۱-۷-۳- تعریف مفهومی کمالگرایی. ۱۵
۱-۷-۴- تعریف مفهومی مسئولیت پذیری. ۱۶
۱-۷-۵- تعریف مفهومی نگرانی. ۱۷
۱-۷-۶- تعریف مفهومی سبک رفتاری والدین. ۱۷
فصل دوم: ادبیات پژوهش
۲-۱- مقدمه. ۱۸
۲-۲- اختلال وسواسی- جبری ۱۸
۲-۳- رفتار اجبار وارسی ۲۰
۲-۳-۱- سببشناسی رفتار اجبار وارسی ۲۲
۲-۳-۲- مکانیسم خود- تداومبخش ۲۳
۲-۳-۳- استمرار رفتار اجبار وارسی ۲۴
۲-۴- اختلالات شخصیت ۲۶
۲-۴-۱- ارتباط بین OCD و OCPD . 28
۲-۴-۲- اختلال شخصیت وسواسی- جبری ۳۱
۲-۴-۳- ویژگیهای بالینی OCPD. 34
۲-۵- مدل شناختی OCD. 36
۲-۶- مفهوم مسئولیت پذیری ۴۰
۲-۷- مفهوم کمالگرایی ۴۲
۲-۷-۱- توسعه و تکوین کمالگرایی ۴۳
۲-۷-۲- دیدگاههای غالب کمالگرایی ۴۵
۲-۷-۳- پدیدهشناسی کمالگرایی در OCD 46
۲-۸- مفهوم نگرانی ۴۸
۲-۹- سبک رفتاری والدین. ۵۰
۲-۹-۱- ابعاد شیوه های فرزندپروری ۵۲
۲-۱۰- خلاصه فصل ۵۴
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- مقدمه. ۵۸
۳-۲- طرح پژوهش. ۵۸
۳-۳- جامعه و نمونه آماری. ۵۸
۳-۴- روش نمونه گیری ۵۸
۳-۵- روش اجرا. ۵۸
۳-۶- ابزارهای پژوهش ۵۹
۳-۶-۱- سیاهه وسواس- اجبار مادزلی ۵۹
۳-۶-۲- پرسشنامه باورهای شخصی. ۵۹
۳-۶-۳- پرسشنامه کمالگرایی ۶۰
۳-۶-۴- پرسشنامه مسئولیت پذیری. ۶۱
۳-۶-۵- پرسشنامه نگرانی ۶۲
۳-۶-۶- پرسشنامه کمالگرایی والدین. ۶۲
۳-۷- روش تحلیل داده ها. ۶۳
۳-۸- خلاصه فصل . ۶۳
فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۱- مقدمه. ۶۴
۴-۲- آمارههای توصیفی. ۶۴
۴-۳- تحلیل استنباطی ۶۵
۴-۳-۱- فرضیه۱: میزان کمالگرایی در OCPD بیشتر است. ۶۴
۴-۳-۲- فرضیه۲: میزان مسئولیت پذیری در OCPD بیشتر است. ۶۵
۴-۳-۳- فرضیه۳: میزان نگرانی در OCPD بیشتر است ۶۷
۴-۳-۴- فرضیه۴: سبک رفتاری والدین در OCPD سختگیرانه است. ۶۸
۴-۳-۵- فرضیه۵: میزان کمالگرایی در افراد مبتلا به رفتار اجبار وارسی بیشتر است ۶۹
۴-۳- ۶- فرضیه۶: میزان مسئولیت پذیری در افراد مبتلا به رفتار اجبار وارسی بیشتر است. ۷۱
۴-۳-۷- فرضیه۷: میزان نگرانی در افراد مبتلا به رفتار اجبار وارسی بیشتر است ۷۲
۴-۳-۸- فرضیه۸: سبک رفتاری والدین در افراد مبتلا به رفتار اجبار وارسی سختگیرانه است ۷۳
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- مقدمه. ۷۵
۵-۲- بحث ونتیجه گیری. ۷۵
منابع. ۹۰
پیوستها
فهرست جداول
جداول صفحه
جدول ۲-۱- ملاکهای تشخیصیDSM-IV-TR برای اختلال شخصیت. ۲۸
جدول ۲-۲- ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت وسواسی-جبری. ۳۴
جدول ۴-۲-۱- ویژگیهای دموگرافیک شرکت کنندگان ۶۵
جدول ۴-۳-۱-۱-تحلیل رگرسیون OCPD بر اساس کمالگرایی ۶۴
جدول ۴-۳-۱-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون OCPD بر اساس کمالگرایی ۶۴
جدول ۴-۳-۱-۳-ضرایب بتای متغیر کمالگرایی در OCPD 65
جدول ۴-۳-۲-۱-تحلیل رگرسیون OCPD بر اساس احساسمسئولیت. ۶۵
جدول ۴-۳-۲-۲-تحلیل واریانس نمره رگرسیون OCPD بر اساس احساسمسئولیت. ۶۶
جدول ۴-۳-۲-۳-ضرایب بتای متغیر احساسمسئولیت در OCPD. 66
جدول ۴-۳-۳-۱-تحلیل رگرسیون OCPD بر اساس نگرانی. ۶۷
جدول ۴-۳-۳-۲-تحلیل واریانس نمره رگرسیون OCPD بر اساس نگرانی. ۶۷
جدول۴-۳-۳-۳-ضرایب بتای متغیر نگرانی در OCPD. 67
جدول۴-۳-۴-۱- تحلیل رگرسیون OCPD بر اساس سبک رفتاری والدین ۶۸
جدول ۴-۳-۴-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون OCPD بر اساس سبک رفتاری والدین ۶۸
جدول ۴-۳-۴-۳- ضرایب بتای متغیر سبک رفتاری والدین در OCPD 74
جدول۴-۳-۵-۱-تحلیل رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس کمالگرایی ۶۹
جدول۴-۳-۵-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس کمالگرایی ۷۰
جدول ۴-۳-۵-۳- ضرایب بتای متغیر کمالگرایی در رفتار اجبار وارسی. ۷۰
جدول۴-۳-۶-۱-تحلیل رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس مسئولیت پذیری ۷۱
جدول ۴-۳-۶-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس مسئولیت پذیری ۷۱
جدول ۴-۳-۶-۳- ضرایب بتای متغیر مسئولیت پذیری در رفتار اجبار وارسی ۷۱
جدول ۴-۳-۷-۱- تحلیل رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس نگرانی. ۷۲
جدول ۴-۳-۷-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس نگرانی. ۷۲
جدول ۴-۳-۷-۱- ضرایب بتای متغیر نگرانی در رفتار اجبار وارسی. ۷۳
جدول ۴-۳-۸-۱- تحلیل رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس سبک رفتاری والدین. ۷۳
جدول ۴-۳-۸-۲- تحلیل واریانس نمره رگرسیون رفتار اجبار وارسی بر اساس سبک رفتاری والدین ۷۴
جدول ۴-۳-۸-۳- ضرایب بتای متغیر سبکرفتاری والدین در رفتار اجبار وارسی ۷۴
فهرست اشکال
اشکال صفحه
دیاگرام ۲-۱- شدت و مدت وارسی ۲۳
دیاگرام ۲-۲- عواملی که سبب شکل گیری و تداوم رفتار اجبار وارسی میشوند. ۲۶
دیاگرام ۲-۳- مدل شناختی اختلال وسواسی ـ جبری. ۳۹
دیاگرام ۲-۴- تیپولوژی رفتار والدینی. ۵۳
فصل اول
کلیات پژوهش
۱-۱-مقدمه
اختلال وسواسی-اجباری، یک اختلال اضطرابی ناتوان کننده[۱] است که تقریبا سه درصد از جمعیت را تحت تاثیر قرار میدهد ( کولاد[۲]ا، بلاند[۳] ونیومن، ۱۹۹۴؛ استین[۴]، فرود[۵]، اندرسون[۶]، و والکر[۷]، ۱۹۹۷؛ نقل از آبرامویتز[۸] و همکاران، ۲۰۰۹). این اختلال با وسواسها که به صورت افکار، تصاویر یا تکانههای که ناخواسته و استرس آمیزند و اعمال اجباری و یا فعالیتهای ذهنی که نوعاً به منظور کاهش اضطراب و یا جلوگیری از آسیبی که مربوط به وسواسها هستند، مشخص میشود (راچمن وشافرن[۹]، ۱۹۸۸؛ تالیس[۱۰]، ۱۹۹۵؛ نقل از آبرامویتز و همکاران، ۲۰۰۹). اختلال وسواسی-اجباری یک اختلال ناهمگن[۱۱] با زیرمجموعههای[۱۲] متفاوت است (هندرسون[۱۳] و پالارد[۱۴]، ۱۹۸۸؛ ماتیکس-کولیس[۱۵]، روساریو-کامپوس[۱۶]، لکمن[۱۷]، ۲۰۰۵؛ نقل از رادمسکی[۱۸] و همکاران، ۲۰۱۰). معمولترین زیرمجموعه آن با اجبارهای وارسی مشخص میشود، که در بیش از ۵۰ درصد بیمارانOCD اتفاق میافتد (هندرسون و پالارد، ۱۹۸۸؛ راسموسن[۱۹] و ایسن، ۱۹۸۸؛ استین و دیگران، ۱۹۹۷؛ نقل از رادمسکی و همکاران، ۲۰۱۰)، به علاوه ۱۵درصد جمعیت کلی اجبارهای وارسی سابکلینیکال[۲۰] در مطالعه فوآ وهمکاران (۲۰۰۵؛ نقل از رادمسکی و همکاران، ۲۰۱۰) وارسی شایعترین اجبار بود یعنی ۸/۲۸ درصد بیماران اجبار وارسی و ۵/۲۶ درصد بیماران اجبارهای شستشو، تمیز کردن، را گزارش کردند. افراد با اجبارهای وارسی، این فکر وسواسی را دارند که در انجام یک کار دچار اشتباه خواهند شد و یا کاری را به درستی انجام نخواهند داد، آنها نگران این هستند که این قصورشان موجب آسیب زدن به خودشان و یا دیگران خواهد شد. سپس آنها احساس اجبار برای وارسی می کنند که آیا در واقع کارشان انجام شده و یا آن را به درستی انجام دادهاند (مولر و رابرتز[۲۱]، ۲۰۰۵؛ راچمن وشافران، ۱۹۸۸؛ ودز[۲۲]، وویا[۲۳]، چامبلز[۲۴] و باین[۲۵]، ۲۰۰۲؛ نقل از رادمسکی و همکاران، ۲۰۱۰). گرشونی وهمکاران (۲۰۰۰) تفاوتهای شخصیتی گروهی از وارسیکنندهها را با سایر گروههای اضطرابی مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها نشان داد که وارسیکنندهها از ثباتهیجانی
کمتری برخوردار بوده و وجدان اخلاقی سختگیرتری داشتند. در اغلب اظهارات و تحقیقات بصورت مشترک گفته شده است کمالگرایی، انعطافناپذیری[۲۶]، تعصب، وجدان سختگیر، احساس گناه و مسئولیت که صفات اصلی بیماران وسواسی را تشکیل میدهد، در عین حال جزو مشخصههای اصلی و صفات محوری اختلال شخصیت وسواسی- اجباری نیز میباشد. راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی (انجمن روانپزشکی امریکا[۲۷]، ۱۹۹۴) اختلال شخصیت وسواسی- اجباری را به این صورت تعریف کرده است: الگوی نافذ[۲۸] اشتغال ذهنی با نظم وترتیب[۲۹]، کمالطلبی و کنترل روانی و بینفردی به بهای از دست دادن انعطافپذیری، صراحت و کارآیی[۳۰] که در اوایل بزرگسالی شروع میشود. همچنین در این راهنما ملاک دوم تشخیصی به کمالطلبی، ملاک چهارم به انعطافناپذیری در اموراخلاقی، ملاک ششم به مشخصه تردید و ملاک هشتم به سرسختی و عدم انعطاف بطور مستقیم مربوط هستند. سایر ملاکهای تشخیصی نیز به نوعی با چهار ویژگی فوق در ارتباط هستند. کاپلان وسادوک (۲۰۰۳) نیز خصوصیات اصلی این اختلال را الگوی نافذ کمالطلبی و انعطافناپذیری میدانند. به همین خاطر، بعضی از محققان پیش بینی کردهاند که بین این اختلال شخصیت و اختلال وسواسی- اجباری احتمالاً رابطهای ویژه برقرار است (به عنوان مثال کروج مالیک و منزیس[۳۱]، ۲۰۰۳). مطالعات خانوادگی نیز از وجود ارتباط میان این دو اختلال حمایت می کنند. برای مثال چندین مطالعه اولیه، فراوانی زیاد صفات اختلال شخصیت وسواسی-اجباری را در والدین کودکان مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری گزارش کردهاند (لنان و همکاران، ۱۹۸۹؛ سودو وهمکاران،۱۹۸۹؛ کولز وهمکاران، ۲۰۰۸؛ نقل از نوعی و همکاران، ۱۳۸۹). از طرفی بررسی رابطه بین اختلال شخصیت وسواسی-اجباری و اختلال وسواسی-اجباری همواره مجادله برانگیز بوده است. به عنوان مثال گیبس و اولتمن[۳۲] (۱۹۹۵) نشان دادند که اختلال شخصیت وسواسی-اجباری با زیر گروه وارسی اختلال وسواسی-اجباری در ارتباط است. از سویی، بعضی محققین اعلام کردهاند که هر چند صفات شخصیتی وسواسی-اجباری در نزد مبتلایان به اختلال وسواسی-اجباری فراوانتر از سایر مردم است، اما این بیماران بیشتر از جمعیت عادی دچار اختلال شخصیت وسواسی-اجباری نمیشوند (استکتی[۳۳]،۱۹۹۳؛ بلک وهمکاران، ۱۹۹۲). جنایک (۱۹۹۱؛ نقل از منزیس و داسیلوا[۳۴]، ۲۰۰۳) به این نکته اشاره می کند که دو اختلال به صورت متفاوتی به درمان پاسخ نشان می دهند و اختلال شخصیت وسواسی-اجباری به صورت جزئی ممکن است به درمانهای رفتاری پاسخ نشان دهد. علاوه بر مباحثات نظری بسیار در زمینه ارتباط بین اختلال وسواسی-اجباری و اختلال شخصیت وسواسی-اجباری، حجم فزایندهای از پژوهشها نیز همبودی زیادی میان دو اختلال را آشکار می کنند. برای مثال مطالعات اخیر با بهره گرفتن از معیارهای تشخیصیDSM-IV، نرخ همبودی اختلال شخصیت وسواسی-اجباری را در مبتلایان به اختلال وسواسی-اجباری در حدود ۲۳ تا ۳۲ درصد بر آورد کردهاند (آلبرت، مینا، فرنر، بگتو، ۲۰۰۴؛ پینتو-گویا، گاستیلها، گالهاردو و کانها، ۲۰۰۶؛ ساموئلز و همکاران، ۲۰۰۰؛ کولز، پینتو، مانکبو، راسموسن، ایسن، ۲۰۰۸؛ نقل از نوعی و همکاران، ۱۳۸۹).
۱-۲-بیانمساله
اختلال وسواسی-جبری بوسیله افکار مزاحم، تکراری و استرسزا (وسواسها[۳۵])، و اعمال اجباری[۳۶] که به منظور کاهش استرس و یا جلوگیری از آسیبی که مربوط به وسواسها است، مشخص میشود ( انجمن روانپزشکی امریکا، ۱۹۹۴). معمولاً در کودکی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود و غالباً با سیر مزمن خود تاثیر منفی شدیدی بر کارکرد روانی-اجتماعی و شغلی بیمار دارد ( پاین و مک کلور، ۲۰۰۵؛ کلارک، ۲۰۰۰؛ نقل از توکلی و قاسمزاده، ۱۳۸۵). یکی از ناتوانکنندهترین اختلالات اضطرابی است واز سوی سازمان بهداشت جهانی، علت اصلی ناتوانی برآورد شده است (مورای و لوپز، ۱۹۹۶؛ نقل از کولز-ماتیکس، ۲۰۰۵). دو رویکرد عمده در سببشناسی[۳۷] و درمان اختلال وسواسی-جبری وجود دارد. یکی از این رویکردها، رویکرد روانشناختی است. براساس این دیدگاه OCD اساساً اختلالی در پردازشهای شناختی است، که در آن اشخاص افکار، عقاید، تجسمها، و تکانههای مزاحمی را تجربه می کنند که در آنها ایجاد تشویش کرده و حذفشان مشکل میباشد. توجه به این امر مهم است که افکار مزاحم توسط ۸۰ الی ۹۹% انسانها گزارش میشود و بنابراین، این پدیده روانی باید طبیعی تلقی گردد (بعنوان مثال، ادوارد[۳۸]، و دیکرسون[۳۹]، ۱۹۸۷؛ نیلر[۴۰]، و بک، ۱۹۹۰؛ پارکینسون[۴۱] و راچمن، ۱۹۸۱؛ راچمن و دسیلوا، ۱۹۸۷؛ نقل از استکتی، ۱۳۷۶). به هرحال، در مبتلایان به اختلال وسواسی، افکار مزاحم تشویش بیشتری ایجاد کرده و در مقابله با آن دچار مشکل بیشتری هستند (راچمن و دسیلوا، ۱۹۸۷؛ نقل از همان). مک فال[۴۲] و ولرشیم[۴۳] (۱۹۹۷) بر باورهای نادرست بیماران وسواسی-اجباری تاکید کردهاند به ویژه این فکر که انسان باید در همه زمینهها شایستگی داشته و ناکامی در جامه عمل پوشاندن بر عقاید کمالگرایانه باید تنبیه گردد. چنین باورهای اشتباه که آنها مطرح کردهاند منجر به ادراک نادرست تهدید شده و موجب ترس و نگرانی در مورد انجام دقیق اعمال میگردد ( رید[۴۴]، ۱۹۸۵؛ نقل از استکتی، ۱۳۷۶).
چندین نوع از خطاهای شناختی یا عقاید غیر منطقی که در بیماران وسواسی تا به حال شناخته شده اند، عبارتند از :
۱-خطر/ آسیب – برآورد افراطی خطر یا آسیب، حالت منفی شدید در ارتباط با آسیب و ترس از خطر.
۲-شک / عدم یقین /تصمیم گیری-ادراکها و حافظه شک آلود، مشکل در تصمیم گیری یا تایید آنها، مشکل در طبقه بندی و تمایز.
۳-کمالگرایی – نگرشهای کمالگرایانه
۴-احساس گناه/ مسئولیت/ شرم-احساس مسئولیتافراطی، احساس گناه، شرم درباره افکار یا رفتارها.
۵-تعصب / اخلاق – نگرشهای اخلاقی، قواعد تعصب آمیز (از قبیل عقاید و اعمال مذهبی).
کمالگرایی [۴۵]در سببشناسی، نگهداری و دوره بالینی آسیبشناسیهای روانی ویژه نقش مهمی را بازی می کند ( شفران و همکاران، ۲۰۰۲؛ نقل از محمود علیلو، ۱۳۸۵). تعاریف مختلفی از کمالگرایی وجود دارد، در اصطلاح کمالگرایی به آرزوی شخص جهت دستیابی به معیارهای بالای عملکرد از یکسو و ارزیابیهای انتقادی بیجهت از عملکردهای خویشتن از سوی دیگر اشاره دارد (فروست وهمکاران، ۱۹۹۰؛ نقل از همان). علیرغم اینکه خیلی از محققان به نقش کمالگرایی در آسیبشناسی روانی تاکید کردهاند ولی تحقیقات کمی درباره آن صورت گرفته است (آنتونی[۴۶] و همکاران، ۱۹۹۸). با این همه اکنون کمالگرایی با اختلالاتی همچون بیاشتهایی عصبی، افسردگی، اختلال وسواسی-اجباری و اختلال شخصیت وسواسی-اجباری و پرخوری روانی مرتبط دانسته شده است (شفران و همکاران، ۲۰۰۲؛ نقل از محمود علیلو، ۱۳۸۵). رومه و همکاران (۱۹۹۵) معتقدند که کمالگرایی در توسعه و شکل گیری اختلال وسواسی-اجباری شرط لازم ولی ناکافی است. نظریهپردازان متعلق به دیدگاههای نظری مختلف در این نکته که بیماران وسواسی-اجباری به شدت کمالگرا بوده و از خطر کردن در هراسند، اتفاقنظر دارند (فروست و همکاران، ۱۹۹۳). در نظریه های شناختی اختلال وسواسی-اجباری فرض شده است که کمالگرایی با انواع ویژهای از وسواسها ارتباط دارد (مک فال و ولرشیم، ۱۹۹۷؛ نقل از آنتونی و همکاران، ۱۹۹۸). گرشونی و شر[۴۷] (۱۹۹۵؛ نقل از فروست واستکتی، ۱۹۹۷) دریافتند که وارسیکنندهها[۴۸] در مقایسه با سایر اشکال وسواس نمرات بیشتری را در آزمونهای کمالگرایی به
مطلب دیگر :
دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره حقوق بشر
دست میآورند. این محققان معتقدند که کمالگرایی به وارسیکنندهها کمک می کند تا کنترل بیشتری را بر حوادث بیرونی و زندگی خود داشته باشند. تالیس (۱۹۹۶؛ نقل از فروست[۴۹] واستکتی، ۱۹۹۷) از طبقه خاصی از اجبارهای شستشو[۵۰] صحبت کرده است که در آن رفتار شستشو به عنوان نتیجه عقاید کمالگرایانه و با هدف کاملترین حالت پاکی صورت میگیرد. گرشونی و شر (۱۹۹۵، نقل از گرشونی و همکاران،۲۰۰۰) دریافتند که افراد مضطرب تمایلات کمالگرایانه بیشتری را از افراد غیرمضطرب داشتند و وقتی اجبارهای وارسی با سایر گروههای اضطرابی مقایسه شد، مشخص شد که این اشخاص از کمالگرایی و نگرانی بیشتری نسبت به بقیه گروههای اضطرابی در رنج بودند. آنها همچنین دریافتند که وارسیکنندهها از سایر اشکال اختلال وسواسی-اجباری نیز کمالگراتر ونگرانتر بودند. نظریهپردازان متعلق به دیدگاههای نظری مختلف در این نکته که بیماران وسواسی-اجباری به شدت کمالگرا بوده و از خطر کردن در هراسند، اتفاقنظر دارند (فروست و همکاران، ۱۹۹۳). با توجه به آنکه از کمالگرایی به عنوان یک صفت خاموش در شکل گیری و تداوم اختلالات اضطرابی یاد شده (گرشونی و شر، ۲۰۰۲) و الگوهای رفتار والدینی در ایجاد این نگرش با اهمیت تلقی گشته است ( به عنوان مثال، فروست وهمکاران، ۱۹۹۱) و همچنین به عنوان یکی از نشانه های تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-اجباری درDSM–IV مورد استفاده قرار گرفته است، بعضی از محققین معتقدند که والدین بیماران وسواسی-اجباری دارای ویژگیهای شخصیتی هستند که ممکن است در آینده به ظاهر شدن نشانه های وسواسی-اجباری در فرزندان آنها بیانجامد (هونجو[۵۱] و همکاران، ۱۹۸۹؛ نقل از فروست وهمکاران، ۱۹۹۳). بسیاری از نظریهپردازان، تحول کمالگرایی را محصول تعاملهای کودکان با والدین خود در نظر گرفتهاند (برنز[۵۲]، ۱۹۸۰؛ دریکول، ۱۹۸۲؛ پاچت، ۱۹۸۴) و معتقدند والدین انتقادگر و متوقع ممکن است از طریق انتقاد مستقیم و یا براساس وضع معیارها و انتظارهای بالا نه تنها تمایل به کمالگرایی را در فرزندان افزایش دهند (پاچت، ۱۹۸۴) بلکه به شکل گیری کمالگرایی سازشنایافته در فرزندان خود کمک کنند ( رایس، اشبی وپرسر، ۱۹۹۶؛ فلت[۵۳]، هویت[۵۴] وسینگر، ۱۹۹۵). بسیاری از پژوهشگرانی که والدین بیماران وسواسی-اجباری را مورد بررسی قرار دادهاند آنها را بصورت افرادی کمالگرا (راسموسن[۵۵] و سانگ[۵۶]، ۱۹۸۶؛ هوور[۵۷] و اینسل[۵۸]، ۱۹۸۴؛ نقل از فروست و همکاران، ۱۹۹۱)، و متوقع[۵۹] و انتقادی[۶۰]( استکتی، گرایسون[۶۱] و فوآ، ۱۹۸۵) توصیف کردهاند. شواهد نشان می دهند که وجود الگوهای کمالگرایانه در والدین، همین الگوها را در فرزندان پرورش میدهد. فروست و همکاران (۱۹۹۱) مولفههای مرتبط با مفهوم کمالگرایی را در والدین بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری مورد بررسی قرار دادهاند و دریافتند که تمامی مولفههای کمالگرایی از قبیل متوقع بودن و القایگناه، در والدین بیماران وسواسی-اجباری وجود دارد. در کل نتایج آنها نشان داد که مادران بیماران وسواسی-اجباری متعصب، القاکننده گناه، متوقع، کمعاطفه و کنترل کننده میباشند. پدران این بیماران نیز بیشمحافظتکننده، کمعاطفه و غیرحمایتکننده هستند. فروست وهمکاران (۱۹۹۳) همچنین در یک مطالعه دیگر دریافتند که محافظت افراطی اصلیترین ویژگی بود که افراد دارای افکار وسواسی-اجباری غیربالینی برای توصیف رفتار والدین خود از آن استفاده کردند. گیبس و اولتمن (۱۹۹۵) مادران بیماران وارسیکننده را به عنوان افرادی باریکبین، خردهگیر و متوقع توصیف نمودند. آنها معتقدند که این الگوی مادری، کودکی را پدید میآورد که مرتبا نگران ارتکاب اشتباه از جانب خودش است.
از جمله ویژگیهای شخصیتی که اگر در حد افراط و به شکل غیر منطقی در افراد وجود داشته باشد شخص را برای ابتلا به وسواس مستعد میسازد، مسئولیت پذیری[۶۲] است. مسئولیت پذیری یک الزام و تعهد درونی از سوی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیتهایی که بر عهدهاش گذاشته شده است، میباشد و از درون فرد سرچشمه میگیرد ( نقل از کیانپور و همکاران، ۱۳۸۹). طی دههی گذشته مفهوم مسئولیت پذیری افراطی توجه عمدهای را در آسیبشناسی OCDبه خود جلب کرده است ( راچمن، ۱۹۹۳؛ رومه و همکاران، ۱۹۹۴؛ نقل از محمدی، تاریخ، ؟). نظریه رفتاری-شناختی دلالت بر این دارد که افراد با اختلال وسواسی-اجباری ادراک کاذب مسئولیت پذیری در مورد آسیب زدن به خود و یا دیگران دارند (راچمن، ۱۹۹۳؛ سالکوسکیس[۶۳]، ۱۹۸۵؛ ریچارد، و فرستر، ۱۹۹۵؛ سالکوسکیس و دیگران، ۲۰۰۰؛ نقل از رادمسکی و همکاران، ۲۰۱۰ ). داده های بهدست آمده موافق با این فرضیه است که افکار مرتبط با مسئولیت پذیری در آسیب رساندن یا جلوگیری از آن به خود یا دیگران نقش اصلی را درتداوم و توسعه اجبار وارسی و دیگر اشکال رفتار خنثیسازی درOCD بازی می کند. این افراد اغلب احساس مسئولیت برای امکان پیامدهای منفی که مرتبط با وسواسهایشان است دارند، که منجر به استرسهای قابل توجه و رفتارهای خنثیسازی[۶۴] میشود. مطالعاتی که در آن دانشجویان دواطلب شرکت داشتند، این نتیجه به دست آمد که ادراک کاذب مسئولیت پذیری به طور معنیداری با علائم اختلال وسواسی-اجباری همبسته است (فریستون[۶۵]، داگاس[۶۶]، لتارت، و لادوسور[۶۷]، ۱۹۹۵؛ ویلسون و چامبلس، ۱۹۹۹؛ نقل از رادمسکی و همکاران، ۲۰۱۰)، و اینکه دستکاری ادراک کاذب مسئولیت پذیری اضطراب را افزایش میدهد و رفتارهای وارسی را فرا میخواند ( لادوسور و همکاران، ۱۹۹۵؛ نقل از همان). فریستون، لادوسر، تیمبر و گاگنون[۶۸] (۱۹۹۲؛ نقل از استکتی، ۱۳۷۶) پیشنهاد کردند که احساسمسئولیت ادراک شده و احساسگناه با فعالیتهای اجباری آزمودنیهای غیربالینی در ارتباط است. موضوع اصلی در الگوی شناختی سالکووسکیس، ارزیابی نادرستی است که باعث میشود شخص احساس مسئولیت پذیری اغراقآمیزی نسبت به رویدادهای که به خود شخص یا دیگران آسیب میرساند، داشته باشد. تصور میشود این ارزیابیهای نادرست از فرضهای ناسازگاری ناشی میشوند که در طی زندگی آموخته شده اند ( رکتور، ۲۰۰۱؛ کلارک، ۲۰۰۴ الف؛ نقل از توکلی و قاسمزاده، ۱۳۸۵). تجارب اولیه زندگی و تجربه همزیستی با والدین به شکل گیری ساختار ناکارآمدی از خود و نوعی از جهانبینی میانجامد که فرد را مستعد وسواس می کند ( دورون و کریوس، ۲۰۰۵؛ نقل از همان). در مطالعهای، اثر کمالگرایی واحساس مسئولیت اغراقآمیز در رفتارهای وارسی بررسی شد، در این مطالعه آزمودنیهای که احساس مسئولیت بیشتری داشتند، در مقایسه با گروه دارای احساسمسئولیت کمتر رفتارهای وارسی بیشتری را بروز دادند. گروهی از آزمودنیها دارای احساسمسئولیت زیاد که کمالگرایی بیشتری داشتند، بعد از انجام تکالیف مسئولیت بیشتری را درباره پیآمدهای منفی آن تکلیف گزارش کردند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که گرایشهای کمالگرایانه زیاد می تواند افراد را مستعد برآورد بیش از حد مسئولیت ادراک شده درباره رویدادهای منفی کنند (بوشار[۶۹]، رومه[۷۰] ولادوسور، ۱۹۹۹، نقل از توکلی و قاسمزاده، ۱۳۸۵).
[۱]- disabling
[۲]-kolada
[۳] -Beland
[۴]-Stein
[۵]-Frode
[۶]-Anderson
[۷]-Walker
[۸]-Abramowitz
[۹]- Rachman & Shafran
[۱۰]- Tallis
[۱۱]-heterogenous
[۱۲]- subtypes
[۱۳]-Handerson
[۱۴]-Palard
[۱۵]- Mataix- colis
[۱۶]- Rosario- Campose
[۱۷]- Leckman
[۱۸]- Radomsky
[۱۹] -Rasmussen
[۲۰]-subclinical
[۲۱]-Roberts
[۲۲]- Woods
[۲۳]-Woovia
[۲۴]-Chambelse
[۲۵]-Bine
[۲۶]- rigidly
[۲۷]- American Psychiatric Association
[۲۸]- pervasive
[۲۹]- neatness
۱-۱۰- تظاهرات پرخاشگری درسنین کودکی ۱۲
۱-۱۱- تفاوت جنسیت در پرخاشگری ۱۳
۱-۱۲- اهداف پرخاشگری در کودکان ۱۳
۱-۱۳- پرخاشگری در کودکان پیش دبستانی ۱۴
۱-۱۴- مشکلات کودکان پرخاشگر. ۱۶
۱-۱۵- عوامل پرخاشگری کودکان ۱۷
۱-۱۶- تشخیصهای افتراقی ۲۲
۱-۱۷- درمان پرخاشگری در کودکان ۲۲
۱-۱۸- مسائلی که والدین محترم باید جهت درمان کودک پرخاشگر خود رعایت نمایند: ۲۳
مروری بر مطالعات مشابه. ۲۸
فصل دوم: مواد و روشها ۳۲
۲-۱- بیان مسأله. ۳۳
۲-۲- اهداف. ۳۴
۲-۲-۱- هدف کلی ۳۴
۲-۲-۲- اهداف ویژه ۳۴
۲-۳- فرضیهها ۳۴
۲-۴- تعیین نوع و تعریف متغیرها ۳۵
۲-۵- نوع و روش مطالعه. ۳۵
۲-۶- حجم نمونه. ۳۶
۲-۷-جامعه مورد بررسی ۳۶
۲-۸- معیارهای ورود. ۳۶
۲-۹- معیارهای خروج ۳۶
۲-۱۰- روش جمع آوری داده ۳۶
۲-۱۱- مکان و زمان انجام مطالعه. ۳۷
۲-۱۲- روش اجرا ۳۷
۲-۱۳- روش تجزیه و تحلیل داده ۳۷
مطلب دیگر :
۲-۱۴- محدودیت و شرایط اجرایی ۳۷
فصل سوم: نتایج و یافتهها ۳۹
۳-۱- یافتهها ۴۰
۳-۲- جداول ۴۱
فصل چهارم: بحث ، نتیجهگیری ، پیشنهادات. ۵۷
۴-۱- بحث. ۵۸
۴-۲- نتیجه گیری ۶۶
۴-۳- پیشنهادات. ۶۷
۴-۴- محدودیتها ۶۸
منابع ۶۹
ضمائم ۷۶
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول ۲-۱- متغیرها ۳۵
جدول ۳-۱- میانگین نمره کلی پرخاشگری برحسب جنس ۴۱
جدول ۳-۲- میانگین نمره کلی پرخاشگری برحسب سن ۴۲
جدول ۳-۳- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب جنس ۴۳
جدول ۳-۴- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب سن ۴۴
جدول ۳-۵- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب وضعیت تمایل به تماشای خشونت در تلویزیون ۴۵
جدول ۳-۶- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب وضعیت اشتغال مادر ۴۷
جدول ۳-۷- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب تمایل به خشونت در بازیهای رایانه ای ۴۹
جدول ۳-۸- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب وضعیت والدین از نظرمرگ یا طلاق ۵۱
جدول ۳-۹- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب مدت زمان تماشای تلویزیون ۵۲
جدول ۳-۱۰- میانگین نمره ابعاد پرخاشگری بر حسب مدت زمان بازی با رایانه. ۵۴
جدول ۳-۱۱- ضریب همبستگی پیرسن بین ابعاد مختلف پرخاشگری ۵۶
خرد۱۲ساختار عاملی۱۲رواسازی۱۳اعتباریابی۱۳فصل دوم:مبانی نظری پژوهش مقدمه۱۵ادبیات تاریخی خرد۱۵خرد در میان تمدن های گذشته۱۵خرد در بین النهرین۱۵خرد در مصر باستان۱۶خرد درآیین کنفسیوس۱۶خرد در آیین بودا۱۶خرد در آیین زرتشت۱۷خرد در متون ادبی فارسی۱۸خرد در قرآن۱۸تاریخچه ی شکل گیری مطالعات روانشناختی خرد۱۸نظریه های خرد۱۹مفهوم سازی عامیانه از خرد (نظریه ی ضمنی)۲۰مولفه های اصلی خرد در نظریه ی ضمنی۲۲نظریه رسمی خرد : مفهوم سازی و اندازه گیری۲۲۱- رویکرد تحولی۲۳الف.بر مبنای نظام خود۲۳دیدگاه کارول لیف۲۴دیدگاه لووینگر۲۴دیدگاه بری من۲۵لوونسون۲۶ب.رویکرد تحولی پیاژه۲۷دیدگاه لابووی-ویف۲۷۲- خرد به عنوان نظام دانش۲۸الف.مکتب برلین۲۸ب.نظریه تعادل استرنبرگ۲۹۳- خرد به عنوان ویژگی شخصیت۲۹مدل سه بعدی آردلت۲۹مدل شش عامل براون۳۰مدل پنج عاملی وبستر۳۱مطالعات بین فرهنگی۳۱تفاوت های فردی در مفاهیم ذهنی خرد۳۳مدل مفهومی مکتب برلین۳۴الگوی مفهومی گلوک و بلوک بر مبنای نظریه ضمنی۳۵بلوغ و خودپنداره در خرد مبتنی بر تجارب فردی۳۵تاریخچه ی نظریه پرسش-پاسخ۳۶مفروضه های اساسی نظریه پرسش-پاسخ۳۶نرم افزار مولتی لوگ۳۷مقیاس ۵ عاملی وبستر و تحقیقات انجام شدۀ ویدر این زمینه۳۷جمع بندی۳۸فصل سوم:روش شناختی پژوهش مقدمه۴۱روش پژوهش۴۱شیوه ی اجرای پژوهش۴۱جامعه آماری۴۲روش نمونه گیری وحجم نمونه ها۴۲روش وابزار جمع آوری اطلاعات۴۲روش تجزیه وتحلیل۴۳فصل چهارم:یافته های پژوهش مقدمه۴۵نتایج تحلیل عاملی اکتشافی۴۵نتایج تحلیل عاملی تاییدی۵۲مدل سوال پاسخ برای تحلیل سوالات خرده مقیاس۶۰نتایج اعتبار محتوا۹۶فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری بحث و نتیجه گیری۹۸محدودیت های پژوهش۹۹پیشنهادهای پژوهش۱۰۰فهرست منابع۱۰۱پیوست ها۱۰۶
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامۀ خودارزیابی خرد وبستر است. پرسشنامه خود ارزیابی خرد، توسط ۶۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران با روش نمونهگیری چندمرحلهای خوشهای که بهتصادف انتخاب شده بود ، تکمیل گردید و سپس داده ها توسط نرم افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتههای نهایی تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی مطابق انتظار نبود این نتیجه گویای این است که احتمالاً مقیاس خودارزیابی خرد یک مقیاس پنج عاملی طبق نظر مؤلف نبوده واز ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی مناسبی در گروه نمونه ی فعلی و در جامعه ی ایرانی برخوردار نیست.
کلید واژگان: پرسشنامه خود ارزیابی خرد، روایی، پایایی
کلیات پژوهش
مطلب دیگر :
خرد بهعنوان نمونهای از قدرت انسانی (آسپیناوال[۱] و استادینگر[۲]، ۲۰۰۴، به نقل از وبستر ۲۰۰۷[۳])، مظهر برتری انسان (کرامر[۴] ۲۰۰۰، به نقل از وبستر ۲۰۰۷) و یکی از نیروهای شخصیتی اصلی در نظر گرفته میشود که توسط جنبش روانشناسی مثبتگرا شناساییشده است. (مثل پیترسون[۵] و سلیگمن[۶]، ۲۰۰۴؛ سلیگمن و سیکزنت میهالی[۷]، ۲۰۰۰، به نقل از وبستر ۲۰۰۷). علیرغم جاذبه، ویژگیهای خوب و سرچشمهی کهن آن، بررسیهای روانشناسی در مورد خرد هنوز هم نسبتاً در مرحلهی اولیهی رشد خود به سر میبرد (بالتس، ۲۰۰۵؛ استرنبرگ[۸]، ۱۹۹۰). بهعنوانمثال، بالتز و کانزمن[۹] (۲۰۰۴) اشاره کردند که سخنان طلایی بیشتری نسبت به توشههای تجربی-آزمایشگاهی در پیشینهی روانشناسی خرد یافت میشود .
با آنکه در دورههای مختلف محققان درزمینه هایی مانند فلسفه، علوم سیاسی، الهیات و مردمشناسی، فرهنگی همچنان به خرد توجه داشتند اما کمتر به درک و توافقی جمعی دستیافتهاند. زیرا بیشتر مباحث در باب خرد دوباره از سر گرفته میشد و مفهومسازی و نیز ریشههای تاریخی و کاربرد آن در پرورش آگاهی انسان و پیچیدگیها و ناشناختههای زندگی مورد اصلاح و بازنگری قرار میگرفت. از منظر روانشناسی، دیدگاههای اولیه دربارهی تعریف خرد را میتوان در فرهنگهای لغت پیدا کرد. برای نمونه در مهمترین فرهنگ لغت آلمان خرد بهعنوان بینش و دانش دربارهی خود و جهان قضاوت عمیق در مورد مسائل دشوار زندگی تعریفشده است (گریم ۱۹۸۴، نقل از استادینگر و گلوک،۲۰۱۰). لغتنامهی دانشگاهی وبستر (۱۹۹۷) نیز خرد را قدرت قضاوت درست و جستجوی صحیحترین روش عمل بر پایۀ دانش، تجربه، و فهم و فرهنگ آکسفورد (فولر و فولر،۱۹۶۴ نقل از استودینگروگلوک،۲۰۱۰) نیز آن را قضاوت و مشاوره خوب دربارهی موضوعات دشوار نامشخص زندگی تعریف کرده است. باید توجه داشت که این تعاریف باهوش تفاوت دارد زیرابه حیطه مسائل خاص، یعنی مسائل دشوار زندگی اشاره دارد. از سوی دیگر، قضاوت و مشاوره خوب در موضوعات دشوار زندگی نیاز به هوش ندارد بلکه جنبههای هیجانی، اجتماعی و اخلاقی را نیز دربرمی گیرد (چراغی،۱۳۹۴). روان شناسی آمریکایی رابرت استرنبرگ(۱۹۴۹) در نظریه تعادلی خرد، بر اهمیت به کار گیری هوش برای رسیدن به خوبی و مصلحت عمومی، از طریق تعدیل علایق خود و دیگران تاکید می کند (فرهنگ توصیفی انجمن روانشناسی آمریکا، APA).
با ذکر محدودیتهای موجود در مفهومسازی خرد در واژههای ابتدایی شناختی، (آردلت،۲۰۰۰)، محققان حیطهی خرد را دعوت کرد که «در مورد تعریف صحیح، عملیاتی کردن و اندازهگیری خرد به بحث بنشینید». تلاشهایی برای جبران این کمبود صورت گرفته است (مثلاً آردلت، ۱۹۹۷، ۲۰۰۰، ۲۰۰۳؛ بلوک[۱۰] و گلوک[۱۱]، ۲۰۰۴؛ هلسون[۱۲] و سریواستا[۱۳]، ۲۰۰۲؛ تاکاهاشی[۱۴] و اورتون[۱۵]، ۲۰۰۲؛ وینک[۱۶] و هلسون، ۱۹۹۷، به نقل از وبستر ۲۰۰۷).
کانزمن و بالتس (۲۰۰۳) اشاره میکنند که “میراث عظیم فرهنگی و تاریخی خرد باعث میشود آوردن تعریف روانشناختی جامع و کاربردپذیر کردن این مفهوم سخت شود”. پیترسون و سلیگمن (۲۰۰۴) اضافه میکنند که علیرغم بیش از یک دهه، تحقیقات معاصر در مورد خرد، تعاریف کنونی هنوز هم به میزان زیادی شناختی هستند.
با احترام به نقش ضروری شناخت، بااینوجود تعریف زیر تواناییهای عقلانی را در یک چارچوب بسیار وسیعتر ازجمله ابعاد اجتماعی، انگیزشی، هیجانی و همچنین درون فردی، در هم ترکیب میکند. بهویژه در این مطالعه از تعریف عملی وبستر از خرد استفاده میکند که خرد، شایستگی، کاربرد تجارب حیاتی زندگی برای تسهیل رشد بهینهی خود و دیگران است (وبستر، ۲۰۰۳).
سؤالات پژوهش
بر پایه مسئله، هدفها ومبنای کاربردی مطالعهی حاضر،سؤالهای این پژوهش را میتوان به شرح زیر مطرح ساخت:
تعریف مفاهیم اصطلاحات پژوهش
خرد[۱۷]
در برخی از فرهنگهای لغت خرد عبارت است از بینش و دانش دربارهی خود و جهان و.قضاوت عمیق در مورد مسائل دشوار زندگی (گریم وگریم[۱۸] ۱۹۸۴، نقل از استادینگر و گلوک،۲۰۱۱). لغتنامه دانشگاهی وبستر (۱۹۹۷، ص. ۱۵۳۳) خرد را قدرت قضاوت درست و دنبال کردن صحیحترین روش عمل بر پایهی دانش و فهم و فرهنگ آکسفورد، آن را قضاوت و هدایت درست در موضوعهای دشوار نامشخص زندگی تعریف کرده است (فولر و فولر[۱۹]،۱۹۶۴ به نقل از استادینگرو گلوک، ۲۰۱۰)
تعریف عملیاتی خرد: نمره ای است که شرکت کننده در مقیاس خودارزیابی بدست می آورد.
ساختار عاملی[۲۰]
الگوی روابط بین مؤلفهها و عوامل همپوشی که ساختار مفهومی و عملیاتی یک سازه را تشکیل میدهد. تعداد، چگونگی و ترتیب قرار گرفتن عاملهای یک سازه را ساختار عاملی میگویند. ساختار عاملی از طریق تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل عاملی و تأییدی تعیین میشود (ازخوش وعسگری،۱۳۸۹).
۲-۱-۴ هوش هیجانی ۲۳
۲-۱-۵ تعاریف هوش هیجانی ۲۴
۲-۱-۶ ابعاد هوش هیجانی ۲۷
۲-۱-۷ دیدگاه های هوش هیجانی ۲۹
۲-۱-۸ مدل های هوش هیجانی ۳۱
۲-۱-۹ هوش هیجانی و سلامت ۳۷
۲-۱-۱۰ ثبات هوش هیجانی در طول زندگی ۳۹
۲-۱-۱۱ رابطه هوش هیجانی با سن ۳۹
۲-۲ سلامت روانی ۴۰
۲-۲-۱ تعاریف سلامت روانی ۴۱
۲-۲-۲ رابطه فرهنگ و سلامت روانی ۴۲
۲-۲-۳ نظریه های مربوط به سلامت روانی ۴۳
۲-۲-۴ تعریف شغل. ۵۶
۲-۲-۵ عوامل موثر بر اشتغال مناسب ۵۷
۲-۲-۶ عوامل موثر بر انتخاب شغل. ۶۰
۲-۲-۷ نظریه های انتخاب شغل. ۶۲
۲-۲-۸ فرسودگی شغلی در کارکنان. ۶۶
۲-۲-۹ تعاریف فرسودگی شغلی ۶۸
۲-۲-۱۰ رویکردهای مختلف نسبت به فرسودگی شغلی ۷۰
۲-۲-۱۱ مراحل فرسودگی شغلی ۷۶
۲-۲-۱۲ نشانگان فرسودگی شغلی ۷۸
۲-۲-۱۳ علایم هشدار دهنده فرسودگی شغلی ۸۰
۲-۲-۱۴ عوامل پیش سندرم فرسودگی شغلی ۸۴
۲-۲-۱۵ متغیرهای جمعیت شناختی و فرسودگی شغلی ۸۸
۲-۲-۱۶ عوامل شخصیتی و فرسودگی شغلی ۸۹
۲-۲-۱۷شخصیت نابهنجار در سازمان و محیط کار. ۹۰
۲-۲-۱۸ پیشنهادات برای کنار آمدن با فشار روانی شغلی ۹۲
۲-۳ پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور. ۹۴
۲-۳-۱ پیشینه تحقیقات در داخل کشور. ۹۴
۲-۳-۲ پیشینه تحقیقات در خارج از کشور. ۱۰۰
فصل سوم ۱۰۴
۳-۱ مقدمه. ۱۰۵
۳-۲ طرح پژوهش ۱۰۵
۳-۳ متغیرهای پژوهش. ۱۰۵
۳-۴ جامعه آماری ۱۰۵
۳-۵ حجم و روش نمونه گیری ۱۰۶
۳-۶ ابزارهای تحقیق. ۱۰۶
۳-۶-۱ پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی ۱۰۶
۳-۶-۲ پرسشنامه هوش هیجانی پترایدز و فورنهام. ۱۰۶
۳-۶-۳ پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) 107
۳-۶-۴ پرسشنامه فرسودگی شغلی ۱۰۸
۳-۷ روش اجرای پژوهش. ۱۰۹
۳-۸ روش تجزیه و تحلیل دادهها ۱۱۰
فصل چهارم ۱۱۱
۴-۱ یافته های اصلی تحقیق. ۱۱۲
۴-۱-۱ آمار توصیفی ۱۱۲
۴-۱-۲ آمار استنباطی ۱۱۴
فصل پنجم. ۱۱۷
۵-۱مقدمه. ۱۱۸
۵-۲ فرضیه اول پژوهش. ۱۱۸
۵-۳ فرضیه دوم پژوهش. ۱۲۰
۵-۴ فرضیه سوم پژوهش. ۱۲۲
۵-۵ محدودیت های پژوهش. ۱۲۴
۵-۶ پیشنهادات پژوهشی ۱۲۵
۵-۶-۱ پیشنهادات پژوهشی ۱۲۵
۵-۶-۲ پیشنهادات کاربردی ۱۲۵
منابع. ۱۲۶
پیوست ۱۳۴
فهرست جداول
جدول ۴‑۱فراوانی و درصد متغیرهای جمعیت شناختی نمونه های پژوهش. ۱۱۲
جدول ۴‑۲میانگین، انحراف معیار و واریانس متغیرهای هوش هیجانی، سلامت روانی و فرسودگی شغلی در پرسنل کادر ۱۱۳
جدول ۴‑۳ضریب همبستگی بین هوش هیجانی با فرسودگی شغلی در پرسنل کادر. ۱۱۴
جدول ۴‑۴ ضریب همبستگی بین سلامت روان با فرسودگی شغلی در پرسنل کادر. ۱۱۴
جدول ۴‑۵ضریب همبستگی بین هوش هیجانی با سلامت روان در پرسنل کادر. ۱۱۵
جدول ۴‑۶نتایج تحلیل رگرسیون به روش گام به گام فرسودگی شغلی از روی متغیرهای هوش هیجانی و سلامت روان در پرسنل کادر. ۱۱۵
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روان با فرسودگی شغلی در پرسنل کادر مشغول به خدمت ارتش انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری، شامل کلیه پرسنل کادر مشغول به خدمت ارتش شهرستان اسلام آبادغرب در سال ۱۳۹۳ بود. براساس جدول کرجسی و مورگان (۱۹۷۰) و با روش نمونه گیری تصادفی ساده ۱۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، پرسشنامه هوش هیجانی پترایدز و فورنهام (PFEIQ)، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ- 28) و پرسشنامه فرسودگی شغلی (MBQ- 22) بود. اطلاعات به دست آمده با SPSS-16 و به کمک آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه معنادار (P<0/05) و بین هوش هیجانی و فرسودگی شغلی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (P<0/05). همچنین، بین سلامت روان و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد (P<0/05). نتایج این مطالعه با یافته های پژوهش های پیشین همسو است.
کلید واژگان: هوش هیجانی، سلامت روان، فرسودگی شغلی، ارتش.
مقدمه ی پژوهش
امروزه سازمان ها و افرا شاغل در آن ها از ابعاد دیگری نیز مورد ارزیابی قرار می گیرند و آن بررسی شاخص های سلامت روانی در کاکنان آن و نیز فرسودگی شغلی می باشد. به طور کلی، سلامت سازمانی که شامل سلامت کارکنان آن سازمان نیز می شود، یک نگرش و حرکت جدید در زمینه مدیریت سازمان ها و نیروهای انسانی شاغل در آن ها می باشد.
فرسودگی شغلی نیز از دیگر مفاهیمی است که در سال های اخیر توجه بسیاری از روان شناسان به ویژه روان شناسان صنعتی- سازمانی را به خود معطوف ساخته است. فرسودگی شغلی عبارت است از مجموع شرایط فردی، محیطیی و تنشی که منجر می شود افراد در یک سازمان عملکردی کمتر از حد انتظارات و پتانسیل خود و نیز متوسط سازمان مزبور داشته باشند (جوادی نیا آذری و جوادی نیا آذری، ۱۳۹۲).
در حال حاضر، پژوهش های متعددی وجود دارد که ارتباط بین هوش هیجانی با سلامت روانی، جسمانی و فرسودگی شغلی و سازمانی را نشان می دهند (برادبری و گریوز[۱]، ۲۰۰۳؛ ترجمه گنجی، ۱۳۹۱؛ پور زارعی، ۱۳۸۲). هوش هیجانی در نتایج مربوط به سلامت به طور کلی اثر شدید دارد، به طوریکه با سلامت روانی، همبستگی مثبت و با اختلال های روانی، رابطه ای معکوس دارد (زیندر، ماتئوس و رابرتس[۲]، ۲۰۱۱). مهارت های هوش هیجانی بازگشت به سلامت را سرعت می بخشند (برادبری و گریوس، ۲۰۰۳؛ ترجمه گنجی، ۱۳۹۱).
هوش هیجانی با شناخت فرد از خود و دیگران، ارتباط با دیگران، سازگاری و انطباق با محیط پیرامون که برای موفق شدن در برآوردن خواست های اجتماعی لازم است، ارتباط دارد و یک توانمندی تاکتیکی در عملکرد فردی محسوب می شود، در حالی که هوش شناختی، دارای قابلیتی استراتژیک و دراز مدت است. هوش هیجانی پیش بینی موفقیت را ممکن می سازد، زیرا نشان می دهد که چگونه فرد بلافاصله دانش خود را در موقعیت های مختلف به کار می گیرد. به عبارت دیگر، هوش هیجانی به تفاوت های افراد در ادراک، پردازش، تنظیم و به کارگیری اطلاعات هیجانی اشاره دارد (مویرا و الیور[۳]، ۲۰۰۸).
مایر و سالووی (۱۹۹۷)، معتقدند که هوش هیجانی شامل مجموعه ای از مهارت های بهم پیوسته برای ادراک دقیق، ارزیابی و ابراز هیجان ها، دسترسی یا ایجاد احساسات، به منظور تسهیل تفکر، توانایی فهم هیجان ها و دانش هیجانی و توانایی تنظیم هیجان ها به منظور، رشد هیجانی و عقلانی است. این سازه شناختی دارای چهار مولفه؛ ازیابی و ابراز هیجان خویشتن، ارزیابی و شناسایی هیجان دیگران، تنظیم یا نظم بخشی هیجان در خویشتن و استفاده از هیجان برای تسهیل عملکرد است (مویرا و الیور، ۲۰۰۸).
براساس نظر گلمن[۴] (۱۹۹۵)، هوش هیجانی شامل مجموعه ای از؛ عناصر درونی (میزان خود آگاهی، خود انگاره، احساس استقلال و ظرفیت، خودشکوفایی و قاطعیت) و بیرونی (روابط بین فردی، سهولت در همدلی، و احساس مسئولت) است و به ظرفیت فرد برای قبول واقعیت، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی، توانایی حل مسأله و مقابله با رویدادهای استرس زا اشاره دارد.
پژوهش ها نشان داده اند که هوش هیجانی[۵] (EQ) بیشتر از هوشبهر[۶] (IQ) پیشگویی کننده موفقیت فرد در زندگی است. افرادیکه دارای کفایت هیجانی بالا
مطلب دیگر :
دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : روابط زناشویی
هستند، مهارت های اجتماعی بهتر، روابط دراز مدت پایاتر و توانایی بیشتری برای حل تعارضات دارند. اگر چه انسان ها به دلایل سرشتی و ژنتیکی در تنظیم و ارزیابی هیجانات متفاوت هستند اما یادگیری از طریق آموزش می تواند موجب افزایش توانایی ها و مهارت افراد در هر سطحی که هستند، شود. افراد با کفایت هیجانی بهتر، توانایی بیشتری برای تمرکز بر مشکل و استفاده از مهارت حل مسأله دارند که موجب افزایش توانایی شناختی آن ها خواهدا شد (مایر، سالووی و کارسو[۷]، ۲۰۰۸).
هوش هیجانی می تواند با ایجاد محیطی پویا، موجبات سلامت روانی را فراهم آورد و یادگیری همراه با لذت و همچنین، ارتباط اجتماعی با کنترل احساسات و هیجانات را تسهیل نماید (پور زارعی، ۱۳۸۲).
از زمان ظهور سازه هوش هیجانی در ادبیات روان شناسی، این سازه در حیطه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است و پژوهش های بسیاری نیز نشان می دهند که هوش هیجانی با متغیرهای متعددی از قبیل؛ سلامت جسمانی و روان شناختی، خودکارآمدی، کار و محیط کاری و موفقیت شغلی رابطه دارد (قلتاش، صالحی و بهمنی، ۱۳۹۰).
براساس نتایج پژوهش های گوناگون به طور کلی می توان گفت، افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، می توانند از تمام ظرفیت های وجودی خود استفاده نمایند و محدودیت را به فرصت تبدیل نمایند. یقینا این افراد شخصیت های مثبتی بوده و در زندگی و موقعیت های شغلی صاحب موفقیت هایی خواهند بود که بر سلامت جسمانی و روان شناختی و کیفیت کار آن ها تأثیر خواهد داشت (پور زارعی، ۱۳۸۲).
سلامت روانی[۸] مانند سلامت جسمی، صرفا به معنای نبودن مشکلات یا بیماری نیست. سلامت روانی هم حالات عاطفی و هم، شرایط ذهنی (احساسات و افکار) را در بر می گیرد. سلامت عاطفی معمولا به احساسات و زیر و بم های روحیه اشاره می کند. هر کس ممکن است احساس کند که غمگین، شاد، نگران، هیجان زده، شکست خورد، یا در اوج کامیابی است. گاهی ممکن است همه این احساسات در یک روز به فرد دست دهد. افراد برخوردار از سلامت عاطفی با احساسات و حالات درونی خود در تماس هستند. و می توانند به وجود آن ها اذعان کنند، یا آن ها را بروز دهند (گنجی، ۱۳۹۲).
از جمله ویژگی هایی که یکی از روان شناسان به نام دین شاپیرو[۹] (۲۰۰۰ به نقل از گنجی، ۱۳۹۲) پس از تجزیه و تحلیل مطالعات گسترده درباره سلامت روانی به آن ها اشاره می کند، شامل خصوصیات زیر است:
گوردن آلپورت[۱۰] (به نقل از شولتز و شولتز[۱۱]، ۱۹۹۸؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۹۲) بر این باور است که روان نژندی نتیجه نقص و کمبود سلامت روانی است و انسان های دارای سلامت روان از معیارهایی پیروی می کنند، از جمله؛ توانایی گسترش خویشتن[۱۲] که طی آن افراد سالم به سلامتی و بهزیستی دیگران علاقه دارند.
دومین معیار سلامت روانی، ارتباط یا تعامل فرد با دیگران می باشد. افراد با دیگران صادقانه و صمیمی هستند تا خانواده و دوستانشان.
سومین معیار سلامت روانی، امنیت عاطفی[۱۳] است که، براساس آن شخص بالغ می تواند محرومیت ها و تحریک های غیرقابل اجتناب زندگی را بدون از دست دادن وقار و متانت تحمل نماید.
اهمیت شغل و نقش سرنوشت ساز شغل در ابعاد گوناگون زندگی انسان بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا شغل علاوه براینکه وسیله تأمین هزینه های زندگی است، ارتباط مستقیمی با سلامت جسمی و روانی فرد داشته و زمینه ساز ارضای بسیاری از نیازهای غیرمادی او می باشد. بدیهی است نقش های سازنده ای که برای شغل متصور است، منوط به این است که اولا خصوصیات شغل، متناسب با خصوصیات فرد شاغل بوده و ثانیا، فرد در کارش احساس ارزشمندی، کارآمدی و توانمندی داشته باشد. بی تردید بسیاری از مشاغل، فشارزا می باشند، اما عموما کارکنان سازمان ها می دانند که چگونه با این نوع فشارها کنار آمده و از آسیب های آن مصون بمانند. لیکن بعضی از افراد بنا به تحمل ناپذیر بودن عوامل فشارزا و یا قدرت و توانایی مقابله ضعیف، دائما احساس تنش می کنند. احساس دائمی فشار، اثرات آسیب زای چندی را بر جای می گذارد که در نهایت به “سندرم فرسودگی شغلی” منجر می شود. تحقیقات نشان داده است که فرسودگی شغلی با تنش های روزمره و مهارت های مدیریت احساسات خود و دیگران ارتباط تنگاتنگی دارد. فرسودگی شغلی همیشه با افسردگی همراه است و شخص در ارتباط با همکاران محل کار و یا بستگان دچار منفی بافی و یا حتی دشمنی می شود.
معمولا حقوقدانان، افراد شاغل در خدمات درمانی، نظامیان- به ویژه در شرایط اضطراری مانند آماده باش ها- و سایر مشاغل خدماتی دائما در معرض خطر فرسودگی شغلی هستند. حرفه های قانون مدار و بسیار نظامند از قبیل مشاغل نظامی به عنوان یکی از تنش زاترین مشاغل می تواند بر سلامت روان شناختی پرسنل و به دنبال آن خانواده های آنان تأثیر گذارد. همچنین، در رابطه با مشاغل نظامی عواملی مانند؛ فشار زیاد کاری، حقوق ماهیانه نسبتا ناچیز با توجه به درآمد سایر کارمندان شاغل در بخش های دولتی و خصوصی و وضعیت تورم های صعودی در اقتصاد جامعه، برنامه های متعدد نظامی، کنترل های شدید مقامات بالا و فرماندهی، جابجایی های متعدد و بدون برنامه ریزی های خاص در محل سکونت آنها، احساس فشار ناشی از رعایت اصول ناشی از کار از قبیل عدم افشای برخی اطلاعات، مصاحبت با افراد تعریف شده، محدودیت های شدید در رفت و آمدهای خانوادگی و مراسمات و جشن ها و . به نظر می رسد در ایجاد تنش روانی و متعاقب آن فرسودگی شغلی نقش دارد.
یک تفاوت عمده بین کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه نظیر ایران وجود دارد، درحالی که دولت و مردم در کشورهای توسعه یافته کاملا آماده اند تا با چالش ناشی از شغل و پیامدهای مثبت و منفی مرتبط با آن (مانند فرسودگی شغلی، سلامت روانی کاکنان و . ) مواجه شوند، اغلب کشورهای درحال توسعه حتی از این پدیده و گرفتاری های بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی آن آگاه نیستند.
کارمندان بخش های دولتی و خصوصی و به ویژه کارکنان بخش های نظامی در کشورهای در حال توسعه اغلب از خدمات چشمگیری در زمینهی بهداشت روانی برخوردار نیستند. تأمین بهداشت روانی این گروه نیازمند دانستن اطلاعاتی در زمینه مشکلات بهداشت روانی آنها میباشد. مسائل ناشی از اشتغال و پیامدهای آن (یعنی فرسودگی شغلی و مشکلات روانی کارکنان و ارتقای بهره وری در محیط های کار) در این گروه از کارکنان و اتخاذ سیاستگذاری های صحیح در مورد آن ها در حال حاضر به یک نگرانی مشترک جهانی تبدیل شده است. به منظور تعیین و انتخاب مناسبترین و بهترین برنامه ریزی و سیاستگذاری باید اطلاعاتی کامل، دقیق و صحیح در زمینه مسائل کارکنان محیط های نظامی در اختیار داشت. ایجاد هر نوع تغییر در ارائه خدمات به این قشر از جامعه میبایست بر مبنای اطلاعات و آمارهای کامل و صحیح انجامپذیرد که قسمت اعظم این اطلاعات از طریق هدایت پژوهش های علمی و کاربردی در زمینه تبعات فردی، اجتماعی و بهداشتی اشتغال آنها به دست خواهند آمد.
از آنجا که در جامعه کنونی ما (ایران) اغلب نوجوانان و جوانان بنا به دلائل مختلف از قبیل نبود شغل و . به استخدام نیروهای مسلح و اشتغال در نهادهای نظامی در می آیند (با اذعان به سن ۱۹ الی ۲۵ سالگی که در معرض بیماری های خاص روان شناختی از قبیل افسردگی، اسکیزوفرنی، خواب، اضطراب ها، سوءمصرف مواد مخدر و هستند) و نیز، جمعیت قابل توجهی از افراد که با رده های سنی مختلف شاغل به مشاغل نظامی هستند، فرسودگی شغلی در سازمان ها می تواند هزینه بردار باشد و خسارت های جانی، مالی، اجتماعی و بهداشتی فراوانی به بار آورد و با اذعان به اینکه، تاکنون پژوهش جامعی در زمینه مذکور در داخل کشور انجام نگرفته است، لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین هوش هیجانی و سلامت روان با فرسودگی شغلی در پرسنل کادر مشغول به خدمت ارتش انجام شد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش هیجانی و سلامت روان با فرسودگی شغلی در پرسنل کادر مشغول به خدمت ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۳ می باشد.
۲-۲-۸-نظریه های سبب شناسی اختلالات رفتاری۳۰
۲-۲-۸-۱-نظریه بیولوژیکی- فیزیولوژیکی.۳۰
۲-۲-۸-۲-نظریه های روان تحلیلی(روانکاوی).۳۱
۲-۲-۸-۳-نظریه رفتار گرایی۳۱
۲-۲-۸-۴-نظریه شناختی۳۲
۲-۲-۸-۵-نظریه خانواده درمانگران۳۲
۲-۲-۹- عوامل موثر در بروز اختلالات رفتاری.۳۳
۲-۲-۹-۱-عوامل ژنتیکی وزیستی۳۳
۲-۲-۹-۲-عوامل خانوادگی۳۴
۲-۲-۹-۳-عوامل اجتماعی – فرهنگی.۳۸
۲-۳-۱-مبانی نظری مربوط به شخصیت والدین.۴۰
۲-۳-۲-طبقه بندی تعاریف شخصیت۴۰
۲-۳-۳-ﺷﺨﺼﯿﺖ۴۰
۲-۳-۴-دﯾﺪﮔﺎﻫﻬﺎﯾﯽ درﺑﺎره ﺷﺨﺼﯿﺖ ۴۱
۲-۳-۴-۱-دﯾﺪﮔﺎه رواﻧﮑﺎوی ۴۲
۲-۳-۴-۲- دﯾﺪﮔﺎه ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﯾﺎ روﯾﮑﺮد رﻓﺘﺎری ۴۳
۲-۳-۴-۳-دﯾﺪﮔﺎه ﮔﺮاﯾﺸﯽ .۴۳
۲-۳-۴-۴- دﯾﺪﮔﺎه ﭘﺮدازش اﻃﻼﻋﺎت ۴۴
۲-۳-۴-۵-دﯾﺪﮔﺎه ﺻﻔﺎت .۴۴
۲-۳-۵-ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی ﺷﺨﺼﯿﺖ .۴۴
۲-۳-۵-۱-ﺑﻘﺮاط و ﺟﺎﻟﯿﻨﻮس۴۵
۲-۳-۵-۲-ﮐﺮﭼﻤﺮ .۴۵
۲-۳-۵-۳-وﯾﻠﯿﺎم ﺷﻠﺪون .۴۶
۲-۳-۵-۴-زﯾﮕﻤﻮﻧﺪ ﻓﺮوﯾﺪ ۴۷
۲-۳-۵-۵-آﯾﺰﻧﮏ .۴۷
۲-۳-۶-ﻣﺪل ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ۴۸
۲-۴- پیشینه تحقیق.۵۲
۲-۴-۱-تحقیقات داخلی۵۲
۲-۴-۲- تحقیقات خارجی ۵۴
فصل سوم: روش تحقیق
۱-۳-مقدمه .۵۹
۲-۳- روش تحقیق ۵۹
۳-۳-جامعه آماری.۵۹
۳-۴- نمونه مورد مطالعه، حجم نمونه، روش نمونه گیری۵۹
۳-۵- ابزار جمع آوری داده ها و روایی پایایی ۶۰
۳-۶-روش اجرای پژوهش.۶۳
۳-۷-روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها ۶۲
۳-۸-ملاحظات اخلاقی.۶۲
فصل چهارم :تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱ توصیف دادهها.۶۵
۴-۱-۱ توصیف شاخصهای دموگرافیک ۶۵
۴-۱-۲ توصیف کمی متغیرهای تحقیق.۶۸
۴-۲ تحلیل دادهها ۶۹
۴-۳ مدل های نهایی تحقیق۸۸
۴-۴ خلاصه فصل.۸۳
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱-مقدمه۸۵
۵-۲-نتایج پژوهش۸۵
۵-۳- بحث و نتیجه گیری.۸۹
۵-۴-محدودیت های تحقیق.۹۱
۵-۵- پیشنهادات کاربردی.۹۲
۵-۶- پیشنهادات پژوهشی.۹۲
منابع فارسی.۹۳
منابع غیر فارسی۹۸
ضمائم.۱۰۲
پیوست ها۱۰۷
چکیده انگلیسی.۱۱۱
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول ۱-۲ ﺗﻮﺻﯿﻒ اﺑﻌﺎد ﭘﻨﺠﮕﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ
جدول ۴-۱ توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس جنسیت .۶۷
جدول ۴-۲ توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس سن .۶۸
جدول ۴-۳ توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس تحصیلات۶۹
جدول ۴-۴ مقادیر شاخصهای توصیفی در خصوص متغیرهای تحقیق ۷۰
جدول ۴-۵ مقادیر شاخصهای توصیفی ویژگی های شخصیتی در دو گروه پدر و مادر۷۰
جدول ۴-۷ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان پسر.۷۶
جدول ۴-۸ خلاصه مدل ضریب همبستگی ویژگی های شخصیتی پدر و اختلال رفتاری کودکان پسر۷۶.
جدول ۴-۹ تحلیل واریانس ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان پسر۷۷
جدول ۴-۱۰ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان پسر۷۷
جدول ۴-۱۱ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان دختر.۷۸
جدول ۴-۱۲ خلاصه مدل همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان دختر.۷۸
جدول ۴-۱۳ تحلیل واریانس بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان دختر۷۸
مطلب دیگر :
جدول ۴-۱۴ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی پدر و اختلالات رفتاری کودکان دختر. ۷۸
جدول ۴-۱۵ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان پسر. ۸۰
جدول ۴-۱۶ خلاصه مدل همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان پسر۸۰
جدول ۴-۱۷ تحلیل واریانس همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان پسر.۸۱
جدول ۴-۱۸ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان پسر.۸۱
جدول ۴-۱۹ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان دختر۸۱
جدول ۴-۲۰ خلاصه مدل همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان دختر. ۸۲
جدول ۴-۲۱ تحلیل واریانس همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان دختر۸۲
جدول ۴-۲۲ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی مادر و اختلالات رفتاری کودکان دختر.۸۲
جدول ۴-۲۳ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی والدین و اختلالات رفتاری کودکان۸۳
جدول ۴-۲۴ خلاصه مدل همبستگی بین ویژگی های شخصیتی والدین و اختلالات رفتاری کودکان.۸۴
جدول ۴-۲۵ تحلیل واریانس همبستگی بین ویژگی های شخصیتی والدین و اختلالات رفتاری کودکان۸۴
جدول ۴-۲۶ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی والدین و اختلالات رفتاری کودکان۸۵
جدول ۴-۲۷ ضرایب همبستگی بین ویژگی های شخصیتی والدین و اختلالات رفتاری کودکان۸۵
جدول ۴-۲۸ نتایج آزمون میانگین اختلالات رفتاری کودکان با توجه به سطح تحصیلات والدین . ۸۶
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نگاره ۴-۱ نمودار توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس جنسیت۶۷
نگاره ۴-۲ نمودار توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس سن.۶۸
نگاره ۴-۳ نمودار توزیع فراوانی افراد مورد بررسی بر اساس تحصیلات.۶۹
ضمائم:
نگاره ۴-۴ بافت نگار روان رنجور خویی۱۰۲
نگاره ۴-۵ بافت نگار برون گرایی۱۰۲
نگاره ۴-۶ بافت نگار تجربه پذیری۱۰۳
نگاره ۴-۷ بافت نگار توافق.۱۰۳
نگاره ۴-۸ بافت نگار با وجدان بودن.۱۰۴
نگاره ۴-۹ بافت نگار پرخاشگری۱۰۴
نگاره ۴-۱۰ بافت نگار بی توجهی و رفتارهای بچه گانه.۱۰۵
نگاره ۴-۱۱ بافت نگار گوشه گیری و اضطراب۱۰۵
نگاره ۴-۱۲ بافت نگار اختلالات رفتاری کودکان.۱۰۶
چکیده:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین شخصیت والدین و اختلالات رفتاری کودکان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی والدین و فرزندان آنان در مدارس ابتدایی شهر رودخانه در سال تحصیلی ۹۲-۹۳ که تعدادشان برابر است با ۱۸۰۰نفر (دختر وپسر)می باشد که حجم نمونه ۳۲۰ نفر به روش تصادفی خوشه ای با بهره گرفتن از فرمول کوکران انتخاب گردیدند. این بررسی به روش توصیفی از نوع همبستگی صورت گرفت و جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت فرم کوتاه( کاستا و مک کری ۱۹۹۲) با۶۰ سؤال و پرسشنامه مشکلات رفتاری کودکان (CBCL) با ۲۷ سوال بهره گرفته شد وبرای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چند متغیره به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اختلال رفتاری کودکان( هم دختر و هم پسر) و روان رنجورخویی والدین (پدر و مادر) رابطه مستقیم و معنا دار وجود دارد بین ویژگی شخصیت تجربه پذیری ، توافق پدر و اختلال رفتاری کودکان پسر رابطه معنی دار و معکوس مشاهده گردید و.همچنین بین ابعاد شخصیتی برونگرایی ، توافق ، با وجدان بودن مادر و اختلالات رفتاری کودکان دختر و همچنین بعد شخصیتی تجربه پذیری ، توافق ، با وجدان بودن مادر و اختلالات رفتاری کودکان پسر رابطه معنی دار و معکوس مشاهده گردید.از طرف دیگر نتایج نشان داد که بین دو متغیر سواد والدین و اختلالات رفتاری کودکان رابطه معنی داری وجود ندارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که اختلالات رفتاری دوران کودکی با نوع شخصیت والدین ارتباط دارد.
واژه های کلیدی:آسیب شناسی روانی، اختلال رفتاری ، صفت شخصیتی ، کودک ، والدین
فصل اول:
کلیات
۱-۱ -مقدمه
خانواده یکی از مهمترین واساسی ترین سازمانهایی است که به رشد کودک یاری می دهد ، در خانواده است که کودک نخستین چشم انداز را از جهان پیرامون خود به دست می آورد واحساس وجود می کند همچنین در خانواده است که به آداب ورسوم ملی ، مراسم دینی ، وظایف فردی وحدود اختیارات ومسئولیتها پی می برد ، در واقع روابط صمیمانه ی اعضای خانواده است که در تکوین رشد شخصیت کودک ونوجوان تاثیر می کند (لطفی و وزیری، ۱۳۸۶: ۶۴)
ویژگی های شخصیتی والدین و روش های تربیت کودک، تعیین کننده ی اولیه شخصیت در نوجوانی و بزرگسالی او تلقی می شوند. البته این یک رویکرد یکسویه می باشد که از اثر خصوصیات منحصربه فرد کودک بر دیگران غافل مانده است، لذا امروزه بیشتر روابط دوسویه مطرح می باشد. در یک رویکرد دوسویه ، الگوهای منحصر به فرد رفتاری شخص با تمرکز بر روابط متقابل بین دو فرد تبیین می گردد. تاثیرهای دوسویه به این معنی است که الگوهای مشترک منحصر به فرد از تعامل، عاطفه و ادراک بین دو شخص بیش از اعمال، عواطف و افکار هر یک به تنهایی، بیان می دارند که چه چیزی احتمال دارد بر رشد کودک یا نوجوان اثر بگذارد ( شهریاری،۲۰۰۵: ۲۵۶)
شخصیت، یک سازه ی کلی است که از مجموعه ویژگی های فردی تشکیل می گردد و به سه عامل تفکر، عواطف و رفتارهای بیرونی قابل مشاهده که در تعامل با عناصر محیط ایفای نقش می نماید، اشاره دارد (پروین[۱]، ۲۰۰۵: ۲۵۰)
یکی از مهمترین عوامل محیطی، خانواده است که بعد کارکردی آن در مطالعه های مختلف مورد تامل قرار گرفته است. والدین با رفتارهای خود، آفریننده ی موقعیت هایی هستند که رفتارهای خاص را در فرزندان برمی انگیزند و یا سرمشق هایی را برای الگوسازی در اختیار آن ها قرار داده و یا به تشویق دسته ی خاصی از رفتارها می پردازند (همان،۲۷۳). در سالهای اخیر توجه خاصی نسبت به دو نظریه ی ابعادی اساسی در ساختار شخصیت طبیعی معطوف شده است:
الف-الگوی پنج عاملی که منجر به تهیه ی پرسش نامه تجدید نظر شده ی شخصیت نئو [۲] گردید (کاستا و همکاران،۲۰۰۳: ۱۵۲).