هم وجود دارد. سطح اول یادگیری فردی است که اشاره به تغییر مهارتها، بینشها، دانش، گرایشها و ارزشها دارد و از طریق مطالعه شخصی، آموزشهای مبتنی بر فناوری و مشاهده کسب میشود .سطح دوم یادگیری تیمی یا گروهی است و مربوط به افزایش دانش، مهارتها و شایستگیهایی است که به کمک گروهها و با حضور در آنها به دست میآید. سطح سوم، یادگیری سازمانی است این سطح بیانگر قابلیتهای فکری و بهرهوری است که در نتیجه آن بهبود مستمر در سراسر سازمان حاصل میشود. یادگیری در سطح شرکت و سیستمها نه تنها بهترین فرصت را برای بقاء سازمان فراهم می کند بلکه موفقیت آن را نیز رقم میزند. چشم اندازی که یادگیری سازمانی مهیا می کند، چشم انداز مدیریت تغییر با بهره گرفتن از جهشهای سریع است. هر جهش، فرصتی برای یادگیری است و این همان مفهوم بهبود مستمر میباشد. به واسطه یادگیری سریعتر نسبت به رقبا، پیشرفت سازمان نیز تسریع میگردد (جمالزاده و همکاران، ۱۳۸۸).
۱-۴. اهداف تحقیق
مطلب دیگر :
اهداف کلی تحقیق
اهداف کاربردی تحقیق:
۱-۵. روش تحقیق
تحقیق حاضر بر حسب هدف، از نوع کاربردی و برحسب روش در زمره تحقیقات همبستگی قرار میگیرد. روش اجرا بدین صورت است که پس از شناسایی متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق و شاخصهای اندازه گیری آنها، پرسشنامه محقق ساخته تدوین گردیده و پس از جمعآوری اطلاعات، با بهره گرفتن از نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل میشود.
۱-۶. جامعه آماری تحقیق
جامعه آماری این پژوهش کارکنان اداره امور مالیاتی شهرستان ارومیه به تعداد ۴۰۰ نفر میباشند.
۱-۷. سوالات تحقیق
سوال اصلی:
سوالات فرعی:
۱-۸. فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی:
فرضیات فرعی:
فرضیه ۱: سیستمگرایی ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی دارد.
فرضیه ۲: یادگیریگرایی ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی دارد.
فرضیه ۳: کسب دانش ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی دارد.
فرضیه ۴: تسهیم اطلاعات ارتباط معناداری با بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی دارد.
فرضیه ۵: یادگیریگرایی مهمترین بعد موثر بر بهرهوری نیروی انسانی سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی است.
[۱] Mrtine
۱-۱. تعریف مفهومی متغیرهای تحقیق
۲. فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱. مقدمه
در دنیای کنونی امروز شاهد هستیم که خدمات و محصولات درحال فزونی است، بازارها در حال جهانیشدن و فنآوری در حال تغییرات اساسی میباشد. با توجه به این تحولات، یادگیری یکی از دوره های رقابتی برای سازمانهای امروزی محسوب میشود. به علت سطح عملکرد و پیشرفت سریع در دنیای امروز، یادگیری مورد نیاز سازمانها میباشد. هر چند که در بیشتر سازمانها هیچ مسیری برای آن مشخص نشده است. بیشک اینکه کارکنان چه یاد میگیرند درآینده سازمانها تأثیرگذار خواهد بود .یادگیری در سازمانها می تواند از طریق انتشار دیدگاهها، دانش و مدلهای ذهنی اعضای سازمان و بر اساس دانش و تجربه گذشته باشد که این مهم بستگی به ساختار هر سازمان دارد. هر چند یادگیری سازمانها از طریق افراد و گروهها شکل میگیرد، فرایند یادگیری تحت تأثیر مجموعه گستردهتری از متغیرها نیز میباشد.
۲-۲. بخش اول یادگیری سازمانی
۲-۲-۱. مفهوم یادگیری
یادگیری در حقیقت مفهوم بسیار گسترده ای دارد که در قالبهایی چون نگرشهای نو، حل مسأله، کاربرد معلومات در استدلال، تفکّر و . به وجود میآید. به عبارت دیگر یادگیری فرایندی است که در آن رفتارها و پندارهای افراد تغییر مییابد و به گونهای دیگر میاندیشند و عمل می کنند. یادگیری را میتوان این گونه تعریف کرد: “هر گونه تغییرات نسبتاً دائم در رفتار که در ا ثر یک تجربه مستقیم یا غیرمستقیم ایجاد میشود”. بسیاری از محققان معتقدند یادگیری تغییری است که بر اثر تجربه یا آموزش در رفتار موجود زنده پدید میآید. ممکن است این رفتار در کوتاهمدت یا بلند مدت قابل مشاهده باشد. به هر حال، این آموختهها در طول زندگی موجب تغییر در رفتار و بینش یادگیرندگان میشوند.
گرانتهام[۷] اظهار میدارد که یادگیری باعث توانایی پاسخگویی سریعتر و مؤثرتر به محیط پیچیده و پویا میشود. یادگیری همچنین انتشاراطلاعات، برقراری ارتباط، آگاهی و کیفیت تصمیم گیری در سازمانها را افزایش میدهد( گرانتهام، ۲۰۰۲).
از طرفی تغییر در ادراکات، نحوه تفکّر، بهخاطرسپردن و تشخیص افراد در دایره آثار یادگیری قرار میگیرد. سازمان یادگیرنده نیز در فراگیری از همین تعریف تبعیت می کند، بدین معنی که چنین سازمانی در طول زمان میآموزد، تغییر می کند و عملکردهایش متحول میشود. میزان موفّقیت هر جامعه، وابسته به توان یادگیرندگانی دارد که درگیر فرایند یادگیری همیشگی و دائمی هستند.
پس از درک مفهوم یادگیری، موضوعاتی که اساس رویکرد یادگیری را به وجود میآورند باید مورد توجه قرارگیرند: